– ادامة طرح مسئله:
از دانشگاه که می‌خواهم خارج شودم سر در سالن دانشکده، چشمم به نوشته «سمینار تحلیل فیلم آرگو» می‌افتد. یادم می‌آید، اینها همان افرادی هستند که سال گذشته نیز برای تحلیل فیلم 300 به اینجا آمده بودند. در خیابان، سری به روزنامه‌های روی پیشخوان دکه‌ها می‌زنم. تیترها را مرور می‌کنم: آذربایجان، چوگان را به نام خود ثبت کرد. یادم می‌آید پارسال هم، ساز تار را به نام خود زده بودند، که کارشناسان گفتند: آن ساز، تار آذری بوده و تار ایرانی نبوده است و از این دست … تیتر دیگر مربوط به روزنامه‌ای ورزشی است: به دنبال علی …؛ رضا … هم موفق به اخذکرین کارت آمریکا شد.
بیشتر روزنامه‌ها ورزشی (فوتبالی) و هنری (سینمایی) است. که چهرة درشت و آرایش کردة (غلیظ) هنرپیشه‌های زن روی جلد آن‌ها خیلی جلوه‌گری می‌کند. معدود عکس‌هایی هم به مردان هنرپیشه با چشمان رنگی اختصاص دارد. آن طرف‌تر هم روزنامه‌های سیاسی در اقلیت قرار دارند. چهره و لباس سیاستمداران بسیار با چهره و لباس هنرپیشه‌ها و فوتبالیست‌های روی روزنامه‌ها تفاوت دارد.
برای رسیدن به مترو باید از خیابان انقلاب بگذرم، روی کرکرة مغازه‌ها نوشته‌هایی چسبانده‌اند. وقتی پدرم از دوران جوانش تعریف می‌کرد می‌گفت: روی تمام کرکر‌ه‌های مغازه‌ها، شعارهای انقالب را می‌چسباندیم. گاهی هم نقش پنجه‌ای خونین از خون شهید. جلوتر می‌روم همه‌اش در مورد سالن‌های زیبایی یا چاپ مقالات I.S.I انجام پایان‌نامه‌ها بدن حضور شخص و قبولی آسان و اخذ مدرک است. شنیده بودم که برای داشتن مدرک دکترا و پایان‌نامه آن مقطع، باید یک مقالة I.S.I داشته باشی، و اینجا با یک میلیون به بالا، می‌توانی از تدوین و چاپ آن در خارج از کشور مطمئن بشوی. یادم می‌آید در جایی خوانده بودم که ابوعلی سینا برای اینکه به دانشمند قرن خود تبدیل شود، شکل ظاهری و خواص حدود 3000 گیاه را با تکاپو و زحمت یاد گرفته بود… .
پشت سر صندلی رضا، رامین نشسته است او استاد هک و یک Gamer حرفه‌ای است اما شاید اگر خودش را بچلاند، دو بیت شعر هم از مولوی نداند. او در جواب می‌گوید: ما تکنوکراتیم، ادیب که نیستیم. جهان، جهان تخصص و تقسیم کار است.
به اطلاق برادرم محسن، سرکی می‌کشم. مثل همیهش، دیوارهای اطاقش پر از عکس هنرپیشه‌های چشم رنگی و فوتبالیست‌ها است، که مدل به مدل، خودنمایی می‌کنند. یاد حرف‌های پدر می‌افتم که همیشه می‌گفت: ما زمان جوانیمان، عکس‌های پدر و مادرمان را که به زیارت مشهد رفته بودند روی طاقچه‌های می‌زدیم تازه، اطاق شخصی هم نداشتیم، امّا شما… .
شاید پدرم اگر جهان مدرن را درک می‌کرد و لوئیس کاستانداو دریدا را می‌فهیمد، تهلیل و تأویلش نسبت به این جهان فرق می‌کرد. بنابراین، همشه حرفهایش را به حساب تقابل جهان سنت و مدرنیته و اختلاف بین نسلی می‌گذارند.
– دیدگاه‌های سنتی به هویت ملی در ایران
– دیدگاه حسرت‌گرایانه معطوف به ایران باستان
شاید بتوان گفت نخستین پاسخ به پرسش ایرانی بودن، ماهیت ایران و هویت ملی ایرانی‌ها، به دوران بحرانی آخر قرن نوزدهم و فشار از تحقیر در برابر شکست از روس و انگلیس در دورة قاجار (ناصری) داده شد، که با توجه به ضعف «ایران» در مقابل «غرب»، نخبگان را به تمجید از دوران باستان و شکوه و فرّ ایران دورة ساسانی و هخامنشی وادار کرد (احمدی – 1390: 165-164). این شیفتگی حتی با اسطوره‌ها پیوند می‌خورد و از شاهنامة فردوسی شروع می‌شود و از میراث باستان به عنوان ابزاری برای خودبزرگ‌بینی و همسنگ شدن با کوروش در جشن‌های 2500 ساله متجلّی می‌شود (پارسونز – 1363: 65). افسوس خوردن بر گذشته، ویران شدن این تمدن به دست اعراب و مقصر دانستن اسلام (اعراب) بر این ویرانی، از خصایص دیگر این دیدگاه است (شایگان – 1386: 166). شاید رضا شاه پهلوی نماد برجسته‌ای از این تفکر باشد. او در دوران حکومت خود، محافلی شبانه را با حضور شعرا و ادیبان برگزار می‌کرد و در آنجا، ضمن خواندن اشعاری حماسی، برای شکست ایرانیان از اعراب گریه می‌کردند (شبیه مجالس روضه اما با کارکردی دیگر) و به اعراب لعن و نفرین می‌فرستادند (نمونة تلقی مدرن این دیدگاه، تلویزیون‌های لس‌آنجلسی هستند که به نحوی شدید و عمیق، بر نمادها و مظاهر ایران باستان تأکید می‌کنند و این مقطع را به عنوان هویت اصلی ایرانیان ذکر می‌کنند.) بهر صورت، مدافعان این دیدگاه نیز خود به سه گروه عمده تقیم می‌شوند:
– آنهایی که در حسرت گذشتة ایران باستان به سر می‌برند و دارای گرایشات ضداسلامی هستند،
– آنهایی که شکوه ایران باستان را با نفرت از «اعراب»، نشان دادند. (احمدی- 1390: 165).
– عده‌ای که علاوه بر نقد دین و ستایش شکوه باستانی، عدم تقلید و تعامل با اروپا را برای احیاء آن دوران ضروری می‌دانستند. احمد کسروی از این دسته روشنفکران است که به شدت از تشیع و روحانیت شیعه انتقاد می‌کند و منتقد سرسخت اروپاگرایی است (کسروی – 1356: 47).
وجه ممیزة این دیدگاه، برجسته کردن کورورش به عنوان بنیانگذار نخستین حکومت فدرایتو متکی بر احترام به تمامی هویت‌های ملی و مذهبی بود (مجتهدزاده – 1387: 174).
– دیدگاه دین محور به هویت ایرانی
این دیدگاه معتقد است که محور هویت ایرانی «دین» است و جنبه‌های دیگر آن را کم بها و یا کلاً نادیده گرفته است.
موضع این دیدگاه، بیشتر عکس‌العملی به اقدامات شاهان دورة پهلوی است که باستان‌گرایی را محور قرار داده بودند. آن‌ها هویت ملی را معادل «ناسیونالیسم» می‌گیرند، که پدیده‌ای برآمده از غرب و ریشه گرفته از تجدّد است و هر نوع تأکید بر ملیت و ملی‌گرایی را ضدیت با اسلام و دین در نظر می‌گیرند (احمدی- 1390: 169).
جهت‌گیری این دیدگاه بیشتر از اینکه اثبات انگیزة اسلام‌خواهی باشد، بر تضعیف و نفی هویت باستانی متکی بود. از این‌رو، برخی از آنان تا آنجا پیش رفتند که «ملّت» را شاید مغایر «امّت» و «هویت ملّی» را مغایر «هویت اسلامی» برشمردند. (مجتهدزاده – 1387: 253). رگه‌های مدرن مخالف این نوع از هویت، در «ناسیونالیسم غیرمذهبی» مشاهده می‌شود، که جزیی از خصلت‌های ظهور «نظم جهانی» محسوب می‌گردد (احمدی – 1386: 151).
از نظر آنان این نوع از «ناسیونالیسم» افراد را در قالب گروه‌های محلّی جای می‌دهد و نوعی گروه‌گرایی و قومیت‌مداری (Ethnocenterism) را پدید می‌آورد و مانعی بر سر راه وفاق عمومی انسان‌ها است (قمری – 1384: 87).
آغاز رویارویی تدریجی میان ملی‌گرایان و اسلام‌گرایان ایرانی، چه به شکل تضاد میان جبهه ملی و مصدقی‌ها با فدائیان اسلام و آیت ا… کاشانی، و چه به شکل رویارویی میان ناسیونالیسم دولتی پهلوی و علمای شیعه از یک سو و انتشار و نفوذ دیدگاه‌های اسلام‌گرایانة ضدناسیونالیستی جهان عرب و شبه قاره هند در ایران از سوی دیگر به پیدایش این نگاه دین محور به هویت ایرانی کمک کرد، دیدگاهی که ملّی گرایی را توطئه‌ای برای تضعیف هویت دین مدارانه می‌دانست و با ردّ کامل جنبه‌های هویت ملی ایرانی، برگشت به خلوص ناب و اولیة اسلامی و ردّ کامل تجددّ‌ را چاره کلیة مشکلات و معضلات هویت ایرانی می‌داند و راه‌های عملی برای موفقیت این هویت در سطح جهان را، تأسیس بانک توسعه اسلامی، اتاق تجارت و صنعت اسلامی، رسانه‌های اسلامی، انجمن امنیت اسلامی و… می‌دانست. (محمدی – 1387: 178).
این دیدگاه در دو گرایش کلی نمود پیدا می‌کند. نگاه نخست، جنبه‌های قوی فراملی‌گرایی اسلامی دارد و بر اصالت «امّت» بر «ملّت» تأکید می‌ورزد و نگاه دوم با تأکید بر «اهمیت اسلام و ایران»، جنبة تلفیقی پیدا می‌کند.
– نگاه فراملّی امت‌گرا
این دیدگاه که پاره‌ای اوقات در قالب «بنیادگرایی» نمود پیدا می‌کند، نوعی واکنش به تهدیداتِ فرایند «جهانی شدن» است و در قالب جنبش‌های «امّت اسلامی» علیه «نظام استکباری» متجلّی می‌شود (گل‌محمدی – 1391: 179-178).
آن‌ها استدلال می‌آورند که «جهان اسلام» جهان بزرگی است و از مواهب مادی و استراتژیک عظیمی برخوردار است بنابراین نباید به این اندازه فقیر و ذلیل باشد و این فقر، به دلیل «فشار نظام جهانی» و غفلت حکام کشورهای اسلامی است. اتحاد بین کشورهای مسلمان و مبارزه علیه استعمار، دو نکتة اساسی این دیدگاه است (محمدی – 1387: 47-44) که در قالب «جنبش‌های آزادیبخش اسلامی» متجلی شد. در ایرانِ قبل از انقلابِ اسلامی نیز، فدائیان اسلام چنین عقیده و دیدگاهی را قبول داشتند.
عنصر اصلی تعریف کنندة هویت در این رهیافت، عنصر معنوی دین است و مرجع وفاداری نیز به همین‌گونه، «کشور» نه، بلکه «وطن اسلامی» است. این دیدگاه مفهوم «خود» و «دیگری» را براساس معیارهای ناسیونالیستی رد کرده و «خود» و «دیگری» را در تقابل میان «مسلمانان» و «غیرمسلمانان» تعریف می‌کند. بدین ترتیب معیار جدیدی برای «ملیت» و «وطن» به دست می‌آوریم که عبارت است از «عقیده» و «مردم» و «دین». در واقع در این نگرش، همة پیروان یک دین، یک «ملّت» هستند و «وطن» سرزمین‌هایی است که «امّت» اسلامی در آن کنند (حجتی کرمانی -98:1384). این دیدگاه در اوایل انقلاب اسلامی ایران شدت زیادی پیدا کرد.
– رهیافت میانه (تلفیق‌گرایی بین اسلام و ایران)
این دیدگاه عمدتاً‌ با رنگ و بوی روشنفکرانه به وجود آمد که در برابر ناسیونالیسم دولتی متمایل به ایران باستان، بر نقش اسلام و به ویژه تشیع در هویت ایرانی تأکید می‌کرد، اما در عین حال به «نفی هویت ملّی ایران» نمی‌پرداخت. گرچه طیف وسیعی از اندیشمندان در این دیدگاه جای می‌گیرند اما در عین حال به نفی «هویت ملّی ایران» نمی‌پردازند. اما برخی از آنان «ایران را برای اسلام می‌خواستند» و برخی دیگر «اسلام را برای ایران می‌خواستند» و این، مشهورترین تقابلِ درون گروهی این اندیشمندان است. از معروف‌ترین این افراد، دکتر شریعتی، مهندس بازرگان و شهید مطهری هستند.
– تئوری نیازها
هر سازمان یا نهاد اجتماعی به منظور برآوردن نیازهایی تشکیل شده است. به طور عام می‌توان گفت که، آن نهادها ابزارهایی هستند برای رسیدن به هدف (اهدافی) خاص (جلالی‌پور و همکار – 1387: 90-89). این تئوری که با نظریة نقش‌ها و کارکرد گره‌خورده است، تأکید می‌کند که ارزیابی از موفقیت (سلامت) یک نقش، به کم و کیف برآورده شدن انتظارات مربوط به آن نقش بستگی دارد (دارابی – 1390: 208).
تلویزیون به عنوان یک «سازمان تولید فرهنگ»، دارای وظایف و اهدافی از پیش تعیین شده است (که به کارکردهای آن اشاره شد) اما رابطة «نیاز»، «هویت» و «تلویزیون» چگونه رابطه‌ای است؟
تلویزیون در ارتباط با مخاطبان معنی پیدا می‌کند و مخاطبان از تلویزیون انتظاراتی دارند. اگر «برآوردن هویت ملّی» یکی از انتظارات طرح شدة مخاطبان از تلویزیون باشد، در آن صورت بین «رسانه» و «مخاطبان» در زمینة «هویت ملّي» تا چه اندازه «وفاق» وجود دارد؟
به‌طور خاص این سؤال مطرح می‌شود که اساساً «هویت ملّی» برای رسانة ملی، مسئله (problematic) محسوب می‌شود یا خیر؟ برای مخاطب چطور؟ طرح این سؤال ما را با جدول زیر روبرو می‌کند که «اشتراک» یا «افتراق» بین مفهوم و اهمیت «هویت ملّی» را بین «مخاطب» و «رسانه» ترسیم می‌کند.
جدول شماره 1- نمای کلی اهمیت موضوع و نیاز به طرح «هویت ملّی» در رسانه
نیاز به هویت و اهمیت درک آن
مخاطب صدا و سیما
+ +
– +
+ –
– –
سؤالاتی که از جدول فوق استنتاج می‌شود به صورت زیر مدون می‌شود:
– هویت برای مسئولین صدا و سیما، در درجة چندم اهمیت قرار دارد؟
– بین هویت موردنظر «مسئولین صدا و سیما» و «مخاطبان» چه تفاوت‌هایی وجود دارد؟
– مخاطبان، تا چه حد تلویزیون را به عنوان ابزاری مناسب برای برآوردن «نیاز به هویت ملّی» قبول دارند و توانا می‌بینند؟
– با توجه به دستورالعمل‌های موجود (اهداف سازمانی و محتوایی از پیش تعیین شده) در مورد هویت ملّی، تلویزیون تا چه حد به این اهداف نزدیک / دور شده است؟
– اگر مردم از تلویزیون خودی، انتظار داشته باشند که به آن‌ها «هویت ملّی» بدهد، و تلویزیون در این کار قصور کند، عنصر نیاز به هویت ملّی مخاطبان از چه راه‌هایی برآورده می‌شود؟ (چه منابع دیگری جایگزین تلویزیون می‌شوند). از اینجاست که تئوری «گروه‌های رسمی» و «غیررسمی» وجود پیدا می‌کند.
– گروه‌های «رسمی» و «غیررسمی»
گرچه این تئوری در مورد جامعه‌شناسی سازمان‌ها صدق می‌کند، ولی براساس تئوری‌های کارکردگرایان، در تئوری‌های مربوط به جامعه‌شناسی ارتباطات نیز کاربرد پیدا می‌کند.
اهمیت تلویزیون
کارگزارانی که از اهمیت تلویزیون باخبرند می‌دانند که تأثیر این رسانه بر افکار عمومی، از دیگر رسانه‌ها وسیع‌تر و عمیق‌تر است. این رسانه به سرعت می‌تواند طیف وسیعی از اعضای جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. موانع زمانی و مکانی را برطرف سازد و امواج خود را به راحتی به دور افتاده‌ترین نقاط کشور ارسال کند. برای دریافت پیام آن، پیام‌گیر نیازی به سواد خواندن و نوشتن ندارد و از این نظر یک آموزشگاه است (سلطانی‌فر و همکار – 1385: 130). آنها می‌دانند حتی با هزینه‌ای اندک می‌توان شبکه‌ای تلویزیونی راه انداخت و هویت مخاطبان را به آنها یادآوری کرد. از این نظر می‌توان به 50 شبکة تلویزیونی لوس‌آنجلسی اشاره کرد که از طریق تلویزیون‌های خود بر هویت سیاسی (حکومت سلطنتی) نمادهای ملّی (پرچم شیر و خورشید) باستان‌گرایی (تأکید بر کوروش) و آئین‌های ملّی – باستانی (چهارشنبه سوری، جشن مهرگان و…) و فروش عتیقه‌جات (به عنوان صنایع دستی و هنر ملّی) تأکید دارند. آنها بیش از آنکه به دنبال معرفی هویت موردنظر خود باشند، درصدد معرفی خود به عنوان نمایندگان راستین ایران در خارج از کشور، و از آن طریق براندازی جمهوری اسلامی ایران (به عنوان هویت مورد تقابل) هستند (مهدوی و دیگران – 1388: 252).

منابع
– قوام، عبدالعلی – 1391 «سیاست‌شناسی: مبانی علم سیاست» انتشارات سمت – تهران.
– حجتی کرمانی، محمدجواد – 1384 «ملّی‌گرایی و نهضت آزادی ملل اسلامی» انتشارات روزنامه اطلاعات – تهران.
– کا لهون، کریج – 1389 «نظریه اجتماعی و سیاست هویت» ترجمه: محمد قلی‌پور و علی محمدزاده – نشر جامعه‌شاسان – تهران.
– افروغ، عماد – 1380 «هویت ایرانی» نشر دانش و پژوهش – تهران.
– ربانی، علی و همکاران – 1388 «رسانه‌های جمعی و هویت ملّی، مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه اصفهان» فصلنامه علمی – پژوهشی – پژوهش‌های ارتباطی – سال شانزدهم شماره 2: مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
– ستاری، جلال – 1383 «هویت ملّی و هویت فرهنگی» نشر مرکز – تهران.
– رهبری، مهدی – 1388 «معرفت و قدرت، معمای هویت نشر کویر – تهران.
– بافکار، حسین و قاسم کرباسیان – 1389 «مُد و مُدگرایی: راهکارهای رسانه‌ای» مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما – تهران.
– ویلیامز، ریموند – 1385 «تلویزیون، تکنولوژی و شکل فرهنگی» ترجمه: منوچهر بیگدلی خمسه – ادراه کل پژوهش‌های سیما: تهران.
– دیورینگ، سایمون – 1382 «مطالعات فرهنگی: مجموعه مقالات آدرنو، هوکهایمر، بارت و…» ترجمه نیما ملک‌محمدی و شهریار وقفی‌پور – نشر تلخون – تهران.
– سلطانی‌فر، محمد و شهرود امیر انتخابی – 1385 «رسانه؛ فرهنگ و سیاست» معاونت پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.
– مهدوی، فرهاد و دیگران – 1388 «رسانه و جنگ نرم: مجموعه مقالات مجله 5 – به کوشش: داوود عامری» ناشر: معاونت فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح.
– دارابی، علی – 1390 «درآمدی بر جامعه‌شناسی ارتباطات، فرهنگ و رسانه» انتشارات جهاد دانشگاهی تهران.
– پارسونز، آنتونی – 1363 «غرور و سقوط» ترجمه: منوچهر راستین – انتشارات هفته – تهران.
– شایگان، داریوش – 1386 «افسون‌زدگی جدید: هویت چهل تکه و تفکر سیار» ترجمه: فاطمه ولیانی – نشر و پژوهش فرزان روز: تهران.
– کسروی، احمد – 1356 «آیین» شرکت سهامی پخش و نشر کتاب – تهران.
– کچوئیان.



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید