معرفی معمار:تویو ایتو TOYO ITOتویو ایتو «باد» را به عنوان شعارخود انتخاب کرده است؛ بدون هیچ زیاده گویی، معماری او به زیبایی باد را به تصویر می کشد. سَبُکی ، لحظه‌ای بودن، تا حدودی به حال خود رها بودن، موجودیتی که احساس نمی‌شود (کم رنگ)، اینها همگی مشخصاتی شایسته ای برای معماریی «باد» گونه است. حقیقتا او از ابتدا به حرکت باد توجه خواصی داشته و هرچه آثارش نو تر می شود می توان دید که او زبردستانه تر ازباد استفاده می کند…. البته استفاده ازباد نه به معنای واقعی آن، بلکه درمعنایی رویاگونه، هماهنگ، ساده و انتزاعی، بیشتر تحسین برانگیز است!

بعد از لویی کان که از معماران فریور مکتب مدرنیته بود، دوران پست مدرن آغاز می شود؛ نهضتی برای مقابله با سیستم و نوع نگاه معماری مدرن، تلاش بر این بود که ادبیات کهن معماری که مدرنیته برچسب «ممنوع» روی آنها زده بود، ترویج و آزاد شود. بنابراین در این فعالیت‌ها هیچ ادبیات جدیدی خلق نشد! در عوض نسل بعدی معماران نمایش جدیدی از معماری را آغاز می کنند که ایتو هم از رهبران این نسل است

اگر «باد» (یکی از اصول معماری ایتو) به عنوان اصلی منفرد مطرح شود، شاعرانه است، حتی می‌‌توان در آن نوا‌هایی زیست محیطی نیز احساس کرد، ولی معنای آن به این روشنی نیست؛ با این‌حال اگر «باد» را در مقابل «ماشین» (اساس معماری اوایل قرن 20 ) قرار دهیم معنای آن بسیار واضح می شود.«ماشین» نماد عقلانیت است ولی « باد» نامریی بوده و غیر قابل اعتماد است؛ با دیدی دیگر، باد گاهی قوی و گاه ضعیف است، گاهی از غرب می وزد گاهی از شرق، به زبانی واضح‌تر، قابلیت آن را دارد که شرایط مختلف را به نمایش بگذارد. ارتباط نزدیکی با زندگی ما دارد ولی کنترل پذیر نیست. ماشین یک سیستم بسته و قابل برنامه‌ریزی است، ولی عوامل ایجاد باد بسیار زیاد است، سیستمی باز دارد با کنترلی محدود!از لغت ماشین پی به مجموعه ای که از اجزا (اجسام) مختلف تشکیل دهنده که مابین آنها ارتباطی حساب شده است می بریم. درضمن کاربردی بودن کل مجموعه را نیز می‌فهمیم؛ به همین دلیل وقتی می گوییم که به‌مانند «ماشین» ارتباط جزء با کل را بیان کرده ایم. درمقابل آن باد یک حالت و یا فعلی برای هوا است، باد «مکان جریان» (field) را نشان می دهد. باد به مکان ساختمان یعنی مرزهای آن محدود نمی شود و بدون محدودیت است. موقعیت باد تابعی از زمان است. البته «باد» هم به مانند ماشین کارایی دارد و می توان کارایی آن را هم «کار کردن» نامید. ولی کارکردن «باد» به مانند ماشین ثابت و قابل اعتماد نیست.تویو ایتو را می توان در میان آن دسته از معماران قرار داد که معماری آن ها 3 ویژگی زیر را دارد:1) یک موقعیت از فضا را به نمایش می گذارند نه کاربرد ساختمان را.2) فعل (فعالیت هوا، نور یا انسان) را به نمایش می گذارند نه جسم (دیوار یا بام). 3) تلاش می کنند درتقابل با جامعه و یا محیط، سیستمی باز را به نمایش بگذارند

یتو در راستای خلق آثار «باد»گونه تکنیک های مختلفی را یکی پس از دیگر به مرحله اجرا می گذارد؛ تکنیک هایی از قبیل «هندسه منحنی»، «سبک و روشن بودن»، «ناپایدار، لحظه‌ای بودن». در نهایت با آنها «مدل معماری بدون سازه» را بعنوان یک مدل جدید معماری خلق می کند.

هندسه منحنی معماری ایتو با خانه کوچکی (خانه ناکانو هون ماچی) که پلان U شکل دارد آغاز می‌شود. این ساختمان آغاز معماری با هندسه منحنی است. هندسه منحنی را می توان در اکثر آثار ایتو مانند سقف رستوران «نوماد» (Nomad) و یا بام موزه «شی موسووا» دید. براحتی می توان دریافت که این هندسه یک عنصر پایه‌ای و اساسی در کارهای ایتو است. فرم U در پلان خانه «ناکانو هون ماچی» ثابت کرد که می توان در کالبدهای مختلفی با استفاده ازهندسه پیچیده منحنی هم «سادگی» را به نمایش گذاشت. ولی مهم‌ترین ویژگی استفاده از فرم U در پلان ساختمان، این است که تجربه انسان به موازات انحنای دیوار منحنی شکل به دست می آید. در راهرو )با فرم U) این خانه نمی توان کسی را که در چند قدم جلو تر است، دید! هرچند که نمی توان اطلاعات دقیقی و مطمئنی ازاو کسب کرد ولی می توان وجود او را حس کرد. اگر راهرو مستقیم باشد، وجود یا عدم وجود فرد را دقیقا می توان تشخیص داد. ولی در راهرویی بشکل U، نمی توان مطمئن بود که فردی در چند قدمی شما هست یا نه. با زندگی در چنین محیطی دیدارها و اتفاقات نامشخصی را هر لحظه می توان تجربه کرد. این خصوصیت نا مشخص بودن همان چیزی است که ایتو به دنبال خلق آن است. به عبارت دیگر بجای راهروی مستقیم و «ماشینی» که در آن با دیدن ویا ندیدن فرد می توان پی به موقعیت فرد برد، ایتو ساختمان و راهروی را طراحی کرده که احتمال بودن و یا نبود فرد را در خود باقی می گذارد. اگر شرط لازم برای مفهومی بودن یک معماری این باشد که معماری وسیله ای برای آزمایش آن مفهوم بخصوص باشد، خانه Uشکل ایتو یک معماری مفهومی برای هندسه منحنی است.اگر آثار ایتو شاعرانه است، به دلیل این است که او ساختمان را مکانی برای جریان می داند؛ ساختمان را پیوسته با محیط اطرافش می داند و در اطراف آن جریان های مختلفی را ایجاد می کند. این جریان‌ها با «باد» تعریف شده‌اند ولی در عین حال جریان (فعالیت) انسان و یا جریان نوری که به داخل ساختمان می تابد را هم دربر می‌گیرند یا حتی جریان دید انسان وقتی که متحرکی را دنبال می کند هم شامل می شود! بنابراین در مقایسه با معمارهایی مانند کوربوزیه که ساختمان را ماشین می دانند معماری ایتو ساختمان را «مکانی برای جریان» می داند و در مقایسه با معماری مینمالیسم به رهبری میس وندرو، معماری ایتو معماری «هندسه منحنی» است.

سبک و روشن بودنمحقق معماری ژاپن کریستین ای بروکنر (Chridtine E. Brookner) ویژگی معماری ژاپن را با مفهوم «Light» توضیح می دهد؛ این لغت خیلی ظریفانه «سبکی و روشنی»، دو ویژگی معماری ژاپنی را به خوبی نشان می دهد. همگان معماری «کازویو سه جیما» (Kazuyo Sejima) و هم نسلان او را با عنوان های light Construction ویا light Architecture می شناسند…. ولی آغاز گر این حرکت ایتو می باشد.وقتی ایتو از باد صحبت می کند براحتی می توان پی به هدف او که همان معماری سبک است پی برد؛ بطور کلی در معماری سنتی ژاپن دیوار وجود ندارد و می توان آن را معماری سبک به حساب آورد. با این همه خیلی سخت است که ایتو را یک معمار پایبند به اصول معماری سنتی ژاپن به حساب آورد. حتی با در نظر گرفتن اینکه او تحت تاثیر نا خودآگاه معماری چوبی ژاپن بوده است، «سبکی» را در زیباشناسی پاپ آرت (هنر مردم‌وار) یا جامعه مصرفی می بیند! ایتو وقتی خانه شخصی خود یعنی «کلاه نقره‌ای» (silver hat) را ساخت، یک چادر کوچک مانند «پا او» (Pao، خیمه به سبک مغولستان) در اتاق دخترش می سازد. در حالی که خود کلاه نقره ای یک نمونه از ساختمان لایت (light) است، باز هم یک وسیله مفهومی دیگر یعنی چادر را در آن می سازد. لازم به توضیح نیست که پااو، چادرقابل حمل اقوام ایلیاتی است. ایتو در توضیح این چادر از عبارت دختران کوچ نشین توکیو استفاده می کند! برای ایتو باد به منزله آزاد زندگی کردن، آزادانه ساختمان ساختن است؛ این رهایی از ماشین در معماری مدرن و یا آداب ورسوم ژاپنی وجود دارد. در مقابل معماری مدرن و سنگین چاره ای جز ساختن ساختمان سبک وجود ندارد. براستی ایتو چگونه این مطالب را در ساختمان اجرا کرد؟ هر کدام از ایده‌های «هندسه منحنی» یا «مکانی برای جریان» بنمایه‌های «آزادی» و «سبکی» هستند. همانطور که در خانه سالمندان اداره آتش نشانی «کوماموتو» می توان دید، شکی نیست که ایتو قطعات ساختمانی را نازک و اتصالات را ساده کرد . بخصوص استفاده از بام های مسطح و ورق‌هایی که به راحتی برش داده می شوند، در بام ساختمان از فاکترهای مهم «سبکی و شفافیت» ساختمان های ایتو است. ولی ایتو یک روش بسیار مهم و بنیادی معماری برای «سبک» کردن دارد و آن این است که ایتو ساختمان را تکمیل نمی کند و نیمه کاره رها می کند. به عبارت دیگر ایتو به تکمیل عملیات ساختمانی توجه نمی کند. ایتو ساختمان سبک و روشن را مد نظر دارد ولی او نمی خواهد که تنها کالبد ساختمانی سبک و روشن بسازد. او برای اینکه «مکان جریان» را سبک و روشن کند، به کالبد ساختمان هم سبکی و روشنی عطا می‌کند!ناپایدار، لحظه‌ای بودن از دوران معماری «ماشینی»، پیشرفت معماری را نمی توان از پیشرفت تکنولوژی تولیدی جدا کرد؛ سبک های مختلف معمار مدرن هم به موازات تکنولوژی تولید ابداع و عمومی می‌شوند. اگر این فرایند را پیشرفت بنامیم، یکی از ویژگی‌های پیشرفت این است که در جریان آن کشف ها و اختراعات زیادی به وقوع می‌پیوندند که با استفاده از آنها «کالا» های مختلفی تولید شده و پخش می‌شود. در این میان تدریجا معماری هم از وسیله‌ای برای ثبت کشف و اختراع به «کالا»یی حاصل از پیشرفت تبدیل می شود. معمارهای جوان تر از ایتو که خود با این تکنولوژی بزرگ شده اند، معماری را مانند طراحی لباس به عنوان کاری شیک و تحت تاثیر مد (fashionable) درک کرده‌اند. ولی ایتو برداشتی دیگرگون دارد؛ آن چیزی که در «کالا» یا «جامعه مصرفی» نظر ایتو را بخود جلب کرده است خصلت لحظه ای بودن آنها است، این خصلت با خصلت معماری کلاسیک یعنی «جاودانیت» در تضاد است. شاید بتوان گفت که صفت لحظه‌ای بودن برای زمان، مانند نسبت صفت سبکی برای فضا است. بدون شک هدف ایتو خلق ساختمان‌های ناپایدار (غیر جاودانه) است. نه تنها درساختمان هایی نظیر رستوران «نوماد» که برای زمانی کوتاه ساخته شده‌اند، بلکه وقتی که در معماری «سبکی و شفافیت» فاکتورهای مهمی باشند، طبیعی است که ساختمان ناپایدار (غیر جاودانه یا موقتی) می شود. ولی آنچه که ایتو می خواهد با ناپایدار ساختن نشان دهد مفهوم « گذرا بودن» است. همانگونه که ما در زندگی خود «گذر کالا» های مختلف را شاهدیم.

«گذار» متضاد «سکون» است. مثلا در دیدگاه کلاسیک مفهوم اجتماع (community) وجود دارد، که پیش فرض آن این است که تمام انسان ها در مجتمع هایی ساکن هستند، ولی امروزه این اصل عمومیت خود را از دست داده و شاید دیگر مفهوم سکونت اهمیت گذشته را نداشته باشد. درضمن امروز عصر الکترنیک و فناوری اطلاعات است که در آن مبحث دوری و فاصله اهمیت خود را از دست داده است و ایتو می خواهد بگوید که «سکون» و «گذار» هم دیگرتفاوت گذشته را ندارد!مدل معماری بدون سازه

پروژه سندای مدیاتک (Sendai MediaTheque)، ایتو را به جهان شناساند و او را رهبر جریان معماری امروز کرد؛ در این ساختمان تمام تکنیک های «هندسه منحنی»، «سبک و روشن بودن»، «ناپایدار، لحظه‌ای بودن» را می توان به یکباره دیدآنچه این اثر را از آثار دیگر متمایز می‌سازد، این است که یک مدل معماری بنیادی را ارائه کرده که شاید بتوان آن را در ردیف مدل سیستم دومینو (Domino) کوربوزیه قرار داد. البته قبلا هم ساختمان هایی ساخته شده است که در آنها بار سقف را هسته مرکزی تحمل می کرد و موفق به حذف ستون وتیر شده بودند، ولی اینها همگی تنها درحد بهسازی یا جابجایی سازه ها بوده‌اند. در مدل معماری ایتو، هسته مرکزی (core) لوله‌ای (tube) است که نور را از خود عبور می‌دهد و هوا را حمل می کند، وسیله است برای «گذار». این هسته مرکزی به طوری که کالبد آن «هندسه منحنی» است باقی می‌ماند، به عبارت دیگر برعکس درک عمومی از معماری که در آن سازه وجودی قدرتمند دارد. در سندای مدیاتک حتی الامکان اجسام (سازه) حذف شده وبا فعلی مانند «گذار» نور و هوا، مدل «معماری بدون سازه» به نمایش گذاشته شده است. مدلی که ایتو برای معماری ارائه داده را شاید بتوان به عنوان مدلی برای فضا دانست
تویو ایتو می‌گوید:«معماری از تنوع جامعه پیروی نموده و باید آن چیزی را بازتاب دهد که یک مربع یا مکعب ساده نمی‌تواند این گوناگونی را بازتاب دهد.»تویو ایتو برای خانه اپرای مرکزی تای چانگ اشكال غیر عادی، ساختاري از سهولت مداوم را ايجاد مي‌کند!
03/03/2006، تویو ایتو، برنده رقابت معماری برای خانه اپرا برای ساخت در شهر تای چانگ در تایوان شده است.این طرح یک ساختار باز است که به طور فعال پیرامون آن را در کلیه جهات به کار می گیرد و فرصتهایی را برای مواجهت و برخورداری گوناگون بین هنر برتر و هنر عمومی، هنرپیشگان و تماشاچیان، صحنه نمایش و تالار، داخل و خارج فراهم می کند. ایتو می گوید این فضا یک غار صوتی است.این غار صوتی هم به طور افقی و هم عمودی یک شبکه ممتد است. حتی پیش از ورود به یکی از سه سالن تئاتر، غار صوتی به عنوان یک «فضای آکوستیک» جذاب و انعطاف پذیر احساس می شود که در سه بعد، به مراکز هنری، کارگاه ها، سالن ها، رستورانها و … متصل می شود.این مجموعه قرار گرفته در پارک با یک ساختار آسمان خراش شهری متراکم، نه تنها به قسمت داخل بلکه بدون مرز مشخص به قسمت خارجی نیز متصل است، با پارک پیرامون تلفیق شده و یک مکان ارتباطی بین افراد ایجاد می کند.

اصول طرح

به منظور جذب گروههای اجرایی بین الملل در راستای تبادل فرهنگی و جهت فراهم آوردن زمينه تفریح و سرگرمی، توسعه فرهنگي شهروندان تای چانگ و اداره کنندگان شهر تای چانگ یک خانه اپرای بزرگ در سطح جهانی پيشنهاد شده است. این خانه اپرا نه تنها یک مزیت فرهنگی براي شهر تای چانگ است، بلكه موجب تبادل فرهنگی و پیشرفت تای چانگ برای قرارگیری در موقعيت جامعه بین المللی خواهد شد. ما امیدواریم که در آینده تركيب خانه اپراي و يك محل خريد كه به طور مناسبي نزديك آن قرار گرفته، قدرت رقابت تجاری تای چانگ را بالا برد و فرصتهای شغلی بیشتری ایجاد کند. مابه خانه اپرا به عنوان یک یادمان فرهنگی زنده و پر شور می نگریم.اهداف طرح

● تایوان نیاز به یک خانه اپرا در مقیاس بین المللی دارد.● خانه اپرای تایون باید بتواند پشتیبانی چند عملکردی را برای گروههای اجرایی فراهم کند تا به آنها فرصتهایی را برای پیشرفتهای بعدی بدهد.● تایوان نیاز به عملکردهای فعال و زنده که در یک شهر متمرکز شده باشد، دارد.● موسیقی، نمایش، زندگی، تفریح، فرهنگ و گردشگری باید همگی در یک محوطه تفریحی چند بعدی تلفیق شوند.● طرح توسعه طولانی مدت بايد متناسب با رشد باشد. • هدف این طرح اینست که تسهیلات هنرهای نمایشی را با کیفیت بالا فراهم آورد که هم برای گروههای اجرایی و هم براي مخاطبان فرهنگی گوناگون و هم براي چشم اندازهای نژادی متفاوت، متناسب باشد. با فضای محدود، یک چالش پیش روی این طرح استفاده از این ساختمان به کاراترین شکل و به صورت کامل از ظرفيت ها و توان آن است. مسأله دیگر ایجاد یک خانه اپرای مناسب از نظر مالی با کیفیت متعادل خدمات و هزینه های دولتی است.

موضوع و مفهوم طرحنمایش های هنری در تای چانگ – خانه اپرای مرکزی تای چانگ1. جهت ترویج تبادل فرهنگی بین المللیاستفاده از نام «پایتخت فرهنگی بهسازي شده» به عنوان یک راهنما، به منظور بالا بردن تسهیلات هنرهای نمایشی تخصصی در تای چانگ است. شركت كنندگان و گروههای اجرایی از کلیه نظرها راضی خواهند شد. با جذب گروههای اجرای بین المللی و رخدادهای تبادل فرهنگی، هنرهای نمایشی در تای چانگ – ايده خانه اپرای مرکزی تای چانگ، عملی می شود.2. برای ارتقاي فعالیتهای فرهنگی چند عملکردیخانه اپرای مرکزی تای چانگ به تنهایی، پنج مورد تسهیلات فرهنگی عمده را ارائه می کند، موزه ملی علوم طبیعی، موزه های هنرهای زیبای تایوان، گنبد، آمفی تئاتر و موزه تاریخی. مسئولين شهر تای چانگ برای ایجاد «ناحیه طراحی شده فرهنگی و هنری» تلاش می کنند. با اجرای طرح «خانه اپرای تای چانگ» مسئولين شهر امیدوارند که بتوانند کیفیت فرهنگ و زندگی شهروندان تای چانگ را ارتقا دهند.3. برانگیختن صنعت گردشگری تای چانگاین طرح، یک هویت تازه و بی نظیر را برای شهروندان در کنار توسعه چشم انداز جهانی، پیشرفت آگاهی فرهنگی و فراهم آوردن فعالیتهای تفریحی برای آنها، ارائه می دهد. بنابراین وقتی خانه اپرا با هتل های مجاور، جاذبه های توریستی و رسانه های گروهی عمومی ترکیب شود، به صنعت گردشگری و توریست خدمت شایانی کرده ویک منبع مالی برای شهر تای چانگ خواهد شد.4. برای شکل دهی «پارک هنرهای نمایشی تای چانگ» یکی از ملاحظات بزرگتر طراحان این است که ایجاد پارک هنرهای نمایشی تای چانگ را به منظور پیشرفت این «هنرهای نمایشی در تای چانگ – خانه اپرای مرکزی تای چانگ» تسهیل نمایند.هماهنگ با فعالیتهای فرهنگی، اجرای اپرا و تئاتر، طراحان مي توانند تبادلات فرهنگی بین المللی را تسهیل نمموده و یک جاذبه توریستی با ایجاد تصویر «پارک هنرهای نمایشی تای چانگ» فراهم کنند.
5. ترکیب چهار ایده پروژه فوق، راهنماهای ذیل را می تواند دنبال کند:1- برای پیشرفت «هنرهای نمایشی در تای چانگ – خانه اپرای مرکزی تای چانگ» میزبان چندین سطح مختلف مسابقات نمایشی، به طور دوره ای خواهد بود، که از شركت كنندگان محلی، ملی، آسیایی در کنار سایر کشورهای جامعه بین المللی پذیرایی خواهد کرد.2- از نقطه نظر مدیریت فروش و استراتژی، خانه اپرای تازه باید یک فضای چند عملکردی باشد که به طور بی نظیری از تئاتر ملی و تالار کنسرت ملی در تایپه متفاوت است، بنابراین خانه اپرا یک استاندارد رقابتی خواهد بود.3- یکی از مزایای این محل، قرارگیری آن در محل طراحی شده «مرکز شهروندان جدید شهر تای چانگ است». با این مزیت، طراحان می توانند استفاده های متعدد و پیشرفت تجارت را ترویج کنند تا به نتایج سودآور بیشتری برسند.4- با یک روش اتکا برخود مستمر، طراحان برنامه ریزی کردند که فعاليتهای برانگیزاننده را به منظور جذب مخاطب آغاز کنند. در نتیجه، کیفیت فرهنگی و اجتماعی تای چانگ ارتقا خواهد یافت.

معرفي تویو ایتو: بازگشت به واقعیتنوشته شده توسط ژولین ورالتصویر برتر معماری معاصر در ژاپن یک تصویر ساده و آرام است : فضاهای روشن، درخشان و سبک، در ساختار و از نظر مواد به کمترین میزان بسنده می‌کنند. ایتو اواخر دهه های قرن بیستم را با جستجوی ایده یک معماری برای هويت «مجازي» به تحقیق پرداخت و به موازات آن زندگی خودش را بر روی تغذیه پیوسته از اطلاعات الکترونیک در کلان شهرهای مدرن ادامه داد.او در موردی که بسیار مشهور است گفت «که انسان معاصر، تارزانی است که در جنگل رسانه های گروهی، زندگی می کند» و این معماری باید یک نوع «پوشش رسانه های گروهی» باشد.چالش روز افزون نمایش معماری در یک گالری اینست که معماری عملی در آن غایب است، و تنها با مدلها، عکسها، طرحها و سایر اشکال ارائه برگزار می شود که اغلب تنها توسط متخصصان قابل درک است که در کار واقعی قرار داشته اند . برای این نمایش، تمایل به این بوده که نمونه ها واقعی بوده و در گالری جدید قرار داده شود، بویژه تلاش بر این بوده که بر این محدودیت غلبه شود.ایتو می گوید که بچه ها بهترین منتقدان این کار هستند: «من از خودم می‌پرسیدم چه چیز یک نمایشگاه معماری را برای بچه ها جذاب و لذت بخش می کند؟»؛ پاسخ اینست که فضای اصلی را بیابند، که قلب نمایشگاه است. یک تالار سفید، موج دار مانند یک فرش به هوا برخاسته، بینندگان را دعوت می کند که کفشهایشان (باشتاب) و به سوی فضایی دلباز قدم بردارند، چیزی که احساس مرموزی را در مغز ایتو برانگیخت. پیش از اینکه مدلهای در مقیاس بزرگ پروژه اخیر ایتو را ببینند، اشکال سازمان یافته که به نظر می رسد پوسته پوسته باشند، اسکلت ها و طبقه هایی از برخی تاریخچه های طبیعی که تاکنون شناخته نشده است تشکیل شده است. توسعه و گسترش بر سمت ارتفاع بالا، ترسیم فنی با مقیاس کامل را نشان می دهد.
تویو ایتو و ايده هاي او در اين اثر یک واقعیت تازه در معماری9 ژوئن تا 2 سپتامبر 2007ما مفتخریم که در نمایشگاه «تویو ایتو: یک واقعیت تازه در معماری» حاضر شده ایم. سرچشمه الهامات تویو ایتو در بدن انسان و طبیعت قرار دارد. او الهامات خود را با تکنولوژی کامپیوتر به منظور تولید ساختمانهای معماری جدید بکار می گیرد. طرحهای معماری اخیر ایتو ساختارهایی دارد که ما را به تجربه برخی چیزهای متفاوت از احساسات متداول روزمره مان دعوت می کند و استقبال بالای ملی و بین المللی را در پی داشته است….
ابهت ساختار تویو ایتوگروههايی از دوستداران فن معماری در مورد یک طرح دیگر از زاهاحديد خبر داده اند که رقابت بین المللي در سطح بالای بوده است را برنده نشده. از نظر ما برنده واقعی این رقابت تویو ایتو بود. از هنگامی که او طرح خود را در از ساختمان فن آوري رسانه ايی در سندای ارائه کرد، همراه با ساختار لوله اي خود معماران در مورد اینکه چگونه ساختمانهایمان را به راههای خلاقانه تری بسازند فکر کردند. دفتر او هنوز طرح دیگری را در دست دارد، این بار برای خانه اپرای مرکزی تای چانگ است. ما مطمئن نیستیم که کلیه طرح هاي جزئی انجام شود. اما، به نظر می رسد مانند سایر طرحهای عجیبش آن نیز یک طرح قابل ساخت باشد.
                         
روانی توده هاو شکسته شدن محدودیتهاو صداقت وراستی فضاها
                      

تویو ایتو «باد» را به عنوان شعارخود انتخاب کرده است؛ بدون هیچ زیاده گویی، معماری او به زیبایی باد را به تصویر می کشد. سَبُکی ، لحظه‌ای بودن، تا حدودی به حال خود رها بودن، موجودیتی که احساس نمی‌شود (کم رنگ)، اینها همگی مشخصاتی شایسته ای برای معماریی «باد» گونه است. حقیقتا او از ابتدا به حرکت باد توجه خواصی داشته و هرچه آثارش نو تر می شود می توان دید که او زبردستانه تر ازباد استفاده می کند…. البته استفاده ازباد نه به معنای واقعی آن، بلکه درمعنایی رویاگونه، هماهنگ، ساده و انتزاعی، بیشتر تحسین برانگیز است!بعد از لویی کان که از معماران فریور مکتب مدرنیته بود، دوران پست مدرن آغاز می شود؛ نهضتی برای مقابله با سیستم و نوع نگاه معماری مدرن، تلاش بر این بود که ادبیات کهن معماری که مدرنیته برچسب «ممنوع» روی آنها زده بود، ترویج و آزاد شود. بنابراین در این فعالیت‌ها هیچ ادبیات جدیدی خلق نشد! در عوض نسل بعدی معماران نمایش جدیدی از معماری را آغاز می کنند که ایتو هم از رهبران این نسل است.اگر «باد» (یکی از اصول معماری ایتو) به عنوان اصلی منفرد مطرح شود، شاعرانه است، حتی می‌‌توان در آن نوا‌هایی زیست محیطی نیز احساس کرد، ولی معنای آن به این روشنی نیست؛ با این‌حال اگر «باد» را در مقابل «ماشین» (اساس معماری اوایل قرن 20 ) قرار دهیم معنای آن بسیار واضح می شود.«ماشین» نماد عقلانیت است ولی « باد» نامریی بوده و غیر قابل اعتماد است؛ با دیدی دیگر، باد گاهی قوی و گاه ضعیف است، گاهی از غرب می وزد گاهی از شرق، به زبانی واضح‌تر، قابلیت آن را دارد که شرایط مختلف را به نمایش بگذارد. ارتباط نزدیکی با زندگی ما دارد ولی کنترل پذیر نیست. ماشین یک سیستم بسته و قابل برنامه‌ریزی است، ولی عوامل ایجاد باد بسیار زیاد است، سیستمی باز دارد با کنترلی محدود!از لغت ماشین پی به مجموعه ای که از اجزا (اجسام) مختلف تشکیل دهنده که مابین آنها ارتباطی حساب شده است می بریم. درضمن کاربردی بودن کل مجموعه را نیز می‌فهمیم؛ به همین دلیل وقتی می گوییم که به‌مانند «ماشین» ارتباط جزء با کل را بیان کرده ایم. درمقابل آن باد یک حالت و یا فعلی برای هوا است، باد «مکان جریان» (field) را نشان می دهد. باد به مکان ساختمان یعنی مرزهای آن محدود نمی شود و بدون محدودیت است. موقعیت باد تابعی از زمان است. البته «باد» هم به مانند ماشین کارایی دارد و می توان کارایی آن را هم «کار کردن» نامید. ولی کارکردن «باد» به مانند ماشین ثابت و قابل اعتماد نیست.ایتو در راستای خلق آثار «باد»گونه تکنیک های مختلفی را یکی پس از دیگر به مرحله اجرا می گذارد؛ تکنیک هایی از قبیل «هندسه منحنی»، «سبک و روشن بودن»، «ناپایدار، لحظه‌ای بودن». در نهایت با آنها «مدل معماری بدون سازه» را بعنوان یک مدل جدید معماری خلق می کند.هندسه منحنی معماری ایتو با خانه کوچکی (خانه ناکانو هون ماچی) که پلان U شکل دارد آغاز می‌شود. این ساختمان آغاز معماری با هندسه منحنی است. هندسه منحنی را می توان در اکثر آثار ایتو مانند سقف رستوران «نوماد» (Nomad) و یا بام موزه «شی موسووا» دید. براحتی می توان دریافت که این هندسه یک عنصر پایه‌ای و اساسی در کارهای ایتو است. فرم U در پلان خانه «ناکانو هون ماچی» ثابت کرد که می توان در کالبدهای مختلفی با استفاده ازهندسه پیچیده منحنی هم «سادگی» را به نمایش گذاشت. ولی مهم‌ترین ویژگی استفاده از فرم U در پلان ساختمان، این است که تجربه انسان به موازات انحنای دیوار منحنی شکل به دست می آید. در راهرو )با فرم U) این خانه نمی توان کسی را که در چند قدم جلو تر است، دید! هرچند که نمی توان اطلاعات دقیقی و مطمئنی ازاو کسب کرد ولی می توان وجود او را حس کرد. اگر راهرو مستقیم باشد، وجود یا عدم وجود فرد را دقیقا می توان تشخیص داد. ولی در راهرویی بشکل U، نمی توان مطمئن بود که فردی در چند قدمی شما هست یا نه. با زندگی در چنین محیطی دیدارها و اتفاقات نامشخصی را هر لحظه می توان تجربه کرد. این خصوصیت نا مشخص بودن همان چیزی است که ایتو به دنبال خلق آن است. به عبارت دیگر بجای راهروی مستقیم و «ماشینی» که در آن با دیدن ویا ندیدن فرد می توان پی به موقعیت فرد برد، ایتو ساختمان و راهروی را طراحی کرده که احتمال بودن و یا نبود فرد را در خود باقی می گذارد. اگر شرط لازم برای مفهومی بودن یک معماری این باشد که معماری وسیله ای برای آزمایش آن مفهوم بخصوص باشد، خانه U شکل ایتو یک معماری مفهومی برای هندسه منحنی است.اگر آثار ایتو شاعرانه است، به دلیل این است که او ساختمان را مکانی برای جریان می داند؛ ساختمان را پیوسته با محیط اطرافش می داند و در اطراف آن جریان های مختلفی را ایجاد می کند. این جریان‌ها با «باد» تعریف شده‌اند ولی در عین حال جریان (فعالیت) انسان و یا جریان نوری که به داخل ساختمان می تابد را هم دربر می‌گیرند یا حتی جریان دید انسان وقتی که متحرکی را دنبال می کند هم شامل می شود! بنابراین در مقایسه با معمارهایی مانند کوربوزیه که ساختمان را ماشین می دانند معماری ایتو ساختمان را «مکانی برای جریان» می داند و در مقایسه با معماری مینمالیسم به رهبری میس وندرو، معماری ایتو معماری «هندسه منحنی» است. سبک و روشن بودنوقتی ایتو از باد صحبت می کند براحتی می توان پی به هدف او که همان معماری سبک است پی برد؛ بطور کلی در معماری سنتی ژاپن دیوار وجود ندارد و می توان آن را معماری سبک به حساب آورد. با این همه خیلی سخت است که ایتو را یک معمار پایبند به اصول معماری سنتی ژاپن به حساب آورد. حتی با در نظر گرفتن اینکه او تحت تاثیر نا خودآگاه معماری چوبی ژاپن بوده است، «سبکی» را در زیباشناسی پاپ آرت (هنر مردم‌وار) یا جامعه مصرفی می بیند! ایتو وقتی خانه شخصی خود یعنی «کلاه نقره‌ای» (silver hat) را ساخت، یک چادر کوچک مانند «پا او» (Pao، خیمه به سبک مغولستان) در اتاق دخترش می سازد. در حالی که خود کلاه نقره ای یک نمونه از ساختمان لایت (light) است، باز هم یک وسیله مفهومی دیگر یعنی چادر را در آن می سازد. لازم به توضیح نیست که پااو، چادرقابل حمل اقوام ایلیاتی است. ایتو در توضیح این چادر از عبارت دختران کوچ نشین توکیو استفاده می کند! برای ایتو باد به منزله آزاد زندگی کردن، آزادانه ساختمان ساختن است؛ این رهایی از ماشین در معماری مدرن و یا آداب ورسوم ژاپنی وجود دارد. در مقابل معماری مدرن و سنگین چاره ای جز ساختن ساختمان سبک وجود ندارد. براستی ایتو چگونه این مطالب را در ساختمان اجرا کرد؟ هر کدام از ایده‌های «هندسه منحنی» یا «مکانی برای جریان» بنمایه‌های «آزادی» و «سبکی» هستند. همانطور که در خانه سالمندان اداره آتش نشانی «کوماموتو» می توان دید، شکی نیست که ایتو قطعات ساختمانی را نازک و اتصالات را ساده کرد . بخصوص استفاده از بام های مسطح و ورق‌هایی که به راحتی برش داده می شوند، در بام ساختمان از فاکترهای مهم «سبکی و شفافیت» ساختمان های ایتو است. ولی ایتو یک روش بسیار مهم و بنیادی معماری برای «سبک» کردن دارد و آن این است که ایتو ساختمان را تکمیل نمی کند و نیمه کاره رها می کند. به عبارت دیگر ایتو به تکمیل عملیات ساختمانی توجه نمی کند. ایتو ساختمان سبک و روشن را مد نظر دارد ولی او نمی خواهد که تنها کالبد ساختمانی سبک و روشن بسازد. او برای اینکه «مکان جریان» را سبک و روشن کند، به کالبد ساختمان هم سبکی و روشنی عطا می‌کند!ناپایدار، لحظه‌ای بودن از دوران معماری «ماشینی»، پیشرفت معماری را نمی توان از پیشرفت تکنولوژی تولیدی جدا کرد؛ سبک های مختلف معمار مدرن هم به موازات تکنولوژی تولید ابداع و عمومی می‌شوند. اگر این فرایند را پیشرفت بنامیم، یکی از ویژگی‌های پیشرفت این است که در جریان آن کشف ها و اختراعات زیادی به وقوع می‌پیوندند که با استفاده از آنها «کالا» های مختلفی تولید شده و پخش می‌شود. در این میان تدریجا معماری هم از وسیله‌ای برای ثبت کشف و اختراع به «کالا»یی حاصل از پیشرفت تبدیل می شود. معمارهای جوان تر از ایتو که خود با این تکنولوژی بزرگ شده اند، معماری را مانند طراحی لباس به عنوان کاری شیک و تحت تاثیر مد (fashionable) درک کرده‌اند. ولی ایتو برداشتی دیگرگون دارد؛ آن چیزی که در «کالا» یا «جامعه مصرفی» نظر ایتو را بخود جلب کرده است خصلت لحظه ای بودن آنها است، این خصلت با خصلت معماری کلاسیک یعنی «جاودانیت» در تضاد است. شاید بتوان گفت که صفت لحظه‌ای بودن برای زمان، مانند نسبت صفت سبکی برای فضا است. بدون شک هدف ایتو خلق ساختمان‌های ناپایدار (غیر جاودانه) است. نه تنها درساختمان هایی نظیر رستوران «نوماد» که برای زمانی کوتاه ساخته شده‌اند، بلکه وقتی که در معماری «سبکی و شفافیت» فاکتورهای مهمی باشند، طبیعی است که ساختمان ناپایدار (غیر جاودانه یا موقتی) می شود. ولی آنچه که ایتو می خواهد با ناپایدار ساختن نشان دهد مفهوم « گذرا بودن» است. همانگونه که ما در زندگی خود «گذر کالا» های مختلف را شاهدیم.«گذار» متضاد «سکون» است. مثلا در دیدگاه کلاسیک مفهوم اجتماع (community) وجود دارد، که پیش فرض آن این است که تمام انسان ها در مجتمع هایی ساکن هستند، ولی امروزه این اصل عمومیت خود را از دست داده و شاید دیگر مفهوم سکونت اهمیت گذشته را نداشته باشد. درضمن امروز عصر الکترنیک و فناوری اطلاعات است که در آن مبحث دوری و فاصله اهمیت خود را از دست داده است و ایتو می خواهد بگوید که «سکون» و «گذار» هم دیگرتفاوت گذشته را ندارد!مدل معماری بدون سازه پروژه سندای مدیاتک (Sendai MediaTheque)، ایتو را به جهان شناساند و او را رهبر جریان معماری امروز کرد؛ در این ساختمان تمام تکنیک های «هندسه منحنی»، «سبک و روشن بودن»، «ناپایدار، لحظه‌ای بودن» را می توان به یکباره دیدآنچه این اثر را از آثار دیگر متمایز می‌سازد، این است که یک مدل معماری بنیادی را ارائه کرده که شاید بتوان آن را در ردیف مدل سیستم دومینو (Domino) کوربوزیه قرار داد. البته قبلا هم ساختمان هایی ساخته شده است که در آنها بار سقف را هسته مرکزی تحمل می کرد و موفق به حذف ستون وتیر شده بودند، ولی اینها همگی تنها درحد بهسازی یا جابجایی سازه ها بوده‌اند. در مدل معماری ایتو، هسته مرکزی (core) لوله‌ای (tube) است که نور را از خود عبور می‌دهد و هوا را حمل می کند، وسیله است برای «گذار». این هسته مرکزی به طوری که کالبد آن «هندسه منحنی» است باقی می‌ماند، به عبارت دیگر برعکس درک عمومی از معماری که در آن سازه وجودی قدرتمند دارد. در سندای مدیاتک حتی الامکان اجسام (سازه) حذف شده وبا فعلی مانند «گذار» نور و هوا، مدل «معماری بدون سازه» به نمایش گذاشته شده است. مدلی که ایتو برای معماری ارائه داده را شاید بتوان به عنوان مدلی برای فضا دانست.
آراتا ایسوزاکی در سال 1931 در ژاپن به دنیا می‌آید و تحصیلات معماری خود را در دانشگاه توکیو به انجام می‌رساند. از سال 1954 به مدت 9 سال با گروه طراحی دفتر کنزو تانگه همکاری می‌کند و در سال 1963 دفتر شخصی خود را افتتاح می‌نماید. او در سال 1973 با نقاش پیش‌تاز، آی کو می یاکی Aiko Miyaki که یکی از پیروان مکتب دادائیسم است ازدواج می‌کند.ایسوزاکی در دهه 1960 متأثر از مکتب گروه متابولیست‌های ژاپن مانند کوروکاوا، کیکوتاکه، شیبویا، مکی و اوتاکا (Kurokawa, Kikutake, Shibuya, Maki, Otaka) است. اینان پیرو ازدیاد جمعیت و عوامل نوپای توسعه اجتماعی و شهری هستند که عقایدشان چندان دور از برخی نظریات پیشرو گروه آرشیگرام انگلستان (Archigram) نیست ولی تغییر و توسعه دیدگاه‌های نهضت متابولیزم همراه با تطبیق‌های نقدگونه نهضت موجب می‌گردد که شاخه موج نو معماری ژاپن تحت آرمان‌های ایسوزاکی و کاسوا شینوهارا (Kazua Shinohara) بوجود آید.شهرت بین‌المللی ایسوزاکی از سال 1968 در چهاردهمین همایش سه سالانه میلان و در نمایشگاه مشهور هزارتوی رعد (Electric Labyrinth) آغاز می‌گردد. در اینجا ایسوزاکی در نمایشگاهی، تصاویر و نقد مطالب فاجعه هیروشیما را به معرض نمایش درآورده و از لحاظ پرداخت، بیان و نظریه پردازی، خود را دوشادوش مدرنیست‌های پیش‌تاز اروپا قرار می‌دهد. او با عنایت به کلیه وقایع و سنت‌های ژاپنی کلیه تمثیل‌های محیطی تاریخی خویش را در زبانی نو همراه با پیشرفت‌های نظری علمی جهان در بستری ویژه مطرح نموده و تأثیرگذاری اولیه کنزو تانگه و لوئی کان و نفوذ فکری هنری نوعی تاریخ گرائی کلاسیک افرادی مانند جیولیو رمانو، آندره پالادیو، اتین لوئی بوله و بالاخص کلود نیکولالدو (Giulio Romano, Andrea Palladio, Etienne Louis Boullee, Claude Nicolas Ledoux) در سالهای 1970 در نظریات او آشکار می‌گردد. در دهه 1960 اولین دوره فعالیت حرفه‌ای ایسوزاکی را با کار هنرمندانه بر فرم از طریق بیانی قوی و خالص که قبلاً در کارهای تانگه مطرح شده بود مشاهده می‌کنیم که درواقع توجه ویژه‌ای است به مفهوم کاربرد خالص مصالح در قالب شکلی شاخص در این مضمون، فاصله گذاری میان اثار او با تانگه، به دلیل عنایت خاص او به مفاهیم شکل دهنده اثر مفهومی (the conceptual approach) رقم می خورد. دوره دوم فعالیت حرفه‌ای ایسوزاکی در دهه 1970 تحت تأثیر الگوهای اروپائی و آمریکائی در فرایند تدوین شناخت هنر معماری خالص انتزاعی هندسی نوین (new abstraction) شکل می گیرد منشی که همجواری و ترکیب احجام افلاطونی خالص را دربر دارد و شاید شاخه‌ای از دوران هندسی مدرنیستی منظر پسامدرن بوده که در تاریخ‌گرائی، کلاسیسیسم، محتوی، قالب هندسی، تمثیل‌های بومی و جهانی رخ می نماید و عامل تشکیل دهنده آثار جدید وی در این دوران می‌گردد.فاصله از دوران خردگرائیِ (rationalism) دوران مدرن در زمان پسامدرن به نوعی در کار ایسوزاکی تبدیل به دیدگاه‌های نوین طراحی می‌گردد مانند : تفکیک عناصر و اجزا (fragmentation)، نابرابری شکل (visual dissonance)، استقلال ساخت و سازه‌های ترکیبی (debasement of the skeleton)، ترکیب‌بندی عناصر متکثر متجانس (heterogeneous assemblage of parts) استفاده قوی از استعاره و تمثیل‌های مخفی و آشکار اشکال تداعی گونه ژاپن و جهان (metaphor, cultural symbolism, image connotations) و بالاخره گفتگو و پیوند با محیط و فرهنگ از طریق آرمان‌های جهانی (global viewpoints) و نهایتا بیان نوعی معماری جوهری تمثیلی انتزاعی (dialogue between the cultural context through worldwide abstract expressions) . ایسوزاکی معماری پیش‌تاز و چهره‌ای شاخص در معماری ژاپن و جهان است که جوایز بی‌شماری را بدست آورده و طراحی‌های او در ژاپن و دیگر نقاط مختلف جهان به عنوان آثار هنرمندی مسئول و معماری متفکر ساخته شده است. او در کنار کار در دفتر معماری و طراحی، استاد مدعو دانشگاه توکیو، هاروارد، کلمبیا و بسیاری دانشکده‌های معماری جهان است و در بسیاری از مسابقات مهم معماری جهان به عنوان شرکت کننده یا عضو هیأت داوران فعالیت مستمر دارد.ایسوزاکی در مهر ماه سال 1381 از طرف وزارت نفت به عنوان عضو هیأت داوران مسابقه طراحی ساختمان وزارت نفت به ایران دعوت گردید و هم زمان با آن در سمینار بین‌المللی تهران (موزه هنرهای معاصر، سازمان میراث فرهنگی، وزارت مسکن و بنیاد آقاخان) نیز به عنوان میهمان ویژه حضور یافت. در سالهای گذشته سه بار ایسوزاکی را ملاقات کرده‌ام، اولین بار در سال 1354 که در آن زمان بحث سنت و مدرنیته و بیان منتج از آن بسیار داغ بود. نزدیکی وی با تانگه آشکار و گفت و گوئی که در کنگره بین‌المللی شیراز در همان سال با کنزو تانگه داشتم گویای احترام متقابل این دو معمار شاخص ژاپنی نسبت به یکدیگر بود. هرچند ایسوزاکی عقیده دارد که دروس مهم معماری را از تانگه آموخته ولی نوع و بیان کار او از همان زمان و تا به امروز با کار تانگه متفاوت است.می‌توان گفت که تانگه با استفاده از الگوهای جاویدان معماری ژاپن با بیان مدرنیستی تکنولوژیک نهضت مدرن، برخی شاهکارهای جاویدان را طراحی نمود که یکی از بهترین این نمونه‌ها؛ استادیوم طراحی شده توسط وی در توکیو و دیگری مرکز مخابرات ژاپن است که تفکیک عناصر ساخت سازه استوانه‌ای شالوده، و عناصر رابط در آنها به شکل مؤثری مطرح گردیده‌اند.در کار ایسوزاکی جدا از بهره‌گیری از این گونه عناصر ساخت فضا و استفاده هوشمندانه و تفکیک شده فضا و سازه، عنایتی به ابراز هنری مفهومی انتزاعی ناشی از افکار جاویدان دوران کلاسیک، واقعیت‌های محیطی و استعاره‌ای عناصر کالبدی که به نوعی به آزادی ترکیبی در ایجاد نما منجر می شود، از طریق زبانی ویژه، نظریات مفهومی (conceptual) هنرمند را شامل شده و موجب می شود متغیرها در کناره گیری کثرت‌های بیانی مفهومی به پردازش نهائی و ایجاد دو فضا و بوجود آوردن پیام‌های مخفی و آشکار منجر شوند.ایسوزاکی انسانی است آرام با محبت و مانند بسیاری از ژاپنی‌ها تودار که لبخندهای دوپهلویش گاه نشانه شوق، گاه عصبانیت و گاه خوشحالی است که این نشان از هنرمندی درون گرا با ابراز احساسات بسیار محدود و حساسیت در گفتار و در استفاده از کلمات قصار و جملات کوتاه همراه با استعاره‌ای پیچیده دارد. گفتگو زیر طی سه روز همکاری با ایسوزاکی حین قضاوت مسابقه ساختمان وزارت نفت و مباحث سمینار صورت گرفت، چه در زمان‌های رسمی ملاقات و چه در زمان فراغت و یا در بازدیدهای وی از کشورمان.گفت و گوداراب دیبا : فکر می‌کنید نهضت جدید در معماری آینده چه خواهد کرد؟آراتا ایسوزاکی : فکر می‌کنم بحث روز حول و حوش نوعی مینیمالیزم پسامدرن است. ولی من شخصاً اهمیت به این نوع بحث‌های سبکی نمی‌دهم. امروزه معماران جهان اصرار در انجام کاری ویژه دارند که به نوعی امضا آنان زیر آن باشد و خود به خود تبدیل به سبک ایشان شود و این نوع کار و سبک را همه جا پیاده می‌کنند. این رفتار را مقبول معماری روز جهان می‌دانند ولی نظر شخصی من بیشتر به طرف جامعه ، فرهنگ و محیط اطراف است.بار اول که ساختمانی را در آمریکا طراحی نمودم سعی کردم شکل و هویتی را بوجود آورم که با آن محیط تطبیق داشته باشد.من مطلقاً فکر از پیش تعیین شده ندارم و بدون پیش داوری طراحی می‌کنم. هرگونه طراحی باید سرچشمه وجودی خود را از محیط دریافت نماید. در مناطق گرم، سایه‌ بار مفهومی خاصی دارد ولی در مناطق سرد و پر برف نوع معماری چقدر متفاوت است. اول سعی می‌کنم رفتار مناسب پایه را بدست بیاورم و سپس به دنبال راه حل‌های مناسب و منطبق با محیط هستم. برخی اوقات این رفتار واکنشی بسیار مینیمالیستی و خلاصه است بعضی اوقات هم بسیار پیچیده و متکثر، هرچند شاید برخی سلیقه‌ها ثابت هستند ولی تعصب در نوع کار صحیح نیست چون متغیرهای محیط بقدری متفاوت و پیچیده هستند که نگاه طراحی و روند رسیدن به الگو نمی‌تواند از قبل تعیین شده باشد. بنابراین سبک خیلی معنی ندارد. اگر چیزی ثابت به عنوان سبک دیده شود این جای پای هنرمندی است که تصمیمی گرفته است، نه پژوهشگری برای رسیدن به الگویی فوق‌العاده که هنر زائیده نشده و در حال تدوین است. این دو برخورد بسیار متفاوت هستند.د. د. : ما پیش قضاوت‌های اجتماعی را به عنوان مبارزه با فرم گرائی بسیار راحت مردود می‌شناسیم ولی چگونه است که پیش قضاوت‌های معماری تبدیل به امتیاز و سبک می‌شوند، آن امضا که می‌گوئید تصمیم هنرمندانه ‌ایست که از قبل و اغلب بدون توجه مکفی به محیط گرفته شده است؟ صحبت درمورد معمار مؤلف می‌شود معمار مؤلف ظاهراً کسی است که در بسیاری از مسائل مبانی معماری، نظری سنجیده بدست آورده است و شاید در بسیاری از آثار خود مایل به پیاده کردن آنها است. در اینجا به نظر می‌رسد مرز تألیف اثر و احترام به محیط جدیدی که اثر در آن ساخته خواهد شد در تقابل قرار می‌گیرند. یکی از بیانیه‌های مهم متابولیست‌ها همین مسأله بود، پیروی از مشی محیطی.آ. ا. : تلفیق یک روح هنری و احترام به محیط، جرقه در اتصال این دو مسأله است و متوجه هستم که بدست آوردن آن آسان نیست و بسیار راحت‌تر است که قبلاً یک مجسمه زیبا را بسازیم و بعد آن را به مثابه اثر شاخص خود در جائی پیاده کنیم.د. د. : امروز درباره پیچیدگی، کثرت، هویت مستقل عناصر (fragmentation, pluralism, complexity) بسیار بحث می‌شود و این نکته ظاهراً در مقابل حذف و خلاصه موضوع (reduction) در سکوی بالاتری قرار گرفته است. پیچیدگی باید بقدری زیاد باشد که دریافت فضائی و ادراک شخصی به صورت استعاره‌های بی‌نهایت در اثر شناور باشند. یکی از ارزش گذاری‌های مثبت چارلز جنکس هم همین مسأله است و به همین دلیل او با برخی از آثار دوران معماری مدرن به علت خلاقه بودن هندسه و شکل افلاطونی فضا که در یک نگاه دریافت می‌شود، مخالف است. در اینجا معماری همانند یک نقاشی انتزاعی، افق‌های گسترده ادراکی را در قلب و روح خود بارور دارد و تمثیل‌های دور و نزدیک در کنار هم دریافتی را بوجود می‌آورد که فراتر از نظر طراح است. کاری که منتقدین می‌کنند … ولی بالاخره حد آن کجا است ؟آ. ا. : من هیچ فکر تعیین شده و یا از قبل تنیده شده ایی ندارم. بعضی اوقات کار ایجاب می‌کند که از زبانی بسیار پیچیده استفاده کنم از عناصر ترکیبی بسیار متکثر و متنوع و بعضی اوقات هم جواب اثر بطور بسیار ساده‌ای در قالبی آرام و با متانت کامل ظاهر می‌شود. قدرت بیان به پیچیدگی و یا سادگی نیست. ما باید نیروها را نوعی Input بشناسیم، از آنها استقبال کنیم و بدانیم تداخل در پی روند طراحی اجتناب ناپذیر است. من فکر می‌کنم این ضربه (chock) و یا به تعبیری دیگر این بحران استقبال از ناشناخته‌ها، شبیه پیدایش جهان ، طبیعت و ظهور انسان است. این موقعیت در ساعات آغاز زندگی و هستی وجود دارد. در ستاره شناسی و باورهای اعتقادی چینی‌ها این نقطه بحران همیشه بوده است. ممکن است جهان مغشوشی به نظر برسد ولی هر بار از سوی این بحران مسیر و هدفی حاصل می‌گردد ولی مسیرها یکی نیستند و به علت موقعیت‌ها و اتفاقات متفاوت شکل مسیریابی نیز متغیر است. دورنماهای دیگری ترسیم می‌شوند که متفاوت با قبلی‌ها هستند. کریستوفر الکساندر را به یاد بیاورید “شهر به مثابه یک درخت” با یک ساختار طبیعی و خود این یک برخورد اجزاگونه متابولیستی است و درضمن در جائی دیگر می‌گوید که شهر یک درخت نیست بلکه تجلی یک بافت پیچیده ریاضی است. چگونه می‌توانیم در شهر راز بافت زنده متکثر را پیدا کنیم. (semiratis)د. د. : ولی برای کنزو تانگه اغلب اوقات بحث یک معماری مجرد مونومنتال بوده است. استادیوم او در توکیو که یکی از شاهکارهای تاریخ معماری است کماکان یک اثر شاخص (landmark) معماری به شمار می‌آید و در روند آن سمیراتیس که شما می‌گوئید قرار نمی گیرد.آ. ا. : اتفاقاً تفاوت تانگه با من در همین است. با او کار کرده‌ام، چندین سال و شاید تفاوت نوع کار همین مسأله‌ای باشد که شما بدان اشاره می‌کنید. در بحث سمیراتیس اجزا مستقل متفاوت هستند و اگر جستجوگر آن پیوند بافت نامرئی شهر باشیم معماری ما هم در پیوند با آن بافت کلان ممکن است تکثر اجزا پیدا کند.د. د. : شاید بدین علت است که برخی نویسندگان و مورخین تاریخ معماری آثار شما را در چارچوب روند تجزیه تمثیلی قرار داده‌اند. راستی وقتی به کار تسوکابای شما نگاه می‌کنم و تفاوت اجزا ترکیبی آن را ، دنبال پیوند اتصال آن حقیقت وحدانی هستم که برای شما اثر هنری را بهم می‌دوزد، دیگر شاید به اجبار اسم آن وحدت نباشد ولی یک کلیت (entity) معنی دار تلقی می‌گردد.آ. ا. : این تعبیر زیبایی است و واقعاً بگذاریم هر کدام از اجزا رسالت محتوایی و شکلی خود را انجام دهند.د. د. : البته به خاطر همین تنوع (eclecticism)، بعضی‌ها آثار شما را در رده برخی کارهای پست مدرن قرار داده‌اند و شما می‌دانید که امروزه با گذشت زمان آثار پست مدرن بیشتر به عنوان شکل‌های ظاهری التقاطی به یاد می‌آیند، مثلاً نگاه کنید چقدر کارهای سالهای 1980 میکل گریوز، امروز برای ما از نهضت جهانی روز دور است.در سفر ماربو بوتا به تهران، از او سؤال کردم که آیا خود را یک معمار پست مدرن می‌داند … عصبانی شد و خواهش کرد هرگز این حرف را تکرار نکنم و سپس توضیح داد که او یک معمار مدرن باستانی (archaic modern) است و قالب ذهنی او الگویی ازلی است که با ادا و اطوارهای پست مدرن‌ها مانند چارلز مور و بقیه بسیار متفاوت است. روبرت ونتوری هم سال پیش در مجله آرشیتکتورال رکورد در تریبونی از خود دفاع می‌کرد که آقایان من یک معمار پست مدرن نیستم و هرگز هم نبوده‌ام… واقعاً مرز شناخت و دریافت ترکیب معماری پیچیده است و حدس می‌زنم شما هم جوابی مشابه بدان خواهید داد.آ. ا. : حتماً، من اصلاً خودم را یک معمار پست مدرن نمی‌دانم و زمانی که گروه متابولیست‌ها فعالیت می‌کرد این مفهوم هنوز شکل نگرفته بود و ما به دنبال عناصر مستقل ویژه ترکیب شهر و معماری بودیم. د. د. : ولی شما عضو گروه متابولیست‌ها نشدید و بیشتر به نظر می‌آید دل با آرمان‌های آنها داشتید، نهضت موج نو معماری معاصر ژاپن را که آغاز نمودید دقیقاً این فاصله را تعیین کرد.آ. ا. : بله زمانه هم تغییر کرده بود، ما در نهضت معماری نو ژاپن به دنبال دریافت کلیه ویژگی‌های ترکیبی معماری بودیم، نه فقط مدرنیستی و نه متابولیستی و نه به دنبال آرمان‌های آرشیگرام انگلستان. به دنبال یک روح عمیق ژاپنی بودیم که خلاصه شدنی در قالب‌های شناخته شده (reductiveness) نبود و رازهای درون آن آثار از محیط غنی ژاپن ناشی می‌شد.د. د. : اکنون چکار می‌کنید ؟آ. ا. : مایل هستم یک پروژه واقعی را که به من و گروه ارجاع شد به عنوان جواب برگزینم. از ما خواستند یک مجتمع و یک سایت مسکونی را در ژاپن تدوین و طراحی کنیم. بجای اینکه خودم تنها آن را طراحی کنم، 21 معمار جوان را از ژاپن و نقاط دیگر آسیا دعوت کردم که کار را در این گروه گسترده انجام دهیم. جلسات مفصل بحث و گفت و گو داشتیم و سپس تصمیم بر این شد که بافت کلان (mega frame) را من طراحی کنم، سپس هر کدام از 21 معمار دیگر در قالب این بافت کلان (که البته اصول مبانی پایه، شکل و مصالح تا حدودی روشن و ترسیم گردیده بود) گوشه‌ای را طراحی نمایند.آیا این نوع طراحی گروهی شبیه زندگی آدم‌های مجری خودکفای ذهنی نیست که در یک شهر بزرگ مشغول زندگی هستند ؟ هر کدام با آرزوها، نظرها و سلیقه‌های متفاوت.من در آن پروژه – بافت کلان، ساختار اصلی، تأسیسات بنیادی پی‌ها، پله‌ها و عناصر اصلی ارتباطی را تدوین کردم و معماران دیگر با رعایت گفت و گوهای مختلف با مردم، طراحی‌های خود را انجام دادند. ممکن است



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید