اسلام و صلح
اسلام، دین صلح و آرامش است و همیشه در اسلام، صلح و آرامش، بر جنگ و قتال برتری داشته است. و پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین (ع) همواره قبل از شروع جنگ، دشمنان را دعوت به صلح و گفتگو می کردند. در قرآن نیز دستورات صریحی مبنی بر پذیرش صلح و اولویت آن وجود دارد.
«ان جَنِحوا لِلسلم فَاجنح لها و توکل علی الله اِنّه هو السمیع العلیم و اِن یرید و اَن یَخدعوک فان حسبک الله هو الَّذی ایدک بنصره و بالمؤمنین».
و اگر آنان تمایل به صلح نشان دادند تو نیز به آن متمایل شو و بر خدا تکیه کن که او شنوا و داناست و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است و همان کسی است که تو را با یاری خود و یاری مؤمنان تقویت کرد. در آیۀ 90 سورۀ نساء نیز آمده است که اگر «کافران و ظالمان از جنگ کناره گرفتند و دست کشیدند و با شما طرح صلح انداختند، دیگر بر آن ها دست نگشایید و شما را بر ایشان در آن صورت راه و جنگی نیست.»
شیخ محمود شلتوت نیز در این باره با توجه به آیات سورۀ انفال می گوید، هر گاه دشمنی، دست از جنگ بکشد و از کشتار و خونریزی خودداری کند و پیشنهاد صلح دهد و در این پیشنهاد خدعه و حیله و نیرنگ به کار نبرده باشد، باید پذیرفت و نباید بی دلیل خون مسلمان را تباه ساخت.
از نظر ايشان، جنگ فقط و فقط براي اين است كه دفع ظلم و تجاوز شود و در واقع جنگ به منظور تحكيم صلح و برقرار ساختن ميزان عدالت است. ايشان ضمن تفسيري جالب از آيه 64 سوره انفال كه مي گويد: «و براي آنان هر چه نيرو مي توانيد جمع آوري كنيد». تهيه ساز و برگ جنگ را تنها به خاطر دفع شر تجاوز كار و نوعي بازدارندگي در راستاي برقراري صلح و امنيت مي دانند. ايشان دليل قرآن براي تاكيد زياد بر كلمه«سلام» را اين مي داند كه در دل هاي مردم بذر صلح بپاشد، تا بر مبناي سازش عمل كنند.
متفكر شهيد مرتضي مطهري نيز به آيات صلح در قرآن اشاره مي كند، از جمله به «والصلح خير»، (نساء، 128) : صلح بهتر است و «ياايها الذين آمنوا و ادخلوا في السلم كافه» (بقره، 208) و نيز به آيات سوره انفال و سوره نساء، ايشان نيز با توجه به اين آيات، به ماهيت صلح آميز اسلام تاكيد دارند. البته ايشان ضمن تاكيد بر صلح و دوري از جنگ، معتقدند كه صلح غير از تسليم است و معناي صلح را همزيستي شرافتمندانه مي دانند.
البته ايشان تسليم شدن و تحمل زور و زير بار رفتن را صلح نمي دانند، از اين رو، استدلال مي كنند كه اسلام هرگز تحمل ذلت را اجازه نمي دهد و ضمن تاكيد بر دفاع در برابر متجاوز، در عين حال طرف دار صلح است.
ارزش های انسانی در جنگ و جهاد
با تمام تأکیدات بر صلح و ممنوعیت کامل، هر نوع تجاوز و سلطه طلبی، اسلام در جنگ های ناگزیر بر رعایت ارزش های انسانی و حفظ حرمت انسان تأکید دارد. مقصود از ارزش‌های انسانی، عبارتست از اصول و قواعد اخلاقی که تمامی انسان‌ها با هر عقیده و مسلکی که دارند، در جنگ به آن پایبندند و می توان گفت این اصول، از فطرت الهی انسان‌ها ناشی می شود. آیین مقدس اسلام نیز این اصول و قواعد را محترم می‌داند و در جنگ به آن پایبند است. برای نمونه می‌توان به مواردی در این زمینه اشاره کرد:
دعوت به اسلام قبل از جنگ
از آنجا که هدف از جهاد مقدس اسلامی دعوت انسان‌ها به توحید است، لذا در جهاد باید ابتدا مشرکان را به اسلام دعوت کرد و اگر مسلمان شدند، جنگی در نخواهد گرفت. در روایتی، امیرمؤمنان علی(ع)، از پیامبر(ص) نقل کرده است که پیامبر اسلام(ص) در هنگام اعزام ایشان به یمن، به ایشان سفارش کرده اند که تا کسی را به اسلام دعوت نکرده با او جنگ نکند واگر خداوند به وسیلۀ وی، یک نفر را هدایت کند برای ایشان از تمام آنچه خورشید بر آن تابیده و غروب کرده (یعنی تمام دنیا) بهتر است. پس مشاهده می شود که دعوت و گفتگو از نظر اسلام، مقدم بر جنگ است.
پذیرش تقاضای پناهندگی
اگر کافری از مسلمانان یا از حاکم اسلامی، تقاضای پناهندگی یا «امان» کرد، مورد قبول قرار می‌گیرد، در این زمینه، فرد فرد مسلمانان و البته با محدودیت‌هایي حق امان دادن دارند و هیچ کس حق ندارد در مدت امان، فرد پناهنده را اسیر کرده یا بکشد.
مصونیت پیران، کودکان، زنان و مجانین در جنگ
مصونیت گروه های مذکور، از جمله نمونه‌های احترام به ارزش‌های انسانی است و سپاه اسلام حق ندارد متعرض گروه‌های انسانی مذکور شود.
ممنوعیت پیمان شکنیاسلام دستور می‌دهد که اگر با دشمن قراردادی بستید تا هنگامی که او خیانت نکرده است، باید وفادار به پیمان باشید. پیامبر(ص) و علی(ع) سخت به این اصل وفادار بودند.
ممنوعیت اعمال ضد انسانی
اسلام مثله کردن دشمن، (یعنی بریدن گوش و بینی و …) را منع کرده است و پیامبر(ص) همواره قبل از اعزام نیرو به جهاد، این سفارش را به مسلمانان می کردند. اسلام بدین نحو هر گونه دست زدن به اعمال غیر انسانی را در جنگ، ممنوع اعلام کرده است.
برخورد انسانی با اسیران
هدف از اسیر گرفتن، تضعیف نیروی انسانی دشمن و آشنا کردن اسرا با اسلام است. اسلام ضمن دستور به برخورد انسانی با اسرا، راه‌هایی برای آزادی آنان، تدارک دیده است.
جهاد و ترور
با بررسی مفهوم و معنای جهاد در اسلام و همچنین مطالعه و مشاهدۀ اولویت آن بر جنگ، به این نتیجه می رسیم که جهاد نمی تواند توجیهی برای دست زدن به ترور باشد. اول اینکه، جهاد از نظر اسلام، قبل از همه چیز امری دفاعی است. یعنی دفاع از کیان و ناموس اسلام و مسلمین و مملکت اسلامی در برابر تجاوزات عملی دشمنان اسلام. از سوی دیگر، سیرۀ پیامبر(ص) نشان می دهد که ایشان، ابتدا از جنگ، حتی دفاعی نیز منع می‌کردند تا اینکه آیات مربوط به جهاد نازل شد. سيره عملي دعوت ايشان، همواره با دعوت به گفتگو و صلح و سعي در دوري از جنگ، همراه بود. جهاد قبل از هر چیزی، امری فردی و عبادی است و به معنای مبارزه با هوا و هوس و خواهش های درونی و نفسانیات است و پس از آن در عرصۀ عمومی، برای دفاع و مقابله در برابر تجاوز، مشروعیت می یابد.
از سوي ديگر، اسلام دين صلح و سلام و آرامش است و بر صلح تأكيد فراواني دارد. در هنگام جنگ نيز اسلام همواره بر مراعات ارزش هاي انساني تأكيد داشته است. از نظر اسلام بايستي از كشته شدن و آسيب رساندن به افراد بي گناه، زنان و كودكان و غير نظاميان، جلوگيري كرد. پس چگونه است كه بعضي ها، ترورهاي كور و بي هدف خود را كه منجر به كشته و زخمي شدن بي گناهان، مردم عادي، زنان و كودكان مي شود را با عنوان جهاد توجيح مي كنند؟ مشاهده مي‌شود كه اين امر، و دست زدن به ترور به عنوان جهاد به هيچ وجه قابل توجيه نيست و نمي‌توان به هيچ عنوان، قتل و خونريزي، زخمي كردن و ترساندن افراد بي گناه، زنان و كودكان را با توسل به فريضه جهاد، جنبه شرعي و اسلامي بخشيد.
از طرف دیگر، استفاده از عنوان جهاد ابتدایی نیز نمی تواند مشروعیت بخش ترور باشد. قران کریم در آیۀ نهم سورۀ تحریم خطاب به پیامبر(ص) چنین فرموده است:
«یا ایّها النبی جاهِد الکّفار والمنافِقین وَ اغلظ علیهم»: ای رسول گرامی، با کفار و منافقان به جهاد و کارزار بپرداز و بر آن‌ها شدت عمل و سخت گیری در پیش گیر.
از طرف دیگر، از پیامبراکرم(ص) نقل شده است که می فرمایند: من مأمور هستم که تا استقرار توحید همیشه با مشرکان پیکار کنم تا آنکه بگویند، خدایی به جز خدای یگانه نیست.
مضمون این آیات و روایات، با اینکه بر جهاد ابتدایی در اسلام دلالت دارد، ولی به هیچ وجه، اختیار راه اندازی جهاد ابتدایی را به فرد فرد مسلمانان نمی‌دهد، بلکه طرف خطاب در این آیات و روایات، شخص پیامبر(ص) هست که فردی معصوم و بری از هر گونه گناه و اشتباه هست، و تعمیم اختیارات اشرف مخلوقات به فرد فرد مسلمانان، جای بسی اشکال دارد. از آن جايي كه پيامبر(ص) در تمامي مراتب انساني و اخلاقي و الوهي، بالاترين و والاترين انسان هستند، از اين رو اختيارات و تكاليف خاص خود را داشته اند كه بسياري از آن ها منحصر به شخص ايشان بوده است و شخص ديگري نمي تواند ادعاي داشتن اين اختيارات را داشته باشد. اختیار جنگ ابتدایی نیز یکی از اختیارات فرد معصوم بوده است و به نظر می رسد غیر معصومین را راهی به این اختیار نباشد. پس، حتی جهاد ابتدایی نیز مجوزی برای دست یازیدن به اعمال تروریستی نیست و با بررسی مسئله جهاد نیز متوجه می شویم که دین اسلام، ترور و اعمال تروریستی را به هر عنوان و تحت هر شرایطي محکوم می کند و از این رو، توسل به فریضۀ جهاد نیز مجوزی برای ترور و مبنایی نظری برای آن نیست.
اسلام و خشونت
خشونت جزو لاینفکی از یک عمل تروریستی و از عناصر اصلی تشکیل دهندۀ ترور و تروریسم است. با بررسی رویکرد اسلام نسبت به خشونت، می توان به نگرش اسلام به ترور و موضع اسلام در برابر آن، پرتوی دیگر افکند و از جنبه ای دیگر، پدیدۀ ترور را مورد مطالعه قرار داد. در این قسمت، پس از بررسی مفهوم خشونت، نظر ارزشی اسلام دربارۀ خشونت را نیز مورد بررسی قرار می دهیم.
معنای لغوی خشونت
خشونت از مادۀ «خشن» به معنای تندی در برابر نرمی و نیز به معنای زبری در برابر صافی و همواری است. صفت خشن گاهی برای توصیف اشخاص استفاده می شود و در این صورت به معنای شدید و نیرومند است. فرهنگ فارسی معین در مقابل واژۀ خشونت این چنین نوشته است: درشتی، زبری، همواری، مقابل نرمی و .. تندخویی، درشت خویی.
خشونت، انزجار و خلاف فطرت است و لذا برخی خشونت را خلاف نرم معنی کرده اند و معتقدند خشونت دارای معنایی فلسفی است و در مقابل کلمۀ طبیعت قرار دارد و لذا خشونت، امری است که ضد مجری و مسیر طبیعی باشد و در آن عنصری از غضب و خشم نهفته است.
تعریف اصطلاحی خشونت
خشونت مفهومی گسترده دارد و تعاریف اصطلاحی آن نیز متعدد است و از ابعاد مختلف می توان، تعاریف متعددی از آن به دست آورد. فلذا در تعریف آن مناقشه و مجادله وجود دارد و ارائۀ تعریفی دقیق از آن مشکل است و مهم ترین دلیل هم شاید کاربردهای لغوی، ادبی، اجتماعی و حقوقی گوناگون آن است. گاه خشونت به تندخویی و منش و کنش سخت گیرانه اطلاق می شود. در محاورات اجتماعي، گاه به معناي برخورد فيزيكي به كار مي رود. خشونت، گاه به معناي قاطعيت و عدم چشم پوشي از خلاف و خطاي متهمان و مجرمان به كار مي رود. بدین مفهوم، خشونت در حوزۀ حقوق و قانونگذاری و اعمال قانون، به کار می رود. کاربرد دیگر واژۀ خشونت، معادل با نابردباری مذهبی و عدم مماشات با رقبای سیاسی است. این معنا معطوف به رفتار و روابط اجتماعی و سیاسی است.
روان شناسان اجتماعي و پژوهشگران مسائل سياسي و اجتماعي، تعاريف ديگري از واژه خشونت دارد كه پاره اي از آن ها عبارتند از: پرخاشگري، تحميل اراده خود به ديگران، پيشبرد هدف و قصد با توسل به زور، گفتار و رفتار آزار دهنده، حركت قهرآميز ناشي از اراده خاص (خارج از محدوده و قوانين و قواعد) و نيز اعمال نيروي جسماني يا بدني براي اينكه به شخص ديگري آزار و آسيب برسانيم يا مجروحش كنيم يا او را بكشيم يا در جهت هدفي كه مي خواهيم به كار گيريم.
اگر بخواهیم تنها مفهوم فیزیکی یا طبیعی خشونت را در نظر داشته باشیم، آن را می توان نوعی قدرت یا زور تعریف کرد که با تحمیل خود به سایر پدیده ها اعم از انسانی یا غیر انسانی، حدود و قدرت آن پدیده ها را مشخص می کند. از سوی دیگر، خشونت را می توان به صورت یک کنش، یعنی نیرویی در جهت محدود کردن میل، اراده و آزادی و از سویی دیگر به صورت یک واکنش، یعنی نیرویی برای ایجاد و بازگرداندن آن آزادی و نیل به هدف در اراده و میل در نظر گرفت .
در مفهوم اجتماعي، خشونت را مي توان به وارد آوردن نوعي فشار و زور فيزيكي از سوي يك نهاد، فرد يا گروه، به نهاد، فرد يا گروهي دانست كه با هدف واداركردن آن ها به انجام كاري بر خلاف ميل و اراده شان انجام بگيرد. از اين رو خشونت در برابر ميل، اراده و آزادي قرار دارد. زماني كه موضوع خشونت، دستيابي به قدرت، اعتراض و نابود كردن آن يا حفظ و تداوم قدرت باشد. خشونت، سياسي مي شود.
به طور کلی در خشونت، عنصر به کارگیری نوعی فشار و زور فیزیکی وجود دارد و می توان در حالت کلی خشونت را چنین تعریف کرد: کاربرد نیروی فیزیکی و تهدید ناشی از کاربرد نیروی فیزیکی که می تواند لطمات جسمی یا معنوی بر شخصی یا اشخاص بگذارد. با اینکه در این تعریف، بر خشونت فیزیکی تکیه شده، ولی مشهود است که امروزه برخی خشونت ها بدون اعمال فیزیکی عیني صورت می گیرد، مانند خشونت‌های کلامی و تحریم‌های اقتصادی یا خشونت‌های رسانه ای. به ضرورت تحقیق، هر جایی لازم باشد، این خشونت ها نیز مد نظر قرار خواهند گرفت. از سوی دیگر باید دانست که اقدامات قانونی و غیر قانونی که دارای این خصوصیات باشند، از آن جهت که اقدام علیه افراد بوده و در آنان ایجاد ترس می نمایند، می توانند از مصادیق خشونت باشند.
خشونت، نیک یا بدمسئلۀ مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، نیکی یا بدی خشونت است، آیا خشونت، فی نفسه ارزش است و یا ضد ارزش؟ به نظر می رسد که دیدگاه مطلق در این مورد، مشکلات بسیاری را به بار می آورد و منطقی ترین نگاه، رویکردی واقع بینانه و عقلانی به موضوع است. کمتر کسی خشونت را یک ارزش مطلق می داند، ولی از سوی دیگر ممکن است افراد زیادی در نگاهی سطحی به قضیه، خشونت را به طور مطلق نفی کنند. ولی این نگاه از تناقضی درونی رنج می برد، چراکه اگر اعمال خشونت برای جلوگیری از خود خشونت مجاز نباشد، همین نفی مطلق خشونت، بهترین شیوه برای گسترش آن خواهد بود.
پس به نظر می رسد که رویکرد واقع بینانه و خردمندانه این است که خشونت را با لذات ارزش یا ضد ارزش نپنداریم و آن را دارای ارزشی نسبی بدانیم. از این رو می توان خشونت های قابل قبول و مجاز را به شرح ذیل بر شمرد: خشونت به معنای قاطعیت و سرسختی در اجرای قانون و سخت گیری در تحقق عدالت و دفاع از حق خشونت قانونی و سخت گیری طبق قانون، زیرا اگر چنین نباشد نظم در جامعه پدید نمی‌آید، خشونت از سوی مقام مسئول، زیرا دخالت نابجا و بی جواز در کاربرد خشونت، نظم و امنیت عمومی را به مخاطره می اندازد، خشونت در مقابل حق ستیزان و متجاوزین به حقوق مردم، خشونت بازدارنده در برابر خشونت و علیه خائنان و فتنه گران، خشونت برای اهداف برین انسانی و احقاق حق، خشونت در دفاع از منافع ملی و حراست از مصالح بشریت، خشونت به عنوان واپسین چاره در برابر جرایم و جنایات.
واضح است كه نمي توان تمامي انواع خشونت را رد كرد، چرا كه با رد مطلق خشونت، فساد، جرم و جنايت و بي عدالتي و به ويژه خود خشونت در جامعه نهادينه مي شود و مجازات به عنوان خشونت قانوني، آخرين چاره و راه حل بسياري از معضلات اجتماعي، ضروري به نظر مي رسد. مجازات خود نوعي آزار و خشونت است كه قاضي به علت ارتكاب جرم و به نشانه نفرت جامعه از عمل مجرمانه براي فرد مقصر، طبق قانون معين مي كند و اين نوع آزار و خشونت، به خودي خود هدف نيست، بلكه هدف، اصلاح مجرم و دفاع از عدالت و امنيت جامعه و بي گناهان و ستم ديدگان است. تصور مجازات بدون نوعي خشونت و آزار غير ممكن به نظر مي رسد و البته در اين مورد، خشونت وسيله اي بيش نيست و حدود و مقررات آن كاملا طبق قانون تعيين مي شود و در جهت حفظ مصالح و نظامات اجتماعي، به كار گرفته مي شود.
رویکرد اسلام به خشونت
پس از آشنایی اجمالی با مفهوم خشونت در ادامه خواهیم کوشید تا رویکرد اسلام نسبت به خشونت را بررسی کنیم. آیا خشونت به طور کامل در اسلام رد شده است؟ حد و مرز خشونت در اسلام تا کجاست؟ خشونت های مشروع و قانونی در اسلام کدامند؟ و آیا در اسلام، خشونت یک ابزار عادی و روزمره است و یا اینکه به عنوان آخرین حربه و از سر ناچاری به آن توسل جسته می شود؟
سیرۀ نبوی
گذشت و بخشندگی، حسن خلق و معاشرت نیکو و اخلاق حسنه، از بارزترین ویژگی‌های پیامبر بزرگوار اسلام بوده است. قرآن کریم، پیامبر(ص) را دارای اخلاقی عظیم و تحسین برانگیز معرفی می کند. همچنین از دیدگاه قرآن، یکی از رموز گسترش اسلام و گرایش شدید همگان به سوی آیین اسلام، همانا اخلاق نیکو و رفتار کریمانۀ نبی مکرم اسلام(ص) بوده است.
پيامبر اسلام (ص) در تمام عمر شريف خود، هرگز به كسي دشنام نگفت و سخن بيهوده بر زبان نياورد. سخن كسي را قطع نمي كرد و فكر آزاد را سركوب نمي كرد، اما خطاي انديشه و كردار را با منطقي استوار و بياني شيرين و دلنشين روشن مي ساخت. تاريخ صدر اسلام و سيره عملي آن حضرت، گواهي روشن و گويا است بر مهر بي كران پيامبر (ص). اما در عين حال اين لطف و نرم خويي به صورت انفعال ناشي از ضعف در نيامد. ايشان گرچه با دشمنان خود با سعه صدر و عطوفت برخورد مي نمود، اما در برابر دشمنان خدا و مردم، با صلابت و استواري مي ايستاد و براي پاسداري از حق، اندكي سازش روا نمي داشت.
ايشان در میدان نبرد و کارزار نيز از رعایت اخلاق کریمانه فاصله نمی گرفت. به عنوان نمونه هایی از سیره و اخلاق جنگی ایشان می توان به موارد ذیل اشاره کرد : بخشش و بازگرداندن اسیران و اموال آن ها در جنگ حنین- اعلام رحمت و عفو و آزادی عمومی دشمنان پس از فتح مکه- مخالفت با مسموم کردن یا بستن آب به روی یهودیان در محاصرۀ خیبر و نهی مسلمانان از استفاده کردن از سم در مقابل دشمنان به طور کلی، جلوگیری از مثله کردن کشته های دشمن و عدم اخذ مال جهت تحویل اجساد آنان، نهی از کشتن زنان، کودکان و پیران و جلوگیری از آتش زدن مزارع و باغستان ها، جلوگیری از عبور دادن زنان اسیر از کنار کشته ها.
گرچه در اخلاق و سیرۀ پیامبر(ص) غلبه با مهر و عطوفت است، اما این مسئله مانع مبارزۀ قاطع با جریانات انحرافی و موجب کوتاه آمدن در اجرای عدالت و سازش با سران کفر و فساد و تباهی نبوده است. در تاريخ زندگي حضرت رسول(ص) مبارزه بي امان در برابر توطئه ها و دسيسه هاي محاربان و منافقان بسيار است. از این مختصر می توان نتیجه گرفت که از نظر پیامبر(ص)، اصل بر مهر و عطوفت و مدارا و رحمت است و ایشان تا حد ممکن از خشونت دوری می کردند و خشونت را آخرین راهکار و چاره ای برای مقابله با مفاسد و شرور اجتماعی می دیدند و فقط در مواقعی که کیان و حیثیت و اساس و بنیان جامعه و عدالت به خطر می افتاد، ناچاراً به خشونت قانونی در قالب مجازات و کیفر دست می زدند.
اسلام و خشونت‌های مجاز
اسلام دینی جامع و کامل و آیینی است که در پی کمال و سعادت جاودان انسان است و مسئله خشونت را نیز باید از این حیث بررسی کرد. از اين رو، هر گاه به عللي تامين سعادت و كمال انسان در گروي اجراي احكام خشونت آميز باشد، اسلام آن را روا مي شمرد، و در غير اين صورت رد مي نمايد. نکته حائز اهمیت این است که اصالت رحمت در احکام اسلامی، موجب شده است تا اسلام تنها در حد ضرورت و لزوم، خشونت را تجویز کند و به عبارت دیگر راهبرد حداقل گرایی را دنبال کند. همچنين در مجازات هاي اسلامي نيز ابتدا بايد سراغ مرحله ساده تر رفت و اگر كارساز شد نبايد به مراحل شديدتر روي آورد، و اين نشان مي دهد كه اسلام، شدت عمل را فقط به مقدار ضرورت اجازه مي دهد، و پرواضح است كه هدف از اعمال مجازات در اسلام، اصلاح فرد و جامعه است و خشونت هيچ گاه هدف نبوده است. از این رو ملاک های خشونت مجاز از دیدگاه اسلام را چنین می توان برشمرد : خشونت مجاز خشونتی است که در جهت سعادت و کمال فرد یا جامعۀ بشری باشد، اعمال خشونت برای گشودن راه کمال و زدودن موانع آن، ضروری و تبدیل ناپذیر باشد، خشونت باید مطابق با عدالت باشد و از مرزهای آن تجاوز نکند.
این ملاک ها، ملاک هایی کلی و اساسی است که به نظر می رسد، شارع مقدس اسلام در تشریع قوانین به ظاهر خشونت آمیز، رعایت کرده است، اما ملاک عمل نهایی در جامعۀ اسلامی، حدود و احکام جزایی اسلام و تعزیرات حاکم شرعی است. از سوي ديگر، در مقررات اسلامي، همواره بر ممنوعيت شكنجه و باطل بودن اقراري كه از اين طريق حاصل مي شود، تاكيد شده است. اصل برائت، در حقوق جزايي اسلامي و معين بودن ادله اثبات دعوي در سيستم حقوقي اسلام، حاكي از اهميت اين امر از ديدگاه اسلام است. در مورد ممنوعیت شکنجه از نظر اسلام، می توان از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شاهد مثال عینی آورد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که نشئت گرفته از قوانین شرع مقدس اسلام است، در اصل 38 چنین آورده است:
هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
مشاهده می شود که حد و مرزهای کاربرد خشونت در اسلام کاملاً مشخص است. اسلام به خشونت، به صورت حداقلی و شر ضرور و آخرین حربه می نگرد و خشونت فقط در راه نیل به کمال انسانی، حفظ کیان و امنیت جامعه، حفظ مصالح اجتماعی، و مقابله با جرم و نا امنی و بزه کاری و خشونت، اعمال می گردد و تمامی مجازات ها و کاربرد خشونت، فقط بایستی طبق قانون مدوّن و احکام فقه جزایی اسلام، انجام پذیرد.
اسلام، خشونت و ترور
خشونت را اصطلاحاً به معنای کاربرد نیروی فیزیکی و تهدید ناشی از کاربرد نیروی فیزیکی که می تواند لطمات جسمی یا معنوی بر شخص یا اشخاص بگذارد، تعریف کردیم. از سوي ديگر، بيان شد كه درباره خشونت نمي توان به طور قطعي و مطلق داوري كرد و آن را مطلقا رد و طرد نمود. خشونت فی نفسه نه ارزش است و نه ضد ارزش. گرچه در وهلۀ اول به نظر می سد که به محض شنیدن لفظ خشونت، حالت تنفر و انزجار نسبت به آن حادث شود، ولی با اندکی تعمق در امور و مسائل اجتماعی می‌توان دریافت که رد مطلق خشونت و عدم کاربرد آن از سوی مقامات قانونی، خود به گسترش خشونت و شیوع ناامنی و فساد و بزه کاری، منجر می شود.
اسلام نیز چنین رهیافتی به خشونت دارد. در اسلام، خشونت قبل از همه، جنبۀ دفاع و بازدارندگی دارد و تنها در شرایط تهدید آمیز جایز است. روح قالب در شريعت اسلام و سيره عملي و نظري پيشوايان اسلام، رحمت و عطوفت و مداراست و در نگرش اسلام، خشونت شر ضرور است و قهر نيز از سر مهر است. در جهان بینی اسلام، رحمت خدا بر غضب وی پیشی گرفته است، و در مواردی که از نظر اسلام، مجازات و کیفرهایی برای جرم های خاص و مجرمان تعیین شده، باید در نظر داشت که این احکام جنبة انتقام جویی از مجرم ندارد. بلکه جنبه ای کاملاً پیشگیرانه از تکرار جرم دارد و در وهلۀ دوم، این نوع خشونت، کاملاً مشروع و قانونی و از طریق مجاری قانونی اعمال می گردد. نتیجه گیری کلی این است که در اسلام، اصل، عدم خشونت است و خشونت آخرین راه و چاره در نظر گرفته می شودکه تنها بایستی به صورت قانونی و از طریق مجاری قانونی، به کار گرفته شود.
در ترور، عنصر خشونت جزئی لاینفک از این پدیده است. از سوی دیگر، خشونت ملحوظ در ترور، خشونتی کاملاً کور، بی هدف، غیر انسانی و غیر قانونی است و این نوع خشونت، از اصل و اساس، در تضاد با خشونت های قانونی مد نظر اسلام است، چرا که خشونت های تروریستی، خودسرانه، نابخردانه و بی هدف است، در حالی که خشونت‌های مجاز از نظر اسلام، کاملاً قانونی، مشروع و منطقی بوده و با هدف اصلاح و یا جلوگیری از ارتکاب جرم صورت می گیرد. پس گفتمان شرعی و اسلامی از خشونت، خشونت تروریسی را پس می زند و در چهارچوب گفتمان اسلامی از خشونت، خشونت تروریستی، قابل مفصل بندی نیست و جایگاهی در این گفتمان ندارد. نه تنها منطق دروني اين گفتمان، بلكه حتي نگاهي بيروني به مسئله، آشكار مي سازد كه در چارچوب گفتمان اسلامي از خشونت، نمي توان خشونت تروريستي را جاي داد. پس، از بررسي مفهوم خشونت در اسلام و نيز خشونت تروريستي، می توان به راحتی نتيجه گرفت كه اسلام، خشونت تروریستی را که خشونت کور، ناگهانی و غیر قانونی است را مطرود و محکوم می داند و از این رو، برای توجیه خشونت‌های تروریستی، نمی توان به اسلام و آموزه‌های آن متوسل شد.
دفاع مشروع
یکی از مسائلی که به نظر می رسد لازم است تفاوت آن با ترور توضیح داده شود، دفاع مشروع است. البته دفاع مشروع، خود انواعی دارد و می توان آن را به صورت فردی و یا در حقوق بین الملل بررسی کرد. ولی با توجه به اینکه، بیشتر بر مفهوم فردی ترور تاکید شده است، تمرکز بحث دربارۀ دفاع مشروع نیز بر بعد فردی آن خواهد بود. پس از بررسی معانی لغوی و اصطلاحی دفاع مشروع، این پدیده را در حقوق جزای اسلام مورد بحث قرار داده و در انتها بین دفاع مشروع و ترور نسبت سنجی کرده و رابطۀ بین این دو را بازگو خواهیم نمود.
معنای لغوی
واژۀ دفاع مشروع از دو جزء تشکیل شده است: دفاع و مشروع. برای فهم بیشتر، بهتر است که هر دو جزء را جداگانه معنا کنیم و سپس دفاع مشروع را تعریف نماییم.در لغت نامه دهخدا، دفاع چنین معنا شده است: دفاع یعنی موج بزرگ از دریا، هر چیز بزرگ که بدان مثل وی دفع کرده شود، چیز عظیم وبزرگ که، مانند خودش را دفع کند و همچنین دفاع کردن به معنای رفع تعرض است.
مشروع از مادۀ شرع، مشتق شده است. از جمله معانی شرع عبارتند از : دین و مذهب، راست و آشکار، آیینی که از سوی خداوند، توسط پیامبران بر بندگان آورده شده و آشکار کردن را ه به وسیلۀ خداوند بر ما. برخی از معانی مشروع عبارتند از : راست و درست، آنچه شرع روا دارد. آنچه بر طبق احکام شرع، مجاز و قانونی بوده و در برابر ممنوع و نامشروع قراردارد. همچنین مشروع به معنای انگیزۀ درست، در برابر غیر مشروع که به معنای ناروا و خلاف شرع است. نیز آمده است.
تعریف اصطلاحی
در تعریف دفاع مشروع، کتاب ترمینولوژی حقوق، چنین آورده است: «شخص مورد تجاوز، در صورت نداشتن وقت برای توسل به قوای دولتی به منظور رفع تجاوز، حق دارد به نیروی شخصی از ناموس، جان و مال خود دفاع کند. این دفاع را دفاع مشروع می گویند»
به نظر می رسد که منظور از دفاع مشروع در حالت کلی این است که مدافع در مقام دفاع، مرتکب اعمالی شود که در شرایط عادی جرم است. به عنوان تعریف نسبتاً جامعی از دفاع مشروع می توان تعریف زیر را مد نظر داشت:
دفاع مشروع، حقی است که قانون برای شخصی که مورد حملۀ ظالمانه قرار گرفته، مقرر کرده است تا در هنگام ضرورت و عدم دسترسی به قوای دولتی، آن شخص بتواند از وسایل متناسب برای دفع خطری که جان، مال وناموس خود او و یا دیگری را تهدید کرده است، با اعمال زور و ایراد صدمه به متجاوز اقدام کند.
تعریف دفاع مشروع در حقوق اسلامی
گفته می شود که در کتب فهقی، تعریفی از دفاع مشروع نیامده است، البته آقای عبدالقادر عوده این تعریف را ارائه داده است: «دفاع مشروع وظیفۀ انسان در حمایت از نفس خود یا دیگری و حق او در حمایت از مال خود یا دیگری است که در برابر هر تجاوز غیرمشروع، با نیروی لازم، برای دفع تجاوز، دفاع کند.
دكتر داودالعطار، دفاع مشروع را چنين تعريف نموده است: دفاع مشروع، قدرتي بازدارنده است كه به موجب آن حق انجام عملي ـ كه شرعاً ضروري است ـ براي شخص عليه ديگري وجود دارد، تا خطر حقيقي، حال و غير مشروعي را دفع كند كه حق محترم مسلمان يا كافر ذمي مستأمن اعم از نفس، مال يا عرض ناموس را مورد تهديد قرار داده است.
با این وجود، با توجه به بیان فقها در مورد شرایط دفاع مشروع، تعریف زیر مناسب به نظر می اید: هر گاه انسانی در مقابل تهاجم ظالمانه ای که جان، مال و ناموس او یا شخص دیگری را تهدید می کند، مقاومت کند تا مهاجم را دفع کند، در صورتی که اعمال دفاعی او ضرورت داشته باشد و برای دفع مهاجم کافی باشد، مدافع در برابر اعمال دفاعی خود، حتی اگر منجر به ضرب وجرح یا قتل متجاوز شود، در صورت عدم تعدی از حد لازم، مسئولیتی ندارد و دفاع مذکور، بر حسب مورد، ممکن است واجب یا جاز باشد.
به طور مختصر و فهرست وار، اموری که دفاع از آن ها مجاز است را می توان به این شرح بر شمرد: نفس، عرض و ناموس، مال و آزادی تن خود، نفس، عرض، ناموس، مال و آزادی تن دیگری.
شروط دفاع مشروع در فقه اسلام
تحت شرایطی خاص، می توان دفاع را مشروع دانست و بایستی این شرایط جمع باشد تا این عمل، جرم تلقی نگردد. شرط، عبارت از امری است که وجود حکم، متوقف به وجود آن است و عدم وجود آن، موجب عدم وجود حکم و خارج از حقیقت است. بنا به تعریفی که گذشت دفاع مشروع، مستلزم وجود خطر و عملی است که برای دفع آن انجام می شود. این دو امر، دو عنصر اساسی دفاع مشروع است که هر یک باید دارای شرایطی باشد تا عمل دفاعی مشروع به شمار می رود و اثر دفاع بر آن مترتب باشد. فلذا در ادامه، شروط دو موضوع یاد شده را به ترتیب ذکر می کنیم.
شروط خطر
خطر در لغت به معنای مشرف شدن به هلاکت است و از نظر حقوقدانان، به معنای تجاوز احتمالی است، خطری که حق دفاع را توجیه می کند و دفع آن جایز است باید غیر مشروع، حال و حقیقی باشد.
غیر مشروع بودن خطر
دفاع مشروع تنها بر ضد خطراتی جایز است که غیر مشروع به شمار می روند. خطر زمانی غیر مشروع است که حق مورد حمایت شریعت را به ناحق مورد تهدید قرار دهد. فقهای اسلام بر حرمت خون، اموال و نوامیس اتفاق نظر دارند. خطر زمانی غیر مشروع است که تجاوزی به ناحق نسبت به نفس، مال یا ناموس انسانی که دارای حرمت است، صورت گیرد.
حال بودن خطر
حال بودن، شرط دوم از شرایط سه گانۀ خطر است. حقوق اسلامی، دفاع را به منظور دفع تجاوز مقرر داشته است واز این رو استفاده از زور را زمانی جایز می داند که دفع تجاوز متوقف بر آن باشد. بر اين اساس، خطر آينده انسان را در حالتي قرار نمي دهد كه دفع آن تنها با استفاده از زور و قدرت ممكن باشد، زيرا خطر آينده را مي توان با توسل به قواي دولتي و حمايت آنان دفع كرد. در دو صورت، خطر، حال شمرده می شود . اول، زمانی است که وقوع خطر نزدیک است. در این صورت دفاع، دارای نقشی بازدارنده است که از وقوع خطر جلوگیری می کند و دوم، زمانی است که خطر آغاز شده، ولی پایان نیافته است و در این صورت، دفاع دارای نقشی بازدارنده از استمرار خطر و تداوم آن است.
حقیقی بودن خطر
شرط سوم از شرایط خطر، حقیقی بودن خطر است. خطر زمانی حقیقی است که مدافع، علم یا ظن غالب و مطابق با واقع پیدا کند که با خطر جدی روبروست. مشروعیت دفاع نیز متکی بر خطر حقیقی است، و لازمۀ وجود حق دفاع مشروع، وجود خطر حقیقی است. اصولاً معیار ارزیابی کامل خطر غیرمشروع، معیار شخصی است. اگر شخص به اعتماد قابل قبول و معقول معتقد باشد که مورد تهدید خطر حال، غیر مشروع و حقیقی است، حق دفاع مشروع به او اعطا می شود. ولی دفاع در صورت موهوم بودن خطر، موجب مسئولیت جزائی ناشی از خطاست.
شروط عمل دفاعی
فقهای اسلامی، دفاع مشروع را محدود به عمل خاصی ندانسته اند، بلکه دو شرط برای کنترل اعمال دفاعی بدون تعیین نوع و درجۀ آن وضع کرده، به مدافع اجازه داده اند تا عملی را که ضرورت و تناسب دارد را انتخاب کند. فقها، اعمالی را به عنوان اعمال دفاعی ذکر کرده‌اند، که به عنوان مثال می توان موارد ذیل را نام برد: کمک خواستن از مردم، فریاد کشیدن بر متجاوز، فرار کردن، سنگ زدن به متجاوز، مجروح کردن و زدن متجاوز به وسیلۀ سنگ، چوب دستی، پاره آهن یا اسلحه، هر چند که منجر به قتل متجاوز شود. فقها بالاجماع عقیده دارند، در صورت یکه خطر با همه شرایط آن تحقق یابد و رهايی از آن جز با عمل دفاعی ممکن نباشد، مدافع می تواند با کمترین عمل ممکن برای دفع خطر، از حقوق محترم خود یا دیگری همچون نفس، مال و ناموس دفاع کند. همانگونه که ذکر شد، شروط عمل دفاعی عبارتند از: ضرورت و تناسب. در سطور ذیل، به طور مختصر، به شرح هر کدام از این شروط می پردازیم.
ضرورت عمل دفاعی
ضرورت در لغت، به معنای نیاز، حاجت و آنچه بدان محتاج باشند، اجبار، الزام و ناگزیری آمده است. در عمل دفاعي نيز، مدافع، تنها در صورتي حق استفاده از زور و قدرت را دارد كه دفاع، منوط به آن باشد و راه ديگري براي دفع خطر وجود نداشته باشد. در این حالت، تنها راه جلوگیری از خطر، استفاده از زور و قدرت شخصی است و این، معنای ضرورت عمل دفاعی است. در این میان، اگر دفع خطر، با وسایل آسان تر ممکن است، مدافع نباید از وسایل شدیدتر استفاده کند. اگر عمل دفاعی، شرط ضرورت را داشته باشد، ضرورتاً باید متوجه منشأ خطر شود، زیرا استعمال قدرت، تنها برای دفع خطر جایز است. یعنی اگر وسیلۀ دیگری وجود داشته باشد که فرد را بی نیاز از ارتکاب جرم می کند، باید از ارتکاب جرم، دوری جسته شود.
تناسب عمل دفاعی
عمل دفاعی بایستی با تجاوز و خطر متناسب باشد، و مدافع مجاز نیست برای دفع خطر، از هر گونه نیرو به هر اندازه استفاده کند. عمل دفاعی، زمانی متناسب است که از کمترین مقدار زور و قدرت لازم، برای دفع خطر استفاده شود. فقها درباره تناسب می گویند: انسان حق دارد با آنچه در توان اوست، از نفس، مال و ناموس خود دفاع کند، ولی باید به عمل آسان تر اکتفا کند. به عقیدۀ فقها، معیار تناسب، ظن غالب مدافع یا هر عملی است که به فکرش خطور می کند، که با توجه به شرایط روحی و شخصی خود و ملاحظۀ متجاوز و حالت تجاوز، قادر به انجام آن است. در مورد شرط تناسب عمل دفاعی، دو نظریه ذکر شده است. بنابر یک نظریه، تناسب، همان تناسب در وسیله است، و برابر نظریۀ دیگر، معیار تناسب، تساوی زیان وارده از جانب متجاوز و مدافع است.
ترور یا دفاع مشروع
دفاع در برابر دشمن که امری فطری و غریزی است و ریشه در ذات و طبیعت انسان دارد، از دیرباز به عنوان یک امری حقوقی وارد قوانین کیفری کشورهای مختلف جهان شده است. در دین مقدس اسلام نیز، دفاع در برابر دشمن، امری پسندیده است و در منابع فقهی نیز دفاع، بر حسب موضوع مورددفاع، واجب یا جایز است.
با نگاهی عمیق و حتی گذرا و سطحی نیز می توان دریافت که دفاع مشروع با ترور تفاوت های بنیادین و اساسی دارد. همانطور که ذکر شد، تحقق دفاع مستلزم وجود دو عنصر اساسی، یعنی حمله و دفاع است، که هر کدام شرایط خاص خود را دارند. البته طبق منابع فقهی، مدافع در انتخاب وسیله آزاد است و می تواند از وسیله‌ای که انتظار دفع تجاوز به آن وجود دارد، استفاده کند.
هم ترور وهم دفاع مشروع، مستلزم کاربرد خشونت است. ولی بایستی در نظر داشت، کاربرد خشونت در ترور، ارادی، اولیه و اختیاری است و به صورت تهاجمی صورت می گیرد و دوماً، خشونتی غیر قانونی و خودسرانه می باشد. از طرف دیگر، کاربرد خشونت در ترور، اغلب حالتی مخفیانه و ناگهانی دارد ولی در دفاع مشروع، کاربرد خشونت، حتی اگر به قتل و خونریزی منجر شود، مخفیانه و ناگهانی نیست، بلکه در حالتی رو در رو و کاملاً آشکار، صورت می گیرد.
در ترور، فرد ترورگر، به دنبال ایجاد رعب و وحشت است، و در بیشتر موارد، ایجاد رعب و وحشت، به خودي خود، هدف محسوب مي شود. ولي در دفاع مشروع، مدافع به دنبال ايجاد رعب و وحشت در جامعه یا در دل افراد نیست، بلکه خود، مورد رعب و هراس واقع گردیده است و اگر هم بخواهد متجاوز را بترساند، به عنوان وسیله ای برای دفع تجاوز به آن نگریسته می شود، و مدافع از این رهگذر، به دنبال ایجاد جو وحشت و هراس عمومی نیست.
یکی دیگر از عناصر اساسی و مهم ترور و رفتار ترویستی، و به عبارت دیگر هدف از ترور، رسیدن به اهدافی به ویژه سیاسی است، یعنی به نوعی تلاش برای کسب، حفظ یا ادامۀ قدرت سیاسی. در حالی که، فرد مدافع در حین عمل دفاع مشروع، هیچ گونه هدف سیاسی در سر ندارد. بلکه هدف وی، کاملاً شخصی و فردی است و در پی دفاع از جان، مال و ناموس خود و یا فرد دیگری است و ازین رو، در اینجا تفاوتی عمده با عمل تروریستی مشاهده ‌می گردد.
همان گونه که در سطور قبلی، به تفصیل ذکر گردید، دفاع مشروع تفاوت های بنیادینی با ترور و اقدامات تروریستی دارد، و از هر جنبه ای که این دو را با یکدیگر مقایسه کرده و مورد سنجش قرار دهیم، مشاهده می شود که تفاوت‌های ماهوی بین این دو پدیده وجود دارد. پس مي توان به روشني و صراحت نتيجه گرفت كه دفاع مشروع، ترور محسوب نمي گردد، و نمي توان عمل دفاع مشروع را به عنوان يك اقدام تروريستي، طبقه بندي كرد. دفاع مشروع، حقی است که انسان، به طور ذاتی و طبیعی از آن برخوردار است، و در حقوق جزایی بسیاری از کشورها، قانونی بوده و فراتر از همه، در شرع مقدس اسلام و فقه اسلامی، به رسمیت شناخته شده است و شرایط آن به روشنی مشخص گردیده است و در صورت تحقیق این شرایط، حتی اگر دفاع به قتل متجاوز نگردد، به هیچ وجه نمی توان دفاع مشروع را یک اقدام تروریستی، قلمداد کرد.
مبانی اندیشۀ امام خمینی(ره)
در این فصل خواهیم کوشید تا پدیدۀ ترور را در اندیشۀ امام خمینی(ره)، مورد بررسی قراردهیم. هدف از بررسی، این است که بدانیم امام خمینی(ره) چه رویکردی به پدیدۀ ترور و تروریسم دارند و در برابر آن چه موضعی اتخاذ می کنند. در پی این هستیم که مفهوم ترور را در دیدگاه ایشان تعریف نماییم و سپس جهت گیری ارزش ایشان در برابر این پدیده را بررسی کرده و در صورت امکان، نظر قطعی و صریح ایشان نسبت به این پدیده را مورد شناسایی قرار دهیم. از آنجایی که ترور در حالت کلی، پدیده ای سیاسی است، پس بهترین کار این است که در اندیشۀ سیاسی ایشان، به دنبال بررسی این پدیده باشیم، فلذا تمرکز اصلی ما در این پژوهش، بر روی اندیشۀ سیاسی ایشان خواهد بود.
بررسی پدیدۀ ترور در اندیشۀ امام خمینی، از جهاتی برای طرح کلی این پژوهش نیز سودمند خواهد بود. اولاً اینکه ایشان خود یک اندیشمند بزرگ مسلمان بودند و اندیشه های ایشان در تبیین نظر کلی اسلام، بسیار با ارزش است، از سوی دیگر، ایشان در حوزۀ سیاست و امور سیاسی جامعه، دارای آرا و دیدگاه های حائز اهمیتی هستند. همچنین، ایشان رهبر یک انقلاب بزرگ بودند. انقلابی که توانست یکی از رژیم‌های استبدادی و دست‌ نشانده را سرنگون سازد و نظامی به نام جمهوری اسلامی جایگزین آن نماید. علاوه بر رهبری انقلاب و تأسیس نظام جمهوری اسلامی، ایشان به مدت ده سال به اداره، سرپرستی و راهبری این نظام همت گماشت، که ادارۀ جامعه و نظام سیاسی، و تجارب عملی و نظری وی در خلال این مدت نسبتاً طولانی، نظرات سیاسی ایشان را به عنوان یکی از مهمترین دیدگاه های اسلامی، مطرح می سازد.
نیاز به یادآوری نیست که امام خمینی(ره) از ابعاد شخصیتی مختلفی برخوردار بودند که ایشان را به حق در تاریخ معاصر ایران و اسلام، ماندگار ساخته است. ايشان عارف و فقيهي برجسته بودند كه توانستند نخستين حكومت اسلامي را بر اساس يك نظريه ديني و فقهي بنيان نهند. ایشان آثار متعددی در حوزۀ مباحث عرفان، فقه، فلسفه، کلام و سیاست از خویش به یادگار گذاشته اند. امام، متفکری بزرگ بود که به حوزه‌های مختلف علمی اشراف داشت و همین ویژگی ها از ایشان شخصیتی جامع الاطراف ساخته است و اندیشۀ ایشان را از عمق و غنا و ماندگاری خاصی برخوردار کرده است. از طرف دیگر، امام خمینی، به عنوان یک مصلح دینی در جهان معاصر، الگویی برای مسلمانان محسوب می شوند، زیرا ایشان تلاش نمودند بین مذهب و سیاست در جهت معاصر، پیوندی مجدد برقرار سازند، و جایگاه معنویت و دین گرایی را در جهان معاصر احیا سازند و رابطۀ تخریب شدۀ دین و دنیا و عقل و دین را بازسازی کنند و از مدلی از توسعه و پیشرفت که بتواند انسانیت انسان را ارتقاء بخشد، و معنویت و پیشرفت را در کنار هم داشته باشند، حمایت نمودند.
از این رو، به فراخور بحث خود، مبانی معرفت شناسی، فقهی و انسان شناسی امام خمینی را به طور کوتاه مورد مطالعه قرار می دهیم. البته پر واضح است که اندیشۀ ایشان، مبانی عرفانی، کلامی و هستی شناسی خاص خود را دارد، ولی در اینجا بنا به دامنۀ بحث حاضر که بررسی پدیدۀ ترور است، فقط مبانی معرفت شناسی، فقهی و انسان شناسی را ذکر می کنیم و این امر، به معنای انکار دیگر مبانی و حوزه‌های اندیشه ایشان نمی باشد. البته نیازی به ذکر نیست که مبانی اندیشۀ ایشان، در چهارچوب مبانی اسلامی است و ایشان دیدگاه‌های نسبتاً مشابهی با دیگر اندیشمندان اسلامی در مورد ابزار شناخت هستی و جایگاه انسان در هستی دارند.
مبانی معرفت شناسی اندیشۀ امام خمینی(ره)
مبانی معرفت شناسی یا به طور کلی شناخت شناسی، از جمله مهم ترین مبانی اندیشه‌های یک اندیشمند است که بیان کنندۀ طرز نگرش او به مسئله شناخت، ابزارها و روشهای آن، صحت و سقم شناخت و یقینی و غیر یقینی بودن آن و چگونگی رسیدن به حقیقت از طریق ادراک و … است. در نگرش امام خمینی، وحی، فطرت، قلب، عقل و حس انسان، به عنوان منابع شناخت مطرح شده است، و از منظر او نیز چون سایر عالمان مسلمان، عقل ادراک می کند و قلب به مدرکات آن ایمان می آورد. بنابراین، عقل نه تنها ادراک می کند و حقیقت امور را در می یابد، بلکه همراه با اختیار انسان به او قدرت گزینش و انتخاب می دهد، و در نتیجه انسان اراده می کند و با ارادۀ خود بر می گزیند.
از طرف دیگر امام خمینی(ره) به یک منبع شناخت دیگر، که منبع بیرونی و در عین حال منبع یقینی شناخت برای انسان به شمار می رود، قائل است. زیرا ایشان، منابع شناخت درونی انسان را به تنهایی کافی نمی داند این منبع بیرونی، وحی است که به وسیله انبیا از جانب خداوند براي انسان ها فرستاده می شود. آرمان اصلي وحي، ايجاد معرفت براي بشر، به ويژه شناخت حق تعالي و ساير حوزه هايي است كه عقل بشر بدون ارجاع به وحي امكان دسترسي به آن ها را ندارد. پس از آنجایی که ایشان معتقدند، عقل انسان به تنهایی کافی نیست، نیاز به وحی الهی را برای تکمیل شناخت انسان گوشزد می کنند:
«ما نمی توانیم اشیا را کماهی بنامیم، معنی‌اش این نیست که ما ماهیات اشیا را نمی توانیم بشناسیم، آن امر سهلی است . کلیاتش را فلسفه می گوید، بعضی مراتبش را هم اهل عرفان بیان می کنند. لکن رسیدن به اینکه این چه ربطی است، یا این ها مسائلی است که دست ما از آن تقریباً کوتاه است.»
به طور کلی، از دید امام، منابع معرفت شناسی عبارتند از : وحی، عقل، حس (تجربه ) و قلب . روش مربوط به وحی، کلام، اجتهاد و فقه به ویژه در حوزۀ منابع دینی، یعنی کتاب و سنت است. از ديد فقهي، ايشان بر فقه سنتي و اجتهاد جواهري به عنوان شيوه برتر در حوزه استنباط احكام شرعي تاكيد داشتند. همچنین ایشان بر ابزار عقل در کنار ابزار فقه و اجتهاد و نیز همراه با آن و مکمل آن تأکید دارند. یعنی عقل، منبع تشخیص حقایق در حوزۀ فقه نیز محسوب می شوند. به طور کلی و مختصر می توان گفت که در اندیشۀ امام خمینی(ره)، وحی منبع دست اول و یقینی شناخت محسوب می شود، ولی ایشان به عقل انسان نیز تأکید بسیار دارند و آن را به عنوان منبع مهمی در شناخت، مورد توجه قرار می دهند.
مبانی فقهی اندیشۀ امام خمینی(ره)
مبانی فقهی و اصولی امام خمینی، یکی از عوامل مهم تأثیر گذار بر اندیشۀ سیاسی ایشان هستند و اصولاً بدون شناخت این مبانی نمی توان به درک کاملی از اندیشۀ سیاسی ایشان پرداخت. در این راستا، آگاهی اجمالی از مبانی فقهی اندیشۀ ایشان، برای شناخت هر چه بهتر اندیشۀ سیاسی ایشان، حائز اهمیت فراوان است.
فقه سیاسی و اندیشۀ سیاسی امام خمینی، مبتنی بر نگرش فقهی و اصولی ایشان می باشد، که متأثر از دیدگاه عقل گرایانۀ اصولییون است. فقهای شیعه را می توان به دو گروه اخباری و اصولی تقسیم کرد. در حالی که اصولییون به حجت عقل اعتقاد داشتند. اخباریون ملازمۀ عقل و شرع را مردود می دانستند و بر برداشتی متصلب از احکام اسلامی که فاقد هر گونه انعطافی متناسب با زمان و مکان، بود، تأکید داشتند. در ستون زیرین، به طور فهرست وار به مهم ترین ویژگی های فکری فقهای اصولی شیعه از جمله امام خمینی(ره) پرداخته و هر کدام را به طور خلاصه توضیح می دهیم.
اعتقاد به حجیت عقل
اصولییون شیعه، عقل را در کنار کتاب، سنت و اجماع، یکی از منابع چهارگانۀ استنباط احکام شرعی می دانند. ایشان تحت عنوان قاعدۀ ملازمه عقل و شرع معتقدند که هر چه را عقل به آن حکم کند، شرع نیز طبق آن حکم خواهد کرد و هر آنچه را که شرع حکم کند، عقل نیز آن را تایید می کند.
اعتقاد به اجتهاد و نقش زمان و مکان در آن
اجتهاد که نوعی توانایی علمی است، که شخص می تواند احکام فرعی را از احکام اصلی شرعی استنباط کند، از ویژگی‌های فقهای اصولی است. امام خمینی نیز همواره با تأکید بر ضرورت احیای اجتهاد برای حل معضلات کشور تأکید داشتند که باید به نقش زمان و مکان در اجتهاد توجه بیشتری گردد.
پذیرش اصل تبعیت احکام از مصلحت و مفسده
طبق این اصل، احکام شرعی بر اساس مصالح و مفاسد واقعی و نفس الامری، وضع شده‌اند و اگر عقل انسانی بتواند برخی از این مصالح را درک کند، می‌تواند موضوعات احکام را بر اساس این مصالح تغییر دهد که این امر در اندیشۀ سیاسی امام خمینی(ره) نیزکاربرد بسیار داشته است.
پذیرش قابلیت انعطاف پذیری احکام بر اساس شرایط
از نظر اصولییون، احکام به احکام اولیه و ثانویه تقسیم بندی می شوند و از این دیدگاه، در شرایط خاصی مانند اضطرار، عهد و پیمان و حفظ نظام می توان از احکام ثانویه استفاده کرد، که تعیین تحقق این شرایط به عقل واگذار شده است. احکام حکومتی



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید