پیدایش و تحول زبان
چکیده
آنچه در این مقاله تحت عنوان پیدایش و تحول گفتار ارائه شده نظریه ای بنیادی در گستره زبان است. بسیاری از نظریاتی که تاکنون در مورد علل پیدایش زبان در نزد نوع انسان ارائه شده اند، این فرض را پیشاپیش یدک می کشند که گفتار وسیله ای جهت انتقال پیام است که بشر آن را برای ارتباط با همنوع آفریده است. ولی نظریه ای که در این مقاله گرد آمده است ادعا می کند که در بسیاری موارد گفتار تنها پاسخی به برانگیختگی حاصل از برنامه ای تحت عنوان الگوی کلمه ای در مغز است. آن چه در بسیاری از موارد مکالمه ای دو یا چند نفره به حساب می آید، رفتاری است که هر فرد در جهت پاسخگویی به برانگیختگی حاصل از برنامه ای در مغز خود داده است که متقابلا برنامه ای را در مغز افراد برانگیخته می سازد. این نوع گفت و شنودها، مکالماتی نیستند که ضرورتا منظور از آن، انتقال پیام باشد. این نظریه برای تحول زبان که گفتار تنها بخشی از آن است، روندی قائل است که از شیوه ارتباط افراد با محیط نشات گرفته است، به طوری که انواع تعاملات افراد با جامعه یا اجتماع (که از تعاریف متفاوت برخوردارند) می تواند به الگوهای متفاوتی از گفتار منجر شود. همچنین، با پیگیری چگونگی شکل گیری گفتار در نزد کودکان، نشان داده شده که چارچوب گفتار در نزد افراد در جوامع ابتدایی و کودکان یکسان است و تنها پس از تعاملات افراد در جوامع باستان و جوامع امروزی است که مفاهیم و معانی در مغزها جای گرفته و گفتار چارچوبی جدید در نزد بزرگسالان در جوامع امروزی یافته، به طوری که مغز و گفتار، مفاهیم و معانی را به کار می برند. نظریه ای که از یک طرف تشریح کننده گفتاری است که از واژه ها، نه به مثابه نشانه هایی دلالت کننده بر موضوعها و معانی، بلکه همچون ״خود موضوعها״ استفاده می کند و از طرف دیگر تعیین کننده گفتاری که کلمات، نشانه های موضوع ها و مفاهیم و دلالت کننده بر آنها به حساب می آیند. همچنین، بر طبق نظریات مذکور تبیین شده است که بسیاری از خصایص موجود در زبان (به تعدادی که در این اثر تشریح شده است) ، نه آن گونه که تجربه گرایان، رفتار گرایان و تداعی گرایان پنداشته اند از طریق یادگیری آگاهانه کسب می شود و نه آن گونه که ساختگرایان تصور کرده اند، از ویژگی های ذاتی مغز است، بلکه از طریق درون سازی ناآگاهانه در مغز تثبیت شده و پس از برانگیختگی در قالب زبان ریخته می شود. نظریه ای که ״تعاملی״ لقب گرفته است.
مقدمه
نخستین کلمات ادا شده توسط انسانهای ابتدایی، در حقیقت، دلالت کننده بر موضوع ها نبوده، بلکه بیان کننده خود موضوع های به زبان آورده شده به شمار می رفتند. به بیان دیگر، واژگان مورد استفاده در گفتار به هیچ وجه نماد یا نشانه موضوعها به شمار نمی رفتند، از این روی بین واژگان و تعریف آنها فاصله ای که تحت عنوان دال و مدلول ذکر می شود وجود نداشت. زبان و گفتار در ابتدا به هیچ وجه خصلت انتقال دهنده پیام و مفاهیم را نداشت، بلکه به زبان آوردن هر موضوع مساوی با خلق آن موضوع بود. این شکل از زبان هنوز در جوامع ابتدایی قابل مشاهده است. اسکیموها عقیده دارند انسان از سه جزء تشکیل شده است: جان، روح و نام و برای آنکه دوباره جوان شوند نام خود را تغییر می دهند. کافرها آنقدر برای نام،موجودیت خارجی قایل لودند که تصور می کردند، اگر نام فردی را در برابر دیگ آب جوش به زبان آورند،اسم فرد همچون موضوعی موجودیت دارد و در آب جوشیده و تصفیه می شود. مصریان قدیم نیز با نامیدن مردگان به نام خدایان،آنها را زنده و جاوید می ساختند. چون به زبان آوردن نام چیزی، یعنی وجود بخشیدن به موضوع مورد نظر،سرخپوستان چروکی نیز بر این باورند که موفقیت در شکار به کاربرد واژه های مناسب بستگی دارد. به عقیده اعضای قبیله تولام پورا،ساکن در جزیره سولاوسی،اگر نام کسی ضبط شود می توان روح او را به چنگ آورد. در نزد کاراد جری ها، بومیان استرالیا، افسانه ای مرسوم است که می گوید: دو اسطوره از زمین بیرون آمده در حالی که تا آن موقع هیچ چیز وجود نداشت و پس از آن که اسطوره ها به روی جانوران، گیاهان، ماه و ستارگان نامگذاری کردند آنها حقیقتا به وجود آمدند. در قبایل شمال آفریقا، در یافتن نام دشمن مانند آن بود که فرد به ابزاری دست یافته که می تواند بر دشمن مستولی شود. در طایفه اوجیبوی، نام خود را به بیگانگان نمی گویند; چرا که اسم هر فرد را قسمتی از وجود وی می پندارند و می ترسند با به زبان آوردن نام خویش از وجود خود بکاهند. بومیان سولکا برای آنکه دشمنان خود را در جنگ ضعیف و ناتوان کنند، آنها را به نام درخت پوسیده صدا می کنند و عقیده دارند آنها با به زبان آوردن این کلمه واقعا ضعیف و ناتوان می شوند مالینوفسکی از معدود مردم شناسائی است که در طی تحقیقات خود با بسیاری از بومیان زندگی کرده و زبان و گفتار ایشان را فرا گرفته بود، از این رو به خوبی نسبت به تمایز آشکار زبان در نزد بدویان با آن چه در جوامع امروزی از پدیده ای به نام گفتار استنباط می شود، آگاهی داشت. وی طی تحقیقاتش پی برد که گفتار در جوامع ابتدایی خصلت پیام رسانی ندارد. او اذعان می دارد: در جوامع ابتدایی، زبان به عنوان یک پیوند در فعالیت های انسانی سنجیده شده و جزئی از رفتار انسانی شناخته می شود. او، نام ارتباط احساس برانگیز بر آن می نهد و از خود می پرسد: آیا در این نوع ارتباط، کلمات در مرتبه اول به جهت انتقال معنی، معنایی که از نظر نمادین از آن آنان است، به کار رفته است؟ و پاسخ می دهد: مسلما خیر، و ادامه می دهد، زبان در این جوامع به عنوان وسیله ای برای انتقال اندیشه ( آن چنان که ما بدان می نگریم) به کار نمی آید. او اذعان می کند که زبان در این جوامع نشات گرفاه از شیوه تفکر نیست، بلکه باید آن را نوعی تبادل احساس بین افراد ارزیابی کرد که کارکرد اجتماعی دارد. از طرفی ما با نوع دیگری از زبان در جوامع امروزی مواجه ایم که در آن واژگان به مثابه نشانه هایی هستند که بر مفاهیمی دلالت می کنند که از بیان آنها مقاصدی دنبال می شود. به بیان دیگر، در زبانی که در جوامع امروزی متداول است و بیشتر این نوع از زبان مورد توجه زبان شناسان قرار گرفته است، کلمات به کار رفته، نه به عنوان خود موضوع ها، بلکه به مثابه نماینده های آنها، معانی و مقاصد معینی را به دیگران انتقال میدهد.
تعریف زبان و شکل گیری آن:
مهم ترین ابزار انسانها برای برقراری ارتباط با یکدیگر، زبان است. زبان ابزاری است برای بیان اندیشه ها و در عین حال بهتر اندیشیدن. و کودک هم برای برقراری ارتباط با دیگران از زبان استفاده می کند. تکامل زبان در کودک از است که در شناخت هرچه بیشتر کودک موثر است اغلب افراد فکر می کنند که زبان کودک با به کار گیری اولین کلمات شروع می شود و در واقع یادگیری سخن گفتن فقط یکی از ابعاد پیشرفت کودک در زبان است که خود بر پایه ی تجارب قبلی او بنا می شود. دو شاخه ی رشد زبان یعنی ارتباط و صدا سازی همزمان با هم در طول سال اول حیات کودک رشد می کند. و نوزادان در در حدود یک سالگی احساس روشنی نسبت به نقش زبان در ایجاد ارتباط پیدا می کنند و مقدار زیادی از آنرا می فهمند برای مثال کودک در سن هشت یا نه سالگی در برابر سوال دیگران ممکن است.
بینی، دهان یا چشم خود اشاره می کند و از سوی دیگر نوزادان در این مدت با گریه غان غون و من من توانایی صداسازی خود را کامل می کنند.
دو شاخه ی ارتباط و صداسازی اغلب در طول سال اول از یکدیگر جداست ولی در سال با همدیگر …… می شوند و صداسازی نوعی شیوه ی ارتباط می گردد که ترکیب ارتباط و صدا سازی آغاز دوره ی زبانی یا زبان حقیقی را نشان می دهد که انتقال از یک آواگری بی معنا (من من) به سخنگویی معنا دار یعنی اولین کلمات نوزاد است. که این انتقال یکباره صورت نمی گیرد ولی از سن 9 ماهگی می توان عناصری از زبان یا مشابه بر کلمات را در صداهای کودک یافت.
انواع زبان در کودکان :
زبان علامتی- نشانه ای : کودک در برقراری ارتباط با دیگران ابتدا از زبان علامتی- نشانه ای و بعد از زبان گفتاری استفاده می کند. تکامل زبان در کودک در حقیقت گذر از زبان علامتی- نشانه ای به زبان گفتاری است که کودک قبل از آنکه گفتار را یاد بگیرد با زبانی از علامت ها و نشان ها به بیان و خواسته ها و نیازهای خود می پردازد. که این یادگیری گفتار فرآیندی پیچیده و طولانی است که در پژوهش ها نشان داده شده که کودک از 12 تا 14 ماهگی اولین واژه را به زبان می آورد که در واقع زبان کودک پیش از 12 تا14 ماهگی در برگزیدن علامت ها و نشانه هاست
زبان گفتاری یا(تکلم):
تکلم رفتار پیچیده ای است که کودک برای اینکه بتونه چنین رفتار پیچیده ای را انجام دها به حداکثر کمک دیگران نیاز دارد. گفتار آواها یا واژه هایی است که برای رساندن منظور یا مفهومی بیان می شوند در واقع زبان گفتاری در مقایسه با زبان علامتی شکل پیشرفته بیان خواسته ها و اندیشه هاست روند یادگیری گفتار بدلیل دشواری و پیچیدگی آن کندتر از روند یادگیری مهارت های دیگر است و این کندی ناشی از آن است که پیشرفت اجزای دستگاه گفتاری مستلزم زمانی طولانی است که بین 12 تا 18 ماهگی کودک رای گفتار آماده می شود و چنانچه کودک در این دوره زبان نگشاید بدلیل عدم توانایی در بیان خواسته ها و احساسات خود ممکنه دچار اختلالات عاطفی شود .
توصیه هایی برای رشد زبان در کودکان از نظرتلیپ و لیامز
با نوزاد صحبت کنید
اگرچه صحبت با نوزاد برای بسیاری از افراد بطور طبیعی اتفاق می افتد و به تجارب کودکان در بدو تولد آنها را برای بکارگیری زبان آماده می سازد نوزاد ممکنه نفهمه که شما چی می گید ولی براش مهمه که با او صحبت بکنید.
در برابر صداسازی نوزاد واکنش نشان می دهد؟ همانطور که صحبت با نوزاد برای بسیاری از بزرگسالان بطور طبیعی و پیش میاد واکنش در برابر آواگری های او نیز طبیعی است نوزادان از طریق واکنش اطرافیان تشویق به صدا سازی می شوند و کم کم یاد می گیرند که چگونه و چه زمانی زبان را به کار ببرند.
از کودکان بخواهید که تجارب خود را توصیف کنند
کودکان با صحبت کردن درباره ی آنچه دیده یا شنیده اند توانایی ابراز خود را رشد می دهند و مهارتهای لازم برای ارتباط با دیگران را بدست می آورند وقتی کودکان لغات یا راه های بیان عقاید خودشون را جست و جو می کنند اغلب حفظ شکیبایی مهم است ولی بزودی آنها راحتر سخن می گویند.
بطور منظم برای کودکان کم سن سخن بگویید.
مواد خواندن و نوشتن از نخستین تجارب زبانی کودک ریشه می گیرد بزرگسالانی که برای کودکان کتاب می خوانند نه تنها آنها را در معرض زبان قرار می دهند و برای ایشان پدیده ای لذت بخش می آفرینند بلک دانش خواندن را همچون فعالیتی معنا دار به ایشان منتقل می سازد بطورکلی کودکانی که برای آنها کتاب خوانی می شود زودتر از کسانی که این تجربه را نداشتن خواندن را یاد می گیرد
کودکان را تشویق کنید که کتاب بخوانند .
خواندن، کلید رسیدن به نتایج مطلوب و گوناگونی است که ناشی از رشد زبان است و برای مثال اگر سایر عوامل همه یکسان باشند هرچه کودک بیشتر کتاب بخونه احتمال افزایش واژگان او بیشتر می شود. خواندن کودک را در معرض سبک های مختلف زبان نوشتاری قرار می دهد.
هر روز وقتی را برای مکالمه با کودک صرف کنید
کودکان زمانی مهارتهای ارتباطی را یاد می گیرند که به طور منظم آنرا بکار گیرند که مکالمه ی مکرر با یک بزرگسال موجب تقویت توانایی کودک در تفکرات اساسی، رشد فعالت، مهارت های اجتماعی و بطور خلاصه تماس مداوم با احساسات و نیازهای کودک می شود.
گونه های زبان:
از آنجا که بین انسانها و جوامع بشری به لحاظ عوامل مختلف تنوعات بی شماری وجود دارد، زبان نیز به عنوان یک پدیده اجتماعی ثابت و بدون تنوع نیست. عواملی مانند مکان جغرافیایی،طبقه های اجتماعی، جنسیت، سن، تحصیلات، موقعیتهای ارتباطی و روابط بین فردی اقتضا می کنند که زبان نیز در شرایط متفاوت از تنوع و گونه های متفاوت برخوردار باشد.
گونه های زبان عبارت اند از: گونه های شخصی گونه های زمانی،گونه های جغرافیایی،گونه های اجتماعی، سیاق سبک و رسانه
گونه های شخصی: گونه شخصی یا گونه فردی نشان دهنده ویژگی های مشخصی است که گونین یا نویسنده در استفاده از زبان به کار میگیرد این ویژگی ها در سطوح مختلف آوایی، واژگانی و دستوری به چشم می خورند و به اصطلاح «تکیه کلام» نامیده می شود.
گونه های زمانی:
گونه زمانی که آن را می توان گونه تاریخی هم خواند به گونه های یک زبان در جریان تحول آن تا دوران معاصر اشاره می کند مثلا زبان فارسی دارای گونه های تاریخی فارسی باستان فارسی میانه،فارسی دری و فارسی معاصر است.
گونه های جغرافیایی:
گونه جغرافیایی که اغلب با اصلاح آشنای ״لهجه״ از آن یاد می شود بر اثر تحولات گوناگون در مناطق مختلف بوجود می آید. بدین ترتیب که در هر منطقه بنابر شرایط خاص اجتماعی- فرهنگی یک زبان مخصوص مثل فارسی دچار تحولات متفاوت می شود که این تحولات عامل بوجود آمدن لهجه ی مختلف از همان زبان مشترک است برای نمونه در فارسی امروز می توان لهجه های تهرانی، اصفهانی، یزدی، را نام برد.
گونه های اجتماعی: به لحاظ تنوعات مختلفی که بین انسانها در اجتماع وجود دارد، زبان نیز به عنوان تابعی از این تنوعات دارای گونه های اجتماعی خاص می شود این عوامل عبارت اند از: تحصیلات،شغل و حوزه کاری، سن، جنسیت،طبقه اجتماعی
سیاق: هنگامی که می خواهیم از زبان استفاد کنیم شرایط ویژگی های پیام ما را وا می دارد تا گونه خاصی را به کار گیریم. بدین لحاظ می توان گفت بنا به ماهیت و نوع پیام از سیاق ویژه ای سود می بریم، مانند سیاق اداری، سیاق آگهی های تجاری و سیاق متون علمی که در زبان نوشتاری کاربرد دارند و سیاق سخنرانی، سیاق گفتگوی تلفنی،و محاصبه ای در زبان گفتاری
سبک: همچنین برقراری ارتباط، رابطه ما با شنونده یا خواننده تعیین می کند که از چه سبکی در زبان استفاده کنیم.
قواعد کاربرد شناختی زبان:
در زندگی روزمره هنگامی که از زبان به عنوان وسیله ارتباطی استفاده می کنیم این تنها ״عوامل درون زبانی״ یعنی آواها، واژه ها، قواعد دستوری و معنایی و گفتمانی نیستند که موجب ساخت پیام و برقراری ارتاط می شوند بلکه ״عوامل برون زبانی زیادی نیز در برقراری ارتباط زبانی دخیل هستند. چه بسا جمله ای با معنای زبانی یکسان در دو موقعیت ارتباطی متفاوت منجر به رد و بدل شدن پیام متفاوت و یا حتی متضاد شود مثلا از لحاظ ساخت درونی زبان فارسی جمله ״می شه اون نمکدون رو به من بدی״ یک جمله سوالی است و ظاهرا پاسخ آن باید جمله هایی مثل ״بله״ می تونم و یا نه، نمی تونم״ باشد. ولی وقتی این جمله در هنگام صرف غذا گفته می شود، در واقع یک جمله ی امری خواهش است و ״منظور گوینده״ پرسش از توانایی شنونیست بلکه بدست آوردن نمکدان است بنابراین می توان گفت پیامهای زبانی فقط حاصل ترکیب عناصر زبانی نیستند بلکه محصول مشترک عوامل درون زبانی و برون زبانی اند که در تعامل با یکدیگر ارتباط زبانی را غیبت می بخشد. در واقع انسان برای ایجاد ارتباط زبانی با دیگران علاوه بر اینکه باید از زبانی مناسب برخوردار باشد و بتواند عناصر درونی زبان را به خوبی به خدمت بگیرد می بایست از توانش ارتباطی هم برخوردار بوده، در موقعیت های مختلف ارتباطی که هر کدام مخاطب، زمان، مکان و شرایط ویژه ای دارند از گونه های زبانی مناسب استفاده کنند. کودکان در جریان رشد و پویایی خود و بر اساس مساعی والدین و حضور در محیط های متنوع با اصول کاربرد شناختی زبان آشنا می شوند. در واقع کودکی که در حال یادگیری زبان است دانش زبانی را نه تنها از نظر دستوری تودن بلکه از نظر مناسب بودن نیز فرا می گیرد او یاد می گیرد که چه وقت، درباره ی چه چیزی، خطاب به چه کسی، کجا و چگونه صحبت کند. یعنهی کودک یاد می گیرد که در ״رویدادهای زبانی״ بطور موثری شرکت کند.
فرا زبان:
در ساخت واجی زبان علاوه بر آواها عناصری مانند آهنگ و تکیه هم وجود دارند که سهم مهمی در تعیین نقشها و معنای واحدهای زبانی ایفا می کنند مثلا با تغییر آهنگ از حالت افتان به خیزان، جمله خبری به پرسشی تبدیل می شود. همه ی ما هنگام برقراری ارتباط زبانی با شنیدن سخنان طرف مقابل که با لحنی آرام، خشنیا لرزان ادا می شود. آرامش درونی، خشم یا تزلزل روانی او را احساس می کنیم پس عناصری که ״نحوه بیان پیام״ را شکل می دهند می توانند بر معنای پیام تاثیر زیادی بگذارند. که زبان شناسان این نقش عناصر فرازبانی را نقش عاطفی می نامند چرا که نشان دهنده ی عواطف و حالتهای درونی گوینده اند.
رشد زبانی کودک و مظریه های آن
همه ی کودکانی که از شرایط جسمانی و روان طبیعی برخوردارند قادرند اولین کلمه زبان مادری خود را در 12تا18 ماهگی بر زبان آورند و در فاصله کوتاهی بین 5/2 تا 4 سالگی می توانند بصورت روان صحبت کنند و سخنان دیگران را تا اندازه زیادی درک نمایند. جملاتی که کودکان 3 ساله به بالا می سازند از لحاظ دستوری درست است آنها هر روز کلمات جدیدی یاد می گیرند و می توانند آنها را بدرستی در ساخت جمله ها وارانه پیام خودجهت برقراری ارتباط با دیگران به کار گیرند.
کودکان کم کم، در تعامل با اطرافیان به ویژگی کاربرد شناختی زبان نیز پی می برند و می آموزند که در موقعیتهای گوناگون و در هنگام ارتباط با اشخاص مختلف، کدامیک از سبک های رسمی، محاوره ای، مودبانه و غیره را به کار گیرند. کودکان بدون اینکه در معرض آموزش مستقیم قرار گیرند،توان درک پیام های دیگران و ارسال پیام به آنها را بدست می آورند.
مراحل فراگیری زبان عبارتند از:
مرحله اول: پیش زبانی ( عناصر تک هجایی)
کودک طبیعی تا 12 ماهگی در مرحله پیش زبانی قرار دارد و آواهایی شبیه دد، با با، دادا، ب ب ب را بر زبان می آورد. این آواها را در واقع می توان تلفظ زنجیره ای از هجاهای زبانی تلقی کرد. البته کودک در این مرحله،
بیشتر با گریه یا خنده با والدین خود ارتباط برقرار می کند. کودک از زمان تولد با صدا های مختلفی گریه میکند در واقع نخستین مرحله ی صوتی کودک گریه کردن است در ماه دوم تولد، کودک خندیدن را آغاز می کند و در پاسخ به اطرافیان برخی مصوتها را به کار می برد. این مرحله را مرحله غان و غون می نامند
مرحله دوم:
مرحله واژه عبارت یا( مرحله گفتار تک کلمه ای)
کودک در حدود یعنی پس از گذشت12 ماه از تولد، نخستین کلمات قابل درک بزرگسالان را بر زبان جاری می کند کلماتی مانند ماما،هاپو،آخ،آبه،غیره این مرحله که تا سن 18 ماهگی طول می کشد مرحله ی تک واژه ای یا نو زبانی نامیده می شود، زیرا در این مرحله کودک برای گفتن هر چیز که روزانه با آن سرو کار دارد از تک واژها استفاده میکند. بطور متوسط ، کودکان تا 18 ماهگی 50 کلمه به کار می برد .
مرحله سوم: تولید ترکیبات دو کلمه ای( گفتار تلگرافی)
در حدود سن16 تا18 ماهگی ، تعداد(تک کلمه ها) بطور فراینده ای بیشترو بیشتر می شود. کودک در این سن تلاش می کند تا تک کلمه ها را با هم ترکیب نموده به عبارات دو کلمه ای و حتی سه کلمه ای تولید کند.در این مرحله،کلمات کم کم با هم ترکیب میشوند و رفته رفته تعداد این ترکیبها آنقدر زیاد می شوند که گفتار کودک شکل تلگرافی پیدا می کند. این مرحله را مرحله ی بلبل زبانی می گویند که همان مرحله زبان باز کردن نسبی است در واقع زمانی که کودک به سن 18 ماهگی می رسد و می تواند با زبانی که به خاطر خلاصه کردن و حذف برخی عناصر مثل حروف اضافه و ربط به زبان تلگرافی مشهور شد،با دیگران ارتباط بر قرار کند مثل مامان نون، ماشین کو، هاپو بد و … و طیف واژگان کودک در این مرحله حدود 50 کلمه است.
مرحله چهارم:تولید جمله های طولانی تر یا گسترش جمله های تلگرافی از 2 سالگی تا2/5 سالگی،خردسالان به بیان جمله های طولانی تر از جمله های تلگرافی دست می زنند. مثل: بابا اون چیه؟ مامان داری چی می خوری؟
در این مرحله که کودک قادر است جمله های بلند تر و پیچیده تر تولید کند، حروف اضافه و ربط که نقش پیوند دهنده ی کلمات و جملات را بر عهده دارند، در سخنان او ظاهر می شوند همچنین در این مرحله کودکان علاقه شدیدی به گفت و گو بویژه با همسالان خود دارد آنها در هنگام صحبت کردن با هم، به نوبت جمله های ساده ای رد و بدل می کنند. گاهی نیز هر کودک حرفهای خودش را می زند و به ظاهر، جمله های کودک را نمی توان پاسخ مستقیم طرف گفت و گو محسوب کرد. در این مرحله حتی کودکان بطور تنهایی با کلمات و آواها بازی میکنند در حدود 2/5 سالگی بار دیگر واژگان کودک بسرعت گسترش می یابد و کودک بسیار پر حرف تر می شود و در حدود 3 سالگی، تلفظ او به تلفظ بزرگترها شباهت پیدا می کند. در واقع در این سن معجزه یادگیری زبان صورت حقیقت میا بد و با تولید حدود 500 واژه و کاربرد قواعد صرفی و نحوی زبان می توان گفت دانش زبانی کودک کاملا شکل گرفته است
مرحله پنجم: انجام گفت و گوهای طولانی (جمله های ساده و کامل)
هنگامی که کودک در حال گذر از 2/6 سالگی به 4 سالگی است،در یک فاصله 18 ماهه تحولات شگرفی در توانش زبانی او رخ می نماید. بچه ها هنگام صحبت با هم به نوبت جمله های ساده که البته جمله های کاملی هستند، ردو بدل می کنند. در این مرحله کودک از جمله های ساده تا حد جمله های چهار کلمه ای استفاده می کند هنگام گفت و گو، جملات طولانی تر شامل دو یا جمله ساده را به کمک حرف ربط، و، چون، وقتی که، به کار می برد.
مرحله ششم: انجام مکاله کامل( جمله های مرکب و یپام های کوتاه وبلند)
از سن 4 سالگی، کودک می تواند جمله های کامل و مرکب را که بسیار شبیه به جمله های بزرگسالان است، تولید کند. البته مفاهیمی که کودکان به کلمات نسبت می دهند غالبا با مفاهیمی که بزرگسالان در ذهن دارند متفاوت است. به هر حال کودک از 4 تا5 سالگی هنوز در حال فرا گیری جنبه های مختلف زبان مادری خود است. زمانی که کودک وارد مدرسه می شود، زبان آور ماهری است و تقریبا بر ویژگی های اساسی آوایی، صرفی، نحوی، معنایی و بیشتر ویژگی های کاربرد شناختی زبان مادری خود مسلط است. در دوران کودکستان ودبستان ذخیره واژگانی کودک به سرعت افزایش می یابد.
نظریه های یادگیری و رشد زبانی کودک
بحث پیرامون ماهیت یادگیری و منشا شناخت انسان از پدیده های عالم هستی، از دیرباز در میان روانشناسان مطرح بوده است و دامنه ی آن در قرن اخیر پس از نضج گرفتن علم زبان شناسی به این شاخه از معرفت نیز کشیده شده است. این بحث ناشی لز پاسخ های متفاوتی است که به سوال زیر داده می شود: ماهیت و منشا شناخت و یادگیری انسان ذاتی است یا اکتسابی؟
طرفداران ذاتی بودن یادگیری معتقدند فرایند یادگیری امری ذهنی است که از ویژگی های ذاتی انسان بهره می برد و در مقابل، معتقدان به اکتسابی بودن یادگیری بر این عقیده اند که منشا شناخت و یادگیری انسان خارج از انسان است و ما را شناخت خود را کلا از عالم خارج کسب می کنیم.
نظریه های مبتنی بر یادگیری اکتسابی، در تبیین فرآیند یادگیری مخصرا بر رفتار قابل مشاهده تکیه می کنند به همین لحاظ رفتار گرا خوانده می شوند که مهمترین نظریه های مبتنی بر رفتار گرایی عبارتند از: نظریه ادوارد ثراند یک و نظریه شرطی سازی اسکینر و مهمترین نظریه های یادگیری مبتنی بر شناخت گرایی عبارتند از: نظریه یادگیری گشتالت گرایان، نظریه معنادار دیوید آزوبل
نظریه شرطی سازی عامل: روان شناسان رفتارگرا یادگیری انسان از جمله یادگیری زبان را امری اکتسابی می دانند. به اعتقاد آنها ذهن انسان شبیه لوح سفید یا صفحه خالی است و وقتی زبان مورد نظر در این صفحه خالی وارد شد، یادگیری تحقق یافته است. از این دیدگاه، ذهن انسان فقط پذیرای حرکات زبانی بیروی اوست و هنگام یادگیری زبان مشاهده منظم رویدادهای “جهان خارج” است که کودک را وادار به تولید زبان می کند. به عقیده ی اسکینز انسان از راه آزمایش و خطا به یادگیری زبان می پردازد.
در نظریه اسکینز تنها شرط لازم برای فهم چگونگی یادگیری زبان اینست که بتوانیم متغیرهای حاکم و عوامل بیرونی را مشخص کنیم. محلا همانطور که دیدن یک نقاشی زیبا می تواند سخن هیجان انگیز “اوه چقدر قشنگه” را تولید کند پاسخ سوال “غذا می خوری” هم ممکن است “بله متشکرم” باشد.
در واقع نظریه یادگیری اسکینر می کوشد یادگیری زبان را با استفاده از یک مدل “محرک” پاسخ تبین کند به تعبیر اسکیز اگر رفتار زبانی معینی بطور مکرر یک نتیجه مثبت داشته باشد به تقویت مثبت و اگر نتیجه منفی داشته باشد. در حقیقت تقویت بر اثر پاداش رفتار زبانی فرد و تقویت منفی بر اثر تنبیه رفتار زبانی فرد شکل می گیرند.
نظریه یادگیری فطری زبان :
لوام چامسکی به عنوان یک خرد گرا و طرفدار یادگیری ذاتی زبان با انتقاد از نظریه اسکینز دو ایراد عمده ی بروی وارد کرد:
رفتار انسان به نحو قابل ملاحظه ای پیچیده تر از حیوانات است
رفتار زبانی یک «رفتار نوع ویژه »است که فقط خاص انسان است ونمی توان آن رابه کمک مطالعه رفتار حیوانات توجیه کرد.
ازدیدگاه چامسی توانایی یادگیری زبان درانسان امری فطری است.هرکودک دارای نظامی ذهنی به نام دستگاه فراگیری زبان است که اورا قادر می سازد درباره ساخت زبانی که در حال یادگیری آن است فرضیه هایی بسازد.فرضیاتی که او بطور نیمه آگاهانه طرح می کند درهنگام استفاده از زبان محک زده می شود و بطور مداوم درونداد زبانی جدیدی دریافت می کند،مطابقت داده می شوداین فرایند باعث می گردد کودکی که در حال یادگیری زبان است،فرضیات خود رادر مورد ساخت زبان بطور منظم تغییر دهد وآنها راتعدیل کند.
خلاصه و نتیجه گیری :
زبان به عنوان مهمترین خصیصه نوع انسان دارای ساختی نظامند است که نقشهای مهمی رادر تعاملات فردی واجتماعی ما ایفا می کند.مهمترین این نقشها «نقش ارتباطی»است بااین حال زبان به عنوان نظامی یکپارچه خود تنوعاتی دارد که شامل گونه های فردی ،اجتماعی ،جغرافیایی، سبک، سیاق ورسانه های مختلف میشود.هر زبان از ساخت های درونی شامل :ساخت آوایی صرفی نحوی معنایی وگفتاری تشکیل شده که مجموعا”« توانش زبانی » اصل زبان را تشکیل می دهند.با وجود این برای برقراری ارتباط زبانی هر شخص باید اصول و قواعد کاربرد شناختی زبان شامل اصول استفاده مناسب از عناصر زبانی در موقعیتهای اجتماعی مربوط ، قواعد غیر کلامی موثر برارتباط زبانی وعناصرفرا زبانی حاکم بر گفتار رارعایت کند.توانایی رعایت این اصول و قواعد را « توانش ارتباطی »می نامیم.
چنانکه مشهود است هر کدام از نظریه هایی که مورد بررسی فرار گرفتند جنبه مهمی از یادگیری زبان را مورد توجه قرار داده اند.اما به نظر میرسد هیچکدام نتوانسته اند از دیدگاهی جامع به یادگیری زبان بنگرند وخود را تنها به بخشی از این معما مشغول داشته اند نظزیه دستور جهانی چامسکی تنها به ویژگیهای همگانی ونظریه پردازشی تنها به فرایندهای حافظه توجه دارد نظریه رفتارگرایی اسکینر فرایند محدودی مثل تقلیدوتقویت راپاسخگوی معصل پیچیده یادگیری زبان میداند.به نظر میرسد درحال حاضر نظریه منسجم و همه جانبه ای ترای تبیین یادگیری زبان وجود ندارد.شاید بتوان تا تلفیق این نظریه ها و رفع کاستیها ونقاط ضعف آنها «نظریه جامع یادگیری زبان»رابه صورت کاملتر اراﺋه داد تاپاسخگوی جنبه های متفاوت یادگیری زبان و مهارت زبانی ونقش عوامل مهمی چون تقلید، تقویت، تأیید ،تعمیم و تأثیر تعامل زبان با دیگران باشد.
فهرست
چکیده مطالب
مقدمه
شکل گیری الگوهای صوتی و کلمه ای
تعریف زبان و شکل گیری آن
انواع زبان در کودکان
توصیه هایی برای رشد زبان در کودکان از نظر تلیپ دویلیافر
گونه های زبان
ساختار درونی زبان
قواعد کاربرد شناختی زبان
فرا زبان
رشد زبانی کودک و نظریه ای آن
مراحل فراگیری زبان
خلاصه گیری و نتیجه گیری
منابع و ماخذ



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید