مقدمه تاریخی : شمه ای از سوابق شهر اصفهان
وجه تسمیه اصفهان – از اصفهان قبل از اسلام یعنی دوره حکومت مادها بر ایران و دوره های شاهنشاهی هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان اطلاعات زیادی در دست نیست و آثار قابل توجهی هم بر جای نمانده است ولی آنچه مسلم است، جلگه اصفهان که در میان بیابانها و کوههای خشک مرکزی ایران واقع شده است نظر به اهمیت و موقع خاص خود در مرکز فلات ایران که در حد طبیعی آن در مشرق رودخانه ( سند ) و در مغرب رودخانه ( دجله ) است . از جمله بلادی است که شاید تاریخ و سابقه آن سابقه و قدمت کشور ایران برسد، و در عموم دوره های تاریخ از شهرهای بزرگ و مشهور ایران بشمار میرفته است و قبل از شروع پادشاهی مادها حد شرقی ممالکی بوده است که بابلیها از آن اطلاع داشته اند و به احتمال قوی جزء (انزان) با (انشان) محسوب می شده است . در ردیف اولین شهرهائی که آریایی های ایرانی بنا نهادند یکی هم (گابه) نامیده می شد که بعدها به ( گی ) و ( جی ) تبدیل شده است – نظر به موقعیت خاص این شهر که در محل تقاطع راههای عمده واقع است اصفهان از جمله اقامتگاههای سلطنتی شهریاران هخامنشی بوده و در تواریخ قدیم نیام ( گابا ) با ( جی ) در پارس علیا معرفی گردیده است . نام (گابه) یا (گابن) ابتدا در ضمن محاربات اسکندر و بعد در وقایع جنگهای جانشینان او در زبان یونانیها راه یافته است .
استرابون ( STRABON ) جغرافیدان معروف عهد قدیم ( چهل سال قبل از میلاد تا چهل سال بعد از میلاد ) نقل می کند که شهر اصفهان از مراکز مهم کشور ایران در زمان هخامنشیان محسوب میشده است .
پروفسور هرتفلد ( Ernest Hertfeld ) مستشرق معروف آلمانی می گوید : نام اصفهان در ابتدا ( انزان) بوده و سپس به (گابیان) تبدیل یافته از دوره خامنشیان به بعد به (گی) و بعدها به (جی) تبدیل شده است . با مراجعه به منابع و دلایل موجود تاریخی چنین برمی آید که کلمه (آسپادان) بطلمیوس و (سپاهان) پهلوی و اصبهان عرب و اصفهان امروز یک لفظ قدیمی است به احتمال قریب به یقین اساساً کلمه پهلوی است و ریشه قدیمتر از پهلوی آن مکشوف نیست .
هنگام تصرف اصفهان بدست قوای مهاجم عرب این شهر (جی) نامیده می شده است و جی یکی از روستاهای بسیار معروف و معتبر شهر بوده که در آبادی به پای شهر میرسیده است . یاقوت خموی اصفهان را شهر سواران نامیده و حمزه اصفهانی کلمه اصفهان را اسپاهان و آن را مشتق از سپاه می داند .
در کتاب (تقویم البلدان) از ابن حوقل نقل شده است که اصفهان در آخر کوهستان است از جهت جنوب، و پر نعمت ترین شهرهاست . معدن سرمه دارد . از اصفهان که یری میروند از کاشان و قم می گذرند . اصل آن (سپاهان) است بمعنی لشگر ها زیرا که سپاه عجم در وقت بیکاری در آنجا جمع بودند .
در عهد اشکانیان که حکومت ایران ملوک الطوایفی بود و بر قسمتهای مهم مملکت حکمرانی که لقب (شاه) داشت فرمانروایی می کرد اصفهان هم قلمرو یکی از شاهان جزء و یا (ساتراپ) بوده است . پس از روی کار آمدن اردشیر بابکان مؤسس سلسله ساسانی آخرین پادشاه اشکانی اردوان از مدائن بسوی اصفهان متوجه شد و در حدود این شهر ساتراپ یا پادشاه جزء آن (شاد شاهپور) را مقتول ساخته استان اصفهان را متصرف شده است .
در دوره ساسانیان اصفهان محل سکونت و قلمرو نفوذ (واسپوهران) یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی که مشاغل عمده و مناصب سلطنتی را دارا بودند بوده است . و مرسوم چنین بوده است که حکمرانی مهمترین ناحیه ایران را به ولیعهد کشور میداده اند تا از آغاز به کشور بافی عادت کند . از مطالعه دوره ساسانی چنین برمی آید که از این جهت دو ناحیه ارمنستان و اصفهان بر سایر نقاط کشورترجیح داشته اند. به این ترتیب که ولیعهد ایران در ضمن اینکه حکمران ناحیه ای از ارمنستان بوده حکمرانی ناحیه اصفهان را هم داشته است یا اینکه ولیعهد حکمران قسمتی از ارمنستان و گاهی حکمران اصفهان میشده است . اصفهان مرکز سپاه و به منزله دژ محکمی در دوره ساسانی بشمار میرفته است و شاید به همین جهت بوده است که یزد گرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پس از شکست (جلولاء) به فکر افتاد که مدتی در اصفهان سر برد ولی حمله اعراب و پیشرفت شگرف آنان مانع انجام این مقصود گردید و یزد گرد به خراسان پناه برد و چنانکه معروف است در آسیایی به قتل رسید .
از آثار دوره ساسانی در اصفهان دو سر ستون بدست آمده است که هر دو دارای نقوشی برجسته است . محل پیدایش دو سر ستون زیور معلوم نیست و در حال حاضر یکی از آنها که سالم است در موزه ایران باستان در تهران نگهداری و دیگری که در یکی از گوشه های آن شکستگی دارد در عمارت چهلستون اصفهان موجود است . آثار بر جای مانده روی قله کوه منفرد در مغرب اصفهان مشرف به جاده اصفهان و نجف آباد که به نام کوه آتشگاه معروف است و از خشتهای ضخیم بوسیله ملات رس و قطعات (نی) به یکدیگر متصل شده اند به احتمال قوی اساس و بنیاد یک معبد ایرانی در دوره ساسانیان است و چون در معرفی تاثیر عوامل جوی قرار داشته در اثر فرسایش آب باران و سایر عوامل جوی رو به ویرانی و انهدام گذاشته هنوز از قدیمی ترین آثار تاریخی و تماشایی اصفهان است .
خشت هایی که وبرانه های آن برجاست از لحاظ اندازه بسیار قابل توجه است و شاید در سایر آثار باستانی کمتر خشت خام بدین بزرگی دیده شود. خشت هایی بطول و عرض چهل و قطر 14 سانتیمتر در ساخت این بنا به کار رفته است .
ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله جغرافیادان ایرانی در قرن سوم هجری ملقب به ابن خردازیه در کتاب مشهور به (المسالک و الممالک) و ابن حوقل جغرافیا نویس مشهور قرن چهارم هجری در کتاب معروف خود (صورة الارض) و ما فروغی مورخ اصفهانی قرن پنجم در رساله (محاسن اصفهان) در ذکر و وصف این معبد و آتشکده به تفصیل یاد کرده اند. پس از انقراض دولت ساسانیان شهر اصفهان نیز مانند سایر شهرهای ایران تحت سلطه اعراب درآمد. پس از فتح نهاوند قوای کوفه و بصره برای فتح بقیه ایران و در تعقیب یزدگرد سوم به سمت اصفهان حرکت کرد. عمر به عبدالله بن عثیان که از وجوه انصار و اشراف صمابه بود فرمان داد تا قشونی به سمت اصفهان حرکت نماید به این ترتیب که عمر به مردم کوفه نوشت که عمار یاسر را به امارت وعیدالله بن مسعود را به وزارت شما برقرار کردم و حذیفه را والی دجله و عثمان بن حنیف را والی فرات و اطراف آن قرار دادم . عمار یاسر که به کوفه رسید نامه عمر را به عبدالله بن عبدالله بن عثیان داد که به شهر اصفهان حرکت کند. عبدالله بسوی اصفهان حرکت کرد و مقدمة الجیش قوای او به فرماندهی عبدالله بن ورقا، زودتر عازم اصفهان شد. و میسره قشون به دستور عمر به فرماندهی دو سردار یکی عصمت بن عبدالله و دیگری عبدالله بن ورقا به اسدی سپرده شد .
در این موقع اصفهان دارای نیروی عظیمی بود که تحت فرمان (پازو سپاهان) که اعراب او را (فازو سفان) گفته اند واقع شده بود . فرماندهی قوای مدافع اصفهان (شهریراز جادویه) که فردی سالخورده بود عده زیادی از سپاهیان خود را آماده نبرد کرد و با اینکه پیر و ناتوان بود با عبدالله بن ورقا به جنگ تن به تن پرداخت و کشته شد و قوای او فرار کردند. (شهریراز) چون سالخورده بود اعراب او را شیخ می خواندند و به همین جهت محل جنگ او نیز (رستاق الشیخ) نامیده شد و این اسم تا چند قرن بعد از او باقی بود . قاعده چنین بود که پس از فتح هر شهر مردم را در انتخاب سه چیز میکردند . یکی قبول اسلام و معافیت از پرداخت هرگونه مالیات، دوم مهاجرت و ترک یار و دیار، سوم پرداخت مالیات سالیانه بعنوان خیریه.
یعنی از سی نفر که راه کرمان را پیش گرفتند بقیه مردم به پرداخت مالیات خیریه تن در دادند. ولی دیر زمانی نگذشت که لشگریان شکست خورده اصفهان به پادگان اعراب تاختند و فرمانده آن را به قتل رسانیدند و علم شورش و طغیان برافراشتند . و چون این خبر به عمر رسید خلیفه ابوموسی اشعری را به عزم تسخیر شهر اصفهان مأموریت داد و اعراب برای مرتبه دوم شهر را تسخیر و اصفهان به مدت سه قرن و نیم تحت سلطه و نفوذ خلفای مدینه و بغداد واقع شد.
شماره شهرها و روستاهای اصفهان در بین سالهای 336 تا 430 هجری قمری
احمد بن عبدالله بن احمد ابن اسحق بن موسی بن مهران معروف به حافظ ابوشم و یکم مورخ قرن چهارم در کتاب (ذکر اخبار اصفهان) کیفیت توسعه شهر اصفهان را بشرح زیل آورده است :
اصفهان در ابتدا یکصد و بیست فرسخ در یکصد و بیست فرسخ و حروشی از اطراف همدان تا اطراف کرمان و از طرف ری و قومس تا اطراف فارس و خوزستان امتداد داشته است.
اصفهان شامل سه استان و سی روستا و یکصد و بیست طسوج و پنج هزار قریه (دیه) و هفت شهر بوده که صاحب کتاب (اصفهان) این مطالب را با شرح و بسط و ذکر اسامی و حدود شهرها و دیه ها و سایر متعلقات نگاشته است.
اسامی شهرها عبارت است از شهر (کهنه) (جار) (جی) (قه) (مهرین) (دررام) و شهر (سارویه) چهر شهر از این هفت شهر خراب شد و سه شهر دیگر یعنی (جی) و (مهرین) و (قه) تا ظهور اسلام بر جای ماند. این شهرها مشتمل بر دو کوره (کوره به معنی ناحیه و مشتمل بر چند ده) و بیست و هفت روستا و سه هزار و سیصد و سیزده دیه بود تا اینکه عرب بدانجا پا نهاد و شهر قه از روستای جه و شهر سارویه از روستای کاشان خراب گشت. حمزه اصفهانی در کتاب اصفهان یاد کرده است که این مدینه را اسکندر بنا فرمود بر دست معماری جی بن زراده و این شهر بنام او شهرت یافت و بعضی گویند این مدینه مبنی بود پیش از زمان جم در وقتی که افراسیاب ترک مداین ایرانشهر را خراب می کرد این را نیز خراب گردانید. در کتاب محاسن اصفهان قدمت باروی مدینه جی (شهر جی) را صد و هفتاد سال قبل از اسلام ذکر کرده اند .
و باروی اطراف شهر به فرمان آذر شاپوران با چهار دروازه بنامهای دروازه اول جور، دروازه دوم دروازه ماه و دروازه سوم دروازه تیر و دروازه چهارم دروازه چوش که به دروازه چهودان معروف است و پهنای آن را شصت خشت و پی و پایه آن را با تسفته آهک بنا کرد هزینه بار و مبلغ پنجاه هزار درم ذکر شده است .
شهر جی قبل از اسلام قلعه ای بود برای اهالی دهات روستای جی و مردم در شهر (قه) زندگی می کردند. تا آنکه اسلام آمد و اعراب شهر (قه) را خراب کردند و هر کسی از اهالی آن شهر باقی بماند به شهر جی کوچ کرد . بنابراین مردمی که از قلعه جی کوچ کردند نخستین اقوامی بودند که در شهر جی ساکن شدند. اولین خانه ای که در شهر جی بنا شد خانه مطیار بود به فرمان کسری پرویز. مساحت شهر جی دوره باروی آن دو هزار نی بوده و مساحت آن دو هزار جریب. زیرا قطر شهر سیصد و بیست نی بود.
مبنای محاسبه
3202×X=80000در باروی آن یکصد و چهار قصر (کوشک) هر یک بصورت برجهای منحنی ( دایره ای) با فاصله ثابت از حصار شهر بنا شده و از درب دروازه خور تا درب دروازه یهودیه کوچکتر هزار و صد ذراع و در بین این دو دروازه هجده برج و از درب یهودیه کوچک تا دروازه تیر یکهزار و سیصد ذراع و ما بین آنها سی و سه برج و از دروازه یهودیه تا دروازه ماه یکهزار و سیصد ذراع و در میان بیست و چهار برج و از دروازه ماه تا دروازه خور یکهزار و چهارصد ذراع و در میان سی و پنج برج. بنابراین دور شهر جی هفت هزار یکصد ذراع، طول آن یکهزار و پانصد و عرض یکهزار و هفتصد و پنجاه و دو ذراع بوده است. محاسبه سطوح ذکر شده از محمدبن لره حسابدار این مساحت به شرحی که ذکر شد توسط محمدبن لره محاسبه گردیده است.
یهودیه : آغاز بنای شهر یهودیه چنین است که در زمن خلافت ابوجعفر منصور در سال یکصد و پنجاه هجری ایوب بن زیاد که هم عامل خراج و هم امیر جنگ بود در دیه خشپتان منزل کرد و بر ساحل شهر فرسال قصری بنا کرد و روبروی آن قصر مسجدی دارای مقصوره ساخت و بازاری که دارای میدانهایی بود برای تجار و کسبه و کارگران در کنار یهودیه و در محلی که به میدان نبانان (میدان کاه فروشان) معروف است بنا کرد. در آن زمان خانه های قریه خشپتان به خانه های یهودیه متصل شد. مساحت یهودیه هفتصد جریب و مردم آن همه یهود و بکارهای پست از جمله، حجامت، دباغی، رخت شویی و قصابی مشغول بودند.
در سال 156 هجری قمری و در زمان حکومت هانی بن ابی هانی، پنج سال پس از آنکه یهودیه بدست ایوب بن زیاد تبدیل به شهر شده بود مسجد جامعی ساختند و منبر ایوب را بدانجا منتقل نمودند. بعضی معتقدند یعنی مسجدی که در یهودیه نباشد مسجدی است در محل بازانه که حاکم این شهر (ولید بن ثمامه) آن را بنا کرده ولی بعضی دیگر معتقدند اول مسجد بزرگی که در اصفهان نباشد مسجد خشپتان بوده که توسط ابوخناس مولی عمر بن خطاب در خلافت حضرت علی (ع) بنا شده است. پس از احداث مسجد جامع توسعه یهودیه (جوباره) از یک طرف محدود و لذا از طرف صحرا توسعه پیدا کرد و پانزده دیه به شرح زیر به آن اضافه شد :
باطرفان- فرسان- یوان- خرجان- فلفلان (امروز فلفلچی نام دارد) سنبلان(نیلستان امروز) فراءآن- کما به آن- جوزدان- لنبان- اشکهان- چرواآن- خشپتان- بروسکان- فابجان(فابجان امروز).
سارویه – در شهر جی بنای کهنه ای به شکل قلعه وجود داشته است موسوم به ساروق یا سارویه و این اسم نظیر اسم قلعه همدان است. ابن رسته گوید چون این بنا بسیار کهنه است نمی توان باقی آن را معلوم کرد و گویند قبل از طوفان نوح ساخته شده است . بعضی قلعه سارویه را همان قلعه(تیرک) می دانند و برخی سارویه را در محل ویرانه های نزدیک شهرستان و در جای تپه اشرف. ابن الندیم در کتاب خود (الفهرست) راجع به قهندز(کهندژ) چنین نگاشته است. در اوایل قرن چهارم در محل سارویه داخل شهر جی زیر زمین مخحروبه ای را کشف کردند و در آن کتب فارسی قدیمی که بر پوست درخت نگاشته شده بود بدست آمد. از خواندن کتابها معلوم شد که این کتب به فرمان پادشاه عادل طهمورث در کهندژ گذاشته شده است.
بعضی مؤلفین نقل کرده اند که در سال 350 هجری قمری باز قسمتی از سارویه خراب و کتب بسیاری از فارسیان در آنجا کشف شد و ابن الندیم بعضی کتب و مستورات کشف شده از اصفهان را دیده و ادعای رؤیت آنها را کرده است مافروخی در باب سارویه نوشته است بنای کهندژ که معروف به سارویه است برای مخزن کتب ساخته شده است. این بنا از لحاظ محفوظ داشتن از حریق و سایر خرابیها با گل مخصوص ساخته اند. این بنا از حیث مهندسی و ساختمان و استحکام بی نظیر بوده است.
جی و یهودیه
ابن حوقل و مقدسی از جغرافی نویسان و سیاحان قرن چهارم هجری قمری نوشته اند که این دو شهر هر کدام مسجدی دارد و مقصود از دو شهر که در کنار یکدیگر جای داشته اند یکی جی بوده است و دیگری یهودیه.
جی در خاور واقع شده و شهرستانه هم نامیده می شود بارویی با صد برج دارد.
یهودیه از لحاظ وسعت دو برابر جی بوده و به این جهت یهودیه نام داشت که در زمان تخت النصر سال (605 تا 562 هجری قمری) یهودیان را از بابل کوچ داده و در این مکان ساکن کرده بود. یهودیه از حیث وسعت با همدان همسری می کند. اصفهان یک مرز تجارتی بود و از آنجا پارچه های ابریشمی و پارچه های نخی به مقادیر زیاد صادر می کردند. زعفران و اقسام میوه جات در نواحی آن که وسیع ترین و پر آب ترین نقطه ایالت جبال بود به عمل می آمد. مقدسی می گوید : چون تخت النصر یهودیان را از بیت المقدس کوچانید یهودیان شهری را که به سرزمین خودشان همانند باشد غیر از اصفهان نیافتند و در آنجا سکنی گزیدند. بعضی هم گفته اند که شوشاندخت (سوسن خانم) همسر یزدگرد اول ساسانی که خود یهودی بوده این شهر را برای سکونت یهودیان بنا نهاده است.
اصفهان تا ابتدای قرن چهارم هجری در تحت سلطه خلفا باقی بود در سال 319 هجری مردآویج پسر زیار که تابع حکمران علوی مازندران بود، طغیان کرد و خود را مستقل خواند و فرمانروای ری شد مردآویج قصد داشت ایران را از استیلای تازیان پاک کند و دوباره دستگاه شاهنشاهی ساسانیان را بجای خلافت خلفای بغداد در کنار دجله بگسترد. او به احیای آداب و سنن ملی نیاکان خود سخت علاقمند بود.
آتش سده در کنار زاینده رود
مردآویج خواست جشن پدران بزرگ خویش را که سیصد و ده سال بود از آن شکوه جهان افروز افتاده بوددر یکی از بزرگترین شهرهای ایران آن روز یعنی سپاهان برگزار کند و به همین جهت فرمان داد تا از کوه ها و دشتهای دور دست هیمه بسیار گرد آورده و در کنار زنده رود انباشتند. شمع های قدی بیشمار ساخته و کافور فراوان در ساختن آنها بکار بردند. بر سر همه ی کوههای گرداگرد شهر از بالا تا پایین هیزم و بوته فراوان تل کرده و در بیرون شهر از تنه های درشت درختان کهنسال کاخها و منبرهای چوبی ساختند. مردآویج پس از آنکه فرمان آتش سده را صادر کرد با لشگریان نزدیک خود در گرداگرد آن گردش کرد. به گفته عمیدابو عبدالله وزیر مردآویج، تا کنون چشم جهان چنین جشنی به خود ندیده بود. در سال 323 مردآویج وسیله فراهم می کرد که بسوی بغداد رود و تاج و تخت خلفای تازی را براندازد و خود بجای شاهنشاهان ساسانی در بغداد به تخت بنشیند و قصد او آن بود که پس از زمستان به این شهر ادامه دهد.
ولی پی در پی دستور می فرستاد که هر چه زودتر طاق کسری و ایوان مدائن یعنی کاخ معروف شاهنشاهان ساسانی را تعمیر کنند و آن را بصورتی که در زمان ساسانیان بوده برگردانند تا چون بغداد را بگیرد در زیر آن طاق مانند شاهنشاهان ساسانی بر تخت ایران بنشیند ولی غافل از آنکه ناجوانمردانی که گرد او را گرفته بودند به حیله و خیانت نخواهند گذاشت وی مقصود خود را عملی کند و مردآویج در روز 13 بهمن سال 323 در گرمابه اصفهان بدنبال توطئه ای که بوسیله سران و غلامان ترک او ترتیب داده شده بود به قتل رسید.
تاورنیه در سفرنامه خود اصفهان را چنین توصیف کرده است : محیط شهر اصفهان به انضمام محلات خارج از شهر از پاریس کوچکتر نیست. اما جمعیت آن 10 برابر کمتر است و نباید تعجب کرد که شهر به این بزرگی این قدر کم جمعیت دارد. برای اینکه هر خانواده یک خانه جداگانه و هر خانه یک باغ مخصوصی دارد بنابراین فضای خالی از سکنه بسیار است. از هر سمت که به طرف اصفهان بروند اول مناره های مساجد و بعد درختان خانه ها نمودار می شوند. به طوری که از دور اصفهان به جنگل بیشتر شباهت دارد تا به یک شهر. شناسایی سایت و نفوذ رطوبت به داخل بصورت دو مفهوم ارتباط با جمعیت و مفهوم مکان در اصول طراحی پایدار مطرح گردیده است و دولت صفوی با رعایت این اصول به طراحی پایدار در شهرسازی اصفهان دست یافت که همچنان آثار آن باقی است. دولت صفوی با وقوف به این اصل که جهت پایداری هر باغ یا فضای بیشتری می بایست در وحله اول تا یکی آب آن پایدار باشد. با تکیه بر اصل مفهوم مکان و شناسیایی سایت، با کمک گرفتن از آب زاینده رود شیب زمینی و ایجاد شهرهایی منشعب از زاینده رود که کل شهر را پوشش می داده و مادی تام داشته است مشکل تا یکی آب را حل کرده اند که در بخش بعدی مادی در دوران صفوی بعنوان محور تفریحی برون شهری گردید.
از مطالب فوق چنین برمی آید که شهر قدیمی در کنار زاینده رود شکل گرفته و آسیابها، کاخ ها، و باغ ها راحیت استفاده از آب زاینده رود در خارج شهر و در ساحل زاینده رود می ساخته اند. شاه عباس شهر اصفهان را به عنوان پایتخت حکومتش به تمام دنیا شناساند. این شهر با مناظر زیبا و زمینهای پوشیده از باغ همچون جواهری در ایران زمین می درخشد.
شهر صفوی به گفته پیتر و دلاواله سیاح زمان شاه عباس اول به چهار بخش اصلی تقسیم می شده است و نقشی را که زاینده رود و چهارباغ در این دوران ایفا می کرده اند. سطحی که توسط دو محور عمود بر هم خیابان و رودخانه به چهار قسمت تقسیم شده و با دیوارهای فرعی سی باغ را تشکیل داده اند که قسمتی از آنها را شاه به بزرگان و اعیال واگذاشته و قسمت دیگر برای استفاده شخصی یا همگانی تخصیص داده است. نه تنها این باغ ها به پایتخت رونق و جلوه فراوانی بخشیده، بلکه خود این باغ ها از نظر اینکه با عمارات و قصور کوچک دلربا، راهروهای پاکیزه، باغچه های شکوفا، بوته ها و گل های نادر دست چین و همچنین انواع و اقسام آبگیرها و فواره ها آراسته شده است حکم بهشت روی زمین را دارد و فلم از وصف آنها عاجز می ماند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که عملکردی که از دو محور اصلی شهر (چهارباغ و زاینده رود) و اتصال آن دو با یکدیگر پدید می آید عملکردی تفریحی، عمومی، خصوصی و سلطنتی است. از مطالب فوق چنین استنباط می گردد که دولت صفوی با ایجاد شهر جدید با تکیه بر اصولی که ما آنها را بعنوان اصول طراحی پایدار، بکار می بریم ابتدا با شناسایی کامل مکان (سایت) شامل خصوصیات شهر قدیم و عوامل بالقوه سایت که مهمترین آنها زاینده رود می باشد. بدون ایجاد خرابی و آسیب، با حل کردن شهر جدید در محیط پیرامون، آن را در توافق کامل با طبیعت قرار می دهد و با ایجاد حیاط های داخلی و میدانها و باغ ها علاوه بر تبدیل شهر اصفهان به باغ شهر باعث نفوذ طبیعت به داخل شهر گردیده است تا آنجا که در مورد اصفهان – که آن را یکی از کهن ترین شهرهای ایران به قدمت این سرزمین خوانده اند نوشته های بسیار باقی است که همه حکایت از قدمت چندین هزار ساله و اهمیت این شهر در ادوار مختلف تاریخ دارند. تولد شهر اصفهان به آغاز تاریخ شهری ایران زمین برمی گردد. استرابو جغرافیدان یونانی 25-58 قبل از میلاد از آن بعنوان گابیه پاد و آن را بعنوان یکی از مراکز اصلی دوران هخامنشی توصیف می کند. در دوران بعدی بطلمیوس جغرافیدان قرن دوم میلادی آن را سپیدان نامید. سپس به سپاهان در زبان پهلوی تغییر یافت و اعراب به آن اسپاهان گفتند. یاقوت حموی معتقد است اصفهان مکانی برای ملاقات سوارکاران بود. در حالیکه سایر مورخان معتقدند کلمه سپاهان (ارتش ها) را باید نسخه اصلی نام این شهر در نظر گرفت. شهر اصفهان مرکز فرمانروایی شاهان ساسانی و محلی برای رژه ارتش بود. پس از هجوم اعراب، این شهر از سال 644 تا 931 میلادی توسط خلفای عرب اداره می شد و همچون سایر نقاط کشور برای بازسازی نیاز به زمان داشت.
ملک شاه سلجوقی 1072 تا 1092 میلادی شهر اصفهان را بعنوان پایتخت خاندان ساجوقی انتخاب کرد. در آن زمان مردم عمدتاً پیرامون مسجد جامع سکونت داشتند. ملک شاه کاخ های معدودی را بنا نمود و تعدادی باغ های معروف را تأسیس کرد. ابن حوقل اصفهان را به دو بخش معرفی می کند یکی موسوم به یهودیه و دیگری موسوم به شهرستان و میان آنها دو مایل فاصله است. ساحل رودخانه زاینده رود در محدوده شهر بود و در زمان ابن حوقل (قرن چهارم هجری) به اسباب های کاخ ها و محله هایی چون زرکاباذ و تاجه اختصاص یافته است. همچنین به گفته ابن حوقل جشن ها و تفریح های زیادی در ساحل رودخانه برگزار می شده است.
توسعه باغ ها و تفرج گاههای سلجوقی در داخل باروی شهر (باغ نقش جهان) و حوالی شهر تا رودخانه (باغ کاران)، باغ احمد سپاه، باغ بکر، باغ فلاسان و … عاملی بود جهت برقراری پیوند بین شهر اصلی (یهودیه). نقاط پراکنده اطراف شهر و رودخانه و همین باعث تقویت محور زاینده رود شد.



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید