دسته: روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه اثر بخشی آموزش مبتنی بر ذهن اگاهی بر افسردگی، پرخاشگری و اضطراب کودکان (11 – 6) سال خانواده های طلاق

دانشگاه آزاد

 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد سنندج

 

دانشکده­ی علوم انسانی-گروه روانشناسی

 

پایان نامه برای دریافت درجه­ کارشناسی ارشد

رشته: روانشناسی بالینی

 

عنوان:

اثر بخشی آموزش مبتنی بر ذهن اگاهی بر افسردگی، پرخاشگری و اضطراب کودکان (11 – 6) سال خانواده های طلاق

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

تابستان  1396

 

 

چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی آموزش مبتنی بر ذهن اگاهی بر افسردگی، پرخاشگری و اضطراب کودکان (11- 6) سال خانواده های طلاق انجام گرفت. جامعه آماری این تحقیق کلیه کودکان طلاق مراجعه کننده به مرکز مشاوره  ‍ژیانی خوش شهرستان سردشت در بهمن ماه سال 1395 بودند. نمونه شامل 30 کودک بودند که به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. شرکت کننده گان مقیاس های خود سنجی افسردگی، پرخاشگری و اضطراب را پاسخ دادند. همچنین، بعد از 13 جلسه ذهن آگاهی که بر اساس برنامه آموزش ذهن آگاهی رندی جی سمپل و جنیفرلی (2011) تنظیم شده بود، به شیوه گروهی برای گروه آزمایش دوبار از آن ها آزمون افسردگی، اضطراب و پرخاشگری اخذ شد. نتایج تحلیل آماری کوواریانس و آزمون تی همبسته در سطح معنادار بودند. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی باعث کاهش افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است و همچنین ذهن آگاهی بر تداوم کاهش افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در مرحله پیگیری یک ماهه تاثیر داشته است.

 

کلمات کلیدی: ذهن آگاهی، افسردگی، پرخاشگری و اضطراب.

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                    صفحه

فصل اول کلیات پژوهش… 1

1-1 مقدمه. 2

1-2 بیان مسئله. 3

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق. 7

1-4 اهداف پژوهش… 9

1-4-1 اهداف کلی. 9

1-4-2 اهداف جزئی. 9

1-5 فرضیه های پژوهش… 9

1-6 تعاریف مفاهیم و واژگان اختصاصی پژوهش… 10

1-6-1 تعاریف مفهومی. 10

1-6-2 تعاریف عملیاتی. 11

فصل دوم: مروری بر ادبیات پژوهش و پیشینه پژوهش… 12

2-1 مقدمه. 13

2-2 طلاق. 13

2-2-1 آثار طلاق بر روی کودکان. 14

2-3 کودکان 6-11 سال. 17

2-3-1 دگرگونی کودک بعد از ۶ سالگی. 18

2-3-2 رفتارهای ناپسند این دوره 19

2-3-3 ویژگی های اجتماعی این دوره 19

2-4 افسردگی. 20

2-4-1 علائم افسردگی. 22

2-4-2 علل ایجاد افسردگی. 23

2-4-3 انواع افسردگی. 24

2-4-4 افسردگی و غم. 25

2-4-5 شیوع افسردگی. 27

2-4-6 افسردگی واکنش عاطفی. 27

2-4-7 معیار افسردگی. 28

2-4-8 الگوهای شناختی افسردگی. 29

2-4-8-1 الگوهای متقاطع. 30

2-4-8-2 الگوهای ساختاری.. 30

2-4-8-3 الگوی استرسور آسیب پذیری.. 31

2-4-8-4 الگوهای تعامل متقابل. 31

2-4-8-5 الگوی روانی – زیستی. 32

2-4-8-6 الگوی تعاملی. 32

2-4-9 نحوه رویارویی با بیمار افسردگی. 32

2-4-10 درمان افسردگی. 35

2-5- تعریف اضطراب.. 36

2-5-1 انواع اختلالات اضطرابی. 38

2-5-2 نشانه ها و علائم اختلالات اضطرابی. 39

2-5-3 اختلالات اضطرابی. 39

2-5-4 اختلال اضطرابی ناشی از بیماریهای طبی عمومی. 40

2-5-5 همه گیر شناسی. 40

2-5-6 سبب شناسی اضطراب.. 41

2-5-7 اضطراب از دیدگاه های مختلف.. 41

2-5-8 عوامل روانکاوی و نظریه روان تحلیل گری.. 42

2-5-9 نظریه یادگیری.. 43

2-5-10 نظریه های اصالت وجودی.. 44

2-5-11 درمان اختلالات اضطراب.. 46

2-6 پرخاشگری.. 48

2-6-1 پرخاشگری در کودکان. 51

2-6-2 پرخاشگری  در کودکان 11-6 سال. 52

2-6-3 عوامل تعیین کننده پرخاشگری.. 54

2-7 تاریخچه حضور ذهن. 58

2-7-1 تاریخچه حضور ذهن مبتنی بر ذهن آگاهی. 59

2-7-2 تاریخچه ذهن آگاهی مبتنی بر درمان شناختی MBCT در ایران. 61

2-7-3 تعریف حضور ذهن: 61

2-7-4 مقایسه ی درمان شناختی با روش های مبتنی بر حضور ذهن در درمان افسردگی: 62

2-7-5 کاربرد حضور ذهن در قالب کاهش استرس مبتنی بر حضور ذهن. 64

2-7-6 مکانیسم های اثرگذاری حضور ذهن. 67

2-7-6-1 تمرکز توجه بر هدف و متمرکز بر لحظه حال. 68

2-7-6-2 توجه کردن به شیوه ی غیر قضاوتی. 68

2-7-7 ذهن آگاهی. 69

2-7-8 کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی. 74

2-7-9 شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی. 75

2-7-10 اجماع برروی یک تعریف عملیاتی جامع از ذهن آگاهی. 77

2-7-11 تلویحاتی در مورد ذهن آگاهی. 77

2-7-12 مفاهیم سازی معادل از ذهن آگاهی. 78

2-7-13 مولفه های ذهن آگاهی. 78

2-8 پیشینه پژوهش… 80

2-8-1 مطالعات داخلی. 80

2-8-2- مطالعات خارجی. 83

فصل سوم روش شناسی پژوهش… 85

3-1 مقدمه. 86

3-2 روش پژوهش… 86

3-3- جامعه آماری پژوهش… 86

3-4- حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 87

3-5 ابزار پژوهش… 87

3-5-1 مقیاس افسردگی کودکان  بیرلسون (DSRC): 87

3-5-2 مقیاس پرخاشگری: 87

3-5-3 مقیاس اضطراب اسپنس( SCAS)( نسخه کودکان) : 88

3-5-4 پروتکل آموزش ذهن آگاهی. 89

3-6- شیوه اجرا 92

3-7 روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها: 92

فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 93

4-1-مقدمه. 94

4-2-یافته‌های توصیفی و جمعیت شناختی. 94

4-2-1- تحلیل های توصیفی. 94

4-3- بررسی استنباطی داده‌ها 97

4-3-1- تحلیل کوواریانس98

4-3-1-1- فرضیه اول: 98

4-3-1-2- فرضیه دوم: 100

4-3-1-3- فرضیه سوم: 103

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 106

5-1- مقدمه. 107

5-2- بحث و نتیجه گیری.. 107

5-3-محدودیت‌های تحقیق. 113

5-4-پیشنهادات تحقیق. 114

منابع. 117

پیوست و ضمائم. 1

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

     عنوان                                                                                                                               صفحه

جدول (4-1): توزیع فراوانی متغیر های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان. 95

جدول (4-2): نتایج نمرات پرسشنامه ها در گروه آزمایش و گواه 96

جدول (4-3): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 98

جدول (4-4): تحلیل کوواریانس برای همگنی شیب های رگرسیون در پس آزمون افسردگی در دو گروه آزمایش و کنترل. 99

جدول (4-5):  نتایج آنالیز کوواریانس افسردگی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 99

جدول (4-6): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 101

جدول (4-7): تحلیل کوواریانس برای همگنی شیب های رگرسیون در پس آزمون پرخاشگری در دو گروه آزمایش و کنترل. 101

جدول (4-8):  نتایج آنالیز کوواریانس پرخاشگری در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 102

جدول (4-9): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 103

جدول (4-10): تحلیل کوواریانس برای همگنی شیب های رگرسیون در پس آزمون اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل. 104

جدول (4-11):  نتایج آنالیز کوواریانس اضطراب در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 104

 

 

1-1 مقدمه

یکی از مهمترین چالش هایی که هر جامعه همیشه با آن روبرو است واقعیتی به نام طلاق است. پدیده ای که در جوامع امروزی با سرعت زیادی در حال افزایش است و آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی و قانونی برای مردان و زنان مطلقه و فرزندانشان دارد. پدیده طلاق یک آسیب اجتماعی مهم در جوامع مختلف به شمار می آید و به دنبال این پدیده، فشارهای روانی زیادی بر افراد بعد از جدایی از همسر وارد می گردد. مشکلات بعد از طلاق بسته به شرایط اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی و حتی جنسیت متفاوت است. که در این میان مسائل زنان مطلقه متنوع تر از مردان است. بدون شک زنان مطلقه که با محدودیت های اجتماعی و فرهنگی گوناگونی مواجهه هستند،با مصائب بیشتری روبرو هستند و باعث وارد شدن فشار روانی به این افراد می شود. طلاق پدیده ای است که به لحاظ ایجاد مشکلات اجتماعی فراوان، تفکرات سوء حاکم بر جامعه و برچسب اجتماعی، از جنبه های گوناگون سلامت روان زنان را متاثر می نماید و منجر به بروز مشکلاتی در کیفیت زندگی آن ها در فرایند زندگی می شود (بریور[1]، 2010).

 بخش مهمی از آسیب­های زوجینی که طلاق می گیرند به کودک بر می گردد. پژوهشگران معتقدند کودکان دارای والدین مطلقه در مقایسه با سایر کودکان در مقیاس های سلامت روانی کمتری کسب می­ کنند. این کودکان مشکلات عاطفی، رفتاری، و تحصیلی بیشتری دارند. عزت نفس پایین تر و مشکلات اجتماعی فروان تری را گزارش می­ کنند و به طور کلی ناسازگاری روانشناختی در آنها مشهودتر است (کلی[2]، 2000)

یکی از مشکلاتی که فرزندان خانواده های دارای والدین از هم جدا شده با آن درگیر هستند، سازگاری روانشناختی یا سلامت روان است. که شیوع آن در کودکان و نوجوانان خانواده های متقاضی طلاق، بیش از سه برابر این جمعیت در خانواده های غیر متقاضی است. پاسخ فوری اکثریت کودکان در هر سنی در خصوص خبر جدایی والدین، اضطراب و پریشانی است، به طوری که برخی از آنها هیجانی شده یا رفتار واپس گرایی نشان می دهند. طلاق والدین بر ویژگیهایی چون اضطراب، گوشه نشینی،‌ پرخاشگری، بهانه جویی، انتقام جویی، بی رحمی، غمگین بودن، زود رنجی، نزاع و درگیری، بدخوابی، بی اشتهایی،‌ بیزاری از زندگی،‌ شک و دودلی و احساس بیماری در کودکان اثر فزاینده دارد. اغلب بررسیها نشان می دهد که فرزندان طلاق به مشکلات جسمی، عاطفی، تحصیلی (افت تحصیلی، فرار از مدرسه، ترک تحصیل) دچار می شوند و این مشکلات در رشد شخصیت و سازگاری آنان اثرات نامطلوبی بجا گذاشته و احتمال ابتلای آنان را به اختلالات روانی افزایش می دهد (یحیی زاده و حامد، 1394).

از نظر والرستین، طلاق زنجیره ای از حوادث بهم پیوسته است که برای همیشه زندگی قربانیان خود را دگرگون می کند. طلاق والدین نه تنها برقراری روابط عاطفی را برای کودکان دشوار می کند، بلکه روابط گذشته آنها را با والدینشان مخدوش می کند (کلی، 2000).

 

1-2 بیان مسئله

در طول قرن بیستم وضعیت انسان از نظر شیوه های زندگی، روابط اجتماعی و مسائل بهداشتی و پزشکی بیش از تمام تاریخ دستخوش دگرگونی شده است. تلاش شتابزده برای صنعتی شدن و گسترش سریع شهر نشینی و زندگی ماشینی که لازمۀ آن قبول شیوه های نوین برای زندگی است، اثر معکوس بر سلامت انسان گذاشته و مسائل بهداشتی تازه­ای را به بار آورده است. اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نابسامان جهان و بار مشکلات اجتماعی و محیطی و روانی، واکنشهای بیمارگونۀ بسیاری در افراد و جوامع به وجود آورده که خود سبب وخیم شدن اوضاع و نامساعد شدن شرایط محیط زیست شده است. گذشته نشان داده است که بسیاری از بیماریهای شایع غیر واگیر و بیماری های روانی در کشورهای پیشرفته ودر حال توسعه زاییدۀ عواملی هستند که خود انسان آنها را به وجود آورده و گرفتار آن شده است. بنا براین قابل پیشگیری است (نریمانی، زاهد و گل پور، 1391).

سلامت روان یکی از موضوعات و مباحث بسیار مهمی است که توجه به آن الزامی است. امروزه در مورد عوامل موثر بر سلامت روان، شامل عوامل جمعیت شناختی مانند سن، جنسیت، قومیت، عوامل روانی اجتماعی و محیطی مانند شرایط زندگی، تحصیلات، درآمد، کار، دستیابی به منابع اجتماعی، حمایت اجتماعی  و شایستگی های فردی، عوامل زیستی و نیز اثر بخشی انواع مداخلات بر سلامت روان در نظر گرفته می­ شود (شیرازی و غلامرضایی، 1395).

یکی از مسائل مهمی که تاثیری مستقیم بر سلامت روان افراد بخصوص کودکان دارد، امر طلاق می باشد. خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی که ثبات یا ناپایداری اش بر اعضای خانواده و جامعه اثر می گذارد و فروپاشی این واحد کوچک گاه چنان اثر عمیقی بر فرزندان دارد که باور کردنی نیست. گذشته از اثراتی که طلاق بر زوجین می گذارد، در مواردی که زوجین دارای فرزندانی هستند، اثرات آن گریبان آن ها را نیز می گیرد، حتی می توان گفت فرزندان از این پدیده بیشترین ضربه را متحمل می شوند (یحیی زاده و حامد، 1394).

علائم زیادی هستند که سلامت روان فرزندان طلاق را با مشکل مواجه می کنند و از میان آن ها افسردگی، اضطراب و پرخاشگری به عنوان مهمترین عامل بشمار می آیند. یکی از شایع ترین مشکلات این کودکان افسردگی است که شیوع آن در کودکان و نوجوانان خانواده های متقاضی طلاق،‌ بیش از سه برابر این جمعیت در خانواده های غیر متقاضی است. افسردگی در واقع یک تاثیر ثانوی است که به دنبال اندوه، احساس تنهایی، و طرد شدگی به وجود می آید. حالت غمگینی که از عوارض اولیه جدایی است معمولا تا شش ماه پس از جدایی ادامه دارد و باعث می شود کودکان علاوه بر از دست دادن اشتیاق به امور روزمره و تکالیف مدرسه، نسبت به بازی و سایر فعالیت ها هم بی علاقه شوند. آن ها اغلب اشتهای خود را از دست می دهند و از معده درد، سردرد، احساس کسالت رنج می برند. کودکان افسرده نظرات منفی تری نسبت به خود، دنیا و آینده دارند ( کامیاب نژاد و همکاران، 1390).

بدون تردیـد یکی از زمینه هایـی که اخیراً در آسیب شناسی روانی مورد توجه محققان قرار گرفته و تحقیقات مبسوطی را به خود جذب نموده، پرخاشـگری است. پرخاشگری عبارت است از حالت منفی ذهنـی همراه با نقص ها و انحرافات شناختی و رفتارهای ناسازگارانه و همچنین به رفتار آشـکارا اعم از فیزیـکی و کلامی اطلاق می شود که منجر بـه آسیب به شخص، شـیء و یـا سیستم دیـگری می شود و از سه مؤلفه تشکیل شده است: احساس پرخاشگرانه؛ حالت هیجانی که زیربنای پرخاشگری و خصومت است و «خشم» نامیده می شود. افـکار پرخاشگرانه؛ نـگرش پرخاشگرانه فراگیری است که فـرد را بـه سوی رفتارهای پرخاشـگرانه سوق می دهد و «خصومت» نامیده می شود. رفتار پرخاشگرانه؛ عبارت است از رفتار قابل مشاهده که با قصد آسیب رساندن انجام می شود (سینگ، لانسیونی، سینگ جوی، وینتون، ساباوی و واهلر[3]،2007). اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است (سوویسلو و اورت[4]، 2013). وقوع مجدد موقعیت‌هایی که قبلاً استرس زا بوده‌اند یا طی آن‌ ها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد می‌شود  (زادباقر، بیرشک و زاده محمدی، 1394). همه انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شدید غیرعادی و مشکل‌ساز است. اضطراب به معنای واکنش فرد در مقابل یک موقعیت تهدیدآمیز، یعنی موقعیتی که در آن فرد توانایی مهار محرکات بیرونی یا درونی را ندارد، است. اضطراب یک حالت احساسی- هیجانی است که از خصوصیات برجسته آن، ایجاد حالت بی قراری و دلواپسی است که با اتفاقات زمان و شرایط مکان تناسب ندارد  (غیور، سپهری، مشهدی و غفایی، 1394). اگر اضطراب عکس العمل نسبت به شرایط زمان و مکان باشد نه تنها بیماری نبوده، بلکه ممکن است سازنده باشد؛ مانند دلهره امتحان و یا اضطراب در رسیدن به فرودگاه و … .تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم‌ درآمد و افراد میانسال و سالخورده بیشتر دیده می‌شود (محسنی و آهویی، 1395). اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد، و یا اینکه دستگاه عصبی بدن نتواند به مرحله مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند. در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی (مانند اضطراب) آسیب‌پذیر می‌شود (نیدام، مزوک، باریس، لین، بلکبرن و اپل[5]، 2015).

یکی از مهم‌ترین مسائل بشری، که از دیرباز مورد توجه ادیان، مکاتب و اخیراً اندیشمندان روان‌شناسی بوده، شناخت «خود»، و آگاهی از مفهوم‌ و ساختار آن است. این موضوع، به دلیل اهمیت آن در جنبه‌های مختلف روان‌شناسی، به‌ویژه در حوزه آسیب‌شناسی که مشکلات رفتاری و اختلالات روان‌شناختی را به «خود» به منزله هسته مرکزی شخصیت نسبت می‌دهد، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. در سال های اخیر درمانگران به استفاده از رویکرد­های نوین روانشناختی برای افزایش سازگاری و سلامتی روان در افراد تمایل زیادی نشان داده اند. یکی از رویکرد­های موثر در زمینه کاهش سلامت روان، برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی است (شریفی درآمدی، 1393).

ذهن آگاهی[6] به معنی توجه کردن به زمان حال به شیوه خاص، هدفمند و خالی از قضاوت است (کابات[7]، 1990). ذهن آگاهـی یعنی بودن در لحظه با هر آنچـه که اکنون است، بدون قضاوت و بدون اظهار نظر درباره آنچه اتفاق می افتد، یعنی تجربه واقعیت محض بدون هیچ گونه توضیح است. ذهن آگاهی یـک روش یا فـن نیست، اگر چه در انجـام آن روش ها و فنون مختلف زیادی به کار رفته است. ذهن آگاهـی را می توان به عنوان یـک شیوه «بودن» یا یـک شیوه «فهمیدن» توصیف کـرد که مستلزم درک کـردن احساسات شخصی است.(بایر[8]، 2003) حوزه تجربه ذهن آگاهی بسیار وسیع است و شامل احساس ها، ادراک ها، تکانه ها، هیجان ها، افکار، گفتار، عملکرد و ارتباط است و بنابراین می تواند به کسی که مبتلا به مشکلات هیجانی است کمـک کند. بـه نظر تیزدل، ویلیامز، سـگال و سلسبی مهارت های آموختـه شـده کنترل توجـه در مراقبه ذهن آگاهـی می توانند در پیشگیری از عود دوره های افسردگـی، اضطراب و ناسازگاری سودمند باشند (ویلیام[9]، 2002).

کاویانی، جواهری و بحیرایی ( 1384) برای اولین بار پ‍‍ژوهشی تحت عنوان بررسی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش افکار خودآیند منفی، نگرش ناکارآمد، افسردگی و اضطراب را در ایران انجام دادند. و به این نتیجه رسیدند که ذهن آگاهی بر کاهش نگرش ناکارآمد و خودآیند منفی و  کاهش اضطراب و افسردگی اثر داشته است.

مسئله­ای که این پژوهش به دنبال آن است این است که: آیا شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر افزایش سلامت روان فرزندان خانواده های مطلقه اثربخش است؟ آیا شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی و پرخاشگری  و اضطراب کودکان خانواده های مطلقه تاثیر دارد؟

 

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

   می توان اذعان داشت که خانواده های مطلقه به دلیل موقعیت اجتماعی و روانی که دارند عموماً در حال تنیدگی قرار دارند و به موازات آن، زندگی فرزندان این نوع خانوده ها به دلایل مختلف چالش برانگیز است.. شناسایی و آسیب شناسی عوامل زیر بنایی و بنیادی مشکلات روانشناختی فرزندان والدین مطلقه موجب می گردد که در حل و درمان این مشکلات راهکارهای مناسبی با توجه به عوامل بیان شود که در نهایت منجر به سلامت روان این افراد می­ شود.

نسبت بزه کاری در خانواده های متلاشی شده خیلی بیشتر از خانواده های بادوام است و بی سرپرستی در فرزندان، عقده های روانی ایجاد می کند و جنبه منفی طلاق خیلی گسترده است. امروزه شاخص آمار طلاق بسیار قابل توجه است به طوری که براساس آمار سازمان ثبت احوال از هر ۵٫۵ ازدواج، یک ازدواج به طلاق می انجامد و این رقم در تهران وضعیت بدتری را نشان می دهد، به طوری که در تهران از هر 9/2 ازدواج، یک مورد به طلاق می انجامد. بر اساس آمار منتشره از سازمان ثبت احوال کشور تعداد طلاق در سال 1394 163 هزارو 765 مورد می باشد و متاسفانه آمار دقیقی از کودکان طلاق در دسترس قرار ندارد اما با توجه به نرخ سالیانه طلاق تعداد آنها کم نخواهند بود. بر این اساس، آمارها نشان دهنده نرخ بالای طلاق و به دنبال آن ازدیاد فرزندان طلاق است (یحیی زاده و حامد، 1394).

طلاق به هر دلیلی، درست یا نادرست، پیامدهایی دارد، هم برای افراد خانواده و هم برای جامعه. برای زن و مرد مشکلات اقتصادی، روانی، عاطفی و اجتماعی ایجاد می کند و زوج های متارکه کرده را به انزوا می کشاند. تاثیر طلاق برفرزندان بسیار پیجیده است، فرزند تک والد، ناخواسته درگیر تضادهایی می گردد که نه توان درک آن را دارد و نه تاب کنار امدن با آن ها را. فرزندان حاصل از چنین ازدواج هایی علاوه بر اینکه نیازهایی ویژه دارند در معرض آسیبهای روانی و اجتماعی فراوانی قرار می گیرند. به طوری که یکی از پیامدهای طلاق در جوامع امروز، افزایش میزان و نوع رفتارهای انحرافی است. طلاق از مهمترین و بدخیم ترین آسیب ها و معضلات خانواده های جوامع صنعتی و یا در حال گذار، مانند ایران است. باید توجه داشت که یکی از عوامل مؤثر در بزهکاری نوجوانان نابسامانی خانواده است (شکر بیگی، ۱۳۸۵: ۷۵). دنیای تنهایی این کودکان بس غم انگیز و عذاب آور است و روابط اجتماعی آنها دچار اختلال می شود و همین امر، بیشتر آنها را به سوی افسردگی، پرخاشگری و کج روی های اجتماعی سوق می دهد. نمی توان روابط بین طلاق و آسیبهای روانی کودکان و نوجوانان را نادیده گرفت؛ بایست قبول کرد که طلاق و جدایی اثرات نامطلوبی بر کودکان بر جای می گذارد. بررسی کودکانی که والدین آنها از هم جدا شده اند نشان می دهد که آسیب های روحی وارد شده به این کودکان و نوجوانان بسیار شدید است.

پژوهشهای مختلف نشان می دهد در بیشتر آسیب های اجتماعی رد پایی از فرزندان طلاق به چشم می خورد، همچنین مطالعات روان شناختی بر تاثیرات مختلف طلاق بر سلامت روان این افراد، مهر تایید می زند. آبراهامسون در پژوهش های خود دریافت خانواده های افراد بزه کار نسبت به خانواده های افراد غیر بزه کار در شرایط عاطفی نا مطلوبی به سر می برند که ” فشار خانواده” نامیده می شود. این فشار با خصومت، تنفر، پرخاشگری، عصبانیت، افسردگی، اضطراب و آشفتگی های عاطفی به وجود آمده و حفظ شده است، که هم در والدین و هم در فرزندان آشکار می شود. “شاو و مک کی” نیز اثر فزاینده فشار درونی و اختلاف را عامل تبیین کننده بزه کاری می دانند. لذا استدلال می شود عدم روابط گرم و عاطفی در خانواده با افزایش احتمالی گرایش فرد به بزه کاری رابطه مستقیم دارد (چلبی، ۱۳۸۶: ۹۶).

بنابراین با توجه به مطالب ارائه شده اهمیت و ضرورت انجام این پژوهش معلوم می شود. همچنین؛ اگر ذهن آگاهی در سلامت روانی افراد تأثیرگذار است یا دست کم رابطه معناداری میان این دو متغیر مزبور برقرار است، بر سیاست گذاران فرهنگی، نهادهای پرورشی و پزشکی و …است که شهروندان و افراد انسانی را به طور کلی ترغیب و تشویق نمایند تا از قابلیت­های ذهن آگاهی  به نحو شایسته استفاده کنند و از این طریق هم ساحت فردی و روانی خویش را آبادان و هم حیات اجتماعی را قابل تحمل و پرنشاط گردانند و به عبارت دیگر پژوهش های صورت گرفته در زمینه آموزش ذهن آگاهی می تواند بر مشکلات اثرگذار باشد ،لذا پژوهش در این زمینه ضروری و مهم تلقی می شود.

 

1-4 اهداف پژوهش

1-4-1 اهداف کلی

هدف کلی این تحقیق تعیین میزان اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر سلامت روان می باشد.

1-4-2 اهداف جزئی

۱- تعیین میزان اثر بخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی

۲- تعیین میزان اثر بخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری

3- تعیین میزان اثر بخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب

 

1-5 فرضیه های پژوهش

1-  شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی کودکان خانواده های مطلقه تاثیر دارد.

2- شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری کودکان خانواده های مطلقه تاثیر دارد.

3- شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب کودکان خانواده های مطلقه تاثیر دارد.

 

 

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 187

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159219]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر افسردگی، پرخاشگری و اضطراب کودکان

دانشگاه آزاد

 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد سنندج

 

دانشکده­ی علوم انسانی-گروه روانشناسی

 

پایان نامه برای دریافت درجه­ کارشناسی ارشد

رشته: روانشناسی بالینی

 

عنوان:

اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر افسردگی، پرخاشگری و اضطراب کودکان (11 – 6) سال خانواده های طلاق

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

تابستان  1396

 

 

 

چکیده

پژوهش حاضر به منظور تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر افسردگی، پرخاشگری و اضطراب کودکان (11- 6) سال خانواده های طلاق انجام گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف جزء تحقیقات کاربردی و از لحاظ اجرا جزء تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است.  جامعه آماری این تحقیق کلیه کودکان طلاق مراجعه کننده به مرکز مشاوره  ‍ژیانی خوش شهرستان سردشت در بهمن ماه سال 1395 بودند. نمونه شامل 30 کودک بودند که به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. شرکت کنندگان مقیاس های خود سنجی افسردگی کودکان  بیرلسون (DSRC)، پرخاشگری و اضطراب اسپنس( SCAS)( نسخه کودکان) را پاسخ دادند. نتایج تحلیل آماری کوواریانس در سطح معنادار بودند. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی باعث کاهش افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است و همچنین ذهن آگاهی بر تداوم کاهش افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در مرحله پیگیری یک ماهه تاثیر داشته است.

 

کلمات کلیدی: ذهن آگاهی، افسردگی، پرخاشگری و اضطراب.

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                    صفحه

…………………………………………………………فصل اول کلیات پژوهش… 1

1-1 مقدمه. 2

1-2 بیان مسئله. 3

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق. 7

1-4 اهداف پژوهش… 9

1-4-1 اهداف کلی. 9

1-4-2 اهداف جزئی. 9

1-5 فرضیه های پژوهش… 9

1-6 تعاریف مفاهیم و واژگان اختصاصی پژوهش… 10

1-6-1 تعاریف مفهومی. 10

1-6-2 تعاریف عملیاتی. 11

…………………………………..فصل دوم: مروری بر ادبیات پژوهش و پیشینه پژوهش… 12

2-1 مقدمه. 12

2-2 طلاق. 13

2-2-1 آثار طلاق بر روی کودکان. 13

2-3 کودکان 6-11 سال. 17

2-3-1 دگرگونی کودک بعد از ۶ سالگی. 18

2-3-2 رفتارهای ناپسند این دوره 19

2-3-3 ویژگی های اجتماعی این دوره 19

2-4 افسردگی. 20

2-4-1 علائم افسردگی. 22

2-4-2 علل ایجاد افسردگی. 23

2-4-3 انواع افسردگی. 24

2-4-4 افسردگی و غم. 25

2-4-5 شیوع افسردگی. 27

2-4-6 افسردگی واکنش عاطفی. 27

2-4-7 معیار افسردگی. 28

2-4-8 الگوهای شناختی افسردگی. 29

2-4-8-1 الگوهای متقاطع. 30

2-4-8-2 الگوهای ساختاری.. 30

2-4-8-3 الگوی استرسور آسیب پذیری.. 31

2-4-8-4 الگوهای تعامل متقابل. 31

2-4-8-5 الگوی روانی – زیستی. 32

2-4-8-6 الگوی تعاملی. 32

2-4-9 نحوه رویارویی با بیمار افسردگی. 32

2-4-10 درمان افسردگی. 35

2-5- تعریف اضطراب.. 36

2-5-1 انواع اختلالات اضطرابی. 38

2-5-2 نشانه ها و علائم اختلالات اضطرابی. 39

2-5-3 اختلالات اضطرابی. 39

2-5-4 اختلال اضطرابی ناشی از بیماریهای طبی عمومی. 40

2-5-5 همه گیر شناسی. 40

2-5-6 سبب شناسی اضطراب.. 41

2-5-7 اضطراب از دیدگاه های مختلف.. 41

2-5-8 عوامل روانکاوی و نظریه روان تحلیل گری.. 42

2-5-9 نظریه یادگیری.. 43

2-5-10 نظریه های اصالت وجودی.. 44

2-5-11 درمان اختلالات اضطراب.. 46

2-6 پرخاشگری.. 48

2-6-1 پرخاشگری در کودکان. 51

2-6-2 پرخاشگری  در کودکان 11-6 سال. 52

2-6-3 عوامل تعیین کننده پرخاشگری.. 54

2-7 تاریخچه حضور ذهن. 58

2-7-1 تاریخچه حضور ذهن مبتنی بر ذهن آگاهی. 59

2-7-2 تاریخچه ذهن آگاهی مبتنی بر درمان شناختی MBCT در ایران. 61

2-7-3 تعریف حضور ذهن: 61

2-7-4 مقایسه ی درمان شناختی با روش های مبتنی بر حضور ذهن در درمان افسردگی: 62

2-7-5 کاربرد حضور ذهن در قالب کاهش استرس مبتنی بر حضور ذهن. 64

2-7-6 مکانیسم های اثرگذاری حضور ذهن. 67

2-7-6-1 تمرکز توجه بر هدف و متمرکز بر لحظه حال. 68

2-7-6-2 توجه کردن به شیوه ی غیر قضاوتی. 68

2-7-7 ذهن آگاهی. 69

2-7-8 کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی. 74

2-7-9 شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی. 75

2-7-10 اجماع برروی یک تعریف عملیاتی جامع از ذهن آگاهی. 77

2-7-11 تلویحاتی در مورد ذهن آگاهی. 77

2-7-12 مفاهیم سازی معادل از ذهن آگاهی. 78

2-7-13 مولفه های ذهن آگاهی. 78

2-8 پیشینه پژوهش… 80

2-8-1 مطالعات داخلی. 80

2-8-2- مطالعات خارجی. 83

………………………………………………….فصل سوم روش شناسی پژوهش… 85

3-1 مقدمه. 86

3-2 روش پژوهش… 86

3-3- جامعه آماری پژوهش… 86

3-4- حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 87

3-5 ابزار پژوهش… 87

3-5-1 مقیاس افسردگی کودکان  بیرلسون (DSRC): 87

3-5-2 مقیاس پرخاشگری: 88

3-5-3 مقیاس اضطراب اسپنس( SCAS)( نسخه کودکان) : 88

3-5-4 پروتکل آموزش ذهن آگاهی. 89

3-6- شیوه اجرا 92

3-7 روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها: 92

…………………………………………………فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 93

4-1-مقدمه. 94

4-2-یافته‌های توصیفی و جمعیت شناختی. 94

4-2-1- تحلیل های توصیفی. 94

4-3- بررسی استنباطی داده‌ها 97

4-3-1- تحلیل کوواریانس98

4-3-1-1- فرضیه اول: 98

4-3-1-2- فرضیه دوم: 100

4-3-1-3- فرضیه سوم: 103

……………………………………………….فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 106

5-1- مقدمه. 107

5-2- بحث و نتیجه گیری.. 107

5-3-محدودیت‌های تحقیق. 113

5-4-پیشنهادات تحقیق. 114

منابع. 117

پیوست و ضمائم. 1

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

     عنوان                                                                                                                               صفحه

جدول (4-1): توزیع فراوانی متغیر های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان. 95

جدول (4-2): نتایج نمرات پرسشنامه ها در گروه آزمایش و گواه 96

جدول (4-3): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 98

جدول (4-4): تحلیل کوواریانس برای همگنی شیب های رگرسیون در پس آزمون افسردگی در دو گروه آزمایش و کنترل. 99

جدول (4-5):  نتایج آنالیز کوواریانس افسردگی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 99

جدول (4-6): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 101

جدول (4-7): تحلیل کوواریانس برای همگنی شیب های رگرسیون در پس آزمون پرخاشگری در دو گروه آزمایش و کنترل. 101

جدول (4-8):  نتایج آنالیز کوواریانس پرخاشگری در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 102

جدول (4-9): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 103

جدول (4-10): تحلیل کوواریانس برای همگنی شیب های رگرسیون در پس آزمون اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل. 104

جدول (4-11):  نتایج آنالیز کوواریانس اضطراب در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 104

 

 

 

 

 

1-1 مقدمه

یکی از مهمترین چالش هایی که هر جامعه همیشه با آن روبرو است واقعیتی به نام طلاق است. پدیده ای که در جوامع امروزی با سرعت زیادی در حال افزایش است و آثار و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی و قانونی برای مردان و زنان مطلقه و فرزندانشان دارد. پدیده طلاق یک آسیب اجتماعی مهم در جوامع مختلف به شمار می آید و به دنبال این پدیده، فشارهای روانی زیادی بر افراد بعد از جدایی از همسر وارد می گردد. مشکلات بعد از طلاق بسته به شرایط اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی و حتی جنسیت متفاوت است. که در این میان مسائل زنان مطلقه متنوع تر از مردان است. بدون شک زنان مطلقه که با محدودیت های اجتماعی و فرهنگی گوناگونی مواجهه هستند،با مصائب بیشتری روبرو هستند و باعث وارد شدن فشار روانی به این افراد می شود. طلاق پدیده ای است که به لحاظ ایجاد مشکلات اجتماعی فراوان، تفکرات سوء حاکم بر جامعه و برچسب اجتماعی، از جنبه های گوناگون سلامت روان زنان را متاثر می نماید و منجر به بروز مشکلاتی در کیفیت زندگی آن ها در فرایند زندگی می شود (بریور[1]، 2010).

 بخش مهمی از آسیب­های زوجینی که طلاق می گیرند به کودک بر می گردد. پژوهشگران معتقدند کودکان دارای والدین مطلقه در مقایسه با سایر کودکان در مقیاس های سلامت روانی کمتری کسب می­ کنند. این کودکان مشکلات عاطفی، رفتاری، و تحصیلی بیشتری دارند. عزت نفس پایین تر و مشکلات اجتماعی فروان تری را گزارش می­ کنند و به طور کلی ناسازگاری روانشناختی در آنها مشهودتر است (کلی[2]، 2000)

یکی از مشکلاتی که فرزندان خانواده های دارای والدین از هم جدا شده با آن درگیر هستند، سازگاری روانشناختی یا سلامت روان است. که شیوع آن در کودکان و نوجوانان خانواده های متقاضی طلاق، بیش از سه برابر این جمعیت در خانواده های غیر متقاضی است. پاسخ فوری اکثریت کودکان در هر سنی در خصوص خبر جدایی والدین، اضطراب و پریشانی است، به طوری که برخی از آنها هیجانی شده یا رفتار واپس گرایی نشان می دهند. طلاق والدین بر ویژگیهایی چون اضطراب، گوشه نشینی،‌ پرخاشگری، بهانه جویی، انتقام جویی، بی رحمی، غمگین بودن، زود رنجی، نزاع و درگیری، بدخوابی، بی اشتهایی،‌ بیزاری از زندگی،‌ شک و دودلی و احساس بیماری در کودکان اثر فزاینده دارد. اغلب بررسیها نشان می دهد که فرزندان طلاق به مشکلات جسمی، عاطفی، تحصیلی (افت تحصیلی، فرار از مدرسه، ترک تحصیل) دچار می شوند و این مشکلات در رشد شخصیت و سازگاری آنان اثرات نامطلوبی بجا گذاشته و احتمال ابتلای آنان را به اختلالات روانی افزایش می دهد (یحیی زاده و حامد، 1394).

از نظر والرستین، طلاق زنجیره ای از حوادث بهم پیوسته است که برای همیشه زندگی قربانیان خود را دگرگون می کند. طلاق والدین نه تنها برقراری روابط عاطفی را برای کودکان دشوار می کند، بلکه روابط گذشته آنها را با والدینشان مخدوش می کند (کلی، 2000).

 

1-2 بیان مسئله

در طول قرن بیستم وضعیت انسان از نظر شیوه های زندگی، روابط اجتماعی و مسائل بهداشتی و پزشکی بیش از تمام تاریخ دستخوش دگرگونی شده است. تلاش شتابزده برای صنعتی شدن و گسترش سریع شهر نشینی و زندگی ماشینی که لازمۀ آن قبول شیوه های نوین برای زندگی است، اثر معکوس بر سلامت انسان گذاشته و مسائل بهداشتی تازه­ای را به بار آورده است. اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نابسامان جهان و بار مشکلات اجتماعی و محیطی و روانی، واکنشهای بیمارگونۀ بسیاری در افراد و جوامع به وجود آورده که خود سبب وخیم شدن اوضاع و نامساعد شدن شرایط محیط زیست شده است. گذشته نشان داده است که بسیاری از بیماریهای شایع غیر واگیر و بیماری های روانی در کشورهای پیشرفته ودر حال توسعه زاییدۀ عواملی هستند که خود انسان آنها را به وجود آورده و گرفتار آن شده است. بنا براین قابل پیشگیری است (نریمانی، زاهد و گل پور، 1391).

سلامت روان یکی از موضوعات و مباحث بسیار مهمی است که توجه به آن الزامی است. امروزه در مورد عوامل موثر بر سلامت روان، شامل عوامل جمعیت شناختی مانند سن، جنسیت، قومیت، عوامل روانی اجتماعی و محیطی مانند شرایط زندگی، تحصیلات، درآمد، کار، دستیابی به منابع اجتماعی، حمایت اجتماعی  و شایستگی های فردی، عوامل زیستی و نیز اثر بخشی انواع مداخلات بر سلامت روان در نظر گرفته می­ شود (شیرازی و غلامرضایی، 1395).

یکی از مسائل مهمی که تاثیری مستقیم بر سلامت روان افراد بخصوص کودکان دارد، امر طلاق می باشد. خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی که ثبات یا ناپایداری اش بر اعضای خانواده و جامعه اثر می گذارد و فروپاشی این واحد کوچک گاه چنان اثر عمیقی بر فرزندان دارد که باور کردنی نیست. گذشته از اثراتی که طلاق بر زوجین می گذارد، در مواردی که زوجین دارای فرزندانی هستند، اثرات آن گریبان آن ها را نیز می گیرد، حتی می توان گفت فرزندان از این پدیده بیشترین ضربه را متحمل می شوند (یحیی زاده و حامد، 1394).

علائم زیادی هستند که سلامت روان فرزندان طلاق را با مشکل مواجه می کنند و از میان آن ها افسردگی، اضطراب و پرخاشگری به عنوان مهمترین عامل بشمار می آیند. یکی از شایع ترین مشکلات این کودکان افسردگی است که شیوع آن در کودکان و نوجوانان خانواده های متقاضی طلاق،‌ بیش از سه برابر این جمعیت در خانواده های غیر متقاضی است. افسردگی در واقع یک تاثیر ثانوی است که به دنبال اندوه، احساس تنهایی، و طرد شدگی به وجود می آید. حالت غمگینی که از عوارض اولیه جدایی است معمولا تا شش ماه پس از جدایی ادامه دارد و باعث می شود کودکان علاوه بر از دست دادن اشتیاق به امور روزمره و تکالیف مدرسه، نسبت به بازی و سایر فعالیت ها هم بی علاقه شوند. آن ها اغلب اشتهای خود را از دست می دهند و از معده درد، سردرد، احساس کسالت رنج می برند. کودکان افسرده نظرات منفی تری نسبت به خود، دنیا و آینده دارند ( کامیاب نژاد و همکاران، 1390).

بدون تردیـد یکی از زمینه هایـی که اخیراً در آسیب شناسی روانی مورد توجه محققان قرار گرفته و تحقیقات مبسوطی را به خود جذب نموده، پرخاشـگری است. پرخاشگری عبارت است از حالت منفی ذهنـی همراه با نقص ها و انحرافات شناختی و رفتارهای ناسازگارانه و همچنین به رفتار آشـکارا اعم از فیزیـکی و کلامی اطلاق می شود که منجر بـه آسیب به شخص، شـیء و یـا سیستم دیـگری می شود و از سه مؤلفه تشکیل شده است: احساس پرخاشگرانه؛ حالت هیجانی که زیربنای پرخاشگری و خصومت است و «خشم» نامیده می شود. افـکار پرخاشگرانه؛ نـگرش پرخاشگرانه فراگیری است که فـرد را بـه سوی رفتارهای پرخاشـگرانه سوق می دهد و «خصومت» نامیده می شود. رفتار پرخاشگرانه؛ عبارت است از رفتار قابل مشاهده که با قصد آسیب رساندن انجام می شود (سینگ، لانسیونی، سینگ جوی، وینتون، ساباوی و واهلر[3]،2007). اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است (سوویسلو و اورت[4]، 2013). وقوع مجدد موقعیت‌هایی که قبلاً استرس زا بوده‌اند یا طی آن‌ ها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد می‌شود  (زادباقر، بیرشک و زاده محمدی، 1394). همه انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شدید غیرعادی و مشکل‌ساز است. اضطراب به معنای واکنش فرد در مقابل یک موقعیت تهدیدآمیز، یعنی موقعیتی که در آن فرد توانایی مهار محرکات بیرونی یا درونی را ندارد، است. اضطراب یک حالت احساسی- هیجانی است که از خصوصیات برجسته آن، ایجاد حالت بی قراری و دلواپسی است که با اتفاقات زمان و شرایط مکان تناسب ندارد  (غیور، سپهری، مشهدی و غفایی، 1394). اگر اضطراب عکس العمل نسبت به شرایط زمان و مکان باشد نه تنها بیماری نبوده، بلکه ممکن است سازنده باشد؛ مانند دلهره امتحان و یا اضطراب در رسیدن به فرودگاه و … .تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم‌ درآمد و افراد میانسال و سالخورده بیشتر دیده می‌شود (محسنی و آهویی، 1395). اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد، و یا اینکه دستگاه عصبی بدن نتواند به مرحله مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند. در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی (مانند اضطراب) آسیب‌پذیر می‌شود (نیدام، مزوک، باریس، لین، بلکبرن و اپل[5]، 2015).

یکی از مهم‌ترین مسائل بشری، که از دیرباز مورد توجه ادیان، مکاتب و اخیراً اندیشمندان روان‌شناسی بوده، شناخت «خود»، و آگاهی از مفهوم‌ و ساختار آن است. این موضوع، به دلیل اهمیت آن در جنبه‌های مختلف روان‌شناسی، به‌ویژه در حوزه آسیب‌شناسی که مشکلات رفتاری و اختلالات روان‌شناختی را به «خود» به منزله هسته مرکزی شخصیت نسبت می‌دهد، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. در سال های اخیر درمانگران به استفاده از رویکرد­های نوین روانشناختی برای افزایش سازگاری و سلامتی روان در افراد تمایل زیادی نشان داده اند. یکی از رویکرد­های موثر در زمینه کاهش سلامت روان، برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی است (شریفی درآمدی، 1393).

ذهن آگاهی[6] به معنی توجه کردن به زمان حال به شیوه خاص، هدفمند و خالی از قضاوت است (کابات[7]، 1990). ذهن آگاهـی یعنی بودن در لحظه با هر آنچـه که اکنون است، بدون قضاوت و بدون اظهار نظر درباره آنچه اتفاق می افتد، یعنی تجربه واقعیت محض بدون هیچ گونه توضیح است. ذهن آگاهی یـک روش یا فـن نیست، اگر چه در انجـام آن روش ها و فنون مختلف زیادی به کار رفته است. ذهن آگاهـی را می توان به عنوان یـک شیوه «بودن» یا یـک شیوه «فهمیدن» توصیف کـرد که مستلزم درک کـردن احساسات شخصی است.(بایر[8]، 2003) حوزه تجربه ذهن آگاهی بسیار وسیع است و شامل احساس ها، ادراک ها، تکانه ها، هیجان ها، افکار، گفتار، عملکرد و ارتباط است و بنابراین می تواند به کسی که مبتلا به مشکلات هیجانی است کمـک کند. بـه نظر تیزدل، ویلیامز، سـگال و سلسبی مهارت های آموختـه شـده کنترل توجـه در مراقبه ذهن آگاهـی می توانند در پیشگیری از عود دوره های افسردگـی، اضطراب و ناسازگاری سودمند باشند (ویلیام[9]، 2002).

کاویانی، جواهری و بحیرایی ( 1384) برای اولین بار پ‍‍ژوهشی تحت عنوان بررسی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش افکار خودآیند منفی، نگرش ناکارآمد، افسردگی و اضطراب را در ایران انجام دادند. و به این نتیجه رسیدند که ذهن آگاهی بر کاهش نگرش ناکارآمد و خودآیند منفی و  کاهش اضطراب و افسردگی اثر داشته است.

مسئله­ای که این پژوهش به دنبال آن است این است که: آیا شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی و پرخاشگری  و اضطراب کودکان خانواده های مطلقه تاثیر دارد؟

 

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

   می توان اذعان داشت که خانواده های مطلقه به دلیل موقعیت اجتماعی و روانی که دارند عموماً در حال تنیدگی قرار دارند و به موازات آن، زندگی فرزندان این نوع خانوده ها به دلایل مختلف چالش برانگیز است.. شناسایی و آسیب شناسی عوامل زیر بنایی و بنیادی مشکلات روانشناختی فرزندان والدین مطلقه موجب می گردد که در حل و درمان این مشکلات راهکارهای مناسبی با توجه به عوامل بیان شود که در نهایت منجر به سلامت روان این افراد می­ شود.

نسبت بزه کاری در خانواده های متلاشی شده خیلی بیشتر از خانواده های بادوام است و بی سرپرستی در فرزندان، عقده های روانی ایجاد می کند و جنبه منفی طلاق خیلی گسترده است. امروزه شاخص آمار طلاق بسیار قابل توجه است به طوری که براساس آمار سازمان ثبت احوال از هر ۵٫۵ ازدواج، یک ازدواج به طلاق می انجامد و این رقم در تهران وضعیت بدتری را نشان می دهد، به طوری که در تهران از هر 9/2 ازدواج، یک مورد به طلاق می انجامد. بر اساس آمار منتشره از سازمان ثبت احوال کشور تعداد طلاق در سال 1394 163 هزارو 765 مورد می باشد و متاسفانه آمار دقیقی از کودکان طلاق در دسترس قرار ندارد اما با توجه به نرخ سالیانه طلاق تعداد آنها کم نخواهند بود. بر این اساس، آمارها نشان دهنده نرخ بالای طلاق و به دنبال آن ازدیاد فرزندان طلاق است (یحیی زاده و حامد، 1394).

طلاق به هر دلیلی، درست یا نادرست، پیامدهایی دارد، هم برای افراد خانواده و هم برای جامعه. برای زن و مرد مشکلات اقتصادی، روانی، عاطفی و اجتماعی ایجاد می کند و زوج های متارکه کرده را به انزوا می کشاند. تاثیر طلاق برفرزندان بسیار پیجیده است، فرزند تک والد، ناخواسته درگیر تضادهایی می گردد که نه توان درک آن را دارد و نه تاب کنار امدن با آن ها را. فرزندان حاصل از چنین ازدواج هایی علاوه بر اینکه نیازهایی ویژه دارند در معرض آسیبهای روانی و اجتماعی فراوانی قرار می گیرند. به طوری که یکی از پیامدهای طلاق در جوامع امروز، افزایش میزان و نوع رفتارهای انحرافی است. طلاق از مهمترین و بدخیم ترین آسیب ها و معضلات خانواده های جوامع صنعتی و یا در حال گذار، مانند ایران است. باید توجه داشت که یکی از عوامل مؤثر در بزهکاری نوجوانان نابسامانی خانواده است (شکر بیگی، ۱۳۸۵: ۷۵). دنیای تنهایی این کودکان بس غم انگیز و عذاب آور است و روابط اجتماعی آنها دچار اختلال می شود و همین امر، بیشتر آنها را به سوی افسردگی، پرخاشگری و کج روی های اجتماعی سوق می دهد. نمی توان روابط بین طلاق و آسیبهای روانی کودکان و نوجوانان را نادیده گرفت؛ بایست قبول کرد که طلاق و جدایی اثرات نامطلوبی بر کودکان بر جای می گذارد. بررسی کودکانی که والدین آنها از هم جدا شده اند نشان می دهد که آسیب های روحی وارد شده به این کودکان و نوجوانان بسیار شدید است.

پژوهشهای مختلف نشان می دهد در بیشتر آسیب های اجتماعی رد پایی از فرزندان طلاق به چشم می خورد، همچنین مطالعات روان شناختی بر تاثیرات مختلف طلاق بر سلامت روان این افراد، مهر تایید می زند. آبراهامسون در پژوهش های خود دریافت خانواده های افراد بزه کار نسبت به خانواده های افراد غیر بزه کار در شرایط عاطفی نا مطلوبی به سر می برند که ” فشار خانواده” نامیده می شود. این فشار با خصومت، تنفر، پرخاشگری، عصبانیت، افسردگی، اضطراب و آشفتگی های عاطفی به وجود آمده و حفظ شده است، که هم در والدین و هم در فرزندان آشکار می شود. “شاو و مک کی” نیز اثر فزاینده فشار درونی و اختلاف را عامل تبیین کننده بزه کاری می دانند. لذا استدلال می شود عدم روابط گرم و عاطفی در خانواده با افزایش احتمالی گرایش فرد به بزه کاری رابطه مستقیم دارد (چلبی، ۱۳۸۶: ۹۶).

بنابراین با توجه به مطالب ارائه شده اهمیت و ضرورت انجام این پژوهش معلوم می شود. همچنین؛ اگر ذهن آگاهی در سلامت روانی افراد تأثیرگذار است یا دست کم رابطه معناداری میان این دو متغیر مزبور برقرار است، بر سیاست گذاران فرهنگی، نهادهای پرورشی و پزشکی و …است که شهروندان و افراد انسانی را به طور کلی ترغیب و تشویق نمایند تا از قابلیت­های ذهن آگاهی  به نحو شایسته استفاده کنند و از این طریق هم ساحت فردی و روانی خویش را آبادان و هم حیات اجتماعی را قابل تحمل و پرنشاط گردانند و به عبارت دیگر پژوهش های صورت گرفته در زمینه آموزش ذهن آگاهی می تواند بر مشکلات اثرگذار باشد، لذا پژوهش در این زمینه ضروری و مهم تلقی می شود.

 

1-4 اهداف پژوهش

1-4-1 اهداف کلی

هدف کلی این تحقیق تعیین میزان اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، پرخاشگری و اضطراب کودکان (11 – 6) سال خانواده های طلاق می باشد.

1-4-2 اهداف جزئی

۱- تعیین میزان اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی

۲- تعیین میزان اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری

3- تعیین میزان اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب

 

1-5 فرضیه های پژوهش

1-  شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی کودکان خانواده های مطلقه تاثیر دارد.

2- شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری کودکان خانواده های مطلقه تاثیر دارد.

3- شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب کودکان خانواده های مطلقه تاثیر دارد.

 

[1] Brewer

[2] kelly

[3] Singh, Lancioni, Singh Joy, Winton, Sabaawi & Wahler

[4] Sowislo & Orth

[5] Needham, Mezuk, Bareis, Lin, Blackburn, & Epel

[6] Mindfullness

[7].kbat

[8].bayer

[9]William

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 190

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159218]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه ارزیابی اثربخشی مصاحبه انگیزشی در ترک اعتیاد افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مخدر

دانشگاه پیام نور

Payame Noor University(PNU)

Faculty of Humanities

Department of Psychology

 

Thesis is approved for the degree of Master of Arts in General Psychology

 

 

Title

Evaluation of effectiveness Motivational interviewing In changing the material and willingness to continue cooperation pointing out the treatment of people with substance use disorder                       

 

 

Supervisor

Gholamhosein Javanmard (Ph.D)

 

Advisor

Majid Vahedi (Ph.D)

 

 

Researcher

Elham Jamshidi

 

 

Date

August 2017

 

2-1- مقدمه

در طول یک قرن گذشته همواره شیوع سوء مصرف مواد مخدر دارای نوسانات زیادی بوده است. موستو برای تبیین نوسانات سوء مصرف مواد مخدر به تبیین دیدگاهی موسوم به فراموشی نسلی روی می آورد. به اعتقاد او هنگام شیوع و وفور مواد مخدر در یک نسل و یک دوره زمانی، نسل بعدی بعلت آن که شاهد عوارض دردناک اعتیاد، صدمات و آثار مخرب آن بوده اند، نسبت بدان حساسیتی شدید پیدا می کنند. این حساسیت گاهی به حد انزجار و تنفر کور و افراطی می رسد ولی باعث مصون ماندن نسل از اعتیاد می شود و مصرف مواد مخدر کاهش می یابد. با پیدایش نسل سوم که خاطره تخیلی از اعتیاد نداشته و حتی پندارهای نسل قبلی را گزافه و اغراق می شمارند دوباره مصرف مواد مخدر اوج می گیرد(عزیزی، 1392).

طی سالهای اخیر، عده ای از پژوهشگران از زاویه ای وسیع تر به روند سوء مصرف مواد مخدر در جهان نگریسته اند. به اعتقاد این گروه سوء مصرف مواد مخدر رابطه تنگاتنگی با احساس خوشبختی و جهان بینی و نگرشهای اخلاقی مردم دارد. به اعتقاد این دسته میزان رضایت از زندگی، احساسی تساهل و تسامح به رفتارهای خارج از عرف، نگرش حسابگرانه به زندگی، اقتدار گرایی، جاه طلبی و ارزشمندی رقابت، موفقیت و تلاشی طی اعصار ثابت نبوده و در حال نوسان است. یکی از صاحب نظران این حوزه رونالد اینگل هارت است. اینگل هارت با الهام از نظرات مازلو، و تعمیم آنها به شرایط اقتصادی، اجتماعی فرضیه خود را جمع بندی می کند. به اعتقاد او مردم در طی اعصار بنا به شرایط اجتماعی و اقتصادی دوره خود به آن دسته از نیازهای هرم مازلو که کمتر دارا هستند بیشتر ارزش می نهند و اولویت می دهند. او مدعی است طی سالهای بعد از جنگ جهانی اولویتها مرتباً در حال تغییر بوده اند و این تغییرات توسط یافته های تجربی از جمله بررسی ها آماری و نظر سنجی ها قابل اثبات است. نسل بعد از جنگ جهانی در کشورهای غربی، تأکید عمده بر حفظ امنیت اجتماعی، رفاه، حفظ قیمت ها و مقابله با تورم داشته است و اقلام مادی و دنیوی مانند: پول، شغلی، مقام و تحصیلات رسمی از جمله اولویت های مردم بوده و با احساس خوشبختی همبستگی نزدیک داشته است. این گونه نگرش در یک نسل، نسل بعدی را مستعد افسردگی، خودکشی و اعتیاد نموده است. نوسانی بودن مصرف مواد مخدر نه به دلیل تغییر نوسانی نگرش به مواد مخدر، بلکه به دلیل تغییر نوسانی نگرش به کل جهان، احساس جمع گرایی و فرد گرایی و نوسانات اخلاقی اعصار است و تغییر شیوع مواد مخدر را باید از این زاویه مشاهده کرد (همان منبع).

 

2-2- مصاحبه انگیزشی

2-2-1- معرفی مصاحبه انگیزشی 

بهترین شیوه برای مقابله با اسطوره مراجعان بی­انگیزه برای تغییرات رفتاری، مشاوره انگیزشی  است. روش بالینی   مصاحبه انگیزشی  اولین بار  در سال 1983 به عنوان مداخله و نوعی درمان کوتاه مدت برای درمان معتادان به مشروبات الکلی که در آن انگیزه بیمار، مانع رایجی  محسوب  می­گردد، طراحی شد. هدف اصلی مصاحبه انگیزشی، افزایش انگیزه درونی برای تغییر است. این انگیزه درونی  به جای این که از منابع بیرونی  مانند  تلاش  دیگران به منظور ترغیب، فریب و یا اجبار  صورت گیرد، از  اهداف و ارزش های شخصی  سرچشمه می­گیرد، چون گاهی اوقات اصرار  و فشار  بیرونی برای  تغییر، کاهش ضد و نقیض و دور از ذهنی را در تمایل فرد برای تغییر ایجاد می­ کند. همان گونه که  لیپر، گرین، و نسیبس[1] در سال  1973 نشان دادند، مشوق ها  و انگیزش های بیرونی، حتی  باعث کاهش  و تحلیل انگیزه درونی  می­ شود (آرکوویتز  و همکاران، 2008).

از آنجاکه عدم وجود انگیزه،یکی از مهمترین دلایل شکست درمان، نارسایی در انجام تکالیف و دیگران نتایج منفی  است (دریسچنر، لامرز و وندراستاک[2]، 2004) و ایجاد انگیزه در بیماران به منظور تغییرات رفتاری یکی ازمهم ترین وظایف پرسنل بهداشتی درمانی است (لونسکی، فورس همز، دونوهو و بیتز[3]، 2007). از این رو نظام های بهداشتی مراقبتی در فرایندی قرارگرفته اند تا خود را برای برآوردن بهتر نیازهای افراد در معرض خطر یا مبتلا به بیماری مزمن و یا ناراحتی های طولانی مدت، تغییر دهند. یکی از اهداف  این قبیل کوشش ها، پرورش انگیزه  است. مصاحبه انگیزشی  رویکرد عملی منتخب و اثبات شده ای است که  می تواند دردستیابی به این هدف مفید باشد (آنستیس[4]، 2009).در عین حال با این مداخله که بر اساس و در راستای مداخله های معتبر پیشین بوده،و نیز به سهولت قابل ادغام در مراقبت های بالینی است ، می توان افرادآماده برای تغییر و هم افرادی که آمادگی تغییر ندارند را نیز  مورد هدف مداخله قرار داد(بورلی،ریکرت،وینیستن و ریدر[5]، 2007).

مشاوره انگیزشی، روشی مراجع محور،رهنمودی  به منظور تقویت و افزایش انگیزه درونی  برای تغییر، از طریق کشف وحل تردیدها و دوسوگرایی است. و براساس مدل دو سوگرایی- تعارض، باورهای بهداشتی  نظریه حفاظتی راجرز (1976)، موازنه تصمیم گیری جانیس و مان (1977)، نظریه متعادل سازی برم (1981)، نظریه ادراک خویشتن بم (1972)، نظریه خودسامان دهی کانفر (1986) و نظریه ارزش های راکیج (1976) شکل گرفته است (فیلدز، 2006).

مصاحبه انگیزشی مداخله ای نویدبخش برای ترغیب رفتار بهداشتی مثبت درحوزه پزشکی، بهداشت و روانپزشکی است. علاوه بر انعطاف  پذیری و قابلیت کاربرد آن درحیطه های مختلف رفتاری، به صورت فردی   و گروهی قابل اجراست، مراجعان سنین کودکی تا سالمندی را پوشش  می­دهد، به صورت درمان مستقل یا به همراه سایر درمان ها،و به اشکال مختلف حضوری،تلفنی و اینترنتی مورد استفاده قرار می­گیرد (کنون،هوس،رولنیک و هود[6]، 2007، کامینگز،کوپر و کیسی[7]، 2009، وبر،تیت و کویینتیلیانی[8]، 2008؛هتما و استیل و میلر[9]، 2005)، و از نظر زمانی  و اقتصادی مقرون به صرفه است و پذیرش آن در بین بیماران بالا و فرصت کار به افراد حرفه ای می­دهد (مارتین و مک نیل[10]، 2009).

مصاحبه انگیزشی که نوعی رویکرد مراجع محور و مبتنی بر شواهد برای تسهیل تغییر رفتار است، بیش از دو دهه در حیطه اعتیاد مورد استفاده قرار گرفته است. اثربخشی مصاحبه انگیزشی در تغییر شیوه­ای که درمانگران به اختلال­های مصرف مواد و اعتیاد می­پردازند، نقش قابل ملاحظه­ ای داشته است.

استفاده از مصاحبه انگیزشی  در دنیا به سرعت پیشرفت می  کند به طوری که در  طی  سه سال، تعداد انتشارات در این زمینه تقریباً دو برابر شده است. این رویکرد به سرعت از مسئله اعتیاد، به حوزه سیستم های سلامت، ارتقاء بهداشت، و اختلالات روان شناختی و اخیراً به حطیه های اصلاح و تربیت هم سرایت کرده است (کاکس و کلینگر[11]، 2004). در سالهای اخیرکه مصاحبه انگیزشی  به محدوده بیماری های مزمن راه یافته اغلب بیماران مزمن نیازمند تغییرات رفتاری و سبک زندگی در حد بسیار وسیعی هستند تا بتوانند  سلامتی خود را حفظ کنند. علیرغم آموزش به بیماران در مورد تغییر رفتارهای بالقوه  خطرناک از سوی متخصصان، متاسفانه الگوهای عملی معدودی وجود دارد تا به مراجعان و افراد حرفه ای در ایجاد محیطی مناسب  برای تغییر کمک نماید (عثمان[12]، 2004).

دلایل زیادی برای جذابیت مصاحبه انگیزشی و تمایل بیشترنسبت به آن در مقایسه با روش­های سنتی و معمول  وجود  دارد. نخست، مشکل مهم و معمول در همه درمان ها،یعنی مقاومت  در برابر تغییر را به طور  مستقیم مطرح و آن را برطرف می کند. دوم، روشی  انعطاف­پذیر است و می تواند به عنوان رویکردی «مستقل»، در ترکیب و به همراه سایر درمان ها مورد استفاده قرار گیرد. سوم، حجم قابل توجهی از شواهد تحقیقی وجود  دارد که از کارآمدی و تاثیر مصاحبه انگیزشی در سوء استفاده از مواد و مشکلات مربوط  به بهداشت و سلامت جسمانی  و روانی  حمایت می کند. چهارم، تحقیق نشان داده است مصاحبه انگیزشی  قابل یادگیری است و طی  جلسات  نسبتاً کمی به اثرات درمانی  قابل توجهی می توان، دست یافت (آرکوویتز و همکاران، 2008).

از سویی اغلب مشکلات بهداشتی، درمانی و بهداشت روانی درکشور ناشی از مسائلی همچون عدم حضور و مشارکت با انگیزه در جلسات مشاوره، عدم مصرف مرتب داروها، عدم تکمیل دوره های درمانی،ترک درمان، عادات نادرست بهداشتی و تغذیه­ای، رفتارهای اعتیادی، بستری شدن مجدد در بیمارستان، عود بیماری، اتکاء صرف افراد حرفه ای فقط به توصیه ها و نصیحت ها می­ باشد که اغلب اینگونه رفتارها نیاز به تغییر رفتار و مشارکت فعال مراجعان دارد، این مهم را می توان با بهره گرفتن از مشاوره های انگیزشی  مرتفع ساخت. با توجه به این که کاربرد مصاحبه انگیزشی  انعطاف پذیری خوبی  دارد، می توان آن را به راحتی با انواع درمان های روانشناختی، طبی و آموزشی تطابق داد. مطالعات نشان داده است که گاهی اوقات یک پیش  جلسه چند دقیقه ای به شیوه مصاحبه انگیزشی نه شیوه دستورالعملی و کاملاً مقتدرانه سنتی، تاثیر مثبت قابل توجهی بر پیامدهای درمانی  دارد (نویدیان و پورشریفی،1390).

این روش  تاثیر بسیار زیادی بر تحقیق و کار بالینی در حیطه سوء استفاده از مواد و مشکلات مربوط  به بهداشت و سلامتی در ایالالت متحده آمریکا  و بسیاری از  کشور های دیگر داشته است. با توجه به جذابیت ها و رشد سریع این روش  نو بنیاد، از اعتیاد به مشکلات مربوط  به بهداشت و سلامت، و به حوزه علوم روان شناختی، به طوری که تا سال 2008 بالغ بر 160 کارآزمایی بالینی تصادفی وجود  دارد (رولنیک و همکاران، 2008 و آرکوویتز و همکاران ، 2008)، استفاده از این شیوه، نه تنها برای محققان و متخصصان بالینی در جامعه ما  تعجب­آور نیست، بلکه کاملاً ضروری است تا به مصاحبه انگیزشی به عنوان راهی برای  افزایش آمادگی تغییر و نیز  تقویت نتایج درمانی  در مشکلات روان شناختی و بیماری های مزمن و تهدید کننده نسل جدید به طور  جدی توجه کنند.

بیماران مزمن به منظور  حفظ  سلامتی به نحو مطلوب، نیازمند تغییرات رفتاری و تغییر در سبک زندگی اند و بهتر است به آنان کمک شود تا از  طریق ایجاد محیطی که  بحث در مورد موضوعات مهم را تشویق  می کند، موانع تغییر را شناسایی  نموده، تشویق به تعیین اهدافی  شوند که قابل دسترسی  بوده و اعتماد و اطمینان بیمار به ایجاد تغییرات را حمایت نموده و شرایط  ایجاد تغییر را فراهم کنند (عثمان، 2004). برای ورود موفقیت آمیز  به مبحث و مذاکره به منظور  تغییر رفتار، درمانگر  باید بر مهارت های ارتباطی  اصلی  تکیه کند. ایجاد محیط  درمانی  در مراکز بالینی، اولویت او ل است (لانگ و تیگز[13]، 2005).

کاکس و کلینگر (2004)، مشاوره انگیزشی  را فنی برای باز تعریف ساختار انگیزشی  ناسازگارانه تعریف می­ کنند که  افراد را در جهت بهبود عملکرد روان شناختی و دستیابی به اهداف مورد نظر کمک می کند.

مشاوره انگیزشی، روشی  مراجع محور، رهنمودی به منظور تقویت و افزایش انگیزه درونی برای تغییر، ازطریق کشف و برطرف کردن دو سوگرایی  است. این تعریف چند ویژگی دارد: نخست این که  مصاحبه انگیزشی، روش  مراجع محور یا شخص محور  است و تاکیدش برعلایق و دیدگاه های فرد قرار دارد. مصاحبه انگیزشی، شکل گسترش یافته و تکامل تدریجی رویکرد مشاوره مراجع محوری است که توسط  کارل راجرز مطرح شده است. مصاحبه انگیزشی  بر آموزش مهارت های مقابله ای  جدید، باز تعریف و ساختار دهی مجدد شناخت ها و شکافتن و بررسی  گذشته متمرکز  نیست، فقط بر علایق  و نگرانی های فعلی شخص  متمرکز  است (میلر و رولنیک[14]، 2002).

دوم این که مصاحبه انگیزشی از نظر این که آگاهانه-رهنمودی است با روش راجرز تفاوت  دارد. گاهی اوقات مراجع محوری با رهنمودی بودن به جای یکدیگر استفاده می شوند در حالی که  این دو به جنبه های متفاوتی  از سبک مشاوره اشاره دارند. مصاحبه انگیزشی به طورهدفمند، حل دو سوگرایی را در جهت خاصی  از تغییر مطرح می سازد (سودرلند، نیلسون و کریستونسون[15]،2008).

نکته سوم این که مصاحبه انگیزشی، بجای این که یک مجموعه فنون باشد، بیشتر یک روش ارتباطی  است. روشی  برای فریب  دادن مردم نیست، کاری  نیست که برای افراد انجام داد بلکه  شیوه ای از برخورد، زیستن و بودن با دیگران است (مصور- رحمانی[16]، 2007).

چهارم این که در مصاحبه انگیزشی تاکید بر فراخوانی انگیزه درونی برای تغییر است. این روش با راهبردهای انگیزشی که هدف آن تحمیل تغییر با توسل به ابزارهای بیرونی مانند نفع مالی، تنبیه و جریمه قانونی  است، فرق دارد. البته هدف قضاوت در مورد رویکردهای و مشوق های بیرونی که می تواند در اصلاح رفتار موثر باشد، نیست (آرکوویتز و همکاران، 2008).

و بالاخره پنجم این که  مصاحبه انگیزشی بر کشف و حل دو سوگرایی به عنوان عامل اصلی فراخوانی تغییر متمرکز است. هدف مصاحبه انگیزشی تحمیل تغییری که ناهماهنگ با باورها و عقاید شخص باشد، نیست (میلر و رولنیک، 2002).

مصاحبه انگیزشی به عنوان یک رویکرد انگیزشی جدید در حوزه مشاوره و روانشناسی از سه بخش مبانی، اصول و فنون تشکیل شده است.

 

2-2-2- مبانی مصاحبه انگیزشی 

مبانی و روح مصاحبه انگیزشی تحت عنوان مشارکت، فراخوانی و احترام به خود مختاری بیمار تشریح شده است. بدون در نظر گرفتن این مبانی، گرچه فرد می تواند از روش های مصاحبه انگیزشی استفاده کند اما نمی توان آن را مصاحبه انگیزشی  قلمداد کرد.

1- مشارکت: مصاحبه انگیزشی به مراجع و فرد متخصص متکی است، در مقابل رابطه نابرابر از نظر قدرت که در آن متخصص ماهر و زبده، مراجع منفعل را در جهت آنچه باید انجام دهد، هدایت می کند، در این روش، گفتگوی مشارکتی فعال و فرایند تصمیم گیری مشترک وجود دارد. این مطلب به ویژه در تغییر رفتارهای بهداشتی بسیار اهمیت دارد ،زیرا در نهایت، این بیمار است که  می تواند  تغییراتی  را عملاً به نمایش  بگذارد.

2- فراخوانی: به نظر می رسد عمده فعالیت سیستم مراقبت های بهداشتی درمانی، ارائه چیزهایی  است که افراد یا فاقد آن هستند و یا در آن ضعف و نارسایی دارند، و می تواند شامل دارو، دانش  و اطلاعات، بینش  و یا مهارت ها باشد. در عوض مصاحبه انگیزشی در جستجوی این است تا آنچه را افراد از قبل درخود دارند، فرا خوانده یا به عبارتی  بیرون کشیده، تا انگیزه و منابع درونی  آنان را برای تغییر فعال سازد.

3- احترام به خودمختاری مراجع: متخصصین رشته های مختلف ممکن است اطلاعات ارائه دهند، توصیه کنند و حتی هشدار دهند، اما در نهایت این بیمار است که تصمیم می گیرد، چه کاری  انجام دهد. شناسایی  و احترام گذاشتن به این حس خودمختاری و حق انتخاب نیز  اصل مهمی در جهت تسهیل تغییر رفتار بهداشتی  است (میلر و رولنیک، 2002؛ آرکوویتز و همکاران، 2008 و آنستیس، 2009؛ کاکس و کلینگر، 2004؛ مادسون ،لویقنون و لین[17]، 2009؛ کاکس و کلینگر، 2004).

 

2-2-3- اصول مصاحبه انگیزشی

علاوه بر مبانی، مصاحبه انگیزشی متشکل از اصولی است که عبارتند از:

اصل اول، ابراز همدلی: درمانگر همدلی کننده می کوشد تا دنیا را از منظر و چشم مراجع، بدون قضاوت  و انتقاد ببیند و تجربه کند. با انجام این کار، افکار، احساسات و اعمال مراجع به میزان زیادی محسوس ومعنا و مفهوم دار می شوند. حتی  اگر بیماری با توجه به سن بالا و عوامل خطر دیگری به سبک زندگی سالم پای بند نباشد. پذیر ش بیمار، تغییر را تسهیل می کند.

اصل دوم، افزایش تضاد: عامل تفاوت  بین رفتا رهای  فعلی مراجع و ارزش های وی  در زندگی، انگیزه محسوب  می  شود.آگاهی از این شکاف و تفاوت ها می ­تواند انگیزه فرد را برای  تغییر، افزایش دهد.درمانگر با سبک مصاحبه انگیزشی شکاف و تفاوت های بین رفتارهای فعلی فرد و ارزش های فردی  را به مراجع منعکس می کند، تا مراجع آن کار را انجام دهد. مراجع بیش از مشاور باید بحث و استدلال درباره تغییر ارائه دهد.

اصل سوم، مدارا با مقاومت: در مصاحبه انگیزشی، مقاومت در برابر تغییر، بخش طبیعی و مورد انتظار در  فرایند تغییر به شمار می آید و به جای این که مانعی قلمداد شود که  باید بر آن غلبه کرد، بیشتر  به عنوان منبع ارزشمند اطلاعات در خصوص تجربه های مراجع است.از بحث و مجادله برای ایجاد تغییر باید اجتناب شود زیرا مقاومت به معنای مخالفت و تضاد مستقیم نیست. دیدگاه های جدید به مراجع ارائه می­ شود ولی به وی  تحمیل نمی شود. مقاومت علامتی برای  درمانگر است که نشان می دهد باید به طور متفاوتی پاسخ دهد.

اصل چهارم، حمایت از خودکارآمدی: در مصاحبه انگیزشی، درمانگر از خودکارآمدی مراجع حمایت می  کند، باور بر این است مراجع می تواند  اعمال لازم را انجام داده و در تغییر موفق  شود. افراد اغلب علم، دانش  و منابع لازم برای تغییرات مورد علاقه را در اختیار دارند، فقط کافی  است یک بار  تصمیم بگیرند، آن را انجام دهند. و در این صورت، درمانگر فقط به عنوان مشاور  یا راهنما عمل  نموده و راه های احتمالی را که می توان در پیش گرفت، به وی  پیشنهاد می کند. باور شخص  در مورد احتمال ایجاد تغییر یک عامل انگیزشی  مهم محسوب  می شود (میلر و رولنیک، 2002، آرکوویتز و همکاران، 2008 و آنستیس، 2009 و کاکس و کلینگر، 2004).

 

2-2-4- فنون مصاحبه انگیزشی 

بسیاری از  مهارت های مصاحبه انگیزشی  مستقیماً از درمان محوری  راجرز گرفته شده و عبارتند از:

1- پرسیدن سوالات باز پاسخ: در مصاحبه انگیزشی، باید مراجع بیشترین حجم صحبت را داشته باشد و سوالات باز  پاسخ برای  دستیابی به این هدف مورد استفاده قرار می گیرند.

2- گوش دادن انعکاسی (توام با تامل و تفکر): احتمالاً تنها مهارت بسیار مهم در  مصاحبه انگیزشی،گوش دادن توام با تامل  و دقت است. میلر و رولنیک معتقدند فلسفه و ماهیت واکنش  گوش دادن تاملی این است که معنا و مفهوم صحبت طرف مقابل را حدس زده و برداشت کرد.افراد همواره منظور و مقصود خود را به طور  روشن و واضح بیان نمی کنند.

3- تایید: به منظور تشویق  و حمایت مراجع در خلال  فرایند تغییر، درمانگر سبک مصاحبه انگیزشی  مکرراً مراجع را در قالب عبارات مبتنی بر درک و قدردانی، مورد تایید قرار می  دهد. برخی نمونه های ساده تایید و تصدیق  عبارتند از: «برای انجام آن کار جرات و شجاعت به خرج دادی.» یا «واقعاً ایده و نظر خوبی  است.»

4- خلاصه و جمع بندی: خلاصه ها، نقش مهمی را در سرتاسر جلسات مصاحبه انگیزشی  ایفا می کنند. انجام این کار نه تنها نشان دهنده این است درمانگر گوش می دهد ،بلکه  می تواند مطالب و موضوعات را به هم ربط داده تا بتوان از آنها در تاکید و تمرکز  بر نکات خاص و معینی کمک گرفت.

5- فراخوانی صحبت معطوف  به تغییر: در پنجمین تکنیک، درمانگر  بدون این که حامی  و مدافعه تغییر باشد، به طور آگاهانه ای صحبت معطوف  به تغییر را بیرون کشیده و استخراج می کند. صحبت معطوف به تغییر، مرکب  از عبارات و صحبت هایی است که تمایل، توانایی  ادراک شده، نیاز، آمادگی، دلایل و علل  و یا تعهد و الزام به تغییر را منعکس می کنند. عبارات نشان دهنده الزام و تعهد به تغییر، قوی­ترین شاخص نتایج درمانی  خوب هستند (میلر و رولنیک، 2002؛ آرکوویتز و همکاران، 2008؛ میلر و رولنیک، 2002). صحبت معطوف به تغییر را در چهار طبقه تقسیم بندی می کند: 1- شناسنایی  ابعاد منفی و ضررهای وضعیت بینابین فعلی. 2- شناسایی  ابعاد مثبت و فواید تغییر. 3- ابراز  خوش بینی در مورد تغییر و 4- بیان قصد و نیت مبنی  بر تغییر.این چهار نوع  عبارت در برگیرنده ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری متعهد شدن به تغییر است فراخوانی صحبت معطوف  به تغییر یکی  از مهارت های اصلی و عمده مصاحبه انگیزشی  است و از  طرفی یکی از مهارت­ های پیچیده و دقیق است زیرا برای انجام آن راه های زیادی  وجود دارد (آرکوویتز و همکاران، 2008؛ واگنر  و مک ماهان[18]، 2004).

ارائه اطلاعات در مصاحبه انگیزشی  به صورت سنتی انجام نمی گیرد بلکه  تبادل  اطلاعات صورت می گیرد و بر اساس  دستورالعملی  انجام می  شود،که ضرورت مشارکت بیشتر  از جانب  مراجع را می طلبد. بدین منظور  از  دو راهبرد «قطعه اطلاعات – بررسی  و کنترل آن با مراجع- قطعه اطلاعات بعدی» و «فراخوانی  اطلاعات از مراجع- ارائه اطلاعات جدید – فراخوانی مجدد اطلاعات» برای تبادل  اطلاعات استفاده می­ شود. ارائه اطلاعات در این شیوه به صورت خنثی، بر اساس نیاز و با اجازه مراجع انجام می شود و به مراجع فرصتی  داده می­ شود تا اطلاعات را ضمن پردازش، تغییر و تفسیر کنند (برودی[19]، 2005 آنستیس، 2009؛ میلر و رولنیک، 2002).

 

2-2-5- برخی فواید مصاحبه انگیزشی 

1- آمادگی خوبی برای درمان عمل  محور  است.

2- به برقراری رابطه و کاهش مقاومت  کمک می کند.

3- باعث افزایش ماندگاری و مشارکت در درمان می شود.

4- به حل و برطرف شدن حالت دو سوگرایی  کمک می کند.

5- باعث افزایش انگیزه و صحبت معطوف  به تغییر می  گردد.

6- به افزایش  حس اطمینان در مراجع کمک می کند.

7- از  فرسودگی شغلی درمانگر یا مشاوره پیشگیری می کند (نویدیان، پورشریفی، 1390).

 

2-2-6- نظریه ها و مدل های مصاحبه انگیزشی

هر چند گاهی اوقات از مصاحبه انگیزشی  به عنوان شکلی از درمان شناختی رفتاری صحبت می شود ولی تفاوت های بسیار مهمی  بین رویکرد مصاحبه انگیزشی  و درمان شناختی رفتاری و حتی  روان درمانی وجود  دارد. شاید یکی از مهمترین تفاوت ها،آن است که مصاحبه انگیزشی بر کمک به فرد برای حل دو سوگرایی  درباره تغییر بیشتر ازکمک به کسب  مهارت های شناختی، هیجانی، مقابله ای و رفتاری مورد نیاز برای یک زندگی سالم تاکید می کند (آنستیس، 2009).

مصاحبه انگیزشی به جای یک مکتب درمانی، بیشتر یک شیوه برخورد و زندگی با دیگران است. مصاحبه انگیزشی و دیگر انواع روان درمانی ها از این نظر که مقاومت و دو سوگرایی  را به عنوان پدیده ای  می­دانند که اطلاعات مهم درمانی  در اختیار  قرار  می­ دهد، با هم مشترکند ولی از نظر نوع اطلاعات مهم دانسته شده و نحوه برخورد با آن متفاوتند. برای نمونه در مکتب  روان تحلیلی دو سوگرایی، تعارض ناخودآگاهی  است که از گذشته منتقل شده است در صورتی که مصاحبه انگیزشی، بدون توجه به گذشته به »اینجا و اکنون» تاکید دارد. در عوض  در رویکردهای شناختی درمانی، گرچه برخی رفتار درمان گران و درمانگران شناختی رفتاری، مسئله مقاومت را مطرح کرده اند، ولی برای  مقاومت  دو سوگرایی ارزش و جایگاهی قائل  نیستند. رفتار درمانی که پیشرو و منادی درمان شناختی رفتاری  بود، مقاومت را به بی  کفایتی  درمانگر در مفهوم سازی  اوضاع و شرایطی که رفتارها را کنترل می  کند، نسبت می  دهد. شناخت درمانگرانی مانند بک،  مقاومت را به عنوان، فراهم نمودن اطلاعاتی در خصوص تفکرات و باورهای تحریف شده مراجع مورد توجه قرار می دهند. در مقایسه با مصاحبه انگیزشی، درمان شناختی رفتاری یک رویکرد نسبتاً دیکته شده  و تجویزی  است که بر آموزش رفتارهای جدید و روش های اصلاح باورهای ناکارآمد مراجعان تاکید دارد.استفاده از عبارت «تکالیف خانگی»، نقش درمانگر را بیشتر  به عنوان معلم، در  امرخطیر تغییر، پر رنگ تر می­سازد (آرکوویتز همکاران، 2008؛ میلر و رولنیک، 2002).

مصاحبه انگیزشی  از دیدگاه «روان شناسی  سنتی»، تلاش برای «ثبات»، «جبران» و یا «معالجه» فردی  تلقی  می­­شود که تا حدودی ناکارآمدی دارد. از نظر «روان شناسی مثبت نگر» روشی  است برای کمک به فرد تا با ارزش ها و تجربه هیجانات مثبت در مسیر خود به سمت بهبود سلامت  جسمانی  و روان شناختی، مجدداً پیوند برقرار  نماید. در واقع مصاحبه انگیزشی توانایی تجربه هیجانات مثبت، علاقمندی، امید، خرسندی و حس الهام بخش درونی  را در فرد پرورش می­ دهد تا بیماران بتوانند آینده بهتری را برای خود  تصور کنند، موفقیت­های گذشته را بخاطر آورده و اطمینان به توانایی خود برای  تغییر و اصلاح را در زندگی گسترش دهند و این شاید یکی از مکانیسم های اثر بخشی  این رویکرد مشاوره ای باشد (آنستیس، 2009).

مصاحبه انگیزشی نه یک الگوی مداخله­ای کاملاً جدید و نه هم یک الگوی مجزا است بلکه  ترکیبی از اصول  و فنون برگرفته شده از مجموعه ­ای از مدل های بسیارگسترده روان درمانی  و تغییر رفتار است (کاکس و کینگر، 2004)، که مهمترین آنها عبارت است از:

1- مدل مراحل تغییر(پروچسکا و دی کلمنته، 1992): نقش مکمل را در تکامل مصاحبه انگیزشی  و سایر مداخله های کوتاه مدت مبتنی بر مصاحبه انگیزشی  ایفا می کند. دیدگاه فرا نظری در مورد تغییر رفتار، شامل یک سری مراحل تدریجی است که در برگیرنده وظایف متعدد و فعالیت­های مقابله­ای مختلفی  است. مشاوران نیاز دارند تا فرایند تغییر را به منظور عادی ساختن روند  تغییر برای مراجعان و استفاده از راهبردهای مناسب  برای کمک به آنان در جریان گذر از مراحل مختلف تغییر، درک کنند (میلر و رولنیک، 2002). مدل مراحل تغییر، 93 % مراجعان را می­تواند  از نظر میزان آمادگی و انگیزه برای  تکمیل یا پایان زودرس دوره درمان، پیش  بینی  کند (ووگل ،هانسن،استیل و گوتستام[20]، 2006).

مدل مراحل تغییر، تغییرات رفتاری  را به مثابه فرایندی که در آن افراد  از پنج مرحله متفاوت از نظر کیفی، عبور می کنند. فرد در مرحله قبل از قصد اعتقادی  ندارد رفتار فعلی او، مشکلی جدی و مهمی است و قصد ندارد در آینده نزدیک آن را تغییر دهد. آنها نه تنها در فعالیتی که بتواند نظرآنها را نسبت به رفتار مشکل  آفرین تغییر دهد درگیر نمی­شوند، بلکه نسبت به رفتار مورد نظر حالت دفاعی دارند. هدف در این مرحله حرکت به سوی مرحله قصد و تامل  است. عدم آگاهی از خطرات و پیامدها، خودکارآمدی پایین و رضایت از وضعیت موجود از جمله موانع تغییر در این مرحله محسوب می­ شود. در مرحله قصد،کم کم می­بیند رفتار مشکل آفرین شده و تغییر را مورد توجه قرار می­ دهد ولی در مورد تغییر حالت دو سوگرایی  دارد زیرا هنوز دلایلی برای تداوم رفتار می­بیند. افراد می­ پذیرند دارای مشکل هستند و تفکر  جدی در مورد حل آن را آغاز می کنند. در این مرحله می کوشند تا مشکل  خود را درک کنند، به علل آن پی ببرند و درباره راه حل های ممکن فکر کنند. ولی از  این که  خود را به عمل  متعهد سازند، بسیار فاصله داشته باشند. حرکت  به سمت مرحله آمادگی هدف مداخله های تغییر رفتار است. علاوه بر سایر موانع ذکر شده در مرحله قبل، تردید و دو سوگرایی از جمله موانع تغییر رفتار در این مرحله است. در مرحله آمادگی، فرد تصمیم به تغییر رفتاری  گرفته و طرحی برای آن در آینده نزدیک دارد.آنها  در آستانه عمل قرار  دارند. برخی از افرادی که در این مرحله بسر می برند، قبلاً برای تغییر سعی کرده اند ولی موفق  نشده اند. هدف مداخله در این مرحله حرکت به سمت عمل  و طراحی برنامه  است. عدم اگاهی از  گزینه های ممکن، نبود عزم لازم برای  برنامه های تغییر و فقدان تعهد  از مهمترین موانع این مرحله تغییر است. در مرحله عمل، طرح تغییر رفتاری  را به اجرا در می آورد و شروع  به ایجاد تغییر مورد نظر می­ کند. در این مرحله افراد  به آشکارترین وجه و به صورت عمدی و اگاهانه رفتار خود را تغییر می­دهند. به عبارتی آغاز به حرکت  می کنند و برنامه­ای را که برای آن آماده شده اند، به اجرا در می آورند. تغییرهایی که  در مرحله عمل  صورت می­گیرد برای دیگران بیشتر از تغییراتی که  در سایر مراحل به وقوع می­پیوندد، قابل مشاهده است، بنابراین بیشترین تحسین و تایید را به دنبال دارد. بهینه سازی  طرح ها و برنامه ها و دوام و استمرار  تغییر از اهداف مداخله در این مرحله و شکست و سرخوردگی و اطمینان زیاد به خود از موانع آن به شمار می رود. در مرحله حفظ بیمار تغییرات رفتاری ایجاد نموده و برای اجتناب از بازگشت به رفتار قبلی تلاش می کند. نگهداری تغییر ایجاد شده بسیار دشوار است. شخص می کوشد تا بهبودی حاصله در مرحله عمل  را تحکیم و تبیت بخشیده و از بازگشت جلوگیری کند. بر خلاف دیدگاه سنتی،مرحله حفظ رفتار، یک مرحله ایستا نیست. بدون تعهد و پای بندی نیرومند، مطمئناً بازگشت رخ خواهد  داد. سبک زندگی جدید و با ثبات و دستیابی به اهداف اصلی از جمله اهداف این مرحله و استرس ها و فقدان های عمده و شکست در دستیابی به اهداف اصلی از  جمله موانع این مرحله است (ویلسون و شلم[21]، 2004). پروچسکا و دی کلمنته (1992) از مرحله ششمی تحت عنوان بازگشت یا عود به عنوان یکی از مراحل طبیعی تغییر رفتار نام می برند. افراد قبل از نیل به موفقیت در خیلی از موانع بین مراحل بالا و یا پایین می­روند. از این رو یک لغزش، اشتباهی موقتی است و نباید آن را شکست تلقی کرد، بلکه باید به آن به عنوان یک قدم به عقب نگریست. شناسایی  بازگشت و تشریح آن به عنوان فرصتی  برای  یادگیری، هدف مداخله های رفتاری در این مرحله است (نویدیان و پورشریفی، 1390).

افراد بسته به مرحله ای که در آن بسر می برند، نیاز به مداخلات خاصی دارند. افراد مراحل را به طور  خطی  طی نمی کنند، قبل از موفقیت در حفظ رفتار، چندین بار  به مراحل قبل بر می گردند و بین دو سوگرایی، شناسایی  مشکل  و متقاضی  عمل بودن به طور طبیعی نوسان می کنند. این مدل به تلاش برای تسهیل تغییر رفتاری مربوط  است زیرا متخصص بالینی را نخست به درک سطح آمادگی مراجع برای تغییرآگاه می سازد و سپس با بیمار کار می­ کند تا در جهت حرکت موفقیت آمیز  ادامه مسیر دهند  (لانگ و تیگز ، 2005؛ لونسکی و همکاران، 2007).

2- تعارض دو سوگرایی: در موقعیت تعارض، دو سوگرایی  امری طبیعی و مشخص کننده مرحله اول و قصد و مانع اصلی و عمده تغییر است (فیلدز، 2006). میلر و ر ولنیک (2002) درباره دو سوگرایی  معتقدند، تعارض ها بر سه دسته اند: 1- رسیدن – رسیدن (دو انتخاب، هر دو مثبت و جذاب)، 2- اجتناب – اجتناب (دو انتخاب منفی  و هر دو رنج آور) و 3- رسیدن – اجتناب (دو انتخاب که هر دو ابعاد مثبت و منفی  قوی  دارند). آنان حالت سوم را دو سوگرایی  تعریف می­ کنند. که  در آن فرد وقتی به سمت انتخاب «الف» می رود، جنبه های منفی آن پر رنگ و ابعاد مثبت انتخاب «ب» جذاب­تر می  شود و هنگامی که می خواهد به سمت انتخاب «ب» بروند، ابعاد منفی  انتخاب «ب» برجسته و انتخاب «الف» جذابیت بیشتری پیدا می کند. همین وضعیت در کار بالینی در هنگام تغییر رفتار بهداشتی و اعتیادی  هم رخ می­دهد که  از آن به عنوان «می خواهم ………….. ولی …………» یاد می  کنند (اسلاگل و گرای[22]، 2007).

3- الگو و مدل باورهای بهداشتی (نظریه حفاظتی  رونالد راجرز، 1976) بیان می­دارد که  انگیزه برای تغییر، به وجود خطرات ادراک شده به مقدار کافی و میزان مناسبی از خودکارآمدی بستگی دارد (میلر و رولنیک، 2002؛ فیلدز، 2006؛ پری،روزنفلد،بننت و پوتنپا[23]، 2007).

4- موازنه تصمیم گیری (جانیس  و مان، 1977): تصمیم گیری فرایند سبک و سنگین کردن وسنجیدن سود و زیان تغییر به شیوه ای شناختی است. باید مراجعان را در سنجیدن فواید و مضرات کوتاه و بلند مدت ناشی از تداوم رفتار کمک کرد. این کار به مراجعان در جهت شفاف سازی  و ارزیابی نیاز  به تغییر کمک خواهد کرد. آنها از این طریق عوامل مختلف حمایت کننده و غیرحمایت کننده رفتار را می­سنجند. با بهره گرفتن از راهبردهای مناسب مصاحبه انگیزشی، مهارت حل مسئله می ­تواند تصمیم گیری را ممکن سازد و بر اساس صحبت های مراجع  در خصوص تغییر، وی  را در جهت تغییر قرار  داده و متمایل به تغییر می  سازد ( فیلدز، 2006).

5- واکنشی عمل کردن (نظریه برم، 1981): وقتی که حس آزادی، اقتدار و خودمختاری رفتاری مورد تهدید قرار گیرد، احتمال و تمایل ادراکی مبنی بر اجبار برای تداوم آن رفتار افزایش خواهد یافت. مراجع و درمانگر باید بدانند پاسخ واکنشی کاملاً طبیعی است. درمانگران به ویژه وقتی مراجع تحت فشار برای تغییر است،  احساسات واکنشی را انتظار داشته وآن را طبیعی قلمداد می­ کنند.درمانگران فرایند بیان و شفاف سازی  احساسات واکنشی را تسهیل می­ کنند.این فرایند فرصتی را برای مراجعان فراهم می کند تا به مسئولیت و حس مالکیت خود در خصوص تصمیمات و انتخاب های مربوط به تغییر، توجه کنند (فیلدز، 2006؛ رولنیک،میلرو بوچلر[24]، 2008؛ و آرکوویتز و همکاران، 2008).

6- نظریه خودادراکی (بم، 1972): وقتی  افراد به طور  گروهی و عام موضعی را گرفتند، تعهدشان نسبت به آن موضع افزایش می­یابد. «این بیمار یا مراجع است که باید استدلال برای تغییر را ارائه نماید». درمانگران به صحبت های معطوف  به تغییر گوش فرا داده، آن را انعکاس می­ دهند و تایید می­ کنند.در مصاحبه انگیزشی  تمرین هایی  به منظور فراخوانی واستخراج صحبت های معطوف به تغییر طراحی شده است. وقتی  مراجعان آن چه را درمورد تغییر نوشته اند، بلند می­خوانند، استدلال­های خود را برای تغییر استحکام می بخشند (میلر و رولنیک، 2002 و فیلدز، 2006).

7- نظریه خود سامان دهی  (کانفر، 1986): برای شروع  و آغاز تغییر، فرد باید که در  جستجوی افزایش شکاف و تمایز بین وضعیت موجود  (فعلی) و اهداف شخصی  باشد.  «کجا دارم می روم و کجا می خواهم باشم» (میلر و رولنیک، 2002؛ فیلدز، 2006).

8- نظریه ارزش ها (راکیج، 1979): طبیعت و ذات  ارزش های انسان، راکیج شخصیت را به عنوان سلسله مراتبی سازمان یافته از ارزش ها توصیف و مفهوم سازی  نمود. درمانگران از تمرینات مصاحبه انگیزشی  به منظور افزایش اگاهی مراجع از تضاد و تفاوت بین وضعیت فعلی و اهداف آینده استفاده می­ کنند. تمرین احساسات، شفاف سازی ارزش ها و دیدگاه،آگاهی مراجع از تضاد بین وضعیت فعلی و اهداف آینده را افزایش داده و جرقه تمایل درونی برای تغییر را می­ زند (میلر و رولنیک ، 2002).

 

[1] . Lepper ,Greene & Nisbeet

[2] . Drieschner , Lammers & Vanderstaak

[3] . Levensky , Forcehimes , Donohue & Beitz

[4] . Anstiss

[5] . Borrelli , Riekert , Weinstein &  Rathier

[6] . Chanon , Huws , Rollnick & Hood

[7] . Cummings, Cooper & Cassie

[8] . Webber, Tate & Quintiliani

[9] . Hettema , Steelr & Miller

[10] . Martins & Mc Neil

[11] . Cox  & Klinger

[12] . Ossman

[13] . Lange  & Tigges

[14] . Miller & Rollnick

[15] . Soderlund , Nilson & Kristensson

[16] . Mossavar- Rahmani

[17]. Madson  ,  Loignon &  Lane

[18] . Wagner & Mc Mahan

[19] . Brodie

[20] . Vogel , Hansen , Stiles & Gotestam

[21] Wilson & Schlam

[22] . Slagle & Gray

[23] . Preey , Rosenfeld , Bennett & Potempa

[24] . Rollnick , Miller & Butler

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

متاسفانه این فایل فصل اول و فهرست ندارد.

تعداد صفحات : 154

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159214]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه اثربخشی مصاحبه انگیزشی درتغییرنگرش به مواد و رغبت به ادامه درمان درجلب همکاری افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد

دانشگاه پیام نور

واحد بناب

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته روانشناسی گرایش عمومی

 

عنوان

اثربخشی مصاحبه انگیزشی درتغییرنگرش به مواد و رغبت به ادامه درمان درجلب همکاری افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

تابستان 1396

 

 

 

چکیده

سوء مصرف مواد و همچنین اعتیاد، از غم انگیزترین معضلات جوامع امروزی می باشند. وابستگی به مواد، اختلال مزمن و عودکننده ای است که شروع و تداوم آن متاثر از تعامل عوامل مختلف ژنتیکی،روانی،اجتماعی و محیطی می باشد. با وجود اثرات زیان بار فردی و اجتماعی متعدد این معضل اجتماعی، طبیعی است که این مسالهکی از اولویتهای پژوهش در حوزه بهداشت روانی جوامع در چارچوب شناخت، پیشگیری و درمان به موقع سوء مصرف مواد باشد. لذا هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر تغییر نگرش به مواد و جلب و همکاری و رغبت به ادامه درمان در افراد مبتلا به اختلال وابستگی به مواد است. بدین منظور جامعه آماری تحقیق از افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد شهر تبریز در اردیبهشت ماه سال 1396  انتخاب و از بین آنان به صورت قضاوتی 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شده و با  گروه آزمایش 8 جلسه مصاحبه انگیزشی انجام گرفت. نتایج حاکی از این بود که برگزاری جلسات مصاحبه انگیزشی در بین افراد مبتلا به اختلال وابستگی مواد تحت درمان باعث افزایش مشارکت در آنان شده و با تقویت انگیزه درونی برای تغییر در این افراد میزان نگرش نسبت به مواد را در آنان کاهش داده و آنان با جدیت بیشتری برای ترک مواد تلاش کرده و رغبت بیشتری برای ادامه درمان از خود نشان می دهند.

 

کلمات کلیدی: مصاحبه انگیزشی، نگرش به مواد، درمان مصرف مواد، اختلال مصرف مواد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست

 

فصل اول

کلیات تحقیق

 

1-1- مقدمه

الگوهای بیماری به دلایل تاریخی از اهمیت زیادی برخوردارند. اگر اعتیاد همچنان گناه یاخطای فرد تلقی می شد، دیگر دلیلی وجود نداشت که تمهیدات درمانی برای او فراهم شود. در آنصورت، بیشتر مردم تنها را ه حل مشکل معتادان را مجازات (از جمله، زندانی کردن) می دانستند.به این تربیت، امیدی برای افرادی که به مشکلات سوء مصرف مواد دچار می شدند، وجود نداشت .این مسأله مهمترین عامل انتخاب یکی از سه خط مشی سیاستگزاری برای جرم دانستن اعتیاد،بیماری محسوب کردن آن و یا مجرم و بیمار شمردن (یا هردو) معتادان است که هنوز در ایران به

سرانجام مشخصی نرسیده است. اما، جدا از اهمیت تاریخی الگوی بیماری است، مراجعانی که اعتیادشان را به عنوان بیماری می پذیرند اغلب برای مشارکت در درمان خود با انگیزه تر به نظر می رسند. برای بعضی مراجعان، مفهوم بیماری ظاهرا” به معنای آن است که دیگر لازم نیست احساس گناه و شرمساری کنند و ،در نتیجه، مانعی روانی از سر راه ترک اعتیادشان برداشته می شود.به عبارت دیگر می توان گفت که نظریه بیماری، برای آنانی مناسب است که فکر می کنند از نظرژنتیکی در برابر بیماری آسیب پذیرند و یا توجیهی است برای کسانی که مشکلات زیستی- پزشکی عمده داشته باشند.به طور کل، در سال های اخیر بیشتر به آن دسته از برنامه های درمانی توجه شده است که در آنها موضوع “انگیزه”1 مراجع از اهمیت خاصی برخوردار بوده است (میلر و رالینک، 1991)2

معتادان به الکل و مواد مخدر اغلب در باره ترک اعتیاد خویش تردید دارند. این تردید و احساس دودلی 3 باعث می شود معتادان به سرعت درصدد درمان برنیایند یا حتی هرگز به درمان خودنیندیشند. عده ای دیگر از معتادان نیز به این نتیجه می رسند که باید درمان شوند، اما خیلی زوداز این فکر منصرف می شوند و فرایند درمان را رها می کنند. بسیاری نیز به طور جدی می کوشند که خود را تغییر دهند، اما پس از مدتی عهد و پیمان خویش را میشکنند و مصرف مواد را از سرمی گیرند. همه اینها مشکلات مربوط به ایجاد “انگیزه”  و حفظ آن برای ترک اعتیاد [1] است.(دنیس,ل,توماس4 1999).

 این در حالی است که معتادی با پشت سرگذاشتن مشکلات مربوط به انگیزه و رسیدن به مرحله اقدام برای ترک، با نبودن امکانات مناسب درمانی در سطح کشور ، اعم از دوری راه، نوبت های چند ماهه، ضعیف بودن نظام تحویل دارو، تغییر مداوم کارشناسان، مسؤولان ودرمانگران خبره در مراکز درمانی و … مواجه می شود.

 

از سوی دیگر، همیشه این طور بوده است که درمانگران بالینی، مراجعانی را که ترک« انگیزه »اعتیاد را از دست می دهند، مقصر بدانند. به عبارت دیگر، معمولا وقتی مراجعی پیش از ا تمام درمان از ادامه شرکت در آن سرباز می زند، این گرایش دیده می شود که مراجع را تقصیر کار بدانند نه برنامه درمان را. اما، به تازگی هر چه بیشتر معلوم شده است که برنامه های درمانی انعطاف  ناپذیر، به این  مشکل دامن می زنند و یکی از هدف های روشن درمانِ روانی اجتماعی باید افزایش انگیزه مراجع باشد(میلر، زوبن1، دی کلمنت2 و ریچتاریک,3 1992؛راپاپورت4 1997 ). مطلب فوق را می توان به طور دیگری نیز تعبیر کرد و گفت :«نه فقط ویژگی ها و خصوصیات  شخصی مراجعان در انگیزه او مؤثرند بلکه شرایط بیرونی نیز حایز اهمیت اند » بر طبق این الگوی  نظری,دیدگاه  مراجع قابل احترام است و باید با آنها همدلی و همنوایی کرد تا خودشان از بین چند گزینه درمانی یکی را انتخاب کنند.

 

1-2- بیان مسئله

اﻣﺮوزه موضوع ﺳﻮء ﻣﺼﺮف ﻣﻮاد و اﻋﺘﯿﺎد از ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪ ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ وﯾﮋه ﮐﺸﻮرﻫﺎی در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ در آﻧﻬﺎ اﻗﺪاﻣﺎت ﭼﻨﺪاﻧﯽ در اﯾﻦ ﺧﺼﻮص ﺻﻮرت ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺻﺎﺣﺐ ﻧﻈﺮان و ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن اﻋﺘﯿﺎد در اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ اﺗﻔﺎق ﻧﻈﺮ دارﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﻮء ﻣﺼﺮف ﻣﻮاد ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ راحتی بنیان زندگی فردی، خانوادگی، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﯾﮏ ﻓﺮد و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺳﺴﺖ ﻧﻤﻮده و در معرض فرو پاشی قرار دهد(رابینسون و بریچ[2]،2003). از اﯾﻨﺮو ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ درﻣﺎن اﯾﻦ ﻗﺒﯿﻞ اﻓﺮاد و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ ﻋﺎﻣﻞ در ﺳﻮ ﻣﺼﺮف اﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎران از اﻫﻤﯿﺖ ﺷﺎﯾﺎﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﻮده و ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن درﮔﯿﺮ در درﻣﺎن ﺑﯿﻤﺎران واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻮاد، ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﺑﻪ آﮔﺎﻫﯽ از اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ اﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ اﯾﻦ ﺧﺼﺎﯾﺺ ، ﺑﯿﻤﺎران را ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﺗﺮک ﮐﺮدن ﻣﻮاد ﯾﺎ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎری در ﺗﺮک ﮐﻨﻨﺪ.

سوء مصرف مواد و همچنین اعتیاد، از غم انگیزترین معضلات جوامع امروزی می باشند وابستگی به مواد اختلال مزمن و عودکننده ای است که شروع و تداوم آن متاثر از تعامل عوامل مختلف ژنتیکی،روانی،اجتماعی و محیطی می باشد . این بیماری همانند سایر بیماری های روانی از چندین عامل سرچشمه می گیرد، که در هر فرد ممکن است گروه خاصی از آنها بیشتر شرکت داشته باشند .بنابراین اگر در درمان اعتیاد تنها یکی ازعوامل مد نظر قرار گیرد و از سایرعوامل چشم پوشی شود، احتمال موفقیت در درمان به شدت کاهش خواهد یافت. در سالهای اخیر بیشتر به آن دسته از برنامه های درمانی توجه شده است که در آنها موضوع انگیزه مراجع از اهمیت خاصی بر خوردار بوده است(رسولی آزاد و همکاران، 1388).

انگیزه مفهومی از نظریه خودتنظیمی است و تحت این عنوان که چرا افراد تصمیی می گیرند در برنامه ای شرکت کنند، چه مقدار تلاش برای مشارکت اختصاص میدهند و در هنگام مشارکت در فعالیتی چه مقدار استقامت و پشتکار به خرج می دهند، تعریف می شود(هانتر[3]،2008). در واقع، انگیزه یک سازه فرضی است که برای توصیف فشارها یا نیروهای درونی و بیرونی مؤثر در شروع، هدایت، شدت و استقامت در یک رفتار خاص استفاده میشود. بنابراین ، انگیزه برای درمان به عنوان مجموعه ای از نیروهایی تعریف میشود که ورود، تعهد، ماندگاری و پشتکار در درمان را تعیین می کند(سیمونئو و  برگرون[4]،2003).

به نظر پروچاسکا و دیکلمنته (1986) درمان رفتارهای اعتیادی، درصورتی که هم مراجع و هم درمانگر بر یک مرحله ی تغییر تمرکز کنند، میتواند به آرامی پیش برود. در این میان ، مصاحبه انگیزشی شیوهای است که بیشترین تأثیر را در ایجاد انگیزه برای درمان معتادان یا تغییر رفتار داشته است(ولاسکوئز و همکاران، به نقل از دهقانی و همکاران،1393).

امروزه اعتیاد با ابعاد مختلفش به صورت یک مشکل جهانی در آمده و گریبانگیر تمام اقشار جوامع شده است. به طوریکه مردان و زنان زیادی مواد مخدر مصرف می کنند و به آن وابسته اند(دهقانی و همکاران1393) مصاحبه انگیزشی رویکردی درمان جومدار، کوتاه مدت و رهنمودی است، که هدف آن برانگیختن تغییر رفتار به وسیله کمک به درمانجویان برای کاویدن و حل کردن ناهمخوان های موجود در زمینه تغییر رفتار مورد نظر است(میلر و رولنیک، 1991).رویکرد مصاحبه انگیزشی با این فرض شروع می شود که مسئولیت و قابلیت تغییر در درون مراجع است و تکلیف مشاور ایجاد و خلق مجموعه ای از شرایط است که انگیزش مراجع و تعهدش به تغییر را تقویت کند(رولینک و همکاران،2008). در حقیقت، مدل مصاحبه انگیزشی روش و سبک بالینی ماهرانه ای، برای فراخوانی و استخراج انگیزه های خوب بیماران به قصد ایجاد تغییرات رفتاری در جهت سلامتی آنان است و هدف آن، آماده کردن افراد برای تغییر است نه اینکه الزاماً آنها را به سمت تغییر دادن سهوق دهد(میلر و رولنیک،2002).

آمادگی برای درمان به عنوان تعهدات، دلایل و اهداف بیمار تلقی می شوند که به انجام رفتارهای خاص مرتبط با درمان منجر می شود و باعث نگهداری بیمار در درمان و دستیابی به اهداف درمانی می گردد. آمادگی برای درمان به روشنی مبین وجود انگیزش برای درمان است و باعث می شود سوء مصرف کنندگان مواد تصمیم بگیرند وارد درمان شوند. انگیزش اولین گام مهم برای هر عمل یا هر نوع تغییر در رفتار بوده و در درمان اختالات مصرف مواد نیز انگیزش درمانجویان برای تغییر یکی از نکات مهم مورد توجه بالینی بوده است، انگیزش تغییر و درمان که به عنوان مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی درمانجو توصیف شده یک پیش نیاز عمده برای درمان به حساب می آید که بدون آن درمانگر نمی تواند در درمان موفق باشد. سطح انگیزه هر فرد یک عامل پیشبین بسیار قوی در افزایش مشارکت در درمان و نتایج مثبت درمان، کاهش در مصرف مواد، نرخ پرهیز بالاتر، تنظیم اجتماعی بهتر و ارجاع موفق در درمان است(روح بخش،1395).فقدان انگیزش نیز برای تبیین شکست افراد برای شروع، ادامه و پذیرش درمان و کامیابی در آن به طور ضمنی به موافقت و رضایت فرد برای همراهی با درمانگر یا دستورالعمل خاص برنامه بهبودی اشاره دارد. درمانجویی که تابع توصیه های بالینی بوده و یا برچسب الکلی بودن یا معتاد دارویی را قبول دارد به عنوان فرد با انگیزه برای تغییر در نظر گرفته می شود، برعکس فردی که در برابر تشخیص مقاومت کرده یا از تعهد به درمان تجویز شده خودداری می کند به عنوان فردی بی انگیزه در نظر گرفته می شود(روح بخش،1395). لذا در مصاحبه انگیزشی و هم در درمان مراجع محور ، درمانگر شرایطی را برای رشد و تغییر از طریق انتقال نگرش های مبتنی بر همدلی دقیق و پذیرش مثبت بدون قید و شرط فراهم می کند(بهادری، 1388). مصاحبه انگیزشی که نوعی رویکرد مراجع محور و مبتنی بر شواهد برای تسهیل تغییر رفتار است، بیش از دو دهه در حیطه اعتیاد مورد استفاده قرار گرفته است. اثربخشی مصاحبه انگیزشی در تغییر شیوه­ای که درمانگران به اختلال­های مصرف مواد و اعتیاد می­پردازند، نقش قابل ملاحظه­ای داشته است.حقیقت اصلی مصاحبه انگیزشی حفظ مشارکت و خودمختاری مراجع است که از این طریق به او کمک می­ کند تا آزادانه به بررسی رفتار خویش بپردازد و بدین ترتیب تردید و دوسوگرایی را که فرایند طبیعی تغییر کردن است با سهولت پشت سر بگذارد. در این تحقیق هدف اصلی بررسی اثر بخشی مصاحبه انگیزش در تغییر نگرش به مواد و رغبت به ادامه درمان در جلب همکاری افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد می باشد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل پاسخ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺳﻮال اﺳﺖ ﮐﻪ آﯾﺎ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ اﻧﮕﯿﺰﺷﯽدر تغییر نگرش به مواد و رغبت به ادامه درمان افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد اثربخش است ﯾﺎ ﺧﯿﺮ؟

 

 

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه

تلاش برای درمان، بدون در نظر گرفتن بحث انگیزش کامل نیست. میلر و رالینک (۱۹۹۱)، در توضیح این مبحث اظهار می دارند که اغلب معتادان به طور ذاتی در مورد تغییر، احساس دوگانه ای دارند(بیشتر از این که دارای مقاومت، اراده ضعیف، یا از لحاظ شخصیتی معیوب باشند). این نویسندگان انگیزش را به عنوان «حالت آمادگی یا آماده بودن برای تغییر تعریف کرده اند که ممکن است این حالت، از زمانی به زمان دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر کند. (دهقانی و همکاران1393).

ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﯾﺎ ﻋﺪم ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬاری ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ اﻧﮕﯿﺰﺷﯽ ﺑﺮ ﻣﯿﺰان ﺗﮑﺎﻧﺸﮕﺮی و ﺷﺪت اﻋﺘﯿﺎد و ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر اﺣﺘﻤﺎل ﻋﻮد ﻣﺼﺮف ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮی راﻫﺒﺮدﻫﺎی درﻣﺎﻧﯽ ﺧﺎص و ﺗﮑﻨﯿﮏ ﻫﺎی ، ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی از ﻋﻮد ﺷﻮد. ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎی ﻣﺤﺪود در ﺑﺎره ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﻮاد ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮی را در اﯾﻦ ، زﻣﯿﻨﻪ اﯾﺠﺎب ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

به نظر پروچاسکا و دی کلمنت (۱۹۸۶) درمان رفتارهای اعتیادی، درصورتی که هم مراجع و هم درمانگر بر یک مرحله تغییر تمرکز کنند، می تواند به آرامی پیش برود. در این میان، “مصاحبه انگیزشی” شیوه ای است که بیشترین تأثیر را در ایجاد انگیزه برای درمان معتادان یا تغییر رفتار داشته است. در واقع، این روش که برای اولین بار توسط میلر (۱۹۸۳) و رالینک (۱۹۹۱) توصیف شد، یک روش مشاوره رهنمودی (با رویکرد مراجع – محوری)، است که از طریق «شناخت مشکلات بالقوه» و «کشف و رفع احساس دودلی و تردید او» با هدف تغییر رفتار، به مراجع کمک می کند (دهقانی و همکاران1393).

در این پژوهش، ضمن توصیف اثربخشی مصاحبه انگیزشی در تغییر نگرش به مواد و رغبت به ادامه درمان درجلب همکاری افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد، به تفاوت های رویکرد مصاحبه انگیزشی با سه رویکرد انکار- مواجهه، آموزش مهارت و رویکرد غیر دستورالعملی اشاره خواهد شد. به طور کل، در این نوع مصاحبه که نسبتاًنوین است بر توانایی های مشاوره ای تکیه دارد و تلاش می شود تا نگرش بیمار بدون مواجهه، نسبت به منافع و زیان های ادامه مصرف، تغییر یابد. این رویکرد، بویژه در کسانی که هنوز آماده تغییر نیستند و یا درباره این تغییر تردید دارند، مؤثر است. در واقع، هدف اصلی این رویکرد درمانی، بر طرف کردن احساس دودلی مراجعان و تشویق آنها به بیان نگرانی ها و دلایل شخصی شان برای تغییر رفتار اعتیادی است.

با در نظر گرفتن اینکه مصاحبه انگیزشی سبکی از مصاحبه با هدف درگیر کردن افراد در فرایند تغییر رفتار است، می ­تواند به منظور بهبود پیامدهای درمانی و افزایش درگیری مراجع در درمان با مداخلات روانی­اجتماعی دیگر ادغام شود. مصاحبه انگیزشی همراه با بازخورد سنجش مراجع (درمان افزایش انگیزه) که طی سه تا چهار جلسه اجرا می­ شود اطلاعاتی عینی را برای درمانجو فراهم می­ کند که می ­تواند در تصمیم ­گیری برای تغییر به او کمک کند (رولینک و همکاران،2008).

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﯿﻮع ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺳﻮء ﻣﺼﺮف و واﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﻣﻮاد در اﯾﺮان و اﻓﺰاﯾﺶ روز اﻓﺰون ﮔﺮاﯾﺶ اﻓﺮاد ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر و ﻣﺤﺮک ﺻﻨﻌﺘﯽ در ﺳﺎل ﻫﺎی اﺧﯿﺮ و نبود پژوهش های کارآمد و مفید در این زمینه، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه این مواد ﻣﻬﻢ و ﺿﺮوری ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ،در ﻣﯿﺎن ﻣﻌﺘﺎدان ﺑﻪ ﻣﻮاد ﺧﻮدﺳﻨﺠﯽ ﻫﺎ فقدان کنترل تکانه را به ﻋﻨﻮان دﻻﯾﻠﯽ ﺑﺮای اﺳﺘﻤﺮار در ﻣﺼﺮف ﻣﻮاد و ﻋﻮد ﻧﺸﺎن داده ﺷﺪه اند. اﯾﻦ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﺪان ﮐﻨﺘﺮل ﺗﮑﺎﻧﻪ  در ﺑﺮوز رﻓﺘﺎر ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﺼﺮف ﻣﻮاد و اﻋﺘﯿﺎد ﻧﻘﺶ دارد. ﺷﺪت اﻋﺘﯿﺎد به وﺳﯿﻠﻪ ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان ﻣﺨﺘﻠﻒ و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻘﯿﺎس ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اند. ﺷﺮوع و اداﻣﻪ ﻓﺮاﯾﻨﺪ درﻣﺎن در ﺑﯿﻤﺎران واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻮاد غالبا همراه با تعارضﻫﺎ و ﺗﺮدﯾﺪﻫﺎ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ از ﻃﺮﯾﻖ مصاحبه اﻧﮕﯿﺰﺷﯽ اﻣﮑﺎن ﮐﺸﻒ و ﻣﺪاﺧﻠﻪ و رﻓﻊ اﯾﻦ ﺗﺮﯾﺪﻫﺎ وﺟﻮد دارد. از اﯾﻦ رو در ﺻﻮرت اثربخشی ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ انگیزشی، ﻣﯽ ﺗﻮان به تغییرنگرش به مواد و رغبت به ادامه درمان درجلب همکاری افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد اﻣﯿﺪوار بود.

 

 

1-4- اهداف تحقیق

1- بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر درمان مبتلایان به اختلال وابستگی به مواد.

 

1-5- فرضیه های تحقیق

فرضیه های اصلی:

1- مصاحبه انگیزشی در تغییر نگرش به مواد و جلب همکاری و رغبت به ادامه درمان افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد موثر است.

 

 

سوالات و فرضیه های فرعی:

1- آیا مصاحبه انگیزشی در تغییر نگرش نسبت به مواد در افراد مبتلا به اختلال مصرف مواداثردارد؟

2-آیا مصاحبه انگیزشی در جلب همکاری و رغبت به ادامه درمان افراد مبتلا به اختلال مصرف مواداثردارد؟

 

1-6-2- معرفی جامعه آماری

جامعه آماری این پژوهش افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد شهر تبریز می باشند.

 

1-6-3- طرح نمونه گیری

طرح کلی پژوهش با توجه به اهداف و ماهیت پژوهش یک طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل خواهد بود. بدین صورت که پس از انتخاب گروه نمونه و انتخاب غیرتصادفی (غربالگری) آنها به گروه های آزمایش و گواه از هر دو گروه در ی زمان پیش آزمون به عمل آمد و سپس برنامه مصاحبه انگیزشی در طی 8جلسه یک ساعته هفته ای یک بار با گروه آزمایش انجام پذیرفت؛ و بعد از اجرای مداخله ، پس آزمون از دو گروه گرفته شد. بعد از گذشت 1 ماه از اجرای پس آزمون دوره پیگیری نیز انجام گرفت و نتایج هر دوره با یکدیگر مقایسه شد.

 

.

1-6-4- نوع تحقیق

 طرح کلی پژوهش با توجه به اهداف و ماهیت پژوهش یک طرح  مقایسه ای بین2 گروه می باشد.

1-6-5- فرایند اجرایی تحقیق

فرایند اجرایی تحقیق در 9 مرحله می باشد.

 

1.شناسایی وتعریف

2.یافتن پیشینه نظری

3.انتخاب وتدوین چهارچوب نظری

4.فرضیه سازی

5.ساختن مدل تحقیق

6.به کارگیری ابزارگردآوری

7.عملیات گردآوری داده

8.تجزیه وتحلیل

9.پیشنهادونتیجه گیری

 

1-6-6- روش و ابزار گردآوری اطلاعات

طرح کلی پژوهش با توجه به اهداف و ماهیت پژوهش یک طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. بدین صورت که پس از انتخاب گروه نمونه و انتخاب غیرتصادفی (غربالگری) آنها به گروه های آزمایش و گواه از هر دو گروه در یک زمان پیش آزمون به عمل آمد و سپس برنامه مصاحبه انگیزشی در طی 8 جلسه یک ساعته هفته ای یک بار با گروه آزمایش انجام پذیرفت؛ و بعد از اجرای مداخله ، پس آزمون از دو گروه گرفته شد. بعد از گذشت 1 ماه از اجرای پس آزمون دوره پیگیری نیز انجام گرفت و نتایج هر دوره با یکدیگر مقایسه شد.

 

1-6-7- شیوه و ابزار تحلیل داده

از روش آمار توصیفی برای خلاصه نمودن اطلاعات دو گروه استفاده شده و سپس از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره برای بررسی فرضیه های پژوهش استفاده شد. به دلیل اینکه طرح این پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه می باشد لذا از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره که میانگین ها را پس از تعدیل کردن نمره های پیش آزمون مورد مقایسه قرار می دهدو در این گونه طرح ها بهترین روش می باشد این تحلیل ها با بهره گرفتن از نرم افزار22 SPSS انجام گرفته شده است.

 

 

 

1-7- تعریف مفاهیم

مصاحبه انگیزشی: مصاحبه انگیزشی1(میلر2 ورولینک3, 1991)یک تکنیک درمانی است کهبرای درگیرساختن درمانجویان دوسوگرایامقاوم در فرایند تغییر طراحی شده است.بطورخاص میلرورولینک مصاحبه انگیزشی را بعنوان«یک روش درمانجو محور وروش رهنمودی جهت بالابردن انگیزه درونی برای تغییرازطریق کشف وحل دوسوگرایی (صفحه30)تعریف می کنند.این درمان در کلینیک ترک اعتیاد نیز ارائه میشود و مشتمل بر 8 جلسه 1 ساعته درمانی برای هر فرد و مبتنی بر الگوی درمانی معرفی شده می باشد. این درمان پس از دوره ی سم زدایی توسط روانشناس شروع شده است. اهداف و برنامه های مصاحبه انگیزشی بطور خلاصه شامل این

موارد است:

1- آشنایی :معارفه,هنجارهاوفرایند های گروه,معرفی رویکرد انگیزشی,معرفی مراحل تغییر,انجام تمرین مرحله بعدی

۲- توصیف یک روز زندگی:توصیف روزانه مصرف موادوآگاهی ازکمیت آن ,اثراتفیزیولوژیک الکل ومواد.اجرای آزمون شناخت اختلالاتمصرف الکل وسیاهه غربالگری مواد

۳- انتظارات:به بحث گذاشتن انتظارات معتادین ازمصرف الکل ومواد

۴- اعتمادبه نفس ووسوسه :شناخت برانگیزاننده ها,شناخت موقعیت های مطمن,مقایسه وسوسه واعتماد.

۵- پاداش به موفقیت ها:تخیص موفقیت های فعلی,خلق ایده هاییبرای پاداش به خود.

۶- امتناع موثر:شناخت مصرف کننده های فعلی ,تمرین امتناع کردن از تعارف کننده مواد,اجرای تکنیک ایفای نقش

۷- کنترل وسوسه وامیال:بحث درمورد روش های کنترل وسوسه وامیال وروش های جدید لذت بردن از زندگی وایجاد فعالیت های جایگزین

۸- تعهد مجددبعدبعدازیک لغزش:شناخت روش های مفید درگذشته برای تغییر مصرف مواد بحث درمورد نظرات مربوط به چیزهاییکه بعدازیک لغزش باید انجام داد,خلاصه وجمع بندی.

اختلال سوء مصرف مواد: اختلال سوء مصرف مواد بیماری مزمنی است که بر ابعاد مختلف روانی، اجتماعی و جسمانی زندگی فرد آثار سوء بر جای می گذارد. سوء مصرف مواد باعث ایجاد تغییراتی در عملکرد طبیعی مغز می شود، که وابستگی، ولع، تحمّل و خماری و عود، و رفتارهای جستجوی مواد از عوارض بعدی این تغییرات است. خماری و دردهای ناشی از تأخیر در رسیدن مواد، فرد را تحت چنان فشار روحی و جسمانی قرار می دهد که اغلب حتی دیگران و روابط خویش با آنها را نادیده گرفته و حتی سلامتی خود و دیگران را فدای یافتن و مصرف مواد می کند. لذا این اختلال تمام زندگی فرد را تحت تأثیر قرار داده، بهزیستی فرد را به خطر می اندازد و او را از زندگی معمول و همزیستی سالم با اجتماع دور می سازد.

سطح سلامت جسمانی و روانی سوء مصرف کنندگان مواد، پایین تر از جمعیّت عادی و حتّی بیماران مبتلا به امراض سخت و خطرناک طبّی تخمین زده شده است.

 

1-8 سازماندهی تحقیق

تحقیق حاضر مشتمل بر 5 فصل می باشد. فصل اول مربوط به کلیات تحقیق بوده و خلاصه ای از مطالب فصول بعدی در آن گردآوری شده است. در فصل دوم مروری بر ادبیات موضوع تحقیق صورت گرفته، مبانی نظری و مطالعات تجربی مرتبط با آن نوشته شده است. در فصل سوم به بررسی روند متغیرهای تحقیق و در فصل چهارم به روش شناسی پژوهش اشاره شده است و نهایتا فصل پنجم مربوط به یافته های تحقیق، جمع بندی، نتیجه گیری و ارائه پیشنهاد های حاصل از نتایج، می باشد.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 167

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com

 [add_to_cart id=159211]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی درتغییرنگرش نوجوانان وجوانان به سوء مصرف مواد

دانشگاه پیام نور

دانشکده علوم انسانی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته روانشناسی گرایش عمومی

 

عنوان

بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی درتغییرنگرش نوجوانان وجوانان به سوء مصرف مواد

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

تابستان 1396

 

 

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق. 2

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 4

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه. 6

1-4- اهداف تحقیق. 8

1-5- فرضیه های تحقیق. 9

1-6- فرایند اجرایی تحقیق. 9

1-7- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 10

فصل دوم: پیشینه پژوهش… 11

2-1- مقدمه. 12

2-2- سوء مصرف مواد 12

2-2-1- سبب شناسی اعتیاد 12

2-2-2- انواع نظریه ها درباره اعتیاد 19

2-2-2-1- نظریه یادگیری اجتماعی – شناختی.. 20

2-2-2-2- نظریه های شناختی – عاطفی.. 21

2-2-2-3- نظریه های روان تحلیل گری.. 22

2-2-2-4- نظریه رفتارگرایان شناختی.. 23

2-2-2-5- نظریه کاهش تنش یا استرس… 23

2-2-2-6-  الگوهای تقویت مثبت.. 23

2-2-2-7- نظریه گروه همسالان. 24

2-2-2-8- مدل استرس اجتماعی.. 25

2-2-2-9- نظریه شخصیت.. 26

2-2-3- نوجوانی و جوانی و خطر سوء مصرف.. 26

2-2-4- رویکردهای پیشگیری از سوء مصرف مواد 28

2-3- نگرش… 34

2-3-1- تعریف نگرش… 34

2-3-2- اجزای نگرش… 35

2-3-3- نگرش نسبت به مواد مخدر. 36

2-3-4-  تأثیر نگرشها، باورها و انتظارات در گرایش به مواد مخدر. 36

2-3-5- الگوهای تغییر نگرش… 37

2-3-5-1-  الگوهای یادگیری تغییر نگرش… 37

2-3-5-2- الگوهای شناختی تغییر نگرش… 38

2-3-5-3- الگوی کارکردی.. 39

2-3-6- تغییر نگرش… 39

2-4- مهارت های زندگی.. 40

2-4-1- تعریف مهارتهای زندگی.. 40

2-4-2- اهداف آموزش مهارتهای زندگی.. 42

2-4-3- برنامه آموزش مهارتهای زندگی.. 42

2-4-4- برنامه آموزش مهارتهای زندگی برای پیشگیری از سوء مصرف مواد 44

2-4-5- اجزاء و ابعاد برنامه آموزش مهارتهای زندگی.. 44

2-6- پیشینه تجربی.. 45

2-6-1- پیشینه داخلی.. 45

2-6-2- پیشینه خارجی.. 46

2-7- جمع بندی فصل دوم. 47

فصل سوم: روش شناسی تحقیق. 48

3-1- مقدمه. 48

3-2- نوع تحقیق. 49

3-3- طرح تحقیق. 49

3-4-  معرفی جامعه آماری.. 49

3-5-  طرح نمونه گیری.. 49

3-6- ملاک های ورود و خروج. 50

3-7- ابزارهای گردآوری داده 50

3-8- روش اجرا 52

3-9- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 53

فصل چهارم: نتایج پژوهش… 54

4-1- مقدمه. 55

4-2-یافته‌های توصیفی و جمعیت شناختی.. 55

4-2-1- سن.. 55

4-2-2- سابقه اعتیاد در فامیل. 56

4-2-3- پایه تحصیلی.. 57

4-3- یافته های توصیفی متغیر های تحقیق. 58

4-3-1- آمار توصیفی متغیر ها 58

4-3-2- آزمون میانگین.. 62

4-4- آزمون فرضیه پژوهش… 64

4-4-1- پیش‌فرض‌های تحلیل کوواریانس در بررسی متغیر های تحقیق. 64

4-4-1-1- نرمال بودن. 64

4-4-1-2-همسانی واریانس‌ها 65

4-4-1-3- بررسی خطی بودن رابطه بین متغیر وابسته و مستقل. 65

4-4-2- تحلیل کوواریانس… 67

4-4-2-1- آموزش مهارت های زندگی در تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد موثر است. 67

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 69

5-1-مقدمه. 70

5-2- خلاصه پژوهش… 70

5-3- بحث در نتایج.. 71

5-4- نتیجه گیری کلی.. 73

5-5-محدودیت‌های تحقیق. 73

5-6-پیشنهادات تحقیق. 74

منابع. 76

پیوست ها و ضمایم. 80

 

 

فهرست جداول

جدول 2-1: تقسیم بندی مهارت های زندگی.. 44

جدول (4-2): توزیع فراوانی سابقه اعتیاد در فامیل و دوستان پاسخ دهندگان. 56

جدول(4-3): توزیع فراوانی پایه تحصیلی پاسخ دهندگان. 57

جدول (4-4): نتایج نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد. 58

جدول (4-5): نتایج نمرات پرسشنامه گرایش به مواد آزمودنی‌ها در گروه گواه به تفکیک نو جوان و جوان. 59

جدول (4-6): نتایج نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیش آزمون به تفکیک نو جوان و جوان. 60

جدول (4-7): نتایج نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس آزمون به تفکیک نو جوان و جوان. 61

جدول (4-8): آزمون میانگین متغیرهای تحقیق. 63

جدول(4-9): نتایج آزمون کومولوگروف – اسمیرونوف.. 64

جدول (4-10): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 65

جدول (4-11):  نتایج آنالیز کوواریانس متغیر نگرش به مواد در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 67

 

 

فهرست اشکال و نمودارها

شکل 2-1: رویکرد سیستمی به عوامل موثر در سوء مصرف مواد (عبدالله پور، 1390) 20

شکل 2-2: نظریه رفتار طرح ریزی شده (دشتی، 1392) 22

شکل 2-3: مراحل مختلف فرایند تغییر نگرش بر طبق الگوی هاولند (دشتی، 1392) 37

نمودار(4-1) : میانگین نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیگیری، آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 59

نمودار(4-2) : میانگین نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در  گروه گواه 60

نمودار(4-3) : میانگین نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در  آزمایش  پیش آزمون به تفکیک نوجوان و جوان. 61

نمودار(4-4) : میانگین نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس‌آزمون به تفکیک نوجوان و جوان. 62

نمودار شماره 4-5 : نمودار پراکنش اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل. 66


چکیده

بر طبق آمارهای مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها شیوع رفتارهایی که سلامتی را به خطر می اندازد در جامعه نوجوانان و جوانان رو به افزایش است. اعتیاد و سوء مصرف مواد از جمله این رفتارهای پرخطر محسوب می شوند. با وجود اثرات زیان بار فردی و اجتماعی متعدد این معضل اجتماعی، طبیعی است که این مسالهکی از اولویتهای پژوهش در حوزه بهداشت روانی جوامع در چارچوب شناخت، پیشگیری و درمان به موقع سوء مصرف مواد باشد. لذا در این پژوهش، به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی درتغییرنگرش نوجوانان وجوانان به سوء مصرف مواد در شهر تبریز پرداخته شده است. هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی درتغییرنگرش نوجوانان وجوانان به سوء مصرف مواد می باشد. برای این منظور، 60 نفر از نوجوانان و جوانان 16-25 ساله مدرسه آموزش از راه دور شتاب تبریز، وابسته به ناحیه 4 آموزش و پرورش به عنوان نمونه آماری انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش های مهارت های زندگی سازمان بهداشت جهانی قرار گرفت. نیز، جهت سنجش نگرش به مواد مخدر، از پرسشنامه نگرش به مواد مخدر نظری بهره گرفته شد. سپس داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی در تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد موثر است. به طور خلاصه با توجه به نتایج بدست آمده آموزشی مهارت های زندگی برنامه پیشگیری موثری است که می تواند تغییر معناداری در عوامل خطرساز مرتبط با مصرف مواد ایجاد نماید . این یافته ها به روشن شدن مکانیزم عمل برنامه آموزشی مهارت های زندگی کمک می کند، یافته های پژوهش حاضر تاییدی است بر سودمندی رویکردهای مبتنی بر نفوذ اجتماعی است که بر عوامل خطرساز و حفاظت کننده روانی اجتماعی مرتبط با مصرف مواد تاکید می نماید.

 

کلمات کلیدی: مهارت های زندگی، تغییر نگرش، سوء مصرف مواد

 

 

1-1- مقدمه

دوره نوجوانی و جوانی، دوره رشد مهمی است که با فرایند شکل گیری هویت همراه است. قسمتی از این فرایند رشد، خطر جویی است که به شکل رفتارهای جنسی ناسالم و مصرف الکل، سیگار و سایر مواد تظاهر می نماید. بررسیهای همه گیرشناسی حاکی از آن است که مصرف سیگار، مشروبات الکلی و سایر مواد در بین نوجوانان جوامع مختلف، در دهه های اخیر افزایش چشم گیری داشته است. بر طبق آمارهای مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها شیوع رفتارهایی که سلامتی را به خطر می اندازد در جامعه نوجوانان و جوانان رو به افزایش است. مصرف سیگار، مصرف تنباکو، غذاهای پر چرب و مصرف کم فیبر، عدم فعالیت فیزیکی، مصرف الکل، رفتارهای پرخطر جنسی و سوء مصرف مواد از جمله رفتارهای پرخطر محسوب می شوند (دشتی، 1392). از نظر بهداشتی سالیانه به طور متوسط ۵ میلیون نفر در جهان به خاطر مصرف مواد مخدر از بین می روند و  حدود ۴۲ میلیون نفر به واسطه سوء مصرف مواد مخدر به بیماری ایدز مبتلا می شوند. به این ترتیب اعتیاد و سوء مصرف مواد را باید یکی از بارزترین مشکلات زیستی – روانی – اجتماعی دانست که می تواند به راحتی بنیان زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی یک فرد و جامعه راست نموده و در معرض فروپاشی قرار دهد. با وجود اثرات زیان بار فردی و اجتماعی متعدد سوء مصرف مواد، طبیعی است که این مسالهکی از اولویتهای پژوهش در حوزه بهداشت روانی جوامع در چارچوب شناخت، پیشگیری و درمان به موقع سوء مصرف مواد باشد. این مساله در میان جمعیت نوجوان و جوان از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که اولا این قشر از جمعیت کشور در واقع سرمایه های اصلی جامعه در تولید علم و فناوری بوده و به لحاظ منابع انسانی از پایه های بنیادین پیشرفت ترقی و توانمندی هر جامعه ای محسوب می شوند؛ و ثانیا دوران جوانی به دلیل ویژگیهای خاص جسمانی و روانی این دوره از پرخطرترین دوره های تمایل و ابتلا به سوء مصرف مواد محسوب می شود. بنابراین، طبیعی است که اعتیاد بیشترین خسارت را از ناحیه تباهی نیروهای جوان، فعال، کارآمد و عمدتا تحصیل کرده بر جوامع وارد می سازد (بوتوین[1]، 2005).

 مطالعات نشان می دهند که مداخله های درمانی مناسب می تواند به میزان بسیار بالایی رفتارهای پرخطر از جمله اعتیاد، خودکشی و فرار نوجوانان را قبل و پس از اقدام کاهش دهد. برای تدوین مداخلات درمانی مناسب، بررسی های زیادی در مورد شناخت ویژگی های شخصیتی و شناختی این گونه افراد و نیز عامل های خطرساز محیطی انجام شده است. در بیشتر این مطالعات مشخص شده است که این افراد خصوصیات شناختی دارند که می تواند عامل خطرساز مهمی برای آنان باشد. از جمله این ویژگیها می توان از نداشتن مهارت جرأت ورزی، عدم مهارتهای حل مساله، نا امیدی، سبک اسنادی منفی، نظر منفی نسبت به خود و محیط، عدم ارتباط صحیح با دیگران را نام برد. اسکات و کلام[2] (1987) بر این باورند که این ویژگی ها، باعث می شود که فردی که نظر منفی نسبت به خود دارد، نتواند راه حلهای جانشینی مناسب برای حل مشکلات خود بیابد زیرا با دیگران ارتباط ندارد، از راهنماییهای آنان بهره نمی گیرد، مشکل را غیرقابل حل میداند، هیچ روزنه امیدی برای آینده نمی بیند و در نهایت به این نتیجه می رسد که خودکشی، فرار و اعتیاد مناسب ترین راه حل برای این مشکلات است. مطالعات گوناگون پیشنهاد کرده اند که درمان شناختی – رفتاری با تمرکز بر آموزش مهارتهای مورد نیاز می تواند برای نوجوانان مفید باشد (عبدالله پور، 1390).

خوشبختانه در دو دهه گذشته پیشرفت های معناداری در ایجاد برنامه های موثر برای پیشگیری از مصرف مواد در نوجوانان رخ داده است. رویکردهای پیشگیرانه روی عوامل خطرساز و محافظت کننده مرتبط با شروع مصرف مواد تمرکز می کنند و در این زمینه به نوجوانان آموزش هایی می دهند. برنامه آموزش مهارتهای زندگی برای جلوگیری از سوء مصرف مواد در نوجوانان برنامه پیشگیری اولیه موثری است که روی عوامل خطر ساز و محافظت کننده مرتبط با مصرف مواد تمرکز دارد و به خوبی مهارتهای اجتماعی و شایستگی شخصی را افزایش می دهد (بوتوین و گریفن[3]، ۲۰۰۲). کارایی این برنامه به خوبی در تحقیقات خارجی مشخص شده است (بوتوین، 2005).

 

1-2- بیان مسئله

    یکی از معضلات مهم جوامع بشری که از دیرباز وجود داشته است و امروز نیز ابعاد خطرناک تری یافته مشکل اعتیاد می باشد و این امر با پیدایش مواد افیونی جدید، روش های توزیع، مصرف و عوارض مهم تری چون ایدز به امر پیچیده ای تبدیل شده است، متاسفانه این مشکل در کشور ما به خصوص با توجه به موقعیت جغرافیایی خاصی خود از ابعاد مهم تری برخوردار است. تعداد معتادان، کاهش تدریجی سن اعتیاد، رواج روز افزون اعتیاد تزریقی همه نشانگر حساسیت مساله در کشور ماست (بخشی پور رود سری، 1393).

وابستگی به مواد مخدر در نوجوانان و جوانان یکی از بزرگترین نگرانی های جوامع امروز است. اعتیاد به مواد مخدر تهدیدی جدی برای ساختارهای فرهنگی، بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی بوده، اساس تعادل، رشد و توسعه جوامع را بر هم زده و منابع بسیار انسانی، اقتصادی و اجتماعی را به هدر داده است. بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت روزانه در جهان، حدود 185 میلیون نفر از داروهای غیر مجاز استفاده می کنند که 2/13 میلیون نفر آنها دچار اعتیاد تزریقی هستند. 25میلیون نفر نیز دچار وابستگی دارویی می شوند و عامل مرگ 6/12درصد افراد در جهان مصرف الکل و داروهای غیر مجاز می باشد. در 65 درصد موارد عامل مرگ زودرس در سنین قبل از 65 سالگی مصرف الکل و داروهای غیرمجاز می باشد (مورتی و همکاران[4]، 2011).

با توجه به این موارد، در نوجوانان احتمال بروز رفتارهای پر خطر زیادی وجود دارد که علل این رفتارها ممکن است واکنش های مقابله با ترس، ترس از بی کفایتی، نیاز به اثبات خود و یا فشار همسالان باشد. بنابراین نوجوانان نیروی فعال و پویای جامعه هستند و نمی توان این جمعیت را نادیده گرفت و باید نگرش ها و ویژگیها و مشکلات و نیازهای آنها را شناخت و روش های ارتباط صحیح با آنها را فرا گرفت (سیگل و ولش[5]، 2014).

سوء مصرف مواد مخدر در تمام ابعاد و زمینه ها چنان پیچیده و بغرنج است که بیشتر اذهان بشری را به خود معطوف داشته است. بی شک در این عرصه، نوجوانان و جوانان بیشترین گروهی هستند که با این مشکل دست به گریبانند (عصمت پناه و خاکشور، 1388).  مصرف مواد عمدتا در دوره نوجوانی آغاز می شود و این آغاز در بستری از تغییرات بی شمار جسمی و روانشناختی روی می دهد. این تغییرات و دیگر آثار سوء مصرف مواد مخدر، مسئولان و کارشناسان را بر آن داشته که به منظور پیشگیری از سوء مصرف مواد به ارائه راه حل هایی بپردازند. علی رغم تلاش های گسترده ای که صورت گرفته است، مبارزه با این معضل، چندان موثر واقع نشده است و شیوع سوء مصرف مواد در دانش آموزان راهنمایی تا دبیرستان به طور فزاینده ای بیش از سال های گذشته بوده است (یار محمدیان، 1392).

یکی از مهمترین استراتژی ها در پیشگیری از اعتیاد، تغییر نگرش های مثبت و تثبیت نگرش های منفی نسبت به مصرف مواد مخدر است، نگرش یعنی، باورهای فرد در مورد نتیجه و عاقبت هر کار و ارزشی که فرد برای این نتیجه قائل است. نگرش ها دلایلی منطقی بروز رفتارهای هر فرد خاصی می باشد؛ عوامل بسیاری بر نگرش افراد تاثیر می گذارند، یکی از این عوامل دانش و اطلاعات فرد در حوزه های مختلف می باشد؛ لذا طبق مطالعات صورت گرفته، مشخص شده است که: افرادی که نسبت به مواد مخدر، نگرش ها و باورهای مثبت دارند احتمال مصرف و اعتیادشان بیشتر از کسانی است که نگرش های منفی یا خنثی دارند. بر همین اساس تغییر نگرش ها از خنثی به منفی آسان تر از تغییر نگرش ها از مثبت به منفی است. به همین دلیل افرادی که سیگاری نیستند بیشتر از سیگاری ها به مضرات سیگار توجه دارند (بستامی و همکاران، 1395).

در جوامع صنعتی برنامه های متنوعی را برای پیشگیری و سوء مصرف مواد در دست اجرا دارند. این برنامه ها بیشتر متمرکز در بین نوجوانان و جوانان می باشند که بیشترین شیوع مصرف را داشته اند و خطر بالایی جهت ابتلای آنان به مواد مخدر وجود دارد. برای پیشگیری از سوء مصرف مواد امروزه به دنبال به کار بستن روش های متفاوت پیشگیرانه نظیر افزایش اطلاعات، آموزش عاطفی و مقاومت در برابر نفوذ اجتماعی هستند. هم اکنون تاکید بر استفاده از روش های آموزش مهارتهای شخصی و اجتماعی است، روش هایی نظیر آموزش مهارت قاطعیت اجتماعی (پنتز[6]، ۱۹۹۴). آموزش مهارتهای رفتاری-شناختی (اسهینگ[7] ،۱۹۸۴)، و آموزش مهارتهای زندگی (بوتوین[8]، ۱۹۸۳). در این میان برنامه آموزش مهارت های زندگی بوتوین از اهمیت بسیاری برخوردار است. مهارت های زندگی می توانند اعمال شخصی و اعمال مربوط به دیگران و نیز اعمال مربوط به محیط را به طوری هدایت کنند که به سلامت بیشتر منجر شود و سلامت بیشتر یعنی آسایش بیشتر جسمانی، روانی و اجتماعی. آموزش مهارت های زندگی که اولین بار توسط بوتوین مطرح گردید سعی دارد از طریق افزایش منابع مقابله ای اشخاص موجب پدیدایی احساس خودکارآمدی قوی و از بین رفتن عزت نفس پایین گردد، امری که در بسیاری از آسیب ها از جمله سوء مصرف مواد دارای نقش محدودی است (مومنی و همکاران، 1390).

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل پاسخ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺳﻮال اﺳﺖ ﮐﻪ آﯾﺎ آموزش مهارت های زندگی بر تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد در شهر تبریز اثربخش است ﯾﺎ ﺧﯿﺮ؟

 

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه

وابستگی به مواد مخدر در نوجوانان و جوانان یکی از بزرگترین نگرانی های جوامع امروز است. کاهش نگرش منفی نوجوانان به مصرف مواد و شیوع اعتیاد بسیار نگران کننده است.زیرا اکثر نوجوانانی که مصرف مواد را در سال های اولیه نوجوانی آغاز می نمایند به مصرف این ماده در سال های آینده ادامه می دهند و میزان مصرف مواد و مشکلات مرتبط با آن نیز مرتبا افزایش می یابد (محمدی، جزایری و رفیعی[9]، 2005). نتایج مطالعه ارزیابی تغییر نگرش و رفتارهای پرخطر دانش آموزان نشان داده است که در حال حاضر نگرش منفی قوی نسبت به مواد مخدر در این قشر از جمعیت کشور وجود ندارد و از بار ارزشی منفی آن کاسته شده است و بنابراین بسیاری از دانش آموزان مستعد اعتیاد می باشند (ریاحی و همکاران[10]، 2009). همچنین در دو سه دهه اخیر جامعه با آمارهای تکان دهنده ای از شیوع سوء مصرف مواد، و کاهش نگرش منفی نسبت به آن، عموما در سطح جامعه و خصوصا در جمعیت نوجوانان و جوانان مواجه شده است (کلی[11]، 2001).

مهمترین خطر تهدید کننده این گروه، قرار گرفتن مکرر در موقعیت های نامناسب از جمله ناامنی، فشار، آشفتگی روانی، احساس حقارت، طرد شدگی و بیگانگی با والدین و سایر مشکلات روزمره می باشد که فرد به صورت پناه بردن به مواد مخدر به این مشکلات واکنش نشان می دهد (بستامی و همکاران، 1395).

درمان اعتیاد و شکستن چرخه معیوب آن دشوار و پر هزینه می باشد و سیستم درمانی جامع با رویکردهای مختلف دارو درمانی، روان درمانی، بازپروری و باز توانی را می طلبد به طوری که شواهد حاکی از آن است که تاکید افراطی بر یکی از جنبه ها و رها ساختن سایر موارد منجر به شکست درمان خواهد شد بنابراین در چنین شرایطی پیشگیری به طور منطقی جایگزین درمان می شود (بوتوین و همکاران[12]، 2001).

     طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی، انواع آسیب های روانی –  اجتماعی از جمله وابستگی های (دارویی – اعتیاد)  در اغلب جوامع به طور نگران کننده ای رو به افزایش می باشند که با توجه به اهمیت موضوع و اقبال جامعه نسبت به گسترش فرهنگ مواجهه منطقی با مشکل ها و نیز تمرکز به مداخلات پیشگیرانه، در سالیان اخیر پژوهش های متعددی در زمینه مهارت های زندگی انجام گرفته است مطابق با سازمان بهداشت جهانی مهارت های زندگی به عنوان توانایی های انجام رفتار سازگار و مثبت که افراد را برای برخورد مفید با تقاضا و چالش های زندگی روزانه توانا می سازد تعریف شده است (سازمان بهداشت جهانی، ۱۹۹۷).

انسان اجتماعی به مهارت های حرفه ای برای زندگی نیاز دارد و آموزش مهارت های زندگی یعنی نحوه درست زیستن و گام برداشتن در زندگی. بدیهی است که هر چه این آموزش از سنین پا یین تر آغاز شود، متناسب با سطح چنین مهارت هایی در کودکان و نوجوانان احساس کفایت، توانایی، مؤثر بودن، غلبه کردن و توانایی برنامه ریزی به وجود می آورد. هدف اصلی این برنامه، ارتقاء بهداشت روانی و پیشگیری اولیه از آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد، خودکشی، بزهکاری و انواع مختلف بی بندوباری است. آموزش مهارت زندگی بر عوامل زیربنایی مشترک در بسیاری از زمینه های ارتقاء بهداشت روانی و پیشگیری اولیه تأثیر گذاشته و همین توان و و یژگی آن ها است که فضای آموزشی آن را وسیع ساخته و زیربنای هر رویکرد آموزشی به زندگی شده است. برنامه آموزش مهارت های زندگی، برنامه جامعی است که هم برای آموزش دامنه وسیعی از مهارت های شخصی و اجتماعی طراحی شده و هم پتانسیل بالایی برای پیشگیری از مشکلات و آسیب های اجتماعی دارد.

 برنامه آموزش مهارت های زندگی در وهله اول بر عوامل عمده اجتماعی و روانی سوق دهنده نوجوان به شروع مصرف مواد متمرکز است. تأکید عمده برنامه آموزش مهارت های زندگی بر رشد مهارت های مهم شخصی و اجتماعی است . برخی از مطالب این برنامه مربوط به آموختن مهارت های عمومی زندگی و برخی دیگر مستقیماً مربوط به مسأله مصرف مواد می باشد. برای نمونه ، علاوه بر آموزش مهارت های عمومی نظیر ابراز وجود (مانند نه گفتن، درخواست کردن و بیان قاطع حقوق اجتماعی خویش)، به دانش آموزان یاد داده می شود که برای مقاومت در برابر فشار مستقیم گروه همسالانی که به مصرف سیگار، مشروبات الکلی یا حشیش می پردازند، این مهارت ها را به کار برند. بنابراین نه تنها به دانش آموزان دامنه وسیعی از مهارت ها آموزش داده می شود تا کفایت و قابلیت های عمومی خود را بهبود بخشند و از این رو انگیزه بالقوه خود را به مصرف مواد کاهش دهند، بلکه کاربرد این مهارت ها برای موقعیت هایی که آنان ممکن است به مصرف مواد نیز ترغیب شوند، می باشد (عصمت پناه و خاکشور، 1388).

با توجه به اهمیت مطالب ذکر شده، این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد خواهد پرداخت.

 

1-4- اهداف تحقیق

 

هدف اصلی

بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی در تغییر نگرش به سوء مصرف مواد در نوجوانان و جوانان شهر تبریز.

1-5- فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی

آموزش مهارت های زندگی در تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد موثر است.

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 98

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com

 [add_to_cart id=159210]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه بررسی اثر بخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر

عنوان پایان نامه : بررسی اثر بخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر

مقدمه

      زندگی بشر تحت تأثیر تغییرات وسیع صنعتی، اجتماعی و فرهنگی دچار تحول شده است. شمار زیادی از افراد قادر نیستند بین محرک های متنوع بیرونی و نیروهای متعارض درونی توازن ایجاد کنند و در فرایند رشد موزون و همه جانبه که همانا هدف اصلی تعالی انسان است، دچار مشکل می شوند. بدیهی است که نوجوانان و جوانان به سبب بی تجربگی و ناآگاهی از مهارت های بازدارنده، تسهیل کننده و اصلاحی بیشتر در معرض آسیب های جدی روانی و اجتماعی هستند.

          روان شناسان در دهه های اخیر، در بررسی اختلالات رفتاری و انحرافات اجتماعی به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از اختلالات و آسیب ها در ناتوانی افراد در تحلیل صحیح و مناسب از خود و موقعیت خویش، عدم احساس کنترل و کفایت شخصی جهت رویارویی با موقعیت های دشوار و عدم آمادگی برای حل مشکلات و مسائل زندگی به شیوه مناسب، ریشه دارد. بنابراین با توجه به تغییرات و پیچیدگی های روز افزون جامعه و گسترش روابط اجتماعی، آماده سازی افراد بخصوص نسل نوجوان و جوان جهت رویارویی با موقعیت های دشوار، امری ضروری به نظر می رسد.( طارمیان و همکاران، 1378).

      دوره ” نوجوانی و جوانی” 1 ، دوره ای است بحرانی که تغییرات عمده ای در فرد از لحاظ فیزیولوژیکی، شناختی، روانی و اجتماعی به وجود می آید. چنین تغییراتی اغلب با مشکلاتی همراه است که بسیار استرس زا می باشد. به همین دلیل اکثر نوجوانان و جوانان در یک دوره بحرانی به سر می برند. با توجه به این مسائل، جهت پیشگیری از اختلالات روانی و یا تداوم سلامت روانی، نوجوانان و جوانان باید راهبردهای مقابله ای مؤثر را یاد بگیرند. نوجوانانی که مهارت های مقابله با موقعیت های تنش زا را ندارند، به نوعی مقهور آن ها خواهند شد و بدین ترتیب مستعد اختلالات روانی، عاطفی، افسردگی، اضطراب، احتمالاً مصرف مواد مخدر و رفتارهای ضد اجتماعی می شوند. این نوجوانان و جوانان در فرایند تصمیم گیری نیز دچار مشکل می شوند. با توجه به مجموعه شرایط دشواری که این نوجوانان و جوانان با آن مواجه هستند، لزوم ایجاد شایستگی های لازم برای مقابله مؤثر و کارآمد با مسائل و مشکلات حال و آینده ضروری به نظر می رسد.

      بر همین اساس سیف (1381) اظهار می دارد، تنها از راه ایجاد توانایی حل مسأله1 است که می توان افراد را برای مقابله با شرایط متغیر زندگی و موقعیت های جدیدی که مرتباً با آن روبرو می شوند، آماده کرد. بنابراین با توجه به نقش مهم محیط آموزشی حمایت کننده یعنی دانشگاه در تأمین بهداشت روانی دانشجویان، برنامه آموزش مهارت حل مسأله2، روش مؤثری در جهت رشد شخصیت سالم دانشجویان و تأمین بهداشت روانی آن ها است.

      بدین لحاظ پژوهش حاضر، کوششی است به منظور دستیابی به میزان اثربخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله تا با آموزش گروهی مهارت حل مسأله، عزت نفس و سازگاری اجتماعی نوجوانان و جوانان افزایش یافته و ابعاد سلامت روان در آن ها تضمین شود. باشد که این پژوهش بتواند در راه درمان و حل بحران های زندگی، آشفتگی های شدید رفتاری-عاطفی، انزوای اجتماعی، مشکلات و ناسازگاری های اجتماعی نوجوانان و جوانان و… گام مفیدی برداشته باشد.

 

بیان مسأله

     مسائل و مشکلات بسیاری در زندگی وجود دارند که نیازمند تلاش برای کنار آمدن با آن و حل آن ها می باشد. زندگی بدون مشکل و استرس وجود ندارد و در واقع آنچه در شکل سختی با مشکلات زندگی تجربه می شود، چهره واقعی و منطقی زندگی است. وجود مشکل در زندگی طبیعی است و هنر زندگی در توانایی و مهارت در حل مشکلات و کنار آمدن با آنهاست. در واقع خوشبختی انسان در آن نیست که با هیچ مشکل و مسأله ای روبرو نباشد بلکه در آن است که به هنگام رویارویی با آن ها توانایی حل آن ها را داشته باشد.

     سال های ” نوجوانی و جوانی”  مرحله مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. در این دوره نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی بخصوص تعادل بین عواطف و عقل، درک ارزش وجودی خویش، کسب مهارت های اجتماعی لازم در دوست یابی، حفظ تعادل روانی و عاطفی خویش در مقابل عوامل فشارزای محیطی و شناخت زندگی سالم و مؤثر و چگونگی برخورد با آن، از مهم ترین نیازهای نوجوانان و جوانان است. بنابراین کمک به نوجوانان و جوانان در رشد و گسترش مهارت های مورد نیاز برای زندگی مؤثر، ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس در برخورد با مشکلات و حل آنان و همچنین کمک به آنان در رشد و تکامل عواطف و مهارت های اجتماعی لازم ( ارتباط بین فردی، حل مسأله، کنترل خشم و ابراز وجود) جهت سازگاری موفق با محیط اجتماعی و زندگی مؤثر و سازنده در جامعه، ضروری به نظر می رسد ( شعائری نژاد، 1377).

      عزت نفس1  و سازگاری اجتماعی2 از عوامل تعیین کننده رفتار در انسان به شمار می روند. رابسون و همکاران3 (1986) عزت نفس را عبارت می داند از حس رضامندی و خویشتن پذیری که از ارزیابی خود درباره ی ارزشمندی، قدر و منزلت، جذابیت، شایستگی، کفایت وتوانایی جهت ارضای تمایلات وخواسته های فرد منتج می شود.

     همه ی افراد صرف نظر از سن، جنس، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی دارند، نیازمند عزت نفس هستند و عزت نفس بر همه ی سطوح زندگی اثر می گذارد. عدم ارضای نیاز به عزت نفس نیازهای اساسی تر و گسترده تر دیگر را نیز محدود می سازد. پژوهش ها نشان داده است که نوجوانان و جوانانی که از عزت نفس بالا برخوردارند خیلی زودتر یاد می گیرند روابط مفیدی با دیگران برقرار کرده، بهتر می توانند از فرصت ها استفاده کنند، مولد و خود کفا باشند ،همچنین در مقایسه با نوجوانان و جوانانی که عزت نفس پائینی دارند دیدگاه روشن تری نسبت به مسیر زندگی خویش دارند (اسپایلر1 ،1990، به نقل از ملازمانی،1382).

     انسان موجودی اجتماعی است و رفتار آدمی تحت تاثیر عوامل اجتماعی قرار دارد. شخصیت انسان در صورتی به کمال خود می رسد که بین او و محیط تعامل و تبادل مناسبی صورت پذیرد. فشارهای اجتماعی به وضوح تاثیر فراوانی بر رفتار فرد دارد. از طرفی انسان موجودی انعطاف پذیر است. او نه تنها با محیط سازگار می شود بلکه محیط را بر طبق خواست خود دگرگون می کند . بنابراین سازگاری و هماهنگ شدن با خود و محیط پیرامون برای هر موجود زنده یک ضرورت حیاتی است . تلاش روز مره همه آدمیان بر محور همین سازگاری دور می زند، هر انسانی هوشیارانه یا ناهوشیارانه می کوشد تا نیازهای متنوع و گاه متعارض خود را در محیطی که در آن زندگی می کند برآورده سازد. تغییرات ناگهانی و گسترده ای که در جنبه های جسمانی، روانی و اجتماعی زندگی نوجوان و جوان ایجاد می شود، مرحله ای بحرانی ایجاد می کند که طبعاً مشکلات و ناسازگاری هایی را به همراه خواهد داشت (والی پور،1371). از آنجایی که همه افراد در زندگی خود با مسائل و مشکلاتی روبرو می شوند ضروری است که نحوه ی حل صحیح مشکلات را بیاموزند تا بتوانند به طرز مؤثری با این مسائل و مشکلات برخورد نموده و از بروز مشکلات و مسائل پیچیده تر بعدی پیشگیری نمایند. در واقع آموزش مهارت حل مسالهکی از نیازهای اساسی هر فرد است مخصوصاً برای جوانان و دانشجویان که با مشکلات و مسائل مختلفی روبرو هستند و چنانچه توانایی حل این مسائل و مشکلات را نداشته باشند ممکن است به راه حل های ناسازگارانه، ناپخته و حتی مضر رو آورده و مشکل را پیچیده تر از آنچه که هست نمایند ( مانند استفاده از مواد مخدر، سیگار، ترک تحصیل و….)

     طبق آخرین بررسی ها، نتایج پژوهش های متعددی نشان می دهد که آموزش مهارت حل مسأله در کاهش افسردگی ( پور ابراهیم، 1375)؛ کاهش اضطراب ( بهرامی، 1375)؛ افزایش اعتماد به نفس (ادیب، 1374 )؛ افزایش جرأت ورزی( مک1 ، 1982)؛ بهبود روابط اجتماعی ( آلن2 ،1964 ) و …مؤثر است ( به نقل از محمدی، 1382). بنابراین در پژوهش های مختلف درباره ی تأثیر آموزش مهارت حل مسأله در افزایش اعتماد به نفس، کاهش افسردگی، کاهش اضطراب و….پژوهش ها و نظریات مختلفی بیان شده است. اما در رابطه با تأثیر آموزش مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی هنوز اقدام علمی و چشم گیری در این زمینه صورت نگرفته است و ما هنوز به درستی نمی دانیم که آیا آموزش مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی نیز، تأثیر دارد.

     با توجه به مطالب فوق و به منظور ارتقاﺀ سطح بهداشت روان دانشجویان و پیشگیری از آسیب های روانی-اجتماعی، آموزش مهارت حل مسأله جهت توانمند ساختن آنان برای حل مسائل و مشکلات خود ضروری به نظر می رسد.

     در این میان، مسأله ای که نظر پژوهشگر را به خود جلب کرده است، این است که آیا آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر مؤثر است؟ در این پژوهش، با توجه به ویژگی های مسأله پژوهش، به دنبال مسأله و پرسش اصلی و همچنین با توجه به شواهد، عقاید و نظریات متخصصان و کارشناسان، پرسش های زیر مطرح می شود:

  • آیا آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس دانشجویان دختر موثر است؟
  • آیا آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر موثر است؟

 

ضرورت و اهمیت پژوهش

        با شیوع روز افزون ابتلاﺀ به انواع اختلالات روانی در سطح جهان از یک طرف و اهمیت جهانی مفهوم بهداشت روانی از طرف دیگر، روز به روز لزوم انجام پژوهش های گسترده و تنوع و اهمیت و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی آشکارتر می شود. اساس پیشگیری اولیه همانا آموزش است. مطالعات نشانگر این امر است که آموزش مهارت های مقابله ای، سطح بهداشت روانی، کودکان، نوجوانان و جوانان را ارتقاﺀ می بخشد.

     سه عامل مرتبط با مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر عبارتند از : 1- عزت نفس ضعیف. 2- ناتوانی در بـیـان احساسات. 3- فقدان سازگاری اجتماعی و مهارت های ارتباطی. پژوهش ها حاکی از آنند که عزت نفس ضعیف و فقدان سازگاری اجتماعی با موارد زیر ارتباط دارند: سوﺀ مصرف الکل و دارو (سیـنـگ1 و مصطفی2 1994؛ کامـفـر3 و ترنر4، 1990،)؛ بـی بـنـد و بـاری جنسی ( کدی5 و پلات نیک6 ،1993)؛ بزهکاری (دوکز7 و لورچ 8، 1989)؛ افکار مربوط به خودکشی ( چوکت و همکاران 9، 1913) ( به نقل از سازمان بهداشت جهانی، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمدخانی، 1379).

   به طور کلی مطالعات دلالت بر آن دارند که بین خودکار آمدی10  ضعیف و مصرف سیگار و الکل، سوء مصرف دارو، رفتارهای مخاطره آمیز، ضعف عملکرد شناختی، رابطه معناداری وجود دارد. مطالعات نشان داده اند که ارتقاﺀ مهارت های مقابله ای و توانایی های روانی–اجتماعی در بهبود زندگی بسیار مؤثر است. توانایی های روانی- اجتماعی 11 عبارت است از آن گروه توانایی هایی که فرد را برای مقابله مؤثر و پراختن به کشمکش ها و موقعیت های زندگی یاری می کنند. این توانایی ها فرد را قادر می سازند تا در رابطه با سایر انسان ها، جامعه، فرهنگ و محیط خود مثبت و سازگارانه عمل کند و سلامت روانی خود را تأمین نماید. براساس پژوهش های انجام شده مهم ترین و مؤثرترین دوره سنی جهت آموزش پیشگیرانه، دوره نوجوانی و جوانی است. لذا با توجه به مطالب فوق و اهمیت و نقش ارزنده آموزش مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی افراد بخصوص نوجوانان و جوانان، از آن جایی که اساس برنامه های ترویج دهنده بهداشت روانی، پیشگیری اولیه است و در عین حال روش اصلی پیشگیری اولیه، آموزش است و در ضمن با توجه به نقش مهم و برجسته دانشگاه در ارائه و ترویج این نوع آموزش، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان می پردازد تا بدین ترتیب گامی دیگر در جهت تحقق اهداف پیشگیرانه، پیرامون دوره بسیار مهم و حساس نوجوانی و جوانی برداشته شود. کاملاً واضح است که اگر اهداف فوق میسر شوند، راهی روشن و هموار جهت انتقال از دوره نوجوانی به دوره جوانی و از دوره جوانی به دوره بزرگسالی که مرحله شکوفایی توانایی ها و استعدادها است، فراهم می گردد.

       به همین لحاظ، لزوم آموزش مهارت های مقابله ای مؤثر در دانشجویان که به علت پیچیدگی های زندگی، مسائل موقعیتی و فراز و نشیب های زندگی در معرض استرس و مسائل اضطراب زا قرار دارند، ایجاب می نماید که اثر بخشی آموزش مهارت حل مسأله را به عنوان یکی از اصلی ترین تکنیک های مقابله مؤثر با مسائل و مشکلات با توجه به نتایج مطالعات قبلی مورد بررسی قرار دهیم.

 

اهداف پژوهش

هدف اصلی: بررسی اثر بخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر.

اهداف فرعی:

1- تعیین تأثیر آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس دانشجویان دختر.

2- تعیین تأثیر آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر.

 

فرضیه های پژوهش

       با توجه به ویژگی های فرضیه و به دنبال سؤالات مطرح شده در پژوهش حاضر، فرضیه های پژوهش را می توان چنین بیان کرد:

1- آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس دانشجویان دختر مؤثر است.

2-آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر مؤثر است.

 

متغیرهای پژوهش

       پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان می پردازد. بنابراین متغیرهای پژوهش عبارتند از:

  • متغیر مستقل: آموزش گروهی مهارت حل مسأله
  • متغیرهای وابسته:

1- عزت نفس     

 2- سازگاری اجتماعی

  • متغیرهای کنترل:
  • سن ( 25 – 19).
  • جنس ( دختر).
  • رشته تحصیلی ( علوم انسانی).
  • هوش

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات :  208

قیمت :  40 هزار تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159373]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه نقش مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی در پیش ­بینی علائم اختلال­های طبقه­ اضطرابی بر مبنای DSM- 5

دانشگاه آزاد

 

وزارت علوم‎، تحقیقات و فناوری

دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی

گروه روان­شناسی

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد

رشته روان­شناسی ­عمومی

عنوان:

نقش مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی در پیش ­بینی علائم اختلال­های طبقه­ اضطرابی بر مبنای DSM- 5

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

آذر 1393

تبریز/ ایران

 

 

 

                                                                                                             آذر 1393   

                                                                                                            تبریز، ایران

فهرست مطالب

چکیده ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. یک

 

فصل اول: کلیات پژوهش

1 -1 مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 2

2 -1 بیان مسأله ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 4

3 -1 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق …………………………………………………………………………………………………………. 8

4 -1 اهداف پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………………………. 10

    1 -4 -1 هدف کلی پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………….. 10

    1 -4 -1 اهداف اختصاصی پژوهش …………………………………………………………………………………………………….. 10

5 -1 سؤالات پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………….. 11

6 -1 متغیرهای پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………… 11

7-1 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها ……………………………………………………………………………………………………. 11

 

فصل دوم: ادبیات پژوهش

1 -2 مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 16

2 -2 راهنمای تشخیصی و آماری اختلال­های روانی (DSM) ……………………………………………………………………… 16

3 -2 تعریف اضطراب ……………………………………………………………………………………………………………………………… 17

4 -2 DSM-5 و اختلال­های طبقه­ی اضطرابی ……………………………………………………………………………………………. 18

    1 -4 -2 اختلال فوبی خاص (SPH) …………………………………………………………………………………………………… 22

       1 -1 -4 -2 ملاک­های تشخیصی اختلال فوبی خاص بر اساس DSM- 5 ……………………………………………. 24

       2 -1 -4 -2 شیوع ………………………………………………………………………………………………………………………….. 24

       3 -1 -4 -2 سبب­شناسی ………………………………………………………………………………………………………………… 25

    2 -4 -2 اختلال وحشتزدگی (PD) ……………………………………………………………………………………………………… 26

       1 -2 -4 -2 ملاک­های تشخیصی اختلال وحشتزدگی بر اساس DSM- 5 ………………………………………….. 29

       2 -2 -4 -2 شیوع …………………………………………………………………………………………………………………………. 30

       3 -2 -4 -2 سبب­شناسی ………………………………………………………………………………………………………………… 30

    3 -4 -2 اختلال اضطراب فراگیر (GAD) ……………………………………………………………………………………………. 32

       1 -3 -4 -2 ملاک­های تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر بر اساس DSM- 5 …………………………………….. 34

       2 -3 -4 -2 شیوع ………………………………………………………………………………………………………………………….. 35

       3 -3 -4 -2 سبب­شناسی ………………………………………………………………………………………………………………… 35

    4 -4 -2 اختلال اضطراب اجتماعی (SAD) …………………………………………………………………………………………. 36

       1 -4 -4 -2 ملاک­های تشخیصی اختلال اضطراب اجتماعی بر اساس DSM- 5 …………………………………… 39

       2 -4 -4 -2 شیوع ………………………………………………………………………………………………………………………….. 40

       3 -4 -4 -2 سبب­شناسی ………………………………………………………………………………………………………………… 40

    5 -4 -2 اختلال آگورافوبیا (APH) ……………………………………………………………………………………………………… 42

       1 -5 -4 -2 ملاک­های تشخیصی اختلال آگورافوبیا بر اساس DSM- 5 ……………………………………………… 45

       2 -5 -4 -2 شیوع ………………………………………………………………………………………………………………………….. 46

       3 -5 -4 -2 سبب­شناسی ………………………………………………………………………………………………………………… 46

5 -2 شخصیت و دیدگاه ­های عمده­ی آن …………………………………………………………………………………………………… 47

    1 -5 -2 دیدگاه روانکاوی ………………………………………………………………………………………………………………….. 48

    2 -5 -2 دیدگاه پدیدار شناختی……………………………………………………………………………………………………………. 49

    3 -5 -2 دیدگاه رفتارگرایی ………………………………………………………………………………………………………………… 49

    4 -5 -2 دیدگاه های تیپ شناختی شخصیت………………………………………………………………………………………….. 50

    5 -5 -2 دیدگاه پردازش اطلاعات ……………………………………………………………………………………………………….. 50

    6 -5 -2 دیدگاه صفات ………………­…………………………………………………………………………………………………….. 50

6 -2 سرشت و منش ……………………………………………………………………………………………………………………………… 51

7 -2 نظریه­ های زیست­شناختی شخصیت ………………………………………………………………………………………………….. 52

    1 -7 -2 نظریه­ی سه عاملی آیزنک ……………………………………………………………………………………………………… 52

    2 -7 -2 نظریه­ی حساسیت به تقویت گری ………………………………………………………………………………………….. 54

    3 -7 -2 نظریه­ی روانی- زیستی کلونینجر ……………………………………………………………………………………………. 56

    4 -7 -2 مدل سه­بخشی کلارک و واتسون ……………………………………………………………………………………………. 61

    5 -7 -2 نظریه­ی پنج عاملی شخصیت مک کری و کاستا ……………………………………………………………………….. 63

8 -2 مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی (AFECT) …………………………………………………………………………….. 66

    1 -8 -2 اصول مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی …………………………………………………………………………… 70

    2 -8 -2 تطابقات بین ابعاد نظریه­ های زیستی پیشین با ابعاد مدل AFECT ……………………………………………… 75

9 -2 شخصیت و آسیب­شناسی روانی ……………………………………………………………………………………………………….. 76

10 -2 پیشینه­ی پژوهشی …………………………………………………………………………………………………………………………. 77

    1 -10 -2 اختلال­های اضطرابی و نظریه­ی آیزنک ………………………………………………………………………………….. 77

    2 -10 -2 اختلال­های اضطرابی و نظریه­ی سیستم­های مغزی- رفتاری گری ……………………………………………… 78

    3 -10 -2 اختلال­های اضطرابی و نظریه­ی روانی- زیستی کلونینجر …………………………………………………………. 79

    4 -10 -2 اختلال­های اضطرابی و مدل سه بخشی کلارک و واتسون………………………………………………………….. 83

    5 -10 -2 اختلال­های اضطرابی و نظریه­ی پنج عاملی ……………………………………………………………………………… 84

11 -2 اختلال­های اضطرابی و مدل AFECT ……………………………………………………………………………………………… 86

 

فصل سوم: روش پژوهش

1 -3 مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 88

2 -3 نوع پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………… 88

3 -3 جامعه­، نمونه و روش نمونه گیری ……………………………………………………………………………………………………… 88

4 -3 ابزارهای پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………. 89

    1 -4 -3 مقیاس ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی (AFECTS) ……………………………………………………………… 90

    2 -4 -3 جدول زمینه­یابی ترس- نسخه­ی سوم (FFS-III) ……………………………………………………………………. 91

    3 -4 -3 پرسشنامه تجدیدنظر شده حساسیت اضطرابی (ASI-R) …………………………………………………………… 91

    4 -4 -3 پرسشنامه­ نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ) ………………………………………………………………………… 92

5 -3 روش جمع­آوری داده ­ها ……………………………………………………………………………………………………………………. 93

6 -3 روش تجزیه و تحلیل داده ­ها …………………………………………………………………………………………………………….. 93

 

فصل چهارم: یافته­ های پژوهش

1 -4 مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 96

2 -4 سؤالات پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………………… 96

4 -4 یافته­ های جانبی ……………………………………………………………………………………………………………………………….. 138

5 -4 نتیجه ­گیری ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 140

فصل پنجم: بحث و نتیجه ­گیری

1 -5 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 142

2 -5 بحث و نتیجه ­گیری ………………………………………………………………………………………………………………………… 142

3 -5 نتیجه گیری کلی پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………… 158

4 -5 محدودیت­های پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………….. 159

4 -5 پیشنهادهای پژوهشی ……………………………………………………………………………………………………………………… 159

فهرست منابع

الف) منابع فارسی ………………………………………………………………………………………………………………………………….. 162

ب) منابع انگلیسی ………………………………………………………………………………………………………………………………….. 164

ضمائم

پیوست شماره1: مقیاس مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی (AFECTS)…………………………………………………… 174

پیوست شماره2: جدول زمینه­یابی ترس- نسخه­ی سوم (FFS-III)………………………………………………………………… 177

پیوست شماره 3: پرسشنامه تجدیدنظر شده حساسیت اضطرابی (ASI-R)……………………………………………………… 180

پیوست شماره 4: پرسشنامه­ نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ)……………………………………………………………………. 181

چکیده انگلیسی

فهرست جداول

جدول 1 -3. توزیع فراوانی شرکت­کنندگان در پژوهش ………………………………………………………………………………… 89

جدول 1 -4. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس و درصد واریانس تراکمی عوامل 4 گانه ………………………………… 97

جدول 2 -4. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس و درصد واریانس تراکمی عوامل 5 گانه ………………………………… 98

جدول 3 -4. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس و درصد واریانس تراکمی عوامل 6 گانه ………………………………… 98

جدول 4 -4. گویه ­ها و بارهای عاملی تشکیل دهنده پرسشنامه AFECT در الگوی 4 عاملی بعد از چرخش ……… 99

جدول 5 -4. گویه ­ها و بارهای عاملی تشکیل دهنده پرسشنامه AFECT در الگوی 5 عاملی بعد از چرخش ……. 101

جدول 6 -4. گویه ­ها و بارهای عاملی تشکیل دهنده پرسشنامه AFECT در الگوی 6 عاملی بعد از چرخش ……. 103

جدول 7 -4. مقایسه شاخص ­های برازندگی مدل­های 4، 5 و 6 عاملی …………………………………………………………… 105

جدول 8 -4. آماره­های توصیفی و آلفای کرونباخ عامل­های راه­حل 6 عاملی …………………………………………………… 106

جدول 9 -4. نتایج آزمون – بازآزمون ………………………………………………………………………………………………………… 107

جدول 10 -4. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس و درصد واریانس تراکمی عوامل هیجان مقابله ……………………. 107

جدول 11 -4. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس و درصد واریانس تراکمی عوامل هیجان اراده ……………………… 108

جدول 12 -4. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس و درصد واریانس تراکمی عامل هیجان خشم ………………………. 108

جدول 13 -4. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس و درصد واریانس تراکمی عامل هیجان حساسیت ………………… 108

جدول 14 -4. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس و درصد واریانس تراکمی عامل هیجان کنترل ………………………..108

جدول 15 -4. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس و درصد واریانس تراکمی عامل هیجان ترس ……………………….. 108

جدول 16 -4. شاخص ­های برازندگی عامل­های مستخرج از تحلیل عاملی مرتبه­ی دوم ………………………………….. 109

جدول 17 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت هیجانی مدل AFECT با علائم SPH ………………………………….. 110

جدول 18 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت عاطفی مدل AFECT با علائم SPH ……………………………………. 111

جدول 19 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت هیجانی مدلAFECT  در ارتباط با علائمSPH  ………………………  112

جدول 20 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت عاطفی مدلAFECT  در ارتباط با علائم SPH ………………………… 113

جدول 21 -4. شاخص ­های نیکویی برازش ……………………………………………………………………………………………….. 114

جدول 22 -4. شاخص ­های شاخص ­های نیکویی برازش ………………………………………………………………………………… 115

جدول 23 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت هیجانی مدل AFECT با علائم PD ……………………………………… 116

جدول 24 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت عاطفی مدل AFECT با علائم  PD……………………………………….. 117

جدول 25 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت هیجانی مدلAFECT  در ارتباط با علائم  PD…………………………. 118

جدول 26 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت عاطفی مدلAFECT  در ارتباط با علائم  PD………………………….. 119

جدول 27 -4. شاخص ­های نیکویی برازش…………………………………………………………………………………………………….. 120

جدول 28 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت هیجانی مدل AFECT با علائم GAD ……………………………………. 121

جدول 29 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت عاطفی مدل AFECT با علائم  GAD……………………………………. 122

جدول 30 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت هیجانی مدلAFECT  در ارتباط با علائم  GAD……………………… 123

جدول 31 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت عاطفی مدلAFECT  در ارتباط با علائم  GAD………………………. 124

جدول 32 -4. شاخص ­های نیکویی برازش…………………………………………………………………………………………………….. 125

جدول 33 -4. شاخص ­های نیکویی برازش……………………………………………………………………………………………………….. 126

جدول 34 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت هیجانی مدل AFECT با علائم SAD ……………………………………… 127

جدول 35 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت عاطفی مدل AFECT با علائم  SAD……………………………………… 128

جدول 36 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت هیجانی مدلAFECT  در ارتباط با علائم SAD …………………………… 129

جدول 37 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت عاطفی مدلAFECT  در ارتباط با علائم SAD ……………………………. 130

جدول 38 -4. شاخص ­های نیکویی برازش……………………………………………………………………………………………………… 131

جدول 39 -4. شاخص ­های نیکویی برازش …………………………………………………………………………………………………….. 132

جدول 40 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت هیجانی مدل AFECT با علائم APH……………………………………… 133

جدول 41 -4. ماتریس همبستگی ابعاد سرشت عاطفی مدل AFECT با علائم  APH……………………………………. 134

جدول 42 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت هیجانی مدلAFECT  در ارتباط با علائم APH …………………………. 135

جدول 43 -4. تحلیل رگرسیون ابعاد سرشت عاطفی مدلAFECT  در ارتباط با علائم  APH………………………….. 136

جدول 44 -4. شاخص ­های نیکویی برازش …………………………………………………………………………………………………… 137

جدول 45 -4. آماره­های توصیفی متغیرهای پژوهش …………………………………………………………………………………….. 138

جدول 46 -4. آزمون­ t مستقل بین میانگین نمرات دختران و پسران در متغیرهای پیش­بین و ملاک …………………….. 139

 

فهرست اشکال

شکل 1. تحلیل عاملی تأییدی مربوط به تحلیل عاملی مرتبه­ی دوم …………………………………………………………………… 109

شکل 2. مدل معادلات ساختاری ابعاد هیجانی مدل AFECT در ارتباط با علائم SPH ……………………………………… 114

شکل 3. مدل معادلات ساختاری ابعاد عاطفی مدل AFECT در ارتباط با علائم  SPH………………………………………. 115

شکل 4. مدل معادلات ساختاری ابعاد هیجانی و عاطفی مدل AFECT در ارتباط با علائم  PD………………………….. 120

شکل 5. مدل معادلات ساختاری ابعاد هیجانی مدل AFECT در ارتباط با علائم GAD ……………………………………. 125

شکل 6. مدل معادلات ساختاری ابعاد عاطفی مدل AFECT در ارتباط با علائم GAD …………………………………….. 126

شکل 7. مدل معادلات ساختاری ابعاد هیجانی مدل AFECT در ارتباط با علائم SAD ……………………………………. 131

شکل 8. مدل معادلات ساختاری ابعاد عاطفی مدل AFECT در ارتباط با علائم SAD …………………………………….. 132

شکل 9. مدل معادلات ساختاری ابعاد هیجانی و عاطفی مدل AFECT در ارتباط با علائم  APH………………………. 137

 

 

چکیده

گسترش روزافزون پژوهش­های بین رشته­ای در قلمرو علوم زیستی و روانی، ضرورت پرداختن به نظریه­ هایی با مبانی زیستی را دو چندان می­ کند. اخیراً مدلی بر مبنای بنیادهای سرشتی شخصیت تحت عنوان مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی (AFECT) با قدرت تبیین بسیاری از اختلال­های روانی مطرح شده است. این مدل، مدلی منسجم بوده و دربرگیرنده­ی مفاهیم سرشت عاطفی و هیجانی می­باشد. در این مدل، سرشت هیجانی در 6 بعد اراده، خشم، بازداری، حساسیت، مقابله و کنترل بیان گردیده است که هر یک از این ابعاد به دو بخش تقسیم شده و در نهایت 12 بعد عاطفی را شکل می­ دهند که عبارتند از: افسردگی، اضطراب، بی ­تفاوتی، وسواس، ادواری­خویی، ملالت، تحریک­پذیری، اراده، بازداری­زدایی، هیجان­زدگی و سرخوشی. با توجه به جامعیت این مدل و فقدان پژوهش در این زمینه در ایران، مطالعه­ حاضر با هدف بررسی روایی و پایایی مقیاس AFECT و ارزیابی توان این مدل در پیش ­بینی علائم اختلال­های فوبی خاص، وحشتزدگی، اختلال اضطراب فراگیر، اضطراب اجتماعی و آگورافوبیا انجام گرفت.

جامعه­ آماری پژوهش حاضر کلیه­ دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بودند که از جامعه­ فوق، نمونه ­ای شامل 400 نفر به صورت نمونه گیری خوشه­ای طبقه­ای از بین کلیه­ دانشکده ­های دانشگاه مذکور انتخاب شدند. داده ­های مطالعه­ حاضر با بهره گرفتن از مقیاس AFECTS، پرسشنامه جدول زمینه یابی ترس، مقیاس تجدید نظر شده­ی حساسیت اضطرابی و پرسشنامه­ نگرانی ایالت پن گردآوری شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ­ها از روش­های آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. نتایج حاصل از بررسی ساختار عاملی مقیاس AFECT نشان داد که این مقیاس از قابلیت خوبی برای شناسایی ابعاد هیجانی و عاطفی شخصیت در دانشجویان برخوردار می­باشد و یافته­ ها نشانگر قابل قبول بودن مؤلفه­ های روان­سنجی آن بودند. نتایج به دست آمده از آزمون همبستگی نشان داد که بین ابعاد هیجانی و عاطفی مدل AFECT و اختلال­های مذکور رابطه­ معناداری وجود دارد. نتایج به دست آمده از آزمون رگرسیون چند­متغیره حاکی از آن بود که ابعاد هیجانی حساسیت و ترس و ابعاد عاطفی اضطراب و هیجان­زدگی توانستند تا علائم اختلال فوبی خاص را به صورت معنادار پیش ­بینی کنند. در اختلال وحشتزدگی، ابعاد هیجانی اراده و حساسیت و ابعاد عاطفی اضطراب، بی ­تفاوتی، تغییر­پذیری و بازداری­زدایی قادر به پیش بینی علائم این اختلال بودند. سرشت اراده، خشم و حساسیت در بعد هیجانی و سرشت اضطراب، سرحالی و هیجان­زدگی در بعد عاطفی توانستند علائم اختلال اضطراب فراگیر را پیش ­بینی کنند. در اختلال اضطراب اجتماعی نیز اراده، حساسیت و ترس در بعد هیجانی و در بعد عاطفی اضطراب و هیجان­زدگی توانستند علائم اختلال مذکور را پیش ­بینی نمایند. در اختلال آگورافوبیا هیچ یک از ابعاد هیجانی توان پیش بینی علائم این اختلال را نداشتند و در بعد عاطفی سرشت اضطراب و تغییرپذیری توانستند علائم اختلال آگورافوبیا را پیش ­بینی کنند. همچنین مدل معادلات ساختاری در مورد هر اختلال، علاوه بر ابعاد به دست آمده در رگرسیون ابعاد دیگری را نیز نشان داد. این یافته­ ها می­توانند در هر دو زمینه پژوهشی و بالینی مورد استفاده قرار گیرند.

واژگان کلیدی: مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی، اختلال فوبی خاص، وحشتزدگی، اضطراب فراگیر، اضطراب اجتماعی، آگورافوبیا

 

 

کلیات

پژوهش

فصل اول

  

 

 

 

 

1-1 مقدمه

براساس تفسیر آلپورت (١٩۶١؛ به نقل از نعمت طاوسی، 1391) شخصیت [1]یک سازمان پویا از نظام­های روانشناختی و جسمانی درون فرد است که در زیربنای الگوهای اعمال، افکار و احساس­های فرد قرار دارد. شخصیت را پدید آمده از دو بخش «سرشت[2]» و «منش[3]» می­دانند. سرشت به پاسخ­های خودکار در برابر محرک­های هیجانی اشاره دارد که نسبتاً ارثی بوده و در طول زندگی شخص پایدار می­باشد. منش نیز به تفاوت­های فردی در روابط بین فردی رشدیافته در تعاملات بین سرشت، محیط خانوادگی و تجارب شخصی اشاره دارد (گویس[4]، آکیسکال[5]، آکیسکال و فیگویرا[6]، 2012).

      کلونینجر (1986) سرشت و منش را به شرح زیر تعریف می­ کند: سرشت نشان­دهنده پاسخ­های خودکار در پردازش اطلاعات و یادگیری است، که فرض شده ارثی بوده، در حالی که منش نشان­دهنده رشد شخصیت در زمینه یادگیری بینش و تجارب محیطی است (گیونگیوسین[7]، 2005). کلونینجر استدلال می­ کند که رشد سرشت مقدم بر رشد منش است. وی تأکید می­ کند که حیطه­های سرشت و منش اگرچه مجزا می­باشند اما بخشی از یک فرایند تکرار شونده اپی ژنتیک هستند که به موجب آن در تعامل با یکدیگر، موجب ایجاد انگیزه در رفتار می­شوند (گلسپی[8]، کلونینجر[9]، هس[10] و مارتین[11]، 2003). ابعاد سرشت نشان دهنده مؤلفه­ های زیستی شخصیت هستند که ارثی می­باشند. سرشت به وسیله­ تفاوت های فردی در روابط بین فردی و ارتباطات اشیاء از منش متمایز می­ شود. ابعاد منشی نیز، به وسیله­ حوادث زندگی، فرهنگ  و یادگیری اجتماعی شکل می­گیرند (آیزسی، گالتکین، ساگلام، کوک، زینکر و آتماکا[12]، 2014).

اخیراً مدلی بر مبنای بنیادهای سرشتی شخصیت توسط لارا، بیسول، برانستاین، ریپولد، کاروالهو و اوتونی[13] (2012 الف) تحت عنوان مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی (AFECT)[14] مطرح شده است. این مدل، الگویی منسجم بوده و دربرگیرنده­ی مفاهیم سرشت عاطفی و هیجانی می­باشد. در این مدل، سرشت هیجانی در 6 بعد بیان گردیده است: اراده[15]، خشم[16]، بازداری[17]، حساسیت[18]، مقابله[19] و کنترل[20]، که هر یک از این ابعاد به دو بخش تقسیم شده و در نهایت 12 بعد عاطفی را شکل می­ دهند که عبارتند از افسردگی[21]، اضطراب[22]، بی ­تفاوتی[23]، وسواس[24]، ادواری­خویی[25]، ملالت[26]، سرحالی[27]، تحریک­پذیری[28]، اراده[29]، بازداری­زدایی[30]، هیجان­زدگی[31] و سرخوشی[32] (لارا و همکاران، 2012 الف، فوسکالدو[33]، بیسول و لارا، 2013).

      مدل AFECT مبتنی بر این فرض است که سرشت یک عنصر کلیدی برای فهم سلامت و آسیب­شناسی روانی است. به عبارتی ویژگی­های سرشتی می­توانند به عنوان عوامل محافظت­کننده و خطرساز برای رشد اختلال­های روانی در نظر گرفته شوند (لارا و همکاران، 2012 الف).  مدل مذکور را می­توان برای تبیین بسیاری از اختلالات روانی از جمله اختلال­های طبقه اضطرابی به کار برد.

     طبق متن ویرایش پنجم کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM- 5)[34] اختلال­های اضطرابی شامل موارد زیر می­باشند: 1- اختلال اضطراب جدایی[35] 2- لالی انتخابی[36] 3- فوبی خاص[37] 4- اختلال اضطراب اجتماعی[38] 5- اختلال وحشتزدگی[39] 6- حمله وحشتزدگی (تصریح کننده)[40] 7- آگورافوبیا[41] 8- اختلال اضطرابی فراگیر[42] 10- اختلال اضطراب ناشی از مواد یا دارو[43] 11- اختلال اضطرابی به دلیل دیگر وضعیت­های پزشکی[44] 12- دیگر اختلال­های اضطرابی مشخص[45] 13- اختلال­های اضطرابی نامشخص[46] (انجمن روانپزشکی آمریکا[47]، 2013). در این پژوهش به بررسی علائم اختلال­های طبقه اضطرابی و ارتباط آن­ها با مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی پرداخته خواهد شد.

 

    2-1 بیان مسأله

شخصیت به عنوان سیستم پویای درونی، روانی- زیستی و به عنوان یک مجموعه تطابقی متشکل از سرشت و منش تعریف می­ شود که به شخص فردیت می­بخشد و موجبات سازگاری وی را با موقعیت­های درونی و بیرونی فراهم می­ کند (کلونینجر، شوراکیک[48] و پرزیبک[49]، 1993). سرشت اساس ژنتیکی و ذاتی داشته و از بدو تولد و یا حتی قبل از آن وجود دارد (واتسون، گامز و سیمس[50]، 2005). ملاحظات تاریخی بر روی مدل­های مبتنی بر سرشت نشان می­ دهند که بررسی­های اولیه بر روی ابعاد سرشتی شخصیت با نظریه­ی اخلاط چهارگانه بقراط آغاز شد و مطالعات در این زمینه توسط نظریه­پردازانی چون آیزنک، گری، کلونینجر، واتسون، مک کری و کاستا و … ادامه پیدا کرد. آیزنک (1967؛ به نقل از تاتالوویچ ورکاپیک، 2012)، شخصیت را به عنوان سه صفت سرشتی با مبنای زیستی در نظر گرفت. این سه صفت شامل ثبات- بی­ثباتی (روان­رنجوری[51])، درون­گرایی- برون­گرایی[52] و روانپریشی[53] است.

     به دنبال نظریه سه عاملی آیزنک، جفری گری (1982) با الهام از نظریه آیزنک، تئوری عصب روانشناختی شخصیت خود را تحت عنوان «نظریه حساسیت به تقویت» (RST)[54] مطرح کرد که یک نظریه زیست محور بوده و همانند نظریه آیزنک جهت تبیین تفاوت­های فردی به نقش عوامل زیستی/ عصبی اشاره می­ کند (متیوس و گلیلند[55]، 1999؛ آتشکار، فتحی­آشتیانی و آزاد فلاح، 1387). الگویی زیستی که گری از شخصیت ارائه کرد شامل سه سیستم مغزی- رفتاری است و فعالیت هر یک از آنها به فراخوانی واکنش­های هیجانی متفاوت نظیر ترس و اضطراب می­انجامد (فهیمی، علی مهدی، بخشی­پور و محمود علیلو، 1390). این سه سیستم عبارتند از: 1- سیستم بازداری رفتاری (BIS)[56]، 2- سیستم جنگ/گریز (FFS)[57]، 3- سیستم فعال ساز رفتاری (BAS)[58]. با توجه به نظریه گری (1982)، پایه­ های زیستی تکانشگری در سیستم فعال­سازی رفتاری و اساس اضطراب در سیستم بازداری رفتاری قرار دارد (جکسون[59]، لوین[60]، فارنهام[61]، 2003).

      از دیگر کسانی که نظریه آیزنک را مبنایی برای نظریه خود قرار دادند، مک کری و کاستا بودند. به نحوی که نظریه آن­ها یکی از کارآمدترین و جامع­ترین نظریه­ های مطرح شده در باب شخصیت است. آنها مفاهیم نظریه سه عاملی آیزنک را گسترش دادند و مدل 5 عاملی شخصیت که شامل روان­رنجورخویی، برون­گرایی، گشودگی به تجربه[62]، باوجدان بودن[63] و توافق[64] است را به وجود آوردند (باگبی[65]، کاستا، مک­کری و همکاران، 1999).

در ادامه واتسون و کلارک[66] (1991) مدل سه بخشی هیجان را مطرح کردند که متشکل از عاطفه مثبت[67]، عاطفه منفی[68] و برانگیختگی فیزیولوژیکی[69] می­باشد. عاطفه مثبت پایین (نداشتن احساس لذت، بی­علاقگی، بی­میلی و …) به عنوان علامت اختصاصی برای اختلال­های افسردگی و عاطفه منفی نیز به صورت علامت غیراختصاصی در اختلال­های اضطرابی و افسردگی در نظر گرفته می­شوند. سومین بخش این نظریه، عامل برانگیختگی فیزیولوژیکی، شاخص اختصاصی اضطراب می­باشد (بخشی­پور رودسری، دژکام، مهریار و بیرشک، 1383).

     نظریه ­پرداز سرشتی دیگر کلونینجر (1986) است که مدل او، جنبه­ های ژنوتایپی شخصیت را بررسی می­ کند. در نظریه وی شخصیت متشکل از دو سازه­ی بنیادی سرشت و منش در نظر گرفته شده است که شامل 4 بعد سرشتی و 3 بعد منشی است. بخش سرشتی عبارتست از: آسیب­پرهیزی[70]، نوجویی[71]، وابستگی به پاداش[72] و پشتکار[73]. ابعاد منشی به تفاوت­های فردی در مفهوم خود و روابط شی­ای اشاره دارد که منعکس­کننده­ اهداف و ارزش­های فردی می­باشد و شامل سه بعد خود راهبری[74]، مشارکت[75] و خود تعالی بخشی[76] می­باشد (زوهر[77]، 2007؛ فریت، وان و هرینگن [78]، 2000؛ عبداله­زاده جدی، هاشمی نصرت­آباد و  بخشی­پور، 1390).

     در سال­های اخیر مدلی تحت عنوان مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی (AFECT) توسط لارا و همکاران (2012 الف) ارائه گردیده است که بسیاری از مفاهیم مطرح شده توسط آیزنک، گری، کاستا و مک­کری، واتسون و کلونینجر را در بر دارد. مدل AFECT تلفیقی از مفاهیم سرشت عاطفی و هیجانی می­باشد که شامل ویژگی­های هیجانی خاص و ویژگی­های عاطفی کلی است. ویژگی­های هیجانی به عنوان سیستمی مرکب از فعال­سازی، بازداری، حساسیت، مقابله و کنترل در نظر گرفته می­ شود. تعامل این ابعاد هیجانی مستقل یک الگوی رفتاری و خلقی ثابت را ایجاد می­ کند. سرشت عاطفی به 12 نوع دسته­بندی می­ شود. افسردگی، اضطراب، بی ­تفاوتی (انواع درونی شده)، ادوارخویی، ملالت و بی­ثباتی (انواع بی­ثبات)، وسواسی، هیجان­زدگی، سرحالی (انواع پایدار)، تحریک­پذیری، بازداری زدایی و سرخوشی (انواع بیرونی) (فوسکالدو و همکاران­، 2013).

      در واقع، رویکرد سرشت عاطفی چشم­انداز کلی­تری از سرشت را فراهم کرده و چگونگی خلق و رفتار را در طول زمان نشان می­دهد. به عنوان مثال، سرشت عاطفی ادواری­خویی با نوسانات خلقی و واکنش­های عاطفی نامتناسب که فرض می­شوند ناشی از تعاملات صفات هیجانی خاص از جمله حساسیت هیجانی، تمایل و خشم بالا در ترکیب با کنترل و مقابله پایین باشد، مشخص می­گردد. لذا ارزیابی صفات هیجانی، ارزیابی ا دقیق و خاص را فراهم می­ کند در حالی که طبقه ­بندی انواع عاطفه بصورت مقوله­ای یک چشم­انداز کلی از سرشت و خلق را ارائه می­دهد که برای ارتباطات آسان می ­تواند مفید باشد (فوسکالدو و همکاران، 2013).

      با توجه به این که مدل AFECT بیانگر صفات سرشتی مبتنی بر هیجانات و عواطف است می ­تواند بسیاری از اختلال­های روانپزشکی را از منظر بالینی و مبنا تبیین کند. این مدل مطرح می­ کند که در ابعاد عاطفی همچون وسواس، ملالت و هیجان­زدگی میزان کنترل بالاست و به طور مثال در بعد افسردگی کنترل و مقابله پایین، حساسیت و بازداری بالا هستند و  یا در سرخوشی بازداری پایین است اما، اراده و تمایل بالا می­باشند. مدل AFECT قادر به تبیین بسیاری از اختلالات محور یک و دو راهنمای تشخیصی و آماری اختلال­های روانی می­باشد (لارا و همکاران، 2012 الف). از جمله شایع­ترین اختلال­های روانپزشکی در جمعیت عمومی، اختلالات اضطرابی هستند. که این اختلال­ها با عوارض زیادی همراهند و اغلب مزمن شده و نسبت به درمان مقاوم می­باشند (کاپلان و سادوک، 1392).

     اختلال­های اضطرابی به عنوان پنجمین طبقه تشخیصی در DSM- 5 مطرح شده ­اند و اختلال اضطراب جدایی، لالی انتخابی، فوبی خاص، اختلال اضطراب اجتماعی (فوبی خاص)، اختلال وحشتزدگی، حمله وحشتزدگی (تصریح کننده)، آگورافوبیا، اختلال اضطرابی فراگیر، اختلال اضطرابی ناشی از مواد یا دارو، اختلال اضطرابی ناشی از سایر شرایط پزشکی، سایر اختلال­های اضطرابی مشخص و اختلال اضطرابی نامشخص را در بر می­گیرد (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013). با توجه به سیر مزمن، شیوع بالا و همراهی اختلال اضطراب فراگیر با سایر اختلال­های روانشناختی، این اختلال به عنوان یکی از مهم­ترین اختلال­های ناتوان­­کننده برای بزرگسالان مطرح شده است (رومر و اورسیلو، 2002). اختلال اضطراب اجتماعی یکی از سه اختلال روانی شایع بعد از افسردگی اساسی و اعتیاد به الکل است (حسنوند عموزاده، شاعری و اصغری مقدم، 2013). همچنین با در نظر داشتن این نکته که اختلال وحشتزدگی و آگورافوبیا به تازگی در  DSM-5به عنوان دو اختلال مجزا مطرح گردیده­اند (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013)، در مطالعه­ حاضر از میان اختلال­های طبقه­ی اضطرابی، به بررسی اختلال­های مذکور و اختلال فوبی خاص بر مبنای ابعاد مدل AFECT پرداخته خواهد شد.   

 

      به طور کلی، با توجه به این که هدف از ایجاد مدل ترکیبی سرشت هیجانی و عاطفی ارائه تعاریف روشنی از سلامتی و اختلال­های روانی است که بتوان این تعاریف را به آسانی در فعالیت­های بالینی به کار برد (لارا و همکاران، 2012 الف)، بنابراین، می­توان با شناسایی ابعاد هیجانی و عاطفی در اختلال­های اضطرابی و تمایز اختلال­هایی که در یک طبقه قرار دارند، به درمان هر چه مؤثرتر این اختلال­ها پرداخت. با در نظر داشتن این نکته که مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی (AFECT) فاقد پیشینه­ی پژوهشی در جامعه­ ایرانی است و ارزیابی از این مدل تاکنون صورت نگرفته است لذا، هدف تحقیق حاضر رسیدن به پاسخی برای دو سؤال پژوهشی زیر است:

– آیا ابعاد هیجانی و عاطفی مطرح شده در مدل AFECT در جامعه ایرانی از اعتبار و روایی قابل قبولی برخوردار است؟

– آیا مدل AFECT در پیش ­بینی علائم اختلال­های طبقه اضطرابی در جمعیت غیربالینی از برازش کافی برخودار می­باشد؟

 

3-1  اهمیت و ضرورت تحقیق

شخصیت یک کلیت روان­شناختی است که ویژگی­های خاص انسان­ها را مشخص می­سازد. به عبارت دیگر، نظریه­ های شخصیت بیاناتی در مورد ماهیت انسان هستند. نظریه­پردازان شخصیت، دیدگاه ­های مختلفی پیرامون ماهیت انسان و تفاوت­های فردی مطرح کرده ­اند. در این راستا، دیدگاه ­های زیست­شناختی و مبتنی بر هدف در مورد ماهیت انسان، بنیادی اساسی برای تفسیر شخصیت تدارک می­بینند. نه تنها در شخصیت بلکه در روان­شناسی، انسان به عنوان موجودی زیستی تلقی می­ شود. از این منظر، گسترش درکی روشن از ویژگی­های اساسی انسان و چگونگی بروز این ویژگی­ها در رفتار انسان، ضروری است (نعمت طاوسی، 1391). رگه­ها و ابعاد­ شخصیتی­ از­­ مهم­ترین عوامل مداخله­گر در اختلال­های روان­شناختی هستند. به منظور تبیین ارتباط بین ویژگی­های شخصیتی و  مستعد بودن­  افراد در برابر اختلال­های روان­شناختی، الگوهای نظری مختلفی مانند نظریه آیزنک و گری به کار گرفته شده است (متیوس و گلیلند، 1999).

     در سال­های اخیر مدل AFECT به عنوان یکی از کوشش­هایی که ساختارهای زیربنایی شخصیت را مورد توجه قرار می­دهد، جایگاه ویژه­ای در گستره­ی روانشناسی پیدا کرده است. گسترش روزافزون پژوهش­های بین­رشته­ای در قلمرو علوم زیستی و روانی، ضرورت پرداختن به نظریه­ هایی از این نوع را دو چندان می­ کند. توجه به مفاهیم این نظریه نه تنها تبیین­های جدیدی را در روانشناسی برجسته می­سازد، بلکه چشم­اندازهای جدیدی را در حیطه­های دیگر از جمله آسیب­شناسی روانی و جسمانی، ترسیم می­ کند. در این مدل به جای شرح نشانه­ها و تشخیص اختلال­ها و جدا کردن آن­ها از یکدیگر، امکانی برای درک بیشتر نشانه­ها و اختلال­ها و فراوانی همپوشی و ارتباط آن­ها با یکدیگر فراهم می­ شود، بنابراین با بهره گرفتن از این مدل می­توان برخی از رگه ­های مهم شخصیت، که به آسانی در چهارچوب مدل­های پیشین قرار نمی­گیرند را تبیین می­کرد (لارا و همکاران، 2012 الف).

     اضطراب بیماری نیست بلکه نشانه‌ای برای وجود یک اختلال روانپزشکی و روانشناختی است، در واقع، درجه بهینه­ای از اضطراب وجود دارد که سبب عملکرد بهتر می­ شود (کاپلان و سادوک، 1392). اختلال­های اضطرابی عبارتند از اختلال­هایی که در ویژگی­هایی از ترس و اضطراب بیش از حد و اختلال­های رفتاری مرتبط مشترک هستند. این اختلال­ها از جمله شایع­ترین اختلال­های روانپزشکی در جمعیت عمومی هستند (کاپلان و سادوک، 1392)، بنابراین نیاز است تا ابعاد آن مورد بررسی قرار گیرد. در این میان، با توجه به این که مدل AFECT­ در برگیرنده ی ابعاد هیجانی و عاطفی است که می­توانند در مورد انواع اختلال های روانی به کار گرفته شوند لذا می­توان از این مدل برای بررسی ابعاد این اختلال­ها استفاده کرد. این در حالی است که پژوهشی در زمینه­ چگونگی ارتباط ابعاد مطرح شده در این مدل با این اختلال­ها صورت نگرفته است.

از این رو در این پژوهش سعی بر آن خواهد بود که مدل AFECT شرح داده شده و برازش آن در جامعه دانشجویان ایرانی مورد بررسی قرار گیرد تا در نهایت این نتیجه حاصل شود که آیا ابعاد بیان شده در مدل AFECT در جامعه­ ایرانی نیز شناسایی می­شوند و این که نشان داده شود اختلال­های اضطرابی شامل، اختلال فوبی خاص، وحشتزدگی، اضطراب فراگیر، اضطراب اجتماعی و آگورافوبیا با توجه به این مدل کدام ابعاد را در بر گرفته و آیا طبقه ­بندی آن­ها به چند اختلال مجزا درست بوده یا با یکدیگر همپوشی دارند؟ در مجموع، با توجه به مطالب ذکر شده در بالا می­توان چنین استنباط نمود که مدل (AFECT) با ارائه­ دیدگاه یکپارچه­ای از ساختارهای ذهنی و کمک به درک ارتباط بین سیستم­های هیجانی/ شناختی با اختلال­های روانی، می ­تواند ابزاری مفید برای مطالعه­ سرشت، هم در زمینه ­های بالینی و هم پژوهشی فراهم کند.  

 

4 -1  اهداف پژوهش

1- 4 -1 هدف کلی: بررسی نقش مدل AFECT در پیش ­بینی علائم اختلال­های اضطرابی بر مبنای DSM- 5

2-4-1 اهداف اختصاصی

– تعیین اعتبار و پایایی[79] مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی در جامعه­ ایرانی.

– تعیین الگوی ارتباطی بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال فوبی خاص.

– تعیین توان ابعاد مدل AFECT در پیش ­بینی علائم اختلال فوبی خاص.

– تعیین الگوی ارتباطی بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال وحشتزدگی.

– تعیین توان ابعاد مدل AFECT در پیش ­بینی علائم اختلال وحشتزدگی.

– تعیین الگوی ارتباطی بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال اضطراب فراگیر.

– تعیین توان ابعاد مدل AFECT در پیش ­بینی علائم اختلال اضطراب فراگیر.

– تعیین الگوی ارتباطی بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال اضطراب اجتماعی.

– تعیین توان ابعاد مدل AFECT در پیش ­بینی علائم اختلال اضطراب اجتماعی.

– تعیین الگوی ارتباطی بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال آگورافوبیا.

– تعیین توان ابعاد مدل AFECT در پیش ­بینی علائم اختلال آگورافوبیا.

 

5 -1 سؤالات پژوهش

با توجه به فقدان پیشینه­ی پژوهشی خارجی و داخلی در این زمینه، نمی­توان در مورد ارتباط مدل  AFECT با اختلال­های طبقه­ی اضطرابی فرضیه­ای مطرح ساخت. لذا در مطالعه­ حاضر، سؤالات پژوهشی مطرح گردیده است:

1- آیا مدل AFECT در جامعه­ ایرانی از اعتبار و پایایی قابل قبول برخوردار است؟

2- آیا بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال فوبی خاص رابطه وجود دارد؟

3- آیا ابعاد مدل AFECT توان پیش ­بینی علائم اختلال فوبی خاص را دارند؟

4- آیا بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال وحشتزدگی رابطه وجود دارد؟

5- آیا ابعاد مدل AFECT توان پیش ­بینی علائم اختلال وحشتزدگی را دارند؟

6- آیا بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال اضطراب فراگیر رابطه وجود دارد؟

7- آیا ابعاد مدل AFECT توان پیش ­بینی علائم اختلال اضطراب فراگیر را دارند؟

8- آیا بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال اضطراب اجتماعی رابطه وجود دارد؟

9- آیا ابعاد مدل AFECT توان پیش بینی علائم اختلال اضطراب اجتماعی را دارند؟

10- آیا بین ابعاد مدل AFECT با علائم اختلال آگورافوبیا رابطه وجود دارد؟

11- آیا ابعاد مدل AFECT توان پیش بینی علائم اختلال آگورافوبیا را دارند؟

 

 

6-1 متغیرهای پژوهش

در تحقیق حاضر، مدل ترکیبی سرشت عاطفی و هیجانی (AFECT) با 6 بعد هیجانی و 12 بعد عاطفی به عنوان متغیر­های پیش­بین و اختلال­های اضطرابی (فوبی خاص، اختلال وحشتزدگی، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال اضطراب اجتماعی و آگورافوبیا) به عنوان متغیرهای ملاک بررسی شده ­اند.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات :  196

قیمت :  40 هزار تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159373]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه توصیف و بررسی عوامل موثر بر اصول برنامه ­سازی خلاق در رادیو و شناخت ابعاد و مولفه های آن 

عنوان : توصیف و بررسی عوامل موثر بر اصول برنامه ­سازی خلاق در رادیو و شناخت ابعاد و مولفه های آن 

1-1- طرح مسئله

    تاریخ تحول تکنولوژی های ارتباطی نشان داده است وقتی رسانه جدیدی اختراع می‌شود عده‌ای فکر می‌کنند که رسانه‌های قدیمی از بین می‌روند، اما واقعیت موجود نشان می‌دهد که هنوز هم از رسانه‌های قدیمی به اشکال مختلف استفاده می‌شود. چون هر رسانه‌ای دارای ویژگیهای منحصر به فرد خود است که رسانه دیگر آن ویژگی را ندارد. در حال حاضر رقابت بیشتر رسانه‌های مختلف برای جذب مخاطب بیشتر است چرا که افزایش منابع فرستنده به رقابت رسانه‌ها منجر می‌شود؛ رقابتی که در جهت جذب مخاطبان هرچه بیشتر است؛ مخاطبانی که امروزه با ویژگی‌هایی چون متنوع بودن، فعال بودن و گزینشی عمل کردن نسبت به گذشته مشخص می‌شوند. یک ملاک مهم در ارزیابی موفقیت هر رسانه‌ای، بررسی تعداد و میزان استفاده مخاطبان از آن رسانه است و انگیزه یا تغییری که در رفتارمخاطب بوجود می‌آورد واین، زمانی حاصل می‌شود که یک رسانه دارای ویژگیهای متمایز و متفاوت نسبت به سایر رسانه‌ها باشد. در حال حاضر حدود 60 ایستگاه رادیویی در ایران فعالیت می‌کنند. بدون شک بعضی از این مراکز نسبت به بعضی دیگر از تعداد مخاطبان کمتر یا بیشتری برخوردارند. دلایل این موضوع می‌تواند بسیاری از موارد کمی و کیفی را شامل می‌شود. از آنجا که یکی از ویژگیهای کار علمی، تحدید موضوع است در این پژو هش، رسانه رادیو بررسی می­ شود و از میان عوامل زیادی که در موفقیت و یا شکست رسانه رادیو تاثیر گذار است به بحث خلاقیت در برنامه‌سازی رادیو پرداخته می شود. خلاقیت فرایندی است که بوسیله آن چیزی مثل فکر،‌ایده یا یک شی جدید تولید شودخلاقیت شیوه‌ای از تفکراست که ایده‌های  جدید را  بوجود  می‌آورد (کینگ واندرسون،­1386،ص17)[1].

      در واقع دغدغه ذهنی پژوهشگر پس از یک دهه فعالیت تجربی در رادیو و مصاحبه‌های مقدماتی با افراد کارشناس، مشخص شد که خلاقیت عنصر مهم، تاثیر گذاری در رادیو است و یکی از عوامل مؤثر بر افت مخاطبان رادیو موضوع کیفیت برنامه‌های رادیو است که دچار روزمرگی، تکرار و اصول کلیشه‌ای  شده است.

 خلاقیت  عنصربا اهمییتی در این میان است. در پی این دغدغه ذهنی و مطالعه مقدماتی که انجام شد، این تحقیق به دنبال بررسی این مسئله است که ابعاد و مؤلفه‌های برنامه‌سازی خلاق کدامند و همچنین چه عواملی باعث افزایش  یا کاهش خلاقیت در برنامه‌سازی رادیو می‌شود؟

 

2-1- ضرورت و اهمیت تحقیق

     با توجه به اهمیتی که رسانه ­ها در زندگی افراد دارند هر‌گونه پژوهشی که بتواند جایگاه رادیو را در زندگی مردم پر‌رنگ سازد، دارای اهمیت است. ضرورت و اهمیت هر تحقیقی از دو جنبه نظری و کاربردی می‌تواند مطرح باشد. این تحقیق در ‌درجه اول سعی دارد، دانش نظری موضوع و جنبه‌های جدید برنامه سازی خلاق در رسانه رادیو راشناسایی کند. در بحث برنامه سازی خلاق متون و گزارش و در کل اسناد مکتوب بسیار کمی در داخل ایران درباره برنامه سازی خلاق وجود دارد و انجام این پایان نامه می تواند خلاء موجود را پرکند و بر دانش نظری موضوع بیافزاید. و  در درجه دوم این تحقیق اصول و مولفه هایی را مشخص می‌کند که چنانچه در برنامه‌سازی رادیو به کار برده شود؛ می‌تواند باعث افزایش جذب مخاطب، تاثیرگذاری بیشتر، و دستیابی به اهداف و سیاست های ایستگاه رادیوی مورد نظر شود.

 

3-1- هدف اصلی تحقیق

هدف علم تدوین نظریه است و در انجام تحقیق‌های اجتماعی به سه هدف اساسی (اکتشاف، توصیف، تبیین) توجه می­ کنند.

  هدف کلی و اصلی این تحقیق توصیفی – اکتشافی عبارت است از:

توصیف و بررسی عوامل موثر بر اصول برنامه­سازی خلاق در رادیو و شناخت ابعاد و مولفه های آن است.

اهداف فرعی تحقیق:

 

  • شناسایی ابعاد و مولفه‌های خلاقیت
  • دستیابی به اصول برنامه سازی خلاق در رادیو
  • دستیابی به متغیرهای فردی و سازمانی موثر بر برنامه‌سازی خلاق

 

4-1- سؤال اصلی تحقیق

نظر تهیه کنندگان رادیو درباره ویژگی‌ها و مؤلفه‌های برنامه سازی خلاق چیست؟

 

سؤال های فرعی تحقیق:

1- مهمترین متغیرهای سطح فردی مؤثر در برنامه‌سازی خلاق کدامند؟

2- مهمترین متغیرهای سطح سازمانی مؤثر در برنامه سازی خلاق کدامند؟

 

5-1- فرضیه‌های تحقیق

در حال حاضر به دلیل اکتشافی بودن پژوهش، فقط به سؤالات پاسخ داده می‌شود و فرضیه‌ها در پایان تحقیق استخراج می­ شود.

 

6-1- تعریف مفاهیم

تعریف نظری:

    خلاقیت : هارمون خلاقیت را فرایندی می‌داند که بوسیله آن چیزی مثل فکر، ایده یا یک شی جدید تولید شود (کینگ واندرسون، 1386،ص17). “خلاقیت شیوه‌ای‌ از تفکراست که ایده‌های جدید را بوجود می‌آورد.

 لوتانز استاد رفتار سازمانی، خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی از اندیشه‌ها و رهیافتهای جدید افراد‌، می‌داند. پالیا خلاقیت را توانایی دیدن چیزها به صورت غیر‌معمولی و دیدن مشکلاتی که هیچ کس دیگر آنها را نمی‌بیند و سپس ارائه رهیافتهای جدید و اثر‌بخش می‌باشد.

    برنامه سازی : به فرایند ساخت برنامه های رادیویی در ساختار های متفاوت مانند : ساده ، ترکیبی ساده، ترکیبی نمایشی ،نمایش ، مسابقه ، میز گرد اطلاق می شود(برخوردار،1381ص45).

   رادیو : در کنار مجموعه گسترده رسانه ها تلویزیون، سینما ،صنعت چاپ، خبرگزاری ها، شبکه های اینترنتی و ماهواره‌ای رادیو یکی از اصلی‌ترین وسایل ارتباط جمعی است. ما نمی‌توانیم پیام های آن را ببینیم. این پیام‌ها تنها شامل صدا و سکوتند و از همین واقعیت منحصر به فرد رادیو است که دیگر کیفیت‌های متمایز آن – از جمله ماهیت زبان آن طنزهایش و راه هایی که مخاطبانشان از آن استفاده می کنند –  حاصل می شود. برای دست یابی به دیدی شفاف تر نسبت به رادیو و ویژگی‌های آن ، می توان آن را با وسایل دیگر برقراری ارتباط مقایسه کرد(کرایسل،1381،ص1).

 

 

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست : ندارد 

پرسشنامه : دارد

تعداد صفحات :  174

قیمت :  40 هزار تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159373]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای بر یادگیری، یادداری و انگیزه یادگیری دانش ­آموزان

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

 

موضوع :

پایان ­نامه جهت اخذ درجه­ کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی

 تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای بر یادگیری، یادداری و انگیزه یادگیری دانش ­آموزان

 

تابستان 93

 

 

فهرست مطالب

چکیده ز‌

فصل اول: کلیات تحقیق.. 1

مقدمه. 2

بیان مسأله. 3

اهمیت و ضرورت پژوهش… 5

اهداف پژوهش… 7

فرضیه های پژوهش… 7

متغیرهای پژوهش… 8

تعاریف… 8

فصل دوم:ادبیات تحقیق.. 13

مقدمه. 14

الف) مبانی نظری پژوهش… 15

یادگیری الکترونیکی.. 15

تعاریف یادگیری الکترونیکی.. 15

انواع یادگیری الکترونیکی.. 19

اصطلاحات درحوزه یادگیری الکترونیکی.. 21

توصیه هایی برای یک نرم افزار یادگیری الکترونیکی مناسب.. 22

چند رسانه ای آموزشی.. 23

منطق ارائه چند رسانهای.. 23

تعاریف چند رسانه ای.. 24

تعاریف چند رسانه ای آموزشی.. 26

تاریخچه چند رسانه ای آموزشی.. 26

عناصر نظامهای چندرسانه ای.. 27

نکات مهم در طراحی انیمیشن آموزشی.. 30

خصوصیات کاربرد انیمیشن در آموزش… 31

دلایل استفاده از چندرسانه ای در آموزش… 31

کلیات طراحی در چندرسانه ای های آموزشی.. 32

یادگیری چندرسانه ای.. 32

نظریه شناختی یادگیری چندرسانه ا ی.. 32

فرضیه های اساسی درباره ی نظریه شناختی یادگیری چندرسانه ای.. 34

فرایندهای شناختی در یادگیری چندرسانه ای.. 35

اصول طراحی یادگیری چند رسانه ا ی.. 36

توصیه هایی برای بکارگیری اصول چندرسانه ای.. 45

عامل آموزشی متحرک.. 48

نکات طراحی عوامل آموزشی.. 48

تاریخچه عوامل آموزشی.. 51

انواع عوامل آموزشی.. 52

انواع نقشهای عوامل آموزشی.. 53

مثالهایی از عوامل آموزشی مطرح در دنیا 54

شرایط استفاده از عامل آموزشی.. 56

سطوح طراحی عامل آموزشی متحرک.. 60

انگیزش… 63

تعریف انگیزش… 63

چشم انداز ها به انگیزش… 65

عوامل تشکیل دهنده ی انگیزش… 69

اصول اولیه ی انگیزه برای یادگیری.. 69

طبقه بندی انگیزه ها 70

اهمیت انگیزه در یادگیری.. 70

ب) مروری بر پژوهش های انجام شده 68

پژوهشهای انجام شده در ایران. 71

پژوهشهای انجام شده در سایر کشورها 75

فصل سوم:روش تحقیق. 81

مقدمه. 82

روش پژوهش… 82

طرح پژوهش… 82

جامعه آماری.. 83

نمونه آماری و روش نمونه گیری.. 83

ابزار پژوهش… 84

روش اجرای پژوهش… 86

روش تحلیل  یافته ها 88

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها. 89

فصل پنجم:نتیجه گیری ،بحث و پیشنهادها.. 111

یافته‌ها ی پژوهش… 113

پیشنهادها 118

محدودیت‌ها و مشکلات پژوهش… 120

منابع. 121

پیوست.. 132

 

فهرست  شکل ها ،جداول و نمودارها

شکل1-2 عناصر نظام چند رسانه ای …………………………………………………………………………………………………..25

شکل 2-2نظریه شناختی یادگیری چند رسانه ای………………………………………………………………………………….33

شکل 3-2 ارائه دهنده برخی از نقش های عوامل آموزشی…………………………………………………………………….53

شکل 4-2 لائور ا عامل آموزشی متحرک……………………………………………………………………………………………..54 

شکل 5-2 مایک……………………………………………………………………………………………………………………………….54

شکل6-2 کاسمو………………………………………………………………………………………………………………………………55

شکل7-2پت……………………………………………………………………………………………………………………………………55

شکل 8-2 ادل………………………………………………………………………………………………………………………………….55

شکل 9-2 شرایط استفاده از عامل آموزشی………………………………………………………………………………………….57

شکل 10-2 مدل سطوح طراحی عامل آموزشی……………………………………………………………………………………58

جدول 1-2 نقش های عامل آموزشی متحرک………………………………………………………………………………………60

جدول1-4 جدول فراوانی………………………………………………………………………………………………………………….90

جدول 2-4 آزمون کالمگروف اسمیرنف برای بررسی نرمال بودن متغیر وابسته………………………………………..91

جدول3-4 آزمون لوین برای بررسی همسانی خطای واریانس………………………………………………………………..92

جدول 4-4 آزمون تحلیل واریانس برای بررسی ضرایب رگرسیون در دو گروه………………………………………..92

جدول5-4  نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون………………………………93

جدول6-4 آزمون تی مستقل……………………………………………………………………………………………….94

جدول 7-4 میانگین وانحراف استاندارد متغیرها در دوگروه…………………………………………………………………..94

جدول 8-4  آزمون تحلیل واریانس برای بررسی ضرایب رگرسیون در دو گروه……………………………………….95

جدول 9-4 آزمون F لوین برای بررسی همگنی واریانس ها در دو گروه…………………………………………………96

جدول 10-4 آزمون کالمگروف اسمیرنف برای بررسی نرمال بودن متغیر وابسته………………………………………96

جدول11-4  نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون…………………………….97

جدول12-4  میانگین وانحراف استاندارد متغیرها در دوگروه…………………………………………………………………97

جدول 13-4  آزمون تحلیل واریانس برای بررسی ضرایب رگرسیون در دو گروه…………………………………..100

جدول 14-4 آزمون F لوین برای بررسی همگنی واریانس ها در دو گروه……………………………………………..101

جدول15-4 نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون……………………………101

جدول 16-4- آزمون تحلیل واریانس برای بررسی ضرایب رگرسیون در دو گروه………………………………….102

جدول 17-4 آزمون F لوین برای بررسی همگنی واریانس ها در دو گروه……………………………………….102

جدول18-4-  نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون………………………..103

جدول19-4 نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون……………………………103

جدول 20-4 آزمون F لوین برای بررسی همگنی واریانس ها در دو گروه……………………………………………..104

جدول21-4  نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون………………………….104

جدول22-4 نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون……………………………105

جدول 23-4 آزمون F لوین برای بررسی همگنی واریانس ها در دو گروه…………………………………………….105

جدول24-4 نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون……………………………106

جدول25-4  نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون………………………….106

جدول 26-4 آزمون F لوین برای بررسی همگنی واریانس ها در دو گروه……………………………………………..107

جدول27-4 نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش آزمون………………………….107

جدول 28-4 آزمون تحلیل واریانس برای بررسی ضرایب رگرسیون در دو گروه……………………………………108

جدول 29-4 آزمون F لوین برای بررسی همگنی واریانس ها در دو گروه……………………………………………..108

جدول30-4  نتایج تحلیل کوواریانس بین پس آزمون دو گروه با حذف اثر پیش­آزمون……………………………109

 

 

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیروجود عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­ها بر یادگیری، یادداری و انگیزه یادگیری دانش ­آموزان در درس جغرافیا صورت گرفته­است. برای انجام پژوهش از میان جامعه آماری پژوهش که کلیه دانش ­آموزان دختر سال سوم راهنمایی منطقه 4 ناحیه 6 شهر تهران بودند با توجه به محدودیت امکانات و عدم­دسترسی برخی از مدارس به تجهیزات رایانه­ای، با بررسی مدارس منطقه4 مدرسه­ی راهنمایی نبوت به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شد. حجم نمونه مورد نظر 60 نفر بود که این نمونه شامل دو کلاس 30 نفری می­شد که به تصادف از میان 7 کلاس موجود انتخاب شدند و هر کلاس به طور تصادفی در معرض آموزش قرار گرفتند.

قبل از اجرای آموزش بر رو ی دانش ­آموزان هر دو گروه، دو پیش آزمون مربوط به محتوای آموزشی و انگیزه یادگیری اجرا شد.به منظور ارائه آموزش گروه 1 ازطریق چندرسانه­ای­های بدون عامل آموزشی و گروه2 ازطریق چند­رسانه­ای مبتنی بر عامل آموزشی محقق ساخته،آموزش دیدند. در هر دو گروه محتوای درس یکسان بود. در این پژوهش از آزمون­های یادگیری محقق ساخته، آزمون یادداری موازی با آزمون یادگیری و آزمون انگیزه یادگیری درس جغرافیا، بعد از مناسب بودن روایی و اعتبار آزمون، استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داده ­ها از شاخص ­های آماری توصیفی(میانگین، انحراف استاندارد، انحراف معیار)و استنباطی از جمله کواریانس استفاده شد و با بهره گرفتن از نرم­افزار  spss مورد محاسبه قرار گرفت. نتایج نشان داد که، استفاده از عامل­آموزشی در چندرسانه­ای به طور کلی باعث افزایش انگیزه یادگیری می­ شود. گروه دارای عامل آموزشی متحرک در چندرسانه­ای نسبت به گروه کنترل دارای میانگین یادگیری بالاتری بوده ­اند و بین نمرات یادداری دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد. 

واژگان کلیدی:

 یادگیری الکترونیکی، چند­رسانه­ای، چند­رسانه­ای آموزشی، عامل آموزشی متحرک، یادگیری، یادداری، انگیزه­ یادگیری.

مقدمه

ما ابزارهایمان را می­سازیم و پس از آن، این ابزارها هستند که ما را می­سازند(گریسون، آندرسون،ترجمه زارعی و موحد ،1384ص9  )

مشخصات دنیای کنونی دگرگونیهای سریعی است که در زمینه ­های مختلف علمی و صنعتی صورت می­گیرد.آموزش و پرورش نیز، که از مهمترین حوزه های یادگیری بشری است امروزه با ورود فناوری­های نوین، از این تحولات مستثنی نیست، چرا که آموزش از اساسی ترین نیازها در این تحولات است.

آموزش بر پایه ارتباط امکان پذیر است. در واقع ارتباط محور اصلی و اساسی تمامی تعاملات آموزشی است.از آنجا که شکل­ گیری ارتباط بدون حضور رسانه ممکن نیست، بنابراین حضور رسانه برای آموزش ضروریی است. آموزشی که توامان از متن و تصویر و صدا و انیمیشن در راستای یادگیری استفاده می­ کند در حوزه چند­رسانه­ای­ها قرار می­گیرد.

در واقع فناوری­های چند­رسانه­ای، یکی از دستاورد­های نوین می­باشند که به گسترش دانش در عرصه اطلاعات کمک فراوانی کرده ­اند و در این زمینه توانسته ­اند علاوه بر عرصه تبلیغات و ارتباطات جمعی و اطلاعاتی در عرصه تعلیم و تربیت  نیز موثر واقع شود .

 در این راستا باید معیارها و اصول طراحی و تولید چندرسانه­ای به خوبی رعایت شود، تا بتوان دانش ­آموزان را هر چه بهتر از مزایا و محاسن این دستاورد بهرمند ساخت تا دانش آموزان با انگیزه و علاقه بیشتری به یادگیری مباحث و اصول درسی بپردازد و بدین وسیله یادگیری معنادار در پیروی از یادگیری اثر بخش بدست آید.

نظر به اینکه در کشورهای امروزی و از آن جمله در ایران تولید چند­رسانه­ای آموزشی از رشد به خصوصی بر­خوردار است و استفاده از چند­رسانه­ای­ها در پایه های مختلف  تحصیلی در حال گسترش است غنی­تر کردن  آنها در راستای یادگیری قابل توجه است و در این زمینه عامل آموزشی متحرک یک شخصیت واقعیت گونه­ای است که برای تسهیل و افزایش یادگیری طراحی شده و در نرم افزارهای آموزشی حاوی برنامه­ی آموزشی یا مهارت آموزشی به کار می­رود.

مع­ذالک، یکی از قلمروهای جدید در زمینه چند­رسانه­ای­های آموزشی وجود شخصیت و عامل آموزشی به عنوان راهنما در سر­تاسر محیط یادگیری چند­رسانه­ای است که اخیراً علاقه به استفاده از این عامل آموزشی رو به افزایش است .

 این پژوهش به منظور بررسی تاثیر عامل­آموزشی­متحرک در چند­رسانه­ای بر یادگیری، یادداری و انگیزه یادگیری در درس جغرافیا سال سوم راهنمایی صورت گرفت.

بیان مسأله

مطالعات بیانگر آن است که استفاده از فناوری­های نوین در آموزش سنتی، به افزایش اثر بخشی یادگیری می­انجامد (دامنز ،2003به نقل از زمانی ،عابدی و سعیدی ص4).

در حال حاضر ایجاد و خلق یک تجربه یادگیری الکترونیکی منوط به وجود تعهد عمیق نسبت به شناخت ویژگی­های متفاوت این رسانه و راه­هایی است که به واسطه­ آن بتوان این رسانه را به بهترین وجه در جهت انتقال یادگیری مورد استفاده قرار داد. در واقع این یادگیری در محیط شبکه و اینترنت به وقوع می­پیوندد و مجموعه ­ای از فناوری­های چند­رسانه­ای در ایجاد آن به کار می­روند (گریسون، آندرسون ترجمه زارعی و موحد، 1384).

   در یادگیری مبتنی بر رایانه، کاربر با داشتن اطلاعات مقدماتی و یا دریافت آن از سوی رایانه از طریق آزمایش و خطا، حل مساله، بینش و بصیرت و فعالیت­های خلاقانه به کسب تجارب جدید و سطوح بالاتری از یادگیری نائل می­آید. نرم افزارهای آموزشی مربوط به نقاشی، متحرک سازی، طراحی مهندسی و صنعتی، بازی­های آموزشی و برنامه ­های مرسوم به شبیه­سازی از این جمله­اند (امیر تیموری، 1386).

   یادگیری الکترونیکی از ظرفیت فوق­العاده­ای در جهت توسعه­ افق آموزشی برخوردار است و در این راستا باید به غنی­تر کردن حوزه چند­رسانه­ای­ها اقدام کرد. عامل آموزشی متحرک به عنوان موضوعی نوظهور در این عرصه مطرح است.

 عامل­های آموزشی متحرک  دارای نیروی بالقوه­ عظیمی در حمایت از یادگیری هستند چرا که قابلیت­های شبیه سازی یک محیط یادگیری، کلاس واقعی دارا باشند (وو[1]، 2009 ص202).

  یافته­ ها­ی پژوهش­ها نشان می­دهد، چون عامل آموزشی متحرک به عنوان اعضای اجتماعی مشابه به انسانها در­نظر گرفته می­ شود، آنها با یادگیرندگان در محیط­هایی که نیاز به ارتباطات و تعاملات موثراست در تعامل­اند. بنابراین عامل­آموزشی­متحرک نتایج قطعی­تری در افزایش­ یادگیری گروهی تولید می­ کند(وو، 2009 ص203 )

در واقع عامل­های آموزشی، کاراکتر­های واقعی­اند که به عنوان ارائه دهنده در صفحه نمایش ظاهر می­شوند و راهنمای کاربر در سرتا­سر محیط یادگیری چند­رسانه­ای­اند(کلربوت و هیدیک[2]201 ، ص28).

استفاده از یک عامل­آموزشی­متحرک برای ارائه آموزش شبیه به تدریس معلم درکلاس درس است اما یک عامل آموزشی متحرک، مشابه یک معلم واقعی نیست، ونمی ­تواند به تنهایی وجود داشته باشد، بنابراین نیازاست که در یک سیستم یادگیری واقع شده تا آن، پشتیبانی را برای راه­اندازی آموزشی فراهم کند(وو،2009 ، ص204).

حال این سوال مطرح است که آیا وجود عوامل آموزشی در محیط های چند­رسانه­ای، مفید است؟

“تحقیقات نشان می دهد که عوامل آموزشی دارای توانایی برای نمایش بسیاری از نقش­ها درمحیط یادگیری چند­رسانه­ای هستند مانند شرح­دادن، چارچوب­بندی، مربی­گری، مدل­سازی، تست­سازی. با این حال عوامل آموزشی اغلب نقش یک آموزش­دهنده یا یک مربی را دارند” ( اسچرودر و ادیسوپ[3]2012ص43).

از سویی پژوهش دانسورث و اتیکسون[4] با عنوان” یادگیری علوم از طریق چند­رسانه­ای ” بیانگر آن است که دانش آموز در محیط یادگیری مبتنی بر رایانه  زمانی مطالب را بهتر یاد می­گیرد که در آن همراه متون ارائه شده بر روی صفحه نمایشگرتصویر نیز وجود داشته باشد. علاوه بر این، تلفیق نقالی با حضورتصویری ازیک عامل آموزشی متحرک نیز ممکن است دانش ­آموزان را بیشتر از زمانی که روایت یا متن به تنهایی بر روی صفحه نمایشگر ظاهر می­ شود به پردازش عمیق اطلاعات تشویق کند.

” استفاده از عوامل آموزشی در محیط یادگیری چند­رسانه­ای منجر به پذیرش بیشتر یادگیرندگان می­ شود چرا که تعاملات انسانی چهره به­چهره را شبیه­سازی می­ کند” (قره باغی،1389،ص53).

امروزه عامل متحرک آموزشی برای گسترش یک سیستم آموزش هوشمند در­نظر گرفته می­ شود (اسچرودر و ادیسوپ، 2012)یافته­ ها بیانگر آن است که وجود احساسات عامل آموزشی متحرک می ­تواند قابل استفاده در بهینه سازی انگیزه و یادگیری دانش ­آموزان باشد(کیم ،بیلور، شن و پالس[5]2007).

” تحقیقات در مورد استفاده از ابزار یادگیری چند­رسانه­ای، گذشته­ای بیش­از بیست سال دارد. دو مورداز این ابزارها عبارتند­از: تدریس­خصوصی­سیستم­های هوشمند و عوامل آموزشی “( اسچرودر و ادیسوپ2012ص43).

در حالی که، مقدار قابل توجهی از زمان و منابع به طراحی و پیاده­­سازی عامل آموزشی در داخل محیط یادگیری سپری می­ شود، پیشرفت­های اخیر در فن­آوری سیستم­های مبتنی بر رایانه استفاده از عامل آموزشی را برای مربیان قابل دسترس­تر و مقرون به صرفه­ترکرده است.

ما امیدواریم ظرفیت طراحی و تولید چندرسانه­ای­ها، مواد آموزشی و ابزارهایی که به وسیله رایانه­ها هدایت می­شوند توسعه یابد و به­این وسیله مجموعه فرایند­های آموزشی نیز بهبود پیدا کند. به این دلیل در این پژوهش به بررسی تاثیر عامل آموزشی در چند­رسانه­ای بر یادگیری، یادداری و انگیزه یادگیری پرداخته می­ شود.

اهمیت و ضرورت پژوهش

رایانه به شیوه ­های مختلفی در آموزش بهره ­برداری می­ شود. آموزش به کمک رایانه، آموزش با  مدیریت رایانه و آموزش متکی بر رایانه نمونه­هایی از کاربرد رایانه در فرایند یاددهی – یادگیری به شمار می­روند(نوروزی، رضوی،1392).

درنظام آموزشی متکی بر رایانه  از رایانه برای ارائه آموزش استفاده می شود. طراحی پیام های آموزشی در نظام رایانه از تنوع بالایی برخوردار است. معلم خصوصی هوشمند، تکرار و تمرین،و شبیه سازی نمونه هایی است که نظام  متکی بر رایانه به نمایش می گذارد.

امروزه به اثر پیشرفت­های پر شتاب فناوری جدید رایانه ای و جذابیت­های  منحصر به فرد رایانه برای کلیه افراد و به طورخاص نوجوانان طراحی و تولید محیط های یادگیری چند­رسانه­ای پذیرش و مقبولیت پیدا کرده است .

  در واقع لازمه گسترش تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات در آموزش استفاده از چند رسانه ای های آموزشی و سیستم های چند رسانه ای است و البته تنها دسترسی به کامپیوتر و چند رسانه ای ها در مدارس برای یادگیری موثر دانش ­آموزان کافی نیست بلکه باید در این زمینه ها، منابع فعالیت­های یادگیری دانش ­آموزان به گونه­ ای حرفه­ای طراحی و تولید شده تا اثر بخشی لازم را ایجاد کند .

اگر آموزش را به عنوان یکی از مهمترین ارکان توسعه کشور در همه ی زمینه­ها بدانیم پس در این صورت می­توانیم به نقش پر اهمیت چند­رسانه­ای­هادر پیشبرد اهداف توسعه پی ببریم.

می­توان گفت ورود چند­رسانه­ای­ها  در آموزش و پرورش انقلابی را در زمینه تدریس و عملکرد تحصیلی دانش ­آموزان ایجاد کرده است. مطالعات حاکی از آن است که اگر چند­رسانه­ای ها آموزشی تحت یکسری از اصول و استاندارهای علمی طراحی و تولید شوند می­توانند به عنوان یک ماده آموزشی تاثیر گذار نیاز­های یادگیری دانش آموزان را برطرف سازند .

چند­رسانه­ای­ها با فراهم کردن محیط غنی و سر­شار از محرک­های متنوع و گوناگون و برقراری تعامل و ارتباط با دانش ­آموز می ­تواند به یادگیری موثر­تر و عمیق­تر و حل مساله بینجامد.

علت اینکه چند­رسانه­ای­ها یادگیری را افزایش می­ دهند آن است که افراد تنها 20 درصد آنچه را که می­بینند و 30 درصد آنچه را که می­شنوند و 50 درصد آنچه را که می­بینند و می­شنوند یاد می­گیرند، حال انکه اگر آنچه را که می­بینند و می­شنوند همزمان انجام دهند یادگیری آنان به 80 درصد افزایش می­یابد .چند­رسانه­ای­ها با فراهم کردن تجارب پویا باعث افزایش سرعت یادگیری مهارت­ های پایه می­گردند(رضوی،1383) و البته وو[6]  نیز در مقاله طراحی محیط­های یادگیری چند­رسانه­ای با بهره گرفتن از عوامل آموزشی : عوامل و مسائل در سال2009به این امر اذعان داشته است .

  در واقع چند­رسانه­ای های آموزشی از جمله نظام­های رسانه­ای هستند که با توجه به ماهیت چند حسی­شان می­توانند به راحتی با انواع سبک­های یادگیری سازگار شوند و با شکل­های گوناگون تعامل یادگیری آسان و پایدار را فراهم کنند (شارپ،ترجمه بارزنجانی ،1378).

“مهمترین مزیت چند­رسانه­ای نسبت به اشکال دیگرآموزش، انعطاف پذیری درعرصه اطلاعات و دستیابی سریع آن در فراهم کردن بازخورد است و هدف از به کارگیری چند­رسانه­ای این است که به یادگیری یادگیرندگان کمک کند و سواد آنان را بالا ببرد “( رضوی،1390ص284).

یکی از قلمروهای جدید پژوهشی در حوزه­ چند­رسانه­ای­های آموزشی، پژوهش درباره اثرات مفید وجود عامل آموزشی متحرک بر روی صفحه  نمایش­گر است .

  در این راستا می­توان با بهره گرفتن از عامل آموزشی متحرک به افزایش علاقه و انگیزه یادگیری هر چه بهتر مباحث درسی برای کاربران پرداخت .

از سویی اهمیت درس جغرافیا سال سوم راهنمایی موجب آن می­ شود که در راستای رسیدن به اهداف این کتاب و دستیابی به هدف والای آموزش کوشا بوده و فناوری های روز تکنولوژی آموزشی را به­کار ببریم .

اهداف پژوهش

هدف کلی

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای بر یادگیری، یادداری و انگیزه یادگیری دانش ­آموزان

اهداف جزئی

طراحی و تولید چند­رسانه­ای آموزشی  با به کارگیری عامل آموزشی متحرک

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­ها بر یادگیری

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­ها بر یادداری

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چندرسانه­ای­ها بر انگیزه یادگیری

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای ­ها بر خود کارامدی.

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­­ها بر راهبردهای یادگیری .

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­­ها بر ارزشمندی یاگیری .

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­ها بر برانگیزندگی محیط .

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای ­ها بر هدف موفقیت یاگیری .

تاثیر عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­­­ها بر هدف عملکرد یاگیری .

فرضیه­ های پژوهش

عامل آموزشی متحرک بر یادگیری دانش ­آموزان تاثیر دارد .

عامل آموزشی متحرک بر یادداری دانش ­آموزان تاثیر دارد .

عامل آموزشی متحرک بر انگیزه یادگیری دانش ­آموزان تاثیر دارد.

عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای ­ها بر خود کارامدی  تاثیر دارد.

عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­­ها بر راهبردهای یادگیری تاثیر دارد.

عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­­ها بر ارزشمندی یادگیری تاثیر دارد.

عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­ها بر برانگیزندگی محیط تاثیر دارد.

عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای ­ها بر هدف موفقیت یادگیری تاثیر دارد.

عامل آموزشی متحرک در چند­رسانه­ای­­­ها بر هدف عملکرد یادگیری تاثیر دارد.

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات :  155

قیمت :  40 هزار تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159373]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه تاثیر معنا درمانی گروهی بر کاهش نشانگان افسردگی ، اضطراب و استرس در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تبریز

 

دانشکده­ی علوم انسانی-گروه روانشناسی

 

پایان نامه برای دریافت درجه­ کارشناسی ارشد

رشته: روانشناسی عموی

 

عنوان:

تاثیر معنا درمانی گروهی بر کاهش نشانگان افسردگی ، اضطراب و استرس در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

زمستان  1395

 

 

 

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی معنادرمانی به شیوه گروهی بر کاهش افسردگی، اضطراب و استرس بیماران مبتلا به ام اس پرداخته است. جامعه آماری این تحقیق بیماران ام اس شهر تبریز بودند. نمونه اصلی شامل 60 نفر بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. نمونه فرضیه ها شامل 30 بیمار با اضطراب، استرس و افسردگی بالا بودند که به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. شرکت کننده گان مقیاس های خود سنجی افسردگی، اضطراب و استرس را پاسخ دادند. بعد از 10 جلسه معنادرمانی به شیوه گروهی برای گروه آزمایش دوبار از آن ها آزمون افسردگی، اضطراب و استرس اخذ شد. نتایج تحلیل آماری کوواریانس و آزمون تی همبسته در سطح معنادار بودند. نتایج نشان داد که معنادرمانی به شیوه گروهی باعث کاهش افسردگی، اضطراب و استرس در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است و همچنین معنادرمانی بر تداوم کاهش افسردگی، اضطراب و استرس در مرحله پیگیری یک ماهه تاثیر داشته است.

 

کلمات کلیدی: معنادرمانی گروهی، افسردگی، اضطراب، استرس، مولتیپل اسکلروزیس

 

 

فهرست

عنوان                                                                                                                                    صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق.. 1

1-1-مقدمه. 2

1-2-بیان مساله. 3

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق.. 6

1-4-سوال اصلی تحقیق.. 8

1-5-اهداف تحقیق.. 8

1-6-فرضیات تحقیق.. 8

1-7-تعریف مفهومی متغییرها 9

1-8-تعریف عملیاتی متغییرها 10

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق.. 11

2-1-مقدمه. 12

2-2- مولتیپل اسکلروزیس… 12

2-3- نظریات مربوط به ام.اس… 13

2-4- علائم کلی بیماری (ام.اس): 14

2-5- انواع بیماری ام.اس… 15

2-6- مشخصه اصلی بیماری ام اس… 16

2-7- دلایل ابتلا به بیماری (ام.اس) 17

2-8- سبب شناسی و شیوع بیماری ام.اس… 19

2-9-عود در بیماران ام.اس… 20

2-10-درمان بیماری (ام.اس) 23

2-11- واقعیت درمانی.. 25

2-11-1-نیازهای پنج گانه. 31

2-11-2- ماشین رفتار. 33

2-11-3- دنیای مطلوب.. 36

2-11-4- اصول ده گانه نظریه انتخاب.. 38

2-12- مفهوم بیماری از دیدگاه واقعیت درمانی.. 39

2-12-1- علل انتخاب انواع ناراحتی ها 40

2-12-2- فرایند درمان واقعیت درمانی.. 41

2-12-3- سیستم WDEP. 42

2-12-4- مداخله گروهی مبتنی بر واقعیت درمانی و نظریه انتخاب.. 48

2-13- ماهیت افسردگی.. 50

2-13-1- علل افسردگی.. 52

2-13-2- روش های درمان افسردگی.. 53

2-14- تعریف استرس… 54

2-14-1-واکنش های (زیست شناختی) جسمانی نسبت به استرس55

2-14-2- واکنش روانی نسبت به استرس57

2-15- استرس و اضطراب.. 57

2-16-سوابق و پیشینه تحقیق.. 58

2-16-1-تحقیقات انجام شده در داخل کشور. 58

2-16-2-تحقیقات انجام شده در خارج از کشور. 61

2 – 17-جمع بندی.. 64

فصل سوم: روش شناسی تحقیق.. 65

3-1-مقدمه. 66

3-2-جامعه آماری تحقیق.. 66

3-3-نمونه آماری ( حجم نمونه و روش نمونه گیری ) 66

3-4- ابزار های اندازه گیری.. 66

3-5- روش های اجرای کار. 67

3-6- ابزار گرد آوری اطلاعات.. 68

3-7- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 69

فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 70

4-1-مقدمه. 71

4-2-یافته‌های توصیفی و جمعیت شناختی.. 71

4-2- تحلیل های توصیفی.. 71

4-2-1- سن.. 71

4-2-2- جنسیت.. 72

4-3- بررسی استنباطی داده‌ها 78

4-3-1- پیش‌فرض‌های تحلیل کوواریانس در بررسی متغیر های تحقیق.. 79

4-3-1-1- نرمال بودن. 79

4-3-1-2-همسانی واریانس‌ها 80

4-3-1-3- بررسی خطی بودن رابطه بین متغیر وابسته و مستقل.. 81

4-3-1-4- تحلیل کوواریانس85

4-3-1-5- معنا درمانی گروهی بر کاهش افسردگی بیماران مبتلا به ام اس موثر است. 85

4-3-1-6- معنادرمانی گروهی بر کاهش اضطراب بیماران مبتلا به ام اس موثر است. 86

4-3-1-6- معنا درمانی گروهی بر کاهش استرس بیماران مبتلا به ام اس موثر است. 88

4-4- یافته های اضافی پژوهش… 89

4-4-1- بررسی تفاوت بین نمره اضطراب پس از معنادرمانی گروهی با نمره پیگیری…                   ……. 89

4-4-2- بررسی تفاوت بین نمره اضطراب پس از معنادرمانی گروهی با نمره پیگیری.. 90

4-4-3- بررسی تفاوت بین نمره اضطراب پس از معنادرمانی گروهی با نمره پیگیری.. 91

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 92

5-1-مقدمه. 93

5-2- بحث و نتیجه گیری.. 93

5-3-محدودیت‌های تحقیق.. 97

5-4-پیشنهادات تحقیق.. 98

ضمایم و پیوست ها 100

منابع و مآخذ. 156

 

 

فهرست جداول :

عنوان                                                                                                                                               صفحه

جدول (4-1): توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان. 72

جدول (4-2): توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان. 73

جدول(4-3): توزیع فراوانی سابقه بیماری پاسخ دهندگان. 74

جدول (4-4): نتایج نمرات پرسشنامه اضطراب آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه 75

جدول (4-5): نتایج نمرات پرسشنامه افسردگی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه 76

جدول (4-6): نتایج نمرات پرسشنامه استرس آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه 77

جدول(4-7): نتایج آزمون کومولوگروف – اسمیرونوف… 79

جدول (4-8): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 80

جدول (4-9):  نتایج آنالیز کوواریانس متغیر وابسته و مستقل در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه برای متغیر افسردگی.. 85

جدول (4-10):  نتایج آنالیز کوواریانس متغیر وابسته و مستقل در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 86

جدول (4-11):  نتایج آنالیز کوواریانس متغیر وابسته و مستقل در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه برای متغیر استرس… 88

جدول (4-12):  مقایسات زوجی معنادرمانی پس آزمون و پیگیری نمره اضطراب… 89

جدول (4-13):  مقایسات زوجی معنادرمانی پس آزمون و پیگیری نمره افسردگی.. 90

جدول (4-14):  مقایسات زوجی معنادرمانی پس آزمون و پیگیری نمره استرس… 91

 

 

 

فهرست نمودار ها

عنوان                                                                                                                                                                         صفحه

نمودار(4-1) : میانگین نمرات پرسشنامه اضطراب آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیگیری، آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 76

نمودار(4-2) : میانگین نمرات پرسشنامه افسردگی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیگیری، آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه      77

نمودار(4-3) : میانگین نمرات پرسشنامه استرس آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیگیری، آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 78

نمودار شماره(4-4 ): نمودار پراکنش اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل. 82

 

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1-مقدمه

 

بیماری مولتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی می باشد که درآن غلاف میلین به صورت پیشرونده تحلیل می رود. آمار دقیقی از میزان مبتلایان به این بیماری در ایران در دسترس نیست ، اما به طور تقریبی بین  30تا 40 هزار نفر در ایران دچار این بیماری هستند. بسیاری از بیماری های مزمن، از جمله MS با خطر بالای افسردگی و نامیدی همراهند.

اگرچه اضطراب یکی از علائم ناتوان کننده در این بیماران است اما کمتر مورد بررسی قرار گرفته است؛ ادبیات پژوهشی شیوع آن را متغیر گزارش کرده اند، دریک بررسی در بیمارانی که به تازگی تشخیص این بیماری را دریافت کرده بودند 34% و در والدین آنها 40% گزارش شده است. بطور کلی ام اس تاثیر قابل ملاحظه ای برکیفیت زندگی افراد مبتلا- حتی در اوایل بیماری- می گذارد. با وجود این، ناتوانی های جدی، اغلب در سال های بعد آشکار می شود. یکی از استرس زا ترین جنبه های این بیماری نامعلوم بودن آینده آن است، حتی در یک هفته آینده معلوم نیست که بیمار چه احساسی داشته باشد. درست هنگامی که آنها در حال سازگارشدن با احساس ناتوانی ناشی از حملات قلبی بیماری هستند، حمله دیگری با محدودیت های بیشتر از راه رسیده و بایستی با دوره دیگری از سازگاری و تغییرات زندگی، مواجه شوند. از آنجاییکه این بیماران هم بایستی با استرس های زندگی روزمره و هم با استرس های ناشی از علائم بیماری که نوسان دار و غیر قابل پیش بینی هستند، مقابله کنند. بنابراین، پیشرفت بیماری ممکن است با کار، زندگی خانوادگی، ارتباطات و فعالیت های اجتماعی تداخل کند. هدف مداخلات روان شناختی کمک به این افراد به منظور مقابله با چالش های فوق می باشد.

مشاوره و روش های روان درمانی متفاوتی برای تسکین آلام روانی این بیماران در چند سال اخیر متداول گردیده است که یکی از این روش های درمانی، معنا درمانی است. معنی درمانی با درنظر گرفتن گذرایی هستی و وجود انسانی به جای بدبینی و انزوا، انسان را به تلاش و فعالیت میخواند و بیان میدارد که آن چه انسان ها را از پای درمی آورد، دردها و سرنوشت نامطلوب شان نیست، بلکه بی معنی شدن زندگی است که مصیبت بار است. اگر رنج، شجاعانه پذیرفته شود، تا واپسین دم زندگی معنی خواهد داشت و معنای زندگی می تواند حتی معنی بلقوه ی درد و رنج را نیز دربر گیرد. در این پژوهش به بررسی تاثیر معنادرمانی گروهی جهت کاهش نشانگان افسردگی و استرس، اضطراب این بیماران پرداخته ایم.

 

1-2-بیان مساله

 

زندگی انسان در این جهان همواره با اضطراب و دلهره همـراه بـوده اسـت. انسـان هـا معمـولا در اثـر عوامل گوناگون دچار میزانی از اضطراب و دلهره هستند. استرس و اضطراب کلماتی هستند که در زندگی روزمره، برای توصیف حالات و احساسات بسیار استفاده می شوند. در روان شناسی، اضطراب مرحله ی پیشرفته تر استرس مزمن است، که هنگامی به صورت یک مشکل بهداشت روانی در می آید که برای فرد یا اطرافیانش رنج و ناراحتی به وجود آورد یا مانع رسیدن او به اهدافش شود و یا در انجام کار های روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند(پارجمنت ، 2007). افسردگی نیز یکی از نابسامانی های بنیادین روانی است ( مهریار، 1382). حالتی است که بر احساسات، افکار، رفتار، و سلامت جسمانی فرد تأثیر ژرفی گذاشته ( سالمانز ،ترجمه: خلخالی زاویه، 1382) و چگونگی ادراک او از خود و محیطش را دگرگون می سازد ( کاپلان و سادوک ، ترجمه: پورافکاری، 1375). این دگرگونی تا اندازه ای است که وی در کنترل خود و پیرامونش، احساس درماندگی می کند (سلیگمن ، 1975). یکی از بیماری هایی که به دلیل ماهیت کم توان کننده اش می تواند فرد را به افسردگی برساند، مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس.) می باشد (آبراموویتز، ترجمه: همت خواه،1384). این بیماری یکی از قدیمی ترین و در عین حال مهمترین بیماری های مغز و نخاع است (باردلی و همکاران ، 2004) که با دوره های پیشرونده ی کاهش و افزایش بیماری، علایم سه گانه ی آسیب زا شامل التهاب ازبین رفتن پوشش عصب ها (میلین) و جراحت دستگاه اعصاب مرکزی تشخیص داده می شود (هوشر و گودین ، 2005). از بین رفتن پوشش عصب در بخشی از مغز که کنترل احساسات را به عهده دارد، پیش بینی ناپذیر بودن حمله های بیماری، کاهش توانمندی های پیشین و مشکلاتی نظیر از دست دادن کار و در آخر عوارض ناشی از مصرف داروهایی که در درمان به کار می روند از جمله دلایل افسردگی در بیماران ام.اس. است ( آبراموویتز، ترجمه: همت خواه، 1384) که به نوبه ی خود سویه های بسیاری از زندگی فرد را دگرگون می نماید. یکی از این سویه ها، کاهش مقابله سودمند با دشواری های زندگی است. این کاهش مهارت مقابله به سهم خود می تواند افسردگی بیمار را بیشتر از پیش نماید و این چرخه همچنان ادامه یابد (ارنلت و رودولف ، 2006). شدت افسردگی بیمار بر کیفیت زندگی، توانمندی های بدنی (پیتون و همکاران ، 2006)، سویه های شناختی، شناختی، و بازگشت دوباره ی بیماری (لوپز و همکاران ، 2006) تأثیر ویران کننده ای می گذارد. الگوی بیماری و شیوه ی برخورد با آن در بیمار ام.اس. که دچار افسردگی شده است در برابر بیماری که به افسردگی دچار نشده یا آن را مهار کرده، بسیار ناهمانند است (کورنچ و همکاران ، 2000). ناامیدی و خستگی از دیگر پیامدها و چه بسا نشانه های افسردگی می باشد. ناامیدی ای که بیمار را از مقابله سودمند و ادامه ی درمان باز می دارد (وینسمن و اسچووتز ، 2004) و همین امر سبب می شود با آغاز حمله ی دیگر بیماری فرد به درمان دارویی گستردهتر و حتی بستری درازمدتتر نیاز داشته باشد (پتن و متس ، 2002). چنین آسیب های گسترده ای می توانند در افزایش افسردگی فرد سهم بسزایی داشته باشند که با افزایش افسردگی خطر اقدام به خودکشی با هدف پایان دادن به این دشواری ها نیز افزایش می یابد (مختاری، 1384). انجمن حمایت از بیماران ام.اس. ( 2006) در گزارش های خود بیان کرد که خطر خودکشی در بیماران .ام اس. به طور معمول 7/7 برابر بیشتر از جمعیت عادی است. افکار خودکشی در بیماران ام.اس.

ایرانی 30 درصد است که از این میان اقدام به خودکشی 5 برابر بیشتر از جمعیت عادی است و این میزان به ویژه در 5 سال نخست بیماری و در سنین 40 تا 50 سال نمایان می شود (ملکوتی، 1385 ). از این رو توجه جدی به دشواری های بیماران به ویژه افسردگی و اضطراب ایشان ارزنده می نماید. روان شناسان کوشیده اند برای پیشـگیری و درمـان اضطراب، روش های گوناگونی را به افراد آموزش دهند. اما به نظر می رسدکه استفاده از روش های سنتی و ساده برای درمان اضطراب و افسردگی کافی نیست، لذا اهمیت مذهب و بـه کـارگیری روش هـای معنـوی در چنـد دهـه گذشته به صورت روزافزون توجه روان شناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. شواهدی وجود دارد که عموم مـردم بـه طـور فزاینـده ای بـه معنویـت تمایـل دارنـد و بررسـی هـای همگانی افزایش قابل ملاحظه در علاقه به امور معنوی را تایید می کنند. مطالعات آزمایشی نیز نشان می دهـد که بین مذهب و معنویت و سلامت روانی رابطه معنا داری وجود دارد، با این حـال دلایـل ایـن ارتبـاط مـبهم است. از آنجایی که شیوه های رویارویی با افسردگی و اضطراب بیماران ام اس ناهمانند است و پژوهش های اندکی ( به ویژه در ایران) در زمینه ی سودمندی معنادرمانی در کاهش افسردگی بیماران ام.اس. انجام شده است، پژوهش کنونی با هدف کاهش افسردگی بیماران ام.اس. بر آن است تا سودمندی شیوه ی معنادرمانی را در کاهش افسردگی بررسی نماید.

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

 

بیماری مولتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی می باشد که درآن غلاف میلین به صورت پیشرونده تحلیل می رود. آمار دقیقی از میزان مبتلایان به این بیماری در ایران در دسترس نیست ، اما به طور تقریبی بین  30تا 40 هزار نفر در ایران دچار این بیماری هستند. بسیاری از بیماری های مزمن، از جمله MS با خطر بالای افسردگی و نامیدی همراهند.

اضطراب احساس ناخوشی، نگرانی و یا تنشی است که فرد در پاسخ به شرایط تهدید کننده و یا فشارزا ارائه می کند. اضطراب میتواند خفیف و یا چنان شدید باشد که فرد را به هراس افکند، به طور طبیعی اضطراب گذراست اما هرگاه مدت زمان آن طولانی شود و یا در غیاب فشارهای روانی و یا تهدید ادامه یابد، آنگاه باید به عنوان یک مشکل تلقی شود. افسردگی حالتی است که انسان در دراز مدت احساس سختی و ناراحتی می کند، پریشان حال و مضطرب می باشد و زندگی را کسالت بار و دلتنگ کننده احساس میکند. فرد افسرده در رابطه با هیچ چیز احساس خشنودی، رغبت و لذت نمی کند. برای انسان های افسرده شروع کردن کارها بسیار سخت و مشکل بوده و خیلی زود خسته می شوند.(کاراکویان، 2010). یکی از مداخلات مطرح در مبحث سلامت روان، معنا درمانی است که در اثربخشی  آن مطالعات مختلف اثبات شده است و می تواند فرد را در یافتن معنای زندگی یاری داده و سبب کاهش تنش ها و مشکلات روانشناسی وی گردد. معنای زندگی یکی از مقوله هایی است که انسان حقیقت جو در پی آگاهی یافتن به ماهیت آن است. معناداری زندگی، کاملاً به نگرش انسان به زندگی بستگی دارد. برای آن که زندگی فردی معنادار شود، وی باید معنای زندگی را درک نماید. یکی از معروف ترین تعریف مبنای زندگی، توسط فرانکل در سال 1984 ارائه شده است. وی معتقد است که هنگامی که انسان به فعالیت های مورد علاقه اش می پردازد، با دیگران ملاقات می کند، به تماشای آثار هنری- ادبی می پردازد و یا به دامان طبیعت پناه می برد، وجود معنا را در خود احساس می کند. همچنین هنگامی که احساس می کند که وجود و هستی اش به یک منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چارچوب ها و تکیه گاه های گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب و فلسفه ای که برای زندگی کردن انتخاب کرده است، می بیند، معنا را درمی یابد و آن را احساس می کند. معنای زندگی اشاره به نوعی از احساس ارتباط با خالق هستی، داشتن هدف در زندگی، تعقیب و نیل به اهداف با ارزش و رسیدن به تکامل دارد. معنای زندگی در اصل ماهیت شناختی دارد، چرا که دربردارنده باورهای افراد در مورد وجود یک هدف غایی در زندگی، اعتقاد به معنویات و زندگی اخروی است. در واقع، داشتن معنا در زندگی، یکی از پیش بینی کننده های رفاه انسان و رضایت از زندگی می باشد(دهداری وهمکاران، 1392). مطالعات نشان می دهند که مفهوم معنای زندگی ارتباط تنگاتنگی با سلامت و رفاه روان شناختی افراد دارد (ملتون، 2008). در واقع، معنادار بودن زندگی سبب پایین آمدن سطح عواطف منفی مانند اضطراب و افسردگی می شود و در نهایت سبب کاهش خطر ابتلا به بیماری های روانی می گردد.

راستای مداخلات روان شناختی، معنا درمانی گروهی دنیای کوچکی از دنیای واقعی است که در آن اعضا با هدف کشف خودشان به عنوان اینکه علایق وجودی مشترک دارند، شرکت می کنند. این روش یک سفر خود اکتشافی است که برای کسب توانایی بودن با خود حقیقی، گسترش دید نسبت به خود و دنیای اطراف و روشن سازی آنچه که به زندگی فعلی و آینده معنی می دهد صورت می پذیرد. در این گروه، افراد احساس می کنند به طور عمیقی می توانند در راه های معنادار زندگی باهم باشند (کوری، 1995).

ان آنجایی که معنا درمانی و شرکت در گروه برای ایجاد حس همدردی و جلوگیری از تنهایی  در افراد موثر است، پژوهشگر در صدد است با به کار بردن تکنیک های این روش تاثیر آنها را در کاهش علائم روانشناختی افراد مبتلا، بررسی نماید.

1-4-سوال اصلی تحقیق

 

آیا معنا درمانی میزان اضطراب، استرس و افسردگی بیماران ام. اس را کاهش می دهد؟

1-5-اهداف تحقیق

 

1-تعیین تاثیر معنادرمانی گروهی بر کاهش افسردگی بیماران مبتلا به ام اس.

 2- تعیین تاثیر معنادرمانی گروهی بر کاهش اضطراب بیماران مبتلا به ام اس.

 3-تعیین تاثیر معنادرمانی گروهی بر کاهش استرس بیماران مبتلا به ام اس.

1-6-فرضیات تحقیق

 

1- معنادرمانی گروهی بر کاهش افسردگی بیماران مبتلا به ام اس موثر است.

 2- معنا درمانی گروهی بر کاهش اضطراب بیماران مبتلا به ام اس موثر است.

 3- معنا درمانی گروهی بر کاهش استرس بیماران مبتلا به ام اس موثر است.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات :  72

قیمت :  40 هزار تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159373]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com