مقدمه
لغت گردشگري(tourism) از کلمه tour به معناي گشتن اخذ شده که ريشه در لغت لاتين turns به معناي دور زدن، رفت و برگشت بين مبدا و مقصد و رخش دارد که از يوناني به اسپانيايي و فرانسه و در نهايت به انگليسي راه يافته‌است.
گردشگري به طور کلي به عنوان مسافرت تفريحي در نظر گرفته مي‌شود. هر چند که در سال‌هاي اخير شامل هرگونه مسافرتي مي‌شود که شخص به واسطه آن از محيط کار يا زندگي خود خارج شود.
واژه گردشگري در زمان فعلي از زماني پديد آمد که افراد طبقه متوسط اقدام به مسافرت کردن نمودند. از زماني که مردم توانايي مالي بيشتري پيدا کردند و عمرشان طولاني‌تر شد، اين امر ممکن شد.
اغلب گردشگرها بيش از هر چيز به آب و هوا، فرهنگ يا طبيعت مقصد خود علاقمند هستند. ثروتمندان هميشه به مناطق دوردست سفر کرده‌اند، البته نه به صورت اتفاقي، بلکه در نهايت به يک منظور خاص: براي ديدن ساختمان‌هاي معروف و آثار هنري، آموختن زبان‌هاي جديد و چشيدن غذاهاي متفاوت.
گردشگري در بسياري از كشورهاي بزرگ و كوچك جهان، يكي از بزرگ‌ترين و سودآورترين صنايع است. كشور ايران با پيشينه تمدني كهن و جاذبه‌هاي متنوع و موقعيت برجسته اقليمي، ضمن آنكه خواهان منافع اقتصادي از جمله اشتغال‌زايي و درآمد ارزي است، بر حفظ ارزش‌هاي متعالي و هويت فرهنگي، تمدني خود نيز تاكيد دارد.
كشور ايران عليرغم غنا و تنوع فرهنگي، ‌تمدني، زيست محيطي و آداب و رسوم، جايگاه و سهم متناسب با خود را در صنعت گردشگري كسب نكرده است. هدف كلي اين تحقيق، شناسايي اهداف گردشگري در
صنعت توريسم است. تا بتوان بر اساس آن، راه‌كارهاي مناسب جهت استفاده لازم از آنها را فراهم نمود.
بدين ترتيب مي‌توان اميدوار بود كه در صورت تقويت اين عوامل بتوان در اين زمينه به رشد چشمگيري دست پيدا كرد.
طرح مسئله
سفر پديده ايست که از گذشته هاي دور مورد توجه جوامع انساني بوده و بر حسب نيازهاي متفاوت اجتماعي، اقتصادي و تاريخي به پويايي خود ادامه داده و با توجه به گسترش ارتباطات و افزايش چشمگير تعداد علاقه مندان، پيامدهاي بسياري همچون اشتغال و ارزآوري را به همراه داشته است و همچنين نياز انسانها به استراحت، تفريح و گذران صحيح اوقات فراغت که يک نياز همگاني در عصر حاضر مي باشد و جدايي از اوقات کار و رهايي از شلوغي باعث گشته تا هر خانواده در برنامه ريزي خود اين مهم [سفر] را نيز مورد توجه قرار داده و با بهره مندي از آن، روحيه خويش و همچنين حس کنجکاوي خود را تقويت نمايد.
در گذشته اغلب سفرها در بين مردم با انگيزه زيارت صورت مي پذيرفته اما اکنون مسافران زيادي جهت بازديد از مناطق مختلف توريستي واکوتوريستي بار سفر را بسته و حتي براي برخي افراد اين عمل، عادي و امري طبيعي محسوب مي شود. از اينرو فرهنگ سفر و گردش در بين مردم تقويت شده و در استفاده از اوقات فراغت خود در عصر کنوني که به عنوان عصر فراغت نيز شهرت يافته است کوشا و پويا هستند.
اما مهم اين است که اين سفرها در جهت اقتصادي، با صرفه بودن و نهايت استفاده از حداقل منابع انجام گيرد که اين هنر تنها مي تواند در طول سفرهاي زيادي صورت پذيرد و نيازمند تجارب فراواني مي باشد که انسانها بتوانند مقتصد و مدير سفر گردند؛ که اين امر ممکن نيست مگر با شناخت و کسب اطلاعات بسيار که همانا فرهنگ صحيح سفر مي باشد. در کشور عزيزمان ايران هر فردي در هر گوشه از اين آب و خاک که زندگي مي کند در اطراف خود مي تواند نمونه هايي از مراکز گردشگري را مشاهده نمايد. با گذشت زمان و در اختيار گرفتن مدت زماني طولاني تر بخصوص در زمانهايي که تعطيلات در کشور بيشتر است (نوروز و تابستان) به مسافت هاي طولاني تر انديشه نمايد و گردشگري داخلي بدين صورت حول سفرهاي همه مکاني و همگاني به جريان در مي آيد که اين خود از سياست هاي متوليان امر گردشگري و سفر مي باشد. حال بايد تمام اين برنامه ها را در وضعيت کنوني کشور يعني سهميه بندي بنزين و ديگر عوامل در نظر بگيريم که بايد توجه داشت که اين وابستگي مي طلبد تا برنامه هاي خود را با تمام تمهيدات دولت و متوليان گردشگري هماهنگ نماييم.
بنابراين برنامه ريزي صحيح سازمان ها و ارگانهاي دولتي و خصوصي مرتبط با سفر بسيار مهم تلقي مي شود؛ تا صنعت گردشگري به مطالبات خود برسد و خود را در برآورده شدن احتياجات مردم و مسائل اقتصادي نشان دهد. يکي از سياست هاي کنوني دولت نهم در امر گردشگري، سفرهاي همگاني(ارزان قيمت)است؛ که با تعيين مسيرهاي خاص گردشگري، مردم مي توانند در آن نيز شرکت کنند، لذا اطلاع رساني و تبليغات اينگونه سفرها بسيار مهم مي باشد تا مردم بتوانند به راحتي انتخاب و حتي در مورد آنها اطلاعات قوي داشته باشند و بتوانند امورات خود را با برنامه ها تنظيم وبا بهره گيري از آنها اوقات خوشي را سپري نمايند و نفس کار، يعني گردش در غالب اين گونه سفرها که براي افراد، کم هزينه مي باشد و در اندک زماني يعني يک، دو يا سه روزه (و برخي بيشتر) با برنامه ريزي قبلي به سفر بپردازنداين سفرها براي مردم به صورت سفرهاي راحت وهمگاني است که انجام ميپذيرد؛ بنابراين با شناخت و کم هزينه بودن آن ميتواند با تقاضاي زياد مردم همراه باشد. در کنار آن نيز ميتوان به فرهنگ سازي و اهميت گردش و تعامل با گردشگران نيز اشاره نمود.
نتيجتا در امر اجراي اينگونه برنامه ها بايد دولت و همراهان دولت يعني دفاتر خدمات مسافرتي با ايجاد برنامه هاي هماهنگ، تعامل با دست اندرکاران تورگرداني، حضور هر چه بيشتر بخش خصوصي را تقويت و برنامه ريزي کنند تا نياز مردم برآورده شود و چرخ اقتصادي کشور و صنعت توريسم با فرهنگ سازي صحيح، علي الخصوص توسط رسانه ها و اطلاع رساني قوي قوت گيرد. مسيرهاي سفر به تعداد بيشتري طراحي وبا توجه به ذائقه گردشگران و علاقمندان صورت پذيرد تا گردشگران بتوانند به راحتي هر چه تمام تر انتخاب و تصميم گيري کنند تا سفرهاي همگاني واقعا ً همگاني و براي همه يک برنامه مدون و هميشگي شود که در اين مورد مي توان گفت که حتي به گردشگري پايدار وتوسعه ي آن نيز کمک مي گردد. در اين راستا پيشنهاد مي گردد که دولت و متوليان امر در اين موارد برنامه ريزي صحيح و کارآمد و فرهنگ سازي در بين عموم مردم و معرفي اين برنامه ها (سفرهاي همگاني) در حال حاضر با نظر به سهميه بندي بنزين از طريق رسانه هاي گروهي و تبليغاتي آموزشي صحيح به مردم داده تا مردم اين سفرها را بشناسند و استفاده از تورهاي کم هزينه و همگاني را در سبد خريد خانواده قرار دهند و همچنين دولت مي تواند با سپردن امور مسافرتي به دفاتر خدمات مسافرتي منتخب و کارگزاران سفرهاي همگاني، تحت کنترل و چارچوب خاص باعث استدام و تقويت روحيه ي تورگرداني و همکاري با آنها گردد. اميد است با برنامه ريزي صحيح، همگي شاهد پيشرفت طرح ها و صنعت عظيم گردشگري در کشور عزيزمان ايران باشيم. (مريم مرادي، مرجان فياضي – مديريت گردشگري – انتشارات به نشر1375)
اهميت و ضرورت تحقيق
افزايش در آمد
وقتي جهانگردان به کشوري وارد مي‌شوند الزاماً بايد هزينه‌هايي را در آن کشور بپردازند مثل هزينه غذا و هزينه محل اقامت و هتل ومهمانخانه، هزينه تفريحات، هزينه حمل و نقل، هزينه گشتها، تورها، و همچنين پولي که بابت خريد سوغاتي و کالاي بومي کشور ميزبان مي‌پردازند و هزينه ورود به موزه يا مکان ديدني اين هزينه‌ها از طريق ارزي که وارد کشور ميزبان مي‌کنند باعث رونق اقتصادي کشور ميزبان مي‌شوند به جهان گردان صادرات نامرئي هم مي‌گويند.
ايجاد شغل
با توسعه فعاليتهاي جهانگردي زمينه براي ايجاد اشتغال فراهم مي‌شود و اين امر براي کشور‌هايي که با جمعيت جوان و متقاضي روبه رو هستند بسيار مفيد است از هر ده نفر توريست که وارد کشور ميزبان مي‌شود يک فرصت شغلي ايجاد مي‌گردد.
پيشينه تحقيق
اكو توريسم
تعريف انجمن بين المللي اکوتوريسم(TIES) در سال 1991 يکي از آخرين تعاريف در اين باره است: \\” اکوتوريسم مسافرتي است به مناطق طبيعي با تعهد به حفظ محيط زيست و آسايش مردم بومي. \\”
ژئوتوريسم را ميتوان از زير شاخه هاي اكوتوريسم، توريسم آموزشي، توريسم اكتشافي، توريسم تجربي و حتي توريسم ماجراجويانه طبقه بندي كرد.
به نظر Valentine(1996) در اكوتوريسم از فضاهاي طبيعي و بکر با هدف نگرش به مناظر، صحنه ها، گياهان، جانوران منطقه، بازديد مي شود و عكاسي، كمپينگ و راهپيمايي با قصد تفريح و غناي علمي، فرهنگي و ماجراجويي از فعاليتها و اهداف آن است.
اصول حاكم بر اکو توريسم
• کاهش اثرات منفي آن بر طبيعت و فرهنگ منطقه که مي تواند باعث خسارت ساکنين شود.
• آموزش مسافران درباره اهميت حفاظت از محيط زيست.
• تاکيد بر اهميت کسب و کار مرتبط بطوريکه کارها با مشارکت مسئولان محلي و مردم بوده و در جهت دستيابي به منافع و مزاياي حاصل از محافظت باشد.
• زمينه هاي کاري مقدمتا به گروههاي کوچک بومي با مشاغلي در مقياس کوچک تحويل داده شده است و تاکيد بر مشارکت محلي، مالکيت و فرصتهاي شغلي، بويژه براي مردم روستايي و اخذ همکاري آنها در مديريت منابع محلي است.
• و غيره. [9و10و11]
به نظر Getz (1987) چهار روش رايج براي برنامه ريزي توريسم وجود دارد[10]:
روش Boosterism، روش مبتني بر صنعت-اقتصاد، روش مبتني بر فيزيک – فضا و روش مبتني بر انجمن(اجتماع) که هيچ کدام از اينها مانع الجمع نيستند.
اخيرا يک روش ديگر به عنوان پنجمين روش اضافه شده است. برنامه ريزي پايدار توريسم با تاکيد بر حفاظت از منابع، اثر توسعه اقصادي بر محيط و توانايي آن براي براوردن نيازهاي فعلي و آتي.
در واقع توريسم پايدار را توريسمي مي دانند که از نظر اکولوژيکي و بوم شناختي بي خطر بوده و از نظر اقتصادي قابل اجرا و ممکن و از نظر اجتماعي قابل پذيرش باشد.
مولفه هاي اکولوژيکي مهم در توسعه پايدار توريسم و اکوتوريسم
توريسم و اکوتوريسم بدون برنامه ريزي دقيق و بدون توجه به قابليتهاي بوم شناختي، محلي، فرهنگي و اجتماعي، براي منطقه مورد نظر مشکلاتي را در پي خواهد داشت و برعکس يک اکوتوريسم برنامه ريزي شده و بي عيب به سمت استفاده مناسب از محيط زيست و منابع دريايي و زميني در منطقه پيش خواهد رفت.
اغلب محيط هاي طبيعي بکر يا حوزه هاي حفاظت شده محلي مناسب براي اکوتوريسم به شمار مي رود. توسعه توريسم در اين محلها همچون تيغ دولبه است چرا که همان طور که گفته شد توسعه ممکن است منجر به از بين رفتن حوزه هاي حفاظت شده شود. داشتن دانش کافي درباره قابليتهاي منطقه براي کنار آمدن با توريسم از ديدگاه محيطي، اجتماعي و اقتصادي و دانش درباره انتظارات مردم بومي و انتظارات توريستها از الزامات برنامه ريزي براي داشتن اکوتوريسم پايدار است.
براي داشتن يک اکوتوريسم پايدار بايد به شناسايي اصول اکوتوريسم پرداخت و نيز مولفه هاي مرتبط را بررسي کرد. همان طور که از تعريف توسعه پايدار توريسم برمي آيد ضمن حفاظت از محيط، بايد بين فعاليتهاي توريستي و ارزشهاي اجتماعي و اقتصادي انطباق لازم وجود داشته باشد. لذا مي توان گفت:
براي توسعه پايدار توريسم و اکوتوريسم بايد يکپارچگي بين دو مولفه زيستي- فيزيکي(Biophysical) شامل محيط زيست و زيرساختها و مولفه شرايط اجتماعي-اقتصادي(Socio-economic) برقرار باشد. [9] به عنوان مثال عدم توجه به محدوديتهاي زيستي يک ناحيه ممکن است مانع از برآورده شدن انتظارات سياحان شود و يا اين عدم هماهنگي باعث تخريب قابليتهاي محيطي و يا حتي زيانهاي فرهنگي- اجتماعي در منطقه شود. مثل کاهش منابع آبي، ايجاد تعارض و ناسازگاري فرهنگي، از دست رفتن زمين هاي ملکي و توزيع ناعادلانه منافع حاصل از توسعه.
Lydia Tehو Cabanban در تحقيقات خود به عوامل زيستي از جمله تنوع زيستي دريايي، شرايط فصلي بودن و اقيانوسي، منابع آبي و توزيع آن و مديريت زباله ها به عنوان شاخص هاي کليدي تحقق توريسم پايدار در منطقه Pulau Banggi جنوبي درمالزي اشاره کرده اند. [9] بر همين اساس مي توان بطور عمومي شاخص هاي زير را براي تحقق توريسم(اکو توريسم) پايدار پيشنهاد کرد:
• تنوع زيستي:
وجود تنوع زيستي نظير سواحل زيبا در کنار جنگلها و يا کوهها شرايطي را فراهم مي کند که در آن موجودات مختلف در يک منطقه مي توانند زندگي کنند. اين خود باعث جذب گردشگر به منطقه شده و از سوي ديگرتنوع زيستي امکان کسب تجربيات متعدد در دريا و کوه و جنگل ها و رودخانه ها و ساير جاذبه هاي زيستي يک منطقه را براي سياحان فراهم مي آورد. انجام فعاليتهاي توريستي در دريا مثل: غواصي به منظور مشاهده دنياي شگفت انگيز زير آب، قايق سواري، ماهي گيري، اسکي روي آب و… در کنار فعاليتهاي سرگرم کننده در جنگلها و کوههاي اطراف آن مي تواند براي گردشگران بسيار جالب باشد. نکته اي که در اين خصوص بايد مورد توجه قرار گيرد برنامه ريزي به نحوي است که حضور سياحان در منطقه براي اين اکوسيستم خطري نداشته باشد.
• شرايط آب و هوايي:
توجه به شرايط آب و هوايي در يک منطقه به منظور برنامه ريزي متناسب با آن در داشتن توريسم پايدار بسيار اهميت دارد. برنامه ريزي براي استفاده سياحان از شرايطي که بر اثر وجود تنوع زيستي ايجاد شده ارتباط نزديکي به چگونگي شرايط آب و هوايي منطقه دارد. شناسايي زمانهاي مناسب براي حضور گردشگران در منطقه، توجه به تغييرات دما، بادهاي موسمي، بارشهاي فصلي، طوفانها و غيره در دستيابي به اهداف توريسم پايدار بسيار مهم است.
• منابع آبي و توزيع آن:
آب تازه و سالم از مهمترين نيازهاي سياحان است. وضعيت سفره هاي زيرزميني و آب هاي سطحي در تامين رضايت سياحان بسيار موثر مي باشد. در صورتي که منابع آبي يک منطقه کم بوده و يا آ ب شيرين و مناسب جهت استفاده سياحان موجود نباشد منطقه مورد استقبال گردشگران واقع نمي شود. بر اساس يافته هاي گوسلينگ در منطقه\\”زن زيبار\\” مصرف آب توريست ها 15 برابر مصرف آب مردم بومي بوده است. لذا توجه به اين شاخص حياتي از اهميت بالايي برخوردار است.

• مديريت زباله ها:
عدم مديريت مناسب زباله ها جدا از نازيبا شدن ظاهر منطقه، اثرات منفي زباله ها بر محيط زيست موجودات و تخريب اکوسيستم را نيز در پي دارد. از طرف ديگر اين زباله ها باعث آلوده شدن منابع آبهاي سطحي و زير زميني منطقه مي شود. همانطور که در تعريف توسعه پايدار توريسم اشاره شد، يکي از شرط هاي توسعه پايدار حفاظت از اکوسيستم است. از اين رو هم از نظر زيستي و هم از منظر اجتماعي، ايجاد تسهيلاتي مقتضي و تدابيري اساسي براي زباله ها و سرويس هاي بهداشتي عمومي در اين مناطق از پيش نيازهاي توريسم پايدار است. براي داشتن توريسم و بويژه اکوتوريسم پايدار لازم است علاوه بر شاخص هاي اکولوژيکي بالا به عوامل اقتصادي– اجتماعي و فرهنگي هم توجه داشت چرا اين عوامل از هم منفک نبوده و مستقيما بر کيفيت محيط اثر مي گذارد.
اکو توريسم در ايران
چه بخواهيم و چه نخواهيم اغلب گردشگري ها موجب خرابي و صدمه ديدن محيط مي شود. اکوتوريسم
مي کوشد اثرهاي مخرب هتل سازي، ريل سازي و ديگر ساخت و سازهاي مرتبط با گردشگري را که به محيط طبيعي زيان وارد مي کند با جايگزين کردن مصالح قابل بازيافت، استفاده از انرژي هاي پاک مانند انرژي خورشيدي، استفاده از مصالح محلي براي ساخت و سازها و… اين زيان به محيط را به حداقل ممکن برساند.
براي يک محيط گردشگري، گرفتن وروديه يکي از راه هاي کسب درآمد براي حفظ همان محيط زيست است.
پارک هاي ملي و ديگر محيط هاي گردشگري در صورتي پايدار خواهند ماند که مردم محلي شاد داشته باشند.
لذا بايد براي آنها جاده ها، کلينيک ها، مدارس و آب هاي آشاميدني و… خوبي ساخت و ارائه کرد. مي توان آنها را در ساخت و اداره رستوران ها، مغازه ها و ديگر مراکز لازم براي گردشگران سهيم کرد.
اکوتوريسم فقط «سبز کننده» نيست بلکه احترام محيط و فرهنگ ها را نيز حفظ مي کند. از آنجا که فحشا، فروشگاه هاي سياه و مواد مخدر، توده گردشگر را درگير مي کند، اکوتوريسم سعي مي کند محترمانه برخوردهاي ناخوشايند بين گردشگر و محيط گردشگري را کاهش دهد و نگذارد به فرهنگ دو طرف آسيب زيادتري وارد شود. اين کار سختي براي اکوتوريسم است زيرا بسياري اوقات ممکن است محل مورد گردشگري، مکاني دور از شهرها باشد و افراد محلي تبادل فرهنگي زيادي با افراد غيربومي نداشته باشند. لذا آموزش و آگاهي دادن به دو طرف، اهميت بيشتري پيدا مي کند.
بديهي است در هر گونه مسافرت و گردشگري، انواع مختلفي برخورد، تاثير متقابل و درگير شدن با فرهنگ هاي غيرمنتظره براي گردشگر وجود دارد. به عنوان يک انسان خوش فکر و يک گردشگر مسوول و پاسخگو، شما يکسري کارها را بايد از قبل حين گردشگري و پس از آن انجام دهيد تا مطمئن شويد اين گردشگري شما براساس اکوتوريسم صورت گرفته و حداقل تغيير غيرسازنده را براي کشور يا محل ميزبان داشته ايد. رفتن به يک مکان توريستي بدون آگاهي، کار به مراتب ساده يي است، اما شما دست به اين انتخاب بزنيد که يک گردشگر آگاه باشيد و حداقل تماس غيرسازنده را با دنياي اطراف خود داشته باشيد. در ادامه به دستورالعمل هايي که به يک گردشگري آگاهانه مي انجامد، مي پردازيم.
در مورد مقصد خود اطلاعات بيشتر کسب کنيد. چشم اندازي از اخبار و حوادث جاري محل به دست آوريد. احترام به آداب و رسوم يکي از آداب سفر است. به عنوان مثال اهالي کشور آذربايجان ظاهر شدن افراد با پيژامه در منظر عموم را ناپسند مي دانستند، اگر ممکن است لباس سنتي آن محل را بپوشيد، در اين صورت برخورد محترمانه تري با شما خواهند داشت. از حساسيت هاي مردم به عکاسي آگاهي داشته باشيد.
متاسفانه بيشتر عکاس هاي ما عکاس هاي جشنواره يي هستند و آنچه برايشان مهم نيست آبرو و اعتبار مردم و کشورشان است. نياز مبرمي است که از اين جهت آگاهي بيشتري به اين عزيزان داده شود تا حکايت تيغ دادن به دست… پيش نيايد. هنرمند بايد پيشرو در فضيلت هاي انساني و پاسدار حقوق مردم باشد. بنابراين قبل از اينکه از اشخاص عکاسي کنيد، از آنها اجازه لازم را بگيريد. آداب و سنن محلي را رعايت کنيد. نگاهي به ارزش هاي فرهنگي و سنتي خود داشته باشيد و بعد در مورد فرهنگ هاي ديگران قضاوت کنيد. به قول معروف آن حکايت يک سوزن به خودت يک جوالدوز به ديگري يادتان نرود. به ياد داشته باشيد که شما در آنجا فقط يک بازديدکننده هستيد.

مولفه زيستي- فيزيکي اكوتوريسم پايدار در استان گيلان
براساس آمارهاي منتشر شده از سوي سازمان جهاني گردشگري، كشور ايران با دارا بودن رتبه پنجم در ميان كشورهاي دنيا از نظر تنوع زيستي، اقليمي و دارا بودن ويژگي هاي منحصر به فرد طبيعي، قابليت فراوان در توسعه اكوتوريسم دارد. [5 و 3]
استان گيلان با داشتن جاذبه هاي زيستي بسيار زيبا در کنار جاذبه هاي تاريخي و اقليمي از مهمترين قطب هاي جذب گردشگران طبيعت((Ecotourists محسوب مي شود.
شاخص هاي اکولوژيک استان گيلان براي توسعه توريسم پايدار
• تنوع زيستي:
مجاورت درياي خزر و رشته کوه هاي تالش و نيز جنگلهاي انبوه و بکر اين کوهها، وجود مرداب انزلي و سواحل زيبايي نظير چمخاله، باعث بوجود آمدن تنوع زيستي در اين استان شده واين زيستگاهها محل مناسبي براي انواع پرندگان مهاجر و حيوانات دريايي و جنگلي مي باشد. [4 و 2] با برنامه ريزي مناسب مي توان از اين فرصت براي جذب سياحان بهره لازم را برد. ايجاد تسهيلات براي انجام فعاليتهاي تفريحي مناسب براي سياحان با توجه به نوع اکوسيستم در برنامه ريزي توريسم(اکوتوريسم) پايدار بسيار مهم است.
• شرايط آب و هوا:
آب و هواي استان گيلان معتدل و مرطوب بوده و در بيشتر ماه هاي سال داراي بارندگي است.
توجه به وضعيت جوي حاکم بر درياي خزر، جنگلها و کوهها و نيز شرايط حاکم بر اکوسيستم مرداب انزلي در فصلهاي مختلف سال به منظور برنامه ريزي توريسم پايدار ضروري است.

منابع آبي و توزيع:
از آنجا که بارش باران در اين استان زياد است، منابع و سفره هاي سطحي و زير زميني آب در اين استان به وفور وجود دارد و تنها مسئله مهم در اين زمينه لزوم ايجاد تسهيلاتي براي تامين آب آشاميدني نه تنها براي سياحان بلکه ساکنين اين استان در درجه اول مي باشد.
مديريت زباله ها:
يکي از مشکلاتي که ساکنين اغلب بخشهاي استان گيلان با آن مواجه هستند، عدم وجود سيستمي مناسب براي دفع زباله ها است. اين معضل بخصوص در مناطق ديدني استان نظير سواحل زيبا و پارکهاي جنگلي و مرداب انزلي علاوه بر نازيبا کردن ظاهر منطقه باعث از بين رفتن انواع ماهي ها و تخريب زيستگاه انواع پرندگاني شده است که هر سال به اين استان مهاجرت ميکردند. توجه به اين مهم به منظور دستيابي به اهداف توريسم پايدار بسيار حياتي مي باشد.
اميد است مسئولين امر گردشگري در استان گيلان با برنامه ريزي مناسب و توسعه توريسم (اکوتوريسم) پايدار در منطقه بخشي از مشکلات مردم اين منطقه را رفع نمايند، چرا که از اهداف توريسم پايدار مشارکت مردم بومي در منافع حاصل از توسعه است.
مشکلاتي نظير بيکاري وسيع، عدم مديريت مناسب منابع فراوان آبي و عدم وجود تسهيلات مناسب در دفع زباله ها و…
سئوالات تحقيق
راههاي رسيدن به اهداف كلان گردشگري چيست؟
آيا صنعت گردشگري صنعتي رو به رشد است؟
آيا گردشگري در خدمت توسعه مي باشد؟
ميزان پيشرفت و رويكرد صنعت گردشگري در ايران نسبت به كشورهاي ديگر به چه صورت مي باشد؟
روش تحقيق و ابزارهاي جمع آوري اطلاعات
در اين نوشتار با انتخاب روش تحقيق كتابخانه اي سعي داريم به موضوع عدالت اجتماعي بپردازيم.
ابزار جمع اطلاعات شامل كتاب، اسناد، مقاله و اينترنت مي باشد.
اشکال خاص توريسم
گردشگري گونه‌هاي گوناگوني دارد طي چند دهه اخير اشکال ديگري از توريسم شهرت بيشتري پيدا کرده‌اند. براي نمونه مي‌توان به اين اشکال اشاره کرد:
«مسافرت ماجراجويي» که در آن از نواحي ناهموار بازديد مي‌شود يا ورزشهاي ماجراجويانه مثل کوهنوردي و قدم زدن (پياده روي)انجام مي‌گيرد.
«مسافرت کشاورزي» مسافرت مبتني بر صنعت کشاورزي که به پشتيباني از اقتصاد کشاورزي بومي منطقه انجام مي‌شود.
«مسافرت نياشناسي» (که آنرا مسافرت نسب شناسي) هم مي‌گويند و هدف از آن سفر به ديار آباء و اجدادي و زادگاه نياکان و گاهي آشنا شدن با فاميل مي‌باشد.
«مسافرت مِيزي» و«مسافرت مجازي» که در آن فرد به صورت فيزيکي سفر نمي‌کند بلکه از طريق اينترنت، کتابها، تلويزيون و غيره به کشف دنيا مي‌پردازد.
«مسافرت صوتي» شامل تورهاي صوتي در حين قدم زدن وساير اشکال راهنمايي صوتي مثلا در موزه‌ها و نيز کتب سفرشنيداري مي‌شود.
«مسافرت فروشگاه کتاب» اين سيستم اقدامي است در جهت حمايت از فروشگاه‌هاي مستقل کتاب و صاحبان آنها را ترغيب مي‌کند که کتابهاي خود را به اقصي نقاط دنيا برده و عرضه نمايند.
«مسافرت فرهنگي» شامل توريسم شهري بازديد از اماکن و شهرهاي تاريخي و ديدني مثل برلين، کاتماندو، لاهور، ليما، بوينس آيرس، لندن، پاريس، دهلي، رم، پراگ، دوبروفنيک، پکن، استانبول، کيوتو، ورشو و مشاهده ميراث فرهنگي آنان مي‌شود. اين گردَش مي‌تواند حاوي تجربه واقعي و تخصصي فرهنگي هم باشد مثلا در توريسم موزه هنري که در آن افراد از انواع موزه‌ها بازديد مي‌کنند يا توريسم اپرا که در آن از کنسرت‌ها و اپراها ديدن مي‌شود.
«مسافرت تاريک» اين نوع از توريسم به منزله سفر به مناطق مرتبط با موضوع مرگ رنج است. اولين تور از اين دست سفرهايي بود که به ليک هورست انجام شد تا از محل سقوط کشتي فضايي هيندربرگ در نيوجرسي بازديد به عمل آيد.
«مسافرت مصيبت» سفر به مناطق مصيبت زده‌است که هدف اصلي نه کمک به مردن بلکه ديدن صحنه‌هاي جالب است. اگر اين بازديدها مانع عمليات امداد و نجات و کارهاي تعميراتي باشد مي‌توان مسئله ساز هم بشود.
«مسافرت دارو و مواد مخدر» اين نوع توريسم به سفرهاي خاصي اطلاق مي‌شود که با هدف تهيه دارو اعم از نوع مجاز و غير مجاز آن انجام مي‌گيرند.
«مسافرت زيست محيطي» در اين نوع گردش کمترين اثر سوء بر محيط زيست ايجاد مي‌شود مثلا تورهاي صحرايي کنيا، گردش در جنگلهاي باراني بليز و پياده روي در لاپلاند يا در پارکهاي ملي.
«مسافرت تحصيلي» شامل سفر به مراکز تحصيلي يا بازگشت به زندگي جنگلي يا ساير نقاطي مي‌شود که در آنها مي‌توان انواع کلاس‌ها را تجربه کرد. مثل کلاسهاي آشپزي صنايع دستي و غيره.
«مسافرت افراطي» شامل سفر به نقاط خطرناک و داراي ريسک بالا
«مسافرت قمار» مثل سفر به شهر آتلانتيک در نيوجرسي لاس وگاس در نوادا پالم اسپرينگ در کاليفرنيا [ماکائو] يا مونته کارلو براي انواع قمار در کازينوها.
«گردش در باغ» بازديد از باغهاي گياه شناسي در مناطق معروف از نظر تاريخ گياه شناسي مثل ورسيلز و تاج محل.
«مسافرت ميراث» بازديد از نواحي تاريخي مثل رم، آتن، کراکو يا مراکز صنعتي مثل کانال‌ها و راه آهن‌ها ورزم گاههاي قديمي و غيره.
«مسافرت سلامت» معمولا براي فرار از شهرها وگريز از استرس يا شايد براي لذت بردن از آفتاب و غيره مي‌باشد. اغلب به استراحت گاه‌ها و يا «چشمه‌هاي آب گرم».
«مسافرت سرگرمي» گردش به تنهايي يا گروهي براي مشارکت در سرگرمي‌ها، ديدار با ديگران، و افراديکه علايق مشابهي را دنبال مي‌کنند يا مايلند تجربه‌اي خاص در مورد يک سرگرمي داشته باشند. مثل تورهاي باغي راديوي آماتور گردش‌هاي DX- يا سيرکهاي رقص ميداني.
«مسافرت جامع» ويژه کساني که ناتواني يا محدوديت‌هاي کارکردي دارند. در بعضي از مناطق به آن «توريسم همگاني» گفته ميش‌َود. اساس کار آنها را اصول طراحي و توسعه مقصد جهاني تشکيل مي‌دهد.
«مسافرت پزشکي» مثل انجام امور خاص پزشکي که در کشور خاصي غير قانوني محسوب مي‌شود مثل سقط جنين و….. – براي مراقبت‌هاي پيشرفته پزشکي که در کشوري وجود ندارد.
درمواردي که اقدامات پزشکي با نوبتهاي طولاني همراه باشد.
بهره مندي از مراقبت درماني ارزان و يا رايگان
«مسافرت فرهنگ پاپ» – گردشي که در آن افراد از محل خاصي ديدن مي‌کنند و عموما در پي ديدن فيلم يا خواندن مطلبي در مورد آن هستند.
«مسافرت دائمي» افراد ثروتمند هميشه در سفرهاي شغلي و حرفه‌اي هستند و برخي از آنها با هدف گريز از ماليات و اينکه ساکن کشور خاصي محسوب نشوند از اين نوع گردش استفاده مي‌کنند.
«مسافرت زيارتي» زائران اماکن مقدس قديمي (مثل برخي نقاط زيارتي در رم و سانتياگو دي کامپوستلا ويژه کاتوليک‌ها)، معابر و عبادتگاه‌هاي ويژه هندوان و بودائيان، مونت آتوس يا کليساهاي رنگ آميزي شده شمال مولداوي براي ارتودکسها و مراکز مذهبي مانند مساجد و مقبره‌ها و غيره.
«مسافرت تک نفره» که به سفر يک نفره اطلاق مي‌شود.
«سفر ورزشي» يکي از راههاي گذراندن تعطيلات پرداختن به ورزشهايي چون اسکي گلف و شيرجه است. سفر براي تماشاي رويدادهاي ورزشي بين المللي مهم مثل جام جهامي فوتبال يا همراهي تورهاي the Ashes.
«توريسم فضايي» سفر به فضاي خارجي يا با سفينه فضايي.
«سفر بي هدف Vacilanco» به سفري گفته مي‌شود که در آن فردي سفر را از مقصد سفر مهمتر مي‌داند و دائما بدون هدف خاصي رهسپار مسافرت مي‌شود.
«گردشگري بازاري» سفر گردشي به منظور جانبي خريد و فروش کالا.
«گردشگري همايشي» براي شرکت در همايش‌ها و بازديد از مناطق.
«گردشگري الکترونيک» همان e-Tourism که در بر گيرنده اطلاعات و انجام بخش اعظم سفر به صورت مجازي مي‌باشد.
مهمترين چالش‌هاي پيش روي توسعه اکوتوريسم در ايران
چالش‌هاي پيش‌روي اکوتوريسم را مي‌توان به دو دسته چالش‌هاي زيست محيطي و چالش‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي تقسيم کرد. از مهم‌ترين عواملي که روي هر دو دسته تأثيرات عميقي دارند، برنامه‌ريزي صحيح و فرهنگ‌سازي همه‌جانبه است. فرهنگ سفر جمعي در قالب تور، با بهره‌گيري از تخصص شرکت‌هاي مجري هنوز در ايران نهادينه نشده است؛ امري که ‌خود يکي از شاخص‌هاي توسعه‌يافتگي است. مردم کشورهاي توسعه‌يافته به سفرهاي جمعي سازمان‌يافته و استاندارد بها مي‌دهند و براي سفرهاي کوتاه‌مدت آخر هفته و سفرهاي درازمدت فصلي يا ساليانه خود از شش ماه يا حتي يک سال قبل برنامه‌ريزي مي‌کنند و حتي پس‌انداز مخصوص سفر دارند؛ زيرا مي‌دانند سفر در کنار لذت‌بخش بودنش، ارزش‌ها و ابعاد جديدي به شخصيت آن‌ها اضافه مي‌کند و از اين رو حاضرند هزينه‌هايش را هم بپردازند.
گردشگران بسياري به‌تدريج از سفرهاي صرفاً تاريخي در مسيرهاي تکراري، فاصله گرفته و به طبيعت‌گردي در مسيرها و مناطق بکر و تازه، روي آورده است. تجربه دنياهاي تازه و شگفت‌انگيز، آشنايي و حتي همزيستي کوتاه‌مدت با مردم و فرهنگ‌هاي گوناگون، انرژي گرفتن از طبيعت و غوطه‌ور شدن در دنياي ژرف آن، از نيازهاي جدي انسان امروز است و هم از اين روست که طبيعت‌گردي با همه جلوه‌هايش حرکتي نو در جهان است. اما سفر در ايران با اين که در فرهنگ و ادبيات مردم ريشه‌اي قديمي دارد، هنوز در مرحله سفرهاي تاريخي باقي‌مانده و در آن نيز به لحاظ بهره‌مندي از تخصص و استانداردهاي لازم، نوپا است و بديهي است تا طبيعت‌گردي جدي و تخصصي فاصله‌اي قابل توجه دارد. فرهنگ‌سازي مي‌تواند به تسريع روند مثبت تحولات سفر کمک کند؛ کاري که مي‌بايستي نه فقط در سطح رسانه‌ها براي عموم، بلکه در سطح کتاب‌هاي درسي ابتدايي و قبل از آن، انجام شود.
از مهمترين مزاياي سفر جمعي در قالب تور، استفاده از تخصص و اطلاعات شرکت برگزار کننده، جلوگيري از اتلاف وقت، امنيت بيشتر، سرعت بالاتر و حتي هزينه کمتر است. به همه اينها بايد بهره‌مندي از فضاي ارتباط جمعي دوستانه، آشنا شدن با انسان‌هاي هم‌فکر و هم‌سليقه و همچنين يادگيري و تاثيرپذيري نسل‌ها از يکديگر را اضافه کرد. در ايران چنين جا افتاده که گويي هزينه سفر با تور، بالاتر از سفر شخصي است؛ در حالي که اگر نيک بنگريم جمع هزينه‌هايي که ما در سفرهاي شخصي‌مان بابت نداشتن اطلاعات و تخصص، اتلاف وقت، بهره‌مندي ناقص از سفر و ديدني‌هاي آن، خستگي و بالارفتن ضريب خطر در رانندگي يا خطرات ناشي از حضور ناآگاهانه در طبيعت و… مي‌دهيم، خيلي بيشتر از هزينه‌اي است که براي يک تور استاندارد و تخصصي پرداخت مي‌کنيم. ضمن آن که بها ندادن به استاندارد سفر هميشه و لزوماً ناشي از مشکل مالي نيست؛ بسيار ديده‌ايم صاحبان ماشين‌هاي مدل بالايي که در کنار خيابان چادر زده‌اند. به طور کلي اين نگاه در کشور ما وجود دارد که بايد براي همه چيز هزينه کرد، الا سفر. سفر به هر صورت، بايد ارزان تمام شود. اما اين ديدگاه فقط در مورد سفرهاي داخلي ملاحظه مي شود؛ در حالي که مردم براي سفر خارجي، خيلي راحت هزينه مي‌کنند. از دلايل تفاوت ياد شده، اين است که مردم ما به ديدني‌ها و ارزش‌هاي طبيعت اطراف و جامعه خودشان بهاي کافي نمي‌دهند و يا در واقع آنها را نمي‌شناسند. با يک مقايسه ساده بين تور پنج روزه بيابان لوت و کلوت‌هاي ما و تور نيم روزه صحراي دوبي، موضوع روشن‌تر مي‌شود. در سفر بيابان لوت و کلوت‌ها، شما از يکي از جاذبه‌هاي منحصر به فرد بيابان‌هاي دنيا بازديد مي‌کنيد و در طول پنج روز از تمامي خدمات تخصصي شامل راهنمايي، اقامت، حمل‌ونقل، پذيرايي کامل در کليه وعده‌هاي غذايي، برقراري امنيت در محيط‌هاي طبيعي و… بهره‌مند مي‌شويد و ضمن آن اطلاعات علمي کافي هم دريافت مي‌کنيد (گاهي حتي از اساتيد فن براي توضيحات علمي در اين سفرها دعوت شده است). تا زماني که مردم ما ارزش جاذبه‌هاي کشور خود را نشناسند، موازنه آمار جهانگردي در کشور ما منفي خواهد بود. بديهي است تصحيح اين ديدگاه‌ها، نياز به فرهنگ‌سازي عميق و برنامه‌ريزي شده دارد.
چالش ديگر، آگاهي جوامع ميزبان نسبت به ارزش جاذبه‌هاي طبيعي، فرهنگي و تاريخي خود است. آن‌ها بايد به اين جاذبه‌ها مانند يک دارايي نگاه کنند. در غير اين صورت، خودشان با دست خودشان آن‌ها را نابود مي‌کنند؛ درخت‌هاي با ارزش را مي‌برند، زباله مي‌ريزند، چشمه و رودخانه را آلوده مي‌کنند، گوزن‌هايشان را مي‌کشند، گلزارها و مراتع را لگدمال مي‌کنند، روي ديوار قلعه قديمي شعار مي‌نويسند و بالاخره خانه و باغچه‌هايشان را آباد نمي‌کنند و… و همه اين‌ها يعني ضربه به منابع اکوتوريسم و توسعه پايدار. برگزاري کلاس‌هاي آموزشي، تشويق و دادن جايزه، جمع‌آوري اطلاعات بومي‌ها در قالب پروژه‌هاي تعريف شده، دادن تسهيلات به مردم جوامع ميزبان براي تجهيز امکانات پذيرايي و اقامت و… از جمله راهکارهاي زيبايي است براي نهادينه کردن تدريجي حفاظت از محيط‌زيست، منابع اکوتوريسم و ارزش‌هاي فرهنگي و تاريخي جوامع و در نهايت توسعه پايدار.
از سوي ديگر فرهنگ‌سازي بي‌رويه در زمينه معرفي جاذبه‌هاي طبيعي و رفتن به طبيعت، بدون تأکيد بر استانداردهاي توريسم مسئولانه، روش صحيح حضور در طبيعت با استفاده از تخصص و اطلاعات شرکت‌هاي مجاز و متخصص در طبيعت‌گردي، خود موجب آلودگي‌هاي زيست محيطي، ضربه به منابع اکوتوريسم و حتي خطر آفريني براي توريست‌ها مي‌شود.
از مهم‌ترين چالش‌ها نداشتن برنامه‌ريزي کلان، فقدان طرح جامع اکوتوريستي در سطح کشور و نداشتن تبليغات اصولي است. مسير‌هاي اکوتوريستي در ايران، با اين همه وسعت و تنوع، هنوز شناسايي و تدوين نشده‌اند و به دليل اين ناشناختگي، آن ها را تبليغ هم نمي‌توان کرد. در نتيجه يا تبليغ نداريم يا اگر هم داشته باشيم، سازمان يافته و هدفمند نيست و معمولاً منجر به هجوم بي‌رويه مردم به اين مناطق مي شود. نمونه بارز اين امر بلايي است که بر سر تنگه واشي آمده است. براي مثال حتي در مورد تنگه واشي که با هجوم جمعيت و تخريب روز افزون رو بروست، چنانچه مردم منطقه آموزش ببينند، در صورت سپردن مديريت اکوتوريسم منطقه به دست آن‌ها و سهيم کردنشان در منافع حاصل از آن، خود روش‌هاي جديد و منطقي حفاظت از محيط زيست و جاذبه‌هاي طبيعي و فرهنگي منطقه را طراحي و پياده خواهند کرد و مانع آسيب به منطقه خواهند شد.
در اثر عدم شناسايي مناطق اکوتوريستي و بها ندادن به آنها، زيرساخت‌هاي لازم در اين مناطق نيز ايجاد نمي‌شود. در حال حاضر بجز در بعضي مسيرهاي معروف مانند دماوند و علم کوه و…، در بسياري از مسيرها نقشه و تابلوي راهنما، بروشور، پست امدادرساني، سيستم هوايي نجات (نياز مبرمي که هنوز فکري براي آن نشده است)، سرويس‌هاي بهداشتي، امکان باز گرداندن زباله، وسايل‌نقليه براي حمل افراد يا چهارپايان براي حمل‌ونقل بار، امکان اقامت (کمپ، پناهگاه، چادر)، امکان پذيرايي و تهيه غذاي گرم و سالم، راهنماي متخصص و… وجود ندارد. در نتيجه بار فراهم کردن تمامي اين امکانات، از مبدأ تا مقصد، با صرف وقت، انرژي و هزينه‌هاي سنگين‌تر بر دوش شرکت مجري تور طبيعت است و اين در حالي است که برخي مردم فکر مي‌کنند چون به هتل نمي‌روند، براي مثال بايد تور طبيعت گردي بيابان لوت را ارزان تر از تور شهرگردي اصفهان يا شيراز بخرند.
چالش مهم ديگر، فعاليت دفترها و گروه‌هاي غيرمجاز يا مجاز غيرمتخصص در زمينه طبيعت‌گردي است. در درجه اول متوليان دولتي جهان‌گردي و محيط‌زيست نمي‌توانند نظارتي بر کار اين‌گونه دفترها داشته باشند. آنها معمولاً توريسم مسئولانه را سرلوحه فعاليت‌هاي خود قرار نمي‌دهند و از آنجا که نمي‌خواهند هزينه کنند، جوامع محلي را به کار نمي‌گيرند و درواقع هيچ درآمدي به منطقه تزريق نمي‌کنند؛ درنتيجه مردم بومي هم تشويق نمي‌شوند که منابع خود را حفظ کنند. بنابراين آنها نه‌تنها به توسعه پايدار کمکي نمي‌کنند، بلکه به آن ضربه هم مي‌زنند. از سوي ديگر به دليل عدم ارائه خدمات تخصصي و رعايت نکردن استانداردها، موجبات نارضايتي توريست‌ها را فراهم کرده و گاه حتي امنيت آن‌ها را به خطر مي اندازند. افزون بر اين، آن‌ها از هر مسيري و به هر طريقي وارد طبيعت مي‌شوند؛ هيچ آموزش و اطلاعاتي به مسافران خود در زمينه حفاظت از محيط زيست و ارزش جاذبه‌هاي طبيعي نمي‌دهند و در نهايت همه اين‌ها موجب آلودگي و ضربه به محيط‌زيست، منابع اکوتوريسم و اساساً فرهنگ سفر جمعي مي‌شود.
در درجه دوم دفترهاي غيرمجاز به‌دليل آن که اولاً هزينه‌هاي سربار مانند اجاره بهاي دفتر مجاز با سند اداري يا تجاري، مطابق با ضوابط سازمان جهان‌گردي، بيمه، ماليات، هزينه پرسنلي، و… ندارند و ثانياً هزينه خدمات تخصصي مانند سفرهاي تحقيقاتي، تهيه اطلاعات، چاپ بروشور، راهنماي متخصص، خدمات محلي، قاطر امداد و تمامي لوازم آسايش مسافران را پرداخت نمي‌کنند، مي‌توانند تورهاي به ظاهر هم نام با تورهاي استاندارد را با قيمت پايين‌تر بفروشند. گروه‌هاي غيرمجاز گاه تا بدانجا پيش مي روند که تور خود را، بدون آنکه واقعاً به مسير و جاذبه‌هاي آن آشنا باشند، همزمان با شرکت متخصص اعلام مي‌کنند. و براي جبران نقص ‌ناشي از عدم اطلاعات خود، در محل اجراي تور، گروه خود را به دنبال راهنماي شرکت متخصص روانه مي‌کنند. جالب اين جاست پولي که آن‌ها از مردم بابت تور غيرمجاز خود دريافت مي‌کنند، اگر چه به ظاهر پايين‌تر از هزينه تورهاي استاندارد است، اما چون خدمات لازم را ارائه نمي‌دهند و تنها درصد پاييني از آن را هزينه مي‌کنند يا تقريباً هزينه نمي‌کنند؛ در مجموع، سود اين‌گونه تورها بالاتر از سود تورهاي استاندارد است. مردم هم فکر مي‌کنند پول کمتري پرداخت کرده‌اند؛ غافل از آن که برابر با هزينه‌اي که داده‌اند، خدمات لازم را دريافت نکرده اند. اين فعاليت‌هاي موازي، موجب هرج‌ومرج و ضربه به شرکت‌هاي مجاز و متخصص و تور استاندارد طبيعت‌گردي با قيمت واقعي است. در شرايطي که شرکت‌هاي متخصص بايد بتوانند امکانات مالي خود را براي توسعه کار خود و شناسايي هرچه وسيع‌تر جاذبه‌هاي طبيعت ايران و تدوين مستندات آن به‌کار گيرند، ناگزير مي‌شوند با صرف هزينه و انرژي بيشتري به جبران خسارت‌هاي مالي و فرهنگي فعاليت اين گونه دفترها بپردازند.
از ديگر چالش‌ها، بايد به کافي نبودن تعداد راهنماهاي متخصص طبيعت‌گردي نسبت به تقاضاي موجود اين گونه تورها و وسعت و تنوع جاذبه‌هاي طبيعي ايران اشاره کرد. از سوي ديگر معدود اکوتور ليدرهاي آموزش ديده نيز، اگر چه از نظر تئوريک اطلاعات قابل قبولي دارند؛ از نظر عملي، براي حضور در طبيعت، آمادگي بدني، مصمم بودن، قاطعيت لازم و هدايت خود و گروه، توانايي و کارآيي کافي را ندارند. راهکار اين است که تعداد موسسات آموزشي استاندارد افزايش يابد، کلاس‌ها در سطح وسيع‌تري برگزار شود و سرفصل‌هاي درسي جديد و آموزش‌هاي عملي حرفه‌اي‌تر به دروس و آموزش‌هاي قبلي اضافه شود و نيز اعطاي گواهينامه راهنما مستلزم امتحانات سخت‌تر و جدي‌تري باشد. همچنين آموزش رسمي راهنمايان محلي در مناطق اکوتوريستي، يکي ديگر از راه کارهاي موثر است.
برخي مصوبه‌ها و تدوين و اجراي قوانين و مقررات دست و پاگير، بدون توجه به ساختارهاي خاص اکوتوريسم، از جمله چالش‌هاي مورد بحث است؛ مانند قرار گرفتن تشکيلات اداري جهانگردي و بالطبع اکوتوريسم در زير مجموعه ميراث فرهنگي و محدوديت استفاده از بنزين. شرکت‌هاي طبيعت گردي براي مطالعات ميداني، شناسايي و طراحي مسيرهاي بکر و جديد، نياز به سفرهاي تحقيقاتي دارند که باتوجه به محدوديت بنزين امکان پذير نيست. نظربه محدوديت پمپ‌هاي گاز، گازسوز شدن وسايل‌نقليه اين شرکت‌ها نيز کمکي نمي‌کند.
اجاره دادن منابع طبيعي و واقع ثروت ملي، مثل مراتع، جنگل‌ها و حريم سواحل و صدور مجوز ساخت مجموعه‌هاي به اصطلاح تفريحي و اقامتي در اين مناطق، معمولاًبه دليل عدم نظارت قوي از سوي سازمان‌هاي ذيربط و عدم رعايت استانداردهاي اکوتوريستي، زيست محيطي و ويژگي‌هاي ساخت‌وساز بومي، بسيار مخرب و از مهمترين چالش‌ها است که ضربه آن‌ها مستقيماً به منابع اکوتوريستي وارد مي شود. نمونه‌هاي بارز اين وضعيت در جنگل ها و مراتع ماسال و سواحل خزر مشاهده مي‌شود.
همچنين اجراي طرح‌هاي غيرمسئولانه مانند ساخت اکوموزه روستايي گيلان در جنگل‌هاي سراوان، از اين قبيل است که اگرچه بسيار جذاب و ديدني است، ولي به لحاظ مکان‌يابي هم منجر به تخريب محيط زيست شده و هم به دليل آن که در محيط‌هاي زنده روستايي ايجاد نشده است، جوامع بومي را درگير و فعال نمي‌کند و در نتيجه کارآيي لازم را ندارد.
نقص در ناوگان حمل‌ونقل، سيستم‌هاي تهويه، صوتي و تصويري اتوبوس‌ها، رانندگان غيرحرفه‌اي و آموزش نديده و مشکلات تهيه بليت قطار و هواپيما براي تور و… از ديگر چالش‌ها است.
توجه و نگاه ارگان‌هاي دولتي درگير در اين مقوله را چگونه ارزيابي مي‌نمائيد؟
تشکيل کميته ملي طبيعت‌گردي و اختصاص بخشي از تشکيلات اداري سازمان جهان‌گردي به طبيعت‌گردي و برگزاري سمينارهاي مرتبط که اخيراً شاهد آن هستيم، قابل تقدير است؛ اما با اين همه نسبت به تقاضاي موجود و وسعت و تنوع جاذبه‌هاي طبيعي کشور، از کارايي و کفايت لازم برخوردار نيست. زماني مي‌توان نگاه ارگان‌هاي دولتي به اين موضوع را قابل اتکا دانست که به تهيه طرح جامع اکوتوريسم کشور، با استفاده از تجربه کشورهاي موفق در اين زمينه و با تکيه بر قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي اکوتوريستي خاص و بومي کشور، همت گمارند. در حالي که ما هنوز حتي يک سايت قوي اطلاع رساني در زمينه اکوتوريسم کشور نداريم.
نکته مهم ديگر آن است که در واحدهاي نظارت سازمان، معيارهاي دقيقي براي نظارت بر کار دفاتر وجود ندارد و اخيراً به دليل تب طبيعت‌گردي و موجي که در جامعه راه افتاده است، افزون بر گروه‌ها و دفترهاي غيرمجاز، تعداد دفترهاي مجازي که در بردن گوي طبيعت‌گردي از يکديگر سبقت مي‌گيرند و به گونه‌اي غيرتخصصي و خطرآفرين تورهاي طبيعت اجرا مي‌کنند، زياد شده است. اخيراً حتي برخي شرکت‌هاي مهندسي سازنده ويلا در شمال هم يک پسوند طبيعت‌گردي به فعاليت‌هايشان اضافه کرده‌اند و براي آن بيش از کار ساخت‌وساز خود تبليغ مي‌کنند. افزون بر اينها، نهادهاي ديگري نيز در زمينه طبيعت‌گردي به فعاليت‌هاي موازي با شرکت‌هاي مجاز و متخصص مشغول هستند، که هم نوع فعاليت و مجوزشان نامشخص و هم متولي آنها نامعلوم است. يکي از اين نهادها، NGO ها هستند. معلوم نيست که بالاخره صادرکننده مجوز NGO ها، وزارت کشور است يا بخشي از تشکيلات سازمان جهان‌گردي؟ اي‌بسا NGOهاي صاحب مجوزي که در اساسنامه‌هاي خود انواع فعاليت‌هاي بي ارتباط با يکديگر را نوشته‌اند؛ اما تنها کاري که مي‌کنند تورگرداني طبيعت است؛ آن هم با امکانات رايگاني مانند دفتر و بودجه‌هاي دولتي و گاه بين‌المللي نهادهاي ديگري مانند فرهنگ‌سراها و مهم‌تر از همه باشگاه طبيعت‌گردي دولتي مستقر در خود سازمان هم از اين قبيل هستند که سخن درباره آن‌ها را بايد به جايي ديگر موکول کرد. به نظر شما آيا همه اين ها موجب ضربه به اکوتوريسم کشور نمي‌شود؟ در اين ميان تکليف دفترهاي مجاز و متخصص چه خواهد بود؟
ضروري است نوع مجوز شرکت‌هاي طبيعت‌گردي از مجوز تورگردانان عام فرهنگي و شهرگردي متمايز شود. دفترهاي متخصص طبيعت‌گردي بايد پس از ارزيابي نحوه فعاليت، کادر فني و ظرفيت‌هايشان، شناسايي شده و سپس مجوز خاص آن‌ها صادر شود. همچنين سازمان جهان‌گردي مي‌بايستي تکليف خود را با تمامي نهادها و دستگاه‌هايي که به صورت موازي با دفترهاي مجاز و ضابطه‌مند به کار تورگرداني، اعم از تورهاي طبيعت يا فرهنگي، مي‌پردازند روشن کند.
بخش خصوصي براي ترتيب دادن تورهاي تخصصي گردشگري در کشور هم‌اکنون در چه وضعيتي قرار دارد؟
متأسفانه به دليل اينکه هيچ چارچوب مشخص و مدوني براي فعاليت‌هاي تخصصي طبيعت‌گردي در بخش خصوصي وجود ندارد، از دفترهاي فعال در طبيعت‌گردي معيار و استانداردهاي لازم درخواست نمي شود؛ در نتيجه اجراي تورهاي تخصصي استاندارد، با نگاه توريسم مسئولانه و خدمات قابل قبول، به امان خدا رها شده است و تنها و تنها به وجدان، طرز تفکر و نگاه مديران بخش خصوصي بستگي پيدا کرده است تا شايد بتوانند در حد امکان و تا جايي که به حيطه فعاليت آنها مربوط مي‌شود، تورهاي موردنظر را به گونه‌اي تخصصي برگزار کنند. اگرچه از دست چنين مديراني هم، در جايي که چگونگي اجراي تور به زيرساخت ها و عرصه‌هاي کلان‌تر، مربوط به دولت، بستگي پيدا مي‌کند، کاري ساخته نيست. ديگر آن که نگاه بازاري، سودجويانه و غيرمسئولانه برخي فعالان بخش خصوصي و اجراي تورهاي سطح پايين و به اصطلاح شاد شاد که فقط و فقط با جک و دست و رقص و…. به پايان مي‌رسد، از يک سو باعث پايين آمدن سطح سليقه مخاطب يا مسافران مي‌شود و از سوي ديگر وجهه سفر با تور را خراب مي‌کند. اما با اين همه، با يک ديدگاه اميدوارانه مي‌توان گفت کار اصولي و تخصصي، اگرچه توسط تعداد کمي از دست اندرکاران بخش خصوصي انجام شود، آرام آرام، سطح توقع و سليقه مردم را بالا برده و بقيه نيز مجبور مي‌شوند کار خود را به استانداردها نزديک کنند و اين روندي است که هم اکنون شاهد آن هستيم.
گردشگري در خدمت اهداف توسعه هزاره سوم
سازمان ملل متحد 8 هدف را به‌عنوان اهداف توسعه هزاره (سوم) در نظر گرفته است. به نظر مي‌رسد اين اهداف با اهداف توسعه پايدار در گردشگري ارتباط دارند. (MDGs) نام اختصاري اهداف توسعه هزاره سازمان ملل است كه در سپتامبر سال 2000 معرفي شد و همه 191 كشور عضو تعهد كردند كه تا سال 2015 به اين اهداف برسند. كارشناسان معتقدند اهداف 1، 7و 8 از هشت هدف تعيين شده توسط سازمان ملل، مستقيما از سوي صنعت گردشگري مي‌توانند حمايت شوند.
و اهداف ديگر نيز به‌طور غير مستقيم با گردشگري در ارتباط هستند. ما در اين مقاله به معرفي اهدافي كه مستقيما با گردشگري در ارتباط هستند مي‌‌پردازيم: هدف شماره 1- حذف كامل فقر و گرسنگي شديد. هدف شماره 7- تضمين پايداري محيطي. هدف شماره 8- ايجاد مشاركت جهاني براي توسعه. به غير اين سه مورد، هدف شماره 3 از اهداف توسعه هزاره، تقريبا با شعار سال 2007 سازمان جهاني گردشگري مطابقت دارد. اين هدف به ترويج برابري جنسيتي و توانمندسازي زنان مي‌پردازد. شعار سال 2007 سازمان جهاني گردشگري(UNWTO) اين است: گردشگري درها را به روي زنان مي‌گشايد.
در واقع انتظار مي‌رود كه گردشگري با ايجاد اشتغال براي زنان بتواند از مشكلات آنان بكاهد. به نظر مي‌رسد شعار اصلي سازمان جهاني گردشگري رونق بخشيدن به صنعت گردشگري براي مبارزه با فقر است. اين شعار با هدف اول توسعه هزاره همگام است. شعار سال 2006 سازمان جهاني گردشگري هم به معناي گردشگري غنا مي‌بخشد به نيت از بين بردن فقر و گرسنگي در جهان انتخاب شده بود. با نگاه به هدف شماره 7 از اهداف توسعه هزاره باز نقش گردشگري و مخصوصا اكوتوريسم كاملا مشخص مي‌شود. در واقع تضمين پايداري محيط يكي از شرايط توسعه پايدار است كه با اكولوژي، منابع طبيعي و تغييرات جهاني در ارتباط است. امروزه حتي شاهد اين هستيم كه تغييرات آب و هوايي و اثر آن را بر صنعت گردشگري بررسي مي‌كنند و بر مبناي آن تصميم گيري مي‌كنند. هدف شماره 8 كه به ايجاد مشاركت جهاني براي توسعه مي‌پردازد به نوعي ديگر با گردشگري ارتباط دارد. گردشگري امروزه داعي پيام‌آور صلح براي جهانيان است. اولين شرط مشاركت، دوستي و صلح ملت‌هاست كه گردشگري به‌عنوان يك شاخص بسيار مهم مي‌تواند در اين بخش اثرگذار باشد. به‌طور كلي صنعت گردشگري با معرفي مكان‌هاي جديد به‌عنوان ظرفيت‌هايي كه هنوز مورد بهره‌برداري قرار نگرفته‌اند، معرفي محصولات جديد از كشورهاي مختلف، ارتباط در سطحي بين‌المللي، آشنايي با فرهنگ‌ها و آداب و رسوم مختلف و شناخت قابليت‌هاي محيط زيست، جامعه جهاني را به منظور رسيدن به اهداف هزاره سوم ياري مي‌كند.
صنعت گردشگري در جهان، امروزه در حالي به‌عنوان مهم‌ترين بخش درآمد زايي بسياري از كشورها محسوب مي‌شود كه در آمد حاصل از اين بخش طبق آمار به‌گونه‌اي كاملا نابرابر تقسيم مي‌شود.
به‌طوري‌كه 50 درصد از درآمد حاصل از اين صنعت تنها به 7 كشور آمريكا، انگليس، فرانسه، ايتاليا، اسپانيا، آلمان و اتريش سرازير شده و مابقي كشورها تنها به 5 درصد درآمد حاصل از صنعت توريسم اكتفا مي كنند، و ايران در اين ميان با تاكيد بر چشم‌انداز 20 ساله كشور و سرمايه گذاري 30 ميليارد دلاري بر آن است سهم خود را از بازار جهاني گردشگري در سال 1404 با جذب حداقل يك و نيم درصد تعداد گردشگر بين‌المللي (20 ميليون نفر) به 2 درصد درآمد صنعت توريسم جهان برساند.
با نگاهي بر چگونگي صنعت توريسم در آلمان به‌عنوان يكي از كشورهاي پيشرو در اين عرصه در سطح اروپا، برخي از سياست هاي راهبردي اين كشور را كه مي‌تواند راهكارهايي پيش روي صنعت توريسم كشورمان قرار دهد از نظر مي‌گذرا نيم.
صنعت گردشگري در آلمان- به‌عنوان يكي از محبوب ترين مقاصد گردشگري اروپا – در سالهاي اخير همواره با روند رو به رشدي روبه‌رو بوده است. اين كشور هم اكنون با برخورداري از 6هزار و 135 موزه، 366 سالن تئاتر، 34 پارك مخصوص گذران اوقات فراغت؛ 45هزار زمين تنيس، 648 زمين گلف، 122 پارك طبيعي – ملي، پيست 190هزار كيلومتري پياده‌روي و همچنين پيست 40هزار كيلومتري دوچرخه سواري يكي از بزرگترين كشورهاي توريستي در جهان محسوب مي شود.
طبق آخرين آمار منتشر شده از مراكز گردشگري اين كشور ميزان درآمد حاصل از بخش گردشگري آلمان در سال 2008، 350 ميليارد يورو ارزيابي شده است، كه اين رقم در 10 سال آينده به 572 ميليارد يورو افزايش خواهد يافت. اين در حاليست كه به گفته كارشناسان، اين آمار حاكي از كاهش رشد تقاضا در حوزه گردشگري آلمان در سال 2008 است.
طبق آمار، نرخ رشد تقاضا در اين كشور حدود 6 / 1 درصد است كه مي بايست در بلندمدت – بين سالهاي 2009 تا 2018- به رشد متوسط 4 / 3 درصد در سال برسد كه اين پيش بيني در مقايسه با نتايج تحقيقات جهاني كمتر از



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید