دانشگاه ازاد اسلامی واحد سما خرم آباد
موضوع:
تفاوت و اهمیت مدیریت اسلامی با غیر اسلامی
استاد:
دانشجو:
شماره دانشجویی:
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \o “1-3” \h \z \u چکیده PAGEREF _Toc350914416 \h 1فصل اول کلیات PAGEREF _Toc350914417 \h 2مقدمه PAGEREF _Toc350914419 \h 31-1-بیان مسئله PAGEREF _Toc350914420 \h 31-2-اهمیت تحقیق PAGEREF _Toc350914421 \h 41-2-1- ضرورت واهمیت بحث نظریه مدیریت در اسلام PAGEREF _Toc350914422 \h 41-2-2- ضرورت مدیریت رفتار سازمانی با رویکرد اسلامی: PAGEREF _Toc350914423 \h 51-3-سوالات تحقیق: PAGEREF _Toc350914425 \h 51-3-1- سوال اصلی تحقیق: PAGEREF _Toc350914426 \h 51-3-2- سوالات جزئی تحقیق: PAGEREF _Toc350914427 \h 51-4-فرضیات تحقیق: PAGEREF _Toc350914428 \h 6فصل دوم ادبیات تحقیق PAGEREF _Toc350914429 \h 7مقدمه PAGEREF _Toc350914431 \h 82-1- مبانی نظری در مورد مدیریت اسلامی PAGEREF _Toc350914432 \h 102-2- تعاریف PAGEREF _Toc350914435 \h 132-2-1- تعریف اسلام PAGEREF _Toc350914436 \h 132-2-2- معنای مدیریت اسلامی PAGEREF _Toc350914437 \h 132-2-3- تعريف مديريت اسلامي PAGEREF _Toc350914438 \h 132-2-4- هدف مديريت اسلامي PAGEREF _Toc350914439 \h 132-2-5- ضرورت PAGEREF _Toc350914440 \h 142-2-6- رابطه مديريت با اسلام PAGEREF _Toc350914441 \h 142-2-7- رعايت هويت انسان در مديريت اسلامی PAGEREF _Toc350914442 \h 142-3- الگو های مدیریت در اسلام PAGEREF _Toc350914443 \h 152-3-1- قرآن وضرورت مدیریت PAGEREF _Toc350914444 \h 152-3-2- تجلي مديريت اسلامي در رهبري پيامبر اكرم(ص) PAGEREF _Toc350914445 \h 162-3-3- سیره عملی حضرت علی(ع)درانجام کارها به صورت مدبرانه PAGEREF _Toc350914446 \h 172-3-4- ضرورت مدیریت در روایات PAGEREF _Toc350914447 \h 182-3-5- مدیریت اسلامی وبهره وری PAGEREF _Toc350914448 \h 192-3-6- تأثير جهان بيني اسلام و نظام ارزشي بر مديريت PAGEREF _Toc350914449 \h 192-3-7- اهمیت مدیریت از دیدگاه امام علی (علیه السلام) PAGEREF _Toc350914450 \h 202-4- وظایف عام مدیریت اسلامی از دیدگاه امام علی (علیه السلام) PAGEREF _Toc350914451 \h 202-4-1- ایمان و تقوا PAGEREF _Toc350914452 \h 202-4-2- اعتصام و اعتماد به خدا و نصرت الهی PAGEREF _Toc350914453 \h 212-4-3- رعایت عدالت و انصاف PAGEREF _Toc350914454 \h 212-4-4- پرهیز از غرور و خودپسندی PAGEREF _Toc350914455 \h 212-4-5- پرهیز از استبداد و دیکتاتوری PAGEREF _Toc350914456 \h 222-4-6- دوری از دنیاپرستی و طمع PAGEREF _Toc350914457 \h 222-4-7- صبر و شکیبایی PAGEREF _Toc350914458 \h 232-4-8- تواضع و حلم PAGEREF _Toc350914459 \h 232-4-9- گشاده رویی PAGEREF _Toc350914460 \h 232-4-10- امانت داری PAGEREF _Toc350914461 \h 242-4-11- ساده زیستی PAGEREF _Toc350914462 \h 242-4-12- خدمت عاشقانه و توجه به محرومین PAGEREF _Toc350914463 \h 242-4-13- پیشگامی در کارها و تسریع در امور مردم PAGEREF _Toc350914464 \h 252-4-14- حافظ بیت المال بودن PAGEREF _Toc350914465 \h 252-4-15- وفای به عهد PAGEREF _Toc350914466 \h 252-4-16- متین و ساده سخن گفتن PAGEREF _Toc350914467 \h 252-4-17 – جلوگیری از رواج تملق و عیب جویی و سخن چینی PAGEREF _Toc350914468 \h 262-4-18- تثبیت رویه دیگران PAGEREF _Toc350914469 \h 262-5- وظایف خاص مدیریت اسلامی از دیدگاه امام علی (علیه السلام) PAGEREF _Toc350914470 \h 262-5-1- تصمیم گیری PAGEREF _Toc350914471 \h 262-5-2- گزینش و استخدام PAGEREF _Toc350914472 \h 272-5-3- عزل و نصب PAGEREF _Toc350914473 \h 292-5-4- ترفیع و ارتقاء PAGEREF _Toc350914474 \h 292-5-5- پرداختها و دستمزد PAGEREF _Toc350914475 \h 292-5-6- کنترل و نظارت PAGEREF _Toc350914476 \h 302-5-7- ارتباطات PAGEREF _Toc350914477 \h 302-6- وجوه کلی تفاوت مدیریت اسلامی و غیر اسلامی (غربی) PAGEREF _Toc350914478 \h 30فصل سوم جمع بندی و نتیجه گیری PAGEREF _Toc350914479 \h 33مقدمه PAGEREF _Toc350914481 \h 343-1- موانع فراروي مديريت اسلامي در جامعه PAGEREF _Toc350914482 \h 343-2- راهکارهاي برون رفت از موانع و مشكلات فرا روی مديريت اسلامي PAGEREF _Toc350914483 \h 373-3- نتیجه گیری PAGEREF _Toc350914484 \h 393-4- نتایج حاصل فرضیه ها PAGEREF _Toc350914485 \h 403-4-1- نتیجه فرضیه اول PAGEREF _Toc350914486 \h 403-4-2- نتیجه فرضیه دوم PAGEREF _Toc350914487 \h 403-4-3- نتیجه فرضیه سوم PAGEREF _Toc350914488 \h 403-4-4- نتیجه فرضیه چهارم PAGEREF _Toc350914489 \h 413-5- پیشنهادات وپیش فرض هایی برای مدیریت اسلامی PAGEREF _Toc350914490 \h 413-6- محدودیت های تحقیق PAGEREF _Toc350914491 \h 433-6-1- چند نکته در مورد تدوین این نوشتار PAGEREF _Toc350914492 \h 433-6-2- محورهای قابل بحث در این مورد PAGEREF _Toc350914493 \h 43فهرست منابع PAGEREF _Toc350914494 \h 44
چکیده 
يكي‌ از مسايلي‌ كه‌ امروزه‌ در جوامع‌ بشري‌، پيش‌ از هر چيز ديگر مورد توجه‌قرار گرفته‌ است‌ و از اهميّت‌ ويژه‌اي‌ برخوردار شده‌، مسألة‌ مديريت‌ است‌.نقش‌ مديريت‌ را در هيچ‌ مقطعي‌ از حيات‌ بشر نمي‌توان‌ انكار كرد، هر كس‌ درزندگي‌ خود به‌ نحوي‌ با مسأله‌ مديريت‌ سروكار دارد.
از زماني‌ كه‌ انسان‌ چشم‌ به‌ واقعيتهاي‌ هستي‌ مي‌گشايد و شروع‌ به‌ ادراك‌ مي‌كند،خود را در راهها و پيچ‌ و خمهاي‌ متفاوتي‌ مي‌بيند و چون‌ ناگزير از حركت‌ در مسيرزندگي‌ است‌، بويژه‌ در دنياي‌ پيچيدة‌ كنوني‌، هر اقدام‌ و حركتي‌، او را ناگزير از نوعي‌سازماندهي‌ و برنامه‌ريزي‌ و فرماندهي‌ مي‌سازد كه‌ بدون‌ اين‌ تمهيدات‌ اقدامات‌ اوبي‌بهره‌مي‌شود، بدين‌ خاطر است‌ كه‌ مديريت‌ با مجموعة‌ عناصر جوامع‌ بشري‌عصر مديريت‌ و فعاليتهاي‌ آدمي‌، پيوند ناگسستني‌ دارد و جزء جدايي‌ناپذير زندگي‌انسان‌ است‌.
در این مقاله با طرح ضرورت توجه به مدیریت اسلامی الهام گرفته از قرآن کریم در حکومتی اسلامی، مفاهیم و تعاریف مدیریت اسلامی از دیدگاه برخی از صاحب‌نظران و نویسندگان مورد اشاره قرار گرفته است و سپس به وجوه کلی تفاوتهای مدیریت اسلامی و مدیریت غربی به صورت مختصر اشاره شده است. از دیدگاه نگارنده، مدیریت اسلامی در سطحی بالاتر از مدیریت غربی به مسایل مدیریت و محور آن (انسان) توجه دارد.چه اینکه مدیریت غربی بیشتر به روشها و فنون مدیریتی پرداخته است در حالیکه مدیریت اسلامی و قرآن ضمن توجه به این موارد، به انسان نیز توجه اکید و خاص داشته و کلیه فعالیتها و وظایف مدیریت را حول انسان طراحی می‌کند.روش تحقیق این پژوهش کتابخانه ای بوده و در پایان این مقاله موانع فراروی مدیریت اسلامی در ایران از جمله؛ سیطره نفوذ مدیریت غربی، عدم آشنایی عموم با قابلیتهای مدیریت اسلامی، نبود مفهوم مشخص از مدیریت اسلامی و… اشاره و در نهایت راهکارهایی برای پیاده سازی مدیریت اسلامی در ایران ارائه گردیده است.
کلمات کلیدی: مدیریت اسلامی، ضرورت، قرآن، حدیث،مدیریت، اسلام.
فصل اولکلیاتمقدمه:بحث مدیریت اسلامی به عنوان یک علم از سوی برخی صاحبنظران مدیریت مورد ترديد قرار گرفته است . بطوریکه برخی اطلاق واژه علم را برای مدیریت اسلامی نامناسب می دانند حتی برخی پا را فراتر می گذارند و عنوان می کنند که چیزی به نام مدیریت اسلامی وجود ندارد و تکنیک ها واصول مدیریت غربی تنها ابزار مورد استفاده سازمان و مدیران می باشد. حتی در یک جامعه اسلامی که داعيه حکومت اسلامی وجود دارد،مسئولین و مدیران جهت اداره امت و سازمانهاي خود ناگزیر به استفاده از مکاتبات غربی مدیریت هستند .
در این مقاله قصد داریم بدون تعصب نگاهی تطبیقی به مدیریت غربی و مدیریت اسلامی داشته باشیم. در عین حال خوانندگان این مقاله متوجه خواهند شد که بسیاری از توصیه های مکاتب غربی در اسلام و به طور ویژه در قرآن و سیره نبی (ص) عنوان شده است.تایید برتري مديريت اسلامي نسبت به مديريت غربي، انساني بودن سازمان درمديريت اسلامي به جاي سازماني بودن انسان مشخصه این مقاله است. شاید این مقاله تلنگری باشد برای متعهدین و متخصصین مدیریت تا نسبت به صورت بندی مدیریت اسلامی اقدام نمایند.
بیان مسئلهانسان از آغاز پیدایش خود و تا جائی که تاریخ مدون او نشان می دهد زندگی خود را به صورت دسته جمعی و گروهی داشته است که لازمه آن تقسیم کار و مسئولیت و درجه بندی نقش افراد در گروه می باشد ،‌و اگر مفهوم رهبری و مدیریت را به صورت نسبی بپذیریم هر نوع تقسیم وظائف ، بین گروهی از مجموعه انسانها ، مبین نوعی تقسیم بندی اهمیت افراد در گروه و در نتیجه نشان دهنده نوعی طبقه بندی مدیریت یا رهبری است. این مفهوم از آنجا نتیجه می شود که امروز در تعریف مدیریت یا رهبری گفته اند که در هر مجموعه ای از انسانها موضوع بودن یا نبودن رهبر یا مدیر مطرح نیست بلکه موضوع میزان درجه تاثیر آن است چرا که مدیریت عبارت از تاثیری است که یک فرد در یک مجموعه روی سایر افراد می گذارد لذا در آن مجموعه هر کس به نسبت تاثیری که روی افراد دارد و نقشی که بعهده می گیرد به همان نسبت نقش مدیریت را ایفا کرده است.
در بحث مربوط به مدیریت گاهی مدیریت را به مفهوم خاص مدیریت سازمانها که امروز در کتب مربوط به مدیریت مطرح است گرفته اند و گاهی به مفهوم عام آن که شامل رهبری و هدایت در هر سطح و برای هر مجموعه ای از انسانها می گردد ،در این تحقیق نیز بحث بر سر اهمیت مدیریت اسلامی و تفاوت میان مدیریت اسلامی و غیر اسلامی است .
اهمیت تحقیقاز مهمترين فعاليتهايي كه مي‌تواند موجب رونق و شكوفايي علوم مختلف شود، انجام تحقيقها و پژوهشهاي متفاوت و مكرر، مورد آزمون و نقد قراردادن آنها و اجراي آنها در عمل و رفع نوافق و ضعفهاي آنها است. اين امر در بسياري از علوم غربي كه به تجربه و آزمون نياز دارند انجام شده و در عمل موجب پيشبرد آن و شكوفايي بيشتر آن شده است، در حالي كه در زمينه مديريت اسلامي در سطوح سازماني، تحقيق و پژوهش به ندرت صورت گرفته است.
1-2-1- ضرورت واهمیت بحث نظریه مدیریت در اسلام در لابلای آثار مدیریت پژوهان مسلمان، به مواردی ازضرورت پی می بریم:
الف) ظهورانقلاب اسلامی واستقرار حکومت دینی در ایران اسلامی، لزوماً بحث مدیریت را در پی دارد؛ زیرا حکومت، بدون مدیریت امکان ندارد.
ب) جامعیت وخاتمیت مفروض دین اسلام، مستلزم داشتن نظاماتی مانند نظام اداری است.
ت) کاستی های مکاتب مدیریتی غیر دینی وغیراسلامی،که در عمل نشان داده شده وبعضاً مورد اعتراف خود غربی ها است، ما را برآن می دارد که درنظام مدیریتی اسلامی جست وجوکنیم.
ث) معرفی اسلام درهمه ابعاد، به جهان پرسش گرازمیانی نظری وعملی نظام اسلامی.
ج) نمی توان حکومت دینی را با مدیریت غیردینی هدایت کرد، این امر باعث شکست وتعارض وتناقض در نظام اسلام خواهد شد.
ح) عدم تناسب مدیریت های رایج با فرهنگ وتمدن اسلام وتفکرمستقل انقلابی.
د) سیره انبیا واولیا در اعمال مدیریت، حاکی از وجود اصول مدیریتی دینی است که باید کشف شود.
ر) نیاز فراوان نظام اسلامی به مدیرانی که متخلق به اخلاق اسلامی ومسلح به دانش مدیریت باشد.
س) لزوم ارائه الگوی مدیریتی اصیل به مدیران اسلامی که نقش مهمی در پیش برد اهداف نظام اسلامی دارند ونقش فرهنگ سازی نیز در جامعه بر عهده آنان است.
ل) توسعه این رشته، تاعمق مدیریت خانواده، مدیریت ورهبری خویشتن، وحجم بسیار احکام واخلاق اسلامی در این موارد، صاحب نظریه بودن اسلام در مدیریت را آشکار می سازد.
ی) نقش بسیار مهم مدیریت اسلامی در اهداف انقلاب اسلامی، درپیش رفت وتوسعه همه جانبه کشود. (سید صمصام الدین قوامی، مدیریت ازمنظرکتاب وسنت)
1-2-2- ضرورت مدیریت رفتار سازمانی با رویکرد اسلامی:
امروزه «جهان شمول بودن اصول مدیریت» که برخی ازنظریه پردازان مدیریت کلاسیک مطرح کرده اند، پذیرفتنی نسیت وتعدود وتفاوت فرهنگی جوامع، لزوم مدیریت بومی در هر سرزمینی را اجتناب ناپذیر نموده است. هرکشوری، باید برای اداره خود به فرهنگ بومی ونظام ارزشی خویش توجه ونظریه های مدیریت ورفتارسازمانی را متناسب با آن انتخاب وبهینه سازی کند. در فرهنگ کشور ایران که دین کارکرد اصلی دارد، ارائه وبه کارگیری بی چون وچرای نظریه های مدیریت ورفتار سازمانی نمی تواندموثر باشد ونمی توان انتظار داشت که نظریه های موجود که آمیخته با فرهنگ غربی است واز آبشخور فرهنگ غیر اسلامی الهام گرفته ودر آن بسترتکون یافته است. کاربرد اثربخش داشته باشد. با مراجعه به منابع اسلامی (قرآن و روایات) می توان به گزاره های دست یافت که حاوی دستورالعملها و توصیه های مدیریتی و رفتاری است وبه نظرمی رسد در حوزه رفتار سازمانی باعنایت به آموزه ها وسیره عملی پیشوایان دینی، از غنای بیشتری برخوردار بوده ومتون دینی دراین گستره بسیارغنی است. ازاین روتدوین نظریه های اسلامی دررفتار وبهینه سازی آنها وارائه مدلهای اسلامی در رفتار با توجه به فرهنگ اسلامی از ضرورتهای غیر قابل انکار است. (عباس شفیعی، ابوطالب خدمتی، وعلی آقاپیروز، رفتارسازمانی با رویکرد اسلامی،ص3/4)
سوالات تحقیق:1-3-1- سوال اصلی تحقیق:در اینجا سوال اصلی این است که آیا بین مدیریت اسلامی و غیر اسلامی تفاوت های زیادی وجود دارد ؟
1-3-2- سوالات جزئی تحقیق:آیامدیریت اسلامی هدفمند تر از سایر مدیریت هاست ؟
آیا همپایانی در مدیریت اسلامی و غیر اسلامی به یک معنی است ؟
آیا مدیریت اسلامی از نظر همبستگی از اهمیت معنا دار بیشتری بر خوردار است ؟
آیا آنتروپی مثبت در مدیریت بر گرفته از دستورات الهی بیشتر است؟
فرضیات تحقیق:مدیریت اسلامی هدفمند تر از سایر مدیریت هاست .
همپایانی در مدیریت اسلامی و غیر اسلامی به یک معنی است .
مدیریت اسلامی از نظر همبستگی از اهمیت معنا دار بیشتری بر خوردار است .
آنتروپی مثبت در مدیریت بر گرفته از دستورات الهی بیشتر است.
فصل دومادبیات تحقیقمقدمه
در مراجعه به متون و منابع مختلف جهت دسترسي به تعريفي كامل از مديريت به تعريف هاي گوناگوني از مديريت برخواهيم خورد كه هر كدام از آن ها داراي اشتراكات و تفاوت هايي با هم هستند. به عبارت بهتر در باره مد يريت، تعريفي كه مورد قبول عام باشد، در دست نيست.
از نظر لغت ، کلمه مدیر از مصدر اداره است (‌مدیر به معنای اداره کننده ، اسم فاعل است مانند مقیم که به معنای اقامت کننده می باشد ) . کلمات مدیر ، مدیریت و اداره در اصل از ماده دور گرفته شده که مصدر آن دوران یعنی گردیدن است. بدین ترتیب مدیر به معنای گرداننده می باشد.
در صورتی که مدیریت را به معنای گرداندن بگیریم شامل هر نوع مدیریت در هر سطح می گردد و آنوقت می توان مفاهیمی چون رهبری ، هدایت ، و امامت را نیز از موارد شمول آن دانست.
همه مکتبها اعم از مکتبهای مدیریت ( مکتب کلاسیک ، مکتب روابط انسانی ، مکتب سیستم های اجتماعی ، و …) یا مکتبهای فلسفی و اجتماعی اذعان دارند که بشر برای ادامه حیات اجتماعی خود و رشد تعالی زندگی نیازمند رهبران و مدیران است.
اختلافاتی که در مکتب های مختلف در این مورد وجود دارد مربوط به نیاز خصوصیات رهبران و نحوه گزینش آنها می باشد. تاریخ بیشتر از هر چیز دیگر اهمیت و نقش رهبران و مدیران را ترسیم کرده است ، به طوری که برخی از مورخین و نویسندگان تمام پیروزی ها و شکست ها ف سازندگی ها و ویرانگریها و بالاخره سعادت و شقاوت بشر را در طول تاریخ مرهون رهبری های صحیح یا ناصحیح دانسته اند و هیچ عاملی را چون مدیریت و رهبری برای سعادت و تعالی انسان موثر و نافذ نمی دانند.
در اسلام مدیریت و رهبری به عنوان یک اصل ضروری و اجتناب ناپذیر برای ادامه حیات انسان بحساب آمده است. قرآن و احادیث و روایات اسلامی ، رهبری را در دو جهت الهی و شیطانی مورد بحث قرار داده اند و سرنوشت انسان را با میزان اطاعت از رهبرانی که آن ها را بسوی حق و حقیقت دعوت کرده اند و یا آنان را به سوی دوزخ و شقاوت می خوانند وابسته می دانند.
مدیریت به شکل های مختلف و متفاوت در طول تاریخ و جود داشته و به صور گوناگون، زمینه پایداری و دوام و قوام تمدن ها و حکومت ها را فراهم ساخته است. با پیشرفت علم و افزایش آگاهی بشر در استفاده از امکانات و توانایی های خود، تأثیر مدیریت در پیشرفت بشر نیز فزونی یافت و همراه با آن، نظریه‌های مختلف و متفاوتی که از منظرهای گوناگون به انسان نگاه می‌کردند نیز ارایه گردید. به نظر این جانب، وجه مشترک تمامی این نظریه‌ها، هدفگرا بودن و توجه به نتیجه کار است و در این راستا، انسان نیز گاه همسنگر ابزار مورد توجه قرا گرفته و گاه به آن در سطوح بالاتر توجه شده است. آنچه که هست این که در هر حال توجه به انسان نیز در راستای افزایش تولید و نتیجه اقتصادی مطلوب انجام شده است.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حضور یک حکومت مذهبی که زمینه‌های نظری اداره امور حکومتی در آن بر پایه ارزش های دینی و مذهبی استوار بوده و اعمال حکومت تحت تأثیر نگرش الهی انسان قرار گرفته است، مدیریت به عنوان یکی از وجوه اداره حکومت و فرایندی که باید تحت تأثیر نگرش تازه و جدید ارزشی حاکم بر کل جامعه قرار داشته باشد مورد توجه قرار گرفته است.
صاحبنظران و مؤلفان مديريت با هدف ها و سوگيري هاي مختلف، تعاريف گوناگوني ارائه داده اند، مي توان گفت: تقريباً به تعداد مؤلفان و نويسندگان كتب مديريت، تعريف مديريت وجود دارد.
كه ذيلاً به تعدادي از تعاريفي كه در منابع مختلف مديريتي به عنوان تعريف مديريت ذكر شده اشاره مي شود.
١- هنر انجام دادن كار به وسيله ديگران
٢- مديريت عبارت است از هماهنگ كردن منابع انساني و مادي بر اي نيل به هدف
٣- مديريت را مي توان علم و هنر متشكل و هماهنگ كردن رهبري و كنترل فعاليت هاي دسته جمعي بر اي
نيل به هدف هاي مطلوب با حداكثر كارايي تعريف كرد
۴- مديريت فرآيندي است كه به وسيله آن كوشش هاي فردي و گروهي به منظور ني ل به هدف مشترك
هماهنگ مي شود
۵- پال هرسي و كنث بلانچارد مديريت را اينگونه تعريف مي كنند: كار كردن با افراد وبه وسيله افراد و گروه
ها براي تحقق هدف هاي سازماني.
۶- مديريت فعاليت به سرانجام رساندن فعا ليت ها بطور كارا و اثر بخش با و بوسيله ديگران مي باشد
٧- هنري فايول مديريت را اينگونه تعريف مي كند: مديريت يعني پيش بيني و برنامه ر يزي، سازماندهي،
.(10 :فرماندهي، هماهنگي و كنترل( كل، 1374 به نقل از تدبيري، 1384
٨- مديريت عبارت است از تجهيز و بكارگيري مناسب عوامل انساني، فني، اقتصادي به منظور سازمان دادن و
انجام يك سلسله اقدامات مؤثر
از مجموعه تعاريفي كه در بالا ذكر شد مي توان تعريف ذيل را از مديريت ارائه داد:
مديريت عبارت است از فرآيند منظم در جهت تحقق هدف هاي معين و از طريق ايجاد روابط ميان منابع موجود مادي و انساني به طور كارا و اثربخش در برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل.
همانگونه كه مشاهده مي شود در اين تعريف مي توان كليه تعار يف ارائه شده قبلي از ديدگاه صاحبنظران مختلف را مشاهده و ملاحظه نمود و به ديد و نگرش كلي در مورد مديريت دست يافت.
2-1- مبانی نظری در مورد مدیریت اسلامی
نویسندگان و صاحب نظرانی که در قلمرو مدیریت اسلامی و دیدگاه‌‌های اسلام درمورد مدیریت قلم زده‌اند هر یک به فراخور برداشت و ذهنیت های خود از اسلام، مبانی اخلاقی و سیره پیامبر (ص) و معصومین (ع) به طور مستقیم و یا غیرمستقیم تعاریف و یا توضیحاتی را ارائه داده‌اند که نوعی مفهوم مدیریت اسلامی از آن مستفاد می‌شود. با توجه به این که دامنه ی این برداشت ها و تعریف ها ( که بیشتر بر محور ارزش ها و مبانی اخلاقی مکتب اسلام و سیره پیشوایان دین قرار داشته‌اند) گسترده و از نظر نوع نگاه نیز (در عین نزدیک به هم بودن) متنوع است.به تعدادی از تعریفهای ارایه شده در مورد مدیریت اشاره می‌شود:
“افجه‌ای” مدیریت اسلامی را مقوله‌ای مکتبی می‌‌داند و وظیفه مکتب نیز از نظر او ارایه راه‌حل هایی است که با مفهوم عدالت خواهی سازگار است. (فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره 21 و 22، ص 10).
“حمیدی‌زاده” نیز معتقد است که نظام مدیریت در تفکر اسلامی از اصول اعتقاد آن سرچشمه می‌گیرد و بنابراین، مدیریت بر یک مجموعه‌ انسانی و در یک سازمان در راستای مدیریت جهان خلقت است و با این ویژگی‌، وی مدیریت را به عنوان یک بینش مطرح می‌کند ومدیر نیز عضوی از اعضای آفرینش است که باید همراه و هماهنگ با ضوابط و قوانین کلی آن باشد زیرا تشکیلاتی که به وی سپرده شده، هدفش در جهت نظم کلی جهان و برای پیشبرد فعالیت های بشری به منظور دستیابی به سطوح آرمانی است ( فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره 20، ص2).”عسگریان” مدیریت از دیدگاه اسلام را در مسیر نزدیکی به خداوند می‌داند. بدین معنی که در کلیه ی سطوح آن زهد و تقوی پیشه می‌شود، سعی در بخشش و ارشاد فزونی می‌یابد و جلب رضایت اکثریت بیشتر می‌شود (عسگریان، 1370، ص 52).
“مشرف جوادی” معتقد است در مدیریت اسلام (اسلامی)، ابتدا محور رابطه با ا…. و حرکت به سوی او همراه با قادر مطلق دانستن وی و شهادت به یگانگی یعنی فقط یاری و کمک طلبیدن از او منظور است ( مشرف جوادی، 1378 ص11).
«مدیریت در اسلام» بدون در نظر گرفتن اعتقاد به معاد و یا دنیای دیگر ناقص است. در واقع مطلب و مسایل مدیریت در اسلام، جدا از دنیای دیگر همان مدیریت غربی است ( مشرف جوادی، 1378، ص ج).
هنگامی که صحبت از مدیریت در اسلام می‌شود، ابتدا منظور اداره ی امور بهره‌برداری صحیح از نعمت های الهی بر اساس اعتقاد به جهان‌بینی توحیدی است. یعنی کلیه ی اعمال و رفتار انسان ها و یا مدیران باید بر مبنای جهان‌بینی توحیدی باشد و فلسفه توحیدی ایجاب می‌کند که اعمال یک مدیر، علاوه بر انطباق با جهان‌بینی توحیدی، با اصول و اهداف جامعه اسلامی نیز تطبیق داشته باشد (مشرف جوادی 1378، ص 3).
سازمان امور اداری و استخدامی در مورد مدیریت اسلامی این تعریف را آورده است: « مدیریتی که زمینه ی رشد انسان به سوی‌ ا… را فراهم نماید و مطابق کتاب و سنت و روش پیامبر (ص) و امامان معصوم وعلوم و فنون و تجارب بشری جهت رسیدن به اهداف یک نظام در ابعاد مختلف، همانند یک محور عمل کند، مدیریت اسلامی می‌نامیم. « مدیریت اسلامی، 1364).
حضرت آیه ا… مصباح یزدی نیز برای مدیریت اسلامی سه معنی و برداشت قایل می باشند: “… بررسی شیوه ی مدیران مسلمان در طول تاریخ امت اسلامی، تحلیل شیوه‌ای مدیریت مسلمان و نشان دادن خصلتهایی است که از مسلمان بودن آنان نشأت گرفته است و معنای سوم این که مسایل مدیریت اسلامی را در منابع اسلامی (قرآن و سنت) مورد بررسی قرار دهیم و سیره ی مدیران معصوم (ع) را نیز به عنوان سنت عملی مورد توجه قرار دهیم “. (دیدگاه‌های اسلام درباره مدیریت، صص 28-27).
از دیدگاه “عسگریان “، مدیریت از دیدگاه اسلام که درجامعه اسلامی جریان می‌یابد در مسیر نزدیکی به ا… قرار دارد، بدین معنی که در کلیه ی سطوح آن زهد و تقوی پیشه می‌شود، سعی در بخشش و ارشاد فزونی می‌یابد و جلب رضایت اکثریت بیشتر می‌گردد (عسگریان، 1370، ص 52).
“هاشمی رکاوند” نیز مدیریت در اسلام را در اصل بر مبنای کلامی و عقیدتی ملهم از قرآن و سنت‌نبی (ص) استوار می‌داند ( هاشمی رکاوند، 1379، ص 76)
از نظر ابراهیمی منظور از مدیریت اسلامی آن است که در عمل و اجر و هدف. عدالت اجتماعی را مد نظر قرار دهد و مقصود نهایی آن کسب رضایت خداوند باشد و خدمت به خلق را نوعی عبادت بداند و زندگی ومعیشت افراد در همین راستا تأمین شود (ابراهیمی 1375، ص 28).
“تقوی دامغانی” بدون این که از مدیریت اسلامی تعریفی ارایه دهد در مورد چیستائی مدیریت توضیحی داده و به امانت بودن، تکلیف بودن و حق نبودن، خدمت بودن و مواردی از این قبیل اشاره کرده است و سپس به توضیح نقش مدیر در جوامع اسلامی پرداخته است(تقوی دامغانی، 1377).
“نبوی”، پس از ارایه تعاریفی از مدیریت در نظریه‌های غربی، مدیریت اسلامی را این چنین تعریف کرده است:”مدیریت «هنر وعلم به کارگیری صحیح افراد و امکانات درجهت وصول اهداف سازمانی است، به نحوی که با موازین شرع مغایرت نداشته باشد”. (نبوی 1380، ص 33)
“قبادی” نیز مدیریت اسلامی، یعنی آن بخش از «مدیریت» و فرآیند آنرا، که مستند به وحی الهی و منابع اسلامی باشد و وجه تمایز آن با دیگر مدیریت ها را در مبتنی بر وحی بودن، نبود نظام بهره‌کشی انسان از انسان، مبتنی بودن بر ارزش های متعالی، مطلق و ثابت و استوار بودن برپایه ی تعالی، کرامت و شرافت انسانها می‌داند مدیریت اسلامی تعریف کرده است (قبادی، 1378،ریال ص 12).
“مدیریت در نهج‌البلاغه “این کتاب سرشار از انديشه‌هاي مديريتي و سياسي و علوم و فنون و سرچشمه‌هاي مديريتي است. نهج‌البلاغه كتابي است كه از آن حكمت، موعظه، توحيد، شجاعت، زهد و همت بلند آموخته مي‌شود. ازنهج‌البلاغه چنين فهميده مي‌شود كه اين كتاب بعد از نگارش در سال 400 هجري به يكي از مهمترين منابع انديشه اسلامي بعد از قرآن و حديث پيامبر (ص) تبديل شد و در اين ميان عهدنامه مالك اشتر يكي از مهمترين آنها بشمار مي‌آيد كه به اصيل‌ترين و پربارترين سند مديريتي و سياسي در تاريخ انديشه اسلامي بدل گشت.
اين فرمان نه تنها منبع انديشه مديريت اسلامي محسوب مي‌شود بلكه منبعي براي هر انديشه مديريتي است و در پيرامون اين عهدنامه مي‌توان گفت: امام علي (ع) بليغانه و موجز، جديدترين شيوه‌هاي مديريت را در آزمون كارگزاران و تشويق و مراقبت آنها بيان نموده‌است.2-2- تعاریف2-2-1- تعریف اسلام اسلام مجموعه ی از قواعد و احکام است که آنها را حضرت محمد بن عبد الله (ص) بعد از بعثت خود برای مردم بیان فرموده است، وهر کس که دین، وآئین اسلام را اختیار کند باید به آن پایبند باشد. اسلام بهترین دین، و آخرین آئین الهی است. خداوند در قرآن می فرماید: إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ، همانادين(پسنديده) نزد خدا آيين اسلام است.(آل عمران/19) وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ، ليكن اورسول خدا وخاتم انبياست. (احزاب/40)
2-2-2- معنای مدیریت اسلامی ما معتقدیم که اسلام دارای نظام ارزشی عمیق، گسترده ومنسجم است، که مدیریت مدیران مسلمان را تحت تأثیر قرار می دهد، در روشهای عملی آنها اثر می گذارد وبه حرکت آنها جهت می دهد. این بزرگترین نقش است که اسلام در مدیریت ایفا می کند. (محمد تقی مصباح یزدی، پیش نیازهای مدیریت اسلامی، ص286)
2-2-3- تعريف مديريت اسلامي مدیریت هنر وعلم به کارگیری صحیح افراد وامکانات در جهت وصول اهداف سازمانی است، به نحوی که با موازین شرع مغایرت نداشته باشد. (نبوی، محمد حسن، مدیریت اسلامی، ص33)
مديريت اسلامي، عبارت از تأثير نظريات اسلامي پيرامون مسائل هستي شناسي و انسان شناسي به عنوان اصول موضوعه در علوم انساني تجلي مي كند. و اين تأثير در تعيين اهداف خط مشي ها و روشهاي عملي ظاهر مي شود. (بابائيان، فلسفه مديريت از ديدگاه اسلام)
2-2-4- هدف مديريت اسلامي عبارت است از رشد تشكلها به طوري كه انسانيت جايگاه خود را در جان انسانها و اجتماعات بيابد. بر اين اساس تشكلها و تجمعها، تأسيسات، تشكيلات بايد گردونه هائي باشند كه با هدايت مديريت هاي صالح، انسانها را به رشد برسانند. و در مديريت اسلامي هرگز انگيزه هاي مادي ناديده گرفته نشد و نخواهد شد ولي تكيه گاه اصلي انگيزه هاي معنوي مي باشد. (بابائيان، فلسفه مديريت از ديدگاه اسلام)
2-2-5- ضرورت ضرورت در لغت به معانی: نیاز، حاجت، الزام آمده است، ضرورت یعنی: امتناع انفکاک چیزیست از چیزی دیگر بر حسب حکم عقل. (دکتر معین، فرهنگ فارسی، ج2، ص 2187)
2-2-6- رابطه مديريت با اسلام اكنون نقطه تلاقى مديريت با اسلام كه انسان است، به خوبى مشخص مى شود. در دانش مديريت، انسان اساسى ترين ركن توجه و بحث است؛ و در اسلام نيز همه معارف دينى براى هدايت انسان به سعادت دنيوى و اخروى ارائه شده اند. پس چگونه انسان مؤمن مى تواند مديريت كند، انسان ها را اداره كند، و آنان را به كار گيرد اما در مورد چگونگى رفتار با زيردستان، رعايت حقوق آنان ، شخصيت دينى افراد تحت امر خويش و دستورات فراوانى كه اسلام در اين زمينه دارد، بى توجه باشد؟! اگر مديرى با جها ن بينى الهى به نيروهاى تحت امر خويش بنگرد (موجودى با مقام خليفه اللّهى)، آنان را با ويژگى هاى بسيار ارزشمند و قابل احترام مى بيند؛ اما با نگرش ماترياليستى و مادى، بدون توجه به معارف و آموزه هاى انبياى الهى، آنان را جز ابزار توليد وسايلى براى دستيابى به سود، نمى بيند. (محمدحسن نبوى، رابطه اسلام و دانش مديريت)
2-2-7- رعايت هويت انسان در مديريت اسلامی در مديريت بر پايه اسلام، وظيفه هر مسلمان، از جمله مديران، رعايت مقام ومنزلت انسان براساس معارف دينى است؛ واز آنجا كه در اسلام، انسان موجودى مختار فرض مى شود، مدير بايد به گونه اى از نيروى انسان ها استفاده كند كه آنان را از به كارگيرى نيروى عقل و اختيار در مسائل مادى و معنوى و پيمودن صراط نورانى و الهى باز ندارد (برخلاف مديريت هاى الحادى كه به شرافت انسانى هيچ گونه اعتنايى نمى شود). مدير مسلمان موظف است سازمانش را با توجه به منزلت انسان چنان طراحى كند كه نيروهاى انسانى از هويت واقعى خود فاصله نگيرند و در مسير الهى خويش، به راحتى و به مؤثرترين شكل بتوانند ازنعمت انديشه و اختيارشان درمسائل مادى و معنوى استفاده كنند. گرچه در مديريت اسلامى لازم است انسان از ديدگاه اسلام در ابعاد مختلف شناخته شود، گرايش ها و علاقه مندى هاى مثبت ومنفى اوارزيابى و رفتارى مناسب با ابعاد روحى روانى او طراحى و در مديريت به كار بسته شود، تازمينه انحراف انسان ها فراهم نشود و به حقوق آنان در ابعاد مختلف توجه شود، دراين مقاله فقط تأثيرات نگرش اسلامى بر بعدعقلانيت و اختيار انسان فهرست وار مطرح و سپس بررسى مى شود و تأثيرات جامع و گسترده معارف اسلامى درمديريت اسلامى به تحقيقات وسيع و همه جانبه وا نهاده مى شود. (محمدحسن نبوى، رابطه اسلام و دانش مديريت)
2-3- الگو های مدیریت در اسلام2-3-1- قرآن وضرورت مدیریت از آنجای که دین اسلام بهترین وکامل ترین دین است، هرچیز که بشر در هر زمان به آن نیاز داشته باشد، و بتوان آن کار را خوب وعاقلانه انجام داد فراهم شده است، از ابتدای اسلام تا کنون ما شاهد بهترین مدیریت ها، از بزرگان دین بودیم، بدون نیاز به روش علمی که جدیداً مطرح می باشد. یکی از روش های که امروزه درمدیریت کردن بسیارهم مؤثر واقع شده مدل مشارکتی است. اما خداوند می فرماید در بعضی از کار های که باعث دل جویی مردم شود می توان با آنها مشورد کرد. وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ، فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ، و (براى دلجويى آنها) در كارِ (جنگ) با آنها مشورت نما، ليكن آنچه تصميم گرفتى با توكل به خدا انجام ده، (آل عمران /159) وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ، و كارشان را به مشورت يكديگر انجام مى‏دهند (شورا/38)
ولی کار دین را که نمی شود همه چیز آن را در اختیار مردم قرار داد چون عقل مردم ناقص است، پس مطالب ضروری دینی را از انبیاء واولیاء دین باید شنید. قرآن کریم ضرورت مدیریت را در موارد گوناگون وبا شکلها وشیوه های خاصی بیان می دارد، مطالعه درداستانهای قرآنی این معنا راروشن می کند. درمورد امامت ورهبری حضرت ابراهیم(ع) آمده است: وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ، و(به يادآر)هنگامى كه خدا ابراهيم را به امورى امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد، خدا به او گفت: من تو را به پيشوايى خلق برگزينم، ابراهيم عرض كرد: به فرزندان من چه؟ فرمود: (اگرشايسته باشند مى‏دهم، زيرا) عهد من به مردم ستمكار نخواهد رسيد. (بقره/124) آن روزکه حضرت موسی(ع) در یک مأموریت خدائی عازم کوه طور بود، برادرش هارون را بعنوان جانشین خود معرفی کرد ومدیریت ورهبری امت خود را به او سپرد. وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي، و موسى به برادر خود هارون گفت: تو اكنون جانشين من در قوم من باش. (اعراف/142) حضرت پیامبر(ص) در آخرین حج خود مأمور شد جانشین خود را معرفی کند. يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس، اى پيامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنين نكنى امر رسالت او را ادا نكرده‏اى، خدا تو را از مردم حفظ مى‏كند، كه خدا مردم كافر را هدايت نمى‏كند. (المائده/67) روزیکه حضرت پیامبر(ص) بفرمان خدا حضرت علی (ع) را در غدیر خم به امامت معرفی می کند وچهره مدیریت بعد از خویش را می شناساند، دین خدا تکمیل ونعمت بر مسمانان تمام می شود. الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا، امروز دين شما را به كمال رسانيدم و نعمت خود بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما برگزيدم‏. (مائده/3) دراین دوآیه اخیر که از سوره مائده نقل شد نکات فراوانی در رابطه با رهبری واهمیت مدیریت نهفته است، نگاهی دوباره به بخشی ازبرجستگی هائی که درآیات فوق وجوددارد هرچند بگونه ی فهرست وارموضوع حساس ومهم مدیریت را روشنتر می سازد: الف) عنایت مخصوص خوا وند به امامت ومدیریت جامعه: (بلغ ماانزل الیک من ربک). ب)امامت همسنگ رسالت است بطوریکه اگر در جامعه غایب باشد بیست و سه سال زحمت تبلیغ پیامبر (ص) هدرخواهد رفت (وان لم تفعل فمابلّغت رسالته). ت) هیچ مسکلی نمی تواند مانع از معرفی امامت باشد (والله یعصمک من الناس). ج) امامت ورهبری دژپولادینی است که جلو نفوذ وطمع بیگانگان را نسبت به امت اسلامی می گیرد (الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم). د) قدرناشناسی وکفران نعمت امامت عذاب خداوندی را بدنبال دارد (وخشون). ر)دین خدا با امامت به کمال نهائی خود می رسد (ایوم اکملت لکم دینکم). ل) ارزشمند ترین نعمتها برای جامعه، نعمت رهبری است (واتممت علیکم نعمتی). ی)باتعیین امام وحرکت جامعه برمحورامامت خشنودی ورضایت خداوند فراهم می گردد (ورضیت لکم الاسلام دیناً). (سیدرضا تقوی دامغانی، نگرشی برمدیریت اسلامی، ص49/50)
2-3-2- تجلي مديريت اسلامي در رهبري پيامبر اكرم(ص) حضرت پیامبر(ص) به مدت 23 سال هم رهبر دینی آورنده آئین مردم بود وهم رهبر سیاسی واجتماعی آنها. سیره حضرت پیامبر(ص) در مدیریت بیت المال بسیار حائض اهمیت است. گرچه دوران حکومت پیامبر(ص) و به تبع آن، اداره امور بیت المال از ناحیه آن حضرت، محدود به ده سال بود و از طرفی منابع تأمین کننده بیت المال و مصارف آن محدود به مدینه واطراف آن بوده است،ولی بااین حال شیوه آن حضرت در گردآوری، حفظ و نگهداری، تقسیم و مصرف آن در موارد خاص خود دارای جایگاه خاصی است. چه این که سیره علمی و عملی آن حضرت نشان از حضور قطعی قدرت سیاسی و مدیریتی وی در اداره امور مالی مسلمانان می باشد. (روح الله تولایی، سیره عملی پیامبر اعظم (ص) در اداره بیت المال)
براستي اصول و شيوه هاي حكومت نبي اكرم حضرت محمد(ص) به عنوان يكي از مصاديق بارز مديريت اسلامي و به عنوان اساسي ترين راه گشا و اصول كاربردي مديران نظام اسلامي ما محسوب مي شود،‌ از آنجائيكه انديشه ديني كه از زبان پيامبر(ص) مطرح شده برخلاف زندگي قبيله اي كه تربيت افراد را در چارچوب هاي محدود شكل مي داد، افراد را فراترازمحدوديت هاي قومي تربيت مي كرد. آن حضرت در دوران سيزده ساله درگيري با نظام جاهلي، به جاي اين كه از راه غلبه و قهر اقدام كند از طريق ايجاد روحيه اخوت ميان مسلمانان، همدلي به وجودآورد و به مرور زمان بر مباني اشتراك در جهان بيني توحيدي و توافق بر سر رفتارهاي اخلاقي، ترديد در نظام باصطلاح سياسي و اجتماعي دوران جاهلي ايجاد كرد وبه جاي آن، طرح نظام نوين اجتماعي ديني را پي ريخت. حضرت پيامبر(ص) در پرتو تعاليم اسلام نظام اجتماعي و حكومتي خود را بر پايه تعاون و همكاري دولت و ملت قرارداد، به عبارت ديگر مطرح كردن قانون وقدرت اجرايي دركنار اخلاق. لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ، همانا ما پيمبران خود را با ادلّه و معجزات فرستاديم و با ايشان كتاب و ميزان عدل نازل كرديم تا مردم به راستى و عدالت گرايند. (حديد/25) اين مدير الهي ازآغاز تا انجام عمرش ميان رفتار وگفتارش تضادي ديده نشد و دشمنانش نيز او را راستگو وامين شناختند. همواره با قاطعيت به آنچه گفت و انجام داد پاي فشرد. آن حضرت در اولين اقدام اساسي خود در جهت تثبيت حكومت الهي وتأمين كننده مصالح ملي امت اسلاميمنشوريگانگي خود را كه مشتمل بر سه بخش بود(1.روابط مسلمانان، 2.عدم تعرض بين مسلمانان ويهود 3.وحدت مسلمانان) تشكيل داد (ر.ك.السيره النبيوه،ج 2،ص 146-143. بحارالانوار،ج 19،ص111-110.فروغ ابديت، ج 1،ص 385 – 377) كه اين منشور با توجه به اينكه در پانزده قرن قبل منتشر شد، امروزه نيز براي از ميان بردن مشكلات اجتماعي، حقوقي، اقتصادي، سياسي وفرهنگي مسلمانان وحتي ديگر جوامع سودمند مي نمايند. (محمدعلي مجرب وفاطمه معتمدي،مصاديق مديريت اسلامي ونقش آن درتوليدعلم)
2-3-3- سیره عملی حضرت علی(ع)درانجام کارها به صورت مدبرانه حضرت علی(ع) درنامه عظیم الشأن خود به مالک اشتر زمانی که به عنوان حاکم شهرمصرتعیین نموده بود، جهت تعیین خط مشیمدیریتی وسیاسی واجرای هرچه بهتروظایفش، با تاکید بر رعایت اصول دینی، اخلاقی، انسانی، وقانونی، برای همه زیر دستان خود. چنین فرموده است.
الف) راجع به سازگاری با زیردستان، با انجام عدالت، وجلب رضایت آنها، که باعث انگیزه می شود. بايد كه محبوبترين كارها در نزد تو، كارهايى باشد كه با ميانه‏روى سازگارتر بود و با عدالت دمسازتر و خشنودى رعيت را در پى داشته باشد.
ب) راجع به اینکه هرکس را به اندازه ارزشش باید پاداش داد واحترام کرد: نبايد كه نيكوكار و بدكار در نزد تو برابر باشند.
ت) راجع به برطرف کردن مشکلات زیر دستان، که باعث با علاقه کار کردن کارکنان می شود، واینکه هرشخص به کاری گماریده شود که به آن کار علاقه دارد. نيكى كردن والى است در حق‏ رعيت و كاستن است از بار رنج آنان و به اكراه وادار نكردنشان به انجام دادن كارهايى كه بدان ملزم نيستند.
ج) راجع به پرداخت، سروقت حقوق زیردستان، واینکه حقوق آنها باید کفاف زندگی شان را بکند. درارزاقشان بيفزاى، زيرا فراوانى ارزاق، آنان را بر اصلاح خود نيرو دهد و از دست اندازى به مالى كه در تصرف دارند.
د) راجع به استحکام زیر ساخت ها. بيش از تحصيل خراج در انديشه زمين باشى.
ر) راجع به صعه ی صدر وخضوع درکارها. تنگ حوصلگى و خودپسندى را از خود دور ساز.
ی) راجع به حفظ شخصیت افراد. اگر چيزى مى‏بخشى، چنان بخش كه گويى تو را گوارا افتاده است و اگر منع مى‏كنى، بايد كه منع تو با مهربانى و پوزش خواهى همراه بود. (نهج البلاغه/ ترجمه آیتی/ عهد نامه مالک)
2-3-4- ضرورت مدیریت در روایات فضل بن شاذان از حضرت امام رضا(ع) روایت کرد که فرمود: انّا لا نجدفرقة من لافرق ولا ملّة من الملل بقوا عا شوا الّا بقیّمٍ ورئیسٍ لما لا بدّ لهم منه فی امرالدین والدّنیا. (بحار،ج23،ص32) درمطاله احوال بشر هیچ گروه وملتی رانمی یابیم که درزندگی موفق وپایدار باشد مگر با وجود مدیر وسر پرستی که امور مادی ومعنوی آنان را مدیریت نماید. حضرت علی(ع) در پاسخ گروه منحرف خوارج که می گفت «لاحکم الاالله» حکومت ومدیریت اجتماعی بشر، از آن خدا است، فرمود: کلمة حق یراد بهاالباطل نعم انّه لاحکم الّالله ولکن هولاءیقولون: لاامرة الالله وانّه لابد لنّاس من امیر برٍّ او فاجرٍ. (نهج البلاغه، خطبه40) خوارج بظاهر سخنی بحق می گویند اما آنان از این سخن اراده باطل دارند بله «حکم» یعنی قانون ونظامات حیاتی بشر وحق قانون گذاری از آن خداوند است ولی اینان «حکم» را بمعنی حکومت ومدیریت می گیرند ومی گویند غیر از خدا کسی نباید مدیر وامیر باشد وحال آنکه مردم نیاز به حاکم ومدیر دارند خواه آن مدیر نیکوکار وخواه بد کار باشد. حضرت امام جعفرصادق(ع) فرمود: لایستغنی اهل کلّ بلد عن ثلاثة یفزع الیه فی امر دنیا هم وآخرتهم، فان عدموا ذالک کانواهماجاً فقه عالمٌ ورعٌ وامرٌخیرٌمطاعٌ وطبیبٌ بصرٌثقةٌ. (تحف العقول،ص321) مردم هراجتماعی ازسه گروه بی نیازنیستند، تا اموردنیا وآخرت خود را بوسیله آن سه دسته انجام دهند وهرگاه اجتماع فاقد آن سه باشد افراد آن جامعه بصورت حیوانات ضعیفی درخواهد آمد: 1. فقیهی آگاه وپرهیزکار. 2. مدیرخیرخواه ومسلط. 3. پزشکی بینای درکار ومورد اعتماد. حضرت پیامبر(ص)فرمود: اذاکان ثلاثةٌ فی سفرٍ فلیؤمّروا احدهم.(کنزالعمال،ج6،ص717،خ17550)هرگاه درمسافرت تعداد مسافران به سه نفررسیدبایدیکی ازآنها مدیریت گروه رامسئول شود.(سیدرضا تقوی دامغانی،نگرشی برمدیریت اسلامی،ص48)
2-3-5- مدیریت اسلامی وبهره وری خداوند می فرماید به هیچ وجه منابع موجود را هدر ندهید به طور درست وشایسته از امکانات استفاده نمائید. وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ، واسراف نكنيد، كه خدا مسرفان را دوست نمى‏دارد. (انعام/141) وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ، و بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد، كه خدا مسرفان را دوست نمى‏دارد. (اعراف/31) حضرت علی(ع) می فرماید: بيش از تحصيل خراج در انديشه زمين باشى، از این مطلب برداشت می شود که یک مدیر قبل از نتیجه کار وبرون داد، در فکر انتخاب، درست وفراهم کردن، امکانات وشرایط لازم برای به دست آوردن محصول خوب باشد، (نهج البلاغه، نامه 53) در مدیریت غربی تمام تلاش سود آوری منفعت رسانی، جمع آوری منابع ومنافع مادی، است. اما دراسلام هدف نهایی بشر بسیدن به کمالات معنوی، و تقرب به خداوند می باشد، ولی در باره منابع مادی هم می گوید آنچه که در اختیار شما قرار داده شده به بهترین وجه ممکن از آن استفاده نمایید.
2-3-6- تأثير جهان بيني اسلام و نظام ارزشي بر مديريت در جهان بيني اسلامي، انسان دنياي كوچكي است كه تمام عالم بزرگ را در خود خلاصه كرده و جاي داده است بر اين اساس تمام اصولي كه در مديريت عالم بزرگ و در مديريت جسم و جان يك انسان حاكم است، بر جوامع انساني حكم فرما مي باشد. الف) مديريت خداوند در جهان هستي بر پايه رحمت عام و خاصي اوست. ب) مسئله رحمت عام و خاصي خداوند هرگز به معناي عدم رسيدگي به تخلفات متخلفانه نيست. ت) قلب ما را خداوند براي اداره اين بدن، از نظر تغذيه آفريده است. با اينكه شبكه خون رساني بدن چنان است كه ده ميليون ميليارد سلولهاي بدن را به آساني تغذيه مي كندامّا قلب تنهابا دوسه شاهرگ سروكار دارد و به آنها دركارخود اعتماد مي كند وهرگز باتمام مويرگها ارتباط مستقيم ندارد. ث) در مديريت الهي، اصل ساخته شدن انسانها مي باشد. ج) جهان بيني الهي كه كل جهان هستي را به صورت مجموعه اي هماهنگ وهدفدار مي بيند كه تحت تأثيرمديريت عالي الهي قرارداد وسنتهاي ربوبي بر آنها حاكم است. د) جهان هستي با تمام متعلقاتش به گونه اي آفريده شده كه متناسب با حركت تكاملي انسان است و فرقي بين افراد نيست و بهره برداري از منابع طبيعي و رعايت حقوق آيندگان را مورد توجه قرار داده است. ر) انسان آفريده اي است مجهز به نيرو اراده و اختيار كه بايد سير تكامل خود را در پرتو راهنمائي هاي عقل و شرع برگزيند. س) شرافت انسان به روح ملكوتي او مي باشد و امتياز او بر ساير حيوانات، مرهون ويژگيهاي انساني وي مي باشد. بنابر اين بايد در تعيين اهداف و خط مشي هاي سازمان و جامعه اولويت و اصالت رابه ارزشهاي معنوي داد. ل) خصلتها و ويژگيهاي لازم براي مديران شايسته درسايه تعاليم اسلامي بهترتأمين مي شود. مديري كه متعهدبااخلاق اسلامي تربيت يافته است. هنگام بروز خطرها و بحرانها خود را نمي بازد و بالطبع با آرامش و متانت، تصميمات عاقلانه مي گيرد. درنتيجه بازده كارافزايش مي يابد. بدون اينكه به كسي تكيه كند. ی) در نظام هاي ديگري بخشي از هزينه ها صرف كنترل و اطلاعات ميگردد. امّا در سايه مديريت اسلامي هزينه هاي نظام اطلاعاتي كاهش يافته و از سوي ديگر سطح فرهنگ و معنويات انسانها بالا مي رود. به عبارت ديگر، انسانيت انسان تكامل يافته و هدف اصلي ازآفرينش بشر يعني تكامل روحي و معنوي آزادانه و آگاهانه بيشتر و بهترتحقق مي يابد. (بابائيان، فلسفه مديريت ازديدگاه اسلام)
2-3-7- اهمیت مدیریت از دیدگاه امام علی (علیه السلام)امیر المومنین علی (علیه السلام) مدیریت را محور و قطب می دانند، تمام مسایل را در جامعه اسلامی بر محور مدیر و مدیریت خلاصه می کنند و می فرمایند: «تدبیر و مدیریت خود سرمایه اندک را افزون می کند، اما مدیریت و تدبیر سوء و ضعیف سرمایه انبوه را نیز نابود و زائل می سازد.» امام علی (علیه السلام) در جای دیگر می فرمایند: «رجعت و سیر قهقرایی چهار علت عمده دارد که مهمترین آن سوء مدیریت است.
2-4- وظایف عام مدیریت اسلامی از دیدگاه امام علی (علیه السلام)2-4-1- ایمان و تقوایک مدیر در درجه نخست باید همانند هر انسان دیگر ایمان و تقوا داشته باشد. مدیر مومن، مطیع فرامین الهی است و می داند که اگر در جریان کارها شرایط سخت و دشواری برایش پیش آید و یا زمینه کارها بسیار آماده باشد و امور به سهولت در برابرش پدیدار گردد، در هر دو حالت روحیه خود را نباخته و خود را در مسیر اجرای فرامین الهی می بیند و با وقار و اطمینان خاطر کار را ادامه می دهد. توصیه امیرالمومنین علی (علیه السلام) به مالک اشتر در این خصوص شنیدنی است؛ «ای مالک، مالک نفس خویش باش و آن را به دست هوی مسپار، نفس خویش را با ترک خواهش ها بکش و به هنگام سرکشی، عنانش را بکش که نفس پیوسته به بدی فرمان می دهد جز آنکه خدای رحم کند و در اجابت نفس در نارواها بخل بورزد و بدان که همانا بخل ورزیدن نسبت به نفس، مراعات انصاف است در آنچه که برای آن خوشایند یا ناخوشایند است.
2-4-2- اعتصام و اعتماد به خدا و نصرت الهیاعتصام و اعتماد به خدا و نصرت الهی یکی از ابزارهای معنوی است که یک مدیر اسلامی می تواند برای انجام وظیفه خطیر مدیریت از آن استفاده کند تا از انجام کارها خسته و افسرده و مایوس نشود و سختی های بزرگ او را متزلزل نسازد. امام علی (علیه السلام) در این خصوص می فرماید: «کسی که بر خدا توکل کند، ناهمواری ها و سختی ها بر او هموار و دستیابی به ابزار و امکانات رسیدن به هدف برای او آسان می شود.»
2-4-3- رعایت عدالت و انصافرعایت و برقراری عدالت یکی از مهمترین وظایف یک مدیر اسلامی است؛ عدالت مبنای همه حرکت های صحیح مدیریت است که در اثر وجود عدالت همه چیز در جای خود قرار می گیرد و هر کس کارش را به درستی انجام می دهد. مراعات بی طرفی بر مدیر واجب است و باید صرفنظر از اینکه یکی از دو طرف دوست صمیمی یا خویشاوند نزدیک اوست و اگر حق را به او ندهد ممکن است از وی رنجیده شود باید به دقت بررسی کند که حق به جانب کدام است. امیرالمومنین علی (علیه السلام) در خصوص این وظیفه مدیریتی می فرمایند: کسی که عادل باشد، دستور و حکمش نافذ خواهد بود.
2-4-4- پرهیز از غرور و خودپسندییکی از بیماری های مهلک مدیریت، گرفتار عجب و خودپسندی شدن و اینکه به محض منصوب شدن به مدیریت، خود را بالاتر از دیگران ببیند و به افراد به دیده حقارت بنگرد و به همین دلیل تماس خود را با مردم قطع کرده و از آنان دوری گزیند.
مدیری که دچار خودپسندی می شود از جستجوی مرحله بهتری برای کار خود و بالا بردن سطح آن باز می ایستد و هم از دیدن و پذیرفتن نوع بهتری از کار مورد نظر باز می ماند و نیروی کمال گرای عقل خویش را فرو می نهد. حضرت علی (علیه السلام) در نامه خویش به مالک اشتر می فرمایند: «اگر قدرت و مقامی که به دستت رسیده برایت خودپسندی و عجب آورده و کبریا و عظمتی برای خود پنداشتی، ملک خدای را بالای سرت بنگر، بیندیش که قدرت هایی که تو در حق خود نداری او درباره تو دارد… که خدا هر جباری را ذلیل گرداند و هر گونه فخرفروشی را زبون سازد.
2-4-5- پرهیز از استبداد و دیکتاتوریخطرناک ترین روحیه ای که مدیر در اثر ابتلاء به خودپسندی و تکبر پیدا می کند روحیه دیکتاتوری و استبداد اوست. در چنین حالتی مدیر همه معیارهای حق و منطق و ملاک عدل و اخلاق را زیر پا می گذارد و برای کسب قدرت بیشتر و اعمال آن به هر عمل نادرست و ظالمانه ای دست می زند.
وظیفه مدیر ایجاد شرایطی است که افراد، داوطلبانه و آگاهانه از دستورات و قوانین پیروی کنند. زیرا انسان در برابر هر گونه ظلم و زور به طور آشکار یا پنهان، مقاومت می کند. زورگویی و استبداد از نشانه های ناتوانی است و به تعبیری آنجا که منطق نباشد، از زور استفاده می شود.
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: مبادا بگویی، من نیرومندم، امر می کنم و دستوراتم اجرا می شود، زیرا این روش موجب فساد فکر، تضعیف دین و نزدیک شدن به انحراف است.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) شخص مدیر را به توجه دائم به اینکه او خود زیردست رده های بالاتر از خود است و مدیران



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید