تئوري‌هاي مربوط به انتقال پيام:
پيام، هستۀ مركزي و بخش اصلي علم ارتباطات است كه از گذشتۀ دور، يكي از عناصر مهم فرايند ارتباط به شمار مي‌رود. حداقل سه عامل در پيام وجود دارد: نشانه (Sign)، محتوا (Content)، و نحوه ارائه پيام (Treatment) كه هر يك از اين‌ها نيز خود داراي عناصر و ساخت است.
نشانه
محتوا
نحوه ارائه پیام
مدل شماره ( ) مربوط به تئوریهای انتقال پیام
نشانه:
در دوران كلاسيك، «نشانه» (Semeion)، نشانۀ دلالت برگزاره‌اي دارد كه واقعيت مشهودي را توصيف مي‌كند و مركّب از «مقدّم» (Antecedant) و «تالي» (Consequent) است كه با جدا كردن تالي، دلالت آن مشخص مي‌شود.
در دورۀ ميانه، نشانه‌شناسي وارد حوزه‌هاي زباني شد و مفهوم مخاطب نيز بدان اضافه شد. زيرا يكي از كاركردهاي نشانه (عام) آن‌هايي است كه بدان وسيله، انديشه‌هايمان را به ديگران (مخاطبان) مي‌شناسيم.
در دوران جديد، با ظهور رسانه‌هاي تصويري (تلویزيون و سينما)، مكاتب متعددي (نهضت فرماليسم روسي، ساختارگرايي، مكتب پراگ، پساساختارگرايي) به وجود آمد كه بخش عمده‌اي از مطالعات خود را بر «نشانه‌شناسي تصوير» متمركز كردند. «رولان بارت» (Roland Barth) سرآمد اين نشانه‌شناسان است كه بر «نقش مخاطب» در نظام نشانه‌ها اصرار مي‌ورزد. از نظر او «مخاطب»،‌ نه تنها مصرف‌كنندۀ صرف معنانيست،‌ بلكه در توليد معنا يا متن نيز مشاركت مي‌كند. بر اين اساس مي‌توان گفت، به اندازه و تعداد مخاطبان، خوانشهاي احتمالي از اثر وجود دارد. اين نظريه كه به «كثرت گرايي معنايي» معروف است، در قالب «روش‌هاي بررسي كيفي» (Qualitative Research) قابل مطالعه است.
آراء «امبرتو اكو» (Umberto Eco) جمع‌بندي نظريات انديشمندان نشانه‌شناسي قرن بيستم است. او براي كشف واحدهاي روايي، تصوير و رمزگان ويژهی آن را در نظر مي‌گيرد. (نیکولز- 1378: 8)
اما نشانه به لحاظ فالغوي، به علامت‌ها يا نمادهايي اشاره دارد كه براي نشانۀ چيزي ديگر به كار مي‌رود مانند علامت‌هاي رياضي، ايما و اشارۀ سر و دست، كه انتقال معنا مي‌كند. البته در تمامي اين تعاريف، دلالت كردن نشانه بر موضوعي ديگر، مشترك است. (سجودی- 1383: 16)
از اين نظر،‌ نشانه‌شناسي،‌ مطالعۀ صرف نشانه‌ها نيست، بلكه چون نشانه‌ها بر مفهومي ديگر دلالت دارند و «رمزگونه» هستند بايد به تفسير و تأويل نشانه‌ها پرداخت كه مي‌تواند تأويل‌ها و در نتيجه،‌ معاني بسياري را در برگيرد (احمدی- 1381: 45).
براي تلویزيون و فيلم كه تمامي عناصر شنيداري و ديداري را همزمان به چالش مي‌كشد، چهار نظام نشانه‌شناختي تعريف كرده‌ايم و در قالب اين نظام‌ها چگونگي شكل‌گيري و توليد پيام را مورد بررسي قرار داده‌ايم:
1- نظام نشانه‌اي تصويري:
اندازه نماها شامل:
– نماي درشت (Close up) به معناي تأثيرگذاري تصوير.
– نماي بسيار درشت (Extrem Close up) به معناي تلقين حالت روحي سوژه.
– نماي متوسط (Medium shot ) به معناي اهميت يكسان سوژه و پس زمينه.
– نماي دور (Long shot) به معناي مشخص كردن موقعيت مكاني و اجتماعي سوژه.
استفاده از لنزها شامل:
– لنز نرمال: به معناي طبيعي و متعادل جلوه دادن تصاوير.
– لنز تله: براي نمايش نماهاي نزديك و درشت به معناي تأكيد اساسي روي سوژه در حالي كه پس زمينۀ او محو است و بيشتر، به رساييِ پيامِ عاطفي‌ِنما كمك مي‌كند.
– لنز وايد: كه اشياء‌ نزديك به لنز را در تصوير، بسيار بزرگ و اشياء دور، بسيار كوچك نشان داده مي‌شوند و هرچه سوژه (بازيگر) به آن نزديكتر شود اجزاء صورت او نافرم مي‌شود (بيني‌ها بزرگ و صورت پخ مي‌شود) كه مي‌تواند به داستان حالاتي كميك، ترسناك و يا به هم‌ريختگي سوژه را نشان دهد.
– عدسي زوم: اين لنز، تصوير را از «بي‌نهايت درشت» به بي‌نهايت دور يا برعكس تبديل مي‌كند و تماشاگر را كاملاً متوجه موضوع مي‌كند.
زاويه و ارتفاع دوربين شامل:
– زاويۀ هم سطح چشم (Eye Level) تماشاگر، حوادث فيلم را از زاويه‌اي مي‌بيند كه كمابيش،‌ با ديد روزانۀ او از اشياء و حوادث مطابقت داد كه احساس نزديكي و همسويي بيشتري بين بيننده و شخصيتهاي فيلم (سريال) ايجاد مي‌كند.
– زوايۀ سر پايين (High Angle) باعث تسلط تماشاگر بر سوژه مي‌شود و به او احساس قدرت و برتري مي‌‌دهد. دلالت اين زاويه، تحقير و ناچيز شمردن سوژه است.
– زاويه سر بالا (Low Angle) كه دوربين پايين‌تر از سوژه است. اين نما، نوعي نا امني به بيننده القا مي‌كند و در عوض،‌ ابهت و عظمت سوژه را زيادتر مي‌كند.
علاوه بر مطالب فوق،‌ توجه به:
حركت دوربين،‌ نوع تدوين،‌ تركيب‌بندي،‌نورپردازي، رنگ‌بندي،‌ طراحي صحنه،‌ پوشش بازيگران، موسيقي، صداگذاري، از ابعاد نظام ‌نشانه‌اي تصويري محسوب مي‌شود.
2- نظام نشانه‌اي حركتي
در اين نظام، حركتهاي درون كادر بازيگر (حركات اجزاي صورت، حالت دستها و …) مدنظر است كه از آن به عنوان زبان اندام (Body Language) ياد مي‌كنند و دربرگيرندهی حركاتي هستند كه از شكل طبيعي (خم مي‌شويم تا چيزي را از زمين برداريم) و گاه فرهنگي (خم مي‌شويم تا به ديگري احترام بگذاريم) و گاه تقليدي (كودكي به تقليد از بزرگترها خم مي‌شود) را در برمي‌گيرند.
حركات افقي و عمودي درون كادر كه مي‌تواند متعلق به دوربين يا سوژه باشد،‌ حامل پيامي خاص و القا‌كنندۀ معنايي معين است كه بايد در تحليل نشانه‌شناختي به آنها توجّه شود.
3- نظام نشانه‌هاي موسيقایي و جلوه‌هاي صوتي
انواع صوتها و صداهايي كه غير زباني هستند و نيز موسيقي در اين نظام جاي مي‌گيرند. صداي ريزش آب (از پشت یک در بسته) كه مدام و غير يكنواخت است به دوش گرفتن يك نفر دلالت دارد. يا صداي چكاچك شمشير روي چهرة یک سردار، نشانه فكركردن او به جنگ است.
موسیقی نیز در فیلم به دو گونة موسیقی متن و موسیقی فیلمنامهای (صدای موسیقی رادیو همسایه …) رواج دارد که میتواند به اشکال تغییرکننده، لایت موتیف (مایة اصلی) و توضیحی باشد.
4- نشانههای زبان شناختی
این نشانهها به دو شکل گفتاری (صدای راوی، تک گویی) و نوشتاری (عنوان فیلم، تیتراژ) باشد. گاه در مواردی که تصویر نمیتواند به بیان حالتی بپردازد، گفتار قوی و مؤثر، آن سکانس ناممکن را نجات میدهد. نوع و کیفیت دیالوگها و کارکرد آنها میتواند کارکردهای نوشتاری را نیز به کارکردهای گفتاری تبدیل کند. بطور مثال وقتی شخصی نامهای را میگشاید و ما بدون اینکه متن نامه را ببینیم با صدای خارجی که متن را میخواند، سکانس مذکور را میفهمیم (احمدی- 1381: 110)
توضیح: از آنجا که «نشانهشناسی» و تحلیل فیلم براساس نشانهها، پژوهش و حوصلهای جداگانه را میطلبد و برای درک و دقت نتایج آن بایستی سوژههای موردنظر (تمامی سریالها) را دید و دستهبندی و رمزگذاری کرد، و از آنجا که مخاطبان ما (پرسششوندگان) جوانانی هستند که به طور تصادفی انتخاب میشوند و نظر آنها را (فقط) در مورد پیام سریالها جویا میشویم، همچنین به دلیل ضیق وقت و محدودیت زمانی در ارائه پژوهش حاضر:
1- تنها به بررسی عجولانة تئوریهای نشانه شناسی اکتفا کردیم، اما،
2- برخی از ابعاد نشانهشناسی، به صورت کمّی در بخش نحوة ارائه پیام، سنجیده خواهد شد (به ویژه ابعاد مربوط به موسیقی، تصویربرداری، تدوین و …).
بنابراین بحث عمیق در مورد نشانه و نشانهشناسی را به دوستان دیگری وا میگذاریم که بتوانند آثار تصویری را براساس تئوریهای مذکور، معنا و تفسیر کنند. گرچه نگارنده در طول تحصیل مقطع کنونی، به بررسی جداگانة نشانه شناسی در آثار هالیوود پرداخته است. همچنین به گفتة خودِ نشانهشناسان تا زمانی که این نشانهها به حالت تجربی در نیایند، بحث و تفسیرهای مناقشهبرانگیز همچنان پا برجاست.
مدل شماره ( ) تجزیه نشانهها (به عنوان یکی از ابعاد انتقال پیام) به متغیرها و معرّفهای عملیاتی)
تكنيك
محتوي



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید