تاریخ فرهنگی و هنری
اصفهان در طی قرون اولیه اسلامی، شخصیتهای بسیاری را به ایران و جهان تقدیم کرد، که نقش و تاثیر آنها در فرهنگ و تمدن اسلامی بر هیچ کس پوشیده نیست. این تاثیر در فاصله قرن سوم تا هفتم هجری، که اکثر محققان و پژوهشگران آن را دوران اوج درخشش فرهنگ و تمدن اسلامی به شمار آورده اند، کاملاً مشهود است.
خافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب خود با عنوان (ذکر اخبار اصفهان) که در سال 430 هجری قمری تالیف کرده است به شرح حال رجال و دانشمندانی پرداخته که یا شخصیت علمی آنان در اصفهان شکل گرفته، یا در مقام دانشمند و محقق و محدث به این شهر رفت و آمد داشته اند. این دانشمند در کتاب خود بنام بیش از دوهزار نفر اشاره می کند که در این شهر به فعالیتهای علمی پرداخته اند و بسیاری از آنان شخصیتهای ممتاز و برجسته عالم اسلام در زمان خود بوده اند. در کتاب الفهرست که حاصل سالها تحقیق و تعمق (ابن الندیم الوراق نیشابوری) است، شهر اصفهان از نظر تعداد دانشمند و عالم و پیشوای دینی در دنیا نمونه معرفی شده است.
در بسیاری از منابع و مأخذ، اصفهان با القابی همچون (قبه الاسلام)، (خیرالبلاد)، (دارالدوله)، (دارالعلم) و (دارالسلطنه) توصیف شده است.
اکثر محققان و پژوهشگران مسلمان فارسی را، که در بین مورخان اسلامی به حکم است پیامبر اسلام(ص) معروف است اصفهانی می دانند. ابن الندیم، نافع بن عبدالرحمن اصفهانی را که یکی از قراء هفتگانه مشهور قرآن است زاده اصفهان می دانند. این دانشمند بزرگ در سال 169 هجری قمری در اصفهان متولد و به شیخ القرا مشهور شد. همچنین ابن الندیم از دانشمندانی نام می برد که در قرن اول هجری می زیسته و تألیفات گرانقدری از خود بجای گذاشته است که امروزه بسیاری از آنها برای محققان و قرآن پژوهان از منابع دست اول و قابل اعتماد بشمار می رود. در قرن چهارم هجری، بزرگانی همچون ابن حیان در این شهر زندگی می کرده اند که بعدها کتاب او برای دانشمندانی مانند حافظ ابونعیم راهگشا و منبعی قابل اعتماد بود. در این قرن، که مصادف با دوران حکومت آل بویه در اصفهان بود، دانشمندان به برکت حمایتهای مادی و معنوی بزرگانی چون صاحب بن عیاد در این شهر به تألیف و تصنیف پرداختند و بازار علم و دانش را چنان رونق دادند که چند نفر از مشهورترین و نام آورترین آنان به وزارت رسیدند. علاوه بر صاحب بن عباد که او را بزرگترین ادیب و دبیر و شاعر نامیده اند، ابوعلی سینا فیلسوف نامدار و مؤلف آثاری همچون قانون و شفاء ابوعلی احمدبن مسکوی مؤلف کتاب تجارب الامم ابن عمید، ابوالفرج اصفهانی صاحب کتاب ارزشمند الاغائی و حمزه اصفهانی صاحب کتاب تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء در دوره دیالمه اصفهان را شایسته لقب ( دارالعلم) کردند.
در دوره سلجوقیان و بخصوص در عصر ملکشاه، شهر اصفهان مرکز حکومت شد. در این دوره این پادشاه و وزیر دانشمند او خواجه نظام الملک، اصفهان به محلی امن تبدیل شد تا دانشمندان و علما از چهارگوشه دنیا در آن به تالیف و تحقیق بپردازند. در این عصر خواجه نظام الملک در این شهر مدرسه ای ساخت که به نام او نظامیه نامیده شد. البته وی در شهرهای بزرگ دیگری همچون بغداد، نیشابور، طوس، بلخ، هرات و بصره نیز مدارسی به همین نام احداث کرد. این مدارس تا چندین دهه از مشهورترین مراکز علمی کشور ما بودند و دانشمندان و شاعران و بزرگانی همچون سعدی شیرازی، ظهیر فارابی و انوری در آنها به فرا گرفتن علوم پرداختند. اما آنچه نظامیه اصفهان را از سایر مدارس مشهورتر کرده بود، وجود صدرالدین خجندی بود که در این پایگاه بزرگ علمی تدریس می کرد. به همین علت نام دیگر نظامیه اصفهان را صدریه نیز نوشته اند. از دیگر مدرسان مدرسه نظامیه اصفهان، ابوسعید احمد بن ابوالمعالی ورکانی بودند که در اعتلای علوم مختلف در این شهر نقش اساسی داشتند.
بسیاری از دانش آموختگان نظامیه اصفهان بعدها به تدریس پرداختند و چراغ فروزانی را که خواجه نظام الملک روشن کرده بود همچنان نورافشان نگاه داشتند. از جمله این بزرگان می توان از ابوعلی اصفهانی، قاضی ابوبکر ارجانی و احمد بن سلامه نام برد.
متأسفانه در اواخر حکومت سلاجقه حادثه ای در اصفهان به وقوع پیوست که محققان و مورخان آن را یکی از صدمات جبران ناپذیری می دانند که بر پیکر علم و دانش کشور ما وارد شد. این رویداد غم انگیز به آتش کشیده شدن مسجد جامع این شهر و کتابخانه عظیم آن است. این واقعه را فداییان اسماعیلی بوجود آوردند که پس از قتل خواجه نظام الملک و مرگ ملکشاه در سال 485 هجری، اصفهان را مرکز فعالیتهای خود قرار داده بودند. این کتابخانه در آن روزگار یکی از بزرگترین مراجع و مراکز تحقیق تشیع در دنیای اسلام بود و اکثر دانشمندان برای استفاده از نسخه های منحصر به فرد آن، رنج سفر را بر خود هموار می کردند.
با حمله مغول که در نخستین سالهای قرن هفتم هجری صورت گرفت، شهر اصفهان نیز بر اثر خیانت خاندانهای درگیر بر سر قدرت، دستخوش حملات این قوم وحشی شد. در هجوم مغولان، خلاق المعانی کمال الدین اسماعیلی، استاد قصیده سرای آن روزگار کشته و کتابخانه ها و مراکز علمی اصفهان نیز دستخوش حریق و نابودی شد.
ابن بطوطه سیاح مسلمان مراکشی که در قرن هشتم هجری اصفهان را دیده در سفرنامه خود درباره این شهر نوشته است، اصفهان از شهرهای عراق عجم است، شهری بزرگ و زیباست ولی اکنون قسمت زیادی از آن در نتیجه اختلافی که بین شیعیان و سنیان آن شهر به وقوع می پیوندد به ویرانی افتاد. در دوران مغول و تیموری، برخی علما و دانشمندان همچون عموعبدالله کارلادانی، بابارکن الدین، کمال الدین اسماعیل اصفهانی، جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی شاه علاالدین محمد شهشهانی در اصفهان می زیستند و آثار گرانسنگی نظیر ترجمه محاسن اصفهان و ترجمه الملل و النحل در این شهر تالیف و تصنیف شد. اما زخمی که بر اثر خرابی مدارس عصمیّه و جعفریه بر پیکر این شهر وارد شد هرگز التیام نیافت. همان گونه که تاریخ هیچ گاه قتل و کشتار دانشمندان و بزرگانی مانند کمال الدین اسماعیل را فراموش نخواهد کرد.
در نخستین سالهای قرن دهم هجری سلسله صفویه با تکیه بر تشیع، حکومت واحدی را بوجود آورد و وحدت و یکپارچگی از دست رفته در دوران مغول را بار دیگر به کشور بازگردانید. در طول یک قرن که از تشکیل سلسله صفویه تا انتخاب اصفهان به پایتختی سپری شد سلاطین و دولتمردان صفوی بارها به اصفهان سفر کردند. این سفرها و رفت و آمدها در عمران و آبادی شهر مؤثر واقع شد. از جمله این تاثیرات مطرح شدن اصفهان بعنوان محیطی امن برای فعالیتهای علمی و فرهنگی بود، بطوری که پس از اعلام این شهر به نام مرکز حکومت، مدارس و مراکز علمی کار خود را آغاز کرده بود.
از سال 970 شمسی، اصفهان در جایگاه پایتخت ایران مورد توجه دولتمردان قرار گرفت و در مدت زمان اندکی، ورودی، بازارها، پلها، مساجد و عمارات بسیاری در آن احداث شد. عوامل بسیاری در تبدیل اصفهان به پایگاهی برای علم و فرهنگ دخالت داشتند. مهمترین این عوامل پایتختی اصفهان بود. حضور دولتمردان بانفوذی همچون وزراء و سپهسالاران در پایتخت و حمایتی که به تأسی از شاهان و شاهزادگان به عمل می آوردند سبب شد که اهل علم این شهر را کانونی امن به حساب آورند و به اقامت و زندگی در آن تشویق شوند. آرامش نسبی این دوران موقعیت مناسبی را فراهم آورد تا علوم مختلف مورد توجه قرار گیرد.
پس از گسترش تشیع و محترم داشتن رفتارهای اجتماعی، کارهایی نظیر وقف و مدرسه سازی در بین مردم رواج یافت. در این زمان شاهان و وزراء و بزرگان حکومتی و علمای دینی به رقابت پرداختند و مدارس و مکتب خانه های جدیدی در گوشه و کنار شهر احداث کردند و مراکز درخشان علمی و هنری را گسترش دادند. به این ترتیب، اصفهان توانست فضلا و علمایی چون میرزا رفیعا، محمد تقی مجلسی، آقا حسین محقق خوانساری، میرزا علاءالدین گلستانه، میرزا محمد شیروانی، رضی الدین محمد خوانساری، میر محمد صالح خاتون آبادی، آقا جمال خوانساری، ملاصادق اردستانی و ملامحمد باقر مجلسی را در دامان خود تربیت کند.
در دوران صفویه، علم و فرهنگ به نهایت رشد و تعالی خود رسید و مدارس چنان جایگاهی یافتند که کمپفر، سیاح مشهور اروپایی آنها را دانشگاهها و دانشکده های زمان خود مقایسه کرد، این مدارس در آن روزگار حوزه علمیه نامیده می شدند.
از دیگر مراکز تعلیم و تربیت در عصر صفویه، مکتب خانه بود. مکتب خانه ها در حقیقت اولین مراکز آموزشی شهر محسوب می شدند که زیر نظر یک ملا به کار تعلیم و تعلم می پرداختند. مساجد نیز از دیگر مراکز تعلیم و تربیت بودند. یکی از سیاحان خارجی در این باره می نویسد. در بسیاری مواقع مساجد بعنوان مدرسه و مکتب خانه مورد استفاده قرار می گرفتند و در آنها الفبای فارسی و قرآن کریم و گلستان سعدی و دیوان حافظ تدریس می شد. در این عصر بیشتر در حوزه ها و مدارس بغیر از موضوعات دینی مباحث دیگری از جمله: حساب، فیزیک، هیئت و ستاره شناسی، فن شعر و اخلاق نیز آموزش داده می شد. در علوم دینی شاخه هایی نظیر قرائت قرآن، تفسیر، حدیث و در علوم عقلی و استدلالی شاخه هایی مانند منطق، حکمت، فلسفه، در علوم زیباشناسی شاخه های تذهیب، حسن خط، نقاشی و کاشی سازی، زری بافی، مخمل بافی و قالی بافی آموزش داده می شد.
در این عصر دانشمندان، شاعران، محدثان و نویسندگانی ظهور کردند که برخی از آنها از شهرت جهانی برخوردار شدند.
در سال 1100 شمسی با هجوم محمود افغان، حکومت 235 ساله صفویان و دوران 135 ساله پایتختی اصفهان به پایان رسید.
با سقوط اصفهان بسیاری از دانشمندان، محققان و نویسندگان این شهر کشته شدند و شمار قابل توجهی از آنان مهاجرت کردند. شکوه و عظمت این شهر در طول 12 سال حکومت افغانها رو به افول نهاد.
با روی کار آمدن سلسله افشاریه و زندیه به دلیل تغییر پایتخت، علم و دانش در اصفهان فروغ و جلوه دوران سلجوقی و صفوی را نداشت.
مردم اصفهان که از دیرباز در امور فرهنگی پیشگام بودند، همگام با هر جنبش علمی فعالانه حرکت می کردند. بطوری که پس از کشته شدن ناصرالدین شاه و آغاز زمزمه های مشروطه خواهی با تحصن و حضور در مساجد سعی کردند نقش تاریخی خود را حفظ کنند. تاریخچه مطبوعات این شهر بیانگر حضور فعال مردم اصفهان در عرصه های فرهنگی است. مدارس متعددی که در دوران صفویه در این شهر احداث شده بود در عصر قاجار نیز فعالیت داشتند. مدارس جده بزرگ، جده کوچک، نیماورد، حاج ملاعبدالله، امام صادق، ذوالفقار و کاسه گران از این قبیل هستند. مدرسه صدر که از بناهای ساخته صدر اصفهانی، صدراعظم دوران فتحعلیشاه بود، از نهادهای آموزشی مهم و مطرح شهر اصفهان بود. در این مدارس بزرگانی به تدریس می پرداختند که برخی از آنها پشتوانه مهم علوم مختلف بودند. همچنین شاگردانی از این مدارس فارغ التحصیل شدند که با خلق آثار مهم در رشته های مختلف علوم، تاثیر بسیار عمیقی در فرهنگ و ادب کشور برجا نهادند.



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید