تاریخچه چاپ در ایران:
تاریخچه چاپ سنگی در ایرانچاپ سنگی یا لیتوگرافی نیز برای نخستین بار چون چاپ سربی در تبریز دایر شد . استاد سعید نفیسی در همان مقاله چاپ مصور در ایران می نویسد، چاپ سنگی در ایران نخست در تبری دایر و عباس میرزا نایب السلطنه محمدصالح شیرازی که به میرزا صالح تبریزی معروف بوده به روسیه برای فراگرفتن هنرهای جدیده می فرستد. نامبرده با خود دستگاه چاپ سنگی به تبریز آورد و از نخستین کتاب های سنگی، قرآنی است که در سال ۱۲۵۰ ق. و زادالمعاد که در سال ۱۲۵۱ ق. بیرون آمده و چاپخانه سنگی تهران نیز ده سال بعد در سال ۱۲۶۰ قمری دایر شده و نخستین کتاب آن حدیقةالشیعه تألیف ملااحمد اردبیلی است . بنابراین برطبق اسناد و مدارک موجود کتاب های سربی، می توان گفت چاپخانه سربی ۱۷ سال قبل از چاپخانه سنگی در ایران تاسیس شده است .رواج چاپ سنگی ۲۲ سال طول کشید
تاریخچه چاپ سربی در ایراندر سال ۱۲۹۰ قمری ناصرالدین شاه در سفر خود به فرنگ از استانبول یک دستگاه چاپخانه سربی با حروف عربی و لاتین به قیمت پانصد لیره عثمانی خریده و دستگاه مزبور را با یک نفر حروف چین راهی طهران کرد _در مقاله چاپخانه و روزنامه در ایران درباره سرنوشت این چاپخانه بعد از رسیدن به تهران ادامه می دهد . . .ولی در طهران اهمال شده و در بوته تعویق ماند تا آنکه درسال ۱۲۹۲ بارون نرمان اجازه نشر روزنامه فرانسوی به اسم پاتری (وطن) تحصیل کرده و چرخ مطبعه را تعمیر و حروف را صاف کرده و به کار انداخت.
استاد محیط طباطبائی در مقاله چاپ سربی و سنگی ذکر می کند
تا بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اول اروپا کسی در صدد احیای صنعت چاپ سربی برنیامد چاپخانه سربی جدید عهد ناصری را هم که برای چاپ روزنامه سربی ایران آورده بودند به زودی شکست و از کار افتاد و بار دیگر این کار تا سفر مضفرالدین شاه به فرنگ و خرید چاپخانه موسوم به شاهنشاهی موقوف ماند
آقای حسین محبوبی اردکانی در کتاب تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران مطالبی چون دو مقاله دیگر می گوید و در دنباله آن می افزاید . . .
. . . چاپخانه سربی و آخرین بار در حدود سال ۱۲۹۶ قمری در تهران دایر و س از مدتی تعطیل شد و آخرین بار در حدود سال ۱۳۱۴ قمری چاپخانه سربی در تهران تاسیس گشت و دنباله آن تا امروز ادامه یافتقطع کتاب‌های چاپ سنگی
اندازه و قطع کتاب های چاپ سنگی بسته به اندازة کاغذ هایی بود که برای این منظور در نظر گرفته می شد.
به طور کل می‌توان قطع این گونه کتاب ها را بر اساس جدول زیر تقسیم بندی نمود:
بازو بندی اندازه (تقریباً :۳۰*۲۰ میلیمتر) بغلی اندازه تقریباً: (۴۰*۶۰ میلیمتر)
جانمازی اندازه (تقریباً: ۷۰*۱۲۰ میلیمتر) حمایلی اندازه (تقریباً: ۷۰*۱۲۰ میلیمتر، که در زیر لباس به صورت حمایل آویزان می‌شد)
رقعی اندازه (تقریباً: ۱۶۰*۲۲۰ میلیمتر) وزیری کوچک اندازه(تقریباً: ۱۶۰*۲۲۰ میلیمتر)
وزیری اندازه (تقریباً: ۱۶۰*۲۴۰ میلیمتر) وزیری بزرگ اندازه (تقریباً: ۲۰۰*۳۰۰ میلیمتر)
سلطانی اندازه (تقریباً: ۳۰۰*۴۰۰ میلیمتر) رحلی کوچک اندازه(تقریباً: ۲۵۰*۴۰۰ میلیمتر)
رحلی بزرگ اندازه(تقریباً: ۳۵۰*۶۰۰ میلیمتر) رحلی اندازه(تقریباً: ۳۰۰*۵۰۰ میلیمتر)
خشتی (طول و عرض کتاب در اندازة مساوی)دلایل برتری چاپ سنگی بر چاپ سربی
۱/ کمتر بودن اشتباه در چاپ سنگی،
۲/ هزینة کم و سهولت کار با چاپ سنگی،
۳/ استفاده از لوازم و ادوات داخلی (در حالی که چاپخانه های سربی نیاز به ابزار و ادوات وارداتی داشتند)،
۴/ رواج خـوشنـویـسی به عـنوان یکی از هنرهای بزرگ ملی ایران و دیگر ممالـک
اسـلامی (موردی که بـا رواج چـاپ سـربـی در حال از بین رفتن بود، و از این رو به
چاپ سنگی اهمیت بیشتری داده می شد)،
۵/ تأکید بر انتشار کتاب های دینی، احادیث، اخبار و ادعیه، و … که با چاپ سنگی بهتر از کار در می آمد.روش کار در چاپ سنگی ،چاپچی های ایرانابتدا مطالب یا تصاویر مورد نظر با مرکب مخصوص روی کاغذهای مشمع مخصوصی که زرد رنگ بود نوشته می شد. بعد به مدت ۲۴ ساعت در داخل آب نگه داشته می شد و سپس روی سنگ مخصوص که قبلاً ساییده شده و حرارت گرفته و داغ شده بود برگردانیده می شد تا خطوط به روی سنگ انتقال یابند. سپس بر روی سنگ اسید نیتریک ریخته می شد تا محل خالی سنگ (یعنی اطراف نوشته ها) به اندازة یک میلیمتر حل شود و نوشته های روی سنگ به صورت برجسته نمایان گردد.
سپس با غلتک، مرکب بر روی سنگ نقش می بست و با فشار یکسان و یکنواخت سنگ بر روی کاغذ، عمل چاپ صورت می گرفت.
برای آن که در هنگام چاپ، مرکب چاپ اطراف نوشته ها و خط ها را نگیرد از مخلوطی از آب و اسید و محلول صمغ عربی استفاده می شد. استادکار با قلم، جاهای خوب گرفته‌نشده را اصلاح می کرد و به آن صمغ می زد تا برجسته شود. بعد از محکم کردن سنگ با تسمه بر روی ماشین چاپ، کارگر مرکب‌زن با یک غلتک، مرکب را آهسته روی لوح می مالید. کارگر دیگری به نام کاغذگذار، ورق را با احتیاط روی سنگ می‌گذاشت. چرم گذار با ورقه ای از چرم ضخیم روی کاغذ را می پوشاند. این کار سبب می شد فشار وارد بر تمام سطوح کاغذ، یکسان باشد. دو نفر غلتک‌کش با حرکت غلتک و با یک فشار عمودی، عمل چاپ را انجام می دادند. کاغذ بردار، کاغذ چاپ‌شده را بر می‌داشت و لایه‌گذار، یک لایه میان ورقه های چاپ‌شده می گذاشت تا کاغذهای چاپ شده زودتر خشک شوند.
ماشین قادر بود ساعتی ۲۰۰ برگ چاپ کند و با هر سنگ هفتصد برگ چاپ می‌شد. در پایان، سنگ ساب‌ها سنگی را که یک بار از آن استفاده شده بود، از چاپ درمی آوردند، آن را گرم می کردند و سپس با یک سمبادة زبر به اندازة کف دست، آنقدر روی سنگ می ساییدن تا نوشته ها کاملاً پاک شود. بعد از آن با اسید رقیق، آن رامی شستند تا برای مرحلة بعدی که شامل نوشتن، تیزابکاری و… است آماده باشد
اما درمورد چاپ سنگی :یکی از قدیمی ترین انواع چاپ روش سنگی هست . این نوع چاپ بیشترجهت چاپ کتاب مورد استفاده قرار میگرفت .در این نوع چاپ ابتدا نقوش ویا متن به وسیله مرکب مخصوصی که از دوده،روغن پخته (معمولا پی )، موم و سقز تهیه شده بود روی یک کاغذضدآب کشیده ویا نوشته می شد . این کاغذ را برای مدتی ( یک تا دو شبا نه روز ) در اب نگاه می داشتند تا نرم بشه بعد انرا بصورت صاف روی سنگ آهکی صاف سائیده شده قرار داده و حرارت می دادند تا نقوش به منافذ سنگ انتقال پیدا کند، وقتی که روی سنگ مرکبی میشد(یعنی مرکب کاملا منافذ بسیارریز سنگ رو پرمیکرد) روی سنگ رو تیزاب (اسید) میزدند(باصطلاح آماده ش میکردند) تا حروف روی سنگ به اندازه یک میلیمتر ( در اثر حل شدن سطح سنگ در تیزاب ) برجستگی پیدا کند ومابقی سنگ فرورفته بشه . بعد از اینکه فرورفتگی لازم ایجاد شد با استفاده از نورد یا غلتک سطح سنگ رو مرکبی میکردندسپس کاغذ را روی سنگی که حالا تبدیل به کلیشه شده قرار میادند وبوسیله ی دست گاه های پائی یا دستی (مثلا پرس های چرخ وفلکی) وبعدامکاانیکی
تاریخچه ی چاپ در چیننگاهی اجمالی به سابقه ی تاریخی چاپ در دنیا : ثبت و ضبط اندیشه ها و تصورات و تخیلات بشری بر روی اشیاء مختلف در ابتدای امر کاری ابتدایی و صر فاً به منظور ارتباط ، تزئین و حفظ اطلاعات در تمدن های قدیم بوده است . روش های چاپ به موازات توسعه ی ساختار های اجتماعی متحول و دگرگون شده است . چاپ نه تنها وسیله ای ضروری در زندگی مشترک بشر بوده ، بلکه از طریق تکامل امکانات ارتباطی و اجتماعی ، به تکاملی شگرف در امکانات چاپی رسیده است . همچنین شیوه های چاپی به عنوان ابزار ارتباطی از طریق تصویر نقش و حروف و سایر عناصر به عنوان اصلی مهم و انکار ناپذیر در زندگی بشری جلوه گر استکه از طریق شکل گیری محصولات گرافیکی ، کتاب ها ، اعلان ها ، تصاویر و نوشته ها و به طور کلی آثار چاپی می توان به توسعه و تمدن جوامع و رشد مدنیت و تغییر و تکامل آن ها پی برد . اما زادگاه اصلی چاپ دستی ( به معنای امروزی آن ) را می توان در شرق دور مورد کاوش قرار داد . چینی ها اولین مردمی بودند که چاپ دستی را ابداع کردند . آنان با حک کردن تصویر روی چوب از این فن در انتقال و تکثیر نقوش استفاده کردند . آنان در پایان قرن دوم میلادی سه عنصر اصلی و لازم برای چاپ دستی را در اختیار داشتند . این سه عنصر عبارت بود از : کاغذ ، مرکب ، لوح یا سطحی که فرایند حکاکی روی آن انجام می شد . انگیزه ی اصلی چاپ دستی در شرق دور تکثیر شمایل قدیسان و متون مقدس از طریق حکاکی روی لوحه های چوبین و چاپ آن ها بر روی ابریشم و کاغذ بوده است . جوامع شرقی از زمان های کهن روی برگ ، پوست ، گل ، استخوان و سنگ ، حکاکی و به نوعی می توان گفت چاپ دستی انجام می داده اند که استفاده از این ابزار تا قرون وسطی ادامه داشته است . مصریان از گیاه پاپیروس ، که در آن زمان در سواحل رود نیل به فراوانی روئیده می شود ، برای چاپ الواح حکاکی شده به عنوان صفحه ی حامل یا کاغذ استفاده می کرده اندبا آثار باقی مانده در چین مثل مهر ها و چاپ های دستی پول که در دوره کوبلا یخان و چاپ های دستی مهمی که در اواخر دوره های 206 قبل از میلاد تا 221 بعد از میلاد نشان دهنده ی این واقعیت است که چین مهد چاپ در جهان پیش از اختراع حروف فلزی نوشتاری گوتنبرگ در آلمان بوده است .اولین کنده کاری های تصویری روی چوپ در زمان امپراطوری سلسله ی تانگ با مضامین مذهبی بودایی چاپ شده است . کشف بزرگ ترین الواح حکاکی شده در غار بودا در ترکستان مجموعه ای از الواح چوبین بوده که تصاویر بودای نشسته روی آن حکاکی شده که تاریخ آن به 868 میلادی می رسد و همچنین کتاب هایی که به شکل آکاردئونی تصاویری از بودا به شیوه ی حکاکی روی چوب چاپ شده استدر قرن سوم میلادی دو وسیله به عنوان زمینه ی ثبت چاپ دستی و نوشتن مورد استفاده قرار می گرفته است . ابریشم به شکل طومار های پارچه ای و نوعی کاغذ که از ته مانده های ابریشم خام بوده و تعدادی از آن ها در سمرقند ، که یکی از مراکز مهم تولید کاغذ بوده ، به دست آمده است . این در حالی است که اروپا در اواخر قرن چهاردهم به این مهم دست می یابد .
مهرها:
علم شناخت مهر ها SIGILLO GRAPHIC براي آشنايي با تاريخ گذشتگان و مهر ،‌به عنوان سندي معتبر و گويا ،‌همواره توجه اهل تحقيق را به خود جلب كرده است . با توجه به پيشينه فرهنگ و هنر در فلات ايران كه به بيش از هفت هشت هزارسال مي رسد و آثار فراوان و چشمگير به جا مانده از دوران پيش از تاريخ ، مي توانم ادعا كنم كه كنده كاري از نخستين اثرهاي هنري انسان بدوي است و پيش از اختراع خط ،‌مهر در ايران ، اولين ابزار تثبيت فرديت و مهم ترين ركن در رسميت بخشي و شناخت اسناد بوده است و ايرانيان سهم زيادي در ايجاد و تكامل برگ هويت « مهر» و به عبارتي نشان يا شناسنامه در جهان داشته اند كه مورد توجه و تقليد ملت ها و فرهنگ هاي مختلف قرار گرفته است .
ظرافت و دقت در آفرينش اين آثار به جهت اهميت كاربردي و نيز محدوديت فضاي آنها بسيار تامل برانگيز و ستودني است . شكل هاي هندسي كه بر مهرهاي نخستين ديده مي شود براي مهر كردن كالا يا دهانه كوزه هاي شراب و ساير مايعات بكار مي‌رفته است، بهترين سند بجا مانده از كهن ترين خط انسان يعني پايه و اساس پيدايش خط تصويري قلمداد مي شود ،به ياري اين يادگارهاي كهن مي توان در باره وضع فرهنگي و اجتماعي ، امتيازات ، تشريفات نحوه دستري به فنوني چون كوزه گري ، نخ ريسي ، استخراج فلزات ، دامداري ، كشاورزي ابزار جنگي و شكار و حتي وضع روحي گذشتگان اطلاع كسب كرد. بي ترديد قدمت مهر به قدمت مفهوم مالكيت آدمي است.و بدرستي اين يادگارهاي به جا مانده باستاني ترين كتاب هاي انساني و ايراني به شمار مي آيند.
استفاده از مهرهاي استوانه‌اي كه از دوران (اوروك) و (جمدت نصر) همزمان با پيدايش خطوط ابتدائي تصويري آغاز شده بود پس از دوره هخامنشي به پايان رسيد، شايد آغاز استفاده از پوست حيوانات پاپيروس و كاغذ به جاي گل ،و نياز به رعايت محدوديت سطح در پي لزوم استفاده از مهرهاي كوچكتر و شايد ظرافت و پيچ و خم هاي خط پهلوي و ناكارآئي نقش مهر هاي استوانه اي درنشان دادن اين ظرافت ها از جمله اين دلائل باشد.
مهرهاي نخستين دراشكال گوناگون از دگمه تا آويز انگشتري كه برگل نرم زده مي‌شدند، نقش برجسته اي از خود به جاي مي‌گذاشتند كه پس از جايگزيني سطح هاي صاف وكاغذ به جاي گل و موم ، عمق كارها اهميت هنري خود را از دست داد و به دليل كار بردي حكاكان از هنر حجمي به هنر در سطح روي آورده و به هنر آفريني در دو بعد طول و عرض اكتفا نمودند.
از تحولات عمده ديگر در زمينه حكاكي مهرها، مي توان به حذف تصوير در دوران اسلامي اشاره كرد كه با ورود اسلام، تصوير از مهرها كه متداول پيش از اسلام در ايران بود حذف و حكاكي خطوط گوناگون رونق بيشتري يافت.
در دوران اسلامي همچنين روابط مسلمانان باچين سبب تعامل و تبادل فرهنگي و هنري فراواني شد. چنانچه هنر ايراني و اسلامي درچين نفوذ كرد و در مقابل هنر چيني نيز در ايران و كشورهاي اسلامي تاثير گذاشت.
خط نيز بي تاثير از اين تعامل و تبادل فرهنگي و هنري نبود. با توجه به تمغاهاي مغولي (مهرهاي اين دوره)كه در شكل هاي چهار گوش و خطوط مغولي (به خصوص نوع زاويه دار آن كه به پاكزپا ، مشهور است)و مقايسه آن با خط كوفي بنائي معقلي كه با همان مشخصات ظاهري اما با خط و مفاهيم اسلامي متداول شد به اين حقيقت رهنمون مي‌شويم كه يكي از اين موارد تاثير پذيري تلفيق خط چيني و تمغاهاي مغولي با خط كوفي است كه منجر به پيدايش خط كوفي معقلي يا مُعقلي شد و سپس در عهد ايلخاني درنقش مهرها و سكه ها و كاشي كاری ها مورد استفاده گسترده قرار گرفت.
همچنين تمغاهاي مغولي كه عموما اضلاعي و مربع بودند در دوره امير نوروز ، وزير غازان خان به شكل دايره درآمد و تا آخر سلسله صفوي مورد استفاده قرار گرفته و ارجح دانسته شد.
از اين رو مهرهاي تيموري و صفوي ، مدور يا گلابي شكل و بيشتر غير اضلاعي هستند.
يكي از ويژگي‌هاي ديگر مهرهاي دوره صفوي كه پيش از آن سابقه نداشت، درج تاريخ در آنهاست . اين مشخصه مهم امكان مطالعه درباره سليقه و اعتقادات مردم آن روزگار و سير تكاملي سبك هاي هنري خط هاي مختلف بخصوص نستعليق را فراهم مي آورد و ما با مطالعه و دقت در اين مهره ها مي توانيم براي اين تحول و سير تكاملي مصداق عيني بيابيم. چرا كه عروس خطوط به رغم وضع آن توسط مير علي تبريزي درحدود سال 800 ه. ق در دوره صفوي و مشخصا در زمان شاه عباس بزرگ براي نخستين بار بر روي مهرها و سكه هاي پادشاهان معمول گشت كه اين زمان را مي توان عصر شكوفايي هنري خط نستعليق ناميد و نابغه بزرگ خط نستعليق مير عماد حسني و عليرضاي عباسي ( تبريزي) به اين دوره تعلق دارند، و ماوا گزيدن خط نستعليق بر روي سكه ها مسلما بي تاثير از حضور اين دو نابغه بزرگ نبوده است هر چند خط نستعليق حكاكان مهرهاو سرسكه هاي ابتدائي شاه عباس صفوي كه مزين به خط نستعليق اند به قدرت و صلابت خط اين دو استادبزرگ نيست .
جنس مهرهاي تيموري و صفوي نيز به جهت استفاده بيشتر ا ز يشم با رنگ هاي متنوع سفيد تا سبز از مهرهاي دوران بعد از اين سلسله متمايزند.
از ديگر ويژه گي‌هاي مهرهاي صفوي ، به جز درج تاريخ ، شكل و جنس ، مضمون شيعي آنهاست كه متني متضمن نام امامان يا تاكيد بر امامت حضرت علي (ع) دارا هستند كه اين مشخصه مهمترين ويژه گي و مشخصه سكه ها و مهرهاي دوره صفوي به شمار مي‌آيد.
بر روي اين مهرها به جز نام يا صلوات بر پيامبر و ائمه ابياتي نقش شده اند كه مويد تعلق خاطر پادشاهان صفوي به امامان و مذهب تشيع مي باشد.
استادان حكاك اين هنرمندان مهجور زمانه ما ، افزون بر استادي در هنر خوشنويسي و درك عميق مباني نظري هنر تجسمي و همجواري حروف از مهارت ويژه طراحي ، تركيب بندي ، قرينه سازي طغري و سپس حكاكي بهره مند بوده اند. و عرصه محدود و اندك اين سنگ ها نياز مبرم و ويژه اي را براي رعايت اين اصول مي طلبيده است و در اهميت هنري آن همين بس كه مهر هر فردي برگ هويت و شناسنامه او و متن آن نمايانگر نسب، سليقه، مباني اعتقادي و جايگاه اجتماعي او به شمار مي‌رفته و مورد مباهات صاحبان آنها بوده است جالب آن كه در گذشته منصب مهرداري نيز از شغل هاي حساس به شمار مي‌آمد و مهرداران در مقام افرادي امين همواره مورد احترام بوده اند و نقش مهرها جايگاه ويژه اي در اعتبار بخشي به اسناد ونامه ها و قراردادهاي گوناگون بخشيده است .
رجال و شاهزادگان قاجار افزون بر مهرهاي خود كه حاوي نام و يا متن موزون به همراه نام آن ها بود ،‌مهرهايي با القاب خاص و پسوندهائي نظير « دوله ، سلطنه ، ملك ،يا ممالك » داشته اند ، برخي از اين مهرها از نظر هنر حكاكي و زيبايي خطوط بسيار تماشايي و تحسين برانگيز است و حكاكان بزرگي چون : محمد طاهر حكاك باشي ، ميرزا محمد حسين حكاك باشي و برادرش ميرزا حسن و سيد علي حكاك تهراني (پدر ميرحسين خوشنويس باشي و استاد ميرزا غلام‌رضا اصفهاني خوشنويس شهير )سهم بزرگي در اعتلاي اين هنر داشته اند.
هنرمندان حكاك با رعايت حسن وضع و تركيب ‌،تقارن و توازن و استفاده صحيح از فرم پذيري حروف و كلمات و رعايت فضاي خلوت و جلوت خالق زيبايي ها ي بي مانندي شدند كه به راستي بايد آن را جادوي هنر ناميد.
در خور تامل است كه مهر طي هزاران سال اهميت ويژه و منحصر به فرد خود را حفظ كرده است، چنانچه نامه هاي رسمي بدون مهر حتي در زمان ما نيز اعتباري ندارند
تعریف چاپ دستی چاپ دستی نتیجه ی مجموع اعمال شیمیایی و دستی است که از طریق مراحل مختلف اندیشه ی هنرمند بر روی لوح هایی از جنس های مختلف که واسطه ی چاپی نامیده می شود ، و در آن تصویر یا نوشتار به شکلی منظم و شبیه به هم بر روی لوح یا صحفه ای دیگر قابل تکرار است ، با این لوح ها می توان به نسخه های متعدد چاپ دستی منحصر به فرد دست یافت . چاپ دستی در عصر کنونی به دو شیوه قابل ارائه می باشد 1- کاربردی 2- هنری چاپ دستی کاربردی : در این روند انسان اصلی ترین نقش را ایفا می کند و این عمده ترین تفاوت چاپ دستی با روش های چاپ صنعتی است ، چون در چاپ دستی تمام مراحل اعم از ساخت و آماده سازی لوحه ی چاپی و انتقال طرح و مراحل تکثیر کاملاً توسط انسان انجام می گیرد . با این تعریف از چاپ دستی ، روش هایی مثل چاپ قلمکار ، باتیک ، ساخت علامت های مذهبی و برخی دیگر از هنر های دستی نوعی چاپ محسوب می شوند . به دلیل آنکه این روش ها در اصل برای به کارگیری در محصولی دیگر به کار می روند ، جزو چاپ های کاربردی به حساب می آیند . اما باید دانست همین روش ها در بسیاری از موارد زمینه های بسیار ارزشمندی برای چاپ های دستی هنری هستند زیرا غالباً در تکنیک و بیان از اصالت و صلابت ویژه ای بر خوردارند امروزه چاپ دستی کاربرد های دیگری مانند : چاپ روی شیشه ، چاپ بر روی چوب ، چاپ بر روی پارچه های مختلف و مواد مشابه ، انواع مواد پلاستیکی و غیره دارد . چاپ دستی هنری : در چاپ دستی هنری بر خلاف نوع کاربردی آن سفارش دهنده معمولاً وجود ندارد و هنر مند به صورت مستقل به خلق اثر هنری خود می پردازد . با تعریف فوق از چاپ دستی و روش های کاربردی آن بدیهی است چاپ هنری روشی است که نتیجه کار انجام شده ، خود ، محصول نهایی است و می توان در آن به دنبال تمام تئقعاتی بود که از یک اثر هنری انتظار داریم همانند نقاشی با آبرنگ یا رنگ روغنی ، با این تفاوت که در این روش امکان چاپ نسخه های محدود آن را نیز داریم و به علاوه اتفاق نیز در این میان نقش اصلی را ایفا می کند .در چند دهه اخیر بعضی از هنرمندان خلاق به شیوه های چاپ دستی به عنوان وسیله ای برای ثبت و عینیت دادن به اندیشه و تصورات هنری نگاه می کنند و از جنبه ی کاربردی به آن نمی نگرند و همچنین چاپ سیلک اسکرین یا چاپ با توری حکاکی روی فلز ، لینولئوم و حکاکی چوب نقش مهمی در گرافیک دهه های اخیر داشته است .
انواع چاپ دستی:
چاپ “باتيك” به عنوان هنري سنتي و با قدمت بيش از دو هزار سال ، سده‌ها مورد استفاده هنرمندان و صنعتگران نقاط مختلف جهان بوده است.
اين هنر قديمي در طول قرن‌ها حيات خود ، سير تكاملي پيموده و هنرمندان كشورهاي مختلف با استفاده ازآن،آثاري به يادماندني خلق كرده‌اند كه امروزه زينت بخش گنجينه‌هاي معروف جهان است.
درواقع باتيك،يكي از انواع چاپ سنتي است كه بوسيله ماده‌اي مقاوم، متشكل از سقز ، موم و پارافين روي پارچه ابريشم انجام مي‌شود.
شكل ابتدايي اين پارچه در كشور چين و سپس در جزيره جاوه اندونزي رايج و بتدريج به كشورهاي ديگر صادر شد و هر سرزمين با توجه به سنت ، سلايق و ذوق خود ، تحولي در آن ايجاد كرد.
هنر باتيك قبل از اسلام از طريق جاده ابريشم بوسيله تجار آذربايجاني به ايران آمد و درآغاز به‌صورت ابتدايي آن(باتيك تك رنگ) در تبريز متداول شد.
شكل ابتدايي چاپ باتيك به‌اين ترتيب بود كه‌از تركيب درخت موز،سودسوزآور و خاك رس، ماده‌اي مقاوم و چسبناك به‌دست مي‌آمد و قسمت‌هايي‌از پارچه را بوسيله قلم مو با اين ماده پوشانده و تمامي پارچه را رنگرزي كرده ، پس از شستشوي قسمت‌هاي آغشته به چسب به رنگ اصلي پارچه و قسمت‌هاي ديگر رنگين مي‌شد.
پس از ورودهنر صنعت چاپ باتيك به ايران به‌جاي برگ مو از پيه گوسفند، موم خالص عسل و سقز خام‌براي ساخت ماده مقاوم‌استفاده مي‌كردند كه نام بين‌المللي آن “واكس باتيك” بوده و در آذربايجان به آن ” روغن كلاقه‌اي” اطلاق مي‌شود.
چاپ باتيك در بدو ورود به كشورمان به رنگ سفيد و زمينه مشكي انجام مي‌شد.
پس از مدتي،رنگ قرمز را با رنگ سفيد به كار بردند كه به صورت خال‌هايي بر زمينه سياه يا سرمه‌اي بود كه ” سفيد فلفلي” نام گرفت و بر روي كرباس و يا قاب‌هاي چوبي انجام مي‌شد.
از دوره صفويه، چاپ روي ارچه ابريشم به روش باتيك در اسكو، كهنو و باويل آذربايجان شرقي، رونق فراوان يافت.
چاپ باتيك روي پارچه در مراحل چندي انجام مي‌گيرد كه” صمغ‌گيري ابريشم” نخستين مرحله آن است.
در اين مرحله،قبل از چاپ،پارچه را رنگ‌پذير كرده،مقداري آب و صابون را در ظرف مسي تا‪ ۵۰‬درجه سانتي گراد حرارت مي‌دهند، سپس كربنابت دوسود را به آن افزوده،حل مي‌كنند. آنگاه پارچه را به مدت نيم ساعت در محلول مي‌جوشانند تا كاملاسفيد شود،سپس با آب سرد آبكشي،خشك و اتو مي‌كنندتا براي چاپ‌آماده شود.
دومين مرحله در چاپ باتيك، ساخت قاب است كه براي آن ابتدا، نقشه اصلي را روي كاغذ كشيده،رنگ كرده،سپس نقشه را به تفكيك رنگ، روي كاغذهاي ديگر كپي كرده، هر قطعه را با چسب روي تخته سه‌لا چسبانده و اطراف آن را مي‌برند.
در ساخت قاب براي طرح ظريف، استفاده از ورقه آهني مناسب‌تر است. در اين حالت با چسباندن قطعه‌هاي بريده‌شده روي سطح قالب،ديگر قالب‌هاي‌مثبت و منفي، آماده مي‌شود.
“تهيه واكس باتيك”، مرحله ديگر اين چاپ هنري است كه در آن،سقز را در ظرف مسي و با حرارت ذوب مي‌كنند به‌طوري كه پخته شده و كف آن كاملا از بين برود، سپس پيه و موم را به آن افزوده و مي‌جوشانند تا بخوبي مخلوط شود.
در پايان‌اين مرحله محلول حاصل را از صافي ريز عبور مي‌دهند تا آماده مصرف شود.
مرحله ديگر چاپ هنري باتيك،”رنگرزي ” است كه در آن از سه نوع رنگ ، شامل رنگ‌هاي ري‌آكتيو،رنگ‌هاي جوهري و رنگ‌هاي گياهي براي چاپ پارچه و طراحي نقش مورد نظر هنرمند ، استفاده مي‌شود.
پس از انجام مراحل يادشده، نوبت به”باتيك‌گيري “به عنوان آخرين مرحله چاپ باتيك مي‌رسد.منظور ازاين اصطلاح،زوددن پارچه از واكس باتيك در پايان مرحله رنگرزي است.
در اين مرحله‌ابتدا مقداري پيه خالص‌گاو يا گوسفند را درظرف مسي ريخته با حرارت آب كرده،پارچه چاپ شده را در ظرف غوطه‌ور كرده‌و مرتب تكان مي‌دهند تا به‌اين طريق واكس باتيك در پيه حل شود. سپس پارچه را بيرون آورده مي‌فشارند تا در جريان هوا سرد شود.
بديهي است كه چاپ هنري باتيك به عنوان يكي‌از هنرهاي ظريفه در طول سده‌ها حيات خود ، سيري تكاملي را پيموده و هنرمندان اين عرصه ، طرق گوناگوني را براي بهبود فعاليت هنري خويش و خلق آثار كم‌نظير آزموده‌اند.
“چاپ مستقيم” از جمله روش‌هاي چاپ باتيك از روزگاران قديم تاكنون بوده كه در آن رنگ به صورت مستقيم و بوسيله قلم موي پهن روي استامپ قالب بر روي پارچه زده مي‌شد.
در روش”چاپ برداشت”، ابتدا پارچه، رنگرزي شده است سپس به كمك چاپ ، رنگ زمينه پارچه ما طبق با طرح مورد نظر هنرمند ، برداشته مي‌شد.
در روش “چاپ با شابلون” به عنوان يكي از رايجترين شيوه‌هاي چاپ باتيك با قرار دادن شابلون نقش روي پارچه و استفاده از غلطك رنگي ، طرح و رنگ روي پارچه، منتقل مي‌شود.
“نقاشي باتيك روي پارچه ابريشمي” از ديگر روش‌هاي اين چاپ هنري است كه در آن، قسمت‌هايي از پارچه به كمك ماده مقاوم و بوسيله قلم موي”تيان” پوشانده شده و بخش‌هاي ديگر بوسيله قلم موي مخصوص آبرنگ و با استفاده از رنگ‌هاي ري‌آكتيو ، بازيك و رنگ‌هاي خميري مانند آكروليك ، رنگ‌گذاري مي‌شود.
در شيوه چاپ باتيك يا تار عنكبوت پس از ايجاد طرح به كمك ماده مقاوم و رنگ‌آميز پارچه پيش از برداشتن ماده مقاوم با مچاله كردن پارچه،موم روي آن را ترك دار و مجددا پارچه را رنگ‌آميز مي‌كنند تا رنگ در ترك‌هاي موم نفوذ كرده و نقوش جالبي روي پارچه پديد آيد.
استفاده از چاپ هنري باتيك درايران بويژه خطه آذربايجان از گذشته تاكنون ادامه دارد و آثار هنري خلق شده در اين عرصه در موزه‌هاي اندونزي، تركيه و كشورهاي اروپايي نگهداري مي‌شود.
با وقوع انقلاب صنعتي در اروپا و آغاز تمدن جديد، چاپ باتيك نيز از منازل به كارگاهها كشيده شد و به‌عنوان هنري سنتي با مظاهر تمدن جديد درهم‌آميخت.
در ايران نيز پس از ركود مقطعي در رونق چاپ هنري باتيك در دوره قاجاريه باايجاد نخستين كارگاه چاپ باتيك كشور در تبريز توسط استاد “حسين گنجينه” در سال ‪ ۱۳۰۸‬شمسي،اين هنر صنعت بارديگر در حيات اجتماعي و هنري مردم ظاهر شد.
استاد گنجينه متولد سال ‪ ۱۲۹۶‬شهر گنجه بود و درسال ‪ ۱۳۰۸‬چاپ باتيك را در كشور با راه‌اندازي كارگاهي در تبريز پايه‌گذاري كرد.
وي از سال‪ ۱۳۱۰‬تا‪ ۱۳۲۴‬مسئول كارخانه چاپ باتيك تبريز بود و در سال ‪۱۳۲۵‬ با مهاجرت به تهران ، اين هنر را با خود به پايتخت برد.
استاد گنجينه در سال ‪ ۱۳۴۴‬در اداره فرهنگ و هنر وقت ، كارگاه چاپ سيلك اسكرين را بنيان نهاد و تدريس اين شاخه از هنرهاي تجسمي را در دانشگاه‌هاي شهرهاي مختلف كشور آغاز كرد.
چاپ سیلک‌اسکرین:
چاپ سیلک‌اسکرین، چاپ اسکرین یا سری‌گرافی، اسلوبی كه بر روش تكثیر با استِنسیل مبتنی است. در این اسلوب از پارچه توری ظریف (اغلب ابریشم)، چون سطح تكیه‌گاهی برای ورقه استنسیل استفاده می‌شود. ورقه استنسیل را روی پارچه – كه بر روی كلافی (چهارچوب) محكم شده – می‌چسبانند. مركب غلیظ را با ابزاری تیغه مانند (اسكویی‌جی) بر سطح استنسیل می‌گسترانند، كه از بخش‌های نفوذپذیر توری به سطح دیگری در زیر كلاف می‌رسد. بدین ترتیب، نقش مورد نظر را می‌توان با رنگ‌های مختلف بر روی سطوح مستوی یا غیر مستوی چاپ كرد. تصویر چاپ شده با این اسلوب اغلب دارای لبه‌های تیز است، گویی كاغذی رنگی را بریده و چسبانده‌ایم. از این خاصیت توسط هنرمندان برای خلق آثار بدیع بكار رفته است. سیلک‌اسکرین و سری‌گراف به اثری اطلاق می شود که با این اسلوب تکثیر شده است.
این اسلوب توسط سَمیوئل سیمُن ابداع شد (1907) و نخست موارد استفاده تجاری و تبلیغاتی داشت. امروزه هم بصورت صنعتی و هم بصورت تکثیر هنری بکار می‌رود. در چاپ سیلک‌اسکرین صنعتی این تکنیک بیشتر برای چاپ روی پارچه و البسه، اجسام و بسته های پلاستیکی (پلی پروپیلن و پلی اتیلین)، CD و DVD، کاغذ و مقوا، سرامیک، شیشه، چوب، فلز و نظایر آن بکار می‌رود. در چاپ سیلک اسکرین هنری این روش بیشتر برای نوع بیان بصری خاص ناشی از اسلوب آن از سوی هنرمندان جهت تکثیر محدود و شماره‌دار یک اثر هنری بکار گرفته شده و در نهایت همه‌ی نسخه‌ها به امضاء هنرمند می‌رسد.
Stencil:با الگو و نقشه رو انداختن،schablon(شابلون) این واژه در ارتباط نزدیک با واژه Mimeograph به معنی تکثیر کردن و ماشین تکثیر است. و اما Silk Screening که نامی قدیمتر است برای Serigraphy که امروزه متداول میباشد.آن نام قدیم تر برای زمانی است که واقعا از ابریشم استفاده میکردند.حالا از موادی چون Polyester یا Nylon بهره میبرند.هر چند Seri که ریشه لاتین دارد یعنی ابریشم. این روش به کار گیری ابریشم 25 سده پیش ازمیلاد در یونان و مصر نیز سابقه داشته است و Samuel Simon در آغاز سده بیستم در منچستر در چاپ آنگونه که نوشته شده است،از آن بهره بردو حتی پس از وی در سنفرانسیسکو John Pilsworth این روش را گسترش داد و به گونه تمام رنگی درآوردو آن screen printing خوانده شد. خمیر مایه اصلی تکنیک Silk Screening که از تکنیک های Graphic Design است از تکنیک عکاسی گرفته شده است. عکاسی و گرافیک با هم ارتباط تنگاتنگی دارند.
منابع و مواخذ:
تاریخ هیجده ساله آذربایجان -احمد کسروی
فرهنگ دهخدا
تبریز شهر اولین‌ها – صمدسرداری نیا
روزنامه ایران – سال سیزدهم شماره ۳۶۲۸
مجله تلاش – شماره ۴۴
مجله صنعت چاپ – شماره۲۷۵
خانواده علمیه
درباره چاپ دستی، نقاشی و هنر – کارها و نوشته های همایون موسوی
پاكباز، روئين. دايره‌المعارف هنر، چاپ دوم. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۷۹



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید