وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
دانشگاه علوم و فنون مازندران
پایان نامه کارشناسی ارشد
رشته مهندسی فناوری اطلاعات
ارائه روشی برای چابک‌سازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی
اساتید راهنما :
دکتر همایون موتمنی
دکتر بابک شیرازی
تهيه و تدوين :
بهاره فتح‌اله‌پور
تابستان 1391
juبرگ خالی
با سپاس از
خداوند حکیم،
استادان ارجمند، جناب آقای دکتر موتمنی و دکتر شیرازی
و همسر عزیزم
که درهای معرفت را بی چشم داشت بر من گشودند.
چکیده
درحال حاضر معماري سازماني يكي ازعوامل مهم و كليدي درانجام ماموريت هاي سازمان ها محسوب مي شود هدف معماري سازماني اين است كه فناوري اطلاعات را از حالت يك ابزار خارج كرده و به يكي از منابع سازمان در كنار ساير منابع تبديل نمايد، بطوري كه در خدمت مامو ريت هاي سازمان باشد . در حال حاضرسازمان هاي مختلف به ويژه سازمان هاي پرتلاطم براي اجراي فرآيند معماري سازماني وبه خصوص برنامه ريزي معماري سازماني دچارمشكلاتي هستند. فرآيند برنامه ريزي و اجراي معماري سازماني بسيار لخت، كند و فرسايشي بوده ودر نتيجه يا به درس تي اجرا نشده و يا به شكست منجر مي شود . اين مشكل ناشي از وجود تغييرات زياد و گسترده و پيچيدگي در كسب و كار سازمان‌هاست. براي حل اين مشكل راه حل هاي مختلفي ارائه شده است . هنگامي كه در مساله اي آشفتگي و تلاطم وجود داشته باشد چابكي يكي از كليد هاي حل مساله است. چابكي به توانايي براي ايجاد و پاسخگويي به تغييرات محيط متلاطم كسب و كار گفته مي شود . چابكي به مفهوم تندي، سرعت، سبكي و زيركي بوده و به خلاقيت، ابتكار و نوآوري نياز دارد .متدولوژي ها و روش هاي چابك تطبيق پذير هستند و خودشان را با تغييرات تطبيق مي دهند. معماري سازماني چابك داراي روش ها و راه حل هاي مختلفي براي برنامه ريزي و مدلسازي است. در اين تحقيق سعي بر اين است تا چارچوب C4ISR را با کمک متدولوژی چابک و تجارب عملي چابك ، چابک سازي نماييم .با بكارگيري تجارب عملي چابك مدل هاي چارچوب كم حجم تر و سريع تر تدوين گرديده و امكان پاسخگويي به تغييرات گسترده كسب و كار سازماني فراهم مي آيد.مممممممممممم[1-14]
كليد واژه- چابكي، معماري سازماني چابك، روش هاي چابك، مدلسازي چابك، چارچوب چابك، فرآيند چابك ، چارچوب C4ISR

فهرست مطالب
1-فصل اول: کلیات تحقیق1
1-1- مقدمه2
1-2- تعريف مساله3
1-3- اهداف تحقيق4
1-4- تحقيقات مرتبط4
1-5- ساختار پايان نامه5
2-فصل دوم:ادبیات تحقیق6
2-1- تعریف معماری سازمانی7
2-2- انواع معماری سازمانی8
2-3- فرآیند معماری سازمانی8
2-4- تفاوت محصولات معماری سازمانی با روش‌های دیگر9
2-5- کاربرد معماری سازمانی10
2-6- جايگاه معماري سازماني11
2-7- آشنائي با چارچوب‌های معماري سازماني12
2-7-1- چارچوب معماريِ زكمن15
2-7-2- چارچوب معماريِ سازماني فدرال16
2-7-3- چارچوب سازمان خزانه داري19
2-7-4- چارچوب معماري C4ISR20
2-8- چالش‌های روش‌هاي كلاسيك معماري سازماني27
2-9- چابکی در معماری سازمانی31
2-10- اصول حاكم بر معماري سازماني چابك33
2-11- اهداف معماري سازماني چابك34
2-12- به‌کارگیری تجارب عملي چابك در معماري سازماني35
3-فصل سوم :روش پیشنهادی39
3-1- مقدمه40
3-2- متدلوژی‌های چابک40
3-2-1- متدولوژیDSDM42
3-3- چابک‌سازی چارچوب معماری C4ISR44
3-3-1- برنامه ريزي ترخيص (تعيين وضعيت موجود)46
3-3-2- برنامه ريزي تكرار (تعيين وضعيت مطلوب)50
3-3-3- برنامه ريزي روزانه (طرح گذار)54
3-4- بررسي و ارزيابي راه حل چابك پيشنهادي58
4-فصل چهارم: مطالعه موردی60
4-1- مقدمه61
4-2- محصولات معماري C4ISR63
4-2-1- محصول معماري AV -163
4-3- رویکرد بررسی،دیدگاه‌ها و محصولات معماري ارائه شده64
4-4- محصول معماري OV-165
4-5- محصول معماري OV-566
4-6- محصول معماري OV-6C67
4-7- محصول معماري OV-267
4-8- محصول معماري OV-6B69
4-9- محصول معماري OV-771
4-10- نتیجه گیري72
5-نتیجه‌گیری و پیشنهادات74
5-1- خلاصه تحقيق75
5-2- محدوديت هاي تحقيق75
5-3- نتايج تحقيق75
5-4- پیشنهادات و کارهای آتی76
مراجع78

فهرست جداول
جدول ‏21- ماتريس چارچوب سازمان خزانه داري20
جدول ‏22- محصولات معماري در چارچوب C4ISR 26
جدول ‏23- تفاوت‌های معماري سازماني چابك با معماري سازماني كلاسيك34

فهرست شکل‌ها
شکل ‏21- جايگاه معماري سازماني و ارتباط آن با ساير حوزه‌های سازمان11
شکل ‏22- وجه‌ها و دیدگاه‌های مختلف چارچوب معماري زكمن16
شکل ‏23- مؤلفه‌های چارچوب معماري سازماني فدرال17
شکل ‏24- دیدگاه‌های چارچوب معماری c4isr 21
شکل ‏25- تعاملات دیدگاه‌های مختلف چارچوبC4ISR 24
شکل ‏26- پشته مديريت چابك نیازمندی‌های كاربران36
شکل ‏31: فرآيند متدلوژی DSDM 43
شکل ‏32-چرخه حیات DSDM45
شکل ‏33- دیدگاه‌های چارچوب C4ISR46
شکل ‏34- برنامه ريزي ترخيص47
شکل ‏35- يك داستان كاربري ساده و اوليه48
شکل ‏36- برنامه ريزي تكرار51
شکل ‏37-نمونه‌ای از كارت CRC52
شکل ‏38-مدل چابک چارچوب C4ISR56
شکل ‏41- محصول معماري OV-1 از دید سطح بالا65
شکل ‏42- محصول معماري OV-1 از دید سناریوي AV- 165
شکل ‏43- فلوچارت حمله به هدف در قالب محصول معماري OV- 566
شکل ‏44-نمودار توالی فازها در محصول معماري OV-6c68
شکل ‏45- نمودار کلاس نودهاي شرکت کننده در عملیات ارزیابی و اجراي حمله مطابق با محصول معماري OV- 2 69
شکل ‏46- نمودار ماشین حالت مطابق با محصول معماري OV-6b71
شکل ‏47- مدل منطقی داده مطابق با محصول معماری OV-772
1- فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
يكي از مهمترين دلايل كندي و فرسايشي بودن فرآيند معماري سازماني تغييرات مداوم در حوزه فناوري و يا ماموريت هاي يك سازمان است. يكي از پارادايم هاي مطرح شده در حوزه معماري سازماني پارادايم چابكي است. چابكي به معني تطبيق پذير بودن در مقابل تغييرات مداوم كسب و كار است.
نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، در راستاي انجام ماموريتهاي خود، نيازمند سيستمهائي يكپارچه و تعامل پذير هستند. به منظور رسيدن به سيستمهاي مطلوب ابتدا لازم است تا آنها را بصورتي علمي توصيف نمائيم. بهترين راه حل براي ايجاد توصيف هاي يكدست،‌ يكپارچه، و تعامل پذير، استفاده از يك چارچوب معماري مناسب است. در صورتيكه هر سازمان، اقدام به توصيف سيستمهاي خود نمايد، به توصيفهائي ناسازگار و فاقد يكپاچگي و تعامل پذيري خواهيم رسيد. با وجود اينكه در اكثر متون به چارچوب زكمن به عنوان اولین چارچوب معماري سامانه هاي اطلاعاتي اشاره مي‌شود، ولي بايد گفت كه تلاشي كه در وزارت دفاع آمريكا در جهت معماري سامانه هاي اطلاعاتي و ارتباطي صورت گرفت، مستقل از چارچوب زكمن و مسائل مطرح شده در آن بود. C4ISR كه در ابتدا براي معماري سامانه هاي ارتباطي و اطلاعاتي در صحنة عمليات نظامي‌ تدوين شده بود، رفته رفته جاي خود را به عنوان يك راه حل ممتاز براي پرداختن به معماري در حوزه هاي ديگر نيز باز كرد. چارچوب C4ISR بر خلاف زكمن كه شامل شش ديدگاه مي‌شد از سه ديدگاه تشكيل شده كه با هم تفاوت عمده دارند، اين سه ديدگاه عبارتند از :
ديدگاه عملياتي(Operational View) : اين ديدگاه توصيف كننده وظايف و عملكردهاي گره هاي عملياتي و گردش اطلاعات بين اين گره ها در جهت انجام عمليات ‌است. با استفاده از نمادهاي گرافيكي مي‌توان گره ها و عناصر عملياتي، چگونگي انجام و پشتيباني عمليات، نحوه گردش و تبادل اطلاعات بين گره ها را مشخص نمود.
ديدگاه سيستمي(System View) : اين ديدگاه توصيف كننده سيستمهاي اطلاعاتي و چگونگي ارتباط بين آنها در جهت انجام يا پشتيباني عمليات ‌است. آنچه كه نشان دهنده نقش فناوري در كمك به انجام بهتر ماموريتهاي سازمانی بوده، در اينجا توصيف مي‌شود. از ديدگاه عملياتي كه به ديدگاه سيستمي ‌وارد شويم، گره هاي عملياتي با سيستم هاي اطلاعاتي و فواصل با خطوط انتقال اطلاعات جايگزين مي‌شوند.
ديدگاه تكنيكي(Technical View) : اين ديدگاه توصيف كننده قوانين، مشخصات و ملزومات تعيين شده براي هر سيستم در جهت نيل به اهداف و وظايف تعريف شده آن است. در حقيقت هدف از اين ديدگاه، تضمين تطابق در عملكرد سيستم ها با انتظارات خواسته شده از آنهاست

هدف نهایی چارچوب معماری C4ISR، افزایش میزان تعامل در سطح سازمان می‌باشد. با توجه به سایر چارچوب های معماری، در چارچوب معماریC4ISR “استاندارد سازی” بطور کامل مورد توجه قرار می گیرد. یکی از مهمترین اهداف اصلی معماری عملیاتی در چارچوب C4ISR تعریف ملزومات تبادل اطلاعات می‌باشد.
از جمله ويژگي هاي چارچوب معماري C4ISR می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
o محصول گرا
o نمايش اطلاعات و تعامل پذيري
o ايجاد كارايي و تعامل پذيري
o بيان چگونگي تشريح معماري
o پوشش به نياز در تمام سطوح
o داراي سه ديدگاه معماري عملياتي،سيستمي، تكنيكي
معماري سازماني چابك يك پارادايم طراحي و مدلسازي براي معماري سازماني است. بومي كردن چارچوب C4ISR از طريق بكارگيري تجارب عملي چابك1 در جهت پوشش كامل به آن يك روش مناسب معماري براي سازمان هاي چابك و متلاطم است. نوآوري اين تحقيق چابک‌سازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی می‌باشد. این چابک‌سازی از طريق بکارگیری متدولوژی DSDM در چارچوب C4ISR و استفاده از تجارب عملی چابک خواهد بود.
1-2- تعريف مساله
در حال حاضر سازمان هاي متلاطم و پرتغيير به منظور برنامه ريزي و اجراي فرآيند معماري سازماني دچارمشكلاتي هستند. فرآيند معماري سازماني بسيار لخت، كند و فرسايشي بوده و گاهي اوقات به شكست منجر مي شود. يكي از مهمترين دلايل كندي و فرسايشي بودن فرآيند معماري سازماني تغييرات مداوم، گسترده و پيش بيني نشده (غيرقابل پيش بيني ) در حوزه فناوري و يا كسب و كار سازمان ها است. روش هاي جاري معماري سازماني مبتني بر پارادايم هاي قديمي تر بوده و از ويژگي هاي خاصي بر خوردار هستند. امروزه سازمان ها با كمبود منابع و زمان مواجه بوده و از طرفي ديگر به دليل گسترش بكارگيري فناوري هاي نوين مجبور به توليد كالاها و خدمات انعطاف پذير براي جلب رضايت مشتريان هستند. تلاطم و تغييرات مكرر و غير قابل پيش بيني سازمان ها ناشي از موارد فوق الذكر بوده و لذا نيازمند نگاهي جديد به معماري سازماني مي باشيم. در عصر چابكي ديگر نمي توان همه چيز را ازقبل پيش بيني و برنامه ريزي كرد، لذا استفاده از روش هاي كلاسيك معماري سازماني نتيجه بخش نخواهد بود. با توجه به گسترش تغييرات و تلاطم ديگر نمي توان وضعيت موجود و وضعيت مطلوب را به شكل ايستا تعريف نموده و سپس براي حركت از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب برنامه ريزي نمود. روش هاي كلاسيك معماري سازماني به دليل داشتن برخي از ويژگي ها در محيط هاي پرتلاطم دچار مشكلاتي هستند. برخي از اين ويژگي ها عبارتند از :
o سخت بودن توليد محصولات و فرآورده هاي معماري سازماني
o توليد حجم عظيمي از مستندات
o وجود افراد تطبيق ناپذير در تيم معماري سازماني و ساير تيم ها
o اصراربيش از حد داشتن به مسائل تكنيكي به جاي همكاري و كارتيمي
o عدم بكارگيري مديريت دانش محور
o استفاده از متدولوژي هاي نامناسب
o عدم وجود ابتكار وخلاقيت درافراد و تبعيت محض از برنامه ها و رعايت حداكثر بروكراسي
o وجود فازها و چرخه هاي طولاني
o برگزاري جلسات نامناسب كارشناسي و مديريتي
o طولاني بودن زمان توسعه سيستم هاي كاربردي اثر بخش و تحول آفرين و…
روش‌هاي چابك معماري سازماني سعي دارند تا از شكنندگي معماري سازماني در سازمان‌هاي متلاطم و پرتغيير جلوگيري نمايند. بكارگيري بهترين تجارب چابك در جهت پوشش به زكمن و استفاده از آنها در متدولوژي هاي منطبق با آن يك روش مناسب جهت چابكي معماري سازماني است.
1-3- اهداف تحقيق
اهداف اصلي كه در پايان نامه مورد بحث قرار خواهند گرفت، به شرح زير است :
چابک‌سازی چارچوب معماري سازماني C4ISR با تزریق متدولوژی DSDM و استفاده از تجارب عملی چابک که براين اساس با استفاده از روش هاي تكاملي تدريجي و مدلسازي چابك، موارد غير ضروري و برخي از جزئيات از مدل ها و مستندات كاسته شده و سرعت برنامه ريزي افزايش مي يابد و سبب تزريق چابكي در روش ها و مدل ها مي گردد.
به طور كلي استفاده از بهترين تجارب عملي چابك در جهت پوشش به چارچوب C4ISR براي برنامه ريزي و مدلسازي فرآيند معماري سازماني
نشان دادن افزايش سرعت برنامه ريزي و سرعت انتقال معماري سازماني و استفاده از ايده هاي معماري سازماني چابك.
1-4- تحقيقات مرتبط
از آنجا كه موضوع اين تحقيق تركيبي از مباحث مربوط به معماري سازماني چابك، چارچوب زكمن و تجارب عملي چابك متاثر از روش هاي چابك توسعه نرم افزار است، تحقيق دقيقا” مشابهي شناسايي نگرديده اما مقالات، كتب و منابع متعددي درخصوص هر كدام از موارد مطرح شده بصورت جداگانه بحث نموده اند. نوآوري اين تحقيق مربوط به بومي سازي چارچوب زكمن از طريق ادغام تجارب عملي چابك در آن است. چارچوب و متدولوژي چم، معماري معماري سازماني مبتني بر، Scrum سازماني سرويس گرا [ 8]، معماري سازماني مبتني بر و RAD، AUP، Scrum، XP مدلسازي چابك و متدولوژي هاي چابك توسعه نرم افزار مثل…. هر كدام در مورد برخي از موارد اين تحقيق (و نه كامل ) سخن گفته اند.
در حال حاضر معماری سازمانی یکی از عوامل مهم و کلیدی در انجام مأموریت‌های سازمانی محسوب می‌شود. آقاي امبلر كه يكي از نظريه پردازان مشهور معماري سازماني چابك می‌باشد، معتقد است كه معماري سازماني چابك به معماري می‌گویند كه مبتني بر خدمات باشد و در فرآيند معماري سازماني، مستند سازي و مدلسازي به شكل چابك صورت پذيرند که به عقيده آقاي امبلر بايد ابتدا از كوچك شروع كرده وسپس كار را توسعه داد [2, 3]. در[4] نیز با استفاده از تجارب عملي چابك به بررسی نحوه بكارگيري اين تجارب در معماری سازمانی تحت چارچوب زکمن پرداخته است که براي مدل سازي سطرها و ستون‌های این چارچوب در جهت بهبود برنامه ريزي معماري سازماني راهكارهايي را ارائه داده است. این در حالی است که در زمینه چابک‌سازی چارچوب‌ C4ISR در معماری سازمانی تاکنون پژوهشی صورت نگرفته است.

1-5- ساختار پايان نامه
درادامه ودر فصل هاي بعدي، مطالب زيررا مشاهده خواهيم نمود :
• فصل دوم در مورد ادبيات معماري سازماني چابك بحث خواهيم نمود.
• فصل سوم در مورد چابک‌سازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی با استفاده از تجارب عملي چابك و متدلوژی DSDM بحث خواهيم نمود.
• فصل چهارم با ارائه يك مطالعه موردي به ارائه یک سناریو جهت چابک سازی محصولات معماری در چارچوب C4ISR می‌پردازیم.
2- فصل دوم:ادبیات تحقیق
2-1- تعریف معماری سازمانی
در سازمان‌های امروزی که اغلب دارای ابعاد و ساختارهای پیچیده و از نظر فیزیکی توزیع شده هستند تنها ذکر اینکه چه کارهایی باید توسط چه کسانی (شرح وظایف) انجام شود کافی نیست، بلکه فرآیندها، داده‌ها، اهداف و نقش افرادی که در سازمان انجام وظیفه می‌کنند باید با اهداف و راهبردهای سازمان که در قالب برنامه‌ریزی راهبردی ارائه می‌شوند، هم‌خوانی داشته باشد. چنین امری مستلزم آن است که سازمان دارای یک نقشه از تمام ابعاد خود باشد تا بتواند با استفاده از این نقشه، روابط بین ابعاد سازمان را درک نموده و در صورت نیاز با تغییرات هماهنگ نماید. این نقشه از سازمان، که حاوی اطلاعات افراد، فرآیندها، مکان‌ها و دیگر ابعاد و خصوصیات سازمان است، معماری سازمانی نامیده می‌شود.
معماری سازمانی چارچوبی برای تببین، هماهنگ‌سازی و همسوسازی کلیه فعالیت‌ها و عناصر سازمان در جهت نیل به اهداف راهبردی سازمان است. معمار سازمانی همانند دیگر معماران با بخش‌های مختلف سیستم درگیر می‏‏شود، اما برخلاف دیگر معماری‌ها، معمار با سیستمی مواجه است که اجزای آن اغلب غیر فیزیکی، غیرقابل لمس و مفهومی بوده و روابط حاکم بر آنها منبعث از روابط و فرهنگ کاری و (یا) انسانی است. جهت توصیف چنین سیستمی، او نمی‌تواند از روش‌های رایج برای دیگر معماری‌ها استفاده نماید و نیاز به استفاده از مدل‌های مختلف دارد. می‌توان معماری سازمانی را با مجموعه‌ای از مدل‌های بهم پیوسته و مرتبط نمایش داد که انتخاب بین انواع مدل‌های مناسب بر عهده معمار است. معماری سازمانی ریشه گرفته از بحث‏ «معماری سیستم‌های اطلاعاتی» و به خصوص «معماری اطلاعات» و ادامه این نوع از معماری‌ها به طور خاص در سازمان است. تفاوت معماری سازمانی و معماری سیستم‌های اطلاعاتی در این است که معماری سازمانی تمام جنبه‌های سازمان نظیر کاربران، موقعیت جغرافیایی سیستم‌ها، نحوه توزیع آنها، فرآیندهای حرفه، انگیزه کارها، راهبردها، مأموریت‌های سازمان و غیره را در نظر می‌گیرد، در حالیکه معماری اطلاعات، تنها بر اطلاعات متمرکز شده است. در واقع، در معماری سازمانی با یک نوع مهندسی مجدد در کل سازمان، از منظر سیستم‌های اطلاعاتی روبرو هستیم که سعی در بهبود فرآیندهای کاری سازمان از طریق به کارگیری فناوری اطلاعات دارد. این روش از لحاظ تاریخی پیشینه طولانی ندارد و در بین بقیه روش‌ها از تازه‌ترین‌هاست و در طبقه‌بندی آنها از گونه سازمان‌گرا و داده‌گراست و ناشی از گسترش به‌کارگیری فناوری اطلاعات در سازمان‌ها و افزایش تعاملات درون و برون سازمانی و همچنین شتاب روز افزون تغییرات است که بحران فناوری را ایجاد نموده است.
2-2- انواع معماری سازمانی
همان‌گونه که مشاهده می‌شود برای معماری سازمانی تعاریف مختلفی ارائه شده است این تعاریف مختلف به دلیل دیدگاه‌های مختلف به معماری سازمانی است در کل از این تعاریف این گونه برداشت می‌شود که سه نوع معماری سازمانی می‌تواند وجود داشته باشد که به طور مختصر توضیح داده می‌شود
– معماری سازمانی با محوریت فناوری اطلاعات
در معماری سازمانی با محوریت فناوری اطلاعات هدف از معماری سازمانی هم‌راستا نمودن فناوری اطلاعات با كسب و كار جهت بهبود كارائی و بازدهی است. یكپارچگی سیستم‌های اطلاعاتی و موثر بودن زیرساخت‌های فناوری در این رهیافت مورد تاکید قرار می‌گیرد. این رهیافت معمولاً با ساختاری چند لایه از زیر معماری‌های حرفه، اطلاعات، سیستم، داده و فناوری نمایش داده می‌شود. هر لایه نیازهای خود را به لایه پایین تر منتقل می‌کند و از طرفی دیگر مسئول برآورده سازی نیازهای لایه‌های بالاتر خود است.
– معماری سازمانی فرآیند محور
این نوع معماری سازمانی با هدف مدیریت و بهبود فرآیندها صورت می‌پذیرد. ابتدا فرآیندها بهینه سازی می‌شوند و سپس هر فعالیت به یك نقش یا سیستم اطلاعاتی اختصاص داده می‌شود. بهینه سازی فرآیندها بدون در نظر گرفتن فناوری اطلاعات انجام می‌شود، اما نتیجه كار در مرحله بعد به فناوری اطلاعات سازمان متصل می‌شود
– معماری سازمانی دولت محور
در این رهیافت كه مخصوص سازمان‌های ستادی است، هماهنگی و هدایت بین اجزاء و حوزه هایی كه خود نوعی سازمان محسوب می‌شوند، مورد توجه است. در این نوع معماری نتیجه فعالیت‌های داخلی هر حوزه در قالب شاخص‌های كارائی و جهت گیری‌های رقابتی با دیگر حوزه‌ها هماهنگ و هم‌راستا می‌شود لذا مدیریت و بهبود فرآیندهای داخلی هر حوزه یا طراحی و یكپارچه سازی سیستم‌های اطلاعاتی خارج از موضوع معماری سازمانی دولت محور بوده و مربوط به معماری داخلی هر حوزه می‌شود[15].
2-3- فرآیند معماری سازمانی 
هدف از فرآیند معماری سازمانی ایجاد و اجرای معماری و ارائه خروجی‌های معماری در سازمان است. این فرآیند در کنار دیگر فرآیندهای اصلی سازمان قرار گرفته و به صورت پیوسته اجرا می‌شود. به طور کلی، این فرآیند شامل سه مرحله اصلی است که عبارتند از: ۱) برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات، ۲) برنامه‌ریزی معماری سازمانی، ۳) اجرای معماری سازمانی. هر کدام از این سه مرحله اصلی، به زیر مراحلی تقسیم می‌شوند که بررسی هر یک از آنها خارج از حیطه این تحقیق است، به همین دلیل تنها به توضیح «فرآیند برنامه‌ریزی معماری سازمانی» خواهیم پرداخت. در واقع، برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات پایه‌ای برای برنامه‌ریزی معماری سازمانی است. برنامه‌ریزی معماری سازمانی، عبارتست از فرآیندی که به منظور تعریف معماری‌های لازم و برنامه‌ریزی جهت پیاده‌سازی معماری‌های فوق انجام شده و هدف از آن فراهم ساختن زمینه‌های استفاده موثر از اطلاعات جهت پشتیبانی از مأموریت‌های سازمانی است. این برنامه‌ریزی بر روی سه نوع زیر معماری انجام می‌شود که عبارتند از: معماری وضع موجود، معماری گذار و معماری وضع مطلوب. به همراه تعریف معماری‌ها، برنامه اجرایی نیز برای اجرای آن ارائه خواهد شد تا معماری را به شکل عملی تبدیل نماید. اولین کاری که باید قبل از شروع مراحل «برنامه‌ریزی معماری سازمانی» انجام شود، تعیین مواردی چون چشم‌انداز، اهداف و اصول معماری سازمانی است. به عبارت بهتر، باید منظور معماری سازمانی بیان شود که همان خروجی‌های مرحله برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات را تشکیل می‌دهند. همچنین، باید در نظر داشت که این فرآیند باید با همکاری تمام قسمت‌های سازمان انجام شود، بنابراین مستلزم حمایت مدیریت و اختصاص به موقع منابع و همکاری مدیران قسمت‌های مختلف سازمان است[16].
2-4- تفاوت محصولات معماری سازمانی با روش‌های دیگر
طراحی و تولید سیستم‌های اطلاعاتی کوچک و محلی دارای پیشینه و تجربه زیادی بوده و روش‌های بسیاری برای آن ارائه شده است که آخرین آنها طراحی و توسعه بر اساس روش‌های شی‌گرا و برپایه مولفه‌است که کمک بسیاری به انعطاف‌پذیری سیستم‌های اطلاعاتی نموده است. با این وجود روش‌های فوق نمی‌توانند در مورد سیستم‌های بزرگ‌تری که حاوی چندین زیر سیستم کوچک‌تر هستند مفید واقع شوند. نگرشی که در طراحی و تولید یک سیستم اطلاعاتی مستقل وجود دارد مبتنی بر شناخت نیازمندی‌ها و موجودیت‌های اطلاعاتی محلی بوده و در نهایت منجر به ایجاد سیستمی برای مدیریت اطلاعات فوق می‌شود. سیستم‌های اطلاعاتی بزرگ‌تر که خود از چندین زیر سیستم کوچک‌تر تشکیل می‌شوند، محتاج نگرشی کلی‌تر و همه جانبه‌تر به مسئله هستند تا بتوانند این جزایر اطلاعاتی را با هم مرتبط سازند. شباهت‌های زیادی که بین محصولات معماری سازمانی با خروجی‌های متدلوژی‌های تحلیل و طراحی سیستم‌ها نظیر SSADM و RUP و غیره دارد، اغلب گیج کننده بوده و این سوال را مطرح می‌سازد که اساساً چه تفاوتی بین معماری سازمانی با روش‌های فوق وجود دارد. نکته کلیدی در پاسخ به این سوال، توجه به مفهوم «عناصر پایه» است. همان‌طور که در بخش قبل نیز اشاره شد، هدف از معماری سازمانی ارائه توصیف‌هایی از جنبه‌های مختلف این عناصر پایه است. در این مورد معمولاً از تکنیک‌هایی استفاده می‌شود که در متدلوژی‌های تحلیل و طراحی نیز رایج است. به عنوان نمونه اغلب تکنیک‌های ساخت یافته‌ای که برای مدل‌های داده یا فرآیند معماری سازمانی به کار می‌روند، عیناً برداشت شده از تکنیک‌های تحلیل و طراحی ساخت‌یافته یا شی‌گراست. در واقع، می‌توان گفت تفاوت اساسی در محصولاتی است که در معماری سازمانی ایجاد می‌شود. محصولات معماری سازمانی کاملاً نرمال بوده و طراحی آنها به گونه‌ای صورت گرفته که قادر به ایجاد «زیر ساخت» باشند. مهم‌ترین نکته در رابطه با اجزائی که برای استفاده به عنوان زیر ساخت در نظر گرفته می‌شوند، قابلیت استفاده مجدد آن‌هاست. در صورتیکه این موضوع ممکن است در مورد محصولات متدلوژی‌های تحلیل و طراحی صادق نباشد. محصولات معماری سازمانی ابتدائی و ساده بوده و این قابلیت را دارند که به صورت دیگری ساخته شوند که این همان انعطاف‌پذیری است که به دنبال آن در معماری سازمانی هستیم. در مقایسه، سیستم‌های اطلاعاتی عموماً محصولاتی قابل انعطاف تولید نمی‌کنند و با هدف کاملاً روشنی تولید می‌شوند. به عبارت بهتر، با استفاده از توصیف‌های معماری سازمانی این امکان برای مدیران ارشد به وجود می‌آید که در صورت لزوم اقدام به ایجاد ترکیبی جدید از عناصر پایه و ارتباطات بین آنها نمایند.
2-5- کاربرد معماری سازمانی 
افراد مختلف سازمان می‌توانند کاربردهای مختلفی از معماری سازمانی داشته باشند. پس از تولید محصولات معماری، محصولات فوق در اختیار ذینفعان سازمان قرار داده می‌شوند. توصیف‌های موجود در محصولات فوق که عمدتاً به صورت گرافیکی ارائه می‌شوند کمک زیادی به تصمیم گیری‌ها، تحلیل‌های راهبردی، ارزیابی و اصلاح فرآیندهای حرفه، ارزیابی و سنجش کارائی، پیش بینی و برنامه‌ریزی تغییرات، ارزیابی هزینه‌ها و غیره می‌نماید. هر کدام از افراد فوق، بسته به جایگاه خودشان می‌توانند روی دیدگاه خاصی از معماری متمرکز شوند. به عنوان نمونه، دیدگاه‌های سطح بالایی چون «دیدگاه برنامه‌ریز» و «دیدگاه مالک» مناسب هیئت مدیره و مدیر ارشد سازمان است چرا که این دو دیدگاه توصیف کننده سرفصل‌های اطلاعاتی، مأموریت‌ها، فرآیندهای کاری، توزیع جغرافیایی مکان‌های سازمانی، ساختار سازمانی، رویدادهای مهم و راهبردهای مأموریتی سازمان هستند. از طرف دیگر، افرادی چون «کارشناسان فناوری اطلاعات»، «طراحان سیستم»، «تحلیل‌گران» و غیره می‌توانند توجه خود را روی محصولات «دیدگاه طراح» متمرکز کرده و به بررسی مواردی چون مدل مفهومی و منطقی داده‌ها، نمودارهای فعالیت، مدل مفهومی شبکه، سلسله مراتب سازمانی، نمودارهای ترتیبی و قواعد کار بپردازند. در هر صورت یکی از مواردی که لازم است قبل از شروع هر نوع معماری مشخص شود، هدف و منظور معماری است که نوع محصولات و چگونگی آنها را مشخص می‌نماید و کمک شایانی به همگرایی محصولات می‌کند. علاوه بر این‌ها، معماری سازمانی یک مخزن اطلاعاتی کامل از کل سازمان در اختیار می‌گذارد که مطالب آن به صورت اصولی طبقه بندی شده و قابل استفاده برای همه سازمان است. از لحاظ ماهیت، معماری سازمانی فرآیندی است که پیش از آنکه جنبه فنی داشته باشد، جنبه مدیریتی و عملیاتی دارد. این نسبت بعضاً ۸۰ به ۲۰ عنوان می‌شود[17].
2-6- جايگاه معماري سازماني
در هر سازماني ابتدا به مسائل استراتژيك و راهبردي سازمان توجه می‌شود. در اين مرحله بايد تعيين شود كه سازمان براي چه به وجود آمده است؟ سیاست‌های حاكم بر آن چيست؟ جهت گيري كلي سازمان چيست؟ مأموریت و چشم انداز آن چيست؟ اهداف و مقاصد سازمان چه می‌باشد؟ به اين سوالات در حوزه مديريت استراتژيك پاسخ داده خواهد شد. اين حوزه به عنوان پيش نياز حوزه بعدي، حوزه معماري سازماني است كه بيشتر به اين مطلب پاسخ می‌دهد كه آيا فناوري اطلاعات موجود در سازمان می‌تواند ما را به اهداف تعريف شده در حوزه مديريت استراتژيك برساند؟ در آخرين حوزه به كاربردها و سیستم‌های عملياتي خواهيم رسيد. اين سه حوزه و ارتباط آنها با يكديگر نشان داده شده است[9].

شکل ‏21- جايگاه معماري سازماني و ارتباط آن با ساير حوزه‌های سازمان[9]
متأسفانه در اكثر سازمان‌ها به حوزه اول كم توجهي می‌گردد و حوزه مديريت استراتژيك در ذهن مديران سازمان شكل می‌گیرد و تنها محدود به انتظاراتي می‌گردد كه آنها از سازمان خود دارند. در مورد حوزه دوم نيز از طرف سازمان‌ها بي توجهي بسيار صورت می‌گیرد و اندك سازماني است كه به حوزه مهندسي و معماري سازمان توجه داشته باشد. مديران سازمان بيشتر به حوزه سوم توجه می‌نمایند و فكر می‌کنند در صورت تهيه مجموعه‌ای از تجهيزات كامپيوتري و برنامه‌های كاربردي براي سازمان می‌توانند سازمان را تجهيز و آماده ساخته و به اهداف خود برسند. با اين تفكر اولين خواسته مديران سازمان طراحي يكسري سیستم‌های اطلاعاتي است. اما اين كافي نيست و قبل از آنكه بخواهيم به سراغ سیستم‌ها و كاربردها برويم، بايد پيش نيازهايي را فراهم نماییم. قبل از آنكه بخواهيم سیستم‌ها را طراحي نماييم بايد به معماري سازمان بپردازيم. در اين حوزه بايد معماري سازماني تعيين شده و بر اساس آن و نگرش‌های حاصل، سیستم‌های اطلاعاتي سازمان طراحي و توسعه داده شود.
با اجراي معماري سازماني مهم‌ترین نتايجي كه بدست می‌آید عبارتند[13]:
بهبود روش‌ها و فرآيندها در مأموریت‌های سازمانی: يكي از دستاوردهاي مهم معماري سیستم‌های بزرگ اطلاعاتي كشف و حذف فرآيندهاي اضافي در جهت اجراي يك مأموریت است. در واقع معماري شامل بازمهندسي فرآيندهاي كسب و كار 2 نيز می‌شود. اصلی‌ترین هدف از ايجاد معماري اطلاعاتي تمركز بر داده‌ها، فرآيندها و تعاملات بين آنها است كه به بهينه سازي فرآيندها مي انجامد.
ايجاد نظامي يكدست و قابل مقايسه در توصيف سيستم‌ها: طراحي و پیاده سازی مأموریت‌ها، فرآيندها و سیستم‌ها اطلاعاتي كه در سازمان‌های بزرگ به كار گرفته می‌شوند، نيازمند وجود الگوهاي مناسب و استاندارد جهت توصيف آن‌هاست.در غير اين صورت امكان مقايسه خروجی‌های سازمان‌های مختلف با هم وجود نداشته و فرآيند يكپارچگي دچار چالش‌های اساسي خواهد شد.
يكپارچگی: ايجاد يكپارچگي اطلاعاتي با ادغام و به اشتراك گذاري اطلاعات، از نتايج به كارگيري معماري اطلاعاتي می‌باشد. معماري اطلاعاتي با ايجاد استانداردهاي خاص قواعدي براي به اشتراك گذاري داده‌ها ايجاد می‌نماید. اين قواعد امكان رد و بدل نمودن اطلاعات در سطوح مختلف از پایگاه‌های داده تا زير سیستم‌ها و تغييرات فرا ساختاری براي اخذ نتيجه مطلوب را مهيا می‌نمايد.
كاهش پيچيدگي در سیستم‌های اطلاعاتي: يكي از دستاوردهاي مهم معماري سازمان، تعريف و حذف افزونگي داده‌ها و نرم افزارهاي كاربردي است. اين امر باعث كاهش پيچيدگي در سیستم‌های اطلاعاتي گرديده، و باعث كاهش افزونگي و بهينه سازي نرم افزارها، و پایگاه‌های داده و ارتباطات ميان آنها می‌گردد. در نهايت می‌توان گفت كه معماري سازماني از طريق كاهش پيچيدگي، باعث كاهش هزینه‌های سازمان خواهد شد.
2-7- آشنائي با چارچوب‌های معماري سازماني
همان‌گونه كه قبلاً توضيح داده شد، يك معماري شامل تعداد زيادي مستندات می‌باشد كه هر يك قسمتي از سازمان را توصيف نموده‌اند. مشكلي كه در استفاده از اين توصيفات به وجود می‌آید اين است كه چگونه می‌توان به همه آنها توجه داشت و بكار گرفت؟ بدين جهت و براي ايجاد نظم و سازماندهي توصيفات معماري سازماني استفاده از يك چارچوب الزامي می‌باشد.
به طور كلی “چارچوب” وسیله‌ای برای طبقه بندی اشیاء است.چارچوب‌های معماری سازمانی مدل‌هایی هستند که در داخل این مدل‌ها جنبه‌ها و حوزه‌های سازمانی طبقه بندی می‌شود. برای هر سازمان حداقل دو چارچوب وجود دارد، یكی چارچوبی از مدل‌های پایه كه توصیف كننده “وضعیت فعلی ” سازمان است و به آن چارچوب معماری موجود گویند و دیگری كه “وضعیت آینده “(پس از اعمال معماری سازمانی) را مشخص می‌كند و آن را چارچوب معماری مطلوب می‌نامند. نكته مهم این است كه اگر از “مدل‌های پایه ” برای توصیف یك سازمان استفاده شود، تا زمان یکه تغییری در حرفه سازمان به وجود نیامده، نیازی به تغییر مدل‌ها نیست
چارچوب‌های معماري روش‌هایی براي تفكر سازماندهي شده درباره سیستم‌های پيچيده ارائه
می‌کنند. چارچوب‌های معماري از اين حقيقت منشاء گرفته‌اند كه هر سيستم از ديدگاه مهندسي داراي جنبه‌های گوناگوني است. به عنوان مثال اگر يك ساختمان را در نظر بگيريم، كاربري، توزيع فضا، نحوه ارتباطِ فضاهاي مختلف، نماي بيروني، اسكلت بندي، معماري داخلي، نقشه تاسيسات و غيره جنبه‌های مختلفي هستند كه يك معمار ساختمان می‌تواند به آنها توجه نمايد. در سیستم‌های اطلاعاتي می‌توانیم به اجزاء سيستم، نحوه انجام فرآيندها، نحوه توزيع اجزاء، كاربران، ترتيب انجام كارها و غيره اشاره نماییم. به عبارت ديگر، معمار سیستم‌های اطلاعاتي براي حل يا تشريح راه حل مسئله می‌تواند به سوالاتي نظير سيستم از چه چیزهایی تشكيل شده است؟ نحوه كار سيستم چگونه است؟ اجزاء تشكيل دهنده سيستم بايد در كجا نصب شوند؟ ترتيب زماني انجام كارها چگونه است؟ و دليل و هدف از انجام فعالیت‌ها چيست و غيره توجه نمايد.
همان‌طور كه مشاهده می‌شود، در سوالات فوق به شش جنبه اصلي چه چيز، چگونه، كجا، چه كسي، كي و چرا توجه شده است كه می‌توان گفت نگرشي جامع را فراهم می‌سازند.
از طرف ديگر، نگرش معمار به سيستم می‌تواند بعد ديگري نيز داشته باشد، و آن اينكه سوالات فوق از چه كساني پرسيده شده يا از منظر چه كساني پاسخ داده شود. به عنوان مثال در مورد يك ساختمان، صاحب ساختمان، طراح ساختمان و مهندسي كه براي ساخت آن در نظر گرفته شده است، دیدگاه‌های مختلفي خواهند داشت. اين موضوع در مورد سیستم‌های اطلاعاتي نيز صدق می‌کند. پاسخ افرادي نظير صاحب سيستم، طراح سيستم، سازنده سيستم و غيره با هم متفاوت خواهند بود.
بنابراين يك چارچوب دو بعدي در ارتباط با مسئله مطرح می‌شود كه شامل جنبه‌ها و دیدگاه‌های مختلفي است. هر چارچوب معماري شامل تعاريف مشخصي از جنبه‌ها و دیدگاه‌های فوق بوده و توصیه‌های لازم براي بيان هر كدام از آنها را نيز پيشنهاد می‌کند. به عنوان مثال در چارچوب زكمن از شش جنبه: چه چيز(داده)، چگونه(فرآيند)، كجا(شبكه)، چه كسي(كاربران)، كي (زمان) و چرا(انگيزه) و پنج ديدگاهِ طرح دهنده(توصيفي)، صاحب سيستم(مفهومي)، طراح سيستم(منطقي)، سازنده سيستم(فيزيكي) و شركت همكار به مسئله نگاه می‌شود كه در ادامه اين فصل توضيح داده خواهند شد. در هر صورت اگر بخواهيم يك تعريف رسمي از چارچوب معماري ارائه كنيم می‌توان گفت: چارچوب ساختاريست منطقي براي طبقه بندي و سازماندهي اطلاعات پيچيده و درهم تنيده كه به منظور طراحي يا توصيف سیستم‌ها به روشي علمي و مدون به كار می‌رود.
چارچوب معماري سازماني قصد دارد امكان تمركز بر روی يك جنبه از سازمان بدون از دست دادن ديدگاه كل نگر براي تمام ذينفعان را فراهم آورد. يك چارچوب خوب، تضمين كننده جامعيت محصولات نهایی توليد شده براي معماري می‌باشد. چارچوب‌های معماري سازماني مانند قفسه‌های خالي يك كتابخانه هستند كه در آن مشخص شده چه چیزهایی بايد تهيه شده و جايگاه هر كدام كجاست. بدين شكل هم خروجی‌های كه از معماري سازماني مورد انتظار می‌باشد، تعيين شده و هم چگونگي مرتب سازي آنها بيان گرديده است. برخي چارچوب‌ها علاوه بر اين موضوع توصیه‌هایی اجرائي نظير نحوه تشكيل تيم معماري، فرآيند كلي معماري و حتي تکنیک‌هایی استفاده از مدل‌سازی بيان داشته‌اند. چارچوب‌های گوناگوني براي معماري سازماني ارائه شده است، كه مهم‌ترین آنها چارچوب زكمن می‌باشد. چند چارچوب معروف ديگر مانند چارچوب‌های TEAF، FEAFوC4ISR ارائه شده كه نمونه‌های اجرا شده زيادي بر اساس آنها وجود دارد[10].
بعضي از آنها ابتدا براي مقاصد خاص ارائه گرديدند و به مرور به صورت همه منظوره درآمدند. در برخي از موارد سازمان‌ها بسته به نياز و سليقه خود يكي از چارچوب‌های معماري را به عنوان چارچوب پايه انتخاب نموده و در صورت لزوم به سفارشي سازي آن مطابق با نيازهاي خود می‌نمایند. در حال حاضر اغلب سازمان‌های بزرگ دنيا داراي چارچوب اختصاصي خود هستند كه اغلب با توجه به يك يا چند عدد از چارچوب‌های موجود تدوين شده‌اند.اگر چه چارچوب‌های فراواني تا به حال جهت توصيف همه جانبه معماري سازماني عرضه شده‌اند ولي متأسفانه در ميان صاحب‌نظران اجماع نظر چنداني حتي بر سر تعاریف اوليه معماري سازماني و چارچوب وجود ندارد، اما می‌توان گفت همه ساختارهايي كه ارائه شده‌اند دست كم در يك مفهوم داراي اشتراك هستند و اين همان مفهوم دیدگاه‌های چندگانه است. البته همين شباهت نيز در واقع ناشي از ذات سازمان بوده كه متشكل از ذينفعان با ديدگاه‌هاي متفاوت می‌باشد.
2-7-1- چارچوب معماريِ زكمن
جان زكمن يكي از پيشگامان معماري سیستم‌های اطلاعاتي است كه هم اكنون به عنوان راهبردستِ فن آوري اطلاعات و معماري سازماني و مدرس معماري اطلاعات در شركت زيفا فعاليت می‌نماید.وي به سال 1987 در كتاب ’چارچوب زكمن در معماري سازماني‘ مي‌گويد: « براي جلوگيري از فرو پاشیدگی مأموریت‌های سازمان، لازم است تا مفهوم معماري سازماني از يك موجوديت غيرضروري به يك موجوديت ضروري و واجب تبديل شود.»
زكمن با ارائه يك روش و الگوي جامع در زمينه معماري اطلاعات آن را تبديل به يك چارچوب معماري اطلاعات نمود،كه در اين چارچوب يك سازمان از زواياي مختلف و در كليه سطوح مورد بررسي و تحليل قرار می‌گیرد. زكمن معتقد به تحليل سازمان بر مبناي يك چارچوب معماري است و می‌گوید تزريق فن آوري اطلاعات به يك سازمان‏‎ْ‏ بدون به كارگيري چارچوب معماري، سازمان را در آينده با هزینه‌های متعدد نگهداري و توسعه سیستم‌ها، عدم كارائي در راستاي مأموریت سازمان و عدم تطابق پذيري با فناوری‌های روز و هزینه‌های سنگين تبديل سیستم‌ها و داده‌ها روبرو می‌سازد.
يكي از نكات كليدي در چارچوب معماري زكمن توجه به دیدگاه‌های مختلفي است كه در رابطه سازمان و سیستم‌های اطلاعاتي، از طرف اشخاصي با موقعیت‌های مختلف، وجود دارد. به عنوان مثال وقتي كه از ديدگاه يك تحليلگر سيستم به سازمان نگاه می‌کنیم، در واقع سازمان را از لحاظ « سرویس‌ها و فرآيندها » مدل می‌کنیم. وقتي از ديدگاه مهندس سيستم به سازمان نگاه می‌کنیم، به سیستم‌ها توجه می‌کنیم، و وقتي از ديدگاه يك طراح سيستم به فرآيندها نگاه می‌کنیم، مدلِ طراحي مد نظر ماست.
از طرف ديگر هر سيستم داراي جنبه‌های مختلفي است كه به صورت كلي عبارتند از:
چه چيز ؟ چه چیز در سازمان جريان دارد ؟ چه چیز براي سازمان مهم، حياتي و گلوگاهي است؟
چگونه ؟ نحوه انجام فرآيندهاي كاري چگونه است؟ كداميك از مأموریت‌های سازمان مهم‌تر است؟ اين مأموريت‌ها چگونه انجام می‌شوند ؟ به طور مثال، وظايف، مأموريت‌ها، فرآيندها، جريان‌هاي كاري، حوزه‌هاي مسئوليت و سيستم‌هاي كاربردي.
كجا ؟ كجا همه اين اتفاقات رخ می‌دهد ؟ موقعيت جغرافيايي، شعب سازمان، واحدهاي سازماني، چارت سازماني، شبكه‌هاي كاري، شبكه‌هاي داده‌ها و اطلاعات، شبكه‌هاي كامپيوتري.
چه کسی ؟ چه کسی و يا كساني در اين رويدادها نقش دارند ؟ بازيگران چه كساني هستند ؟ مديران، كاركنان، نقش‌هاي سازماني، نقش‌هاي فرآيندي، نقش‌هاي سيستمي، واسط‌هاي كاربر.
چه وقت ؟ كي و چه وقت اين رويدادها اتفاق مي‌افتد ؟ چرخه حيات مسئوليت‌ها، وظايف و مأموريت‌ها، رويدادهاي مهم در كسب و كار، ساختار پردازش عمليات، زمان‌بندی عمليات.
چرا ؟ انگيزه اصلي در هر يك از اين رويداد چه بوده است ؟ اهداف اصلي چيست ؟ اهداف، مأموريت‌‌ها، سياست‌ها، راهبرد‌ها، نيازمندي‌ها، قواعد كسب و كار، قواعد فرآيندها[18].
دیدگاه‌ها و جنبه‌های مختلفي كه در چارچوب زكمن مورد توجه واقع شده‌اند، به صورت يك ماتريس نشان داده می‌شود كه به ماتريس زكمن معروف است(شكل 1-2).

شکل ‏22- وجه‌ها و دیدگاه‌های مختلف چارچوب معماري زكمن[19]

2-7-2- چارچوب معماريِ سازماني فدرال3
چارچوب معماري FEAF Version 1.1 توسط شوراي مديران ارشد اطلاعاتي دولت فدرال ايالات متحده آمريكا تهيه و تنظيم شد. اين معماري شامل رهنمودهايي براي معماران سیستم‌های اطلاعاتي در توصيف مأموریت‌های چند سازماني در دولت فدرال می‌باشد.مأموریت چند سازماني به مأموریت‌هایی اطلاق مي شود که در اجراي آن چندين سازمان به صورت مشترك فعاليت می‌نماید.
چارچوب معماريِ سازماني فدرال يك سازوكار سازماندهيِ مديريتِ توسعه و نگهداريِ توصيفاتِ معماري است. همچنين ساختاري را براي سازماندهي منابع اطلاعاتي و تشريح و مديريت فعالیت‌های معماريِ سازماني فدرال ارائه می‌دهد. اين مدل معماري شامل هشت مؤلفه اساسي است كه متعاقباً شرح داده می‌شود.(شكل 1-3)

شکل ‏23- مؤلفه‌های چارچوب معماري سازماني فدرال[20]
– پيشران هاي معماري
پيشران هاي معماري عبارتند از كليه تهديدها و فرصت‌هايي كه سازمان از نظر سرويس‌ها و فناوري‌هاي اطلاعات در معرض آنها بوده، و شامل دو نوع پيشران تجاري (نگاه به بازار) و پيشران طراحي ( نگاه به فناوري) مي‌گردد. اين دو نوع پيشران يا محرك بيشترين فشار را به معماري فعلي فناوري اطلاعات ( اگر موجود باشد وگرنه تمام سازمان) وارد می‌کنند. پيشرانهاي تجاري و طراحي به عنوان تنها محرک‌های بيروني، درصدد به حركت واداشتن معماري هستند، در حالی که سيستم‌هاي فعلي با اينرسي زياد خود مانع اين كار می‌شوند. البته سيستم‌هاي فعلي جزو لاينفك معماري فعلي است.
– جهت گيري راهبردي
هر سازمان داراي اهداف،رسالت‌ها،مأموريت‌ها و راهبرد‌هاي خاص خود است كه دليل اصلي شكل‌گيري آن نيز بوده است. پر واضح است كه هرگونه تغييري بايد در راستاي اين جهت‌گيري‌ها باشد.
– معماري فعلي فناوري اطلاعات سازمان
كليه سيستم‌هاي اطلاعاتي فعلي، تجهيزات، سخت‌افزارها، شبكه‌ها و فرآيندها را شامل مي‌گردد. به عبارت ديگر همه سيستم‌هاي فعلي (Legacy) جزو معماري فعلي هستند. هدف از معماري ايجاد انعطاف‌پذيري در مقابل تغييرات محيطي است : تعميرات جزئي يا حتي بنيادي در اثر فرسودگي قطعات و زيرسيستمها كاملاً قابل توجيه بوده و در يك معماري پيش‌بيني‌هاي لازم صورت گرفته است. تنها تغيير عوامل و شرايط بيروني است كه معماري را از حالت بهينگي فعلي خارج می‌کند. تغييرات بيروني می‌تواند جنبه مثبت و منفي داشته باشد ولي به هر صورت تغيير است و معماري بايد بتواند خود را با آنها تطبيق دهد.
– معماري مطلوب
با انگيزشي كه پيشرانه هاي طراحي و تجاری ايجاد كرده و بر اساس جهت‌گيري‌هاي راهبردي می‌توان معماري مطلوب را پيش‌بيني كرد. اين معماري قطعاً به صورت مفهومي بوده و در اين مرحله نمی‌تواند چندان جزئي باشد. هدف طراحي فرآيند رسيدن به اين معماري و اصول فني و تكنيكي آن است.
– مدل معماري (چارچوب معماري)
براي رسيدن از معماري فعلي به معماري مطلوب، در راستاي راهبرد سازمان، نيازمند مدل هستيم. مدل، باعث افزايش سرعت طراحي و نيز حفظ همساني می‌شود. به عنوان مثال، سفالگري را مجسم كنيد كه براي ساختن هر كوزه، هر بار از خلاقيت خود كمك بگيرد،‌بدون شك، هيچ دو كوزه‌ از كارهاي وي، شبيه به يكديگر نخواهد بود. اما با داشتن يك قالب، هم خلاقيت كمتري مورد نياز است، هم هزينه كاهش مي‌يابد و هم يكدستي و يكپارچگي در محصولات به وجود مي‌آيد، ضمناً سرعت هم افزايش مي‌يابد.
– فرآيند گذار
اعمال تغييرات از معماري موجود به معماري مطلوب، به پيروي از استانداردهاي معماري و توجه به هزينه فرآيند گذار، تصميم گیری‌های متنوع، رویه‌های مديريتي، فرآيند گذار است. در اين مرحله بايد سناريويي جهت حركت از وضع موجود به هدف ارائه شود. به عبارت ديگر برنامه گذار يك فرآيند توسعه معماري بر اساس پتانسيل‌هاي سازمان در كليه بخش‌ها اعم از نيروي انساني، فني، مالي و پشتيباني را تعريف می‌کند. اين فرآيند پيش از همه مقتضيات پيشبرد معماري را تهيه خواهد كرد و سپس يك برنامه اقدام براي توسعه و پياده‌سازي معماري ارائه خواهد داد.
– بخش‌های معماري
هر سازمان داراي بخش‌هايي حياتي است كه فرآيند معماري بايد براي تک‌‌تک آنها مورد اجرا قرار گيرد.
– استانداردهاي فناوري اطلاعات
براي تبديل معماري فعلي به معماري مطلوب بايد استانداردهايي در تمام لايه‌هاي فناوري در نظر گرفت. اين استانداردها كمك می‌کند تا تعامل پذیری با ديگر سيستم‌ها در سازمان و نيز سيستم‌هاي برون‌سازماني افزايش يابد و نيز سازگاري بين سيستم‌ها به وجود آيد. پيش‌بيني فناوري‌هاي نوظهور و نيز استانداردهاي آتي می‌تواند ماندگاري معماري را افزايش دهد. بنابراين می‌توان چنين نتيجه گرفت كه پيش‌بيني استانداردها بيشتر به عنوان خطوط راهنمايي براي ساختن زير ساخت‌هاي فني سازمان است تا سرمايه‌گذاري‌ها به بهترين نحو به مصرف برسد[21].

نقاط ضعف چارچوب فدرال:
– اگرچه چارچوب فدرال از استانداردها و طرح‌های انتقالی به عنوان بخشی از معماری بهره برده است ولی مشخص نكرده كه این استانداردها چگونه می‌بایست سازماندهی و بكار برده شوند.
– در مورد طرح انتقالی هیچ راهنمائی ارائه نشده است
– اگرچه در مستندات چارچوب فدرال نیاز به مخزن مدل‌ها مطرح شده ولی توضیح یا پیشنهادی داده نشده است.
– راهنمائی در خصوص امنیت وجود ندارد.
– چارچوب معماری سازمانی فدرال به عنوان “راهنما” برای سازمان‌های فدرال ارائه شده و جنبه “اجباری” ندارد.
نقاط قوت چارچوب فدرال :
این چارچوب گامی مهم در راستای تعریف عناصر و اجزاء معماری سازمانی است. برخلاف زكمن كه تنها به خود چارچوب محصولات و مدل‌ها می‌پردازد در اینجا به اهداف راهبردی و نیازهای گذار(تحول) نیز پرداخته شده است. از متدلوژی برنامه ریزی معماری سازمانی اسپیواك به عنوان روش برپاسازی نام برده شده و لایه‌های معماری تشریح شده‌اند.
2-7-3- چارچوب سازمان خزانه داري4
سازمان خزانه داري آمريكا اين چارچوب را در سال 2000 تعريف نمود. اهداف از اين چارچوب عبارتند از[3]:
هدايت سازمان‌های زير مجموعه و بخش‌های مربوطه براي تهيه معماري سیستم‌های اطلاعاتي
ارائه مفاهيم، قوانين، فناوري و استانداردهاي يكپارچه و مشترك براي توليد سیستم‌های سازمان خزانه داري
ارائه قالبي استاندارد براي توصيف معماري سازماني
چارچوب TEAF بر اساس معماري زكمن طراحي شده است. می‌توان گفت كه اين چارچوب بخش‌هایی تا سطح چهارم زكمن را در بر می‌گیرد. همان‌طور كه در جدول 1-2 مشخص می‌باشد، اين چارچوب چهار نگرش داده، عملكرد، اطلاعات و كنشگر و بستر عملياتي از چهار ديدگاه مختلف برنامه ريز، مالك، طراح و توليد كننده را در بر می‌گیرد. اين چارچوب در واقع يك نمونه از FEAF بوده كه به علت داشتن امتيازات خوب، مورد توجه زيادي قرار گرفت، به طوري كه به عنوان يكي از سه چارچوب برتر جهت معماري سازماني سازمان‌های فدرال آمريكا برگزيده شد.
در بطن اين چارچوب ماتريسي وجود دارد كه عناصر سیستم‌های اطلاعاتي سازمان را در خود توصيف می‌نماید. اين ماتريس شامل چهار ديدگاه عملكرد، اطلاعات، ساختار سازماني و زيرساخت است. اين دیدگاه‌ها هر كدام، يكي از ستون‌های ماتريس را تشكيل می‌دهند. اين دیدگاه‌ها در چهار منظر مختلف مورد بررسي قرار می‌گیرند. منظرها در سطرهاي ماتريس قرار گرفته‌اند كه شامل: برنامه ريز، مالك، طراح و سازنده می‌شود. در واقع دیدگاه‌ها تقسيم بندي و بخش‌های عناصر تشكيل دهنده معماري سازماني را بيان داشته و اين منظرها سطح توصيف و بيان هر يك از آن بخش‌ها را بيان می‌دارد.
جدول ‏21- ماتريس چارچوب سازمان خزانه داري[22]

2-7-4- چارچوب معماري C4ISR
چارچوب معماري C4ISR5 كه در ابتدا براي توصيف معماري سیستم‌های نظامي طراحي شده بود، چارچوبي است، بسيار جامع كه در نهايت از طريق تعدادي مستند معين، به نام « محصول» به توصيف كامل معماري نائل ميايد. اين چارچوب براي بيان سطوح مختلف يك سيستم، از سه نوع ديدگاه عملياتي، سيستم، و تكنيكي استفاده می‌کند(شكل4).

شکل ‏24- دیدگاه‌های چارچوب معماری c4isr [23]
هر چند نسخه اول اين چارچوب به منظور به كارگيري در سیستم‌های نظامي تهيه شده بود، ولي بعدها در ساير بخش‌های وزارت دفاع نظير پرسنلي، و غيره نيز به كار گرفته شد.
1- ديدگاه معماري عملياتي
ديدگاهِ عملياتي، توصيفي است كامل از مجموعه‌ وظايف، فعالیت‌ها، عناصر عملياتي و نحوه گردش اطلاعات، كه جهت انجام موفقيت آميز و يا پشتيباني يك عمليات نظامي لازم هستند.
اين ديدگاه شامل توصيفِ ( اغلب گرافيكي) عناصر عملياتي، فعالیت‌ها و وظايف محول شده، و نحوه گردش اطلاعات مربوط به يك عمليات نظامي است كه در واقع به منظور پشتيباني از آن عمليات به كار گرفته می‌شوند. در توصيفِ گردش اطلاعات (جريان اطلاعاتي)، لازم است تا انواع اطلاعات، بسامدِ تبادلِ اطلاعات فوق، كارها و وظايفي كه با این کار مورد حمايت و پشتيباني واقع می‌شوند، و نيز روش تبادلِ اطلاعات (صرفاً تا حد روشن شدن نحوه تعامل بين عناصر) مشخص شوند.
اصول حاكم بر اين ديدگاه شامل موارد زير است:
هدف اصلي از معماري عملياتي، تعريفِ عناصر عملياتي، فعالیت‌ها و وظايف، و ملزوماتِ مربوط به تبادل اطلاعات است.
در معماري عملياتي، به تعيين دكترين6 (فلسفه وجودي)، وظايف و فعاليتهائي كه بعهده هر عنصر عملياتي است پرداخته می‌شود.
ملزوماتِ مربوط به فعالیت‌ها و تبادل اطلاعات ممكن است از حد و مرزهاي سازماني فراتر روند.
معماری‌های عملياتي، لزوماً وابسته- به- سيستم7 نيستند.
توصیف‌های مربوط به فعالیت‌های كلي، از مدل سازماني يا ساختار نيروي مشخصي پيروي نمی‌کنند.
معماری‌های عملياتي بايد به طور واضح بازه(هاي) زماني را كه پوشش می‌دهند را مشخص كنند.(به عنوان مثال « سال‌های مشخص»، «زمان حال» يا «آنچه بايد باشد»، « طبق برنامه»، و/يا «دوره گذر»)
2- ديدگاه معماريِ سیستم‌ها
ديدگاه معماري سیستم‌ها، توصيفي است از سیستم‌ها و ارتباطات بين آنها (گرافيكي و غیر گرافیکی)، كه به منظور انجام يا پشتيبانيِ يك كار يا وظيفه جنگي در نظر گرفته شده‌اند.
براي هر حوزه، ديدگاه معماري سیستم‌ها، نشان می‌دهد كه چطور سیستم‌های مختلف با هم اتصال پيدا كرده و كار می‌کنند. و حتي ممكن است به تشريح ساختار دروني و عملكرد سیستم‌های خاصي از معماري نيز بپردازد. در ديدگاه معماريِ سیستم‌ها، براي هر كدام از سیستم‌ها، اتصال فيزيكي، محل، و مشخصه‌های گره‌های8 كليدي، مدارها، شبکه‌ها، ادوات جنگي9 و غيره تعيين می‌شوند. علاوه بر آن، پارامترهاي كيفي سيستم و اجزاء نيز تعيين می‌شوند( به عنوان مثال سطح دسترسي، ميزان حساسيت به خرابي، تعمير پذيري). ديدگاه معماري سیستم‌ها، منابعِ فيزيكي و خواص كيفي آنها را، مطابق با استانداردهائي كه در معماري تكنيكي تعريف شده‌اند، با ديدگاه عملياتي و ملزوماتِ آن مرتبط می‌سازد.
اصول حاكم بر اين ديدگاه شامل موارد زير است:
o هدف اصلي معماري سیستم‌ها، انجام يا تسهيل وظايف و فعالیت‌های عملياتي از طريق به كارگيري منابع فيزيكي است.
o معماری‌های سیستم‌ها، سیستم‌ها را با ادوات، عملكردها، و مشخصاتي كه در معماري عملياتي بر ایشان تصور شده است، متناظر می‌سازند.
o معماری‌های سیستم‌ها، مشخص كننده واسط‌های سيستم، و تعريف کننده اتصالات بين سیستم‌ها هستند.
o معماری‌های سیستم‌ها، محدودیت‌ها و مرزهاي رفتارِ كيفيِ سيستم را تعريف می‌کنند.
o معماری‌های سیستم‌ها، وابسته- به-فناوري هستند، به این صورت كه در حوزه مورد نظر، نحوه اتصال و تعامل بين سیستم‌ها را نشان می‌دهند، و حتي به تشريح جزئيات دروني برخي از



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
دانشگاه علوم و فنون مازندران
پایان نامه کارشناسی ارشد
رشته مهندسی فناوری اطلاعات
ارائه روشی برای چابک‌سازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی
اساتید راهنما :
دکتر همایون موتمنی
دکتر بابک شیرازی
تهيه و تدوين :
بهاره فتح‌اله‌پور
تابستان 1391
juبرگ خالی
با سپاس از
خداوند حکیم،
استادان ارجمند، جناب آقای دکتر موتمنی و دکتر شیرازی
و همسر عزیزم
که درهای معرفت را بی چشم داشت بر من گشودند.
چکیده
درحال حاضر معماري سازماني يكي ازعوامل مهم و كليدي درانجام ماموريت هاي سازمان ها محسوب مي شود هدف معماري سازماني اين است كه فناوري اطلاعات را از حالت يك ابزار خارج كرده و به يكي از منابع سازمان در كنار ساير منابع تبديل نمايد، بطوري كه در خدمت مامو ريت هاي سازمان باشد . در حال حاضرسازمان هاي مختلف به ويژه سازمان هاي پرتلاطم براي اجراي فرآيند معماري سازماني وبه خصوص برنامه ريزي معماري سازماني دچارمشكلاتي هستند. فرآيند برنامه ريزي و اجراي معماري سازماني بسيار لخت، كند و فرسايشي بوده ودر نتيجه يا به درس تي اجرا نشده و يا به شكست منجر مي شود . اين مشكل ناشي از وجود تغييرات زياد و گسترده و پيچيدگي در كسب و كار سازمان‌هاست. براي حل اين مشكل راه حل هاي مختلفي ارائه شده است . هنگامي كه در مساله اي آشفتگي و تلاطم وجود داشته باشد چابكي يكي از كليد هاي حل مساله است. چابكي به توانايي براي ايجاد و پاسخگويي به تغييرات محيط متلاطم كسب و كار گفته مي شود . چابكي به مفهوم تندي، سرعت، سبكي و زيركي بوده و به خلاقيت، ابتكار و نوآوري نياز دارد .متدولوژي ها و روش هاي چابك تطبيق پذير هستند و خودشان را با تغييرات تطبيق مي دهند. معماري سازماني چابك داراي روش ها و راه حل هاي مختلفي براي برنامه ريزي و مدلسازي است. در اين تحقيق سعي بر اين است تا چارچوب C4ISR را با کمک متدولوژی چابک و تجارب عملي چابك ، چابک سازي نماييم .با بكارگيري تجارب عملي چابك مدل هاي چارچوب كم حجم تر و سريع تر تدوين گرديده و امكان پاسخگويي به تغييرات گسترده كسب و كار سازماني فراهم مي آيد.مممممممممممم[1-14]
كليد واژه- چابكي، معماري سازماني چابك، روش هاي چابك، مدلسازي چابك، چارچوب چابك، فرآيند چابك ، چارچوب C4ISR

فهرست مطالب
1-فصل اول: کلیات تحقیق1
1-1- مقدمه2
1-2- تعريف مساله3
1-3- اهداف تحقيق4
1-4- تحقيقات مرتبط4
1-5- ساختار پايان نامه5
2-فصل دوم:ادبیات تحقیق6
2-1- تعریف معماری سازمانی7
2-2- انواع معماری سازمانی8
2-3- فرآیند معماری سازمانی8
2-4- تفاوت محصولات معماری سازمانی با روش‌های دیگر9
2-5- کاربرد معماری سازمانی10
2-6- جايگاه معماري سازماني11
2-7- آشنائي با چارچوب‌های معماري سازماني12
2-7-1- چارچوب معماريِ زكمن15
2-7-2- چارچوب معماريِ سازماني فدرال16
2-7-3- چارچوب سازمان خزانه داري19
2-7-4- چارچوب معماري C4ISR20
2-8- چالش‌های روش‌هاي كلاسيك معماري سازماني27
2-9- چابکی در معماری سازمانی31
2-10- اصول حاكم بر معماري سازماني چابك33
2-11- اهداف معماري سازماني چابك34
2-12- به‌کارگیری تجارب عملي چابك در معماري سازماني35
3-فصل سوم :روش پیشنهادی39
3-1- مقدمه40
3-2- متدلوژی‌های چابک40
3-2-1- متدولوژیDSDM42
3-3- چابک‌سازی چارچوب معماری C4ISR44
3-3-1- برنامه ريزي ترخيص (تعيين وضعيت موجود)46
3-3-2- برنامه ريزي تكرار (تعيين وضعيت مطلوب)50
3-3-3- برنامه ريزي روزانه (طرح گذار)54
3-4- بررسي و ارزيابي راه حل چابك پيشنهادي58
4-فصل چهارم: مطالعه موردی60
4-1- مقدمه61
4-2- محصولات معماري C4ISR63
4-2-1- محصول معماري AV -163
4-3- رویکرد بررسی،دیدگاه‌ها و محصولات معماري ارائه شده64
4-4- محصول معماري OV-165
4-5- محصول معماري OV-566
4-6- محصول معماري OV-6C67
4-7- محصول معماري OV-267
4-8- محصول معماري OV-6B69
4-9- محصول معماري OV-771
4-10- نتیجه گیري72
5-نتیجه‌گیری و پیشنهادات74
5-1- خلاصه تحقيق75
5-2- محدوديت هاي تحقيق75
5-3- نتايج تحقيق75
5-4- پیشنهادات و کارهای آتی76
مراجع78

فهرست جداول
جدول ‏21- ماتريس چارچوب سازمان خزانه داري20
جدول ‏22- محصولات معماري در چارچوب C4ISR 26
جدول ‏23- تفاوت‌های معماري سازماني چابك با معماري سازماني كلاسيك34

فهرست شکل‌ها
شکل ‏21- جايگاه معماري سازماني و ارتباط آن با ساير حوزه‌های سازمان11
شکل ‏22- وجه‌ها و دیدگاه‌های مختلف چارچوب معماري زكمن16
شکل ‏23- مؤلفه‌های چارچوب معماري سازماني فدرال17
شکل ‏24- دیدگاه‌های چارچوب معماری c4isr 21
شکل ‏25- تعاملات دیدگاه‌های مختلف چارچوبC4ISR 24
شکل ‏26- پشته مديريت چابك نیازمندی‌های كاربران36
شکل ‏31: فرآيند متدلوژی DSDM 43
شکل ‏32-چرخه حیات DSDM45
شکل ‏33- دیدگاه‌های چارچوب C4ISR46
شکل ‏34- برنامه ريزي ترخيص47
شکل ‏35- يك داستان كاربري ساده و اوليه48
شکل ‏36- برنامه ريزي تكرار51
شکل ‏37-نمونه‌ای از كارت CRC52
شکل ‏38-مدل چابک چارچوب C4ISR56
شکل ‏41- محصول معماري OV-1 از دید سطح بالا65
شکل ‏42- محصول معماري OV-1 از دید سناریوي AV- 165
شکل ‏43- فلوچارت حمله به هدف در قالب محصول معماري OV- 566
شکل ‏44-نمودار توالی فازها در محصول معماري OV-6c68
شکل ‏45- نمودار کلاس نودهاي شرکت کننده در عملیات ارزیابی و اجراي حمله مطابق با محصول معماري OV- 2 69
شکل ‏46- نمودار ماشین حالت مطابق با محصول معماري OV-6b71
شکل ‏47- مدل منطقی داده مطابق با محصول معماری OV-772
1- فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
يكي از مهمترين دلايل كندي و فرسايشي بودن فرآيند معماري سازماني تغييرات مداوم در حوزه فناوري و يا ماموريت هاي يك سازمان است. يكي از پارادايم هاي مطرح شده در حوزه معماري سازماني پارادايم چابكي است. چابكي به معني تطبيق پذير بودن در مقابل تغييرات مداوم كسب و كار است.
نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، در راستاي انجام ماموريتهاي خود، نيازمند سيستمهائي يكپارچه و تعامل پذير هستند. به منظور رسيدن به سيستمهاي مطلوب ابتدا لازم است تا آنها را بصورتي علمي توصيف نمائيم. بهترين راه حل براي ايجاد توصيف هاي يكدست،‌ يكپارچه، و تعامل پذير، استفاده از يك چارچوب معماري مناسب است. در صورتيكه هر سازمان، اقدام به توصيف سيستمهاي خود نمايد، به توصيفهائي ناسازگار و فاقد يكپاچگي و تعامل پذيري خواهيم رسيد. با وجود اينكه در اكثر متون به چارچوب زكمن به عنوان اولین چارچوب معماري سامانه هاي اطلاعاتي اشاره مي‌شود، ولي بايد گفت كه تلاشي كه در وزارت دفاع آمريكا در جهت معماري سامانه هاي اطلاعاتي و ارتباطي صورت گرفت، مستقل از چارچوب زكمن و مسائل مطرح شده در آن بود. C4ISR كه در ابتدا براي معماري سامانه هاي ارتباطي و اطلاعاتي در صحنة عمليات نظامي‌ تدوين شده بود، رفته رفته جاي خود را به عنوان يك راه حل ممتاز براي پرداختن به معماري در حوزه هاي ديگر نيز باز كرد. چارچوب C4ISR بر خلاف زكمن كه شامل شش ديدگاه مي‌شد از سه ديدگاه تشكيل شده كه با هم تفاوت عمده دارند، اين سه ديدگاه عبارتند از :
ديدگاه عملياتي(Operational View) : اين ديدگاه توصيف كننده وظايف و عملكردهاي گره هاي عملياتي و گردش اطلاعات بين اين گره ها در جهت انجام عمليات ‌است. با استفاده از نمادهاي گرافيكي مي‌توان گره ها و عناصر عملياتي، چگونگي انجام و پشتيباني عمليات، نحوه گردش و تبادل اطلاعات بين گره ها را مشخص نمود.
ديدگاه سيستمي(System View) : اين ديدگاه توصيف كننده سيستمهاي اطلاعاتي و چگونگي ارتباط بين آنها در جهت انجام يا پشتيباني عمليات ‌است. آنچه كه نشان دهنده نقش فناوري در كمك به انجام بهتر ماموريتهاي سازمانی بوده، در اينجا توصيف مي‌شود. از ديدگاه عملياتي كه به ديدگاه سيستمي ‌وارد شويم، گره هاي عملياتي با سيستم هاي اطلاعاتي و فواصل با خطوط انتقال اطلاعات جايگزين مي‌شوند.
ديدگاه تكنيكي(Technical View) : اين ديدگاه توصيف كننده قوانين، مشخصات و ملزومات تعيين شده براي هر سيستم در جهت نيل به اهداف و وظايف تعريف شده آن است. در حقيقت هدف از اين ديدگاه، تضمين تطابق در عملكرد سيستم ها با انتظارات خواسته شده از آنهاست

هدف نهایی چارچوب معماری C4ISR، افزایش میزان تعامل در سطح سازمان می‌باشد. با توجه به سایر چارچوب های معماری، در چارچوب معماریC4ISR “استاندارد سازی” بطور کامل مورد توجه قرار می گیرد. یکی از مهمترین اهداف اصلی معماری عملیاتی در چارچوب C4ISR تعریف ملزومات تبادل اطلاعات می‌باشد.
از جمله ويژگي هاي چارچوب معماري C4ISR می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
o محصول گرا
o نمايش اطلاعات و تعامل پذيري
o ايجاد كارايي و تعامل پذيري
o بيان چگونگي تشريح معماري
o پوشش به نياز در تمام سطوح
o داراي سه ديدگاه معماري عملياتي،سيستمي، تكنيكي
معماري سازماني چابك يك پارادايم طراحي و مدلسازي براي معماري سازماني است. بومي كردن چارچوب C4ISR از طريق بكارگيري تجارب عملي چابك1 در جهت پوشش كامل به آن يك روش مناسب معماري براي سازمان هاي چابك و متلاطم است. نوآوري اين تحقيق چابک‌سازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی می‌باشد. این چابک‌سازی از طريق بکارگیری متدولوژی DSDM در چارچوب C4ISR و استفاده از تجارب عملی چابک خواهد بود.
1-2- تعريف مساله
در حال حاضر سازمان هاي متلاطم و پرتغيير به منظور برنامه ريزي و اجراي فرآيند معماري سازماني دچارمشكلاتي هستند. فرآيند معماري سازماني بسيار لخت، كند و فرسايشي بوده و گاهي اوقات به شكست منجر مي شود. يكي از مهمترين دلايل كندي و فرسايشي بودن فرآيند معماري سازماني تغييرات مداوم، گسترده و پيش بيني نشده (غيرقابل پيش بيني ) در حوزه فناوري و يا كسب و كار سازمان ها است. روش هاي جاري معماري سازماني مبتني بر پارادايم هاي قديمي تر بوده و از ويژگي هاي خاصي بر خوردار هستند. امروزه سازمان ها با كمبود منابع و زمان مواجه بوده و از طرفي ديگر به دليل گسترش بكارگيري فناوري هاي نوين مجبور به توليد كالاها و خدمات انعطاف پذير براي جلب رضايت مشتريان هستند. تلاطم و تغييرات مكرر و غير قابل پيش بيني سازمان ها ناشي از موارد فوق الذكر بوده و لذا نيازمند نگاهي جديد به معماري سازماني مي باشيم. در عصر چابكي ديگر نمي توان همه چيز را ازقبل پيش بيني و برنامه ريزي كرد، لذا استفاده از روش هاي كلاسيك معماري سازماني نتيجه بخش نخواهد بود. با توجه به گسترش تغييرات و تلاطم ديگر نمي توان وضعيت موجود و وضعيت مطلوب را به شكل ايستا تعريف نموده و سپس براي حركت از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب برنامه ريزي نمود. روش هاي كلاسيك معماري سازماني به دليل داشتن برخي از ويژگي ها در محيط هاي پرتلاطم دچار مشكلاتي هستند. برخي از اين ويژگي ها عبارتند از :
o سخت بودن توليد محصولات و فرآورده هاي معماري سازماني
o توليد حجم عظيمي از مستندات
o وجود افراد تطبيق ناپذير در تيم معماري سازماني و ساير تيم ها
o اصراربيش از حد داشتن به مسائل تكنيكي به جاي همكاري و كارتيمي
o عدم بكارگيري مديريت دانش محور
o استفاده از متدولوژي هاي نامناسب
o عدم وجود ابتكار وخلاقيت درافراد و تبعيت محض از برنامه ها و رعايت حداكثر بروكراسي
o وجود فازها و چرخه هاي طولاني
o برگزاري جلسات نامناسب كارشناسي و مديريتي
o طولاني بودن زمان توسعه سيستم هاي كاربردي اثر بخش و تحول آفرين و…
روش‌هاي چابك معماري سازماني سعي دارند تا از شكنندگي معماري سازماني در سازمان‌هاي متلاطم و پرتغيير جلوگيري نمايند. بكارگيري بهترين تجارب چابك در جهت پوشش به زكمن و استفاده از آنها در متدولوژي هاي منطبق با آن يك روش مناسب جهت چابكي معماري سازماني است.
1-3- اهداف تحقيق
اهداف اصلي كه در پايان نامه مورد بحث قرار خواهند گرفت، به شرح زير است :
چابک‌سازی چارچوب معماري سازماني C4ISR با تزریق متدولوژی DSDM و استفاده از تجارب عملی چابک که براين اساس با استفاده از روش هاي تكاملي تدريجي و مدلسازي چابك، موارد غير ضروري و برخي از جزئيات از مدل ها و مستندات كاسته شده و سرعت برنامه ريزي افزايش مي يابد و سبب تزريق چابكي در روش ها و مدل ها مي گردد.
به طور كلي استفاده از بهترين تجارب عملي چابك در جهت پوشش به چارچوب C4ISR براي برنامه ريزي و مدلسازي فرآيند معماري سازماني
نشان دادن افزايش سرعت برنامه ريزي و سرعت انتقال معماري سازماني و استفاده از ايده هاي معماري سازماني چابك.
1-4- تحقيقات مرتبط
از آنجا كه موضوع اين تحقيق تركيبي از مباحث مربوط به معماري سازماني چابك، چارچوب زكمن و تجارب عملي چابك متاثر از روش هاي چابك توسعه نرم افزار است، تحقيق دقيقا” مشابهي شناسايي نگرديده اما مقالات، كتب و منابع متعددي درخصوص هر كدام از موارد مطرح شده بصورت جداگانه بحث نموده اند. نوآوري اين تحقيق مربوط به بومي سازي چارچوب زكمن از طريق ادغام تجارب عملي چابك در آن است. چارچوب و متدولوژي چم، معماري معماري سازماني مبتني بر، Scrum سازماني سرويس گرا [ 8]، معماري سازماني مبتني بر و RAD، AUP، Scrum، XP مدلسازي چابك و متدولوژي هاي چابك توسعه نرم افزار مثل…. هر كدام در مورد برخي از موارد اين تحقيق (و نه كامل ) سخن گفته اند.
در حال حاضر معماری سازمانی یکی از عوامل مهم و کلیدی در انجام مأموریت‌های سازمانی محسوب می‌شود. آقاي امبلر كه يكي از نظريه پردازان مشهور معماري سازماني چابك می‌باشد، معتقد است كه معماري سازماني چابك به معماري می‌گویند كه مبتني بر خدمات باشد و در فرآيند معماري سازماني، مستند سازي و مدلسازي به شكل چابك صورت پذيرند که به عقيده آقاي امبلر بايد ابتدا از كوچك شروع كرده وسپس كار را توسعه داد [2, 3]. در[4] نیز با استفاده از تجارب عملي چابك به بررسی نحوه بكارگيري اين تجارب در معماری سازمانی تحت چارچوب زکمن پرداخته است که براي مدل سازي سطرها و ستون‌های این چارچوب در جهت بهبود برنامه ريزي معماري سازماني راهكارهايي را ارائه داده است. این در حالی است که در زمینه چابک‌سازی چارچوب‌ C4ISR در معماری سازمانی تاکنون پژوهشی صورت نگرفته است.

1-5- ساختار پايان نامه
درادامه ودر فصل هاي بعدي، مطالب زيررا مشاهده خواهيم نمود :
• فصل دوم در مورد ادبيات معماري سازماني چابك بحث خواهيم نمود.
• فصل سوم در مورد چابک‌سازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی با استفاده از تجارب عملي چابك و متدلوژی DSDM بحث خواهيم نمود.
• فصل چهارم با ارائه يك مطالعه موردي به ارائه یک سناریو جهت چابک سازی محصولات معماری در چارچوب C4ISR می‌پردازیم.
2- فصل دوم:ادبیات تحقیق
2-1- تعریف معماری سازمانی
در سازمان‌های امروزی که اغلب دارای ابعاد و ساختارهای پیچیده و از نظر فیزیکی توزیع شده هستند تنها ذکر اینکه چه کارهایی باید توسط چه کسانی (شرح وظایف) انجام شود کافی نیست، بلکه فرآیندها، داده‌ها، اهداف و نقش افرادی که در سازمان انجام وظیفه می‌کنند باید با اهداف و راهبردهای سازمان که در قالب برنامه‌ریزی راهبردی ارائه می‌شوند، هم‌خوانی داشته باشد. چنین امری مستلزم آن است که سازمان دارای یک نقشه از تمام ابعاد خود باشد تا بتواند با استفاده از این نقشه، روابط بین ابعاد سازمان را درک نموده و در صورت نیاز با تغییرات هماهنگ نماید. این نقشه از سازمان، که حاوی اطلاعات افراد، فرآیندها، مکان‌ها و دیگر ابعاد و خصوصیات سازمان است، معماری سازمانی نامیده می‌شود.
معماری سازمانی چارچوبی برای تببین، هماهنگ‌سازی و همسوسازی کلیه فعالیت‌ها و عناصر سازمان در جهت نیل به اهداف راهبردی سازمان است. معمار سازمانی همانند دیگر معماران با بخش‌های مختلف سیستم درگیر می‏‏شود، اما برخلاف دیگر معماری‌ها، معمار با سیستمی مواجه است که اجزای آن اغلب غیر فیزیکی، غیرقابل لمس و مفهومی بوده و روابط حاکم بر آنها منبعث از روابط و فرهنگ کاری و (یا) انسانی است. جهت توصیف چنین سیستمی، او نمی‌تواند از روش‌های رایج برای دیگر معماری‌ها استفاده نماید و نیاز به استفاده از مدل‌های مختلف دارد. می‌توان معماری سازمانی را با مجموعه‌ای از مدل‌های بهم پیوسته و مرتبط نمایش داد که انتخاب بین انواع مدل‌های مناسب بر عهده معمار است. معماری سازمانی ریشه گرفته از بحث‏ «معماری سیستم‌های اطلاعاتی» و به خصوص «معماری اطلاعات» و ادامه این نوع از معماری‌ها به طور خاص در سازمان است. تفاوت معماری سازمانی و معماری سیستم‌های اطلاعاتی در این است که معماری سازمانی تمام جنبه‌های سازمان نظیر کاربران، موقعیت جغرافیایی سیستم‌ها، نحوه توزیع آنها، فرآیندهای حرفه، انگیزه کارها، راهبردها، مأموریت‌های سازمان و غیره را در نظر می‌گیرد، در حالیکه معماری اطلاعات، تنها بر اطلاعات متمرکز شده است. در واقع، در معماری سازمانی با یک نوع مهندسی مجدد در کل سازمان، از منظر سیستم‌های اطلاعاتی روبرو هستیم که سعی در بهبود فرآیندهای کاری سازمان از طریق به کارگیری فناوری اطلاعات دارد. این روش از لحاظ تاریخی پیشینه طولانی ندارد و در بین بقیه روش‌ها از تازه‌ترین‌هاست و در طبقه‌بندی آنها از گونه سازمان‌گرا و داده‌گراست و ناشی از گسترش به‌کارگیری فناوری اطلاعات در سازمان‌ها و افزایش تعاملات درون و برون سازمانی و همچنین شتاب روز افزون تغییرات است که بحران فناوری را ایجاد نموده است.
2-2- انواع معماری سازمانی
همان‌گونه که مشاهده می‌شود برای معماری سازمانی تعاریف مختلفی ارائه شده است این تعاریف مختلف به دلیل دیدگاه‌های مختلف به معماری سازمانی است در کل از این تعاریف این گونه برداشت می‌شود که سه نوع معماری سازمانی می‌تواند وجود داشته باشد که به طور مختصر توضیح داده می‌شود
– معماری سازمانی با محوریت فناوری اطلاعات
در معماری سازمانی با محوریت فناوری اطلاعات هدف از معماری سازمانی هم‌راستا نمودن فناوری اطلاعات با كسب و كار جهت بهبود كارائی و بازدهی است. یكپارچگی سیستم‌های اطلاعاتی و موثر بودن زیرساخت‌های فناوری در این رهیافت مورد تاکید قرار می‌گیرد. این رهیافت معمولاً با ساختاری چند لایه از زیر معماری‌های حرفه، اطلاعات، سیستم، داده و فناوری نمایش داده می‌شود. هر لایه نیازهای خود را به لایه پایین تر منتقل می‌کند و از طرفی دیگر مسئول برآورده سازی نیازهای لایه‌های بالاتر خود است.
– معماری سازمانی فرآیند محور
این نوع معماری سازمانی با هدف مدیریت و بهبود فرآیندها صورت می‌پذیرد. ابتدا فرآیندها بهینه سازی می‌شوند و سپس هر فعالیت به یك نقش یا سیستم اطلاعاتی اختصاص داده می‌شود. بهینه سازی فرآیندها بدون در نظر گرفتن فناوری اطلاعات انجام می‌شود، اما نتیجه كار در مرحله بعد به فناوری اطلاعات سازمان متصل می‌شود
– معماری سازمانی دولت محور
در این رهیافت كه مخصوص سازمان‌های ستادی است، هماهنگی و هدایت بین اجزاء و حوزه هایی كه خود نوعی سازمان محسوب می‌شوند، مورد توجه است. در این نوع معماری نتیجه فعالیت‌های داخلی هر حوزه در قالب شاخص‌های كارائی و جهت گیری‌های رقابتی با دیگر حوزه‌ها هماهنگ و هم‌راستا می‌شود لذا مدیریت و بهبود فرآیندهای داخلی هر حوزه یا طراحی و یكپارچه سازی سیستم‌های اطلاعاتی خارج از موضوع معماری سازمانی دولت محور بوده و مربوط به معماری داخلی هر حوزه می‌شود[15].
2-3- فرآیند معماری سازمانی 
هدف از فرآیند معماری سازمانی ایجاد و اجرای معماری و ارائه خروجی‌های معماری در سازمان است. این فرآیند در کنار دیگر فرآیندهای اصلی سازمان قرار گرفته و به صورت پیوسته اجرا می‌شود. به طور کلی، این فرآیند شامل سه مرحله اصلی است که عبارتند از: ۱) برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات، ۲) برنامه‌ریزی معماری سازمانی، ۳) اجرای معماری سازمانی. هر کدام از این سه مرحله اصلی، به زیر مراحلی تقسیم می‌شوند که بررسی هر یک از آنها خارج از حیطه این تحقیق است، به همین دلیل تنها به توضیح «فرآیند برنامه‌ریزی معماری سازمانی» خواهیم پرداخت. در واقع، برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات پایه‌ای برای برنامه‌ریزی معماری سازمانی است. برنامه‌ریزی معماری سازمانی، عبارتست از فرآیندی که به منظور تعریف معماری‌های لازم و برنامه‌ریزی جهت پیاده‌سازی معماری‌های فوق انجام شده و هدف از آن فراهم ساختن زمینه‌های استفاده موثر از اطلاعات جهت پشتیبانی از مأموریت‌های سازمانی است. این برنامه‌ریزی بر روی سه نوع زیر معماری انجام می‌شود که عبارتند از: معماری وضع موجود، معماری گذار و معماری وضع مطلوب. به همراه تعریف معماری‌ها، برنامه اجرایی نیز برای اجرای آن ارائه خواهد شد تا معماری را به شکل عملی تبدیل نماید. اولین کاری که باید قبل از شروع مراحل «برنامه‌ریزی معماری سازمانی» انجام شود، تعیین مواردی چون چشم‌انداز، اهداف و اصول معماری سازمانی است. به عبارت بهتر، باید منظور معماری سازمانی بیان شود که همان خروجی‌های مرحله برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات را تشکیل می‌دهند. همچنین، باید در نظر داشت که این فرآیند باید با همکاری تمام قسمت‌های سازمان انجام شود، بنابراین مستلزم حمایت مدیریت و اختصاص به موقع منابع و همکاری مدیران قسمت‌های مختلف سازمان است[16].
2-4- تفاوت محصولات معماری سازمانی با روش‌های دیگر
طراحی و تولید سیستم‌های اطلاعاتی کوچک و محلی دارای پیشینه و تجربه زیادی بوده و روش‌های بسیاری برای آن ارائه شده است که آخرین آنها طراحی و توسعه بر اساس روش‌های شی‌گرا و برپایه مولفه‌است که کمک بسیاری به انعطاف‌پذیری سیستم‌های اطلاعاتی نموده است. با این وجود روش‌های فوق نمی‌توانند در مورد سیستم‌های بزرگ‌تری که حاوی چندین زیر سیستم کوچک‌تر هستند مفید واقع شوند. نگرشی که در طراحی و تولید یک سیستم اطلاعاتی مستقل وجود دارد مبتنی بر شناخت نیازمندی‌ها و موجودیت‌های اطلاعاتی محلی بوده و در نهایت منجر به ایجاد سیستمی برای مدیریت اطلاعات فوق می‌شود. سیستم‌های اطلاعاتی بزرگ‌تر که خود از چندین زیر سیستم کوچک‌تر تشکیل می‌شوند، محتاج نگرشی کلی‌تر و همه جانبه‌تر به مسئله هستند تا بتوانند این جزایر اطلاعاتی را با هم مرتبط سازند. شباهت‌های زیادی که بین محصولات معماری سازمانی با خروجی‌های متدلوژی‌های تحلیل و طراحی سیستم‌ها نظیر SSADM و RUP و غیره دارد، اغلب گیج کننده بوده و این سوال را مطرح می‌سازد که اساساً چه تفاوتی بین معماری سازمانی با روش‌های فوق وجود دارد. نکته کلیدی در پاسخ به این سوال، توجه به مفهوم «عناصر پایه» است. همان‌طور که در بخش قبل نیز اشاره شد، هدف از معماری سازمانی ارائه توصیف‌هایی از جنبه‌های مختلف این عناصر پایه است. در این مورد معمولاً از تکنیک‌هایی استفاده می‌شود که در متدلوژی‌های تحلیل و طراحی نیز رایج است. به عنوان نمونه اغلب تکنیک‌های ساخت یافته‌ای که برای مدل‌های داده یا فرآیند معماری سازمانی به کار می‌روند، عیناً برداشت شده از تکنیک‌های تحلیل و طراحی ساخت‌یافته یا شی‌گراست. در واقع، می‌توان گفت تفاوت اساسی در محصولاتی است که در معماری سازمانی ایجاد می‌شود. محصولات معماری سازمانی کاملاً نرمال بوده و طراحی آنها به گونه‌ای صورت گرفته که قادر به ایجاد «زیر ساخت» باشند. مهم‌ترین نکته در رابطه با اجزائی که برای استفاده به عنوان زیر ساخت در نظر گرفته می‌شوند، قابلیت استفاده مجدد آن‌هاست. در صورتیکه این موضوع ممکن است در مورد محصولات متدلوژی‌های تحلیل و طراحی صادق نباشد. محصولات معماری سازمانی ابتدائی و ساده بوده و این قابلیت را دارند که به صورت دیگری ساخته شوند که این همان انعطاف‌پذیری است که به دنبال آن در معماری سازمانی هستیم. در مقایسه، سیستم‌های اطلاعاتی عموماً محصولاتی قابل انعطاف تولید نمی‌کنند و با هدف کاملاً روشنی تولید می‌شوند. به عبارت بهتر، با استفاده از توصیف‌های معماری سازمانی این امکان برای مدیران ارشد به وجود می‌آید که در صورت لزوم اقدام به ایجاد ترکیبی جدید از عناصر پایه و ارتباطات بین آنها نمایند.
2-5- کاربرد معماری سازمانی 
افراد مختلف سازمان می‌توانند کاربردهای مختلفی از معماری سازمانی داشته باشند. پس از تولید محصولات معماری، محصولات فوق در اختیار ذینفعان سازمان قرار داده می‌شوند. توصیف‌های موجود در محصولات فوق که عمدتاً به صورت گرافیکی ارائه می‌شوند کمک زیادی به تصمیم گیری‌ها، تحلیل‌های راهبردی، ارزیابی و اصلاح فرآیندهای حرفه، ارزیابی و سنجش کارائی، پیش بینی و برنامه‌ریزی تغییرات، ارزیابی هزینه‌ها و غیره می‌نماید. هر کدام از افراد فوق، بسته به جایگاه خودشان می‌توانند روی دیدگاه خاصی از معماری متمرکز شوند. به عنوان نمونه، دیدگاه‌های سطح بالایی چون «دیدگاه برنامه‌ریز» و «دیدگاه مالک» مناسب هیئت مدیره و مدیر ارشد سازمان است چرا که این دو دیدگاه توصیف کننده سرفصل‌های اطلاعاتی، مأموریت‌ها، فرآیندهای کاری، توزیع جغرافیایی مکان‌های سازمانی، ساختار سازمانی، رویدادهای مهم و راهبردهای مأموریتی سازمان هستند. از طرف دیگر، افرادی چون «کارشناسان فناوری اطلاعات»، «طراحان سیستم»، «تحلیل‌گران» و غیره می‌توانند توجه خود را روی محصولات «دیدگاه طراح» متمرکز کرده و به بررسی مواردی چون مدل مفهومی و منطقی داده‌ها، نمودارهای فعالیت، مدل مفهومی شبکه، سلسله مراتب سازمانی، نمودارهای ترتیبی و قواعد کار بپردازند. در هر صورت یکی از مواردی که لازم است قبل از شروع هر نوع معماری مشخص شود، هدف و منظور معماری است که نوع محصولات و چگونگی آنها را مشخص می‌نماید و کمک شایانی به همگرایی محصولات می‌کند. علاوه بر این‌ها، معماری سازمانی یک مخزن اطلاعاتی کامل از کل سازمان در اختیار می‌گذارد که مطالب آن به صورت اصولی طبقه بندی شده و قابل استفاده برای همه سازمان است. از لحاظ ماهیت، معماری سازمانی فرآیندی است که پیش از آنکه جنبه فنی داشته باشد، جنبه مدیریتی و عملیاتی دارد. این نسبت بعضاً ۸۰ به ۲۰ عنوان می‌شود[17].
2-6- جايگاه معماري سازماني
در هر سازماني ابتدا به مسائل استراتژيك و راهبردي سازمان توجه می‌شود. در اين مرحله بايد تعيين شود كه سازمان براي چه به وجود آمده است؟ سیاست‌های حاكم بر آن چيست؟ جهت گيري كلي سازمان چيست؟ مأموریت و چشم انداز آن چيست؟ اهداف و مقاصد سازمان چه می‌باشد؟ به اين سوالات در حوزه مديريت استراتژيك پاسخ داده خواهد شد. اين حوزه به عنوان پيش نياز حوزه بعدي، حوزه معماري سازماني است كه بيشتر به اين مطلب پاسخ می‌دهد كه آيا فناوري اطلاعات موجود در سازمان می‌تواند ما را به اهداف تعريف شده در حوزه مديريت استراتژيك برساند؟ در آخرين حوزه به كاربردها و سیستم‌های عملياتي خواهيم رسيد. اين سه حوزه و ارتباط آنها با يكديگر نشان داده شده است[9].

شکل ‏21- جايگاه معماري سازماني و ارتباط آن با ساير حوزه‌های سازمان[9]
متأسفانه در اكثر سازمان‌ها به حوزه اول كم توجهي می‌گردد و حوزه مديريت استراتژيك در ذهن مديران سازمان شكل می‌گیرد و تنها محدود به انتظاراتي می‌گردد كه آنها از سازمان خود دارند. در مورد حوزه دوم نيز از طرف سازمان‌ها بي توجهي بسيار صورت می‌گیرد و اندك سازماني است كه به حوزه مهندسي و معماري سازمان توجه داشته باشد. مديران سازمان بيشتر به حوزه سوم توجه می‌نمایند و فكر می‌کنند در صورت تهيه مجموعه‌ای از تجهيزات كامپيوتري و برنامه‌های كاربردي براي سازمان می‌توانند سازمان را تجهيز و آماده ساخته و به اهداف خود برسند. با اين تفكر اولين خواسته مديران سازمان طراحي يكسري سیستم‌های اطلاعاتي است. اما اين كافي نيست و قبل از آنكه بخواهيم به سراغ سیستم‌ها و كاربردها برويم، بايد پيش نيازهايي را فراهم نماییم. قبل از آنكه بخواهيم سیستم‌ها را طراحي نماييم بايد به معماري سازمان بپردازيم. در اين حوزه بايد معماري سازماني تعيين شده و بر اساس آن و نگرش‌های حاصل، سیستم‌های اطلاعاتي سازمان طراحي و توسعه داده شود.
با اجراي معماري سازماني مهم‌ترین نتايجي كه بدست می‌آید عبارتند[13]:
بهبود روش‌ها و فرآيندها در مأموریت‌های سازمانی: يكي از دستاوردهاي مهم معماري سیستم‌های بزرگ اطلاعاتي كشف و حذف فرآيندهاي اضافي در جهت اجراي يك مأموریت است. در واقع معماري شامل بازمهندسي فرآيندهاي كسب و كار 2 نيز می‌شود. اصلی‌ترین هدف از ايجاد معماري اطلاعاتي تمركز بر داده‌ها، فرآيندها و تعاملات بين آنها است كه به بهينه سازي فرآيندها مي انجامد.
ايجاد نظامي يكدست و قابل مقايسه در توصيف سيستم‌ها: طراحي و پیاده سازی مأموریت‌ها، فرآيندها و سیستم‌ها اطلاعاتي كه در سازمان‌های بزرگ به كار گرفته می‌شوند، نيازمند وجود الگوهاي مناسب و استاندارد جهت توصيف آن‌هاست.در غير اين صورت امكان مقايسه خروجی‌های سازمان‌های مختلف با هم وجود نداشته و فرآيند يكپارچگي دچار چالش‌های اساسي خواهد شد.
يكپارچگی: ايجاد يكپارچگي اطلاعاتي با ادغام و به اشتراك گذاري اطلاعات، از نتايج به كارگيري معماري اطلاعاتي می‌باشد. معماري اطلاعاتي با ايجاد استانداردهاي خاص قواعدي براي به اشتراك گذاري داده‌ها ايجاد می‌نماید. اين قواعد امكان رد و بدل نمودن اطلاعات در سطوح مختلف از پایگاه‌های داده تا زير سیستم‌ها و تغييرات فرا ساختاری براي اخذ نتيجه مطلوب را مهيا می‌نمايد.
كاهش پيچيدگي در سیستم‌های اطلاعاتي: يكي از دستاوردهاي مهم معماري سازمان، تعريف و حذف افزونگي داده‌ها و نرم افزارهاي كاربردي است. اين امر باعث كاهش پيچيدگي در سیستم‌های اطلاعاتي گرديده، و باعث كاهش افزونگي و بهينه سازي نرم افزارها، و پایگاه‌های داده و ارتباطات ميان آنها می‌گردد. در نهايت می‌توان گفت كه معماري سازماني از طريق كاهش پيچيدگي، باعث كاهش هزینه‌های سازمان خواهد شد.
2-7- آشنائي با چارچوب‌های معماري سازماني
همان‌گونه كه قبلاً توضيح داده شد، يك معماري شامل تعداد زيادي مستندات می‌باشد كه هر يك قسمتي از سازمان را توصيف نموده‌اند. مشكلي كه در استفاده از اين توصيفات به وجود می‌آید اين است كه چگونه می‌توان به همه آنها توجه داشت و بكار گرفت؟ بدين جهت و براي ايجاد نظم و سازماندهي توصيفات معماري سازماني استفاده از يك چارچوب الزامي می‌باشد.
به طور كلی “چارچوب” وسیله‌ای برای طبقه بندی اشیاء است.چارچوب‌های معماری سازمانی مدل‌هایی هستند که در داخل این مدل‌ها جنبه‌ها و حوزه‌های سازمانی طبقه بندی می‌شود. برای هر سازمان حداقل دو چارچوب وجود دارد، یكی چارچوبی از مدل‌های پایه كه توصیف كننده “وضعیت فعلی ” سازمان است و به آن چارچوب معماری موجود گویند و دیگری كه “وضعیت آینده “(پس از اعمال معماری سازمانی) را مشخص می‌كند و آن را چارچوب معماری مطلوب می‌نامند. نكته مهم این است كه اگر از “مدل‌های پایه ” برای توصیف یك سازمان استفاده شود، تا زمان یکه تغییری در حرفه سازمان به وجود نیامده، نیازی به تغییر مدل‌ها نیست
چارچوب‌های معماري روش‌هایی براي تفكر سازماندهي شده درباره سیستم‌های پيچيده ارائه
می‌کنند. چارچوب‌های معماري از اين حقيقت منشاء گرفته‌اند كه هر سيستم از ديدگاه مهندسي داراي جنبه‌های گوناگوني است. به عنوان مثال اگر يك ساختمان را در نظر بگيريم، كاربري، توزيع فضا، نحوه ارتباطِ فضاهاي مختلف، نماي بيروني، اسكلت بندي، معماري داخلي، نقشه تاسيسات و غيره جنبه‌های مختلفي هستند كه يك معمار ساختمان می‌تواند به آنها توجه نمايد. در سیستم‌های اطلاعاتي می‌توانیم به اجزاء سيستم، نحوه انجام فرآيندها، نحوه توزيع اجزاء، كاربران، ترتيب انجام كارها و غيره اشاره نماییم. به عبارت ديگر، معمار سیستم‌های اطلاعاتي براي حل يا تشريح راه حل مسئله می‌تواند به سوالاتي نظير سيستم از چه چیزهایی تشكيل شده است؟ نحوه كار سيستم چگونه است؟ اجزاء تشكيل دهنده سيستم بايد در كجا نصب شوند؟ ترتيب زماني انجام كارها چگونه است؟ و دليل و هدف از انجام فعالیت‌ها چيست و غيره توجه نمايد.
همان‌طور كه مشاهده می‌شود، در سوالات فوق به شش جنبه اصلي چه چيز، چگونه، كجا، چه كسي، كي و چرا توجه شده است كه می‌توان گفت نگرشي جامع را فراهم می‌سازند.
از طرف ديگر، نگرش معمار به سيستم می‌تواند بعد ديگري نيز داشته باشد، و آن اينكه سوالات فوق از چه كساني پرسيده شده يا از منظر چه كساني پاسخ داده شود. به عنوان مثال در مورد يك ساختمان، صاحب ساختمان، طراح ساختمان و مهندسي كه براي ساخت آن در نظر گرفته شده است، دیدگاه‌های مختلفي خواهند داشت. اين موضوع در مورد سیستم‌های اطلاعاتي نيز صدق می‌کند. پاسخ افرادي نظير صاحب سيستم، طراح سيستم، سازنده سيستم و غيره با هم متفاوت خواهند بود.
بنابراين يك چارچوب دو بعدي در ارتباط با مسئله مطرح می‌شود كه شامل جنبه‌ها و دیدگاه‌های مختلفي است. هر چارچوب معماري شامل تعاريف مشخصي از جنبه‌ها و دیدگاه‌های فوق بوده و توصیه‌های لازم براي بيان هر كدام از آنها را نيز پيشنهاد می‌کند. به عنوان مثال در چارچوب زكمن از شش جنبه: چه چيز(داده)، چگونه(فرآيند)، كجا(شبكه)، چه كسي(كاربران)، كي (زمان) و چرا(انگيزه) و پنج ديدگاهِ طرح دهنده(توصيفي)، صاحب سيستم(مفهومي)، طراح سيستم(منطقي)، سازنده سيستم(فيزيكي) و شركت همكار به مسئله نگاه می‌شود كه در ادامه اين فصل توضيح داده خواهند شد. در هر صورت اگر بخواهيم يك تعريف رسمي از چارچوب معماري ارائه كنيم می‌توان گفت: چارچوب ساختاريست منطقي براي طبقه بندي و سازماندهي اطلاعات پيچيده و درهم تنيده كه به منظور طراحي يا توصيف سیستم‌ها به روشي علمي و مدون به كار می‌رود.
چارچوب معماري سازماني قصد دارد امكان تمركز بر روی يك جنبه از سازمان بدون از دست دادن ديدگاه كل نگر براي تمام ذينفعان را فراهم آورد. يك چارچوب خوب، تضمين كننده جامعيت محصولات نهایی توليد شده براي معماري می‌باشد. چارچوب‌های معماري سازماني مانند قفسه‌های خالي يك كتابخانه هستند كه در آن مشخص شده چه چیزهایی بايد تهيه شده و جايگاه هر كدام كجاست. بدين شكل هم خروجی‌های كه از معماري سازماني مورد انتظار می‌باشد، تعيين شده و هم چگونگي مرتب سازي آنها بيان گرديده است. برخي چارچوب‌ها علاوه بر اين موضوع توصیه‌هایی اجرائي نظير نحوه تشكيل تيم معماري، فرآيند كلي معماري و حتي تکنیک‌هایی استفاده از مدل‌سازی بيان داشته‌اند. چارچوب‌های گوناگوني براي معماري سازماني ارائه شده است، كه مهم‌ترین آنها چارچوب زكمن می‌باشد. چند چارچوب معروف ديگر مانند چارچوب‌های TEAF، FEAFوC4ISR ارائه شده كه نمونه‌های اجرا شده زيادي بر اساس آنها وجود دارد[10].
بعضي از آنها ابتدا براي مقاصد خاص ارائه گرديدند و به مرور به صورت همه منظوره درآمدند. در برخي از موارد سازمان‌ها بسته به نياز و سليقه خود يكي از چارچوب‌های معماري را به عنوان چارچوب پايه انتخاب نموده و در صورت لزوم به سفارشي سازي آن مطابق با نيازهاي خود می‌نمایند. در حال حاضر اغلب سازمان‌های بزرگ دنيا داراي چارچوب اختصاصي خود هستند كه اغلب با توجه به يك يا چند عدد از چارچوب‌های موجود تدوين شده‌اند.اگر چه چارچوب‌های فراواني تا به حال جهت توصيف همه جانبه معماري سازماني عرضه شده‌اند ولي متأسفانه در ميان صاحب‌نظران اجماع نظر چنداني حتي بر سر تعاریف اوليه معماري سازماني و چارچوب وجود ندارد، اما می‌توان گفت همه ساختارهايي كه ارائه شده‌اند دست كم در يك مفهوم داراي اشتراك هستند و اين همان مفهوم دیدگاه‌های چندگانه است. البته همين شباهت نيز در واقع ناشي از ذات سازمان بوده كه متشكل از ذينفعان با ديدگاه‌هاي متفاوت می‌باشد.
2-7-1- چارچوب معماريِ زكمن
جان زكمن يكي از پيشگامان معماري سیستم‌های اطلاعاتي است كه هم اكنون به عنوان راهبردستِ فن آوري اطلاعات و معماري سازماني و مدرس معماري اطلاعات در شركت زيفا فعاليت می‌نماید.وي به سال 1987 در كتاب ’چارچوب زكمن در معماري سازماني‘ مي‌گويد: « براي جلوگيري از فرو پاشیدگی مأموریت‌های سازمان، لازم است تا مفهوم معماري سازماني از يك موجوديت غيرضروري به يك موجوديت ضروري و واجب تبديل شود.»
زكمن با ارائه يك روش و الگوي جامع در زمينه معماري اطلاعات آن را تبديل به يك چارچوب معماري اطلاعات نمود،كه در اين چارچوب يك سازمان از زواياي مختلف و در كليه سطوح مورد بررسي و تحليل قرار می‌گیرد. زكمن معتقد به تحليل سازمان بر مبناي يك چارچوب معماري است و می‌گوید تزريق فن آوري اطلاعات به يك سازمان‏‎ْ‏ بدون به كارگيري چارچوب معماري، سازمان را در آينده با هزینه‌های متعدد نگهداري و توسعه سیستم‌ها، عدم كارائي در راستاي مأموریت سازمان و عدم تطابق پذيري با فناوری‌های روز و هزینه‌های سنگين تبديل سیستم‌ها و داده‌ها روبرو می‌سازد.
يكي از نكات كليدي در چارچوب معماري زكمن توجه به دیدگاه‌های مختلفي است كه در رابطه سازمان و سیستم‌های اطلاعاتي، از طرف اشخاصي با موقعیت‌های مختلف، وجود دارد. به عنوان مثال وقتي كه از ديدگاه يك تحليلگر سيستم به سازمان نگاه می‌کنیم، در واقع سازمان را از لحاظ « سرویس‌ها و فرآيندها » مدل می‌کنیم. وقتي از ديدگاه مهندس سيستم به سازمان نگاه می‌کنیم، به سیستم‌ها توجه می‌کنیم، و وقتي از ديدگاه يك طراح سيستم به فرآيندها نگاه می‌کنیم، مدلِ طراحي مد نظر ماست.
از طرف ديگر هر سيستم داراي جنبه‌های مختلفي است كه به صورت كلي عبارتند از:
چه چيز ؟ چه چیز در سازمان جريان دارد ؟ چه چیز براي سازمان مهم، حياتي و گلوگاهي است؟
چگونه ؟ نحوه انجام فرآيندهاي كاري چگونه است؟ كداميك از مأموریت‌های سازمان مهم‌تر است؟ اين مأموريت‌ها چگونه انجام می‌شوند ؟ به طور مثال، وظايف، مأموريت‌ها، فرآيندها، جريان‌هاي كاري، حوزه‌هاي مسئوليت و سيستم‌هاي كاربردي.
كجا ؟ كجا همه اين اتفاقات رخ می‌دهد ؟ موقعيت جغرافيايي، شعب سازمان، واحدهاي سازماني، چارت سازماني، شبكه‌هاي كاري، شبكه‌هاي داده‌ها و اطلاعات، شبكه‌هاي كامپيوتري.
چه کسی ؟ چه کسی و يا كساني در اين رويدادها نقش دارند ؟ بازيگران چه كساني هستند ؟ مديران، كاركنان، نقش‌هاي سازماني، نقش‌هاي فرآيندي، نقش‌هاي سيستمي، واسط‌هاي كاربر.
چه وقت ؟ كي و چه وقت اين رويدادها اتفاق مي‌افتد ؟ چرخه حيات مسئوليت‌ها، وظايف و مأموريت‌ها، رويدادهاي مهم در كسب و كار، ساختار پردازش عمليات، زمان‌بندی عمليات.
چرا ؟ انگيزه اصلي در هر يك از اين رويداد چه بوده است ؟ اهداف اصلي چيست ؟ اهداف، مأموريت‌‌ها، سياست‌ها، راهبرد‌ها، نيازمندي‌ها، قواعد كسب و كار، قواعد فرآيندها[18].
دیدگاه‌ها و جنبه‌های مختلفي كه در چارچوب زكمن مورد توجه واقع شده‌اند، به صورت يك ماتريس نشان داده می‌شود كه به ماتريس زكمن معروف است(شكل 1-2).

شکل ‏22- وجه‌ها و دیدگاه‌های مختلف چارچوب معماري زكمن[19]

2-7-2- چارچوب معماريِ سازماني فدرال3
چارچوب معماري FEAF Version 1.1 توسط شوراي مديران ارشد اطلاعاتي دولت فدرال ايالات متحده آمريكا تهيه و تنظيم شد. اين معماري شامل رهنمودهايي براي معماران سیستم‌های اطلاعاتي در توصيف مأموریت‌های چند سازماني در دولت فدرال می‌باشد.مأموریت چند سازماني به مأموریت‌هایی اطلاق مي شود که در اجراي آن چندين سازمان به صورت مشترك فعاليت می‌نماید.
چارچوب معماريِ سازماني فدرال يك سازوكار سازماندهيِ مديريتِ توسعه و نگهداريِ توصيفاتِ معماري است. همچنين ساختاري را براي سازماندهي منابع اطلاعاتي و تشريح و مديريت فعالیت‌های معماريِ سازماني فدرال ارائه می‌دهد. اين مدل معماري شامل هشت مؤلفه اساسي است كه متعاقباً شرح داده می‌شود.(شكل 1-3)

شکل ‏23- مؤلفه‌های چارچوب معماري سازماني فدرال[20]
– پيشران هاي معماري
پيشران هاي معماري عبارتند از كليه تهديدها و فرصت‌هايي كه سازمان از نظر سرويس‌ها و فناوري‌هاي اطلاعات در معرض آنها بوده، و شامل دو نوع پيشران تجاري (نگاه به بازار) و پيشران طراحي ( نگاه به فناوري) مي‌گردد. اين دو نوع پيشران يا محرك بيشترين فشار را به معماري فعلي فناوري اطلاعات ( اگر موجود باشد وگرنه تمام سازمان) وارد می‌کنند. پيشرانهاي تجاري و طراحي به عنوان تنها محرک‌های بيروني، درصدد به حركت واداشتن معماري هستند، در حالی که سيستم‌هاي فعلي با اينرسي زياد خود مانع اين كار می‌شوند. البته سيستم‌هاي فعلي جزو لاينفك معماري فعلي است.
– جهت گيري راهبردي
هر سازمان داراي اهداف،رسالت‌ها،مأموريت‌ها و راهبرد‌هاي خاص خود است كه دليل اصلي شكل‌گيري آن نيز بوده است. پر واضح است كه هرگونه تغييري بايد در راستاي اين جهت‌گيري‌ها باشد.
– معماري فعلي فناوري اطلاعات سازمان
كليه سيستم‌هاي اطلاعاتي فعلي، تجهيزات، سخت‌افزارها، شبكه‌ها و فرآيندها را شامل مي‌گردد. به عبارت ديگر همه سيستم‌هاي فعلي (Legacy) جزو معماري فعلي هستند. هدف از معماري ايجاد انعطاف‌پذيري در مقابل تغييرات محيطي است : تعميرات جزئي يا حتي بنيادي در اثر فرسودگي قطعات و زيرسيستمها كاملاً قابل توجيه بوده و در يك معماري پيش‌بيني‌هاي لازم صورت گرفته است. تنها تغيير عوامل و شرايط بيروني است كه معماري را از حالت بهينگي فعلي خارج می‌کند. تغييرات بيروني می‌تواند جنبه مثبت و منفي داشته باشد ولي به هر صورت تغيير است و معماري بايد بتواند خود را با آنها تطبيق دهد.
– معماري مطلوب
با انگيزشي كه پيشرانه هاي طراحي و تجاری ايجاد كرده و بر اساس جهت‌گيري‌هاي راهبردي می‌توان معماري مطلوب را پيش‌بيني كرد. اين معماري قطعاً به صورت مفهومي بوده و در اين مرحله نمی‌تواند چندان جزئي باشد. هدف طراحي فرآيند رسيدن به اين معماري و اصول فني و تكنيكي آن است.
– مدل معماري (چارچوب معماري)
براي رسيدن از معماري فعلي به معماري مطلوب، در راستاي راهبرد سازمان، نيازمند مدل هستيم. مدل، باعث افزايش سرعت طراحي و نيز حفظ همساني می‌شود. به عنوان مثال، سفالگري را مجسم كنيد كه براي ساختن هر كوزه، هر بار از خلاقيت خود كمك بگيرد،‌بدون شك، هيچ دو كوزه‌ از كارهاي وي، شبيه به يكديگر نخواهد بود. اما با داشتن يك قالب، هم خلاقيت كمتري مورد نياز است، هم هزينه كاهش مي‌يابد و هم يكدستي و يكپارچگي در محصولات به وجود مي‌آيد، ضمناً سرعت هم افزايش مي‌يابد.
– فرآيند گذار
اعمال تغييرات از



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید