تصویر چیست؟ انواع تصویر, تاثیرات تصویر, تصویر دیجیتالی چیست؟
واژه «تصوير» (image به زبان هاي انگليسي و فرانسه) چنان كاربردهاي گسترده و متنوعي دارد كه ارائه تعريفي ساده و جامع و مانع دشوار مي‌نمايد. بين اشكال گوناگون طرح‌ها، عكس‌ها، نقاشي‌ها، آرم‌ها و نشان‌هاي تبليغاتي و خط و زبان تصويري يا تصويرهاي ذهني چه وجه مشتركي وجود دارد؟ آيا تعجب‌آور نيست كه با وجود اين تنوع گسترده درك كم و بيش مشتركي از انواع مفاهيم و مدلول‌هاي آن مشاهده مي‌شود؟
از واژه تصوير پي مي‌بريم كه به چيزي مرئي يا نامرئي دلالت مي‌كند كه حالتي دارد، واقعي يا خيالي است، مجرد است يا مشخص است، آفريده كسي است يا بازشناخته اوست.يكي از قديمي‌ترين تعريف‌هاي تصوير از افلاطون است: «نخست سايه‌ها و سپس بازتاب‌هايي را كه مي‌توان بر سطح آب يا بر سطح اشياء نيمه براق، صيقلي يا درخشان مشاهده كرد و تمام اين جنس بازنمايي‌ها را تصوير مي‌نامم.» پس با اين تعريف تصوير عبارت است از آنچه در آيينه يا آنچه با فرآيندهاي بازنمايي مشابه آيينه، بازتاب مي‌يابد. بنابراين تصوير چيزي ثانوي است كه انعكاس يا بازنمايي «حقيقت» يا «واقعيت» ديگري است.
در نظريه‌هاي شناخت، تصوير مبنايي است كه فرآيند انتزاع و تجريد، يعني شكل‌گيري مفاهيم و سپس تفكر را امكان‌پذير مي‌سازد. تصوير اشياء و پديده‌ها در ادراك حسي و حافظه تصويري يا ديداري سبب بازشناسي محيط پيرامون مي‌شود و در فرآيند شناخت نقش‌ بسيار مهمي دارد.
از سوي ديگر، تصوير ذهني در غياب اشياء يا پديده‌ها نيز در ذهن حضور دارد و در فعاليت‌هاي رواني، تخيل و عواطف بيشترين سهم را ايفا مي‌كند. خواب ديدن فعاليت گزينشي پيچيده و ناخودآگاه ذهن در يادآوري و رؤيت دوباره تصويرها و تنظيم يا بازنمايي دلبخواه آنهاست. معمولاً خواب را با احساس ديدن فیلم توصيف مي‌كنند. يادآوري يا تجسم تصويرهاي مشاهده شده پيشين به خصوص يادآوري صحنه‌هاي تأثرانگيز، مهيج، مشمئزكننده، تكان‌دهنده يا دوست‌داشتني، شيرين‌، لطيف و پرمهر در بسياري موارد سبب بروز دوباره همان واكنش‌ها، عواطف و احساس‌هايي مي‌شود كه در نخستين مواجهه پديد آمده است.
بسياري از بيماري‌هاي رواني با ديدن تصاوير همواره است. توهم تصويري بيمارگونه با مشاهده تصاوير ذهني هولناك و دلهره‌آور آغاز مي‌شود و به آشفتگي‌ها و اختلالات خفيف يا شديد سيستم عصبي و تفكر مي‌انجامد. داروها و مواد توهم‌زا نيز با «هجوم» تصاوير در ذهن مصرف‌كننده رابطه‌ او را با واقعيت محيط اطراف خود ضعيف يا قطع مي‌كند.
تخيل، تصور و تجسم كه در آفرينندگي هنري نقش بسيار حساسي دارند، اساساً ‌به بازنمايي تصويري پيوسته‌اند. طرح‌ اوليه هنرمندان اغلب به صورت تصويري در ذهن‌شان مجسم مي‌شود. بسياري از هنرمندان يا حتي دانشمندان گزارش داده‌اند كه تمام اثر يا نظريه خود را به‌طور كامل در رؤيا يا تخيل «ديده‌اند» و سپس زمان درازي را براي پرداخت دقيق جزئيات يا محاسبات لازم سپري كرده‌اند.منشأ هنر در سير تكامل جوامع بشري را به دليل نقاشي‌ها و اشكال منقوش در غارهاي متعدد سراسر جهان به دوره‌هاي غارنشيني انسان‌هاي ماقبل تاريخ نسبت مي‌دهند. به علاوه تصوير را نخستين وسيله ارتباطي ميان انسان‌ها دانسته‌اند. اين وسيله ارتباطي در شكل تكامل‌ جوامع بشري و انتقال تجربه و انديشه بسيار حايز اهميت است.
در دنياي امروز، رايانه‌‌ها به مفهوم تصوير بعدي تازه داده‌اند. تصوير سه بعدي و «واقعيت مجازي» در حال خلق فضايي تازه است كه به فضاي رايانه‌اي يا cyberspace مشهور شده است. اكنون به كمك ابزار و وسايل گوناگون از جمله ليزر، اشياء و فضاهايي “خلق” مي‌شود كه از لحاظ تأثيرگذاري نه تنها مشابه اشياء يا فضاهاي “واقعي” است بلكه در بيشتر موارد به كاربر قدرت دخالت و كنش متقابل در “دنياي مجازي” خلق شده را مي‌دهد.
مي‌توان تمايز عمده‌اي بين انواع گوناگون تصوير قايل شد: تصاوير ساخته شده و تصاوير ثبت شده. اين يك تمايز بنيادي است.
تصاوير ساخته شده كم و بيش از يك مدل تقليد مي‌كنند، مانند تصاوير مستند علمي كه مدلي را ارائه مي‌دهند. نمود عمده اين تصاوير، تقليدي بي‌عيب و نقص است و آنچنان كامل و شبيه كه مي‌توانند به واقعيت مجازي بدل شوند و اين توهم را به وجود آورند كه تصوير واقعي است بي ‌آنكه آنقدرها هم كه به نظر مي‌رسد واقعي نباشند. اين تصاوير همانندي كامل با شيء واقعي دارند: شمايل‌هاي كامل.
تصاوير ثبت شده اغلب شبيه آن چيزي هستند كه بازنمون مي‌كنند. عکاسی، ويدئو و فيلم ثبت شباهت كامل تصويرها يا شمايل‌هاي خالص تلقي مي‌شوند.
به‌طور خلاصه، با توجه به آنچه تاكنون گفته شد مي‌توان دريافت كه جنبه بصري تصوير در تمام انواع كاربردها و مفهوم‌هاي متنوع آن، اصلي‌ترين خصيصه مشترك آنهاست.
 
تصویر دیجیتالی
یک تصویر را می توان توسط تابع دوبعدی f(x,y) که در آن X و Y را مختصات مکانی و مقدار f در هر نقطه را شدت روشنایی تصویر درآن نقطه می نامند. اصطلاح سطح خاکستری نیز به شدت روشنایی تصاویر مونوکروم اطلاق میشود . تصاویر رنگی نیز از تعدادی تصویر دوبعدی تشکیل می شود.
زمانی که مقادیر X و Y و مقدار f(x,y) با مقادیر گسسته و محدود بیان شوند ، تصویر را یک تصویر دیجیتالی می نامند. دیجیتال کردن مقادیر X و Y را Sampling و دیجیتال کردن مقدار f(x,y) را quantization گویند.
برای نمایش یک تصویر M * N از یک آرایه دو بعدی ( ماتریس) که M سطر و N ستون دارد استفاده می کنیم . مقدار هر عنصر از آرایه نشان دهنده شدت روشنایی تصویر در آن نقطه است. در تمام توابعی که پیاده سازی خواهیم کرد ، هر عنصر آرایه یک مقدار 8 بیتی است که می تواند مقداری بین 0 و 255 داشته باشد. مقدار صفر نشان دهنده رنگ تیره ( سیاه ) و مقدار 255 نشان دهنده رنگ روشن ( سفید ) است.
به عنوان مثال تصویر زیر که سایز آن 288 * 265 است از یک ماتریس که دارای 288 سطر و 265 ستون است برای نمایش تصویر استفاده می کند .
هر پیکسل از این تصویر نیز مقداری بین 0 و 255 دارد . نقاط روشن مقادیری نزدیک به 255 و نقاط تیره مقادیر نزدیک به 0 دارد. همه توابع پردازش تصویر از این مقادیر استفاده کرده و اعمال لازم را بر روی تصویر انجام می دهند.
تاریخچه تصویرتصویر در طول تاریخ چیزی جز روایت گری یا داستان پردازی نبوده است.اما شروع داستان سرایی به صورت مکتوب خود با آغاز تمدن های اسطوره ای و پیدایش اشکال خطوط نوشتاری بوده است که به کمک آنها افسانه های اساطیری در کتیبه های سنگی و مهرها یا پاپیروس نوشته می شد.تصویر قبل از پیدایش خط در دوران پارینه سنگی ومیان سنگی در نمونه هایی مثل نقاشی غارها چیزی جز نقاشی جادویی نبوده است. در آن دوران نقوش در ارتباط با انتقال جادویی قدرتهای مرموز جهان طبیعت به درون زندگی جمعی انسانها و در مواقع شکار برای سیطره بر قدرت حیوانات یا در مواقع دیگر به همراه مراسم در رقص های آئینی به منظوره چیرگی بر قدرتهای تخریبگر طبیعت و … به تصویر کشیده می شوند.در مشرق زمین مثلا در سرزمین چین تصویر بازگویی نمادین گونه نقوش بود و به تدریج تحت تاثیر تعلیمات فرزانگانی چون لائوسه تصویر سازی،حکایتی اندرزگونه و پرداختی شاعرانه ازپدیده های طبیعی می شود.در سرزمین ایران سنت نقاشی مینیاتور پس از دوره عباسی وسلجوقی تا دوره تیموریان و پس از آغاز عصر نوین در عهد صفویه،نقوش تصویری روایی راوی قصص و حکایت های منظوم بوده اند . در دوره صد ساله اخیر تصویر سازی معاصر در سبک قهوه خانه ای و سقاخانه ای، دیگر بار داستان های حماسی شاهنامه درپرده سازی ها و حکایت های مذهبی مانند داستان های مربوط به واقعه کربلا به تصویر کشیده اند.
عکس های واقع گرايانه، انتزاعي و تجريدي
يکي از تقسيم بندي هايي که مي توان جهت دسته بندي عکس ها قايل شد، تفکيک نمودن آنها از نظر ميزان انطباق با واقعيت بيروني و وفاداري به ثبت عيني رويدادها مي باشد.
با يک دسته بندي کلي، عکس ها در سه گروه واقع گرا، انتزاعي و تجريدي تفکيک، و مرزبندي بين آنها مشخص گردد.
گروه اول شامل عکس هاي واقع گرا، عکس هاي خبري و مستند را در خود جاي مي دهد که هدف اصلي آن ثبت کامل واقعيت به صورتي وفادارانه است.
در گروه بعدي عکس هاي انتزاعي تفکيک شده اند که داراي برداشتي گزينشي از واقعيت بوده و سعي در ساده سازي واقعيت موجود دارند.
در دسته بندي آخر، عکس هاي تجريدي قرار دارند که عکاس ارتباط خود را با طبيعت و ثبت واقعيت عيني قطع نموده و تصوير، ديگر محملي براي نمايش موضوعي از جهان محسوس نمي باشد. هدف اين دسته از عکس ها اين است که جهان دروني انسان را، بدون توسل به استعاره هاي جهان بيروني بيان نمايد. با چنين تعريفي مي توان، مرزبندي تازه اي جهت تفکيک عکس ها در دسته بندي اي نوين، قايل شد.
منابع و مواخذ :
کتاب نشانه ها
سایت انجمن های تخصصی ترفندستان
سایت انجمن تخصصی رباتیک
 تاریخچه اطلاع رسانی :
از زماني که بشر براي ارتباط و انتقال اطلاعات از اشاره و علائمي مانند دود استفاده ميکرد تا بعدها که با اختراع خط از چوب، استخوان، پوست حيوانات و سايرفناوري هاي ابتدايي براي ثبت و نگهداري اطلاعات استفاده ميکرد، قرن هاي متمادي گذشته است. اما بعضي از ابداعات و اختراعات نه تنها تأثيري تاريخي و بنياني براطلاعات و اطلا ع رساني داشته اند و چه بسا بسياري از بنيانهاي اجتماعي را سخت متحول ساخته اند.
بيان اين نكته كه اطلاعات براي هر جامعه اي در هر دوره تاريخي همواره مهم بوده حقيقتي آشكار است . اما نقش اطلاعات و ميزان اهميت آن متفاوت است. با تحول نظم اجتماعي به جامعه اي فرا صنعتي ، يا جامعه فراسرمايه داري، يا جامعه اي كه ما اكنون آن را به طور كلي جامعه اطلاعاتي مي خوانيم، دانش و اطلاعات نقش محوري فزاينده اي در جنبه هاي مختلف زندگي بر عهده گرفته اند.
علم اطلاع رساني با طرح مسئله انفجار اطلاعات جايگاه محكمي در بافت گسترده تر تحول جامعه اطلاعاتي پيدا كرد . اين موقعيت مناسب در نمودهاي مختلف خود و راه حل هايي كه ارائه كرده ، در حال گسترده تر و بزرگتر شدن است. اما علم اطلاع رساني به هيچ وجه در اين جايگاه دست به انحصارگرايي نزده است . با افزايش اهميت اطلاعات در جامعه ، منابع و هزينه هاي بيشتر و بيشتري به سمت فعاليت هاي مرتبط اطلاعاتي هدايت مي شود. بودجه ها، طرحها و ابتكار عمل هاي بيشتر و بيشتري به اطلاعات به اشكال مختلفي اختصاص مي يابد. پس تعجب آور نيست كه رشته ها ، محققان ، متخصصان و تاجران بيشتر و بيشتري به سمت اطلاعات گرايش پيدا مي كنند وحتي اطلاعات را كشف مي كنند. در اطلاعات طلا وجود دارد. علم اطلاع رساني رقيبان بسياري دارد و حتي ممكن است توسط آنها غرق شود.
در علم اطلاع رساني اطلاعات به چه معناست ؟ پاسخ علمي به اين سئوال اين است كه ” نمي دانيم ” بله ، ما مي توانيم تعاريف لغوي مختلفي از اطلاعات اراده كنيم . ما دركي شهودي از معناي آن داريم طوريكه آن را روزانه و به طور گسترده به كار مي بريم. بنابراين، ما معناي متني اطلاعات را در علم اطلاع رساني متوجه مي شويم . اما اين معنا شناخت و تفسير عميق تر و رسمي تر را فراهم نمي كند. اطلاعات پديده اي بنيادي است. پاسخ ” نمي دانيم ” در مورد تمامي پديده هاي بنياني مانند انرژي يا جاذيه در فيزيك ، حيات در بيولوژي ، عدالت در حقوق صادق است .
اطلاعات در گسترده ترين معنا در يك بافت تلقي مي شود . يعني اطلاعات نه تنها متضمن پيام هايي است ( معناي اول ) كه به لحاظ شناختي پردازش مي شود ( معناي دوم ) ، بلكه متضمن بافتي مثل وضعيت ، وظيفه ، مسئله در دست ، و شبيه آن نيز مي باشد . نمونه آن استفاده از اطلاعاتي است كه به لحاظ شناختي براي وظيفه اي خاص پردازش شده است . علاوه بر معاني ديگر ، اين معني متضمن انگيزه يا تعمد است و در نهايت با بافت يا افق اجتماعي گسترده اي مانند فرهنگ ، كار ، يا مسئله در دست ارتباط دارد.
در علم اطلاع رساني ، بايد سومين و گسترده ترين معناي اطلاعات را در نظر بگيريم، چون اطلاعات در بافت و در رابطه با دلايلي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين نكته از آغاز علم اطلاع رساني بخصوص آنطور كه در كار بازيابي اطلاعات متعكس شده است ، تلويحا درك شده است . تفسير اطلاعات در علم اطلاع رساني جديد نيست .
ظهور و بروز رايانه و به تبع آن شبکه هاي ارتباطي و اطلاع رساني جهاني يکي از تأثيرگذار ترين عناصر بر زندگي بشر بوده است.
استفاده از اين فناوري هاي نوين نه تنها مبادله اطلاعات و تجربيات بشر را تسهيل نموده، بلکه نظام هاي آموزشي، پژوهشي و در کل، تمامي جنبه هاي زندگي انسانها را تحت تأثير قرار داده و به شدت دگرگون کرده است.
امروزه اطلاعات نه تنها به عنوان کالايي با ارزش، بلکه مهمتر از آن به عنوان يکي از عوامل توليد در کنار عواملي چون زمين، کار و سرمايه قرار مي گيرد. تحول انقلاب کشاورزي به انقلاب صنعتي و سپس به انقلاب اطلاعاتي گسترده تر از آن است که بتوان آن را دستاورد يک گروه خاص قلمداد نمود.
مي توان اذعان داشت که روند تحولات در آغاز هزاره جديد زمينه ساز و فراهم آورنده امکانات و فرصت تازه و البته همراه با مخاطره است.
انقلاب فراصنعتي، تحولي است که روش تجارت، کار، تحقيق و آموزش را در جامعه دگرگون ساخته است. منشأ پيدايش جامعه اطلاعاتي پيشرفتهايي است که فن آوري درسالهاي اخير داشته است (پيشرفت در زمينه رقومي کردن، فشردگي داده و شبکه هاي پيشرفته ارتباطي).
“در عصر كنوني، توزيع اطلاعات در كشورهاي پيشرفته، خصوصاً براي كشورهاي مصرف كننده آن ويژگي خاصي دارد. امروزه ديگر اطلاعات، به صورت قديم و صرفاً به صورت مكتوب منتشر نمي شود: در حال حاضر، اطلاعات را يك بار به صورت خام از طريق كتب و نشريات و يك بار هم به صورت پرورده از طريق نمايه نامه‌ها و چكيده نامه‌ها و… مي فروشند. روز ديگر براي اينكه اطلاعات، فضاي كمتري از كوير كشورهاي عقب مانده را بگيرد، آن را روي ميكروفرم ها و دست آخر، همه اطلاعات را با استفاده از تكنولوژي هاي جديد اطلاع رساني به عنوان اينكه شما فرصت پيگيري مطالب در كتابها، مجلات و جاي دادن در قفسه ها را نداريد، آنها اطلاعات را روي حافظه ها از طريق روي خط(آنلاين) ، ديسك نوري و… مي فروشند
“در بستر جديد فناوري اطلاعات و ارتباطات، داده و اطلاعات، مواد خام پايه‌اي است و يکي از مهمترين عوامل توسعه و پيشرفت محسوب مي شود. درعصر مبتني بر اطلاعات، ميزان اطلاعات و مرغوبيت آن تعيين کننده جايگاه ملت هاست. از اين نظر شکاف طبقاتي بين دارندگان و دارندگان اطلاعات از مهمترين عوامل تنش ملي و بين المللي است
“امروزه توليد اطلاعات و دانش در تمام ابعاد علمي، فني و کاربردي و پراکندن آن با ابزارها و امکانات ارتباطي با هدف به اشتراک گذاري آنها در سطح ملي يا بين المللي، فرآيندي تحول زا و مثبت در عرصه تبادلات اقتصادي، فرهنگي و آموزشي است. فراهم شدن امکان دسترسي عمومي به اطلاعات حوزه هاي مختلف مورد نياز مردم و به کارگيري آنها براي توسعه فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي و آموزشي از جمله مزيت هايي است که عايد توليد کنندگان و کاربران اطلاعات مي شود
“بنابراين در جامعه موسوم به جامعه اطلاعاتي همچون جوامع مرسوم کار، تحقيق، تجارت و تفريح مي کنيم اما براي انجام اين امور نيازي به تحرک فيزيکي، حضور رو در رو، و ثبت اطلاعات در يک واسط کاغذي نيست. در فضاي سيبرنتيک اراده انسانها از طريق تپشهاي الکترونيکي ظهور خارجي مي يابد. اکنون جامعه‌اي مجازي با آثار کاملاٌ واقعي شکل گرفته است. جامعه‌اي که براي بقا و توسعه بايد قانونمند باشد. در فضاي سيبرنتيک، اطلاعات بايدجريان يابد، پس جريان اطلاعات بايد قانونمند باشد. اما قوانين لازم کدام است؟
جامعه اطلاعاتي بر مباني مالکيت هاي فکري، آزادي اطلاعات و حريم خصوصي بنا شده و هدف علم حقوق اين است که بين اين سه حق معارض تعادلي ايجاد کند. زمان پيريزي قوانين بر نظريه‌ها و روش هاي منفرد سپري شده، و علم حقوق بيش از آنکه بخواهد پاسدار حقي مطلق باشد بر آن است که بين تمايلات مختلف توازني به‌وجود آورد. تمايلي که قبلاً به صورت موردي واستثناء حمايت مي‌شد.”
“دو عنوان کلي قابل تفکيک راجع به جريان آزاد اطلاعات قابل بررسي است: اول فناوري انتقال اطلاعات، دوم اطلاعات جريان يافته در بستر فناوري. در اولي مجموعه‌اي از زيرساخت ها شامل زير ساخت هاي مخابراتي، شبکه و اينترنت تحت عنوان ايده خدمات جهاني و اصول شبکه‌هاي باز بحث مي شود. عنوان دوم نيز راجع به اطلاعات موجود در سيستم هاي اطلاعاتي است.
بايد توجه داشت كه بخش دولتي تنها توليد کننده بزرگ اطلاعات در محدوده‌هاي قانونگذاري، آمار، فرهنگ، اقتصاد، حمل و نقل، تحقيقات و … مي‌باشد از ديدگاه اقتصادي اين اطلاعات به کمک فناوري جديد مي‌تواند به واسطه ارزش افزوده اي که بخش خصوصي در آن ايجاد مي‌کند به موضوعي براي تجارت تبديل، و ثروتهاي زيادي از طريق ايجاد شغل هاي جديد اطلاعاتي توليد شود.”
تحولات چشمگيري در دو سه دهه اخير در جهان رخ داده است. بسياري از اين تحولات تحت تاثير فناوري اطلاعات بوده است. سرو كار داشتن تمام علوم و فنون با اطلاعات و دسترسي به آن سبب شده تا هر كس از منظر و ديدگاه خاص خود به مبحث اطلاعات و اطلاع رساني بپردازد. به همين دليل، هر نوع اظهار نظر و تعريف داده، اطلاعات، دانش و مقوله اطلاع رساني كه از تخصصي خاص نشات گرفته باشد در جاي خود جالب و قابل تامل است ، اما بديهي است كه تصور كنيم دقيق ترين و كامل ترين تعاريف مفاهيم علوم مختلف را متخصصان همان حوزه ارائه كنند.
“علم اطلاع رساني ريشه هاي تاريخي عميقي دارد كه اختلاف نظرهاي مهم و ديدگاه هاي مختلف جلوه اي ديگر به آن داده است. مفاهيم مربوط به اين علم در بسياري از رشته هاي ديگر هم ممكن است وجود داشته باشد اما پيدايش رشته خاصي با عنوان علم اطلاع رساني محدود به قرن بيستم است. بحث طولاني پيرامون تعريف اطلاعات ، دانش ، ارتباطات و عدم اطمينان شناخت خاصي را نسبت به پيچيدگي هاي رفتار اطلاعاتي انسان به وجود آورده است و متخصص اطلاع رساني به بهترين شكل اين علم را نشان مي دهد. اگر چه دريافته ايم كه پديده “اطلاعات” نقش مهمي در فعاليت هاي فكري و اجتماعي ما مي تواند ايفا كند، ليكن پيامد پيوند آن را با بقاي خود ناديده گرفته ايم و در مطالعه اين علم نسبت به تاثير آن بر خود بي توجه بوده ايم . همان طور كه در خصوص اين موضوع به اطلاعات و دانشي دست يافته ايم، ولي اين مسئله را كه چگونه چنين پيشرفتي مي تواند مبناي دانش ما را دگرگون سازد ناديده انگاشته ايم . در حالي كه در مورد چيزي مطالعه مي كنيم كه بيشترين تغيير را در ما به وجود مي آورد، در مقابل ايده تغيير با توجه به نگرش ما از آن مقاومت مي كنيم.
علم اطلاعات يعني تلاش براي درك و مطالعه اطلاعات، مدت ها پس ازمشاهده اطلاعات ظهور نمود. اگر علم اطلاع رساني به مطالعه تحقيق تمام ويژگي ها ، جنبه ها و رفتارهاي اطلاعاتي مي پردازد ، آنگاه در مرحله اي به هر چيزي مربوط مي شود كه عملا شناخته شده باشد، مورد بررسي ، تفكر و حمايت قرار گرفته و يا تصور شده باشد. د رصورتي كه تعريف خود را به اطلاعات “ثبت شده” محدود كنيم ، موضوع بيشتر قابل مديريت خواهد بود ولي به مراتب كمتر گوياي پديده شكل گيري اطلاعات و نيز ويژگي هايي خواهد بود كه بر قسمت اعظم تفسير هاي ارائه شده از آن و كاربرد آن تاثير مي گذارند. اطلاعات فقط به يك رسانه انتقال محدود نمي گردد و تنها به يك شكل از بيان و تفسير خلاصه نمي شود. پس اطلاعات چيست ؟ اين همان سئوال مشكل ساز است . اطلاعات جنبه اي ضروري از هستي ما است كه اكنون بايد به طور كامل به تشريح آن بپردازيم . درك ما از كل محيط – اعم از فيزيكي ، احساسي ، ادراكي ، چه حال و چه گذشته – دائما در حال تغيير و تحول است . از آنجا كه به نظر مي رسد اطلاعات عامل پيوند دهنده ما به ساير اشياء باشد، لذا همان گونه كه برداشت ما از دانش تغيير مي يابد، منطقي است كه به همان شكل هم احساس ما نسبت به اطلاعات متحول گردد. اطلاعات چيزي فراتر از زبان و كلمات ثبت شده است، اطلاعات يعني تصاوير ، موسيقي ، نور و هر چيزي است كه در تعامل با پديده هايي به بزرگي گيتي و به كوچكي ذرات اتم باشد. در واقع ، اطلاعات همان چيزي است كه همواره در اطراف ما وجود دارد. همچنين چيزي است كه خود ما آن را ايجاد ، جمع آوري ، ارزشيابي و مصرف مي كنيم، در آن دخل و تصرف نموده و با چيزهاي ديگر تلفيق مي نماييم. اطلاعات چيزي است كه گاهي آن را ناديده مي گيريم، هميشه نسبت به آن آگاه نيستيم ، و گاهي هم آن را نمي پذيريم و دست به تلفيق آن نمي زنيم.
بديهي است كه اطلاعات عاملي ضروري براي شكل گيري تمام چيزها ، هم جوامع و انسان ها و هم علوم مختلف مي باشد. آنچه هستي ما را مي سازد بر اساس كاربرد اطلاعات قبلي استوار است ، اطلاعاتي كه براي ايجاد جوامع ، فرهنگ ها ، اديان ، ماشين آلات و دانش ما به كار رفته است. بدين ترتيب علم اطلاع رساني ، حداقل از برخي لحاظ ، مطالعه همه اين موارد است. ويژگي هايي درباره رشد و حركت وجود دارد كه اشاره به آنها ضروري است. هزاران سال سپري گشت تا تكامل و پيشرفت انسان ها و فرهنگ ها به صورت امروزي درآمده است. گاهي درك معماي مفهوم زندگي بيش از تلاش براي زندگي و بقا نبوده است. براي تعريف تاريكي، تعبير روشنايي، فصل هاي در حال تغيير، ايجاد هويت اجتماعي و گروهي، تعريف و تعيين حد و مرزهاي شكار و جمع آوري زمان زيادي صرف شده است؛ زماني به مراتب بيشتر از عمر و زندگي هر يك از ما.
هر بخش كوچكي از اطلاعات كه داراي ارزش بود، يا گمان مي رفت كه ارزش داشته داشته باشد، نگهداري مي شد و به مرحله بعدي انتقال مي يافت و گاهي هم بر اطلاعات قبلي افزوده مي شد. اطلاعات زيادي هم از دست مي رفت، گردآوري نمي شد، و يا اعتقادي به آن وجود نداشت. هنگامي كه يك گروه با گروه ديگر جنگ مي كرد و آن را شكست مي داد، در بسياري از موارد اطلاعات و دانش مربوط به گروه شكست خورده را از بين مي برد. حقيقت آن است كه پيچيدگي اين مسئله كه استنباط بشر اوليه از جهان پيرامونش چگونه بوده است فراتر از قدرت درك و فهم ما مي باشد
“امروز در دنيايي متوسط مي شويم كه در مقايسه با نسل هاي پيش از ما، مملو از اطلاعات، تضاد و پيچيدگي هاي ساختاري بيشتر است. ما نمي توانيم تصور كنيم كه گذشته اي نبوده است، درست همانطور كه نمي توانيم به سادگي آينده را درك كنيم. انسان، جهان پيرامون خود را به نحوي مورد آزمايش قرار داد و سعي كرد مكانيسم هايي را براي مقابله با مسائل ناشناخته ايجاد كند، مسائلي كه قرن هاي متمادي تقريبا همه چيز را در بر مي گرفت. كنجكاوي و مشاهده منجر به تفاهمات ممكن، ماجراهاي باور نكردني و باورهاي ممكن گرديد.
ابزارهاي جديد، شعاع ديد و افق مشاهدات ما را گسترش داده است. تلسكوپ ها، ماهواره ها، سفينه هاي فضايي همگي به ما كمك كرده اند تا به نقاطي فراتر از مرزهاي موجود در نقشه هاي جغرافيايي گام نهيم، نقاطي كه سال هاي نوري با ما فاصله دارند. چه بسا آنچه ما الان در آسمان مي بينيم تنها يك نور باشد كه از گذشته به جا مانده است. فاصله ما با آسمان آنقدر زياد است كه اگر بخواهيم آن را دريابيم ميليون سال از زندگي ستارگان و سيارات سپري گشته و ممكن است آنچه را كه اكنون مشاهده مي كنيم ديگر در آسمان وجود نداشته باشد. مرز احساس ما گسترش يافته و دسترسي به اطلاعات فقط محدود به زمان و تصوراتمان گشته است.”
اطلاعات پديده اي كاملا فراگير و قابل دستيابي در ابعاد و سطوح مختلف است، كه قبلا قابل تصور نبوده و مقدار آن بسيار زياد است. نياز به اطلاعات كه نيستي و پاياني را نمي توان براي آن تصور كرد، پديده ايست كه هيچ گريزي از آن نيست و هيچگاه جريان رشد و افزايش آن متوقف نمي شود. با افزايش جمعيت و پيچيده تر شدن بافت جامعه انساني، توليد اطلاعات و نياز انسان به اطلاعات هم گسترش يافت. با دستيابي به وسايل جديد انتقال اطلاعات، شكل هاي جديدي از اطلاعات هم به وجود آمد كه قابليت انتقال داشتند، لذا تقاضا براي اطلاعات بيشتر شد و اين مسئله به شيوه هاي ديگر انتقال اطلاعات نياز داشت. بدين گونه رفتار مربوط به توليد اطلاعات و نيازهاي اطلاعاتي هم نيازمند شيوه هاي جديد شد.
“فناوري نوين به طور قابل ملاحظه اي تاثير اطلاعات بر زندگي انسان را افزايش داده است.كشف شيوه هاي نوين ذخيره و بازيابي اطلاعات منجر به روش هاي تازه فراهم آوري اطلاعات گرديد. اين قابليت هاي جديد كنترل اطلاعات گرديد. اين قابليت هاي جديد كنترل اطلاعات به افزايش اطلاعات كمك كرد. اين تصور كه اطلاعات بيشتري قابل استفاده و جابجايي است سبب شد اين تصور نيز شكل بگيرد كه نياز به اطلاعات بيشتر شده است. همگام با افزايش اطلاعات تغييراتي نيز شكل گرفته است. به عنوان مثال زماني براي آگاهي از وضعيت هوا به بيرون از پنجره سر مي كشيديم، اما اكنون با روشن كردن راديو، تلويزيون يا رايانه مي توانيم از پيش بيني وضع هوا آگاه شويم، ضمن اينكه در طول روز همواره از اوضاع جوي آن روز مطلع خواهيم بود.
“زماني تنها از خويشاوندان خود راهنمايي و مشاوره مي گرفتيم، اما حالا با جستجو در منابع اطلاعاتي مختلف- كه براي كمك به اشخاص تهيه شده اند- در هر باجه كتابفروشي، ايستگاه راديويي، روزنامه و كانال هاي تلويزيوني، سايت هاي گپ روي وب ويا از طريق تعداد زيادي دوستان گمنام الكترونيكي كه به جز در فضاي مجازي ممكن است هرگز با آنها ملاقات نكنيم، اطلاعات مورد نياز خود را به دست مي آوريم. ديگر محل زندگي ما فقط جاي گردهمايي دوستان و اعضاي خانواده نمي باشد بلكه محلي است انواع مختلف اعم از سرگرمي ها، كسب اخبار، بازاريابي و غيره ممكن شده است. اكنون رايانه هاي خانگي اين امكان را براي ما فراهم ساخته اند كه دنيايي از اشخاص و ايده هاي ديگر را به درون زندگي خودمان بياوريم، مسائلي كه شايد هرگز آنها را قبلا تجربه نكرده باشيم .
ما در حال حاضر مي توانيم در مقادير و شكل هاي مختلف به اطلاعات دسترسي يابيم كه در گذشته غير قابل درك بود. فناوري اطلاعات به ما اجازه مي دهد تا با افرادي ديگر، كه به اين گونه فناوري ها دسترسي دارند، ارتباط برقرار كنيم. موانع زماني به محدوديت هاي آني زماني فردي و پهناي باند موجود ما تبديل مي شود.”
“امروزه مفاهيمي چون فناوري اطلاعات در تمامي بخش ها بويژه اطلاع رساني مطرح مي شود حال فناوري اطلاعات يعني چه؟ فناوري اطلاعات يعني مطالعه وضع موجود، کشف نارسايي هاي ناشي از عملکرد فعلي، يافتن راه هاي محتمل براي رفع نارسايي ها و سرانجام دفاع از فناوري به عنوان مطلوب ترين تدبير با توجه به کليه متغيرهاي اقتصادي، اجتماعي، برنامه هاي توسعه اي، بافت جمعيتي (وضع تحصيلات، تخصص ها، مشاغل و …) ساختارهاي سازماني.
“همچنين فناوري اطلاعات، فناوري مشکل و پيچيده اي است که از دهه ۱۹۸۰ در بخشهاي عمومي و خصوصي نظامهاي اقتصادي جهان سوم ظاهر شده است و بايد به گونه اي مناسب مورد توجه قرار گيرد. اين نظامها که ممکن است در کشورهاي در حال توسعه مورد استقبال قرار گيرند، هميشه ممکن نيست در موقعيت¬هاي گوناگون سازگار باشد. با کاربرد مهندسي عوامل انساني، مشکلات بسياري از قبيل هزينه زياد اجرا ، توليد کم، ميزان سطح بالاي تصادفات، سودمندي اندک فناوري اطلاعات، مشکلات طراحي و تعمير و نگهداري، فشار هاي جسمي و محيطي بيش از اندازه و مشکلات سطحي فناوري اطلاعات ممکن است حل شود.
اما اينکه گفته مي شود فناوري تاثير شگرفي بر ذخيره، پردازش و بازيابي اطلاعات و اطلاع رساني داشته است، عبارت «اطلاع رساني» خود داراي چه تعريفي است؟ “اطلاع رساني تعاريف متعددي دارد و هر يک به بيان ويژگي هاي اين علم مي پردازد به همين لحاظ در زير به تعريف اطلاع رساني از جنبه هاي مختلف اشاره مي شود:
هر رشته اي به همراه حوزه هايي مجزا ، و كلي با رشته هاي فرعي تري از تحقيق يا اجرا سازمان مي يابد . برخي از حوزه هاي ( رشته هاي فرعي ) پزشكي ، علوم كامپيوتر ، كتابداري و جز آن را در نظر بگيريد. علم اطلاع رساني نيز از اين قاعده مستثني نيست. اين علم نيز ساختاري مجزا و دو بخش دارد. برخي از مولفان از جمله واكاري و ديگران بر اين باورند كه كار اطلاع رساني در دو حوزه يا رشته فرعي بزرگ جاي مي گيرند كه البته هر كدام داراي زير حوزه ها يا تخصص هاي تفصيلي تري است . با الهام از وايت و مك كين ، نقشه اش از علم اطلاع رساني را به صورت يك بيضي تصور كنيد كه مولفان درون آن قرار دارند، و بر حسب ارتباطشان توزيع يا خوشه بندي شده اند . در هر طرف اين بيضي دو خوشه بزرگ وجود دارد كه تنها داراي تعداد محدودي نويسنده است و در هر دو طرف پخش شده اند. به عبارت ديگر دو حوزه يا زير رشته مهم وجود دارد. استعاره آنان به شرح زير مي باشد.
” همانطور كه همه چيز تغيير مي كند. علم اطلاع رساني با تحولات خود بيشتر شبيه استراليا به نظر مي رسد كه از توسعه افقي برخوردار بوده اما جمعيت در داخل به صورت پراكنده ساكن هستند ”
در يكي از بخش هاي كناري ( سمت چپ ) مولفاني قرار مي گيرند كه در باره مطالعه تحليلي متون، ساختار آنها ، مطالعات متون به عنوان عناصر حامل محتوا و ارتباطات ميان مجامع مختلف ، بخصوص ارتباطات علمي ، بافت اجتماعي اطلاعات و نظريه هاي مختلف اطلاعات و موضوعات وابسته كار كرده اند كه برخي آن را تحليل اطلاعات مي خوانند و در طرف ديگر ( سمت راست ) مولفاني هستند كه بر نظريه بازيابي اطلاعات و الگوريتم هاي بازيابي ، پردازش ها و نظام هاي علمي بازيابي اطلاعات ، تعامل انسان – كامپيوتر، مطالعات كاربر ، نظام هاي كتابداري ، فهرست هاي همگاني پيوسته و موضوعات وابسته متمركز شده اند كه اين خوشه را خوشه بازيابي يا خوشه كاربردي مي نامند. خوشه بازيابي در مجموع با طيفي از پياده سازي ها ، چه در سطح نظري و چه در سطح عملي ، سروكار دارد. متاسفانه اين دو خوشه اصلي چندان بهم متصل نيستند. و تنها شمار اندكي از نويسندگان در بين اين دوخوشه پخش شده اند. . علم اطلاع رساني زماني رشته اي كامل خواهد بود كه اين دو كرانه به گونه اي موفقيت آميز بهم پيوند خورده باشند.
وبستر ( و ساير واژنامه ها ) علم اطلاع رساني را معمولا علمي كه در باره گرد آوري، ذخيره و بازيابي موثر اطلاعات بحث مي كند؛ تعريف مي كنند. اين تعريف، تعريف كلي از مسائلي است كه علم اطلاع رساني مطرح مي كند. اين تعريف تقريبا همان تعريف قديمي و عالي بوركو را دنبال مي كند كه وي به عنوان بخشي از بحث و اختلاف گسترده در باره ماهيت اين حوزه در دهه 1960 ارائه داد.
در تعريفي جامع از علم اطلاع مي توان گفت: “علم اطلاع رساني عبارت است از رشته اي علمي که درباره کيفيت و کاربرد اطلاعات، نيروهاي حاکم بر جريان اطلاعات و همه ابزارهاي آماده سازي اطلاعات براي دسترسي و استفاده مطلوب، تحقيق ميکند.”
“بنابراين اطلاع رساني علمي است مرکب از چند رشته علمي ديگر که خواص و رفتار اطلاعات، نيروهاي حاکم بر جريان و استفاده از اطلاعات و فن هاي خاص آماده سازي اطلاعات، چه دستي، چه ماشيني را براي ذخيره، و بازيابي و انتشار مطلوب بررسي ميکند.”
تعريف ديگري که براي اطلاع رساني ارايه مي شود اين است که “دانش اطلاع رساني علمي است که به رشته هاي ديگر مثل رياضيات، منطق، زبان شناسي، فن ماشين هاي حسابگر، تحقيق در عمليات و هنر گرافيك، ارتباطات، دانش كتابداري، مديريت و ساير رشته هاي مشابه نيز بستگي دارد.
اين علم هم داراي جنبه نظري است كه موضوع را صرف نظر از كاربرد آن به مطالعه ميگيرد و هم داراي جنبه عملي كه خدمات و محصولات را ايجاد ميكند.
اگر اين تعريف پيچيده بنظر ميرسد از آن رو است كه خود موضوع غامض و چند بعدي است و تعريف ناگزير بايد جامع و مانع باشد.
در حال حاضر دانش اطلاع رساني كار اختصاصي هيچيك از سازمانها نيست ليكن بر حسب سنت كار انستيتوي امريكائي دكومانتاسيون مطالعه درباره دكومانتاسيون و اطلاع رساني بوده است. ضمنا” بايد دانست كه كتابداري و دكومانتاسيون جنبه هاي عملي علم اطلاع رساني است و خط مشي ها و فن هائيكه كتابداران و دكومانتاليست در كار خود دارند بايستي مبني بر اصل نظري علم اطلاع رساني باشد و متقابلا صاحب نظران علم اطلاع رساني بايستي فن هاي آزموده شده دست اندركاران را مورد مطالعه قرار دهند
“خلاصه مطلب آنكه اطلاعات حلقه پيوند ضروري ميان آنچه كه هستيم، آنچه كه مي دانيم و آنچه كه نمي دانيم، است. تلاش براي درك و شناخت تمامي پيامدهاي اطلاعات شامل مجموعه اي پيچيده و فزاينده از فعاليت هاي عملي و تحقيقاتي مي باشد. هر چه بيشتر اطلاعات و رفتار اطلاعاتي كشف مي شود، در مي يابيم كه موارد ناشناخته اي كه بايد كشف شوند، بيشتر است.
علم اطلاع رساني تاريخچه اي آشفته و پر مباحثه دارد. مي توان گفت كه نظريه ها و مباحثي كه اخيرا به عنوان علم اطلاع رساني شناخته شده اند، در واقع مسائل مورد بحث دانشمندان اوليه بوده اند. (وينبرگ، 1997) .
بنابراين علم اطلاع رساني مطالعه رو به گسترشي است كه همچنان تكامل استمرار خواهد داشت و به صورت تخصص هاي مختلف درخواهد آمد. البته اگر تابه حال چنين نشده باشد، كه اين نكته نيز خود قابل بحث است. اطلاعات بخشي از جهان هستي است، جهاني كه در آن بسر مي بريم و در آن فعاليت مي كنيم. توانايي ما براي بررسي اطلاعات و درك و شناخت نقش ها و خصوصيات آن، به دانش ما در آينده كمك خواهد كرد. هر چه اطلاعات بيشتري بررسي شود يافته هاي بيشتري هم به دست خواهد آمد. بعيد به نظر مي رسد كه پيچيدگي مسائل مربوط به اطلاعات رو به افول گذارد. تاثير اطلاعات بر همه جوانب هستي ما اين را به خوبي نشام مي دهد كه مطالعه اطلاعات و همچنين شناخت ما از ارزش اطلاعات به عنوان يك پديده هنوز دوران طفوليت خود را مي گذارند.”
پس مي توان گفت وظيفه دانش اطلاع رساني پرداختن به آن بخشي از دانش است كه به توليد گردآوري، سازمان دهي، ذخيره، بازيابي، ترجمه، انتقال، تبديل، كاربرد اطلاعات مربوط ميشود. دانش اطلاع رساني همچنين درباره ارائه اطلاعات به روش طبيعي و مصنوعي و كاربرد قالب ها براي انتقال كامل اطلاعات و شيوه هاي آماده سازي اطلاعات و ابزارهاي و فن هاي آن مانند ماشين هاي حسابگر و روش هاي برنامه ريزي آن به پژوهش ميپردازد.
مركز اطلاع رساني وسابقه آن در كشور :
“در قرن حاضر، دسترسي به اطلاعات سالم، بموقع وكارآمد، اساسي‌ترين عامل برتري اقتصادي، نظامي ومديريتي يك جامعه بر جوامع ديگر است، بر اين اساس دليل و انگيزه جامعه غرب را در سرمايه‌گذاري جهت توسعه تكنولوژي اطلاع رساني واستفاده بهينه از آن را درخواهيم يافت.
امروزه اطلاعات ارزشيابي و دستيابي به آن براي جوامع آنقدر اهميت يافته كه نه تنها داراي ارزش معنوي و اجتماعي فراواني است بلكه بسياري از دولت‌ها و شركت‌ها به آن همچون كالايي با ارزش كه مي‌تواند جايگزين كالاهاي صنعتي و…. شود مي‌نگرند.
“لازمه انجام موفق هر نوع فعاليت، اعم از تحقيقاتي، برنامه‌ريزي، تصميم‌گيري ونظاير آن مستلزم دسترسي به اطلاعات دقيق و روزآمد در زمينه‌هاي مورد نظر است. امروزه اطلاعات را نوعي سرمايه ملي محسوب نموده وفعاليتهاي مربوط به گردآوري، پردازش، ذخيره، بازيابي واشاعه آن پشتوانه هرگونه برنامه‌ريزي وشرط رشد وتوسعه اقتصادي، اجتماعي است.
نقش اطلاعات در جهان امروز، به‌ عنوان يكي از عوامل اصلي زير بنايي و توسعه اقتصادي و اجتماعي كشورها، بر كسي پوشيده نيست. كمتر كسي است كه در سطوح مديريت، تجارت يا نهادهاي اطلاع رساني فعاليت داشته باشد و به اهميت نقش اطلاعات از طريق مقالات، رسانه‌ها، سمينارها و يا برخوردهاي حرفه‌اي واجتماعي پي‌نبرده باشد. تبادل اطلاعات، از همان آغاز زندگي بشر وجود داشته وبه مرور تكوين يافته است. در ابتدا به دليل ميزان اندك اطلاعات، اين عمل به خودي خود و بدون برنامه صورت مي‌گرفت، اما در طي زمان، با پيشرفت تمدن وتكنولوژي در سطح گوناگون، به دليل روند رو به افزايش وكثرت اطلاعات، جوامع بشري مجبور به تدوين برنامه‌هايي براي سازماندهي اطلاعات شدند. سرعت رشد تمدن در جوامع گوناگون، بر روند سازماندهي اطلاعات تاثير گذاشت، بطوريكه كشورهايي كه پيشرفت تمدن وتكنولوژي بيشتري داشتند، از سيستمهاي سازماندهي واطلاع رساني قويتري برخوردار شدند.
امروز كه كشورها به دو گروه توسعه يافته وتوسعه نيافته يا در حال توسعه تقسيم شده‌اند، نهادهاي اطلاع‌رساني نيز در اين كشورها وضيعتي مشابه پيدا كرده‌اند. نهادهاي اطلاع رساني در كشورهاي توسعه نيافته عموماً به دست كشورهاي توسعه يافته كمك مي‌كنند در آن شرايط اگر مصرف كننده و خريدار اطلاعات آنها نباشند، كه هستند، حداقل دنباله رو آنها بوده واز آنها پيروي مي‌كنند. از طرفي، توليد اطلاعات در اين كشورها بسيار ضعيف است و از طرف ديگر هر اقدامي را كه آغاز مي‌كنند، متوجه مي‌شوند كه كشورهاي پيشرفته با امكانات تجهيزات و دانش بالاتر، آن را به انجام رسانده‌اند.
همانطوركه قبلاً عنوان گرديد تكنولوژي اطلاعات در عصر حاضر توانسته است شرايط محيطي وتعامل بين انسانها رادر تبادل اطلاعات دگرگون نمايد. در اينجا لازم است ببينيم منظور از تكنولوژي اطلاعات چيست؟
تكنولوژي اطلاعات عبارت است از مجموعه ابزارها، ماشينها ودانش وروش ومهارت استفاده از آنها در توليد، انتقال، جابجايي، پردازش وآماده‌سازي ومصرف اطلاعات.
همانطور كه در بالا به جوامع اطلاعاتي اشاره نموديم و تا حدي با اين مفهوم آشنا شديم وضمناً عبارت تكنولوژي اطلاعاتي نقش بسزايي داشته باشد عبارتي تحت عنوان سياست اطلاعاتي مي‌باشد، سياست اطلاع رساني يا سياست اطلاعاتي، مجموعه‌اي از سياستها، برنامه‌ها، استراتژيها و تاكتيكهايي است كه در چارچوب سياست عمومي هر كشور و موافق با ساير سياستهاي خاص وبالاخص سياست علمي وسياست فني و صنعتي، سياست آموزشي، همه فعاليتهاي اطلاع رساني كشور را كه شامل فعاليتهاي كتابداري، سندداري، آرشيوداري واطلاعاتي به معناي جديد وساير فعاليتهاي وابسته است، به سمت هدف تعيين شده هدايت كند.
“با توجه به تعاريفي كه ارائه گرديد، طبيعي است كه براي استفاده از تكنولوژي مدرن در جامعه ما نيز، هدفي در نظر گرفته شده باشد. به‌عنوان مثال در بخش تحقيقات پنج ساله اول آمده است:
•ايجاد 100كتابخانه جديد وافزايش كتابخانه‌هاي موجود از 500 به 600 كتابخانه وهمچنين افزايش كتاب در كتابخانه‌هاي كشور.
•ايجاد شبكه اطلاع رساني وپايگاه اطلاع رساني كشور به‌عنوان يكي از مهمترين اركان پشتيباني كننده تحقيقات ونهايتاً استفاده از ماهواره به منظور گسترش اين شبكه و…
نمونه هايي از فناوري هاي موجود براي اطلاع رساني
جامعه جهاني به دو جنبه مهم توسعه توجه دارد ، جريان و مبادله جهاني منابع انساني و اقتصادي و تعيين بازارهاي توزيع و مبادله اطلاعات ، سرگرميها و تکنولوژي ، تقريبا در هر يک از اين موارد سيستمهاي پيشرفته تکنولوژيک تصوري از سيستمهاي تکنولوژيک بيش از خود به عاريت مي گيرند. گر چه گرايش در جهت استفاده از مفاهيم قديمي شديد است ولي شايد اين کار عملي نباشد.
پخش برنامه تلويزيوني
در خلال دهه 1980 در بسياري از کشورهاي جهان تعداد کانالهاي تلويزيوني بر اثر روند فزاينده خصوصي سازي رسانه ها و همچنين توزيع جغرافيايي کشورها که دريافت علائم ارسالي از يک کشور در کشورهاي ديگر را آسان ساخته است، به شدت افزايش يافت ، علاوه بر اين بهره گيري از ماهواره ، کابل و توزيع برنامه هاي تلويزيوني از طريق نوار هاي ويدئوئي به رشد بخش برنامه هاي تلويزيوني کمک کرده است . علاوه بر اين، تکنولوژي ساخت گيرنده هاي تلويزيوني با کاهش مداوم هزينه همراه بوده و کوچک سازي ان موجب افزايش قابليت حمل اين وسيله گرديده است.
توجه جاري به احتمال ايجاد يک استاندارد فني جهاني براي تکنولوژي در حال ظهور تلويزيون بسيار واضح ، زمينه کاملا مناسبي براي پخش بين المللي برنامه هاي تلويزيوني فراهم آورده است. يکي از بارزترين انتقادهاي به عمل آمده از پخش بين المللي برنامه هاي تلويزيوني متوجه محتواي سرگرم کننده اين برنامه هاست که با فرهنگ بيگانه آميخته است و بيننده از انگيزه هاي اجتماعي موجود در توليد ، پخش و استفاده از اين برنامه ها در کشور مبداء بي اطلاع است. در عين حال نشانه هاي موجود حکايت از آن دارد که برنامه هاي آموزشي را نيز مي توان باهزينه کمتر تهيه و ارائه داد.
در حال حاضر سه سيستم رقيب توسط کشورهاي صنعتي و کنسرسيومهاي مختلف مورد بررسي است ، آمريکا استاندارد فني تلويزيون بسيار واضح با 1050 خط در ثانيه ، ژاپن 1125 خط در ثانيه و جامعه اروپا 1250 خط در ثانيه را پيشنهاد کرده اند. هر يک از اين سه سيستم پيشنهادي نسبت تصوير گيرنده تلويزيون را از 3 : 4 به 3 : 5 افزايش خواهد داد و حتي سيستم پيشنهادي آمريکا که در پايين ترين حد قرار دارد با کيفيت تصوير فيلم 35 ميلي متري مطابقت خواهد کرد.
رقابت بر سر تلويزيونهاي بسيار واضح نيز همانند سيستمهاي ناسازگار تلويزيونهايي که امروزه در سرتاسر دنيا رواج دارند، با مسائل ناسازگاري و همچنين توزيع علائم مواجه اند. سيتسم ژاپني ارسال اطلاعات به صورت ديجيتال را پيشنهاد مي کند، در حالي که سيستم آمريکايي براي ارسال همزمان دو علامت به دو برابر فرکانس نياز دارد.هر يک از اين سيستمها مزايا و معايب خاص خود را دارند ولي همگي بر اين نکته تاکيد دارند که در صورت عدم توسعه يک سيستم کد خواني و يک قرار داد بين المللي براي حفظ سيستم توزيع علايم قديمي با استفاده از تکنولوژي تلويزيون بسيار واضح براي انتشار بين المللي ، تلويزيونهاي قديمي منسوخ خواهند شد. به هر حال مساله استفاده بالقوه از تلويزيونهاي بسيار واضح در حال حاضر در سطح ملي و بين المللي به بحث پيرامون استاندارهاي فني و سازگاري گيرنده ها محدود مي شود و احتمالا تا اواخر دهه 2020 به نيروي قابل ملاحظه اي در پخش جهاني برنامه ها تبديل خواهد شد.
ويدئو در اوج رونق
در سال هاي 1960 تا 1990 چهار منطقه ويدئو خيز در جهان وجود داشت، ژاپن و آسياي جنوب شرقي ، کشورهاي عرب ، اروپاي غربي و آمريکاي شمالي ، استفاده از ويدئو و وسعت بازارها در اين چهار منطقه ، سيستمهاي توزيع خاصي پديد آورده بود که در موارد بسياري توان استفاده از آنها وجود داشت. سيستمهاي پخش ويدئويي نيز همانند ديگر سيستمهاي نرم افزار و سخت افزار براي مصرف کنندگان و توزيع کنندگان مزايا و مشکلات خاصي ايجاد مي كرد.
در حالي که نوارهاي ويدئو در اروپاي غربي و آمريکايي شمالي بيشتر براي ديدن برنامه هاي تلويزيوني در ساعاتي غير از ساعات پخش آنها و ديدن برنامه هاي سرگرم کننده از پيش ضبط شده يا مصارف شخصي مورد استفاده قرار مي گرفت، مردم جهان سوم از اين وسيله براي حفظ ارتباط فرهنگي با موطن اصلي خود استفاده مي كردند. اقليتهاي مهاجر بسياري از کشورهاي جهان با ديدن فيلمهايي به زبان مادري ، پيوند نزديکترين با جوامع اصلي خود احساس مي كردند. نوارهاي مذهبي ويدئو به افراد کمک مي کرد تا به رغم دور افتادگي از موطن خود بتوانند مراسم و عبادات مذهبي را انجام دهند. همانگونه که پيش از اين نيز اشاره شد سيستم تهيه و توزيع نوارهاي ويدئو نيز مشکلاتي از قبيل قاچاق ويدئو ، پرداخت حق امتياز و پخش و موضوعاتي که ممکن بود مورد تاييد حکومتها نباشد همچون فيلمهاي غير اخلاقي ، تبليغي و ديگر موارد غير قانوني به همراه داشت. تقريبا کشورهايي که به کاستهاي ويدئو دسترسي داشتند از آن به عنوان يک وسيله کمکي در امر آموزش رسمي و غير رسمي ، پيامهاي سياسي و همچنين اطلاعات اساسي ( همچون اطلاعات راه آهن و مقررات ترافيک ) استفاده مي كردند. در کشورهاي صنعتي توزيع نوارهاي ويدئو و ديسك هاي نوري اغلب توسط سازمانهاي رسمي و معتبر صورت مي گرفت، حال آن که کشورهاي جهان سوم بيشتر بر توزيع غير رسمي ( مجاز و غير مجاز ) تکيه داشته يا سيستمهاي ويدئوي سيار ( شبيه سينماي سيار ) استفاده از ديسك هاي نوري در آنها رواج داشت و از اين سيستم جهت پخش فيلمهاي ويدئويي براي کساني که فاقد دستگاه ويدئو هستند، استفاده مي شد.كه البته با توسعه و گسترش بهره گيري از سيستم هاي كامپيوتري و ديسك هاي نوري استفاده از نوارهاي كاست ويدئو و سيستم هاي مربوط به آن تا حدودي منسوخ شده است.
ماهواره ها :
تکنولوژي لازم براي گسترش استفاده از تلويزيون بسيار واضح که در حال حاضر موجود است کمک بسيار زيادي به پخش ماهواره اي خواهد کرد. سيستم پخش مستقيم ماهواره اي يا پخش از طريق ايستگاه هاي زميني ، در شکل کنوني آن به ابزار مهمي براي پخش برنامه هاي تلويزيوني و مشارکت در اطلاعات بين کشورهاي صنعتي جهان و همچنين کشورهايي که از منابع محدودي برخوردار بوده و از مشکلات جغرافيايي رنج مي برند، تبديل شده است. طرحهايي که از ارتباطات ماهواره اي استفاده مي کنند عبارتند از : اينسات ( طرحي که در هند اجرا شده ) سيستم آنيک در کانادا که براي پوشش جمعيت بومي در شمالي ترين نقطه کشور طراحي شده است ، سيستم پياسسات که کنش متقابل و مشارکت برنامه در ميان کشورهاي جنوب اقيانوس آرام را امکان پذير مي سازد و سيستم عرب سات که کشورهاي مختلف عرب را تحت پوشش دارد . ماهواره به عنوان يک سيستم توزيع مي تواند در انواع زمينه ها مورد استفاده قرار گيرد مشروط بر آن که کشورها به اين سيستم دسترسي داشته و از دانش تکنولوژيک براي بهره گيري هر چه بيشتر از امکانات خود استفاده کنند.
ديجيتال سازي:
ديجيتال سازي نيز از جمله تکنولوژيهاي است که مي تواند از طريق پخش ماهواره اي يا کابلهاي ارتباطي ( بويژه فيبر نوري ) يک سيستم بين المللي برقرار کند. از طريق ديجيتالي نمودن اطلاعات کانالهاي ارتباطي ، مي توان دو برابر اطلاعاتي را که از طريق کانالهاي سنتي ارسال مي شود منتقل نمود. در ميان مزاياي اطلاعات ديجيتالي مي توان به ارزانتر بودن وسيله توزيع ( البته پس از تبديل ساختارهاي موجود زير بنايي به سيستمهاي سازگار با اطلاعات ديجيتال ) ، امکان استاندارد کردن بيشتر تکنولوژيها و مبادله بيشتر اطلاعات اشاره نمود. مهمترين جنبه منفي اين سيستم نياز به تغيير ساختارهاي زير بنايي قديمي با سيستم جديد جهت سازگار نمودن آن براي انتقال سريعتر اطلاعات است. براي بسياري از کشورهاي جهان سوم که با ضعف ساختارهاي زير بنايي يا فرسودگي اين ساختار ها دست به گريبانند هزينه اوليه برقراري سيستمهاي ديجيتال ممکن است به برداشتن گام بزرگي در جهت وابستگي آنان به يک جامعه اطلاعات قويتر منجر شود. کشورهاي در حال توسعه ممکن است در يک حالت ، سريعتر از کشورهاي صنعتي از تکنولوژي ديجيتال استفاده کنند و آن حالتي است که يک کشور صنعتي از ساختار زير بنايي کافي برخوردار باشد و روي آوردن آن به تکنولوژي پيشرفته در مدت زمان طولاني تر صورت گيرد. بدون شک فيبرهاي نوري به گسترش تکنولوژيهاي ديجيتال منجر خواهد شد. اين فيبرها در مقايسه با کابلهاي رشته اي موجود که در خطوط تلفن و تلويزيونهي کابلي مورد استفاده قرار دارند از قدرت فوق العاده اي براي انتقال اطلاعات برخوردار است. نسلهاي مختلف فيبرهاي نوري از ظرفيت و ويژگيهاي متفاوتي برخوردارند ولي در مجموع عقيده بر اين است که يک



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید