2-4- بررسي مزيت نسبي رقابتي كشور در صنعت فرش دستباف :
چنانچه در فصل سوم تحقيق تبيين گرديد كشش قيمتي تقاضاي صادرات به‌عنوان شاخص مزيت نسبي رقابتي مدنظر مي باشد . در بحث نظريِ توابع تقاضا، دو نوع مدل براي تخمين كشش تقاضاي صادراتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اولين مدل عبارت از مدل تعادلي است، با اين فرض كه تأخيري در سيستم عملكــرد صــادراتي وجود نداشته و قيمت و مقدار صادراتي به طور آني به تعادل مي رسند. با توجه به پيشرفتهاي بوجود آمده در زمينه تجارت الكترونيكي، اطلاع رساني و بازاريابي محصولات مي توان اين فرض را پذيرفت كه تعديل قيمت و مقدار در بازار جهاني فرش حداكثر در طول يك سال انجام مي گيرد.
معمولاً مطالعاتي كه در زمينه صادرات صورت گرفته و آن را از ديدگاه تقاضا مورد بررسي قرار داده اند، تقاضاي صادرات براي يك محصول را تابعي از قيمت صادراتي محصول، قيمت جهاني، جمعيت و درآمد كشورهاي متقاضي كالا درنظر گرفته اند. بر اين اساس تابع تقاضاي صادرات فرش دستباف به شرح زير بيان مي گردد.
معادله (1)
در معادله فوق علائم و متغيرها به شرح زير تعريف شده اند:
‏t= زمان
= مقدار تقاضا براي صادرات فرش دستباف در زمان t
= قيمت صادراتي فرش دستباف در زمان t
= قيمت صادراتي جهاني در زمان t
= توليد ناخالص جهاني در زمان t
= جمعيت كشورهاي متقاضي در زمان t
مدل دوم مدل عدم تعادل است. در اين مدل براي معرفي رفتارهاي تأخيري در مدل صادرات از مكانيسم تعديل Taylor, Houtbakker استفاده مي شود و فرض مي شود كه صادرات نسبت به اختلاف تقاضا براي صادرات در زمان t و مقدار واقعي صادرات در دوره گذشته (t-1) تعديل مي گردد، يعني:
معادله (2)
كه K ضريب تعديل بوده و تغيير در صادرات به صورت است. حال در معادله (2) فرض كنيد كه مقدار صادرات نسبت به شرايط مازاد تقاضا در ساير نقاط جهان تعديل مي گردد در آن صورت در معادله تقاضاي صادراتي (1) با جايگزيني رابطه (2) خواهيم داشت:

در برآورد تابع تقاضا با توجه به وضعيت صادراتي فرش دستباف و وجود سيستم هاي اطلاع رساني، تعديلات قيمت و مقدار بطور آني صورت مي گيرد. لذا در برآورد مدل، ترجيحاً مدل تابع تقاضاي صادراتي بدون وقفه جهت برآورد ضرايب متغيرها استفاده شده است.
در اغلب مطالعات شكل هاي مختلف تخمين تابع تقاضا بكار رفته است. با توجه به اينكه انتخاب دقيق تابع وتعيين ضرايب تقاضاي صادراتي يك موضوع تجربي است، با اين حال به دليل استفاده گسترده از شكل لگاريتمي مدل در اين مطالعه نيز از توابع تقاضاي صادراتي به شكل لگاريتمي استفاده مي شود كه از چند جهت مزيت دارد: اولاً، كشش ها را به طور مستقيم تعيين مي كند، ثانياً، از واريانس ناهمســاني و خــود همسبتگي بين پسماندهــا مي كاهد.
مشكلاتي كه درتخمين مدلهاي تقاضا ممكن است به وجود آيد عبارتند از:
عدم پيوستگي بين داده هاي يك سري
وجود همخطي بين متغيرها
وجود همبستگي بين پسماندها
عدم ايستايي سري هاي زماني
با اين حال سعي شده كه بهترين مدل تقاضا با استفاده از روش حداقل مربعات تخمين زده شود.
با توجه به مطالب ارائه شده، تابع تقاضاي لگاريتمي براي فرش دستباف كشور به صورت زير اصلاح شده است:

در مدل فوق به منظور حذف همخطي و رفع پاره اي ازمشكلات از نسبت شاخص قيمت صادراتي فرش دستباف كشور به شاخص قيمت صادراتي فرش دستباف كشورهاي منتخب و به جاي توليد ناخالص جهاني از توليد ناخالص سرانه به قيمت ثابت استفاده گرديده است. در مدل فوق؛
= لگاريتم نسبت شاخص قيمت صادراتي فرش دستباف كشور به كل شاخص قيمت صادراتي كشورهاي منتخب
= لگاريتم توليد ناخاص ملي سرانه به قيمت ثابت
= پسماند
= لگاريتم ارزش صادرات فرش دستباف كشور در زمان t بر حسب دلار
= كشش قيمتي و كشش درآمدي مي باشد.
حال با توجه به بحث هاي نظري انتظار مي رود كه روابط زير صادق باشد.

لازم به ذكر است با توجه به آنكه شاخص مشخصي براي لحاظ كردن اثرات شيوه هاي نوين بازاريابي و تبليغات وجود ندارد، تأثير اين عوامل بر مزيت نسبي رقابتي صادرات فرش در عبارت (پسماند) مستتر مي‌باشد.
1-2-4- محاسبة مزيت نسبي رقابتي كشور با استفاده از تخمين مدل تقاضاي صادراتي فرش دستباف :
نتايج به دست آمده از تخمين مــدل تقاضاي صــادراتي در سطــح احتمــال بيش از 95 درصد در جداول پيوست تحقيق آمده است. (در ضمن جهت رفع خود همبستگي از مدل “ARMA” استفـــاده شــده است و هــر يك از مــدل هاي منتخب با استفــاده از آزمون LM, ARCH (همبستگي) در سطح احتمال 95 درصد آزمون شده اند.
در برازش مدل تقاضاي صادراتي، چسبندگي قيمتهاي صادراتي را مي توان به عنوان شاخــص مزيت در نظر گرفت. بدين طــريق كه اگر درآمد ناشي از فروش فرش دستباف را به صوت در نظر بگيريم، به طوري كه قيمت يك متغير درونزا باشد، آنگاه خواهيم داشت:

در رابطه فوق اگر قدرمطلق كشش قيمتي بزرگتر از واحد باشد آنگاه درآمد نهايي حاصل از فروش كالاي صادراتي همواره منفي خواهد بود. بدين معنا كه افزايش قيمت صادراتي سبب كاهش درآمد مي شود و كاهش قيمت صادراتي سبب افزايش درآمد صادراتي مي گردد و اگر كشش قيمتي تقاضاي صادراتي كوچكتر از واحد باشد، آنگاه افزايش قيمت صادراتي سبب افزايش درآمد نهايي مي شود.
نتايج تخمين مدل نشان مي دهد كه كشش قيمتي تقاضاي صادراتي فرش دستباف، بزرگتر از واحد است. بنابراين مي توان گفت كه افزايش نرخ ارز در كشور سبب خواهد شد كه قيمت صادراتي كاهش يابد و اين امر در افزايش صادرات فرش دستباف نقش مؤثري خواهد داشت. اما اگر سياستهاي پولي و ارزي كشور حالت تثبيتي داشته باشد، لازمه توسعه صادرات فرش دستباف كشور، افزايش بهره وري نيروي كار و استفاده بهينه از ابزار بازاريابي است. اين امــر سبب كــاهش هزينه متوسط در نتيجة افزايش توان رقابت و كاهش قيمت مي گردد.
همچنين افزايش يا كاهش قيمت هاي صادراتي كشورهاي عمده صادركننده فرش دستباف، بر تقاضاي صادراتي فرش كشور مؤثر است. بدين معني كه كاهش ارزش پول و افزايش قدرت خريد دلار در اين گونه كشورها سبب مي شود كه قيمت صادراتي كشورهاي مذكور كاهش يابد و پيامد اين امر، افزايش قيمت نسبي صادرات فرش كشور خواهد بود.
لذا با توجه به آنكه در صنعت فرش دستباف كشور چسبندگي قيمت با مقدار تقاضا، در سطح بالايي قرار دارد ، تنها اتخاذ سياست هاي ارزي مناسب ، بكارگيري شيوه هاي مناسب تبليغاتي و استفاده از مكانيسم‌هاي نوين بازاريابي مي تواند در بهبود مزيت رقابتي ايران و افزايش صادرات فرش دستباف كشور مؤثر واقع گردد. در اين راستا توجه به ويژگي‌هاي بازارهاي هدف صادراتي و همچنين بهره گيري از شاخصه‌هاي ممتاز فرش دستباف ايراني در سطح بين‌المللي از اهميت خاصي برخوردار است .
در ارتباط با ويژگي‌هاي بازارهاي هدف صادراتي ، با توجه به آنكه يكي از عوامل مؤثر در اجراي صحيح راهبرد توسعه صادرات ، توليد متناسب نيازها ، ترجيحات و سليقه هاي مصرف كنندگان خارجي است ، لذا شناخت مشخصه هاي تقاضا در بازار جهاني فرش دستباف مي‌تواند اثرات قابل ملاحظه اي بر افزايش مزيت نسبي رقابتي كشور در صادرات فرش دستباف داشته باشد . اين امر ضمن آنكه امكان تأمين مناسب خواسته ها و انتظارات خريداران را مهيا مي سازد ، اين امكان را بوجود مي آورد كه تلاشهاي بازاريابي نيز متمركز شده و با هزينه كمتري صورت پذيرد . بدين ترتيب با شناخت مشخصه هاي تقاضاي جهاني براي فرش دستباف مي توان ضمن حفظ بازارهاي موجود ، به ايجاد بازارهاي هدف صادراتي جديد نيز اقدام نمود . با عنايت به آنكه هر يك از بازارهاي هدف خود از بخشهاي كوچكتري تشكيل مي شوند كه هر كدام به لحاظ نيازها ، گرايش ها و سليقه‌‌هاي مصرفي و همچنين قدرت خريد و سطح درآمدي ، ويژگيهاي خاص خود را دارند ، لذا تجزيه بازارهاي هدف نيز موضوعي قابل توجه مي باشد ؛ به گونه اي كه با تقسيم بازار مي توان ضمن افزايش كارايي در تعيين دقيق بازارهاي هدف ، هزينه هاي تبليغاتي و ساير هزينه هاي توليد و صدور فرش دستباف را نيز كاهش داد .
در خصوص شاخصه هاي ممتاز فرش دستباف ايراني در سطح بين المللي نيز شايان ذكر است كه كشور ايران به واسطة سابقة طولاني حضور در بازار جهاني فرش دستباف و همچنين شهرت جهاني فرش دستباف ايراني از موقعيت ويژه‌اي برخوردار است . شهرتي كه فرش دستباف ايراني به سبب كيفيت و همچنين تنوع طرح و رنگ آميز منحصر به فرد ،طي ساليان متمادي در سطح بين المللي كسب نموده است ، مزيتهاي نسبي بالفعل و بالقوه‌اي را براي توليد و صادرات فرش دستباف در كشور ايجاد نموده است كه كشورهاي رقيب در زمينه توليد فرش دستباف از هيچ‌كدام از اين مزيتها برخوردار نمي باشند . اين امر زمينه هاي مناسبي را براي تقويت مزيت نسبي رقابتي كشور ايجاد مي نمايد كه مي توان با تأكيد برآنها، نسبت به تنظيم سياستهاي تبليغاتي مناسب و بكارگيري ابزارهاي نوين بازاريابي اقدام نمود .
3-4-بررسي مزيت نسبي كشور در توليد فرش دستباف :
“ معيارهاي طرف عرضه ” از جمله شاخص هايي بودند كه در فصل سوم تحقيق به منظور اندازه گيري مزيت نسبي به آنها اشاره گرديد . مهمترين ملاكي كه در قالب معيارهاي طرف عرضه بر آن تأكيد مي شود “ كارايي توليد از نظر هزينه” است . در اين ديدگاه كه مورد تأييد اقتصاددانان نئوكلاسيك مي‌باشد ، تنها كالايي مي بايست توليد شود كه در سطح بين المللي داراي مزيت نسبي در هزينه توليد باشد . در اين راستا شاخص هاي گوناگوني به منظور اندازه گيري تأثيرات سياستهاي توسعه صادرات و جانشيني واردات بر اقتصاد ملي ارائه شده اند كه همگي بر هدف سودآوري اجتماعي تأكيد دارند .
يكي از اين شاخص هاي مزيت نسبي كه به ويژه توسط افرادي نظير “ مايكل برونو ”‌ و “ ان كروگر” مورد استفاده قرار گرفته ، معيار “ هزينه منابع داخلي” (DRC ) است . اين معيار به اندازه گيري هزينه فرصت حقيقي توليد بر حسب هزينه هاي داخلي عوامل جهت تحصيل يك واحد خالص ارز خارجي مي پردازد . به بيان ساده تر اين معيار در حقيقت نسبت ارزش افزوده داخلي به ارزش افزوده خارجي براي توليد يك محصول را ارائه مي دهد . برتري اين معيار نسبت به ساير روشهاي محاسبه مزيت نسبي آنست كه اين روش به لحاظ در برداشتن عامل نرخ ارز بيان صريحي از اصل مزيت نسبي در تجارت بين الملل است . اين معيار تغييرات ارزشي حاصل از نوسانات نرخ ارز را كه تأثير مستقيمي بر تعيين اولويت هاي مربوط به انتخاب و اجراي پروژه هاي سرمايه گذاري دارد ، با لحاظ نمودن صريح نرخ ارز در بر مي گيرد . همچنين با استفاده از اين معيار علاوه بر امكان قياس مزيت نسبي توليد يك كالا بين كشورهاي مختلف ، مي توان به اولويت بندي مناطق مختلف كشور براساس قدرت صرفه جويي ارزي در توليد يك كالا نيز پرداخت . بدين ترتيب با عنايت به بنيانهاي نظري و كاربردهاي متنوع تجربي از معيار DRC، در اين پژوهش به منظور تشخيص و محاسبه مزيت نسبي كشور در توليد فرش دستباف از معيار مذكور استفاده شده است .
در خصوص توليد فرش دستباف در ايران ، عوامل مختلفي در طول زمان بر فرايند توليد اين محصول مؤثر بوده اند . عواملي نظير عدم هماهنگي بين بخش توليد و صادرات فرش دستباف وجود متوليان مختلف در فرايند توليد ، وضعيت كارگاههاي توليدي ، نحوه آموزش بافندگان ، كيفيت مواد اوليه ، شيوه اعطاي تسهيلات و اعتبارات دولتي و همچنين ويژگيهاي خاص فرايند توليد در استانهاي مختلف نظير شيوه بافت ، نقش و طرح ، رنگ آميز و … از جمله مهترين عوامل مؤثر بر كارايي در توليد فرش دستباف از نظر هزينه تمام شده محسوب مي شوند . تأثير اين عوامل را مي توان در قالب اندازه گيري مزيت نسبي در توليد فرش دستباف نشان داد . براي اين منظور ضمن آناليز قيمت تمام شده فرش دستباف در استانهاي آذربايجان شرقي ، قم ، اصفهان ، خراسان و همدان ، به محاسبه ميزان مزيت نسبي در توليد اين كالا با استفاده از معيار DRC خواهيم پرداخت . در پايان با استفاده از نتايج حاصله از انجام فعاليت ميداني تحقيق در هر استان ، به تحليل سهم و نقش عوامل مؤثر بر مزيت نسبي كشور در توليد فرش دستباف خواهيم پرداخت .
1-3-4- نحوه كاربرد معيار DRC در محاسبه مزيت نسبي كشور در توليد فرش دستباف :
آنچنانكه در فصل سوم به فرمول محاسباتي شاخص DRC اشاره گرديد ، اين معيار به صورت نسبتي از هزينه عوامل داخلي توليد به تفاوت بين درآمد حاصل از فروش كالاي توليدي و هزينه عوامل خارجي (نهاده هاي قابل تجارت) ، اندازه گيري مي گردد . بدين ترتيب فرمول كاربردي DRCبراي محاسبه مزيت نسبي در توليد فرش دستباف عبارتست از:

كه ‌درآنC هزينه عوامل داخلي توليد فرش دستباف،E درآمد حاصل از فروش يك‌ متر مربع فرش دستباف و F هزينه نهاده هاي خارجي يا قابل تجارت در فرايند توليد فرش دستباف مي باشد . در اينجا شايان ذكر است تا زماني كه اقلام هزينه اي و درآمدي مذكور براساس قيمتهاي بازاري محاسبه مي گردد ، شاخص DRC تنها مزيت نسبي اسمي توليد فرش دستباف را ارائه مي دهد . اما با توجه به آنكه اين معيار مي بايست شاخصي براي سودآوري اجتماعي باشد و از آنجايي كه قيمت تعادلي هر كالا يا خدمت ، زماني برابر با قيمت اجتماعي آنست كه مفروضات رقابت كامل بر آن بازار حاكم باشد ، لذا در صورت عدم برقراري فروض مذكور ، قيمتهاي بازار نشان دهندة ارزش حقيقي عوامل توليد و كالاها يا خدمات توليد شده نيستند . برقرار نبودن شرايط رقابت كامل در اقتصاد ايران به دلايلي همچون انحصارات دولتي و طبيعي ، سياستهاي حمايتي و موانع تجاري تعرفه اي و غيرتعرفه اي ، عدم وجود بازارهاي سازمان يافته و … موجب شده است كه قيمتهاي بازار نقش خود را در تخصيص منابع بخش عمومي از دست بدهند . به همين دليل و به منظور محاسبه مزيت نسبي حقيقي ، ناگزير به لحاظ نمودن قيمتهاي سايه اي به جاي قيمتهاي بازاري هستيم . بدين ترتيب معيار RDC براي نشان دادن مزيت نسبي حقيقي ، نسبتي از هزينه عوامل داخلي توليد فرش دستباف بر حسب قيمتهاي سايه اي به تفاوت درآمد حاصل از فروش يك مترمربع فرش دستباف منهاي هزينه نهاده هاي قابل تجارت بر حسب نرخ ارز سايه اي ، خواهد بود .
2-3-4- نحوة برآورد قيمتهاي سايه اي به منظور محاسبه مزيت نسبي حقيقي كشور در توليد فرش دستباف :
چنانچه ملاحظه گرديد به منظور محاسبه شاخص DRC ، نيازمند محاسبه قيمت سايه اي سه گروه عمده هستيم . اين سه گروه شامل قيمت سايه اي عوامل داخلي توليد ، قيمت سايه اي نهاده هاي قابل تجارت و قيمت سايه اي نرخ ارز مي باشد . به همين منظور ضمن مشاهده قيمتهاي بازاري اين سه گروه ، با استفاده از معيارهايي به تصحيح و تعديل اين قيمتها مي پردازيم تا به قيمتهاي سايه اي آنها نزديك شويم .

1-2-3-4- برآورد قيمتهاي سايه اي عوامل داخلي توليد فرش دستباف :
قيمتهاي سايه اي عوامل داخلي توليد ، هزينة فرصت استفاده از اين عوامل است . بدين مفهوم كه نهاده اي كه در توليد كالاي خالص به كار گرفته شده است ، مي توانست در توليد كالاهاي ديگر مورد استفاده قرار گيرد كه به دليل كاربرد نهاده مزبور در اين كالاي خاص ، جامعه از توليد كالاهاي ديگر محروم شده است . در اين حالت قيمت سايه اي نهادة مذكور براساس ارزش مشاركت آن در بهترين حالتي كه مي تواند از آن استفاده شود ، محاسبه مي گردد .
در فرآيند توليد فرش دستباف عواملي نظير عامل نيروي كار ، طرح و نقشه ، تجهيزات و ابزار قالي بافي ، هزينه هاي بالاسري (هزينة اجاره ، برق ، آب و …) ، فرايند رنگرزي طبيعي ، فرايند چله كشي و عمليات تكميل فرش (پرداخت ، سرراست ، شستشو ، شيرازه ، دوسرگره ، رفو و …) به عنوان عوامل داخلي توليد فرش در نظر گرفته شده است و به شرح ذيل به محاسبة قيمتهاي سايه اي اين عوامل مي پردازيم .
– قيمت سايه اي نيروي كار :
قيمت سايه اي نيروي كار در صنعت فرش دستباف ، در واقع بالاترين قيمتي است كه در صورت اشتغال اين افراد در صنايع ديگر نصيب آنها مي گرديد . اين در حالي است كه اشتغال در صنعت فرش دستباف با ملاحظات خاص خود روبرو مي باشد . از يكسو گروههاي عمده شاغل در بافت فرش دستباف را افرادي نظير خانمهاي خانه دار ، كشاورزان، دامداران و كوچ نشيناني تشكيل مي‌دهند كه اين فعاليت ، شغل دائمي آنها نيست . از سوي ديگر مهارت تخصصي سر انگشتان ماهر هنرمندان قاليباف كشور ، ويژگي مهارتي ارزشمندي است كه نمي توان با چشم پوشي از آن ، ارزش اين نيروي كار را معادل حقوق و دستمزد نيروي كار ساده در كشور منظور نمود و مطالعاتي كه قيمت اين نيروي كار را در حد نيروي كار ساده در نظر گرفته اند با تأملات بسياري مواجه هستند . بدين ترتيب با عنايت به ملاحظات فوق ، بهترين قيمتي كه مي توان به عنوان قيمت سايه اي براي اين گروه از شاغلين در نظر گرفت ، دستمزدي است كه در حال حاضر براساس برآوردهاي كارشناسي پرداخت مي گردد .
رقم مذكور به تفكيك هر يك از استانهاي مورد بررسي براساس هر قبال ، هر مقاط و يا هر يكصد خفت بافت ارائه شده است (شايان ذكر است كه اين قيمت بالاتر از نرخ حداقل حقوق و دستمزد كارگري در سال 1382 مي باشد) . هزينة ديگري كه در خصوص نيروي كار با آن مواجه هستيم ، هزينه هاي بهداشتي – درماني است . با توجه به آنكه نرخ حق بيمة كارگري به صورت يك نرخ قانوني از جانب مؤسسات بيمه اي وضع مي گردد همان ارقام به عنوان قيمت سايه اي اين هزينه ها منظور شده است .
– قيمت سايه اي كالاهاي سرمايه اي (تجهيزات و ابزار توليد) :
ماهيت كالاي سرمايه اي ، به عنوان كالايي كه در يك نقطه از زمان خريداري شده و طي يك دورة زماني مورد استفاده قرار مي گيرد ، تعيين قيمت سايه اي آن را با ملاحظات خاص مواجه مي سازد . با اين وجود چنانچه هزينه هاي فرصتي منابع سرمايه گذاري شده براي خريد يك كالاي سرمايه اي را در نظر بگيريم ، مي توان قيمت سايه اي هركالاي سرمايه اي را در قالب سه جزء تقسيم بندي نمود :
اولين جزء ، هزينه فرصتي است كه به دليل بكارگيري سرمايه در توليد يك كالاي خاص و چشم پوشي از منافع ديگر به سرمايه گذار تحميل مي شود و مقدار آن برابر با حاصل ضرب“ نرخ بهرة سايه اي اسمي” در قيمت كالاي سرمايه اي است .
تعيين نرخ بهره سايه اي به عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضاي سرمايه بستگي دارد . اين در حالي است كه در كشور ما اطلاعات موجود در خصوص اين عوامل ناقص است و از سوي ديگر براساس نظام بانكداري اسلامي بدون ربا ، بهره در سيستم بانكي كشور جايگاهي ندارد . چنانچه نرخ بهره غيررسمي بازاري را نيز به دليل حرمت شرعي آن در نظر نگيريم ، بالاترين قيمت پرداختي به سرمايه در كشور كه مي توان از آن به عنوان نرخ بهره سايه اي استفاده كرد ، نرخ سود سپرده هاي سرمايه گذاري است . بالاترين نرخ سود سپرده هاي سرمايه گذاري كوتاه مدت كه توسط بانكهاي خصوصي در سال 1382 پرداخت شده است معادل 17 درصد سالانه مي باشد كه اين رقم در محاسبة قيمت سايه اي كالاهاي سرمايه اي مورد استفاده قرار گرفته است .
دومين جزء ، از اجزايي كه كالاي سرمايه اي به عنوان قيمت سايه اي با آن مواجه است ، نرخ تورم در هر دوره زماني است . با توجه به آنكه تغييرات قيمتي بر هزينة استعمال سرمايه اثر مستقيم خواهد داشت (آن را كاهش مي دهد) ، در واقع افزايش قيمت به عنوان عايدي سرمايه تلقي مي شود و اين عايدي سرمايه يك هزينه منفي است و معادل حاصل ضرب قيمت كالاي سرمايه اي در نرخ تورم است.
براساس اعلام بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران ، ميزان نرخ تورم براي سال 1382 معادل 6/15 بوده كه اين رقم نيز در محاسبة قيمت سايه اي كالاهاي سرمايه اي براي توليد فرش دستباف در نظر گرفته شده است .
سومين جزء از اجزاء مؤثر در تعيين قيمت سايه اي سرمايه ، ميزان استهلاك كالاي سرمايه اي در هر دوره زماني است كه مي بايست متناسب با عمر مفيد يك كالاي سرمايه‌اي در نظر گرفته شود . با توجه به آنكه براساس برآورد كارشناسان ، عمر مفيد هر دار قالي 3 سال و عمر مفيد ابزار قالي بافي 1 سال تخمين زده شده است لذا نرخ استهلاك دار قالي 34% در سال و نرخ استهلاك ابزار قالي بافي 100% در سال مي باشد . همچنين در خصوص «نقشه» نيز با توجه به مستهلك شدن آن در طول 3 سال (تقريباً سه تخته فرش) ، نرخ استهلاك نقشه 34/0 در سال در نظر گرفته شده است .
بدين ترتيب قيمت سايه اي سرمايه براساس رابطة زير قابل محاسبه است كه در آنRk قيمت سايه اي سرمايه ، Pk قيمت بازاري كالاي سرمايه اي ، n r نرخ سود اسمي سپرده هاي سرمايه گذاري ، fنرخ تورم و d نرخ استهلاك است .
R k = P k ( r n – f + d )
بدين ترتيب بر اساس فرمول مذكور ، قيمت سايه اي نقشه ، دار و ابزار به ترتيب از حاصلضرب قيمت بازاري آنها در اعداد 344/0 ، 344/0 و 014/1 قابل محاسبه خواهد بود.
– قيمت سايه اي فرايندهاي تخصصي :
فرايندهاي تخصصي مطرح در خصوص توليد فرش دستباف ، شامل فرايند رنگرزي طبيعي و عمليات چله كشي و تكميل فرش مي باشد . با توجه به ماهيت تخصصي اين فرايندها ، قيمت سايه اي آنها معادل برآوردهاي قيمتي كارشناسي در نظر گرفته شده است.

– قيمت سايه اي اقلام بالاسري :
هزينه هايي كه در فرايند توليد فرش به عنوان هزينه هاي بالاسري در نظر گرفته شده است شامل هزينه اجارة مساحت مورد نياز براي بر پا كردن يك دار قالي به همراه امكاناتي نظير برق ، آب و… مي باشد . با توجه به آنكه در محاسبة اين قلم هزينه اي ، هزينة اجاره در مراكز استانهاي مورد بررسي ، مد نظر قرار گرفته است ، لذا بالاترين قيمتي كه مي‌توانست بابت اجاره مكان و تأسيسات پرداخت گردد ، لحاظ شده است و مي توان از آن به عنوان قيمت سايه اي استفاده نمود.
2-2-3-4- برآورد قيمتهاي سايه اي نهاده هاي قابل تجارت :
ويژگي عمدة نهاده هاي قابل تجارت آنست كه مي توان براي آنها قيمتهاي مرزي در نظرگرفت. بنا به تعريف هرگاه قيمتهاي جهاني در يك نرخ ارز داده شده به پول داخلي تبديل شود قيمت حاصله ، قيمت مرزي ناميده مي شود و به تناسب آنكه نهادة مورد نظر ، متعلق به يكي از طبقه بندي هاي چهارگانة ذيل باشد مي بايست از قيمت فوب (FOB ) و يا قيمت سيف ( CIF ) اين كالاها استفاده مي شود .
چنانچه كشوري صادركنندة مهم يك نهاده باشد و فروش آن كشور بتواند بر قيمت جهاني تأثيرگذار واقع گردد ، قيمت سايه اي آن نهاده ، ارزش فوب آن نهاده است .
همچنين اگر اين نهاده يك نهادة صادراتي عمده نباشد وليكن قابليت صادرات را داشته باشد (يعني در صورت عدم استفاده از آن در اقتصاد داخلي مي توانستيم آن را صادر كنيم) كماكان ارزش فوب اين نهاده ، قيمت سايه اي آن خواهد بود .
چنانچه نهاده اي به عنوان يك نهادة عمدة وارداتي براي كشور مطرح باشد ارزش سيف آن نهاده ، قيمت سايه اي تلقي خواهد شد .
همچنين اگر يك نهاده قابليت جايگزيني واردات داشته باشد ( يعني در صورت عدم توليد در داخل كشور بتوان آن را وارد نمود ) كماكان قيمت سايه اي آن ارزش سيف نهاده خواهد بود .
از ميان مواد اولية مورد نياز در صنعت فرش دستباف كه مي توان از آنها به عنوان نهادة قابل تجارت نام برد ، مي بايست به خامة ابريشم ، نخ ابريشمي ، پشم ، نخ پشمي و نخ پنبه اشاره نمود. وضعيت توليد نهاده هاي مذكور در كشور نمايانگر آنست كه اين نهاده ها هر چند كه به عنوان نهاده هاي عمدة صادراتي مطرح نيستند ليكن مي توان از آنها به عنوان نهاده هايي نام برد كه چنانچه در اقتصاد داخلي از آنها استفاده نمي شد مي توانستيم آنها را صادر كنيم . بنابراين نهاده هاي مذكور در طبقه بندي دوم نهاده هاي قابل تجارت قرار مي گيرند و مي بايست قيمت فوب آنها را به عنوان قيمت سايه اي منظور داشت .
بدين ترتيب براساس برآوردهاي كارشناسي ، قيمت سايه اي هر كيلوگرم خامه ابريشمي 33 دلار (30 دلار خامه ابريشمي سفيد + 3 دلار رنگرزي) ، قيمت سايه اي هر كيلوگرم نخ ابريشمي براي چله معادل 38 دلار ، قيمت سايه اي هر كيلوگرم كرك معادل2/8 (8/3 دلار هر كيلوگرم پشم مرغوب نيوزلند (با ميكرون 30) + 2/2 دلار رنگرزي + 5/1 دلار ريسندگي + 7/0 دلار اُفت خامه) و قيمت سايه اي هر كيلوگرم نخ پشمي 3/6 دلار (5/3 دلار هر كيلوگرم پشم نيوزلند (با ميكرون 37) + 1 دلار هر كيلوگرم رنگرزي + 5/1 دلار ريسندگي + 3/0 دلار اُفت خامه) و قيمت سايه‌اي هر كيلوگرم نخ پنبه معادل 8/2 دلار تعيين مي گردد . اين ارقام با استفاده از نرخ ارز سايه اي كه روش برآورد آن در قسمت بعد توضيح داده مي شود ، به پول رايج كشور تبديل مي شود .
3-2-3-4- برآورد قيمت سايه اي نرخ ارز :
برآورد قيمت سايه اي نرخ ارز در مطالعات مربوط به محاسبة مزيت نسبي از اهميت ويژه اي برخوردار است. چرا كه علاوه بر تعيين ارزش ريالي قيمت سايه اي نهاده هاي قابل تجارت ، به منظور محاسبة درآمد حاصل از صادرات يك واحد از كالاي صادراتي نيز نيازمند تعيين نرخ ارز سايه اي هستيم . اين در حالي است كه علاوه بر نوسانات شديد حاكم بر بازار داخلي ارز وسياستهاي داخلي يك كشور ، نرخ واقعي ارز به تغييرات نرخ هاي ارز در خارج ازمحدودة كشورها كه خارج از كنترل دولتهاي آنها مي باشد نيز ارتباط پيدا مي كند . همانند هر كالاي ديگري ، نرخ ارز به دست آمده از تقاطع توابع عرضه و تقاضاي ارز بهترين تخمين از قيمت واقعي ارز مي باشد ولي چنانچه اشاره شد به دليل پيچيدگي عوامل مؤثر بر تعيين عرضه و تقاضاي ارز و نيز كنترل شديد اين بازار توسط دولت ، اين روش قابليت كاربرد ندارد . به همين منظور از روش هاي ديگري جهت تعيين نرخ سايه اي ارز استفاده مي شود .
– روش ميانگين موزون نرخ ارز : (MER )
در اين روش كه توسط افرادي نظير تين برگن نيز مورد تأييد قرار گرفته است‌ ، از ميانگين وزني نرخ رسمي ارز و نرخ غيررسمي آن استفاده مي شود . سهم معاملات انجام شده با ارز رسمي و مبادلات انجام شده با ارز غيررسمي ، تعيين كنندة وزن هر يك از نرخ هاي ارز مذكور در فرمول ميانگين موزون نرخ ارز خواهد بود . بدين ترتيب نتيجه فرمول زير ، نرخ ارز واقعي را به دست خواهد داد كه در آن MER نرخ ارز واقعي ، FER نرخ ارز بازار رسمي ، LER نرخ ارز بازار غير رسمي ، A1 حجم مبادلات رسمي ارز ، A2 حجم مبادلات غيررسمي ارز و A = A1 + A2 حجم كل مبادلات ارزي مي باشد . با توجه به نوسانات شديد نرخ ارز و تغيير رويه هاي متعدد در مديريت سيستم ارزي كشور طي سنوات گذشته ، استفاده از اين روش از كارايي لازم برخوردار نمي باشد .
MER = A1. FER + A2 . LER .
A
– روش برابري قدرت خريد : PPP) )
مطابق تئوري برابري قدرت خريد ، در محاسبة نرخ ارز واقعي مي بايست اثر تغيير در قدرت خريد دو پول مورد نظر را به صورتي حذف نمود . لذا براي به دست آوردن هزينة واقعي يك واحد پول خارجي به قيمتهاي ثابت پول داخلي يك كشور و نيز به منظور تعديل نوسانات قدرت خريد پول خارجي ، مي بايست اقدام به تعديل نرخ هاي مذكور با استفاده از شاخص هاي قيمتي نمود . به همين منظور در روش مطلق برابري قيمت خريد ، فرمول نرخ ارز واقعي ((RER به صورت نسبت شاخص قيمتهاي داخلي ( ‍PI ) به شاخص قيمتهاي خارجي (PE ) تعريف مي شود .

از آنجايي كه به منظور بررسي تغييرات قيمتي بايستي يك دورة پايه اي را نيز مشخص كرد و شاخص ها را در دورة جاري نسبت به اين دورةپايه مورد اندازه گيري قرار داد ، لذا فرمول نرخ ارز واقعي در روش نسبي برابري قدرت خريد به صورت زير تعيين مي گردد كه در آن Ro نرخ ارز در دورة پايه است .

هر چند كه اين روش در ميان تئوري هاي تعيين نرخ ارز يكي از كاربردي ترين روشهاي شناخته شده است ، ليكن بحران ها و نوسانات شديد سطح عمومي قيمتها كه خود را به صورت شوكهاي قيمتي در اقتصاد كشور نشان داده است امكان انتخاب دورة پايه و تعديلات قيمتي را با ملاحظات گسترده اي مواجه مي سازد .
– روش نرخ ارز مؤثر واقعي : ) REER )
در عرصة تجارت بين المللي و با توجه به شرايط حاكم بر بازار ، پول ملي هر كشور در برابر شماري از پولهاي كشورهاي ديگر تقويت و يا تضعيف مي شود . بنابراين نرخ ارز مؤثر ، نرخي خواهد بود كه بتواند در مجموع كاهش يا افزايش برابري پول ملي را نسبت به پولهاي ديگر نشان مي دهد .
به منظور آنكه بتوانيم نرخ ارز مؤثر را به صورت نرخ برابري متوسط يك پول ملي در مقابل ديگر ارزهاي خارجي محاسبه كنيم ، ابتدا مي بايست يك ميانگين وزني از پولهاي ملي كشورها در اختيار داشته باشيم .كامل ترين مجموعه اي كه مي توان براي اين منظور مطمح نظر قرار داد ، “سبد پولي صندوق بين المللي پول” است . ارزش هر واحد محاسباتي اين صندوق با عنوان ارزش SDR تعيين مي شود . ارزش SDR بر پايه سبدي از پولهاي ملي كشورها تعيين مي گردد و در مجموعه اي كه با عنوان “ آمارهاي مالي بين المللي ” (IFS) از سوي صندوق بين المللي پول منتشر مي شود ، مي توان نرخ برابري پول ملي هر كشور را در واحد SDR مشاهده نمود . بدين ترتيب مي توان نرخ ارز مؤثر را به صورت ميانگين وزني سبد پولي SDR محاسبه نمود ، به طوري كه وزن پول ملي هر يك از كشورها سهم پول هر كشور در ارزش SDR است . فرمول ذيل نرخ ارز مؤثر حقيقي را ارائه مي دهد :

در اين فرمول ، αi وزن پولي كشور i در ارزش SDR ، PIR شاخص قيمت كشور ايران ، PEi شاخص قيمت كشور خارجي i ، IR SDR ارزش هر واحد SDR بر مبناي ريال و SDR Ei ارزش واحد SDR بر مبناي پول ملي كشورi است .
با توجه به اين كه در بازار جهاني فرش دستباف ، مقاصد عمده صادراتي ايران را كشورهاي آلمان ، آمريكا ، ژاپن ، فرانسه ، انگلستان و سوئيس تشكيل مي دهند و نيز كشورهاي چين ، هند، پاكستان و تركيه به عنوان ديگر صادركنندگان عمده فرش دستباف مطرح هستند ، لذا انديسi به اين كشورها اختصاص يافته است . جدول شماره (4 –4) اطلاعات مورد نياز براي محاسبة نرخ ارز واقعي مؤثر را در اختيار قرار مي دهد . شايان ذكر است براساس اطلاعات مندرج در IFS سال 2002 ، هر SDR معادل 4/2200 ريال و شاخص قيمت توليد كننده در ايران برابر با 3/231 اعلام شده است .
جدول شماره (4-4) : اطلاعات مورد نياز براي محاسبة نرخ ارز واقعي مؤثر
متغير
كشور سهم پول ملي كشور i در ارزش SDR نرخ برابري پول ملي كشور i در هر واحد SDR نسبت
SDR iR
SDR Ei شاخص قيمت توليد كننده در كشور i (100 = 1995) نسبت
PIR
PEi حاصلضرب ستونهاي (5) و (3) و (1)
آلمان 072/0 3/2 6/956 9/104 2/2 5/151
آمريكا 438/0 2/1 6/1833 6/107 ½ 5/1686
ژاپن 096/0 6/1 2/1375 2/98 3/2 6/303
فرانسه 02/0 9/7 5/278 6/116 9/1 5/10
انگلستان 011/0 8/0 5/2750 2/108 1/2 5/63
سوئيس 011/0 1/2 8/1047 7/96 3/2 5/26
چين 034/0 40/10 5/211 8/102 2/2 8/15
هند 0002/0 5/60 3/36 7/139 6/1 01/0
پاكستان 0001/0 4/76 8/28 119 9/1 005/0
تركيه 0001/0 1800 2/1 8/119 9/1 0002/0
Source : Year book of International Finance Statistics (2002)
مجموع ارقام ستون انتهايي جدول ، نرخ برابري سبد پولي كشورهاي مورد بررسي در واحد SDR را برابر با 9/2257 ريال بدست مي دهد كه چنانچه سهم 3/68 درصدي 10 كشور فوق را در ارزش SDR ، در اين رقم ضرب كنيم عدد 1/1542 بدست مي آيد . با پيگيري ساز و كار فوق در مورد نرخ برابري دلار با سبد پولي كشورهاي مذكور در واحد SDR ، رقم 14/0 قابل محاسبه است . بدين ترتيب با تقسيم دو رقم اخير بر يكديگر ، نرخ ارز واقعي مؤثر در مورد برابري واحد پولي ايران و امريكا معادل هر دلار 11000 ريال بدست مي آيد كه به عنوان نرخ سايه اي ارز مورد عمل قرار مي گيرد .
3-3-4- محاسبة مزيت نسبي در توليد فرش دستباف ايران :
در قسمتهاي قبل فرمول كاربردي DRC جهت محاسبة مزيت نسبي در توليد فرش دستباف ايران ارائه گرديد ، همچنين با تبيين ساز و كار برآورد قيمتهاي سايه اي مورد نياز براي محاسبة فرمول مذكور ، قيمتهاي سايه اي مواد اولية داخلي ، نهاده هاي قابل تجارت و نرخ ارز سايه اي تعيين گرديد . گام بعدي در اين خصوص تعيين قيمت فرشهاي دستباف ايران است . با توجه به ويژگيهاي ساختاري و تنوع و تخصصهاي منطقه اي گوناگون در خصوص شيوة بافت ، طرح و نقشه و رنگ آميز فرشهاي ايران ، مي بايست نسبت به هدف گذاري نوع فرشهاي دستباف در هر منطقه براساس ويژگيهاي فوق اقدام نمائيم . براي اين منظور استانهاي آذربايجان شرقي ، قم ، اصفهان ، خراسان ، همدان به عنوان عمده ترين مراكز توليد فرش دستباف انتخاب شده و ضمن تبيين پيشينة قالي بافي ، به ارائه تصويري از ويژگيهاي ظاهري و ويژگيهاي بافت در هر يك از اين استانها اقدام گرديد . در ادامه با هدف گذاري فرشهاي غالب توليدي – صادراتي در هر يك از استانهاي مذكور به آناليز قيمت تمام شدة انواع فرشهاي دستباف و محاسبة شاخص DRC پرداخته شده است .
4-3-4- بررسي مزيت نسبي در توليد فرش دستباف در استان آذربايجان شرقي :
1-4-3-4-پيشينة قالي بافي در آذربايجان :
منطقة آذربايجان به دليل وسعت مراتع ، زمينهاي كشاورزي ، آب و هواي مناسب و طبيعتي كوهستاني ، همواره در توليد قالي از موقعيتي ممتاز بهره مند بوده است . شهر تبريز در ميان كليه مراكز قاليبافي اين خطه داراي مقام و اعتبار بسزايي است . تبريز همگام با هرات در زمان جانشينان هلاگو مراكز مهم داد و ستد قالي بوده اند . به خصوص در زمان حكومت صفويان با ايجاد كارگاههاي بزرگ قاليبافي ، بافندگان طراز اول در اين شهر گرد آمدند و به بافت فرشهاي بسيار نفيسي پرداختند كه امروزه بسياري از آنها زينت بخش موزه هاي بزرگ جهان است .
در واقع پس از انتقال پايتخت صفويان از هرات به تبريز ، دومين مكتب هنري ايران (مكتب تبريز) بنيان نهاده شد و به دنبال آن استقرار تعداد بيشماري از هنرمندان ، از هر صنف و حرفه اي باعث شد كه شهر تبريز به عنوان كانون هنر مورد توجه بسياري قرار گيرد و در اين ميان هنر فرشبافي نيز با استقرار نقاشان و طراحان زبده اي چون بهزاد و سلطان محمد ، رشد دو چندان يافت . تبريز كه در بسياري از موارد همواره پرچمدار نهضتهاي مختلفي بود ، در اعتلا و گسترش جهاني نام فرش ايران نقش مهمي را ايفاء كرد و رونق و احياي هنر قاليبافي ايران در اواخر دورة قاجار و اوايل سلطنت پهلوي و راهيابي فرش ايران به بازارهاي جهاني و گسترش اين حرفه در ساير نقاط ايران تا حدود زيادي مرهون بازرگانان و تجار و قاليبافان آذربايجان و به ويژه تبريز است. در واقع فرش ايران كه در زمان سلسلة صفويان به اوج شهرت رسيده بود به دنبال هجوم افغانها و آشفتگي هاي پس از آنها تنزل يافت و تنها در زمان قاجار جاي خود را تا حدي باز يافت و صدور فرش ايران به عنوان كالاي تجاري از راه آذربايجان و تركيه به اروپا آغاز شد و آنگاه كه ذخيره فرش ايران به ويژه در آذربايجان رو به پايان يافت ، با همت بازرگانان تبريزي در سايرشهرهاي بزرگ ، قاليبافي عمري دوباره يافت كه در اين ميان مشهد ، كرمان ، كاشان ، اراك و همدان نقش مهمي را به عهده داشتند .
تبريز از نيمه دوم قرن نوزدهم و براساس منابع گوناگون از حدود دهة آخر قرن سيزدهم هجري قمري توسط بازرگانان اين شهر به امر صادرات قالي به استانبول و سپس به كشور هاي اروپايي پيشقدم شد . سيسيل ادواردز در اين مورد در كتاب خود با نام «قالي ايران» نوشته است :
« داد وستد اين كالا در دست بازرگانان تبريزي بود كه مردماني سرشناس و مايه دار بودند . تجارتخانه هاي ايشان شعبه هايي هم دراستانبول داشت. معاملات اصلي آنان عبارت از خريد اجناس كارخانه هاي مغرب زمين و حمل آنها به ايران از طريق راه طرابوزان بود . »
صادرات قالي ايران از طريق تبريز تا آن حد براي دولت ايران پر افتخار و مهم جلوه نمود كه تصاويري از اين رويداد بر روي اولين كارت پستال هاي زيبايي كه در اواخر دوران قاجار
چاپ شده بود نقش بست و به اقصي نقاط جهان ارسال گرديد .
همزمان با شروع اقدامات بازرگانان تبريز در امر صادرات قالي به بازارهاي جهاني ، تجار و بازرگانان شهرهاي مختلف كشور براي وسعت بخشيدن به فعاليت هاي خود و استفاده از امكانات و تسهيلات تجاري پايتخت به تهران مراجعت نمودند و در قسمتهاي مختلف بازار تهران موجبات ترويج و توسعه هنر قاليبافي را فراهم آوردند . همچنين در مناطق مختلف كشور مخصوصاً اراك (سلطان آباد) ، تبريز ، همدان و كرمان با در نظر گرفتن سليقه كشورهاي مصرف كننده اقدام به تهيه قالي در اندازه هاي مختلف نمودندكه بيشترين قاليهاي آذربايجان و همدان از طريق استانبول به كشورهاي آلمان و انگليس و قاليهاي سلطان آباد و كرمان از طريق بندر عقبه در شمال درياي احمر و نيز بندرعباس در جنوب به ايالات متحده آمريكا صادر مي گرديدند . به استناد ارنست اورسل سياح فرانسوي ، در سالهاي 1882ميلادي بازار فرش فروشان تهران از جالب ترين بازارهاي دنيا بود كه در آن قاليهاي زيبا در اندازه و نقشه هاي مختلف براي هر نوع قدرت خريد به معرض فروش گذاشته مي شد . از بزرگترين صادركنندگان فرش تبريز كه اولين پرچمداران صادرات فرش ايران نيز بودند و برخي خود در توليد فرش نيز دستي داشتند مي توان به حاج يوسف قاليچي ، حاج عبدالله قاليچي ، حاج ميرزا جعفر اسلامبولچي ، حاجي صمد قره قاليچي ، ميرزا علي اكبر و اسماعيل قاليچي (فرزندان حاج عبدالله قاليچي) ، صدقياني ، ايپكچي ، حاج محمد ممقاني ، محمد اف ، ديلمقاني ، آواكيان ، كاسباريان و اردوبادي اشاره نمود. اغلب صادركنندگان تبريزي به همراه ديگر صادركنندگان فرش ايران در شهر استانبول و در سرايي به نام سراي « والده خان‌ » دفتر تجارت خود را تأسيس كردند كه به مرور ايرانيهاي ديگر هم در اين مكان گرد آمدند . از تجاري كه در اين سرا دفتر كار داشتند مي توان از شادروانان كرباسي ، ديلمقاني ، اعرابي ، صدقياني ، شالچي ، حاج رضا شهلا و همچنين خانواده معروف قاليچي (حاج يوسف قاليچي ، حاج عبدالله قاليچي و فرزندانش) نام برد .
گفته مي شود حاج عبدالله قاليچي و فرزندش ميرزا علي اكبر قاليچي تنها تجار فرش بودند كه در اولين نمايشگاه بين المللي وين كه در سال 1892 تشكيل شده بود شركت كردند و مقادير زيادي فرش به فروش رساندند . پس از جنگ جهاني دوم كه در سال 1939 ميلادي شروع شد بسياري از افراد مذكور به تبريز مراجعت نمودند و سراي والده خان نيز تعطيل گشت . اما گفته مي شود بقاياي اين سرا كه به صورت ويرانه اي در آمده هنوز هم در استانبول موجود است .
2-4-3-4- ويژگيهاي ظاهري قاليهاي آذربايجان :
در حال حاضر تبريز به عنوان كانون عمده عرضة فرشهاي به اصطلاح شهري باف آذربايجان شناخته مي شود و كانون بزرگ توليدكنندگان نامور و صاحب نامي گرديده كه فرش آذربايجان به آنان مي بالد . از لحاظ طرح و رنگ فرشهاي تبريز و ساير مراكزي كه از آن پيروي مي نمايند به گونه اي است كه مي توان از هر طرح فرش زيباي ايران اثري در آن يافت . به گونه اي كه بافندگان تبريز به ويژه در دورة معاصر هر طرح زيبايي را مورد استفاده قرار داده و با تركيبي از رنگهاي مختلف ، طرحي نو را در انداخته اند . انواع طرحهاي لچك و ترنج ، درختي ، گلداني ، بته جقه اي و دهها طرح ديگر مورد استفادة بافندگان امروز تبريز، مرند و خوي و… است . شايد شادابي و طراوت رنگ در قالي شهري باف آذربايجان بيش از هرچيز ديگر توجه خريداران فرش را به خود معطوف دارد . اين ويژگي در قاليهاي دو دهة اخير اين مناطق بيش از گذشته رخ مينماياند اما از زماني طرحهاي گل فرنگ در لواي طرحهاي نو گرايانه با رنگها و تركيبي نابه هنجار سرتاسر فرش آذربايجان را در نورديده ، اين ويژگي به نحوي شدت يافته كه حالتي آزارنده ، براي رخ قالي زيباي تبريز و ساير مراكز شهري باف آذربايجان رقم زده است . كاربرد انواع رنگهاي صورتي ، زرد ، نارنجي ، بنفش با شدت زياد و آبي هايي كه حتي با آبي زيباي قالي روستايي قديم آذربايجان كمترين قرابتي ندارند ، از اين دست مي باشند .
گروه قاليهاي محلي و روستايي آذربايجان نيز از گذشته اي دور مورد توجه بسياري از خواستاران فرش ايران بوده است . اغلب مراكز روستايي آذربايجان در فواصل نسبتاً نزديك و نه چندان دور با هريس قرار دارند و در بسياري موارد با تقليد از طرح هاي قديم هريس قاليهايي به اين نام روانه بازار مي كنند . زيبايي قاليهاي لچك و ترنج هندسي هريس به گونه اي است كه هم اكنون بسياري از قاليبافان تبريز و ساير شهرهاي آذربايجان از آن كپي برداري نموده و با نام نقش هريس به بازار عرضه مي نمايند . در واقع نقشه قديمي و اصيل هريس به گونه اي است كه ضمن حفظ ويژگي نقوش لچك و ترنج شاه عباسي ، تركيبي هندسي به آن داده و با استفاده از خطوط زاويه دار ، هويتي كاملاً مستقل از قاليهاي شهري باف را براي آن رقم مي زند . معروفترين نام در ميان اين طرحها ، لچك و ترنج شاخه شكسته نام دارد . بررسي قاليهاي قديمي و كهنه هريس نشان داده است كه تنوع نقش در فرشهاي آن بسيار زياد و بازي رنگها زيبايي خاصي را براي آن به وجود آورده بود . عليرغم آنكه اغلب قاليهاي امروز اين روستاي بزرگ از رجشمار پايين برخوردار است ، اما وجود برخي نمونه هاي قديمي بسيار نفيس كه به صورت تمام ابريشم بافته شده ، حكايت از دوران طلايي قالي هريس در گذشته اي نه چندان دور دارد و امروز نيز در بسياري از فروشگاههاي بزرگ قاليهاي ايراني در اروپا و آمريكا قاليهاي قديم هريس از طرفداران زيادي برخوردار مي باشد . گفته مي شود دهه هاي اول و دوم قرن بيستم ميلادي عالي ترين دورة بافت قاليهاي هريس است زيرا خلاقيت زيادي از سوي بافندگان در طرح فرش به وجود آمد . همچنين عدم ورود رنگ شيميايي



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید