چكيده :
صاحب نظران در مسائل اجتماعي و نيز روان پزشكان اعتياد را از درد ناكترين بيماريهاي تاريخ بشر و تاريخ پزشكي ذكر مي‌كنند. خطري كه موجب تباهي نسل است و با اينكه زيانهاي آن براي همه جوامع و ملل شناخته شده بازهم عده اي از آن دست برنمي‌دارند.
وقتي به بررسي عوامل اعتياد در نوجوانان و جوانان مي پردازيم عواملي همچون فقر مالي و فرهنگي، كمبود آگاهي مردم و خانواده ها، عدم وجود و ارائه آموزش هاي صحيح در زمينه پيشگيري و بي توجهي به حفظ بهداشت رواني افراد، چشمگيرتر و اساسي تر به نظر مي رسند.
واژه هاي كليدي:
گرايش – جوانان – اعتياد

فصل اول : كليات
عنوان :
علل گرايش جوانان به اعتياد چه عواملي مي‌تواند باشد؟
مقدمه:
زندگي بسان رودخانه‌‌يي خروشان براي همة انسانها در جريان است و آناني كه از اين شهد مي‌نوشند و در كنار آن به تبادل عواطف منزه با هم نوعان خويش مي‌پردازند. از لحظه لحظة ايام بهره‌مند مي‌شوند. من و تو نيز از اين هستي هستيم. من و تو بايد از سبزي وجود خويش لذت ببريم، و از مواهب پاك و بي‌كران استفاده كنيم.
چشم دل بگشاييم و راز آفرينش را ببينيم، چشم‌اندازي سپيدتر از برف را تصور كنيم و تن جان را در زلال باران شستشو دهيم.
درختها را بنگريم كه چگونه سبز است و چگونه سعي مي‌كند تا سر بر آسمان بسايد.
كوه را بنگريم كه چگونه استوار و مغرور ما را مي‌خواند تا بر قله‌اش بايستيم و نظاره‌گر شگفتي‌هاي خلفت باشيم.
بيابان را نظاره كنيم كه چگونه آرام و صبور ما را به استقامت و پايداري مي‌خواند.
به آسمان بنگريم كه همواره سرچشمه رحمت است آنگاه كه صاف است انوار طلايي‌اش را و زماني كه گرفته است قطره‌هاي حيات را هديه مي‌كند.
همه چيز زيباست ! هر چه هست زيبايي است و تجلي‌گاه اين همه زيبا من و تو هستيم پس شاكر باشيم و اين همه نعمت را پاس بداريم.
مبادا غفلت كنيم. مبادا نشانه‌هاي عشق را نبينيم.
مبادا چشم‌هايمان را ببنديم و حقيقت را به بوته فراموشي بسپاريم و سردي مرگ را بر گرماي زندگي ترجيح دهيم. مبادا به دنبال سراب باشيم، كه اگرچنين شود بازگشت سخت و توان فرسا خواهد بود. اميد را، عشق را، عاطفه را در وجودمان شعله‌ور سازيم و در نور و پاكي غوطه‌ور شويم.
اوج و عروج را هرگز از ياد نبريم و بدانيم تا زماني كه آگاه، هوشيار و بيدار، بااراده، قاطع و فرزانه باشيم، كمتر اسير دانه‌ها و دامها مي‌شويم !

بيان مسئله:
اعتياد در جهان امروز از مسائل مهم اجتماعي است كه بيشتر كشورها به صورت مشكل عمده اي براي دولتها جلوه مي‌كند اين مساله در كشور ما نيز مشكلات عديده اي از لحاظ اساسي اجتماعي، پيشرفت كاري و توسعه و شكوفا نمودن فكرها در راه مثبت به وجود آورده است. گسترش اعتياد در جوانان زنگ خطري براي تمام مجامع است اعتياد بديهي است كه همه از آن رنج مي‌برند، بنابراين اين خطر بايد به عنوان خطر ناكترين و بالاترين معضل موردتوجه قرار گيرد و در مقابله با معابر با آن از هيچ كوششي فروگذار نشود.
– آيا كساني كه از مواد مخدر استفاده مي‌كنند از نظر اقتصادي در رفاه هستند يا در فقر به سر مي‌برند ؟
– چه عواملي باعث بروز اعتياد در جوانان شده است؟
– آيامواد مخدر تاثيري در از هم پاشيدگي خانواده و نيز اجتماع در بر دارد؟

اهميت و ضرورت انجام تحقيق :
مواد مخدر يكي از بلاهاي خانمان سوز و خطرناك است كه متاسفانه ( امن گير بشريت گرديده است و موجب مضرت و مفاسد بيار كه انحطاط اخلاقي و نابود شدن حجم، روح، فكر، زيانهاي اجتماعي، اقتصادي، خانوادگي از جمله آنهاست مي‌باشد. براي جلوگيري از اين عواقب خانمان سوز و خطرناك و حركت فراگير و همه جانبه لازم است كه انجام بگيرد. بنابراين راهگشاي رسيدنن به جامعه عاري از اعتياد پيشگيري است. لازمه صعود به اين قله افزايش سطح عمومي – تغيير نگرش نسبت به مواد است.
اهداف تحقيق ( كلي و ويژه):
اهداف كلي : هدف كلي اين تحقيق عبارتست از ايجاد توجيه بيشتر در سازمانهاي مسئول و علاقمند آگاه نمودن عموم مردم به ويژه خانواده ها نسبت به عوامل موثر در كشيده شدن به سوي اعتياد است.
اهداف جزئي : ‌براي رسيدن به اهداف جزوي بررسي عامل و عوامل گرايش به سوي اعتياد عوامل مثل : وضعيت اقتصادي، دسترسي فرد به مواد، از هم گسيختگي خانواده، پايبندي به عوامل مذهبي، و … را لازم مي‌دانيم.
متغيرهاي تحقيق
ما در اين تحقيق از دو متغير تابع يا وابسته و متغير مستقل استفاده نموده ايم.
1- متغير تابع يا وابسته : متغير تابع همان گرايش به مواد مخدر است.
2- متغير مستقل : اختلالات خانوادگي – استفاده از مواد براي تفرح و معالجه دردهاي روحي و جسمي، فراواني و در دسترس بودن مواد مخدر، فقر تهدستي، بيكاري و عدم اشتغال به كار متغيرهاي مستقل ما هستند.
فرضيه ها يا پرسش هاي تحقيق :
به صورت فرض يا فرضهاي ويژه :
1- به نظر مي رسد هر چه فقر و تنگدستي در افراد بيشتر باشد گرايش به سوي اعتياد بيشتر است.
2- به نظر مي رسد هر چه اختلافات خانوادگي بيشتر باشد گرايش به سوي اعتياد بيشتر است.
3- به نظر مي رسد هر چه بيكاري و عدم امكان اشتغال بيشتر، باشد گرايش به سوي اعتياد بيشتر است.
4- به نظر مي رسد هر چه استفاده از مواد مخدر براي تفريح و معالجه هاي جسمي و روحي بيشتر باشد گرايش به سوي اعتياد بيشتر است.

به صورت پرسش يا پرسشهاي ويژه :
1- رابطه بين اقتصاد خانواده و اعتياد در مردان جوان شهر مشهد چيست؟
2- رابطه بين ميزان تحصيلات و اعتياد در مردان جوان شهر مشهد چيست؟
3- رابطه بين ميزان در آمد اشخاص و اعتياد آنان شهر مشهد چگونه است ؟
4- ارتباط بين محيط زندگي و اعتياد اينگونه افراد در شهر مشهد چگونه است؟
ادبيات يا پيشينه تحقيق :
تا كنون تحقيقات و پژوهشهاي فراواني توسط محققين و پژوهشگران در اين زمينه صورت گرفته است با اين حال ما نيز وظيفه خود دانستيم به عنوان عضو كوچكي از جامعه در شهرستان قاينات اطلاع رساني جامع و شفاف تري در زمينه علتها و معلولها مطرح نشده در گرايش به مواد مخدر در دست عموم قرار دهيم.
در اين تحقيقات سعي ما بر آن خواهد بود تا حد توان از منابعي جامع و نيز مصاحبه و گفتگو با افراد گرفتار به اين بلاي خانمان سوز و نيز پاي نشست فني چند از افراد با تجربه و تهيه پرسشنامه هايي در اين زمينه آنرا در دسترس عموم قرار دهيم.

فصل دوم : پيشينة تحقيق
مقدمه :
بيشتر از هزاران سال قبل،‌از خواص بعضي از گياهان مخدر مطلع بوده و در مراسم مذهبي، جشن ها، مواقع خاص و يا درمان از آنها استفاده مي‌كرده است. مصرف گياهان مذكور از مسائل مهم اجتماعي محسوب نمي‌شده است.
با افزايش قدرت كشورهاي سلطه طلب ،اتباع آنها براي كشف مناطق مناسب جهت گسترش مستعمرات، به اقصي نقاط دنيا سفر نمودند و با آشنايي با ملل و قبايل مختلف، برگ، گل، ريشه و ساقه گياهان مخدر را شناسايي و براي پيشبرد استثمار در مناطق مورد نظر، كشت و مصرف مواد مخدر مخصوصاً ترياك را متداول كردند زيرا اعتياد به مواد مخدر بهترين حربه براي منحرف نمودن افكار عمومي از مسائل سياسي و منافع ملي و به زانو درآوردن جوانان بود.

تعريف اعتياد :
دانشمندان با توجه به رشتة تخصصي خود‌. تعريف هاي گوناگوني از اعتياد كرده اند. در روانشناسي اعتياد، عادت كردن به چيزي به شرح زير است :
– اعتياد به مواد مخدر ،‌نياز به مصرف يك مادة مخدر است كه در صورت عدم مصرف آن، حالات خاصي به وجود مي آيد كه گاهي براي معتاد غير قابل تحمل است.
– افزايش مصرف مادة مخدر براي ايجاد همان حالت و كيفيتي كه در اولين بار استعمال مواد مخدر ميسر شده است.
– اتكاء جسمي و رواني به مواد مخدر كه منجر به تلاش براي تهيه آن مي‌شود.
در پزشكي به جاي اصطلاح اعتياد معمولاً كلمة وابستگي به مواد مخدر به كار مي‌رود و معتاد كسي است كه از نظر رواني و جسمي‌به يك مادة مخدر وابستگي پيدا مي‌كند. وابستگي رواني حالتي است شخص پس ازمصرف مادة مخدر، احساس آرامش، رضايت خاطر و لذت مي‌كند. وابستگي مذكور مهمترين عامل مصرف مكرر مواد اعتيادآور است. وابستگي جسمي عبارت از حالت انطباقي در بدن فرد مي‌باشد كه پس از استعمال مكرر مواد مخدر در بدن پديد مي آيد و در واقع بدن فرد نسبت به آن عادت مي‌كند و در صورت عدم استعمال، واكنش هائي از قبيل دردهاي جسمي‌بروز مي‌كند .
سازمان بهداشت جهاني وابسته به سازمان ملل اعتياد را چنين تعريف كرده است :
معتاد فردي است كه در اثر استعمال مكرر و مداوم متكي به مواد مخدر و يا دارو و يا ساير مواد است و داراي مشخصات چهارگانه زير مي‌باشد :
اول : در اثر مصرف مكرر مواد و يا دارو عادت رواني ايجاد مي‌شود و اين عادت فرد را به علت نياز و تمايل رواني به سوي مصرف مواد مخدر و يادارو به حد وسواس تشويق و ترغيب نمايد .
دوم : براي نگهداري اثري كه منظور و مطلوب معتاد است مقدار مواد مصرفي افزايش يابد.
سوم : در اثر قطع مواد مخدر يا دارو، علائم خاصي در معتاد ظاهر گردد كه آن علائم بستگي به نوع مواد مخدر و داروي مصرفي دارد.
چهارم : اعتياد به مواد مخدر يا دارو براي فرد يا جامعه زيان آور باشد.
استعمال مواد مخدر به عنوان يك مسأله اجتماعي :
چرا و چگونه اعتياد به مواد مخدر يك مسأله اجتماعي شمرده مي‌شود. پاسخ چنين پرسشي بيشتر مربوط به نظر افراد و تجربه شخصي آنان است. در جامعه ما بسياري از مواد مسأله‌ساز تلقي مي‌شوند زيرا كه اغلب آنها افراد را ناكار مي‌سازند و توانائي آنان را براي ساماندهي امور خويش، اداره زندگي شخصي و خانوادگي دچار اختلال مي‌كنند. چنين پيداست كه پاره‌اي از مواد مخدر سبب مي‌شوند كه معتاد حرمت ارزش‌هاي اخلاقي و جبر هنجارهاي جامعوي را پاس ندارند و در نتيجه قوانين را زير پا گذارند، با پرخاش خويش موجبات آزار همگنان خود را فراهم آوردند و در نهايت دست به جرايم و جنايات آشكار يا پنهان مالي يا جاني بزنند. شايد خطرناكترين مواد مخدر انواع افيونيات باشند كه موجب وابستگي رواني معتاد به مصرف ماده مخدر (تخديركننده) مي‌شود.
ما هنوز در دوره‌اي هستيم كه تصوير يك «معتاد محكوم است» «معتاد مظنون است» «معتاد قابل اعتماد نيست» «معتاد مجنون است» در جامعه ما بدون اين كه بيان كرده باشند رواج دارد؛ تا شايد بتوان از شيوع آن جلوگيري كرد و اجراي قوانين را تشديد نمود. اگر امروز، نسل جوان ديگر به شعارهاي ضد اعتياد اعتقادي ندارند بدين سبب است كه انواع جديدي از مواد و فراشدهاي مخدر در اختيار آنان قرار مي‌گيرد. كلاً در جامعه ما هنوز اين اجماع وجود دارد كه موادمخدر اثرات مخربي روي جان و جسم افراد بجا مي‌گذارند. بهر صورت اشخاصي كه مواد مخدر را بعنوان مكيف، خلسه‌آور، تقويت جنسي، رسيدن به «عالم هپروت» «از قال گذشتن به حال رسيدن» «خود را در هفت آسمان ديدن» تلقي مي‌كنند در جوامع شهري پراكنده هستند كه به تدريج به اعتياد و وابستگي به موادمخدر يا مسكرات مبتلا مي‌شوند.
از نظر ديني و دولتي و تبع آن از نظر جامعه، مصرف مواد مخدر و مسكرات يك مسأله جامعوي تلقي مي‌شوند زيرا كه برخي از آنها به «شيوه زندگي» افراد وابسته به اقشار شهري متوسط الحال تبديل مي‌گردد و اين شيوه با ارزش‌هاي رايج در بين طبقات براي كسب موفقيت‌هاي خانوادگي، تحصيلي، شغلي و «عاقبت بخير بودن، در دنيا و عقبي» منافات دارد.
از سوي ديگر استعمال مواد مخدر و مسكرات، همانند استمال دخانيات، بلند كردن موي سر، پوشيدن «تي‌شرت»هاي رنگارنگ آراسته به شعارهاي عديده و مزين به صور ظريفه، بوسيله طبقه مياني و بالاتر توسط انبوه توده مردم و رهبران عقايد آنان، نماد وابستگي به ارزش‌هاي حقيقي يا خيالي «نامطلوب» و مذموم و «ضاله» تلقي مي‌شوند. حتي موادي كه خيلي خطرناك نيستند ولي مورد مخالفت كساني است كه احساس مي‌كنند ارزش‌هاي اخلاقي اساسي آنها در معرض تهديد وتهاجم قرار مي‌گيرند.
در سال‌هاي اخير تعداد فزاينده‌اي از مردم عام شهرها طرز تلقي با مدارا و اغماضي را پذيرفته‌اند و معتقد شده‌اند كه اين مواد مخدر نيستند كه اين همه خطرناك مي‌باشند بلكه اين قوانين هستند كه آنها را چنين خطرناك جلوه مي‌دهند و در نتيجه مسائل مربوطه را نيز پديد مي‌آورند. مثلاً در آغاز قرن، بنا به دقيق‌ترين برآوردها در حدود 200 تا 500 هزار معتاد در آمريكا وجود داشته است. بسياري از آنان به داروهائي كه در داروخانه‌ها به فروش مي‌رسيد معتاد بودند. اعتياد آنان اساساً يك مسأله طبي بود و به هيچوجه مصرف داروي آرام‌بخش به طور موثري كارآئي افراد را مختل نمي‌كرد. ولي با تصويب ممنوعيت، كاري كه ده‌ها سال معمولي تلقي مي‌شد به عمل خلاف قانون تبديل شد و دستيابي به مواد مخدر، بويژه مسكرات، از راه غيرقانوني و پنهاني ميسر گشته متعاقباً توليد و توزيع و مصرف آن جرم به شمار آمد.
استعمال مواد مخدر را مي‌توان بعنوان يك مسأله عمومي‌تر و كاملاً اجتماعي تلقي كرد. بدين معني كه اگر معتادين ادعا كنند كه موادمخدر را براي گريز از دردهاي جامعه به كار مي‌برند تا خود را از غم و غصه ناشي از جامعه برهانند و به واسطه نداشتن سرگرميهاي سالم و فقدان لذت به مواد مكيف موقتي پناه مي‌برند در يان صورت عيب از مواد مخدر نيست بلكه از خود جامعه است كه نتوانسته به چنين افرادي فرصت زندگي سالم، شغل در حد شأن بدهد ودركي از غم وغصه، ناشي از شيوه زندگي اندوهبار ننشاند. هر چند كه مواد مخدر مي‌تواند نقش متعددي را ايفا كند ولي در ضمن انگيزه فرد را براي مقابله با مشكلات خود كاهش مي‌دهد به طوري كه نمي‌توانند براي بازسازي خود و جامعه و خشكاندن ريشه‌هاي درد بياخيزند.
به همين جهت مواد مخدر مي‌توانند از ديدگاه متعددي مسأله‌ساز جامعه باشند. كارشناسان در تأييد تصميماتي كه بوسيله دولت مردان و ساستگذاران اعمال مي‌شود اتفاق نظر ندارند ولي اغلب معتقدند كه تشديد كيفر معتادان و نحوة برخورد با آنان با قوانين و سازمان‌هاي موجود كارور نيستند و روز به روز به تعداد معتادان، در نتيجه به تعداد توليدكنندگان و توزيع كنندگان و در نهايت جمعيت زندان‌ها، افزوده مي‌شود. (قريب زنداني‌هاي ايران را توليد، توزيع و مصرف كنندگان «مواد» تشكيل مي‌دهند)
علل اعتياد :
تأثير عوامل در افراد مختلف متفاوت است چه بسا افرادي تحت تأثر عوامل به طرف اعتياد كشانده شوند در صورتي كه افراد ديگري كه در وضع مشابه آنان قرار دارن و با همان شرايط در اجتماع بسر مي‌برند ولي معتاد نمي‌شوند. در پژوهش علل اعتياد، بايد تمام عواملي را كه موثر در اعتياد بوده اند مورد بررسي قرار داد.

1 ـ عوامل فردي :
هيچوقت يك عامل سبب اعتياد نمي‌شود .عوامل فردي ( جسمي ـ رواني ) كه پايه اساسي و ضروري تكوين شخصيت هستند از عوامل مستعد كنندة اعتياد به شمار مي‌روند.

2 ـ عوامل جسمي :
در بررسي عوامل جسمي‌بياستي اثرات ارث، كروموزوم ها، ژنها ،ابتلاء به بيماريها، جنسيت، سن ،‌نژاد مورد توجه قرار گيرند .
الف ) اثر ارثت و كروموزوم ها و ژن ها : اعتياد والدين ( پدر يامادر يا هر دو ) اثر ارثي مستقيم در اولاد دارد .سمي‌كه در نتيجه مصرف مواد مخدر در بدن پدر يا مادر ايجاد شده به جنين منتقل وسبب ضعف قواي جسمي و رواني مخصوصاً عقب ماندگي كودك مي‌گردد.
كودكان مادران معتاد به مواد مخدر، قبل از تولد معتاد به همان ماده اي هستند كه مادر به آن اعتياد دارد .
در مورداينكه اعتياد با ژنها منتقل مي‌گردد هنوز نتايج قطعي از پژوهش ها به عمل نيامده است در هر حال نوع ومقدار مواد مخدر و يا داروهاي روان گردان مانع رشد طبيعي جنين گشته زمينه رامستعد به اعتياد درآينده مينمايد.
ب ) ابتلاء به بيماريهاي مزمن : مصرف داروهاي اعتياد آور به مدت طولاني در بيماريهاي مزمن، افراد را در معرض خطر اعتياد قرار مي‌دهد. بيماران براي تسكين دردها با مصرف بي روية داروهاي آرام بخش و خواب آور، معتاد مي‌شوند.
ج ) نژاد : گرايش به اعتياد در نژادهاي مختلف متفاوت است زرد پوستان و سفيد پوستان بيش از سياه پوستان به طرف اعتياد كشانده مي‌شوند .
د ) جنسيت : طبق آمارهاي موجود زنان كمتر از مردان معتاد به مواد مخدر مي‌گردند. طبق گزارش اداره كل سازمان زندانها و اقدامات تأميني و تربيتي در ايران در سال 1378 آمار افرادي كه به جرم اعتياد و حمل مواد مخدر زنداني شده اند به شرح زير بوده است:
اعتياد به مواد مخدر مرد زن جمع كل 72% 28% 18040 نفر
حمل وخريد و فروش و نگهداري مواد مخدر مرد زن جمع كل 91% 9% 64407 نفر
در آمريكا در سال 1997 مصرف هروئين در بين مردان 12 برابر زنان بوده اما مصرف داروهاي آرام بخش در زنان 7% و در مردان 19% و مصرف داروهاي آرام بخش در زنان 17% و در مردان 19% و مصرف داروهاي هيجان آور و محرك در زنان بيش از مردان بوده است.
هـ ) سن : در هر گروه سني احتمال اعتياد وجود دارد. در خانواده هايي كه پدر يا مادر و يا هر دو معتاد به مواد مخدر هستند اطفال در سنين كم و از دورة طفوليت به همان ماده اي كه والدين مصرف مي‌كنند معتاد مي‌شوند و بعداً در ادوار مختلف سن، نوع اعتياد راتغيير مي‌دهند . معتادين معمولاً با كشيدن سيگار اعتياد را آغاز و بعد به مرور زمان مواد مخدر و يا داروهاي روان گردان را كه در دسترس دارند مصرف مي‌كنند. مثال: حسين 16 ساله … كه چند ماه است در كانون اصلاح و تربيت بازداشت است چنين شرح مي‌دهد : 10 ساله بودم كه به تشويق پسر همسايه شروع به كشيدن سيگار نمودم ودر 12 سالگي بادوستانم گاهي ترياك مي‌كشيدم. 14 سال داشتم كه صاحب مغازه ساعت فروشي كه كارگرش بودم به من پول و آدرس داد كه هروئين بخرم و از من خواست كه با هم هروئين بكشيم و معتاد به هروئين شدم …
در سال 1994 در فرانسه از 6666 نفر كه به اتهام ارتكاب جرائم مربوط به مواد مخدر دستگير شدند برحسب سن و جنسيت بر حسب سن و جنسيبت به شرح زير بوده است :
سن مرد زن جمع كل تا 18 سال
18 تا 21سال
21 تا 25 سال
25 تا 30سال
30 تا 40 سال
40تا 50 سال
از 50 سال به بالا 11
325
1124
1825
2060
823
211 1
7
36
74
86
39
14 12
332
1160
1899
2146
864
225 جمع كل 6509 257 6666
طبق گزارش سازمان جهاني بهداشت، 72 درصد معتادين از گروه سني زير 25 سال مي‌باشند. در سال 1378 در ايران 67/52% معتاديني كه دستگير شده اند زير 32 سال و 3/47% آنان از 32 سال تا 75 سال داشته اند.

3 ـ علل رواني :
با رشد كودك و آشنائي او با حقايق محيط، هستة اساسي شخصيت تشكيل و با رشد جسمي و رواني شخصيت او تكامل پيدا مي‌كند. با تكوين شخصيت، كودك از پيروي كوركورانه از بعضي از تمايلات خود دست برمي‌دارد و سعي ميدارد حقايق زندگي وارزشهاي اخلاقي واجتماعي را درك كند. همين درك، درطرز رفتار، كردار ،‌اعمال و انطباق اجتماعي اواثرات خود را باقي مي‌گذارد .هرگاه رشد رواني به موازات رشد جسمي انجام نگيرد و شخصيت تكامل نيابد فرد در معرض ابتلاء به بيماريها واختلالات رواني و منش قرا گرفته بياراده، تلقين پذيرو بي عاطفه بوده و در مقابل مشكلات تا بمقاومت ندارد و در معرض خطراعتياد به مواد مخدر و داروهاي روان گردان قرار مي‌گيرد.
الف ) عقب ماندگي ذهني : به علت عدم تكامل شخصيت، عقب مانده هاي ذهني به علت نقص عقل و كم هوشي قادر به درك خطرات نبوده داراي شخصيت تلقين پذير مي‌باشند. تحت تأثير تلقين ديگران به طرف اعتياد كشانده مي‌شوند.
ب ) اسكيزوفرني : مبتلايان به بيماري اسكيزوفرني ( جنون جواني )كه به سر و وضع خود توجه ندارند ونسبت به افراد بي عاطفه بوده و به كسي مهر نمي ورزند وبه اجتماع بدبين و خود را در دنيايي تصور مي‌كنند كه همه با اوخصومت دارند. دائم پريشان حال و منزوي بوده و براي تسكين آلام دروني تخيلي خود‌، مواد مخدر مصرف مي‌كنند.
ج ) بيماريهاي عصبي : افراد عصبي كه از لحاظ قواي هوشي سالم ولي از نظر رواني بيمار و به قواي عاطفي و ارائي آنان لطمه وارد شده است ،‌احساساتي بوده اخلاق و رفتار آنان نامتعادل، هيجاني، بي ثبات ،عجول و دائماً دچار اضطراب و تشويش مي‌باشند به علت عدم تكامل شخصيت، اينگونه افراد خود را بي كفايت تصور كرده نيازمند به اتكاء وحمايت ديگران ميدانند.
در نتيجه هيجان ،‌ترس و اضطراب بيمار احساس خستگي مفرط مي‌كند. احساس خستگي ،بيمار را به كار و امور زندگي بي علاقه نموده، سبب عدم عدم تمركز حواس مي‌گردد .افراد عصبي مخصوصاً بيماران مبتلا به فرسودگي و افسردگي در مصرف داروهاي آرام بخش و خواب آور افراط و سپس به طرف اعتياد به مواد مخدر سوق داده مي‌شوند .
د ) احساس گناه تقصير : در پيش آمدهاي غير مترقبه مخصوصاً تصادفات رانندگي كه منجر به فوت سرنشينان آن مي‌شود و همچنين مبتلايان به بيماريهاي رواني كه دچار توهم گناه وتقصير نابخشودني هستند براي فرار از عذاب رواني و فراموشي گناه وتقصير توهمي خود ،به استعمال مواد مخدر رو مي آورند.
هـ ) كنجكاوي : عده اي براي كنجكاوي و ارزيابي قدرت جسمي خود به تصور اينكه با يكبار مصرف معتاد نمي‌شوند به مواد مخدر معتاد مي‌گردند .
و ) استقلال طلبي و مبارزه : اطفال وجوانان براي اعلام استقلال وآزادي كاهش اميال ارضاء نشده معتاد مي‌گردند.
بعضي از افراد اعتياد به موا مخدر را يك نوع نبرد و مبارزه بر عليه قدرت اجتماعي، خانواده، ارزشها، سنتها، قوانين و مقررات اجتماعي تصور نموده با معتاد شدن طغيان و سركشي خود را برعليه جامعه و خانواده ابراز ميدارند.
ز ) نجات از مشكلات : گروهي از افراد كه قدرت مقابله با مشكلات و ناكامي ها را ندارند اعتياد را وسيله نجات خود تلقي كرده و براي رهائي از ناراحتي ها و فشارهاي رواني و عدم اعتماد به خويشتن و رفع هيجانات دروني در جستجوي پناه امن، به مواد مخدر و يامصرف داروهاي روان گردان پناه مي‌برند.
اختلال منش (رفتار غير عادي ) :
در زندگي روزمره به افرادي برميخوريم كه با وجود فراهم بودن همه شرايط و عوامل و امكانات، به علت عدم تكوين شخصيت، ظرفيت و قدرت پذيرش انطباق با ضوابط و معيارهاي اخلاقي، مباني مذهبي واجتماعي را نداشته و به آساني نمي‌توانند خود را با محيط سازش دهند ودچار اختلال احساسات عاطفي و غريزي بوده رفتا رغير عادي دارند .به علت غرور و خودخواهي از مصرف انواع مواد مخدر ابائي ندارند و سعي دارند ديگران را تحت تأثير و تلقين خويش قرار دهند با بياعتياني به سرنوشت اشخاص، از بدبخت نمودن آنان بدون كمترين تأسف و تأثير خوشحال مي‌شوند و عمداً افراد راتشويق به مصرف مواد مخدر و توزيع آن مي‌نمايند.
4- علل اجتماعي :
بااينكه عوامل ارثي پايه اساسي و ضروري تكوين شخصيت فرد بوده و حدود تكامل جسمي و رواني را تعيين مي‌كند ولي استعداد و توانائي هر فرد براي تكامل جسمي و رواني پيوسته به وسيله نيروهاي موثر محيط طرح ريزي شده و شكل مييابد در افرادي كه ارث اثرات متشابه دارد اختلاف محيط سبب ايجاد خصائص، صفات، رفتار و كردار متفاوت مي‌شود . هر ميحطي از نظردارا بودن موقعيتهاي خاص ،در تكامل و رشد شخصيت موثر است عوامل مهم اجتماعي كه در اعتياد به مناد مخدر موثرند عبارتند از :
• محيط خانواده :
محيط خانواده محيطي است كه فرد در آنجا رشد خود را آغاز مي‌كند. در سنين اوليه زندگي با اينكه كودك هنوز راه نمي رود و حرف نمي زند اما تمام حركات اطرافيان خود را تقليد و رفتار واعمال آنان در ضمير او حك و شخصيت طفل پي ريزي مي‌گردد وضع محيط خانوادگي رابطه مستقيم با اعتياد به مواد مخدر و داروهاي روان گردان و ساير مواد را دارد.
الف ) تشنج در خانواده : نفاق ،‌ناسازگاري مشاجره دائمي پدر و مادر و اطرافيان، آثار شوم در افراد خانواده دارد. به علت عدم آرامش دروني، افراد مذكور به كار وتحصيل بي علاقه شده ثبات ندارند ،ابتداء به مصرف سيگار وبعد به مواد مخدر پناه مي‌برند كه براي چند لحظه كه شده غم و اندوه دروني خود را فرموش نمايند.
ب ) كمبود محبت : موجب نفرت وانزجار از افراد خانواده شده سبب عدم اعتماد به نفس و بي ثباتي و تشويش دروني مي‌گردد.
اطفال، طرد شدن را تحقير تعبير نموده احساس تنهائي مي‌كند و براي جبران تنهائي، از خانه فرار و به ديگران پناه ميبرند و به آساني مصرف مواد مخدر را مي پذيرند.
ج) روابط عاطفي : مهر و محبت، همدلي و همدردي، صلح و صفا در محيط خانواده كه از عوامل بسيار مهم در پيشگيري از اعتياد به ممناد مخدر است سبب رضايت خاطر و دلگرمي و پشتكار افراد خانواده شده ودر قبال فشارهاي رواني مخصوصاً فشارهاي ناشي از ضيق معشيت و تهي دستي، صبرو حوصله ومقاومت را افزايشمي‌دهد.
د) زياده روي در محبت : سهل انگاري در امر ونهي ازنيك بد و اغماض بي مورد و عدم تنبيه در موقع لزوم طفل را خودخواه و پرمدعا مي‌كند و مي خواهد كه هم در اطاعت و خدمت او باشند پس از بلوغ نيز به رعايت نظم و انضباط، قوانين ومقررات بي اعتناء است.
هـ ) تأثير رفتار و كردار والدين : اعتياد پدر ومادر يا هردو به مواد مخدر ،منازعات و مشاجراتي كه ناشي از اعتياد بروز مي‌كند و همچنين وضع غم انگيز اسفناك معتادي در خانواده، اثرات وخيم در روحية اطفال باقي گذاشته سبب اختلال عاطفي و رواني مي‌شود. آنان نيز استعمال مواد مخدر يا داروهاي روان گردان را بدون اطلاع از عواقب وخيم آن شرع مي‌كنند.
و ) اعتياد مسر : هر فردي با رضايت و رغبت زوج يا زوجه خود را انتخاب و با آغاز زندگي مشترك خانواده شخصي را كه به منزلة سلول ر اجتماع است تشكيل مي‌دهد. ازدواج از نظر عاطفي به هر يك از زوجينارامش دروني و ثبات بخشيده قدرت مقاومت رادر برابر ناملايمات ومشكلات زندگي افزايش مي‌دهد. جوانان مجرد بيش از افراد متأهل معتاد مي‌شوند .
هرگاه محيط خانواده شخصي به علل عدم سازش .ناسازگاري واختلاف سليقه زن ياشوهر متشنج شود هر يك از طرفين براي فرار ازرنج و غذاب روحي به داروهاي آرام بخشو يا مواد مخدر پناه مي‌برند .
• محيط تحصيلي :
مدرسه اولين محيط اجماعي است كه اطفال بعد از محيط خانوادگي در آن با زندگي دسته جمعي كه از گروه هاي مختلف مذهبي، نژادي، منطقه اي و طبقات اجتماعي تشكيل شده آشنا ميگردند با تماس با همكلاسان خود و ساير دانش آموزان، طرز معاشرت در زندگي و انطباق با محيط اجماعي را مي آموزند و در ضمن از مربيان خود‌. به منزلة پدر و مادر انتظار مهر و محبت هدايت و راهنمايي را دادند. آموزش در محيط تحصيلي توأم با تجربياتي كه اطفال از محيط خانواده دارند سبب تكامل شخصيت آنان مي‌گردد .
هرگاه مربيان به احساسات عاطفي، نزاها، تربيت اجتماعي و اخلاقي و مذهبي توجه نداشته باشند دانش آموزان نيز براي ادامه تحصيل از لحاظ جسمي و رواني و روابط خانوادگي بامسائلي روبرو شوند احساس تنهائي كرده از تحصيل منزجر ميشوندو با تقليد ازدوستان معتاد و يا براي ابراز جسارت، ارزيابي قدرت و خودنمائي با كشيدن سيگار اعتياد را آغاز و بعد به حشيش وهروئين معتاد شده و ترك تحصيل مي‌كنند .
• محيط تفريح و دوستان :
تفريح يكي از حوائج ضروري بشري است كه سبب رفع خستگي و آرامش رواني مي‌شود و بايستي امكانات تفريحات سالم مخصوصاً ورزش براي پر كردن اوقات فراغت تمام افراد فراهم گردد.
هرگاه وسايل تفريحات سالم در دسترس تمام افراد مخصوصاً اطفال و جوانان قرار نيرد آنان براي وقت گذراني و پر كردن اوقات فراغت با دوستان خوددور هم جمع شده و براي تفريح و خوشگذراني به انواع مواد مخدر رو مي آورند. بعد از محيط خانواده، معاشرت با دوستان نابات از عوامل مهم اعتياد بشمار مي رود.
• شغل :
هر فردي با توجه به آمال و ارززوها واهدافي كه دارد وي بالاجبار براي رفع حوائج زندگي روزمره، شغلي را براي خود انتخاب مي‌كند. گاهي افراد از روي استيصال وبراي امرار معاش. به كاري كه با قدرت جسمي، وضع رواني، ذوق و استعداد مهارت آنان مطابقت ندارد اشتغال مي ورزند. عدم رضايت باطني از شغل. سبب ناراحتي رواني وعدم ثبات مي‌شود. كار يككنواخت، سروصدا در محيط كار، كاردر شب، كارهاي طاقت فرسا كه سبب خستگي مفرط جسمي مي‌گردند.
طرز رفتار كارفرما‌. مافوق و همكاراندر محيط كار اثرات بسيار ناگوار در افراد شاغل دارد . افراد مذكور براي رفع خستگي جسمي و ارامش دروني به مصرف داروهاي آرام بخش و خواب آور .سيگار و انواع مختلف مواد مخدر معتاد مي‌شوند .اعتياد همكاران نيز در تشويق به اعتياد نقش بسزائي را ايفاء مي‌نمايد .
• علل جفرافيايي :
اوضاح واحوال و موقعيت جغرافيائي هر كشو و حتي هر منطقه در اعتياد و نوع متفاوت است. ساكنين شهرها وروستاهائي كه در مسير عبور مواد مخدر هستند به علت سهولت دسترسي به مواد مخدر و همكاري با قاچاقچيان بيشتر در خطر اعتياد قرار دارند. اهم علل جغرافيايي در اعتياد به شرح زير است :
1ـ رشد جمعيت :
افزايش بي رويه جمعيت كه يكي از مسائل حاد اجتماعي مخصوصاً در كشورهاي در حال توسعه و عقب مانده است و آينده بشر مخصوصاً اطفال و جوانان راتهديد مي‌كند. جوانان در پيشرفت و توسعه اقتصادي، اجتماعي و سايسي هر كشور نقش بسزائي را ايفاء مي‌نمايند لكن با رشد بي رويه جمعيت، تمام آنها نمي‌توانند به تحصيلات خود ادامه دادو يا جذب بازار كار شوند عدم امكانات رفاهي ،تفريحي براي پر كردن اوقات فراغت، بهداشتي، تهيه مسكن به خصوص نگراني ونوميدي از آينده موجب ناراحتي رواني مي‌گردد و آنان براي رهائي از فشار زندگي و فراموش كردن غم آينده‌ ،به مصرف مواد مخدر رو مي آورند.
2ـ شهر و روستا :
الف)شهر :زندگيدر شهر عامل مستقيم گرايش به اعتياد در مواد مخدر نيست بلكه شرايط موجود در شهرهامخصوصاً ازدحام جمعيت، مشكل ترافيك، وضع مسكن، كمبود روابط عاطفي منجر به ناراحتي هاي رواني و خستگي جسمي مي‌گردد و به علت فقدان همبستگي بين افراد خانواده و همسايگان بي اعتنائي به معنويات كه سبب افزايش بي قيدي و بي‌بندوباري و بالاخره عدم انطباق اجتماعي گرايش به استعمال مواد مخدر افزايش مي يابد.
ب ) روستا : روستائيان كه اكثراً داراي روابط عاطفي و صميمي‌بوده و زندگي مسالمت آميز دارند در غم واندوه هم شريك و در مصائب از مساعدت وهمياري به يكديگر مضايقه نمي‌كنند از بسياري از مفاسد زندگي در شهرها مصون مي‌باشند ولي روستائيان كه براي كار به شهرها مي روند و به علت معضلات زندگي شهري كه منجر به خستگي جسمي و ناراحتي‌هاي رواني مي‌گردد به انواع مواد مخدر معتاد مي‌شوند ودر مراجعت به روستا ،سايرين را نيز به مصرف موادمخدر ترغيب و عده اي را معتاد مي‌نمايد.
• مهاجرت :
در تمام ادوار زندگي، بشر براي بقاء تهيه حوائج زندگي وامرار معاش از محلي به محل ديگر مهاجرت نموده است . از اوايل قرن بيستم، با پيشرفت حيرت انگيز علم و صنعت، هر سال ميليون ها نفر زادگاه خود را ترك و براي اشتغل به كار با شهرها و يا كشورها و قاره هاي ديگر مهاجرت مي‌كنند. مهاجرت يا فردي و يا با اعضاءخانواده و گروهي است .
الف ) مهاجرت به شهرها :
پيشرفت شبكه هاي مخابراتي ورسانه هاي گروهي دورافتاده ترين روستائيان را از مزايا و رفاه شهري آگاه مي‌سازد. روستائيان به علت تهي دستي ودرآمد كم، كار مشقت بار، محروميت از رفاه اجماعي و وسايل اموزشي، براي اشتغال به كار و كسب با درامد زياد و يا ينل به آرزوهاي خويش، به شهرها مهاجرت مي‌كنند و با ديدن زرق و برق به ظاهر فريبنده شهرها و ساير مزايا بيشتر به محروميت خود پي مي‌برند.
در ديدار با روستائيان محرومي‌كه در ده مانده اند و از مظاهر تمدن جديد وپيشرفت علوم، فقط يك راديوترانزيستوري دارند ديدني هاي شهر را به تفصيل شرح داده آنان را نيز تشويق به مهاجرت به شهرها مي‌كند .
مهاجرين مذكور در توشه ووبار خود اعتقادات مذهبي و سني قومي، آداب ورسوم زادگاه خويش را به همراه مي‌برند. در محيط جديد با اوضاح و احوال كاملاً متفاوت با محيط ساده وصميمي زندگي روستائي مواجه مي‌گردند.
مهاجرين در بدو ورود به شهرها، به علت كمبود مسكن، عدم امكان پرداخت كراية منزل، با طرز رقت بار وتأثر انگيز در حاشيه شهرها با برپائي الونك ساكن مي‌شوند.
چون در فن يا حرفه اي تخصص ندارند و استعداد و قابليت آنان پرورش نيافته است به آساني جذب بازار كار نمي‌گردند و در صورت اشتغال به كار، به اندك بهانه از كار بركنار و لاجرم براي امر امرار معاش به مشاغل كاذب از قبيل دوره گردي، روزنامه فروشي و دست فروشي و غيره رو مي آورند قاچاقچيان با اطلاع از استيصال و بدبختي كه مهاجرين دارند آنان را براي توزيعمواد مخدر وا مي‌دارند.
اطفال و جواناني كه به تنهائي، بدون يار و ياور، محيط گرم وپرمحبت خانواده را رها ساخته و به اميد تحقق بخشيدن به آمال و ارزوهاي رويائي خويش ،زادگاه خود را ترك مي‌كنند حزن آور ترين سرنوشت مهاجرين رادارند.
چواناني كه براي كار در صنايع و يا كارهاي ساختماني از روستاهاي محقر به شهرها سرازير مي‌شوند در محل اقامت جديد، با نهايت جديت براي كسب معاش به فعاليت مي پردازند ودر صورت اشتغال به كار و رفع نياز و احتياجات اوليه، از لحاظ رواني احساس غربت و دلتنگي نموده و غالباً پس از فراغت از كار، حالت افسرده و غمگين وي ا برعكس حالت تهاجمي و خشونت و ستيزه جويي دارند خستگي جسمي، سوء تغذيه ، ندشتن وسايل رفاه و‌اسايش، سلامتي آنان را به مخاطره مي اندازد. براي رفع خستگي و تألمات رواني، ابتدا ،به سيگار وسپس به ساير مواد مخدر معتاد مي‌شوند.

ب ) مهاجرت از كشوري به كشور ديگر :
مهاجرت از كشوري به كشور ديگر نظير مسافرت از روستاها به شهرها است لكن تضاد فرهنگي، اختلافات مذهبي و تبعيض و ندانستن زبان در اين نوع مهاجرت بر مشكلات مهاجرين مي افزايد.
مهاجرين با روياهاي تخيلي كه از كشور جديد دارند در انجا باواقعيتهايي روبرو مي‌شوند كه برايشان قابل تصور نبوده است. سودجويان و قاچاقچيان با استفاده از درماندگي آنان به استعمال وتوزيع مواد مخدر تشويق و ترغيب نموده و با معتاد كردن مهاجرين را به پرتگاه ذلت سوق مي‌دهند .
5- علل اقتصادي :
منظور از علل اقتصادي بحث در مورد نوسانات اقتصادي، بحران اقتصادي ،‌تورم ورشد و توسعه صنعت نيست بلكه بررسي تأثير فقر و ثروت در اعتياد به مواد مخدر است .
تعريف دقيق فقير و تعيين حدود آن مشكل و اطلاق عنوان فقير و غني به افراد در مناطق مختلف متفاوت است .طبق تعريف سازمان ملل، « كسي كهاز حداقل سطح زندگي انسانها محروم باشد. فقير محسوب مي‌شود.
فقر به تنهائي از علل اعتياد نمي‌باشد در خانواده هاي فقير و تهيدست كه روابط خانوادگي توأم با تعاون و همكاري، همدلي، صفا وصميميت است و افراد خانواده كمك و دستگيري از يكديگر را وظيفه وجداني و ديني خود مي‌دانند گرايش به اعتياد كمتر از ثروتمندان ومتمولين مي‌باشد. در غالب خانواده هاي ثروتمند ،پول جانشين انسانيت و عطوفت مي‌شود. ثروتمندان با امكاناتي كه دارند براي خوشگذراني، انواع مواد مخدر را مصرف مي‌نمايند. اطفال و جوانان آنان نيز با پولي كه در اختيار دارند به جستجوي لذت به طرف اعتياد كشانده مي‌شوند.
از پژوهشهائي كه در سال 1997 سازمان نظارت برمواد مخدر وابسته به سازمان ملل به عمل اورده در كشورهاي فقير وقحطي زده آفريقا اعتياد به مراتب كمتر از كشور سوئد و امريكا مي‌باشد. طبق گزارش سازمان مذكور ،‌در آمريكا هر دانش آموز قبلاً يكبار براي خوشي و ارضاء حس كنجكاوي يكبار انواع مواد مخدر رامصرف مي‌كند .
6- علل سياسي :
دول سلطه گر براي نيل به اهداف شوم سياسي خود ،غارت منابع ملي كشورهاي مورد نظرشان وبه زانو در آوردن ملتها مخصوصاً جوانان با فراهم نمودن وسايل قاچاق و توزيع مواد مخدر، آنان را به پرتگاه خواري و ذلت و مرگ اعتياد مي‌كشانند. بهترين نمونة آن سياست انگليسي ها در مستعمرات خود و آمريكائي ها درجنگ ويتنام است كه قبلاً مورد بحث قرار گرفته است .

چرا جوانان به مواد مخدر روي مي آورند؟
در اين قسمت بطور خلاصه به چند مورد اشاره مي‌نمايد.
1- فرار از واقعيت:
افراد جوان در اجتماعات بي بند و بار احساس ترس، وسواس، تشويش و بي‌كفايتي مي‌كنند. آنها مي‌گويند(ما مي خواهيم متعلق باشيم) آنها معتقدند كه مردم دنيا به آنها توجه اي ندارند و مواد مخدر آماده است كه در اين حالت روح آنها را از اجتماع دور مي‌سازد.

2- جستجو براي يك هيجان ارزان:
جوانان امروزه كنجكاو هستند و دنبال نشئه شدن آنها مي‌گويند( علف) بي خطرتر و ارزانتر از الكل است.

3- عدم اطلاع از خطرات مواد مخدر:
جوانها واقعا نمي‌دانند در چه راه پر خطري پاگذاشته اند. موقعيكه آنها به حقيقت و خطرات زندگي برانداز مواد محدر پي مي‌برند اكثرا تصميم بدترك مواد مخدر مي‌گيرند.
4- عدم مسئوليت هاي اجتماعي در جواني:
بيشتر جوانان امروزه تآمين مي‌باشند و احتياجي به پول در آوردن ندارند و احساس مي‌كنند كه هر وقت احتياج به پول داشته باشند توسط خانواده هايشان در اختيار آنها قرار خواهد گرفت.

5- آزادي بيش از حد جوانان:
در اجتماعات بي بند و بار والدين فرزندان خود را براي كاوش در امر تفريحات و لذايذ خود بدون هيچگونه راهنمايي آزاد گذاشته اند. ارزش هاي معنوي رو بزوال است و پدرها از قوانين و روشهاي سنتي خود در مورد انضباط فرزندان چشم پوشي مي‌كنند.
براي درمان بيماري يا حل هر مشكل ديگر بررسي علل بوجود آورنده آنها داراي اهميت است و براي اتخاذ چنين روشي لزوما ابتدا به شناخت از مساله بايد توجه كرد و آنگاه به درمان يافتن راه حل و ساير اقدامات پرداخت.
مشكل اعتياد جوانان مربوط به عوامل متعددي است كه اين علل را در چند گروه به شرح زير مي‌تواند طبقه بندي نمود:
1- علل نژادي و توارثي و بيولوژيكي
2- علل جسمي‌شخص
3- علل رواني
4- علل اجتماعي
5- علل فرهنگي
6- علل خانوادگي
7- علل شغلي علل اقتصادي
8- علل شغلي
9- ساير علل
اعتياد در اثر يك عامل ايجاد مي‌شود و يا وجود چندين توأما شخص را به اعتياد سوق مي‌دهد. اين عوامل بصورت مستقيم يا غير مستقيم تأثيرات خود را بوجود مي‌آورند. همچنين عوامل بوجود آورنده اعتياد همگي داراي قدرت يكساني در ايجاد اعتياد نيستند بلكه برخي از آنها داراي قدرت زياد و پاره اي ديگر موجبات اعتياد گروه كمتري را فراهم مي آورند.
يكي از گروههاي اجتماعي كه در شكل گيري باورهاي كودكان و نوجوان نقش بسزايي دارد گروه همسالان ناميده مي‌شود. اين گروه اجتماعي شامل گروه كودكان همبازي، حلقه هاي دوستانه در محله ها و مناطق مختلف روستاها و شهرها. گروهاي برادري در مدارس و دانشگاههاست كه اعضاي انها موقعيت اجتماعي نسبتا برابر و بپيوندهاي نزديكي با هم دارند.
در كشور ما يكي از عوامل مهم و موثر در انحرافات و آسيب هاي اجتماعي بويژه اعتياد به مواد مخدر گروههاي دوستي و همسالان هستند كه نتايج تحقيقات مختلف رقم قابل توجهي را به تأثير دوستان و همسالان درگرايش به مواد مخدر نشان مي‌دهد. معمولا شروع اعتياد در گروه هاي مختلف بويژه نوجوانان و جوانان استعمال سيگار و در نهايت اعتياد به آن بوده است.
دوست نامناسب و خطاكار و همنشين منحرف بيشترين تأثير را در انحراف نوجوان علي الخصوص كشيده شده به اعتياد دارد.
اعتياد نوعي اعتراف به شكست است. چرا كه به فرد براي حل مشكلات خود نمي‌تواند راه حلي منطقي پيدا كند. در نتيجه براي نجات از درد و ناراحتي و مقابله با مشكل بطور موقت به مصرف مواد مخدر روي آورده و سو انجام هنجر به اعتياد كامل مي‌گردد.
جوانان اصلي ترين قربانيان مواد مخدر هستند. اكثر كشورها از اين نظر در وضعيت مشابهي قرار دارند. جوانان به خاطر خصوصيات جواني آسيب پذيري زيادي دارند. جوان پويا و جستجو گر بهرجا سر مي‌كشند، كنجكاو و بدنبال همه چيز هستند در مسير شان هر راهي كه گشوده شود وارد مي‌شوند. چنانچه در راهي لذت و بي خبري- كه خواست آنان است- و جود داشته باشد بسرعت آنان را جذب مي‌كند. جوانان آمادگي انجام هر كاري را دارند. حتي آنان كه صالح اند و با تعقل و انديشه به هر كاري دست مي زنند نيز ممكن است از روي كنجكاوي به چنين راهها سري بزنند در چنين اوضاع و احوال است كه زمينه ها و شرايط انحراف و فساد براي جوانان فراهم مي‌شود و آنان را در لبه پرتگاه و آغاز سقوط قرار مي‌دهد.
سنيني كه جوانان آمادگي بيشتري براي انحراف دارند به سنين بحراني موسوم است. بررسي اين مرحله از زندگي از مباحث ويژه در روانشناسي است.
نتايج بدست آمده از پژوهش نشان مي‌دهد امروزه آغاز اعتياد در سنين 17-25 سالگي است. 66 درصد از افراد مورد بررسي اولين مصرف مواد مخدر را در اين سنين انجام داده اند. 7.5 درصد قبل از 17 سالگي و بقيه در سنين بالاي 25 سال. در سنين 25 تا 30 سال همه عده قابل توجهي قرار دارند. در سنين 17 سالگي جوانان در سالهاي آخر دبيرستان قرار دارند و در سنين بالاي هيجده سالگي فارغ از تحصيل متوسطه، در انتظار كار يا ادامه تحصيل. در كنار شور جواني و علي رغم بي خبري. نوعي اضطراب و دلواپسي نسبت به آينده هم در اغلب آنان وجود دارد. و در اين سنين احساس نياز به آزادي و رهايي نسبي از خانواده وجود دارد. مجموع اينگونه حالات، ايجاب مي‌نمايد تا جوانان به دنبال مسائل ناشناخته و جديد باشند.
جوانان دركنار دوستان و در جمع، آمادگي جسارت بيشتري براي دست زدن به اعمال غير عادي و احتمالا انحرافي دارند. اين حالت همان بحراني است كه فوق العاده براي جوانان بخصوص از نظر اعتياد خطر ناك است.

درمان و پيشگيري ازاعتياد :
به علت مصرف انواع مواد مخدر و داروهاي روان گردان ،‌اثرات روزهاي اوليه اعتياد يعني لذت و انبساط خاطر از بين مي رود. معتاد براي بازيابي اثرات مواقع شروع اعتياد، به ميل و دلخواه خود با عزم راسخ مصرف هر نوع مواد مخدر را ترك مي‌كند. اطرافيان معتاد، با ابراز خوشحالي اين عمل را ترك اعتياد دائمي‌تلقي مي‌كنند. درصورتي كه معتاد پس از چندي، مصرف مواد مخدر مور نظر خود را بيش از آنچه كه مصرف مي‌كرده شروع مي‌كند.
براي ترك اعتياد كامل، معتاد بايد تحت درمان قرارگيرد و با از بين بردن عواملي كه دراعتياد موثرند پيشگيري به عمل آيد.
با ممانعت از استعمال، شماتت، توبيخ ومجازات، درمان معتادين امكان پذير نيست. متخصصين معتقدند كه محروم كردن معتاد از مادهاي كه به بدان اعتياد دارد غير انساني و خطرناك و حتي گاهي منجر به مرگ مي‌شود. معتاد بيمار است. بايد بستري و از لحاظ جسمي و رواني تحت مداوا قرار گيرد تا وابستگي جسمي و رواني معتاد به مواد مخدر از بين برود ودر ضمن درمان و پس از بهبودي نسبي، معتاد با اشتغال به كار و ورزش، رعايت نظم وانضباط به تدريج از لحظات اخلاقي عاطفي و رفتار متعادل شده و به راحتي بتواند خود را با اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كند تطبيق دهد و با قبول مسئوليت قادر به كار و تأمين مايحتاج اوليه خود باشد.
تغيير محيطي كه موجب اعتياد شده ضروري است. معتادين بايد تحت مراقبت وحمايت وهدايت اعضاء خانواده‌. مددكاران اجتماعي واعضاء مبارزه با اعتياد قرار گيرند.
فراهم نمودن محيط آارم، رفع حوائج اوليه معتاد ،‌در پيشگيري از اعتياد دوباره‌. تأثير بسزائي دارد. هرگاه معتاد پس از بهبودي نسبي، با سركوبي، طعن و سرزنش وبي مهري كسان خود مواجه گردد تاب مقاومت با ناملايمات و فشار رواني واجتماعي را نداشته اعتياد مجدد غير قابل اجتناب خواهد بود.
روش درمان در كشورهاي مختلف با توجه به پيشرفت علوم پزشكي و امكانات و ماده اي كه فردي بدان معتاد است متفاوت مي‌باشد اما در تمام موارد روان درماني (پسيكوترابي ) از ضروريات مداواي يك معتاد محسوب مي‌گردد .پسيكوتراپي پس از ترك اعتياد تا مدتي بايستي ادامه يابد تا از بهبودي كامل اطمينان حاصل شود.
معتاد بايد در موقع بروز حالت اضطراب، احساس ناراحتي هاي رواني و مواجه شدن با مشكلات بايد به روانپزشك معالج خود رجوع نمايد.

روشهاي گروهي درمان اعتياد :
روشهاي گروهي مختلفي جهت درمان معتادان در دنيا



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید