چکیده
بادام زمینی یکی از گیاهان استراتژیک استان گیلان است که مقام سوم دانه های روغنی جهان را به خود اختصاص داده است. در این تحقیق که به بررسی عوامل مدیریتی و اقتصادی موثر بر ضایعات بادام زمینی و نیز تجزیه و تحلیل عوامل، میزان تاثیر گذاری هر یک از عوامل بر ضایعات محصول از طریق استخراج نظرات بهینه کشاورزان از جمله کشاورزان مناطق آستانه اشرفیه و بندرکیاشهر به منظور شناسایی مناسب تر عوامل و اقدام در رفع آنها به ترتیب شدت عوامل موثر بر ضایعات محصول پرداخته شده است. در این تحقیق از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده های تحقیق پرسشنامه
می باشد. فرضیات تحقیق که همان وجود رابطه معنا دار بین عوامل مدیریتی، نهادی – سیاستی و اقتصادی و اثر گذاری بیشتر ویژگی های نهادی – سیاستی در بین عوامل مذکور بر ضایعات بادام زمینی، از طریق آزمون T-TEST مورد اندازه گیری قرار گرفتند و بر اساس نتایج حاصل از این آزمون، با اطمینان 95%
می توان گفت که بین عوامل ذکر شده و ضایعات بادام زمینی رابطه معنا دار وجود دارد. همچنین با توجه به گروهبندی افراد شرکت کننده در پژوهش از نظر سنی و تحصیلات، تمامی افراد با هر گروه سنی و با هر تحصیلاتی عنوان داشتند که دو عامل ناکارآمدی بازار و بازاریابی و نیز مدیریت نامناسب تولید، بیشترین اثر را بر ایجاد ضایعات در محصول بادام زمینی دارند.
کلید واژه : بادام زمینی، محصولات کشاورزی، ضایعات، نهاده
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
با توجه به رشد سريع جمعيت جهان،  افزايش تقاضا براي غذا، تأمين نيازهاي تغذيه اي جمعيت رو به رشد آينده و دسترسي به غذاي كافي، توسعه كشاورزي و تكنولوژي آن بايستي از اولويت هاي هر كشور باشد. بدون شك اين توسعه، چگونگي حركت عوامل مؤثر بر فرآیند كشاورزي را مي طلبد. صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان مهمترين عامل پس از توليد بايد در وراي مسائلي مانند آب، خاك، زمين، نهاده هاي كشاورزي (عوامل دروني) و سرمايه گذاري، مديريت، قدرت خريد، توزيع عادلانه (عوامل بيروني) بررسي شود (حاتمی، 1391). اين صنايع با نقش بسيار مؤثر بر توسعه كشاورزي و کاهش ضایعات براي استقرار جايگاه در عوامل بيروني و دروني همواره مورد بحث كارشناسان قرارگرفته است. بقا و تداوم حيات بشر نه تنها بستگي به تأمين مواد غذايي بلكه فراتر از آن امنيت غذايي با تعريف دسترسي همه مردم به غذاي كافي، براي زندگي سالم و فعال در تمام اوقات دارد. امنيت غذايي علاوه بر توليد مواد اوليه، به معناي حفظ و نگهداري مواد غذايي به صورت كافي و سالم و با حفظ ارزش هاي تغذيه اي در همه زمان هاست (رحیمی، 1391). به طور قطع در راستاي تأمين امنيت غذايي، صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان فرآوري كننده، نگهدارنده و حافظ مواد غذايي با حفظ ريز و درشت  مغذي ها و در نهايت تأمين كالري مورد نياز بدن انسان نقش بسيار مؤثر و ناگسستني در حركت به سوي توسعه بخش كشاورزي و تهيه و تأمين غذايي با تعريف بيان شده دارد. با توجه به افزایش جمعیت و کاهش اراضی کشاورزی، توجه به بهره برداری مناسب از نهاده ها و محصولات کشاورزی امری اجتناب ناپذیر است، بنابراین بررسی ضایعات کشاورزی، می تواند گامی باشد در جهت شناخت پتانسیل های موجود در هر محصول و برداشتن گام موثر در راستای رسیدن به ارزش افزوده و تولید بیشتر که این امر خود منجر به دستیابی به اقتصادی پویا خواهد شد.
1-2- بیان مسئله و اهمیت موضوع
بادام زميني با نام علمي Arachis Hypogaea گياهي است از تيره نخود (leguminosae)، بادام زمینی گیاه بومی برزیل بوده و از آنجا به نقاط دیگر دنیا راه یافته است. آب و هوای گرم برای کشت این گیاه مناسب می‌باشد. بادام زمینی گیاهی است یکساله چنانچه ناحيه فاقد يخبندان باشد ظرفيت چند ساله شدن را دارد دارای ساقه‌ای راست و کوتاه که ارتفاع آن در حدود 30 سانتیمتر می‌باشد. برگهای آن مرکب از دو زوج برگچه است گلهای آن دو نوع متفاوت به رنگ زرد می‌باشد گلها كامل و خودگشن مي باشد . پس از تلقیح ، دم گل خم شده و به سطح خاک می‌ رسد و سپس به تدریج در خاک فرو رفته و میوه در داخل خاک تشکیل می‌شود.کشاورزی در ایران به دلیل وجود تنوع آب و هوایی، پراکندگی و کوچکی مزارع در بیش تر نقاط کشور و نوسانات قیمتی محصول و نهاده ها، فعالیتی با ریسک بالا است. ماهیت ریسکی فعالیت های کشاورزی در نواحی مختلف، کشاورزان را وادار می کند تا با کاربرد و آزمون شیوه های مدیریتی گوناگون، اثرات نامطلوب عوامل ریسکی طبیعی و اقتصادی را بر نوسانات عملکرد و درآمد، اداره و مهارکنند. در میان بخش های اقتصادی یک کشور در حال توسعه، بخش کشاورزی به عنوان تامین کننده غذای جامعه از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است (میشرا و همکاران، 2004)1. به منظور افزایش بهره وری در اقتصاد ایران نیز باید به عنوان یکی از بخش های مهم و عمده فعالیت اقتصادی در کشور توجه خاص کرد. زیرا این بخش در حال حاضر حدود 15 درصد از تولید ناخالص، 21 درصد از اشتغال، 22 درصد از صادرات غیرنفتی کشور را به خود اختصاص می دهد. همچنین 1/80 درصد عرضه مواد غذایی و 90 درصد نیازهای واحدهای صنایع تبدیلی را طی دهه اخیر تامین کرده است، اما میانگین سالانه نرخ رشد بهره وری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی در طول سال های 1342- 1382 منفی 08/3 درصد بوده است (محبوب، 2005)2، مشکلات بخش کشاورزی هرچه باشد، نشانه هایی از نازل بودن بهره وری را می توان در آن پیدا کرد. این مشکلات در کلیه مراحل قبل و پس از تولید محصولات کشاورزی از قبیل تامین و مصرف نهاده ها، به روش های تولید، برداشت، حمل و نقل، نگهداری توزیع، تبدیل و مصرف شهود است (کاش، 1990)3. لذا می بایست به افزایش بهره وری در بخش کشاورزی به عنوان یکی از بخش های مهم و عمده فعالیت اقتصادی در کشور توجه خاص کرد، زیرا افزایش بهره رشد در این بخش با توجه به ساختار ویژه اقتصادی کشور می تواند در جهت دستیابی به هدف های اقتصادی کمک کننده باشد (کوروساکی، 2003)4. بر اساس تخمین وزارت جهاد کشاورزی در سال 1385 از 85 میلیون تن محصول کشاورزی تولید شد، 15 میلیون تن آن را ضایعات تشکیل می دهد، با توجه به سهم 25 درصدی بخش کشاورزی از صادرات غیرنفتی و ارزآوری، حدود 2 میلیارد دلار این بخش، کاهش کامل ضایعات می تواند از ارزآوری این بخش را بین 350 تا 400 میلیون دلار افزایش می دهد (بی نام، 1385). در شرایط کنونی یکی از معضلات اصلی بخش کشاورزی ایران ضایعات می باشد. با توجه به اهمیت استراتژیک بادام زمینی در ایران و بالاخص استان های گیلان و مازندران، برای رسیدن به خودکفایی نسبی و ارزش افزوده بیشتر، نوع برخورد با ضایعات و چگونگی کاهش آن مهم است. از آنجایی که استان گیلان مهم ترین قطب تولید بادام زمینی کشور محسوب می شوند که سهم گیلان سالانه حدود 4 تن در هکتار محاسبه شده است. این مطالعه در نظر دارد که ضایعات بادام زمینی و عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موثر بر ضایعات بادام زمینی را بررسی نماید.
1-3- اهداف تحقیق
شناسایی و اولویت بندی عوامل اقتصادی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
شناسایی و اولویت بندی عوامل اجتماعی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
شناسایی و اولویت بندی عوامل مدیریتی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
تعیین مهم ترین متغیرهای اثر گذار بر افزایش و کاهش ضایعات بادام زمینی و ارائه راهکار مناسب جهت کاهش ضایعات
1-4- فرضیه های تحقیق
عوامل اقتصادی بیش از عوامل اجتماعی بر ضایعات بادام زمینی از تولید تا مصرف موثر هستند.
عوامل مدیریتی بیش از عوامل اقتصادی بر ضایعات بادام زمینی از تولید تا مصرف موثر هستند.
1-5- بادام زمینی
1-5-1- کلياتي در مورد بادام زميني
بادام زميني از خانواده بقولات5 و يکي از عمده ترين نباتات زراعي جهان است (احمدی، 1368). بادام زميني که به اسامي گوناگوني نظير پسته شامي، بادام کوهي نيز ناميده مي شود معمولاً در تمام
کشور هاي استوايي و نيمه استوايي به منظور استفاده خوراکي از آن کشت مي گردد.
بادم زميني با نام علمي (Arachis heypogaea) گياهي است تتراپلوئيد 2n=4x=40 که به زبان انگليسي گروندنات6، به زبان آمريکايي پينات7، به زبان فرانسه آراکيد8 ناميده مي شود .
1-5-2- تاريخچه
بادام زميني از آمريکاي جنوبي منشاء يافته است. گزارشات باستان شناسي حاکي است که بين 300 تا 2500 سال قبل از ميلاد بادام زميني کشت مي شده است . احتمالاً چندين گياه ديپلوئيد نوع وحشي در منشاء واريته هاي تتراپلوئيد دخالت داشته است. به نظر مي رسد که گياهان بومي توسط بوميان آمريکاي جنوبي، با انتخاب در گونه هاي وحشي و يا به وسيله تلاقي به شکل پر محصول در آمده اند (اسمارت، 2004)9. واريته hirsute که يک بادام زميني اوليه است از زمين هاي آبي پرو، تقريباً نزديک مناطق باستاني که ابتدايي ترين گياه بادام زميني در آن ثبت شده است توسط آرون (1989) جمع آوري شده است. رائو در سال 1987 گزرش کرد که جنس هايArachis به طور طبيعي به 5 کشور درآمريکاي جنوبي (آرژانتين، بوليوي، برزيل، پاراگوئه، و اوروگوئه) تطابق پيدا کرده اند و شامل 70 زير گونه مي باشند (اسمارت، 2004). بر اساس آمار فائو در سال 2010، سطح کشت بادام زميني در ايران 1400 هکتار و توليد ميوه آن 24286 تن بوده است (اسمارت، 2004). عمده ترين مناطق کشت بادام زميني در ايران منطقه آستانه اشرفيه در استان گيلان، صفي آباد دزفول و جيرفت مي باشد.
ميزان عملکرد در آستانه اشرفيه و بندرکياشهر حدود 3500-4000 تن در هکتار است. درصد پوست و مغز به انواع مختلف بادام زميني بستگي دارد و در واريته هاي محلي حدود 60 درصد مغز و 40 درصد پوسته مي باشد. ولي در ارقام اصلاح شده 70 درصد دانه، مغز است. در نتيجه آزمايش هايي که در سال 1346 در موسسه اصلاح و تهيه نهال و بذر گيلان انجام گرديده است، رقم نرث کارولينا10 حدود 2580 کيلوگرم در هکتار و رقم محلي 1370 کيلوگرم در هکتار عملکرد داشته است. عملکرد هکتاري در آزمايش هاي صفي آباد دزفول به 4 تن در هکتار و بيشتر رسيده است (سعادت لاجوردی، 1359) .
1-5-3- اهميت اقتصادي
بادام زميني از دانه هاي روغني اصلي جهان و از گياهان غذايي محسوب مي شود (سعیدی مهرورز، 1381). بادام زميني بيشتر به خاطر دانه آن که از نظر روغن و پروتئين و کربو هيدرات ها غني است، کشت مي شود. به طور کلي هر صد گرم قسمت خوراکي بادام زميني، تقريباً شامل 4/5 گرم آب، 4/30 گرم پروتئين، 7/47 گرم چربي، 7/11 گرم کربوهيدرات، 5/2 گرم فيبر و 0/23 گرم خاکستر است. ميانگين ميزان انرژي در هر صد گرم معادل با 2457 کيلو ژول است. بادام زميني منبع خوبي از ويتامين هاي EوB است. وزن دانه بادام زميني به ازاي هر صد عدد بين 25 و 115 گرم متغيير است. دانه هاي بادام زميني به دليل دارا بودن روغن و پروتئين زياد با ارزش هستند. ميزان پروتئين خام در دانه هاي آن در دامنه اي بين 22 تا 30 درصد است که با تيپ، رقم، محل، سال و بلوغ فيزيولوژيکي بذر تغيير مي نمايد. ميزان اسيد آسپاراتيک، اسيد گلوتاميک و آرژنين حدود 45% از کل اسيد هاي آمينه برآورده شده است. بادام زميني از کمبود ليزين، متيونين و توروئونين برخوردار است.
ميزان روغن دانه بادام زميني در دامنه اي بين 44 و 56 درصد با ميانگين 50 درصد است. ارقام تيپ ويرجينيا داراي ميزان روغن کمتري نسبت به تيپ هاي اسپانيايي11 است. هشتاد درصد اسيد هاي چرب آن به اسيد هاي اولئيک و لينولوئيک که از جمله اسيد هاي چرب و اشباع نشده اند اختصاص دارند. اسيد پالميتيک به ميزان بيش از 10% و دامنه غلظت اسيد هاي چرب عمومي ديگر از 01/0 درصد تا 4% است. هرقدر نسبت اسيد اولئيک به اسيد لينولوئيک در روغن بادام زميني بيشتر باشد، به همان نسبت روغن پايدارتر است و نسبت به اکسيداسيون حساسيت کمتري دارد. اين نسبت در دامنه هاي رسيده مي تواند در دامنه اي از 0/1 تابيش از 0/3 باشد . ارقام زراعي تيپ اسپانيايي داراي نسبت هاي کمتري از ارقام تيپ ويرجينيا12 است (عرشی، 1362). دانه بادام زميني اغلب در تهيه روغن خوراکي، درکنسروسازي، مارگارين، صابون سازي و… مصرف دارد. قسمتي از محصول نيز به صورت دانه به مقدار زياد در صنايع غذايي مورد استفاده قرار مي گيرد. درصنايع شيريني سازي به تنهايي بيش از 60 نوع شيريني با بادام زميني تهيه مي شود (عرشی، 1362). همچنين اين گياه، تنها گياه از تيره لگوم ها مي باشد که خاصيت نفخ زايي ندارد.
محصول فرعي بادام زميني شاخ و برگ آن ( ماده سبز) است. با برداشت به موقع و مراقبت در خشک کردن بوته ها، از هر هکتار مي توان حدود 5 تن علوفه خشک برداشت کرد. علوفه حاصل از نظر ترکيب موادغذايي مشابه شبدر خشک و از علوفه گياهان تيره گرامينه بهتر است (عرشی، 1362).
فصل دوم
پیشینه تحقیق
2-1- تعریف ضایعات
هر گونه تغييري در کيفيت که منجر به غير قابل دسترس شدن و عدم ايمني محصول شود و درنهايت محصول کشاورزي را براي انسان غير قابل مصرف کند از ديدگاه سازمان خواروبار جهاني (FAO) و برنامه محيط زيست ضايعات مواد غذايي تلقي مي شود.
عده اي از محققين کاهش محصول از مرحله کاشت تا مرحله مصرف را در زمره ضايعات تلقي و دسته اي معتقدند که ضايعات محصول از مرحله برداشت و مراحل فرآروي تا مرحله مصرف را بايد در ارزيابي مورد نظر قرار داد (صلواتیان، 1387).
ضایعات در مفهوم عام آن یعنی، مواد دورانداختنی یا کالاهای غیراستاندارد دفع شده محصول و محصولات جانبی و مواد اضافی ناشی از مصرف بیش از حد مواد اولیه در مراحل مختلف تولید و فرآوری است.
چنین وضعیتی در فرآورده های غذایی و نیز در مرحله پس از برداشت بسیاری از محصولات زراعی وجود دارد. اما بادام زمینی به عنوان یک فرآورده غذایی از محصولاتی نظیر غلات متمایز و از این لحاظ منحصر به فرد است.
در حقیقت ضایعات در بادام زمینی بسیار اندک است زیرا فن آوری تولید چنان تکامل یافته و صحیح است که ضایعات و مواد زائد بسیار اندکی در فرآیند از مرحله کاشت تا هنگام فروش در بازار بر جای می ماند.
استفاده غیرضروری و نامطلوب از سوخت، برق و نیروی انسانی که هزینه تولید را افزایش می دهند نیز باید جزء ضایعات منابع تولید در نظر گرفته شوند. بادام زمینی از این لحاظ باید دستخوش تغییر و اصلاحات گردد.
2-2- ضایعات در بخش کشاورزی
تعريفي که درتوصيف ضايعات محصولات کشاورزي بيشتر مد نظر مي باشد ترکيبي از دو راهبرد مکمل، اما در عين حال جداگانه فو ق الذکراست. در اين تعريف ضايعات عبارت از هرگونه کاهش کيفي يا کمي درعملکرد محصولات کشاورزي و يا افزايش در هزينه عام (اعتبارات عمومی) و خاص (تولید کنندگان) توليد است که با هزينه اي کمتر از ارزش ضايعات بتوان آن را جبران كرد. با چنين تعريفي، آسيب شناسي ضايعات بايد در دو گروه جداگانه، اما مکمل زيرصورت گيرد (شادان و مهینخواه، 1383).
ضايعات در بخش كلان اجرايي عبارت از هر گونه كاهش و زيان در اعتبارات ، منابع توليد وامکانات عمومي و نيز درعملکرد کمي و کيفي محصولات کشاورزي که به طور مستقيم يا غير مستقيم دردرآمد و توليد ناخالص عمومي و به طور خاص در كاهش درآمد توليدکنندگان و مصرف بيشتراعتبارات عمومي تأثير گذاربوده و كنترل عوامل آنها تنها در حيطه مديريت و سياستگذاري کلان اجرايي کشور است.
هر گونه ضايعات کمي و کيفي درعملکرد يا درآمد خالص قابل انتظار در مراحل مختلف توليد تا مصرف که بدون صرف هزينه و يا با هزينه اي کمتر و البته با مشارکت توليد کنندگان بتوان آن کاهش ر ا جبران نمود ، ضايعات محصولات کشاورزي تعريف مي شود.
نیمی از محصولات کشاورزی در کشور، در فاصله بین مراحل کاشت تا برداشت از چرخه مصرف خارج میشود (شادان و مهینخواه، 1383). از طرفی ضایعات کمی وکیفی محصولات کشاورزی بین مرحله برداشت تا مصرف نیز اتفاق میافتد و برای کاهش این ضایعات دو مسئله مهم را باید در نظر گرفت:
– شناخت عوامل زیستی و محیطی تأثیرگذار بر کاهش کیفیت پس از برداشت محصولات کشاورزی
– استفاده از دستورالعملهای مناسب فنآوری پس از برداشت محصولات کشاورزی برای افزایش و حفظ کیفیت و ایمنی این محصولات
ضایعات پس از برداشت شامل دو دسته، ضایعات کیفی و کمی است. ارزیابی ضایعات کیفی بسیار مشکلتر از ضایعات کمی است. در کشورهای توسعه یافته، بر عکس کشورهای در حال توسعه، اولویت با کاهش ضایعات کیفی است و علت درصد زیادی از ضایعات پس از برداشت عدم رضایت مصرف کننده از کیفیت محصول است. از طرفی در کشورها و فرهنگهای مختلف، استانداردهای کیفی، و قدرت خرید و ارجحیت مصرف کننده تفاوت بسیاری دارد، مثلاً در کشورهای در حال توسعه، حذف نقایص محصول قبل از بازاریابی، اهمیت کمتری دارد درحالیکه در کشورهای نوسعه یافته به ظاهر محصول اهمیت زیادی داده میشود (کادر، 2005)13.
ضایعات پس از برداشت بسته به نوع محصول و منطقه تولید و فصول مختلف، متفاوت است و بر اساس گزارش آکادمی علوم ملی در سال 1978 مقدار ضایعات در کشورهای در حال توسعه، متفاوت و بین 1 و 50 درصد و بعضاً بیشتر است و اطلاعات موجود بر مبنای محاسبه عملی کم است (کادر، 2005).
در کشور ما نیز به دلیل نارساییهای موجود در سیستم نگهداری، تبدیل و توزیع، مقداری از محصولات کشاورزی ضایع میشود که مقدار آن به نسبت بالاست، بر پایه آمارهای موجود به طور متوسط 35 درصد از محصولات کشاورزی در ایران ضایع میشود (بیات، 1383) که 6 برابر متوسط جهان است (جوکار، 2005) و معادل 25 درصد درآمد نفتی کشور تخمین زده میشود که این مقدار بیانگر بالا بودن ضایعات و نیز ارزش آن در تولید ناخالص ملی است (جوکار، 2005).
2-3- اهمیت ضایعات
یکی از مهمتر ین مباحث کلیدی درسطح اقتصاد جهانی و بویژه ایران، موضوع ضایعات می باشد. این امر بدلیل آن است که سطح تأثیر ضایعات در تولید ناخالصی داخلی و درآمد ملی متاسفانه بسیار نگران کننده است . براساس تخمین که وزارت جهادکشاورزی در سال 85 از کل 85 میلیون تن تولید محصولات کشاورزی، 15.3 میلیون تن آن را ضایعات تشکیل می دهد . که اگر ارزش میانگین هر کیلو محصول کشاورزی 155 تومان باشد کل هزینه ضایعات بالغ بر2 هزار و 371 میلیارد تومان خواهد شد . پس بنابراین بنظر می رسد هزینه بالای ضایعات نه تنها بخش کشاورزی را رنج می دهد بلکه بدلیل سهم 25 درصد این بخش در تولید ناخالص داخلی بر اقتصاد کشور و منابع ملی نیز مؤثر است از طرف دیگر با توجه به سهم 25 درصدی بخش کشاورزی از صادرات غیرنفتی و ارز آوری حدود 2 میلیارد دلار این بخش، کاهش کامل ضایعات می تواند ارزآوری این بخش را بین 350 تا 400 میلیون د لار افزایش دهد . از طرف دیگر با توجه به اهمیت استراتژیک بعضی از محصولات کشاورزی و تصمیم دولت مبنی پرداخت یارانه به این گونه محصولات و درنتیجه قیمت کم محصولات یارانه ای برای مصرف کننده و عدم انگیزه جهت صرفه جویی باعث افزایش ضایعات اینگونه محصولات می شود (ملکوتی، 1377).
به طور خلاصه می توان گفت برای رسیدن به خودکفایی نسبی و ارزش افزود، بیشتر بخش، مسئله نوع برخورد با ضایعات و چگونگی کاهش آن، خیلی مهم است . کاهش ضایعات، طبیعت افزایش عرضه را دارد و دستیابی به آن ما را از عوامل تولید اضافی، بی نیاز کرده یعنی بدون داده اضافی، ستاند، حاصل می گردد . با اعمال این سیاست، در بهره برداری از منابع طبیعی نیز صرفه جویی شده ومنابع غیر قابل تجدید که در معرض تخریب قرار می گیرد طی نظمی به سود پاسخگویی آیندگان استمرار می یابد و متضمن توسعه پایدار در کشور خواهد بود (شادان و مهینخواه، 1383).
2-4- عوامل زیستی و محیطی مؤثر بر ضایعات
عوامل زیستی مؤثر بر کاهش کیفیت محصولات کشاورزی شامل: سرعت تنفس، تولید اتیلن، سرعت تغییر ترکیبات که با تغییر رنگ، بافت، طعم و ارزش تغدیهای همراه است، آسیبهای مکانیکی، تنش آبی، جوانه زنی و ریشه زایی، نارساییهای فیزیولوژیکی و عوامل بیماریزا هستند و سرعت کاهش تنفس به عوامل محیطی شامل دما رطوبت نسبی، سرعت هوا، ترکیب اتمسفر( غلظت اکسیژن و دی اکسید کربن) و کاربرد روشهای ضد عفونی بستگی دارد (کادر، 2005)14.
2-5- عوامل ايجاد كننده ضايعات
پيش‌بيني مقدار ضايعات محصولات كشاورزي مشكل است زيرا عوامل اصلي توليد ضايعات مربوط به آسيبهاي فيزيكي و حمله ريزجانداران مي‌شود كه در عمل در سه مرحله پيش از برداشت، برداشت و پس از آن رخ مي‌دهد ولي بخش عمده ضايعات مربوط به مراحل برداشت و پس از آن ( تا مرحله مصرف)
مي باشد كه دلايل اصلي توليد اين ضايعات در محصولات كشاورزي در زير شرح داده مي‌شود (بی نام، 1390).
الف) ضايعاتي كه منشأ فيزيكي دارند و بر اثر آب و هواي نامطلوب مانند گرما يا سرماي بيش از حد يا ناكافي به وجود می‌آيند. در بسياري موارد شرايط محيطي نامناسب سبب ضايع شدن محصول ذخيره شده مي‌گردد.
ب) عوامل فيزيولوژيكي كه موجب پيري محصول در طول مدت نگهداري در انبار مي‌شود و به علت واكنشهاي طبيعي يعني بيوشيميايي يا شيميايي به وجود مي‌آيد، در بسياري موارد فرآورده‌هاي نهايي و حد واسط اين واكنشها نا مطلوب بوده، موجب افزايش قابل توجه در افت ارزش غذايي محصولات كشاورزي مي‌شود.
ج) آسيبهايي كه منشأ‌ بيولوژيكي يا ميكروبيولوژيكي دارند و بوسيله حشرات، باكتري‌ها،‌ كپكها، مخمرها، ويروسها، جوندگان و ديگر حيوانات به وجود مي‌آيند.
د) آسيبهاي مكانيكي كه به علت نبود روشهاي مناسب در طول دوره برداشت، بسته‌بندي و حمل و نقل منجر به زخمهاي پوستي، خراش، شكستگي، فشردگي و لهيدگي محصول مي‌گردند به طوري كه مستعد فعاليت و رشد ريززنده‌ها مي‌شوند، جابه‌جايي نامناسب در زمان رساندن محصول به بازار موجب زخمي شدن و آسيبهاي مكانيكي شده مزاياي سرد كردن پس از برداشت را كاهش مي‌دهد از طرف ديگر بر اثر صدمه ديدن بافت سلولي فعاليت آنزيمها تا حد زيادي افزايش يافته و محصول آسيب مي‌بيند. به طور كلي ضايعات پس از برداشت محصولات غير دانه‌اي در كشورهاي در حال توسعه در مرحله جابه‌جايي،‌ حمل و نقل، انبارداري و فرآوري و در محصولات دانه‌اي در مرحله خشك كردن و ذخيره سازی رخ مي‌دهد.
ه) ضايعات ناشي از عوامل اجتماعي و اقتصادي كه بر اثر عوامل زير به وجود مي‌آيند.
1- سياست‌گذاري‌‌ها: شامل شرايط سياسي خاصي مي‌شود كه در آن يك راه حل تكنولوژيكي كافي نيست يا براي به مرحله اجرا گذاشتن آن با مشكلاتي روبرو است. براي مثال نبود اطلاعات و برنامه‌ريزي ضعيف در رابطه با مديريت منابع انساني، اقتصادي و علمي از جمله اين موارد است كه سبب ضايعات غذايي مي‌گردد.
2- منابع: كمبود منابع انساني، اقتصادي و فن‌آوری جهت گسترش برنامه‌هاي مورد نياز براي جلوگيري يا كاهش ضايعات پس از برداشت مواد غذايي.
3- آموزشي: نبود اطلاعات كافي از اصول علمي مربوط به نگهداري، فرآيند، بسته‌بندي، حمل و نقل و توزيع محصولات غذايي.
4- خدماتي: ناكارآمدبودن سازمانها و نهادهاي تجاري دولتی يا خصوصی براي بازاريابي محصولات.
5- حمل و نقل: تجهيز نبودن وسايل حمل و نقل محصولات خام بويژه ميوه‌ها و سبزي‌ها به سيستم خنك كننده، موجب آسيب ديدن حجم زيادي از آنها مي‌شود (مینایی و افکاری، 1382).
2-6- فاکتورهای اقتصادی اجتماعی تاثیر گذار بر ضایعات
فاکتورهای اقتصادی اجتماعی تاثیر گذار را می توانیم به این صورت نیز طبقه بندی کنیم (کادر، 2005)15:
2-6-1- سیستم بازاریابی ناکافی
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، به دلیل عدم وجود اطلاعات بازار و ارتباط لازم بین تولید کننده و خریدار، تولید کنندگان توانایی تولید مقدار محصول با کیفیت خوب را دارند ولی چون امکانات مورد نیاز، مناسب، سریع و مرتبط برای رساندن این محصولات به دست مصرف کننده را ندارند، ضایعات بسیار زیادی ایجاد میشود. در مناطق تولید، تشویق به ایجاد تشکلهای بازاریابی بین تولیدکنندگان محصولات عمده، به خصوص در کشورهای در حال توسعه، به علت کوچک بودن نسبی اندازه زمینها، لازم است، فواید این تشکلها به قرار زیر است:
– ایجاد مناطق تجمع مرکزی برای محصول برداشت شده
– فروش عمده محصولات برداشت و بسته بندی شده
– توانایی تهیه محصولات برای فروش و انبار به مقدار زیاد و در هنگام نیاز
– تسهیل در حمل و نقل به بازارها
– عمل کردن به عنوان واحد فروشی مشترک برای اعضا
– هماهنگی برای برنامه فروش
– توزیع مساوی سود
لازم است سایر سیستمهای توزیع محصولات مانند فروش مستقیم به مصرف کننده (کنار جاده، ایجاد بازار در شهرها و بازار محلی در حومه شهر) نیز تشویق شده و برای کاهش هزینه های حمل و نقل، تولید به مناطق پر جمعیت نزدیک باشد. در بیشتر کشورهای در حال توسعه، بازارهای عمده فروشی به دلیل مشکلاتی مانند فقدان تسهیلات لازم برای بارگذاری و بارگیری، عدم وجود سیستمهای ضدعفونی، رساندن میوهها، بستهبندی و انبار موقت توسعه نیافته اند و طرحهای موجود برای بهتر شدن ساختار تسهیلات بازارهای عمده فروشی، به دلیل عوامل سیاسی، اجتماعی به تعویق میافتند.
2-6-2- ناکافی بودن تسهیلات حمل و نقل
در بیشتر کشورهای در حال توسعه، برای حمل و نقل محصولات باغی، جادههای کافی و مناسب و تشکیلات حمل و نقل و سایر موارد مرتبط، به خصوص آنهایی که مناسب محصولات باغی تازه و فساد پذیر هستند، هم برای بازار محلی و هم برای صادرات وجود ندارد و تولید کنندگان معمولأ قادر به داشتن تشکیلات حمل و نقل نیستند و در برخی از موارد هم که بازاریابان و همکارانشان این تسهیلات را دارند، به دلیل ضعف شرایط جادهای کاری از دست آنها ساخته نیست (سهرابی و همکاران، 1381).
2-6-3- قوانین و مقررات دولتی
نظارت های دولت، به خصوص برای قیمتهای عمده و خرده فروشی محصولات کشاورزی، در کشورهای مختلف متفاوت است و در بسیاری از موارد کنترل قیمت در تقابل با تولید است. اگرچه این مقررات به منظور حمایت از مصرف کننده است ولی مشوق سوء استفاده بوده و انگیزهای را برای تولید محصول با کیفیت بالا و حفظ کیفیت پس از برداشت، ایجاد نمیکند، از طرفی در صورتی که مقررات به طور مناسب حمایت شده و ضامن سلامتی عمومی و بهبود روشهای انتقال و حمل باشد، برای مصرف کننده بسیار اهمیت دارد (مینایی و افکاری، 1382).
2-6-4- در دسترس نبودن ابزار و تجهیزات
حتی اگر تولیدکنندگان محصولات کشاورزی، نیاز به استفاده از ابزار و لوازم خاص در برداشت و جابهجایی پس از برداشت داشته باشند، در بیشتر موارد در بازار محلی آنها را پیدا نخواهند کرد. این مسئله در مورد ظروف، تجهیزات تمیز کردن، واکس زدن، بستهبندی و سرد کردن صادق است و بیشتر این ابزارها در محل تولید نمیشوند و به مقدار کافی و مورد نیاز تقاضای مصرف وارد نمیشوند. قوانین دولتی متفاوت در بعضی از کشورها، اجازه وارد کردن این تجهیزات را به تولید کننده نمیدهد و در دسترس بودن ابزار مورد نیاز برای استفاده فن آوری توصیه شده برای یک موقعیت خاص ضروری است. در بسیاری از موارد هم امکان ساخت این ابزار با قیمت بسیار کمتر از نمونه ای وارداتی در محل مورد نظر وجود دارد.
2-6-5- کمبود اطلاعات
در حمل و نقل پس از برداشت محصولات کشاورزی عامل بسیار مهم، انسان است، بسیاری از دستاندرکاران مستقیم امر برداشت، بسته بندی، حمل و نقل و بازاریابی در کشورهای در حال توسعه محدودیتهایی دارند و در این موارد و در حال حاضر، برنامه آموزشی یا ترویجی مؤثر و از راه دور بسیار لازم است و این نیاز در آینده هم ادامه خواهد یافت (ممتاز، 1371).
2-6-7- ضعف خدمات پس از فروش
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، بسیاری از تجهیزات و تسهیلاتی که سالها پیش ساخته شده، در حال حاضر معیوب هستند یا کارآیی مناسب را ندارند که به دلیل فقدان خدمات پس از فروش یا عدم دسترسی به قطعات یدکی است و به خصوص در قسمتهای دولتی، این مورد بیشتر مشاهده میشود. به منظور اطمینان از موفقیت و توسعه مؤثر هر پروژه جدیدی باید سرمایه کافی برای خدمات پس از فروش داشته باشد.
2-7- نقش مراحل گوناگون در اتلاف محصولات كشاورزي
نشان داده شده که گندم در مرحله کاشت 2درصد، در مرحله برداشت 10 درصد، پس از برداشت 15 دصد ضایئات داشته، لوبیا در مرحله کاشت 15 درصد، داشت 30 درصد و برداشت 10 درصد و پس از برداشت 30 درصد ضایئات داشته اند (بی نام، 1382).
2-7-1- توليد
در رابطه با مواد غذايي با منشأ گياهي بايد محيط را براي رشد و نمو و تكثير آفتها و عاملهاي بيماريزا نامساعد ساخت. از روشهاي كاهش ضايعات قبل از برداشت محصولات كشاورزي، مي‌توان به تناوب يا گردش زراعي، شخم و از بين بردن بقاياي محصول و گياهان خودرو، تاريخ كاشت مناسب، انتخاب بذر و نهال سالم و استفاده از گونه‌ها و ارقام مقاوم در برابر آسيب حشرات و بيماري‌ها، ضدعفوني كردن خاك و استفاده از مقادير مناسب كود اشاره كرد (زمردی، 1370).
اجراي عمليات زراعي به موقع از جمله رعايت زمان مناسب برداشت محصول و مراقبتهاي لازم در زمان برداشت، حمل و نقل و جابجايي نقش مؤثري در جلوگيري از ايجاد ضايعات و كاهش كيفيت محصول دارد. با كاهش مصرف سم و كودهاي شيميايي و تلاش جهت بهينه سازي مصرف آنها مي‌توان از اثرات نامطلوب آنها جلوگيري كرد. در صورتي كه با مصرف بيش از حد كود و سم‌هاي شيميايي زيانهاي فراواني وارد شده است كه افزون بر تخريب محيط زيست مانند آبهاي زيرزميني و خاك و هدردادن منابع طبيعي سلامت انسان را نيز به خطر مي‌اندازد براي مثال نيترات، اگر چه نقش يك كود شيميايي مهم را به عهده دارد اما وجود بيش از 10 ميلي‌گرم در ليتر ازت نيترات در آب و در وزن خشك محصولات كشاورزي موجب بروز انواع سرطان در بزرگسالان و بيماري و مسموميت تا حد مرگ در دامها مي‌شود (ملکوتی، 1377). در آزمونی با بررسی اثر ارتفاع برگچینی بر میزان ضایعات چای دیده شد که اختلاف بین سطوح ارتفاع برداشت و اختلاف بین زمان های برداشت بر ضایعات چای معنی دار بوده و میزان آن در پاییز بیشتر است (صلواتیان، 1387).
2-7-2- نگهداري در انبار
   بيشتر فرآورده‌هاي كشاورزي فصلي هستند و پس از برداشت بايد در انبارها و سيلوها نگهداري شوند. افزون برآن كشاورزان براي تامين نياز خود به انبار كردن محصولات كشاورزي نياز دارند ضمن اين كه انبار كردن محصولات كشاورزي جهت برقراري تعادل در عرضه و تقاضا امري ضروري است از طرفي با همة اقدامها و فعاليتهايي كه در كشورهاي گوناگون براي توسعه اقتصادي و افزايش رشد كشاورزي به عمل مي‌آيد مقدار زيادي از محصولات به علت نبود شرايط مناسب نگهداري از بين مي‌روند و از اين راه زيانهاي فراواني به توليدات كشاورزي وارد مي‌شود (زمردی، 1370).
آلودگي ممكن است قبل از برداشت محصول به وسيله محصولات آلوده از مزرعه به انبار منتقل شود و يا درون انبار ايجاد گردد. اين زيانها به دليل تغييرهاي شيميايي، فعاليت ريززنده‌ها، تكثير و رشد حشره‌ها و كنه‌ها، حمله موشها، روشهاي نادرست نگهداري و شرايط نامناسب از نظر دما و رطوبت نسبي به وجود آيد كه در نتيجه محصول از نظر كمي و كيفي آسيب مي‌بيند، آسيبهاي كمي موجب كاهش وزن محصولات كشاورزي مي‌شود و آسيبهاي كيفي ارزش غذايي و تجاري محصولات را كاهش مي‌دهد. نمودارهاي 1تا 4 نشان مي‌دهد كه مقادير قابل توجهي گندم، سيب‌زميني، زردآلو و سير در طول مدت نگهداري در انبار از بين مي‌رود (سهرابی و همکاران، 1381)، بيشتر اين خسارتها ناشي از ريززنده‌ها يعني كپكها و باكتريها است. برخي از قارچها در محصولات آلوده مايكوتوكسين توليد مي‌كنند كه تغذيه از چنين محصولات آلوده‌اي براي انسان و دام مناسب نمي‌بــاشد (زمردی، 1370).
2-7-3- فرآوري
     یکي از علتهاي مهم وجود ضايعات و يا افت كيفيت در محصولات كشاورزي عدم توسعه فعاليتهاي صنعتي و تبديلي است. به كمك فرآوري مي‌توان موجب كاهش حجم و وزن مواد اوليه شد و آنها را به اشكالي كه از نظر عملي و اقتصادي قابل حمل‌تر و قابل مبادله‌تر باشد تبديل نمود (مردوخی و نصیرپور، 1373). براي حفظ خواص فيزيكي و كيفيت مواد اوليه صنايع تبديلي بايد دقتها و مراقبتهاي ويژه‌اي در جريان حمل و نقل، تخليه و نگهداري آنها به عمل آيد و سرعت خاصي به كار گرفته شود كه در ديگر صنايع تا اين حد مطرح نبوده و ضرورتي ندارد تا مقدار ضايعات تا حد امكان كاهش يابد (ممتاز، 1381). صنايع تبديلي كشاورزي با فرآوري مواد داراي منشأ گياهي و حيواني از طريق تغييرات فيزيكي، شيميايي، نگهداري، بسته‌بندي و توزيع به تبديل و نگهداري آنها مي‌پردازد. ايجاد و گسترش آن مي‌تواند قسمت قابل توجهي از ضايعات ميوه و تره‌بار را بازيابي و يا از استمرار توليد آنها جلوگيري نمايد. در واقع نگهداري مناسب و فرآوري پس از برداشت افزون بر رعايت مراقبتهاي قبل از برداشت بروز فساد به وسيله عوامل خارجي يا داخلي را به تعويق انداخته يا ممانعت به عمل مي‌آورد كه در نتيجه آن مواد غذايي مي‌تواند براي مدت طولاني‌تري قابل مصرف باقي بماند. در حال حاضر تنها 67 هزار تن از مواد غذايي توليد شده به صورت بسته‌بندي به بازار عرضه مي‌شود.
2-8- آثارضايعات محصولات كشاورزي برجنبههاي مختلف اقتصادي
ضايعات از چند جنبه بر اقتصاد ضربه وارد مي كند:
1- ميزان توليد را كاهش مي دهد
2- نياز به واردات را افزايش مي دهد
3- نهاده هاي لازم براي توليد (كه به سختي تهيه مي شوند) را هدر مي دهد
2-9- روشهاي اقتصادي جلوگيري از ضايعات
1- برنامه كنارگذاري كشت محصول (set Aside)
2- سياستهاي كاهش هزينه مبادله (Transaction Cost)
3- كاهش سوبسيد بعضي از محصولات غذايي
4- بكارگيري قيمت تضميني
5- افزايش كيفيت بسته بندي
6- كاهش ضايعات از طريق بازاريابي مناسب
ضايعات در محصولات فاسدشدني در هر جايي از مزرعه تا مصرف كننده نهايي رخ داده و بستگي به درجه فاسد شوندگي محصول دارد (سهرابی و همکاران، 1381). چون زنجير يا سيستم بازاريابي به عمليات ويژه حمل و نقل، ترابري و فعاليتهاي تجاري اطلاق مي شود و همبستگي نزديكي بين نوع و حجم ضايعات ايجاد شده براي يك محصول خاص و سيستمي كه اين محصول در آن به پيش مي رود وجود دارد. لازم است در مورد بازاريابي به دو موضوع بدليل اهميت آنها بطور مجزا اشاره شود
الف- كارآيي سيستم بازاريابي
استقرار يك سيستم يا زيرسيستم بازاريابي براي معرفي و كاربرد معيارهايي كه كاهش دهنده ضايعات تا يك حد مطلوب هستند بسيار مفيد است. وقتي يك زيرسيستم بازاريابي نوظهور كه در آن يك اقتصاد پيشرفته كه داراي اضافه توليد است جايگزين اقتصاد معيشتي يا نيمه معيشتي مي شود و سيستم بازاريابي براي جمع آوري، انتقال و توزيع حجم محصول اضافه، سازگار نشده است. اين سيستم بازاريابي، از كارآيي لازم برخوردار نخواهد بود. اما هنگامي كه شاخص خوبي براي معرفي و كاربرد يك معيار ويژه براي كاهش ضايعات وجود دارد، كاهش اندازه و ميزان ضايعات در يك سيستم رخ مي دهد كه البته به آمادگي و توانايي سيستم در انتقال اين پيشرفت و بهبود به قسمتهاي مختلف زنجيره بازاريابي بستگي دارد (مردوخی و نصیرپور، 1373).
به نظر مي رسد اكثر معيارهايي كه روي حمل و نقل مطمئن، شرايط بهتر وانتقال سريعتر و انبارداري مناسب، متمركز شده اند، تنها هنگامي كاربرد مؤثر دارند كه ساختار سيستم بازاريابي بهبود يافته باشد.
ب- رابطه ميزان ضايعات و نقص در سيستم بازاريابي
ميزان بالاي ضايعات به دليل تجارب ناقص مديريتي در تصدي و سياست انبارهاي سردخانه دار، نداشتن اطلاعات تكنيكي در توزيع امكانات و تكنيكهاي حمل و نقل، فقدان يك برنامه فروش براي مجموعه برنامه هاي خريد و عموماً سياستهاي غيرواقعي قيمت گذاري، رخ مي دهد. فعاليتهاي چاره ساز زيادي براي رفع اين مشكل وجود دارد و ممكن است نياز به توجه و اولويت بندي بهتر در هر برنامه ريزي عملي براي كاهش ضايعات داشته باشد (سهرابی و همکاران، 1381).
2-10- استراتژی کاهش ضایعات پس از برداشت محصولات کشاورزی
اولین قدم برای تعیین استراتژی مناسب برای کاهش ضایعات پس از برداشت محصولات کشاورزی، تجزیه و تحلیل سیستماتیک هر محصول تولیدی و سیستم جابهجایی است (بل و همکاران، 161999؛ لاگرا، 2000)17. اگرچه بررسی منفعت به هزینه برای تشخیص برگشت سرمایه در فنآوری پس از برداشت، ضروری است، انتخاب فنآوری مناسب برای هر اندازه از تشکیلات پس از برداشت، اهمیت دارد( پرسون، 2006)18. برای جابهجایی محصول و کاهش ضایعات، شرکتهای بازاریابی و شرکای آنها مستلزم فراهم کردن تسهیلات برای جمعآوری، تهیه و حمل محصول به بازار از طریق فعالیتهای بازاریابی هماهنگشده و توزیع سود مساوی به اعضاء هستند.برای کشورهای در حال توسعه، نیاز به ساختار هماهنگکنندهای که باعث ارتقای رشد و رفاه شده و موارد زیر را تأمین کند، پیشنهاد شده است:
– تهیه اطلاعات کافی از بازار و ارائه آن به تمامی شرکای تجاری
– مشخص کردن زمینههای سرمایهگذاری در تحقیقات پس از برداشت
– شرکت در موافقتنامههای بین المللی برای ارتقای تجارت و امنیت غذایی
بنابراین به نظر می رسد که پیشسرمادهی در خلأ، بهبود روشهای بسته بندی، بسته بندی جداگانه اقلام برای افزایش ماندگاری و روشهای انبارداری و سردخانهای و تحقیق برای تعیین مقدار رسیدگی محصولات و آموزش عاملین بازار در جلوگیری از ضایعات مؤثر است (شادان و مهینخواه، 1383).
2-11- عوامل موثر بر ضایعات بادام زمینی در گیلان
بادام زمینی از جمله گیاهان عمده گیلان می باشد که در فرایند تولید (کاشت، داشت، برداشت) و پس از تولید ( مراحل فرآوری) دارای ضایعات است که عبارتند از:
2-11-1- ضايعات ناشي از تنش ماندابی
بارندگی فراوان در ماه های فروردین و اردیبهشت، در تاریخ و زمان کاشت بادام زمینی (فرودین ماه و اردیبهشت ماه) منجر به پوسیدگی بذرها و عدم رسیدن به سطح سبز یکنواخت می گردد. آب ماندگي و زيادي آب در زمین هایی که در ارتفاع کمتر از سطح رودخانه ها واقع شده اند منجر به آب ماندگی پای بوته و پوستیدگی غلاف ها منجر می گردد. ماندابی پای بوته همچنین باعث افزايش شدت بيماري ها مي شود. غوطه ور شدن گياه درآب به مدت چند روز ممكن است تا 90 درصد موجب افت محصول گردد (پاکدل و همکاران، 1391).
2-11-2- ضايعات ناشي از آفات
بادام زمینی گیاهی بسیار کم توقع است که در خاک هایی با پایین ترین درصد ماده آلی به خوبی رشد کرده و عملکرد قابل قبولی خواهد داشت. اما یکی از معضلات عمده کشاورزان بادام کار، آفت لارو آگروتیس است.
لارو آگروتیس دارای سه چرخه زندگی در طول دوره رشد بادام زمینی است و درست در زمانی که بادام زمینی به مرحله تشکیل غلاف می رسد این لاروها به سنین لاروی بالا رسیده و ریشه ی گیاه را از ناحیه طوقه قطع می کنند و می جوند و ارتباط گیاه با ریشه کاملا قطع شده و گیاه به طور کامل نابود می شود. معمولا زمانی که لارو آگروتیس در یک مزرعه ظاهر می شود به سرعت اپیدمی پیدا می کند و خسارت سنگینی به مزارع وارد می کند که به سختی قابل کنترل خواهد بود (خواجه پور، 1383).
2-11-3- ضايعات ناشي از مصرف نابجای عناصر غذایی
 برخی کشاورزان به اشتباه برای رسیدن به عملکرد بالا به مصرف بی رویه کود نیتروژن از منبع اوره در کشت بادام زمینی روی می آورند در حالی که گیاه بادام زمینی از جمله گیاهان تثبیت کننده ازت است و نیاز بسیار کمی به کود نیتروژن دارد. از طرفی گیاه بادام زمینی جهت دانه بندی بهتر در غلاف به فسفر فراوان و همچنین گچ نیازمند است که معمولا کشاورزان منطقه در مورد مصرف این دو منبع غذایی غفلت می کنند و به طوری که یا اصلا مصرف نمی کنند یا بسیار اندک مصرف می کنند، مصرف گچ تامین کننده کلسیم مورد نیاز بادام زمینی است و قطعا در زمان وجین علف های هرز و خاک دهی پای بوته بایستی حداقل 200 کیلوگرم در هکتار گچ به طور مخلوط با خاک پای بوته های بادام زمینی توزیع شده و در اختیار این گیاه قرار گیرد (جاوید و همکاران، 1390).
 
2-11-4- ضايعات در مرحله ي برداشت
جمع آوري وحمل و نقل برداشت با دست، دروگر يا كمباين مخصوص برنج  ضايعاتي را به همراه دارد، در ارقام حساس به ريزش بايد تا حدي زودتر از موعد اقدام به برداشت محصول نمود.(خواجه پور، 1383)
در مزرعه و گاهی اوقات در اثر باقی ماندن محصول تازه برداشت شده (با رطوبت زیاد) در داخل انبار و غیره در اثر فعل و انفعالات شیمیایی فاسد می‌شود که به صورت تغییر طعم و رنگ ظاهر می‌شوند. ضایعات فیزیکی به دو صورت ضایعات پنهان و ضایعات آشکار حادث می‌شوند. ضایعات آشکار عمدتا ضایعاتی کمی (وزنی یا حجمی) هستند که به صورت محصول از دست رفته در زمان برداشت نمایان می‌شوند (سهرابی و همکاران، 1381).
قسمت دیگری از محصول ممکن است در اثر ضربات مکانیکی وارده در محفظه نمک دار کردن بادام زمینی، واحد‌های انتقال محصول (نقاله‌ها) و غیره دچار شکستگی شوند. در اینگونه ضایعات گرچه محصول از دسترس خارج نمی‌شود یا به عبارتی وزن یا حجم محصول به دست آمده در اثر آن ممکن است کاهش نیابد ولی محصول از لحاظ ابعاد و اندازه و در نهایت از لحاظ معیارهای تجاری و بازارپسندی دچار افت خواهد شد. به بیان دیگر می‌توان گفت که محصول دچار افت کیفی می‌شود نه کمی (مردوخی و نصیرپور، 1373).
گاهی اوقات ضایعات کیفی محصول که به صورت شکستگی یا ترک‌خوردگی، سوختگی یا طعم تلخ حادث می‌شوند در زمان برداشت قابل تشخیص و اندازه‌گیری هستند و گاهی اوقات هم ممکن است قابل روئیت نباشند که در این صورت می‌توان گفت ترک‌خوردگی یا شکستگی محصول به صورت مخفی است به طوری که از ظاهر بذر قادر به روئیت نبوده ولی در زمان فرآوری و نمک دار (بودادن) کردن، نمایان می‌شوند.  وجود این نوع ضایعات همواره برای کشاورزان سبب ایجاد تردید در تشخیص عامل اصلی آنها می‌کند (کلارک، 2005)19 .
 
2-11-5- ضايعات ناشي از عدم تسطيح و كوچك بودن قطعات کشت بادام زمینی
يكي از مشكلاتي كه همواره در زراعت باعث محدود شدن هر بيشتر به كار گيري ماشين آلات و انجام هرچه بهتر عمليات به زراعي شده و نيز باعث اتلاف زمينهاي حاصلخيز در كشورمان مي شود ، عدم تسطيح اراضي و كوچك بودن مزارع است. اين امر همواره به عنوان يكي از موانع اصلي و اساسي براي استفاده هر چه بيشتر و بهتر از ماشين آلات در زراعت مطرح بوده و مانع كاهش هزينه هاي نيروي انساني مي شود (مینایی و افکاری، 1382).
  در زمینه ضایعات بادام زمینی در ایران به طور خاص پژوهشی انجام نشده است. بادام زمینی مانند هر محصول زراعي ديگر در طول عمليات توليد تا مصرف دچار افت کميت يا کيفيت مي شود. ضايعات بادام زمینی در طول عمليات برداشت بادام زمینی و در مرحله فرآوری به وجود مي آيند که ممکن است مستقيما ناشي از عمليات تبديل بوده و يا به طور غيرمستقيم از عمليات مزرعه اي ناشي شده باشند (آئینه بند، 1384). راندمان تبديل حداقل 60 درصد، پيش بيني مي شود که به ازاي هر يک درصد کاهش ضايعات، حداقل حدود 200 ميليارد ريال از زيان اقتصادي وارده کاسته خواهد شد. اين رقم براي 5 درصد کاهش ضايعات، 1000 ميليارد ريال خواهد شد. از جمله سياستگذاري هاي مربوط به کاهش ضايعات در کشور، اجراي سياست کاهش هزينه مبادله (Transaction cost)، اجراي سياست خريد تضميني ، بهبود سيستم بازاريابي (حمل و نقل، انبارداري، بسته بندي و ايجاد بازار)، مکانيزاسيون زراعت بادام زمینی، اصلاح و بهينه سازي صنعت تبدیل، استاندارد سازي فرايند تبديل و بسته بندي ، اشاعه آموزش هاي کاربردي کوتاه و بلند مدت به صاحبان صنابع تبديلي و حمايت از تحقيقات کاربردی می تواند به کاهش ضایعات کمک کند.
فصل سوم
روش تحقیق
3-1- ارکان تحقیق
تحقیق به معنای یافتن حقیقت است و تنها تحقیقی دارای اعتبار است که علمی باشد و بین مشاهدات و بررسی های انجام شده روابط علمی و منطقی برقرار باشد. در انجام این تحقیق گام هایی به شرح ذیل برداشته شد.
1- استفاده از اطلاعات کتابخانه ای و مقالات نمایه شده در ISI و ISC و همچنین جهاد دانشگاهی کشور و سایت های اینترنتی مرتبط.
2- تدوین فرضیه هایی با استفاده از مبانی نظری و پیشینه تجربی تحقیق.
3- طراحی پرسشنامه با همکاری و راهنمایی اساتید راهنما و مشاور و جمع آوری اطلاعات بر اساس چار چوب نظری و فرضیه های تحقیق.
4- صاحبه با تعداد زیادی از کشاورزان در خصوص تکمیل پرسشنامه و جمع آوری اطلاعات محلی در این زمینه
5- تحلیل نتایج بدست آمده و یافته های تحقیق با استفاده از نرم افزارهای آماری مربوطه
6- ارائه نتیجه گیری و پیشنهادات مبتنی بر نتایج به دست آمده از تحقیق.
3-2- قلمرو مکانی تحقیق
این پژوهش در شهرستان های آستانه اشرفیه و بندرکیاشهر انجام گردید. جامعه آماری این تحقیق 55 نفر از کشاورزان مناطق آستانه اشرفیه و بندرکیاشهر که مشغول فعالیت و کشت بادام زمینی هستند، می باشد.
3-3- قلمرو زمانی
از لحاظ قلمرو زمانی این تحقیق در سه ماه پایانی سال 1391 در استان گیلان انجام گرفته است.
3-4- قلمرو موضوعی
در این پژوهش، عوامل مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی موثر بر ضایعات بادام زمینی مورد بررسی قرار گرفته است.
3-5- فرضیه های تحقیق
بر اساس نوع تحقیق فرضیه های ما از نوع رابطه ای می باشد چون می خواهیم تاثیر متغیر های مستقل را روی متغیر وابسته آزمون نماییم که این فرضیه ها عبارتند از:
1- عوامل اقتصادی بیش از عوامل اجتماعی بر ضایعات بادام زمینی تولید تا مصرف موثر هستند.
2- عوامل مدیریتی بیش از عوامل اقتصادی بر ضایعات بادام زمینی از تولید تا مصرف موثر هستند
3-6- گردآوری اطلاعات
3-6-1- ابزار پرسشنامه
بخش دیگر تحقیق به شکل پیمایشی و میدانی انجام شده که ابزار جمع آوری اطلاعات طی این مرحله، پرسشنامه بوده است. در خلال این مرحله پرسشنامه ای حاوی مطالب مربوط به موضوع تحقیق میان نمونه ها توزیع گردیده است.
3-6-2- نحوه تدوین پرسشنامه
پرسشنامه به عنوان یکی از متداولترین ابزار جمع آوری اطلاعات در تحقیقات پیمایشی، عبارتست از مجموعه ای از پرسشهای هدفدار، که با بهره گیری از مقیاسهای گوناگون، نظر، دیدگاه و بینش یک فرد در فرآیند موضوع پایان نامه و نهایتا سنجش ایده های کشاورزان نسبت به تاثیر و نقش عوامل موثر در ضایعات محصولات کشاورزی. پرسشنامه ای حاوی تعدادی سئوال برای فرضیه ها طراحی شده است که جواب سئوالات بصورت انتخابی بوده است. پرسش نامه مورد استفاده در این تحقیق بصورت دو حالتی طراحی شده و به صورت بله = 1 و خیر = 2 در نظر گرفته شدند. برخی از سوالات به صورت چهار گزینه ای طراحی شدند و هر یک از گزینه دارای ارزش 1 تا 4 می باشد. مندرجات پرسشنامه با توجه به فرضیات تحقیق و اطلاعات مربوط به ادبیات تحقیق که در خلال مطالعات کتابخانه ای، جمع آوری گردید، تدوین شده و به صورت ذیل بیان می گردد.
محقق با طرح سوالات در این پرسشنامه می خواهد میزان اثر گذاری عوامل اقتصادی و مدیریتی را بر ضایعات محصولات کشاورزی مورد سنجش قرار دهد.
3-6- 3- روش سنجش روایی و پایایی پرسشنامه
در این تحقیق از روش آلفای کورنباخ برای محاسبه اعتبار پرسشنامه استفاده شده است. این روش برای محاسبه هماهنگی درون ابزاری اندازه گیری از جمله پرسشنامه ها بکار میرود.
بازرگان و همکاران (1379). پایایی بعنوان یک ابزار اندازه گیری به دقت آن اشاره می کند. یک آزمون زمانی از پایایی برخوردار است که اگر آنرا در یک فاصله زمانی کوتاه چندین بار به گروه واحدی از افراد ارائه کنیم نتایج حاصله نزدیک به هم باشند.
ضريب آلفاي کرونباخ توسط کرونباخ ابداع شده و يکي ازمتداولترين روشهاي اندازه گيري اعتماد پذيري و يا پايائي پرسش نامه هاست. منظور از اعتبار يا پايايي پرسش نامه اين است که اگر صفت هاي مورد سنجش با همان وسيله و تحت شرايط مشابه و در زمانهاي مختلف مجددا اندازه گيري شوند، نتايج تقريبا يکسان حاصله شود.
ضريب آلفاي کرونباخ، براي سنجش ميزان تک بعدي بودن نگرشها، عقايد و … بکار مي رود. در واقع مي خواهيم ببينيم تا چه حد برداشت پاسخگويان از سوالات يکسان بوده است. اساس اين ضريب بر پايه مقياسهاست. مقياس عبارتند از دسته اي از اعداد که بر روي يک پيوستار به افراد، اشيا يا رفتارها در جهت به کميت کشاندن کيفيت ها اختصاص داده مي شود. رايج ترين مقياس که در تحقيقات اجتماعي بکار مي رود مقياس ليکرت است. در مقياس ليکرت اساس کار بر فرض هم وزن بودن گويه ها استوار است. بدين ترتيب به هر گويه نمراتي (مثلا از1 تا 5 براي مقياس ليکرت 5 گويه اي) داده مي شود که مجموع نمراتي که هر فرد از گويه ها مي گيرد نمايانگر گرايش او خواهد بود.
آلفاي کرونباخ بطورکلي با استفاده از يکي روابط زيرمحاسبه مي شود.
يا
که دراين روابط k تعداد سوالات، واريانس سوال i ام، واريانس مجموع کلي سوالات، ميانگين کواريانس بين سوالات، و واريانس ميانگين سوالات مي باشند (برگرفته شده از آلن و ين، 2002).
با استفاده از تعريف آلفاي کرونباخ مي توان نتيجه گرفت: (1) هرقدرهمبستگي مثبت بين سوالات بيشتر شود، ميزان آلفاي کرونباخ بيشتر خواهد شدو بالعکس، (2) هر قدر واريانس ميانگين سوالات بيشتر شود آلفاي کرونباخ کاهش پيدا خواهد کرد، (3) افزايش تعداد سوالات تاثيرمثبت و يا منفي (بسته به نوع همبستگي



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

چکیده
بادام زمینی یکی از گیاهان استراتژیک استان گیلان است که مقام سوم دانه های روغنی جهان را به خود اختصاص داده است. در این تحقیق که به بررسی عوامل مدیریتی و اقتصادی موثر بر ضایعات بادام زمینی و نیز تجزیه و تحلیل عوامل، میزان تاثیر گذاری هر یک از عوامل بر ضایعات محصول از طریق استخراج نظرات بهینه کشاورزان از جمله کشاورزان مناطق آستانه اشرفیه و بندرکیاشهر به منظور شناسایی مناسب تر عوامل و اقدام در رفع آنها به ترتیب شدت عوامل موثر بر ضایعات محصول پرداخته شده است. در این تحقیق از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده های تحقیق پرسشنامه
می باشد. فرضیات تحقیق که همان وجود رابطه معنا دار بین عوامل مدیریتی، نهادی – سیاستی و اقتصادی و اثر گذاری بیشتر ویژگی های نهادی – سیاستی در بین عوامل مذکور بر ضایعات بادام زمینی، از طریق آزمون T-TEST مورد اندازه گیری قرار گرفتند و بر اساس نتایج حاصل از این آزمون، با اطمینان 95%
می توان گفت که بین عوامل ذکر شده و ضایعات بادام زمینی رابطه معنا دار وجود دارد. همچنین با توجه به گروهبندی افراد شرکت کننده در پژوهش از نظر سنی و تحصیلات، تمامی افراد با هر گروه سنی و با هر تحصیلاتی عنوان داشتند که دو عامل ناکارآمدی بازار و بازاریابی و نیز مدیریت نامناسب تولید، بیشترین اثر را بر ایجاد ضایعات در محصول بادام زمینی دارند.
کلید واژه : بادام زمینی، محصولات کشاورزی، ضایعات، نهاده
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
با توجه به رشد سريع جمعيت جهان،  افزايش تقاضا براي غذا، تأمين نيازهاي تغذيه اي جمعيت رو به رشد آينده و دسترسي به غذاي كافي، توسعه كشاورزي و تكنولوژي آن بايستي از اولويت هاي هر كشور باشد. بدون شك اين توسعه، چگونگي حركت عوامل مؤثر بر فرآیند كشاورزي را مي طلبد. صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان مهمترين عامل پس از توليد بايد در وراي مسائلي مانند آب، خاك، زمين، نهاده هاي كشاورزي (عوامل دروني) و سرمايه گذاري، مديريت، قدرت خريد، توزيع عادلانه (عوامل بيروني) بررسي شود (حاتمی، 1391). اين صنايع با نقش بسيار مؤثر بر توسعه كشاورزي و کاهش ضایعات براي استقرار جايگاه در عوامل بيروني و دروني همواره مورد بحث كارشناسان قرارگرفته است. بقا و تداوم حيات بشر نه تنها بستگي به تأمين مواد غذايي بلكه فراتر از آن امنيت غذايي با تعريف دسترسي همه مردم به غذاي كافي، براي زندگي سالم و فعال در تمام اوقات دارد. امنيت غذايي علاوه بر توليد مواد اوليه، به معناي حفظ و نگهداري مواد غذايي به صورت كافي و سالم و با حفظ ارزش هاي تغذيه اي در همه زمان هاست (رحیمی، 1391). به طور قطع در راستاي تأمين امنيت غذايي، صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان فرآوري كننده، نگهدارنده و حافظ مواد غذايي با حفظ ريز و درشت  مغذي ها و در نهايت تأمين كالري مورد نياز بدن انسان نقش بسيار مؤثر و ناگسستني در حركت به سوي توسعه بخش كشاورزي و تهيه و تأمين غذايي با تعريف بيان شده دارد. با توجه به افزایش جمعیت و کاهش اراضی کشاورزی، توجه به بهره برداری مناسب از نهاده ها و محصولات کشاورزی امری اجتناب ناپذیر است، بنابراین بررسی ضایعات کشاورزی، می تواند گامی باشد در جهت شناخت پتانسیل های موجود در هر محصول و برداشتن گام موثر در راستای رسیدن به ارزش افزوده و تولید بیشتر که این امر خود منجر به دستیابی به اقتصادی پویا خواهد شد.
1-2- بیان مسئله و اهمیت موضوع
بادام زميني با نام علمي Arachis Hypogaea گياهي است از تيره نخود (leguminosae)، بادام زمینی گیاه بومی برزیل بوده و از آنجا به نقاط دیگر دنیا راه یافته است. آب و هوای گرم برای کشت این گیاه مناسب می‌باشد. بادام زمینی گیاهی است یکساله چنانچه ناحيه فاقد يخبندان باشد ظرفيت چند ساله شدن را دارد دارای ساقه‌ای راست و کوتاه که ارتفاع آن در حدود 30 سانتیمتر می‌باشد. برگهای آن مرکب از دو زوج برگچه است گلهای آن دو نوع متفاوت به رنگ زرد می‌باشد گلها كامل و خودگشن مي باشد . پس از تلقیح ، دم گل خم شده و به سطح خاک می‌ رسد و سپس به تدریج در خاک فرو رفته و میوه در داخل خاک تشکیل می‌شود.کشاورزی در ایران به دلیل وجود تنوع آب و هوایی، پراکندگی و کوچکی مزارع در بیش تر نقاط کشور و نوسانات قیمتی محصول و نهاده ها، فعالیتی با ریسک بالا است. ماهیت ریسکی فعالیت های کشاورزی در نواحی مختلف، کشاورزان را وادار می کند تا با کاربرد و آزمون شیوه های مدیریتی گوناگون، اثرات نامطلوب عوامل ریسکی طبیعی و اقتصادی را بر نوسانات عملکرد و درآمد، اداره و مهارکنند. در میان بخش های اقتصادی یک کشور در حال توسعه، بخش کشاورزی به عنوان تامین کننده غذای جامعه از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است (میشرا و همکاران، 2004)1. به منظور افزایش بهره وری در اقتصاد ایران نیز باید به عنوان یکی از بخش های مهم و عمده فعالیت اقتصادی در کشور توجه خاص کرد. زیرا این بخش در حال حاضر حدود 15 درصد از تولید ناخالص، 21 درصد از اشتغال، 22 درصد از صادرات غیرنفتی کشور را به خود اختصاص می دهد. همچنین 1/80 درصد عرضه مواد غذایی و 90 درصد نیازهای واحدهای صنایع تبدیلی را طی دهه اخیر تامین کرده است، اما میانگین سالانه نرخ رشد بهره وری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی در طول سال های 1342- 1382 منفی 08/3 درصد بوده است (محبوب، 2005)2، مشکلات بخش کشاورزی هرچه باشد، نشانه هایی از نازل بودن بهره وری را می توان در آن پیدا کرد. این مشکلات در کلیه مراحل قبل و پس از تولید محصولات کشاورزی از قبیل تامین و مصرف نهاده ها، به روش های تولید، برداشت، حمل و نقل، نگهداری توزیع، تبدیل و مصرف شهود است (کاش، 1990)3. لذا می بایست به افزایش بهره وری در بخش کشاورزی به عنوان یکی از بخش های مهم و عمده فعالیت اقتصادی در کشور توجه خاص کرد، زیرا افزایش بهره رشد در این بخش با توجه به ساختار ویژه اقتصادی کشور می تواند در جهت دستیابی به هدف های اقتصادی کمک کننده باشد (کوروساکی، 2003)4. بر اساس تخمین وزارت جهاد کشاورزی در سال 1385 از 85 میلیون تن محصول کشاورزی تولید شد، 15 میلیون تن آن را ضایعات تشکیل می دهد، با توجه به سهم 25 درصدی بخش کشاورزی از صادرات غیرنفتی و ارزآوری، حدود 2 میلیارد دلار این بخش، کاهش کامل ضایعات می تواند از ارزآوری این بخش را بین 350 تا 400 میلیون دلار افزایش می دهد (بی نام، 1385). در شرایط کنونی یکی از معضلات اصلی بخش کشاورزی ایران ضایعات می باشد. با توجه به اهمیت استراتژیک بادام زمینی در ایران و بالاخص استان های گیلان و مازندران، برای رسیدن به خودکفایی نسبی و ارزش افزوده بیشتر، نوع برخورد با ضایعات و چگونگی کاهش آن مهم است. از آنجایی که استان گیلان مهم ترین قطب تولید بادام زمینی کشور محسوب می شوند که سهم گیلان سالانه حدود 4 تن در هکتار محاسبه شده است. این مطالعه در نظر دارد که ضایعات بادام زمینی و عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موثر بر ضایعات بادام زمینی را بررسی نماید.
1-3- اهداف تحقیق
شناسایی و اولویت بندی عوامل اقتصادی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
شناسایی و اولویت بندی عوامل اجتماعی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
شناسایی و اولویت بندی عوامل مدیریتی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
تعیین مهم ترین متغیرهای اثر گذار بر افزایش و کاهش ضایعات بادام زمینی و ارائه راهکار مناسب جهت کاهش ضایعات
1-4- فرضیه های تحقیق
عوامل اقتصادی بیش از عوامل اجتماعی بر ضایعات بادام زمینی از تولید تا مصرف موثر هستند.
عوامل مدیریتی بیش از عوامل اقتصادی بر ضایعات بادام زمینی از تولید تا مصرف موثر هستند.
1-5- بادام زمینی
1-5-1- کلياتي در مورد بادام زميني
بادام زميني از خانواده بقولات5 و يکي از عمده ترين نباتات زراعي جهان است (احمدی، 1368). بادام زميني که به اسامي گوناگوني نظير پسته شامي، بادام کوهي نيز ناميده مي شود معمولاً در تمام
کشور هاي استوايي و نيمه استوايي به منظور استفاده خوراکي از آن کشت مي گردد.
بادم زميني با نام علمي (Arachis heypogaea) گياهي است تتراپلوئيد 2n=4x=40 که به زبان انگليسي گروندنات6، به زبان آمريکايي پينات7، به زبان فرانسه آراکيد8 ناميده مي شود .
1-5-2- تاريخچه
بادام زميني از آمريکاي جنوبي منشاء يافته است. گزارشات باستان شناسي حاکي است که بين 300 تا 2500 سال قبل از ميلاد بادام زميني کشت مي شده است . احتمالاً چندين گياه ديپلوئيد نوع وحشي در منشاء واريته هاي تتراپلوئيد دخالت داشته است. به نظر مي رسد که گياهان بومي توسط بوميان آمريکاي جنوبي، با انتخاب در گونه هاي وحشي و يا به وسيله تلاقي به شکل پر محصول در آمده اند (اسمارت، 2004)9. واريته hirsute که يک بادام زميني اوليه است از زمين هاي آبي پرو، تقريباً نزديک مناطق باستاني که ابتدايي ترين گياه بادام زميني در آن ثبت شده است توسط آرون (1989) جمع آوري شده است. رائو در سال 1987 گزرش کرد که جنس هايArachis به طور طبيعي به 5 کشور درآمريکاي جنوبي (آرژانتين، بوليوي، برزيل، پاراگوئه، و اوروگوئه) تطابق پيدا کرده اند و شامل 70 زير گونه مي باشند (اسمارت، 2004). بر اساس آمار فائو در سال 2010، سطح کشت بادام زميني در ايران 1400 هکتار و توليد ميوه آن 24286 تن بوده است (اسمارت، 2004). عمده ترين مناطق کشت بادام زميني در ايران منطقه آستانه اشرفيه در استان گيلان، صفي آباد دزفول و جيرفت مي باشد.
ميزان عملکرد در آستانه اشرفيه و بندرکياشهر حدود 3500-4000 تن در هکتار است. درصد پوست و مغز به انواع مختلف بادام زميني بستگي دارد و در واريته هاي محلي حدود 60 درصد مغز و 40 درصد پوسته مي باشد. ولي در ارقام اصلاح شده 70 درصد دانه، مغز است. در نتيجه آزمايش هايي که در سال 1346 در موسسه اصلاح و تهيه نهال و بذر گيلان انجام گرديده است، رقم نرث کارولينا10 حدود 2580 کيلوگرم در هکتار و رقم محلي 1370 کيلوگرم در هکتار عملکرد داشته است. عملکرد هکتاري در آزمايش هاي صفي آباد دزفول به 4 تن در هکتار و بيشتر رسيده است (سعادت لاجوردی، 1359) .
1-5-3- اهميت اقتصادي
بادام زميني از دانه هاي روغني اصلي جهان و از گياهان غذايي محسوب مي شود (سعیدی مهرورز، 1381). بادام زميني بيشتر به خاطر دانه آن که از نظر روغن و پروتئين و کربو هيدرات ها غني است، کشت مي شود. به طور کلي هر صد گرم قسمت خوراکي بادام زميني، تقريباً شامل 4/5 گرم آب، 4/30 گرم پروتئين، 7/47 گرم چربي، 7/11 گرم کربوهيدرات، 5/2 گرم فيبر و 0/23 گرم خاکستر است. ميانگين ميزان انرژي در هر صد گرم معادل با 2457 کيلو ژول است. بادام زميني منبع خوبي از ويتامين هاي EوB است. وزن دانه بادام زميني به ازاي هر صد عدد بين 25 و 115 گرم متغيير است. دانه هاي بادام زميني به دليل دارا بودن روغن و پروتئين زياد با ارزش هستند. ميزان پروتئين خام در دانه هاي آن در دامنه اي بين 22 تا 30 درصد است که با تيپ، رقم، محل، سال و بلوغ فيزيولوژيکي بذر تغيير مي نمايد. ميزان اسيد آسپاراتيک، اسيد گلوتاميک و آرژنين حدود 45% از کل اسيد هاي آمينه برآورده شده است. بادام زميني از کمبود ليزين، متيونين و توروئونين برخوردار است.
ميزان روغن دانه بادام زميني در دامنه اي بين 44 و 56 درصد با ميانگين 50 درصد است. ارقام تيپ ويرجينيا داراي ميزان روغن کمتري نسبت به تيپ هاي اسپانيايي11 است. هشتاد درصد اسيد هاي چرب آن به اسيد هاي اولئيک و لينولوئيک که از جمله اسيد هاي چرب و اشباع نشده اند اختصاص دارند. اسيد پالميتيک به ميزان بيش از 10% و دامنه غلظت اسيد هاي چرب عمومي ديگر از 01/0 درصد تا 4% است. هرقدر نسبت اسيد اولئيک به اسيد لينولوئيک در روغن بادام زميني بيشتر باشد، به همان نسبت روغن پايدارتر است و نسبت به اکسيداسيون حساسيت کمتري دارد. اين نسبت در دامنه هاي رسيده مي تواند در دامنه اي از 0/1 تابيش از 0/3 باشد . ارقام زراعي تيپ اسپانيايي داراي نسبت هاي کمتري از ارقام تيپ ويرجينيا12 است (عرشی، 1362). دانه بادام زميني اغلب در تهيه روغن خوراکي، درکنسروسازي، مارگارين، صابون سازي و… مصرف دارد. قسمتي از محصول نيز به صورت دانه به مقدار زياد در صنايع غذايي مورد استفاده قرار مي گيرد. درصنايع شيريني سازي به تنهايي بيش از 60 نوع شيريني با بادام زميني تهيه مي شود (عرشی، 1362). همچنين اين گياه، تنها گياه از تيره لگوم ها مي باشد که خاصيت نفخ زايي ندارد.
محصول فرعي بادام زميني شاخ و برگ آن ( ماده سبز) است. با برداشت به موقع و مراقبت در خشک کردن بوته ها، از هر هکتار مي توان حدود 5 تن علوفه خشک برداشت کرد. علوفه حاصل از نظر ترکيب موادغذايي مشابه شبدر خشک و از علوفه گياهان تيره گرامينه بهتر است (عرشی، 1362).
فصل دوم
پیشینه تحقیق
2-1- تعریف ضایعات
هر گونه تغييري در کيفيت که منجر به غير قابل دسترس شدن و عدم ايمني محصول شود و درنهايت محصول کشاورزي را براي انسان غير قابل مصرف کند از ديدگاه سازمان خواروبار جهاني (FAO) و برنامه محيط زيست ضايعات مواد غذايي تلقي مي شود.
عده اي از محققين کاهش محصول از مرحله کاشت تا مرحله مصرف را در زمره ضايعات تلقي و دسته اي معتقدند که ضايعات محصول از مرحله برداشت و مراحل فرآروي تا مرحله مصرف را بايد در ارزيابي مورد نظر قرار داد (صلواتیان، 1387).
ضایعات در مفهوم عام آن یعنی، مواد دورانداختنی یا کالاهای غیراستاندارد دفع شده محصول و محصولات جانبی و مواد اضافی ناشی از مصرف بیش از حد مواد اولیه در مراحل مختلف تولید و فرآوری است.
چنین وضعیتی در فرآورده های غذایی و نیز در مرحله پس از برداشت بسیاری از محصولات زراعی وجود دارد. اما بادام زمینی به عنوان یک فرآورده غذایی از محصولاتی نظیر غلات متمایز و از این لحاظ منحصر به فرد است.
در حقیقت ضایعات در بادام زمینی بسیار اندک است زیرا فن آوری تولید چنان تکامل یافته و صحیح است که ضایعات و مواد زائد بسیار اندکی در فرآیند از مرحله کاشت تا هنگام فروش در بازار بر جای می ماند.
استفاده غیرضروری و نامطلوب از سوخت، برق و نیروی انسانی که هزینه تولید را افزایش می دهند نیز باید جزء ضایعات منابع تولید در نظر گرفته شوند. بادام زمینی از این لحاظ باید دستخوش تغییر و اصلاحات گردد.
2-2- ضایعات در بخش کشاورزی
تعريفي که درتوصيف ضايعات محصولات کشاورزي بيشتر مد نظر مي باشد ترکيبي از دو راهبرد مکمل، اما در عين حال جداگانه فو ق الذکراست. در اين تعريف ضايعات عبارت از هرگونه کاهش کيفي يا کمي درعملکرد محصولات کشاورزي و يا افزايش در هزينه عام (اعتبارات عمومی) و خاص (تولید کنندگان) توليد است که با هزينه اي کمتر از ارزش ضايعات بتوان آن را جبران كرد. با چنين تعريفي، آسيب شناسي ضايعات بايد در دو گروه جداگانه، اما مکمل زيرصورت گيرد (شادان و مهینخواه، 1383).
ضايعات در بخش كلان اجرايي عبارت از هر گونه كاهش و زيان در اعتبارات ، منابع توليد وامکانات عمومي و نيز درعملکرد کمي و کيفي محصولات کشاورزي که به طور مستقيم يا غير مستقيم دردرآمد و توليد ناخالص عمومي و به طور خاص در كاهش درآمد توليدکنندگان و مصرف بيشتراعتبارات عمومي تأثير گذاربوده و كنترل عوامل آنها تنها در حيطه مديريت و سياستگذاري کلان اجرايي کشور است.
هر گونه ضايعات کمي و کيفي درعملکرد يا درآمد خالص قابل انتظار در مراحل مختلف توليد تا مصرف که بدون صرف هزينه و يا با هزينه اي کمتر و البته با مشارکت توليد کنندگان بتوان آن کاهش ر ا جبران نمود ، ضايعات محصولات کشاورزي تعريف مي شود.
نیمی از محصولات کشاورزی در کشور، در فاصله بین مراحل کاشت تا برداشت از چرخه مصرف خارج میشود (شادان و مهینخواه، 1383). از طرفی ضایعات کمی وکیفی محصولات کشاورزی بین مرحله برداشت تا مصرف نیز اتفاق میافتد و برای کاهش این ضایعات دو مسئله مهم را باید در نظر گرفت:
– شناخت عوامل زیستی و محیطی تأثیرگذار بر کاهش کیفیت پس از برداشت محصولات کشاورزی
– استفاده از دستورالعملهای مناسب فنآوری پس از برداشت محصولات کشاورزی برای افزایش و حفظ کیفیت و ایمنی این محصولات
ضایعات پس از برداشت شامل دو دسته، ضایعات کیفی و کمی است. ارزیابی ضایعات کیفی بسیار مشکلتر از ضایعات کمی است. در کشورهای توسعه یافته، بر عکس کشورهای در حال توسعه، اولویت با کاهش ضایعات کیفی است و علت درصد زیادی از ضایعات پس از برداشت عدم رضایت مصرف کننده از کیفیت محصول است. از طرفی در کشورها و فرهنگهای مختلف، استانداردهای کیفی، و قدرت خرید و ارجحیت مصرف کننده تفاوت بسیاری دارد، مثلاً در کشورهای در حال توسعه، حذف نقایص محصول قبل از بازاریابی، اهمیت کمتری دارد درحالیکه در کشورهای نوسعه یافته به ظاهر محصول اهمیت زیادی داده میشود (کادر، 2005)13.
ضایعات پس از برداشت بسته به نوع محصول و منطقه تولید و فصول مختلف، متفاوت است و بر اساس گزارش آکادمی علوم ملی در سال 1978 مقدار ضایعات در کشورهای در حال توسعه، متفاوت و بین 1 و 50 درصد و بعضاً بیشتر است و اطلاعات موجود بر مبنای محاسبه عملی کم است (کادر، 2005).
در کشور ما نیز به دلیل نارساییهای موجود در سیستم نگهداری، تبدیل و توزیع، مقداری از محصولات کشاورزی ضایع میشود که مقدار آن به نسبت بالاست، بر پایه آمارهای موجود به طور متوسط 35 درصد از محصولات کشاورزی در ایران ضایع میشود (بیات، 1383) که 6 برابر متوسط جهان است (جوکار، 2005) و معادل 25 درصد درآمد نفتی کشور تخمین زده میشود که این مقدار بیانگر بالا بودن ضایعات و نیز ارزش آن در تولید ناخالص ملی است (جوکار، 2005).
2-3- اهمیت ضایعات
یکی از مهمتر ین مباحث کلیدی درسطح اقتصاد جهانی و بویژه ایران، موضوع ضایعات می باشد. این امر بدلیل آن است که سطح تأثیر ضایعات در تولید ناخالصی داخلی و درآمد ملی متاسفانه بسیار نگران کننده است . براساس تخمین که وزارت جهادکشاورزی در سال 85 از کل 85 میلیون تن تولید محصولات کشاورزی، 15.3 میلیون تن آن را ضایعات تشکیل می دهد . که اگر ارزش میانگین هر کیلو محصول کشاورزی 155 تومان باشد کل هزینه ضایعات بالغ بر2 هزار و 371 میلیارد تومان خواهد شد . پس بنابراین بنظر می رسد هزینه بالای ضایعات نه تنها بخش کشاورزی را رنج می دهد بلکه بدلیل سهم 25 درصد این بخش در تولید ناخالص داخلی بر اقتصاد کشور و منابع ملی نیز مؤثر است از طرف دیگر با توجه به سهم 25 درصدی بخش کشاورزی از صادرات غیرنفتی و ارز آوری حدود 2 میلیارد دلار این بخش، کاهش کامل ضایعات می تواند ارزآوری این بخش را بین 350 تا 400 میلیون د لار افزایش دهد . از طرف دیگر با توجه به اهمیت استراتژیک بعضی از محصولات کشاورزی و تصمیم دولت مبنی پرداخت یارانه به این گونه محصولات و درنتیجه قیمت کم محصولات یارانه ای برای مصرف کننده و عدم انگیزه جهت صرفه جویی باعث افزایش ضایعات اینگونه محصولات می شود (ملکوتی، 1377).
به طور خلاصه می توان گفت برای رسیدن به خودکفایی نسبی و ارزش افزود، بیشتر بخش، مسئله نوع برخورد با ضایعات و چگونگی کاهش آن، خیلی مهم است . کاهش ضایعات، طبیعت افزایش عرضه را دارد و دستیابی به آن ما را از عوامل تولید اضافی، بی نیاز کرده یعنی بدون داده اضافی، ستاند، حاصل می گردد . با اعمال این سیاست، در بهره برداری از منابع طبیعی نیز صرفه جویی شده ومنابع غیر قابل تجدید که در معرض تخریب قرار می گیرد طی نظمی به سود پاسخگویی آیندگان استمرار می یابد و متضمن توسعه پایدار در کشور خواهد بود (شادان و مهینخواه، 1383).
2-4- عوامل زیستی و محیطی مؤثر بر ضایعات
عوامل زیستی مؤثر بر کاهش کیفیت محصولات کشاورزی شامل: سرعت تنفس، تولید اتیلن، سرعت تغییر ترکیبات که با تغییر رنگ، بافت، طعم و ارزش تغدیهای همراه است، آسیبهای مکانیکی، تنش آبی، جوانه زنی و ریشه زایی، نارساییهای فیزیولوژیکی و عوامل بیماریزا هستند و سرعت کاهش تنفس به عوامل محیطی شامل دما رطوبت نسبی، سرعت هوا، ترکیب اتمسفر( غلظت اکسیژن و دی اکسید کربن) و کاربرد روشهای ضد عفونی بستگی دارد (کادر، 2005)14.
2-5- عوامل ايجاد كننده ضايعات
پيش‌بيني مقدار ضايعات محصولات كشاورزي مشكل است زيرا عوامل اصلي توليد ضايعات مربوط به آسيبهاي فيزيكي و حمله ريزجانداران مي‌شود كه در عمل در سه مرحله پيش از برداشت، برداشت و پس از آن رخ مي‌دهد ولي بخش عمده ضايعات مربوط به مراحل برداشت و پس از آن ( تا مرحله مصرف)
مي باشد كه دلايل اصلي توليد اين ضايعات در محصولات كشاورزي در زير شرح داده مي‌شود (بی نام، 1390).
الف) ضايعاتي كه منشأ فيزيكي دارند و بر اثر آب و هواي نامطلوب مانند گرما يا سرماي بيش از حد يا ناكافي به وجود می‌آيند. در بسياري موارد شرايط محيطي نامناسب سبب ضايع شدن محصول ذخيره شده مي‌گردد.
ب) عوامل فيزيولوژيكي كه موجب پيري محصول در طول مدت نگهداري در انبار مي‌شود و به علت واكنشهاي طبيعي يعني بيوشيميايي يا شيميايي به وجود مي‌آيد، در بسياري موارد فرآورده‌هاي نهايي و حد واسط اين واكنشها نا مطلوب بوده، موجب افزايش قابل توجه در افت ارزش غذايي محصولات كشاورزي مي‌شود.
ج) آسيبهايي كه منشأ‌ بيولوژيكي يا ميكروبيولوژيكي دارند و بوسيله حشرات، باكتري‌ها،‌ كپكها، مخمرها، ويروسها، جوندگان و ديگر حيوانات به وجود مي‌آيند.
د) آسيبهاي مكانيكي كه به علت نبود روشهاي مناسب در طول دوره برداشت، بسته‌بندي و حمل و نقل منجر به زخمهاي پوستي، خراش، شكستگي، فشردگي و لهيدگي محصول مي‌گردند به طوري كه مستعد فعاليت و رشد ريززنده‌ها مي‌شوند، جابه‌جايي نامناسب در زمان رساندن محصول به بازار موجب زخمي شدن و آسيبهاي مكانيكي شده مزاياي سرد كردن پس از برداشت را كاهش مي‌دهد از طرف ديگر بر اثر صدمه ديدن بافت سلولي فعاليت آنزيمها تا حد زيادي افزايش يافته و محصول آسيب مي‌بيند. به طور كلي ضايعات پس از برداشت محصولات غير دانه‌اي در كشورهاي در حال توسعه در مرحله جابه‌جايي،‌ حمل و نقل، انبارداري و فرآوري و در محصولات دانه‌اي در مرحله خشك كردن و ذخيره سازی رخ مي‌دهد.
ه) ضايعات ناشي از عوامل اجتماعي و اقتصادي كه بر اثر عوامل زير به وجود مي‌آيند.
1- سياست‌گذاري‌‌ها: شامل شرايط سياسي خاصي مي‌شود كه در آن يك راه حل تكنولوژيكي كافي نيست يا براي به مرحله اجرا گذاشتن آن با مشكلاتي روبرو است. براي مثال نبود اطلاعات و برنامه‌ريزي ضعيف در رابطه با مديريت منابع انساني، اقتصادي و علمي از جمله اين موارد است كه سبب ضايعات غذايي مي‌گردد.
2- منابع: كمبود منابع انساني، اقتصادي و فن‌آوری جهت گسترش برنامه‌هاي مورد نياز براي جلوگيري يا كاهش ضايعات پس از برداشت مواد غذايي.
3- آموزشي: نبود اطلاعات كافي از اصول علمي مربوط به نگهداري، فرآيند، بسته‌بندي، حمل و نقل و توزيع محصولات غذايي.
4- خدماتي: ناكارآمدبودن سازمانها و نهادهاي تجاري دولتی يا خصوصی براي بازاريابي محصولات.
5- حمل و نقل: تجهيز نبودن وسايل حمل و نقل محصولات خام بويژه ميوه‌ها و سبزي‌ها به سيستم خنك كننده، موجب آسيب ديدن حجم زيادي از آنها مي‌شود (مینایی و افکاری، 1382).
2-6- فاکتورهای اقتصادی اجتماعی تاثیر گذار بر ضایعات
فاکتورهای اقتصادی اجتماعی تاثیر گذار را می توانیم به این صورت نیز طبقه بندی کنیم (کادر، 2005)15:
2-6-1- سیستم بازاریابی ناکافی
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، به دلیل عدم وجود اطلاعات بازار و ارتباط لازم بین تولید کننده و خریدار، تولید کنندگان توانایی تولید مقدار محصول با کیفیت خوب را دارند ولی چون امکانات مورد نیاز، مناسب، سریع و مرتبط برای رساندن این محصولات به دست مصرف کننده را ندارند، ضایعات بسیار زیادی ایجاد میشود. در مناطق تولید، تشویق به ایجاد تشکلهای بازاریابی بین تولیدکنندگان محصولات عمده، به خصوص در کشورهای در حال توسعه، به علت کوچک بودن نسبی اندازه زمینها، لازم است، فواید این تشکلها به قرار زیر است:
– ایجاد مناطق تجمع مرکزی برای محصول برداشت شده
– فروش عمده محصولات برداشت و بسته بندی شده
– توانایی تهیه محصولات برای فروش و انبار به مقدار زیاد و در هنگام نیاز
– تسهیل در حمل و نقل به بازارها
– عمل کردن به عنوان واحد فروشی مشترک برای اعضا
– هماهنگی برای برنامه فروش
– توزیع مساوی سود
لازم است سایر سیستمهای توزیع محصولات مانند فروش مستقیم به مصرف کننده (کنار جاده، ایجاد بازار در شهرها و بازار محلی در حومه شهر) نیز تشویق شده و برای کاهش هزینه های حمل و نقل، تولید به مناطق پر جمعیت نزدیک باشد. در بیشتر کشورهای در حال توسعه، بازارهای عمده فروشی به دلیل مشکلاتی مانند فقدان تسهیلات لازم برای بارگذاری و بارگیری، عدم وجود سیستمهای ضدعفونی، رساندن میوهها، بستهبندی و انبار موقت توسعه نیافته اند و طرحهای موجود برای بهتر شدن ساختار تسهیلات بازارهای عمده فروشی، به دلیل عوامل سیاسی، اجتماعی به تعویق میافتند.
2-6-2- ناکافی بودن تسهیلات حمل و نقل
در بیشتر کشورهای در حال توسعه، برای حمل و نقل محصولات باغی، جادههای کافی و مناسب و تشکیلات حمل و نقل و سایر موارد مرتبط، به خصوص آنهایی که مناسب محصولات باغی تازه و فساد پذیر هستند، هم برای بازار محلی و هم برای صادرات وجود ندارد و تولید کنندگان معمولأ قادر به داشتن تشکیلات حمل و نقل نیستند و در برخی از موارد هم که بازاریابان و همکارانشان این تسهیلات را دارند، به دلیل ضعف شرایط جادهای کاری از دست آنها ساخته نیست (سهرابی و همکاران، 1381).
2-6-3- قوانین و مقررات دولتی
نظارت های دولت، به خصوص برای قیمتهای عمده و خرده فروشی محصولات کشاورزی، در کشورهای مختلف متفاوت است و در بسیاری از موارد کنترل قیمت در تقابل با تولید است. اگرچه این مقررات به منظور حمایت از مصرف کننده است ولی مشوق سوء استفاده بوده و انگیزهای را برای تولید محصول با کیفیت بالا و حفظ کیفیت پس از برداشت، ایجاد نمیکند، از طرفی در صورتی که مقررات به طور مناسب حمایت شده و ضامن سلامتی عمومی و بهبود روشهای انتقال و حمل باشد، برای مصرف کننده بسیار اهمیت دارد (مینایی و افکاری، 1382).
2-6-4- در دسترس نبودن ابزار و تجهیزات
حتی اگر تولیدکنندگان محصولات کشاورزی، نیاز به استفاده از ابزار و لوازم خاص در برداشت و جابهجایی پس از برداشت داشته باشند، در بیشتر موارد در بازار محلی آنها را پیدا نخواهند کرد. این مسئله در مورد ظروف، تجهیزات تمیز کردن، واکس زدن، بستهبندی و سرد کردن صادق است و بیشتر این ابزارها در محل تولید نمیشوند و به مقدار کافی و مورد نیاز تقاضای مصرف وارد نمیشوند. قوانین دولتی متفاوت در بعضی از کشورها، اجازه وارد کردن این تجهیزات را به تولید کننده نمیدهد و در دسترس بودن ابزار مورد نیاز برای استفاده فن آوری توصیه شده برای یک موقعیت خاص ضروری است. در بسیاری از موارد هم امکان ساخت این ابزار با قیمت بسیار کمتر از نمونه ای وارداتی در محل مورد نظر وجود دارد.
2-6-5- کمبود اطلاعات
در حمل و نقل پس از برداشت محصولات کشاورزی عامل بسیار مهم، انسان است، بسیاری از دستاندرکاران مستقیم امر برداشت، بسته بندی، حمل و نقل و بازاریابی در کشورهای در حال توسعه محدودیتهایی دارند و در این موارد و در حال حاضر، برنامه آموزشی یا ترویجی مؤثر و از راه دور بسیار لازم است و این نیاز در آینده هم ادامه خواهد یافت (ممتاز، 1371).
2-6-7- ضعف خدمات پس از فروش
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، بسیاری از تجهیزات و تسهیلاتی که سالها پیش ساخته شده، در حال حاضر معیوب هستند یا کارآیی مناسب را ندارند که به دلیل فقدان خدمات پس از فروش یا عدم دسترسی به قطعات یدکی است و به خصوص در قسمتهای دولتی، این مورد بیشتر مشاهده میشود. به منظور اطمینان از موفقیت و توسعه مؤثر هر پروژه جدیدی باید سرمایه کافی برای خدمات پس از فروش داشته باشد.
2-7- نقش مراحل گوناگون در اتلاف محصولات كشاورزي
نشان داده شده که گندم در مرحله کاشت 2درصد، در مرحله برداشت 10 درصد، پس از برداشت 15 دصد ضایئات داشته، لوبیا در مرحله کاشت 15 درصد، داشت 30 درصد و برداشت 10 درصد و پس از برداشت 30 درصد ضایئات داشته اند (بی نام، 1382).
2-7-1- توليد
در رابطه با مواد غذايي با منشأ گياهي بايد محيط را براي رشد و نمو و تكثير آفتها و عاملهاي بيماريزا نامساعد ساخت. از روشهاي كاهش ضايعات قبل از برداشت محصولات كشاورزي، مي‌توان به تناوب يا گردش زراعي، شخم و از بين بردن بقاياي محصول و گياهان خودرو، تاريخ كاشت مناسب، انتخاب بذر و نهال سالم و استفاده از گونه‌ها و ارقام مقاوم در برابر آسيب حشرات و بيماري‌ها، ضدعفوني كردن خاك و استفاده از مقادير مناسب كود اشاره كرد (زمردی، 1370).
اجراي عمليات زراعي به موقع از جمله رعايت زمان مناسب برداشت محصول و مراقبتهاي لازم در زمان برداشت، حمل و نقل و جابجايي نقش مؤثري در جلوگيري از ايجاد ضايعات و كاهش كيفيت محصول دارد. با كاهش مصرف سم و كودهاي شيميايي و تلاش جهت بهينه سازي مصرف آنها مي‌توان از اثرات نامطلوب آنها جلوگيري كرد. در صورتي كه با مصرف بيش از حد كود و سم‌هاي شيميايي زيانهاي فراواني وارد شده است كه افزون بر تخريب محيط زيست مانند آبهاي زيرزميني و خاك و هدردادن منابع طبيعي سلامت انسان را نيز به خطر مي‌اندازد براي مثال نيترات، اگر چه نقش يك كود شيميايي مهم را به عهده دارد اما وجود بيش از 10 ميلي‌گرم در ليتر ازت نيترات در آب و در وزن خشك محصولات كشاورزي موجب بروز انواع سرطان در بزرگسالان و بيماري و مسموميت تا حد مرگ در دامها مي‌شود (ملکوتی، 1377). در آزمونی با بررسی اثر ارتفاع برگچینی بر میزان ضایعات چای دیده شد که اختلاف بین سطوح ارتفاع برداشت و اختلاف بین زمان های برداشت بر ضایعات چای معنی دار بوده و میزان آن در پاییز بیشتر است (صلواتیان، 1387).
2-7-2- نگهداري در انبار
   بيشتر فرآورده‌هاي كشاورزي فصلي هستند و پس از برداشت بايد در انبارها و سيلوها نگهداري شوند. افزون برآن كشاورزان براي تامين نياز خود به انبار كردن محصولات كشاورزي نياز دارند ضمن اين كه انبار كردن محصولات كشاورزي جهت برقراري تعادل در عرضه و تقاضا امري ضروري است از طرفي با همة اقدامها و فعاليتهايي كه در كشورهاي گوناگون براي توسعه اقتصادي و افزايش رشد كشاورزي به عمل مي‌آيد مقدار زيادي از محصولات به علت نبود شرايط مناسب نگهداري از بين مي‌روند و از اين راه زيانهاي فراواني به توليدات كشاورزي وارد مي‌شود (زمردی، 1370).
آلودگي ممكن است قبل از برداشت محصول به وسيله محصولات آلوده از مزرعه به انبار منتقل شود و يا درون انبار ايجاد گردد. اين زيانها به دليل تغييرهاي شيميايي، فعاليت ريززنده‌ها، تكثير و رشد حشره‌ها و كنه‌ها، حمله موشها، روشهاي نادرست نگهداري و شرايط نامناسب از نظر دما و رطوبت نسبي به وجود آيد كه در نتيجه محصول از نظر كمي و كيفي آسيب مي‌بيند، آسيبهاي كمي موجب كاهش وزن محصولات كشاورزي مي‌شود و آسيبهاي كيفي ارزش غذايي و تجاري محصولات را كاهش مي‌دهد. نمودارهاي 1تا 4 نشان مي‌دهد كه مقادير قابل توجهي گندم، سيب‌زميني، زردآلو و سير در طول مدت نگهداري در انبار از بين مي‌رود (سهرابی و همکاران، 1381)، بيشتر اين خسارتها ناشي از ريززنده‌ها يعني كپكها و باكتريها است. برخي از قارچها در محصولات آلوده مايكوتوكسين توليد مي‌كنند كه تغذيه از چنين محصولات آلوده‌اي براي انسان و دام مناسب نمي‌بــاشد (زمردی، 1370).
2-7-3- فرآوري
     یکي از علتهاي مهم وجود ضايعات و يا افت كيفيت در محصولات كشاورزي عدم توسعه فعاليتهاي صنعتي و تبديلي است. به كمك فرآوري مي‌توان موجب كاهش حجم و وزن مواد اوليه شد و آنها را به اشكالي كه از نظر عملي و اقتصادي قابل حمل‌تر و قابل مبادله‌تر باشد تبديل نمود (مردوخی و نصیرپور، 1373). براي حفظ خواص فيزيكي و كيفيت مواد اوليه صنايع تبديلي بايد دقتها و مراقبتهاي ويژه‌اي در جريان حمل و نقل، تخليه و نگهداري آنها به عمل آيد و سرعت خاصي به كار گرفته شود كه در ديگر صنايع تا اين حد مطرح نبوده و ضرورتي ندارد تا مقدار ضايعات تا حد امكان كاهش يابد (ممتاز، 1381). صنايع تبديلي كشاورزي با فرآوري مواد داراي منشأ گياهي و حيواني از طريق تغييرات فيزيكي، شيميايي، نگهداري، بسته‌بندي و توزيع به تبديل و نگهداري آنها مي‌پردازد. ايجاد و گسترش آن مي‌تواند قسمت قابل توجهي از ضايعات ميوه و تره‌بار را بازيابي و يا از استمرار توليد آنها جلوگيري نمايد. در واقع نگهداري مناسب و فرآوري پس از برداشت افزون بر رعايت مراقبتهاي قبل از برداشت بروز فساد به وسيله عوامل خارجي يا داخلي را به تعويق انداخته يا ممانعت به عمل مي‌آورد كه در نتيجه آن مواد غذايي مي‌تواند براي مدت طولاني‌تري قابل مصرف باقي بماند. در حال حاضر تنها 67 هزار تن از مواد غذايي توليد شده به صورت بسته‌بندي به بازار عرضه مي‌شود.
2-8- آثارضايعات محصولات كشاورزي برجنبههاي مختلف اقتصادي
ضايعات از چند جنبه بر اقتصاد ضربه وارد مي كند:
1- ميزان توليد را كاهش مي دهد
2- نياز به واردات را افزايش مي دهد
3- نهاده هاي لازم براي توليد (كه به سختي تهيه مي شوند) را هدر مي دهد
2-9- روشهاي اقتصادي جلوگيري از ضايعات
1- برنامه كنارگذاري كشت محصول (set Aside)
2- سياستهاي كاهش هزينه مبادله (Transaction Cost)
3- كاهش سوبسيد بعضي از محصولات غذايي
4- بكارگيري قيمت تضميني
5- افزايش كيفيت بسته بندي
6- كاهش ضايعات از طريق بازاريابي مناسب
ضايعات در محصولات فاسدشدني در هر جايي از مزرعه تا مصرف كننده نهايي رخ داده و بستگي به درجه فاسد شوندگي محصول دارد (سهرابی و همکاران، 1381). چون زنجير يا سيستم بازاريابي به عمليات ويژه حمل و نقل، ترابري و فعاليتهاي تجاري اطلاق مي شود و همبستگي نزديكي بين نوع و حجم ضايعات ايجاد شده براي يك محصول خاص و سيستمي كه اين محصول در آن به پيش مي رود وجود دارد. لازم است در مورد بازاريابي به دو موضوع بدليل اهميت آنها بطور مجزا اشاره شود
الف- كارآيي سيستم بازاريابي
استقرار يك سيستم يا زيرسيستم بازاريابي براي معرفي و كاربرد معيارهايي كه كاهش دهنده ضايعات تا يك حد مطلوب هستند بسيار مفيد است. وقتي يك زيرسيستم بازاريابي نوظهور كه در آن يك اقتصاد پيشرفته كه داراي اضافه توليد است جايگزين اقتصاد معيشتي يا نيمه معيشتي مي شود و سيستم بازاريابي براي جمع آوري، انتقال و توزيع حجم محصول اضافه، سازگار نشده است. اين سيستم بازاريابي، از كارآيي لازم برخوردار نخواهد بود. اما هنگامي كه شاخص خوبي براي معرفي و كاربرد يك معيار ويژه براي كاهش ضايعات وجود دارد، كاهش اندازه و ميزان ضايعات در يك سيستم رخ مي دهد كه البته به آمادگي و توانايي سيستم در انتقال اين پيشرفت و بهبود به قسمتهاي مختلف زنجيره بازاريابي بستگي دارد (مردوخی و نصیرپور، 1373).
به نظر مي رسد اكثر معيارهايي كه روي حمل و نقل مطمئن، شرايط بهتر وانتقال سريعتر و انبارداري مناسب، متمركز شده اند، تنها هنگامي كاربرد مؤثر دارند كه ساختار سيستم بازاريابي بهبود يافته باشد.
ب- رابطه ميزان ضايعات و نقص در سيستم بازاريابي
ميزان بالاي ضايعات به دليل تجارب ناقص مديريتي در تصدي و سياست انبارهاي سردخانه دار، نداشتن اطلاعات تكنيكي در توزيع امكانات و تكنيكهاي حمل و نقل، فقدان يك برنامه فروش براي مجموعه برنامه هاي خريد و عموماً سياستهاي غيرواقعي قيمت گذاري، رخ مي دهد. فعاليتهاي چاره ساز زيادي براي رفع اين مشكل وجود دارد و ممكن است نياز به توجه و اولويت بندي بهتر در هر برنامه ريزي عملي براي كاهش ضايعات داشته باشد (سهرابی و همکاران، 1381).
2-10- استراتژی کاهش ضایعات پس از برداشت محصولات کشاورزی
اولین قدم برای تعیین استراتژی مناسب برای کاهش ضایعات پس از برداشت محصولات کشاورزی، تجزیه و تحلیل سیستماتیک هر محصول تولیدی و سیستم جابهجایی است (بل و همکاران، 161999؛ لاگرا، 2000)17. اگرچه بررسی منفعت به هزینه برای تشخیص برگشت سرمایه در فنآوری پس از برداشت، ضروری است، انتخاب فنآوری مناسب برای هر اندازه از تشکیلات پس از برداشت، اهمیت دارد( پرسون، 2006)18. برای جابهجایی محصول و کاهش ضایعات، شرکتهای بازاریابی و شرکای آنها مستلزم فراهم کردن تسهیلات برای جمعآوری، تهیه و حمل محصول به بازار از طریق فعالیتهای بازاریابی هماهنگشده و توزیع سود مساوی به اعضاء هستند.برای کشورهای در حال توسعه، نیاز به ساختار هماهنگکنندهای که باعث ارتقای رشد و رفاه شده و موارد زیر را تأمین کند، پیشنهاد شده است:
– تهیه اطلاعات کافی از بازار و ارائه آن به تمامی شرکای تجاری
– مشخص کردن زمینههای سرمایهگذاری در تحقیقات پس از برداشت
– شرکت در موافقتنامههای بین المللی برای ارتقای تجارت و امنیت غذایی
بنابراین به نظر می رسد که پیشسرمادهی در خلأ، بهبود روشهای بسته بندی، بسته بندی جداگانه اقلام برای افزایش ماندگاری و روشهای انبارداری و سردخانهای و تحقیق برای تعیین مقدار رسیدگی محصولات و آموزش عاملین بازار در جلوگیری از ضایعات مؤثر است (شادان و مهینخواه، 1383).
2-11- عوامل موثر بر ضایعات بادام زمینی در گیلان
بادام زمینی از جمله گیاهان عمده گیلان می باشد که در فرایند تولید (کاشت، داشت، برداشت) و پس از تولید ( مراحل فرآوری) دارای ضایعات است که عبارتند از:
2-11-1- ضايعات ناشي از تنش ماندابی
بارندگی فراوان در ماه های فروردین و اردیبهشت، در تاریخ و زمان کاشت بادام زمینی (فرودین ماه و اردیبهشت ماه) منجر به پوسیدگی بذرها و عدم رسیدن به سطح سبز یکنواخت می گردد. آب ماندگي و زيادي آب در زمین هایی که در ارتفاع کمتر از سطح رودخانه ها واقع شده اند منجر به آب ماندگی پای بوته و پوستیدگی غلاف ها منجر می گردد. ماندابی پای بوته همچنین باعث افزايش شدت بيماري ها مي شود. غوطه ور شدن گياه درآب به مدت چند روز ممكن است تا 90 درصد موجب افت محصول گردد (پاکدل و همکاران، 1391).
2-11-2- ضايعات ناشي از آفات
بادام زمینی گیاهی بسیار کم توقع است که در خاک هایی با پایین ترین درصد ماده آلی به خوبی رشد کرده و عملکرد قابل قبولی خواهد داشت. اما یکی از معضلات عمده کشاورزان بادام کار، آفت لارو آگروتیس است.
لارو آگروتیس دارای سه چرخه زندگی در طول دوره رشد بادام زمینی است و درست در زمانی که بادام زمینی به مرحله تشکیل غلاف می رسد این لاروها به سنین لاروی بالا رسیده و ریشه ی گیاه را از ناحیه طوقه قطع می کنند و می جوند و ارتباط گیاه با ریشه کاملا قطع شده و گیاه به طور کامل نابود می شود. معمولا زمانی که لارو آگروتیس در یک مزرعه ظاهر می شود به سرعت اپیدمی پیدا می کند و خسارت سنگینی به مزارع وارد می کند که به سختی قابل کنترل خواهد بود (خواجه پور، 1383).
2-11-3- ضايعات ناشي از مصرف نابجای عناصر غذایی
 برخی کشاورزان به اشتباه برای رسیدن به عملکرد بالا به مصرف بی رویه کود نیتروژن از منبع اوره در کشت بادام زمینی روی می آورند در حالی که گیاه بادام زمینی از جمله گیاهان تثبیت کننده ازت است و نیاز بسیار کمی به کود نیتروژن دارد. از طرفی گیاه بادام زمینی جهت دانه بندی بهتر در غلاف به فسفر فراوان و همچنین گچ نیازمند است که معمولا کشاورزان منطقه در مورد مصرف این دو منبع غذایی غفلت می کنند و به طوری که یا اصلا مصرف نمی کنند یا بسیار اندک مصرف می کنند، مصرف گچ تامین کننده کلسیم مورد نیاز بادام زمینی است و قطعا در زمان وجین علف های هرز و خاک دهی پای بوته بایستی حداقل 200 کیلوگرم در هکتار گچ به طور مخلوط با خاک پای بوته های بادام زمینی توزیع شده و در اختیار این گیاه قرار گیرد (جاوید و همکاران، 1390).
 
2-11-4- ضايعات در مرحله ي برداشت
جمع آوري وحمل و نقل برداشت با دست، دروگر يا كمباين مخصوص برنج  ضايعاتي را به همراه دارد، در ارقام حساس به ريزش بايد تا حدي زودتر از موعد اقدام به برداشت محصول نمود.(خواجه پور، 1383)
در مزرعه و گاهی اوقات در اثر باقی ماندن محصول تازه برداشت شده



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

چکیده
بادام زمینی یکی از گیاهان استراتژیک استان گیلان است که مقام سوم دانه های روغنی جهان را به خود اختصاص داده است. در این تحقیق که به بررسی عوامل مدیریتی و اقتصادی موثر بر ضایعات بادام زمینی و نیز تجزیه و تحلیل عوامل، میزان تاثیر گذاری هر یک از عوامل بر ضایعات محصول از طریق استخراج نظرات بهینه کشاورزان از جمله کشاورزان مناطق آستانه اشرفیه و بندرکیاشهر به منظور شناسایی مناسب تر عوامل و اقدام در رفع آنها به ترتیب شدت عوامل موثر بر ضایعات محصول پرداخته شده است. در این تحقیق از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده های تحقیق پرسشنامه
می باشد. فرضیات تحقیق که همان وجود رابطه معنا دار بین عوامل مدیریتی، نهادی – سیاستی و اقتصادی و اثر گذاری بیشتر ویژگی های نهادی – سیاستی در بین عوامل مذکور بر ضایعات بادام زمینی، از طریق آزمون T-TEST مورد اندازه گیری قرار گرفتند و بر اساس نتایج حاصل از این آزمون، با اطمینان 95%
می توان گفت که بین عوامل ذکر شده و ضایعات بادام زمینی رابطه معنا دار وجود دارد. همچنین با توجه به گروهبندی افراد شرکت کننده در پژوهش از نظر سنی و تحصیلات، تمامی افراد با هر گروه سنی و با هر تحصیلاتی عنوان داشتند که دو عامل ناکارآمدی بازار و بازاریابی و نیز مدیریت نامناسب تولید، بیشترین اثر را بر ایجاد ضایعات در محصول بادام زمینی دارند.
کلید واژه : بادام زمینی، محصولات کشاورزی، ضایعات، نهاده
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
با توجه به رشد سريع جمعيت جهان،  افزايش تقاضا براي غذا، تأمين نيازهاي تغذيه اي جمعيت رو به رشد آينده و دسترسي به غذاي كافي، توسعه كشاورزي و تكنولوژي آن بايستي از اولويت هاي هر كشور باشد. بدون شك اين توسعه، چگونگي حركت عوامل مؤثر بر فرآیند كشاورزي را مي طلبد. صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان مهمترين عامل پس از توليد بايد در وراي مسائلي مانند آب، خاك، زمين، نهاده هاي كشاورزي (عوامل دروني) و سرمايه گذاري، مديريت، قدرت خريد، توزيع عادلانه (عوامل بيروني) بررسي شود (حاتمی، 1391). اين صنايع با نقش بسيار مؤثر بر توسعه كشاورزي و کاهش ضایعات براي استقرار جايگاه در عوامل بيروني و دروني همواره مورد بحث كارشناسان قرارگرفته است. بقا و تداوم حيات بشر نه تنها بستگي به تأمين مواد غذايي بلكه فراتر از آن امنيت غذايي با تعريف دسترسي همه مردم به غذاي كافي، براي زندگي سالم و فعال در تمام اوقات دارد. امنيت غذايي علاوه بر توليد مواد اوليه، به معناي حفظ و نگهداري مواد غذايي به صورت كافي و سالم و با حفظ ارزش هاي تغذيه اي در همه زمان هاست (رحیمی، 1391). به طور قطع در راستاي تأمين امنيت غذايي، صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان فرآوري كننده، نگهدارنده و حافظ مواد غذايي با حفظ ريز و درشت  مغذي ها و در نهايت تأمين كالري مورد نياز بدن انسان نقش بسيار مؤثر و ناگسستني در حركت به سوي توسعه بخش كشاورزي و تهيه و تأمين غذايي با تعريف بيان شده دارد. با توجه به افزایش جمعیت و کاهش اراضی کشاورزی، توجه به بهره برداری مناسب از نهاده ها و محصولات کشاورزی امری اجتناب ناپذیر است، بنابراین بررسی ضایعات کشاورزی، می تواند گامی باشد در جهت شناخت پتانسیل های موجود در هر محصول و برداشتن گام موثر در راستای رسیدن به ارزش افزوده و تولید بیشتر که این امر خود منجر به دستیابی به اقتصادی پویا خواهد شد.
1-2- بیان مسئله و اهمیت موضوع
بادام زميني با نام علمي Arachis Hypogaea گياهي است از تيره نخود (leguminosae)، بادام زمینی گیاه بومی برزیل بوده و از آنجا به نقاط دیگر دنیا راه یافته است. آب و هوای گرم برای کشت این گیاه مناسب می‌باشد. بادام زمینی گیاهی است یکساله چنانچه ناحيه فاقد يخبندان باشد ظرفيت چند ساله شدن را دارد دارای ساقه‌ای راست و کوتاه که ارتفاع آن در حدود 30 سانتیمتر می‌باشد. برگهای آن مرکب از دو زوج برگچه است گلهای آن دو نوع متفاوت به رنگ زرد می‌باشد گلها كامل و خودگشن مي باشد . پس از تلقیح ، دم گل خم شده و به سطح خاک می‌ رسد و سپس به تدریج در خاک فرو رفته و میوه در داخل خاک تشکیل می‌شود.کشاورزی در ایران به دلیل وجود تنوع آب و هوایی، پراکندگی و کوچکی مزارع در بیش تر نقاط کشور و نوسانات قیمتی محصول و نهاده ها، فعالیتی با ریسک بالا است. ماهیت ریسکی فعالیت های کشاورزی در نواحی مختلف، کشاورزان را وادار می کند تا با کاربرد و آزمون شیوه های مدیریتی گوناگون، اثرات نامطلوب عوامل ریسکی طبیعی و اقتصادی را بر نوسانات عملکرد و درآمد، اداره و مهارکنند. در میان بخش های اقتصادی یک کشور در حال توسعه، بخش کشاورزی به عنوان تامین کننده غذای جامعه از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است (میشرا و همکاران، 2004)1. به منظور افزایش بهره وری در اقتصاد ایران نیز باید به عنوان یکی از بخش های مهم و عمده فعالیت اقتصادی در کشور توجه خاص کرد. زیرا این بخش در حال حاضر حدود 15 درصد از تولید ناخالص، 21 درصد از اشتغال، 22 درصد از صادرات غیرنفتی کشور را به خود اختصاص می دهد. همچنین 1/80 درصد عرضه مواد غذایی و 90 درصد نیازهای واحدهای صنایع تبدیلی را طی دهه اخیر تامین کرده است، اما میانگین سالانه نرخ رشد بهره وری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی در طول سال های 1342- 1382 منفی 08/3 درصد بوده است (محبوب، 2005)2، مشکلات بخش کشاورزی هرچه باشد، نشانه هایی از نازل بودن بهره وری را می توان در آن پیدا کرد. این مشکلات در کلیه مراحل قبل و پس از تولید محصولات کشاورزی از قبیل تامین و مصرف نهاده ها، به روش های تولید، برداشت، حمل و نقل، نگهداری توزیع، تبدیل و مصرف شهود است (کاش، 1990)3. لذا می بایست به افزایش بهره وری در بخش کشاورزی به عنوان یکی از بخش های مهم و عمده فعالیت اقتصادی در کشور توجه خاص کرد، زیرا افزایش بهره رشد در این بخش با توجه به ساختار ویژه اقتصادی کشور می تواند در جهت دستیابی به هدف های اقتصادی کمک کننده باشد (کوروساکی، 2003)4. بر اساس تخمین وزارت جهاد کشاورزی در سال 1385 از 85 میلیون تن محصول کشاورزی تولید شد، 15 میلیون تن آن را ضایعات تشکیل می دهد، با توجه به سهم 25 درصدی بخش کشاورزی از صادرات غیرنفتی و ارزآوری، حدود 2 میلیارد دلار این بخش، کاهش کامل ضایعات می تواند از ارزآوری این بخش را بین 350 تا 400 میلیون دلار افزایش می دهد (بی نام، 1385). در شرایط کنونی یکی از معضلات اصلی بخش کشاورزی ایران ضایعات می باشد. با توجه به اهمیت استراتژیک بادام زمینی در ایران و بالاخص استان های گیلان و مازندران، برای رسیدن به خودکفایی نسبی و ارزش افزوده بیشتر، نوع برخورد با ضایعات و چگونگی کاهش آن مهم است. از آنجایی که استان گیلان مهم ترین قطب تولید بادام زمینی کشور محسوب می شوند که سهم گیلان سالانه حدود 4 تن در هکتار محاسبه شده است. این مطالعه در نظر دارد که ضایعات بادام زمینی و عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موثر بر ضایعات بادام زمینی را بررسی نماید.
1-3- اهداف تحقیق
شناسایی و اولویت بندی عوامل اقتصادی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
شناسایی و اولویت بندی عوامل اجتماعی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
شناسایی و اولویت بندی عوامل مدیریتی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
تعیین مهم ترین متغیرهای اثر گذار بر افزایش و کاهش ضایعات بادام زمینی و ارائه راهکار مناسب جهت کاهش ضایعات
1-4- فرضیه های تحقیق
عوامل اقتصادی بیش از عوامل اجتماعی بر ضایعات بادام زمینی از تولید تا مصرف موثر هستند.
عوامل مدیریتی بیش از عوامل اقتصادی بر ضایعات بادام زمینی از تولید تا مصرف موثر هستند.
1-5- بادام زمینی
1-5-1- کلياتي در مورد بادام زميني
بادام زميني از خانواده بقولات5 و يکي از عمده ترين نباتات زراعي جهان است (احمدی، 1368). بادام زميني که به اسامي گوناگوني نظير پسته شامي، بادام کوهي نيز ناميده مي شود معمولاً در تمام
کشور هاي استوايي و نيمه استوايي به منظور استفاده خوراکي از آن کشت مي گردد.
بادم زميني با نام علمي (Arachis heypogaea) گياهي است تتراپلوئيد 2n=4x=40 که به زبان انگليسي گروندنات6، به زبان آمريکايي پينات7، به زبان فرانسه آراکيد8 ناميده مي شود .
1-5-2- تاريخچه
بادام زميني از آمريکاي جنوبي منشاء يافته است. گزارشات باستان شناسي حاکي است که بين 300 تا 2500 سال قبل از ميلاد بادام زميني کشت مي شده است . احتمالاً چندين گياه ديپلوئيد نوع وحشي در منشاء واريته هاي تتراپلوئيد دخالت داشته است. به نظر مي رسد که گياهان بومي توسط بوميان آمريکاي جنوبي، با انتخاب در گونه هاي وحشي و يا به وسيله تلاقي به شکل پر محصول در آمده اند (اسمارت، 2004)9. واريته hirsute که يک بادام زميني اوليه است از زمين هاي آبي پرو، تقريباً نزديک مناطق باستاني که ابتدايي ترين گياه بادام زميني در آن ثبت شده است توسط آرون (1989) جمع آوري شده است. رائو در سال 1987 گزرش کرد که جنس هايArachis به طور طبيعي به 5 کشور درآمريکاي جنوبي (آرژانتين، بوليوي، برزيل، پاراگوئه، و اوروگوئه) تطابق پيدا کرده اند و شامل 70 زير گونه مي باشند (اسمارت، 2004). بر اساس آمار فائو در سال 2010، سطح کشت بادام زميني در ايران 1400 هکتار و توليد ميوه آن 24286 تن بوده است (اسمارت، 2004). عمده ترين مناطق کشت بادام زميني در ايران منطقه آستانه اشرفيه در استان گيلان، صفي آباد دزفول و جيرفت مي باشد.
ميزان عملکرد در آستانه اشرفيه و بندرکياشهر حدود 3500-4000 تن در هکتار است. درصد پوست و مغز به انواع مختلف بادام زميني بستگي دارد و در واريته هاي محلي حدود 60 درصد مغز و 40 درصد پوسته مي باشد. ولي در ارقام اصلاح شده 70 درصد دانه، مغز است. در نتيجه آزمايش هايي که در سال 1346 در موسسه اصلاح و تهيه نهال و بذر گيلان انجام گرديده است، رقم نرث کارولينا10 حدود 2580 کيلوگرم در هکتار و رقم محلي 1370 کيلوگرم در هکتار عملکرد داشته است. عملکرد هکتاري در آزمايش هاي صفي آباد دزفول به 4 تن در هکتار و بيشتر رسيده است (سعادت لاجوردی، 1359) .
1-5-3- اهميت اقتصادي
بادام زميني از دانه هاي روغني اصلي جهان و از گياهان غذايي محسوب مي شود (سعیدی مهرورز، 1381). بادام زميني بيشتر به خاطر دانه آن که از نظر روغن و پروتئين و کربو هيدرات ها غني است، کشت مي شود. به طور کلي هر صد گرم قسمت خوراکي بادام زميني، تقريباً شامل 4/5 گرم آب، 4/30 گرم پروتئين، 7/47 گرم چربي، 7/11 گرم کربوهيدرات، 5/2 گرم فيبر و 0/23 گرم خاکستر است. ميانگين ميزان انرژي در هر صد گرم معادل با 2457 کيلو ژول است. بادام زميني منبع خوبي از ويتامين هاي EوB است. وزن دانه بادام زميني به ازاي هر صد عدد بين 25 و 115 گرم متغيير است. دانه هاي بادام زميني به دليل دارا بودن روغن و پروتئين زياد با ارزش هستند. ميزان پروتئين خام در دانه هاي آن در دامنه اي بين 22 تا 30 درصد است که با تيپ، رقم، محل، سال و بلوغ فيزيولوژيکي بذر تغيير مي نمايد. ميزان اسيد آسپاراتيک، اسيد گلوتاميک و آرژنين حدود 45% از کل اسيد هاي آمينه برآورده شده است. بادام زميني از کمبود ليزين، متيونين و توروئونين برخوردار است.
ميزان روغن دانه بادام زميني در دامنه اي بين 44 و 56 درصد با ميانگين 50 درصد است. ارقام تيپ ويرجينيا داراي ميزان روغن کمتري نسبت به تيپ هاي اسپانيايي11 است. هشتاد درصد اسيد هاي چرب آن به اسيد هاي اولئيک و لينولوئيک که از جمله اسيد هاي چرب و اشباع نشده اند اختصاص دارند. اسيد پالميتيک به ميزان بيش از 10% و دامنه غلظت اسيد هاي چرب عمومي ديگر از 01/0 درصد تا 4% است. هرقدر نسبت اسيد اولئيک به اسيد لينولوئيک در روغن بادام زميني بيشتر باشد، به همان نسبت روغن پايدارتر است و نسبت به اکسيداسيون حساسيت کمتري دارد. اين نسبت در دامنه هاي رسيده مي تواند در دامنه اي از 0/1 تابيش از 0/3 باشد . ارقام زراعي تيپ اسپانيايي داراي نسبت هاي کمتري از ارقام تيپ ويرجينيا12 است (عرشی، 1362). دانه بادام زميني اغلب در تهيه روغن خوراکي، درکنسروسازي، مارگارين، صابون سازي و… مصرف دارد. قسمتي از محصول نيز به صورت دانه به مقدار زياد در صنايع غذايي مورد استفاده قرار مي گيرد. درصنايع شيريني سازي به تنهايي بيش از 60 نوع شيريني با بادام زميني تهيه مي شود (عرشی، 1362). همچنين اين گياه، تنها گياه از تيره لگوم ها مي باشد که خاصيت نفخ زايي ندارد.
محصول فرعي بادام زميني شاخ و برگ آن ( ماده سبز) است. با برداشت به موقع و مراقبت در خشک کردن بوته ها، از هر هکتار مي توان حدود 5 تن علوفه خشک برداشت کرد. علوفه حاصل از نظر ترکيب موادغذايي مشابه شبدر خشک و از علوفه گياهان تيره گرامينه بهتر است (عرشی، 1362).
فصل دوم
پیشینه تحقیق
2-1- تعریف ضایعات
هر گونه تغييري در کيفيت که منجر به غير قابل دسترس شدن و عدم ايمني محصول شود و درنهايت محصول کشاورزي را براي انسان غير قابل مصرف کند از ديدگاه سازمان خواروبار جهاني (FAO) و برنامه محيط زيست ضايعات مواد غذايي تلقي مي شود.
عده اي از محققين کاهش محصول از مرحله کاشت تا مرحله مصرف را در زمره ضايعات تلقي و دسته اي معتقدند که ضايعات محصول از مرحله برداشت و مراحل فرآروي تا مرحله مصرف را بايد در ارزيابي مورد نظر قرار داد (صلواتیان، 1387).
ضایعات در مفهوم عام آن یعنی، مواد دورانداختنی یا کالاهای غیراستاندارد دفع شده محصول و محصولات جانبی و مواد اضافی ناشی از مصرف بیش از حد مواد اولیه در مراحل مختلف تولید و فرآوری است.
چنین وضعیتی در فرآورده های غذایی و نیز در مرحله پس از برداشت بسیاری از محصولات زراعی وجود دارد. اما بادام زمینی به عنوان یک فرآورده غذایی از محصولاتی نظیر غلات متمایز و از این لحاظ منحصر به فرد است.
در حقیقت ضایعات در بادام زمینی بسیار اندک است زیرا فن آوری تولید چنان تکامل یافته و صحیح است که ضایعات و مواد زائد بسیار اندکی در فرآیند از مرحله کاشت تا هنگام فروش در بازار بر جای می ماند.
استفاده غیرضروری و نامطلوب از سوخت، برق و نیروی انسانی که هزینه تولید را افزایش می دهند نیز باید جزء ضایعات منابع تولید در نظر گرفته شوند. بادام زمینی از این لحاظ باید دستخوش تغییر و اصلاحات گردد.
2-2- ضایعات در بخش کشاورزی
تعريفي که درتوصيف ضايعات محصولات کشاورزي بيشتر مد نظر مي باشد ترکيبي از دو راهبرد مکمل، اما در عين حال جداگانه فو ق الذکراست. در اين تعريف ضايعات عبارت از هرگونه کاهش کيفي يا کمي درعملکرد محصولات کشاورزي و يا افزايش در هزينه عام (اعتبارات عمومی) و خاص (تولید کنندگان) توليد است که با هزينه اي کمتر از ارزش ضايعات بتوان آن را جبران كرد. با چنين تعريفي، آسيب شناسي ضايعات بايد در دو گروه جداگانه، اما مکمل زيرصورت گيرد (شادان و مهینخواه، 1383).
ضايعات در بخش كلان اجرايي عبارت از هر گونه كاهش و زيان در اعتبارات ، منابع توليد وامکانات عمومي و نيز درعملکرد کمي و کيفي محصولات کشاورزي که به طور مستقيم يا غير مستقيم دردرآمد و توليد ناخالص عمومي و به طور خاص در كاهش درآمد توليدکنندگان و مصرف بيشتراعتبارات عمومي تأثير گذاربوده و كنترل عوامل آنها تنها در حيطه مديريت و سياستگذاري کلان اجرايي کشور است.
هر گونه ضايعات کمي و کيفي درعملکرد يا درآمد خالص قابل انتظار در مراحل مختلف توليد تا مصرف که بدون صرف هزينه و يا با هزينه اي کمتر و البته با مشارکت توليد کنندگان بتوان آن کاهش ر ا جبران نمود ، ضايعات محصولات کشاورزي تعريف مي شود.
نیمی از محصولات کشاورزی در کشور، در فاصله بین مراحل کاشت تا برداشت از چرخه مصرف خارج میشود (شادان و مهینخواه، 1383). از طرفی ضایعات کمی وکیفی محصولات کشاورزی بین مرحله برداشت تا مصرف نیز اتفاق میافتد و برای کاهش این ضایعات دو مسئله مهم را باید در نظر گرفت:
– شناخت عوامل زیستی و محیطی تأثیرگذار بر کاهش کیفیت پس از برداشت محصولات کشاورزی
– استفاده از دستورالعملهای مناسب فنآوری پس از برداشت محصولات کشاورزی برای افزایش و حفظ کیفیت و ایمنی این محصولات
ضایعات پس از برداشت شامل دو دسته، ضایعات کیفی و کمی است. ارزیابی ضایعات کیفی بسیار مشکلتر از ضایعات کمی است. در کشورهای توسعه یافته، بر عکس کشورهای در حال توسعه، اولویت با کاهش ضایعات کیفی است و علت درصد زیادی از ضایعات پس از برداشت عدم رضایت مصرف کننده از کیفیت محصول است. از طرفی در کشورها و فرهنگهای مختلف، استانداردهای کیفی، و قدرت خرید و ارجحیت مصرف کننده تفاوت بسیاری دارد، مثلاً در کشورهای در حال توسعه، حذف نقایص محصول قبل از بازاریابی، اهمیت کمتری دارد درحالیکه در کشورهای نوسعه یافته به ظاهر محصول اهمیت زیادی داده میشود (کادر، 2005)13.
ضایعات پس از برداشت بسته به نوع محصول و منطقه تولید و فصول مختلف، متفاوت است و بر اساس گزارش آکادمی علوم ملی در سال 1978 مقدار ضایعات در کشورهای در حال توسعه، متفاوت و بین 1 و 50 درصد و بعضاً بیشتر است و اطلاعات موجود بر مبنای محاسبه عملی کم است (کادر، 2005).
در کشور ما نیز به دلیل نارساییهای موجود در سیستم نگهداری، تبدیل و توزیع، مقداری از محصولات کشاورزی ضایع میشود که مقدار آن به نسبت بالاست، بر پایه آمارهای موجود به طور متوسط 35 درصد از محصولات کشاورزی در ایران ضایع میشود (بیات، 1383) که 6 برابر متوسط جهان است (جوکار، 2005) و معادل 25 درصد درآمد نفتی کشور تخمین زده میشود که این مقدار بیانگر بالا بودن ضایعات و نیز ارزش آن در تولید ناخالص ملی است (جوکار، 2005).
2-3- اهمیت ضایعات
یکی از مهمتر ین مباحث کلیدی درسطح اقتصاد جهانی و بویژه ایران، موضوع ضایعات می باشد. این امر بدلیل آن است که سطح تأثیر ضایعات در تولید ناخالصی داخلی و درآمد ملی متاسفانه بسیار نگران کننده است . براساس تخمین که وزارت جهادکشاورزی در سال 85 از کل 85 میلیون تن تولید محصولات کشاورزی، 15.3 میلیون تن آن را ضایعات تشکیل می دهد . که اگر ارزش میانگین هر کیلو محصول کشاورزی 155 تومان باشد کل هزینه ضایعات بالغ بر2 هزار و 371 میلیارد تومان خواهد شد . پس بنابراین بنظر می رسد هزینه بالای ضایعات نه تنها بخش کشاورزی را رنج می دهد بلکه بدلیل سهم 25 درصد این بخش در تولید ناخالص داخلی بر اقتصاد کشور و منابع ملی نیز مؤثر است از طرف دیگر با توجه به سهم 25 درصدی بخش کشاورزی از صادرات غیرنفتی و ارز آوری حدود 2 میلیارد دلار این بخش، کاهش کامل ضایعات می تواند ارزآوری این بخش را بین 350 تا 400 میلیون د لار افزایش دهد . از طرف دیگر با توجه به اهمیت استراتژیک بعضی از محصولات کشاورزی و تصمیم دولت مبنی پرداخت یارانه به این گونه محصولات و درنتیجه قیمت کم محصولات یارانه ای برای مصرف کننده و عدم انگیزه جهت صرفه جویی باعث افزایش ضایعات اینگونه محصولات می شود (ملکوتی، 1377).
به طور خلاصه می توان گفت برای رسیدن به خودکفایی نسبی و ارزش افزود، بیشتر بخش، مسئله نوع برخورد با ضایعات و چگونگی کاهش آن، خیلی مهم است . کاهش ضایعات، طبیعت افزایش عرضه را دارد و دستیابی به آن ما را از عوامل تولید اضافی، بی نیاز کرده یعنی بدون داده اضافی، ستاند، حاصل می گردد . با اعمال این سیاست، در بهره برداری از منابع طبیعی نیز صرفه جویی شده ومنابع غیر قابل تجدید که در معرض تخریب قرار می گیرد طی نظمی به سود پاسخگویی آیندگان استمرار می یابد و متضمن توسعه پایدار در کشور خواهد بود (شادان و مهینخواه، 1383).
2-4- عوامل زیستی و محیطی مؤثر بر ضایعات
عوامل زیستی مؤثر بر کاهش کیفیت محصولات کشاورزی شامل: سرعت تنفس، تولید اتیلن، سرعت تغییر ترکیبات که با تغییر رنگ، بافت، طعم و ارزش تغدیهای همراه است، آسیبهای مکانیکی، تنش آبی، جوانه زنی و ریشه زایی، نارساییهای فیزیولوژیکی و عوامل بیماریزا هستند و سرعت کاهش تنفس به عوامل محیطی شامل دما رطوبت نسبی، سرعت هوا، ترکیب اتمسفر( غلظت اکسیژن و دی اکسید کربن) و کاربرد روشهای ضد عفونی بستگی دارد (کادر، 2005)14.
2-5- عوامل ايجاد كننده ضايعات
پيش‌بيني مقدار ضايعات محصولات كشاورزي مشكل است زيرا عوامل اصلي توليد ضايعات مربوط به آسيبهاي فيزيكي و حمله ريزجانداران مي‌شود كه در عمل در سه مرحله پيش از برداشت، برداشت و پس از آن رخ مي‌دهد ولي بخش عمده ضايعات مربوط به مراحل برداشت و پس از آن ( تا مرحله مصرف)
مي باشد كه دلايل اصلي توليد اين ضايعات در محصولات كشاورزي در زير شرح داده مي‌شود (بی نام، 1390).
الف) ضايعاتي كه منشأ فيزيكي دارند و بر اثر آب و هواي نامطلوب مانند گرما يا سرماي بيش از حد يا ناكافي به وجود می‌آيند. در بسياري موارد شرايط محيطي نامناسب سبب ضايع شدن محصول ذخيره شده مي‌گردد.
ب) عوامل فيزيولوژيكي كه موجب پيري محصول در طول مدت نگهداري در انبار مي‌شود و به علت واكنشهاي طبيعي يعني بيوشيميايي يا شيميايي به وجود مي‌آيد، در بسياري موارد فرآورده‌هاي نهايي و حد واسط اين واكنشها نا مطلوب بوده، موجب افزايش قابل توجه در افت ارزش غذايي محصولات كشاورزي مي‌شود.
ج) آسيبهايي كه منشأ‌ بيولوژيكي يا ميكروبيولوژيكي دارند و بوسيله حشرات، باكتري‌ها،‌ كپكها، مخمرها، ويروسها، جوندگان و ديگر حيوانات به وجود مي‌آيند.
د) آسيبهاي مكانيكي كه به علت نبود روشهاي مناسب در طول دوره برداشت، بسته‌بندي و حمل و نقل منجر به زخمهاي پوستي، خراش، شكستگي، فشردگي و لهيدگي محصول مي‌گردند به طوري كه مستعد فعاليت و رشد ريززنده‌ها مي‌شوند، جابه‌جايي نامناسب در زمان رساندن محصول به بازار موجب زخمي شدن و آسيبهاي مكانيكي شده مزاياي سرد كردن پس از برداشت را كاهش مي‌دهد از طرف ديگر بر اثر صدمه ديدن بافت سلولي فعاليت آنزيمها تا حد زيادي افزايش يافته و محصول آسيب مي‌بيند. به طور كلي ضايعات پس از برداشت محصولات غير دانه‌اي در كشورهاي در حال توسعه در مرحله جابه‌جايي،‌ حمل و نقل، انبارداري و فرآوري و در محصولات دانه‌اي در مرحله خشك كردن و ذخيره سازی رخ مي‌دهد.
ه) ضايعات ناشي از عوامل اجتماعي و اقتصادي كه بر اثر عوامل زير به وجود مي‌آيند.
1- سياست‌گذاري‌‌ها: شامل شرايط سياسي خاصي مي‌شود كه در آن يك راه حل تكنولوژيكي كافي نيست يا براي به مرحله اجرا گذاشتن آن با مشكلاتي روبرو است. براي مثال نبود اطلاعات و برنامه‌ريزي ضعيف در رابطه با مديريت منابع انساني، اقتصادي و علمي از جمله اين موارد است كه سبب ضايعات غذايي مي‌گردد.
2- منابع: كمبود منابع انساني، اقتصادي و فن‌آوری جهت گسترش برنامه‌هاي مورد نياز براي جلوگيري يا كاهش ضايعات پس از برداشت مواد غذايي.
3- آموزشي: نبود اطلاعات كافي از اصول علمي مربوط به نگهداري، فرآيند، بسته‌بندي، حمل و نقل و توزيع محصولات غذايي.
4- خدماتي: ناكارآمدبودن سازمانها و نهادهاي تجاري دولتی يا خصوصی براي بازاريابي محصولات.
5- حمل و نقل: تجهيز نبودن وسايل حمل و نقل محصولات خام بويژه ميوه‌ها و سبزي‌ها به سيستم خنك كننده، موجب آسيب ديدن حجم زيادي از آنها مي‌شود (مینایی و افکاری، 1382).
2-6- فاکتورهای اقتصادی اجتماعی تاثیر گذار بر ضایعات
فاکتورهای اقتصادی اجتماعی تاثیر گذار را می توانیم به این صورت نیز طبقه بندی کنیم (کادر، 2005)15:
2-6-1- سیستم بازاریابی ناکافی
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، به دلیل عدم وجود اطلاعات بازار و ارتباط لازم بین تولید کننده و خریدار، تولید کنندگان توانایی تولید مقدار محصول با کیفیت خوب را دارند ولی چون امکانات مورد نیاز، مناسب، سریع و مرتبط برای رساندن این محصولات به دست مصرف کننده را ندارند، ضایعات بسیار زیادی ایجاد میشود. در مناطق تولید، تشویق به ایجاد تشکلهای بازاریابی بین تولیدکنندگان محصولات عمده، به خصوص در کشورهای در حال توسعه، به علت کوچک بودن نسبی اندازه زمینها، لازم است، فواید این تشکلها به قرار زیر است:
– ایجاد مناطق تجمع مرکزی برای محصول برداشت شده
– فروش عمده محصولات برداشت و بسته بندی شده
– توانایی تهیه محصولات برای فروش و انبار به مقدار زیاد و در هنگام نیاز
– تسهیل در حمل و نقل به بازارها
– عمل کردن به عنوان واحد فروشی مشترک برای اعضا
– هماهنگی برای برنامه فروش
– توزیع مساوی سود
لازم است سایر سیستمهای توزیع محصولات مانند فروش مستقیم به مصرف کننده (کنار جاده، ایجاد بازار در شهرها و بازار محلی در حومه شهر) نیز تشویق شده و برای کاهش هزینه های حمل و نقل، تولید به مناطق پر جمعیت نزدیک باشد. در بیشتر کشورهای در حال توسعه، بازارهای عمده فروشی به دلیل مشکلاتی مانند فقدان تسهیلات لازم برای بارگذاری و بارگیری، عدم وجود سیستمهای ضدعفونی، رساندن میوهها، بستهبندی و انبار موقت توسعه نیافته اند و طرحهای موجود برای بهتر شدن ساختار تسهیلات بازارهای عمده فروشی، به دلیل عوامل سیاسی، اجتماعی به تعویق میافتند.
2-6-2- ناکافی بودن تسهیلات حمل و نقل
در بیشتر کشورهای در حال توسعه، برای حمل و نقل محصولات باغی، جادههای کافی و مناسب و تشکیلات حمل و نقل و سایر موارد مرتبط، به خصوص آنهایی که مناسب محصولات باغی تازه و فساد پذیر هستند، هم برای بازار محلی و هم برای صادرات وجود ندارد و تولید کنندگان معمولأ قادر به داشتن تشکیلات حمل و نقل نیستند و در برخی از موارد هم که بازاریابان و همکارانشان این تسهیلات را دارند، به دلیل ضعف شرایط جادهای کاری از دست آنها ساخته نیست (سهرابی و همکاران، 1381).
2-6-3- قوانین و مقررات دولتی
نظارت های دولت، به خصوص برای قیمتهای عمده و خرده فروشی محصولات کشاورزی، در کشورهای مختلف متفاوت است و در بسیاری از موارد کنترل قیمت در تقابل با تولید است. اگرچه این مقررات به منظور حمایت از مصرف کننده است ولی مشوق سوء استفاده بوده و انگیزهای را برای تولید محصول با کیفیت بالا و حفظ کیفیت پس از برداشت، ایجاد نمیکند، از طرفی در صورتی که مقررات به طور مناسب حمایت شده و ضامن سلامتی عمومی و بهبود روشهای انتقال و حمل باشد، برای مصرف کننده بسیار اهمیت دارد (مینایی و افکاری، 1382).
2-6-4- در دسترس نبودن ابزار و تجهیزات
حتی اگر تولیدکنندگان محصولات کشاورزی، نیاز به استفاده از ابزار و لوازم خاص در برداشت و جابهجایی پس از برداشت داشته باشند، در بیشتر موارد در بازار محلی آنها را پیدا نخواهند کرد. این مسئله در مورد ظروف، تجهیزات تمیز کردن، واکس زدن، بستهبندی و سرد کردن صادق است و بیشتر این ابزارها در محل تولید نمیشوند و به مقدار کافی و مورد نیاز تقاضای مصرف وارد نمیشوند. قوانین دولتی متفاوت در بعضی از کشورها، اجازه وارد کردن این تجهیزات را به تولید کننده نمیدهد و در دسترس بودن ابزار مورد نیاز برای استفاده فن آوری توصیه شده برای یک موقعیت خاص ضروری است. در بسیاری از موارد هم امکان ساخت این ابزار با قیمت بسیار کمتر از نمونه ای وارداتی در محل مورد نظر وجود دارد.
2-6-5- کمبود اطلاعات
در حمل و نقل پس از برداشت محصولات کشاورزی عامل بسیار مهم، انسان است، بسیاری از دستاندرکاران مستقیم امر برداشت، بسته بندی، حمل و نقل و بازاریابی در کشورهای در حال توسعه محدودیتهایی دارند و در این موارد و در حال حاضر، برنامه آموزشی یا ترویجی مؤثر و از راه دور بسیار لازم است و این نیاز در آینده هم ادامه خواهد یافت (ممتاز، 1371).
2-6-7- ضعف خدمات پس از فروش
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، بسیاری از تجهیزات و تسهیلاتی که سالها پیش ساخته شده، در حال حاضر معیوب هستند یا کارآیی مناسب را ندارند که به دلیل فقدان خدمات پس از فروش یا عدم دسترسی به قطعات یدکی است و به خصوص در قسمتهای دولتی، این مورد بیشتر مشاهده میشود. به منظور اطمینان از موفقیت و توسعه مؤثر هر پروژه جدیدی باید سرمایه کافی برای خدمات پس از فروش داشته باشد.
2-7- نقش مراحل گوناگون در اتلاف محصولات كشاورزي
نشان داده شده که گندم در مرحله کاشت 2درصد، در مرحله برداشت 10 درصد، پس از برداشت 15 دصد ضایئات داشته، لوبیا در مرحله کاشت 15 درصد، داشت 30 درصد و برداشت 10 درصد و پس از برداشت 30 درصد ضایئات داشته اند (بی نام، 1382).
2-7-1- توليد
در رابطه با مواد غذايي با منشأ گياهي بايد محيط را براي رشد و نمو و تكثير آفتها و عاملهاي بيماريزا نامساعد ساخت. از روشهاي كاهش ضايعات قبل از برداشت محصولات كشاورزي، مي‌توان به تناوب يا گردش زراعي، شخم و از بين بردن بقاياي محصول و گياهان خودرو، تاريخ كاشت مناسب، انتخاب بذر و نهال سالم و استفاده از گونه‌ها و ارقام مقاوم در برابر آسيب حشرات و بيماري‌ها، ضدعفوني كردن خاك و استفاده از مقادير مناسب كود اشاره كرد (زمردی، 1370).
اجراي عمليات زراعي به موقع از جمله رعايت زمان مناسب برداشت محصول و مراقبتهاي لازم در زمان برداشت، حمل و نقل و جابجايي نقش مؤثري در جلوگيري از ايجاد ضايعات و كاهش كيفيت محصول دارد. با كاهش مصرف سم و كودهاي شيميايي و تلاش جهت بهينه سازي مصرف آنها مي‌توان از اثرات نامطلوب آنها جلوگيري كرد. در صورتي كه با مصرف بيش از حد كود و سم‌هاي شيميايي زيانهاي فراواني وارد شده است كه افزون بر تخريب محيط زيست مانند آبهاي زيرزميني و خاك و هدردادن منابع طبيعي سلامت انسان را نيز به خطر مي‌اندازد براي مثال نيترات، اگر چه نقش يك كود شيميايي مهم را به عهده دارد اما وجود بيش از 10 ميلي‌گرم در ليتر ازت نيترات در آب و در وزن خشك محصولات كشاورزي موجب بروز انواع سرطان در بزرگسالان و بيماري و مسموميت تا حد مرگ در دامها مي‌شود (ملکوتی، 1377). در آزمونی با بررسی اثر ارتفاع برگچینی بر میزان ضایعات چای دیده شد که اختلاف بین سطوح ارتفاع برداشت و اختلاف بین زمان های برداشت بر ضایعات چای معنی دار بوده و میزان آن در پاییز بیشتر است (صلواتیان، 1387).
2-7-2- نگهداري در انبار
   بيشتر فرآورده‌هاي كشاورزي فصلي هستند و پس از برداشت بايد در انبارها و سيلوها نگهداري شوند. افزون برآن كشاورزان براي تامين نياز خود به انبار كردن محصولات كشاورزي نياز دارند ضمن اين كه انبار كردن محصولات كشاورزي جهت برقراري تعادل در عرضه و تقاضا امري ضروري است از طرفي با همة اقدامها و فعاليتهايي كه در كشورهاي گوناگون براي توسعه اقتصادي و افزايش رشد كشاورزي به عمل مي‌آيد مقدار زيادي از محصولات به علت نبود شرايط مناسب نگهداري از بين مي‌روند و از اين راه زيانهاي فراواني به توليدات كشاورزي وارد مي‌شود (زمردی، 1370).
آلودگي ممكن است قبل از برداشت محصول به وسيله محصولات آلوده از مزرعه به انبار منتقل شود و يا درون انبار ايجاد گردد. اين زيانها به دليل تغييرهاي شيميايي، فعاليت ريززنده‌ها، تكثير و رشد حشره‌ها و كنه‌ها، حمله موشها، روشهاي نادرست نگهداري و شرايط نامناسب از نظر دما و رطوبت نسبي به وجود آيد كه در نتيجه محصول از نظر كمي و كيفي آسيب مي‌بيند، آسيبهاي كمي موجب كاهش وزن محصولات كشاورزي مي‌شود و آسيبهاي كيفي ارزش غذايي و تجاري محصولات را كاهش مي‌دهد. نمودارهاي 1تا 4 نشان مي‌دهد كه مقادير قابل توجهي گندم، سيب‌زميني، زردآلو و سير در طول مدت نگهداري در انبار از بين مي‌رود (سهرابی و همکاران، 1381)، بيشتر اين خسارتها ناشي از ريززنده‌ها يعني كپكها و باكتريها است. برخي از قارچها در محصولات آلوده مايكوتوكسين توليد مي‌كنند كه تغذيه از چنين محصولات آلوده‌اي براي انسان و دام مناسب نمي‌بــاشد (زمردی، 1370).
2-7-3- فرآوري
     یکي از علتهاي مهم وجود ضايعات و يا افت كيفيت در محصولات كشاورزي عدم توسعه فعاليتهاي صنعتي و تبديلي است. به كمك فرآوري مي‌توان موجب كاهش حجم و وزن مواد اوليه شد و آنها را به اشكالي كه از نظر عملي و اقتصادي قابل حمل‌تر و قابل مبادله‌تر باشد تبديل نمود (مردوخی و نصیرپور، 1373). براي حفظ خواص فيزيكي و كيفيت مواد اوليه صنايع تبديلي بايد دقتها و مراقبتهاي ويژه‌اي در جريان حمل و نقل، تخليه و نگهداري آنها به عمل آيد و سرعت خاصي به كار گرفته شود كه در ديگر صنايع تا اين حد مطرح نبوده و ضرورتي ندارد تا مقدار ضايعات تا حد امكان كاهش يابد (ممتاز، 1381). صنايع تبديلي كشاورزي با فرآوري مواد داراي منشأ گياهي و حيواني از طريق تغييرات فيزيكي، شيميايي، نگهداري، بسته‌بندي و توزيع به تبديل و نگهداري آنها مي‌پردازد. ايجاد و گسترش آن مي‌تواند قسمت قابل توجهي از ضايعات ميوه و تره‌بار را بازيابي و يا از استمرار توليد آنها جلوگيري نمايد. در واقع نگهداري مناسب و فرآوري پس از برداشت افزون بر رعايت مراقبتهاي قبل از برداشت بروز فساد به وسيله عوامل خارجي يا داخلي را به تعويق انداخته يا ممانعت به عمل مي‌آورد كه در نتيجه آن مواد غذايي مي‌تواند براي مدت طولاني‌تري قابل مصرف باقي بماند. در حال حاضر تنها 67 هزار تن از مواد غذايي توليد شده به صورت بسته‌بندي به بازار عرضه مي‌شود.
2-8- آثارضايعات محصولات كشاورزي برجنبههاي مختلف اقتصادي
ضايعات از چند جنبه بر اقتصاد ضربه وارد مي كند:
1- ميزان توليد را كاهش مي دهد
2- نياز به واردات را افزايش مي دهد
3- نهاده هاي لازم براي توليد (كه به سختي تهيه مي شوند) را هدر مي دهد
2-9- روشهاي اقتصادي جلوگيري از ضايعات
1- برنامه كنارگذاري كشت محصول (set Aside)
2- سياستهاي كاهش هزينه مبادله (Transaction Cost)
3- كاهش سوبسيد بعضي از محصولات غذايي
4- بكارگيري قيمت تضميني
5- افزايش كيفيت بسته بندي
6- كاهش ضايعات از طريق بازاريابي مناسب
ضايعات در محصولات فاسدشدني در هر جايي از مزرعه تا مصرف كننده نهايي رخ داده و بستگي به درجه فاسد شوندگي محصول دارد (سهرابی و همکاران، 1381). چون زنجير يا سيستم بازاريابي به عمليات ويژه حمل و نقل، ترابري و فعاليتهاي تجاري اطلاق مي شود و همبستگي نزديكي بين نوع و حجم ضايعات ايجاد شده براي يك محصول خاص و سيستمي كه اين محصول در آن به پيش مي رود وجود دارد. لازم است در مورد بازاريابي به دو موضوع بدليل اهميت آنها بطور مجزا اشاره شود
الف- كارآيي سيستم بازاريابي
استقرار يك سيستم يا زيرسيستم بازاريابي براي معرفي و كاربرد معيارهايي كه كاهش دهنده ضايعات تا يك حد مطلوب هستند بسيار مفيد است. وقتي يك زيرسيستم بازاريابي نوظهور كه در آن يك اقتصاد پيشرفته كه داراي اضافه توليد است جايگزين اقتصاد معيشتي يا نيمه معيشتي مي شود و سيستم بازاريابي براي جمع آوري، انتقال و توزيع حجم محصول اضافه، سازگار نشده است. اين سيستم بازاريابي، از كارآيي لازم برخوردار نخواهد بود. اما هنگامي كه شاخص خوبي براي معرفي و كاربرد يك معيار ويژه براي كاهش ضايعات وجود دارد، كاهش اندازه و ميزان ضايعات در يك سيستم رخ مي دهد كه البته به آمادگي و توانايي سيستم در انتقال اين پيشرفت و بهبود به قسمتهاي مختلف زنجيره بازاريابي بستگي دارد (مردوخی و نصیرپور، 1373).
به نظر مي رسد اكثر معيارهايي كه روي حمل و نقل مطمئن، شرايط بهتر وانتقال سريعتر و انبارداري مناسب، متمركز شده اند، تنها هنگامي كاربرد مؤثر دارند كه ساختار سيستم بازاريابي بهبود يافته باشد.
ب- رابطه ميزان ضايعات و نقص در سيستم بازاريابي
ميزان بالاي ضايعات به دليل تجارب ناقص مديريتي در تصدي و سياست انبارهاي سردخانه دار، نداشتن اطلاعات تكنيكي در توزيع امكانات و تكنيكهاي حمل و نقل، فقدان يك برنامه فروش براي مجموعه برنامه هاي خريد و عموماً سياستهاي غيرواقعي قيمت گذاري، رخ مي دهد. فعاليتهاي چاره ساز زيادي براي رفع اين مشكل وجود دارد و ممكن است نياز به توجه و اولويت بندي بهتر در هر برنامه ريزي عملي براي كاهش ضايعات داشته باشد (سهرابی و همکاران، 1381).
2-10- استراتژی کاهش ضایعات پس از برداشت محصولات کشاورزی
اولین قدم برای تعیین استراتژی مناسب برای کاهش ضایعات پس از برداشت محصولات کشاورزی، تجزیه و تحلیل سیستماتیک هر محصول تولیدی و سیستم جابهجایی است (بل و همکاران، 161999؛ لاگرا، 2000)17. اگرچه بررسی منفعت به هزینه برای تشخیص برگشت سرمایه در فنآوری پس از برداشت، ضروری است، انتخاب فنآوری مناسب برای هر اندازه از تشکیلات پس از برداشت، اهمیت دارد( پرسون، 2006)18. برای جابهجایی محصول و کاهش ضایعات، شرکتهای بازاریابی و شرکای آنها مستلزم فراهم کردن تسهیلات برای جمعآوری، تهیه و حمل محصول به بازار از طریق فعالیتهای بازاریابی هماهنگشده و توزیع سود مساوی به اعضاء هستند.برای کشورهای در حال توسعه، نیاز به ساختار هماهنگکنندهای که باعث ارتقای رشد و رفاه شده و موارد زیر را تأمین کند، پیشنهاد شده است:
– تهیه اطلاعات کافی از بازار و ارائه آن به تمامی شرکای تجاری
– مشخص کردن زمینههای سرمایهگذاری در تحقیقات پس از برداشت
– شرکت در موافقتنامههای بین المللی برای ارتقای تجارت و امنیت غذایی
بنابراین به نظر می رسد که پیشسرمادهی در خلأ، بهبود روشهای بسته بندی، بسته بندی جداگانه اقلام برای افزایش ماندگاری و روشهای انبارداری و سردخانهای و تحقیق برای تعیین مقدار رسیدگی محصولات و آموزش عاملین بازار در جلوگیری از ضایعات مؤثر است (شادان و مهینخواه، 1383).
2-11- عوامل موثر بر ضایعات بادام زمینی در گیلان
بادام زمینی از جمله گیاهان عمده گیلان می باشد که در فرایند تولید (کاشت، داشت، برداشت) و پس از تولید ( مراحل فرآوری) دارای ضایعات است که عبارتند از:
2-11-1- ضايعات ناشي از تنش ماندابی
بارندگی فراوان در ماه های فروردین و اردیبهشت، در تاریخ و زمان کاشت بادام زمینی (فرودین ماه و اردیبهشت ماه) منجر به پوسیدگی بذرها و عدم رسیدن به سطح سبز یکنواخت می گردد. آب ماندگي و زيادي آب در زمین هایی که در ارتفاع کمتر از سطح رودخانه ها واقع شده اند منجر به آب ماندگی پای بوته و پوستیدگی غلاف ها منجر می گردد. ماندابی پای بوته همچنین باعث افزايش شدت بيماري ها مي شود. غوطه ور شدن گياه درآب به مدت چند روز ممكن است تا 90 درصد موجب افت محصول گردد (پاکدل و همکاران، 1391).
2-11-2- ضايعات ناشي از آفات
بادام زمینی گیاهی بسیار کم توقع است که در خاک هایی با پایین ترین درصد ماده آلی به خوبی رشد کرده و عملکرد قابل قبولی خواهد داشت. اما یکی از معضلات عمده کشاورزان بادام کار، آفت لارو آگروتیس است.
لارو آگروتیس دارای سه چرخه زندگی در طول دوره رشد بادام زمینی است و درست در زمانی که بادام زمینی به مرحله تشکیل غلاف می رسد این لاروها به سنین لاروی بالا رسیده و ریشه ی گیاه را از ناحیه طوقه قطع می کنند و می جوند و ارتباط گیاه با ریشه کاملا قطع شده و گیاه به طور کامل نابود می شود. معمولا زمانی که لارو آگروتیس در یک مزرعه ظاهر می شود به سرعت اپیدمی پیدا می کند و خسارت سنگینی به مزارع وارد می کند که به سختی قابل کنترل خواهد بود (خواجه پور، 1383).
2-11-3- ضايعات ناشي از مصرف نابجای عناصر غذایی
 برخی کشاورزان به اشتباه برای رسیدن به عملکرد بالا به مصرف بی رویه کود نیتروژن از منبع اوره در کشت بادام زمینی روی می آورند در حالی که گیاه بادام زمینی از جمله گیاهان تثبیت کننده ازت است و نیاز بسیار کمی به کود نیتروژن دارد. از طرفی گیاه بادام زمینی جهت دانه بندی بهتر در غلاف به فسفر فراوان و همچنین گچ نیازمند است که معمولا کشاورزان منطقه در مورد مصرف این دو منبع غذایی غفلت می کنند و به طوری که یا اصلا مصرف نمی کنند یا بسیار اندک مصرف می کنند، مصرف گچ تامین کننده کلسیم مورد نیاز بادام زمینی است و قطعا در زمان وجین علف های هرز و خاک دهی پای بوته بایستی حداقل 200 کیلوگرم در هکتار گچ به طور مخلوط با خاک پای بوته های بادام زمینی توزیع شده و در اختیار این گیاه قرار گیرد (جاوید و همکاران، 1390).
 
2-11-4- ضايعات در مرحله ي برداشت
جمع آوري وحمل و نقل برداشت با دست، دروگر يا كمباين مخصوص برنج  ضايعاتي را به همراه دارد، در ارقام حساس به ريزش بايد تا حدي زودتر از موعد اقدام به برداشت محصول نمود.(خواجه پور، 1383)
در مزرعه و گاهی اوقات در اثر باقی ماندن محصول تازه برداشت شده



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

چکیده
بادام زمینی یکی از گیاهان استراتژیک استان گیلان است که مقام سوم دانه های روغنی جهان را به خود اختصاص داده است. در این تحقیق که به بررسی عوامل مدیریتی و اقتصادی موثر بر ضایعات بادام زمینی و نیز تجزیه و تحلیل عوامل، میزان تاثیر گذاری هر یک از عوامل بر ضایعات محصول از طریق استخراج نظرات بهینه کشاورزان از جمله کشاورزان مناطق آستانه اشرفیه و بندرکیاشهر به منظور شناسایی مناسب تر عوامل و اقدام در رفع آنها به ترتیب شدت عوامل موثر بر ضایعات محصول پرداخته شده است. در این تحقیق از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده های تحقیق پرسشنامه
می باشد. فرضیات تحقیق که همان وجود رابطه معنا دار بین عوامل مدیریتی، نهادی – سیاستی و اقتصادی و اثر گذاری بیشتر ویژگی های نهادی – سیاستی در بین عوامل مذکور بر ضایعات بادام زمینی، از طریق آزمون T-TEST مورد اندازه گیری قرار گرفتند و بر اساس نتایج حاصل از این آزمون، با اطمینان 95%
می توان گفت که بین عوامل ذکر شده و ضایعات بادام زمینی رابطه معنا دار وجود دارد. همچنین با توجه به گروهبندی افراد شرکت کننده در پژوهش از نظر سنی و تحصیلات، تمامی افراد با هر گروه سنی و با هر تحصیلاتی عنوان داشتند که دو عامل ناکارآمدی بازار و بازاریابی و نیز مدیریت نامناسب تولید، بیشترین اثر را بر ایجاد ضایعات در محصول بادام زمینی دارند.
کلید واژه : بادام زمینی، محصولات کشاورزی، ضایعات، نهاده
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
با توجه به رشد سريع جمعيت جهان،  افزايش تقاضا براي غذا، تأمين نيازهاي تغذيه اي جمعيت رو به رشد آينده و دسترسي به غذاي كافي، توسعه كشاورزي و تكنولوژي آن بايستي از اولويت هاي هر كشور باشد. بدون شك اين توسعه، چگونگي حركت عوامل مؤثر بر فرآیند كشاورزي را مي طلبد. صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان مهمترين عامل پس از توليد بايد در وراي مسائلي مانند آب، خاك، زمين، نهاده هاي كشاورزي (عوامل دروني) و سرمايه گذاري، مديريت، قدرت خريد، توزيع عادلانه (عوامل بيروني) بررسي شود (حاتمی، 1391). اين صنايع با نقش بسيار مؤثر بر توسعه كشاورزي و کاهش ضایعات براي استقرار جايگاه در عوامل بيروني و دروني همواره مورد بحث كارشناسان قرارگرفته است. بقا و تداوم حيات بشر نه تنها بستگي به تأمين مواد غذايي بلكه فراتر از آن امنيت غذايي با تعريف دسترسي همه مردم به غذاي كافي، براي زندگي سالم و فعال در تمام اوقات دارد. امنيت غذايي علاوه بر توليد مواد اوليه، به معناي حفظ و نگهداري مواد غذايي به صورت كافي و سالم و با حفظ ارزش هاي تغذيه اي در همه زمان هاست (رحیمی، 1391). به طور قطع در راستاي تأمين امنيت غذايي، صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان فرآوري كننده، نگهدارنده و حافظ مواد غذايي با حفظ ريز و درشت  مغذي ها و در نهايت تأمين كالري مورد نياز بدن انسان نقش بسيار مؤثر و ناگسستني در حركت به سوي توسعه بخش كشاورزي و تهيه و تأمين غذايي با تعريف بيان شده دارد. با توجه به افزایش جمعیت و کاهش اراضی کشاورزی، توجه به بهره برداری مناسب از نهاده ها و محصولات کشاورزی امری اجتناب ناپذیر است، بنابراین بررسی ضایعات کشاورزی، می تواند گامی باشد در جهت شناخت پتانسیل های موجود در هر محصول و برداشتن گام موثر در راستای رسیدن به ارزش افزوده و تولید بیشتر که این امر خود منجر به دستیابی به اقتصادی پویا خواهد شد.
1-2- بیان مسئله و اهمیت موضوع
بادام زميني با نام علمي Arachis Hypogaea گياهي است از تيره نخود (leguminosae)، بادام زمینی گیاه بومی برزیل بوده و از آنجا به نقاط دیگر دنیا راه یافته است. آب و هوای گرم برای کشت این گیاه مناسب می‌باشد. بادام زمینی گیاهی است یکساله چنانچه ناحيه فاقد يخبندان باشد ظرفيت چند ساله شدن را دارد دارای ساقه‌ای راست و کوتاه که ارتفاع آن در حدود 30 سانتیمتر می‌باشد. برگهای آن مرکب از دو زوج برگچه است گلهای آن دو نوع متفاوت به رنگ زرد می‌باشد گلها كامل و خودگشن مي باشد . پس از تلقیح ، دم گل خم شده و به سطح خاک می‌ رسد و سپس به تدریج در خاک فرو رفته و میوه در داخل خاک تشکیل می‌شود.کشاورزی در ایران به دلیل وجود تنوع آب و هوایی، پراکندگی و کوچکی مزارع در بیش تر نقاط کشور و نوسانات قیمتی محصول و نهاده ها، فعالیتی با ریسک بالا است. ماهیت ریسکی فعالیت های کشاورزی در نواحی مختلف، کشاورزان را وادار می کند تا با کاربرد و آزمون شیوه های مدیریتی گوناگون، اثرات نامطلوب عوامل ریسکی طبیعی و اقتصادی را بر نوسانات عملکرد و درآمد، اداره و مهارکنند. در میان بخش های اقتصادی یک کشور در حال توسعه، بخش کشاورزی به عنوان تامین کننده غذای جامعه از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است (میشرا و همکاران، 2004)1. به منظور افزایش بهره وری در اقتصاد ایران نیز باید به عنوان یکی از بخش های مهم و عمده فعالیت اقتصادی در کشور توجه خاص کرد. زیرا این بخش در حال حاضر حدود 15 درصد از تولید ناخالص، 21 درصد از اشتغال، 22 درصد از صادرات غیرنفتی کشور را به خود اختصاص می دهد. همچنین 1/80 درصد عرضه مواد غذایی و 90 درصد نیازهای واحدهای صنایع تبدیلی را طی دهه اخیر تامین کرده است، اما میانگین سالانه نرخ رشد بهره وری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی در طول سال های 1342- 1382 منفی 08/3 درصد بوده است (محبوب، 2005)2، مشکلات بخش کشاورزی هرچه باشد، نشانه هایی از نازل بودن بهره وری را می توان در آن پیدا کرد. این مشکلات در کلیه مراحل قبل و پس از تولید محصولات کشاورزی از قبیل تامین و مصرف نهاده ها، به روش های تولید، برداشت، حمل و نقل، نگهداری توزیع، تبدیل و مصرف شهود است (کاش، 1990)3. لذا می بایست به افزایش بهره وری در بخش کشاورزی به عنوان یکی از بخش های مهم و عمده فعالیت اقتصادی در کشور توجه خاص کرد، زیرا افزایش بهره رشد در این بخش با توجه به ساختار ویژه اقتصادی کشور می تواند در جهت دستیابی به هدف های اقتصادی کمک کننده باشد (کوروساکی، 2003)4. بر اساس تخمین وزارت جهاد کشاورزی در سال 1385 از 85 میلیون تن محصول کشاورزی تولید شد، 15 میلیون تن آن را ضایعات تشکیل می دهد، با توجه به سهم 25 درصدی بخش کشاورزی از صادرات غیرنفتی و ارزآوری، حدود 2 میلیارد دلار این بخش، کاهش کامل ضایعات می تواند از ارزآوری این بخش را بین 350 تا 400 میلیون دلار افزایش می دهد (بی نام، 1385). در شرایط کنونی یکی از معضلات اصلی بخش کشاورزی ایران ضایعات می باشد. با توجه به اهمیت استراتژیک بادام زمینی در ایران و بالاخص استان های گیلان و مازندران، برای رسیدن به خودکفایی نسبی و ارزش افزوده بیشتر، نوع برخورد با ضایعات و چگونگی کاهش آن مهم است. از آنجایی که استان گیلان مهم ترین قطب تولید بادام زمینی کشور محسوب می شوند که سهم گیلان سالانه حدود 4 تن در هکتار محاسبه شده است. این مطالعه در نظر دارد که ضایعات بادام زمینی و عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موثر بر ضایعات بادام زمینی را بررسی نماید.
1-3- اهداف تحقیق
شناسایی و اولویت بندی عوامل اقتصادی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
شناسایی و اولویت بندی عوامل اجتماعی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
شناسایی و اولویت بندی عوامل مدیریتی موثر بر افزایش ضایعات بادام زمینی
تعیین مهم ترین متغیرهای اثر گذار بر افزایش و کاهش ضایعات بادام زمینی و ارائه راهکار مناسب جهت کاهش ضایعات
1-4- فرضیه های تحقیق
عوامل اقتصادی بیش از عوامل اجتماعی بر ضایعات بادام زمینی از تولید تا مصرف موثر هستند.
عوامل مدیریتی بیش از عوامل اقتصادی بر ضایعات بادام زمینی از تولید تا مصرف موثر هستند.
1-5- بادام زمینی
1-5-1- کلياتي در مورد بادام زميني
بادام زميني از خانواده بقولات5 و يکي از عمده ترين نباتات زراعي جهان است (احمدی، 1368). بادام زميني که به اسامي گوناگوني نظير پسته شامي، بادام کوهي نيز ناميده مي شود معمولاً در تمام
کشور هاي استوايي و نيمه استوايي به منظور استفاده خوراکي از آن کشت مي گردد.
بادم زميني با نام علمي (Arachis heypogaea) گياهي است تتراپلوئيد 2n=4x=40 که به زبان انگليسي گروندنات6، به زبان آمريکايي پينات7، به زبان فرانسه آراکيد8 ناميده مي شود .
1-5-2- تاريخچه
بادام زميني از آمريکاي جنوبي منشاء يافته است. گزارشات باستان شناسي حاکي است که بين 300 تا 2500 سال قبل از ميلاد بادام زميني کشت مي شده است . احتمالاً چندين گياه ديپلوئيد نوع وحشي در منشاء واريته هاي تتراپلوئيد دخالت داشته است. به نظر مي رسد که گياهان بومي توسط بوميان آمريکاي جنوبي، با انتخاب در گونه هاي وحشي و يا به وسيله تلاقي به شکل پر محصول در آمده اند (اسمارت، 2004)9. واريته hirsute که يک بادام زميني اوليه است از زمين هاي آبي پرو، تقريباً نزديک مناطق باستاني که ابتدايي ترين گياه بادام زميني در آن ثبت شده است توسط آرون (1989) جمع آوري شده است. رائو در سال 1987 گزرش کرد که جنس هايArachis به طور طبيعي به 5 کشور درآمريکاي جنوبي (آرژانتين، بوليوي، برزيل، پاراگوئه، و اوروگوئه) تطابق پيدا کرده اند و شامل 70 زير گونه مي باشند (اسمارت، 2004). بر اساس آمار فائو در سال 2010، سطح کشت بادام زميني در ايران 1400 هکتار و توليد ميوه آن 24286 تن بوده است (اسمارت، 2004). عمده ترين مناطق کشت بادام زميني در ايران منطقه آستانه اشرفيه در استان گيلان، صفي آباد دزفول و جيرفت مي باشد.
ميزان عملکرد در آستانه اشرفيه و بندرکياشهر حدود 3500-4000 تن در هکتار است. درصد پوست و مغز به انواع مختلف بادام زميني بستگي دارد و در واريته هاي محلي حدود 60 درصد مغز و 40 درصد پوسته مي باشد. ولي در ارقام اصلاح شده 70 درصد دانه، مغز است. در نتيجه آزمايش هايي که در سال 1346 در موسسه اصلاح و تهيه نهال و بذر گيلان انجام گرديده است، رقم نرث کارولينا10 حدود 2580 کيلوگرم در هکتار و رقم محلي 1370 کيلوگرم در هکتار عملکرد داشته است. عملکرد هکتاري در آزمايش هاي صفي آباد دزفول به 4 تن در هکتار و بيشتر رسيده است (سعادت لاجوردی، 1359) .
1-5-3- اهميت اقتصادي
بادام زميني از دانه هاي روغني اصلي جهان و از گياهان غذايي محسوب مي شود (سعیدی مهرورز، 1381). بادام زميني بيشتر به خاطر دانه آن که از نظر روغن و پروتئين و کربو هيدرات ها غني است، کشت مي شود. به طور کلي هر صد گرم قسمت خوراکي بادام زميني، تقريباً شامل 4/5 گرم آب، 4/30 گرم پروتئين، 7/47 گرم چربي، 7/11 گرم کربوهيدرات، 5/2 گرم فيبر و 0/23 گرم خاکستر است. ميانگين ميزان انرژي در هر صد گرم معادل با 2457 کيلو ژول است. بادام زميني منبع خوبي از ويتامين هاي EوB است. وزن دانه بادام زميني به ازاي هر صد عدد بين 25 و 115 گرم متغيير است. دانه هاي بادام زميني به دليل دارا بودن روغن و پروتئين زياد با ارزش هستند. ميزان پروتئين خام در دانه هاي آن در دامنه اي بين 22 تا 30 درصد است که با تيپ، رقم، محل، سال و بلوغ فيزيولوژيکي بذر تغيير مي نمايد. ميزان اسيد آسپاراتيک، اسيد گلوتاميک و آرژنين حدود 45% از کل اسيد هاي آمينه برآورده شده است. بادام زميني از کمبود ليزين، متيونين و توروئونين برخوردار است.
ميزان روغن دانه بادام زميني در دامنه اي بين 44 و 56 درصد با ميانگين 50 درصد است. ارقام تيپ ويرجينيا داراي ميزان روغن کمتري نسبت به تيپ هاي اسپانيايي11 است. هشتاد درصد اسيد هاي چرب آن به اسيد هاي اولئيک و لينولوئيک که از جمله اسيد هاي چرب و اشباع نشده اند اختصاص دارند. اسيد پالميتيک به ميزان بيش از 10% و دامنه غلظت اسيد هاي چرب عمومي ديگر از 01/0 درصد تا 4% است. هرقدر نسبت اسيد اولئيک به اسيد لينولوئيک در روغن بادام زميني بيشتر باشد، به همان نسبت روغن پايدارتر است و نسبت به اکسيداسيون حساسيت کمتري دارد. اين نسبت در دامنه هاي رسيده مي تواند در دامنه اي از 0/1 تابيش از 0/3 باشد . ارقام زراعي تيپ اسپانيايي داراي نسبت هاي کمتري از ارقام تيپ ويرجينيا12 است (عرشی، 1362). دانه بادام زميني اغلب در تهيه روغن خوراکي، درکنسروسازي، مارگارين، صابون سازي و… مصرف دارد. قسمتي از محصول نيز به صورت دانه به مقدار زياد در صنايع غذايي مورد استفاده قرار مي گيرد. درصنايع شيريني سازي به تنهايي بيش از 60 نوع شيريني با بادام زميني تهيه مي شود (عرشی، 1362). همچنين اين گياه، تنها گياه از تيره لگوم ها مي باشد که خاصيت نفخ زايي ندارد.
محصول فرعي بادام زميني شاخ و برگ آن ( ماده سبز) است. با برداشت به موقع و مراقبت در خشک کردن بوته ها، از هر هکتار مي توان حدود 5 تن علوفه خشک برداشت کرد. علوفه حاصل از نظر ترکيب موادغذايي مشابه شبدر خشک و از علوفه گياهان تيره گرامينه بهتر است (عرشی، 1362).
فصل دوم
پیشینه تحقیق
2-1- تعریف ضایعات
هر گونه تغييري در کيفيت که منجر به غير قابل دسترس شدن و عدم ايمني محصول شود و درنهايت محصول کشاورزي را براي انسان غير قابل مصرف کند از ديدگاه سازمان خواروبار جهاني (FAO) و برنامه محيط زيست ضايعات مواد غذايي تلقي مي شود.
عده اي از محققين کاهش محصول از مرحله کاشت تا مرحله مصرف را در زمره ضايعات تلقي و دسته اي معتقدند که ضايعات محصول از مرحله برداشت و مراحل فرآروي تا مرحله مصرف را بايد در ارزيابي مورد نظر قرار داد (صلواتیان، 1387).
ضایعات در مفهوم عام آن یعنی، مواد دورانداختنی یا کالاهای غیراستاندارد دفع شده محصول و محصولات جانبی و مواد اضافی ناشی از مصرف بیش از حد مواد اولیه در مراحل مختلف تولید و فرآوری است.
چنین وضعیتی در فرآورده های غذایی و نیز در مرحله پس از برداشت بسیاری از محصولات زراعی وجود دارد. اما بادام زمینی به عنوان یک فرآورده غذایی از محصولاتی نظیر غلات متمایز و از این لحاظ منحصر به فرد است.
در حقیقت ضایعات در بادام زمینی بسیار اندک است زیرا فن آوری تولید چنان تکامل یافته و صحیح است که ضایعات و مواد زائد بسیار اندکی در فرآیند از مرحله کاشت تا هنگام فروش در بازار بر جای می ماند.
استفاده غیرضروری و نامطلوب از سوخت، برق و نیروی انسانی که هزینه تولید را افزایش می دهند نیز باید جزء ضایعات منابع تولید در نظر گرفته شوند. بادام زمینی از این لحاظ باید دستخوش تغییر و اصلاحات گردد.
2-2- ضایعات در بخش کشاورزی
تعريفي که درتوصيف ضايعات محصولات کشاورزي بيشتر مد نظر مي باشد ترکيبي از دو راهبرد مکمل، اما در عين حال جداگانه فو ق الذکراست. در اين تعريف ضايعات عبارت از هرگونه کاهش کيفي يا کمي درعملکرد محصولات کشاورزي و يا افزايش در هزينه عام (اعتبارات عمومی) و خاص (تولید کنندگان) توليد است که با هزينه اي کمتر از ارزش ضايعات بتوان آن را جبران كرد. با چنين تعريفي، آسيب شناسي ضايعات بايد در دو گروه جداگانه، اما مکمل زيرصورت گيرد (شادان و مهینخواه، 1383).
ضايعات در بخش كلان اجرايي عبارت از هر گونه كاهش و زيان در اعتبارات ، منابع توليد وامکانات عمومي و نيز درعملکرد کمي و کيفي محصولات کشاورزي که به طور مستقيم يا غير مستقيم دردرآمد و توليد ناخالص عمومي و به طور خاص در كاهش درآمد توليدکنندگان و مصرف بيشتراعتبارات عمومي تأثير گذاربوده و كنترل عوامل آنها تنها در حيطه مديريت و سياستگذاري کلان اجرايي کشور است.
هر گونه ضايعات کمي و کيفي درعملکرد يا درآمد خالص قابل انتظار در مراحل مختلف توليد تا مصرف که بدون صرف هزينه و يا با هزينه اي کمتر و البته با مشارکت توليد کنندگان بتوان آن کاهش ر ا جبران نمود ، ضايعات محصولات کشاورزي تعريف مي شود.
نیمی از محصولات کشاورزی در کشور، در فاصله بین مراحل کاشت تا برداشت از چرخه مصرف خارج میشود (شادان و مهینخواه، 1383). از طرفی ضایعات کمی وکیفی محصولات کشاورزی بین مرحله برداشت تا مصرف نیز اتفاق میافتد و برای کاهش این ضایعات دو مسئله مهم را باید در نظر گرفت:
– شناخت عوامل زیستی و محیطی تأثیرگذار بر کاهش کیفیت پس از برداشت محصولات کشاورزی
– استفاده از دستورالعملهای مناسب فنآوری پس از برداشت محصولات کشاورزی برای افزایش و حفظ کیفیت و ایمنی این محصولات
ضایعات پس از برداشت شامل دو دسته، ضایعات کیفی و کمی است. ارزیابی ضایعات کیفی بسیار مشکلتر از ضایعات کمی است. در کشورهای توسعه یافته، بر عکس کشورهای در حال توسعه، اولویت با کاهش ضایعات کیفی است و علت درصد زیادی از ضایعات پس از برداشت عدم رضایت مصرف کننده از کیفیت محصول است. از طرفی در کشورها و فرهنگهای مختلف، استانداردهای کیفی، و قدرت خرید و ارجحیت مصرف کننده تفاوت بسیاری دارد، مثلاً در کشورهای در حال توسعه، حذف نقایص محصول قبل از بازاریابی، اهمیت کمتری دارد درحالیکه در کشورهای نوسعه یافته به ظاهر محصول اهمیت زیادی داده میشود (کادر، 2005)13.
ضایعات پس از برداشت بسته به نوع محصول و منطقه تولید و فصول مختلف، متفاوت است و بر اساس گزارش آکادمی علوم ملی در سال 1978 مقدار ضایعات در کشورهای در حال توسعه، متفاوت و بین 1 و 50 درصد و بعضاً بیشتر است و اطلاعات موجود بر مبنای محاسبه عملی کم است (کادر، 2005).
در کشور ما نیز به دلیل نارساییهای موجود در سیستم نگهداری، تبدیل و توزیع، مقداری از محصولات کشاورزی ضایع میشود که مقدار آن به نسبت بالاست، بر پایه آمارهای موجود به طور متوسط 35 درصد از محصولات کشاورزی در ایران ضایع میشود (بیات، 1383) که 6 برابر متوسط جهان است (جوکار، 2005) و معادل 25 درصد درآمد نفتی کشور تخمین زده میشود که این مقدار بیانگر بالا بودن ضایعات و نیز ارزش آن در تولید ناخالص ملی است (جوکار، 2005).
2-3- اهمیت ضایعات
یکی از مهمتر ین مباحث کلیدی درسطح اقتصاد جهانی و بویژه ایران، موضوع ضایعات می باشد. این امر بدلیل آن است که سطح تأثیر ضایعات در تولید ناخالصی داخلی و درآمد ملی متاسفانه بسیار نگران کننده است . براساس تخمین که وزارت جهادکشاورزی در سال 85 از کل 85 میلیون تن تولید محصولات کشاورزی، 15.3 میلیون تن آن را ضایعات تشکیل می دهد . که اگر ارزش میانگین هر کیلو محصول کشاورزی 155 تومان باشد کل هزینه ضایعات بالغ بر2 هزار و 371 میلیارد تومان خواهد شد . پس بنابراین بنظر می رسد هزینه بالای ضایعات نه تنها بخش کشاورزی را رنج می دهد بلکه بدلیل سهم 25 درصد این بخش در تولید ناخالص داخلی بر اقتصاد کشور و منابع ملی نیز مؤثر است از طرف دیگر با توجه به سهم 25 درصدی بخش کشاورزی از صادرات غیرنفتی و ارز آوری حدود 2 میلیارد دلار این بخش، کاهش کامل ضایعات می تواند ارزآوری این بخش را بین 350 تا 400 میلیون د لار افزایش دهد . از طرف دیگر با توجه به اهمیت استراتژیک بعضی از محصولات کشاورزی و تصمیم دولت مبنی پرداخت یارانه به این گونه محصولات و درنتیجه قیمت کم محصولات یارانه ای برای مصرف کننده و عدم انگیزه جهت صرفه جویی باعث افزایش ضایعات اینگونه محصولات می شود (ملکوتی، 1377).
به طور خلاصه می توان گفت برای رسیدن به خودکفایی نسبی و ارزش افزود، بیشتر بخش، مسئله نوع برخورد با ضایعات و چگونگی کاهش آن، خیلی مهم است . کاهش ضایعات، طبیعت افزایش عرضه را دارد و دستیابی به آن ما را از عوامل تولید اضافی، بی نیاز کرده یعنی بدون داده اضافی، ستاند، حاصل می گردد . با اعمال این سیاست، در بهره برداری از منابع طبیعی نیز صرفه جویی شده ومنابع غیر قابل تجدید که در معرض تخریب قرار می گیرد طی نظمی به سود پاسخگویی آیندگان استمرار می یابد و متضمن توسعه پایدار در کشور خواهد بود (شادان و مهینخواه، 1383).
2-4- عوامل زیستی و محیطی مؤثر بر ضایعات
عوامل زیستی مؤثر بر کاهش کیفیت محصولات کشاورزی شامل: سرعت تنفس، تولید اتیلن، سرعت تغییر ترکیبات که با تغییر رنگ، بافت، طعم و ارزش تغدیهای همراه است، آسیبهای مکانیکی، تنش آبی، جوانه زنی و ریشه زایی، نارساییهای فیزیولوژیکی و عوامل بیماریزا هستند و سرعت کاهش تنفس به عوامل محیطی شامل دما رطوبت نسبی، سرعت هوا، ترکیب اتمسفر( غلظت اکسیژن و دی اکسید کربن) و کاربرد روشهای ضد عفونی بستگی دارد (کادر، 2005)14.
2-5- عوامل ايجاد كننده ضايعات
پيش‌بيني مقدار ضايعات محصولات كشاورزي مشكل است زيرا عوامل اصلي توليد ضايعات مربوط به آسيبهاي فيزيكي و حمله ريزجانداران مي‌شود كه در عمل در سه مرحله پيش از برداشت، برداشت و پس از آن رخ مي‌دهد ولي بخش عمده ضايعات مربوط به مراحل برداشت و پس از آن ( تا مرحله مصرف)
مي باشد كه دلايل اصلي توليد اين ضايعات در محصولات كشاورزي در زير شرح داده مي‌شود (بی نام، 1390).
الف) ضايعاتي كه منشأ فيزيكي دارند و بر اثر آب و هواي نامطلوب مانند گرما يا سرماي بيش از حد يا ناكافي به وجود می‌آيند. در بسياري موارد شرايط محيطي نامناسب سبب ضايع شدن محصول ذخيره شده مي‌گردد.
ب) عوامل فيزيولوژيكي كه موجب پيري محصول در طول مدت نگهداري در انبار مي‌شود و به علت واكنشهاي طبيعي يعني بيوشيميايي يا شيميايي به وجود مي‌آيد، در بسياري موارد فرآورده‌هاي نهايي و حد واسط اين واكنشها نا مطلوب بوده، موجب افزايش قابل توجه در افت ارزش غذايي محصولات كشاورزي مي‌شود.
ج) آسيبهايي كه منشأ‌ بيولوژيكي يا ميكروبيولوژيكي دارند و بوسيله حشرات، باكتري‌ها،‌ كپكها، مخمرها، ويروسها، جوندگان و ديگر حيوانات به وجود مي‌آيند.
د) آسيبهاي مكانيكي كه به علت نبود روشهاي مناسب در طول دوره برداشت، بسته‌بندي و حمل و نقل منجر به زخمهاي پوستي، خراش، شكستگي، فشردگي و لهيدگي محصول مي‌گردند به طوري كه مستعد فعاليت و رشد ريززنده‌ها مي‌شوند، جابه‌جايي نامناسب در زمان رساندن محصول به بازار موجب زخمي شدن و آسيبهاي مكانيكي شده مزاياي سرد كردن پس از برداشت را كاهش مي‌دهد از طرف ديگر بر اثر صدمه ديدن بافت سلولي فعاليت آنزيمها تا حد زيادي افزايش يافته و محصول آسيب مي‌بيند. به طور كلي ضايعات پس از برداشت محصولات غير دانه‌اي در كشورهاي در حال توسعه در مرحله جابه‌جايي،‌ حمل و نقل، انبارداري و فرآوري و در محصولات دانه‌اي در مرحله خشك كردن و ذخيره سازی رخ مي‌دهد.
ه) ضايعات ناشي از عوامل اجتماعي و اقتصادي كه بر اثر عوامل زير به وجود مي‌آيند.
1- سياست‌گذاري‌‌ها: شامل شرايط سياسي خاصي مي‌شود كه در آن يك راه حل تكنولوژيكي كافي نيست يا براي به مرحله اجرا گذاشتن آن با مشكلاتي روبرو است. براي مثال نبود اطلاعات و برنامه‌ريزي ضعيف در رابطه با مديريت منابع انساني، اقتصادي و علمي از جمله اين موارد است كه سبب ضايعات غذايي مي‌گردد.
2- منابع: كمبود منابع انساني، اقتصادي و فن‌آوری جهت گسترش برنامه‌هاي مورد نياز براي جلوگيري يا كاهش ضايعات پس از برداشت مواد غذايي.
3- آموزشي: نبود اطلاعات كافي از اصول علمي مربوط به نگهداري، فرآيند، بسته‌بندي، حمل و نقل و توزيع محصولات غذايي.
4- خدماتي: ناكارآمدبودن سازمانها و نهادهاي تجاري دولتی يا خصوصی براي بازاريابي محصولات.
5- حمل و نقل: تجهيز نبودن وسايل حمل و نقل محصولات خام بويژه ميوه‌ها و سبزي‌ها به سيستم خنك كننده، موجب آسيب ديدن حجم زيادي از آنها مي‌شود (مینایی و افکاری، 1382).
2-6- فاکتورهای اقتصادی اجتماعی تاثیر گذار بر ضایعات
فاکتورهای اقتصادی اجتماعی تاثیر گذار را می توانیم به این صورت نیز طبقه بندی کنیم (کادر، 2005)15:
2-6-1- سیستم بازاریابی ناکافی
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، به دلیل عدم وجود اطلاعات بازار و ارتباط لازم بین تولید کننده و خریدار، تولید کنندگان توانایی تولید مقدار محصول با کیفیت خوب را دارند ولی چون امکانات مورد نیاز، مناسب، سریع و مرتبط برای رساندن این محصولات به دست مصرف کننده را ندارند، ضایعات بسیار زیادی ایجاد میشود. در مناطق تولید، تشویق به ایجاد تشکلهای بازاریابی بین تولیدکنندگان محصولات عمده، به خصوص در کشورهای در حال توسعه، به علت کوچک بودن نسبی اندازه زمینها، لازم است، فواید این تشکلها به قرار زیر است:
– ایجاد مناطق تجمع مرکزی برای محصول برداشت شده
– فروش عمده محصولات برداشت و بسته بندی شده
– توانایی تهیه محصولات برای فروش و انبار به مقدار زیاد و در هنگام نیاز
– تسهیل در حمل و نقل به بازارها
– عمل کردن به عنوان واحد فروشی مشترک برای اعضا
– هماهنگی برای برنامه فروش
– توزیع مساوی سود
لازم است سایر سیستمهای توزیع محصولات مانند فروش مستقیم به مصرف کننده (کنار جاده، ایجاد بازار در شهرها و بازار محلی در حومه شهر) نیز تشویق شده و برای کاهش هزینه های حمل و نقل، تولید به مناطق پر جمعیت نزدیک باشد. در بیشتر کشورهای در حال توسعه، بازارهای عمده فروشی به دلیل مشکلاتی مانند فقدان تسهیلات لازم برای بارگذاری و بارگیری، عدم وجود سیستمهای ضدعفونی، رساندن میوهها، بستهبندی و انبار موقت توسعه نیافته اند و طرحهای موجود برای بهتر شدن ساختار تسهیلات بازارهای عمده فروشی، به دلیل عوامل سیاسی، اجتماعی به تعویق میافتند.
2-6-2- ناکافی بودن تسهیلات حمل و نقل
در بیشتر کشورهای در حال توسعه، برای حمل و نقل محصولات باغی، جادههای کافی و مناسب و تشکیلات حمل و نقل و سایر موارد مرتبط، به خصوص آنهایی که مناسب محصولات باغی تازه و فساد پذیر هستند، هم برای بازار محلی و هم برای صادرات وجود ندارد و تولید کنندگان معمولأ قادر به داشتن تشکیلات حمل و نقل نیستند و در برخی از موارد هم که بازاریابان و همکارانشان این تسهیلات را دارند، به دلیل ضعف شرایط جادهای کاری از دست آنها ساخته نیست (سهرابی و همکاران، 1381).
2-6-3- قوانین و مقررات دولتی
نظارت های دولت، به خصوص برای قیمتهای عمده و خرده فروشی محصولات کشاورزی، در کشورهای مختلف متفاوت است و در بسیاری از موارد کنترل قیمت در تقابل با تولید است. اگرچه این مقررات به منظور حمایت از مصرف کننده است ولی مشوق سوء استفاده بوده و انگیزهای را برای تولید محصول با کیفیت بالا و حفظ کیفیت پس از برداشت، ایجاد نمیکند، از طرفی در صورتی که مقررات به طور مناسب حمایت شده و ضامن سلامتی عمومی و بهبود روشهای انتقال و حمل باشد، برای مصرف کننده بسیار اهمیت دارد (مینایی و افکاری، 1382).
2-6-4- در دسترس نبودن ابزار و تجهیزات
حتی اگر تولیدکنندگان محصولات کشاورزی، نیاز به استفاده از ابزار و لوازم خاص در برداشت و جابهجایی پس از برداشت داشته باشند، در بیشتر موارد در بازار محلی آنها را پیدا نخواهند کرد. این مسئله در مورد ظروف، تجهیزات تمیز کردن، واکس زدن، بستهبندی و سرد کردن صادق است و بیشتر این ابزارها در محل تولید نمیشوند و به مقدار کافی و مورد نیاز تقاضای مصرف وارد نمیشوند. قوانین دولتی متفاوت در بعضی از کشورها، اجازه وارد کردن این تجهیزات را به تولید کننده نمیدهد و در دسترس بودن ابزار مورد نیاز برای استفاده فن آوری توصیه شده برای یک موقعیت خاص ضروری است. در بسیاری از موارد هم امکان ساخت این ابزار با قیمت بسیار کمتر از نمونه ای وارداتی در محل مورد نظر وجود دارد.
2-6-5- کمبود اطلاعات
در حمل و نقل پس از برداشت محصولات کشاورزی عامل بسیار مهم، انسان است، بسیاری از دستاندرکاران مستقیم امر برداشت، بسته بندی، حمل و نقل و بازاریابی در کشورهای در حال توسعه محدودیتهایی دارند و در این موارد و در حال حاضر، برنامه آموزشی یا ترویجی مؤثر و از راه دور بسیار لازم است و این نیاز در آینده هم ادامه خواهد یافت (ممتاز، 1371).
2-6-7- ضعف خدمات پس از فروش
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، بسیاری از تجهیزات و تسهیلاتی که سالها پیش ساخته شده، در حال حاضر معیوب هستند یا کارآیی مناسب را ندارند که به دلیل فقدان خدمات پس از فروش یا عدم دسترسی به قطعات یدکی است و به خصوص در قسمتهای دولتی، این مورد بیشتر مشاهده میشود. به منظور اطمینان از موفقیت و توسعه مؤثر هر پروژه جدیدی باید سرمایه کافی برای خدمات پس از فروش داشته باشد.
2-7- نقش مراحل گوناگون در اتلاف محصولات كشاورزي
نشان داده شده که گندم در مرحله کاشت 2درصد، در مرحله برداشت 10 درصد، پس از برداشت 15 دصد ضایئات داشته، لوبیا در مرحله کاشت 15 درصد، داشت 30 درصد و برداشت 10 درصد و پس از برداشت 30 درصد ضایئات داشته اند (بی نام، 1382).
2-7-1- توليد
در رابطه با مواد غذايي با منشأ گياهي بايد محيط را براي رشد و نمو و تكثير آفتها و عاملهاي بيماريزا نامساعد ساخت. از روشهاي كاهش ضايعات قبل از برداشت محصولات كشاورزي، مي‌توان به تناوب يا گردش زراعي، شخم و از بين بردن بقاياي محصول و گياهان خودرو، تاريخ كاشت مناسب، انتخاب بذر و نهال سالم و استفاده از گونه‌ها و ارقام مقاوم در برابر آسيب حشرات و بيماري‌ها، ضدعفوني كردن خاك و استفاده از مقادير مناسب كود اشاره كرد (زمردی، 1370).
اجراي عمليات زراعي به موقع از جمله رعايت زمان مناسب برداشت محصول و مراقبتهاي لازم در زمان برداشت، حمل و نقل و جابجايي نقش مؤثري در جلوگيري از ايجاد ضايعات و كاهش كيفيت محصول دارد. با كاهش مصرف سم و كودهاي شيميايي و تلاش جهت بهينه سازي مصرف آنها مي‌توان از اثرات نامطلوب آنها جلوگيري كرد. در صورتي كه با مصرف بيش از حد كود و سم‌هاي شيميايي زيانهاي فراواني وارد شده است كه افزون بر تخريب محيط زيست مانند آبهاي زيرزميني و خاك و هدردادن منابع طبيعي سلامت انسان را نيز به خطر مي‌اندازد براي مثال نيترات، اگر چه نقش يك كود شيميايي مهم را به عهده دارد اما وجود بيش از 10 ميلي‌گرم در ليتر ازت نيترات در آب و در وزن خشك محصولات كشاورزي موجب بروز انواع سرطان در بزرگسالان و بيماري و مسموميت تا حد مرگ در دامها مي‌شود (ملکوتی، 1377). در آزمونی با بررسی اثر ارتفاع برگچینی بر میزان ضایعات چای دیده شد که اختلاف بین سطوح ارتفاع برداشت و اختلاف بین زمان های برداشت بر ضایعات چای معنی دار بوده و میزان آن در پاییز بیشتر است (صلواتیان، 1387).
2-7-2- نگهداري در انبار
   بيشتر فرآورده‌هاي كشاورزي فصلي هستند و پس از برداشت بايد در انبارها و سيلوها نگهداري شوند. افزون برآن كشاورزان براي تامين نياز خود به انبار كردن محصولات كشاورزي نياز دارند ضمن اين كه انبار كردن محصولات كشاورزي جهت برقراري تعادل در عرضه و تقاضا امري ضروري است از طرفي با همة اقدامها و فعاليتهايي كه در كشورهاي گوناگون براي توسعه اقتصادي و افزايش رشد كشاورزي به عمل مي‌آيد مقدار زيادي از محصولات به علت نبود شرايط مناسب نگهداري از بين مي‌روند و از اين راه زيانهاي فراواني به توليدات كشاورزي وارد مي‌شود (زمردی، 1370).
آلودگي ممكن است قبل از برداشت محصول به وسيله محصولات آلوده از مزرعه به انبار منتقل شود و يا درون انبار ايجاد گردد. اين زيانها به دليل تغييرهاي شيميايي، فعاليت ريززنده‌ها، تكثير و رشد حشره‌ها و كنه‌ها، حمله موشها، روشهاي نادرست نگهداري و شرايط نامناسب از نظر دما و رطوبت نسبي به وجود آيد كه در نتيجه محصول از نظر كمي و كيفي آسيب مي‌بيند، آسيبهاي كمي موجب كاهش وزن محصولات كشاورزي مي‌شود و آسيبهاي كيفي ارزش غذايي و تجاري محصولات را كاهش مي‌دهد. نمودارهاي 1تا 4 نشان مي‌دهد كه مقادير قابل توجهي گندم، سيب‌زميني، زردآلو و سير در طول مدت نگهداري در انبار از بين مي‌رود (سهرابی و همکاران، 1381)، بيشتر اين خسارتها ناشي از ريززنده‌ها يعني كپكها و باكتريها است. برخي از قارچها در محصولات آلوده مايكوتوكسين توليد مي‌كنند كه تغذيه از چنين محصولات آلوده‌اي براي انسان و دام مناسب نمي‌بــاشد (زمردی، 1370).
2-7-3- فرآوري
     یکي از علتهاي مهم وجود ضايعات و يا افت كيفيت در محصولات كشاورزي عدم توسعه فعاليتهاي صنعتي و تبديلي است. به كمك فرآوري مي‌توان موجب كاهش حجم و وزن مواد اوليه شد و آنها را به اشكالي كه از نظر عملي و اقتصادي قابل حمل‌تر و قابل مبادله‌تر باشد تبديل نمود (مردوخی و نصیرپور، 1373). براي حفظ خواص فيزيكي و كيفيت مواد اوليه صنايع تبديلي بايد دقتها و مراقبتهاي ويژه‌اي در جريان حمل و نقل، تخليه و نگهداري آنها به عمل آيد و سرعت خاصي به كار گرفته شود كه در ديگر صنايع تا اين حد مطرح نبوده و ضرورتي ندارد تا مقدار ضايعات تا حد امكان كاهش يابد (ممتاز، 1381). صنايع تبديلي كشاورزي با فرآوري مواد داراي منشأ گياهي و حيواني از طريق تغييرات فيزيكي، شيميايي، نگهداري، بسته‌بندي و توزيع به تبديل و نگهداري آنها مي‌پردازد. ايجاد و گسترش آن مي‌تواند قسمت قابل توجهي از ضايعات ميوه و تره‌بار را بازيابي و يا از استمرار توليد آنها جلوگيري نمايد. در واقع نگهداري مناسب و فرآوري پس از برداشت افزون بر رعايت مراقبتهاي قبل از برداشت بروز فساد به وسيله عوامل خارجي يا داخلي را به تعويق انداخته يا ممانعت به عمل مي‌آورد كه در نتيجه آن مواد غذايي مي‌تواند براي مدت طولاني‌تري قابل مصرف باقي بماند. در حال حاضر تنها 67 هزار تن از مواد غذايي توليد شده به صورت بسته‌بندي به بازار عرضه مي‌شود.
2-8- آثارضايعات محصولات كشاورزي برجنبههاي مختلف اقتصادي
ضايعات از چند جنبه بر اقتصاد ضربه وارد مي كند:
1- ميزان توليد را كاهش مي دهد
2- نياز به واردات را افزايش مي دهد
3- نهاده هاي لازم براي توليد (كه به سختي تهيه مي شوند) را هدر مي دهد
2-9- روشهاي اقتصادي جلوگيري از ضايعات
1- برنامه كنارگذاري كشت محصول (set Aside)
2- سياستهاي كاهش هزينه مبادله (Transaction Cost)
3- كاهش سوبسيد بعضي از محصولات غذايي
4- بكارگيري قيمت تضميني
5- افزايش كيفيت بسته بندي
6- كاهش ضايعات از طريق بازاريابي مناسب
ضايعات در محصولات فاسدشدني در هر جايي از مزرعه تا مصرف كننده نهايي رخ داده و بستگي به درجه فاسد شوندگي محصول دارد (سهرابی و همکاران، 1381). چون زنجير يا سيستم بازاريابي به عمليات ويژه حمل و نقل، ترابري و فعاليتهاي تجاري اطلاق مي شود و همبستگي نزديكي بين نوع و حجم ضايعات ايجاد شده براي يك محصول خاص و سيستمي كه اين محصول در آن به پيش مي رود وجود دارد. لازم است در مورد بازاريابي به دو موضوع بدليل اهميت آنها بطور مجزا اشاره شود
الف- كارآيي سيستم بازاريابي
استقرار يك سيستم يا زيرسيستم بازاريابي براي معرفي و كاربرد معيارهايي كه كاهش دهنده ضايعات تا يك حد مطلوب هستند بسيار مفيد است. وقتي يك زيرسيستم بازاريابي نوظهور كه در آن يك اقتصاد پيشرفته كه داراي اضافه توليد است جايگزين اقتصاد معيشتي يا نيمه معيشتي مي شود و سيستم بازاريابي براي جمع آوري، انتقال و توزيع حجم محصول اضافه، سازگار نشده است. اين سيستم بازاريابي، از كارآيي لازم برخوردار نخواهد بود. اما هنگامي كه شاخص خوبي براي معرفي و كاربرد يك معيار ويژه براي كاهش ضايعات وجود دارد، كاهش اندازه و ميزان ضايعات در يك سيستم رخ مي دهد كه البته به آمادگي و توانايي سيستم در انتقال اين پيشرفت و بهبود به قسمتهاي مختلف زنجيره بازاريابي بستگي دارد (مردوخی و نصیرپور، 1373).
به نظر مي رسد اكثر معيارهايي كه روي حمل و نقل مطمئن، شرايط بهتر وانتقال سريعتر و انبارداري مناسب، متمركز شده اند، تنها هنگامي كاربرد مؤثر دارند كه ساختار سيستم بازاريابي بهبود يافته باشد.
ب- رابطه ميزان ضايعات و نقص در سيستم بازاريابي
ميزان بالاي ضايعات به دليل تجارب ناقص مديريتي در تصدي و سياست انبارهاي سردخانه دار، نداشتن اطلاعات تكنيكي در توزيع امكانات و تكنيكهاي حمل و نقل، فقدان يك برنامه فروش براي مجموعه برنامه هاي خريد و عموماً سياستهاي غيرواقعي قيمت گذاري، رخ مي دهد. فعاليتهاي چاره ساز زيادي براي رفع اين مشكل وجود دارد و ممكن است نياز به توجه و اولويت بندي بهتر در هر برنامه ريزي عملي براي كاهش ضايعات داشته باشد (سهرابی و همکاران، 1381).
2-10- استراتژی کاهش ضایعات پس از برداشت محصولات کشاورزی
اولین قدم برای تعیین استراتژی مناسب برای کاهش ضایعات پس از برداشت محصولات کشاورزی، تجزیه و تحلیل سیستماتیک هر محصول تولیدی و سیستم جابهجایی است (بل و همکاران، 161999؛ لاگرا، 2000)17. اگرچه بررسی منفعت به هزینه برای تشخیص برگشت سرمایه در فنآوری پس از برداشت، ضروری است، انتخاب فنآوری مناسب برای هر اندازه از تشکیلات پس از برداشت، اهمیت دارد( پرسون، 2006)18. برای جابهجایی محصول و کاهش ضایعات، شرکتهای بازاریابی و شرکای آنها مستلزم فراهم کردن تسهیلات برای جمعآوری، تهیه و حمل محصول به بازار از طریق فعالیتهای بازاریابی هماهنگشده و توزیع سود مساوی به اعضاء هستند.برای کشورهای در حال توسعه، نیاز به ساختار هماهنگکنندهای که باعث ارتقای رشد و رفاه شده و موارد زیر را تأمین کند، پیشنهاد شده است:
– تهیه اطلاعات کافی از بازار و ارائه آن به تمامی شرکای تجاری
– مشخص کردن زمینههای سرمایهگذاری در تحقیقات پس از برداشت
– شرکت در موافقتنامههای بین المللی برای ارتقای تجارت و امنیت غذایی
بنابراین به نظر می رسد که پیشسرمادهی در خلأ، بهبود روشهای بسته بندی، بسته بندی جداگانه اقلام برای افزایش ماندگاری و روشهای انبارداری و سردخانهای و تحقیق برای تعیین مقدار رسیدگی محصولات و آموزش عاملین بازار در جلوگیری از ضایعات مؤثر است (شادان و مهینخواه، 1383).
2-11- عوامل موثر بر ضایعات بادام زمینی در گیلان
بادام زمینی از جمله گیاهان عمده گیلان می باشد که در فرایند تولید (کاشت، داشت، برداشت) و پس از تولید ( مراحل فرآوری) دارای ضایعات است که عبارتند از:
2-11-1- ضايعات ناشي از تنش ماندابی
بارندگی فراوان در ماه های فروردین و اردیبهشت، در تاریخ و زمان کاشت بادام زمینی (فرودین ماه و اردیبهشت ماه) منجر به پوسیدگی بذرها و عدم رسیدن به سطح سبز یکنواخت می گردد. آب ماندگي و زيادي آب در زمین هایی که در ارتفاع کمتر از سطح رودخانه ها واقع شده اند منجر به آب ماندگی پای بوته و پوستیدگی غلاف ها منجر می گردد. ماندابی پای بوته همچنین باعث افزايش شدت بيماري ها مي شود. غوطه ور شدن گياه درآب به مدت چند روز ممكن است تا 90 درصد موجب افت محصول گردد (پاکدل و همکاران، 1391).
2-11-2- ضايعات ناشي از آفات
بادام زمینی گیاهی بسیار کم توقع است که در خاک هایی با پایین ترین درصد ماده آلی به خوبی رشد کرده و عملکرد قابل قبولی خواهد داشت. اما یکی از معضلات عمده کشاورزان بادام کار، آفت لارو آگروتیس است.
لارو آگروتیس دارای سه چرخه زندگی در طول دوره رشد بادام زمینی است و درست در زمانی که بادام زمینی به مرحله تشکیل غلاف می رسد این لاروها به سنین لاروی بالا رسیده و ریشه ی گیاه را از ناحیه طوقه قطع می کنند و می جوند و ارتباط گیاه با ریشه کاملا قطع شده و گیاه به طور کامل نابود می شود. معمولا زمانی که لارو آگروتیس در یک مزرعه ظاهر می شود به سرعت اپیدمی پیدا می کند و خسارت سنگینی به مزارع وارد می کند که به سختی قابل کنترل خواهد بود (خواجه پور، 1383).
2-11-3- ضايعات ناشي از مصرف نابجای عناصر غذایی
 برخی کشاورزان به اشتباه برای رسیدن به عملکرد بالا به مصرف بی رویه کود نیتروژن از منبع اوره در کشت بادام زمینی روی می آورند در حالی که گیاه بادام زمینی از جمله گیاهان تثبیت کننده ازت است و نیاز بسیار کمی به کود نیتروژن دارد. از طرفی گیاه بادام زمینی جهت دانه بندی بهتر در غلاف به فسفر فراوان و همچنین گچ نیازمند است که معمولا کشاورزان منطقه در مورد مصرف این دو منبع غذایی غفلت می کنند و به طوری که یا اصلا مصرف نمی کنند یا بسیار اندک مصرف می کنند، مصرف گچ تامین کننده کلسیم مورد نیاز بادام زمینی است و قطعا در زمان وجین علف های هرز و خاک دهی پای بوته بایستی حداقل 200 کیلوگرم در هکتار گچ به طور مخلوط با خاک پای بوته های بادام زمینی توزیع شده و در اختیار این گیاه قرار گیرد (جاوید و همکاران، 1390).
 
2-11-4- ضايعات در مرحله ي برداشت
جمع آوري وحمل و نقل برداشت با دست، دروگر يا كمباين مخصوص برنج  ضايعاتي را به همراه دارد، در ارقام حساس به ريزش بايد تا حدي زودتر از موعد اقدام به برداشت محصول نمود.(خواجه پور، 1383)
در مزرعه و گاهی اوقات در اثر باقی ماندن محصول تازه برداشت شده



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید