تبيين آماري يافته ها:
فرضيه 1: نامساعد بودن جو عاطفي خانواده احتمال فرار نوجوان از خانه را افزايش مي‌دهد.
براساس يافته هاي آماري، خي دو مشاهده شده با سطح 9/99 درصد معنادار بوده است. يعني بين وضعيت عاطفي خانواده و عضويت در گروه دختران فراري و عادي ارتباط معنادار وجود دارد و نتيجه مي شود كه جو عاطفي نامناسب در خانواده احتمال فرار را افزايش مي‌دهد. يافته پژوهش حاضر نشانگر تاييد فرضيه فوق مي باشد.
پژوهش هاي نزديك به موضوع نتايج فوق را مورد تاييد قرار مي دهند.
دكتر كاپاديا در يك تحقيق همه جانبه روي سيصد نفر نوجوان فراري از خانه كه در كانون اصلاح و تربيت شهر بمبئي نگهداري مي شوند به نتايج زير دست يافت.
4/71 درصد پسران و 8/57 درصد دختران نوجوان فراري از خانه به دليل بدرفتاري والدين يا سوء رفتار ناپدري و يا نامادري، از خانه فرار كردند.
محمد سعيدي در پايان نامه كارشناسي ارشد خود تحت عنوان (بررسي فرار جوانان از خانه) به مقايسه‌ي پاسخ هاي 60 نفر نوجوان فراري و عادي پرداخته است، يافته هاي پژوهش وي بدين شرح مي باشد:
نابساماني خانواده، سردي روابط عاطفي والدين، متاركه و طلاق، وجود ناپدري و نامادري، فقر فرهنگي، بيسوادي و اعتياد از مهمترين عوامل برانگيزاننده‌ي تمايل به فرار در نوجوانان بوده است (سعيدي 1372).
بدين ترتيب نتايج بررسي فرضيه 1 پژوهش با يافته هاي پژوهشي ديگر در اين زمينه كاملا مطابقت دارد.
فرضيه 2: ارتباط بين دختر و پسر، احتمال فرار دختران را از خانه افزايش مي دهد. براساس يافته هاي آماري، مقدار خي دو مشاهده شده در سطح 9/99 درصد اطمينان ارتباط معنادار بوده است و نشان مي دهد كه بين ارتباط با جنس مخالف و عضويت در گروه دختران عادي و فراري از نظر آماري رابطه معنادار وجود دارد. يعني ميزان ارتباط با جنس مخالف در گروه فراري بسيار بيشتر از گروه عادي مي باشد و به نظر مي رسد كه بين اقدام به فرار دختران از خانه و ارتباط با نامحرم رابطه وجود دارد.
تفاوت پژوهش حاضر با تحقيقات قبلي در ارتباط با فرضيه شماره 2 اين است كه تحقيقات خارجي به علت فرهنگ خاص خود و پذيرش فرهنگ ارتباط پسران و دختران به اين مورد، به عنوان مشكل نپرداخته اند و تحقيقات داخلي نيز تاكنون اشاره اي به اين مطلب نداشته است.
با اين وجود پژوهش هاي نزديك به موضوع نتايج فوق را مورد تاييد قرار مي دهند.
لالور (1999) در اتيوپي روي تعدادي از نوجوانان دختر و پسر خياباني تحقيقاتي انجام داد و نتيجه گرفت كه براي پسران حملات فيزيكي و براي دختران آزارهاي جنسي وجود داشت. 44% از دختران «ريپ» داشتند و بيش از 26% آنها مورد حمله و آزار جنسي بودند.كاوس، پارادايش- گينرلرجا (2000) روي 346 نفر نوجوان بي خانمان مطالعه اي انجام دادند و نتيجه گرفتند كه اين نوجوانان شرايط بسيار سخت را گذرانيده بودند و عمدتاً اختلالات رواني داشته اند. در تاريخچه زندگي آنان سوء رفتار فيزيكي در كودكي، حملات فيزيكي در خيابان و اختلالات جنسي در كودكي، آزار و اذيت هاي جنسي در خيابان ها و اختلالات و درگيري هاي رواني وجود داشت.
به عقيده (اكرسون) بين فرار از مدرسه يا خانه و دزدي و شركت در دزدي هاي دسته جمعي، كشيدن سيگار، قمار كردن و استعمال مواد مخدر در پسران رابطه مستقيمي وجود دارد و اغلب همزمان رخ مي دهد. در مورد دختران ماندن در خيابان ها به مدت طولاني، تمايل به جنس مخالف، كشيدن سيگار و استعمال مواد مخدر با فرار از مدرسه ارتباط دارد (ميلاني فر 1374)
فرضيه 3: فقر اقتصادي گرايش به فرار دختران را افزايش مي دهد.
با توجه به اينكه براساس يافته‌ي آماري بين وضعيت اشتغال پدر و دختران ارتباط معنادار وجود دارد ولي بين ميزان درآمد پدر با عضويت دختران آنها در گروه عادي و فراري ارتباط معناداري وجود ندارد. بنابراين احتمال مي رود منابع درآمد اينگونه خانواده ها از راه هاي غير قانوني باشد.
مقدار خي دو مشاهده شده حاصل از يافته هاي پژوهش (84/6= X2 ) در سطج 5% تفاوت معنادار را نشان نمي دهد. با وجود تفاوت در توزيع مشاغل پدر بين گروه عادي و فراري و بيشتر بودن تعداد بيكاران در گروه فراري اما بين ميزان درآمد والدين به عنوان مهمترين شاخص اقتصادي، تفاوت معنادار مشاهده نشد. بنابراين فرضيه سوم تحقيق رد شده است. ممكن است رد فرضيه به علت كسب درامدهاي كاذب و جانبي در خانواده دختران فراري باشد. زيرا نتيجه اين پژوهش با پژوهش هاي نزديك به موضوع در اين زمينه هم خواني ندارد.
فولادي (1376) بيان مي دارد كه با بررسي دقيق تحقيقات مرتبط با موضوع فرار دختران از خانه مي توان عنوان كرد كه فرار دختران از منزل با عوامل فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و روان شناختي مرتبط است. وضعيت اقتصادي ضعيف، فقر فرهنگي، روابط نامناسب بين والدين و اختلالات رفتاري شديد پدر يا مادر به عنوان رايج ترين علل بروز فرار دختران از منزل شناخته مي شود.
در بررسي كه بر روي نوجوانان فراري فيليپين صورت گرفته است، دليل عمده بروز اين پديده را رشد ناجور و برابري هاي اجتماعي كه بر فعاليت هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تاثير مي گذارد، عنوان كرده است (سيلوا 1996).
ليروكس (1996) دلايل انتخاب زندگي خياباني را براي كودكان، نداشتن خانواده مناسب، گرسنگي، كمبود غذا، خشونت هاي خانوادگي، كسب پول زياد و سريع و شرايط بد خانوادگي، عنوان مي كند.
كانگر و ديگران در سال 1993 تحقيق تحت عنوان ارتباط فشارهاي اقتصادي خانواده و سازگاري دختران نوجوان بر روي 220 دختر كلاس هفتم در ناحيه (ميدوست) انجام دادند. نتايج نشان داد كه فشار اقتصادي خانواده سازگاري مناسب دختران نوجوان را دچار اختلال مي كند.
فرضيه 4: فقر فرهنگي خانواده (تحصيلات والدين، اعتياد والدين و كثرت اولاد) احتمال فرار دختران از خانه را افزايش مي دهد.
مقدار خي دو مشاهده شده حاصل از يافته پژوهشي در ارتباط با فرضيه 1 در سطح 95 درصد اطمينان معنادار بوده است و نشان مي دهد كه تفاوت در وضعيت فرهنگي و سطح تحصيلات پدران، اعتياد والدين، دختران گروه عادي و گروه فراري به طور چشمگيري معنادار بوده است و با هم تفاوت دارند. بنابراين نتيجه مي گيريم كه فرضيه تحقيق مورد تاييد قرار گرفته است.
در پژوهشي با عنوان بررسي مشكلات خانوادگي «دانش آموزان» كه در يكي از مناطق تهران با نمونه اي بالغ بر 55 نفر دانش آموزان دبيرستاني، انجام شده مهمترين مشكلات خانوادگي كه دانش آموزان عبارت بود از اختلاف والدين، درك نكردن فرزندان در سنين بلوغ از طرف والدين، تبعيض در بين فرزندان، فقر مالي، بي توجهي و تحقير آنان، ايجاد محدوديت در خانواده، بي توجهي نسبت به مسائل تربيتي و درسي فرزندان، كمبود وسايل و امكانات رفاهي، كثرت عائله و تعداد زياد افراد خانواده، جدا شدن والدين از يكديگر، اختلاف برادران و خواهران، بيكاري پدر و اعتياد افراد خانواده (شرفي، 1376).
مطالعات بسياري نشان داده است كه متغيرهايي مثل وضعيت اشتغال والدين، سطح تحصيلات والدين و ساخت والدين (سالم بودن يا ناسالم بودن) سن مادر در هنگام تولد كودك، حمايت كم اجتماعي و خانوادگي و وضعيت و موقعيت مكاني خانواده با رفتارهاي ضد اجتماعي كودكان و نوجوانان متداعي هستند (رانكين به نقل از عزتي راد 1991).
همان طور كه ملاحظه مي شود يافته پژوهش حاضر با يافته هاي تحقيقات ديگر در اين زمينه نيز همخواني دارد. شباهت پژوهش حاضر با تحقيقات قبلي در اين است كه آزمودني‌ها گروهي از نوجوانان مي باشند و از نظر سن تقريبا در يك دوره سني هستند. تفاوت پژوهش حاضر با پژوهش هاي قبلي در اين است كه در پژوهش هاي قبلي رفتار هاي بزهكارانه و ضد اجتماعي به طور كلي در نظر گرفته شده است. اما در پژوهش حاضر صرفاً (اقدام به فرار) نوجوانان دختر است.
فرضيه 5:
احساس فشار رواني از جانب مدرسه و مشكلات تحصيلي سبب فرار دختران از خانه مي شود.
طبق يافته هاي پژوهش مقدار خي دو مشاهده شده در سطح 99 درصد اطمينان معنادار بوده و نشان مي دهد كه وضعيت تحصيلي دختران عادي و فراري با هم تفاوت معناداري دارد. يعني علاقه به تحصيل و انگيزه پيشرفت دختراني كه اقدام به فرار داشته اند بسيار ضعيف تر از دختران عادي است و مي توان نتيجه گرفت كه بين وضعيت تحصيلي دختران و اقدام به فرار آنان ارتباط معنادار وجود دارد.
شاخص هاي مشكلات تحصيلي و فشار رواني ناشي از فضاي مدرسه، شامل وضعيت تحصيلي، ترك بدون اجازه از مدرسه، عدم درك مقررات مدرسه، ارتباط با اولياي مدرسه، انگيزه و علاقه تحصيلي و ميزان تاييد ازطرف دوستان مي باشد. از يافته هاي تحقيق اين طور استنباط مي شود كه مشكلات تحصيلي دختران فراري نسبت به دختران عادي بيشتر بوده است و اين عامل مي تواند يكي از علل احتمالي افزايش فرار در آنها محسوب شود.
يافته پژوهش حاضر نشانگر تاييد فرضيه فوق مي باشد.
پژوهش هاي نزديك به موضوع، نتايج فوق را مورد تاييد قرار مي دهند.
تحقيقات نشان داده است كه تأخيرهاي مكرر در مدرسه، مردود شدن و وجود برنامه هاي نامناسب تحصيلي موجبات فرار نوجوان را فراهم مي آ‎ورد. همچنين وجود تعارض بين آموزش هاي خانواده با تعاليم مدرسه به طوري كه كودكان و نوجوانان قادر به انطباق با شرايط و سازگاري با مقررات خانواده و مدرسه نباشند باعث اقدام به فرار در آنها مي گردد (كرمي نوري، 1968).
تحقيقي توسط خانم يزدان پناه فدائي در سال 1375 تحت عنوان تاثير عوامل اقتصادي، اجتماعي و تحصيلي خانواده بر سلامت رواني دختران نوجوان در نمونه اي حدود 542 نفر از دانش آموزان سال اول دبيرستانهاي دخترانه انجام گرفت. طبق نتايج به دست آمده عواملي كه در سلامت عمومي فرزندان موثر شناخته شده اند، عبارتند از: نحوه رفتار والدين در امور تحصيلي فرزندان، تكاپوي درآمد ثابت ماهيانه پدر، تقويت حس استقلال و روحيه خودگرداني در فرزندان، اختلاف نظر بين والدين، مطلوبيت رفتار والدين با فرزندان، ميزان رضايت از زندگي والدين و زندگي جداگانه با مادر.
بدين ترتيب نتايج بررسي فرضيه 5 پژوهش با يافته هاي پژوهشي نزديك به موضوع در اين زمينه كاملا مطابقت دارد.
بحث و نتيجه گيري
آسيب هاي اجتماعي به عنوان يكي از پديده هاي رواني- اجتماعي تحت تاثير عوامل روانشناختي و جامعه شناختي قرار دارد. آسيب هاي اجتماعي با اختلالات رفتاري خفيف و گاهي شديد همراه است، و همواره از بعد روانشناسي قابل توجه مي باشد (گروسي، 1371).
آسيب هاي اجتماعي و مفاسد اجتماعي دو واژه كاملا مشابه مي باشند كه در كشور هاي غربي به صورت مترادف به كار برده مي شود.
فرار دختران از منزل به عنوان يك معضل اجتماعي از عوامل گوناگوني تاثير مي پذيرد. با بررسي تحقيقات مرتبط به عوامل موثر فرار دختران از منزل، كه در خارج از كشور صورت گرفته است، مي توان به اهميت عوامل خانواده و مدرسه تاكيد كرد.
در طي سال هاي اخير فرار دختران از منزل بسيار افزايش پيدا كرده است. در بين خانواده هاي ايراني، ترك خانه به هر علت به ويژه از جانب دختران غير قابل پذيرش است. با اطلاعاتي كه از سوي نيروي انتظامي مبارزه با مفاسد اجتماعي، خانه ريحانه و بهزيستي تهران ارائه شده است، مشخص گرديد كه بعد از دستگيري اين دختران، خانواده هاي آنها اكثرا از پذيرش اين دختران امتناع مي ورزند و معمولاً اين دختران، خانواده هاي بيمار دارند كه يكي از والدين، يا هر دو معتادند و يا اصلا خانواده اي ندارند (سعيدي، 1372).
با توجه به يافته هاي پژوهش حاضر به ظنر مي رسد عوامل خانوادگي مثل ارتباط بين پدر و مادر و فرزندان و روابط عاطفي آنها، نيز ارتباط بين دختر و پسر و نيز وضعيت تحصيلي و مشكلات مدرسه اي دختران، از عمده ترين علل موثر بر فرار دختران از خانه مي باشد.
مشكلات و محدوديت هاي تحقيق
محدود بودن جامعه مورد بررسي به شهر كرج كه در نهايت باعث ترديد در تعميم نتايج مي گردد.
فقدان اطلاعات و آمار دقيق پيرامون تعداد دختران فراري در سطح شهر كرج و نيز شرايط و موقعيت زندگي آنها.
محدوديت منابع و مأخذ علمي جديد درباره موضوع تحقيق و همچنين عدم وجود پيشينه پژوهش غني در داخل كشور.
عدم دسترسي به خانواده هاي نوجوانان فراري ا زخانه جهت كسب اطلاعات بيشتر.
اين پژوهش بر روي نوجوانان دختر فراري از خانه انجام شده است لذا تعميم نتايج به فراريان پسر ميسر نمي باشد.
با توجه به محدود بودن نمونه دختران فراري در دسترس، امكان همسان سازي گروه نمونه از نظر ويژگي‌هايي چون وضعيت اقتصادي- اجتماعي و سطح سواد والدين وجود نداشت.
از آنجا كه پرسشنامه در بعضي قسمتها توسط مسئولين كانون اصلاح و تربيت در اختيار دختران فراري قرار مي گرفت و امكان نظارت دقيق پژوهشگر نبود لذا ممكن است آزمودنيها با صداقت به سوالات آن پاسخ نداده باشند.
شرايط اجراي آزمون براي تمامي نمونه هاي تحقيق يكسان نبوده و موقعيت هاي اجرايي پرسشنامه كاملا متغير بوده است.
پيشنهادات:
بالا بودن سطح آگاهي پدران و مادران در زمينه تعاملات درست با فرزندان خود، از طريق رسانه هاي گروهي و كلاس آموزش خانواده و غيره.
مشاركت و همكاري قواي مقننه، مجريه و قضائيه در تدوين قوانين خاص براي حمايت از كودكان وايجاد اهرمي قاطع به منظور اجرا نمودن مفاد پيمان نامه جهاني حقوق كودك در ايران.
توصيه به والدين كه علل لغزش خطاي فرزندان خود را با برخورد درست و خودداري از تنبيه، القاء اضطراب و احساس گناه به آنان پيگيري كنند.
جلسه مشاركت سازمان هاي غير دولتي به منظور تاسيس مراكزي جهت نگهداري و حرفه آموزي به كودكاني كه در خانواده خود امنيت جسماني و رواني ندارد و يا بي سرپرست هستند.
انجام پژوهش در زمينه ريشه يابي و بررسي علل فرار دختران در سطح كلان و انجام تحقيق طولي براي بررسي وضعيت نوجواناني كه اقدام به فرار دارند.
ايجاد پايگاه اطلاعاتي مشخص براي ارائه اطلاعات و آمار واقعي و صحيح در رابطه با نوجواني كه اقدام به فرار دارند.
توصيه به والدين در خانواده و همچنين توصيه به اوليا مدرسه در اين جهت كه در عين ملايمت و برقراري رابطه حسنه، با در نظر داشتن تفاوت هاي فردي دانش آموزان مقررات خود را قاطعانه، واضح و صريح و روشن به اطلاع نوجوانان برسانند طوري كه آنها احساس سردرگمي نداشته باشند و (پيام دو سويه) دريافت نكنند.
پدران و مادران و نيز اوليا مدرسه در جهت آموزش مهارت هاي زندگي از جمله مهارت حل مسئله و مهارت اجتماعي و نيز استفاده از سيستم هاي حمايتي به نوجوانان بكوشند.
پيشنهاد مي شود كه مشابه اين پژوهش در شهرها و مناطق جغرافيايي ديگر نيز انجام شود.
پيشنهاد مي شود كه علل ديگر (فرار نوجوان ازخانه) از جمله تاثير عامل هوش و عوامل زيستي نيز بر روي نوجوانان فراري تحقيق شود.
توصيه به آموزش و پرورش و خانواده ها كه براي گذراندن اوقات فراغت فرزندان، با داشتن نظارت واقعبينانه بر رفتار نوجوانان، از طرف خانواده و مدرسه، برنامه ريزي صحيح
داشته باشند.
منابع فارسي
هترينگتون، اي، ميويس، پارك، راس، دي، روان شناس كودك از ديدگاه معاصر (1و2) (1373) ترجمه جواد طهوريان، محمدحسين نظري نژاد، اميرامين يزدي، احمدي رضواني، علي اخشيني، خوشه كسرايي، نشر، معاونت فرهنگي آستان قدس رضوي، تهران.
وندر زندن، چيمز دبليو (1996) روانشناسي رشد، ترجمه حمزه گنجي (1376) نشر بعثت، تهران.
كديور، پروين (1378)، روان شناسي اخلاق، نشر آگه، تهران.
همشهري (روزنامه) جمعيت كودكان خياباني 20/5/79 ص 3. شماره 2189 سال هشتم.
كاستلو، تيموتي- كاستلو، جوزف (1373)، روانشناسي نابهنجاري، ترجمه نصرت ا… پورفكاري، انتشارات آزاد، تبريز.
قرائي مقدم، امان ا… (1373) جامعه شناسي آموزش و پرورش، انتشارات توس، تهران.
ماسن، پاول هنري و ديگران (1370) رشد و شخصيت كودك، ترجمه مهشيد ياسايي، نشر مركز، تهران.
واتيزمن، واليس (1371) رشد اجتماعي (بررسي جوانان و خانواده) ترجمه سيما نظيري، انتشارات انجمن اوليا و مربيان.
جيمز سي، كلمن (1374) روانشناسي نابهنجار و زندگي نوين، ترجمه كيانوش هاشميان، انتشارات كوير، تهران.
اسلامبولچي، مقدم علي (1370) علل ناسازگاري دانش آموزان دوره ابتدايي پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه تهران.
كلهر، منصور (1379) شيوه هاي جامعه پذيري فرزندان دختر و پسر، مجله حقوق زنان سال 3، (20 و 19).
يمني دوزي سرخابي، محمد (1371) تحليل برناسازگاري دانش آموزان در دوره ابتدايي، فصلنامه تعليم و تربيت، شماره 4.
شريفي، حسن پاشا (1371)، چگونگي شكل گيري نگرش هاي دانش آموزان، مجموعه مقالات سمپوزيوم جايگاه تربيت در آموزش و پرورش دوره ابتدايي.
ميلاني فر، بهروز، (1370)، روان شناسي كودك و نوجوان استثنائي: نشر قدس ياتوس، تهران.
نوايي نژاد، شكوه، (1373)، رفتارهاي بهنجار و نابهنجار كودكان و نوجوانان و راه هاي پيشگيري و درمان، نابهنجاري ها، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، تهران.
بررسي علل فرار نوجوان پسر 8-12 ساله تهران رساله كارشناسي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد مركزي دانشكده علوم انساني و علوم اجتماعي.
گيلك پور، خديجه، علل فرار دانش آموزان از مدرسه پژوهش 1377 به نظارت دكتر حسن پاشا شريفي، اداره كل آموزش و پرورش شهر تهران.
بخشايش، اشرف، (1379)، ويژگيهاي شخصيتي دختران فراري و عادي شهر تهران، پايان نامه ارشد باليني.
احدي، حسن (1373) «مفاهيم بنيادي در روانشناسي «نوجواني و جواني» روانشناسي رشد، انتشارات بنياد، تهران.
باغداساريانس، ژيول (1379) تحقيقي پيرامون بررسي ويژگيهاي شخصيتي دختران فراري از منزل، زير نظر معاونت پيشگيري سازمان بهزيستي با نظارت دكتر خويي چاپ شده در بولتن خبري معاونت پيشگيري سازمان بهزيستي منطقه شمال استان تهران.
جي، هي، لي (1377) روان درماني خانواده ترجمه محمد باقر ثنايي، انتشارات اميركبير، تهران.
ذبيحي، رزيتا (1378)، مقاله اي در زمينه فرار دختران از منزل، چاپ شده در بولتن خبري بهزيستي در بخش معاونت پيشگيري.
سياسي، علي اكبر (1343)، روانشناسي جنايي، تهران، انتشارات ابن سينا.
فرجاد، محمدحسين (1363) آسيب شناسي اجتماعي و جامعه شناسي انحرافات انتشارات بدر، تهران.
قائمي، علي (1373) خانواده و كودكان دشوار، انتشارات اميري، تهران.
كي نيا، مهدي (1351) آسيبهاي اجتماعي، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
سعيدي، محمد (1372)، بررسي علل فرار نوجوانان از خانه، پايان نامه ارشد، دانشگاه علامه طباطبائي.
سنجر، هما (1353)، علل فرار نوجوانان از خانه، پايان نامه ارشد، دانشگاه علامه طباطبايي، دانشكده علوم اجتماعي.
بي طرف جعفرآبادي، سعيده (1367) ويژگي هاي خانوادگي نوجوانان بزهكار پسر كانون اصلاح و تربيت شهر تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبائي.
نگراوي، فرشته‌‌ (1380)، بررسي نقش خانواده و مدرسه در آسيب زايي رواني- اجتماعي كودكان و نوجوانان كانون اصلاح و تربيت اهواز، پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه الزهرا.
نيك سرشت ماسوله، مژگان (1380) مقايسه هيجان خواهي و باورهاي غير منطقي در نوجوانان عادي و بزهكار (دختر و پسر) شهر تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه الزهرا.
محمود نژاد، خاتون، (1380)، مقايسه جورواني خانواده نوجوانان عادي و بزهكار، پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه الزهرا.
فاضلي نيا، فرزانه (1380)، نقش خانواده و مدرسه در آسيب زايي اجتماعي نوجوانان كانون اصلاخ و تربيت شهر تهران، پايان نامه ارشد دانشگاه الزهرا.
فهرست منابع انگليسي:
Abebe – Behailu; Aptekar, Lewis (1997). Conflict In the Nighborhood : street and working children in the public space: A Global- Journal- of- child- Reasearch, V4n4: p477-90.
Aptekar- Lewis. (1989). Characteristics of the street children of clombia child- Abuse- and neglect- the- International- journal; v13 n3: p 42-7-37.
Chettey; vanitha- R. (1997). Street children in Durban: An Exploratory In vestigation. Humman Science Research council pretoria H SRC publishers.
Cupta- Anubha; Vema, – suman (1995) perference for social support by Indian street children and Adolescents in stressf-ul life situations.
In ciardi; james. A; surratt, Hilarry. L(1998). Children in the street of Brazil: Druguse, crime. Violence and HIV risks. Vol. 33 P 1467-80.
Unicef (1997). The state of the word, children. Published for unicef by oxford university press.
Conger R.D; Conger k.j; Elder Q.H; lorenz F.O; simons R.L; and whit beck L.B(1993) A. family economic stress and adjustment of early adolescent girls. Developmental psychology- 2220G – 279.
Weiss man. m.m(1975). The Assesment of Social a djustment, Areview of Technigues in Arch Genpsu choatry vol32.
Journal GitAtion 1997: Journal of Research on adolescence v7n4 p3 75-92.
Sharlin SA, hor, Barak M sum 1992 adole scence 27 (706): 387-405 wolk S, Brandom J.sum 1992 adolescence : 12 (46): 175- 87.



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید