تاثیر ابعاد ارگونومی بر فعالیت و افزایش بهره وری-قسمت سوم
6- اثر جنبه فیزیكی ارگونومی بر بهبود كار
6-1- آثار ادراكی
روانشناسان در پژوهشهای خود نشان داده اند كه روشنائی زیاد قدرت بینائی را افزایش داده ادراك را دقیقتر و حركات آن را آسان تر می سازد و از سوی دیگر انسان در محیط روشن تر رنگها را بیشتر تشخیص می دهد. عملكرد كاركنان تحت تاثیر تیز بینی آنها قرار می گیرد. تیز بینی به همان اندازه كه به مكانیسم های بینائی فرد وابسته است به روشنائی محیط كار نیز وابسته است كه البته میزان روشنائی در مشاغل مختلف متفاوت است.
6-2- آثارروانی
نور شدید موجب افزایش تمركز می گردد و خستگی اندام های حسی وحركتی را به شدت كاهش می دهد تحقیقات نشان داده است كه نور سفید خلق و خوی انسان را بهبود بخشیده و نیروهای انگیزشی فرد را بر فعالیت بیشتر متمركز می نماید.
قدرت بینائی افراد با بالا رفتن سن كاهش می یابد بنابراین به همین نسبت نیاز افراد به روشنائی افزایش می یابد.  نشان داده اند كه روشنائی متناوب گاهی باعث نقصان در عملكرد می شود. هر گاه میزان شدت نور به طور مداوم تغییر كند چشمها باید خود را مرتب با آن سازش دهند كه این موضوع موجبات خستگی چشم را بوجود آورده و ادراك دیداری را مختل می سازد و در نتیجه كارائی فرد كاهش می یابد نوری كه بصورت متمركز از یك نقطه می تابد بر روی اجسام سایه های كاملا واقعی ایجاد می كند كه موجب پدیداری تضاد می گردد و در نتیجه لبه ها وشكل آنها را بهتر نشان می دهد.
6-3- اثر گرما بر عملكرد
علت اصلی دشوار بودن كار در محیط گرم عدم امكان مبادله حرارتی بدن با محیط كار است در حالیكه حرارت بدن ضمن فعالیت به شدت افزایش می یابد. از آثار منفی كار در محیط گرم میتوان كاهش قدرت بدنی، تقلیل تمركز و پائین آمدن سرعت واكنشهای حركتی را نام برد. به طور كلی گرما توانشهای شناختی آدمی را تنزل می دهد. 
6-4- اثر سرما بر عملكرد
پژوهشها حاكی از آن است كه سرما نیز بر كار و فعالیت ما اثر گذاشته و كارائی فرد را كاهش می دهد. پیلر  و مك ورث  نشان داده اند سرعت واكنشها ی عضلانی و تمركز در شرایط محیط سرد ،20 تا 30 درصد كمتر می شود.
6-5- اثر رطوبت بر عمكرد
رطوبت  می تواند در عمكرد فرد مداخله كند. هوای مرطوب بخصوص در شرایط گرم فعالیت را دشوار می سازد رطوبت به دو دلیل موجب كاهش كارائی فرد می گردد.
• به لحاظ كاهش اكسیژن آزاد در هوا از طریق جایگزین.
• به علت اشباع شدن هوا از بخار آب.
7- اثر رنگها
رنگها هر كدام بر فرد اثر خاص و متفاوتی دارند. كه به دنبال آن رفتار و عملكرد فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. روانشناسی كار، رنگ را در محیط كار به عنوان یك متغیر فیزیكی در نظر دارد كه می تواند بر میزان بازدهی كاركنان تاثیر بگذارد. در زیر به اختصار اثر بعضی از رنگها بیان می شود.

• خاكستری  رنگی است خنثی كه هیچ گرایشی را بر نمی انگیزد و عاری از هر نوع تحریك است و به همین دلیل در صنایع كاربرد فراوان دارد.
• آبی تیره  این رنگ به دلیل اثری كه بر اعصاب پاراسمپاتیك می گذارد ،منجر به كاهش فشار خون و تعداد تنفس شده، احساس امنیت كارمند را افزایش می دهد و میزان تنش او را كاهش داده و خستگی روانی و جسمی او تقلیل می یابد.
• سرخ  این رنگ نمایانگر نیروی حیاتی است و به معنای تمایل و رغبت است و احساس گرما را بر می انگیزاند و احساس رقابت را تشدید می كند در حالت خستگی عصبی و فیزیكی آزار دهنده است و این رنگ در محیط كار به شرطی می تواند كارائی را افزایش دهد كه سایر شرایط ،نامساعد نباشد.
• زرد   روشن ترین رنگ است و شادی افزاست و باعث خوش روئی و شادمانی می شود و این رنگ امید بخش و دلالت كننده است. این رنگ در محیط كار افراد را در رهائی از مشكلات و موانع و تعارضات یاری می بخشد.
رنگهای دیگری هم در محیط كار تاثیر گذارند اما به دلیل گستردگی آنها به ذكر همین چند مورد اكتفا می شود.
8- اثر فضای محیط كار بر عملكرد 
اجرای طرح فضای باز محل كار می تواند باعث افزایش تماس و ارتباط افراد با یكدیگر و میزان اجتماعی شدن كاركنان را افزایش می دهد و هزینه های آن در مقایسه با روشهای سنتی كمتر است. همچنین در مطالعه ای هم كه توسط كوچران وهمكارانش در سال 1984 در زمینه ویژگیهای مدیران امور كاركنان انجام شد نتایج زیر بدست آمد.
  •  مدیران سلطه گر و علاقه مند به پیشرفت، دكوراسیون اتاق كار خود را با لوازم و مبلمان استاندارد تزئین میكردند.
  •  مدیران درونگرا در اتاق كار خود گل وگیاه وتابلوی نقاشی می گذاشته اند تا بدین وسیله اتاق كارشان تداعی كننده محل زندگی آنان باشد.
  •  مدیران منظم در اتاق كار خود كاریكاتور می گذاشته اند تا نشان دهنده هر چند تمیز و وسواسی هستند، اما از حس شوخ طبعی نیز برخوردارند.
9- نتایج ویافته ها
هدف کلی از نگارش مقاله حاضر، همانگونه که در متن مقاله نیز آمده است بررسی تاثیر عوامل ارگونومیک بر بهبود فعالیت مشاغل  بوده است. بدین منظور ، پس از ارائه مختصر ادبیات موضوعی مربوط به مبحث ارگونومی، بیان اهمیت و جایگاه آن و معرفی ابعاد آن در شرکت ها و سازمان ها، به عنوان نوآوری در مقاله حاضر با یک نوع شناسی جنبه های ارگونومیک را از دو مقوله ، فیزیکی و روانی بررسی کرده و تاثیر هر یک را بر عملکرد کارکنان مورد بحث قرار داده ایم.
نتیجه گیری، کاربردها و پیشنهادات
در واقع، ارگونومی یك علم میان رشته‌ای است كه ارتباط متقابل تكنولوژی، محیط و نیازهای روحی و جسمانی انسان را برقرار می سازد. بنابراین بجای واژه ارگونومی، عبارت مهندسی فاكتورهای انسانی را بكار می‌برند. انجمن فاكتورهای انسانی و ارگونومی بر روش های طراحی تاكید داشته و مهندسی فاكتورهای انسانی را چنین تعریف می‌كند: «كشف و كاربرد اصول مربوط به رفتار انسان و خصوصیات طراحی، ارزیابی، فرآیند نگهداری محصولات و سیستم ها با هدف ایمن بودن، اثر بخش بودن و ایجاد رضایت در بین كاركنان» .
با توجه به حیطه گسترده دانش ارگونومی و با اعمال نظر بر این دیدگاه كه این علم گستره وسیعی از سیستم‌های صنعتی، یعنی محیط كار، انسان و ماشین آلات را مورد توجه قرار می‌دهد، می‌توان گفت كه یكی از مهمترین راه‌های توجه به انسان و چگونگی عملكرد صحیح و برتر او، آگاهی از اصول ارگونومی و كاربرد آن اصول در طراحی پست‌های كاری است. بنابراین برای تحقق این مهم می‌توان توصیه‌هایی را به دست‌اندركاران تولید، مدیران، برنامه‌ریزان و مسئولین محیط‌های صنعتی ارائه نمود
أثیر رنگها
رنگها آنچنان در روح و روان آدمی اثر می گذارد که موجب تغییر رفتار وی می‌شوند و این نوع تغییر به تحول در خصوصیات و شخصیت افراد منجر می‌گردد، یک رنگ بخش میانی مغز را تحریک می‌کند و در نتیجه بر اعصاب و روان انسان اثر می گذارد .
دین مبین اسلام به طور ظریفی اثرات حداقل و ضعیف را در نظر دارد و اینکه این اثرات ضعیف چه مثبت و چه منفی در صورت تکرار می‌توانند منجر به تأثیر کلی و محسوس گردند؛لذا در همین رابطه دستورات خاصی در مورد رنگ لباس داده است.
انسان و رنگ زیر مجموعه‌ای از نظام کل و جهان می‌باشند،لذا انسان و رنگ و طبیعت دائماً در تعامل با هم بوده و در نهایت انسان محصور در چهار دیواری طبیعت را تحت تأثیر قرار می‌دهند. از جهت رنگ شناسی تعادل روانی زمانی در انسان به وجود می‌آید که ارتباط بین انسان،رنگ و طبیعت متعادل باشد در آن صورت اثر مثبت بر روح و روان انسان خواهد گذاشت و در غیر این صورت با عدم جایگزینی صحیح رنگ در مکان خاص خود و به کارگیری نادرست آن در محیط‌های انسانی صدمات روحی شدیدی بر انسان وارد خواهد آمد.1
تأثیر رنگ قرمز:
نبض را سریع می‌کند، فشار خون را بالا می‌برد، تنفس را افزایش می‌دهد، خاصیت اشتها آوری دارد، نیرو بخش، محرک، تسکین دهنده برخی بیماریهای پوستی، در کوتاه مدت روان شخص را تحریک می کند؛لذا استفاده از لباس قرمز برای انجام تلاش و کوشش زیاد جهت تحریک اشتها و کسب انرژی برای مبارزه در تمام زمینه‌ها مناسب است، رنگ قرمز می‌تواند زمینه‌ساز و یا محرک شهوت و آشفتگی در انسان باشد؛ لذا افراد عصبی نباید در معرض رنگ قرمز قرار گیرند؛زیرا موجب تشدید ناراحتی شان می‌گردد، رنگ قرمز برای مدت کوتاهی برای انسان خوشایند است ولی پس از مدتی آزار دهنده شده و باعث اذیت روانی و ایجاد خستگی می‌شود.2
تأثیر رنگ زرد:
حالت تحریک کننده ذهنی و هوشی دارد و شدیداً موجب تقویت فکر انسان می شود، موجب آرامش و خوشحالی در روحیه انسان می‌شود به طوری که در قرآن به آن اشاره شده«صفراء فاقع لونها تسر الناظرین»2 اثر تحریک کنندگی آن بر فشار خون و تنفس کمتر از رنگ قرمز است، این رنگ بیشتر اثر تلقینی دارد. این رنگ،رنگ روحانی و ایده آل و فیلسوفی و تحریک کننده فکر و آرام کننده برخی حالات عصبی می‌باشد.3
در‌ آیات قرآن پنج مورد از رنگ زرد استفاده شده که یک مورد آن اشاره به تأثیر شادی بخش رنگ زرد دارد: «انها بقرة صفراء فاقع لونها تسر الناظرین»(سوره‌ی بقره، آیه‌ی69) و یک مورد دیگر رنگ زرد را به موی شتر منسوب داشته: «کانّه جمالت صفر».(سوره‌ی مرسلات، آیه‌ی33)
از زراره منقول است:امام محمد باقر(ع) بیرون‌آمدند در حالی که جبّه خز زرد و عمامه زرد و رداء خز زرد پوشیده بودند.4
تأثیر رنگ آبی:
این رنگ موجب افزایش فعالیتهای حیاتی سلول ها می گردد، انسان در مواجهه با این رنگ احساس آرامش مطبوعی می‌کند، تماس مداوم با این رنگ حتی در سطح وسیع ایجاد خستگی یا اثر سوء ندارد، لذا می تواند در محیط کار و زندگی مورد استفاده قرار گیرد، حرارت اضافی بدن را کاهش می دهد، آرام کننده و طراوت بخش سیستم اعصاب است، این رنگ درهای رحم و شفقت و فهم را باز می‌کند.
تأثیر رنگ سبز:
برای محیط کار و زندگی مناسب است و اثر مفرّح و ملایمی دارد که تماس مداوم با آن اشکالی ایجاد نمی کند.
در‌آیات قرآن زیباترین رنگی که معرفی شده،رنگ سبز است که بساط بهشتیان و جامه های حریر و ابریشم آنان به رنگ سبز می‌باشد.
«و یلبسون ثیاباً خضراً من سندس و استبرق؛و جامه هایی سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر می‌پوشند».(سوره‌ی کهف، آیه‌ی31)
«متکئین علی رفرف خضر و عبقری حسان؛ بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده اند».(سوره‌ی الرحمن،آیه‌ی76)
«عالیهم ثیاب سندس خضر و استبرق؛بهشتیان را جامه‌های ابریشمی سبز و دیبای ستبر در بر است».(سوره‌ی انسان،آیه‌ی21)
علاوه بر اینکه بساط بهشتیان در قرآن به رنگ سبز توصیف شده، آیات دیگر که اشاره به روئیدن گیاهان در سطح زمین دارد،دلالت بر تأثیر مفرّح و ملایم رنگ سبز می‌نماید.5
تأثیر رنگ سفید:
رنگی ملیح و برّاق، گریزاننده میکروبها، علامت پاکی، لباس سفید باعث می‌شود انسان آنگونه که هست جلوه‌گر شود و از طرفی نوعی اثر مفرّح و دلگشا و روحانی دارد.
در اسلام نیز پوشیدن لباس سفید فراوان توصیه شده است.
پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند:
«البسوا البیاض فانه الطیب و اطهر و اکفنوا فیه موتاکم؛
جامه سفید بپوشید که آن نیکوترین و پاکیزه‌ترین رنگهاست ومردگان خود را در آن کفن کنید».6
امام صادق(ع) می‌فرمایند:
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در اکثر اوقات جامه سفید می‌پوشیدند.7
در قرآن کریم آنجا که سخن از بهشتیان و بندگان جاوید، رحمت الهی، باده‌های لذیذ بهشتی و از معجزه موسی است ـ که نشانه قدرت خدا و درخشندگی واقعیت حق است ـ از رنگ سفید استفاده شده است.
«یوم تبیض وجوه و تسودّ وجوه؛ روزی که چهره هایی سپید و چهره هایی سیاه گردد».(سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی106)
«و اما الذین ابیضت وجوههم ففی رحمة الله هم فیها خالدون؛اما سپید رویان همواره در رحمت خداوند جاودانند».(سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی107)
«بیضاء لذّة للشاربین؛ باده‌ای سخت سپید که نوشندگان را لذتی خاص می‌دهد».(سوره‌ی صافات، آیه‌ی46)
«واضمم یدک الی جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء؛ دست خود را به پهلویت ببر سپید بی گزند برمی‌آید».(سوره‌ی طه، آیه‌ی22)
تأثیر رنگ سیاه:
برخلاف رنگ،سفید رنگی بی‌تحرک و ساکت و ساکن و غیر محرک، ضمن عدم ایجاد هر گونه تحریک روانی و جسمانی باعث کاهش سایر فعالیت‌ها می‌گردد و سستی و کندی را حاصل می‌شود، تسخیرکننده و متأثر کننده است، لذا توصیه شده که از پوشیدن لباس سیاه مگر درمواقع لزوم خودداری شود.
حضرت علی(ع) می‌فرمایند:
«لا یلبسوا السواد فانه لباس فرعون؛ لباس سیاه نپوشید که آن لباس فرعون است».
پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند:
مکروه است سیاه مگر در سه چیز در موزه(کفش) و عمامه و عبا
در قرآن نیز چهره‌های زشت و کریه و جهنمی به رنگ سیاه توصیف شده است.
«و اذا بشر احدهم بالانثی ظلّ وجهه مسوداً و هو کظیم؛هرگاه یکی از آنان را به دختر مژده آورند چهره‌اش سیاه می‌گردد».(سوره‌ی نحل، آیه‌ی58)
«یوم تبیض وجوه و تسودّ وجوه؛(قیامت) روزی که چهره هایی سپید و چهره‌هایی سیاه گردد».(سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی106)
«یوم القیامة تری الذین کذبوا علی اللّه وجوههم مسودّة؛روز قیامت کسانی را که بر خدا دورغ بسته‌اند دو سیاه می‌بینی».(سوره‌ی زمر، آیه‌ی60)
تأثیر رنگ خاکستری:
رنگی است آزاد از هر گونه محرّک یا گرایش درونی، نه اضطراب آفرین است و نه آرام بخش.
این رنگ موجب می‌گردد که چشم و اعصاب دچار خستگی و ملامت نگردند، زیرا اعصاب چشم نه اجباری دارند که بمانند مواجهه با سفیدی،با شدت آن مقابله کنند و نه مجبورند که بمانند مواجهه با سیاهی فشاری را متحمّل شوند. اوالدهرینگ فیزیولوژیست مشهور چنین گفته است:«چشم و اعصاب همیشه تمایل بیشتری به رنگ خاکستری دارند و موقعی که این رنگ وجود نداشته باشد فقدانش ناراحتی ایجاد می‌کند،زیرا آرامشی که در اثر رنگ خاکستری بوجود می‌آید از بین می‌رود، اثر آرام بخشی را که رنگهای هارمونی روی اعصاب انسان می‌گذارند همان اثر را رنگ خاکستری نیز دارد.اثرات روانی رنگ خاکستری باعث شده است که از دید روانشناس رنگ‌های اصلی شامل زرد، آبی، قرمز، سبز به اضافه دو رنگ خنثی یعنی سفید وسیاه باشند.در حالی که رنگ‌های اصلی از نظر نقاش زرد، قرمز، آبی و از نظر فیزیکدان قرمز، آبی و سبز است.8
رنگهای آبی، سبز و خاکستری تعدیل کننده‌ی نیازهای روحی و روانی انسان بوده و در نهایت تأمین کننده سلامت چشم و تعادل جسم و روح انسان است، لذا پروردگار یکتا در خلقت طبیعت،حکمتی داشته است که بیشترین رنگ در طبیعت را سه رنگ سبز و آبی و خاکستری قرار داده است و دعوت به سیر در روی زمین علاوه بر جنبه تنبّه و توجّه به آیات الهی تأثیر آرام بخش و حفظ تعادل روحی و عصبی در انسان است در نتیجه تماس با طبیعت که در آن انسان یا با رنگ مفرّح و نشاط آور سبز و یا با رنگ آرام بخش آبی و یا رنگ متعادل و بی‌تفاوت خاکستری سروکار دارد به طور طبیعی تحریک می‌شود و کسل و ملول و خسته نمی‌گردد.9
رنگ حجاب
به طور کلی رنگ‌های روشن اثر تحریکی زیادی دارند و به همین جهت رنگ‌های نزدیک به سفید علاوه بر افزایش فعالیت عمومی بدن باعث پیشرفت کار و فعالیت‌های شغلی و حرفه‌ای می گردند و برعکس رنگ های تیره نظیر:سرمه‌ای و آبی و سیاه به جهت کاهش انعکاس نور،اثر محرّک کاهندگی داشته و باعث کم شدن فعالیت می‌شوند به همین جهت است که در هر محیطی متناسب با آن باید رنگ مناسب استفاده شود.
آنچه از روایات اسلامی به دست می‌آید اینکه جمال و زیبایی امری پسندیده است و به همین قیاس استفاده از لباس زیبا به عنوان یک نعمت الهی شایسته محسوب می گردد. از حضرت علی(ع) روایت شده است:«ان اللّه جمیل و یحب الجمال و یحب ان یری نعمته علی عبده؛ خدا جمیل است و جمال را دوست دارد، دوست دارد که نعمت خود را بر بنده خود بیند».10
امام صادق(ع) می‌فرماید:
«ان اللّه یحب الجمال و التجمل و یبغض البؤس و التباؤس؛خدای متعال دوست دارد زیبایی و تجمل را و دشمن دارد فقر و تظاهر به فقر نمودن را».11
«اظهارالنعمة احب الی الله من صیانتها فایاک ان تتزین الا فی احسن زی قومک؛ اظهار نعمت باری تعالی در نزد خدا محبوب تر است از نگاهداری آن نعمت،پس برحذر باش که لباسی بپوشی مگر اینکه در بهترین پوشاک قوم خود باشی».12
از نظر اسلام تنها لباسی که مذموم است، لباس شهرت است، زیرا این لباس می‌گوید: پوشنده من در خودخواهی گرفتار است.در غیر این صورت لباس نیک پوشیدن دستور اسلام است در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:«حسنوا لباسکم و اصلحوا رحالکم حتی تکونوا کانّکم شامة فی الناس»13
پیامبر اکرم(ص) در یک بیان کوتاه ارتباط سه گانه‌ای که میان شکل، رنگ و بوی لباس باید برقرار باشد را بیان فرموده‌اند. عبارت«حسنوا» اشاره به زیبایی شکل لباس دارد،«اصلحوا» اشاره به رنگ لباس دارد، رنگ آن به گونه ای باشد که ضمن ارتباط با شکل لباس، پوشنده لباس با محیط نیز تناسب داشته باشد و«شامّه» اشاره به عطر و بو دارد، در واقع نتیجه«حسنوا» و «اصلحوا» می‌باشد.14 اگر همین روایت پیامبر اکرم(ص) را ملاک برای حجاب قرار دهیم. حسنوا و اصلحوا بودن پوشش،آن است که رنگ و شکل آن به گونه‌ای جذّاب که توجه دیگران(مردان) را به خود جلب نماید،نباشد؛زیرا هدف از حکم حجاب پاکی و طهارت قلب انسان از هرگونه هیجانات و توجهات شهوت آلود است و این امر مکرر در آیات حجاب آمده است که«ذلک ازکی لهم، ذلکم خیر لکم، ذلک ادنی این یعرفن فلا یؤذین، ان یستعفن خیر لهم، ذلکم اطهر لقلوبکم» و اگر دستوراتی در مورد نوع پوشش یا سخن گفتن و راه رفتن زنان آمده است،همه تأمین کننده سلامتی قلبی و طهارت باطنی زنان و مردان و نهایتاً سلامت و سعادت جامعه می‌باشد. اکنون با توجه به حکمت و فلسفه‌ی این حکم الهی این سؤال مطرح می گردد که چه رنگی برای حجاب جایز است؟! آیا می‌توان از رنگی غیر از سیاه استفاده نمود؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت: در روایات اسلامی ضمن توصیه به استفاده از رنگ‌های سبز و زرد و سفید برای لباس سخنی در باب رنگ پوشش حجاب نیامده است.
اما آنچه منطقی و معقول است اینکه رنگ پوشش حجاب به گونه‌ای باید باشد که اثرات تحریک کنندگی و برانگیزاننده شهوت نداشته باشد و بر این اساس و با توجه به اثرات روانی رنگها تنها استفاده از رنگ‌های سرد برای پوشش حجاب شایسته است. رنگ هایی چون: سبز، آبی، خاکستری و اگر بانوان بیشتر از رنگ سیاه استفاده می نمایند به آن جهت است که رنگ سیاه از نظر روانی فعّال نیست و توجّه دیگران را به خودجلب نمی‌کند، لذا استفاده از آن توسط بانوان باعث عدم توجه جنس مخالف می‌گردد.
نقش محیط کار در سلامت کارکنان
مقدمه
در بررسی ویژگیهای جسمی و روانی افراد دو عامل اساسی مشخص وراثت و محیط هستند که هر دو از لحاظ تأثیری که بر فرد می‌گذارند، حائز اهمیت فراوان هستند. انسان زندگی خود را در محیطهای مختلف می‌گذراند که محیط کاری از مهمترین محیطهایی است که فرد از بزرگسالی بخش اعظمی از وقت خود را در آنجا سپری می‌کند. بر این اساس روشن است عوامل موجود در محیط کاری عملکرد فرد را در شغل او تحت تأثیر قرار می‌دهند که این مسأله در نتیجه وساطت عوامل روانی متأثر از شرایط محیطی است.
لزوم بررسی تأثیر محیط کار بر سلامت کارکنان
این دسته از مباحث و تحقیقات از جنبه‌های مختلفی حائز اهمیت هستند. شاید روشنترین نتیجه بررسی چنین تأثیراتی افزایش بازده و عملکرد کارکنان است. تمام محیطهای کاری ، سازمان ، ادارات ، کارخانجات و مراکز تولیدی و غیره در صدد افزایش کارایی کارکنان خود هستند که ایجاد شرایط محیطی سالم اولین و اساسی‌ترین گام در این راستا می‌باشد. از سوی دیگر بهداشت و سلامت جسمی و روانی افراد در جنبه‌های دیگر زندگی فردی ، خانوادگی و اجتماعی تأثیر دارد. بطوری که در جوامع مختلف به تأمین سلامت افراد توجه شایانی می‌شود و برنامه ریزیها و هزینه‌های کلانی صرف این امر می‌شود.
عوامل محیطی مؤثر بر سلامت کارکنان
روشنایی و نور محیط کار
مشاغل مختلف در محیطهای مختلفی انجام می‌گیرند. برخی از مشاغل در محیطهای باز و برخی در محیطهای بسته انجام می‌شوند. در محیطهای بسته میزان روشنایی کافی و مناسب بسیار حائز اهمیت است. بطوری که هم نور کم و هم نور زیاد می‌توانند تأثیرات منفی روی فرد داشته باشیم. برخی از این تأثیرات جسمی است مثل تأثیر روی دستگاه بینایی و برخی دیگر تأثیرات روانی هستند. کار در محیطهای بسته کم نور و همچنین پر نور اغلب با خستگی و تحریک پذیری فرد همراه هستند. افرادی که در چنین محیطهایی کار می‌کنند بازده مناسبی ندارند و اغلب ویژگیهای منفی روانی از خود نشان می‌دهند.
عامل سر و صدایی محیط کار در سلامت کارکنان
دستگاه شنوایی انسان به دامنه محدودی از اصوات حساس است بطوری که اصوات و سر و صداهایی که در طیف بالای این دامنه قرار می‌گیرند برای فرد آزار دهنده هستند. چنین صداهایی علاوه بر ایجاد مشکلات شنوایی در فرد تغییرات جسمی و روانی دیگری نیز بوجود می‌آورند. از لحاظ جسمی فشردگی عروق خونی ، تغییرات ضربان قلب ، گشاد شدن مردمک چشم ، بالا رفتن فشار خون ، کشیدگی عضلات و … را می‌توان مشاهده کرد. چنین شرایطی معمولا با علائم اضطراب همراه هستند. پرخاشگری ، بی‌اعتمادی و تحریک پذیری در افرادی که در محیطهای پر سر و صدا کار می‌کنند مشاهده می‌شود.
نقش درجه حرارت و رطوبت محیط کار در سلامت کارکنان
کار در محیطهایی با حرارت نامناسب ، بسیار سرد یا بسیار گرم همراه با مشکلات شناخته شده‌ای برای افراد است بطوری که مشکلات جسمی از جمله درد مفاصل ، پایین آمدن سطح مقاومت بدن ، سرماخوردگی و … را می‌توان نام برد. ناراحتیهای مربوط به دستگاه تنفسی نیز در کارکنان چنین محیطهایی بیشتر دیده می‌شود.
نقش سایر عوامل در محیط کاری بر سلامت کارکنان
عوامل متعددی وجود دارند که در محیط کار بر سلامت افراد مؤثر هستند. از جمله رنگها ، با تأثیری که بر روحیه و شرایط روانی فرد می‌گذارند. به عنوان یک عامل محرک یا کسالت آور عمل می‌کنند. رنگ محیط کار علاوه بر تناسب آن با نوع کار باید با شرایط روانی افراد نیز سازگاری خوبی داشته باشد. تأثیر آلودگی داخلی محیط کار و بهداشت محیط کار نیز که کاملا روشن و واضح است. تراکم کار ، ساعات کار و زمان کار عوامل مهم دیگری هستند. تراکم زیاد کاری ، انجام کار در ساعات نامناسب که با خستگی و ضعف جسمی و روانی برای فرد همراه هستند، با تداوم در طول زمان سلامت جسمی و روانی فرد را تهدید خواهند کرد.عوامل مربوط به مسائل ارتباطی از عوامل مهم دیگری هستند که بر روی فرد اعم از سلامت یا عملکرد او در محیط کار تأثیر می‌گذارند. نوع ارتباطات موجود در محیط کار ، نفوذ و اعمال قدرت مدیر ، شیوه ارتباطی و شخصیت و اهداف او نقش مهمی در بهداشت روانی فرد و میزان خشنودی او از محیط کار دارند.
تأثیر رنگ در بازدهی سازمانمحیط کار باید از نظر:زیبایی و هماهنگی مثل گردشگاه، پاکیزگی و بهداشت مثل آرایشگاه، دلبستگی و تعلق خاطر مثل زادگاه، روحیه کار و تلاش مثل ورزشگاه، معرفت اعتقادی واخلاقی مثل عبادتگاه، اندیشه و دانش مثل دانشگاه، هنر و خلاقیت و محصول جدید مثل نمایشگاه، رعایت نظم و انضباط مثل اردوگاه، کار، تولید وصنعت مثل کارگاه، جستجوی مشکل کار و تولید و حل آن مثل شکارگاه، امنیت خاطر و حل مشکلات زندگی مثل پناهگاه، باشد.
اولین نشانه های هنر نزد بشر به دوران غار نشینی او و حکاکی تصاویر روی دیواره غارهای لاسکو باز می گردد. این خود نشان دهنده نیاز و حساسیت انسان بدوی به جنبه های مختلف زندگی است که اگر بخواهیم آن را با مفاهیم امروزی بسنجیم پر بیراه نیست اگر بگوییم انسان از آغاز خلقت به دنبال مدیریت بر زندگی خویش بوده است. اما این پیوند مدیریت با هنر که ظاهراَ آن زمان به شکل نوعی دکوراسیون و هنر محیطی ظهور پیدا می کند. همچنین همزیستی انسان ها با یکدیگر از یک سو و لزوم سازگاری وی با محیط پیرامونش از سوی دیگر ناخودآگاه سبب ظهور رهبری و مدیریت می شود. در واقع تاریخ مدیریت را باید از جایی بدانیم که انسان مالک می شود، خواه مالک یک غار و خواه صاحب یک خانواده، به هر تقدیر این روند با ظهور خاندان ها و قبایل از مدیریت به رهبری تغییری وجهه می دهد و با یکجا نشین شدن آدمی و ظهور تمدن های اولیه به صورت جدی مفهوم مدیریت مطرح می شود. هرچند در آن زمان به این رهبری و مدیریت به عنوان یک علم نگاه نمی شد اما در بررسی تاریخ تمدن بشر گونه هایی جدیدی از مدیریت نظامی و مدیریت شهری را می توان یافت.
پس از اعصاری که هنر و مدیریت نزد بشر رو به تکامل می نهد در دوران رنسانس به اعتلایی نسبی می رسد. این اعتلا نیز مرهون ظهور مشاغل و پیشه ها بود که در آن افراد به دنبال فروش بیشتر و در نتیجه مدیریت بهتر بوند و جالب تر آنکه تا این زمان هنر و مدیریت همپای هم و در کنار هم پیش رفته اند. اما تحول اساسی ذهن بشر پیرامون دو مفهوم هنر و مدیریت از انقلاب صنعتی و رونق کارخانه داری شکل می گیرد، یعنی زمانی که صاحبان مشاغل و کارخانه داران از یک سو به مفاهیم مدیریتی توجه نشان می دهند و از دیگر سو به نقش مهم هنر و چگونگی محیط کار گوشه نظری دارند. شاید همین امر هم باعث ظهور ارگونومی شد.
با ظهور هنر دکوراسیون و جدی شدن مفاهیم هنر محیطی در قرون اخیر بحث داغ سازگاری محیط کار با کارکنان قوت گرفت تا امروزه به صورت یک علم در کنار هنر به ادامه حیات بپردازد و جالب آنکه محکم ترین پیوند علم و هنر نیز در همین زمینه است.
در این نوشتار سعی نگارنده بر این است تا با بیان تجربیات و تعاریفی که از منابع بسیار محدود استخراج کرده است بپردازد و بیشتر با تکیه بر دانش و تجربیات هنری خود پلی را میان هنر و مدیریت ایجاد کند پلی که قصد ندارد تا مفاهیم مدیریت هنری و یا هنر مدیریتی را بررسی کند بلکه تلاش می کند تا نقش هنر را مدیریت سازمان واکاوی کرده و بر لزوم آگاهی نسبی مدیران از مفاهیم اولیه هنر تأکید کند.
این نوشتار مبتنی بر این فرضیه شکل گرفته است که به نظر می رسد نقش و کارکرد رنگ در سازمان به پویایی و افزایش کارایی سازمان منجر می شود و در پی پاسخ به این سوال است که آیا وجود حداقل اطلاعات هنری در یک سازمان و توجه مدیران آن به مفاهیم هنری می تواند باعث افزایش راندمان کاری سازمان شود یا خیر؟ و اینکه میزان این اثر گذاری تا چه حد است؟ امید آنکه علیرغم نقصان های فراوان علمی که باعث شد تا نتوانم نام مقاله را بر این سطور بگذارم و تنها به عنوان نوشتار بر آن تأکید کنم پاسخگوی سوال بالا باشد.
شرایط محیطی عامل موثر در کار کردن:شرایط محیط نقش بسیار مهمی در انجام کارها دارد. یک کار یکسان در دو شرایط و موقعیت جداگانه می تواند نتایج متفاوتی به بار آورد. عموماَ شرایط و موقعیت های محیطی مساعد برای انجام کار و متناسب با نوع کار، روند انجام کار را سرعت می بخشد. از عمومی ترین شرایط محیطی، نور، فضا، سروصدا و… است. هر چند برای برخی مشاغل شرایط محیطی ویژه و اختصاصی تری نیاز هست. تحقیقات مختلف مربوط به حوزه روانشناسی صنعتی و سازمانی نشان می دهد انجام کار در محیط های دارای نور مناسب، تهویه هوای مناسب و فضای کافی تأثیر مثبتی روی شیوه عمل کارگران دارد.
اما لازم است پیش از هر چیز به تناسب محیط کار با آرایش ظاهری آن توجه شود بنابراین بهتر است تا به طبقه بندی مشاغل هم توجه کنیم. مشاغل مختلف را بر اساس ملاک های متفاوتی می توان تقسیم بندی کرد. ممکن است بر اساس اینکه مشاغل به چه شیوه ای انجام می پذیرند؟ چگونه انجام می گیرند؟ چه ویژگی هایی برای افرادی که به این مشاغل می پردازند، درنظر گرفته می شود؟ مکان هایی که در آنجا انجام می گیرند، دسته بندی های مختلفی وجود داشته باشد. اما در اینجا فقط به طبقه بندی هایی اشاره شده است که اثرات مستقیمی در چگونگی آرایش محیط کار دارد.
الف: طبقه بندی مشاغل بر اساس فعالیت فکری و بدنی:برخی از مشاغل مشاغلی هستند که عمدتا با نیروی جسمی سروکار دارند. و فرد در انجام آنها انرژی فیزیکی صرف می کند و عمدتا از اعضای بدن خود و به ویژه دست ها استفاده می کند. در مقابل کارهایی نیز وجود دارند که فعالیت فکری نقش بیشتری در آنها دارد. البته تفکیک این دو دسته از مشاغل نیز به این سادگی نیست. ما در کلیه کارها و فعالیت ها چه بدنی باشند و چه نباشند به ناچار از نیروی فکر و توان ذهنی خود استفاده می کنیم.همین طور در کارهایی که بیشتر به عنوان فعالیت فکری دسته بندی می شوند به نحوی از اعضای بدن خود نیز استفاده می کنیم. هدف از این دسته بندی نقش بیشتر هر یک از دو بعد فکری و بدنی در این فعالیت ها است. برای یک نویسنده توان فکری اهمیت زیادی دارند؛ هر چند از دست های خود برای نوشتن استفاده می کند. و برای یک کشاورز که عمدتا کار بدنی انجام می دهد کار فکری نیز در مورد نحوه این اعمال بدنی اهمیت دارد.
ب: طبقه بندی مشاغل بر اساس ابزارهای مورد استفاده و مکان:برخی از مشاغل به ابزارهای خاص و یا مکان خاص نیاز دارند و برخی چنین محدودیتی را دارا نیستند و در هر محیطی می توان به انجام آن مشغول شد. برخی مشاغل نیاز به هوای آزاد دارند و برخی در محیط های بسته قابل انجام هستند.
اما آنچه که در این طبقه بندی ها حائز اهمیت است تناسب است. اینکه نور، فضا، رنگ و سایر عناصر بصری موثر بر روحیه کارکنان در هر محیط چگونه باشد مهم است. ممکن است یک طراحی بسیار زیبا و حتی گران قیمت در یک محیط کاری اثری مخرب داشته باشد. مثلا در یک محیط کاری مبتنی بر فعالیت های فکری که نیاز به آرامش، تفکر و گفتگو باشد، وجود رنگ های گرم و به ویژه قرمز نتایج خوبی نخواهد داشت.
آشنایی با مفهوم و فواید ارگونومی:از آنجایی که در ادامه مطلب اشاراتی به علم ارگونومی می شود، لازم است تعریف مختصری از این واژه ارائه دهم تا بهتر بتوان از مولفه های آن در کار استفاده نمود. به طور کلی ارگونومی علم هماهنگ کردن توان فیزیکی، توان روانی و محیط کار و تکنولوژی است. براساس این تعریف زمانی کارکنان دارای عملکرد مطلوبی هستند که بتوان در سازمان بین ابعاد و توان فیزیکی، روانی و محیط کار سازگاری و تعادل ایجاد نمود. به همین علت در مدل عملیاتی توسعه منابع انسانی برای افزایش کارآیی و بهره وری عمدتاً از ارگونومی استفاده می شود و این به خاطر آن است که ارگونومی به مقدار زیادی موجب صرفه جویی در وقت و انرژی شده و کارکنان با حداقل صرف انرژی فیزیکی و روانی، حداکثر کار یدی و فکری را برای سازمان به ارمغان می آورند.
برای استفاده از ارگونومی در افزایش بهره وری لازم است اقدامات زیر صورت گیرد:1- اندازه گیری ابعاد فیزیکی کارکنان از نظر قد، اندازه بدن، وزن و میزان چابکی و انعطاف پذیری بدن با ابزارها و وسایل موجود در علم پزشکی.2- اندازه گیری ابعاد و ویژگی های روانی و شخصیتی کارکنان که در این زمینه باتوجه به مطالعات و پیشرفت های روان شناسی می توان کارکنان را از ابعاد و زوایای مختلف مورد شناسایی و تحلیل قرار داد. مولفه های روانی مورد نیاز در علم ارگونومی عبارت از ویژگی های شخصیتی، علایق، رضایت شغلی، درون گرایی و برون گرایی، هوش عاطفی، هوش منطقی و انگیزه ها، ادراکات، مفروضات ذهنی واختلالات روانی فرد است.3- بررسی ویژگی های شغلی و ایمنی در مشاغل سازمانی که چه فعالیت های ریز و درشتی و با چه ابعادی از حجم و کیفیت و در چه محدوده زمانی و نیز با چه تأثیرگذاری بایستی انجام شود.4- بررسی شرایط ماشین آلات، تجهیزات و به طور کلی محیط فیزیکی کار. در ارگونومی مشخص کردن مولفه های فوق کار زیاد دشواری نیست و با برنامه ریزی و به کارگیری ابزارهای مربوطه می توان آن را انجام داد. آنچه برای عملیاتی کردن ارگونومی در افزایش بهره وری مهم است نحوه ترکیب و تنظیم مولفه ها است. در صورت وجود ناهماهنگی بین مولفه ها، عملکرد و بهره وری کارکنان تک بعدی شده و افت می کند ولی در صورت ایجاد هماهنگی بین مولفه های ذکرشده در توان کارکنان سینرژی ایجاد شده و عملکرد کارکنان به شدت افزایش می یابد.
همچنین این موارد باعث می شود تا در ادامه این مطلب و بخش اشاره به اثرات روانی رنگ در سازمان ارتباط بهتری برقرارشود.
بعضی از دستاوردهای واقعی عملیاتی شدن ارگونومی در کار را می توان چنین بیان نمود:افزایش رضایت شغلی؛خستگی کم و دل بستگی به کار؛سلامت جسمی و روانی کارکنان؛افزایش راندمان کاری و بهره وری؛صرفه جویی در انرژی روانی و جسمی؛هماهنگ شدن مشاغل با شرایط کارکنان؛تسلط بر محیط کار و مدیریت بر ابزارآلات.از این بحث مختصر می توان نتیجه گرفت رنگ ها مکمل خوبی برای افزایش اثرات مولفه های ارگونومی هستند.
آشنایی با مفاهیم رنگ ها:
سردی و گرمی:شامل حس درونی رنگ هاست که از طبیعت الهام گرفته است. قرمز زرد نارنجی و بنفش مایل به قرمز گرم هستند و رنگ های آبی سبز و بنفش مایل به آبی از رنگ های سرد محسوب می شوند. عموماَ ترکیب رنگهای هر گروه نیز به شرط عدم تمایل به تیرگی شدید از گرمی و سردی همان گروه تبعیت می کنند.
تضاد رنگ ها:خصیصه ای از رنگ است که بستگی تام به مشخصات رنگ های مجاور دارد و عبارت است از اختلاف بین تیره و روشن در یک تصویر. اگر تضاد کم باشد تصویر مسطح دیده می شود و حالت عمق و برجستگی آن از بین می رود.تضاد رنگ متعلق به شخصیت های شاد، پر تحرک و اجتماعی است و عدم تضاد مربوط به شخصیت های آرام، خنثی و تأثیر پذیر است. اما این تعبییر همه جا عمومیت ندارد بلکه به تناسب شرایط زمانی و مکانی متغییر است.
مکمل:حالتی از همنشینی رنگ هاست که در آن رنگ ها دو به دو در کنار هم بیشترین هماهنگی و هارمونی را با هم ایجاد می کنند و بیننده را آزار نمی دهد. در عین حال خلا کمبود رنگ را پر می کنند. برای درک بهتر باید به دایره رنگ توجه کرد.
اثرات روانی رنگ ها در محیط کار:تحقیقات کم و پراکنده ای پیرامون اثرات رنگ بر افزایش کارایی در سازمان و نیز مخاطبان سازمان انجام گرفته اما هیچ یک از این تحقیقات به صورت تخصصی به این موضوع نپرداخته است و همچنان این موضوع در مهجوریت به سر می برد. شاید دلیل اصلی آن تنوع حوزه های فرهنگی و مدیریتی در سازمان ها باشد که در کنار توجه به ابعاد روانشناختی فردی ابراز نظر مطلق و علمی را دشوار می کند. اما از مجموعه این نظرات و با نگرشی بر منابع موجود که در پی نوشت این مطلب خواهد آمد مطالب زیر نوشته شده است.
آبی:نشان از آرامش و خشنودی دارد. یکپارچگی و احساس تعلق و در برخی موارد امنیت و ثبات. از نظر سمبلیک یا نمادین آبی نشانه آسمان، آب، و دریا است. خلق و خوی آرام و طبیعت زنانه و روشنی و درخشش دنیای باستان را نیز در خود دارد.اثر روانی آن سرماست. ادراک حسی آن طعم شیرین است. محتوای عاطفی ان ملایمت و اندام آن پوست است. مناسب ترین رنگ برای بیان معنای فلسفه، تفکر و تعقل است.
با تفاسیر بالا می توان دریافت که کارکرد اصلی این رنگ در سازمان هایی مبتنی بر فعالیت های فکری و یا سالن جلسات و اتاق فکر است.
قرمز:رنگ انرژی است. نبض را تند می کند، فشار خون را بالاتر می برد. معنای آرزو می دهد و بیانگر میل و اشتیاق، هوس و هیجان است. از دیگر سو نماینده آرزوی شدید برای زندگی و تجربه گرایی است. از نظر سمبلیک قرمز نماد خون و آتش است و طبیعت مردانه را به یاد می آورد. اثر روانی آن گرماست. ادراک حسی آن به صورت میل و اشتها و طعم تند بروز می کند و اندام آن ماهیچه های سخت و اندام های تناسلی است. قرمز یک رنگ مادی است و مناسب برای بیان مفاهیم خطر، اراده و جنگ. در سازمان هایی مبتنی بر فعالیت های جسمی استفاده می شود و البته از آنجایی که رنگی معترض است در مجموعه های سیاسی نیز از آن استقبال می شود. در ارگونومی این رنگ را رنگ اخطار می نامند و باید به خاطر داشته باشید که استفاده نامناسب از آن به ویژه به صورت تک رنگ و با شدت بالا موجبات استرس در محل کار را فراهم می کند. ترکیب ترام های تیره این رنگ در کنار رنگ های موسوم به سنگین مثل قهوه ای و سیاه مناسب برای شرکت های صنعتی مناسب است.
زرد:رنگ تلقین است و می تواند دیگران را تشویق به انجام کاری کند؛ در حالی که قرمز رنگی محرک اما بدون تلقین است. زرد مانند قرمز نبض را تند می کند اما با اثر کمتر. زرد بیانگر روشنی، درخشش، شادمانی، حساسیت، توسعه طلبی بلا مانع، تکسین خطر و تنفر یا امید است (اگر زرد در پس زمینه سیاه باشد تنفر و اگر در کنار سبز استفاده شود امید را نشان می دهد). از نظر سمبلیک نماد خورشید، گرمای دلپذیر و در مسیحیت سمبل هاله جام شراب مقدس که عیسی مسیح در شب آخر زندگی سر کشید. اثر روانی آن گرمای ملایم است. ادراک حسی آن زنده دلی و اندام آن سیستم های عصبی و بینایی است. طعم زرد بیشتر گس است اما با ترکیب رنگ های روشن شیرین و با رنگ های تیره تلخ می شود.  زرد یک رنگ ماورایی و مناسب برای بیان مفاهیم؛ توجه و دقت و شادی است.
در محیط های پویایی که قصد دارد تا جوانی و تحرک را نشان دهد به کار می آید و ترجیحا باید از هارمونی آن با رنگ های تیره خودداری کرد چرا که ترکیبی نا امید کننده را ارائه می دهد. این رنگ مناسب برای سازمان های برونگرا، تجاری و فعالیت های مبتنی بر ارائه خدمات به مشتری است. در ارگونومی این رنگ برای نشان دادن خطر مواد سمی به کار می رود.
رنگ های مکمل نیز بیشتر ترکیبی از موارد رنگ های اصلی هستند اما می توان آنها را نیز همانند موارد فوق دسته بندی کرد. اما در این میان تنها رنگ سبز که رنگ نشاط و جوانی و سمبل محیط زیست است مناسب برای فعالیت سازمان های فرهنگی است. رنگ های سیاه و سفید یا خنثی هم بیشتر مفهوم بخش سایر رنگ ها هستند خواه با ترکیب و یا همنشینی.
از آنچه که در بالا گفته شد به راحتی می توان فهمید که رنگ غالب در سازمان شامل رنگ دیوارها، درها، پنجره ها، مبلمان و حتی رنگ بندی تابلوهای روی دیوار و سایر اقلام محیط کار چگونه باید باشد.
نقش رنگ در آراستگی و ایمنی محیط کار و زندگی:رنگ پدیده ای است که از دو جنبه فیزیکی و شیمیایی مورد بحث می باشد و در جهان رنگ، کیفیت مشاهده رنگ ها از طریق قیاس و توسط چشم و مغز صورت می گیرد. مشاهده رنگ یک واقعیت روانشناسی می باشد که از واقعیت شیمیایی رنگ متمایز است، یعنی مساله رویت رنگ با ساختمان بنیادی رنگ تفاوت دارد. همان گونه که ارتعاشات صوتی می تواند از راه گوش خوشایند و لذت بخش و قابل درک باشند، رنگ نیز پدیده ای است که از راه چشم اثرات مفید یا مضری می تواند در مغز انسان داشته باشد و لذا مساله رنگ از بسیاری جهات بررسی می گردد به نحوی که:1- هنرمند به اثرات رنگ از نظر زیباشناسی توجه دارد و نفوذ معنوی رنگ و خلاقیت آن را بررسی می نماید.2- روان شناس علاقه مند به شناسایی قدرت اثر تشعشعات رنگی روی مغز و روح آدمی است.3- فیزیولوژیست اثرات نور و رنگ را بر روی اعضا مختلف بدن مطالعه می نماید و مساله دیدن یکی از مسائل مورد مطالعه فیزیولوژیکی می باشد.4- شیمیست بر روی ساختمان ملکولی رنگ ها و رنگدانه ها و ذرات جسم سنگین و تهیه رنگ از مواد اولیه و غیره بررسی می نماید.5- و بالاخره فیزیکدان نوع انرژی، نوسانات، اختلاط انوار رنگی طیف، تجزیه نور، فرکانس و طول موج اشعه های رنگی و رده بندی رنگ ها و اندازه گیری آنها را مورد بحث قرار می دهد.6- در صنایع نیز رنگ به عنوان عامل کمکی در تامین ایمنی، وسایل ارتباطی، تزیین، رمز و نشانه، حفاظت و نظایر اینها و برای مقصود معین به کار گرفته می شود.از این تأثیر امروزه در ساختمان منازل مسکونی و دفتر کار استفاده می شود و برای انتخاب در کارگاه ها و ماشین ها به کار می رود زیرا انتخاب رنگ مناسب باعث ازدیاد قدرت کارگران و افزایش حجم تولید می گردد، به طوری که یک کارخانه جوراب سازی در آلمان توانست با استفاده از این مسئله تولید خود را 20% افزایش بخشد.
صفات رنگ و استفاده گوناگون از آن:مهم ترین جزء نور رنگ است و هنگامی که رنگ به درستی استفاده شود علاوه بر محیط باز و خوشحال کننده می تواند به قابلیت دید هم کمک نماید چنانکه تزیین یا دکوراسیون با مفهومی خاص در مورد اطاق استراحت، اطاق غذاخوری و سینماها و خانه ها و کارخانجات و غیره همیشه مطرح است و از رنگ به نحو مطلوب استفاده می شود. رنگ ها نباید صرفاً به خاطر ارزش و تأثیر زیبایی ظاهری استفاده شود بلکه باید به لحاظ ارزش عملی آنها و استفاده برای مقصودی معین به کار می رود.
با توجه به صفات رنگ تجربه شده است که رنگ های روشن خود را برجسته و بسیار نمایان نشان می دهند مانند رنگ زرد و قرمز و نارنجی که به رنگ های گرم شهرت دارند و این رنگ ها موثرترین و پرقدرت ترین رنگ ها برای علامت هشدار دهنده می باشند.
رنگ سبز نیز یک رنگ با قابلیت دید زیاد است و کمتر برجسته می نماید و خصلت جلب کمتری دارد. رنگ سبز و آبی کاملاً مخالف رنگ قرمز می باشند و از رنگ های سرد و غیرزننده می باشند و آبی اساساً یک رنگ آرامش بخش است.
رنگ های ارغوانی و بنفش از رنگ های مجلل و فاخر می باشند. از این رنگ ها در پرده برداری از پیکره ها و مراسم ویژه مختلف استفاده می شوند و گاهی افسردگی را تداعی می نمایند و آرام بخش می باشند. بنفش کم رنگ از رنگ های جذاب می باشد.
قرمز تیره و بنفش تیره و سیاه تیره ترین رنگ ها است و قابلیت دید کمتری دارند و فضا را محدودتر نشان می دهند. در کارگاه هایی که زن کار می کند و فقط کارکنان زن می باشند از رنگ های روشن و ملایم که جاذبه قوی دارند استفاده می گردد. رنگ های گرم و روشن در کارگاه های فلزکاری نامناسب و غیرمعمول است مثلاً هیچ گاه معقول نیست که مثلاً برای دستگاه پرس از رنگ صورتی استفاده می شود.
اثرات روانی رنگ:از دیر زمان اثر روانی رنگ در اشخاص مختلف مورد توجه دانشمندان بوده است و با مرور زمان گسترش یافته است. با یک آزمایش و تعویض رنگ ها بر روی پرده ای از یک سالن نمایش و کنترل حرارت و رطوبت سالن و اظهارات دو نفر ناظر رنگ ها در سالن در خصوص حرارت و مطبوعیت رنگ ها و کنترل نبض و درجه حرارت بدن آنها در هر 15 دقیقه ثابت گردیده است که با تغییر رنگ ها در هر 15 دقیقه درجه حرارت بدن و نبض دو نفر ناظر صفحه مرتباً تغییر یافته است و نیز ثابت شده است جعبه هایی که رنگ روشن و باز دارند کمتر سنگین بوده و جعبه های سیاه رنگ سنگینی بیشتر دارند و همچنین اطاق هایی از بیمارستان ها که رنگ آبی دارند و یا شیشه های آبی رنگ دارند اثر خوبی روی بیماران دارد و به همین دلیل است که اطاق عمل جراحی در بیمارستان ها به رنگ آبی می باشد.
برای رنگ آمیزی کاغذ تحریر و مطبوعات نیز مطالعات زیادی شده است. اشخاصی که نزدیک بین هستند و چشم آنها در مطالعه زیاد خسته می شود باید کاغذهای سبز و آبی به کار برند که بسیار مناسب است. این رنگ ها در کارخانجات هم مناسب اند چون خستگی کارگران را کم نموده و سردرد آنها را رفع می نماید و مانع از حرکات نامناسب می شود.
رنگ های ایمنی:چشم به طور طبیعی به طرف روشن ترین و رنگین ترین بخشی که در دیدش قرار می گیرد جلب می شود. سیاه و سفید حداکثر تضاد را دارند. تلفیق سیاه و زرد تأثیر بصری بیشتری دارد و به همین مناسبت برای مشخص کردن موانع و محدوده های خطر از علامت راه راه سیاه و زرد استفاده می شود.
در کارخانجات علائم هشداردهنده اظطراراً باید در معرض دید قرار گیرد و واضح باشد و این علامت ها از لحاظ دید و رنگ باید کاملاً شاخص از محیط اطرافشان باشد و قرار گیرد و نیز حداکثر درخشندگی را هم داشته باشند. عملاً برای سطوح عمودی مانند بام، سقف، دیوارها، تیرهای ساختمانی، ستون و خرپاها از رنگ هایی مانند خاکستری یا سیاه و یا سفید استفاده می شود تا رنگ های جلب توجه کننده به خوبی از آنها متمایز باشد.
در صنایع سنگین که احتمال خطر زیاد دارند مانند صنایع نورد، لوکوموتیو، عمل رنگ در درجه اول اهمیت است. در صنایع سبک مانند کارگاه های بافندگی، مونتاژ، صنایع مربوط به ساختن ترانزیستور از جنبه های تزئینی رنگ بیشتر استفاده می گردد.
سقف کارگاه معمولاً بزرگ ترین سطحی است که از کف کارگاه دیده می شود و با رنگ زرد می توان یک محیط آفتابی و گرم ایجاد نمود و نقاشی کرد. تیرهای سقف و خرپاها را با سفید می توان نقاشی نمود. در سطوح سقف و دیوارها گاهی از قرمز استفاده می شود تا نوعی احساس گرمی و شعف و مسرت نمایند و رنگ قرمز برای قسمت های توزیع مواد و ابزار و سکوهای بارگیری قابل قبول می باشد. قرمز موثرترین رنگی است که برای ضروری ترین علایم خطر (مانند برق، ترانسفورماتور پایه ها و کابل های هوایی و غیره مورد استفاده می باشد.)برای علامت آتش نشانی، محفظه وسایل آتش نشانی و جرثقیل ها و امثال اینها رنگ قرمز مورد استفاده قرار می گیرد و چنانچه از این رنگ در سطحی وسیع به عنوان تزئین استفاده شود تأثیر قاطع خود را به عنوان رنگ هشداردهنده از دست می دهد و به تدریج برای اشخاص، عادی می شود و مفهوم خاص دیگری نخواهد داشت.از لحاظ براقی رنگ در رنگ آمیزی سقف و دیوارها یک جلای مات بهترین رنگ از لحاظ دید و پراکندگی ناموزون نور است.
رنگ آمیزی دیوار و سقف به رنگ روشن با بازتاب زیاد و رنگ های تیره و ستون های ساختمان به رنگ های خنثی” مانند خاکستری” زمینه ای را به وجود می آورد که در آنها علامت هشداردهنده مشخصی را نشان می دهد.
امروزه ثابت شده است که ماشین کارخانجات اگر با رنگ های به خصوصی علامت گذاری و رنگ شوند از بسیاری از خطرات احتمالی جلوگیری می نماید چون توجه و دقت شخص بیشتر گشته و از خود بهتر دفاع می کند و در نتیجه خطر کم می شود و به همین لحاظ رنگ های نامبرده در زیر را برای خطرهای مختلف تعیین نموده اند که جنبه بین المللی دارد:رنگ زرد برای خطرهای مکانیکی رنگ لیمویی برای خطرهای حرارتیرنگ آبی برای توجه و دقت رنگ سبز برای امنیترنگ قرمز برای آتش سوزی و خطرات شدید
نور نیز اهمیت به سزایی دارد و اثر آن در رنگ مورد توجه است چنانکه در نتیجه رنگ آمیزی نامتناسب شیئی و یا وجود بعضی از پرتوهای اجاق بخاری، رنگ را تغییر می دهند. مثلاً در نور مصنوعی اغلب رنگ های آبی تبدیل به خاکستری می شوند و در نتیجه تزئین و دکوراسیون اطاق و ساختمان نتیجه معکوسی خواهد داشت و آن نتیجه ای که مورد نظر است نمی هد.
کارخانجات وسایل الکتریکی سعی نموده اند لامپ های تعبیه نمایند که تا اندازه ای از تغییر رنگ جلوگیری گردد و از رنگ های مطلوب استفاده شودکه متخصص و دکوراتور می تواند در این مورد راهنمایی لازم را بنماید و خانواده ها در اثر تجربه نیز می توانند نتیجه مطلوب را در رابطه نور با رنگ به دست آورند.
از آنچه که گفته شد به راحتی می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که توجه به رنگ در محیط کار منجر به افزایش راندمان کاری و کاهش صدمات ناشی



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید