اثر چهار هفته تمرینات ائروبیک یا مقاومتی بر روی سختی عروق، جریان خون و فشار خون در مرحله 1 و مرحله پیش از فشار خون بالا
مزایای ورزش ائروبیک (AE) برای فشار خون (BP) و سختی شریان ها به خوبی مشخص شده است، اما اثرات تمرینات استقامتی به خوبی گزارش نشده اند. هدف از این مطالعه تعیین اثر تمرینات مقاومتی و ائروبیک بر روی دینامیک خون و سختی شریان ها می باشد. سی فرد دارای مرحله 1 و مرحله پیش از فشار خون بالا (20 مرد و 10 زن)، که از دارو مصرف نمی کردند، به عنوان نمونه در این مطالعه شرکت کردند (متوسط سن 3/1± 2/48) و به صورت تصادفی برای چهار هفته به دو گروه ورزش ائروبیک و ورزش استقامتی تقسیم شدند. پیش و پس از ورزش، فشار خون، سختی شریان (سرعت موج ضربان- PWV) و ظرفیت گشاد شدن عروق (VC) اندازه گیری شدند. فشار خون سیستولی در حال استراحت (SBP) به دنبال هر دو ورزش کاهش یافت (SBP: RE, pre 136±2.9 vs post 132±3.4; AE, pre 141±3.8 vs post 136±3.4mmHg, P=0.005; diastolic BP: RE, pre 78±1.3 vs post 74±1.6; AE, pre 80±1.6 vs post 77±1.7mmHg,P=0.001) (pre: پیش، post: پس). PWV مرکزی به دنبال ورزش استقامتی افزایش یافت (P=0.0001) ( (11±0.9–12.7±0.9m/s اما پس از ورزش ائروبیک کاهش یافت ( 12.1±0.8–11.1±0.8m/s). PWV محیطی نیز به دنبال ورزش استقامتی افزایش یافت (P=0.013) (RE، پیش 8/0±5/11 در برابر پس 7/0 ±5/12 متر/ثانیه). مساحت VC در زیر منحنی (VCAUC) با RE بیشتر از AE افزایش یافت (RE, pre 76±8.0 vs post 131.1±11.6; AE, pre 82.7±8.0 vs post 110.1±11.6 ml به ازاء هر دقیقه در هر ثانیه به ازاء هر 100 میلی لیتر، P=0.001). علاوه بر این، حداکثر VC (VCpeak) به دنبال تمرین استقامتی بیشتر از تمرین ائروبیک افزایش نشان داد (RE, pre 17±1.9 vs post 25.8±2.1; AE, pre 19.2±8.4 vs post 22.9±8.4 ml به ازاء هر دقیقه هر ثانیه و هر 100 میلی لیتر، P=0.005). اگرچه هر دو RE و AE سبب کاهش فشار خون شدند، اما تغییر در فشار خون ممکن است به دلیل مکانیسم های متفاوتی باشد.
معرفی
اهمیت کنترل نمودن فشار خون در گزارشات اخیر کمیته ملی مشترک در زمینه پیشگیری، تشخیص و درمان فشار خون بالا تاکید شده است، و یک گروه جدید به نام “پیش- فشار خون بالا” تعیین شده است زیرا فشار خون سیستولی (SBP) و/یا دیاستولی (DBP) بیشتر از 80/120 میلی متر جیوه نیز سبب افزایش مشکلات قلبی عروقی می شود. تغییرات در شیوه زندگی مانند داشتن عادات ورزشی مناسب، مخصوصا برای درمان و پیشگیری از فشار خون بالا ضروری می باشند. ورزش ائروبیک پویا و با شدت متوسط برای پیشگیری و درمان فشار خون بالا توصیه می شود و مشخص شده است که در افراد مبتلا به فشار خون ورزش می تواند SBP را تا 10 و DBP را تا 7 میلی متر جیوه کاهش دهد. نشان داده شده است که کاهش در فشار خون به دنبال ورزش ائروبیک تنها پس از 1 تا 2 هفته ورزش قابل مشاهده است.
در حال حاضر ورزش های استقامتی (RE) به عنوان گزینه تکمیلی برای برنامه های ائروبیک توصیه می شوند، و مزایای زیادی برای جمعیت سن بالا دارند، شامل پیشگیری و درمان پوکی استخوان و سارکوپنی. یک تجزیه و تحلیل متا گزارش نمود که ورزش استقامتی پویا می تواند در افراد نرمال به ترتیب SBP و DBP را 6/4 و 8/3 میلی متر جیوه کاهش دهد، اما اثرات آن بر روی جمعیت مبتلا به فشار خون بالا مطالعه نشده است. برخلاف توصیه ها در رابطه با بکارگیری RE به عنوان یک رژیم ورزشی، شواهد جدید بیان می کنند که RE سبب افزایش سختی عروقی در افراد جوان، سالم و طبیعی گردیده است. با این حال، این یافته ها جای بحث دارند، زیرا تمام مطالعات یک افزایش در سختی عروق را بر اثر تمرین استقامتی نشان نداده اند. افزایش در سختی عروق، که با افزایش مرگ و میر مرتبط است، می تواند سبب کاهش در جریان خون گردد زیرا مقاومت محیطی افزایش می یابد. از آنجایی که سختی عروق با افزایش فشار ضربان و بار (توان) میوکاردی مرتبط است، RE ممکن است به صورتی بالقوه سبب هایپرتروفی میوکاردی گردد. این تغییرات توسط افزایش فشار خون بدتر خواهند شد.
مطالعات بررسی کننده گشادی عروق با واسطه جریان (FMD) نشان داده اند که AE با شدت متوسط به میزان قابل توجهی سبب افزایش FMD در سوژه های دارای فشار خون طبیعی و بالا می شود، که احتمالا از طریق عملکرد تقویت شده اندوتلیال رگ ها میانجی گری می شود. همچنین شواهدی وجود دارد که برنامه های ترکیبی AE و RE می توانند عملکرد اندوتلیال را بهبود بخشند؛ با این حال، تنها یک مطالعه جدید پاسخ بهبود یافته آموزش استقامتی بازو در یک همگروه از سوژه های دارای فشار خون را نشان داده است، با این حال نتایج آن ها ممکن است به پذیرش سوژه های مصرف کننده داروهای BP محدود باشند. با توجه به نتایج پراکنده RE، و نیز شک در تحقیقات مربوط به اثر RE در بیماران دارای فشار خون بالا بدون مداخله دارویی، نیاز قابل توجهی به تحقیق در این زمینه احساس می شود.
از این رو، هدف از این مطالعه مقایسه نمودن دینامیک خون، سختی شریان ها و تغییرات جریان خون به دنبال 4 هفته تمرینات ائروبیک یا استقامتی در افرادی بود که در وضعیت پیش- فشار خون بالا قرار داشتند یا کمی فشار خون آن ها بالا بود.
مواد و روش ها
سوژه ها
سی زن و مرد با فعالیت متوسط، در مراحل پیش (n=13) و یک (n=17) فشار خون بالا، و بدون مشکلات سلامتی دیگر بین سنین 30 و 60 سال، توسط یک گروه محلی از پزشکان مورد نظارت قرار گرفتند (به عنوان بخشی از یک معاینه پزشکی ساده) و در این آزمایش شرکت کردند. تنها زنانی که دوران یائسگی را طی کرده بودند در مطالعه وارد شدند تا از اثرات تغییرات هورمونی در طی قاعدگی اجتناب شود، و آن ها باید بیش از 12 ماه آمنوره (بدون خون ریزی قاعدگی) بوده و از درمان جایگزینی هورمونی استفاده نمی کردند. بیمارانی که توسط پزشکان ارجاع داده شده بودند در طی معاینات در مطب چندین بار و برای یک دوره 1 تا 3 ماهه فشار خون آن ها اندازه گیری شده بود و این میزان فشار خون با یکی از دو گروه ما همخوانی داشت. تمامی بیماران برای سایر عوامل خطر بیماری های قلبی و عروقی معاینه شدند و هیچ یک با راهنماهای برنامه ملی آموزش کلسترول (NCEP) برای درمان کاهنده لیپید (که عبارت است از میزان لیپوپروتئین های LD خون بیش از 190 میلی مول/لیتر در فقدان عوامل خطر به جز فشار خون بالاتر از حد نرمال) سازگاری نداشتند. همچنین، هیچ یک دیابت نداشتند (بر اساس دو آزمایش قند ناشتا برابر یا بیشتر از 127 میلی مول/لیتر). اگرچه هیچیک از بیماران آزمایش مقاومت به گلوکز را برای شرایط پیش- دیابت انجام ندادند، اما هیچ شکی نیز بر اساس سابقه خانوادگی، شاخص توده بدن و ارزیابی آزمایشگاهی در این زمینه وجود نداشت. هیچ یک از سوژه ها هیچگونه دارویی مصرف نمی کردند، شامل داروهای ضد فشار خون و یا آسپرین، و همگی غیر سیگاری بودند. پروتکل آزمایش توسط هیئت بررسی سازمانی دانشگاه مورد تائید قرار گرفت و تمامی سوژه ها رضایت خود را به صورت کتبی ارائه کردند.
طراحی مطالعه
سوژه ها برای سه معاینه جداگانه به آزمایشگاه عملکرد انسانی ارجاع داده شدند. اولین مطالعه شامل تعیین گره، پرسشنامه های سابقه سلامت و فعالیت بدنی و آزمایشات مربوط به ترکیب بدن، حداکثر ظرفیت هوازی و یا آزمون 10 RM (حداکثر تکرار دهتایی) و آشنایی با دستگاه های اندازه گیری بود. در ملاقات دوم، سوژه ها در یک موقعیت تاق باز برای 15 دقیقه استراحت کردند و سپس اندازه گیری های PWV و فشار خون انجام شد. جریان خون و هایپرمی واکنشی (RH) نیز در حالت استراحت اندازه گیری شدند. تمامی سوژه ها بین 24 تا 48 ساعت پس از تکمیل کردن جلسه تمرینی آخر خود برای ملاقات سوم به آزمایشگاه آمدند. برای اجتناب از تفاوت های روزانه، تمامی اندازه گیری ها در یک ساعت مشخص از روز در وضعیت پس از غذا (بیش از 3 ساعت) و درست به شکل آزمایشات اولیه انجام شدند.
آزمایشات تن سنجی
پلتیسموگرافی تمام بدن (Bod Pod، شرکت Life Measurement، آمریکا) برای ارزیابی ترکیب بدن بکار رفت، و وزن بدن با استفاده از ترازوی Bpd Pod اندازه گیری شد. قد با استفاده از یک قدسنج در نزدیک ترین نیم سانتیمتر اندازه گیری شد، و شاخص توده بدن به صورت وزن (کیلوگرم) به ازاء مربع قد (متر مربع) محاسبه گردید.
تست ورزش بیشینه
سوژه هایی که به صورت تصادفی در گروه ائروبیک قرار گرفتند، یک پروتکل مصرف حداکثر اکسیژن (VO2) را بر روی تردمیل انجام دادند. به صورت خلاصه این آزمایش اینگونه بود که سوژه ها با سرعت 3 مایل در ساعت برای 2 دقیقه شروع به راه رفتن کردند. سرعت تا زمانی تنظیم گردید که سوژه به یک سرعت ثابت می رسید، و در آن نقطه هر سه دقیقه سرعت افزایش می یافت تا زمانی که خستگی ارادی رخ می داد. گازهای تنفسی با استفاده از نمودار متابولیک تنفس-به- تنفس Quark b2 تحلیل شدند (Cosmed، ایتالیا). رتبه تلاش ادراک شده (RPE) و ضربان قلب (HR) (Polar Electro Inc.، آمریکا) یک بار در هر آزمایش اندازه گیری می شد. حداکثر تلاش زمانی بدست می آمد که سوژه ها سه معیار را نشان می دادند: 1) امتیاز RPE نهایی 17 یا بیشتر بر اساس مقیاس Borg (امتیاز از 6 تا 20)، 2) RER بزرگتر از 15/1، c) عدم تغییر در ضربان قلب پس از تغییر در حجم کار و/یا 4) رسیدن به یک سطح تخت در مصرف اکسیژن با افزایش در حجم کار (کمتر از 150 میلی لیتر).
سوژه هایی که تمرینات RE را دریافت کرده بودند یک 10 RM را تکمیل کردند. به دنبال یک نرمش کوتاه، یک بار برآورد شده برای هر ورزش تعیین می شد (پرس پا، pulldown پهلو، leg extension، پرس سینه، خمش پا (برای پشت ران)، پرس شانه، بازو، پرس عضله سه سر و abdominal crunch (دراز نشست بدون بلند شدن کمر از زمین))، و هر سوژه حداقل 3 و حداکثر 15 تکرار را انجام می داد. اگر سوژه کمتر یا بیشتر از 10 تکرار انجام می داد، جدول پیش بینی بکار می رفت تا وزنه بیشتر یا کمتری برای فرد تعیین شود تا زمانی که وزن مورد نظر مشخص گردد.
سختی عروق مرکزی و محیطی
اندازه گیری سرعت موج ضربان با دو پروب داپلر زیر جلدی دو جهتی MD6 (Hokanson، امریکا) مطابق با راهنماهای کاربرد بالینی نیروی کار سختی شریان شماره 3 انجام شد. هر سوژه با یک EKG (CM5 اصلاح شده) نظارت شد و داده های HR همراه با اندازه گیری های PWV وارد کامپیوتر شد و به عنوان نشانه های زمان بندی برای شناسایی PWV بکار رفتند. اندازه گیری های PWV مرکزی از شریان کاروتید چپ به سمت شریان فمورال چپ اندازه گیری شد. فواصل از نقطه کاروتید تا وسط جناب (manubrium sterni) از فواصل کاروتید تا شریان فمورال کم شد. اندازه گیری PWV محیطی از شریان فمورال چپ تا شریان ipsilateral superior dorsalis pedis بدست آمد. فاصله بین موقعیت های اندازه گیری PWV با یک متر تعیین شد و به صورت میلیمتر نوشته شد.
داده ها در زمان واقعی توسط هماهنگ کردن موج های داپلر و نوار قلب بر روی صفحه کامپیوتر (MP100؛ BioPac Systems، آمریکا) جمع آوری شد. تمامی داده ها ذخیره شده و بعدا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. PWV از سرعت موج جریان از پا- تا- پا اندازه گیری شد، در حالی که پایه موج صوتی به عنوان نقطه ضربان سیستولی شناسایی گردید. حداقل 10 شمارش ضربان ثبت گردید و به صورت دستی به عنوان فواصل بین نقطه ها تجزیه و تحلیل شد، و تاخیر زمانی بین موج های پای پروکسیمال و دیستال به عنوان فاصله (D) تقسیم بر تغییر در زمان (m/s) محاسبه شد. ده شمارش ضربان جمع آوری شده و میانگین گرفته شد. داده ها توسط یک محقق تحلیل شدند که درباره متغیرهای گروه بندی هیچ اطلاعی نداشت. در یک آزمایشگاه دیگر، ضریب همبستگی بین دسته ای برای PWV مربوط به 30 سوژه، با استفاده از هر دو نقاط مرکزی و محیطی در دو روز مجزا محاسبه گردید، که برابر 97/0 بدست آمد، با ضریب تغییر پذیری (CV) کوچکتر از 0/4 درصد.
نظارت پویایی خون
فشار خون توسط یک محقق تعلیم دیده و با استفاده از فشار سنج استاندارد به دنبال یک استراحت 15 دقیقه ای در حالت تاق باز اندازه گیری شد. SBP و DBP به صورت دستی در شریان براکیال پس از دوره استراحت و در آغاز ر جلسه آزمایش با استفاده از اولین و پنجمین صدای Korotkoff، بر اساس استانداردهای انجمن قلب آمریکا اندازه گیری شد. HR از محاسبات متوالی فواصل R-R از سه ELG اولیه بدست آمد. یک محقق، که از گروه بندی ها و متغیرهای شرایط بی اطلاع بود، داده ها را وارد کامپیوتر نمود.
جریان خون و هیپرمی واکنشی
جریان خون بازو (FBF) و RH بازو با استفاده از یک mercury-in-silastic strain gauge plethysmograph (پلتیسموگراف دارای جیوه درون یک کشش سنج از جنس سیلیکونی؟) بر اساس روش Higashi و همکاران، اندازه گیری شد (EC-6؛ DE Hokanson Inc، آمریکا). به صورت خلاصه، سوژه در حالت تاق باز خوابیده و بازو کمی بالاتر از سطح قلب قرار می گیرد. به دنبال اندازه گیری قطر ساعد چپ، یک کشش سنجش به پلتیسموگراف متصل می شود. یک دقیقه پیش از هر اندازه گیری، یک مچ بند تا 50 میلی متر جیوه بالاتر از SBP سوژه باد می شود، و در طی هر اندازه گیری FBF دست مسدود نگه داشته می شود. بازو بند تا 52 میلی متر جیوه برای 7 ثانیه از هر چرخه اندازه گیری 15 ثانیه باد می شود (با استفاده از یک باد کننده سریع، EC 20) تا مانع از جریان خروجی وریدی گردد. تمامی داده ها به یک کامپیوتر منتقل شده و با یک بسته نرم افزار برنامه عروقی غیر تهاجمی شماره 3 (نسخه 5.27b) تحلیل می شدند. شش اندازه گیری پلتیسموگراف میانگین گرفته شدند تا مقادیر جریان خون پایه در پیش و پس از تمرین بدست آید. به دنبال اندازه گیری جریان پایه، یک بازوبند دوم بر بالای بازوبند اول قرار گرفت و برای 5 دقیقه در 250 میلی متر جیوه باد گردید. در اینجا نیز، 1 دقیقه پیش از تخلیه بازوبند بالایی، یک مچ بند تا 50 میلی متر جیوه بالاتر از SBP سوژه باد شده و تا انتهای اندازه گیری به همان حال می ماند. به دنبال 5 دقیقه مسدود کردن، بازوبند بالایی به سرعت خالی شده تا RH القا شود. به دنبال این رهاسازی، جریان خون برای 3 دقیقه ثبت گردید. FBF به صورت میلی متر به ازاء هر 100 میلی لیتر از بافت در هر دقیقه بیان شد. برای اجتناب از محدودسازی سایر اندازه گیری های عروقی، RH پس از اتمام تمامی اندازه گیری های دیگر بررسی گردید.
تمرین ورزشی
تمرین AE شامل 30 دقیقه راه رفتن بر روی تردمیل با 65 درصد از VO2Peak، سه روز در هفته برای مدت 4 هفته بود. 10 RM اساسی را برای مقاومت بار فردی برای جلسات تمرین استقامتی پویا فراهم می رد. تمرینات استقامتی عبارت بودند از پرس پا، پرس سینه، leg extension، pulldown پهلویی، خمش پا، پرس سینه، بازو، پرس عضله سه سر و abdominal crunch، که همگی بر روی تجهیزات ورزشی Life Fitness (آمریکا) انجام شدند. هر سوژه سه مجمعه از 10 تکرار را با 65 درصد از ظرفیت 10 RM خود، برای سه بار هر هفته به مدت 4 هفته انجام دادند. هر جلسه RE حدوداً 45-50 دقیقه طول می کشید. از سوژه ها خواسته شد تا خارج از این برنامه هیچ فعالیت ورزشی نداشته باشند.
تیمار داده ها
ظرفیت گشاد شوندگی عروق از داده های جریان خون به عنوان ناحیه زیر منحنی (AUC) بالاتر از ارزش های پایه با استفاده از GraphPad Prism 3.02 و قانون ذوزنقه ای بر اساسا نقاط داده واقعی محاسبه شد. یک تجزیه و تحلیل واریانس 2×2 با تکرار اندازه گیری (حالت ورزش (AE یا RE) بر اساس زمان (پیش یا پس از تمرین)) با استفاده از نسخه 14 نرم افزار SPSS بر روی تمامی متغیرهای وابسته انجام شد. اگر یک تعامل معنی دار مشاهده می شد، یک آزمون Dunnett’s post hoc انجام می شد تا تفاوت معنی دار تعیین شود. یک منی دار به عنوان α<0.05 معنی گردید، و تمامی داده ها به عنوان میانگین ± s.e.m گزارش شدند. اندازه نمونه برای مطالعه کنونی بر اساس داده های قبلی بدست آمده از آزمایشگاه انتخاب شد که تحت شرایط مشابه بر روی 30 سوژه انجام شده بود. برای این مطالعات، بسته نرم افزار آماری STATA بکار رفت، و در کل 30 سوژه باید قدرت آماده مناسبی با P<0.05 را بدست دهند. با یک اندازه نمونه نسبتا کوچک، تفاوت های نسبتا بزر ممکن است به معنی داری آماری نرسند و ممکن است با سایر متغیرهای ثانویه سبب ایجاد خطای نوع 2 شوند. از این رو، اندازه اثر (η2 نسبی) و ارزش های F به عنوان یک پارامتر آماری اضافی برای کمک به خواننده در تفسیر این یافته ها ارائه شدند.
نتایج
سوژه ها
ده مرد و پنج زن به صورت تصادفی به هر یک از گروه ها تخصیص داده شدند. هیچ تفاوت معنی داری در هیچ یک از ویژگی های پیش تعلیم دیده نشد، و هیچ تغییر قابل توجهی در وزن و یا ترکیب بدن در این برنامه مشاهده نشد (جدول 1). پایبندی سوژه ها به جلسات تعلیم بیش از 99 درصد بود.
متغیرهای پویایی خون
متغیرهای پویایی خون در حالت استراحت در جدول 2 ارائه شده اند.
سرعت موج ضربان (نبض)
PWV مرکزی (شکل 1a) یک تعامل معنی دار از حالت- به – زمان را نشان داد (P=0.0001). پیش از تمرین، هیچ تفاوت معنی داری در PWVc-f بین گروه ها مشاهده نشد؛ با این حال، به دنبال AE، PWVc-f به صورت معنی داری از یک میانگین 8/0 ± 1/12 متر/ثانیه به 8/0 ±1/11 متر/ثانیه پس از تمرین کاهش یافت (P=0.002؛ η2= 0.48، F= 25.5). در مقابل، RE به میزان قابلی توجهی PWVc-f را از 9/0 ±11 به 9/0 ±7/12 متر/ثانیه (P=0.003) افزایش داد. PWV محیطی یک تعامل قابل توجه را نشان داد (P=0.013؛ η2= 0.2، F= 7.0)، با افزایش RE و کاهش زمان انتقال AE (AE قبل 8/0±6/12 متر/ثانیه در برابر 7/0±6/11 متر/ثانیه؛ RE پیش 8/0 ±5/11 نسبت به پس 7/9±5/12، شکل 1b). از آنجایی که تفاوت های ریزی بین گروه ها از نظر PWV پایه مشاهده می شد (تفاوت های بی معنی) ما توسط مقادیر PWV پایه به عنوان متغیر کمکی، یک تجزیه و تحلیل کوواریانس بر روی میانگین PWV پس از آزمایش را انجام دادیم. این تجزیه و تحلیل یافته های ما را تغییر نداد، زیرا میانگین های اصلاح شده برای هر دو PWV مرکزی و محیطی بین گروه ها بسیار معنی دار بودند (به ترتیب P<0.0001 و P<0.017). ما همچنین سن را به عنوان یک متغیر مشترک در اندازه گیری های مکرر وارد کردیم تا تضمین نماییم که اثر سن را در نظر گرفته ایم. این امر نیز تغییری در نتایج ما ایجاد نکرد.
جریان خون بازو و هدایت عروقی
حداکثر FBF به دنبال RH پس از هر دو نوع تمرین افزایش یافت (P=0.004؛ η2= 0.58،F= 11.2، توان= 93/0، شکل 2b)، اما RE یک افزایش بیشتر را نسبت به AE نشان داد (افزایش 19 درصدی AE؛ افزایش 52 درصدی RE). جریان خون AUC به دنبال RH یک تعامل معنی دار بین نوع ورزش و زمان را نشان داد (P=0.04، F= 6.4). یک افزایش بیشتر در ظرفیت گشادی عروقی به دنبال RE در مقایسه با AE مشاهده شد (AE، پیش 05/8± 7/82 به پس 6/11±1/110؛ RE، پیش 8±76 به 6/11±1/131 میلی لیتر/100 میلی لیتر/دقیقه؛ شکل 2c).
بحث
تمرینات ورزشی یک مداخله می باشد که می تواند فاکتورهای خطر بیماری های قلبی و عروقی را کاهش دهد بدون اینکه اثرات جانبی منفی داشته باشد. این مطالعه یافت که RE سبب افزایش در سختی عروق می شود، در حالی که تمرین AE سبب کاهش سختی عروق در افراد دارای شرایط پیش یا اولیه از فشار خون می باشند، علیرغم اینکه کاهش های مشابه ای در فشار خون مشاهده می شود. علاوه بر این، ظرفیت گشادشدگی عروق، که به عنوان حداکثر و AUC FBF در پاسخ به RH اندازه گیری گردید، به دنبال هر دو تمرین افزایش یافت، اما این تغییرات به دنبال تمرینات استقامتی بیشتر بودند. جالب است که این تغییرات عروقی همگی بدون کاهش وزن رخ دادند. از این رو، تغییرات القا شده بر اساس ورزش در سختی شریان ها به نظر با تغییرات در BP، ظرفیت گشاد شوندگی عروق و وزن بدن در ارتباط می باشد.
جدول 1. ویژگی های سوژه ها

جدول 2. ویژگی های دینامیک (پویایی) خون

شکل 1. PWV اندازه گیری شده پیش و پس از تمرین در گروه های AE و RE. A) یک تعامل معنی دار برای PWV مرکزی (c-f= کاروتید تا شریان فمورال) (P=0.0001). b) یک تعامل معنی دار برای PWV محیطی (f-dp= شریان های فمورال تا dorsalis pedis) (P=0.013). ارزش ها به صورت میانگین ± s.e. گزارش شده اند.
ما یافتیم که مقدار کمی ورزش حتی در حد 4 هفته می تواند سبب کاهش BP شود (میانگین کاهش 6/4 میلیمتر جیوه)، که به عنوان هدف اصلی درمان فشار خون بالا شناسایی شده است. به همین صورت، DBP نیز در هر دو گروه ورزش کاهش یافت، همراه با یک کاهش در میانگین فشار شریانی (DBP- 1/3 میلیمتر جیوه و میانگین فشار شریانی 2/3 میلیمتر جیوه). یافته های ما مشابه با یافته های گزارش شده در مطالعه خانواده Heritage می باشد، که تغییرات کوچکی (کمتر از 3 میلیمتر جیوه) را در SBP و DBP زمان استراحت در سوژه های دارای فشار خون طبیعی یا کمی بالا را به دنبال برنامه های ورزشی بلند مدت تر و افزایش یابنده نشان داد (20 هفته 55-75 درصد VO2max). Hagberg و همکاران نیز یک کاهش در SBP (20 میلیمتر جیوه) در مردان مبتلا به فشار خون بالا به دنبال 9 ماه ورزش ائروبیک کم و متوسط و یک کاهش همزمان در DBP (11-12 میلیمتر جیوه) نشان دادند. یک مطالعه دیگر گزارش کرد که 4 ماه تمرین استقامتی در مردان میان سال سبب هیچ تغییری در SBP استراحت و کمتر از 5 میلیمتر جیوه کاهش در DBP استراحت گردیده است. نتایج ما از این مطالعات پشتیبانی می کنند، که نشان می دهد تمرینات ورزشی حتی در حد 4 هفته ورزش متوسط، اثراتی مفید در افراد مبتلا به پیش-فشار خون یا مرحله 1 فشار خون بالا (میانگین BP 139/79 میلیمتر جیوه) می گذارند. کاهش 3-4 میلیمتر جیوه در DBP و SBP که در مطالعه ما مشاهده شد با نتایج گزارش شده در تجزیه و تحلیل متای انجام شده توسط Fagard همسو می باشند، که نشان داد ورزش ائروبیک سبب کاهش در BP در افراد دارای فشار خون طبیعی سبب کاهش 3- (SBP) و 4/2- میلیمتر جیوه (DBP) شده و حتی سبب کاهش بیشتری در BP افراد دارای فشار خون بالا می گردد (به ترتیب 9/6- و 9/4- میلیمتر جیوه در SBP و DBP). همچنین، میانگین کاهش 4 میلیمتر جیوه ای در SBP و DBP با نتایج منتظر شده در یک مطالعه دیگر بر روی اثرات ورزش های استقامتی بر روی BP استراحت همخوانی دارد. این نویسندگان کاهش معنی دار در حدود 3 و 4 میلیمتر جیوه را به ترتیب در SBP و DBP استراحت نشان دادند.
مطالعات قبلی نتایج متفاوتی را درباره اثرات ورزش های استقامتی بر روی BP استراحت نشان داده اند، اما تعداد کمی از آن ها به مطالعه اثر ورزش در جمعیت هایی پرداختند که از دارو استفاده نمی کردند. یک مطالعه دیگر اثرات 6 ماه RE و AE را مقایسه کردند و تنها مزایای جزئی از AE را بر روی SBP یا DBP در زنان و مردان مسن تر گزارش کردند. این تناقضات بین یافته های مختلف و یافته های ما ممکن است به دلیل سن بالاتر سوژه های آن ها (70-79 سال) در مقایسه با مطالعه ما و انتخاب میزان شدت RE متفاوت (یک ست تا زمان خستگی شدید برای 8-12 تکرار، سه روز در هفته) بوده باشد. احتمالا، یک مجموعه ورزش که خستگی شدید عضلانی را در نظر دارد برای کاهش BP شدت بیش از حدی دارد. کاهش در BP مشاهده شده در مطالعه ما از نظر بالینی مرتبط می باشد، و یک کاهش معنی دار 3 میلیمتر جیوه ای در SBP برای افراد بدون فشار خون بالا می تواند مرگ و میر قلبی را بیش از 5 درصد، سکته را بیش از 8 تا 14 درصد و مرگ و میر کلی را در حدود 4 درصد کاهش دهد. از این رو، داده های ما نشان می دهند که RE با شدت متوسط را می توان به شکل AE در جمعیت های مستعد فشار خون بالا بکار برد تا فشار خون آن ها را کاهش داد، و این کار بدون ایجاد کاهش در وزن انجام گرفت.

شکل 2. جریان خون بازو (FBF). a) FBF استراحت پیش و پس از ورزش (یک تعامل معنی دار، P=0.05). b) حداکثر FBF به دنبال RH پیش و پس از ورزش (یک تعامل معنی دار، P=0.04). c) AUC جریان خون القا شده توسط RH (یک تعامل معنی دار، P=0.04). AUC، مساحت زیر منحنی؛ RH، هیپرمی واکنشی.
تمرینات ائروبیک سبب افزایش سازگاری شریانی مرکزی در سوژه های جوان با فشار خون نرمال می شود. همچنین نشان داده شده است که ورزش هوازی پیشرفت سختی شریان مرتبط با پیری را آهسته کرده یا کاهش می دهد. یافته های ما نشان میدهند که 4 هفته ورزش ائروبیک با شدت متوسط سبب کاهش 5/9 درصدی سختی شریان مرکزی و کاهش 5/8 درصدی سختی محیطی گردیده است. در مقابل، Kraft و همکاران، در یک مطالعه مقطعی هیچ رابطه ای بین تناسب ائروبیک و سختی آئورت نزولی نیافتند، در حالی که در سوژه های دارای فشار خون طبیعی، تناسب اندام با کاهش در سختی مرتبط بود. با این حال، سوژه های دارای فشار خون بالا بسیار مسن تر از سوژه های مطالعه ما بودند، و در زیرمجموعه های کوچکی از سوژه هایی که کمتر از 50 سال سن داشتند، همبستگی بین تناسب ائروبیک و سختی آئورت مشابه به سوژه های دارای فشار خون نرمال بود، اگرچه از نظر آماری معنی دار نبود، که احتمالا به دلیل فقدان توان کافی در این زیرمجموعه می باشد. مطالعات پیشین در سوژه های دارای فشار خون سیستولی بالا هیچ تغییری را در سازگاری آئورتی به دنبال ورزش ائروبیک گزارش نکردند. یک تفاوت احتمالی بین این مطالعات و مطالعه ما عبارت بود از میانگین فشار خون پیش از ورزش، و سن سوژه های ما که کمتر از سن سوژه های مطالعات قبلی بوده است. سن کمتر سوژه های ما احتمالا دلیل یافته های واگرا می باشد زیرا خود سن به تنهایی سبب سختی شریان ها می شود، حتی در افراد ورزشکار. همانگونه که مطالعات پیشین بر روی سوژه های مسن تر با فشار خون بالا هیچ تغییری در سختی شریان ها بر اثر ورزش ائروبیک نشان ندادند، این امر نیز می تواند پیشنهاد کند که ممکن است یک “نقطه بدون بازگشت” در ارتباط با مدت زمان وجود فشار خون بالا در کنار افزایش سن وجود داشته باشد. یافته های ما پیشنهاد می کنند که تشخیص زودهنگام و مداخله به موقع برای اعمال تغییرات مفید در سختی شریان ها در افراد مستعد یا مبتلا به فشار خون بالا ضروری است.
بر خلاف یافته های ما در زمینه سختی شریان بر اثر ورزش های ائروبیک، ورزش های استقامتی هم در شریان های مرکزی ارتجاعی (5/14%) و هم در شریان های عضلانی محیطی (7/8%) سبب افزایش سختی گردید. یافته های مشابه ای نیز با افزایش در سختی شریان های مرکزی به دنبال تمرینات استقامتی در مطالعات حاد و تمرینی گزارش شده است. Miyachi و همکاران یک کاهش 19 درصدی را در سازگاری شریانی مرکزی به دنبال 4 ماه تمرین استقامتی در 14 مرد جوان را در مقایسه با نمونه های کنترل بدون حرکت نشان دادند، اما بدون هیچ تغییری در سازگاری شریان های محیطی. باید ذکر شود که تمامی مطالعات نتوانستند یک افزایش در سختی شریان های مرکزی را به دنبال تمرینات استقامتی نشان دهند، اما این مطالعات جمعیت های مختلفی را بررسی کردند و از تمرینات متفاوتی استفاده کردند. ما همچنین افزایشی کم اما معنی دار در سختی محیطی را به دنبال 4 هفته تمرین مقاومتی مشاهده کردیم. این افزایش ممکن است قابل توجه باشد زیرا در این مطالعه نسبت به مطالعات پیشین تعداد سوژه ها افزایش یافت بود. همچنین این امکان وجود دارد که تغییرات در مارکرهای التهابی یا تنش های اکسیداتیو سبب افزایش در PWV به دنبال تمرینات استقامتی گردد، زیرا تمرینات استقامتی شدید سبب افزایش پاسخ های التهابی و تنش اکسیداتیو می شوند.
افزایش در PWV همچنین می تواند به دلیل افزایش در جریان خروجی سمپاتیک باشد، که در جمعیت های دارای فشار خون بالا متداول است. افزایش در جریان خروجی سمپاتیک می تواند سبب افزایش بیشتر در انقباض عروق گردد، که احتمالا اشاره دارد به اثر افزایش سختی عروق محیطی. اگرچه Carter و همکاران، هیچ افزایش معنی داری در فعالیت عصب سمپاتیک عضله (MSNA) به دنبال تمرینات استقامتی در سوژه های جوان ندیدند، اما تخلیه ها در هر دقیقه و تخلیه ها به ازاء هر 100 ضربان قلب به ترتیب 5/12 و 35 درصد افزایش یافتند، در حالی که یک تغییر 0 درصدی در گروه کنترل مشاهده شد. این می تواند پیشنهاد که بی معنی بودن آماری تابعی است از توان آماری و نه فقدان اثر فیزیولوژیکی. یافته های ما مبنی بر افزایش هدایت عروقی به دنبال تمرین استقامتی ممکن است یک افزایش در انقباض سمپاتیک را بعید پیشنهاد کند، اما تغییرات در هدایت عروقی و انقباض سمپاتیک مرتبط با هم مشاهده نشده اند.
چندین مطالعه دیگر نیز یک افزایش در انقباض پاراسمپاتیک را به دنبال تمرینات استقامتی نشان داده اند، که ممکن است استدلالی بر ضد افزایش در انقباض سمپاتیک به عنوان توضیحی برای یافته های ما باشد. با این حال، Figueroa و همکاران به مطالعه زنان مبتلا به فیبرومیلاژیا پرداخت، که گروهی است بسیار متنوع تر از گروه افراد مبتلا به فشار خون بالا. از آنجایی که آن ها یک کاهش در درد را همراه با افزایش در تغییرات ضربان قلب (HRV) و شاخص های انقباض عصب واگ مشاهده کردند و این تغییرات با هم مرتبط می باشند، این احتمال وجود دارد که بهبود در انقباضات واگ در واقع تابعی است از کاهش در درد. این موضوع با یافت های بدست آمده از مطالعه Heffernan و همکاران پشتیبانی می شود، که هیچ تغییری را در شاخص های HRV انقباض واگ به دنبال تمرینات استقامتی مشاهده نکردند. با این حال، این مطالعه یک افزایش در بهبود HR را یافت، که از افزایش بالقوه در انقباض واگ بر اثر تمرینات استقامتی حمایت می کند، که این یافته توسط Otsuki و همکاران نیز پشتیبانی شده است. علاوه بر این، این احتمال وجود دارد که تمرین استقامتی سبب افزایش هر دو انقباضات سمپاتیک و پاراسمپاتیک شود؛ از این رو، این تغییرات در عملکرد اتونوم حتما نباید دو جانبه باشند. یک افزایش بیشتر در سختی شریان ها می تواند برای افراد دارای فشار خون بالا نتایج بدی به همراه داشته باشد، زیرا افرادی که افزایش در سختی شریان و مقاومت محیطی نشان می دهند، خطر قلبی بیشتری را نیز نشان می دهند. ما تغییرات متفاوتی را بین سختی عروقی و فشار خون در جمعیت های مبتلا به مرحله 1 فشار خون بالا یا جمعیت های پیش- فشار خون مشاهده کردیم.
مطابق با یافته های ما، نشان داده شد که ورزش های ائروبیک سبب افزایش FMD در هر دو سوژه های دارای فشار خون نرمال و بالا می گردد. سایرین نیز یافتند که ورزش های استقامتی سبب افزایش FMD در افراد جوان، سالم و بدون فشار خون بالا و زنان مبتلا به چاقی مفرط می شود. تا جایی که ما می دانیم، مطالعه کنونی اولین مطالعه ای است که به بررسی اثرات تمرینات ائروبیک در مقابل تمرینات مقاومتی بر روی RH شریان های مقاوم در یک گروه افراد مبتلا به فشار خون بالا بدون درمان دارویی می پردازد. اگرچه ما یک کاهش را در قابلیت انبساط شریان ها به دنبال 4 هفته تمرینات استقامتی مشاهده کردیم، یک کاهش همزمان در ظرفیت گشاد شدگی عروق نیز مشاهده گردید. این امر در افزایش در حداکثر جریان و AUC در گروه ورزش استقامتی منعکس شده است، که بیشتر از گروه ورزش ائروبیک بود. افزایش در ظرفیت گشادشدگی عروق به دلیل عواملی مانند در دسترس بودن اکسید نیتریک، حضور جریان های رو به جلو یا رو به عقب و لایه اندوتلیال سالم بستگی دارد. ورزش استقامتی ممکن است سیگنالینگ اکسید نیتریک را بیشتر از تمرینات ائروبیک افزایش دهد، که سبب افزایش در جریان شده و احتمالا سایر منبسط کننده های وابسته به اندوتلیوم را فعال می سازد (پروستاگلندین ها، فاکتور هایپرپولاریزه کننده مشتق شده از اندوتلیوم، و استیل کولین)، که سبب افزایش در جریان القا شده بر اثر RH می گردد. اگر اینگونه باشد، این امر احتمالا مربوط می شود به تنش برشی مکرری که در بازو در طی تمرین استقامتی تجربه می شود، در حال یکه اثر تعمیم یافته تمرینات پا ممکن است به همان اندازه نبوده باشد. مکانیسم احتصاصی برای یک چنین افزایشی در سیگنالینگ، اگر ربطی به توده عضلانی بکار رفته نداشته باشد، هنوز مشخص نیست، اما افزایش در FMD ممکن است یک سازگاری جبرانی باشد که از افزایش در سختی شریان ها به دنبال تمرین استقامتی ایجاد شده است.
مطالعه ما توسط تعداد نسبتا کم سوژه ها محدود شده است؛ با این حال، یافته های مهم ما از کارهای آینده در مقیاس بزرگتر در این زمینه حمایت می کنند. فقدان یک گروه کنترل حقیقی بدون تمرین ورزشی می تواند سبب دشوار شدن تفسیر این نتایج شوند، مخصوصا از آن جایی که گروه ها در ابتدا PWV کمی متفاوتی نشان می دادند (اگرچه این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود) و به شکلی سازگار با رگرسیون به سمت میانگین تغییر کرد. با این حال، CV روزمره مربوط به PWV در آزمایشگاه ما کمتر از 4 درصد بود، که پیشنهاد می کند یافته های ما به دلیل خطا در اندازه گیری نبوده است. علاوه بر این، هدف مطالعه ما ارزیابی تفاوت های ممکن در پاسخ به تمرینات ائروبیک در مقایسه با تمرینات استقامتی بوده است؛ از این رو، یک گره کنترل بدون ورزش می تواند علاوه بر نشان دادن پایداری در اندازه گیری ها، هدف بیشتری برای این مطالعه فراهم آورد. از آنجایی که ما پاسخ های عروقی متفاوتی را بین حالات تمرین مشاهده کردیم، یک گروه کنترل بدون ورزش می توانست نتیجه گیری ما را قوی تر سازد، اما تفسیر ما از یافته ها را تغییر نمی داد. یک محدودیت دیگر مطالعه کنونی ما فقدان یک حداکثر ورزش پس از آزمایش بود تا تعیین شود آیا اثری از تمرین و افزایش تناسب وجود دارد یا نه. با این حال، ما انتظار نداشتیم که 4 هفته ورزش متوسط بتواند به میزان قابل توجهی در پاسخ های تست ورزش تغییر ایجاد کند، و نتایج ما هنوز تغییرات در دینامیک خون و عروق را به دلیل شرکت کردن در برنامه های ورزشی استاندارد با شدت متوسط را بر اساس دستورالعمل های مربوط به تجویز تمرینات استاندارد نشان می دهد.
در نتیجه گیری، هم تمرین ائروبیک و هم تمرین استقامتی می توانند میانگین فشار شریانی را کاهش دهند، بدون اینکه سبب کاهش وزن در این گروه ها شود. با این حال تمرینات RE سبب افزایش سختی شریان های مرکزی و محیطی در جمعیت دارای فشار خون بالا مرحله یک و یا مرحله پیش- فشار خون می شود، در حالی که تمرین ائروبیک سبب کاهش سختی شریان می شود، با این حال هر دو نوع تمرین تغییرات مشابه ای را در فشار خون نشان دادند. اگرچه هر دو حالت تمرین سبب افزایش در RH گردید، تمرین استقامتی سبب افزایش بیشتری در ظرفیت گشاد شدگی عروق نسبت به ورزش های ائروبیک گردید. این امر پیشنهاد می کند اگرچه افزایش در سختی شریانی بر اثر RE رخ می دهد، به نظر می رسد که یک افزایش جبرانی در جریان در عروق میکرو رخ می دهد که ممکن است افزایش در سختی شریانی را جبران کند. علاوه بر این، افزایش در ظرفیت گشادی عروق به دنبال تمرین استقامتی کوتاه مدت ممکن است یک پاسخ جبرانی به کاهش انبساط پذیری شریان های مرکزی نباشد، بلکه یک پدیده موضعی باشد که برای عروق ریز رخ داده است.



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید