تاثیر موسیقی بر راندمان کاری
تحقیقات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی موتزارت باعث بهبود بعضی از فعالیتهای روحی در کوتاه مدت می شود. این موضوع را با عنوان تاثیر موتزارت می شناسند. بعضی ها هم اعتقاد دارند که آهنگهای موتزارت باعث باهوش تر شدن می شود. در هر صورت چه موتزارت گوش کنید و چه موسیقی دیگر، تحقیقات دانشگاه Windsor کانادا نشان می دهد که گوش دادن به موسیقی هنگام کار باعث افزایش بهره وری می شود. این دانشگاه تحقیقات خود را بر روی برنامه نویسان انجام داده و مشخص شده که افرادی که به موسیقی توجهی نشان نمی دهند، زمان بیشتری را برای انجام کار صرف می کنند و همچنین کیفیت کارشان به نسبت پایین تر است.
نکته جالب توجه در گزارشی دیگر نشان می دهد که تاثیر موسیقی بر کار شما وابستگی زیادی به شخصیت هم دارد. افراد برون گرا ممکن است دچار استرس کاری شوند و افراد درون گرا ممکن است بیشتر احساس آرامش کنند وقتی در هنگام کار به موسیقی گوش می دهند. مسئله دیگر تاثیر نوع موسیقی است که به آن گوش می دهید. موسیقی تند ممکن است بیشتر انرژی بدهد و موسیقی ملایم باعث آرام شدن می شود. ممکن است افراد مختلف با سلیقه های متفاوت از انواع مختلف موسیقی هنگام کار استفاده کنند. بنابراین باز هم فرقی نمی کند که به چه نوع موسیقی گوش می دهید، آنچه که مهم است اینست که گوش دادن به موسیقی می تواند تاثیر مثبتی بر کار کردن شما داشته باشد.
موسیقی در محل کار
تاکنون پژوهش گران و روان شناسان نتوانسته اند پاسخی صریح برای این پرسش بیابند که تاثیر پخش موسیقی در محیط کار مثبت است یا منفی؟ اما آنچه مسلم است هر عاملی که سبب شادی افراد در محیط کار شود، تاثیری مثبت بر رفتار اجتماعی و توانمندی مغز در پردازش اطلاعات دریافتی خواهد داشت.
در مورد تأثیر موسیقی در محیط کار و سلامت آن‌ها، عقاید و نظریه‌های گوناگونی وجود دارد. در مجموع، این نظریه‌ها به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:
-دسته اول: شامل پژوهش‌هایی است که بیان کننده رابطه مثبت موسیقی و بهره‌وری کارکنان است.
-دسته دوم: نتایج پژوهش‌هایی است که نشان می‌دهند گوش دادن به موسیقی باعث عدم تمرکز کارکنان می‌شود.
عواملی مانند پیچیدگی کار، ویژگی‌های شخصیتی فرد و نوع موسیقی که برای گوش دادن انتخاب می‌شود، باعث شده نتایج پژوهش‌ها، گاه در تضاد با هم باشند. اما آنچه مسلم است هر عاملی که سبب شادابی افراد در محیط کار شود، تأثیری مثبت بر رفتار اجتماعی و توانمندی مغز در پردازش اطلاعات دریافتی خواهد داشت و این موضوع فرایند تصمیم‌گیری و حل مسئله را تسهیل کرده خلاقیت و بهره وری را در آنان افزایش می‌دهد.
پرسش دیگر این است که آیا شنیدن هر نوع موسیقی‌ای برای همه افراد در هر شغلی مناسب است و واقعاً باعث افزایش بهره‌وری می‌شود؟
موسیقی در انواع محیط های کاری
محیط‌های کاری را می‌توان به سه گروه عمده زیر دسته بندی کرد:
-محیط‌های کاری غیر صنعتی و کارهای دستی و تکراری. ماهیت کار این مشاغل، تکراری و بدون دخالت ماشین آلات است. هماهنگی میان سرعت و حرکت در این مشاغل رکنی بنیادی برای سرانجام رساندن کار است. براساس نظر بسیاری از پژوهش‌گران، امروزه نیز موسیقی کلامی رایج میان این‌گونه مشاغل، همانند سایر ابزارهای انجام کار، عاملی کلیدی محسوب می‌شود.
-محیط‌های صنعتی ماشین محور. منظور از محیط‌های صنعتی، محیطی است که بیش‌تر فرایندهای کاری توسط ماشین‌ها انجام می‌شوند. در چنین محیط‌هایی تأثیر موسیقی بسیار محدود است. این دستگاه‌های صنعتی هستند که سرعت کار را تنظیم می‌کنند. درچنین محیط‌هایی گوش دادن به موسیقی به طور کلی ممنوع می‌شود.
-محیط‌های اداری. در محیط‌های اداری بیشتر کارها بر اساس تحلیل‌های ذهنی صورت می‌گیرد. طبق آخرین آمار بانک جهانی، تقریباً نیمی از شاغلین در ایران، در محیط‌های اداری و خدماتی مشغول به کار هستند. برخی از این محیط‌ها مثل محیط‌های پژوهشی و یا مشاوره‌ای نیاز به تمرکز دقیق و محیطی آرام دارند، در برخی دیگر از محیط‌های اداری، کارمندان باید پاسخ‌گوی تعداد زیادی ارباب رجوع باشند، یا در برخی از محیط‌ها مثل واحدهای فروش و خدمات مشتریان، حجم پاسخ‌گویی به تلفن بالاست، یا در محیط‌های دیگری واحدها و افراد مختلف باید در ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر باشند و با صدای بلند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. پیچیدگی استفاده یا عدم استفاده از موسیقی در محیط‌های اداری نسبت به سایر محیط‌ها بیش‌تر است و نسخه از پیش تعیین شده‌ای ندارد.
برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تقریباً دو سوم کارمندان و کارگران ترجیح می‌دهند به هنگام کار، موسیقی نیز پخش شود. یک سوم بقیه اظهار کرده‌اند برایشان چندان فرقی نمی‌کند و هیچ کارمند و یا کارگری پیش از این که موسیقی را تجربه کند با پخش موسیقی به هنگام کار مخالفت نکرده است.
پژوهش‌ها نشان می‌دهند، مهم ترین کارکرد موسیقی ایجاد حس برانگیختگی در روحیه افراد است. بنابراین موسیقی به اندازه‌ای پیشنهاد می‌شود که برانگیختگی افراد در حد متوسط نگاه دارد. معمولاً افراد هنگام کارهای پیچیده موسیقی‌های ملایم را بر می‌گزینند تا میزان برانگیختگی روحی‌شان را در حد بهینه نگاه دارند.
– یک موسیقی مناسب می‌تواند بین ذهن و جسم شما تعادل برقرار کند و از سوی دیگر یک موسیقی منفی یا نامناسب می‌تواند شما را سرشار از نفرت کند و به شما آسیب روحی و جسمی بزند.
– پژوهش‌هایی بسیاری نشان داده است، انتخاب موسیقی مناسب سبب می‌شود ساعات کاری کوتاه‌تر به نظر برسد و استرس کارکنان در حین کار کاهش یابد.
– افرادی که استرس کم‌تری دارند تمایل بیش‌تری به گوش دادن موسیقی در محیط کار از خود نشان می‌دهند.
– گوش دادن به موسیقی در افراد درون گرا بیش از افراد برون‌گرا باعث ایجاد حواس پرتی می‌شود.
– در بیشتر محیط‌های کاری اداری سکوت حکم فرماست و شاید تنها صدایی که وجود داشته باشد صدای صفحه کلید و زنگ گاه‌به‌گاه تلفن است. در چنین شرایطی اغلب افراد از اینکه با سرو صدای خود مزاحم دیگران شوند، نگرانند. پخش موسیقی ملایم و با صدای کم در این موقعیت می‌تواند شرایط جوی را عوض کرده و با ایجاد آرامش میان کارکنان خلاقیت و بهره وری آنان را افزایش دهد.
– ضربه‌های تندتر در موزیک باعث افزایش دقت و تمرکز می‌شوند و گام‌های آهسته‌تر باعث آرامش بیشتر می‌شوند.
– موسیقی می‌تواند قدرت خلاقیت را افزایش دهد. موسیقی در واحدهایی مثل طراحی محصول یا واحدهای گرافیکی که از افراد انتظار می‌رود ایده‌هایی نو خلق کنند، می‌تواند انتظار بسیار موثر واقع شود.
– بین سن و سال و علاقه به شنیدن صدای موسیقی در محیط کار، رابطه معکوس وجود دارد.
می‌ دانیم که موسیقی می‌تواند روحیه ما را تغییر دهد. در فیلم‌ ها از موسیقی برای ایجاد یک روحیه و حال ‌و هوای خاص در یک صحنه استفاده می‌شود. خیلی ‌وقت‌ها بدون اینکه خیلی به موسیقی در حال پخش توجه داشته باشید اما شدیداً به حال ‌و هوایی که ایجاد می‌کند واکنش می‌دهید. آیا می‌توانید از موسیقی برای قرار گرفتن در حال‌ و هوای بازده خوب کاری استفاده کنیم؟
به نظر می‌رسد که تحقیقات این گفته را تایید می‌کنند. مثلاً در آزمایشی که در آن از ۷۵ نفر از ۲۵۶ کارگر شرکت‌ کننده خواسته شد که به مدت چهار هفته موقع کار کردن هدفون‌ های خود را در گوش گذاشته و کار کنند مشخص شد که بازده کاری این افراد تا ۱۰ درصد نسبت به سایرین افزایش یافت. تحقیقات مشابه دیگر که توسط محققان دانشگاه الینویس انجام گرفت آمار افزایش بازده ۳/۶ درصدی را نشان داد.
پس اگر تایید می‌ کنیم که موسیقی تمرکز ذهن را بالا می ‌برد، آیا مهم است که چه نوع موسیقی گوش دهیم؟ آیا همه موزیک‌ ها یک تاثیر را دارند یا برخی انواع موسیقی برای افزایش تمرکز بهتر از سایرین هستند؟
اگر هدفتان بالا بردن تمرکز ذهنتان است، موسیقی ‌های آرام به شما پیشنهاد می‌شود. این موزیک ‌ها به آنهایی که می‌خواهند درس بخوانند هم در تمرکز و به‌ خاطر سپردن درس‌ها کمک می‌کند. موسیقی باروک نمونه بسیاری خوبی از این موزیک ‌ها است، مخصوصاً موسیقی ویوالدی، باخ و هندل.
موسیقی راک هم می‌تواند همان تاثیر را داشته باشد. براساس گزارش آکادمی علوم روسیه، توانایی فرد برای تشخیص تصاویر، ازجمله نامه‌ ها و اعداد، با گوش دادن به موسیقی راک یا کلاسیک افزایش می‌یابد.
اگر می‌خواهید با ریلکس شدن بیشتر بازده کاریتان را بالا ببرید، شاید بدتان نیاید که بفهمید تحقیقات نشان داده‌اند موزیک‌ های با ریتم شاد، میزان هورمون استرس را تا ۴۱ درصد کاهش می ‌دهد.
برخی از معروف ‌ترین تحقیقات درمورد اینکه آیا موسیقی بازده کاری را افزایش می‌دهد یا خیر بر چیزی که “تاثیر موتزارت” نامیده می‌شود متمرکز شده‌اند. این واژه نام خود را پس از تحقیقی که نشان داد دانشجویان موقع گوش دادن به موسیقی کلاسیک بهتر از عهده حل مسائل ریاضی برمی ‌آیند، به دست آورد. تاثیر گوش دادن به موتزارت فقط مختص انسان‌ها نیست. تحقیقات نشان داده است که گاوها هم با شنیدن این موسیقی شیر بیشتری تولید می‌کنند.
موسيقي سبب افزايش توان مغزمي‌شود
نتايج يك مطالعه جديد براي نخستين بار به شواهد محكمي دست يافته‌است كه نشان مي‌دهد نواختن موسيقي به ميزان قابل توجهي سبب تقويت توانايي‌هاي ذهن انسان مي‌شود و دقت و توان شنوايي انسان را براي همه انواع صدا، از جمله صداي مكالمات، افزايش مي‌دهد.
به گزارش سايت اينترنتي “لايوساينس”، “نينا كراوس” عصب شناس دانشگاه “نورث‌وسترن” و سرپرست اين مطالعه اعلام كرد: پرداختن به موسيقي سبب افزايش گستره وسيعي از توانايي‌هاي ذهني، از جمله توانايي خواندن متون، توانايي درك تغييرات جزيي در آهنگ صداي مخاطب و نيز توانايي شنيدن صداها در محيطهاي شلوغ مي‌شود. وي افزود: نتايج مطالعه جديد اهميت گنجاندن كلاس موسيقي در مدارس را اثبات مي‌كند.
در اين مطالعه “كراوس” و همكارانش از داوطلب انگليسي‌زبان كه نيمي از آنها در سنين پايين دست كم شش سال به نواختن يك ساز پرداخته بودند، درخواست كردند به تماشاي يك فيلم سينمايي بنشينند.
در خلال پخش شدن فيلم، صدايي مشابه تلفظ لغت ” مي- در زبان چيني به صورت پيوسته و با شدتي مشابه شدت صداي عادي تكلم انسانها، در محيطي كه اين افراد قرار داشتند پخش شد.
در زبان چيني آهنگ بيان كردن لغات در معناي آنها تاثير مي‌گذارد و لغات مشابه اگر با آهنگهاي متفاوت ادا شوند، معاني متفاوتي خواهند داشت.
به طور مثال لغت “مي” در زبان چيني اگر با آهنگ عادي ادا شود به معناي “چپ نگاه كردن” است، اگر با آهنگي اوج گيرنده ادا شود به معناي “گيج كردن” است و اگر با آهنگي نزولي و سپس صعودي بيان شود به معناي “برنج” خواهد بود.
محققان فعاليت مغز اين داوطلبان را در حين تماشاي فيلم ثبت كردند و متوجه شدند هرچند تمامي حواس آنها متوجه تماشاي فيلم است و صداي “مي” چه از لحاظ زبان‌شناسي و چه از لحاظ موسيقي معناي مشخصي براي آنها ندارد اما آن دسته از داوطلبان كه داراي سابقه نواختن ساز هستند به راحتي و به شكل ناخودآگاه سه نوع مختلف ادا شدن “مي” را درك مي‌كنند.
نتايج غيرمنتظره اين مطالعه نشان داد آواهاي مختلف لغت “مي” سبب تغييرات در فعاليت بخش “ساقه مغز” مي‌شود كه كنترل برخي رفتار غير ارادي بدن از جمله تنفس و ضربان قلب را بر عهده دارد.
در گذشته تصور مي‌سد پردازش موسيقي تنها به بخش “كورتكس” مغز كه فعاليتهايي نظير استدلال، تفكر و تكلم در آن كنترل مي‌شود، مربوط است اما مطالعه جديد نشان مي‌دهد “ساقه مغز” نيز در پردازش موسيقي شركت دارد.
به گفته “كراوس”، موسيقي احتمالا سبب افزايش سطح فعاليت بخش “كورتكس” مغز و نيز تنظيم فعاليت بخش ساقه مغز مي‌شود. نتايج اين مطالعه در شماره ماه آوريل نشريه “علوم عصب‌شناسي نيچر (Nature Neuroscience منتشر خواهد شد
افلاطون: روح انسان از راه موسیقی، تناسب و هماهنگی را یاد می گیرد (حتی استعداد پذیرایی عدالت) زیرا نظم به سهولت به اعماق روح راه پیدا می کند ودر حرکت وجنبش خود لطف وظرافت را همراه آورده و نفوس لطیف را ایجاد می کند.
موسیقی خلق را نرم و در نتیجه در سیاست اجتماع موثر است، یعنی از راه موسیقی می توان حتی نظام حکومتی را تغییرداد.
داروین: صداها در حیوانات در درجه اول به منظور خطاب ، جذب وتهییج جنس مخالف بوده ودر انسان ها نیز به هنگام بروز حسادت ، رقابت، پیروزی، وتمایلات و…
داروین نتیجه می گیرد که حالا می توانیم بفهمیم که چرا موسیقی ، رقص، آواز وشعر از هنرهای بسیار قدیمی هستند.
گارنی: موسیقی می تواند انواع احساس ها را در حالات مختلف در انسان بوجود آورد، و مایه آرامش روحی است.
هانسلیک: موسیقی بوجود آورنده وتحریک کننده احساسات است (مانند تریاک،
سیگار، مشروب و…) و یا برای فرار از احساساتی مورد استفاده قرار می گیرد. به طوری که این تهییج احساسات ازطریق موسیقی عموماً دارای اهمیت استیتیک ( زیبا شناسانه نیست.(significant aesthetic)
موسیقی همچون هنرهای دیگر با احساس (حواس وخصلت های بشری) در ارتباط مستقیم است. هر چند مهمترین حس از حواس انسان برای درک موسیقی ، همان شنوایی است و از دیدگاه یک اجرا کننده موسیقی ،حس بینایی نیز در کنار شنوایی نقش تقریباً یکسانی ایفا می کند(نت) در این میان قوای ذهنی نیز دائم به پردازش اطلاعات ( ورودی وخروجی) می پردازد، پس سه عامل بینایی ، شنوایی، ذهنی مهمترین اثر را در حاصل کار یک هنرمند موسیقی نواز دارد.
در این میان دیدن نت های موسیقی با شیوه صحیح به معنای ایجاد امکان وجود تصاویر، الگوهای گوناگون ریتم ووضعیت های متنوع اصوات آن (فواصل) در مغز و در نهایت سپردن آگاهانه آنها به محفوظات (حافظه) است.
تمرین ممارست در راه شناخت ریتم وفواصل موسیقایی وامکان اجرای فی البداهه این عوامل در کنار هم واختلاط آنها می تواند، در ذهن یک مجری خوب، به صورت بسیار مطلوبی جای بگیرد. بنابر این روش بداهه خوانی نت ها از طریق دیدن ، پردازش نت های دیده شده وشناخت آگاهانه ای که در ذهن مجری نسبت به قطعیت و اعتماد به ایده ها و پردازش اطلاعات پدید آمده، راه را برای درک شنوایی بهتر مهیا می کند.با این روال امکان فعالیت ذهنی (بداهه پردازی) مامرهون پشتکار به هنگام تمرینات از راه بینایی، درک بهتر شنوایی وتمرینات لازمه ذهنی است. هنر برای بتهودن رب النواعی بود تا با آن رقت قلب وخشنودی هایش را ابراز دارد. تا آن با حمایت خود انجام دهد. پناهگاهی در هنگام ناامیدهایش بود تنها عامل بازدارنده ی وی از قطع رشته ی حیاتش بوده است. تنها همدم و شریک تنهایی هایش (ناشی از ناشنوایی) و بزرگترین مفهوم هستی وطبیعت برایش بود. هنر، زندگی پر از رنج وتعب بتهوون را شیرین وسرشار از شادی ها می کرد برای او موسیقی تنها جلوه آکنده از زیبایی های یک هنر نیست، بلکه جذبه ای به مانند مذهب است او خود را پیام آورو یک ناجی می دانست.
به راه خود به سوی بهشت هنر ادامه دهید، در آن جا بی هیچ عدالتی مواجه خواهید شد. بهترین شادی ها در آنجا در انتظار است، به پیش برو، هنر را بطور مجزا تجربه نکن بلکه سعی کن تا با قلبت در آن رسوخ کنی . (بتهوون)
شو پهناور: موسیقی همواره ارضای کامل آرزوهای ما را سبب می شود و قلب ما را نوازش وتسخیر می کند (البته هرگز آرامش کامل فکری نخواهیم داشت) یعنی نوعی آرام بخش و مسکن موقتی است.
حتی در شیر دهی پستانداران از جمله گاو وگوسفند فوق العاده موثر است در رشد گیاهان اثر بخشی قابل ملاحظه ای دارد ، و…
زیمل: موسیقی محصول روابط اجتماعی و عامل ارتباطی در حفظ وبرقراری روابط اجتماعی وساختار دادن به آن وهمچنین در تغییر ساختار موثر است.
مولانا:
آن شنیدستی که عهد عمر بود چنگی مطربی با کروفر
بلبل از آواز او بی خود شدی یک طرب ز آواز خویش صد شدی
مجلس و مجمع دمش آراستی وز نوای او قیامت خاستی
همچو اسرافیل که آوازش به فن مردگان را جان در آرد در بدن
مطربی گزوی جهان شد پر طرب رسته ز آوازش خیالات عجب
چون بر آمد روزگار و پیر شد با از جانش از عجز پشه گیر شد
مدرسان موسیقی بر این باورند که فراگیری موسیقی اثر مثبتی در پیشرفت دانش آموزان دارد ، آنها معتقدند که شرکت در کلاس های موسیقی باعث پیشرفت در انضباط ، تیز هوشی ، عزت نفس ، مهارت های فکری ، مهارت های شنیداری و توانایی های سازنده افراد می شود . طبق تحقیقات انجام شده موسیقی اثرات تعلیم و تر بیتی فراوانی دارد و جنبه های آموزشی آن خیلی بیشتر از کلاس های فوق برنامه دیگر است .
در یک پژوهش با چهار گروه مصاحبه انجام شد . این گروه ها شامل :
1- والدینی که فرزندانشان در گروه های موسیقی شرکت نداشتند.
2- والدینی که فرزاندانشان از این گروه ها بیرون آمده بودند.
3- دانش آموزنی که درگروه های موسیقی نبودند.
4- دانش آموزانی که دیگر در گروه های موسیقی دیگر شرکت نداشتند.
در این مصاحبه هر چهار گروه اعلام کرده ند که شرکت در گروه های موسیقی باعث افزایش اعتماد به نفس ، عزت نفس و موفقیت می شود . شواهد دیگر این مطلب بیانگرآن است که موسیقی برای تمام افراد مفید است صدا و موسیقی روح را جلا می دهد و با شیوه ی بر خورد انسان با زندگی و دیگر موجودات زنده تاثیر مستقیم دارد ( رشد گیاهان – تولید عسل زنبوران).
پژوهش انجام شده نشان می دهد که دانش آموزان فعال در زمینه موسیقی بیشتر از سایردانش آموزان امتیازکسب می کنند و قادر به کسب صفات ومهارت های خوب هستند .
مدیر سابق بخش پذیرش دانشگاه استنفورد اعلام کرد : تمام تلاش ما جذب دانش آموزانی است که در سنفونی و ارکسترهای و گروه های کر و دسته جمعی فعالیت دارند . شرکت دانش آموزان در این گونه برنامه ها او فعالیت ها بیانگر توانایی آنهاست و نشان می دهد که قادرند وقت خود را برای یادگیری موارد دیگر تنظیم کنند ( اینترت ژوئیه 2002).
موسیقی تاثیر مثبتی در خواندن دارد به طوری که در تحقیقی در نیویورک، زمانی که موسیقی و هنر در برنامه درسی جای گرفت نمرات دانش آموزان به طور چشم گیری بهبود یافت. موسیقی باعث توانایی های فراگیران در خواندن، گوش دادن، حدس زدن، تربیت حافظه، به خاطر آوردن وتکنیک های تمرکز وسریع خوانی می شود(اینترنت ژوئیه 2002).
کوفلر، اذعان می دارد که با موسیقی می توان قوه درک وشناخت دانش آموزان (حتی ساختار فکری) را در درس خواندن افزایش داد. دانش آموزان آشنا به موسیقی نسبت به دانش آموزان دیگر در درس ریاضی نمرات بالاتری کسب می کنند. تحقیقاتی که در مدارس نیومکزیکو انجام شد، این نتیجه به دست آمد که دانش آموزان فعال درزمینه موسیقی نمرات بسیار بالاتری نسبت به دانش آموزان دیگر می گیرند. یک مدرس موسیقی :که موسیقی باعث می شود دانش آموزان فرمول های ریاضی را بسیار ساده تر بیاموزند.
طبق تحقیقی در بین مدرسان یک مرکز آموزشی درایران مدرسین موفق در تدریس آنهایی بودند که در دوره جوانی و قبل از تدریس وحتی حین تدریس دستی در موسیقی داشتند یا به نوعی با آهنگ وریتم آشنایی داشتند.از جمله ، 2 تن قاری قرآن وحافظ قرآن ، نوازنده نی وپیانو وفلوت بودند (ایران1381). نتایج مطالعات انجمن تحقیقاتی در نروژ، نشان داده است. دانش آموزانی که در محیط های مو سیقی قرار می گیرند به تمرکز بالایی دست می یابند ودر انجام فعالیت های خود به خصوص در آینده موفق ترند.(عده ای از معلمین و مدیران مراکز، پزشکان) همچنین موسیقی خود باوری ونگرش مثبت در فرد ایجاد می کند که این خود باوری حتی باعث تمرکز در یادگیری دروس دانشگاهی در بین دانشجویان می شود.( گروه تواشیح در ایران81)
از طریق ، اجرای فعالیت های گروهی در سطح دبیرستان ها، دانش آموزان یاد می گیرند که چگونه یکدیگر را حمایت کنند. واین مساله از اهمیت بالایی در ایجاد اعتماد به نفس برخوردار است.
طی پژوهش های مختلف ، می توان تاثیر موسیقی وکارکرد آن را چنین بیان کرد:
1- موسیقی نگرش مثبت در افراد ایجاد می کند.
2- فرد به یک درک مثبت از خود می رسد.
3- باعث تمایل به انجام کارها به طور دقیق ودرست می شود.
4- حس همکاری فرد را بالا می بردو باعث موفقیت در کارها و مشاغل می شود.
5- باعث ایجاد همبستگی در فعالیت های از پیش طرح ریزی شده بالا می شود.
دکتر ویلسون استادیار دانشگاه اعصاب وروان در کالیفرنیا طی مطالعاتی به این نتیجه رسیده است که موسیقی باعث افزایش تمرکز وحافظه شده ودیدن وشنیدن را تقویت می کند.
در سال 1989 در انجمن مربیان موسیقی کالیفرنیا، دکتر ویلسون اظهار داشت که افراد فعال در زمینه موسیقی در فعالیتهای فیزیکی خود پر تحرک تر ظاهر می شوند. تحقیقات وی نشان داده که این گونه افراد قادرند.سریع تر از افراد دیگر جایگاه خود را در اجتماع بیابند. وی هم چنین اظهار می دارد که موسیقی فعال شدن هر چه بیشتر نیم کره های مغز می شود.مطالعات وی از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا این تصور را به دنبال دارد که لازمه پیشرفت مغزی، فعالیت در زمینه های هنری است.
مطالعات دیگر نشان می دهد که فعالیت در زمینه موسیقی، ضریب هوشی را بالا می برد.
یک پژوهشگر در این زمینه می گوید: اگر فردی درباره موسیقی صحبت می کند، در واقع از سمت چپ مغز خود استفاده کرده است، ما زمانی که در زمینه فعالیت می کنیم (نواختن) از نیم کره راست خود،به اعتقاد او، موسیقی مستقل از هوش است. فرمی از شناخت که از طریق آن فرد می تواند به طور مستقیم تا درون خود ارتباط برقرار کند. وی همچنین می گوید، یک انسان کامل باید توانایی دسترسی به هر دو نیم کره مغز را به طور یکسان داشته باشد که این امکان تنها از طریق فعالیت های سازنده مانند موسیقی حاصل می شود. شرکت در موسیقی وگروه های جمعی باعث می شود، دو نیم کره مغز با یکدیگر برقرار سازند.(اینترنت 2002)
ترویج فرهنگ استفاده از هنر موسیقی نقش مهمی در پیشرفت دانش آموزان در سیستم آموزشی دارد.
در مغز انسان مركزي براي دريافت موسيقي وجود دارد كه درست در پشت پيشاني قرار دارد، و از قضا اين همان نقطه اي است كه وظيفه يادگيري و ابراز احساسات انسان را نيز بر عهده دارد.
به همين دليل بين موسيقي، يادگيري، و كنترل و ابراز احساسات رابطه مستقيمي وجود دارد.
دانشمندان آمريكايي ميگويند كه افراد در موارد مختلف واكنش هاي متفاوتي به يك موسيقي مشابه نشان ميدهند كه احتمال داده مي شود كه يك دليل اين امر، شرايط احساسي گوناگون انسان ها در زمان هاي متفاوت باشد. اما آيا تنها شرايط احساسي ماست كه باعث شفابخشي يا بيماري زايي موسيقي در وجود ما مي شود؟ يا اين مساله به ذات موسيقي و نوع آن نيز بر مي گردد؟
اولين مطلبي كه بايد بدانيم اين است كه اصلا چه اتفاقي مي افتد كه يك موسيقي در ذهن ما جاي مي گيرد؟
دانشمندان دانشگاه دارتموث در نيوهمپشاير در اين باره مي گويند: علت تكرار شدن ناخودآگاه برخي قطعات موسيقي در ذهن انسان به ناحيه اي در قشر جلويي مغز باز مي گردد.
اين ناحيه از مغر مسوول يادآوري قطعات موسيقي است كه فرد در گذشته شنيده و با ناحيه گيجگاهي در ارتباط است.
ناحيه گيجگاهي نيز خود وظيفه پردازش صداهاي اوليه و ساده، استدلال و همچنين يادآوري خاطرات را بر عهده دارد و حالا بايد بدانيم كه چه موسيقي در مغز ما ايجاد آرامش و در جسم ما نويد درمان مي دهد و چه نوع موسيقي منجر به استرس و در نتيجه بيماري مي گردد.



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید