دانشکده ادبیات و علوم انسانی
پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته‌ی ایران شناسی
حوادث تاریخی بویراحمد در دوره های قاجار و پهلوی و بازتاب آن در اشعار شاعران محلی
به کوشش:
کشواد سیاهپور
استاد راهنما:
دکتر عبدالرسول خیراندیش
شهریور 1392
به نام خدا
اظـهار نامه
اینجانب کشواد سیاهپور دانشجوی رشته ایرانشناسی دانشکده علوم انسانی اظهار می‌نمایم: که این پایان‌نامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهای که از منابع دیگران استفاده کرده‍‍‌ام، نشانی دقیق و مشخصات کامل آن را نوشته‌ام. هم‍‌چنین اظهار می‌کنم که بدون مجوز دانشگاه، دستاوردهای آن را منتشر نموده و یا در اختیار غیر قرار ندهم. کلیه حقوق این اثرمطابق با آیین نامه مالکیت فکری و معنوی متعلق به دانشگاه شیراز است.
نام و نام خانوادگی:کشواد سیاهپور
تاریخ و امضاء:
سپاسگزاری
با نهایت احترام و ادب، از راهنمایی‌ها و مشورت های استاد عزیز و فرزانهجناب آقای دکتر عبدالرسول خیراندیش ( استاد راهنمای پایان‌نامه ) و همکاری‌ها و نکته سنجی‌های استاد عزیز و فرهیخته جناب آقای دکتر سید ابوالقاسم فروزانی( استاد مشاور پایان‌نامه ) تقدیر و سپاس فراوان دارم و امیدوارم که خداوند متعال همواره سلامت و سربلندشان داراد . این عزیزان، برای بنده نمونه اعلای اخلاق و علم و ادبند و از خرمن دانش و اخلاق ایشان بهره‌ها برده‌ام .
از استاد محترم داور ، جناب آقای دکتر فضلی نژاد که از لحاظ علمی و اخلاقی برای اینجانب الگویی ارجمند و عزیزند ، نهایت سپاس و قدردانی را می‌نمایم .
از نماینده محترم تحصیلات تکمیلی ، جناب آقای دکتر شکر ، نیز تشکر و امتنان فراوان دارم .
چکیده
حوادث تاریخی بویراحمد در دوره های قاجار و پهلوی
و بازتاب آن در اشعار شاعران محلی
به کوشش:
کشواد سیاهپور
بویراحمد یکی از اقوام قدیمی ساکن کهگیلویه و بویراحمد کنونی به شمار می‌آید، که از جمعیت و وسعت فراوانی برخوردار است . این قوم که پیشینه آن به عهد تیموریان برمی‌گردد، از طوایف و تیره‌های متعدد و متفاوت تشکیل شده است. طی دو قرن اخیر ، در حیات سیاسی-اجتماعی بویراحمد حوادث و رخداد های ریز و درشت بسیاری را شاهد هستیم . بخشی از مهمترین این حوادث در شعر شاعران محلی ماندگار شده و سینه به سینه منتقل و محفوظ گشته است. مستندات موجود، موید ماندگاری برخی اشعار محلی سرایان از اواخر زندیه تا کنون هستند . از آنچه تا امروز مانده، برمی‌آید که وقایع مهم و شخصیت‌های موثر و معروف، در اشعار شاعران این قوم بازتاب داشته و در اذهان عمومی انعکاس و نسل به نسل انتقال یافته است. شاعران بومی هم به گویش محلی سروده‌های خویش را منتشر نموده و هم به زبان فارسی. مرثیه‌هایی که در مرگ بزرگان سروده‌اند و آنچه بر سنگ قبر این بزرگان حک گردیده، نمونه‌ای از این ادبیات است. جنگ‌های مهمی نظیر تنگ تامرادی، دره سرد و گجستان، و نیز اشخاص مشهور و موثری که عملکرد و اقدام ماندگاری داشته‌اند، در ذهن و زبان شاعران و عامه مردم محل حفظ شده‌اند. شخصیت‌هایی چون هادی خان، شاهین خان، خداکرم خان، کریم خان، میرمذکور، میر غلام، کی لهراس، برادران ایزدپناه، ملا غلامحسین، عبدالله خان و ناصرخان، بخش عمده اشعار محلی را به خود اختصاص داده‌اند.
این پایان‌نامه در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که: بازتاب حوادث تاریخی بویراحمد در دوره‌های قاجار و پهلوی در اشعار شاعران محلی، چگونه بوده است؟ نگارنده با روش تحقیق تاریخی و شیوه توصیفی-تحلیلی به این موضوع پرداخته است.
واژه‌های کلیدی: بویراحمد، قاجار، پهلوی، ادبیات محلی، اشعار لری، اشعار فارسی .
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: مقدمه
1-1 –کلیات2
1-2- طرح موضوع يا مسأله تحقيق3
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق4
1-4- هدف تحقیق5
1-5- پيشينه تحقيق5
1-6- روش تحقيق6
1-7- سؤالات تحقيق6
1-8- فرضيات تحقيق6
1-9- معرفی و نقد منابع7
فصل دوم: حوادث تاریخی بویراحمد در دوره قاجار و بازتاب آندر اشعار محلی
2-1-موقعيت جغرافيايي و طبيعي كهگيلويه و بويراحمد13
2-2- تقسیمات سیاسی14
2-3- پيشينه تاريخي بويراحمد15
2-4- هادی خان بویراحمدی16
2-5- شاهین خان بویراحمدی 18
2-6- عبدالخلیل و سرانجام او18
2-7- محمد طاهر خان و وقایع عهد او19
عنوان صفحه
2-8- خداكرم خان بویراحمدی و حوادث زمان او20
2-9- کریم خان بویراحمدی و اشعار مربوط به حیات سیاسی– اجتماعی او26
فصل سوم: حوادث تاریخی بویراحمد در عصر رضا شاه و بازتاب آن در اشعار محلی
3-1- مختصری ازحوادث تاریخی بویراحمد در عهد رضاشاه31
3-2- میر مذکور و میرغارتی و اشعار مربوط به آنها33
3-3- جنگ داخلی « دره سرد »35
3-4- هجوم اردوی دولتی به بویراحمد وجنگ تنگ تامرادی39
3-5- اشعار مربوط به نبرد تنگ تامرادی و کی لهراس(=لهراسب)42
3-6- اشعاری از شاعران گمنام در باب کی لهراس48
3-7- یاغی گری و درگیری های میرغلام شاه قاسمی و اشعار آن50
3-8- یاغی گری دو برادر55
3-9- بازتاب اقدامات و عملکرد حکومت رضا شاه در اشعار محلی60
فصل چهارم : حوادث تاریخی بویراحمد در عصر محمد رضا شاه و بازتاب آن در اشعار محلی(1341-1320)
4-1- مختصری ازحوادث تاریخی بویراحمد در دوره محمدرضاشاه67
4-2- نبرد سمیرم و اشعار مربوط به آن74
4-3- جنگ داخلی بویراحمدی ها و اشعار مربوطه77
4-4- قتل کی علی خان82
4-5- قتل خسروخان بویراحمدی83
عنوان صفحه
فصل پنجم: قیام عشایر جنوب(1343-1341)
5-1- اجمالی از قیام عشایر جنوب88
5-2- جنگ گُجستان (1342 )93
5-4- اشعار لری شیخ علی مراد، در باب حوادث 43-1341104
5-5- اشعار شیخ علی مراد درباره دیگر جنگجویان نبرد گجستان110
5-6- اشعاری از شاعران گمنام در توصیف جنگجویان نبرد گجستان113
5-7- اشعار شیخ علی مراد در وصف عبدالله خان ضرغام پور114
5-8- اشعار شیخ علی مراد درباره ناصر خان طاهری120
5-9- اشعاری دیگر در وصف ناصر خان طاهری122
فهرست منابع و مآخذ
منابع فارسی 125
منبع انگلیسی 129

فصل اول

مقدمه

1-1 – کلیات
بویراحمدی‌ها یکی از اقوام شش گانه مسکون در کهگیلویه و بویراحمد است که قدمت آن به قرنها پیش برمی‌گردد. نام بویراحمدکه به گویش لری«بیرَمَد»(=بیرَاحمد؟) خوانده می‌شود، نخستین بار در یک سنگ نبشته مربوط به عصر تیموریان نقر شده است. در منابع عصر صفوی، چندین بار نام بویراحمد ضبط گشته و از آن به بعد تا شکل‌گیری قاجارها، نامی از بویراحمد به چشم نمی‌خورد. منابع عهد قاجار بارها نام بویراحمد را ذکر نموده و برخی نویسندگان عصر به طوایف و تیره‌های تشکیل دهنده آن قوم اشارت ، کرده‌اند.
به رغم اینکه تمام طوایف و تیره‌های بویراحمد، دارای نیای مشترک نیستند و هر کدام تاریخ مستقل و مجزایی دارند، به دلیل قرنها سکونت در کنار هم ،از فرهنگ و گویش مشترک برخوردارند و عادات و آداب و رسوم آنان یکی است. حضور در محیط جغرافیایی واحد، در بسیاری موارد موجب آمیختگی تاریخ و فرهنگ آنها در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و ادبی گشته و تقریبا اصل ومبنای مشترکی را ایجاد کرده است.حوادث سیاسی-نظامی و اجتماعی بویراحمدی‌ها، در سرنوشت تمام طوایف و تیره‌های آن تاًثیر گذاشته و آن‌ها را با هم مرتبط نموده است. بی‌تردید، ادبیات مربوط به این وقایع در طوایف و تیره های قوم پراکنده و منتشر گردیده و همه را با هم اتصال داده است.
بر مبنای مستندات موجود، نخستین اشعار در دست مربوط به سال های بر افتادن زندیان و برآمدن قاجارهاست. در این پایان نامه، بیش از دو سده ادبیات حماسی وسیاسی بویراحمدكه سينه به سينه نقل و نشر گرديده، بررسی و تبیین شده است. در بادی امر کاملاً روشن است که ادبیات مزبور، در باب وقایع مهم و مؤثر و شخصیت های نقش آفرین و صحنه گردان است که بر زبان و قلم جاری گشته و به ثبت و ماندگاری حوادث سرنوشت ساز منتهی شده است.این وقایع و اشخاص از آغاز سلسله قاجار تا قیام عشایر جنوب در سال های 43-1341 استمرار داشته و در ذهن و زبان سرایندگان محلی و عامه مردم محفوظ مانده است.
بی‌تردید، به دلیل انتقال سینه به سینه اشعار و عدم کتابت آن‌ها، بسیاری از اشعار، از میان رفته و هیچ نشانی از آنان بر جای نمانده است. در حقیقت آن دسته از اشعار که تاکنون محفوظ و مضبوط مانده، به سبب اهمیت و تاثیر آنها بوده است.
در این پایان‌نامه، برای نشان دادن قرابت و یگانگی گویش لری بویراحمد و زبان فارسی کنونی-که هر دو بازمانده فارسی میانه و فارسی باستان هستند- برگردان اشعار لری را کلمه به کلمه انتخاب کرده تا هر علاقمند ادب فارسی در یابد که چه اندازه تشابه و تداخل دارند و در واقع یکی هستند و تفاوت آنها تنها در تلفظ برخی واژه ها است. در این باره، جای سخن فراوان است، که در اینجا مجال آن نیست.
این پایان نامه در پنج فصل تدوین و تنظیم گشته که به ترتیب عبارتند از:فصل اول کلیات، فصل دوم حوادث تاریخی بویراحمد در عهد قاجار و بازتاب آن در اشعار محلی، فصل سوم حوادث تاریخی بویراحمد در عصر رضاشاه و بازتاب آن در اشعار محلی، فصل چهارم حوادث تاریخی بویراحمد در دوره محمدرضا شاه و بازتاب آن در اشعار محلی و فصل پنجم قیام عشایر بویراحمد در سال های 43-1341 و بازتاب آن در اشعار محلی است.
در پایان، از تمام کسانی که در تدوین و تنظیم این پایان نامه همکاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاری می نمایم.

1-2- طرح موضوع يا مسأله تحقيق
در دوره های قاجار و پهلوی، حوادثی مهم و تاریخی در منطقه بویراحمد رخ داده که بخشی از آن در منابع اصلی مضبوط است.این وقایع هم مربوط به درگیری ومقابله با حکومت مرکزی است، و هم حوادث داخلی بویراحمد را شامل می‌گردد.هرچند منابع و اسناد موجود، دست کم موید شکل گیری بویراحمد از عهد تیموریان است (صفی نژاد،1368: 212 ) اما اشتهار و حضور آشکار و موثر اتحادیه بویراحمد در حوادث سیاسی اجتماعی ، در دوره های قاجار و پهلوی بیش از ادوار گذشته است . بخشی از این رخدادها، در منابع اصلی دوره های مذکور ثبت و به دست ما رسیده است. روایات شفاهی و محلی وقایع مزبور، در چند دهه اخیر نیز ضبط گردیده و تا اندازه زیادی، غبار ابهام و گمنامی از چهره حوادث تاریخی بویراحمد زدوده شده است( غفاری،1362: 27-20). اما آنچه در ماندگاری و ثبت سینه به سینه این حوادث، خاصه نزد عامه مردم محل موثر و مفید افتاد، اشعار شاعران محلی به لهجه لری و زبان فارسی است. بازتاب این وقایع در اشعار شاعران گمنام و شناخته شده محلی، بالنسبه فراوان و قابل بررسی و اعتنا است، و تا حدود زیادی میتوان بر مبنای آن به دورنمای حوادث و علل موجده و شکل گیری، پیامدها و تبعات آن دست یافت.
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
بی تردید برای شناخت دقیق حوادث تاریخی ودرک واقعیت وقایع ، می بایست از تمام منابع و مستندات موجود استفاده کرد. روایات شفاهی، بویژه ضرب المثل ها، داستانها و قصه های قومی و بومی از منابع مهم تاریخ اجتماعی و سیاسی محسوب می شوند.اشعار محلی نیز از منابع معتبر و ممد یک محقق همه جانبه نگر است که می توان از آن بهره های بسیار برد و بخشی از واقعیت ها را دریافت. با توجه به کمبود منابع مکتوب در باره حوادث تاریخی بویراحمددر دوره مورد تحقیق، گردآوری، توضیح وتحلیل اشعار شاعران محلی کمک فراوانی به محققان می نماید و بخشی از تاریخ محلی ایران وبه تبع آن تاریخ کشور آشکار و شناخته می گردد. بنابراین، پژوهش حاضر ضرورت و اهمیت وافر دارد، و جنبه های کاربردی آن در مراکز دانشگاهی، موسسات مطالعاتی وپژوهشی قابل استفاده است .نگارنده که سالهاست در خصوص تاریخ و فرهنگ کهگیلویه و بویراحمد مشغول تحقیق می باشد، خلا چنین پژوهشی را کاملا احساس نموده و اهمیت و ضرورت آن را بایسته می داند .
1-4- هدف تحقیق
هدف پژوهش‌گر بررسی بازتاب حوادث تاریخی بویراحمد در ذهن و زبان شاعران و ادیبان منطقه است. شاعران منطقه در واقع نماد و نماینده مردم خویش بودند و تقریبا در اشعار خویش به آنچه که در نزد مردم رایج و شایع بود، پرداخته اند. آنها زبان گویای جامعه خویش بودند که بخشی از آمال و منویات قوم را در مضامین ادبی منعکس نموده اند. پس در بررسی متن و مضمون این اشعار به بخشی از حقایق و واقعیت های جامعه بویر احمد و حوادث تاریخی آن دست خواهیم یافت. این پژوهش موجب شناخت بیشتر و جامع تر محققان و علاقمندان تاریخ ایران _ خاصه تاریخ محلی و جامعه شناختی قومی _ می گردد و آنان را بیش از پیش با تاریخ و فرهنگ اقوام و قبایل تشکیل دهنده ملت ایران آشنا می نماید. همچنین مرجعی مهم برای دانشجویان و پژوهشگران تاریخ و فرهنگ ایران می باشد و در مراکز علمی و پژوهشی قابل استفاده خواهد بود.
1-5- پيشينه تحقيق
در خصوص موضوع پژوهش، تاکنون کار مستقل و منسجمی انجام نگرفته است. اشعاری که درباره حوادث تاریخی بویراحمد سروده شده، سال ها و سده هاست که سینه به سینه نقل و ضبط شده است. برای نخستین بار یک محقق غیر بومی به نام منوچهر لمعه، پیش از انقلاب چند بیت از اشعار مزبور را ثبت و ضبط کرد ( لمعه،1353: 65-64 ). پس از انقلاب یک پژوهشگر فعال بومی به اسم یعقوب غفاری، در کتابچه ای مختصر، نمونه ای از اشعار محلی کهگیلویه و بویراحمد را جمع آوری کرد و ضمن آوانویسی لاتین اشعار لری به ترجمه فارسی آنها پرداخت ( غفاری،1362: 23-10). از آن به بعد هر محققی که به اشعار حماسی و تاریخی بویراحمد پرداخت، پژوهش آقای غفاری از مهم ترین منابع کار او بود. سید ساعد حسینی، نورمحمد مجیدی و سیمین طاهری از جمله این محققان بودند. این پژوهشگران که البته زحمات زیادی کشیده اند، تنها بخشی از اشعار موجود را ضبط کرده اند. نگارنده علاوه بر اشعار مکتوب و ضبط شده، آن بخش از اشعاری که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته و یا مکتوب نگشته را جمع آوری، تعلیل و تحلیل نموده است ( در مبحث معرفی و نقد منابع توضیحات بیشتر آمده است ) .

1-6- روش تحقيق
در این پژوهش، از روش تحقیق تاریخی و شیوه توصیفی – تحلیلی استفاده شده و
شیوه جمع آوری اطلاعات،کتابخانه ای و میدانی است .
1-7- سؤالات تحقيق
1- بازتاب حوادث تاریخی بویراحمد در دوره قاجار در اشعار شاعران محلی، چگونه بوده است؟
2- بازتاب حوادث تاریخی بویراحمد در دوره پهلوی در اشعار شاعران محلی، چگونه بوده است؟

1-8- فرضيات تحقيق

1- حوادث تاریخی بویراحمد و اشخاص تاثیرگذار آن، همواره در اشعار شاعران گمنام وشناخته شده بویراحمدی و غیر بویراحمدی، بازتاب یافته است. در جامعه بویراحمد، اشخاص موثر، مردمی ومشهور، بخشی جدایی ناپذیر از تاریخ قوم گردیده و چون مورد احترام واعتنای مردم بوده، شاعران محلی در بویراحمد وغیر بویراحمد در باره آنان شعر سروده اند.
2- هر چه حوادث تاریخی منطقه، مهم تر وموثرتر بوده در ذهن و زبان عامه ماندگارتر شده و در اشعار شاعران قوم بازتاب بیشتری یافته است.

1-9- معرفی و نقد منابع
تحقیق و تفحص در باب رخدادهای گذشته ، بدون داشتن منابع وتکیه و توجه به آن ها امکانپذیر نیست . این پایان نامه که به بررسی و تبیین حوادث تاریخی بویر احمد در دوره های قاجار و پهلوی و بازتاب آن در اشعار محلی پرداخته، برمبنای منابع مکتوب و راویان شفاهی توصیف وتحلیل گردیده است . نخستین کسی که ، برخی اشعار محلی را در باره حوادث تاریخی بویراحمد ضبط کرد، یک غیربومی به نام منوچهر لمعه بود که به عنوان سپاهی بهداشت از اوایل اردیبهشت 1344تا تیرماه1345 در دهات دهدشت ،لنده ، سوق و چرام خدمت می کرد ( لمعه ، 1353 : اول دفتر ) . او تنها سه بیت لری را در خصوص سه شخصیت سیاسی – نظامی بویراحمد –عبدالله ضرغام پور ، ملا غلامحسین سیاهپور و غلامحسن محمدی – آورده ، که البته اشکالاتی جزیی در تدوین وترجمه آنها وجود دارد ( همان : 59 و 65-64 ) . معهذا ، همت مولف به عنوان آغازگری غیربومی و دولتی ، آن هم در حکومت پهلوی – که افراد مذکور با آن مبارزه کرده بودند –ستودنیو شایان تقدیر است .
احتمالا در همان ایامی که منوچهر لمعه برخی ابیات محلی را جمع می کرد ، یک شاعر بزرگ و برجسته لری سرا – که در ضمن خواننده ای مبرز و صاحب سبک بود – با سرایش و خوانش دهها بیت شعر ارزنده و پر مضمون ، در حفظ حوادث تاریخی قوم واشخاص موثر و مشهور منطقه مبادرت ورزید . وی که به حق می بایست ” فردوسی ” قوم به شمار آید ، علی مراد نام داشت که چون از طایفه شیخان گل بار(=گل بهار ) بود ، پیشوند شیخ داشت وشیخ علی مراد خوانده می شد .
وی، که یک تنه بار حماسه سرایی قبایل کهگیلویه و بویراحمد را در عصر پهلوی بر دوش کشید ، اشعار ارزشمند و فراوانی در مدح مبارزین بویراحمد – از عهد قاجار تا پهلوی – سرود و خواند ، و در کاست های متعدد پخش و منتشر نمود . بخش عمده اشعار موجود در باره جنگجویان بویراحمد ، به همت نستوه و شهامت کم نظیر او در همان عصر استبداد پهلوی انتشار و عمومیت یافت . کار سترگ شیخ شجاع ، از عوامل مهم ماندگاری نام و یاد مبارزان بویراحمد تا نسل کنونی وآیندگان است . او هم چون قهرمانان منطقه که با تفنگ و فشنگ به جنگ حاکمان مستبد رفتند ، باسلاح سخن و شعر ومدح مبارزین ، به نبرد حکومتیان رفت ونوعی دگر از مبارزه را نشان داد . همه کسانی که او ستود و توصیف نمود ، مخالفان و معارضان حکومت پهلوی بودند . سالها پس از انتشار عمومی و همه‌گیر اشعار ونوارهای شیخ علی مراد ، ساواک کهگیلویه وبویراحمد به احضار او پرداخت و با تذکرات محدود کننده و تهدیدآمیز ،وی و نوارفروشی‌های منتشرکننده را مجبور وموظف به عدم ادامه کار کرد . اکثرابیاتی که در منابع مکتوب محلی در باب جنگجویان بویراحمدی آمده ،از اوست . جای ایراد و افسوس است که بیشتر نویسندگان بومی ،به این منبع معتبر و موجود اشارت ننموده وانصاف علمی را رعایت نکرده اند. در این پایان نامه ،ماخذ مهم و معتبر بسیاری از اشعاروصفی و حماسی بویراحمد درعصر پهلوی ،نوارهای کاست شیخ علی مراد بود . درباب او واشعارش باید گفت که، بسیاری از آنها برگرفته از واقعیت های تاریخی هستند ، اما خود آرایه های ادبی اش را به اوج می رساند. مبالغه و اغراق و بیان مطالبی حماسی و غیرواقعی، از خصایص شعر اوست. تشبیهات، کنایات و استعارات در شعر وی قوی و فراوان است.او آنچه ذوق و سلیقه اش می پسندید در ابیات می‌گنجاند. اشخاص شعر او همه واقعی هستند، ولی آنچه از ایشان حکایت می‌کند بخشی در ذهن او خلق شده است. به رغم این خصیصه که خود عنصر غالب در اشعار حماسی است، کار سترگ وی در حفظ و روایت وقایع تاریخی مردم کهگیلویه و بویراحمد، ارجمند و ستایش انگیز است.
منابع مکتوب پس از انقلاب به مناسبت موضوع تحقیق ، به گردآوری اشعاری پرداخته که بخشی ازآن وقایع تاریخی بویراحمد است . یکی ازشماره های نامه نور که ویژه نامه ” هنر وفرهنگ ایل بویراحمد ” بود ، به ادبیات آنها در زمینه های مختلف ازجمله حماسه نظر افکنده بود. قسمتی از آن،اختصاص به “بیت ها ی ” بویراحمد داشت که بخشی “به یاد لهراسب ” نامگذاری شده بود وعلاوه برابیات مربوط به لهراسب، اشعار دیگری را نیز ضبط کرده بود (نامه نور،1359:؟-146 ) .
چون محققان ماهنامه مزبور از همان نخستین سال های بعد از انقلاب بخشی از ابیات بویراحمدی ها را گرد آوردند، اصالت و صحت آنها بیشتر از اشعار مضبوط در منابع متأخر است. تنها عیب آن عدم آشنایی پژوهشگران ویژه نامه از گویش لری است و به همین دلیل بعضی کلمات و واژه ها را به درستی در نیافته و اشتباه ضبط کرده اند. ابیات موجود در نامه نور، ترکیبی از اشعار شیخ علی مراد و شاعران گمنام دیگر است. البته، متأسفانه در این اثر، همانند بسیاری از آثار بومیان، هیچ اشاره ای به سرایندگان اشعار نشده است.
نخستین فرد بومی که سالها پیش از انقلاب به جمع آوری اشعار و آداب و رسوم محلی همت گماشت، یعقوب غفاری بود، که اکنون چندین کتاب معتبر در باب فرهنگ و رسوم مردم کهگیلویه و بویراحمد منتشر نموده است. وی در کتاب کوچک ولی ارزشمند «نمونه ای از اشعار محلی مردم کهگیلویه و بویراحمد…» ابیات متعددی را –که اصیل و صحیح هستند- گرد کرده است. اشعاری که او جمع کرده در باب موارد مهم ذیل است :
جنگ تنگ تامرادی (1309)، یاغی گری برادران ایزدپناه به نام های کی علی خان و کی ولی خان در دوره رضاشاه ،درگیری های میر غلام سید شاه قاسمی بویراحمد و سرانجام جنگ معروف گجستان در سال 1342 (غفاری، 1362: 27-10). غفاری، گزیده ای از اشعار مربوط به وقایع مذکور و شخصیت های مشهور جنگ های تامرادی و گجستان –خاصه دو فرمانده شهیر کی لهراسب باتولی و ملا غلامحسین سیاهپور جلیل- را ضبط کرده، که اکثر محققان بومی بعدی از او استفاده و استناد نموده اند. غفاری، البته اشارتی به گویندگان اشعار مضبوط نکرده است.
قدرت الله اکبری، دومین شخص بومی بود که در تاریخ خویش، اشعار اندکی را درباره اشخاص مؤثری نظیر خداکرم خان، محمدحسین خان و کریم خان بویراحمدی –مربوط به عهد قاجار- و کسان معروفی چون میرغلام و کی لهراس در عصر پهلوی اول به مناسبت توصیف رخدادهای زمانه ارائه داده است (اکبری، 1368: 9، 18، 26، 64، 75 و 94).اصالت ابیاتی که اکبری ضبط نموده معتبر است، اما هیچ اشارتی به سرایندگان –شناس و ناشناس- آن نکرده است .
عزیز کیاوند، فرد غیربومی دیگری بود که در اثری ارجمند به نام «حکومت، سیاست و عشایر» به تاریخچه «ظهور بویراحمد» و حوادث آن و اشعار اندکی در باب وقایع مهم قوم پرداخته است (کیاوند، 1368: 83-65).اشکال کار او در عدم آشنایی دقیق گویش محلی و تلفظ صحیح برخی کلمات اشعار است. جواد صفی نژاد محقق مشهور عشایری، در اثر ارزشمند «عشایر مرکزی ایران» اشعاری که شاعران گمنام در رثای‌هادی خان (وفات 1208ق) و شاهین خان بویراحمدی (مقتول 1212ق) سروده و بر سنگ مزار آنان حک گردیده، را خوانده و ضبط کرده که قابل تقدیر و سپاس است (صفی نژاد، 1368: 610-608).
نورمحمد مجیدی از بومیان فعال در عرصه پژوهش قومی است، که دست کم در دو اثر خود به برخی اشعار محلیان در باب رخداد ها و اشخاص مؤثر حوادث اشاره نموده است. وی در کتاب «علما و شاعران استان کوگیلویه و بویراحمد» به ابیات تاریخی خداکرم خان بویراحمدی –که از شاعران برجسته بویراحمد در عهد قاجار بود- پرداخته که هیچ معلوم نیست منابع مکتوب یا شفاهی وی کدام است (مجیدی، 1378: 217-216).این نویسنده در فصل مهمی از کتاب «مردم و سرزمین های استان کوگیلویه و بویراحمد» به بررسی و ارائه اشعار شاعران بومی درباره وقایع تاریخی اقوام منطقه، از جمله بویراحمد همت گماشته است ، اما ایرادات زیادی بر آنان وارد است (مجیدی، 1381: 728-625). او بدون ذکر نام سرایندگان، ابیات فراوانی را درباره کریم خان بویراحمدی، کی لهراس، میر غلام، جنگ داخلی دره سرد، کی علی خان و کی ولی خان و ملا غلامحسین سیاهپور ارایه داده، که به بسیاری از آنها نمی توان اعتماد و استناد کرد و نشانه های تغییر و تحریف درآن آشکار است.
کاوس تابان سیرت، آموزگار عشایری بازنشسته، در تألیف خویش با عنوان دلاوران کوهستان، به مناسبت حوادث به اندک ابیاتی اشارت دارد که برخی از آنها برای نخستین بار از جانب او ارائه گشته است. از جمله اشعاری درباره میرمذکور سید یاغی اواخر عهد قاجار -، میرغلام، کی لهراس، کی علی خان، جنگ داخلی دشتروم، جنگ گجستان و ملا غلامحسین سیاهپور (تابان سیرت، 1380: 231-230 ، 312 ،346-345 ، 379-378 ). وی البته برخی اشعار شیخ علی مراد را که با صدای ایشان موجود است، تحریف کرده و تغییر داده است.
سید ساعد حسینی، پزشک متخصصی که با علاقه وافر به تاریخ و فرهنگ مردم کهگیلویه و بویراحمد، چند کتاب معتبر تدوین و تألیف نموده، یکی از آنها را مختص «شعر، موسیقی و ادبیات شفاهی» قرار داده است. «اشعار تاریخی حماسی» مندرج در کتاب وی، در خصوص خداکرم خان و کریم خان بویراحمدی، میر‌غلام، کی لهراس، نفرت از حکومت رضا شاه، جنگ گجستان و فرمانده آن ملا غلامحسین سیاهپور و دیگر جنگجویان نبرد است. حسینی، ابیات مربوط به هر حادثه را از منابع مکتوب محلی یا نوار های کاست خوانندگانی نظیر شیخ علی مراد و علی بابا گودرزی ممسنی اخذ و استفاده کرده، اما اشاره ای به منابع خود ننموده است (رجوع شود: حسینی، 1381: 144-119).
حامد اکبری، جوان مشتاقی که در توصیف «رجال بویراحمد» دست به تألیف زد، به تناسب توضیح در باب برخی از این رجال –چون خداکرم خان، کریم خان، میر غلام، کی لهراس، کی علی خان و ملا‌غلامحسین سیاهپور- اشعاری را ارائه نموده، که در واقع تکرار ابیات مضبوط در کتاب یعقوب غفاری است (اکبری، 1381: ).
الله بخش آذرپیوند، نیز در خصوص موضوعات مهم تاریخ بویراحمد، گونه هایی از اشعار را درکتاب خویش- تحولات سیاسی بویراحمد و جنگ گجستان -آورده که جز چند مورد، همه از منابع پیشین ماًخوذ است. متاسفانه وی همچون دیگران اشارتی به منابع خود ندارد و در مواردی مشخص-به عمد یا سهو-ابیات را تغییر یا تحریف کرده است. به علاوه اشعاری را که آورده به درستی نظم و چینش نداده و بسیار به هم ریخته و پراکنده اند(آذر پیوند،1384: 289-288، 308-293، 401، 424، 428، 468-467).
خانم سیمین طاهری نیز در کتاب فرهنگ عامیانه مردم کهگیلویه و بویراحمد ، به ادبیات حماسی بویراحمد توجه کرده که اکثراً برگرفته از منابع قبلی است. وی نامی از منابع خویش نمی برد. البته اشعاری که نویسنده در خصوص خسروخان بویراحمدی و میرزا یدالله ساداتی آورده، برای نخستین بار از جانب او ارائه شده است. عیب عمده و آشکار کتاب او، صفحه بندی مغلوط و مغشوش آن است. بنابراین از صفحه 25 به بعد نظم و ترتیب صفحات بهم خورده و به هیچ گونه ای نمی توان صفحه درست را در استنادات خود ارایه داد.

فصل دوم

حوادث تاریخی بویراحمد در دوره قاجار
و بازتاب آندر اشعار محلی

2-1-موقعيت جغرافيايي و طبيعي كهگيلويه و بويراحمد
استان كهگيلويه و بويراحمد ، در جنوب غربي ايران و در ميان استانهاي اصفهان، فارس، بوشهر، خوزستان، چهارمحال و بختياري واقع است. اين استان از شمال به چهارمحال و بختياري، از شرق به اصفهان و فارس، از جنوب به فارس و بوشهر، از غرب به خوزستان محدود مي شود. مساحت استان با 16264 كيلومتر مربع، حدود يك درصد مساحت كل كشور است، كه تقريباً چهار پنجمآن را ارتفاعات و تپه ماهورها تشكيل مي‌دهد و حدودیک پنجم آن دشت هاست. كوه هاي این استان جزو رشته كوه هاي زاگرس به شمار می آید كه بلندترين آن كوه دنا در شمال شهر سي سخت است.این كوه ها در تنوع آب و هوايي منطقه مؤثر واقع شده، و دو اقليم سردسيري و گرمسيري را به وجود آورده ا. ناحيه سردسيري، حدود نيمي از كل مساحت استان است كه بيشتر، شهرستان هاي بويراحمد و دنا را شامل مي شود.ناحیه گرمسیری، بیش از نیمی از کل مساحت استان و در شهرستان های کهگیلویه و گچساران است که تقریبا 900 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در مسیر وزش بادهای گرم استان خوزستان است. هوای آن گرم و خشک و میزان بارندگی اندک است ( خليلي و ديگران، 1388: 7 -3 ).
2-2- تقسیمات سیاسی
استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی، تا پیش از قیام عشایر جنوب، خاصه جنگ مشهور«گجستان» (31فروردین ماه 1342)جزیی از استان فارس و خوزستان بود. پس از این نبرد حساس و تاًثیرگذار، سازمان اطلاعات و امنیت کشور(=ساواک) در گزارشی به شاه و نخست وزیر، پیشنهاد« تجدید نظر در وضع جغرافیایی و تقسیم بندی اجتماعی و سیاسی منطقه و تشکیل یک فرمانداری کل و انتخاب یک افسر شایسته و دلسوز برای اداره ی امور محل» را ارایه داد)سياهپور، 1388 : 532 – 531 ) .
ریاست ساواک کشور، موارد مهم دیگری نظیر ایجاد راههای خوب و مربوط نمودن این ناحیه به اصفهان و بهبهان و فارس، تاسیس ادارات و مؤسسات دولتی، احداث کارخانجات برق، قند، کبریت سازی و غیره، ایجاد مدارس ابتدایی و حرفه ای، ایجاد مؤسسات بهداشتی و کشاورزی و دامپزشکی را پیشنهاد داده بود .
به دنبال پیشنهاد های ساواک، تاًسیس فرمانداری کل«بویراحمد و کهگیلویه» پذیرفته شد. هیئت دولت در جلسه مورخ 22تیرماه1342 تصویب نامه تشکیل فرمانداری کل بویراحمد و کهگیلویه را مصوب و منتشر نمود. در این تصویب نامه،ده یاسوج مرکز فرمانداری کل تعیین گردید و بنابراین بویراحمد سردسیر که پیشتر جزو استان فارس بود از آن منتزع شد و به همراه کهگیلویه و گچساران -که قبلا جزو استان خوزستان بود- تبدیل به یک فرمانداری مستقل گشت. بدین ترتیب، استانی مستقل به نام کهگیلویه و بویراحمد در نقشه سیاسی کشور به وجود آمد که بنا به تعبیر دقیق و زیبای محمد بهمن بیگی«تنها استان ایران بود که نه به دلیل جمعیت، نه به دلیل وسعت، نه به دلیل ثروت بلکه فقط در نتیجه قدرت موجودیت یافت»(بهمن بیگی، 1368: 319).
فرمانداری کهگیلویه و بویراحمد در سال 1355 تبدیل به استانداری گردید و تا کنون یکی از استان های معروف کشور است. این استانداری در حال حاضر دارای 7 شهرستان بویراحمد، کهگیلویه، گچساران، دنا، بهمئی، باشت و چرام می باشد.

2-3- پيشينه تاريخي بويراحمد
بويراحمد، يكي از اقوام بزرگ و پرجمعیت ساكن كهگيلويه و بويراحمد است كه از قلمرو وسيعی برخوردار بوده است . نام بويراحمد، يك اسم قديمي است كه دقيقاً معلوم نيست از چه زماني مرسوم و معمول شده است. در حال حاضر، قديمي‌ترين سند مكتوب ـ مربوط به سال 856 هـق است، كه يكي از بزرگان قوم، نام خود را برسنگي نقر كرده است (صفی نژاد، 1368: 213-212). علاوه بر اين، در يك سند معتبر محلي مربوط به عـهد شاه عباس دوم ، و نیز کتاب ریاض الفردوس در دورة شاه سلیمان ، نام بویراحمد مضبوط است (صفی نژاد، 1381: 687-489/ 2. حسینی منشی، 1385: 33).
آنچه از ظاهر روايات شفاهي بویراحمدی ها برمي‌آيد ،اين است كه آنان، اتحاديه‌اي از طوايف و تيره‌هاي مختلف بوده اند. درست نمي‌دانيم كه طوايف و تيره‌هاي تشكيل دهندة بويراحمد، از ابتدا كدام بوده است. «رينهولد لوفلر» معتقد است كه احتمالاً «در نخستين مرحله، اين ائتلاف و اتحاديه، شامل بخش‌هاي اصلي [طوايف] قايدگيوي، گودرزي، جليلي، تاس احمدي و تامرادي بود» (Lofller، 1989: 322).
مؤلف فارسنامة ناصري، از سه قوم جاكي، باوي و آقاجري در کهگیلویه و بهبهان نام می برد که بویراحمد یکی از باز ماندههای قوم جاکی است (فسایی، 1378: 1479/2).جاكي، از جمله اقوامي بود كه در عهد اتابك هزار اسف لُر (650-600هـ ق) بدو پيوست، ودر دورههای بعد از شهرت خاصی برخوردار گردید (مستوفی، 1381: 540/ اسکندر بیگ منشی، 1377: 420/ 1/ قزوینی، 1383: 130). به گفتة فسايي، جاکی به دو گروه چهار بنیچه و لیراوی تقسیم گردیده بود که بویراحمد، نویی، دشمن زیاری و چرامی چهار بنیچه محسوب می شدند و بهمئی، طیبی، شیرعلی و یوسفی لیراوی به شمار می رفتند (فسایی، 1378: 1479/2 و دومورینی، 1375: 43). خورموجی به طور کلی «طوایف مختلفه» کهگیلویه را اینگونه بر می شمارد: «باوی، بویراحمد، نویی، طیبی، بهمئی، چروم، آقاجری، شیرعلی، یوسفی، شهرویی و دشمن زیاری» (خورموجی، 1380: 103). بنا به تحقیق فسایی، طوايف تشكيل دهندة بويراحمد در دورة قاجار،عبارت بود از : «آقايي، اردشيري، اولاد ميرزاعلي، باباملكي، باده‌لوني، باتولي، برآفتابي، تاس احمدي، تامرادي، جليل خليلي، سركوهك، شيخ ممو، عباسي، گودرزي، نگين تاجي، مشهدي» (فسایی، 1378: 1482/2). اكثر قريب به اتفاق طوايف مذكور، هستة اصلي بويراحمد را از عهد قاجار تا کنون شكل و انسجام داده‌اند.
حوادثی که در دوره قاجار در بویراحمد اتفاق افتاده فراوان است، که تنها بخشی از آن در منابع عصر یا روایات شفاهی آنها ضبط گشته است . چنانکه ملاحظه می گردد حضور برجسته و نقش تعیین کننده شخصیت‌های منطقه، موجب ماندگاری وقایع و ثبت آنان در منابع کتبی و شفاهی گردیده است. در واقع بررسی و پیگیری رخداد های مهم بویراحمد، با نام و عملکرد اشخاص مؤثر ممزوج گشته و در سلسله خوانین آن ادامه یافته است. بر مبنای اطلاعاتی که محمود باور در آغاز دهه 1320ارائه می دهد، محمدرحیم نامی جد بزرگ خوانین بویراحمد است که فرزندش عبدالرحیم و نوه اش قاید ملک بود (باور، 1324: ضمیمه ص 92). قاید ملک سه فرزند به نام های هادی، شاهین و عبدالخلیل داشت که هرسه مدتی حاکمیت بویراحمد را در دست داشتند.

2-4- هادی خان بویراحمدی
قاید ملک (یا کی ملک) پدر هادی خان ، دو فرزند دیگر به نام های شاهین و عبدالخلیل داشت ، که ابتدا هادی به مقام خانی اتحادیه بویراحمد رسید (کیاوند ، 66:1368 / باور ، 87:1324).هر چند سال تولد و مدت حاکمیت هادی خان معلوم نیست اما او مدتی حاکم کهگیلویه بود و لقب «والی» را کسب کرد . به رغم این، مؤلف کتاب «حکومت ، سیاست و عشایر» والی گری هادی خان بر کهگیلویه را در عهد آقامحمدخان قاجار ذکر کرده است (کیاوند ، 67:1368). بنا به نوشته فسایی: «در زمان سلاطین زند ، هادی‌خان بویراحمدی به کلانتری این ناحیه [بویراحمد] و چندی به ضابطی طوایف چهار بنیچه [بویراحمد ، چرام ، دشمن زیاری و نویی] برقرار بود» (فسایی ، 1378 : 1482/2).
در «ویژه نامه هنر و فرهنگ ایل بویراحمدی»به نقل از راویان شفاهی ، القاب «والی و عالی» را به ترتیب مخصوص هادی خان و برادرش شاهین خان دانسته که در دوره فتحعلی شاه قاجار به آنها تعلق گرفته است (نامه نور ، 106:1359). بی تردید این نکته نادرست است؛ زیرا سال وفات هر دو تن، پیش از پادشاهی فتحعلی شاه بود. به نظر نمی رسد، روایت مندرج در کتاب کیاوند صحت داشته باشد. احتمالاً بایستی نوشته فسایی را-که به زمان رخداد نزدیک تر است- ارجح دانست.
باری بر مبنای سنگ نوشته مزار هادی خان ، سال وفات او 1208 ق است و از فحوای آن برمی‌آید که مرگ وی طبیعی رخ داده . به رغم این استنباط ، کیاوند می نویسد: «هادی خان در جنگی با ایل طیبی کشته شده» (همانجا). البته نویسنده هیچ اطلاعات دیگری در باب قتل هادی خان و جنگ با طیبی ها ارایه نمی کند . منابع دیگر نیز در این رمینه خاموشند . در میان عشایر کهگیلویه و بویراحمد ، سرودن اشعار در رثای مرده – خاصه اشخاص بزرگ و معروف – معمول بود و غالباً بر سنگ قبر آنان حک می شد . اشعار زیر که شاعر آن گمنام مانده ، بر سنگ مزار هادی خان نقر گردیده است .
«آه و فریاد از جفا و جور چرخ داد و بیداد از قضای آسمان
خان عالی قدر هادی خان سرور و سردار و سرخیل جهان
در شجاعت رستم و اسفندیار در عدالت سنجر و نوشیروان
در زمان امتداد دولتش جمله اندر سایه امن و امان
ناگهان از بخت نافرجام ما از کج اقبالی اهل این مکان
گلبن اقبالش از پا اوفتاد شد بهار گلشن عمرش خزان
در آدینه شب به هنگام عشا گشت مرغ روحش از قالب روان
خواند تاریخ وفاتش میر عقل سال و ماهش را که تا سازد عیان
هاتف غیب این ندا در داد و گفت سال تاریخ وفاتش جاودان » (صفی نژاد 1368 : 608).

2-5- شاهین خان بویراحمدی
پس از مرگ هادی خان برادرش شاهین به مقام خانی رسید. دوران حاکمیت وی مستعجل بود . زیرا چهار سال بعد ، به دست برادرش عبدالخلیل کشته شد . بنا به نقل راویان شفاهی در سال 1212 ق : «شبی شاهین خان با برادرش عبدالخلیل ، در قلعه دهدشت مشغول صرف شام بوده» که « ناگهان عبدالخلیل شمشیری بر گردن» وی «فرود می آورد و سرش را از تن جدا می کند و از قلعه پایین می اندازد» (کیاوند ، 1368 : 67). نویسنده هیچ گزارشی از علل و انگیزه قتل شاهین خان به دست نمی دهد . اشعاری که شاعر گمنام در رثای شاهین خان سروده و بر سنگ قبرش منقور گشته به شرح زیر است :
«فغان از این جهان [ظلمت ] آور دریغ از گردش چرخ مدور
بلند اقبال شاهین خان که بودی به حسن و رای چون خورشید انور
به هنگام سخاوت حاتم طی به درگاهش یکی دیرینه چاکر
شب آدینه ناگه کشته گردید ز کج رفتاری چرخ ستمگر
نبود از دوستان دلنوازش به پهلو غیر زخم تیغ و خنجر
تقاضای فلک بودی و گرنه برادر کی کند قصد برادر
چو زمزم خواهرش از اشک ریزان سیه پوش از غمش چون کعبه مادر
شفیع او شهید کربلا باد ز الطاف الهی روز محشر
ز میر عقل جستم سال و تاریخ بگفتا معذرت زین قصه بگذر
غریب آمد حروف سال فوتش چو شد مقتول از تیغ برادر» (صفی نژاد،1368: 610 – 609).

2-6- عبدالخلیل و سرانجام او
عبدالخلیل که گویا فردی خشن و بی رحم بوده ، اندکی پس از قتل برادر کشته شده است . محمدطاهر فرزند هادی خان و پسر برادر عبدالخلیل ، بعد از سفاکی عبدالخلیل به جنگ او رفت و به قتلش رسانید . در توصیف عبدالخلیل بیتی مبالغه آمیز که ظاهراً مبین شخصیت اوست ، گفته شده که شاعر آن نیز نامعلوم است :
«شود کوه آهن چو دریای نی اگر بشنود نام عبدالخلیل» (کیاوند ، 1368 : 67).

2-7- محمد طاهر خان و وقایع عهد او
آنچه از دوران حاکمیت محمدطاهرخان بر بویراحمد ضبط شده و بر اساس منابع مکتوب –نظیر فارسنامه- و روایات شفاهی مندرج گشته، سه رخداد مهم است که درباره دومی اشعاری موجود است. نخست اینکه در سال 1217ق یا 1218ق به دست «صادق خان آقای قاجار» حاکم «ایالت کهگیلویه و بهبهان» کور شد.
میرزا حسن فسایی که شرح مختصر حادثه را آورده، معتقد است: «صادق خان آقا، بی اذن اولیای دولت قاهره» در دهدشت کهگیلویه افرادی چون «میرزا سلطان محمد خان والی و میرزا اسمعیل خان برادرش و محمد طاهر خان، کلانتر طایفه بویراحمد و شریف خان، کلانتر باوی را از حلیه بصر عاری نمود» و هنگامی که «این عمل ناشایسته» به اطلاع فتحعلی شاه رسید، او را «از ایالت کوه گیلویه معزول فرمود و مواجب و رسوم او را قطع نمود»» (فسایی، 1378: 1476/2 )
حادثه مؤثر دیگری که در دوره محمدطاهر خان بویراحمدی رخ داد، جنگ بویراحمدی ها با ایل مقتدر «نویی» و شکست دادن آنها بود. به نظر می رسد، پس از این پیروزی، اتحادیه بویراحمد جان تازه گرفت و برتری خود را در منطقه نمایان ساخت.
در نبرد نویی ها و بویراحمدی ها، اسب معروف «محمدشفیع خان نویی» از جمله غنایمی بود که نصیب بویراحمدی ها شد و خان بویراحمد –محمدطاهر خان- به عمد آن را برای سواری برگزید. در این باره بیت مشهوری در یادها مانده که شاعر ناشناس آن چنین ابراز عقیده نموده است:
«او خُیانَه بنگریت وا خُوشُ و کارِشْ اسب سِهْ مَحْشَفی خان، کوری سِوارش»
Ou xoyana bengarit va xos o kares / aspe seh masafi xan, kuri sevares
( خداوندگار را بنگرید و کارش اسب سیاه محمدشفیع خان، کوری سوارش)
منظور شاعر از «کور» محمدطاهر خان بویراحمدی است که به دست حاکم قاجاری کور شده بود و در عین نابینایی، هدایت و رهبری بویراحمدی ها را در جنگ بر عهده گرفته و پس از پیروزی اسب محمد شفیع خان را سوار شده بود. به زعم شاعر، این نکته از بدایع کار خداوند بود، که قوم قدرتمندی نظیر نویی در مصاف بویراحمد هزیمت یافت.
سومین واقعه زمان محمدطاهر خان، تقسیم مناطق بویراحمد میان فرزندان خویش بود. مؤلف فارسنامه در این باره می نویسد: «… آنچه را از بلاد شاپور [دهدشت و پیرامون آن] در تصاحب داشت به علی محمد خان پسر بزرگتر خود واگذاشت و به این اندازه از تیره های بویراحمد، ضمیمه این محال نمود و آنچه را از ناحیه تل خسروی و ناحیه رون متصرف بود به عبدالله خان و خداکرم خان پسران کوچکتر خود سپرد و به این اندازه از تیره های بویراحمد ضمیمه نمود» (فسایی، 1378: 1482/ 2).
محمدطاهر خان به فرزندان نصیحت و «شرط» نموده بود ،که هیچ کدام از آنها، در ملک دیگری « مداخله ننمایند». از آن به بعد، «ابواب جمعی علی محمد خان» که در حوزه گرمسیر بود، «بویراحمد گرمسیری» خوانده شد، و در «متصرفی عبدالله خان و خداکرم خان را بویراحمد سرحدی» یا سردسیری، خطاب کردند (همانجا).

2-8- خداكرم خان بویراحمدی و حوادث زمان او
خداكرم خان بويراحمدي پسر محمدطاهرخان، از مشهورترين حاكمان محلي جنوب در عهد قاجار بود. دوران طولاني حاكميت وي كه از 1260 ق شروع و تا زمان قتلش در محرم 1308 ق تداوم يافت ، پر از حادثه و بحران بود . در اين نيم قرن ، وقايعي رخ داده كه برخي از آنها در منابع اصلي عصر قاجار و اشعار محليان آمده است:
1 – كشته شدن برادرش عبدالله خان به دست نيروهاي مشترك دولتي و محلي و تلاش براي انتقام‌گیری از قاتلان وي.
2 –گرد كردن طوایف و تیره های بويراحمد كه پس از قتل عبداله خان پراكنده و متواري شده بودند.
3- كشتن خوانين باوي به انتقام قتل عبدالله خان برادرش.
4 –جمع آوري نيرويي عظيم و حمله به بختياري و هزیمت و غارت بخشی از بختياري ها.
5 – رقابت ها و كشمكش هاي قومي و طايفه اي از جمله با دشمن زياري ها .
6 –اختلافات و درگيري هاي خانوادگي ، خاصه با فرزندان و قتل عام يكديگر .
7 – روابط مناسب و مطمئن با برخي حاكمان فارس ، به وي‍ژه معتمدالدوله فرهاد ميرزا و پسرش احتشام الدوله سلطان اويس ميرزا .
8 – تسليم نمودن شيخ مذكور خان حاكم كنگان و گله دار ، با چرب زباني و سخن وري و كمك به حكومت فارس (براي تفصيل وقايع مزبور رجوع شود : تقوي مقدم : 1377 : 195-143) .
داستان طويل حيات سياسي – اجتماعي وي در اين مختصر نمي گنجد و تنها به بخش هايي كه در اشعار محلی آمده اشاره مي شود. خداكرم خان شخصيتي چند وجهي بود. وي علاوه بر شم سياسي و شيوه سخنوري و نفوذ در نزد سياست مداران مركز نشين ، جنگجويي شجاع و بي باك و شاعري شهير و طنزگو بود . اشعار وي ، قسمت مهمي از ادبيات بويراحمد و اقوامهمجوار – نظير بختياري ، ممسني و ايلات كهگيلويه – را تشكيل و تحت تاثير قرار داده است . اشعار «ياريار» يا ابيات خداكرم خاني ، از پرنفوذترين و مؤثرترين سروده هاي عامه پسند و دلنشين لر بزرگ است . بخشي از حوادث زندگي خداكرم خان و فرزندان در اشعار او انعكاس يافته و در اذهان عموم باقي مانده است .
باري ، او كه به گفته مؤلف سفرنامه ممسني «جوان قابل و زبان فهمي» بود ، در سال 1260 ق از مامور حكومت قاجار – ميرزا فتاح گرمرودي – «كاغذ و آدم گرفته به جهت جمع آوري و استمالت» بويراحمدي هاي پراكنده و زخم ديده تلاش نموده است (گرمرودي، 1370:149). با همت عالي او بود كه خيلي زود «يكصد و پنجاه خانوار [بويراحمدي را] از ميان قشقايي و ممسني [گرد] آورده، روانه ساخت » (همانجا)
هزيمت و پراكندگي بويراحمدي ها، پس از مجروح و مقتول شدن عبدالله خان برادر خداکرم خان بود ،که در آن زمان خان مقتدری محسوب می شد. حاكم وقت کهگیلویه و بهبهان– شكرالله خان نوري – با نيروي نظامي دولت و چريك هاي محلي از ایلباوي (= بابويي)، به جنگ عبدالله خان رفتند و موجب مرگ او شدند. گرمرودي داستان درگيري را اينگونه روايت مي كند كه : « عبدالله خان … از راه خيرگي چند وقتي از اطاعت مرحوم شكرالله خان [نوري] بيرون رفته ، در تقديم خدمت كوتاهي و غفلت مي نمايد » . شكرالله خان نيز «جمعيت بسياري از سرباز و غلام و توپچي و توپخانه فرستاده دو دفعه با او جنگ كرده ، طايفه او را به كلي غارت نموده » و « در دفعه آخر عبدالله خان را زخمدار دستگير و گرفتار كرده به بهبهان آورده اند و … به همان زخم فوت شده است » (همانجا ).
احتمالاً قاتل یا محرک قتل عبدالله خان از باوي ها بود، كه خداكرم خان در صدد انتقام از آنها برآمد . سرانجام با ترفند و نيرنگ ، با خوانين باوي تعهدنامه ظاهري و زباني بست و در فرصت مناسب آنان را كشت . اين واقعه در سال 1273 ق يعني حدود 13 سال پس از قتل برادر خداكرم خان رخ داد . بنا به نوشته فسايي، « خداكرم خان بويراحمدي … به اجازه ديوانيان حيلتي برانگيخت و به ظاهر با الله كرم خان باوي ، طرح دوستي بريخت و در آمد و شد را كه سالها بسته داشتند، باز نمودند و … به عزم بهبهان حركت نمودند و در ميانه راه كه سواره مي رفتند و الله كرم خان بي خبر بود، چهار نفر از طايفه بويراحمد از پشت سر آمده ، الله كرم خان و محمدعلي خان پسر او را به گلوله



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید