چكيده :
هدف پژوهش حاضر بررسي تاثيرات مشاوره گروهي والدين به شيوه شناختي رفتاري دركاهش نشانه‌هاي اضطراب كودكان داراي اختلال‌هاي اضطرابي و افزايش توانمندي آنها در رويارويي با مشكلات و غلبه بر نگراني‌هايشان بوده است .
فرضیه‌های تحقیق به شرح زیرمی باشد :
فرضیه اصلی: مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی- رفتاری منجر به کاهش اضطراب کودکان آنها می‌شود.
فرضیه‌های فرعی: 1. مشاوره گروهی والدین کودکان مضطرب منجر به کاهش اضطراب فراگیر کودکان می‌شود. 2. مشاوره گروهی والدین کودکان مضطرب منجر به کاهش اضطراب جدایی کودکان می‌شود. 3. مشاوره گروهی والدین کودکان مضطرب منجر به کاهش هراس اجتماعی کودکان می‌شود.
جامعه ي مورد مطالعه در اين پژوهش دانش آموزان دختر پايه اول تا چهارم ابتدايي شهر تهران در سال تحصيلي 88-─87 بوده‌اند.
در اين پژوهش از نمونه در دسترس استفاده شد تعداد 60 دانش آموز مضطرب كه به وسيله ي آزمون CSI4 كه اضطراب آنها از نقطه برش بيشتر بود به عنوان نمونه انتخاب شدند . اين 60 دانش آموز از بين 600 دانش آموز سه مدرسه در مناطق (18و 6 و 1) آموزش و پرورش تهران انتخاب شدند . و از بين دانش آموزان انتخاب شده درگروه نمونه 30 دانش آموز بطور تصادفي در گروه آزمايش و 30دانش آموز در گروه گواه قرار گرفت .
ابزار مورد استفاده در اين پژوهش پرسشنامه علايم مرض كودكان براي شناسايي كودكان داراي اختلال اضطراب (فراگير – جدايي و هراس اجتماعي ) بوده است . در چهارچوب روش پژوهشي شبه آزمايشي و طرح پژوهش پيش آزمون – پس آزمون با گروه كنترل 60 نفر از كودكان مضطرب به طور تصادفي در 2 گروه جاي گرفتند . والدين گروه آزمايشي به مدت 10 جلسه 90 دقيقه‌‌اي تحت برنامه مشاوره گروهي به شيوه شناختي رفتاري ، براي كنترل اضطراب قرار گرفتند .
پس از اين دوره آموزشي پس از دو هفته دوباره از هر دو گروه آزمون 1CSI4 گرفته شد و نمرات 2 گروه با استفاده از روش تحليل كوواريانس مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت .
نتايج تحليل كوواريانس نشان داد كه مشاوره گروهي والدين به شيوه شناختي رفتاري بر كاهش اضطراب ( جدايي – فراگير – هراس اجتماعي ) كودكان موثر بوده است .
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
ریشه‌ی بسیاری از مسائل و مشکلات روانی کودکان و نوجوانان در اضطراب و اختلالات مرتبط با آن است. اضطراب به صورت یک اصطلاح کلی تعریف می‌شود که تنش و برانگیختگی فیزیولوژیکی، درک عقیده و اجتناب رفتاری را دربرمی‌گیرد. (ایسائو و پیترمن، ترجمه براتیان، 1384)
کودکان هم مثل بزرگترهایشان دچار اضطراب می‌شوند ولی اغلب از اینکه اضطراب و‌استرس را تجربه می‌کنند ناآگاهند در حالی که بچه‌ها از اضطراب آسیب می‌بینند- اضطرابی که آنها را بسوی افسردگی هدایت می‌کند. آنها ممکن است این اضطراب را به طرق مختلفی نشان دهند یکی از خطرناکترین کارهایی که ممکن است والدین بکنند چشم پوشی از بحرانهای دوران کودکی فرزندانشان است. مهم نیست که این بحران چقدر کوچک به نظر برسد کی رخ دهد و چه شدتی داشته باشد.
در دوره کودکی بلوکهای ساختمانی کودکان ساخته می‌شود و دوره بزرگسالی آنها را تشکیل می‌دهد اضطرابی که در کودکی شکل می‌گیرد اگر در همان کودکی برطرف نشود در بزرگسالی به سختی برطرف می‌شود (تریسی هیل،2 2008) وقتی کودکان در لفافه‌ای از نگرانی گرفتار می‌شوند به نظر ساده می‌رسد که به آنها اطمینان دهیم خوبند و مشکلی ندارند ولی آن وقت آنها در حیرت می‌مانند اگر همه چیز خوب است پس چرا من هنوز می‌ترسم؟!
بیش از آرام کردن مي‌باید به کودکان یاد دهیم که چگونه «نگرانی» عمل می‌کند آنها چطور می‌توانند با اضطراب چالش پیدا کرده و از پس آن برآیند. (تامار چانسکی3، 2007).
رسالت‌ما این‌است که کیفیت زندگی کودکان مضطرب و والدین آنها را به کمک متخصصین بالا ببریم. چون کودکان معمولا نگرانیهایشان را در تنهایی خود پنهان می‌کنند، هدف ما این است که به بزرگترها کمک کنیم تا به کودکان بیشتر توجه کنند ، اضطراب آنها را بشناسند و به آنها کمک کنند. (چانسکی، 2008).
بيان مسئله :
رشد هیجانی برای همه انسانها نوعی چالش است، کودکان در طی دوره‌ای کمتر از یک دهه از درک هیجانی محدود به افرادي با شبکه هیجانی پیچیده تبدیل می‌شوند. با بالا رفتن سن، تعداد و پیچیدگی تجارب هیجانی و همین طور مطالبات برای نحوه ابراز هیجانی همگی افزایش می‌یابند تعجب آور نیست که برخی از کودکان در رویارویی با این چالش‌ها درهم می‌شکنند و دچار اختلال‌های هیجانی می‌شوند اختلال‌های هیجانی سیری مزمن دارد و می‌تواند به شدت مزاحم روند عادی زندگی در دوران بزرگسالی می‌شود. (کلر4 و همکاران، 1993؛ راچمن،5 1998، به نقل از کندال، ترجمه نجاریان، داوودی، 1384).
مطالعات اولیه در زمینه بروز ترس‌ها، نگرانی‌ها و اضطراب‌ها در کودکان و نوجوانان آنها را در 3 تا 18 سال گزارش داده‌اند. بل- دولان، لاست و استراوس در سال 1990 شیوع نشانه‌های اضطرابی را در یک نمونه 62 نفری از کودکان و نوجوانانی که هرگز از لحاظ روانی بیمار نبوده‌اند بررسی کرده‌اند. نشانه‌های اضطرابي مختلفی مخصوصا ترس از بلندی‌ها، صحبت کردن در جمع و شکایت‌های بدنی در تقریبا 20 درصد آزمودنی‌ها شناسایی شد. این یافته‌ها بالاتر از برآوردهای قبلی گزارش شده در پیشینه است و بیانگر این هستند که نشانه‌های اضطرابی در سطوح غیر بالینی یا بالینی ممکن است نسبت به آنچه قبلاً انتظار می‌رفت با بسامد بیشتری در نوجوانان بروز کنند. روی هم رفته پژوهشگران ضرورت توجه بیشتری را به بررسی الگوهای بروز نشانه‌های اضطرابی در کودکان و بررسی عوامل رشدی و موقعیتی موثر بر این نشانه‌ها مطرح کرده‌اند. پژوهش‌ها تأثیر‌منفی اضطراب دوران کودکی بر عوامل روانی اجتماعی‌مانند عملکرد تحصیلی‌و کارکرد اجتماعی را تأييد کرده‌اند. اختلال در عملکرد ممکن است به شدت تحت تاثیر همراه بودن حالت‌های مرضی شدید با اختلال‌های اضطرابی و‌اضطراب با اختلال‌هایی نظیر‌افسردگی و‌اختلال نقص‌توجه باشد، داده‌های تجربی‌پیوسته از این یافته‌ها حمایت کرده‌اند که اختلال‌های اضطرابی در اوایل دوران کودکی و نوجوانی شروع می‌شوند و تا دوران بزرگسالی سیر مزمنی را طی می‌کنند. پژوهش‌ها بیانگر این هستند که نشانه‌های اضطراب ممکن است در طی زمان بدتر شوند، توجه به آسیب شناسی روانی به افزایش شناخت ما از ماهیت و سیر این اختلال‌ها کمک می‌کند. (ماش و بارکلی، ترجمه توزنده جانی، توکلی زاده، کمال پور، 1383).
در‌اواخر دهه‌ی 1990 با‌ظهور پژوهش‌ها، شیوه‌هاي ‌درمانی مختلف‌توصیف شد‌و کارایی درمانی آنها در خصوص اختلال‌های اضطرابی دوران کودکی تائيد گردید (اولندایک و همکاران 1994، به نقل از کندال، ترجمه نجاریان، داوودی، 1384). در میان درمان‌های روان‌شناختی شواهد‌پژوهشی کافی مبتنی بر اثر بخشی مداخله‌های رفتاری- شناختی برای اضطراب وجود دارد (بیدل و ترنر، 2005).
برای نمونه برنشتین،6 لیان،7 ایگان8 و تینسون9 (2005) نشان دادند که بکارگیری شیوه درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب کودکان موثر است. همچنين موثرترین درمان برای اضطراب کودکان را درمان شناختی رفتاری دانسته‌اند. با این‌وجود یکی از‌موضوع‌های مهم‌در درمان‌اختلال‌های اضطرابی کودکان (یا‌هر اختلال دیگر) این است که این کودکان به ندرت خودشان جویای درمان می‌باشند و اغلب، بزرگسالان وجود پریشانی را در کودک شناسایی کرده و درصدد درمان‌او بر می‌آیند. بدین‌ترتیب کودکان انگیزه کمتری برای همکاری در فرایند درمان دارند و ایجاد یک رابطه درمانی با کودک کاری دشوار است (بیدل و ترنر، 2005).
از این نظر به کارگیری و آموزش والدین در برخورد با اضطراب کودکان ضروری به نظر می‌رسد.
یکی از اهداف CBT و درمان شناختی رفتاری این است که اضطراب کودکان را با تغییر دادن باورهایی که اضطراب را گسترش می‌دهند کاهش دهیم در CBT کودک می‌آموزد که «افکار» احساسات و خلق را که بر رفتار تاثیر می‌گذارند ایجاد ‌کند. (هکن سک10، 2008).
با این وجود یکی از موضوعهای مهم در درمان اختلال‌های اضطرابی کودکان اين است كه به نقش والدین در ایجاد اضطراب در فرزندان توجه شود. ممکن است توجه بیش از اندازه پدر و مادر، واکنشی به اضطراب کودک باشد و علت آن محسوب نشود. بسیاری از عوامل پرورش فرزندان با اضطراب سرو کار دارد یعنی در حالی که می‌دانیم برخی از شیوه‌های مراقبت از فرزندان با اضطراب در بچه‌ها همراه است نمی‌دانیم که آیا نتیجه اضطراب هستند یا مسبب آن. « گلد اگنیند برگ » و « مارگارت شولبرگ»، اساتید دانشکده پزشکی جان هاپکینز نقش والدين در ايجاد اضطراب در كودكان را بررسي كرده‌اند.
والدینی که مدام در کارهای کودکان مداخله می‌کردند، کارهایی را که کودکان می‌توانستند، باید مستقل انجام می‌دادند زیر بنای ناقص را در کودکان خود ایجاد می‌کردند. چنین والدینی در ایجاد و توسعه اضطراب کودکانشان مشارکت دارند. (جفری11، 2006).
از این نظر به کارگیری و آموزش والدین در برخورد با اضطراب کودکان ضروری بنظر می‌رسد.
مشاوره گروهی والدین نوعی از تعلیم و تربیت گروهی است که برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای وسیعی را شامل می‌گردد و به والدین کمک می‌کند تا دانش و تواناییهای خود را در زمینه پرورش و تربیت کودکان به نحو مطلوبی گسترش دهند.
و مشاوره گروهی مستلزم ایجاد رابطه‌ای عاطفی است برای رسیدن به هدف‌ها و مقاصد گوناگون و متعدد این شیوه یکی از شیوه‌های استفاده شده در درمان کودکان است. (شفیع آبادی، 1375)
عطف به مطالب فوق محقق تصمیم گرفته است که تاثیر مشاوره گروهی به شیوه شناختی رفتاری والدین بر کاهش اضطراب کودکان را بررسی کند. در این پژوهش محقق در پی یافتن این سوال است که آیا مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی رفتاری موجب کاهش اضطراب کودکان 10-7 ساله شهر تهران می‌شود؟
اهمیت و ضرورت مساله
با‌وجود اینکه همه ما گهگاهی اضطراب را تجربه می‌کنیم توضیح دادن به بچه‌ها راجع به اینکه اضطراب چگونه عمل می‌کند خیلی سخت است وقتی با کودکان مضطرب صحبت می‌کنیم خیلی مهم است که به آنها بفهمانیم که تنها نیستند. در دنیا میلیونها کودک هستند که گهگاه دچار اضطراب می‌شوند و خیلی مهم است که به آنها نشان دهیم که می‌توانند با شیوه‌های صحیح‌از پس این اضطراب برآیند. افکار غیر ضروری را کنار بگذارند و دید صحیح‌تری نسبت به موقعیت داشته باشند. و یاد بگیرند که قدم به قدم با ترسهایشان روبرو شوند (چانسکی، 2007).
طی تحقیقی كه پائولابنیفاسی12 و همکاران (2008) انجام داده‌اند. اختلالات اضطراب و افسردگی موجب می‌شود که کودکان در امور درسی مثل املا و هِجی کردن دچار اختلال و افت تحصیلی شوند.
اختلالات اضطرابی در کودکان و نوجوانان تا حدود زیادی ناشناخته است و تعداد زیادی از این کودکان و نوجوانان (مضطرب) خدمات دریافت نمی‌کنند. برای کاهش آسیب‌های ناشی از اضطراب، تشخیص و مداوای به موقع از وظایف سازمانهای مسئول برای سلامت عمومی می‌باشد. در راستای افزایش و سرعت بخشی تشخیص و‌درمان کودکان مضطرب توسعه مراکز درمانی کودکان و مراکز مشاوره در مدارس ضروری است. این مراکز می‌تواند در زمان کوتاه کودکان مضطرب را شناسایی و برای درمان آنها اقدام کنند. (ریگاردا و همکاران، 2008).
طبق مطالعات اخير 6/18% از كودكان و نوجوانان به نوعي درگير اضطراب و اختلالات ناشي از آن هستند اضطراب پيامد زندگي معاصر است و بسياري از خانواده‌ها با اين معضل در كودكان و نوجوانان دست به گريبان هستند و بعضاً در مقابل آن احساس درماندگي مي‌كنند چرا كه راههاي مقابله با اين اختلالات و شيوه‌هاي درمان آن را نمي‌شناسند .
در مطالعات انجام شده توسط سيلورمن و همكاران ( 1995) و موريس و همكاران (2000) دختران در مقايسه با پسران نگراني‌هاي معنادارتري نشان دادند ( اسيائوو پيترمن ، ترجمه‌ي براتيان ، 1384)
اضطراب در تصميم‌گيري‌هاي كودك تاثير مي‌گذارد . يك كودك مضطراب نوعاً غير واقع بين و عصباني و بدبين است و آنها به اطمينان بيش از حد نياز دارند و ممكن است فكر كنند اين امنيت زودگذر است .
براي چنين كودكاني اضطراب حالت محافظت ندارد بلكه مانع آنها در مشاركت براي انواعي از فعاليتهاي روزمره ، مدرسه ، روابط دوستانه و عملكرد تحصيلي آنها مي‌باشد(‌ چانسكي ، 2008) .
عطف به مطالب فوق و با توجه به اهميتي كه وجود كودكان و دانش آموزان سالم براي جامعه دارند و با توجه به اينكه تحقيقات انجام گرفته در ايران در زمينه اضطراب كودكان بسيار محدود است ، محقق تصميم گرفته كه تأثير آموزش گروهي والدين به شيوه شناختي رفتاري را بر كاهش اضطراب كودكان بررسي نمايد تا كمكي براي كاهش اضطراب كودكان اين مرز و بوم باشد .و موضوع موردنظر پژوهشگر موضوعي است كه هيچ تحقيق علمي در زمينه فوق در ايران صورت نپذيرفته يا محقق با آن برخورد ننموده است .
اهداف پژوهش
الف) هدف کلی: بررسی‌تاثیر مشاور‌ه گروهی والدین‌به شیوه‌شناختی رفتاری بر کاهش اضطراب کودکان 10-7 ساله مدارس دخترانه شهر تهران.
– اهداف فرعي: 1. بررسی تاثیر مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی- رفتاری بر کاهش اضطراب فراگير كودكان .
2. بررسی تاثیر مشاوره گروهي والدين به شيوه شناختي رفتاري بر كاهش اضطراب جدايي كودكان
3- بررسي تأثير مشاوره گروهي والدين به شيوه‌ شناختي رفتاري بر كاهش هراس اجتماعي كودكان
ب) هدف علمی: دسترسی به‌اطلاعات علمی در‌مورد موضوع و افزایش اطلاعات جدید در مورد جامعه ماست.
ج) اهداف کاربردی: نتایج این پژوهش می‌تواند مورد استفاده:
1. مسئولین و برنامه ریزان آموزش و پرورش
2. معلمان و اولیای دانش آموزان
3. مسئولین وزارت بهداشت
4. مسئولین سازمان بهزیستی
5. محققین، روانشناسان، دانشجویان قرار گیرد.
پرسشها و فرضيه‌هاي پژوهش
الف) پرسش پژوهش: آیا مشاوره‌گروهی والدین به شیوه شناختی رفتاری بر کاهش اضطراب كودكان آنها تاثیر دارد؟
فرضیه‌های تحقیق:
فرضیه اصلی: مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی- رفتاری منجر به کاهش اضطراب کودکان آنها می‌شود.
فرضیه‌های فرعی:
1. مشاوره گروهی والدین کودکان مضطرب منجر به کاهش اضطراب فراگیر کودکان می‌شود.
2. مشاوره گروهی والدین کودکان مضطرب منجر به کاهش اضطراب جدایی کودکان می‌شود.
3. مشاوره گروهی والدین کودکان مضطرب منجر به کاهش هراس اجتماعی کودکان می‌شود.
تعاريف نظري و عملياتي متغيرها
انواع متغيرها:
متغیر کنترل: در این تحقیق: 1. سن (گروه سنی 10-7 سال) 2. جنس: دختر 3. سطح تحصیلات: پایه اول تا چهارم دبستان.
متغیرهای مزاحم: در‌این تحقیق ‌وضعیت اقتصادی‌والدین، وضعیت تحصیلی‌والدین، هوش‌بهر کودکان، فرهنگ حاکم بر خانواده، شیوه‌های فرزند پروری، عوام ژنتیکی متغیرهای مزاحم هستند. که محقق با انتخاب تصادفی سعی در کنترل این متغیرها دارد.
الف) تعريف نظري مشاوره گروهي به شيوه شناختي رفتاري :
درمان شناختي رفتاري بر اين پايه استوار است كه احساسات ما تحت سلطه « افكار» ما راجع به موقعيت انسانها وحوادث زندگي ما هستند نه تحت تاثير اين مسائل به خودي خود CBT روي تغيير نحوه‌ي تفكر ما تمركز دارد تا كمكمان كند احساس بهتري داشته باشيم با ياد گرفتن « تفكر متفاوت » فرد ميتواند مهارتهايي را ياد بگيرد تا بتواند با زندگي بهتر سازگاري كند . ( ليتل ، 2004)
اين آموزشها بصورت گروهي با تعداد معيني شركت كننده انجام مي گيرد و اين فعاليتها جنبه درماني و پيشگيري دارد .
تعریف عملیاتی: محقق طی‌برقراری کلاسهایی با والدین شیوه شناختی رفتاری را به آنها آموزش داده و فرضیات نامعقول را در موقعیتهای مختلف شناسایی می‌کنند. و الگوی تفکر غیر منطقی‌اش را درک کند. و رفتارش را در راستای سازگاری و حوادث زندگی تغییر دهد و اجرا کند.
اضطراب کودکان
تعریف نظری: اضطراب در کودکان وابسته است به ترس بیش از اندازه و نگرانی ریشه‌دار که هم ریشه‌ی خلقی و هم ریشه‌ی محیطی دارد. اضطراب در بسیاری از کودکان شیوع‌دارد ولی‌بعضی از بچه‌ها به‌این تاثیرات‌بالقوه‌ی منفی‌بیش از حد واکنش نشان می‌دهند. (کیم برلی1314، 2007)
اضطراب کودکان شامل ترس، (نگرانی، اضطراب جدایی، اضطراب منتشر، هراس، …..) می‌باشد. اضطراب، ‌اختلال در‌رفتار کودک‌است که می‌تواند از‌علائم جسمی‌مثل سردرد، تهوع، بی خوابی، ناخن جویدن، بی میلی در مدرسه رفتن، کج خلقی، گریه کردن، …… نشان می‌دهد (چانسکی، 2008).
تعریف عملیاتی: در‌این پژوهش‌منظور از اضطراب کودکان نمره‌ای‌است که از آزمون اضطراب CSI4بدست می‌آید. در این آزمون :
در فرم والد و معلم از نقطه برش 3 به بالا نشان دهنده وجود اضطراب فراگيراست .
در فرم والد معلم از نقطه برش 2 به بالا نشان دهنده اضطراب هراس اجتماعي است .
در فرم والد از نقطه برش 4 به بالا نشان دهنده اضطراب جدايي است .
فصل دوم
ادبیات پيشينه‌ پژوهش
مقدمه:
فصل‌حاضر در دو‌بخش تنظیم شده‌است. الف- مباني نظري كه در اين قسمت پیرامون اضطراب کودکی و اختلالهای اضطرابی در کودکان تخصیص یافته است بدین منظور مروری بر اضطراب، تعریف، طبقه بندی و دیدگاههای مربوط به اضطراب و درمان آن و مشاور گروهی والدین به شیوه شناختی رفتاري که برای این منظور انواع مشاوره، مشاور گروهی و نقش والدین در ایجاد اضطراب و دیدگاه شناختی والدین در ایجاد اضطراب و درمان پرداخته شده است.
ب- پيشينه پژوهش كه به مطالعه و مرور يافته‌هاي پژوهشي داخلي و خارجي در ارتباط با پژوهش حاضر پرداخته شده است.
الف – مباني نظري
اضطراب کودکی
اضطراب پدیده‌ای طبیعی است و همگان آن را در وهله‌ای احساس می‌کنند. اضطراب پاسخی‌ضروری به‌فشار روانی است و‌فرد را به هنگام رویارویی با خطر برای فعالیت و کنش آماده می‌کند. در مواقع بسیاری، چنین پاسخی عقلانی و حتی حیاتی است (کنرلي، ترجمه مبيني، 1384). واکنش‌های مشهودی که در برابر ناکامی، و واکنش‌هایی که در رویارویی با شکل‌های دیگر فشار روانی ابراز می‌شوند مفهوم اضطراب را به میان آورده‌اند. فرض بر این است که هر موقعیتی که بهزیستی جاندار را به خطر می‌اندازد حالت اضطراب را به وجود می‌آورد، تعارض‌ها و گونه‌های دیگر ناکامی یکی از خاستگاه‌های اضطراب‌اند. همچنین خطر آسیب بدنی، به خطر افتادن عزت نفس و وارد آمدن فشار برای انجام کارهایی فراتر از توانمندی‌های آدمی، در وی اضطراب ایجاد کند. منظور از اضطراب، هیجان ناخوشایندی است که با اصطلاحاتی مانند «نگرانی»، «دلشوره»، «وحشت» و «ترس» بیان می‌شود و همه انسان‌ها درجاتی از آن را گاه گاه تجربه می‌کنند. (اتكینسون، ترجمه براهني و همکاران، 1380).
اگرچه پژوهشگران چند دهه است که ترس، اضطراب و نگرانی را بررسی کرده‌اند ولی هنوز بر سر تعریف و مفهوم بندی آنها اتفاق نظر ندارند. و گاهی آنها را به جای یکدیگر به کار می‌برند. اضطراب، ترس، نگرانی سه سازه فرضی هستند که یک رشته رویدادهای‌ذهنی را‌نشان می‌دهند رویدادهایی که آنها‌را از‌نشانه‌های رفتاری، پاسخ‌های فیزیولوژیک و گزارش اشخاص استنباط می‌کنیم (شرودر وگوردان، ترجمه‌ي فیروز بخت‌، 1384)
ترس‌ها به پاسخ هشدار فطری و تقریبا زمینی به موقعیت خطرناک و مهلک اشاره دارد افراد «هشدارهای کاذب» احساس می‌کنند که در آنها محرک‌ها یا موقعیت‌های بی ضرر، خطرناک، پنداشته‌می‌شوند (استریت و‌بارلو 1994، به‌نقل از‌هالجین ویتسبورن، ترجمه سید محمدی، 1383).
اضطراب برخلاف واکنش هشدار دهنده و فوری ترس نوعی هیجان یا حالت خلقی است که مشخصه آن عاطفه منفی مانند تنش و ناآرامی و بیمناکی و نگرانی است. (بارلو 2002، به نقل از شرودر و گوردن، ترجمه فیروز بخت، 1384) اضطراب بیشتر آینده گرا و کلی است و عنصر شناختی و عاطفی دارد وقتی فرد مضطرب است احساس می‌کند اتفاق وحشتناکی روی خواهد داد که قدرت تغییر دادن آن را ندارد سپس روی نگرانی‌های درونی خود تمرکز می‌کند و درباره احتمال خطر یا تهدید گوش به زنگ یا بیش از حد مراقب می‌شود. (هالجین و ویتسبورن، ترجمه سید محمدی، 1383)
کودکان در بهترین موقعیت‌ها هم مقداری اضطراب را تجربه می‌کنند به شکل نگران، بیم، ترس، و‌یا استرس‌نگرانی عادی‌و اضطرابهای‌زودگذر وقتی‌رخ می‌دهند که کودکی با یک موقعیت ناآشنا و یا استرس زا روبرو می‌شود و در واقع این اضطرابهای نرمال در طی دوران رشد کودک به طور طبیعی رخ می‌دهند.
اضطراب کودکان بیش از آنکه بر آنچه کودک را مضطرب می‌کند متکی باشد بر این استوار است که چه‌میزان اضطراب شکل گیری‌شخصیت یک کودک را تحت تاثیر قرار می‌دهد. هنگامی که نگرانی و اجتناب به صورت یك پاسخ خودکار کودک در بسیاری از موقعیت‌ها شکل گیرد وقتی آنها دائما احساس عصبی بودن می‌کنند و یا وقتی نوازش و یا اطمینان دهی به آنها در آرام کردنشان بي‌تأثير باشد برای چنین کودکانی اضطراب حالت محافظت ندارد بلکه در شرکت در فعالیتهای مختلف روزمره مدرسه، روابط دوستانه، عملکرد تحصیلی مانع ایجاد می‌کند.
اضطراب می‌تواند در تصمیم‌های کودک مداخله کند یک کودک مضطرب نوعا غیر واقع بین است، بدبین است آنها به اطمینان بیش از حد نیاز دارند و ممکن است فکر کنند این امنیت زودگذر است. عدم اطمینان و عصبانیت هم می‌توانند علائم اضطراب باشند وقتی کودکی با استرس و نگرانی خلع سلاح می‌شود و یا از کم خوابی خسته می‌شود، و احساس متفاوت بودن از دیگر کودکان دارد می‌تواند باعث اضافه افزایش نگرانی آنها شود. (کیم برلی، 2007).
نتایج تحقیق نشان می‌دهد که کودکان مضطرب و افسرده در املاء و هجی کردن، غلطهای بیشتری نسبت به گروه کنترل (که این دو اختلال را نداشتند) داشته‌اند. لیکن در خواندن تفاوتی دیده نشده است. (پائولابونیفاسی15 و همکاران، 2008)
تعریف و طبقه بندی
اضطراب
مشکلات زیادی در رسیدن به تعریف دقیقی از اضطراب وجود دارد که در اکثر نظریه پردازان با اظهارنظر لانگ (1986) توافق نظر دارند که اضطراب یک مفهوم فرضی است این مفهوم همچنین ذهنیتی است که وجود خارجی ندارد. اما ممکن است در توضیح پدیده‌های قابل مشاهده مفید باشد.
لانگ یک الگوی سه بعدی از اضطراب را پیشنهاد کرده است که در شناخت تعاریف بالقوه مختلف اضطراب کمک زیادی نموده است. اضطراب ممکن است برحسب تفکر، به عنوان مثال «من ترسیده‌ام»؛ احساس‌های جسمی یا عاطفی مانند افزایش ضربان قلب، عرق کردن، تنش یا برحسب رفتارها، نظیر اجتناب از یک موقعیت یا فرار کردن تعبیر و تفسیر شود (لانگ 1969 به نقل ازپاول وانرایت، ترجمه توزنده جانی و کمال‌پور، 1376).
علائم رایج اضطراب
اسهال، احساس سر گیجه و سبکی در سر، تعریق مفرط، تشدید رفلکس‌ها، بالا رفتن فشار‌خون، تپش قلب، احساس‌درد در قفسه سینه، اتساع مردمک، بیقراری و قدم زدن، سنکوب، مور مور شدن اندامها، لرزش، آشفتگی معده، بی خوابی، اشکال در تمرکز حواس، بی حالی، بی اشتهایی، تکرر ادرار و احساس قریب الوقوع بودن دفع ادرار علاوه بر آثار حرکتی و احشایی اضطراب، تاثیر آن در تفکر، ادراک و یادگیری نباید از نظر دور بماند، اضطراب پیدایش گیجی، کونفوزیون16 و دگرگونی ادراک را نه تنها در ارتباط با زمان و مکان بلکه افراد و معانی حوادث، تسهیل می‌کند. این دگرگونی‌ها با پایین آوردن سطح تمرکز، کاهش فراخوانی خاطرات و ایجاد اختلال در توانایی ربط دادن یک عبارت به عبارت دیگر (تداعی) در یادگیری ایجاد تداخل می‌کند. یک وجه مهم هیجان‌ها، تاثیر آنها بر انتخابی بودن توجه است بیمار مضطرب مستعد انتخاب بعضی از اقلام در محیط خود و چشم پوشی از اقلام دیگر بوده و به این ترتیب سعی می‌کند ثابت کند که در ترسناک تلقی نمودن یک موقعیت و ابراز واکنش متناسب با آن حق‌دارد اگر او اشتباهاً ترس‌‌های خود را توجیه‌نماید اضطراب‌های وی بوسیله واکنش انتخابی شدت خواهد یافت. به این ترتیب حلقه‌ای معیوب از اضطراب، دگرگونی ادراک، افزایش اضطراب بوجود خواهد آمد. از طرف دیگر، اگر او با فکر انتخابی اشتباها به خود اطمینان ببخشد اضطراب‌های متناسب ممکن است فروکش نموده و او را از اقدامات احتیاطی لازم باز دارد. (كاپلان ، سادوك ، ترجمه پور افكاري، 1382)
ترس
ترس یکی از‌هیجان‌های بنیادی‌است که معمولا‌به عنوان واکنشی به‌اشیا یا موقعیت‌های تهدید کننده امنیت جهانی یا بهزیستی هیجانی در نظر گرفته می‌شود (بیدل، ترنر، 2005).
هیجان ترس هشدار دهنده است و با فعال کردن دستگاه عصبی خود مختار که با حالت‌های فیزیولوژیک مختلفی مثل عرق کردن، لرزیدن، تنیدگی عضلانی. ناراحتی معده‌ای، روده‌ای، نفس نفس زدن، تپش قلب نمود می‌یابد. شخص را آماده‌ی پاسخ «جنگ یا‌گریز» می‌کند یعنی‌یا شخص‌می‌جنگد یا‌می‌گریزد (بارلو،‌چورپیتا و تارووسکی 1996، به نقل از شروردن و گوردن، ترجمه‌ي فیروز بخت، 1384) ترس اغلب برای اشاره به واکنش طبیعی به یک تهدید واقعی یا ادراک شده به کار برده می‌شود. برای مثال ممکن است در کودکی ترس از مطب دندان پزشکی به دلیل درد واقعی که در ضمن کشیدن دندان احساس شده بوجود آید. (چویل و موریس، ترجمه نائینیان و همکاران، 1381). این‌پاسخ‌ها با از‌بین رفتن‌تهدید واقعی یا‌ذهنی محو می‌شوند. ترس یک واکنش انطباقی است و شخص به تجربه یاد می‌گیرد تهدیدهای واقعی را از محرک یا وضعیت‌های بی خطر تشخیص بدهد. رشد شناختی هم بر ادراک و برداشت شخص از تهدید تاثیر می‌گذارد (شرودر و گوردون، ترجمه فیروز بخت، 1384). با این وجود در پیشینه اختلال رفتاری/ آسیب روانی کودک از اصطلاح ترس گاه به عنوان واکنش رشدی بهنجار و گاه به عنوان مشکلی بالینی استفاده می‌شود (کسلر17 1972، لیپمن18 1967، به نقل از چویلی و موریس، ترجمه نائینیان و همکاران، 1381). مطالعات متعددی نشان می‌دهد که بین سن و ترس از اشیا و رویدادها رابطه وجود دارد به گونه‌ای که به طور کلی به موازات افزایش سن، ترس‌های گوناگون کاهش می‌یابد. ( بیدل و ترنر، 2005)
انواع ترسهای دوران کودکی
اضطراب عادی و لازم در کودکان:
از نوپایی تا نوجوانی هر فردمی‌تواند با بحران‌هایی مثل تکیه بیش از اندازه بر والدین مقاومت در برابر تغییر کاهش اعتماد به نفس روبرو شود.
نوعاً این نگرانی‌ها حل می‌شوند وقتی که کودک یاد بگیرد که موقعیت را اداره کند (سر رشته کار را در دست بگیرد). هماهنگ کردن توانایی‌های جدید، مثل نام نویسی در یک مدرسه جدید، همسایگان جدید، امتحان دادن، مواجه با سگها، بچه‌ها از ترسهایشان فاصله می‌گیرند و دیگر احساس بد حالی نمی‌کنند (کیم برلی، 2007).
نوزادی
كودك هنگام مشاهده افراد نامأنوس ( افرادي جز پدر و مادر) معمولاً به والدین می‌چسبد و جیغ می‌زند. این ترس‌ها تا 9-7 ماهگی نهایتا یک سالگی برطرف می‌شود. (کیم برلی، 2007)
اوایل کودکی
اضطراب جدا شدن از پدر و مادر (جدا کردن اتاق کودک) که علائم گریستن، اندوه، ترس از دست دادن مهر والدین و…. را دارد تا یک سال ممکن است ادامه یابد و نهایتا طی 3 سال از بین می‌رود. همین که دنیای کودکان وسعت می‌یابد (مثلا ورود به مهد) آنها ممکن است موقعیت‌های جدید و ناآشنایی را تجربه کنند آنها ممکن است از سگها و عنکوبتها بترسند.
کودکان 6-3 ساله سعی می‌کنند که بفهمند چه چیزهایی واقعی و چه چیزهایی غیر واقعی‌هستند .آنها ممكن است از کمد و دستشویی، زیر تخت، تاریکی و…… بترسند( به دليل خلق محركهاي غير واقعي، مثل هيولا)، وقتی کودک بتواند درک کند که خیلی از چیزها وجود خارجی ندارد توانایی‌اش برای تنها خوابیدن افزایش می‌یابد (کیم برلی، 2007).
کودک مدرسه‌ای
هر سال کودکان دبستانی اطلاعات جدیدی را به دست می‌آورند آنها خطرات دنیای واقعی، دزدی، طوفان، بیماری یا مواد مخدر را درک و می‌فهمند که این خطرات وجود دارند ولی از او دورند . و به او نزديك نيستند.
در مدرسه راهنمایی رشد اجتماعی آنها شکل می‌گیرد و نگرانی‌های اجتماعی هم برای جامعه پذیری در آنها بوجود می‌آید. نگرانی راجع به ادامه تحصیل، عملکرد اجتماعی و‌شناسایی گروههای‌اجتماعی، یک نگرانی‌عادی است آگاهی‌از انواع بیماریهای جسمی و روانی می‌تواند موجب نگرانی او شود نوجوانان در مورد گروههای همسالشان، دنیای بزرگتر، قوانین اخلاقی و موفقیت آینده‌شان نگران هستند.
نگرانی
سازه «نگرانی» درک دو مفهوم ترس و اضطراب را برای ما سخت‌تر می‌کند، سازه نگرانی‌از این جهت‌مهم است که نگرانی یکی از مداخله‌های اصلی اختلال‌های اضطرابی کودکان در ویراست چهارم راهنمای تشخیص و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV) است. نگرانی جزو مولفه‌های شناختی اضطراب است برخلاف اضطراب که پاسخ هیجانی پیچیده‌ای است و مولفه‌های شناختی، فیزیولوژیک و حرکتی دارد (بارلو 2002؛ واسی و دالایون 1994 هر دو به نقل از شرودر و گوردن، ترجمه فیروز بخت، 1384). نگرانی، افکار و تصورات، در رابطه با پیامدهای منفی و تهدید آمیز است. کنترل این افکار و تصورات سخت است و می‌تواند عذاب آور باشند، همان طور که ترس یکی از حالت‌های دستگاه هشدار شناختی است که ما را وامی‌دارد خطرات آتی را پیش بینی کنیم در نگرانی، رویدادهای آزارنده را مرور می‌کنیم و راه‌های اجتناب از آنها کنار بیاییم. این حل مساله یکی از فواید انطباقی نگرانی است چون ما را آماده می‌کند با وقایع مواجه شویم و با آنها کنار بیاییم. اما اگر در این زمینه افراط کنیم عملا فرایند مساله مختل می‌شود (میتوز، 190، به نقل از شرودر و گوردن، ترجمه فیروز بخت، 1384). مطالعات تجربی اخیر از این فرضیه که نگرانی و اضطراب کودکان دو سازه به هم مرتبط اما مستقل هستند، حمایت می‌کنند. (موریس و همکاران، 1998، سیلورس و همکاران 1995، به نقل از شرودر و گوردن، ترجمه فیروز بخت، 1384).
ترس در برابر اضطراب
ترس و اضطراب هر دو با مضمون تهدید مرتبط هستند ترس یک واکنش مشخص به محرک‌های معین‌تلقی می‌شود و‌اضطراب یک‌واکنش منتشر‌تر و‌درونی‌تر است (گراهام، ترجمه‌ي محمدی و هاشمی کهن زاد، 1381). همچنین در ترس به جای تنیدگی و بیمناک شدن، پاسخ فیزیولوژیک واکنش هشدار را‌بروز می‌دهیم با توجه به این که ترس و اضطراب دو سازه فرضی هستند و از گزارش‌های خود شخص، باز بینی‌های فیزیولوژیک و مشاهدات رفتاری استنباط می‌شوندو و خصایص مشترک زیادی دارند، در این مورد که آیا دو سازه متفاوت هستند يا تظاهرات سازه كلي ‌تر و پراكنده‌تري به نام عاطفه منفي اختلاف نظر هست .(آلبانو، کازی و کارتر، 2001، به نقل از شرودر و گوردن، ترجمه فیروز بخت، 1384).
ترس و اضطراب مثل سایر هیجان‌ها سه مولفه متمایز اما بسیار مرتبط دارند: 1) واکنش‌های حرکتی یا رفتاری مثل اجتناب، گریز، بازخورد توام با تردید، گریه، روی هم فشردن فک‌ها، کمک خواستن، مناسک قدم زدن و عدم تحرک، 2) واکنش‌های شناختی یا ذهنی شامل افکار، تصورات، باورها و اسنادها و پیامدهایی مثل ناراحتی و وحشت، 3) واکنش‌های فیزیولوژیک مثل افزایش ضربان قلب، زیاد عرق کردن، تند نفس کشیدن، تنیدگی عضلانی، ناآرامی، اختلال خواب و عدم تمرکز حواس (باریوس و هارتمن 1997، به نقل از شرودر و گوردن، ترجمه‌ي فیروز بخت، 1384).
علائم عمومی اضطراب در کودکان
1. علائمی مثل گریستن، علائم فیزیکی، اندوه، خشم، بیچارگی، ناامیدی و شرمندگی.
2. به راحتی در موقعیت‌های اضطراب‌زا مضطرب می‌شوند.
3. مدام سوالاتی می‌کنند، خیالشان راحت شود مثلا چی میشه اگر……؟
4. دلداری ناپذیرند.
5. به بحث‌های منطقی پاسخی نمی‌دهند. بحث‌های منطقی را قبول نمی‌کنند.
6. سردرد، دل درد، به طور مرتب مریضند که به مدرسه نروند.
7. به طور مرتب مضطربند، ساعتها نگران هستند روزها، هفته‌ها.
8. از خواب می‌پرند، به سختی به خواب می‌روند، به طور مرتب کابوس می‌بینند. به سختی قبول می‌کنند تنها بخوابند.
9. کمال گرا هستند. خودشان را دائما زیر سوال می‌برند. استانداردهای خیلی بالایی دارند. طوری که هیچ چیز را کامل نمی‌دانند.
10. با مدرسه رفتن مشکل دارند.
11. عملکرد خودشان یا خانواده را ضعیف می‌کنند با مدرسه رفتن مشکل دارند، در رفت و آمد با دوستان و فعالیتهای روزانه، اجتماعات خانوادگی مشکل دارند.
12. والدین‌باید وقت‌زیادی را‌برای آرامش‌دادن به کودک حتی در موقعیت‌های استرس‌زای عادی مصرف کنند باید برای انجام کارهای بهداشتی، تکالیف مدرسه، خوردن غذا، مدام نوازش کنند یا با آنها صحبت کنند (چانسکی، 2008).
اختلال‌های اضطرابی در کودکان
اضطراب معمولا با افسردگی همراه است کسانی که اضطراب دارند اغلب از نگرانی فزاینده، خجالت بارز، علائم افسردگی، توهم شکایت می‌کنند. (هاروی پارکر19، 2008).
در DSM- IV کودکان با یکی از 9 اختلال اضطرابی تشخیص داده می‌شوند: اختلال اضطراب جدایی، اختلال وحشتزدگی هراس از مکان‌های باز، اختلال اضطراب فراگیر (اختلال‌اضطراب مفرط)، هراس‌اجتماعی، هراس‌خاص (ساده)، اختلال وسواس فکری- عملی، اختلال فشار روانی پس از سانحه و اختلال فشار روانی حاد و در همه این اختلال‌های اضطراب یک مشخصه مشترک است که به صورت واکنش‌های شناختی ویژه و‌ناپیوسته، واکنش‌های فیزیولوژیکی و رفتاری بروز می‌کند، آنچه که یک اختلال اضطرابی را از دیگر اختلال‌ها متمایز می‌کند کانون اضطراب کودک است. (ماش و بار کلی، ترجمه‌ي توزنده جانی، توکلی زاده، کمال پور، 1383).
اختلال اضطراب جدایی:20
مشخصه اصلی اختلال اضطراب جدایی، ظاهر شدن اضطراب بیش از حد در مورد جدایی از کسانی است که کودک به آنان دلبستگی دارد. (انجمن روانپزشکی آمریکا 1987 به نقل از هربرت، ترجمه فیروز بخت، 1384).
کودک مبتلا به اضطراب جدایی برای آن که نزدیک مادر یا کسی که به او دلبستگی دارد بماند از مدرسه رفتن طفره می‌رود، سردردها، دل دردها و سایر نشانه‌های جسمانی در این کودکان دیده می‌شود. تشخیص اضطراب جدایی وقتی مطرح می‌شود که از حد بهنجار فراتر رود. (هربرت، ترجمه فیروز بخت، 1384). این اختلال باید حداقل، مدت 4 هفته دوام داشته باشد. پیش از 18 سالگی شروع شود و باعث ناراحتی و اختلال قابل توجه در عملکردهای اجتماعی تحصیلی (یا شغلی) و سایر زمینه‌های مهم گردد. افرادی که این اختلال را دارند ممکن است بر اثر جدایی از خانه یا از افرادی که به آنان دلبستگی زیاد دارند دچار ناراحتی شدید و مداوم ‌شوند این افراد وقتی از مظاهر اصلی دلبستگی جدا می‌شوند اغلب ترس‌های مربوط به تصادف و بیماری افراد مورد علاقه و یا خودشان اشتغال فکری پیدا می‌کنند. کودکانی که این اختلال را دارند اغلب ترس از گم شدن و گم کردن همیشگی والدین را بروز می‌دهد. وقتی به تنهایی در خارج از منزل و سایر مکان‌های آشنا سفر می‌کنند احساس ناراحتی کرده و ممکن است. از سفر به تنهایی خودداری کنند ممکن است در رفتن به مدرسه، اردو رفتن و رفتن به خانه یک دوست یا گذراندن شب در آنجا یا سفر کوتاه مدت تمایل نشان ندهند و یا خودداری می‌کنند.
این کودکان ممکن است تمایل به تنها ماندن در یک اتاق را نداشتند و حالت چسبندگی یا کنده شدن را داشته باشند و به والدین خود بچسبند (انجمن روان شناسی آمریکا DSM-IV، آوادیس یانس و نیکخو، 1381).
با وجود این که مفهوم کمرویی جدید نیست، تنها در سال‌های اخیر اختلال اضطراب جدایی به عنوان یک اختلال شدید و شایع شناخته شده است که بر کارکردهای هیجانی و اجتماعی کودک اثر می‌گذارد. علاوه بر اینکه می‌تواند به آسیب‌های شدیدی در گستره زندگی منجر شود از جمله این که داده‌های جمع آوری شده در بریتانیا به طور تلویحی نشان می‌دهد که اضطراب جدایی در کودکی مقدمه اختلال اضطراب هراس از مکان‌های21 باز در دوران بزرگسالی است. (سیلور22 و همکاران، 1995، به نقل از کندال، ترجمه‌ي نجاریان و داوودی، 1384).
اختلال وحشتزدگی23
اختلال‌وحشتزدگی با‌وقوع حداقل یک حمله وحشتزدگی غیر منتظره یک ماه (یا بیشتر) با هم فاصله دارند، تعریف می‌شود، تشخیص اختلال وحشتزدگی در کودکان ممکن است به خاطر محدودیت‌های شناختی- رشدی کودک دشوار باشد. کودکان خردسال بدون توجه به نشان‌های خود مختار و تفسیر نادرست این نشانه‌ها ترس از مریض شدن را گزارش می‌دهند. از نظر بالینی، کودکان قبل از دوره بلوغ تقریبا هرگز ترس از مردن، یا دیوانه شدن یا از دست دادن کنترل را به خاطر نشانه‌های فیزیولوژیکی بیان نمی‌کنند. اغلب این کودکان اضطراب نامشخص از بیمار شدن را گزارش می‌دهند یا از استفراغ کردن می‌ترسند زیرا پیش بینی یا کنترل آن را دشوار می‌دانند بر طبق نظر موریف و مولت در سال 1993 شایعترین نشانه‌های وحشتزدگی گزارش شده در کودکان و نوجوانان شامل لرزش و رعشه، تپش قلب، سرگیجه، از حال رفتن، تنگی نفس، تعریق (در کودکان بزرگتر)، ترس‌از مردن یا از دست دادن کنترل است. کودکان خردسال معمولا حالت‌های هیجانی‌شان را برحسب بیماری جسمی توصیف می‌کنند. (ماش و بارکلی، ترجمه‌‌ي توزنده جانی، توکلی زاده و کمال پور، 1383).
هراس‌ها24
هراس اجتماعي : این نوع‌اضطراب خیلی عمومیت دارد و با ترس مفرط در تقریبا همه موقعیتهایی که فرد در اجتماع قرار می‌گیرد همراه است بدلیل اینکه تشویش اجتماعی خیلی عمومیت دارد اغلب به نظر بی اهمیت قلمداد می‌شود بسیاری اوقات از آن چشم پوشی می‌شود و درمانی در مورد آن صورت نمی‌گیرد کسانی که این اختلال را دارند اغلب از‌هم صحبت‌شدن با‌دیگران، سخنرانی در جمع، سوال کردن و پاسخ دادن در‌جمع حتی‌تفریح در اماکن عمومی ترس دارند. اختلال تشویش اجتماعی را می‌توان با CBT مراقبه و آموزش مهارتهای اجتماعی برطرف کرد. (هاروی، 2008).
هراس‌اجتماعی می‌تواند از نوع «تعمیم یافته» یا از نوع اختصاصی باشد وقتی نشانه‌ها حداقل 6‌ماه ادامه‌یابند تشخیص‌هراس اجتماعی‌را پیش می‌کشند. همچنین‌باید شواهدی دال بر این که کودک می‌تواند با آشنایان خود رابطه برقرار کند وجود داشته باشد و کودک علاوه بر تعامل با بزرگسالان، در مقابل با همسالانش نیز هراس اجتماعی داشته باشد (شرودر و گوردن، ترجمه فیروز بخت، 1384).
اگر چه اختلال اضطراب اجتماعی تا نوجوانی یا بزرگسالی شناخته نمی‌شود شروع آن طی دوران کودکی است. به همین دلیل شناسایی و مداخله زود هنگام این عارضه می‌تواند از‌پیامدهای فوری‌و دراز مدت‌آن و احتمالا شروع اختلالهای همبود جلوگیری کند. (‌بيدل، 1998 به نقل از يوسفي لويه ، 1386)
گلیسنبرگ و همکاران (1998) در پژوهشی بر روی 154 کودک مبتلا به اختلال‌های اضطرابی‌در سنین 11-6 سال نشان دادند که اضطراب اجتماعی با نقایص در کارکرد اجتماعی و هیجانی مرتبط است افزون بر این کودکان با اضطراب اجتماعی بالا سطح پایین‌تری از پذیرش اجتماعی، عزت نفس کلی و نیز تعامل منفی‌تری با همسالانشان داشتند دختران در مقایسه با پسران از اجتماعی ضیعف‌تری برخوردار بودند. (به نقل از يوسفي لويه، 1386)
هراس خاص: ویژگی‌ هراس خاص ترس بسیار شدید و مفرط از یک شیء یا رویداد خاص با ترس مفرط از پیش بینی مواجه شدن با آن شیء یا رویداد خاص است. این ترس‌ها مداوم و ناسازگاراند. به اجتناب از شیء ترسناک منجر شده و باعث می‌شود کودک ترس خود را غیر قابل کنترل بداند. (سیلورمن و کارمایکل، 1999 به نقل از شرودر و گوردن، ترجمه فیروز بخت، 1384).
این‌اختلال همراه با‌حمله‌ی سریع وقتی که شخص یک اضطراب شدید را تجربه می‌کند این حمله، علائم فیزیکی مثل تپش قلب، تغییر فشار خون، تغییر عمل غدد مترشحه یا اختلالات عصبی همراه است. اشخاصی که اختلال هراس دارند معمولا از خود هراس و عوارض آن می‌ترسند آنها از موقعیت‌هایی مثل ازدحام- رانندگی، در اتاق بسته‌ماندن و تنها ماندن می‌ترسند.
حمله هراس ممکن است از 5 تا 30 دقیقه طول بکشد. این اختلال را می‌توان با درمان‌شناختی رفتاری CBT یا دارو درمان کرد (هاروی، 2008)
مدرسه هراسی25
مدرسه‌هراسی یک هراس‌خاص است که در کودکی مشاهده می‌شود و‌ترس و اجتناب به محیط مدرسه محدود می‌شود برخلاف کودک مبتلا به اضطراب جدایی که از انواع موقعیت‌های مرتبط با جدایی اجتناب می‌کند کودک مبتلا به مدرسه هراسی تنها از مدرسه می‌ترسد و از آن اجتناب می‌کند. (کندال، ترجمه‌ نجاریان و داوودی، 1384).
اختلال اضطراب فراگیر (GAD)26
اختلال اضطراب فراگیر عبارت است از اضطراب با نگرانی عمومی یا غیر واقع بینانه. کودکان بیش از حد مضطرب درباره‌ی امور درسی و آینده بسیار نگران و معمولا عصبی و پریشان هستند این کودکان بسیار به آرامش خاطر و قوت قلب نیاز دارند. علاوه بر این نوع از انواع ناراحتی‌های جسمانی شکایت دارند و نسبت به خودشان بیش از حد حساس و موشکاف هستند (هربرت، ترجمه‌ي فیروز بخت، 1384).
در ویراست چهارم راهنمایی تشخیص و آماری اختلال روانی (DSM- IV) تشخیص اختلال اضطراب فراگیر وقتی مطرح می‌شود که حداقل یکی از نشانه‌های فیزیولوژیک، بی‌قراری، زود خسته‌شدن، مشکل تمرکز حواس‌یا مات و‌مبهوت ماندن تحریک پذیری، تنیدگی عضلانی و اختلال خواب وجود داشته باشد. این نشانه‌ها باید در کارکردهای مهم کودک اخلال ایجاد کنند. شروع می‌تواند ناگهانی یا تدریجی باشد و نشانه‌ها نیز بر‌اثر فشار روانی شدید می‌شوند (شرودر و گوردن، ترجمه‌ي فیروز بخت، 1384). کسلرو کلر27 و رایچمن28 (2001) در پژوهشی نشان دادند که اضطراب فراگیر اختلال روانی شایعی است که سن شروع آن پایین است سیر مزمن دارد و میزان بالایی از همبودی را با اختلال‌های اضطرابی و اختلالهای خلقی به ویژه افسردگی اساسی دارد. (به نقل از يوسفي لويه ،1386)
اختلال وسواس فکری و عملی
ویژگی‌های اختلال وسواس فکری و عملی29 (OCD) افکار عود کننده و ناخوانده‌ای باشد که وقت گیر بوده (بیشتر از یک ساعت در هر روز) هستند که یا به گرفتاری مفرط کودک یا به اختلال جدی در کارهایشان منجر می‌شود نشانه‌های OCD در کودکان و نوجوانان همان نشانه‌هایی است که در بزرگسالان وجود دارد کودکان افکار وسواس مربوط به ترس از آلودگی موضوعات جنسی و مذهبی یا تصاویر پرخاشگری، خشونت‌را گزارش‌می‌دهند. اعمال‌وسواسی مانند تکرار شستشو، وارسی، نظم‌دهی و مرتب کردن در کودکان شایع است. تشریفات شستشو شایع‌ترین نشانه OCD است که در بیشتر از 85٪ از کودکان معاینه شده در انستیتو ملی بهداشت روانی (NIMH)30 وجود داشته است و در صورتی که در این کودکان به هر دلیلی این کار متوقف شود از انجام هر کاری باز می‌مانند تا آن که شستشو را به طور کامل انجام دهند. (ماش و بارکلی، ترجمه توزنده جانی، کمال پور و توکلی زاده، 1383).
کسانی که وسواس دارند اغلب سعی می‌کنند وسواسشان را از دیگران پنهان کنند ولی اغلب به ندرت موفق می‌شوند درمان CBT و درمان دارویی درمانهای موثری برای OCDها هستند (هاروی، 2008).
اختلال فشار روانی پس از سانحه31
بسیاری‌از کودکان پس از وقوع حوادث و وقایع هیجانی/ فیزیکی بسیار ناراحت کننده (مثل فجایع طبیعی و تصادفات) واکنش‌های ناخوشایندی مثل اضطراب، ترس و افسردگی بروز می‌دهند. تشخیص اختلال فشار روانی پس از سانحه براساس وجود ماهیت عامل فشار زای روانی که موجب تسریع این نشانه‌ها می‌شود مهم است پس برای تشخیص اختلال فشار روانی پس از سانحه ترکیبی از سانحه و واکنش روان شناختی‌پریشان کننده نیاز است. تاثیرات مخرب ضربه‌ها و سوانح خود را به صورت نشانه‌های مختلف بروز می‌دهند. نشانه‌هایي که غالبا به آنها اشاره شد. عبارتند از تغییرات نامطلوب در روابط میان فردی، خلق، حافظه، یادگیری، کنترل تکانه، عملکرد تحصیلی، خواب، سطح انگیختگی و شدت یافتن نشانه‌هایی که مظهر ضربه و سانحه مربوط یا شبیه آن هستند در کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال فشار روانی پس از سانحه، ترس‌های جدید تکرار ترس‌های قدیمی، شکایات جسمی، بی ملاحظه بودن و احساس گناه دیده می‌شود. (هربرت، ترجمه فیروز بخت، 1384).
مفهوم سازی عمومی اختلال‌های اضطرابی32
با توجه به تظاهرات بالینی اختلال‌های اضطرابی، الگوی سه بعدی لانگ در سال 1968 طی سی سال گذشته یک مفهوم سازی مسلط و پذیرفته شده بوده است.
اضطراب اعم از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان سه مولفه را دربرمی‌گیرد.
واکنش‌های فیزیولوژیک، آشفتگی‌ذهنی (که اخیرا بیشتر‌به عنوان‌محور شناختی مطرح می‌شود) و واکنش‌های رفتاری هر یک در سه بعد ذیل مرور شده است.
1. نشانه‌های جسمانی و بدنی
توجه به این نکته اهمیت دارد که هر کودک مضطرب تمام نشانه‌های جسمانی یا حتی شکایت‌های جسمانی را ندارد همانند بزرگسالان در میان کودکان نیز هر اختلال اضطرابی خاص نشانه‌های معینی دارد. برای نمونه کودکان با اختلال وحشتزدگی یا اختلال اضطراب جدایی بیشتر از کودکان با اختلال هراس شکایت جسمانی را گزارش می‌دهند (لست 1991) همچنین کودکان بزرگتر بیشتر از خردسالان شکایات جسمانی دارند. افزون بر این حتی کودکان با یک نوع اختلال اضطرابی مشابه، الزاما نشانه‌های جسمانی یکسانی ندارد. سر درد و معده درد از شایع‌ترین شکایات جسمانی در اختلال‌های اضطرابی کودکان است. سایر نشانه‌های جسمانی شامل تعریق، دشواری در تنفس، سرگیجه، کرختی یا گزگز کردن دست‌ها و پاها، دردهای قفسه سینه یا تهوع، دردهای عضلانی و شکایات جسمانی مبهم مانند گلو درد می‌شود. به طور کلی مطالعات نشان می‌دهد الگوی بنیادینی واکنش فیزیولوژیک در نوزادان و کودکان مشابه به الگوهای بزرگسالان است.
2. آشفتگی‌های ذهنی و شناختی:
در نشانگان بالینی اختلال‌های اضطرابی بزرگسالی، آشفتگی‌های شناختی جزء پایدار آن‌محسوب می‌شود در‌حالی که شناخت‌های منفی‌و غیر‌انطباقی جزء‌پایدار اختلال‌های اضطرابی کودکان تلقی نمی‌شود. آشفتگی‌شناختی در کودکان با اختلال‌های اضطرابی به سن آنها بستگی دارد. به نظر می‌رسد شناخت‌های منفی تا پیش از دوره نوجوانی بروز نمی‌کند، زیرا در دوره نوجوانی است که آنها می‌توانند افکارشان را گزارش دهند و بازبینی کنند. کودکان تا پیش از 6 یا 7 سالگی نمی‌توانند شناخت‌های منفی خودشان را شناسایی و ابراز کنند. بنابراین به دلیل عدم رسش شناختی در خردسالان جنبه‌های شناختی اضطراب در آنها یا وجود ندارد یا دست کم به صورتی که در کودکان بزرگتر، نوجوانان و بزرگسالان دیده می‌شود، بروز نمی‌کند. هنگامی که توانایی‌های شناختی‌پایه رشد‌می‌کند برخی‌کودکان با‌اختلال‌های اضطرابی نگرانی‌هایی در‌مورد وقوع حوادثی برای والدین‌شان از جمله این که آنها ممکن است به قتل برسند یا ربوده شوند، منزل آنها ممکن است مورد سرقت قرار گیرد یا این که ممکن است در یک آزمون خیلی ضعیف عمل کنند بنابراین در اغلب موارد شناخت‌ها و افکار منفی کودکان مضطرب به موضوع یا رویدادهای خاصی مربوط است این در حالی است که افکار منفی و نگرانی‌های برخی کودکان مضطرب به موضوع یا موقعیت خاصی مربوط می‌شود. البته صدها نگرانی درباره رویدادهای آینده، رفتارهای گذشته توانایی‌های تحصیلی و‌اجتماعی، سلامتی خودشان یا عزیزانشان دارند مانند کجا باید کار کنم؟ آیا در یک دانشگاه‌خوب پذیرفته می‌شوم؟ آیا‌ازدواج خواهم کرد؟ آیا بهترین دوستم را عصبانی کردم؟ آیا سرطان می‌گیرم؟ این نگرانی‌ها به طور معمول شامل هم موقعیت‌ها یا رویدادهای اجتماعی متداول و هم غیر متداول می‌شود.
هر چند که نگرانی از ویژگی‌های مشترک همه کودکان با اختلال اضطرابی است ولی اغلب در کودکان با اختلال اضطراب جدایی مشاهده می‌شود با وجود این که نگرانی‌های کودکان حتی در کودکان بدون اختلال‌های اضطرابی مشترک است، تا کنون در خصوص نگرانی‌های دوران کودکی پژوهش کمی انجام شده است لست و پرین (1997) با مقایسه سازه نگرانی در کودکان با اختلال‌های اضطرابی، اختلال، نارسایی توجه بيش فعالی و کودکان بدون اختلال نشان داد که در محتوای نگرانی‌های کودکان در هر سه گروه تفاوتی وجود ندارد. اگر چه کودکان با اختلال‌های اضطرابی نگرانی بیشتری را نسبت به دو گروه دیگر ابراز کرده بودند، در واقع در کودکان با اختلال‌های اضطرابی فراوانی نگرانی‌هایشان و نه محتوای نگرانی، وجه مشخصه آنها از سایر کودکان می‌باشد. البته کودکان و نوجوانان با اختلال وسواس افکار مزاحم اجباری دارند که اغلب ماهیت غیر واقعی دارد. بنابراین برخلاف محتوای نگرانی‌ها، محتوای وسواس‌ها، بسیار غیر معقول است. هر چند که وسواس‌ها همانند نگرانی‌ها قابل استدلال نیستند و در هر دو، شکل دلواپسی کودکان خیلی فراتر از واقعیت است و هر دو گروه با اختلال اضطراب فراگیر و اختلال وسواس – اجباری احساس می‌کنند که هیچ کنترل بر افکارشان ندارند. به طور کلی شناخت‌های کودکان مضطرب ممکن است از نظر محتوا، شدت، فراوانی و کنترل پذیری‌متفاوت باشد. به‌نظر می‌رسد دو‌عامل سن و رشد شناختی بیش از نشانه شناسی جسمانی در جنبه‌های شناختی اختلال‌های اضطرابی نقش دارند. در برخی کودکان این شناخت‌ها حضور ندارند در برخی نگرانی‌های مبهمی مطرح می‌شود و برخی نیز افکاری مشابه افکار بزرگسالان مضطرب دارند. (‌به نقل از يوسفي لويه ، 1386)
3. اجتناب‌ها و واکنش‌های رفتاری
جنبه‌های رفتاری اضطراب به آسانی قابل مشاهده است و نخستین شاخص رفتاری آن ترسویی است. به دلیل عدم رسش رشدی، کودکان اغلب اضطرابهایشان را به گونه‌ای متفاوت از بزرگسالان نشان می‌دهند. برای مثال گریه می‌کنند، به یک والد می‌چسبد، قشقرق به راه می‌اندازد و گاهی هر چند اندک اضطراب‌شان را با رفتارهای لج بازی و نافرمانی نشان می‌دهند و در اغلب موارد کودک ممکن است از رفتن به مدرسه (مدرسه هراسی) یا صحبت کردن در اجتماع (هراس اجتماعی) اجتناب کند.
همچنین کودکان ممکن است اضطرابشان را از طریق رفتارهای تکراری یا تشریفاتی نشان دهند. رفتارهای تکراری شایع عبارتند از: گذراندن زمان زیاد در حمام، شستن یا تمیز کردن یا انجام کارهای تکراری، کودکی که می‌ترسد به خانه‌شان دزد بیاید یا خانه‌شان آتش بگیرد، گاهی ساعت‌ها به چک کردن قفل دربها، پنجره‌ها و دستگیری‌های اجاق گاز می‌پردازد با این وجود اینکه این گونه رفتارها ممکن است بی معنی به نظر برسد نشانگر تلاش کودک برای کاهش آشفتگی در برابر ترس و اضطرابش می‌باشد. گریز و اجتناب از موقعیتها اغلب موجب می‌شود که ترس و اضطراب به طور موقتی کاهش یابد. در حالی که در دراز مدت، رفتارهای اجتنابی موجب شدت یافتن اضطراب و تقویت رفتارهای اجتماعی در اثر فرایند تقویت منفی می‌شود. در واقع اجتناب و گریز، واکنش ترس آور را حذف کرده و به عنوان یک تقویت کننده قوی اجتناب را تقویت و تحکیم می‌کند. (ترسي هيل ، 2008)
همه گیر شناسی اختلال‌های اضطرابی کودکان و نوجوانی33
همانطور که اشاره شد اختلال‌های اضطرابی در میان کودکان و نوجوانان کاملا شایع هستند جدول 1-2 تصویری از نرخ شیوع این اختلال‌های را در بخش‌هایی از جهان نشان داده است. همانطور که در جدول آمده است میزان شیوع با سن افزایش می‌یابد (کاسلو34 و آنگو،35 1995، ایساو،36 2000) و این اختلال‌ها در دختران بیش از پسران شایع است. (ایساو، 2000) نکته‌ی مهم در درک اختلال‌های اضطرابی کودکی این است که این اختلال‌ها به ندرت به تنهایی بروز می‌کنند در واقع بسیاری از کودکان که ملاک‌های تشخیصی یک اختلال اضطرابی را نشان می‌دهند اغلب نشانه‌هایی از سایر اختلال‌های اضطرابی را نیز دارند. افزون بر این، بسیاری از کودکان که نشانه‌هایی از یک یا چند اختلال اضطرابی ثانوی را دارند ممکن است مشکلات عاطفی و رفتاری دیگری (به‌جز اضطراب) را‌نیز داشته‌باشند. جدول 2-2 میزان همبودی سایر اختلال‌ها با اختلال‌های اضطرابی کودکی را نشان می‌دهند اختلال‌های اضطرابی اغلب با سایر اضطرابها از‌جمله افسردگی و اختلال‌های برون نمود37 «همبودی» دارد. میزان همبودی اضطراب و افسردگی در مطالعات مختلف بین 9/61٪ تا 9/15٪ متغیر است. (برادی38 و کندال، 1993).
میزان همبودی اضطراب و اختلال‌های رفتاری مانند نارسایی توجه پیش فعالی و وسواس، اجبار کمتر از‌میزان همبودی اضطراب‌و اختلال درون نمود (مانند افسردگی) است و میزان آن بین 4/36٪ تا 7/16٪ متغیر است. (لست و همکاران، 1977). این نکته نیز قابل توجه است که اختلال‌های همبود تابع سن است. در واقع مطالعات نشان می‌دهد که همبودی اغلب در کودکان سنین بالاتر مشاهده می‌شود. (استاور اکیلی39 و همکاران، 1987؛ استرواس40 و همکاران، 1988).
همچنین‌میزان همبودی در میان



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید