تجربه كردن آموخته هاي ذهني درفعاليت هاي ومهارت آموزي آموزش اصول که تفاوت اندکی با آموزش مفهوم براساس مراحل هفت گانه یادشده دارد ،  نگاهی بیندازیم . روش آموزش اصول  درتوضیح مراحل آموزش اصول ….. 
، این اصل به عنوان نمونه ،  موردتوجه قرارگرفته است : ” درزبان انگلیسی ، صورت جمع اکثراسم هابااضافه کردن S   به آخراسامی مفرددرست می شود . ” مرحله (1) عملکردی راکه پس ازآموزش اصل ازیادگیرنده انتظارداریددرآغازدرس بیان کنید . در اینجا نیز معلّم بایدهدف درس خودرابرحسب عملکردیادگیرندگان به دقّت توصیف کند . هدف آموزشی بالارامی توان به این نحوبیان کرد : وقتی معلّم اسامی مفردزبان انگلیسی رابه دانش آموزمی دهد ، اوباید بتواندبااضافه کردن  حرف  Sبه آخرآن ها، صورت جمع آن اسامی رادرست کند . مرحله (2) معین کنیدکه برای یادگیری هراصل دانستن ویادآوری کدام مفاهیم ازسوی یادگیرنده ، ضروری است . آن طورکه قبلاًگفتیم ، هراصل ازترکیب چندمفهوم به وجودمی آید.ازاین رو ، پیش ازآموزش اصول باید مفاهیم تشکیل دهنده آن هارامشخّص کنیم و مطمئن شویم که یادگیرندگان این مفاهیم رابه خوبی می دانند. یعنی بایدبه تعیین ]  پیش نیازها [ ورفتارهای ورودی لازم وسنجش این رفتارها( سنجش آغازین ) اقدام نماییم . برای یادگیری اصل موردنظرما، دانستن این مفاهیم ازسوی دانش آموزان ضروری است : صورت جمع ، اسامی ، درست شدن بااضافه کردن ، حرف  S و کلمه ی مفرد . علاوه بردانستن مفاهیم تشکیل دهنده ی اصل ، گاه اتفاق می افتدکه برای یادگیری یک اصل چندین اصل دیگرنیزبایدقبلاًآموخته شده باشند . گانیه (1977) گفته است که چندین اصل برروی هم تشکیل یک سلسله مراتب می دهند که درآن یادگیری دویا چند اصل برای یادگیری اصل سطح بالاترجنبه پیش نیازداشته باشد . بنابراین معلّم بایدپیش ازآموزش یک اصل ، ازطریق تحلیل آن (تحلیل تکلیف ) به تعیین کلیه مفاهیم واصول پیش نیازآن اقدام کندواطمینان حاصل کندکه دانش آموزان قبل ازشروع یادگیری اصل موردنظر، آن پیش نیازهارابه خوبی یادگرفته باشند .مرحله (3) یادگیرندگان رادریادآوری مفاهیم تشکیل دهنده اصل موردنظریاری دهید . دراصل مورد نظر ما ، به این روش می توان به دانش آموزان کمک کرد : شمامی دانیدمفرداسم  چیست . مامی توانیم درباره یک کتاب یا یک کشورصحبت کنیم . همچنین می دانیدکه جمع اسم ، چگونه کلمه ای است .آن هابه (بیش ازیک شخص یایک شیء یایک مکان اشاره می کنند . مامی توانیم درباره دوکتاب یاتمام کشورهای دنیا صحبت کنیم . من فهرستی ازکلمات برروی تابلومی نویسم (پدر ، اطاق ها ، کشورها ، معلّم ، زمین ) ، اسامی جمع رامشخص نمایید . برای سایرمفاهیم پیش نیازبه همین طریق عمل نموده وبه نوعی ازتسلّط دانش آموزان برآن ها اطمینان حاصل می نماییم .مرحله (4) به یادگیرندگان کمک کنیدتامفاهیم رابه ترتیب صحیح به دنبال هم قراردهند . دراین مرحله بایدبه یادگیرندگان کمک کرد تامفاهیم رابه ترتیب درست مورداستفاده قراردهند. درانجام این کار، یادگیرندگان به راهنمایی دقیق نیازمندند. تنها ، گفتن این موردکفایت نمی کند] و بافعالیت هایی چون پرسش های پلکانی وسازمان دهی شده ، فعالیت های اکتشافی و…[ بایدعملاً به این ساخت دهی سلسله مراتبی مفاهیم درذهن اقدام نمود .مرحله (5) فرصت تمرین اصل آموخته شده ودریافت تقویت رابه یادگیرندگان بدهید . یادگیری کامل اصول ، نیازبه تمرین دارد . برای تمرین اصل موردنظرما ، معلّم می تواندازدانش آموزان بخواهد تادر کتاب خودجمع های اسامی راپیداکنند . ودرنوشته های خودجمع های اسامی رابه طریقی که درمراحل بالایاد گرفته اند مورد استفاده قراردهند . معلم بایدآن هارادرانجام این تمرین هاهدایت کندوپاسخ های درستشان را تقویت نماید . تقویت تمرین های اصل آموخته شده ، به ویژه موقعی ضروری است که یادگیری یک اصل با یادداری اصول دیگرتداخل می کند . انتوسیل وهاجینز(1964) درپژوهش خودنشان دادندکه یادگیری تعدادی اصل مربوط به مدارهای الکتریکی بایکدیگرتداخل کردندومنجربه فراموشی آن اصول شدند. این نوع یافته هانیازبه توالی درست موضوع های درسی وتمرین های همراه باتقویتِ اصولی راکه بایکدیگرتداخل می کنند ، راآشکارمی سازد .مرحله (6) ازیادگیری اصل ارزشیابی به عمل آورید .گانیه (1966) براهمیت این مطلب که معلّم بایداز یادگیرنده بخواهدتایادگیری خودراازاصل موردنظردر موقعیت های مختلف نشان دهد ، تأکیدکرده است . او  درباره اصل کار ( مسافت × نیرو = کار) نظرخود رادرباره نشان دادن یادگیری  این اصل ازسوی دانش آموزبه شرح زیربیان کرده است : منظورمن ازنشان دادن ، اندازه واحدی ازعملکرد یادگیرنده که به صورت توصیف کلامی درپاسخ به این پرسش معلّم داده می شود نیست که ، کاررادرموقعیت زیر نشان دهید ؟ درعوض به نظرمن تعدادی سوال مختلف وجودداردکه معلّم می تواند برای سنجش اصل مورد نظر از دانش آموزان بپرسد. یکی ازآن ها ممکن است چنین باشد:اگرجسمی باوزن 1000کیلوگرم ازمسافتی برابربا 30 سانتی متر سقوط کندچه مقدارکارانجام می گیرد ؟ یا مقدارکارانجام گرفته به توسط نیرویی برابربا 12 کیلوگرم راکه در مسافتی برابربا 3 مترکشیده شود محاسبه کنید . بنابراین معلّم بایددانش آموزان راباموقعیت های گوناگون روبه رو سازدوازآن ها بخواهد تااصل آموخته شده رادراین موقعیت هابه کاربرند . اگرآن هادرانجام این کارموفق بودند ، معلّم  مطمئن می شود که یادگیرندگان به هدف آموزشی رسیده اند وکارمعلّم موفقیت آمیزبوده است . (1-507  تا 511)          آموزش مفاهیم  وتوسعه مهارت های موردنیازدرعلوم تجربیاهمیت آموزش علوم تجربیامروزه درهمه کشورها، به مسأله آموزش علوم اهمیت زیادی داده می شود ، زیرادانشمندان ، مهندسان ، تکنسین هاوگردانندگان چرخ های صنعت درآینده ، امروزپشت میزهای کلاس شمانشسته اندوایجادآمادگی های لازم درآنان ، برعهده شماست . (16- مقدمه )  یکی ازویژگی های بارزانسان کنجکاوی است که ازدوران کودکی تاپایان عمر، همواره اورابه دانستن وکشف حقایق وپرده برداری ازمجهولات سوق می دهد . این نیروی درونی ، تکاپوی انسان رابرای کسب علم وگریز از جهل افزون می کند . آن چه امروزازدانش بشری دردسترس ماست ، حاصل تلاش انسان های گذشته در اثر همین نیروی درونی خدادادی است وبی تردیدبسیاری ازمسائلی که اکنون برای مامجهول است ، نسل های کنجکاو آینده ، کشف خواهندکرد . نظام آموزشی مابایدبه گونه ای برنامه ریزی شود که هم نیروی جست وجوگری رادرکودکان شکوفا کندوهم سوادعلمی فناورانه ی جامعه رابهبودبخشد تاازاین راه بتواندزمینه ی توسعه ی پایدار رادر کشور فراهم آورد . (6 -4) مجموعه برنامه های آموزشی کودکان رامی توان دریک عبارت ” آشنایی باطبیعت وزندگی اجتماعی ” خلاصه کرد. پرسش های مکرّرکودک نیزراجع به همین موضوع است که باانگیزه ای درونی وباتوجه به دنیای اطراف می پرسد و اطلاعات قبلی واحیاناً غلط خودرامی آزمایدودوباره سازی می کند .پاسخ گویی به پرسش های: چرا؟ چگونه؟ چی؟ کجا؟ چه وقت؟ و… ضمن حلّ بخشی ازمسائل جهان اطراف کودک ، سبب رضایت خاطرآنهانیزمی گردد . برخوردمناسب بااین پرسش ها [درسایه آگاهی وتلاش هدفمندومطلوب معلمان ومربیان علاقمندودوراندیش ] رشدتفکّروخلاقیت وتوسعه ی علاقه های کودکان ونوجوانان رابه دنبال خواهدداشت . (5 – مقدمه )کودک درنقش یک دانشمندکودکان قسمت اعظم وقت خودرابه جستجو ، ونه آزمایش می گذرانند. همین فعالیت ، وی رابه مجموعه های عظیمی ازدانستنی های جهان پیرامونش هدایت می کند . کودک پس ازبازی وفروبردن شیئی درخمیربازی ، پی می بردکه این ماده حالت خمیری وشکل پذیر دارد. به همین صورت نسبت به مواددیگرکه ابزاربازی وفعالیت اوراتشکیل می دهند ، مفاهیمی رامی آموزدوتعمیم هایی راصورت می دهد [که درآموزش های جاری وبه ویژه باروش های مستقیم به سختی امکان پذیراست] . مهم آن است که روش ومنش علمی به تدریج درکودک پرورانده وتوسعه داده شود . درحقیقت اوباادامه فعالیت های پرازکوشش وخطا ، به روش هاوجهت گیری های مناسبی رهنمون می شود. (6 -70)کودک درتعامل بامحیط وپدیده های موجوددرآن هماننددانشمندی کوچک عمل می کند، برای خودفرضیه می سازد ، آزمایش می کند ونتیجه گیری می نماید . این امرمارابرآن می داردکه درآموزش وی باتخصص ومهارت بیشتری گام برداریم . کودکان نیازدارندازمحیط زیستی وفیزیکی اطراف خودآگاهی یابندوبه تفکرعلمی ومنطقی ومولّد به ویژه درمورداشیاء وپدیده های واقعی که برایشان بسیارلذّت بخش است بپردازند . فعالیت هاوتجارب آموزشی باید شرایطی رافراهم کنندکه کودک خودبنابه علاقه وآمادگی ، به یادگیری ودرک مفاهیم بپردازد . (22- 128و129)اهداف ، دیدگاهها ، موضوعات ومهارت های موردتوجه درعلوم تجربی  اهداف آموزش ویادگیری علوم تجربی  اهداف آموزش علوم ازنظر کمی وکیفی  مواردی به شرح زیررادربرمی گیرد : الف-تبدیل کودک به یادگیرنده مادام العمر . یکی ازاهداف واساسی ترین هدف ازآموزش علوم ، فراهم آوردن شرایطی است که یادگیرنده بتواند درتمام عمربه کسب سوادعلمی موردنیازخودبپردازد که امروزه به ” یادگیری مادام العمر” [ Life long education] ، مشهورشده است . یادگیری مادام العمرنیزمنوط به دارابودن دانش پایه ی کافی وضروری ، مهارت ودانستن راه وروش یادگیری ، میل به یادگیری واعتقادبه آن است . به عبارتی دیگر، ایجادشرایط ،آمادگی وتوانایی درجهت کسب سوادعلمی فناورانه دریادگیرندگان ، اساس یادگیری درسراسرعمراست . براین اساس می توان اهداف آموزش علوم رادرسه حیطه ی اصلی واساسی درنظر گرفت :دانشی ، مهارتی  و  نگرشی. ب-اهداف دانشی ، شامل کسب دانستنی های ضروری است . پ- اهداف مهارتی ،  کسب مهارت های ضروری ] فرایندهای فکری موردنیازدریادگیری علوم تجربی [ ، مانندراه وروش یادگیری است . (6 -5) این مهارت هاامروزه در جهان تحت عنوان مهارت های فرایندی ( Process Skills) ، مهارت های علمی یا مهارت های یادگیری مطرح می شوند که عبارتنداز : مشاهده ، اندازه گیری ، جمع آوری اطلاعات ، تفسیر یافته ها، فرضیه سازی ، برقراری ارتباط ، پیش بینی ، کاربردابزار ، وطراحی تحقیق  (6 -6). باید باورداشت که ارائه ی دانش به عنوان یک فراورده [ یایادگیری اطلاعات محض علمی] ، نیازهای یادگیری دانش آموزان رادرآینده رفع نمی کند ، بلکه بایدراه دریافت دانش رابه صورت یک فرایند به آنان آموزش داد. یعنی بایدفرصتی فراهم شود تا آنان خود درفرایند یادگیری شرکت نموده ودرساختن وتولید مفاهیم نقش داشته باشند.به عبارتی همان یادگیری فرایند محور که مهارت های فرایندی درآن نقش عمده ای به عهده دارند. اگر یادگیرندگان دراین زمینه مهارت یابند ، به کمک آن ها ، کاردانشمندان رادنبال خواهندکرد . (6- 8 و9) .ت-اهداف نگرشی  نیزشامل کسب نگرش های ضروری است . این مورد ،  کلیه اهدافی رادربرمی گیرد که به تمایل وعلاقه ی یادگیرنده به اقدام در یک مسیرمعین وخاص مربوط می شود . درواقع آموزش راباید وسیله ای برای نیل به ارزش ها[وعلائق علمی ]دانست (6 – 5 و6).[آموزش بایدطوری عمل کندکه شخصیت ونگرش یادگیرنده در مسیر درستی شکل بگیرد و آن چه می داند ومی فهمدازچنان عمقی برخوردارباشدکه به آن هاعمل کند و پایبند به آن باشد . یکی ازاین اهداف ، داشتن شخصیت علمی ازسوی دانشمند علم تجربی است . دانشمند حامل این علم بایددرهرزمینه ای علمی بیندیشدوعلمی عمل کند . دراین صورت است که بایدایشان راحامل نگرش علمی دانست .]  نگرش های مطلوب ویانامطلوب درجریان فعالیت های رسمی وغیررسمی ، درکودکان پرورش می یابند . ممکن است این نگرش هاماهیت عقلی وذهنی داشته باشندیاجنبه های احساسی وعاطفی پیداکنند. (6-92)ازجمله اهداف نگرشی می توان به این موارداشاره کرد : علاقه به کاروتلاش ، پی بردن به خدابه طورعمیق ازطریق نظم در موجودات ، همکاری گروهی ، صبروحوصله ، دوری ازتعصب نابجا ، احترام به عقایددیگران ، حساسیت نسبت به حفظ بهداشت ، حفظ محیط زیست ، تفکّرخلاق ونقاد ، اعتمادبه نفس ومسئولیت پذیری . (6-92) کنجکاوی و جستجوگری علمی ، ارزش دادن به شواهد و… [که همگی به یک باورریشه دارواصولی ویک شخصیت علمی مربوط می شوند ]  . درزمینه ایجادوگسترش نگرش های مطلوب درکودکان بایدبه چنین نکاتی به شکل جامع ومناسب توجه کرد : * درایجادنگرش هاتمام افرادجامعه موثرند . درواقع جامعه بایدبابرنامه ریزی های مناسب درمسیر ایجادو گسترش نگرش های علمی ، گام های اساسی بردارد واز اقدامات علمی به شیوه های گوناگون حمایت نماید تااین نگرش ها به سرعت و به شکل جهشی ، ایجادوتوسعه یابد . دراین رابطه ، هیچ مطالعه علمی نشان نداده است که دانش آموزان توانسته باشندازمعلمان بی علاقه به علوم درآموزش ، به خوبی بهره گیرند . احساسات معلمان علوم و نوآموزان این رشته درفراگیری آن اهمیت بسیاردارد. (8 – 19)*  علم وعمل . بهتر[وضروری] است که نگرش هاازطریق عمل به کودکان منتقل شود، نه صرفاً باگفتار . (6-92) تدریس فعالیتی دوجانبه است . توانایی ورشدمداوم شمابه عنوان راهنما و مربی ، وابسته به نوع نگرشی است که درباره مسأله ی یادگیری دارید . اگرکلاس درس ودانش آموزان را آزمایشگاهی محسوب نماییدکه درآن محققانه وعلمی کارمی کنید ، می توان شمارایک معلم عامل ومناسب برای آموزش علوم تجربی شمرد. البته مقامات مرکز آموزشی ودیگرمسئولین هم درزمینه تشویق ایجادچنین نگرش ها به علم ورفتارهای معلم نقشی عمده دارند . دکتر” موریکا ” ازانستیتوی تحقیقات تربیتی ژاپن ، چنین اظهارمی کند که ، آموختن تکنیک های آزمایشگاهی مشکل یا مفاهیم علمی پیچیده به طورمنظم  ، به افرادی علاقمندودانشمندنیازدارد.اگرمعلمان مایلند دانش آموزان آنها به علم علاقه پیداکنند، بایدخودشان به آن علاقه داشته باشندومحققانه رفتارنمایند . (15- ص19)* نگرش یعنی تمایل به اقدام دریک مسیرمعین .  به منظور ایجادمیل ورغبت به انجام فعالیت های علمی ،  محیط آموزشی بایدبه یادگیرندگان حق انتخاب بدهدتادرسایه این انتخاب گری ، اتخاذتصمیمات درست درجهت پرورش نگرش ها بوجودآید . (6-92) [به عبارتی دیگر ، تصمیمات ونتایج  به شکلی آگاهانه ، مسئولانه وآزادانه به وسیله یادگیرنده اتخاذ  شود نه به شکل اجباری یاشبه اجبار ، که دراین صورت یانگرش ایجادنشده ویا چنین نتیجه ای ازعمق لازم برخوردارنخواهدبود،زیرایک  اهرم بیرونی  وفرایندی نامناسب موجب انجام فعالیتی خاص شده است ]* تأیید یاردّ عمل . فعالیت های درست یانادرست کودک بایدبادلایل علمی تأییدیاردشود [تااندیشه ونگرش علمی دراوپرورش یابد] . (15- ص19) کودکان بایدبه این نکته پی ببرندکه هیچ کس درباره چیزی اطلاع قطعی ندارد . باکسب چنین بینشی ، آنان علوم تجربی رابدون تأکیدبرمحتوای علمی آن می آموزند . هرگاه نظریات نیوتون ، داروین ، بویل ودیگران رابه صورت واقعیات انکارناپذیرعنوان کنیم نوعی تفکّرقرون وسطایی راآموزش داده ایم . (6-92)ث : کسب دانش پایه ، این هدف ، شرط لازم (امانه کافی) برای یادگیری های بعدی است . لذا کسب مهارت های ضروری که پرورش مهارت هایی به منظورآموختن “راه یادگیری” است ، کامل کننده آن است. (6 -6) مهارت های ضروری وموردنیازدرآموزش علوم تجربی Ө مشاهده مشاهده مستقیم وعینی ، به کودکان فرصت آشنایی بیشتروبهتر[ دقیق تر ، مطمئن تر  وکاربردی تر] باپدیده های طبیعت رامی دهد . بنابراین نیازبه غنی کردن محیط زندگی وایجادفرصت برای طرح پرسش هایی به صورت غیرذهنی احساس می شود .  (5-مقدمه)منظورازمشاهده به کاربستن همه حواس است .آدمی تاچیزی را مشاهده نکند، کنجکاو نمی شود . توانایی های مشاهده رامی توان آموخت. درمشاهده علمی هوشیاری وانتخاب ارادی وآگاهانه ی محرک هاوپدیده هااهمیت خاصی دارد .آن چه ازمشاهدات صورت گرفته اهمیت بیشتری دارد،پرسش هایی است که قبل وبعدازمشاهده به این عمل جهت می دهند وعمق آن راگسترش می دهند وآن راازیک فعالیت سطحی وگذراخارج می سازند .دراین زمینه می توان ازقبل کودکان راراهنمایی کرد تابه دنبال اهداف و موضوعات خاصی بگردند وعمل مشاهده رابرای رسیدن به آن اهداف یانتایج انجام دهند ودرنتیجه بین مشاهده واستنباط تمییزقائل شوند . به عنوان مثال نمونه های مختلفی ازگل هارامشاهده کنندوبه دنبال تفاوت هاوشباهت های آن هاباشند وبه نتایج خاصی دست یابند. [به عبارتی دیگر مشاهده ی هدف دارانجام دهند ] (15- 24)در مشاهده می توان ازرسانه های گوناگون مانندتصویر، اشیای واقعی ، مدل وغیره استفاده نمود وبافعالیت ها و ایجادموقعیت های تمرکزدهنده یادشده ، کودکان رابه توجه وتفکرواداشت . به منظورایجادفرصت های بیشتربرای مشاهده می توان کودکان رابه مسافرت ، پارک و بازدیدهای علمی بردودرباره مسائل گوناگون درحدفهم آنان برایشان صحبت کرد . (22-132)ازمشاهده به عنوان یکی ازمهارت های موردنیازدریادگیری علوم تجربی نام بردیم .  هدف ازمشاهده ، تقویت واستفاده ازهمه [یاحداکثر] حواس است . نتیجه مشاهده ، به دست آوردن اطلاعات ضروری درباره موضوع یاتحقیق موردنظراست . در مشاهده ، دانش آموزان بایدتوجه به جزئیات وتوانایی تشخیص چیزی راکه به کارشان مربوط است ، فراگیرند . آن چه شاگردان درباره حاصل مشاهدات خودمی گویند ، رسم می کنندیامی نویسند ، نشان می دهدکه چه چیزی رادیده ، بوییده ، چشیده ، شنیده یالمس کرده اند . یک معلم درمقام راهنمای یادگیرنده بایدکاملاً مشاهده ی کودکان راموردتوجه قراردهد ، زیرامعلوم نیست آنان آن چه راکه منظوراوست ، حس کرده باشند . یکی ازراههای جلب توجه کودکان به جزئیات ، پرسش ازتفاوت میان دوچیزمشابه است .(دوماهی داخل آب ، طرزحل شدن یک حبه قنددرآب سرد وگرم و…) . تشخیص ترتیب یک رویدادهم  باعث افزایش دقت در مشاهده می شود . [ازجمله روش های دیگربرای افزایش دقت در مشاهده وجلب توجه کودکان دراین زمینه ، پاداش دهی مناسب به مشاهدی آنان وارائه پاسخ های علمی وراهنمایی آنان درفرایند مشاهده است] . درمهارت مشاهده ، همواره بایدهدف رابرای یادگیرندگان مشخص کرد درغیراین صورت ممکن است معلم بااین هدف که آنان رابه مشاهده یک بوته وادارکندتاآنان به شکل برگ هایاارتفاع ساقه توجه کنند ، کودکان به رنگ و بوی گل ها ، نوع میوه و دانه دقت کنند .  [درنتیجه لازم است مربی به عنوان راهنما، هدفمندی مشاهده راموردتوجه قرارداده ، کودکان رابااهرم های مناسب درجهت هدف هدایت نماید .] معمولاً مشاهده به سه منظورانجام می پذیرد : مقایسه   ،  طبقه بندی که ابتکاری بودن آن مهم است و جمع آوری شواهدواطلاعات . عموماًاطلاعات گوناگونی دراطراف ماموجوداست وفقط بامشاهدات دقیق است که اطلاعات موردنیازرامی توان جمع آوری نمود.  جمع آوری اطلاعات به یادگیرنده کمک می کندتادرباره محیط ومشکلات آن درک بهتری پیداکرده[به تولیدمفهوم بپردازدوروش علمی رابیاموزد .] (6 – 9 و 10) Ө مهارت مقایسه کردن این مهارت برمبنای مشاهده استواراست و مقدمه ای برای رسیدن به مهارت طبقه بندی است. کودک با انجام فعالیت های مشاهده ، به کاربردن حواس واندازه گیری به بررسی خصوصیات مشترک یامتفاوت اشیاء وپدیده ها می پردازدوآن هاراازهم تمیزمی دهد . درمقایسه موجودات  ، پدیده هاواشیای گوناگون است که کودک معنی و مقصود مفاهیم : سخت ، نرم ، زبر و برف ، یخ ، گرم ، سردو… رامی فهمد . استفاده از[رسانه های به کارگیرنده ی حواس گوناگون و انجام فعالیت های آزمایشی وجستجوگری یادگیرنده مانند] تصاویر ، اشیای واقعی ومدل ها ، مشاهده ولمس آن ها  و پرسش های  سلسله مراتبی دقیق ومنظم وحساب شده ، می توانداین مهارت رابه درستی گسترش دهد . Ө مهارت طبقه بندیطبقه بندی کردن مهارتی است که کودک به وسیله آن گروهی ازاشیاء رابراساس خصوصیاتی که درآن ها آشکارتراست  ، دریک دسته ی جداگانه قرارمی دهد . جهت گسترش مهارت طبقه بندی می توان کارت های تصویری انواع پرندگان ، خوراک وپوشاک ، ماشین ها ، پازل ها و … رادراختیارکودکان قراردادتا آنان عمل طبقه بندی راانجام دهندوبه توضیح دلائل خودبپردازند. ( 22- 133 و 134)طبقه بندی  فعالیتی است که دانشمندان برای نظم بخشیدن به پژوهش های خوددرباره طبیعت برمبنای نظام هاوملاک های مناسبی انجام می دهند. هنگامی که کودکان شروع به یادگیری مفهوم طبقه بندی می کنند، می توان به آن ها فرصت انتخاب نظام طبقه بندی دلخواه راداد ، زیرانیازی نیست که درآموختن نظام های علمی طبقه بندی توسط دانشمندان ، عجله به خرج داد. دراین زمینه نیازی نیست که خودمربی ومعلّم ازطبقه بندی هرموجودی با خبر باشدوآن رادرطبقه مناسب علمی اش جای دهد ، به عبارتی دیگرمی توانیم طبقه بندی رابه خاطرخودطبقه بندی ،  آموزش بدهیم . Ө کشف وبرقراری روابط عددیروابط عددی مهارتی است که درآن اطلاعات به زبان ریاضی دانان وبه صورت مختصر ومعنی دارمحاسبه و درقالب نمودار ، منحنی ، معادله و… قرارداده می شود. روابط زمان –فضا که شامل بررسی وکاربرداشکال ، فاصله ها ، حرکت و سرعت است . دراین رابطه می توان از مطالعه شکل جانوران ، بلورها ، توپی که درسرازیری می غلتد یاانجام یک مسابقه میان دوجانور ، بهره برد  . (15- 25 و 26 )Ө مهارت فرضیه سازیمادرزندگی خودباواقعیت های گوناگونی سروکارداریم . هرگاه رویدادی به طورناگهانی وبدون سابقه قبلی اتفاق بیفتد ، ازخودمی پرسیم ، چرا؟ چه شد ؟ چنین مواقعی به فرضیه سازی نیازداریم. به این معناکه سعی می کنیم  برای آن رویدادتوضیحی ارائه دهیم .آن چه درفرضیه سازی مهم است وادارکردن یادگیرندگان به کنجکاوی درموردحوادث محیط اطراف است . پس ازفرضیه سازی مسأله ی تعمیم اهمیت می یابد . یعنی بایددیدکه این فرضیه درمورد رویدادهای مشابه کارآیی داردیا نه . نکته مهم دیگردرمورد مهارت فرضیه سازی این است که در فرضیات ساخته شده بایدازاصول علمی ومفاهیم آموخته شده قبلی حتماًاستفاده کرد ، یعنی فرضیات جدیدبایدبراساس فرضیات قبلی بناشود. نکته مهم دیگردراین رابطه ارائه بیش ازیک فرضیه درموردیک پدیده است که ایجادفضایی برای نقدفرضیات ارائه شده وانتخاب بهترین آن هاضروری است . بهترین دقایق و لحظات درکلاس علوم آن مواقعی است که یادگیرندگان به دفاع ازفرضیات و نظرات   خود  می پردازند . (15- ص19) لازم به یادآوری است که دوچیزیک فرضیه راعلمی می کند : یکی منطبق بودن باشواهد ، برای مثال وقتی می گوییم چیزهایی مثل چوب روی آب می مانند امّا سکه وامثال آنها به زیرآب می روند ، دانش آموزبایدبه یک فرضیه تعمیم پذیریامفهوم قابل تعمیم دست یابد . ماننداین فرضیه که چیزهایی مثل چوب که سبک هستندروی آب می مانندولی چیزهای سنگین مثل سکه به زیرآب می روند نه این فرضیه که اشیای هم رنگ چوب روی آب می مانندوهم رنگ سکه درآب فرومی روند .[شواهدومثال های متعدددیگرخلاف این فرض راثابت می کند] .دلیل دیگربرای علمی بودن فرضیه ، قابلیت آن برای آزمایش (آزمون پذیری) است . دراین موردبایدازیادگیرندگان بخواهیم برای آزمون فرض خودراه وروشی پیشنهادکنند. مثلاًاگربخواهیم نان کفک نزند ، چه کاربکنیم ؟ فرضیه هادراین زمینه می تواندشامل این مواردباشد : آن رابیشتربپزیم ، خشک نگه داریم و آن رادریخچال بگذاریم .هرکدام ازاین فرضیه های ارائه شده راآزمایش علمی ، تأییدیارد خواهدکرد . بدیهی است یادگیرندگان خلاق ، مبتکر[ودانا] درزمینه فرضیه سازی وآزمون فرض میدان عمل وسیع تری دارند وفرضیات جالب تر وعلمی تری راارائه می دهند . برای افزایش توانایی دانش آموزان جهت فرضیه سازی ، مربی می توانداقداماتی بدین صورت انجام دهد : الف-ایجادموقعیت برای آزمون پدیده هایی که کودکان توانایی توضیح آن هارابااستفاده ازتجربیات قبلی داراهستند . ب – سازمان دهی کلاس به صورتی که دانش آموزان بتواننددرباره دلایل وتوضیحات خودبحث کنند. بدین ترتیب متوجه اطلاعات وفرضیات دیگرهم خواهندشد[و نقص اطلاعات ودلایل شخصی خودرا نیزدرمی یابند] . پ – تشویق به آزمون توضیحات ممکن  ت- افزودن برمنابع مفیداطلاعاتی برای کودکان (کتاب ، عکس ، حضورافرادمتخصص و مراجعه به آنان و … )    Ө مهارت پیش بینی [و تخمین ]  پیش بینی ، یعنی بیان جملات یاعباراتی که نوع اتفاقی راکه درآینده می افتد یا جواب پرسشی که بااندازه گیری حاصل می شود راتوضیح می دهد . بیان نتیجه قبل ازانجام آزمایش یادرنیمه های آن ، یک پیش بینی است . درهنگام پیش بینی  ، یک الگوی منطقی ذهنی که خودرابه شکل رابطه منطقی علت ومعلولی نشان می دهد، درذهن یادگیرنده وجوددارد . مواردبسیاری درزندگی روزمره ، درمدرسه وکلاس درس ونیزپدیده های گوناگون محیط اطراف وجودداردکه می توان کودک راتشویق کردتابراساس اصول علمی ، کار پیش بینی رادرموردآن هاانجام دهد .[این عمل به دلیل تحریک تفکر ، تقویت حافظه ، گسترش قدرت تخمین وبه چالش واداشتن  یادگیرنده ، بخشی ازروش های فعال آموزش ویادگیری به حساب می آید ] . Ө مهارت کاربردابزارهابایدتوجه داشت که یکی ازراههای اساسی پرورش نیروی ابتکار، انجام کارهای عملی است .یک مسأله اساسی دراین موردکاربردابزارها ، ساختن آن ها توسط خودکودک وبه کارگیری آن هاست . امروزه بسیاری ازدانش آموختگان مدارس ودانشگاهها، حتی توانایی انجام کارهای ساده مانندعوض کردن واشریک شیرآب وتعمیر



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید