مبانی معرفتی تلویزیون در مورد هویت ملی
انتقاد از عدم وجود «تئوری» یا «دستورالعمل‌های معرفتی» در مورد هویت در سازمان صدا و سیما جایگاهی ندارد. زیرا این مبانی، به صورت بیانات و سفارش‌های بزرگان و رهبران انقلاب اسلامی (امام خمینی و رهبر معظم انقلاب) در ابعاد مختلف ایراد شده است. منابع عمدة این منابع معرفتی، متون دینی (قرآن، احادیث، نهج البلاغه و فلسفه و عرفان اسلامی و حکمت شیعه) از یک سو، و متون کهی ادبی (فردوسی، حافظ، سعدی،‌مولوی،‌بیدل، نظامی و…) از سوی دیگر و ادبیات و آثار ارزشمند انقلاب اسلامی از ضلع دیگر است.
منابع مبانی معرفتی مدیریتی صدا و سیما از نگاه امام و رهبر

متون دینی (اسلام شیعه)
ادبیات انقلاب اسلامی متون کهن ادبی
گرچه در حال حاضر ممکن است این انتقاد وارد باشد که روشنفکران، مسؤلان و مشاوران و دست‌اندرکاران سازمان صدا و سیما آنها را مدّون و «تئوریزه» نکرده‌اند و همچنان به صورت پیام‌هایی رسمی و حکومتی به آنها می‌نگرند و اکنون باید فاصلة وضع موجود با آن مبانی (وضع مطلوب) سنجیده شود، اما به طور کلی باید گفت: رهبران انقلاب اسلامی در مناسبت‌های مختلف،‌بر نقش و کارکرد تلویزیون تأکید داشته‌اند که می‌تواند به عنوان «نقشة راه» این سازمان محسوب گردد. آن‌ها علاوه بر پیام‌های هر سالة نوروزی، در احکام نصب رؤسای سازمان، اعیاد، دیدارها و مناسبات‌های ملّی یا مذهبی نیز اهمیت رسانه را گوشزد کرده‌اند.
پیام‌های امام خمینی (ره) در مورد رابطة تلویزیون و هویت ملّی
در بیانات ایشان، کمتر به مسئلة هویت ملّی پرداخته شده است و بیشتر به اهمیت و حساسیت رسانه تأکید داشته‌اند و آن را «حساس‌ترین دستگاه» می‌دانند،‌ زیرا اولاً «در دسترس همه» قرار دارد، ثانیاً اثر آن «فوری و غیرقابل انکار» است (صحیفه نور، 1369، جلد 10: 213-212) بنابراین، می‌تواند یک مملکت را اصلاح کند یا به فساد بکشد (همان – جلد 9: 154).
ایشان سخت تأکید داشته‌اند که تلویزیون انقلاب اسلامی مانند تلویزیون شاهنشاهی نباشد بنابراین اعتقاد داشتند که افراد متعهد و دلسوز به جای افراد فاسدی که تا دیروز ضد ملت از تریبون تلویزیون صحبت می‌کردند، جایگزین شوند (همان – جلد 208:12).
ایشان محصول تلویزیون قبل از انقلاب را در بُعد هویت ملّی، ترویج فساد، تباهی طبقة جوان، تبلیغ برای مصرف کالاهای خارجی، خدمت به اجانب و خواب کردن مردم می‌دانند (همان – ج 118:16). و نقش تلویزیون جمهوری اسلامی را بیان مشکلات مردم، مصالح کشور، توجه به اسلام‌خواهی مردم، توجه به حق عظیم پابرهنه‌ها (به جای اینکه هر روز تصویر مرا پخش کنید) می‌دانند. (حوزه ریاست صدا وسیما – 1389: 29-10)
راهکارهای ایشان برای رسیدن به یک تلویزیون مطلوب نیز عبارت است از: تکیه به محصولات (تولیدات تلویزیون) داخلی، استقلال کامل صدا و سیما، آزاد بودن آن، پخش هرگونه انتقاد (بجا) با کمال بیطرفی، تقلید نکردن از رسانه‌های بیگانه آموزش راه و روش زندگی، شرافتمندانه و آزاد منشانه (از طریق نمایشنامه‌ها)، طرح مسایل جدی حتی در امور تفریحی، خدمت به فرهنگ ایران و اسلام (همان – ج 16: 159).
بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد تأثیر و نقش تلویزیون بر هویّت ملّی:
پیام‌های ایشان در مورد نقش تلویزیون در ترویج «هویت ملّی» و «وحدت ملّی» و «هنر خودی» و ایرانی «هنرمند ایرانی» و «اخلاق ملّی» از فراوانی بسیاری برخوردار است.
اهمیت هویت ملّی:
ایشان، نقش مبانی معرفی را در تعیین الگوی پیشرفت بسیار مؤثر می‌دانند در واقع، ایشان جهت پیشرفت را (مطلوب یا نامطلوب بودن پیشرفت) از میزان و عدد و رقم شاخص‌های پیشرفت، ارجح‌تر می‌دانند. زیرا درجة مطلوبیت پیشرفت را منابع معرفتی تعیین می‌کند که خود از ارزش‌های هر جامعه برمی‌خیزد. (مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی – 1392: 53).
از نظر ایشان، بازگشت به هویت اسلامی – ایرانی، راه و معیار اصلی الگوی پیشرفت خواهد بود و صدا و سیما در معرفی و ترویج این «هویت» نقش ارزنده‌ای خواهد داشت. نقش «هویت ملّی» آنقدر برای ایشان مهم است که: صنعتی شدن، فراصنعتی شدن، پیشرفت علمی، خدماتی، بهداشتی و درمانی به شرطی قابل قبول است که «هویت ملّی» را تقویت کند. بدین معنا، اگر کشوری همة این پیشرفت‌ها را داشت امّا از لحاظ ملّی یک کشور «بی هویت» بود و از نظر دیگران مورد تحقیر قرار گرفت و از گذشته و تاریخ خود بهره‌ای نبرد، آن کشور به هیچ وجه پیشرفت نکرده است، زیرا هویت ملّی، اساس هر پیشرفتی است. (حوزه ریاست صدا و سیما – 1389: 138).
تعریف هویت ملّی از نگاه رهبر معظم انقلاب:
از نظر ایشان، هویت ملّی، تقابل «ملّیت» در برابر «دین» نیست. بلکه هویت ملّی هر ملّت، مجموعة فرهنگ‌ها، باورها، خواست‌ها، آرزوها و رفتارهای اوست. البته اعتقاد به اهل بیت پیغمبر هم جزو فرهنگ و هویت اوست، اما هر خواست و آرزو و رفتاری نیز نمی‌تواند به عنوان ابعاد با ارزش هویت ملّی، محسوب شود. به‌طور مثال: توجه به چهارشنبه سوری جزو متغیرهای کم ارزش «هویت ملّی» از نظر ایشان (در مقابل استقلال فرهنگی) به حساب می‌آید (همان: 1389: 138).
معیارهای هویت ملّی از نظر آیت‌الله خامنه‌ای:
ایشان برخی «خصلت‌های ملّی» را که تحت سیطرة استبداد شاهنشاهی به مخاطره افتاده به شرح زیر برمی‌شمرد: یک رنگی، اخوّت و برادری، صفا، احساس امنیت، قدرتِ ابتکار، شجاعت، خطرپذیری برای کارهای بزرگ و ملّی، ترحّم به یکدیگر، امید به آینده، تزریق امید به دیگران (حوزه ریاست صدا و سیما – 1389: 45).
همچنین به صورت عملیاتی، ارزش‌های ملّی را نیز به شرح: احساس استقلال یک ملّت و استقلال فرهنگی، تکیه بر باورهای خودی (همان: 417)، برمی‌شمرند.
نکتة اساسی در مورد «هویت ملّی» از دیدگاه ایشان، توجه به «منافع ملی» و مبنا بودن آن است، بطوری که کنار گذاشتن تمام اختلافات از سوی کلّیة گروه‌های سیاسی با دیدگاه‌های مختلف را، هنگام مطرح شدن منافع ملّی لازم می‌دانند. (همان: 213).
همچنین خط و زبان فارسی (همان: 139)، وحدت ملّی به معنای اتحاد قلبی و روحی مردم به هم، محبّت مردم، وفاق مردم حول اسلام است که باید به شدت آن را حفظ کرد و محرّک بسیاری از پیشرفت‌ها محسوب می‌شود (همان: 122-121)، عزّت ملّی و به خود بالیدن را نیز از دیگر ابعاد «هویت ملّی» ذکر کرده‌اند (همان: 235). مهار متجاوزان به «ثروت و منابع ملّی» و ادبیات یک کشور به معنای «ثروت ملّی» آن جامعه نیز از ابعاد دیگر هویت ملّی هستند (همان: 349). همچنین ایشان تمام «اقتدار ملّی» را منوط به پایه‌های سیاسی نمی‌دانند بلکه علم، اخلاق و خودباوری و همچنین ایمان، اعتقاد، عزم و وحدت ملی را مهمتر از این مسئله می‌دانند (همان: 112-109).
راه‌های رسیدن به «هویت ملّی» به وسیلة صدا و سیما:
ابزارها:
ایشان ابتدا، راه‌های رسیدن به «هویت ملّی» را از طریق ابزارهای آن یعنی هنر (هنر اصیل ایرانی)، شعر، فیلم، موسیقی اصیل (اصالت‌دار ایرانی)، ادبیات، نمایش مطرح می‌کند که همگی باید در صدا و سیما و سینما بروز و ظهور داشته باشند.
روش‌ها:
فیلم‌ و سریال:
فیلمنامه‌ها قوی باشد / فیلمنامه نویس (شناسایی و) تربیت کنیم / هنرهای نمایشی با مضامین پر بار اجتماعی، اخلاقی و سیاسی باشد / از نمایش‌های سبک و بی مغز بپرهیزید / استفاده از هنرمندانی که پیام انقلاب را درک کرده‌اند / عزّت ملّی ایران در سریال‌ها گنجانده شود / آموزش رفتار سالم، اندیشة درست.
موسیقی:
مبتذل و لهوی نباشد / بیدارکننده باشد / ما را به یاد حقیقت و معنویت و خدا بیاندازد/ غربی نباشد/ تقلید از خواننده‌های قبل از انقلاب نباشد / صدای خوب با آهنگ‌های خوب تلفیق شود / مضامین حلال داشته باشد / موسیقی اصل نشود / با ساخت روحی و بار عاطفی مردم همنوا باشد (موسیقی اصالت‌دار ایرانی) (همان: 409 – 403).
شعر:
اخلاقی باشد / شاعران تشویق شوند (وادار نشوند) / به جوانان شاعر میدان بدهند / به اخلاق ملّی کمک کند / الگوهای درست بدهد / متوجه مسایل عرفانی و معنوی باشد/ استحکام ادبی داشته باشد / پیام (عدالت گرایانه) داشته باشد / عاشقانه (که ما را از هالة حجب و حیای ایرانی – اسلامی خارج کند) نباشد. (همان: 454 – 449).
ادبیات:
از توانایی‌های زبان فارسی بیشتر استفاده شود / غلط خوانی نباشد / زبان معیار را پیدا کنیم / شیوایی سخن / ادای درست سخن / مایة فنّی و ادبی زبان / فهمیده شود چه می‌گویند /رعایت جنبه‌های ارزشی در ادبیات / پرهیز از زیاده‌گویی / پرهیز از نامنظم‌گویی / تقلیدی و تصنعی نباشد / زبان فارسی حامل تمدن و فرهنگ ایرانی اسلامی باشد / حکمت اسلامی از آن استخراج شود / آثار بزرگان (فردوسی) را برجسته و مطرح کنید (همان: 450-460).
مسئولان و مدیران صدا و سیما:
ایشان برای تقویت کارآمدی صدا و سیما، خطاب به مسؤلان صدا و سیما می‌فرمایند: پویایی، نشاط، برخورداری از آزادی، تحرک روح رقابت در میان جمع و انتقادپذیری را ارج بنهیم که باید همراه پرکاری، برنامه‌ریزی، امید و خط‌مشی درست باشد (همان: 156) که بتوانند برنامه‌های مفید و مؤثر بسازند و به طریق ارائه پیام‌های غیرمستقیم… در خدمت اهداف انقلاب و اسلام قرار گیرد (همان: 226-224). منظور از تعلیم و تربیت البته سخنرانی و میزگرد صرف نیست بلکه انواع روش‌های هنری… است که به هر چه متدین‌تر شدن مردم بیانجامد (همان: 209-206). این اهداف… با محتواهای آموزنده همراه است که بصورت عمیق و پرورش دهنده روح و فکر مخاطب را جهت بدهد (همان: 212). البته، توجه به نیازها و احساسات مخاطبان نیز از اهمیت برخوردار است (همان: 214).
همچنین موارد زیر نیز به طور عملیاتی برای کارآمدی مسئولان صدا و سیما، ابراز شده است. تخصص قوی، تبادل آرمان‌های انسانی در کنار تبادل زمینه‌های فنّی، چابک و کارآمد کردن تشکیلات سازمان، دشمن‌شناسی، وجود ضابطه‌های مشخص برای نظارت بر تولید و پخش برنامه‌ها، نظارت کیفی بر برنامه‌ها، توجه به تأثیرگذاری برنامه‌ها به جای تأکید بر افزایش مخاطب، جلوگیری از اتلاف هزینه‌ها در آثار بی‌محتوا، سیاستگذاری‌های نوین و شایسته داشته باشند، تربیت نیروی انسانی کارآمد و مؤمن، مشاوره از اندیشمندان و دانشمندان (متخصص در رشته‌های مختلف)، ثبات در برنامه‌ریزی، صرف تمام انرژی مدیران صدا و سیما فقط برای سازمان صدا و سیما، آینده‌نگری، ضرورت پاسخگویی، قدرت انتقادپذیری (همان: 88-62).
کارکردهای اساسی صدا و سیما:
براساس کارکردهای متصوری که از تلویزیون می‌رود، عمدتاً کارکرد علمی و هدف اصلی رسانه‌ها را «رساندن و تبلیغ پیام» می‌دانند (زورق – 1386: 28)، اما از تلویزیون به‌طور خاص انتظار می‌رود که:
– خبررسانی (اطلاع‌رسانی) کند.
– آموزش بدهد.
– همبستگی‌های اجتماعی را توسعه بخشد و ایجاد کند.
– باعث سرگرمی شود (محسنیان راد – 1369: 24).
آقای خامنه‌ای در اظهاراتشان، اولویت کارکرد صدا و سیما را به آموزش عمومی می‌دهد ایشان معتقدند حتی اگر رسانه‌های غربی وقت مردم را با برنامه‌های بیهوده هم پر می‌کنند باز هم دنبال فلسفه‌ای هستند و هدفی دارند. از این نظر حتی اگر برنامه‌های صدا و سیمای کشور دنبال ساخت برنامه‌های سرگرمی (حتی در قابل طنز و مسابقه) است باید اهداف آموزشی داشته باشد و اصل مسئله «اعتماد» مردم به رسانه است (حوزه ریاست صدا و سیما – 13: 86-76).
ایشان به ویژه توجه به اصول: عدالت، آزادی، اقتدار ملّی، رساندن پیام انقلاب اسلامی، وحدت ملّی، استقلال سیاسی، شکوفایی اقتصادی و… را از کارکردهای مهم صدا و سیما می‌دانند (همان: 128-98).
شاید عده‌ای بگویند که صدا و سیما برای تولید برنامه‌ها، سیاست‌ها و مبانی نظری روشنی ندارد، امّا همانگونه که ذکر کردیم از زوایای مختلف این مبانی، در اختیار مسئولان صدا و سیما قرار گرفته است و حتی خود حوزة ریاست صدا و سیما این مبانی را چاپ و گردآوری کرده است و در اختیار مدیران شبکه‌ها نیز قرار داده است.
حال اگر معیارهای ذکر شده به عنوان «مبانی معرفتی»، اداره کردن صدا و سیما مطرح باشد که از سوی بالاترین مراجع رسمی و ایمانی کشور صادر شده‌اند، سؤال اساسی اینجاست: روند کنونی صدا و سیما تا چه حد و به کدامیک از موارد مذکور دور یا نزدیک است؟ اگر وضعیت کنونی صدا و سیما با وضعیت مطلوب (دستورالعمل‌های امام و رهبری) فاصله دارد دلیل آن چیست؟
– اساساً چه نهاد (مرجعی) وظیفه دارد که دوری و نزدیکی صدا و سیما به اهداف مذکور را رصد کند؟
– علاوه بر آن، تاکنون در کدام نشست‌ها یا مجامع علمی، سعی شده است که «مبانی معرفتی» مذکور، تئوریزه شده و به صورت «مانیفیست» برای تولید برنامه‌ها «عملیاتی» شود؟



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید