دانشگاه آزاد اسلامی
واحد قوچان
دانشکده علوم انسانی، گروه آموزشی مشاوره
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
گرایش : خانواده
عنوان:
رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش
استاد راهنما:
دکتر هاشم نعمتی
نگارش :
معصومه حسینی
تابستان 1394

اینجانب آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته دررشته مشاوره گرایش که درتاریخ از پایان نامه خودتحت عنوان:” دبستانی باکسب نمره دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد میشوم :
1) این پایان نامه/ رساله حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط این جانب بوده ودرمواردیکه ازدستاوردهای علمی وپژوهشی دیگران ( اعم ازپایان نامه،کتاب،مقاله و…..) استفاده نموده ام،مطابق ضوابط ورویه موجود ،نام منبع مورد استفاده وسایرمشخصات آنرادرفهرست مربوطه ذکرودرج کرده ام.
2) این پایان نامه / رساله قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( همسطح، پایین تر یا بالاتر) درسایردانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعدازفراغت ازتحصیل،قصداستفاده وهرگونه بهره برداری اعم ازچاپ ،ثبت اختراع و…… ازاین پایان نامه داشته باشم،ازحوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذنمایم.
4) چنانچه درهرمقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود،عواقب ناشی ازآنرا میپذیرم و واحد دانشگاهی مجازاست بااینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتارنموده ودرصورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی:
تاریخ وامضاء
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد قوچان
دانشکده علوم انساني ، گروه مشاوره
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد ” M.A”
گرايش :خانواده
عنوان
رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
نگارش :
معصومه حسینی
تابستان 1394
هيات داوران :
1-استاد راهنما دکتر نعمتی امضاء
2-استاد ممتحن دکتر اکبری ارغان امضاء
3-استاد ممتحن دکتر عرب هاشمی امضاء
تقدیم به
این پایان نامه را تقدیم میکنم به فرزندانم و استاد گرامی آقای دکتر هاشم نعمتی كسانی که با دل دریایی یشان و نگاه پر عمق و امیدوارانه واژه ((توانستن)) را در رگهای پر تمنایم دمیدند ..
سپاسگزاری :
سپاس و ستایش خداوند منان را که در کنار نعمت‌های بزرگ خود توفیق فراگیری علم را به من عطا فرمود و مرا یاری نمود تا این رساله را به پایان برسانم و حال که انجام این پژوهش را به یاری خداوند متعال به پایان رسانده‏ام، بر خود لازم می‌دانم که از زحمات خالصانه تمامی افرادیکه به طور مستقیم و غیر مستقیم بنده را مساعدت نمودند، صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم. بی شک بدون مساعدت این عزیزان، همین اندک توفیق نیز حاصل نمی‌گردید.
در ابتدا مراتب تشکر و قدردانی خویش را از استاد گرانقدر جناب آقای دکترهاشم نعمتی که راهنمایی این تحقیق را تقبل نمودند که در این پژوهش با کمال بزرگواری من را همراهی نمودند و بر غنای این پژوهش افزودند.
از استاد محترم داور، که داوری جناب آقای دکتر اکبری و سرکار خانم دکتر عرب هاشمی این تحقیق را پذیرفتند، کمال قدردانی را دارم
چکیده :
هدف از این پژوهش رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد است. جامعه آماری مورد نظر در عبارت از کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان ناحیه 5 شهر مشهد است در سال تحصیلی 1394-93 تحصیل می کند. .با توجه به نمونه ها که وجود دارد تعداد حجم نمونه 250 نفر است.جهت جمع آوری داده ها ازسه ابزار عمده الف )رضایت زناشویی انریچ ب) پرسشنامه سلامت عمومی ج) خود پنداره بک صورت پذیرفت.
نتایج :بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برتوانایی های ذهنی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر کار آمدی شغلی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها جذابیت جسمی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد .بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیبها و حسن ها دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.
کلید واژه: رضایت زناشویی –خود پنداره-سلامت روان-دانش آموزان –دبیرستان –ناحیه5
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1بیان مسله :
ازدواج یکی از مهمترین رویدادهای زندگی انسان محسوب می شود که نه تنها در سلامت جسمی و روانی فرد موثر است بلکه نقش مهمی را در ورود انسان به دوره ی بزرگسالی بر عهده دارد(موسوی،1386).
با ازدواج،خانواده تشکیل می شود و نظام خویشاوندی شکل می گیرد و نسل بقا می یابد ازدواج موفق پایه و بنیان عالی برای ایجاد خانواده شاد و مستحکم است( زابو1،ترجمه میر محمد صادقی1384).
ازدواج سنگ بنای خانواده و پاسخی جامعه پسندانه به یکی از نیازهای اساسی انسان ها برای تداوم نسل بشریت است.لزوم پایداری و تداوم محبت و تعلق انسان ها به یکدیگر از یک سو و حفظ اخلاق و روابط صحیح انسانها با یکدیگر و پرورش در محیط عاطفی سالم خانواده از سوی دیگر ضرورت ازدواج را بیش از پیش آشکار می سازد. و البته آسیب به خانواده به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماع موجب پیامدهای وخیمی در کل ساختار و نظام ارزشی فرهنگی یک جامعه خواهد شد(ثنایی،1375). به طور سنتی و معمول اساس تشکیل خانواده با ازدواج گذاشته می شود.همسر گزینی و پیمان زناشویی هر دو نشانه بالندگی و پیشرفت شخصی اند.گزینش همسر بی گمان یکی از مهمترین تصمیماتی است که در زندگی می گیریم(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی 1380).
ازدواج بیش از هر ارتباط دیگری طرفین را مقید می سازد.همچنین زوجین از حق اشتباه کمتری برخوردارند آنچه دو نفرباید پیش از ازدواج بدانند این است که ازدواج مسأله ای نیست که همه بر آن اشراف داشته باشند.ازدواج قدم گذاشتن در یک شراکت کاری است که معمولا جزئیات نحوه برخورد با مشکلات احتمالی به صورت کتبی ذکر می شود(گلاسر وگلاسر،ترجمه نیکو و برازنده ،1383).
امروزه زندگی انسان ها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی شده است.زندگی زناشویی نیز از این قاعده مستثنی نیست.اهداف،نقش ها ،وظایف و نحوه شکل گیری ازدواج در طول زمان تغییر یافته است(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی،1380).
آنچه مسلم است روابط خوب به سادگی به دست نمی آید،بلکه به دست آوردن آن مستلزم تلاش مداوم و آگاهانه است. جرج لوینگر2 می گوید :آنچه در ایجاد یک رابطه زناشویی خوب یا هر نوع رابطه ی رضایت بخش مهم است،میزان هماهنگی و تناسب شما با همدیگر نیست بلکه مهم آن است که چگونه با ناسازگاری ها مقابله می کنید(کلینکه،ترجمه محمد خانی،1380). فردی که از نظر روانی سالم باشد زندگی زناشویی خوبی را خواهد داشت .زناشویی خوب به معنی آن است که تمام نیازهای روانی و جسمانی جنسی در محیط خانواده تامین شود.سلامت روانی یکی از عوامل مهم در رضایت زناشویی است ). انسان موجودی اجتماعی است و نیاز پیوستگی یکی از نیازهای مهمی است که او را به سمت ارتباط با دیگران سوق می دهد . برایند ارضای نیازهای گوناگون و متعدد زیستی ، روانی ، عاطفی و اجتماعی موجب تمایل به برداشتن اولین گامهای زندگی اجتماعی در انسان گردید ، یعنی زندگی در کنار و همراه با جنس مخالف به ذهن آوردن پیشینه تمایل به جنس مخلف و سوق دادن ذهن به انگیزه این رفتار موید آن است که انسان از ابتدا علاوه بر ارضای نیازهای فیزیولوژیایی در پی ارضای نیازهای ، روانی ، عاطفی و اجتماعی خود نیز بوده است . فرشته فرخ دوست و همکاران (بررسی روابط درون خانواده با تکیه بر موقعیت های اجتماعی و فرهنگی در انسجام خانواده ها ) رضایت مندی زناشویی را اینگونه تعریف می کند : (( رضایت مندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش ها یا احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه اش تعریف می کنند یعنی رضایت مندی زناشویی یک پدیده زناشویی یک پدیده درون فردی از همسر و رابطه است . چنین تعریفی از رضایت مندی زناشویی نشانگر آن است که رضایت مندی یک مفهوم تک بعدی و بیانگر ارزیابی کلی فرد در رباره همسر و رابطه اش است . رضایت مندی زناشویی پیامد توافق زناشویی است و به صورت درونی احساس می شود . اصطلاح توافق زناشویی رابطه مناسب زن و شوهر را توصیف می کند .در رابطه با توافق بالا هر دو زوج به گونه ای رفتار ، تصور ادراک می کنند . که گویا نیازها و انتظارهایشان بر آورده شده و چیزی وجود ندارد که در رابطه شان خلل ایجاد کند .در ازدواج بدون توافق زناشویی مشکلات موجود میان زوجین به حدی زیاد است که آن ها را از احساس بر آورده شدن نیازها و انتظارات باز می دارد اغلب زوج ها جایی بین این دو انتها قرار دارند و زمینه هایی از توافق و نبود توافق را تجربه می کنند .رضایت مندی زناشویی یک مفهوم کلی است که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس می شود . از طرفی رضایت مندی زمانی اتفاق می افتد که روابط زن و شوهر در تمامی حیطه ها بهنجار گزارش می شود لوینسون و همکاران در سال1962 سلامت روان را این طور تعریف کرده اند که سلامت روان عبارت است از این که فرد چه احساسی نسبت به خود و دنیای اطراف ،محل زندگی و اطرافیان دارد خصوصا با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد چگونگی سازش وی با در آمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویش حائز اهمیت است(میلانی فر،1382).از نظر کاپلان و سادوک در سال1991 ،سلامت روان همان حالت بهزیستی و این احساس در فرد است که می تواند با جامعه کنار بیاید و موقعیت های شخصی و ویژگی ها اجتماعی برای او رضایت بخش است .(پور افکاری 1373).سلامت یک خانواده باعث تربیت و پرورش کودکان سالم می شود .این سلامت از ابعاد روانی و جسمی را در بر میگیرد به عنوان مثال اگر کودک در محیطی سرشار از مهر و محبت بزرگ شود مسلما در سن بلوغ درگیر خیلی از مسائل نمی شود. یکی از ابعاد که خانواده در شکل گیری آن نقش دارد خود پنداره یا حرمت خود است . خود پنداره نه محصول فرد به تنهايي و نه محصول خانواده است، كه تركيبي از هر دو است. چگونگي رفتار ما ريشه در نگاهمان نسبت به خودمان دارد. بايد به اين نكته تاكيد كرد كه چنين تصويري مي تواند با افزايش سطح خودآگاهي فرد نسبت به توانايي هايش، به تصويري مثبت و كارآمد تبديل شود و در پي آن رضايت و لذت او … با وجود تفاوت جسمي با ديگران افزايش مي يابد به تعبير روانشناسانه، توانايي فرد در شناخت خود و آگاهي از خود به عنوان موجودي متمايز را (خود آگاهي) و پاسخ به سوال (من كيستم؟‌) همان چيزي است كه خود پنداره ناميده مي شود. هر چه پاسخ افراد به سوال (من كيستم؟) دقيق تر باشد، فرد از توانايي خودآگاهي بيشتري برخوردار خواهد بود درا ين ديدگاه خود (Self) محصولي اجتماعي است گروهي از روانشناسان اجتماعي كه خود را (تعامل گرايان نمادين) يا كنش متقابل نمادي مي نامند، معتقدند كه افراد بر اساس اينكه ديگران در مورد آنها چه نظري دارند يا با آنها چگونه رفتار مي كنند، در مورد خود اظهار نظر مي كنند با توجه به موارد ذکر شده بر آن شدیم بررسی کنیم بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد ؟
1-2 -اهمیت و ضرورت پژوهش:
خانواده یک نظام اجتماعی و از ارکان جامعه را به نوعی کوچکترین سلول اجتماعی می باشد که از مناسبات قانونی و شرعی بین زن و شوهر تشکیل می گردد و وظیفه والدین مراقبت از فرزندان و تربیت آنها، برقراری ارتباطات سالم اعضای خانواده با هم و کمک به استقلال کودکان می باشد. از طرفی به اعتقاد جمعی از روان شناسان، مهمترین ابزار انسان برای رسیدن به سعادت خوشبختی خود پنداره مناسب می باشد. فقدان خود پنداره یا احساس خوب نسبت به خودوتماس با دیگران خود را به صورت خجالت، شرمندگی، خود بینی اغراق آمیز و نیاز به خود نمایی و تمایل شدید به تمجید و تاکید دیگران بروز می دهد(فرهادی، 1384).
به اعتقاد برخی از روان شناسان، هنگام وجود احساس ناراحتی و فقدان شادمانی، خود پنداره افراد کاهش می یابد، به عبارت دیگر ، بین شادمانی وخود پنداره ارتباط علی متقابل وجود دارد.
رفتار و ویژگیهای شخصیتی والدین تحت تاثیر رویدادهایی است که درسالهای زندگی برای آنها اتفاق می افتد از این رو برای درک فرایندهای روانی آنها یعنی ادارک، الگوهای تفکر، انگیزه ها، هیجانها تعارضها و شیوه های مقابله با آن بایستی بدانیم که این فرایندها از کجا سرچشمه می گیرند و چگونه با گذشت زمان تغییر می کنند.
واکنش همه والدین در مقابل فرزندشان یکسان نیست، ولی به طور کلی می توان پذیرفت که قریب به اتفاق والدین کودکان در مقابل فرزندشان به نحوی واکنش ازخود بروز می دهند که نوع و میزان این عکس العمل ها با توجه به جنبه های شخصیتی آنها، زمان بروز واکنش و … با یکدیگر متفاوت می باشد، لذا تمام والدین احتیاج به نوعی کمک دارند تا بتواند ابتدا به طور کامل با مشکلاتشان را با افراد متخصص داشته باشند و از این مهم جز با آگاهی و اطلاع دقیق و مستدل از مسائل و مشکلات والدین دارای فرزند معمول و بررسی وضعیت روانشناختی والدین مسیر نمی گردد با توجه به اینکه وضعیت روانشناختی والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم بر شکل گیری رفتار کودکان و مناسبات اجتماعی خویش تاثیر اساسی دارد بسیار حایز اهمیت خواهد بود که بدانیم که والدین این کودکان دارای چه ویژگیهای شخصیتی بوده و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند تا از این رهگذر داده های دقیق تری جهت استفاده از روشهای مشاوره و توانبخشی و درمان فراهم آورده و زمینه های لازم جهت اقدامات خاص و اساسی در ابعاد مشاوره، انجمن اولیاء و مربیان، کودکان استثنایی،آموزش خانواده و …. فراهم گردد.
نتایج این پژوهش می تواند برای والدین، مربیان و….که مسئول تعلیم و تربیت کودکان هستند الهام بخش باشد یا به احساسات و نیازهای کودکان توجه نموده و در زمینه ی کمک به خود پندار کودکان و سلامت عمومي و رضایتمندی والدین گام بردارد.
1-3-اهداف تحقیق:
هدف کلی: رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین ارتباط والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و اضطراب آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان دخترناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیب ها و حسن ها دا نش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
1-5- فرضیه های پژوهش:
فرضیه اصلی : رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین ارتباط والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و اضطراب آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان دخترناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیب ها و حسن ها دا نش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
متغییرها :
متغیر ملاک : رضایتمندی زناشویی
متغیر پیش بین : خود پنداره و سلامت روانی دانش آموزان دختر
کنترل: سن والدین /تحصیلات /وضعیت اقتصادی /تعداد فرزندان
-6-1تعریف متغیرها:
الف)تعاریف نظری:
خود پنداره: منظور از خود پنداره يا خويشتن پنداري ، مجموعه افكار ، احساسات و نگرشهايي است كه هر كس درباره خود پرورش مي دهد . خويشتن پنداري يعني آگاهي هر شخصي از خود ، به عنوان موجودي متمايز ، قادر براي فكر كردن و كاري انجام دادن (گنجي ،1389)
سلامت روان : سازمان بهداشت جهاني (2004) سلامت رواني را به عنوان حالتي از بهزيستي كه درآن فرد توانمندي خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده كرده و براي اجتماع خويش مفيد است تعريف مي‌كند. به طور كلي بهداشت رواني ايجاد سلامت روان به وسيله پيشگيري از ابتلا به بيماري‌هاي رواني، كنترل عوامل موثر بروز آن، تشخيص زودرس، پيشگيري از عوامل ناشي از برگشت بيماريهاي رواني و ايجاد محيط سالم در برقراري روابط صحيح انساني است(ميلاني فرد، 1386).
رضاتمندی زناشویی: فرشته فرخ دوست3 (1384) رضایتمندی را اینگونه تعریف می کند: رضایتمندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش های احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه اش تعریف می کند.
ب)تعاریف عملیاتی:
خود پنداره:نمره بدست آمده در آزمون خود پنداره بک است .
سلامت روان : میزان نمره ای است که آزمودینهای از پرسشنامه 28 ماده ای سلامت روان(GHQ) کسب نمایند.
رضاتمندی زناشویی: : در این تحقیق عبارت است از نمره کسب شده از پرسشنامه اینریچ
فصل دوم
پیشینه و ادبیات پژوهشی
رضایت زناشویی4 و عوامل موثر بر آن
2-1-1 رضایت زناشویی
برای رسیدن به رضایت در زندگی زناشویی عوامل مختلفی موثرند بر اساس تحقیقات نیو من5 و نیومن، ( 1991 ) این عوامل عبارتند از :
1) سطح تحصیلات بالا
2) موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالا
3) شباهت در علایق هش و شخصیت زوجین
4) مرحله اولیه و انتهایی چرخه زندگی خانواده
5) هماهنگی جنسی
6) برای زن، ازدواج دیرتر
البته لازم به ذکر است که ساز و کار های دقیق این عوامل کاملا شناخته شده نیستند احتمالا تحصیلات و موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتر به دلیل به رضایت زناشویی بیشتر می انجامد که افراد دارای این موقعیت ها احتمالا دارای مهارت های حل مشکل بهتری هستند و استرس های مزمن کمتری (مانند زندگی محیط شلوغ) داشته اند. اگرچه اعتقاد عمومی (بخشی از فرهنگ) این است که افراد جذب ضد خود می شوند اما تحقیقات نشان می دهد که شباهت بیشتر با رضایت زناشویی بالاتر دارای ضریب همبستگی مثبت است، زیرا افراد احساس راحتی بیشتری با فرد مشابه خود دارند و می توانند با یکدیگر بهتر همدردی کرده و علایق مشترک فی ما بین را دنبال کنند (موسوی، 1382)
رضایت زناشویی طی سال های فرزند پروری افت می کند و بیشترین میزان آن متعلق به قبل از تولد فرزندان و پس از ترک آنان است . علت آن که قبل و بعد از فرزندان میزان رضایت زناشویی بالاتر است ان است که در این دوران زوجین وقت و انرژی بیشتری را صرف یکدیگر می کنند و موقعیت های درگیری زای کمتری (اداره فرزندان) برای ایشان پیش می آید (همان منبع).
همچنین اغلب مطالعات زمینه یابی تفاوت های گسترده ای را در زمینه فراوانی فعالیت های جنسی مطرح کرده اند، اما همگی هماهنگی جنسی و اهمیت آن بر میزان رضایت را مهم دانسته اند. گاهی ممکن است زوجین برای کنار آمدن با نارضایتی زناشویی و مشکلات جنسی ( که اغلب ناشی از عدم هماهنگی است ) به درمانگر مراجعه کنند (همان منبع).
2-1-2 ایجاد رضایت زناشویی
احمد ی، (1383) در مورد ایجاد رضایت زناشویی عنوان می کند :
تحقیقات نشان داده که روابط دو تایی زن و شوهر در بین سایر ابعاد سازگاری زناشویی نقش محوری دارد. روابط متشکل از درک و فهم صمیمیت و همدلی و مراودات کلامی و غیر کلامی در بین زوجین است.
در بسیاری از موارد روابط دو تایی به عنوان عامل اصلی در رضایت زناشویی تلقی می شود روابط دوتایی زوجین بیشتر در دوره نامزدی و سال اول ازدواج شکل می گیرد و تلاش برای بهبود و ارتقای روابط دو تایی در این دوره ضروری است.
طبق نظر کاسلوو رابیسن6، (1996) مشارکت در حل تعارض و اجماع و همفکری زوجین عوامل عمده رضایت زناشویی هستند وجود تعارض در روابط زناشویی اجتناب ناپذیر است. مهم این است که زوجین توان مواجهه با تعارض و حل آن را داشته باشند. زوجین باید از وجود تعارض نهراسند و یا تعارض را تبدیل به مشکل نکنند.
روابط جنسی نقش مهمی در افزایش صمیمیت زن و شوهر دارد و همچنین بخشی از هدف ازدواج را تامین می کند وجود مشکل در روابط جنسی هم علت و هم معلول ناسازگاری زناشویی است بهبود این روابط می تواند بخشی از رضایت زناشویی را تامین کند.
موضوعات شخصی و ارتباط با اقوام و دوستان نیز از ابعاد قابل توجه در سازگاری زناشویی است بعد موضوعات شخصی در سازگاری زناشویی، درک شخص از همسرش با توجه به رفتارها و ویژگی ها، سطح رضایت یا عدم رضایت از سلیقه ها را مطرح می کند و بعد ارتباط با اقوام و دوستان احساسات وعلایق مربوط به روابط خانواده اصلی خویشاوندان اقوام و دوستان همسر را ارزیابی می کند.
موضوعات شخصی به وسیله ها ورفتارهای فردی زوجین اطلاق می شود که ممکن است از سوی همسر قابل پذیرش نباشد و مشکل ایجاد کند همچنین برقراری مراودات برون خانوادگی و تنظیم کمی و کیفی روابط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان و تعیین دوستان مشترک جز تکالیف زندگی زناشویی به ویژه در اویل ازدواج است.
معمولا رفتارهای فردی موجب شکل گیری قواعد در بین زوجین می شود بنابراین پذیرش سلیقه ها و رفتار همسر و یا به عبارتی دیگر بروز رفتارهای مقبول از سوی همسر می تواند روابط دوتایی را شکل دهد و زمینه ر برای برقراری تفاهم در بین زوجین ایجاد کند . اصلاح رفتارهای فردی ضمن بهبود تعاملات بین فردی موجب رضایت شخصی و بهبود روابط اجتماعی و علی الخصوص ارتباط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان می شود.
زوج خوشبخت و کامل
نانسی گود7 ، به نقل از داورپناه ( 1384) زوج کامل و خوشبخت را این گونه تعریف می کند :
زوج کامل، مسالمت جو است. ممکن است زن و شوهر در مواردی اختلاف نظر پیدا کنند و حتی با یکدیگر به مشاجره بپردازند اما می توانند هم چنان به شیوه ای عاشقانه به زندگی مشترک خود ادامه دهند. زوج کامل خود انگیخته است . چنین زن وشوهری می توانند توافق کنند که جایگاه خاصی را برای تغییر قایل شوند حال چه تغییر در مسیر زندگی شان باشد و چه تغییر در دیدگاهشان نسبت به خلق و خو یا تصمیماتی که می گیرند، چنین زوجی می توانند چه در خلوت و چه در حضور دیگران با یکدیگر صمیمی باشند . هر یک از آن ها برای رشد و تعالی همسر خود حمایتی اساسی فراهم می کند چنین همسرانی می توانند وضعیت عاطفی همدیگر را درک کنند و بپذیرند اما نه تا حدی که لازم شود تفاوت های موجود را بپوشاند زوج خوشبخت سعی می کنند تا احساسات خود را به زبان بیاورند و سپس بدون آن که از این ابراز احساسات دلسرد یا پشیمان شوند ، آن ها را به دست فراموشی می سپارند و کلام آخر آن که هر یک از دو همسر علی رغم آن که به وجود تفاوت میان خود با همسر خویش اذعان دارد به شدت مراقب و دوستدار دیگری است.
2-1-3 علل مشکلات و تعارضات در میان زوجین
خانواده های مشکل دار تعادل خاصی را بارها و بارها تکرار می کنند انگار آنها رقص جمعی می کنند و هروقت فرصتی به چنگ آورند رقص خودشان را می کنند در گذر زمان آنها برای هر مشکل راه خاصی را برای رفتار با یکدیگر توسعه می دهند هر کدام نقش خاص خودشان را ایفا می کنند پس هر گاه توالی ها آغاز می شوند هر فردی نقش خاص خود را به کمال ایفا خواهد کرد. چون مشکل خانواده از طریق یک الگوی ناسازگار بیان شده است.تجربه خانواده از این الگو تجربه، محرومیت، عصبانیت، اضطراب و معمولا برخی از عناصر تسلیم، خواهد بود.
اعضای خانواده از این که تعاملات پیرامون این الگو یاری دهنده نیستند آگاهند اما هر فردی رفتار اعضای دیگر را یاری دهنده نخواهد یافت در حالی که رفتار خود را کوششی برای حل مشکل تلقی خواهد کرد.
ذهن خانواده های مشکل دار غالبا آن قدر بر مشکلات کنونی و یا به آنچه گذشته متمرکز است که به گونه ای عمل می کند که انگار آینده ای وجود ندارد فردا تکرار امروز است این جهت گیری منجر به توقف استراتژی های حل مشکل می شود زیرا که راه های جایگزین رفتار مورد ملاحظه قرار نگرفته اند از طرف دیگر خانواده هایی وجود دارند که آن قدر از حوادث ویژه ای که در آینده رخ خواهد داد هراسناکنند که زندگی امروز را به منزله وظیفه ای بی پایان برای پیش گیری از وقوع آن رویدادها می نگرند به همین نحو است تمرکز بیش از حد بر یک مقطع زمانی ویژه که از توسعه دامنه ای از رفتار کنونی امروز ممانعت می کند. (تبریزی1389).
2-1-4 اثرات طلاق
امروزه طلاق آنچنان معمول است که بخشی از ازدواج به شمار می رود افرادی بی درنگ ازدواج می کنند طلاق می گیرند و دوباره ازدواج می کنند تک همسری پیاپی8 بسیار رواج یافته است متاسفانه بسیاری از افراد آماده تجربه رنج و ضربه ی روانی ناشی از طلاق نیستند. حال ما به بررسی اثرهای مثبت و منفی طلاق بر زن و شوهر می پردازیم : (برنشتاین،9 1380) بی تردید همه طلاق ها اثرهای منفی ندارند برای بسیاری از افراد طلاق موهبتی الهی است . طلاق به رابطه های زیان بخش ویرانگر و بسیار دردناک پایان می دهد و به جای آن ها رابطه های پرشور، هیجان انگیز و معنادار را شکل می بخشد. آزادی تازه به دست آمده و دگرگونی امور روزمره ممکن است برای فرد بسیار مثبت باشد احتمال دارد زوج ها سال ها با هم اختلاف داشته باشند و طلاق فرصتی برای زندگی بدون اختلاف فراهم آورد همچنین دو جنبه ی دیگر طلاق احتمال پاداش شخصی را افزایش می دهد، نخست فرصت دوباره به دست گرفتن لگام زندگی و این که دیگر شخصی نگران اثر اعمالش بر نگرش و رفتار همسرش نیست. دوم این که وقتی پای فرزندان در میان باشد پس از طلاق می تواند، بدون ترس دایم از مخالفت های همسرش ، طبق علایق فرزند خود عمل کند در حقیقت پس از طلاق زندگی آسان تر می شود زیرا هم میزان تنش ها و هم شمار درگیری ها کاهش می یابد(برعملی1383).
ولی در واقعیت طلاق این است که بیشتر افراد پس از آن احساس رنج و عذابی فراوان می کنند که به صورت آشفتگی، احساس تنهایی، فقدان هویت، اضطراب، احساس شکست، افسردگی، آزردگی و یا احساس گناه نمایان می شود. به اعتقاد ما بیشتر این هیجان های منفی از سه عامل همبسته سرچمشه می گیرد و به علاوه این عوامل اطلاعاتی درباره نهاد ازدواج به ترتیب زیر برای ما فراهم می آورد (همان منبع) :
1- طلاق این واقعیت را که صمیمیت با همسر پیشین هرگز به دست نخواهد آمد ، قطعی و حتمی می سازد.
2- طلاق از فرد « شخص جدید » می سازد فردی ناراحت، خشن و خطرناک.
3- طلاق امروزه فرد را دگرگون می سازد و دگرگونی های عملی بسیاری در زندگی اش پدید می آورد روی هم رفته این عوامل دلیل های ازدواج افراد را، نیز، در بردارند. روشن است که بیشتر افراد مشتاق ایجاد رابطه ای صمیمانه رضایت بخش و عاشقانه با انسانی دیگرند. به بیان ساده تر پیام طلاق این است : « چنین رابطه ای دست کم در حال حاضر برقرار نمی شود». علاوه بر این طلاق باعث تنهایی فرد، تجربه، و جابجایی مسئولیت های مربوط به خانه می شود. این ها نقش هایی هستند که نه افرادی که به تازگی طلاق گرفته اند با آن ها آشنایند و نه به سادگی می توانند با آنها سازگاری یابند. سرانجام این که بیشتر افراد نظم، ترتیب و ثبات را در زندگی، دوست دارند زندگی پیش بینی ناپذیر چیزی جز هرج و مرج نخواهد بود. بسیاری از دگرگونی های عملی ناشی از طلاق مانند (تصمیم درباره این که چه کسی غذا بپزد، بچه ها را به مدرسه ببرد و جز این ها ) می تواند برای فرد بسیار ویرانگر باشد.
2 -1-5 نقش عشق در ازدواج و تداوم زندگی
قبول این تصور که ازدواج منبع رفاه فردی است باعث شده است تا ازدواج بر اساس عشق مورد پذیرش جامعه قرار گیرد : « صرف نظر از جنبه های مثبت و منفی امکانات گوناگون مردان و زنان جوان سراسر جهان انتخاب خود را کرده اند زنان و مردان جوان بر ازدواج مبتنی بر عشق تاکید دارند (هات فیلد،10 1996). هات فیلد علاقه مند به درک این تغییرات است : و در حال حاضر دردنیا نسبت به نوشته هایی که درباره عشق و ازدواج است نظر مثبت وجود دارد اغلب خوانندگان امیدوارند که تساوی جنسی، آزادی فردی و امکان زندگی بهتر برای همه در سراسر جهان فراهم شود(کرو11و ریدلی12 2003).
دیگران درباره این موضوع نظر متفاوت دارند. دیون13 و دیون ( 2003 ) معتقدند که در جوامع فرد گرا ونه در جوامع جمع گرا عشق پایه ازدواج محسوب می شود.
گرچه عشق در طول تاریخ وجود داشته است اما این موضوع در قرن 19 و 20 به عنوان اساس ازدواج معرفی شد هنوز در بسیاری از مناطق جهان مانند هندوستان، افریقا و بیشتر مناطق آمریکای لاتین و آسیا ازدواج به دلایل اقتصادی و موقعیت اجتماعی صورت می گیرد و بعد از ازدواج ممکن است رابطه عاشقانه به وقوع بپیوندد. در این مناطق عشق شرط لازم برای ازدواج نیست. عشق و داشتن این احساس نه فقط برای فرد بلکه برای افراد دیگر نیز مهم است دیگران سعی می کنند این احساس را درک کنند نسبت به آن توجه داشته باشند و در زمان جدایی یک زوج عاشق احساس تاسف کنند . عاشق فرد مورد نظر خود را ایده آل می بیند و هیچ ضعفی را به او منتسب نمی کند زوج یکدیگر را ایده ال فرض می کنند و نمی توانند توضیح دهند که چرا عاشق این فرد خاص شده اند . این دو عامل ایده آل گرایی و بی منطقی با ناتوانی در توضیح اساس خوش بینی و اضطراب درباره آینده در رابطه است. به نظر می رسد عامل خوش بینی با وجود بی منطقی زوج را به سمت پیدا کردن راه حل برای مشکلات بعدی رابطه خود سوق می دهد. زوج اضطراب دارند چون وقتی مرحله ایده آل بودن به سر می آید چالش گریز ناپذیر برای زوج به وجود می آید تا رابطه خود را براساس واقعیت بنا نهند و با نقاط ضعف زوج خود کنار بیایند برخی رفتارهای ابتدایی زوج عاشق شامل خیره شدن در چشمان یکدیگراحساس نیاز به لمس نزدیکی بدنی، و زمزمه کردن غلوهای عاشقانه است. این تصویر برای همه ما به دلیل تجربه شخصی مشاهده دیگران و توصیف رمان ها آشنا است (کرو و ریدلی 2003).
2-1-6 مدل مثلث عشق استرنبرگ
استربنرگ براي عشق يك مدل مثلثي در نظر گرفته، كه شامل سه ضلع است: شهوت، صمیمیت، تعهد وتصمیم.
این نظریه بیان می کند میزان عشقی که یک فرد تجربه می کند بر قدرت این سه عنصر بستگی دارد. بعلاوه نوع عشقی که هر فرد تجربه می کند به تعامل بین این سه عنصر بستگی دارد.صمیمیت شامل ابراز احساس و احساس وابستگی به یکدیگر می شود. رابطه صمیمانه رابطه ای است که در آن احساس آرامش وجود دارد.شهوت شامل علاقه ی شهوانی زن ومرد به یکدیگراست. انرژی ای که منجر به عشق رمانتیک، تماس فیزیکی، جذبه ی فیزیکی و احساس جنسی می شود، می توان به عنوان شهوت توصیف کرد.عنصر تعهد در رابطه رشد می کند و شامل تصمیم به وفاداری به همسر می شود. تصمیم_تعهد، به این موضوع اشاره که زن وشوهر تصمیم گرفته اند به یکدیگر وفادار باشند و رابطه ی وفادارانه را تشکیل دهند.بر مبناي اين سه جزء، استرنبرگ عشق را به انواع مختلفي تقسيم مي‌كند كه در آن جايگاه و ارتباط اين سه جزء با هم، نشان‌دهنده نوع عشق است:
1. دوست داشتن: در اين نوع عشق، «تعلق» مهم‌ترين عنصر رابطه است، اما احساسات تند و فيزيكي و الزام و سرسپردگي در رابطه وجود ندارد.
2. شيدايي: مهم‌ترين عنصر در اين نوع عشق، احساسات شهواني است و دو عنصر ديگر در آن وجود ندارد.
3. عشق رمانتيك: در اين نوع عشق، تعلق و احساس شهواني وجود دارد، اما عنصر سوم موجود نيست.
4. مؤانست و رفاقت: تعلق و ماندگاري در اين رابطه بسيار مشهود است؛ اما از احساسات تند و شهواني در آن خبري نيست.
5. عشق احمقانه: در اين نوع عشق، احساسات شهواني همراه با الزام حضور دارد، اما تعلق وجود ندارد.
استرنبرگ، هيچ يك از اين انواع عشق را مناسب نمي‌داند؛ بلكه معتقد است هر سه جزء عشق بايد در تركيب و هماهنگي با هم باشند، تا فرد به عشق نهايي برسد. و اين عشق، يك عشق ايده‌آل و مطلوب است (استربنرگ2000).
جانسون، مدل استرنبرگ را قبول دارد، اما آن را كامل نمي‌داند. مازلو نيز عشق را به دو گروه تقسيم مي‌كند:
1. عشق كمبود: يك نوع از عشق، عشق كمبود، عشق خودخواهانه، تسخيري و حرص است؛ در اين عشق، نيازهاي برآورده نشده فرد، دخيل است. يعني فرد ديگري را به اين دليل دوست دارد كه نيازهايش را ارضا مي‌كند. مازلو اين عشق را «عشق كمبود» مي‌نامد. اين نوع عشق مثل اعتياد به دارو است. فرد، خود را به ديگري مي‌آويزد و به دليل نابسندگي خود، نمي‌تواند بدون او هيچ كاري انجام دهد. در واقع همان‌طور كه اعتياد به دارو در طبقه پايين شايع است، اعتياد به اين عشق نيز در طبقه متوسط بسيار شيوع دارد. به نظر مي‌رسد عشق رمانتيك استرنبرگ، همان عشق كمبود مازلو باشد. عشق كمبود، مانند چاهي است كه بايد پر شود. يك خلأ، كه عشق در آن ريخته مي‌شود.
2. عشق وجودي: نوع ديگر عشق، عشق بالغ و فروتن است، كه تنها براساس عشق وجود، ديگري بنا مي‌شود. باز و خودمختار است. متكي به خويش است و آزادانه ارزاني مي‌شود. عشق وجودي، بدون شك ارزشمندتر، بالاتر و بسيار باشكوه‌تر از عشق كمبود است. براي اين نوع از عشق، آزادي تمام و كمال لازم است و منظور از آزادي اين است كه فرد «بي‌همتايي» دروني خود و فرد ديگري را به تمامي پذيرفته باشد.
ميل به سخاوت و تمايل به بخشش و خشنود كردن ديگري، در اين عشق ديده مي‌شود. فرد در تلاش است تا ديگري را بشناسد و همين امر موجب صميميت در دو فرد مي‌گردد) جانسون2009).
عشق مبتني بر كمبود، با حالت تدافعي در طرفين خود نشان مي‌دهد؛ در حالي‌كه ويژگي عشق وجودي، خودانگيختگي و حفظ فرديت در رابطه است. اين عشق فقط معطوف به فرد نيست، بلكه در رابطه فرد با جهان نيز صدق مي‌كند. فرد در اين مرحله، مي‌تواند طبيعت را همان‌گونه كه هست ببيند و از آن لذت ببرد. در صورتي كه عشق مبتني بر كمبود، جهان را پديده‌اي مي‌داند كه قرار است تنها هدف خاصي را ارضا كند.
عشق وجودي هوشيارانه است و از آنجايي كه مالكانه و تسخيري نيست، باعث رنج و عذاب نمي‌گردد. بدون هيچ هدف خاصي، تنها لذت‌بخش و شادي‌آور است. معمولاً از عشق وجودي، به عنوان تجربه‌اي شگفت‌انگيز و بي‌نياز ياد مي‌شود.
2-1-6 اثرات نزدیکی و فاصله در تداوم زندگی
اکثر در ما نگران مفهوم نزدیکی و فاصله را اساس چالش در رابطه می دانند. در حالی که این مفهوم یک مفهوم رشدی ساختاری برای درک ماهیت رابطه صمیمانه و نزدیک است اما به خودی خود نیز مفهوم بسیار ساده ای است (موسوی، 1384).
از نقطه نظر مشاهدات بالینی به نظر می رسد که مفهوم نزدیکی/ فاصله مفهومی یکپارچه نیست بلکه از مجموع چند متغیر متفاوت شکل می گیرد مفهوم کلی نزدیکی/ فاصله اشکال متفاوتی دارد که با هم یا جداگانه حداقل 4 عامل را شکل می دهند که این عوامل می توانند موفقیت درمانی را پیش بینی کند (هال وگ14 و همکاران، 1999) این متغیرها را به این صورت می توان توصیف کرد:
I. نزدیکی جنسی : ویژگی این متغیر به راحتی در رابطه جنس و میزان نزدیکی قابل قبول برای هر زوج مشخص می گردد.
II. نزدیکی جسمی و کلامی : این متغیر گرفتن و دادن مهر و عاطفه را در تعاملات غیر کلامی مانند آسودگی در آغوش گرفتن مشخص می کند ، این نیاز و توانایی قبول و تحمل آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است ، اغلب لازم است به زوج کمک کنیم تا درباره میزان نزدیکی جسمی به توافق برسند.
III. نزدیکی عاطفی : این متغیر با توانایی همدلی با احساسات و تجارب زوج ارتباط دارد و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. وقتی همدردی مخل فرد دیگر است یا فرد دیگر بسیار خود را کنار می کشد می تواند زمینه استرس بین زن و شوهر را فراهم آورد.
IV. نزدیکی عملی : این واژه بالینی برای جنبه هایی از رابطه مورد استفاده قرار می گیرد که با نزدیکی روزانه زوج مرتبط است و شامل مشارکت در انجام وظایف اطلاع از محل و فعالیت زوج دیگر و نقشه کشیدن و سازمان دادن زندگی مشترک با هم یا به تنهایی به وسیله حمایت از فعالیت های یکدیگر است.
در مراحل مختلف چرخه زندگی فردی یا خانوادگی زوج به تفاوت یا میزان نزدیکی یا فاصله توجه می کنند یا وقایع استرس زای زندگی پاسخ های کاملا متفاوت را در هر زوج ایجاد می کنند. برای مثال اگر زن در این دوره میزان نزدیکی جسمی و غیر کلامی بیشتری را انتخاب کند در حالی که شوهر نزدیکی جنسی بیشتری را ترجیح دهد، این دو نیاز متفاوت باعث درگیری زن و شوهر می شود (هال وگ و همکاران، 1999)
2-1-7 نقش فشارهای فرهنگی در رضایت زن و شوهر
در بخش هایی از جامعه سنت های مذهبی و اجتماعی به چالش کشیده شده است آزادی و ابتکارات جدید آزادی بیشتر را به همراه آورده است اما از سوی دیگر این آزادی ها در گیری های بین فردی بیشتری را نیز به ارمغان آورده است در جوامع غیر فرهنگی ، قبول فرهنگ های دیگر و شیوه های برخورد آنان با مسائل زندگی از طریق تجارب فردی تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی آسان تر شده است ازدواج های بین فرهنگی پیش درآمد یا پیامد تغییر نگرش افراد است. آزادی از تعصبات نژادی و جنسی تغییر در نگرش پیرامون روابط فردی را تشویق کرده است و جامعه جدایی زن و مرد در صورت شکست روابط زناشویی (طلاق) را پذیرفته است این تغییرات در تمام بخش های جامعه یکسان رخ نداده است و تنش در مقابل این تغییرات در بخش هایی از جامعه به میزان کم و زیاد دیده می شود (مک فرسون،15 1384).
آزادی بیشتر در بخش هایی از جامعه در افراد خانواده و زوج ها ایجاد استرس می کند چون الگوهای رفتاری پذیرفته شده قبلی را در معرض انتقاد قرار می دهد و با استناد از آزادی بیان بیشتر اعضای خانواده یا زوج هرکدام روی جنبه های فرهنگی یا تاریخچه اجتماعی خود تاکید می کنند. در این صورت اعضای مسن تر خانواده با دیدن بی اعتنایی فرزندان نسبت به ارزش ها و اقتدار والدین ناامید می شوند در جایی که تاریخچه زوج ها دو فرهنگی یا چند فرهنگی است این تفاوت های بین نسلی بیشتر نمود پیدا می کند. کودکانی که درانگلستان بزرگ شده اند ممکن است مبنای ازدواج زناشویی را به جای خواستگاری بر عشق قرار دهند. شواهدی وجود ندارد که موفقیت ازدواج خواستگاری یا ازدواج از طریق انتخاب را نشان دهد، اما دو نسل در این مورد نمی توانند به هیچ توافقی برسند و هر نسل روش خود را بهتر می داند . زمانی که یکی از زوج ها تلاش می کند به ارزش های خانوادگی خود توجه بیشتری نشان دهد یا خانواده گسترده سعی می کند عروس یا داماد را تحت فشار قرار دهد تا ارزش های آنان را بپذیرد رابطه زوج دچار تنش زیادی می شود.
تاکنون تحقیقات بسیار کمی در این زمینه پیچیده انجام شده است شواهد به این نکته تاکید دارد که ساختار فرهنگی و مذهبی زن یا شوهر بایستی به خوبی درک شود تا بتوان از فشارهای موجود تجربه شده توسط زوج تصویر بهتری داشت (بوگرا16، 1993، بوگر او دی سیلوا،17 1992).
2-1-8 پیشرفت فردی در زوجین
برخی از نویسندگان معتقدند تغییراتی که در حال حاضر در اجتماع روی می دهد به دلیل تاکید بر رشد فردی و هماهنگ با رقابت در ارزش های « بازار روز » است (گیدنز18، 1999).
در این فرهنگ مصرف کننده حق انتخاب آزاد را دارد . در این شرایط انتخاب امری عادی تلقی می شود و عدم رضایت از تولید ممکن است به تغییر محصول بیانجامد. سیمونز19 ( 1995 ) مطرح می سازد که فردیت بر استقلال تکیه دارد و فرد حق دارد نیازهای خود را برتر از دیگران بداند.
جنبش فمینسیت و تجدید نظر در نقش و موقعیت زنان در جامعه اندیشه استقلال فردی زن و مرد را قدرت بخشیده است . این جنبش اندیشه های قبلی درباره زنان را به چالش کشیده است. اولین موضوع این است که آیا تنها توانایی زن بالغ فرزند آوری است؟ آیا مادری کردن یا به معنای دیگر مسئولیت والد بودن را می توان بین دو جنس تقسیم کرد؟ در نتیجه با تغییر دنیای تحت تسلط مردان از نظر دارایی ثروت و قدرت انتظارات پیرامون زنان نیز تغییر خواهد کرد. در این جنبش تصویر زن به عنوان موجود پرورش دهنده و مراقبت کننده از مردان و کودکان به دلیل جنبه بیولوژیکی به چالش کشیده می شود و بیشتر به عنوان ساختاری پنداشته می شود (کاپلان20 ، 1987). یکی از عواملی که باعث شده است زنان بتوانند از بند نقش قبلی خود رها شوندو به نیروی کار بپیوندند استقلال اقتصادی پیدا کنند و رفاه خود را مد نظر قرار دهند وسایل پیش گیری از باروری به ویژه قرص های ضد باروری است که به زن این اجازه را می دهد تا زمان داشتن فرزند را تحت کنترل خود قرار دهد (کاپلان21 ، 1987). استفاده از شیر خشک و بطری به جای شیر مادر زن را از نقش صرفا مراقبت کننده نوزاد رها کرد تغییر نگرش در فرزند پروری امکان استفاده از مراقب کودک، پرستار و پرستار پاره وقت برای مراقبت اولیه کودک را فراهم کرد. این مراقبان جدید جای خانواده گسترده درگذشته را پرکردند ( بات22 ، 1957، یانگ23 و ویلموت24 ، 1957) زمانی که به پدر و مادر آزادی بیشتر برای انجام کار و فعالیت های خود و رهایی بیشتر از فرزند پروری داده می شود پدر و مادر اغلب جانشینی برای نقش خود پیدا می کنند تا کودک به آن فرد وابسته شود . اطلاعات کمی در مورد تاثیر این وضعیت روی کودک و زوج وجود دارد فردی ممکن است اظهار نظر کند که این وضعیت باعث می شود که کودک فکر کند که رابطه محبت آمیز برای انسان لازم نیست (موسوی، 1389).
نیازهای اقتصادی باعث شده است تا زن به دلیل نیاز خانوده به دو درآمد ، برای حفظ استاندارد زندگی یا نیاز کارفرما به کارگر زن وارد بازار کار می شود در عین حال این وضعیت به طور جدی بر اشتغال مردان تاثیر گذاشته است و باعث بیکاری بیشتری در میان آنان گردیده است بیکاری یکی از عواملی است که با طلاق ارتباط زیادی دارد (موسوی، 1389).
2-1-9 روابط جنسی
برآورده شدن نیاز های جنسی توسط جنس مخالف یکی از مهمترین انگیزه های ازدواج است که امری است طبیعی هر انسانی برای ارضای نیازهای جنسی خود در جست و جوی راههای مناسب است امیال نیازهای جنسی یکی از انگیزه های مهم ازدواج است که در زندگی زناشویی نقش اساسی دارد و کمتر زندگی زناشویی را می توان یافت که بدون داشتن روابط جنسی قابل دوام باشد.لذتی را که زن و مرد از ارضای امیال جنسی خود می برند از بهترین لذت هایی است که انسان کمتر ممکن است در طول زندگی به آن دست یابد و همین لذت جنسی است که موجب می گردد بسیاری از مشکلات روزمره زندگی و اختلافات زندگی زناشویی نادیده گرفته شود و حالات وابستگی های عاطفی بین زن و شوهر افزایش یابد. ازدواج یکی از راههای مطمئن برای رفع نیازهای جنسی است به علاوه رابطه جنسی است که از طریق و یا بوسیله آن ارضای غریزه بقای نسل و دوست یابی به انگیزه تکامل نسل ممکن می گردد. در ابتدای زندگی زن و شوهر تمایلات جنسی بیشتری دارند که به تدریج و با افزایش سن میل به روابط جنسی کم می شد اگر چه مواردی نیز وجود دارد که افزایش سن در تمایلات و تعداد روابط جنسی بی تاثیر است . روابط جنسی ارتباط عاطفی و احساسی بین زن و شوهر را پایدارتر و عدم رابطه جنسی این ارتباط عاطفی و احساسی را خدشه دار می سازد (عسگری، 1389).
مرد و یا زنی که بدون توجه به نیاز جنسی دیگری نسبت به مسائل جنسی بی تفاوت است و یا به ناتوانی جنسی، بی میلی جنسی و یا سرد مزاجی مبتلاست این بی توجهی به اهمیت موضوع موجب خواهد شد که به روابط بین زن و شوهر لطمه زیادی وارد شود و فرد مقابل را دچار حالات عصبانیت و نسبت به همسر و زندگی دلسرد سازد و به تدریج موجب بروز رفتارهای پرخاشگرانه و در نهایت افسردگی شود.
2-1-10روابط والدین و کودک
یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده در رفتار کودک محیط خانواده می باشد و در رشد شخصیت کودک اثری تعیین کننده دارد . نفوذ والدین در کودک به غیر از جنبه ارثی و وراثتی در آشنایی کودک با زندگی و جامعه نیز نقش اساسی دارد. موقعیت اجتماعی خانواده، تعداد افراد خانواده، وضعیت اقتصادی افکار وعقاید، آداب و رسوم، پای بندی به مذهب، میزان ادب و احترام و قانون مندی حاکم بر خانواده همه در سازندگی(انسان متعادل) و یا تخریب (اختلالات رفتاری و بیماریهای جسمی و روحی) تاثیر می گذارد. یکی از عوامل اختلالات رفتاری در کودک مشکلات رفتاری والدین با یکدیگر می باشد. امنیت خانواده، قانون مندی، ادب، احترام متقابل، عشق و محبت، گذشت، تفریح، خوا ب و خوراک، اداب و رسوم، معاشرت، تغذیه و همه عواملی که حاکم بر زندگی خانوادگی است که اگر در جواب صواب و صحت و با علم باشد کودکی متعادل از نظر جسمی و روحی خواهد ساخت . اما اگر عکس آن باشد کودک دچار کشمکش روانی و فشار های عصبی روانی خواهد شد و نتیجه آن اختلافات رفتاری و بیماریهای روان تنی خواهد بود.اگر بخواهیم کودک قانون را رعایت کند باید خود به قانون عمل کنیم ، اگر بخواهیم با محبت باشد باید ما به او محبت کنیم و بالاخره همه چیز را او در محیط خانه می آموزد. ( بهشتی، 1387)
2-1-11عوامل



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد قوچان
دانشکده علوم انسانی، گروه آموزشی مشاوره
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
گرایش : خانواده
عنوان:
رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش
استاد راهنما:
دکتر هاشم نعمتی
نگارش :
معصومه حسینی
تابستان 1394

اینجانب آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته دررشته مشاوره گرایش که درتاریخ از پایان نامه خودتحت عنوان:” دبستانی باکسب نمره دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد میشوم :
1) این پایان نامه/ رساله حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط این جانب بوده ودرمواردیکه ازدستاوردهای علمی وپژوهشی دیگران ( اعم ازپایان نامه،کتاب،مقاله و…..) استفاده نموده ام،مطابق ضوابط ورویه موجود ،نام منبع مورد استفاده وسایرمشخصات آنرادرفهرست مربوطه ذکرودرج کرده ام.
2) این پایان نامه / رساله قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( همسطح، پایین تر یا بالاتر) درسایردانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعدازفراغت ازتحصیل،قصداستفاده وهرگونه بهره برداری اعم ازچاپ ،ثبت اختراع و…… ازاین پایان نامه داشته باشم،ازحوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذنمایم.
4) چنانچه درهرمقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود،عواقب ناشی ازآنرا میپذیرم و واحد دانشگاهی مجازاست بااینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتارنموده ودرصورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی:
تاریخ وامضاء
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد قوچان
دانشکده علوم انساني ، گروه مشاوره
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد ” M.A”
گرايش :خانواده
عنوان
رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
نگارش :
معصومه حسینی
تابستان 1394
هيات داوران :
1-استاد راهنما دکتر نعمتی امضاء
2-استاد ممتحن دکتر اکبری ارغان امضاء
3-استاد ممتحن دکتر عرب هاشمی امضاء
تقدیم به
این پایان نامه را تقدیم میکنم به فرزندانم و استاد گرامی آقای دکتر هاشم نعمتی كسانی که با دل دریایی یشان و نگاه پر عمق و امیدوارانه واژه ((توانستن)) را در رگهای پر تمنایم دمیدند ..
سپاسگزاری :
سپاس و ستایش خداوند منان را که در کنار نعمت‌های بزرگ خود توفیق فراگیری علم را به من عطا فرمود و مرا یاری نمود تا این رساله را به پایان برسانم و حال که انجام این پژوهش را به یاری خداوند متعال به پایان رسانده‏ام، بر خود لازم می‌دانم که از زحمات خالصانه تمامی افرادیکه به طور مستقیم و غیر مستقیم بنده را مساعدت نمودند، صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم. بی شک بدون مساعدت این عزیزان، همین اندک توفیق نیز حاصل نمی‌گردید.
در ابتدا مراتب تشکر و قدردانی خویش را از استاد گرانقدر جناب آقای دکترهاشم نعمتی که راهنمایی این تحقیق را تقبل نمودند که در این پژوهش با کمال بزرگواری من را همراهی نمودند و بر غنای این پژوهش افزودند.
از استاد محترم داور، که داوری جناب آقای دکتر اکبری و سرکار خانم دکتر عرب هاشمی این تحقیق را پذیرفتند، کمال قدردانی را دارم
چکیده :
هدف از این پژوهش رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد است. جامعه آماری مورد نظر در عبارت از کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان ناحیه 5 شهر مشهد است در سال تحصیلی 1394-93 تحصیل می کند. .با توجه به نمونه ها که وجود دارد تعداد حجم نمونه 250 نفر است.جهت جمع آوری داده ها ازسه ابزار عمده الف )رضایت زناشویی انریچ ب) پرسشنامه سلامت عمومی ج) خود پنداره بک صورت پذیرفت.
نتایج :بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برتوانایی های ذهنی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر کار آمدی شغلی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها جذابیت جسمی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد .بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیبها و حسن ها دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.
کلید واژه: رضایت زناشویی –خود پنداره-سلامت روان-دانش آموزان –دبیرستان –ناحیه5
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1بیان مسله :
ازدواج یکی از مهمترین رویدادهای زندگی انسان محسوب می شود که نه تنها در سلامت جسمی و روانی فرد موثر است بلکه نقش مهمی را در ورود انسان به دوره ی بزرگسالی بر عهده دارد(موسوی،1386).
با ازدواج،خانواده تشکیل می شود و نظام خویشاوندی شکل می گیرد و نسل بقا می یابد ازدواج موفق پایه و بنیان عالی برای ایجاد خانواده شاد و مستحکم است( زابو1،ترجمه میر محمد صادقی1384).
ازدواج سنگ بنای خانواده و پاسخی جامعه پسندانه به یکی از نیازهای اساسی انسان ها برای تداوم نسل بشریت است.لزوم پایداری و تداوم محبت و تعلق انسان ها به یکدیگر از یک سو و حفظ اخلاق و روابط صحیح انسانها با یکدیگر و پرورش در محیط عاطفی سالم خانواده از سوی دیگر ضرورت ازدواج را بیش از پیش آشکار می سازد. و البته آسیب به خانواده به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماع موجب پیامدهای وخیمی در کل ساختار و نظام ارزشی فرهنگی یک جامعه خواهد شد(ثنایی،1375). به طور سنتی و معمول اساس تشکیل خانواده با ازدواج گذاشته می شود.همسر گزینی و پیمان زناشویی هر دو نشانه بالندگی و پیشرفت شخصی اند.گزینش همسر بی گمان یکی از مهمترین تصمیماتی است که در زندگی می گیریم(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی 1380).
ازدواج بیش از هر ارتباط دیگری طرفین را مقید می سازد.همچنین زوجین از حق اشتباه کمتری برخوردارند آنچه دو نفرباید پیش از ازدواج بدانند این است که ازدواج مسأله ای نیست که همه بر آن اشراف داشته باشند.ازدواج قدم گذاشتن در یک شراکت کاری است که معمولا جزئیات نحوه برخورد با مشکلات احتمالی به صورت کتبی ذکر می شود(گلاسر وگلاسر،ترجمه نیکو و برازنده ،1383).
امروزه زندگی انسان ها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی شده است.زندگی زناشویی نیز از این قاعده مستثنی نیست.اهداف،نقش ها ،وظایف و نحوه شکل گیری ازدواج در طول زمان تغییر یافته است(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی،1380).
آنچه مسلم است روابط خوب به سادگی به دست نمی آید،بلکه به دست آوردن آن مستلزم تلاش مداوم و آگاهانه است. جرج لوینگر2 می گوید :آنچه در ایجاد یک رابطه زناشویی خوب یا هر نوع رابطه ی رضایت بخش مهم است،میزان هماهنگی و تناسب شما با همدیگر نیست بلکه مهم آن است که چگونه با ناسازگاری ها مقابله می کنید(کلینکه،ترجمه محمد خانی،1380). فردی که از نظر روانی سالم باشد زندگی زناشویی خوبی را خواهد داشت .زناشویی خوب به معنی آن است که تمام نیازهای روانی و جسمانی جنسی در محیط خانواده تامین شود.سلامت روانی یکی از عوامل مهم در رضایت زناشویی است ). انسان موجودی اجتماعی است و نیاز پیوستگی یکی از نیازهای مهمی است که او را به سمت ارتباط با دیگران سوق می دهد . برایند ارضای نیازهای گوناگون و متعدد زیستی ، روانی ، عاطفی و اجتماعی موجب تمایل به برداشتن اولین گامهای زندگی اجتماعی در انسان گردید ، یعنی زندگی در کنار و همراه با جنس مخالف به ذهن آوردن پیشینه تمایل به جنس مخلف و سوق دادن ذهن به انگیزه این رفتار موید آن است که انسان از ابتدا علاوه بر ارضای نیازهای فیزیولوژیایی در پی ارضای نیازهای ، روانی ، عاطفی و اجتماعی خود نیز بوده است . فرشته فرخ دوست و همکاران (بررسی روابط درون خانواده با تکیه بر موقعیت های اجتماعی و فرهنگی در انسجام خانواده ها ) رضایت مندی زناشویی را اینگونه تعریف می کند : (( رضایت مندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش ها یا احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه اش تعریف می کنند یعنی رضایت مندی زناشویی یک پدیده زناشویی یک پدیده درون فردی از همسر و رابطه است . چنین تعریفی از رضایت مندی زناشویی نشانگر آن است که رضایت مندی یک مفهوم تک بعدی و بیانگر ارزیابی کلی فرد در رباره همسر و رابطه اش است . رضایت مندی زناشویی پیامد توافق زناشویی است و به صورت درونی احساس می شود . اصطلاح توافق زناشویی رابطه مناسب زن و شوهر را توصیف می کند .در رابطه با توافق بالا هر دو زوج به گونه ای رفتار ، تصور ادراک می کنند . که گویا نیازها و انتظارهایشان بر آورده شده و چیزی وجود ندارد که در رابطه شان خلل ایجاد کند .در ازدواج بدون توافق زناشویی مشکلات موجود میان زوجین به حدی زیاد است که آن ها را از احساس بر آورده شدن نیازها و انتظارات باز می دارد اغلب زوج ها جایی بین این دو انتها قرار دارند و زمینه هایی از توافق و نبود توافق را تجربه می کنند .رضایت مندی زناشویی یک مفهوم کلی است که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس می شود . از طرفی رضایت مندی زمانی اتفاق می افتد که روابط زن و شوهر در تمامی حیطه ها بهنجار گزارش می شود لوینسون و همکاران در سال1962 سلامت روان را این طور تعریف کرده اند که سلامت روان عبارت است از این که فرد چه احساسی نسبت به خود و دنیای اطراف ،محل زندگی و اطرافیان دارد خصوصا با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد چگونگی سازش وی با در آمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویش حائز اهمیت است(میلانی فر،1382).از نظر کاپلان و سادوک در سال1991 ،سلامت روان همان حالت بهزیستی و این احساس در فرد است که می تواند با جامعه کنار بیاید و موقعیت های شخصی و ویژگی ها اجتماعی برای او رضایت بخش است .(پور افکاری 1373).سلامت یک خانواده باعث تربیت و پرورش کودکان سالم می شود .این سلامت از ابعاد روانی و جسمی را در بر میگیرد به عنوان مثال اگر کودک در محیطی سرشار از مهر و محبت بزرگ شود مسلما در سن بلوغ درگیر خیلی از مسائل نمی شود. یکی از ابعاد که خانواده در شکل گیری آن نقش دارد خود پنداره یا حرمت خود است . خود پنداره نه محصول فرد به تنهايي و نه محصول خانواده است، كه تركيبي از هر دو است. چگونگي رفتار ما ريشه در نگاهمان نسبت به خودمان دارد. بايد به اين نكته تاكيد كرد كه چنين تصويري مي تواند با افزايش سطح خودآگاهي فرد نسبت به توانايي هايش، به تصويري مثبت و كارآمد تبديل شود و در پي آن رضايت و لذت او … با وجود تفاوت جسمي با ديگران افزايش مي يابد به تعبير روانشناسانه، توانايي فرد در شناخت خود و آگاهي از خود به عنوان موجودي متمايز را (خود آگاهي) و پاسخ به سوال (من كيستم؟‌) همان چيزي است كه خود پنداره ناميده مي شود. هر چه پاسخ افراد به سوال (من كيستم؟) دقيق تر باشد، فرد از توانايي خودآگاهي بيشتري برخوردار خواهد بود درا ين ديدگاه خود (Self) محصولي اجتماعي است گروهي از روانشناسان اجتماعي كه خود را (تعامل گرايان نمادين) يا كنش متقابل نمادي مي نامند، معتقدند كه افراد بر اساس اينكه ديگران در مورد آنها چه نظري دارند يا با آنها چگونه رفتار مي كنند، در مورد خود اظهار نظر مي كنند با توجه به موارد ذکر شده بر آن شدیم بررسی کنیم بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد ؟
1-2 -اهمیت و ضرورت پژوهش:
خانواده یک نظام اجتماعی و از ارکان جامعه را به نوعی کوچکترین سلول اجتماعی می باشد که از مناسبات قانونی و شرعی بین زن و شوهر تشکیل می گردد و وظیفه والدین مراقبت از فرزندان و تربیت آنها، برقراری ارتباطات سالم اعضای خانواده با هم و کمک به استقلال کودکان می باشد. از طرفی به اعتقاد جمعی از روان شناسان، مهمترین ابزار انسان برای رسیدن به سعادت خوشبختی خود پنداره مناسب می باشد. فقدان خود پنداره یا احساس خوب نسبت به خودوتماس با دیگران خود را به صورت خجالت، شرمندگی، خود بینی اغراق آمیز و نیاز به خود نمایی و تمایل شدید به تمجید و تاکید دیگران بروز می دهد(فرهادی، 1384).
به اعتقاد برخی از روان شناسان، هنگام وجود احساس ناراحتی و فقدان شادمانی، خود پنداره افراد کاهش می یابد، به عبارت دیگر ، بین شادمانی وخود پنداره ارتباط علی متقابل وجود دارد.
رفتار و ویژگیهای شخصیتی والدین تحت تاثیر رویدادهایی است که درسالهای زندگی برای آنها اتفاق می افتد از این رو برای درک فرایندهای روانی آنها یعنی ادارک، الگوهای تفکر، انگیزه ها، هیجانها تعارضها و شیوه های مقابله با آن بایستی بدانیم که این فرایندها از کجا سرچشمه می گیرند و چگونه با گذشت زمان تغییر می کنند.
واکنش همه والدین در مقابل فرزندشان یکسان نیست، ولی به طور کلی می توان پذیرفت که قریب به اتفاق والدین کودکان در مقابل فرزندشان به نحوی واکنش ازخود بروز می دهند که نوع و میزان این عکس العمل ها با توجه به جنبه های شخصیتی آنها، زمان بروز واکنش و … با یکدیگر متفاوت می باشد، لذا تمام والدین احتیاج به نوعی کمک دارند تا بتواند ابتدا به طور کامل با مشکلاتشان را با افراد متخصص داشته باشند و از این مهم جز با آگاهی و اطلاع دقیق و مستدل از مسائل و مشکلات والدین دارای فرزند معمول و بررسی وضعیت روانشناختی والدین مسیر نمی گردد با توجه به اینکه وضعیت روانشناختی والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم بر شکل گیری رفتار کودکان و مناسبات اجتماعی خویش تاثیر اساسی دارد بسیار حایز اهمیت خواهد بود که بدانیم که والدین این کودکان دارای چه ویژگیهای شخصیتی بوده و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند تا از این رهگذر داده های دقیق تری جهت استفاده از روشهای مشاوره و توانبخشی و درمان فراهم آورده و زمینه های لازم جهت اقدامات خاص و اساسی در ابعاد مشاوره، انجمن اولیاء و مربیان، کودکان استثنایی،آموزش خانواده و …. فراهم گردد.
نتایج این پژوهش می تواند برای والدین، مربیان و….که مسئول تعلیم و تربیت کودکان هستند الهام بخش باشد یا به احساسات و نیازهای کودکان توجه نموده و در زمینه ی کمک به خود پندار کودکان و سلامت عمومي و رضایتمندی والدین گام بردارد.
1-3-اهداف تحقیق:
هدف کلی: رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین ارتباط والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و اضطراب آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان دخترناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیب ها و حسن ها دا نش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
1-5- فرضیه های پژوهش:
فرضیه اصلی : رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین ارتباط والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و اضطراب آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان دخترناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیب ها و حسن ها دا نش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
متغییرها :
متغیر ملاک : رضایتمندی زناشویی
متغیر پیش بین : خود پنداره و سلامت روانی دانش آموزان دختر
کنترل: سن والدین /تحصیلات /وضعیت اقتصادی /تعداد فرزندان
-6-1تعریف متغیرها:
الف)تعاریف نظری:
خود پنداره: منظور از خود پنداره يا خويشتن پنداري ، مجموعه افكار ، احساسات و نگرشهايي است كه هر كس درباره خود پرورش مي دهد . خويشتن پنداري يعني آگاهي هر شخصي از خود ، به عنوان موجودي متمايز ، قادر براي فكر كردن و كاري انجام دادن (گنجي ،1389)
سلامت روان : سازمان بهداشت جهاني (2004) سلامت رواني را به عنوان حالتي از بهزيستي كه درآن فرد توانمندي خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده كرده و براي اجتماع خويش مفيد است تعريف مي‌كند. به طور كلي بهداشت رواني ايجاد سلامت روان به وسيله پيشگيري از ابتلا به بيماري‌هاي رواني، كنترل عوامل موثر بروز آن، تشخيص زودرس، پيشگيري از عوامل ناشي از برگشت بيماريهاي رواني و ايجاد محيط سالم در برقراري روابط صحيح انساني است(ميلاني فرد، 1386).
رضاتمندی زناشویی: فرشته فرخ دوست3 (1384) رضایتمندی را اینگونه تعریف می کند: رضایتمندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش های احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه اش تعریف می کند.
ب)تعاریف عملیاتی:
خود پنداره:نمره بدست آمده در آزمون خود پنداره بک است .
سلامت روان : میزان نمره ای است که آزمودینهای از پرسشنامه 28 ماده ای سلامت روان(GHQ) کسب نمایند.
رضاتمندی زناشویی: : در این تحقیق عبارت است از نمره کسب شده از پرسشنامه اینریچ
فصل دوم
پیشینه و ادبیات پژوهشی
رضایت زناشویی4 و عوامل موثر بر آن
2-1-1 رضایت زناشویی
برای رسیدن به رضایت در زندگی زناشویی عوامل مختلفی موثرند بر اساس تحقیقات نیو من5 و نیومن، ( 1991 ) این عوامل عبارتند از :
1) سطح تحصیلات بالا
2) موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالا
3) شباهت در علایق هش و شخصیت زوجین
4) مرحله اولیه و انتهایی چرخه زندگی خانواده
5) هماهنگی جنسی
6) برای زن، ازدواج دیرتر
البته لازم به ذکر است که ساز و کار های دقیق این عوامل کاملا شناخته شده نیستند احتمالا تحصیلات و موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتر به دلیل به رضایت زناشویی بیشتر می انجامد که افراد دارای این موقعیت ها احتمالا دارای مهارت های حل مشکل بهتری هستند و استرس های مزمن کمتری (مانند زندگی محیط شلوغ) داشته اند. اگرچه اعتقاد عمومی (بخشی از فرهنگ) این است که افراد جذب ضد خود می شوند اما تحقیقات نشان می دهد که شباهت بیشتر با رضایت زناشویی بالاتر دارای ضریب همبستگی مثبت است، زیرا افراد احساس راحتی بیشتری با فرد مشابه خود دارند و می توانند با یکدیگر بهتر همدردی کرده و علایق مشترک فی ما بین را دنبال کنند (موسوی، 1382)
رضایت زناشویی طی سال های فرزند پروری افت می کند و بیشترین میزان آن متعلق به قبل از تولد فرزندان و پس از ترک آنان است . علت آن که قبل و بعد از فرزندان میزان رضایت زناشویی بالاتر است ان است که در این دوران زوجین وقت و انرژی بیشتری را صرف یکدیگر می کنند و موقعیت های درگیری زای کمتری (اداره فرزندان) برای ایشان پیش می آید (همان منبع).
همچنین اغلب مطالعات زمینه یابی تفاوت های گسترده ای را در زمینه فراوانی فعالیت های جنسی مطرح کرده اند، اما همگی هماهنگی جنسی و اهمیت آن بر میزان رضایت را مهم دانسته اند. گاهی ممکن است زوجین برای کنار آمدن با نارضایتی زناشویی و مشکلات جنسی ( که اغلب ناشی از عدم هماهنگی است ) به درمانگر مراجعه کنند (همان منبع).
2-1-2 ایجاد رضایت زناشویی
احمد ی، (1383) در مورد ایجاد رضایت زناشویی عنوان می کند :
تحقیقات نشان داده که روابط دو تایی زن و شوهر در بین سایر ابعاد سازگاری زناشویی نقش محوری دارد. روابط متشکل از درک و فهم صمیمیت و همدلی و مراودات کلامی و غیر کلامی در بین زوجین است.
در بسیاری از موارد روابط دو تایی به عنوان عامل اصلی در رضایت زناشویی تلقی می شود روابط دوتایی زوجین بیشتر در دوره نامزدی و سال اول ازدواج شکل می گیرد و تلاش برای بهبود و ارتقای روابط دو تایی در این دوره ضروری است.
طبق نظر کاسلوو رابیسن6، (1996) مشارکت در حل تعارض و اجماع و همفکری زوجین عوامل عمده رضایت زناشویی هستند وجود تعارض در روابط زناشویی اجتناب ناپذیر است. مهم این است که زوجین توان مواجهه با تعارض و حل آن را داشته باشند. زوجین باید از وجود تعارض نهراسند و یا تعارض را تبدیل به مشکل نکنند.
روابط جنسی نقش مهمی در افزایش صمیمیت زن و شوهر دارد و همچنین بخشی از هدف ازدواج را تامین می کند وجود مشکل در روابط جنسی هم علت و هم معلول ناسازگاری زناشویی است بهبود این روابط می تواند بخشی از رضایت زناشویی را تامین کند.
موضوعات شخصی و ارتباط با اقوام و دوستان نیز از ابعاد قابل توجه در سازگاری زناشویی است بعد موضوعات شخصی در سازگاری زناشویی، درک شخص از همسرش با توجه به رفتارها و ویژگی ها، سطح رضایت یا عدم رضایت از سلیقه ها را مطرح می کند و بعد ارتباط با اقوام و دوستان احساسات وعلایق مربوط به روابط خانواده اصلی خویشاوندان اقوام و دوستان همسر را ارزیابی می کند.
موضوعات شخصی به وسیله ها ورفتارهای فردی زوجین اطلاق می شود که ممکن است از سوی همسر قابل پذیرش نباشد و مشکل ایجاد کند همچنین برقراری مراودات برون خانوادگی و تنظیم کمی و کیفی روابط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان و تعیین دوستان مشترک جز تکالیف زندگی زناشویی به ویژه در اویل ازدواج است.
معمولا رفتارهای فردی موجب شکل گیری قواعد در بین زوجین می شود بنابراین پذیرش سلیقه ها و رفتار همسر و یا به عبارتی دیگر بروز رفتارهای مقبول از سوی همسر می تواند روابط دوتایی را شکل دهد و زمینه ر برای برقراری تفاهم در بین زوجین ایجاد کند . اصلاح رفتارهای فردی ضمن بهبود تعاملات بین فردی موجب رضایت شخصی و بهبود روابط اجتماعی و علی الخصوص ارتباط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان می شود.
زوج خوشبخت و کامل
نانسی گود7 ، به نقل از داورپناه ( 1384) زوج کامل و خوشبخت را این گونه تعریف می کند :
زوج کامل، مسالمت جو است. ممکن است زن و شوهر در مواردی اختلاف نظر پیدا کنند و حتی با یکدیگر به مشاجره بپردازند اما می توانند هم چنان به شیوه ای عاشقانه به زندگی مشترک خود ادامه دهند. زوج کامل خود انگیخته است . چنین زن وشوهری می توانند توافق کنند که جایگاه خاصی را برای تغییر قایل شوند حال چه تغییر در مسیر زندگی شان باشد و چه تغییر در دیدگاهشان نسبت به خلق و خو یا تصمیماتی که می گیرند، چنین زوجی می توانند چه در خلوت و چه در حضور دیگران با یکدیگر صمیمی باشند . هر یک از آن ها برای رشد و تعالی همسر خود حمایتی اساسی فراهم می کند چنین همسرانی می توانند وضعیت عاطفی همدیگر را درک کنند و بپذیرند اما نه تا حدی که لازم شود تفاوت های موجود را بپوشاند زوج خوشبخت سعی می کنند تا احساسات خود را به زبان بیاورند و سپس بدون آن که از این ابراز احساسات دلسرد یا پشیمان شوند ، آن ها را به دست فراموشی می سپارند و کلام آخر آن که هر یک از دو همسر علی رغم آن که به وجود تفاوت میان خود با همسر خویش اذعان دارد به شدت مراقب و دوستدار دیگری است.
2-1-3 علل مشکلات و تعارضات در میان زوجین
خانواده های مشکل دار تعادل خاصی را بارها و بارها تکرار می کنند انگار آنها رقص جمعی می کنند و هروقت فرصتی به چنگ آورند رقص خودشان را می کنند در گذر زمان آنها برای هر مشکل راه خاصی را برای رفتار با یکدیگر توسعه می دهند هر کدام نقش خاص خودشان را ایفا می کنند پس هر گاه توالی ها آغاز می شوند هر فردی نقش خاص خود را به کمال ایفا خواهد کرد. چون مشکل خانواده از طریق یک الگوی ناسازگار بیان شده است.تجربه خانواده از این الگو تجربه، محرومیت، عصبانیت، اضطراب و معمولا برخی از عناصر تسلیم، خواهد بود.
اعضای خانواده از این که تعاملات پیرامون این الگو یاری دهنده نیستند آگاهند اما هر فردی رفتار اعضای دیگر را یاری دهنده نخواهد یافت در حالی که رفتار خود را کوششی برای حل مشکل تلقی خواهد کرد.
ذهن خانواده های مشکل دار غالبا آن قدر بر مشکلات کنونی و یا به آنچه گذشته متمرکز است که به گونه ای عمل می کند که انگار آینده ای وجود ندارد فردا تکرار امروز است این جهت گیری منجر به توقف استراتژی های حل مشکل می شود زیرا که راه های جایگزین رفتار مورد ملاحظه قرار نگرفته اند از طرف دیگر خانواده هایی وجود دارند که آن قدر از حوادث ویژه ای که در آینده رخ خواهد داد هراسناکنند که زندگی امروز را به منزله وظیفه ای بی پایان برای پیش گیری از وقوع آن رویدادها می نگرند به همین نحو است تمرکز بیش از حد بر یک مقطع زمانی ویژه که از توسعه دامنه ای از رفتار کنونی امروز ممانعت می کند. (تبریزی1389).
2-1-4 اثرات طلاق
امروزه طلاق آنچنان معمول است که بخشی از ازدواج به شمار می رود افرادی بی درنگ ازدواج می کنند طلاق می گیرند و دوباره ازدواج می کنند تک همسری پیاپی8 بسیار رواج یافته است متاسفانه بسیاری از افراد آماده تجربه رنج و ضربه ی روانی ناشی از طلاق نیستند. حال ما به بررسی اثرهای مثبت و منفی طلاق بر زن و شوهر می پردازیم : (برنشتاین،9 1380) بی تردید همه طلاق ها اثرهای منفی ندارند برای بسیاری از افراد طلاق موهبتی الهی است . طلاق به رابطه های زیان بخش ویرانگر و بسیار دردناک پایان می دهد و به جای آن ها رابطه های پرشور، هیجان انگیز و معنادار را شکل می بخشد. آزادی تازه به دست آمده و دگرگونی امور روزمره ممکن است برای فرد بسیار مثبت باشد احتمال دارد زوج ها سال ها با هم اختلاف داشته باشند و طلاق فرصتی برای زندگی بدون اختلاف فراهم آورد همچنین دو جنبه ی دیگر طلاق احتمال پاداش شخصی را افزایش می دهد، نخست فرصت دوباره به دست گرفتن لگام زندگی و این که دیگر شخصی نگران اثر اعمالش بر نگرش و رفتار همسرش نیست. دوم این که وقتی پای فرزندان در میان باشد پس از طلاق می تواند، بدون ترس دایم از مخالفت های همسرش ، طبق علایق فرزند خود عمل کند در حقیقت پس از طلاق زندگی آسان تر می شود زیرا هم میزان تنش ها و هم شمار درگیری ها کاهش می یابد(برعملی1383).
ولی در واقعیت طلاق این است که بیشتر افراد پس از آن احساس رنج و عذابی فراوان می کنند که به صورت آشفتگی، احساس تنهایی، فقدان هویت، اضطراب، احساس شکست، افسردگی، آزردگی و یا احساس گناه نمایان می شود. به اعتقاد ما بیشتر این هیجان های منفی از سه عامل همبسته سرچمشه می گیرد و به علاوه این عوامل اطلاعاتی درباره نهاد ازدواج به ترتیب زیر برای ما فراهم می آورد (همان منبع) :
1- طلاق این واقعیت را که صمیمیت با همسر پیشین هرگز به دست نخواهد آمد ، قطعی و حتمی می سازد.
2- طلاق از فرد « شخص جدید » می سازد فردی ناراحت، خشن و خطرناک.
3- طلاق امروزه فرد را دگرگون می سازد و دگرگونی های عملی بسیاری در زندگی اش پدید می آورد روی هم رفته این عوامل دلیل های ازدواج افراد را، نیز، در بردارند. روشن است که بیشتر افراد مشتاق ایجاد رابطه ای صمیمانه رضایت بخش و عاشقانه با انسانی دیگرند. به بیان ساده تر پیام طلاق این است : « چنین رابطه ای دست کم در حال حاضر برقرار نمی شود». علاوه بر این طلاق باعث تنهایی فرد، تجربه، و جابجایی مسئولیت های مربوط به خانه می شود. این ها نقش هایی هستند که نه افرادی که به تازگی طلاق گرفته اند با آن ها آشنایند و نه به سادگی می توانند با آنها سازگاری یابند. سرانجام این که بیشتر افراد نظم، ترتیب و ثبات را در زندگی، دوست دارند زندگی پیش بینی ناپذیر چیزی جز هرج و مرج نخواهد بود. بسیاری از دگرگونی های عملی ناشی از طلاق مانند (تصمیم درباره این که چه کسی غذا بپزد، بچه ها را به مدرسه ببرد و جز این ها ) می تواند برای فرد بسیار ویرانگر باشد.
2 -1-5 نقش عشق در ازدواج و تداوم زندگی
قبول این تصور که ازدواج منبع رفاه فردی است باعث شده است تا ازدواج بر اساس عشق مورد پذیرش جامعه قرار گیرد : « صرف نظر از جنبه های مثبت و منفی امکانات گوناگون مردان و زنان جوان سراسر جهان انتخاب خود را کرده اند زنان و مردان جوان بر ازدواج مبتنی بر عشق تاکید دارند (هات فیلد،10 1996). هات فیلد علاقه مند به درک این تغییرات است : و در حال حاضر دردنیا نسبت به نوشته هایی که درباره عشق و ازدواج است نظر مثبت وجود دارد اغلب خوانندگان امیدوارند که تساوی جنسی، آزادی فردی و امکان زندگی بهتر برای همه در سراسر جهان فراهم شود(کرو11و ریدلی12 2003).
دیگران درباره این موضوع نظر متفاوت دارند. دیون13 و دیون ( 2003 ) معتقدند که در جوامع فرد گرا ونه در جوامع جمع گرا عشق پایه ازدواج محسوب می شود.
گرچه عشق در طول تاریخ وجود داشته است اما این موضوع در قرن 19 و 20 به عنوان اساس ازدواج معرفی شد هنوز در بسیاری از مناطق جهان مانند هندوستان، افریقا و بیشتر مناطق آمریکای لاتین و آسیا ازدواج به دلایل اقتصادی و موقعیت اجتماعی صورت می گیرد و بعد از ازدواج ممکن است رابطه عاشقانه به وقوع بپیوندد. در این مناطق عشق شرط لازم برای ازدواج نیست. عشق و داشتن این احساس نه فقط برای فرد بلکه برای افراد دیگر نیز مهم است دیگران سعی می کنند این احساس را درک کنند نسبت به آن توجه داشته باشند و در زمان جدایی یک زوج عاشق احساس تاسف کنند . عاشق فرد مورد نظر خود را ایده آل می بیند و هیچ ضعفی را به او منتسب نمی کند زوج یکدیگر را ایده ال فرض می کنند و نمی توانند توضیح دهند که چرا عاشق این فرد خاص شده اند . این دو عامل ایده آل گرایی و بی منطقی با ناتوانی در توضیح اساس خوش بینی و اضطراب درباره آینده در رابطه است. به نظر می رسد عامل خوش بینی با وجود بی منطقی زوج را به سمت پیدا کردن راه حل برای مشکلات بعدی رابطه خود سوق می دهد. زوج اضطراب دارند چون وقتی مرحله ایده آل بودن به سر می آید چالش گریز ناپذیر برای زوج به وجود می آید تا رابطه خود را براساس واقعیت بنا نهند و با نقاط ضعف زوج خود کنار بیایند برخی رفتارهای ابتدایی زوج عاشق شامل خیره شدن در چشمان یکدیگراحساس نیاز به لمس نزدیکی بدنی، و زمزمه کردن غلوهای عاشقانه است. این تصویر برای همه ما به دلیل تجربه شخصی مشاهده دیگران و توصیف رمان ها آشنا است (کرو و ریدلی 2003).
2-1-6 مدل مثلث عشق استرنبرگ
استربنرگ براي عشق يك مدل مثلثي در نظر گرفته، كه شامل سه ضلع است: شهوت، صمیمیت، تعهد وتصمیم.
این نظریه بیان می کند میزان عشقی که یک فرد تجربه می کند بر قدرت این سه عنصر بستگی دارد. بعلاوه نوع عشقی که هر فرد تجربه می کند به تعامل بین این سه عنصر بستگی دارد.صمیمیت شامل ابراز احساس و احساس وابستگی به یکدیگر می شود. رابطه صمیمانه رابطه ای است که در آن احساس آرامش وجود دارد.شهوت شامل علاقه ی شهوانی زن ومرد به یکدیگراست. انرژی ای که منجر به عشق رمانتیک، تماس فیزیکی، جذبه ی فیزیکی و احساس جنسی می شود، می توان به عنوان شهوت توصیف کرد.عنصر تعهد در رابطه رشد می کند و شامل تصمیم به وفاداری به همسر می شود. تصمیم_تعهد، به این موضوع اشاره که زن وشوهر تصمیم گرفته اند به یکدیگر وفادار باشند و رابطه ی وفادارانه را تشکیل دهند.بر مبناي اين سه جزء، استرنبرگ عشق را به انواع مختلفي تقسيم مي‌كند كه در آن جايگاه و ارتباط اين سه جزء با هم، نشان‌دهنده نوع عشق است:
1. دوست داشتن: در اين نوع عشق، «تعلق» مهم‌ترين عنصر رابطه است، اما احساسات تند و فيزيكي و الزام و سرسپردگي در رابطه وجود ندارد.
2. شيدايي: مهم‌ترين عنصر در اين نوع عشق، احساسات شهواني است و دو عنصر ديگر در آن وجود ندارد.
3. عشق رمانتيك: در اين نوع عشق، تعلق و احساس شهواني وجود دارد، اما عنصر سوم موجود نيست.
4. مؤانست و رفاقت: تعلق و ماندگاري در اين رابطه بسيار مشهود است؛ اما از احساسات تند و شهواني در آن خبري نيست.
5. عشق احمقانه: در اين نوع عشق، احساسات شهواني همراه با الزام حضور دارد، اما تعلق وجود ندارد.
استرنبرگ، هيچ يك از اين انواع عشق را مناسب نمي‌داند؛ بلكه معتقد است هر سه جزء عشق بايد در تركيب و هماهنگي با هم باشند، تا فرد به عشق نهايي برسد. و اين عشق، يك عشق ايده‌آل و مطلوب است (استربنرگ2000).
جانسون، مدل استرنبرگ را قبول دارد، اما آن را كامل نمي‌داند. مازلو نيز عشق را به دو گروه تقسيم مي‌كند:
1. عشق كمبود: يك نوع از عشق، عشق كمبود، عشق خودخواهانه، تسخيري و حرص است؛ در اين عشق، نيازهاي برآورده نشده فرد، دخيل است. يعني فرد ديگري را به اين دليل دوست دارد كه نيازهايش را ارضا مي‌كند. مازلو اين عشق را «عشق كمبود» مي‌نامد. اين نوع عشق مثل اعتياد به دارو است. فرد، خود را به ديگري مي‌آويزد و به دليل نابسندگي خود، نمي‌تواند بدون او هيچ كاري انجام دهد. در واقع همان‌طور كه اعتياد به دارو در طبقه پايين شايع است، اعتياد به اين عشق نيز در طبقه متوسط بسيار شيوع دارد. به نظر مي‌رسد عشق رمانتيك استرنبرگ، همان عشق كمبود مازلو باشد. عشق كمبود، مانند چاهي است كه بايد پر شود. يك خلأ، كه عشق در آن ريخته مي‌شود.
2. عشق وجودي: نوع ديگر عشق، عشق بالغ و فروتن است، كه تنها براساس عشق وجود، ديگري بنا مي‌شود. باز و خودمختار است. متكي به خويش است و آزادانه ارزاني مي‌شود. عشق وجودي، بدون شك ارزشمندتر، بالاتر و بسيار باشكوه‌تر از عشق كمبود است. براي اين نوع از عشق، آزادي تمام و كمال لازم است و منظور از آزادي اين است كه فرد «بي‌همتايي» دروني خود و فرد ديگري را به تمامي پذيرفته باشد.
ميل به سخاوت و تمايل به بخشش و خشنود كردن ديگري، در اين عشق ديده مي‌شود. فرد در تلاش است تا ديگري را بشناسد و همين امر موجب صميميت در دو فرد مي‌گردد) جانسون2009).
عشق مبتني بر كمبود، با حالت تدافعي در طرفين خود نشان مي‌دهد؛ در حالي‌كه ويژگي عشق وجودي، خودانگيختگي و حفظ فرديت در رابطه است. اين عشق فقط معطوف به فرد نيست، بلكه در رابطه فرد با جهان نيز صدق مي‌كند. فرد در اين مرحله، مي‌تواند طبيعت را همان‌گونه كه هست ببيند و از آن لذت ببرد. در صورتي كه عشق مبتني بر كمبود، جهان را پديده‌اي مي‌داند كه قرار است تنها هدف خاصي را ارضا كند.
عشق وجودي هوشيارانه است و از آنجايي كه مالكانه و تسخيري نيست، باعث رنج و عذاب نمي‌گردد. بدون هيچ هدف خاصي، تنها لذت‌بخش و شادي‌آور است. معمولاً از عشق وجودي، به عنوان تجربه‌اي شگفت‌انگيز و بي‌نياز ياد مي‌شود.
2-1-6 اثرات نزدیکی و فاصله در تداوم زندگی
اکثر در ما نگران مفهوم نزدیکی و فاصله را اساس چالش در رابطه می دانند. در حالی که این مفهوم یک مفهوم رشدی ساختاری برای درک ماهیت رابطه صمیمانه و نزدیک است اما به خودی خود نیز مفهوم بسیار ساده ای است (موسوی، 1384).
از نقطه نظر مشاهدات بالینی به نظر می رسد که مفهوم نزدیکی/ فاصله مفهومی یکپارچه نیست بلکه از مجموع چند متغیر متفاوت شکل می گیرد مفهوم کلی نزدیکی/ فاصله اشکال متفاوتی دارد که با هم یا جداگانه حداقل 4 عامل را شکل می دهند که این عوامل می توانند موفقیت درمانی را پیش بینی کند (هال وگ14 و همکاران، 1999) این متغیرها را به این صورت می توان توصیف کرد:
I. نزدیکی جنسی : ویژگی این متغیر به راحتی در رابطه جنس و میزان نزدیکی قابل قبول برای هر زوج مشخص می گردد.
II. نزدیکی جسمی و کلامی : این متغیر گرفتن و دادن مهر و عاطفه را در تعاملات غیر کلامی مانند آسودگی در آغوش گرفتن مشخص می کند ، این نیاز و توانایی قبول و تحمل آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است ، اغلب لازم است به زوج کمک کنیم تا درباره میزان نزدیکی جسمی به توافق برسند.
III. نزدیکی عاطفی : این متغیر با توانایی همدلی با احساسات و تجارب زوج ارتباط دارد و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. وقتی همدردی مخل فرد دیگر است یا فرد دیگر بسیار خود را کنار می کشد می تواند زمینه استرس بین زن و شوهر را فراهم آورد.
IV. نزدیکی عملی : این واژه بالینی برای جنبه هایی از رابطه مورد استفاده قرار می گیرد که با نزدیکی روزانه زوج مرتبط است و شامل مشارکت در انجام وظایف اطلاع از محل و فعالیت زوج دیگر و نقشه کشیدن و سازمان دادن زندگی مشترک با هم یا به تنهایی به وسیله حمایت از فعالیت های یکدیگر است.
در مراحل مختلف چرخه زندگی فردی یا خانوادگی زوج به تفاوت یا میزان نزدیکی یا فاصله توجه می کنند یا وقایع استرس زای زندگی پاسخ های کاملا متفاوت را در هر زوج ایجاد می کنند. برای مثال اگر زن در این دوره میزان نزدیکی جسمی و غیر کلامی بیشتری را انتخاب کند در حالی که شوهر نزدیکی جنسی بیشتری را ترجیح دهد، این دو نیاز متفاوت باعث درگیری زن و شوهر می شود (هال وگ و همکاران، 1999)
2-1-7 نقش فشارهای فرهنگی در رضایت زن و شوهر
در بخش هایی از جامعه سنت های مذهبی و اجتماعی به چالش کشیده شده است آزادی و ابتکارات جدید آزادی بیشتر را به همراه آورده است اما از سوی دیگر این آزادی ها



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد قوچان
دانشکده علوم انسانی، گروه آموزشی مشاوره
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
گرایش : خانواده
عنوان:
رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش
استاد راهنما:
دکتر هاشم نعمتی
نگارش :
معصومه حسینی
تابستان 1394

اینجانب آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته دررشته مشاوره گرایش که درتاریخ از پایان نامه خودتحت عنوان:” دبستانی باکسب نمره دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد میشوم :
1) این پایان نامه/ رساله حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط این جانب بوده ودرمواردیکه ازدستاوردهای علمی وپژوهشی دیگران ( اعم ازپایان نامه،کتاب،مقاله و…..) استفاده نموده ام،مطابق ضوابط ورویه موجود ،نام منبع مورد استفاده وسایرمشخصات آنرادرفهرست مربوطه ذکرودرج کرده ام.
2) این پایان نامه / رساله قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( همسطح، پایین تر یا بالاتر) درسایردانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعدازفراغت ازتحصیل،قصداستفاده وهرگونه بهره برداری اعم ازچاپ ،ثبت اختراع و…… ازاین پایان نامه داشته باشم،ازحوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذنمایم.
4) چنانچه درهرمقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود،عواقب ناشی ازآنرا میپذیرم و واحد دانشگاهی مجازاست بااینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتارنموده ودرصورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی:
تاریخ وامضاء
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد قوچان
دانشکده علوم انساني ، گروه مشاوره
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد ” M.A”
گرايش :خانواده
عنوان
رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
نگارش :
معصومه حسینی
تابستان 1394
هيات داوران :
1-استاد راهنما دکتر نعمتی امضاء
2-استاد ممتحن دکتر اکبری ارغان امضاء
3-استاد ممتحن دکتر عرب هاشمی امضاء
تقدیم به
این پایان نامه را تقدیم میکنم به فرزندانم و استاد گرامی آقای دکتر هاشم نعمتی كسانی که با دل دریایی یشان و نگاه پر عمق و امیدوارانه واژه ((توانستن)) را در رگهای پر تمنایم دمیدند ..
سپاسگزاری :
سپاس و ستایش خداوند منان را که در کنار نعمت‌های بزرگ خود توفیق فراگیری علم را به من عطا فرمود و مرا یاری نمود تا این رساله را به پایان برسانم و حال که انجام این پژوهش را به یاری خداوند متعال به پایان رسانده‏ام، بر خود لازم می‌دانم که از زحمات خالصانه تمامی افرادیکه به طور مستقیم و غیر مستقیم بنده را مساعدت نمودند، صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم. بی شک بدون مساعدت این عزیزان، همین اندک توفیق نیز حاصل نمی‌گردید.
در ابتدا مراتب تشکر و قدردانی خویش را از استاد گرانقدر جناب آقای دکترهاشم نعمتی که راهنمایی این تحقیق را تقبل نمودند که در این پژوهش با کمال بزرگواری من را همراهی نمودند و بر غنای این پژوهش افزودند.
از استاد محترم داور، که داوری جناب آقای دکتر اکبری و سرکار خانم دکتر عرب هاشمی این تحقیق را پذیرفتند، کمال قدردانی را دارم
چکیده :
هدف از این پژوهش رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد است. جامعه آماری مورد نظر در عبارت از کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان ناحیه 5 شهر مشهد است در سال تحصیلی 1394-93 تحصیل می کند. .با توجه به نمونه ها که وجود دارد تعداد حجم نمونه 250 نفر است.جهت جمع آوری داده ها ازسه ابزار عمده الف )رضایت زناشویی انریچ ب) پرسشنامه سلامت عمومی ج) خود پنداره بک صورت پذیرفت.
نتایج :بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برتوانایی های ذهنی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر کار آمدی شغلی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها جذابیت جسمی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد .بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیبها و حسن ها دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.
کلید واژه: رضایت زناشویی –خود پنداره-سلامت روان-دانش آموزان –دبیرستان –ناحیه5
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1بیان مسله :
ازدواج یکی از مهمترین رویدادهای زندگی انسان محسوب می شود که نه تنها در سلامت جسمی و روانی فرد موثر است بلکه نقش مهمی را در ورود انسان به دوره ی بزرگسالی بر عهده دارد(موسوی،1386).
با ازدواج،خانواده تشکیل می شود و نظام خویشاوندی شکل می گیرد و نسل بقا می یابد ازدواج موفق پایه و بنیان عالی برای ایجاد خانواده شاد و مستحکم است( زابو1،ترجمه میر محمد صادقی1384).
ازدواج سنگ بنای خانواده و پاسخی جامعه پسندانه به یکی از نیازهای اساسی انسان ها برای تداوم نسل بشریت است.لزوم پایداری و تداوم محبت و تعلق انسان ها به یکدیگر از یک سو و حفظ اخلاق و روابط صحیح انسانها با یکدیگر و پرورش در محیط عاطفی سالم خانواده از سوی دیگر ضرورت ازدواج را بیش از پیش آشکار می سازد. و البته آسیب به خانواده به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماع موجب پیامدهای وخیمی در کل ساختار و نظام ارزشی فرهنگی یک جامعه خواهد شد(ثنایی،1375). به طور سنتی و معمول اساس تشکیل خانواده با ازدواج گذاشته می شود.همسر گزینی و پیمان زناشویی هر دو نشانه بالندگی و پیشرفت شخصی اند.گزینش همسر بی گمان یکی از مهمترین تصمیماتی است که در زندگی می گیریم(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی 1380).
ازدواج بیش از هر ارتباط دیگری طرفین را مقید می سازد.همچنین زوجین از حق اشتباه کمتری برخوردارند آنچه دو نفرباید پیش از ازدواج بدانند این است که ازدواج مسأله ای نیست که همه بر آن اشراف داشته باشند.ازدواج قدم گذاشتن در یک شراکت کاری است که معمولا جزئیات نحوه برخورد با مشکلات احتمالی به صورت کتبی ذکر می شود(گلاسر وگلاسر،ترجمه نیکو و برازنده ،1383).
امروزه زندگی انسان ها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی شده است.زندگی زناشویی نیز از این قاعده مستثنی نیست.اهداف،نقش ها ،وظایف و نحوه شکل گیری ازدواج در طول زمان تغییر یافته است(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی،1380).
آنچه مسلم است روابط خوب به سادگی به دست نمی آید،بلکه به دست آوردن آن مستلزم تلاش مداوم و آگاهانه است. جرج لوینگر2 می گوید :آنچه در ایجاد یک رابطه زناشویی خوب یا هر نوع رابطه ی رضایت بخش مهم است،میزان هماهنگی و تناسب شما با همدیگر نیست بلکه مهم آن است که چگونه با ناسازگاری ها مقابله می کنید(کلینکه،ترجمه محمد خانی،1380). فردی که از نظر روانی سالم باشد زندگی زناشویی خوبی را خواهد داشت .زناشویی خوب به معنی آن است که تمام نیازهای روانی و جسمانی جنسی در محیط خانواده تامین شود.سلامت روانی یکی از عوامل مهم در رضایت زناشویی است ). انسان موجودی اجتماعی است و نیاز پیوستگی یکی از نیازهای مهمی است که او را به سمت ارتباط با دیگران سوق می دهد . برایند ارضای نیازهای گوناگون و متعدد زیستی ، روانی ، عاطفی و اجتماعی موجب تمایل به برداشتن اولین گامهای زندگی اجتماعی در انسان گردید ، یعنی زندگی در کنار و همراه با جنس مخالف به ذهن آوردن پیشینه تمایل به جنس مخلف و سوق دادن ذهن به انگیزه این رفتار موید آن است که انسان از ابتدا علاوه بر ارضای نیازهای فیزیولوژیایی در پی ارضای نیازهای ، روانی ، عاطفی و اجتماعی خود نیز بوده است . فرشته فرخ دوست و همکاران (بررسی روابط درون خانواده با تکیه بر موقعیت های اجتماعی و فرهنگی در انسجام خانواده ها ) رضایت مندی زناشویی را اینگونه تعریف می کند : (( رضایت مندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش ها یا احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه اش تعریف می کنند یعنی رضایت مندی زناشویی یک پدیده زناشویی یک پدیده درون فردی از همسر و رابطه است . چنین تعریفی از رضایت مندی زناشویی نشانگر آن است که رضایت مندی یک مفهوم تک بعدی و بیانگر ارزیابی کلی فرد در رباره همسر و رابطه اش است . رضایت مندی زناشویی پیامد توافق زناشویی است و به صورت درونی احساس می شود . اصطلاح توافق زناشویی رابطه مناسب زن و شوهر را توصیف می کند .در رابطه با توافق بالا هر دو زوج به گونه ای رفتار ، تصور ادراک می کنند . که گویا نیازها و انتظارهایشان بر آورده شده و چیزی وجود ندارد که در رابطه شان خلل ایجاد کند .در ازدواج بدون توافق زناشویی مشکلات موجود میان زوجین به حدی زیاد است که آن ها را از احساس بر آورده شدن نیازها و انتظارات باز می دارد اغلب زوج ها جایی بین این دو انتها قرار دارند و زمینه هایی از توافق و نبود توافق را تجربه می کنند .رضایت مندی زناشویی یک مفهوم کلی است که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس می شود . از طرفی رضایت مندی زمانی اتفاق می افتد که روابط زن و شوهر در تمامی حیطه ها بهنجار گزارش می شود لوینسون و همکاران در سال1962 سلامت روان را این طور تعریف کرده اند که سلامت روان عبارت است از این که فرد چه احساسی نسبت به خود و دنیای اطراف ،محل زندگی و اطرافیان دارد خصوصا با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد چگونگی سازش وی با در آمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویش حائز اهمیت است(میلانی فر،1382).از نظر کاپلان و سادوک در سال1991 ،سلامت روان همان حالت بهزیستی و این احساس در فرد است که می تواند با جامعه کنار بیاید و موقعیت های شخصی و ویژگی ها اجتماعی برای او رضایت بخش است .(پور افکاری 1373).سلامت یک خانواده باعث تربیت و پرورش کودکان سالم می شود .این سلامت از ابعاد روانی و جسمی را در بر میگیرد به عنوان مثال اگر کودک در محیطی سرشار از مهر و محبت بزرگ شود مسلما در سن بلوغ درگیر خیلی از مسائل نمی شود. یکی از ابعاد که خانواده در شکل گیری آن نقش دارد خود پنداره یا حرمت خود است . خود پنداره نه محصول فرد به تنهايي و نه محصول خانواده است، كه تركيبي از هر دو است. چگونگي رفتار ما ريشه در نگاهمان نسبت به خودمان دارد. بايد به اين نكته تاكيد كرد كه چنين تصويري مي تواند با افزايش سطح خودآگاهي فرد نسبت به توانايي هايش، به تصويري مثبت و كارآمد تبديل شود و در پي آن رضايت و لذت او … با وجود تفاوت جسمي با ديگران افزايش مي يابد به تعبير روانشناسانه، توانايي فرد در شناخت خود و آگاهي از خود به عنوان موجودي متمايز را (خود آگاهي) و پاسخ به سوال (من كيستم؟‌) همان چيزي است كه خود پنداره ناميده مي شود. هر چه پاسخ افراد به سوال (من كيستم؟) دقيق تر باشد، فرد از توانايي خودآگاهي بيشتري برخوردار خواهد بود درا ين ديدگاه خود (Self) محصولي اجتماعي است گروهي از روانشناسان اجتماعي كه خود را (تعامل گرايان نمادين) يا كنش متقابل نمادي مي نامند، معتقدند كه افراد بر اساس اينكه ديگران در مورد آنها چه نظري دارند يا با آنها چگونه رفتار مي كنند، در مورد خود اظهار نظر مي كنند با توجه به موارد ذکر شده بر آن شدیم بررسی کنیم بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد ؟
1-2 -اهمیت و ضرورت پژوهش:
خانواده یک نظام اجتماعی و از ارکان جامعه را به نوعی کوچکترین سلول اجتماعی می باشد که از مناسبات قانونی و شرعی بین زن و شوهر تشکیل می گردد و وظیفه والدین مراقبت از فرزندان و تربیت آنها، برقراری ارتباطات سالم اعضای خانواده با هم و کمک به استقلال کودکان می باشد. از طرفی به اعتقاد جمعی از روان شناسان، مهمترین ابزار انسان برای رسیدن به سعادت خوشبختی خود پنداره مناسب می باشد. فقدان خود پنداره یا احساس خوب نسبت به خودوتماس با دیگران خود را به صورت خجالت، شرمندگی، خود بینی اغراق آمیز و نیاز به خود نمایی و تمایل شدید به تمجید و تاکید دیگران بروز می دهد(فرهادی، 1384).
به اعتقاد برخی از روان شناسان، هنگام وجود احساس ناراحتی و فقدان شادمانی، خود پنداره افراد کاهش می یابد، به عبارت دیگر ، بین شادمانی وخود پنداره ارتباط علی متقابل وجود دارد.
رفتار و ویژگیهای شخصیتی والدین تحت تاثیر رویدادهایی است که درسالهای زندگی برای آنها اتفاق می افتد از این رو برای درک فرایندهای روانی آنها یعنی ادارک، الگوهای تفکر، انگیزه ها، هیجانها تعارضها و شیوه های مقابله با آن بایستی بدانیم که این فرایندها از کجا سرچشمه می گیرند و چگونه با گذشت زمان تغییر می کنند.
واکنش همه والدین در مقابل فرزندشان یکسان نیست، ولی به طور کلی می توان پذیرفت که قریب به اتفاق والدین کودکان در مقابل فرزندشان به نحوی واکنش ازخود بروز می دهند که نوع و میزان این عکس العمل ها با توجه به جنبه های شخصیتی آنها، زمان بروز واکنش و … با یکدیگر متفاوت می باشد، لذا تمام والدین احتیاج به نوعی کمک دارند تا بتواند ابتدا به طور کامل با مشکلاتشان را با افراد متخصص داشته باشند و از این مهم جز با آگاهی و اطلاع دقیق و مستدل از مسائل و مشکلات والدین دارای فرزند معمول و بررسی وضعیت روانشناختی والدین مسیر نمی گردد با توجه به اینکه وضعیت روانشناختی والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم بر شکل گیری رفتار کودکان و مناسبات اجتماعی خویش تاثیر اساسی دارد بسیار حایز اهمیت خواهد بود که بدانیم که والدین این کودکان دارای چه ویژگیهای شخصیتی بوده و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند تا از این رهگذر داده های دقیق تری جهت استفاده از روشهای مشاوره و توانبخشی و درمان فراهم آورده و زمینه های لازم جهت اقدامات خاص و اساسی در ابعاد مشاوره، انجمن اولیاء و مربیان، کودکان استثنایی،آموزش خانواده و …. فراهم گردد.
نتایج این پژوهش می تواند برای والدین، مربیان و….که مسئول تعلیم و تربیت کودکان هستند الهام بخش باشد یا به احساسات و نیازهای کودکان توجه نموده و در زمینه ی کمک به خود پندار کودکان و سلامت عمومي و رضایتمندی والدین گام بردارد.
1-3-اهداف تحقیق:
هدف کلی: رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین ارتباط والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و اضطراب آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان دخترناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیب ها و حسن ها دا نش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
1-5- فرضیه های پژوهش:
فرضیه اصلی : رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین ارتباط والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و اضطراب آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان دخترناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیب ها و حسن ها دا نش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
متغییرها :
متغیر ملاک : رضایتمندی زناشویی
متغیر پیش بین : خود پنداره و سلامت روانی دانش آموزان دختر
کنترل: سن والدین /تحصیلات /وضعیت اقتصادی /تعداد فرزندان
-6-1تعریف متغیرها:
الف)تعاریف نظری:
خود پنداره: منظور از خود پنداره يا خويشتن پنداري ، مجموعه افكار ، احساسات و نگرشهايي است كه هر كس درباره خود پرورش مي دهد . خويشتن پنداري يعني آگاهي هر شخصي از خود ، به عنوان موجودي متمايز ، قادر براي فكر كردن و كاري انجام دادن (گنجي ،1389)
سلامت روان : سازمان بهداشت جهاني (2004) سلامت رواني را به عنوان حالتي از بهزيستي كه درآن فرد توانمندي خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده كرده و براي اجتماع خويش مفيد است تعريف مي‌كند. به طور كلي بهداشت رواني ايجاد سلامت روان به وسيله پيشگيري از ابتلا به بيماري‌هاي رواني، كنترل عوامل موثر بروز آن، تشخيص زودرس، پيشگيري از عوامل ناشي از برگشت بيماريهاي رواني و ايجاد محيط سالم در برقراري روابط صحيح انساني است(ميلاني فرد، 1386).
رضاتمندی زناشویی: فرشته فرخ دوست3 (1384) رضایتمندی را اینگونه تعریف می کند: رضایتمندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش های احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه اش تعریف می کند.
ب)تعاریف عملیاتی:
خود پنداره:نمره بدست آمده در آزمون خود پنداره بک است .
سلامت روان : میزان نمره ای است که آزمودینهای از پرسشنامه 28 ماده ای سلامت روان(GHQ) کسب نمایند.
رضاتمندی زناشویی: : در این تحقیق عبارت است از نمره کسب شده از پرسشنامه اینریچ
فصل دوم
پیشینه و ادبیات پژوهشی
رضایت زناشویی4 و عوامل موثر بر آن
2-1-1 رضایت زناشویی
برای رسیدن به رضایت در زندگی زناشویی عوامل مختلفی موثرند بر اساس تحقیقات نیو من5 و نیومن، ( 1991 ) این عوامل عبارتند از :
1) سطح تحصیلات بالا
2) موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالا
3) شباهت در علایق هش و شخصیت زوجین
4) مرحله اولیه و انتهایی چرخه زندگی خانواده
5) هماهنگی جنسی
6) برای زن، ازدواج دیرتر
البته لازم به ذکر است که ساز و کار های دقیق این عوامل کاملا شناخته شده نیستند احتمالا تحصیلات و موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتر به دلیل به رضایت زناشویی بیشتر می انجامد که افراد دارای این موقعیت ها احتمالا دارای مهارت های حل مشکل بهتری هستند و استرس های مزمن کمتری (مانند زندگی محیط شلوغ) داشته اند. اگرچه اعتقاد عمومی (بخشی از فرهنگ) این است که افراد جذب ضد خود می شوند اما تحقیقات نشان می دهد که شباهت بیشتر با رضایت زناشویی بالاتر دارای ضریب همبستگی مثبت است، زیرا افراد احساس راحتی بیشتری با فرد مشابه خود دارند و می توانند با یکدیگر بهتر همدردی کرده و علایق مشترک فی ما بین را دنبال کنند (موسوی، 1382)
رضایت زناشویی طی سال های فرزند پروری افت می کند و بیشترین میزان آن متعلق به قبل از تولد فرزندان و پس از ترک آنان است . علت آن که قبل و بعد از فرزندان میزان رضایت زناشویی بالاتر است ان است که در این دوران زوجین وقت و انرژی بیشتری را صرف یکدیگر می کنند و موقعیت های درگیری زای کمتری (اداره فرزندان) برای ایشان پیش می آید (همان منبع).
همچنین اغلب مطالعات زمینه یابی تفاوت های گسترده ای را در زمینه فراوانی فعالیت های جنسی مطرح کرده اند، اما همگی هماهنگی جنسی و اهمیت آن بر میزان رضایت را مهم دانسته اند. گاهی ممکن است زوجین برای کنار آمدن با نارضایتی زناشویی و مشکلات جنسی ( که اغلب ناشی از عدم هماهنگی است ) به درمانگر مراجعه کنند (همان منبع).
2-1-2 ایجاد رضایت زناشویی
احمد ی، (1383) در مورد ایجاد رضایت زناشویی عنوان می کند :
تحقیقات نشان داده که روابط دو تایی زن و شوهر در بین سایر ابعاد سازگاری زناشویی نقش محوری دارد. روابط متشکل از درک و فهم صمیمیت و همدلی و مراودات کلامی و غیر کلامی در بین زوجین است.
در بسیاری از موارد روابط دو تایی به عنوان عامل اصلی در رضایت زناشویی تلقی می شود روابط دوتایی زوجین بیشتر در دوره نامزدی و سال اول ازدواج شکل می گیرد و تلاش برای بهبود و ارتقای روابط دو تایی در این دوره ضروری است.
طبق نظر کاسلوو رابیسن6، (1996) مشارکت در حل تعارض و اجماع و همفکری زوجین عوامل عمده رضایت زناشویی هستند وجود تعارض در روابط زناشویی اجتناب ناپذیر است. مهم این است که زوجین توان مواجهه با تعارض و حل آن را داشته باشند. زوجین باید از وجود تعارض نهراسند و یا تعارض را تبدیل به مشکل نکنند.
روابط جنسی نقش مهمی در افزایش صمیمیت زن و شوهر دارد و همچنین بخشی از هدف ازدواج را تامین می کند وجود مشکل در روابط جنسی هم علت و هم معلول ناسازگاری زناشویی است بهبود این روابط می تواند بخشی از رضایت زناشویی را تامین کند.
موضوعات شخصی و ارتباط با اقوام و دوستان نیز از ابعاد قابل توجه در سازگاری زناشویی است بعد موضوعات شخصی در سازگاری زناشویی، درک شخص از همسرش با توجه به رفتارها و ویژگی ها، سطح رضایت یا عدم رضایت از سلیقه ها را مطرح می کند و بعد ارتباط با اقوام و دوستان احساسات وعلایق مربوط به روابط خانواده اصلی خویشاوندان اقوام و دوستان همسر را ارزیابی می کند.
موضوعات شخصی به وسیله ها ورفتارهای فردی زوجین اطلاق می شود که ممکن است از سوی همسر قابل پذیرش نباشد و مشکل ایجاد کند همچنین برقراری مراودات برون خانوادگی و تنظیم کمی و کیفی روابط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان و تعیین دوستان مشترک جز تکالیف زندگی زناشویی به ویژه در اویل ازدواج است.
معمولا رفتارهای فردی موجب شکل گیری قواعد در بین زوجین می شود بنابراین پذیرش سلیقه ها و رفتار همسر و یا به عبارتی دیگر بروز رفتارهای مقبول از سوی همسر می تواند روابط دوتایی را شکل دهد و زمینه ر برای برقراری تفاهم در بین زوجین ایجاد کند . اصلاح رفتارهای فردی ضمن بهبود تعاملات بین فردی موجب رضایت شخصی و بهبود روابط اجتماعی و علی الخصوص ارتباط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان می شود.
زوج خوشبخت و کامل
نانسی گود7 ، به نقل از داورپناه ( 1384) زوج کامل و خوشبخت را این گونه تعریف می کند :
زوج کامل، مسالمت جو است. ممکن است زن و شوهر در مواردی اختلاف نظر پیدا کنند و حتی با یکدیگر به مشاجره بپردازند اما می توانند هم چنان به شیوه ای عاشقانه به زندگی مشترک خود ادامه دهند. زوج کامل خود انگیخته است . چنین زن وشوهری می توانند توافق کنند که جایگاه خاصی را برای تغییر قایل شوند حال چه تغییر در مسیر زندگی شان باشد و چه تغییر در دیدگاهشان نسبت به خلق و خو یا تصمیماتی که می گیرند، چنین زوجی می توانند چه در خلوت و چه در حضور دیگران با یکدیگر صمیمی باشند . هر یک از آن ها برای رشد و تعالی همسر خود حمایتی اساسی فراهم می کند چنین همسرانی می توانند وضعیت عاطفی همدیگر را درک کنند و بپذیرند اما نه تا حدی که لازم شود تفاوت های موجود را بپوشاند زوج خوشبخت سعی می کنند تا احساسات خود را به زبان بیاورند و سپس بدون آن که از این ابراز احساسات دلسرد یا پشیمان شوند ، آن ها را به دست فراموشی می سپارند و کلام آخر آن که هر یک از دو همسر علی رغم آن که به وجود تفاوت میان خود با همسر خویش اذعان دارد به شدت مراقب و دوستدار دیگری است.
2-1-3 علل مشکلات و تعارضات در میان زوجین
خانواده های مشکل دار تعادل خاصی را بارها و بارها تکرار می کنند انگار آنها رقص جمعی می کنند و هروقت فرصتی به چنگ آورند رقص خودشان را می کنند در گذر زمان آنها برای هر مشکل راه خاصی را برای رفتار با یکدیگر توسعه می دهند هر کدام نقش خاص خودشان را ایفا می کنند پس هر گاه توالی ها آغاز می شوند هر فردی نقش خاص خود را به کمال ایفا خواهد کرد. چون مشکل خانواده از طریق یک الگوی ناسازگار بیان شده است.تجربه خانواده از این الگو تجربه، محرومیت، عصبانیت، اضطراب و معمولا برخی از عناصر تسلیم، خواهد بود.
اعضای خانواده از این که تعاملات پیرامون این الگو یاری دهنده نیستند آگاهند اما هر فردی رفتار اعضای دیگر را یاری دهنده نخواهد یافت در حالی که رفتار خود را کوششی برای حل مشکل تلقی خواهد کرد.
ذهن خانواده های مشکل دار غالبا آن قدر بر مشکلات کنونی و یا به آنچه گذشته متمرکز است که به گونه ای عمل می کند که انگار آینده ای وجود ندارد فردا تکرار امروز است این جهت گیری منجر به توقف استراتژی های حل مشکل می شود زیرا که راه های جایگزین رفتار مورد ملاحظه قرار نگرفته اند از طرف دیگر خانواده هایی وجود دارند که آن قدر از حوادث ویژه ای که در آینده رخ خواهد داد هراسناکنند که زندگی امروز را به منزله وظیفه ای بی پایان برای پیش گیری از وقوع آن رویدادها می نگرند به همین نحو است تمرکز بیش از حد بر یک مقطع زمانی ویژه که از توسعه دامنه ای از رفتار کنونی امروز ممانعت می کند. (تبریزی1389).
2-1-4 اثرات طلاق
امروزه طلاق آنچنان معمول است که بخشی از ازدواج به شمار می رود افرادی بی درنگ ازدواج می کنند طلاق می گیرند و دوباره ازدواج می کنند تک همسری پیاپی8 بسیار رواج یافته است متاسفانه بسیاری از افراد آماده تجربه رنج و ضربه ی روانی ناشی از طلاق نیستند. حال ما به بررسی اثرهای مثبت و منفی طلاق بر زن و شوهر می پردازیم : (برنشتاین،9 1380) بی تردید همه طلاق ها اثرهای منفی ندارند برای بسیاری از افراد طلاق موهبتی الهی است . طلاق به رابطه های زیان بخش ویرانگر و بسیار دردناک پایان می دهد و به جای آن ها رابطه های پرشور، هیجان انگیز و معنادار را شکل می بخشد. آزادی تازه به دست آمده و دگرگونی امور روزمره ممکن است برای فرد بسیار مثبت باشد احتمال دارد زوج ها سال ها با هم اختلاف داشته باشند و طلاق فرصتی برای زندگی بدون اختلاف فراهم آورد همچنین دو جنبه ی دیگر طلاق احتمال پاداش شخصی را افزایش می دهد، نخست فرصت دوباره به دست گرفتن لگام زندگی و این که دیگر شخصی نگران اثر اعمالش بر نگرش و رفتار همسرش نیست. دوم این که وقتی پای فرزندان در میان باشد پس از طلاق می تواند، بدون ترس دایم از مخالفت های همسرش ، طبق علایق فرزند خود عمل کند در حقیقت پس از طلاق زندگی آسان تر می شود زیرا هم میزان تنش ها و هم شمار درگیری ها کاهش می یابد(برعملی1383).
ولی در واقعیت طلاق این است که بیشتر افراد پس از آن احساس رنج و عذابی فراوان می کنند که به صورت آشفتگی، احساس تنهایی، فقدان هویت، اضطراب، احساس شکست، افسردگی، آزردگی و یا احساس گناه نمایان می شود. به اعتقاد ما بیشتر این هیجان های منفی از سه عامل همبسته سرچمشه می گیرد و به علاوه این عوامل اطلاعاتی درباره نهاد ازدواج به ترتیب زیر برای ما فراهم می آورد (همان منبع) :
1- طلاق این واقعیت را که صمیمیت با همسر پیشین هرگز به دست نخواهد آمد ، قطعی و حتمی می سازد.
2- طلاق از فرد « شخص جدید » می سازد فردی ناراحت، خشن و خطرناک.
3- طلاق امروزه فرد را دگرگون می سازد و دگرگونی های عملی بسیاری در زندگی اش پدید می آورد روی هم رفته این عوامل دلیل های ازدواج افراد را، نیز، در بردارند. روشن است که بیشتر افراد مشتاق ایجاد رابطه ای صمیمانه رضایت بخش و عاشقانه با انسانی دیگرند. به بیان ساده تر پیام طلاق این است : « چنین رابطه ای دست کم در حال حاضر برقرار نمی شود». علاوه بر این طلاق باعث تنهایی فرد، تجربه، و جابجایی مسئولیت های مربوط به خانه می شود. این ها نقش هایی هستند که نه افرادی که به تازگی طلاق گرفته اند با آن ها آشنایند و نه به سادگی می توانند با آنها سازگاری یابند. سرانجام این که بیشتر افراد نظم، ترتیب و ثبات را در زندگی، دوست دارند زندگی پیش بینی ناپذیر چیزی جز هرج و مرج نخواهد بود. بسیاری از دگرگونی های عملی ناشی از طلاق مانند (تصمیم درباره این که چه کسی غذا بپزد، بچه ها را به مدرسه ببرد و جز این ها ) می تواند برای فرد بسیار ویرانگر باشد.
2 -1-5 نقش عشق در ازدواج و تداوم زندگی
قبول این تصور که ازدواج منبع رفاه فردی است باعث شده است تا ازدواج بر اساس عشق مورد پذیرش جامعه قرار گیرد : « صرف نظر از جنبه های مثبت و منفی امکانات گوناگون مردان و زنان جوان سراسر جهان انتخاب خود را کرده اند زنان و مردان جوان بر ازدواج مبتنی بر عشق تاکید دارند (هات فیلد،10 1996). هات فیلد علاقه مند به درک این تغییرات است : و در حال حاضر دردنیا نسبت به نوشته هایی که درباره عشق و ازدواج است نظر مثبت وجود دارد اغلب خوانندگان امیدوارند که تساوی جنسی، آزادی فردی و امکان زندگی بهتر برای همه در سراسر جهان فراهم شود(کرو11و ریدلی12 2003).
دیگران درباره این موضوع نظر متفاوت دارند. دیون13 و دیون ( 2003 ) معتقدند که در جوامع فرد گرا ونه در جوامع جمع گرا عشق پایه ازدواج محسوب می شود.
گرچه عشق در طول تاریخ وجود داشته است اما این موضوع در قرن 19 و 20 به عنوان اساس ازدواج معرفی شد هنوز در بسیاری از مناطق جهان مانند هندوستان، افریقا و بیشتر مناطق آمریکای لاتین و آسیا ازدواج به دلایل اقتصادی و موقعیت اجتماعی صورت می گیرد و بعد از ازدواج ممکن است رابطه عاشقانه به وقوع بپیوندد. در این مناطق عشق شرط لازم برای ازدواج نیست. عشق و داشتن این احساس نه فقط برای فرد بلکه برای افراد دیگر نیز مهم است دیگران سعی می کنند این احساس را درک کنند نسبت به آن توجه داشته باشند و در زمان جدایی یک زوج عاشق احساس تاسف کنند . عاشق فرد مورد نظر خود را ایده آل می بیند و هیچ ضعفی را به او منتسب نمی کند زوج یکدیگر را ایده ال فرض می کنند و نمی توانند توضیح دهند که چرا عاشق این فرد خاص شده اند . این دو عامل ایده آل گرایی و بی منطقی با ناتوانی در توضیح اساس خوش بینی و اضطراب درباره آینده در رابطه است. به نظر می رسد عامل خوش بینی با وجود بی منطقی زوج را به سمت پیدا کردن راه حل برای مشکلات بعدی رابطه خود سوق می دهد. زوج اضطراب دارند چون وقتی مرحله ایده آل بودن به سر می آید چالش گریز ناپذیر برای زوج به وجود می آید تا رابطه خود را براساس واقعیت بنا نهند و با نقاط ضعف زوج خود کنار بیایند برخی رفتارهای ابتدایی زوج عاشق شامل خیره شدن در چشمان یکدیگراحساس نیاز به لمس نزدیکی بدنی، و زمزمه کردن غلوهای عاشقانه است. این تصویر برای همه ما به دلیل تجربه شخصی مشاهده دیگران و توصیف رمان ها آشنا است (کرو و ریدلی 2003).
2-1-6 مدل مثلث عشق استرنبرگ
استربنرگ براي عشق يك مدل مثلثي در نظر گرفته، كه شامل سه ضلع است: شهوت، صمیمیت، تعهد وتصمیم.
این نظریه بیان می کند میزان عشقی که یک فرد تجربه می کند بر قدرت این سه عنصر بستگی دارد. بعلاوه نوع عشقی که هر فرد تجربه می کند به تعامل بین این سه عنصر بستگی دارد.صمیمیت شامل ابراز احساس و احساس وابستگی به یکدیگر می شود. رابطه صمیمانه رابطه ای است که در آن احساس آرامش وجود دارد.شهوت شامل علاقه ی شهوانی زن ومرد به یکدیگراست. انرژی ای که منجر به عشق رمانتیک، تماس فیزیکی، جذبه ی فیزیکی و احساس جنسی می شود، می توان به عنوان شهوت توصیف کرد.عنصر تعهد در رابطه رشد می کند و شامل تصمیم به وفاداری به همسر می شود. تصمیم_تعهد، به این موضوع اشاره که زن وشوهر تصمیم گرفته اند به یکدیگر وفادار باشند و رابطه ی وفادارانه را تشکیل دهند.بر مبناي اين سه جزء، استرنبرگ عشق را به انواع مختلفي تقسيم مي‌كند كه در آن جايگاه و ارتباط اين سه جزء با هم، نشان‌دهنده نوع عشق است:
1. دوست داشتن: در اين نوع عشق، «تعلق» مهم‌ترين عنصر رابطه است، اما احساسات تند و فيزيكي و الزام و سرسپردگي در رابطه وجود ندارد.
2. شيدايي: مهم‌ترين عنصر در اين نوع عشق، احساسات شهواني است و دو عنصر ديگر در آن وجود ندارد.
3. عشق رمانتيك: در اين نوع عشق، تعلق و احساس شهواني وجود دارد، اما عنصر سوم موجود نيست.
4. مؤانست و رفاقت: تعلق و ماندگاري در اين رابطه بسيار مشهود است؛ اما از احساسات تند و شهواني در آن خبري نيست.
5. عشق احمقانه: در اين نوع عشق، احساسات شهواني همراه با الزام حضور دارد، اما تعلق وجود ندارد.
استرنبرگ، هيچ يك از اين انواع عشق را مناسب نمي‌داند؛ بلكه معتقد است هر سه جزء عشق بايد در تركيب و هماهنگي با هم باشند، تا فرد به عشق نهايي برسد. و اين عشق، يك عشق ايده‌آل و مطلوب است (استربنرگ2000).
جانسون، مدل استرنبرگ را قبول دارد، اما آن را كامل نمي‌داند. مازلو نيز عشق را به دو گروه تقسيم مي‌كند:
1. عشق كمبود: يك نوع از عشق، عشق كمبود، عشق خودخواهانه، تسخيري و حرص است؛ در اين عشق، نيازهاي برآورده نشده فرد، دخيل است. يعني فرد ديگري را به اين دليل دوست دارد كه نيازهايش را ارضا مي‌كند. مازلو اين عشق را «عشق كمبود» مي‌نامد. اين نوع عشق مثل اعتياد به دارو است. فرد، خود را به ديگري مي‌آويزد و به دليل نابسندگي خود، نمي‌تواند بدون او هيچ كاري انجام دهد. در واقع همان‌طور كه اعتياد به دارو در طبقه پايين شايع است، اعتياد به اين عشق نيز در طبقه متوسط بسيار شيوع دارد. به نظر مي‌رسد عشق رمانتيك استرنبرگ، همان عشق كمبود مازلو باشد. عشق كمبود، مانند چاهي است كه بايد پر شود. يك خلأ، كه عشق در آن ريخته مي‌شود.
2. عشق وجودي: نوع ديگر عشق، عشق بالغ و فروتن است، كه تنها براساس عشق وجود، ديگري بنا مي‌شود. باز و خودمختار است. متكي به خويش است و آزادانه ارزاني مي‌شود. عشق وجودي، بدون شك ارزشمندتر، بالاتر و بسيار باشكوه‌تر از عشق كمبود است. براي اين نوع از عشق، آزادي تمام و كمال لازم است و منظور از آزادي اين است كه فرد «بي‌همتايي» دروني خود و فرد ديگري را به تمامي پذيرفته باشد.
ميل به سخاوت و تمايل به بخشش و خشنود كردن ديگري، در اين عشق ديده مي‌شود. فرد در تلاش است تا ديگري را بشناسد و همين امر موجب صميميت در دو فرد مي‌گردد) جانسون2009).
عشق مبتني بر كمبود، با حالت تدافعي در طرفين خود نشان مي‌دهد؛ در حالي‌كه ويژگي عشق وجودي، خودانگيختگي و حفظ فرديت در رابطه است. اين عشق فقط معطوف به فرد نيست، بلكه در رابطه فرد با جهان نيز صدق مي‌كند. فرد در اين مرحله، مي‌تواند طبيعت را همان‌گونه كه هست ببيند و از آن لذت ببرد. در صورتي كه عشق مبتني بر كمبود، جهان را پديده‌اي مي‌داند كه قرار است تنها هدف خاصي را ارضا كند.
عشق وجودي هوشيارانه است و از آنجايي كه مالكانه و تسخيري نيست، باعث رنج و عذاب نمي‌گردد. بدون هيچ هدف خاصي، تنها لذت‌بخش و شادي‌آور است. معمولاً از عشق وجودي، به عنوان تجربه‌اي شگفت‌انگيز و بي‌نياز ياد مي‌شود.
2-1-6 اثرات نزدیکی و فاصله در تداوم زندگی
اکثر در ما نگران مفهوم نزدیکی و فاصله را اساس چالش در رابطه می دانند. در حالی که این مفهوم یک مفهوم رشدی ساختاری برای درک ماهیت رابطه صمیمانه و نزدیک است اما به خودی خود نیز مفهوم بسیار ساده ای است (موسوی، 1384).
از نقطه نظر مشاهدات بالینی به نظر می رسد که مفهوم نزدیکی/ فاصله مفهومی یکپارچه نیست بلکه از مجموع چند متغیر متفاوت شکل می گیرد مفهوم کلی نزدیکی/ فاصله اشکال متفاوتی دارد که با هم یا جداگانه حداقل 4 عامل را شکل می دهند که این عوامل می توانند موفقیت درمانی را پیش بینی کند (هال وگ14 و همکاران، 1999) این متغیرها را به این صورت می توان توصیف کرد:
I. نزدیکی جنسی : ویژگی این متغیر به راحتی در رابطه جنس و میزان نزدیکی قابل قبول برای هر زوج مشخص می گردد.
II. نزدیکی جسمی و کلامی : این متغیر گرفتن و دادن مهر و عاطفه را در تعاملات غیر کلامی مانند آسودگی در آغوش گرفتن مشخص می کند ، این نیاز و توانایی قبول و تحمل آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است ، اغلب لازم است به زوج کمک کنیم تا درباره میزان نزدیکی جسمی به توافق برسند.
III. نزدیکی عاطفی : این متغیر با توانایی همدلی با احساسات و تجارب زوج ارتباط دارد و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. وقتی همدردی مخل فرد دیگر است یا فرد دیگر بسیار خود را کنار می کشد می تواند زمینه استرس بین زن و شوهر را فراهم آورد.
IV. نزدیکی عملی : این واژه بالینی برای جنبه هایی از رابطه مورد استفاده قرار می گیرد که با نزدیکی روزانه زوج مرتبط است و شامل مشارکت در انجام وظایف اطلاع از محل و فعالیت زوج دیگر و نقشه کشیدن و سازمان دادن زندگی مشترک با هم یا به تنهایی به وسیله حمایت از فعالیت های یکدیگر است.
در مراحل مختلف چرخه زندگی فردی یا خانوادگی زوج به تفاوت یا میزان نزدیکی یا فاصله توجه می کنند یا وقایع استرس زای زندگی پاسخ های کاملا متفاوت را در هر زوج ایجاد می کنند. برای مثال اگر زن در این دوره میزان نزدیکی جسمی و غیر کلامی بیشتری را انتخاب کند در حالی که شوهر نزدیکی جنسی بیشتری را ترجیح دهد، این دو نیاز متفاوت باعث درگیری زن و شوهر می شود (هال وگ و همکاران، 1999)
2-1-7 نقش فشارهای فرهنگی در رضایت زن و شوهر
در بخش هایی از جامعه سنت های مذهبی و اجتماعی به چالش کشیده شده است آزادی و ابتکارات جدید آزادی بیشتر را به همراه آورده است اما از سوی دیگر این آزادی ها



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد قوچان
دانشکده علوم انسانی، گروه آموزشی مشاوره
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
گرایش : خانواده
عنوان:
رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش
استاد راهنما:
دکتر هاشم نعمتی
نگارش :
معصومه حسینی
تابستان 1394

اینجانب آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته دررشته مشاوره گرایش که درتاریخ از پایان نامه خودتحت عنوان:” دبستانی باکسب نمره دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد میشوم :
1) این پایان نامه/ رساله حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط این جانب بوده ودرمواردیکه ازدستاوردهای علمی وپژوهشی دیگران ( اعم ازپایان نامه،کتاب،مقاله و…..) استفاده نموده ام،مطابق ضوابط ورویه موجود ،نام منبع مورد استفاده وسایرمشخصات آنرادرفهرست مربوطه ذکرودرج کرده ام.
2) این پایان نامه / رساله قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( همسطح، پایین تر یا بالاتر) درسایردانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعدازفراغت ازتحصیل،قصداستفاده وهرگونه بهره برداری اعم ازچاپ ،ثبت اختراع و…… ازاین پایان نامه داشته باشم،ازحوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذنمایم.
4) چنانچه درهرمقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود،عواقب ناشی ازآنرا میپذیرم و واحد دانشگاهی مجازاست بااینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتارنموده ودرصورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی:
تاریخ وامضاء
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد قوچان
دانشکده علوم انساني ، گروه مشاوره
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد ” M.A”
گرايش :خانواده
عنوان
رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
نگارش :
معصومه حسینی
تابستان 1394
هيات داوران :
1-استاد راهنما دکتر نعمتی امضاء
2-استاد ممتحن دکتر اکبری ارغان امضاء
3-استاد ممتحن دکتر عرب هاشمی امضاء
تقدیم به
این پایان نامه را تقدیم میکنم به فرزندانم و استاد گرامی آقای دکتر هاشم نعمتی كسانی که با دل دریایی یشان و نگاه پر عمق و امیدوارانه واژه ((توانستن)) را در رگهای پر تمنایم دمیدند ..
سپاسگزاری :
سپاس و ستایش خداوند منان را که در کنار نعمت‌های بزرگ خود توفیق فراگیری علم را به من عطا فرمود و مرا یاری نمود تا این رساله را به پایان برسانم و حال که انجام این پژوهش را به یاری خداوند متعال به پایان رسانده‏ام، بر خود لازم می‌دانم که از زحمات خالصانه تمامی افرادیکه به طور مستقیم و غیر مستقیم بنده را مساعدت نمودند، صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم. بی شک بدون مساعدت این عزیزان، همین اندک توفیق نیز حاصل نمی‌گردید.
در ابتدا مراتب تشکر و قدردانی خویش را از استاد گرانقدر جناب آقای دکترهاشم نعمتی که راهنمایی این تحقیق را تقبل نمودند که در این پژوهش با کمال بزرگواری من را همراهی نمودند و بر غنای این پژوهش افزودند.
از استاد محترم داور، که داوری جناب آقای دکتر اکبری و سرکار خانم دکتر عرب هاشمی این تحقیق را پذیرفتند، کمال قدردانی را دارم
چکیده :
هدف از این پژوهش رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد است. جامعه آماری مورد نظر در عبارت از کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان ناحیه 5 شهر مشهد است در سال تحصیلی 1394-93 تحصیل می کند. .با توجه به نمونه ها که وجود دارد تعداد حجم نمونه 250 نفر است.جهت جمع آوری داده ها ازسه ابزار عمده الف )رضایت زناشویی انریچ ب) پرسشنامه سلامت عمومی ج) خود پنداره بک صورت پذیرفت.
نتایج :بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برتوانایی های ذهنی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر کار آمدی شغلی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها جذابیت جسمی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد .بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیبها و حسن ها دا نش آموزان ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد.
کلید واژه: رضایت زناشویی –خود پنداره-سلامت روان-دانش آموزان –دبیرستان –ناحیه5
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1بیان مسله :
ازدواج یکی از مهمترین رویدادهای زندگی انسان محسوب می شود که نه تنها در سلامت جسمی و روانی فرد موثر است بلکه نقش مهمی را در ورود انسان به دوره ی بزرگسالی بر عهده دارد(موسوی،1386).
با ازدواج،خانواده تشکیل می شود و نظام خویشاوندی شکل می گیرد و نسل بقا می یابد ازدواج موفق پایه و بنیان عالی برای ایجاد خانواده شاد و مستحکم است( زابو1،ترجمه میر محمد صادقی1384).
ازدواج سنگ بنای خانواده و پاسخی جامعه پسندانه به یکی از نیازهای اساسی انسان ها برای تداوم نسل بشریت است.لزوم پایداری و تداوم محبت و تعلق انسان ها به یکدیگر از یک سو و حفظ اخلاق و روابط صحیح انسانها با یکدیگر و پرورش در محیط عاطفی سالم خانواده از سوی دیگر ضرورت ازدواج را بیش از پیش آشکار می سازد. و البته آسیب به خانواده به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماع موجب پیامدهای وخیمی در کل ساختار و نظام ارزشی فرهنگی یک جامعه خواهد شد(ثنایی،1375). به طور سنتی و معمول اساس تشکیل خانواده با ازدواج گذاشته می شود.همسر گزینی و پیمان زناشویی هر دو نشانه بالندگی و پیشرفت شخصی اند.گزینش همسر بی گمان یکی از مهمترین تصمیماتی است که در زندگی می گیریم(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی 1380).
ازدواج بیش از هر ارتباط دیگری طرفین را مقید می سازد.همچنین زوجین از حق اشتباه کمتری برخوردارند آنچه دو نفرباید پیش از ازدواج بدانند این است که ازدواج مسأله ای نیست که همه بر آن اشراف داشته باشند.ازدواج قدم گذاشتن در یک شراکت کاری است که معمولا جزئیات نحوه برخورد با مشکلات احتمالی به صورت کتبی ذکر می شود(گلاسر وگلاسر،ترجمه نیکو و برازنده ،1383).
امروزه زندگی انسان ها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی شده است.زندگی زناشویی نیز از این قاعده مستثنی نیست.اهداف،نقش ها ،وظایف و نحوه شکل گیری ازدواج در طول زمان تغییر یافته است(برنشتاین و برنشتاین،ترجمه نائینی و منشی،1380).
آنچه مسلم است روابط خوب به سادگی به دست نمی آید،بلکه به دست آوردن آن مستلزم تلاش مداوم و آگاهانه است. جرج لوینگر2 می گوید :آنچه در ایجاد یک رابطه زناشویی خوب یا هر نوع رابطه ی رضایت بخش مهم است،میزان هماهنگی و تناسب شما با همدیگر نیست بلکه مهم آن است که چگونه با ناسازگاری ها مقابله می کنید(کلینکه،ترجمه محمد خانی،1380). فردی که از نظر روانی سالم باشد زندگی زناشویی خوبی را خواهد داشت .زناشویی خوب به معنی آن است که تمام نیازهای روانی و جسمانی جنسی در محیط خانواده تامین شود.سلامت روانی یکی از عوامل مهم در رضایت زناشویی است ). انسان موجودی اجتماعی است و نیاز پیوستگی یکی از نیازهای مهمی است که او را به سمت ارتباط با دیگران سوق می دهد . برایند ارضای نیازهای گوناگون و متعدد زیستی ، روانی ، عاطفی و اجتماعی موجب تمایل به برداشتن اولین گامهای زندگی اجتماعی در انسان گردید ، یعنی زندگی در کنار و همراه با جنس مخالف به ذهن آوردن پیشینه تمایل به جنس مخلف و سوق دادن ذهن به انگیزه این رفتار موید آن است که انسان از ابتدا علاوه بر ارضای نیازهای فیزیولوژیایی در پی ارضای نیازهای ، روانی ، عاطفی و اجتماعی خود نیز بوده است . فرشته فرخ دوست و همکاران (بررسی روابط درون خانواده با تکیه بر موقعیت های اجتماعی و فرهنگی در انسجام خانواده ها ) رضایت مندی زناشویی را اینگونه تعریف می کند : (( رضایت مندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش ها یا احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه اش تعریف می کنند یعنی رضایت مندی زناشویی یک پدیده زناشویی یک پدیده درون فردی از همسر و رابطه است . چنین تعریفی از رضایت مندی زناشویی نشانگر آن است که رضایت مندی یک مفهوم تک بعدی و بیانگر ارزیابی کلی فرد در رباره همسر و رابطه اش است . رضایت مندی زناشویی پیامد توافق زناشویی است و به صورت درونی احساس می شود . اصطلاح توافق زناشویی رابطه مناسب زن و شوهر را توصیف می کند .در رابطه با توافق بالا هر دو زوج به گونه ای رفتار ، تصور ادراک می کنند . که گویا نیازها و انتظارهایشان بر آورده شده و چیزی وجود ندارد که در رابطه شان خلل ایجاد کند .در ازدواج بدون توافق زناشویی مشکلات موجود میان زوجین به حدی زیاد است که آن ها را از احساس بر آورده شدن نیازها و انتظارات باز می دارد اغلب زوج ها جایی بین این دو انتها قرار دارند و زمینه هایی از توافق و نبود توافق را تجربه می کنند .رضایت مندی زناشویی یک مفهوم کلی است که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس می شود . از طرفی رضایت مندی زمانی اتفاق می افتد که روابط زن و شوهر در تمامی حیطه ها بهنجار گزارش می شود لوینسون و همکاران در سال1962 سلامت روان را این طور تعریف کرده اند که سلامت روان عبارت است از این که فرد چه احساسی نسبت به خود و دنیای اطراف ،محل زندگی و اطرافیان دارد خصوصا با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد چگونگی سازش وی با در آمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویش حائز اهمیت است(میلانی فر،1382).از نظر کاپلان و سادوک در سال1991 ،سلامت روان همان حالت بهزیستی و این احساس در فرد است که می تواند با جامعه کنار بیاید و موقعیت های شخصی و ویژگی ها اجتماعی برای او رضایت بخش است .(پور افکاری 1373).سلامت یک خانواده باعث تربیت و پرورش کودکان سالم می شود .این سلامت از ابعاد روانی و جسمی را در بر میگیرد به عنوان مثال اگر کودک در محیطی سرشار از مهر و محبت بزرگ شود مسلما در سن بلوغ درگیر خیلی از مسائل نمی شود. یکی از ابعاد که خانواده در شکل گیری آن نقش دارد خود پنداره یا حرمت خود است . خود پنداره نه محصول فرد به تنهايي و نه محصول خانواده است، كه تركيبي از هر دو است. چگونگي رفتار ما ريشه در نگاهمان نسبت به خودمان دارد. بايد به اين نكته تاكيد كرد كه چنين تصويري مي تواند با افزايش سطح خودآگاهي فرد نسبت به توانايي هايش، به تصويري مثبت و كارآمد تبديل شود و در پي آن رضايت و لذت او … با وجود تفاوت جسمي با ديگران افزايش مي يابد به تعبير روانشناسانه، توانايي فرد در شناخت خود و آگاهي از خود به عنوان موجودي متمايز را (خود آگاهي) و پاسخ به سوال (من كيستم؟‌) همان چيزي است كه خود پنداره ناميده مي شود. هر چه پاسخ افراد به سوال (من كيستم؟) دقيق تر باشد، فرد از توانايي خودآگاهي بيشتري برخوردار خواهد بود درا ين ديدگاه خود (Self) محصولي اجتماعي است گروهي از روانشناسان اجتماعي كه خود را (تعامل گرايان نمادين) يا كنش متقابل نمادي مي نامند، معتقدند كه افراد بر اساس اينكه ديگران در مورد آنها چه نظري دارند يا با آنها چگونه رفتار مي كنند، در مورد خود اظهار نظر مي كنند با توجه به موارد ذکر شده بر آن شدیم بررسی کنیم بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه وجود دارد ؟
1-2 -اهمیت و ضرورت پژوهش:
خانواده یک نظام اجتماعی و از ارکان جامعه را به نوعی کوچکترین سلول اجتماعی می باشد که از مناسبات قانونی و شرعی بین زن و شوهر تشکیل می گردد و وظیفه والدین مراقبت از فرزندان و تربیت آنها، برقراری ارتباطات سالم اعضای خانواده با هم و کمک به استقلال کودکان می باشد. از طرفی به اعتقاد جمعی از روان شناسان، مهمترین ابزار انسان برای رسیدن به سعادت خوشبختی خود پنداره مناسب می باشد. فقدان خود پنداره یا احساس خوب نسبت به خودوتماس با دیگران خود را به صورت خجالت، شرمندگی، خود بینی اغراق آمیز و نیاز به خود نمایی و تمایل شدید به تمجید و تاکید دیگران بروز می دهد(فرهادی، 1384).
به اعتقاد برخی از روان شناسان، هنگام وجود احساس ناراحتی و فقدان شادمانی، خود پنداره افراد کاهش می یابد، به عبارت دیگر ، بین شادمانی وخود پنداره ارتباط علی متقابل وجود دارد.
رفتار و ویژگیهای شخصیتی والدین تحت تاثیر رویدادهایی است که درسالهای زندگی برای آنها اتفاق می افتد از این رو برای درک فرایندهای روانی آنها یعنی ادارک، الگوهای تفکر، انگیزه ها، هیجانها تعارضها و شیوه های مقابله با آن بایستی بدانیم که این فرایندها از کجا سرچشمه می گیرند و چگونه با گذشت زمان تغییر می کنند.
واکنش همه والدین در مقابل فرزندشان یکسان نیست، ولی به طور کلی می توان پذیرفت که قریب به اتفاق والدین کودکان در مقابل فرزندشان به نحوی واکنش ازخود بروز می دهند که نوع و میزان این عکس العمل ها با توجه به جنبه های شخصیتی آنها، زمان بروز واکنش و … با یکدیگر متفاوت می باشد، لذا تمام والدین احتیاج به نوعی کمک دارند تا بتواند ابتدا به طور کامل با مشکلاتشان را با افراد متخصص داشته باشند و از این مهم جز با آگاهی و اطلاع دقیق و مستدل از مسائل و مشکلات والدین دارای فرزند معمول و بررسی وضعیت روانشناختی والدین مسیر نمی گردد با توجه به اینکه وضعیت روانشناختی والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم بر شکل گیری رفتار کودکان و مناسبات اجتماعی خویش تاثیر اساسی دارد بسیار حایز اهمیت خواهد بود که بدانیم که والدین این کودکان دارای چه ویژگیهای شخصیتی بوده و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند تا از این رهگذر داده های دقیق تری جهت استفاده از روشهای مشاوره و توانبخشی و درمان فراهم آورده و زمینه های لازم جهت اقدامات خاص و اساسی در ابعاد مشاوره، انجمن اولیاء و مربیان، کودکان استثنایی،آموزش خانواده و …. فراهم گردد.
نتایج این پژوهش می تواند برای والدین، مربیان و….که مسئول تعلیم و تربیت کودکان هستند الهام بخش باشد یا به احساسات و نیازهای کودکان توجه نموده و در زمینه ی کمک به خود پندار کودکان و سلامت عمومي و رضایتمندی والدین گام بردارد.
1-3-اهداف تحقیق:
هدف کلی: رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین ارتباط والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و اضطراب آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان دخترناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
تعیین رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیب ها و حسن ها دا نش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
1-5- فرضیه های پژوهش:
فرضیه اصلی : رابطه بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین ارتباط والدین و سلامت روان آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و اضطراب آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی آنها برخود پنداره دانش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر مهارت های اجتماعی دا نش آموزان دخترناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
بین رضایت زناشویی والدین و سلامت روان آنها بر عیب ها و حسن ها دا نش آموزان دختر ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد رابطه معنادار وجود دارد.
متغییرها :
متغیر ملاک : رضایتمندی زناشویی
متغیر پیش بین : خود پنداره و سلامت روانی دانش آموزان دختر
کنترل: سن والدین /تحصیلات /وضعیت اقتصادی /تعداد فرزندان
-6-1تعریف متغیرها:
الف)تعاریف نظری:
خود پنداره: منظور از خود پنداره يا خويشتن پنداري ، مجموعه افكار ، احساسات و نگرشهايي است كه هر كس درباره خود پرورش مي دهد . خويشتن پنداري يعني آگاهي هر شخصي از خود ، به عنوان موجودي متمايز ، قادر براي فكر كردن و كاري انجام دادن (گنجي ،1389)
سلامت روان : سازمان بهداشت جهاني (2004) سلامت رواني را به عنوان حالتي از بهزيستي كه درآن فرد توانمندي خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده كرده و براي اجتماع خويش مفيد است تعريف مي‌كند. به طور كلي بهداشت رواني ايجاد سلامت روان به وسيله پيشگيري از ابتلا به بيماري‌هاي رواني، كنترل عوامل موثر بروز آن، تشخيص زودرس، پيشگيري از عوامل ناشي از برگشت بيماريهاي رواني و ايجاد محيط سالم در برقراري روابط صحيح انساني است(ميلاني فرد، 1386).
رضاتمندی زناشویی: فرشته فرخ دوست3 (1384) رضایتمندی را اینگونه تعریف می کند: رضایتمندی زناشویی را بیشتر به صورت نگرش های احساسات کلی فرد درباره همسر و رابطه اش تعریف می کند.
ب)تعاریف عملیاتی:
خود پنداره:نمره بدست آمده در آزمون خود پنداره بک است .
سلامت روان : میزان نمره ای است که آزمودینهای از پرسشنامه 28 ماده ای سلامت روان(GHQ) کسب نمایند.
رضاتمندی زناشویی: : در این تحقیق عبارت است از نمره کسب شده از پرسشنامه اینریچ
فصل دوم
پیشینه و ادبیات پژوهشی
رضایت زناشویی4 و عوامل موثر بر آن
2-1-1 رضایت زناشویی
برای رسیدن به رضایت در زندگی زناشویی عوامل مختلفی موثرند بر اساس تحقیقات نیو من5 و نیومن، ( 1991 ) این عوامل عبارتند از :
1) سطح تحصیلات بالا
2) موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالا
3) شباهت در علایق هش و شخصیت زوجین
4) مرحله اولیه و انتهایی چرخه زندگی خانواده
5) هماهنگی جنسی
6) برای زن، ازدواج دیرتر
البته لازم به ذکر است که ساز و کار های دقیق این عوامل کاملا شناخته شده نیستند احتمالا تحصیلات و موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتر به دلیل به رضایت زناشویی بیشتر می انجامد که افراد دارای این موقعیت ها احتمالا دارای مهارت های حل مشکل بهتری هستند و استرس های مزمن کمتری (مانند زندگی محیط شلوغ) داشته اند. اگرچه اعتقاد عمومی (بخشی از فرهنگ) این است که افراد جذب ضد خود می شوند اما تحقیقات نشان می دهد که شباهت بیشتر با رضایت زناشویی بالاتر دارای ضریب همبستگی مثبت است، زیرا افراد احساس راحتی بیشتری با فرد مشابه خود دارند و می توانند با یکدیگر بهتر همدردی کرده و علایق مشترک فی ما بین را دنبال کنند (موسوی، 1382)
رضایت زناشویی طی سال های فرزند پروری افت می کند و بیشترین میزان آن متعلق به قبل از تولد فرزندان و پس از ترک آنان است . علت آن که قبل و بعد از فرزندان میزان رضایت زناشویی بالاتر است ان است که در این دوران زوجین وقت و انرژی بیشتری را صرف یکدیگر می کنند و موقعیت های درگیری زای کمتری (اداره فرزندان) برای ایشان پیش می آید (همان منبع).
همچنین اغلب مطالعات زمینه یابی تفاوت های گسترده ای را در زمینه فراوانی فعالیت های جنسی مطرح کرده اند، اما همگی هماهنگی جنسی و اهمیت آن بر میزان رضایت را مهم دانسته اند. گاهی ممکن است زوجین برای کنار آمدن با نارضایتی زناشویی و مشکلات جنسی ( که اغلب ناشی از عدم هماهنگی است ) به درمانگر مراجعه کنند (همان منبع).
2-1-2 ایجاد رضایت زناشویی
احمد ی، (1383) در مورد ایجاد رضایت زناشویی عنوان می کند :
تحقیقات نشان داده که روابط دو تایی زن و شوهر در بین سایر ابعاد سازگاری زناشویی نقش محوری دارد. روابط متشکل از درک و فهم صمیمیت و همدلی و مراودات کلامی و غیر کلامی در بین زوجین است.
در بسیاری از موارد روابط دو تایی به عنوان عامل اصلی در رضایت زناشویی تلقی می شود روابط دوتایی زوجین بیشتر در دوره نامزدی و سال اول ازدواج شکل می گیرد و تلاش برای بهبود و ارتقای روابط دو تایی در این دوره ضروری است.
طبق نظر کاسلوو رابیسن6، (1996) مشارکت در حل تعارض و اجماع و همفکری زوجین عوامل عمده رضایت زناشویی هستند وجود تعارض در روابط زناشویی اجتناب ناپذیر است. مهم این است که زوجین توان مواجهه با تعارض و حل آن را داشته باشند. زوجین باید از وجود تعارض نهراسند و یا تعارض را تبدیل به مشکل نکنند.
روابط جنسی نقش مهمی در افزایش صمیمیت زن و شوهر دارد و همچنین بخشی از هدف ازدواج را تامین می کند وجود مشکل در روابط جنسی هم علت و هم معلول ناسازگاری زناشویی است بهبود این روابط می تواند بخشی از رضایت زناشویی را تامین کند.
موضوعات شخصی و ارتباط با اقوام و دوستان نیز از ابعاد قابل توجه در سازگاری زناشویی است بعد موضوعات شخصی در سازگاری زناشویی، درک شخص از همسرش با توجه به رفتارها و ویژگی ها، سطح رضایت یا عدم رضایت از سلیقه ها را مطرح می کند و بعد ارتباط با اقوام و دوستان احساسات وعلایق مربوط به روابط خانواده اصلی خویشاوندان اقوام و دوستان همسر را ارزیابی می کند.
موضوعات شخصی به وسیله ها ورفتارهای فردی زوجین اطلاق می شود که ممکن است از سوی همسر قابل پذیرش نباشد و مشکل ایجاد کند همچنین برقراری مراودات برون خانوادگی و تنظیم کمی و کیفی روابط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان و تعیین دوستان مشترک جز تکالیف زندگی زناشویی به ویژه در اویل ازدواج است.
معمولا رفتارهای فردی موجب شکل گیری قواعد در بین زوجین می شود بنابراین پذیرش سلیقه ها و رفتار همسر و یا به عبارتی دیگر بروز رفتارهای مقبول از سوی همسر می تواند روابط دوتایی را شکل دهد و زمینه ر برای برقراری تفاهم در بین زوجین ایجاد کند . اصلاح رفتارهای فردی ضمن بهبود تعاملات بین فردی موجب رضایت شخصی و بهبود روابط اجتماعی و علی الخصوص ارتباط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان می شود.
زوج خوشبخت و کامل
نانسی گود7 ، به نقل از داورپناه ( 1384) زوج کامل و خوشبخت را این گونه تعریف می کند :
زوج کامل، مسالمت جو است. ممکن است زن و شوهر در مواردی اختلاف نظر پیدا کنند و حتی با یکدیگر به مشاجره بپردازند اما می توانند هم چنان به شیوه ای عاشقانه به زندگی مشترک خود ادامه دهند. زوج کامل خود انگیخته است . چنین زن وشوهری می توانند توافق کنند که جایگاه خاصی را برای تغییر قایل شوند حال چه تغییر در مسیر زندگی شان باشد و چه تغییر در دیدگاهشان نسبت به خلق و خو یا تصمیماتی که می گیرند، چنین زوجی می توانند چه در خلوت و چه در حضور دیگران با یکدیگر صمیمی باشند . هر یک از آن ها برای رشد و تعالی همسر خود حمایتی اساسی فراهم می کند چنین همسرانی می توانند وضعیت عاطفی همدیگر را درک کنند و بپذیرند اما نه تا حدی که لازم شود تفاوت های موجود را بپوشاند زوج خوشبخت سعی می کنند تا احساسات خود را به زبان بیاورند و سپس بدون آن که از این ابراز احساسات دلسرد یا پشیمان شوند ، آن ها را به دست فراموشی می سپارند و کلام آخر آن که هر یک از دو همسر علی رغم آن که به وجود تفاوت میان خود با همسر خویش اذعان دارد به شدت مراقب و دوستدار دیگری است.
2-1-3 علل مشکلات و تعارضات در میان زوجین
خانواده های مشکل دار تعادل خاصی را بارها و بارها تکرار می کنند انگار آنها رقص جمعی می کنند و هروقت فرصتی به چنگ آورند رقص خودشان را می کنند در گذر زمان آنها برای هر مشکل راه خاصی را برای رفتار با یکدیگر توسعه می دهند هر کدام نقش خاص خودشان را ایفا می کنند پس هر گاه توالی ها آغاز می شوند هر فردی نقش خاص خود را به کمال ایفا خواهد کرد. چون مشکل خانواده از طریق یک الگوی ناسازگار بیان شده است.تجربه خانواده از این الگو تجربه، محرومیت، عصبانیت، اضطراب و معمولا برخی از عناصر تسلیم، خواهد بود.
اعضای خانواده از این که تعاملات پیرامون این الگو یاری دهنده نیستند آگاهند اما هر فردی رفتار اعضای دیگر را یاری دهنده نخواهد یافت در حالی که رفتار خود را کوششی برای حل مشکل تلقی خواهد کرد.
ذهن خانواده های مشکل دار غالبا آن قدر بر مشکلات کنونی و یا به آنچه گذشته متمرکز است که به گونه ای عمل می کند که انگار آینده ای وجود ندارد فردا تکرار امروز است این جهت گیری منجر به توقف استراتژی های حل مشکل می شود زیرا که راه های جایگزین رفتار مورد ملاحظه قرار نگرفته اند از طرف دیگر خانواده هایی وجود دارند که آن قدر از حوادث ویژه ای که در آینده رخ خواهد داد هراسناکنند که زندگی امروز را به منزله وظیفه ای بی پایان برای پیش گیری از وقوع آن رویدادها می نگرند به همین نحو است تمرکز بیش از حد بر یک مقطع زمانی ویژه که از توسعه دامنه ای از رفتار کنونی امروز ممانعت می کند. (تبریزی1389).
2-1-4 اثرات طلاق
امروزه طلاق آنچنان معمول است که بخشی از ازدواج به شمار می رود افرادی بی درنگ ازدواج می کنند طلاق می گیرند و دوباره ازدواج می کنند تک همسری پیاپی8 بسیار رواج یافته است متاسفانه بسیاری از افراد آماده تجربه رنج و ضربه ی روانی ناشی از طلاق نیستند. حال ما به بررسی اثرهای مثبت و منفی طلاق بر زن و شوهر می پردازیم : (برنشتاین،9 1380) بی تردید همه طلاق ها اثرهای منفی ندارند برای بسیاری از افراد طلاق موهبتی الهی است . طلاق به رابطه های زیان بخش ویرانگر و بسیار دردناک پایان می دهد و به جای آن ها رابطه های پرشور، هیجان انگیز و معنادار را شکل می بخشد. آزادی تازه به دست آمده و دگرگونی امور روزمره ممکن است برای فرد بسیار مثبت باشد احتمال دارد زوج ها سال ها با هم اختلاف داشته باشند و طلاق فرصتی برای زندگی بدون اختلاف فراهم آورد همچنین دو جنبه ی دیگر طلاق احتمال پاداش شخصی را افزایش می دهد، نخست فرصت دوباره به دست گرفتن لگام زندگی و این که دیگر شخصی نگران اثر اعمالش بر نگرش و رفتار همسرش نیست. دوم این که وقتی پای فرزندان در میان باشد پس از طلاق می تواند، بدون ترس دایم از مخالفت های همسرش ، طبق علایق فرزند خود عمل کند در حقیقت پس از طلاق زندگی آسان تر می شود زیرا هم میزان تنش ها و هم شمار درگیری ها کاهش می یابد(برعملی1383).
ولی در واقعیت طلاق این است که بیشتر افراد پس از آن احساس رنج و عذابی فراوان می کنند که به صورت آشفتگی، احساس تنهایی، فقدان هویت، اضطراب، احساس شکست، افسردگی، آزردگی و یا احساس گناه نمایان می شود. به اعتقاد ما بیشتر این هیجان های منفی از سه عامل همبسته سرچمشه می گیرد و به علاوه این عوامل اطلاعاتی درباره نهاد ازدواج به ترتیب زیر برای ما فراهم می آورد (همان منبع) :
1- طلاق این واقعیت را که صمیمیت با همسر پیشین هرگز به دست نخواهد آمد ، قطعی و حتمی می سازد.
2- طلاق از فرد « شخص جدید » می سازد فردی ناراحت، خشن و خطرناک.
3- طلاق امروزه فرد را دگرگون می سازد و دگرگونی های عملی بسیاری در زندگی اش پدید می آورد روی هم رفته این عوامل دلیل های ازدواج افراد را، نیز، در بردارند. روشن است که بیشتر افراد مشتاق ایجاد رابطه ای صمیمانه رضایت بخش و عاشقانه با انسانی دیگرند. به بیان ساده تر پیام طلاق این است : « چنین رابطه ای دست کم در حال حاضر برقرار نمی شود». علاوه بر این طلاق باعث تنهایی فرد، تجربه، و جابجایی مسئولیت های مربوط به خانه می شود. این ها نقش هایی هستند که نه افرادی که به تازگی طلاق گرفته اند با آن ها آشنایند و نه به سادگی می توانند با آنها سازگاری یابند. سرانجام این که بیشتر افراد نظم، ترتیب و ثبات را در زندگی، دوست دارند زندگی پیش بینی ناپذیر چیزی جز هرج و مرج نخواهد بود. بسیاری از دگرگونی های عملی ناشی از طلاق مانند (تصمیم درباره این که چه کسی غذا بپزد، بچه ها را به مدرسه ببرد و جز این ها ) می تواند برای فرد بسیار ویرانگر باشد.
2 -1-5 نقش عشق در ازدواج و تداوم زندگی
قبول این تصور که ازدواج منبع رفاه فردی است باعث شده است تا ازدواج بر اساس عشق مورد پذیرش جامعه قرار گیرد : « صرف نظر از جنبه های مثبت و منفی امکانات گوناگون مردان و زنان جوان سراسر جهان انتخاب خود را کرده اند زنان و مردان جوان بر ازدواج مبتنی بر عشق تاکید دارند (هات فیلد،10 1996). هات فیلد علاقه مند به درک این تغییرات است : و در حال حاضر دردنیا نسبت به نوشته هایی که درباره عشق و ازدواج است نظر مثبت وجود دارد اغلب خوانندگان امیدوارند که تساوی جنسی، آزادی فردی و امکان زندگی بهتر برای همه در سراسر جهان فراهم شود(کرو11و ریدلی12 2003).
دیگران درباره این موضوع نظر متفاوت دارند. دیون13 و دیون ( 2003 ) معتقدند که در جوامع فرد گرا ونه در جوامع جمع گرا عشق پایه ازدواج محسوب می شود.
گرچه عشق در طول تاریخ وجود داشته است اما این موضوع در قرن 19 و 20 به عنوان اساس ازدواج معرفی شد هنوز در بسیاری از مناطق جهان مانند هندوستان، افریقا و بیشتر مناطق آمریکای لاتین و آسیا ازدواج به دلایل اقتصادی و موقعیت اجتماعی صورت می گیرد و بعد از ازدواج ممکن است رابطه عاشقانه به وقوع بپیوندد. در این مناطق عشق شرط لازم برای ازدواج نیست. عشق و داشتن این احساس نه فقط برای فرد بلکه برای افراد دیگر نیز مهم است دیگران سعی می کنند این احساس را درک کنند نسبت به آن توجه داشته باشند و در زمان جدایی یک زوج عاشق احساس تاسف کنند . عاشق فرد مورد نظر خود را ایده آل می بیند و هیچ ضعفی را به او منتسب نمی کند زوج یکدیگر را ایده ال فرض می کنند و نمی توانند توضیح دهند که چرا عاشق این فرد خاص شده اند . این دو عامل ایده آل گرایی و بی منطقی با ناتوانی در توضیح اساس خوش بینی و اضطراب درباره آینده در رابطه است. به نظر می رسد عامل خوش بینی با وجود بی منطقی زوج را به سمت پیدا کردن راه حل برای مشکلات بعدی رابطه خود سوق می دهد. زوج اضطراب دارند چون وقتی مرحله ایده آل بودن به سر می آید چالش گریز ناپذیر برای زوج به وجود می آید تا رابطه خود را براساس واقعیت بنا نهند و با نقاط ضعف زوج خود کنار بیایند برخی رفتارهای ابتدایی زوج عاشق شامل خیره شدن در چشمان یکدیگراحساس نیاز به لمس نزدیکی بدنی، و زمزمه کردن غلوهای عاشقانه است. این تصویر برای همه ما به دلیل تجربه شخصی مشاهده دیگران و توصیف رمان ها آشنا است (کرو و ریدلی 2003).
2-1-6 مدل مثلث عشق استرنبرگ
استربنرگ براي عشق يك مدل مثلثي در نظر گرفته، كه شامل سه ضلع است: شهوت، صمیمیت، تعهد وتصمیم.
این نظریه بیان می کند میزان عشقی که یک فرد تجربه می کند بر قدرت این سه عنصر بستگی دارد. بعلاوه نوع عشقی که هر فرد تجربه می کند به تعامل بین این سه عنصر بستگی دارد.صمیمیت شامل ابراز احساس و احساس وابستگی به یکدیگر می شود. رابطه صمیمانه رابطه ای است که در آن احساس آرامش وجود دارد.شهوت شامل علاقه ی شهوانی زن ومرد به یکدیگراست. انرژی ای که منجر به عشق رمانتیک، تماس فیزیکی، جذبه ی فیزیکی و احساس جنسی می شود، می توان به عنوان شهوت توصیف کرد.عنصر تعهد در رابطه رشد می کند و شامل تصمیم به وفاداری به همسر می شود. تصمیم_تعهد، به این موضوع اشاره که زن وشوهر تصمیم گرفته اند به یکدیگر وفادار باشند و رابطه ی وفادارانه را تشکیل دهند.بر مبناي اين سه جزء، استرنبرگ عشق را به انواع مختلفي تقسيم مي‌كند كه در آن جايگاه و ارتباط اين سه جزء با هم، نشان‌دهنده نوع عشق است:
1. دوست داشتن: در اين نوع عشق، «تعلق» مهم‌ترين عنصر رابطه است، اما احساسات تند و فيزيكي و الزام و سرسپردگي در رابطه وجود ندارد.
2. شيدايي: مهم‌ترين عنصر در اين نوع عشق، احساسات شهواني است و دو عنصر ديگر در آن وجود ندارد.
3. عشق رمانتيك: در اين نوع عشق، تعلق و احساس شهواني وجود دارد، اما عنصر سوم موجود نيست.
4. مؤانست و رفاقت: تعلق و ماندگاري در اين رابطه بسيار مشهود است؛ اما از احساسات تند و شهواني در آن خبري نيست.
5. عشق احمقانه: در اين نوع عشق، احساسات شهواني همراه با الزام حضور دارد، اما تعلق وجود ندارد.
استرنبرگ، هيچ يك از اين انواع عشق را مناسب نمي‌داند؛ بلكه معتقد است هر سه جزء عشق بايد در تركيب و هماهنگي با هم باشند، تا فرد به عشق نهايي برسد. و اين عشق، يك عشق ايده‌آل و مطلوب است (استربنرگ2000).
جانسون، مدل استرنبرگ را قبول دارد، اما آن را كامل نمي‌داند. مازلو نيز عشق را به دو گروه تقسيم مي‌كند:
1. عشق كمبود: يك نوع از عشق، عشق كمبود، عشق خودخواهانه، تسخيري و حرص است؛ در اين عشق، نيازهاي برآورده نشده فرد، دخيل است. يعني فرد ديگري را به اين دليل دوست دارد كه نيازهايش را ارضا مي‌كند. مازلو اين عشق را «عشق كمبود» مي‌نامد. اين نوع عشق مثل اعتياد به دارو است. فرد، خود را به ديگري مي‌آويزد و به دليل نابسندگي خود، نمي‌تواند بدون او هيچ كاري انجام دهد. در واقع همان‌طور كه اعتياد به دارو در طبقه پايين شايع است، اعتياد به اين عشق نيز در طبقه متوسط بسيار شيوع دارد. به نظر مي‌رسد عشق رمانتيك استرنبرگ، همان عشق كمبود مازلو باشد. عشق كمبود، مانند چاهي است كه بايد پر شود. يك خلأ، كه عشق در آن ريخته مي‌شود.
2. عشق وجودي: نوع ديگر عشق، عشق بالغ و فروتن است، كه تنها براساس عشق وجود، ديگري بنا مي‌شود. باز و خودمختار است. متكي به خويش است و آزادانه ارزاني مي‌شود. عشق وجودي، بدون شك ارزشمندتر، بالاتر و بسيار باشكوه‌تر از عشق كمبود است. براي اين نوع از عشق، آزادي تمام و كمال لازم است و منظور از آزادي اين است كه فرد «بي‌همتايي» دروني خود و فرد ديگري را به تمامي پذيرفته باشد.
ميل به سخاوت و تمايل به بخشش و خشنود كردن ديگري، در اين عشق ديده مي‌شود. فرد در تلاش است تا ديگري را بشناسد و همين امر موجب صميميت در دو فرد مي‌گردد) جانسون2009).
عشق مبتني بر كمبود، با حالت تدافعي در طرفين خود نشان مي‌دهد؛ در حالي‌كه ويژگي عشق وجودي، خودانگيختگي و حفظ فرديت در رابطه است. اين عشق فقط معطوف به فرد نيست، بلكه در رابطه فرد با جهان نيز صدق مي‌كند. فرد در اين مرحله، مي‌تواند طبيعت را همان‌گونه كه هست ببيند و از آن لذت ببرد. در صورتي كه عشق مبتني بر كمبود، جهان را پديده‌اي مي‌داند كه قرار است تنها هدف خاصي را ارضا كند.
عشق وجودي هوشيارانه است و از آنجايي كه مالكانه و تسخيري نيست، باعث رنج و عذاب نمي‌گردد. بدون هيچ هدف خاصي، تنها لذت‌بخش و شادي‌آور است. معمولاً از عشق وجودي، به عنوان تجربه‌اي شگفت‌انگيز و بي‌نياز ياد مي‌شود.
2-1-6 اثرات نزدیکی و فاصله در تداوم زندگی
اکثر در ما نگران مفهوم نزدیکی و فاصله را اساس چالش در رابطه می دانند. در حالی که این مفهوم یک مفهوم رشدی ساختاری برای درک ماهیت رابطه صمیمانه و نزدیک است اما به خودی خود نیز مفهوم بسیار ساده ای است (موسوی، 1384).
از نقطه نظر مشاهدات بالینی به نظر می رسد که مفهوم نزدیکی/ فاصله مفهومی یکپارچه نیست بلکه از مجموع چند متغیر متفاوت شکل می گیرد مفهوم کلی نزدیکی/ فاصله اشکال متفاوتی دارد که با هم یا جداگانه حداقل 4 عامل را شکل می دهند که این عوامل می توانند موفقیت درمانی را پیش بینی کند (هال وگ14 و همکاران، 1999) این متغیرها را به این صورت می توان توصیف کرد:
I. نزدیکی جنسی : ویژگی این متغیر به راحتی در رابطه جنس و میزان نزدیکی قابل قبول برای هر زوج مشخص می گردد.
II. نزدیکی جسمی و کلامی : این متغیر گرفتن و دادن مهر و عاطفه را در تعاملات غیر کلامی مانند آسودگی در آغوش گرفتن مشخص می کند ، این نیاز و توانایی قبول و تحمل آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است ، اغلب لازم است به زوج کمک کنیم تا درباره میزان نزدیکی جسمی به توافق برسند.
III. نزدیکی عاطفی : این متغیر با توانایی همدلی با احساسات و تجارب زوج ارتباط دارد و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. وقتی همدردی مخل فرد دیگر است یا فرد دیگر بسیار خود را کنار می کشد می تواند زمینه استرس بین زن و شوهر را فراهم آورد.
IV. نزدیکی عملی : این واژه بالینی برای جنبه هایی از رابطه مورد استفاده قرار می گیرد که با نزدیکی روزانه زوج مرتبط است و شامل مشارکت در انجام وظایف اطلاع از محل و فعالیت زوج دیگر و نقشه کشیدن و سازمان دادن زندگی مشترک با هم یا به تنهایی به وسیله حمایت از فعالیت های یکدیگر است.
در مراحل مختلف چرخه زندگی فردی یا خانوادگی زوج به تفاوت یا میزان نزدیکی یا فاصله توجه می کنند یا وقایع استرس زای زندگی پاسخ های کاملا متفاوت را در هر زوج ایجاد می کنند. برای مثال اگر زن در این دوره میزان نزدیکی جسمی و غیر کلامی بیشتری را انتخاب کند در حالی که شوهر نزدیکی جنسی بیشتری را ترجیح دهد، این دو نیاز متفاوت باعث درگیری زن و شوهر می شود (هال وگ و همکاران، 1999)
2-1-7 نقش فشارهای فرهنگی در رضایت زن و شوهر
در بخش هایی از جامعه سنت های مذهبی و اجتماعی به چالش کشیده شده است آزادی و ابتکارات جدید آزادی بیشتر را به همراه آورده است اما از سوی دیگر این آزادی ها



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید