عنوان پایان نامه :
بررسي مردم شناسي طرح ها و نقوش لباس ها و بافته هاي ساساني
مقدمه
سرزمين ايران از ديرباز به دليل موقعيت خاص جغرافيايي و همچنين مهاجرت يا حملات اقوام و ملل ديگر به آن و نيز رسوخ فرهنگ ايراني و آميزش آن با فرهنگ سرزمينهاي مجاور و ظهور نمونه هاي فرهنگي جديدتر، خود بستر لازم و مناسبي براي مطالعه و بررسي فراهم كرده است. البته از آنجا كه بسياري از مورخان بيشتر تلاش خود را صرف ضبط وقايع و حوادث سياسي- حكومتي و ذكر نبردها و مانند آن كرده اند كمتر به پديده هاي مربوط به حيات فرهنگي پرداخته اند.
يكي از ديداري ترين و در عين حال زنده ترين نمونه هاي حيات فرهنگي يك جامعه، پوشاك و نوع لباس مردم آن جامعه است. آشنايي با تاريخ لباس و پوشاك ايرانيان، نه تنها اطلاعاتی در خصوص ظاهر مردماني كه در ادوار مختلف تاريخي زندگي مي كرده اند در اختیارمان می گذارد ، بلکه ما را با انواع سليقه ها، نوع دوخت و رنگ ، مدلهاي مختلف لباس، بافت انواع پارچه ها، صادرات و واردات پوشاك، تأثير پذيري و تقليد از لباس مردمان نواحي ديگر، اختصاص پوشاكي خاص به گروه يا طبقه اي اجتماعيآشنا می سازد و همچنين دربارة چگونگي روند و تكامل انواع پوشش ها، اطلاعات مفيد و جالب توجهي ارائه مي نماید.

در بخش بالا شاه سوار بر اسب خود را‌ آماده شکار مي شود و زني چتري را بلاي سر او نگه داشته است. پشت سر شاه زناني صف شکيده اند که بعضي مشغول نواختن آلات موسيقي هستند. در سمت مقابل بر روي سکوئي که از زمين ارتفاع دارد عده اي از رامشگرن نشسته اند که بعضي ها چنگ مي نوازند و برخي به کف زدن مشغولند. در پائين اين صحنه در مرکز نقش، شاه سوار بر اسب و کمان بر دست تاختن در تعقيب گوزن ها است و در پائين اين شمارگاه، تصوير شاه را در حالي که تيردان بدست گرفته و از شکار مراجعت مي کند، نشان مي دهد. در طرف چپ تعدادي شتر مشغول حمل گوزن هائي که شکار شده اند هستند.
اين نقش بر جسته يک وضع استثنائي دارد، چه سازنده آن سعي نموده که حالات مختلف را در يک صحنه مجسم سازد و در حقيقت مي توان آنرا يک نقاشي فرض نمود که بر روي سنگ حجاري شده است.
د:اهميت حجاري هاي طاق بستان در شناخت نقوش و طرح هاي پارچه هاي ساساني
نظر به اهميت مجموعه حجارهاي موجود در طاق بستان و بخصوص حجاري هاي طاق بزرگ و نقوش آنها تاکنون مطالب فراواني توسط پژوهشگران گوناگون نوشته شده است.
آقاي سامي در وجه تسميه آن مي نويسد: تا کنون نام هاي بسياري درباره اين محل ذکر شده است. از جمله طاق وسطام، طاق وسطان، طاق وسان، طاق بستان، طاق بغستان، طاق بيستون و اکراد و پاره اي از مردم آن نواحي طاق و سان و طاق بسان مي گويند و چون بلوکي در آن نزديکي است بنام بلوک و سطان و اين طاق جزو آن بلوک قرار گرفته دور نيست که بهمين علت آنجا را طاق وسطان و بتدريج طاق بستان ناميده اند.
از تاريخ نويسان بعد از اسلام مانند ابن حوقل، ابن خردادبه، استخري، ياقوت حموي، حمداله مستوفي، سيد عبدالطيف شوشتري مولف تحفه العالم، حاج زين العابدين شيرواني مولف بستان السياحه درباره اين طاق و حجارهاي آن در کتابهاي خود اشاراتي کرده اند که از ميان نوشته ياقوت از سفرنامه مسعود بن مهلهل نقل مي شود: در يک فرسخي شهر قرميسين (معرب کرمانشاهان) در آن صورت صورت شبديز و مردي که بر آن سوار است در سنگ ساخته اندو اين سوار کلاهخودي بر سر و زرهي بر تن د ارد، و زره را حجار بقدري خوب ساخته است که گوئي زره واقعي و متحرک است. تصوير سوار متعلق به پرويز و اسبش شبديز است که در تمام روي زمين هيچ مانند و نظيري بر اين متصور نتوان يافت. و در آن طاق که اين صورت و رسم حجاري شده تصاوير ديگري از مردمان و زنان و پيادگان و سواران يافت مي شود. در برابر تصوير پرويز شخصي يافت مي شود که کلاهي مخروطي شکل و کمربندي بسته و بيلي در دست دارد. مانند اينکه زمين را حفر مي کند چنان مي نمايد که آب از زير پايش جاري است.
ياقوت بعد از دکر اين قسمت به قول احمد بن محمد همداني باز مي نويسد: از عجائب قوميسين که در عداد عجائب دنيا معدود است، صورت شبديز مي باشد که در قريه خاتان رسم شده و سازنده آن قنطوس

پيشگفتار
سير تحول انديشه هاي مردم ايران در دوره ساساني تنها از طريق آرمانهاي سياسي و ديني آنها دانسته نمي شود، بلکه از طرحها و نقوش پوشاک آنها نيز مي تواند به فهم بهتر آرمانهاي آنان کمک کند. آنگاه که اطلاعات ما بدليل کمبود مواد نوشتاري درباره جنبه هاي مختلف تمدن مردم کم باشد، با نگاه به فن بافندگي، طرحها و نقوش پيچيده آنها که با مهارتي خاص همراه است مي توان استنباط کرد که جامعه عصر ساساني بسيار پر مشغله بوده و مردم از سطح زندگي پيشرفته هاي برخوردار بوده اند. طرحها و نقوش بافته هاي ساساني فوق العاده زيبا و پر جلوه بوده و همين ويژگي سبب شهرت‌آن شده بود. طرحها و نقوش بافته ها شامل انواع طرحهاي هندسي، اشکال جانوران، پرندگان، گل و گياهان بومي و موجودات پنداري و اسطوره اي بود که توسط بافندگان به کار گرفته مي شد. اين طرحها نه تنها برداشتي صادقانه از طبيعت متنوع ايران بود، بلکه مذهب،ادبيات، آداب و سنن مردم ايران نيز به خلق جنبه هاي رمزي آن کمک مي کرد، و سبب مي شد که طرحهاي ايراني نه تنها در حوزه فرهنگي ايران بلکه در شمال آفريقا، خاورميانه، آسياي مرکزي، اروپا، چين و حتي کشور دور دستي چون ژاپن مقبول، دلخواه و مورد تقليد باشد. طرحها و نقوش دوره ساساني تنها به آن عصر محدود نشد، بلکه بعد از دوره ساساني، در بيزانس و جهان اسلام تداوم يافته است.
در نيمه دوم قرن سوم ميلادي پس از يک دوره طولاني فترت در حيات اقتصادي ايران، دولت تازه تاسيس ساساني با آگاهي از سوابق درخشان فن بافندگي توسعه صنعت نساجي را سرلوحه برنامه هاي خود قرار داد و با ايجاد و حمايت از کارگاههاي بافندگي در شهرهاي بين النهرين، فارس، خوزستان زمينه مناسبي را براي رشد اين صنعت فراهم کرد و با تنوعي از منسوجات پشمي، ابريشمي، پنبه اي و کتاني بازارهاي جهاني را بدست آورد. نوآوريهاي نساجان دوره ساساني تنها در ابداع طرحها ونقوش متنوع و جذاب نبود، بلکه فن آوران ساساني در تکامل دستگاههاي بافندگي و بهبود روشهاي توليد نيز کوشا بودند. کمبود اطلاعات نوشتاري امکان قضاوت را درباره کم و کيف دستگاههاي بافندگي دشوار مي سازد. اما وجود پارچه هاي طرح دار اين حقيقت را آشکار مي سازد که براي بافت اين پارچه ها وجود دستگاههايي که حداقل چهار گورد يا ميله براي بافت جناغي و چهار گورد ديگر در چله کشي براي طرح ضروري بوده است. رواج پارچه هايي با نقش هاي پيچيده گياهي و جانوري از اواسط دوره ساساني به بعد وجود دستگاههاي پيشرفته را تاييد مي کند. اين بافته ها که نمونه هاي آن تا به امروز باقي مانده، نشان مي دهد که در سده سوم ميلادي از دستگاههاي چله کشي استفاده مي شده است. مطالعه آزمايشگاهي بر روي پارچه هاي مکشوفه از محوطه باستاني صداحيه در کنار رود فرات وجود دستگاههاي چند تارکش و چله کش را تاييد کرده است. افزون بر اين، بافت پارچه هاي با عرض 85 سانتي متر در ايران در مقايسه با پارچه هاي چيني با عرض 50 سانتي متر نشان برتري فنون بافندگي در ايران نسبت به چين و سوريه در جهان آن روز است.
خوشبختانه مدارک مادي فرواني به صورت دهها قطعه پارچه از دوره ساساني در دست است ومطالب فراواني درباره آنها به رشته تحرير در آمده است. اما طرحها و نقوش پوشاک شخصيتهاي حجاري شده در طاق بستان نه تنها جز اصيل ترين مدارک محسوب مي شوند، بلکه افق بسيار گسترده اي را از فهرست طرحها و نقوش دوره ساساني فراهم مي آورد.
در صحنه هاي شکار گراز، شکار گوزن، خسرو سوار بر اسب و صحنه اعطاي منصب خسر در طاق بستام بيش از 80 طرح و نقوش و تنوعي از مدلهاي لباس ديده مي شود. اين مدارک عامل بس مهمي در شناخت و منشاي بافته هاي ساساني به حساب مي آيد. از روي طرحها و نقوش البسه افراد حجاري شده مي توان دريافت که سبک جامه ها، نقش ها ترتيب هاي طرحي در دوره ساساني بر اساس نقش و مقام هر فرد تفاوت داشته است. بنابراين مي توان فرض کرد که در دربر ساسانيان نظام طبقاتي لباس وجود داشته، و طبقات اجتماع دربار ساساني هر کدام داراي جامه و نقوش مخصوص به خود بوده اند. همچنين سبک ها و طرحهاي لباس افراد شرکت کننده در صحنه شکار گراز نشان دهنده اين واقعيت است که نظام و سيستم لباس براي هر واقعه اي نيز وجود داشته و اجتماع دربار براي هر واقعه يا مراسمي از لباسهاي مخصوص استفاده مي کردند.
مقايسه بين تن پوشهاي مختلف طلق بستان نکته ديگري را نيز روشن مي کند که بر خلاف کت هاي بلند و ضخيم چين دار نقش برجسته هاي اردشير دوم و شاپور دوم و شاپور سوم، لباسهاي افراد صحنه شکار گرازمزين به طرحهاي بافته شده پر زرق و برق بوده و پارچه هاي کلفت و با دوام که به آساني چين نمي خوردند تهيه مي شده اند که نشان دهنده توسعه فنون پيشرفته بافندگي در اواخر دوره ساساني است.
گام اساسي در تهيه و معرفي طرحها و نقوش حجاريهاي طاق بستان توسط هيت باستان شناسي ايران و عراق، موسسه شرق شناسي دانشگاه توکيو ( مجموعه چهار جلدي طاق بستان به سرپرستي شينجي فوکايي) انجام شد. در فصل دوم کتاب حاضر بخش معرفي طرحها از جلد چهارم مجموعه مزبور از انگليسي به فارسي برگردانده شد. در بخش ترجمه شده پانويس متن اصلي با شماره هاي لاتين و پانويس هاي نويسنده با شماره فارسي و آنچه ترجمه شده در جاي خود با ذکر شماره صفحه مشخص شده است. هيئت ژاپني کليه طرحهاي ترکيبي روي لباسهاي حجاري شده در صحنه هاي مختلف طاق بستان را باز سازي کرده است. ولي در برخي موارد بعلت خرابي هاي وارد شده بر حجاريها، اين طرحها قابل تشخيص نبوده است. بعلاوه تفاوتهاي اندکي بين طرحهاي بازسازي شده و طرحهاي پارچه هاي روي جامه هاي طاق بستان وجود دارد و علت آن دو بعدي بودن و حالت وژست افراد تصوير شده در صحنه هاي حجاري است. احتمال ديگر اين است که حکاکان طرحهاي تزئيني را خلاصه يا ساده مي کردند و به طرحهاي ترکيبي توجهي نداشتند.
معرفي نقاشيهاي ديواري افراسياب سمرقند به همراه معرفي و توصيف حدود چهل و پنج قطعه پارچه دوره ساساني امکان مقايسه جالي توجهي بين اين دو با طرحها و نقوش طاق بستان فراهم مي آورد و افق گسترده و تازه اي درباره قلمرو نقش ها و طرحهاي رايج در آن عصر را فراهم مي آورد، بويژه اينکه نقاشيهاي افراسياب تاکنون با اين نگاه مورد توجه قرار نگرفته بود.فراهم شدن مواد اراده شده در فصل سوم و چهارم امکان بازسازي رنگي حجاريهاي طاق بستان را که در فصل پنجم به آن پرداخته شده، فراهم آورد.
حاصل سحن اينکه تنوع طرح، نقش و رنگ در بافته هاي ساساني حکايت از درک عميق هنرمندان ساساني از محيط زيست و فرهنگ قومي مردم ايران دارد. رنگهاي شفاف، درخشان و خالص و تاکيد بر رنگهاي آبي، آبي سبز، سرخ، زرد، طلايي، صورتي، سبز و سفيد در بافت ها وسعت نظر هنرمندان را به ماهيت و تاثير رنگها نشان مي دهد. زيبايي، ظرافت و رنگ آميزي عالي منسوجات عصر ساساني نه تنها در آن روزگار در شرق و غرب مشتاقان فرلوان داشت، بلکه بافندگان و طراحان سرزمين هاي مختلف به تقليد طرح و نقش پارچه ها مي پرداختند. اين تقليد تنها به دوره ساساني و اوايل دوره اسلامي محدود نشد، بلکه در طول دوران اسلامي خاصه در دوره هاي ساماني، آل بويه، سلجوقي و صفوي نيز تداوم يافت.

بيان مسئله:
بافتن و دوختن تن پوش از جمله نيازهاي نخستين بشر بوده است ولي اين که در چه زماني تن پوش گياهي و سود جستن از پوست نباتات و حيوانات براي پوشش بدن به صورت تن وپش پارچه اي در آمده و بشر به فراگرفتن فن بافندگي شده است به درستي روشن نيست.
گونه هاي لباس مادها، هخامنشيان و ساسانيان که در نقش هاي تخت جمشيد و کرانه هاي ديگر ديده شده، اين گفتار آشکار مي گردد که صنعت پارچه بافي در ايران باستان راه هاي يپشرفت خود را مي پيموده به گونه اي که اندک اندک به گوناگوني رنگ ها و گونه هاي بافت پارچه افزوده شده.
در روزگار ساسانيان صنعت پارچه بافي در زمينه ساخت پارچه هاي زربغت و قلابدوزي بايد ژه هاي بسيار خوب و شايان نگرش، پيشرفت بسياري نمود. در واقع اين تحقيق نقش طبقات اجتماعي و به طبع مشاغل و وظايف وابسته به آن ها را در شکل دهي به پوشاک،چنان که لباس جنگجويان، درباريان، روحانيان و پيشه وران از شرايط خاص وضع طبقاتي آنها تأثير مي گرفته است را نشان مي دهد.

هدف:
هدف از اين تحقيق بررسي مردم شناختي طرح ها و نقوش لباسها و بافته هاي ساساني است. و هر جقدر که اطلاعات ما درباره ساير جنبه هاي يک تمدن کم باشد وقتي به فن بافندگي پيچيده و بي شمار توام با مهارتي برخوردار مي کنيم مي توانيم استنباط کنيم که جامعه مورد بحث سخت پر مشغله و سطح زندگي آن بسيار پيشرفته بوده است و هنگامي که روش هاي فني اين صنعت از يک جا به جاي ديگر منتقل مي شود مي توانيم نتيجه بگيريم که ساير کارهاي فني و هنري و احتمالاً عقايد اقتصادي، سياسي و معنوي نيز در همان جهت سير کرده است.
صنعت و هنر بافندگي ايران پس از تجربه اي طولاني سرانجام با حکومت ملي ايران دوره ساساني و با اقتدار و همت پادشاهان اوايل دوره ساساني چون اردشير و شاپورها به بار مي نشيند و طرح ها، رنگ ها و نقش هاي ملي ايران بر بستر بافته ها نيز جان مي گيرد. و بافته هاي دوره ساساني به مظهري از ذوق و انديشه ايراني تبديل مي شود و رشدآن متناسب و هماهنگ با جريانات سياسي و فرهنگي و اقتصادي به حرکت خود ادامه مي دهد.
سير تحول انديشه هاي مردم ايران در دوره ساساني تنها از طريق آرمانهاي سياسي و ديني آن ها دانسته نمي شود بلکه از طرح ها و نقوش پوشاک آنها نيز مي تواند به فهم بهتر آرمانهاي آنان کمک کند. آنگاه که اطلاعات ما بدليل کمبود مواد شناسي درباره جنبه هاي مختلف تمدن مردم کم باشد با نگاه به فن بافندگي، طرح ها و نقوش پيچيده آنها که با مهارتي خاص همراه است مي توان استنباط کرد که جامعه عصر ساساني بسيار پر مشغله بوده و مردم از سطح زندگي پيشرفته اي برخودار بوده اند.
طرح ها و نقوش بافته هاي ساساني فوق العاده زيبا و پرجلوه بوده و همين ويژگي سبب شهرت آن شده است.

فصل اول
معرفي حجاري هاي طاق بستان و اهميت آن در شناخت نقوش و طرحهاي پارچه هاي ساساني
1-معرفي و شرح صحنه هاي حجاري هاي طاق بستان:
نام طاق بستان برگرفته از نام دهکده طاق بستان يا طاق وستام= طاق گستهم (معين ج 5 ص 106) که در راه قديم سنندج به کرمانشاه، بين گاوبند و کرمانشاه و در حدود 5/7 کيلومتري شهر کرمانشاه و در 143 کيلومتري شهر سنندج قرار گرفته که پشت به ارتفاعات کوه پروه و رو به جاده نامدار ابريشم و دشت بزرگ ماهيدشت دارد. در دامنه اين کوه يک نقش برجسته و دو طاق کوچک و بزرگ از دوران ساساني باقي مانده است که يکي از مهمترين و بي نظيرترين صحنه هاي هنر حجاري و پيکر تراشي اين عصر را ارائه مي دهد. حجاري هاي طاق بستان شامل سه قسمت است که بترتيب شرح داده مي شود.
الف: نقش اردشير دوم
نفش برجسته مراسم تاج گذاري اردشير دوم 1 اين نفش يک صحنه پيمان مذهبي است که در آن مظهر اهور مزدا در سمت راست قرار گرفته و حلقه اهداي منصب که روبان هاي مواجي به آن گره خورده به شاه اهداء مي کند. در سمت چپ شاه، مظهر ايزد مهر ايستاده و انواري از سر او ساطع است و دسته گياهي که به شاخه هاي برسم تعبير کرده اند در دست گرفته است. لباس هر سه نقش، کوتاه تا زانو است و انتهاي شلوارها بوسيله روباني به کف پا بسته شده است. شخصي در زير پاي پادشاه و مظهر اهور مزدا افتاده است.
ب: نقش شاپور دوم و سوم
در سمت چپ نقش برجسته اردشير دوم طاق کوچک قرار دارد. اين طاق 12 پا عمق و 19 پا عرض و 17 پا ارتفاع دارد. اين طاق بوسيله شاپور سوم2 ساخته شده که در ديوار مقابل طاق (انتهاي طاق) نقش شاپورها حجاري شده است. در اين حجاري نقش شاپور دوم (شاپور بزرگ يا شاپور ذولا کتاف 310 تا 379 ميلادي) در سمت راست و شاپور سوم فرزندش (383 تا 388 ميلادي) در سمت چپ نمايش داده است که روبروي يکديگر قرار گرفته اندو نقوش از روبرو حجاري گرديده ولي چهره هايشان بطرف يکديگر برگشته و همديگر را مي نگرند. دست هاي دو نقش بر روي قبضه شمشير بلندشان قرار گرفته است. تاج شاپور دوم کنگره دار و نظير تاج شاپور اول است ولي تاج شاپور سوم به مرور زمان آسيب ديده و قابل شناسائي و بازسازي نيست.
دو کتيبه به خط پهلوي در دو سمت راست و چپ اين دو نقش براي معرفي آن نوشته شده است. کتيبه سمت راست شامل نه سطر بدين مضمون است:
اين پيکر مزدا پرست خداوندگان شاهپور شاهنشاه ايران و غير ايران از نژاد پاک آسماني زاده خدايان پسر مزداپرست خداوندگار شاهنشاه ايران و غير ايران از نژاد آسماني زاده خدايان، پسر مزداپرست خداوندگار هرمزشاه ايران و غير ايران از نژاد پاک آسماني نوه خداوندگار نرسي شاه شاهان و کتيبه سمت چپ در 13 سطر بدين مضمون: اين پيکر مزداپرست خداوند شاه ايران و غير ايران از نژاد آسماني زاده خدايان، پسر مزداپرست شاه پور شاهنشاه ايران و غير ايران از نژاد آسماني، زاده خدايان نوه خداوندگار هرمز شاهنشاه.
شايد انگيزه ايجاد اين حجاري توسط شاپور سوم، بر اساس جنبه هاي سياسي استوار باشد، زيرا وي اين صحنه را در کنار صحنه تاج گذاري عمويش اردشير سوم، ايجاد کرده تا حقانيت پادشاهي خود را که بوسيله وي غضب شده بود، در کنار پدرش شاپور دوم، به اثبات برساند.
ج: نقش هاي طاق بزرگ ( اعطاي منصب خسرو پرويز، خسرو سوار بر اسب، شکار گراز و گوزن):
طاق بزرگ يا طاق خسرو دوم3 که در کنار طاق کوچک و در سمت چپ آن قرار دارد، توسط خسرو پرويز که در طي سالهاي 590 تا 628 ميلادي سلطنت مي کرد ايجاد شده است. اين طاق 29 پا عمق و 24 پا عرض و 50 پا ارتفاع دارد.
ظاهرا اين پادشاه در نظر داشته است در اين محل مجموعه اي از طاق نماهاي سه ايواني ايجاد نمايد که شامل طاق بزرگي در وسط و دو طاق نماي کوچک در طرفين آن باشد. وجود طاق شاهپور در سمت راست طاق بزرگ، اين نظررا تاييد مي کند. ولي بنظر مي رسد بناي طاق نماي کوچک سمت چپ به دلائلي نامعلوم متوقف شده و هرگز به انجام نرسيده است.
ديوار مقابل طاق بزرگ به صورت افقي به دو بخش شده و بر دو ديواره جانبي آن دو صحنه شکار حجاري شده است. صحنه بالا در ديوار مقابل نشان دهنده مجلس اعطاي سلطنت است. در اين نقش خسروپرويز در و سط ايستاده و در دست او حلقه منصب سلطنت با روبان هاي مواج است که از طرف مظهر اهورمزدا که در طرف راست ايستاده به او اعطاء مي شود. در پشت خسرو پرويز بانوي ناهيد رب النوع فراواني و برکت قرار دارد که با يک دست حلقه مشابهي را به پادشاه اهدا مي کند و در دست ديگر سبويي دارد.
در بخش زير اين صحنه، شهريار ساساني خسرو پرويز که بر اسبل پيکر خود (شبديز) سوار است و سپر و نيزه بلندي در دست و تيرداني بر کمر دارد، در لباس کامل رزم با کلاهخود و زره حجاري شده است. اين حجاري در عين ظرفت از حالني رعب آور برخوردار است و 4 متر ارتفاع دارد. اين پادشاه زره پوش سوار بر اسب بقدري باشکوه حجاري شده که يادآور ترکيب هاي دقيق زره پوش هاي سوار کاران واقعي آن دوران است و درخشش بدنهاي متحرکي را که با ورقه هاي بدقت تناسب يافته آهن پوشيده مي شد نشان مي دهد که چشم کساني را که به سويشان نگاه مي کردند مي ساخته است و اسب ها نيز با پوشش هائي از چرم محافظت مي شده اند.
در اين حجاري تنها قسمت بسيار ناچيزي از خود شاه را مي توان ديد. از آنجائي که سر و قسمت جلوي اسل نيز با اسباب و اسلحه پوشيده شده است، اين نقش در مجموع توده نيرومندي را تشکيل مي داد که تاثيرتهديد آميز آن بوسيله امييانوس (مورخ رومي) ثبت شده است . . . ريزه کارهاي اين نقش برجسته عبارتند از تک حبقه ها در بافت زره، کلاهخود با يک حلقه تاج، گل زرت با طرح پرتو افکن در مرکز رويه سپر و منگوله ها در ساز و برگ اسب . . . اين سوار کار يک بار ديگر شواليه هاي قرن وسطي در اروپا را به ياد مي آورد. علي رغم اختلاف عظيم زماني، اين ارتباط بصري کاملا اتفاقي نيست، زيرا شواليه هاي قرون وسطي در جريان جنگ هاي صليبي بسياري از سنتهاي خاورميانه را جذب کردند.
در دو طرف بدنه متقابل غار، دو صحنه شکار توسط خسرو پرويز نشان داده شده است. در بدنه سمت چپ صحنه شکار گراز در مردابي نشان داده شده است که با دسته هاي ني و تيرک هاي چوبي بر چين بندي شده است. درون مرداب را انبوه ني ها پوشانده است و در آن دسته هاي گراز، ماهي ها و پرندگان ديده مي شوند. در سمت چپ صحنخ رم دهندگاني را نشان مي دهد که مجموعا بر روي 12 فيل در 5 رديف عمودي سوار هستند. دو رديف بالا و پائين در هر يک سه فيل و بقيه در هر رديف دو فيل را نشان مي دهد. هر رويف يک سر دسته عمليات را رهبري مي کند و خدمه گرازها را رم مي دهند. پشت هر يک از فيل سر دسته سوار بر آن است يکنفر نيز که در رکاب فيل نشسته است فيل ها را به حرکت وا مي دارد. در بالاي صحنه و نيز در پشت قايق شاه، دو قايق پاروئي در حال حرکت است. در قايق بالا پنج خدمه ايستاده، در حال کف زدن هستند و در قايف پشت سر شاه پنج زن در حال نواختن چنگ مي باشند. در قايق بالا دو پارو زن در طرفين و در قايق پشت سر شاه فقط يک پارو زن ديده مي شود. در مرکز صحنه پادشاه در حال ايستاده در درون قايقي در حال حرکت ميباشد با تير و کمان به سمت دو گرازي که به او حمله ور شده اند، نشانه مي رود.
در دورن قايق شاه تصوير چهار نفر ديگر ديده مي شود. دو نفر از آنها پارو زن ها جلو و عقب قايق هستند. ملازمي که تيري براي دادن به شاه در دست دارد در سنت چش وي ايستاده است و نفر چهارم چمگ نوازي است که در سمت راست شاه، نشسته است.
در سمت راست صحنه، پايان شکار شاه به تصوير کشيده شده است. پادشاه در همان قايق ايستاده و کمان را که زه آن باز است با دست چپ نگاه داشته است و اين امر علامت آن است که شکار خاتمه يافته است. در اينجا دور سر شاه را هاله احاطه کرده است.
پنج فيل سوار نيز در حال جمع آوري گرازهاي شکار شده هستند. اين عمل با کمک خرطوم هاي فيل ها انجام مي شود و خدمه سوار بر فيل ها با گرزهاي خود گرازها را کاملا بي جان مي کنند.
در سمت راست خارج اين صحنه يک حاشيه عمودي صحنه شکار را به اتمام مي رساند. در نيمه فوقاني اين حاشيه گرازهاي شکار شده بر روي پنج فيل که در سه رديف نمايش داده شده اند با بندهائي بسته مي شوند. در آخذين صحنه که نيمه تحتاني را پر کرده است، گرازها از روي فيل ها بر زمين گذاشته شده اند و خدمه در کنار گرازها در حال انجام کاري هستند که احتمالا قطعه قطعه کردن و آماده سازي آنها براي تهيه خوراک است. صحنه شکار گوزن (تصوير شماره 1)
در بدنه سمت راست طاق مزبور شکارگاه ديگري به تصوير در آمده است که در آن پادشاه در حال شکار گوزن است. در قسمت وسط اين نقش، شکارگاه بوسيله يک ديوار مستطيل شکل محصور شده است. در اين نقش برجسته شاه در سه حالت تصوير شده است.
بخش 2- طرح و نقش جامه ها در صحنه شکار
الف- معرفي گروهها و لباس هر گروه در صحنه شکار گراز (طبق جدول شماره 1)
از آنجا که تصاوير موجود بر روي نقش برجسته صحنه شکار گراز بر اساس نقشي که دارند به چند گروه مجزا تقسيم مي شوند. بررسي جداگانه گروه هايي که در آنها افراد لباسهاي مشابهي به تن دارند، منطقي است. افراد در اين صحنه لباس هاي طرح پوشيده اند و به گروه هاي زير تقسيم مي شوند:
گروه اول:فيل سواران
در حاشيه سمت چپ 5 سر دسته سوار در 5 رديف( هر رديف مرکب از 3 فيل) از نقطه اي دور گرازها را به سمت راست و مرکز شکارگاه به جلو مي رمانند.
گروه دوم: قايق رقصندگان
در سمت چپ و در بالاي صحنه و در مقابل اولين رديف فيل سواران 5 رقصنده در دورن قايقي ايستاده و به سمت جلو در حرکتند.
گروه سوم: قايق نوازندگان
در سمت چپ صحنه در پشت سر قايق شاه، زنان نوازنده که در درون قايقي نشسته اند به سمت جلو و مرکز صحنه در حرکتند. اين قايق مجدداً در سمت راست صحنه و در جلو قايق شاه در همان حالت قبل ظاهر مي شود.
گروه چهارم: قايق شاه
در مرکز صحنه شاه و خدمه او در دورن قايقي که به سمت جلو در حرکت است ديده مي شوند. قايق شاه مجددا در سمت راست صحنه کشيده کاري شده است. همه اين تصاوير داراي نقش مهمي هستند و نقاط اصلي و مرکزي صحنه حجاري را اشغال کرده اند. در هر گروه تصاوير در حالت و سبک مشابه ظاهر مي شوند. علاوه بر گروه هايي که در بالا ذکر شدند، گروه ديگري وجود دارد که عبارت از قايقرانان، تصاوير کساني که با گرازها مي جنگند و کساني که براي جنگ با آنها آماده مي شوند. اين افراد کت بلندي تا سر زانو از پارچه ساده و کمربندي که بر روي آن بسته اند به تن دارند. هر کدام از تصاوير اين گروه بطور متفاوتي و با حالت زنده و روح داري ترسيم شده اند. جدول شماره 1 به طرح هاي ارائه شده در صحنه شکار گراز، نظم بخشيده است خدمه مرد بالاپوشي به سبک لباس يکپارچه (يک تکه) پوشيده اند و کمربندي به کمر بسته اند. اين بالاپوش يقه ايستاده باريک و آتين هاي چسباني دارد سر آستين ها با طرح هاي تزئيني آرايش شده اند. در بعضي موارد مستطيل باريکي روي شانه را تزئين نموده است و آويزهايي از زيور آْلات کمربند، تزئينات وسط کمربند، دو طرف بدن و حاشيه، به لباس اضافه شده است. شلوار رم دهنده هاي گراز به علت سوار بودن بر فيل کاملا قابل رويت نيست. خدمه اي که بر قايق شاه سوار هستند، لباسي با طرح هاي تزئيني بسيار پيچيده و تجملاتي به تن دارند. اين طرح ها، بصورنت کلي و يا جزئي دقيق هستندو لباس خدمه ايستاده ديگر تزئينات زيادي ندارد و لباس افراد رم دهنده نسبتا ساده و بدون طرح است. شاه نيز مانند خدمه اش خفتان يک تکه اي با کمربند و شلوار پوشيده است. اين خفتان يقه ايستاده باريکي دارد.
آستين هاي آن چسبان است و دو طرف لباس چاک دار است. دايره هاي متوالي زينت بخش گردنبند، آويزهاي کمربند و لبه سر آستين ها و حاشيه لباس است. روي خفتان (شامل بالاتنه و پائين تنه و آستين ها) را گل هاي چهار پر درون داره پوشانده است. هفت سيمرغ نيز در ميان گل ها ديده مي شود، و در روي شلوار نيز دو سيمرغ ديده مي شود. زنان نوازنده جامه بلندي در زير بالا پوش پوشيده اند که گل هاي چهارپر کوچکي از شانه راست تا پايين آرنج آنها را پوشانده است.
روي سر آستين دست راست طرح هاي تزئيني ديده مي شود. بالاپوش با چين هاي بسيار و از جنس پارچه نرم، شانه چپ تا قسمت پائين بدن را پوشانده است. طرح مستطيل شکلي که با دواير متوالي احاطه شده، روي قسمت ران بالاپوش حکاکي شده است. گاهي اوقات روي يقه گرد و تقريبا شل جامه ها طرح دايره ها کوچکي ديده مي شود و در قسمت مرکزي آن دو رديف تزئينات عمودي قرار دارد. اين نوازندگان در لباس زنانه خود و بت اضافاتي چون گردنبند بزرگ گل سر و گوشواره زناني پر زرق و برق و آراسته به نظر مي رسند.
ب- لباس سردسته هاي رم دهنده فيل سوار:
افراد رم دهنده، فيل سئار در 5 رديف در حاشيه سمت چپ نشان داده شده اند. رديف A-5 و A-1 (رديف اول و پائين) گروهي مشتمل بر پنج رم دهنده را نشان مي دهند و رديف هاي A-2,A-3,A-4 متشکل از چهار نفر هستند.
سردسته درهر رديف ملبس به جامه طرح دار است و بزرگتر از ديگر افراد رم دهنده آن رديف ترسيم شده است. بالاتنه سردسته از روبرو است و پائين تنه سمت راست او که از پهلو نشان داده شده داراي حالت راست و عمودي است و فيل سوار؛ دست راست خود را تا سطح کمر بالا آورده است. تا آنجا که سردسته ها در قايق ننشسته بلکه فيل سوار هستند. بالاپوش بلندي تا روي زانو پوشيده اند و کفش و شلوارشان ديده مي شود. روي يقه گرد و ايستاده بالاپوش فيل سوارها و شانه هاي انها، طرح هاي تزئيني به چشم مي خورد.
يقه و سرآستين هاي سردسته رديف دوم A-2 از بالا به عقب آسيب ديدگي شديد روي شانه کاملا قابل تشخيص نيست. موتيف هاي پرنده در اين رديف، همگي به سمت راست نگاه مي کنند. آنها بزرگتر از پرنده هاي رديف A-1 از بالا تصوير شده اند ولي پرهاي دم آنها بلندتر است. بنظر مي رسد اين پرنده ها بطور زيگزاگ قرار گرفته اند و نه در خطي افقي. طول پرهاي دم آنها متفاوت است. علت آن احتمالا مساوي نبودن فضاي محدود تزئينات براي هر پرنده است. روي لباس سوار (سردسته) پرنده بزرگي، مشابه پرنده رديف اول A-1 کنده کاري شده است. روي بالاپوش سردسته رديف سوم A-3 از بالا يک در ميان طرح گل درون دايره و پرنده دايره وجود داردو. در حاشيه پائيني لباس نيز همان طرح بچشم مي خورد. طرح گل که از روبرو ترسيم شده است، داراي سه گلبرگ نوک تيز و يک برگ سه شاخه در هر طرف است.
روي شلوار، نقش دو پرنده در حالي که پرهاي بلند دمشان را بالا گرفته اند و در جهتي مخالف يکديگر نگاه مي کنند، ديده مي شود. سردسته همچنين کمربندي با چهار آويز کمري بخود بسته است. شکل سردسته رديف چهارم A-4 از بالا ناتمام است، و تنها خطوط لباس قابل رويت است. هيچ طرحي بطور دقيق و جزئي روي لباس او حکاکي نشده است. سردسته رديف پنجم A-5 که آخرين فرد است، بالاپوشي با طرح هاي پرندگان در يک خط به تن دارد. طرح روي حاشيه لباس او نشان دهنده نقش گل شکفته ايي به شکل قلب است. تصور مي شود که طرح هاي روي شانه و سرآستين نيز از موتيف هاي گل به شکل قلب باشد، ولي به علت خرابي سطحي، شانه و سرآستين سردسته به روشني قابل مشاهده نيست و به همين علت تشخيص طرح هاي اين قسمت دشوار است. روي پاپوش ها که بخشي از شلوار را پو شانده اند، طرح کروي پراکنده اي وجود دارد که کاملا و به روشني ديده نمي شود. طرح هاي اصلي لباس سردسته ها، طرح نيمرخ مرغ هاي آبزياست. اين طرح ها مشابه يکديگرند و الحاقات خاصي ندارند. اگر چه به علت کمبود فضا جهت جاي دادن تزئينات اضافي بين نقوش پرندگان، اين نقوش بطورنامنظمي روي لباس سردسته ها رسم شده اند، ولي بنظر مي رسد که اکثرا در يک رديف افقي قرار گرفته باشد، براي تعيين آن که آن پرنده ها نيز يک رديف عمودي يا زيگزاگ را تشکيل مي دهند نياز به تحقيقات بيشتري است.
ج- لباس رقاصان ايستاده در قايق
در قايقي که در طول قسمت پر رزق و برق سمت چپ بالا نشان داده شده، پنج خدمه مرد و دو قايقران در دو سر قايق ديده مي شود. خدمه چهره خود را کمي بالا و بطرف راست گرفته اند. آنها دستهايشان را تا سطح شانه هاي چپ خود بالا آورده اند و دست چپ خود را به آرامي گرد کرده اند. شکل دست راست انها دراثر تخريب نامشخص است 3 سر آنها در مقايسه با اشکال ديگر همان صحنه، استثنائا بخوبي حفظ شده است، بطوري که حتي صورت ايشان نيز مشهود است، رقاصان ريش و سيبل دارند و داراي چشمان درشتي مي باشند. موهاي نيمه معجد ايشان به دو قسمت تقسيم شده است. يقه بالاپوش آنها ساده است.
روي نيم تنه پائيني آن ها دايره هاي متوالي، شکل نيم دايره اي را به وجود آورده اند. درون هر نيم دايره، طرح مجزايي ديده مي شود. اين نيم دايره ها از دو رديف متوالي تشکيل شده اند و موتيف مربع هاي دوتايي آنها را در وسط قطع کرده است. اين افراد دو نوع کمربند بخود بسته اند: يکي پهن تر و آويزهاي روي آن ديده مي شود و ديگري نواري دارد که به طور عمودي در جلو قرار گرفته است. فرد دوم از سمت چپ، کمربند نوع اول را بسته است و فرد جلويي کمربند دوم را به کمر دارد، کمربند چهارم از چپ، ترکيبي از اين دو نوع است. بالاپوش آخرين نفر در سمت چپ B-1 (تصوير شماره 5)، طرح متقارن دو خروس را که روبروي هم قرار گرفته اند را نشان مي دهد. اين دو خروس روي پايه اي مزين به دايره هاي متوالي ايستاده اند.
درون طرح نيم دايره پائين تنه اين شخص گلي شبيه لاله و نيم رخ درختي گلدار با برگهاي دراز نوک تيز ديده مي شود. سر آْستين هاي او با نقش سه رديف گلدار چهارپر تزئين شده است. کمربند او پر از دايره هاي متوالي است وقلاب تخم مرغي شکل آن بطور مورب به سمت چپ و به پائين آويزان است. فرد دوم از سمت چپ نيز بالاپوشي با موتيف هاي تزئيني يک جففت پرنده متقارن که روبروي هم ايستاده اند، به تن دارد. سرآستين دست چپ با نقش گل چهارپر دوران مربع، تزئين يافته استو گلهاي چهارپر مشابه درون لوزي، در نيم دايره هاي سمت راست پائين تنه ديده مي شود.
در هر طرف از قلاب کمربند، سه آويز، آويخته شده است(B-2) طرح بالاپوش فرد سوم از سمت چپ، پرنده هايي را در يک خط نشان مي دهد. اين پرنده ها رو به سمت راست دارند. گلهاي داوودي شانزده پري روي ران و درون نيم دايره پائين تنه او ديده مي شود. بنظر مي رسد روي سرآستين هاي او نيز گلهاي داوودي وجود داشته باشند، ولي بدرستي قابل مشاهده نيست.(B-3)
طرح بالاپوش فرد چهارم (B-4) از سمت چپ، داراي نقش متقارن يک جفت طاووس روبروي هم است. هر کدام از طاووس ها سه تاج دارند و پرهاي بلند دم آنها به شکل دايره پيچ خورده است. گلهاي چهارپر دوتايي درون نيم دايره پائين تنه حکاکي شده است. در هر طرف کمربند او، سه آويز، آويزان است. نواري که به طور عمودي در قسمت وسط کمربند آويزان است. ادامه طرح گل هاي چهارپر را نشان مي دهد و بين آنها، نقوش کروي کوچکي وجود دارد. بنظر مي رسد که قسمت بالاي نوار کمربند تا شده باشد، بطوري که تنها نيمي از نقش که چهارپر را مي توان روي کمربند ديد. طرح روي سرآستين ها قابل تشخيص نيست. نفر پنجم از چپ کلاه استوانه اي متقارن دو پرنده ساده قرار گرفته است. درون نيم دايره پائين لباس، گياه گلداري از نيم رخ ديده مي شود. در روي نواري عمودي که در وسط کمربند او قرار دارد، مي توان نقش گل هاي هشت پري را تشخيص داد که تنها نيمي از آنها رويت است. اين نقش نيز مانند نقش لباس نفر چهارم در بالا تنه لباس رسم شده است.
تزئينات بالا پوش، خدمه اين گروه، نقوش پرندگاني مشابه اي پرندگان گروه رم دهندهاي گراز را نشان مي دهد. در اين جا پرندگان بزرگتر از نوع قبل هستند و موتيف هاي پيچيده تر و زيباتري از جمله نقش طاووس روي لباس ديده مي شود. طرح هاي پرنده به صورت متقارن يا افقي است نوارهاي عمودي کمربند و طرح نيم دايره قسمت پائين لباس خدمه در مقايسه با لباس افراد رم دهنده از تزئينات بيشتري برخوردار است.
د- لباس زنان نوازنده قايق CI و CII
در سمت چپ قايق هاي شاه، قايقي با پنج زن نوازنده در آن، در حرکت است. در لبه چپ قايق، قايقراني پاروئي در دست دارد. اين نوازندگان در حال نواختن چنگ هستند. آنها به نيم رخ نشسته اند ولي بالا تنه ايشان به حالت سه رخ است. زير جامه آنها با موتيف مجزايي، از شانه تا بازو و قسمت بالاي سينه، تزئين شده است. سرآستين آنها شکل چهار گوشي را دارد و طرح متفاوتي روي آن ديده مي شود. نوازندگان روي زير جامه خود را بالاپوشي پوشيده اند که از شانه چپ تا پائين تنه چين هاي فراواني خورده است. روي ران بالاپوش طرح مجزائي، درون چهار گوشي متشکل از ايره هاي متوالي ديده مي شود. يقه کمي شل است و آويزهايي روي آن وجود دارد.
آنها گردنبند بزرگ و گوشواره هاي با گوي کوچک به خود آويخته اند، و به موهاي بلندشان که تا به کمر مي رسد گيس بافي هايي با زيور آلات بلند زده اند. سر زنان به علت آسيب هايي که به آنها وارد آمده است کاملا مشهود نيست. با وجود اين احتمال مي رود که در اصل، آرايش و تزئينات مو تا بالاي سر ادامه داشته است. لباس نوازندگان در قايق سمت چپ، به جز آخرين نوازنده همان سمت، ناتمام و تنها خطوط آنها رسم شده است. روي اين لباس ها طرح مشخصي ديده نمي شود. طرح زير جامه هاي نوازندگام قايق سمت چپ قابل تشخيص نيست. روي ران لباس يکي از نوازندگان نقش گل هاي چهار پر ديده مي شود. در انتهاي تزئينات مو نقش دايره هاي دوتايي ديده مي شود.
در قايق سمت راست C II، آخرين نوازنده سنت چپ (CII-1) ناتمام است و هيچ تزئيني روي لباس او وجود ندارد. برروي بالاپوش نوازنده دو از سمت چپ طرحهاي قلبي شکل و روي ران او نقش چهار گلبرگ قلبي شکل حکاکي شده است و روي سرآستين لباس با طرح پرنده تزئين يافته است (CII-2)، نوازنده سوم از چپ زير جامه اي با موتيف هاي سه برگي بدور آن حلقه زده، تزئين شده است (CII-3). روي سرآستين دست راست نوازنده، نقش گل قلبي شکل دوتائي ديده مي شود و زير آن طرحهاي سه برگي مورب حکاکي شده است. طرح زير جامه نوازنده چهارم (تصوير شماره 6).(CII-4) سمت چپ داراي گل هاي قلبي شکل است.
پرنده اي روي قسمت ران حکاکي شده است که جز قسمت هايي از پرهاي دم و پاها ساير اجزاي بدن او به دشواري ديده مي شود، موتيف طاووسي که بين دو رديف عمودي طرح قلبي شکل قرار گرفته است. بعنوان تزئين حاشيه روي سرآستين لباس کنده کاري شده است. فقط روي يقه لباس مزين به نقش پنج رديف دايره کوچک است و دو آويز با موتيف هاي گل چهار پر در وسط آويزان است. نوازنده پنجم از چپ (CII-5) بالاپوشي با طرح گل هاي چهار پر به تن دارد، در روي سرآستين دست راست طرح گلبرگ هاي قلبي ديده مي شود. روي ران او نقش گلي که پيچکي به دورش حلقه زده است، درون چهار گوشي متشکل از دايره هاي متوالي ديده مي شود، موتيف مربع کوچکي، قسمت وسط بالاي اين چهار گوش را قطع کرده است.
پشت سر او دو سر روباني قرار دارد و زير آن قسمت هايي از دو رشته مو مزين به زيور‌ آلاتي با نقوش کروي، ديده مي شود. بالاپوش اين نوازندگان داراي طرح گل چهار پر با گلبرگ هاي قلبي شکل و موتيف هاي سه برگي است، هر موتيف در اندازه هاي کوچک و طرح هاي ساده و مناسب براي لباس هاي زيبا و ظريف زنان نوازندخ، ترسيم شده اند. اين نقوش کوچک به صورت زيگزاگ و در فاصله هاي مساوي ترتيب يافته اند. براي تزئين سرآستين ها و قسمت هاي ران لباس از گلهاي متنوع بسياري استفاده شده اسن، به علت استفاده از اضافات و الحاق فراوان لباس آنها بسيار پر زرق و برق بنظر مي رسد. علاوه بر اين طرحها، مي توان لبه طرح دار فروشي را در لبه قايق سمت راست مکان نشستن نوازندگان مشاهده نمود. اين طذح ها، تزئينات حاشيه اي هستند و از دو رديف دايره متوالي (در انتها و در وسط آنها طرح مربع هاي دوتايي جاي داده شده است) و پيچک گل داري تشکيل شده اند
ه- لباس خدمه قايق شاه( قايق DI و DII)
خدمه قايق شاه که دوبار در اين صحنه نشان داده شده است، همگي جامه هاي زيبائي به تن دارند، اين کار براي تاکيد بر قدرت شاه است. دو ملازم در دو سوي شاه ايستاده اند، دو قايقران با پاروهايي در دست، دردو سر قايق ايستاده اند و ملازمي که در سمت چپ شاه قرار دارد، تيردان شاه را حمل مي کند. نوازنده چنگ (DI-4) در سمت راست شاه نشسته است. قايقرانان اين قايق با قايقرانان ديگر متفاوت هستند. انها لباس هايي کاملا تزئين شده پوشيده اند. با مقايسه دو قايق شاه متوجه مي شويم که هر تصوير در موقعيتي مشابه با موقعيت شکل نظير خود قرار دارد و لباس مشابهي پوشيده است. با وجود اين جزئيات، طرح هاي لباس آنها متفاوت است. بررسي تغييرات شکل نگاري اين طرح ها، براي مطالعه چنين اختلافاتي ضروري است. اگر چه تمام بدن قايقران سمت چپ (DI-1) شاه چنان تخريب شده که گويي سوخته است. ولي مي توان طرح روي آن را اندکي تشخيص داد. بدن او کمي به چپ، به طرف پشت قايق شاه چرخيده است، اگر چه تقريبا به روبرو نگاه مي کند. لباس او با شبکه هاي مورب درون قابي از نقوش قلبي متوالي تزئين يافته است. درون هر شبکه، نقش پرنده يا گل هشت پري شکل قرار گرفته است. در نقطه تماس شبکه هاي مورب گل هايي با چهار گلبرگ قلبي شکل قرار گرفته است. در مرکز گل هشت پر، گل چهار پر کوچکي ديده مي شود که دور تا دور آن را يک در ميان گلبرگ هاي مرکب قلبي شکل و گلهاي سه برگي نوک تيز گرفته است. نقوش پرنده و گل بطور نامنظمي روي لباس قايقران قرار دارد. بعضي از پرندگان به سمت راست و بعضي ديگر به چپ نگاه مي کنند. قايقران کمربندي با سه آويز در هر طرف، بسته است، طرح درون نيم دايره قايقران سمت چپ، يقه و سرآستين ها و شانه هاي او قابل تشخيص نيست. ولي طرحهاي لباس قايقران قايق سمت راست بخوبي حفظ شده است (DII-1) اين طرح ها را پرنده هايي درون قاب قلبي شکل در شبکه هاي مورب تشکيل مي دهند نقوش قلبي بين دو خط حاشيه قرار گرفته اند. در نقطه تماس شبکه ها با هم، گلي با چهار گلبرگ قلبي شکل درون دايره اي قرار دارد. بعضي از پرندگان به چپ و بعضي ديگر به سمت راست مي نگرند. در طرح نيم دايره قسمت پائين تنه لباس، نقش سر يک گراز وحشي درون دايره اي ديده مي شود و دايره ساده ديگري در سمت زير سر گراز قرار دارد. در نقطه تماس شبکه هايي که در حلقه زير بغل سمت راست قرار دارند، دايره هاي ساده اي ديده مي شود.
طرح روي يقه گل هاي چهار برگي ديده مي شود که در يک خط قرار گرفته اند و طرح روي شانه را دو گل با چهار گلبرگ قلبي شکل تشکيل مي دهد. اگرچه لباس هاي قايقران دو سر قايق مزين به نقوش قلبي شکل درون قاب هاي شبکه اي مورب است ولي موتيف ها و بعضي از تصاوير جزئي در برخي موارد با هم فرق مي کند. فردي که تيردان شاه را بالا گرفته است به روبرو مي نگرد(DI-2). او در سمت چپ شاه ايستاده است و سر و بالا تنه اش را کمي بطرف شاه برگردانده است. اين فرد تيردان را با دست چپ گرفته و با دست راست خود تيري را به شاه مي دهد، يقه، سرآستين و لباس او طرحدار است و در طرحي قوسي دو طرف پائين تنه لباس، نقوشي ديده مي شود. همچنين نوار عمودي مزيني در جلو لباس قرار دارد. لباس او بعلت مقام والايش که از قرار گرفتنش در کنار شاه ثابت مي شود، پر نقش و نگار مي باشد. روي بالاپوش اين ملازم که در قايق سمت چپ ايستاده (DI-2) موتيف متقارني از نيمرخ يک جفت درنا که روبروي هم هستند، قرار دارد. اين نقش در نيمه بالايي و پائين لباس و تا حدي نيز روي شانه چپ ديده مي شود. بين دو درناي پائين تنه، نوار عمودي مزين به نقش 6 گل هشت پر است که بطور عمودي قرار گرفته اند، مشاهده مي شود.
درون هر قوس دو طرف لباس، دو دايره متشکل از دواير کوچکتر، هلالي را در ميان گرفته اند. در بالا و پائين اين دو دايره نقش گل سه برگي ديده مي شود. اين هلال محصور، روي سرآستين ها و شانه نيز مي شود. بين دو هلال محصور سر شانه را يک گل برگي تزئين کرده است. روي کمربند، موتيف هاي مرواريد شکلي، دور يک چهار گوشي حلقه زده اند. روي يقه لباس گلهاي چهار پر کوچک بطور متوالي قرار گرفته اندو تزئينات يقه و نوار روي شانه ملازمي که در قايق سمت راست ايستاده، با اين ملازم کاملا متفاوت است. نقوش لباس هاي نازک ديگر بطور کلي مشابهند و تنها در جزئيات با هم فرق مي کند. نقش هلالي که دايره هاي متوالي بدور آن حلقه زده اند، روي لباس همه افراد بکار رفته است، در وسط پر و بال درناهاي متقارن يک خط مرکزي ديده مي شود. در برگ گل مياني يک خط مرکزي ديده مي شود. روي يقه ملازم قايق سمت راست يک سري نقوش پنج حلقه اي قرار دارد و روي نوار شاه نقش گلي قلبي شکل که درون شبکه موربي است، بچشم مي خورد. گل هاي هشت پر که روي نوار عمودي جلوي لباس قرار دارند، بنظر لطيف تر و بزرگتر از گلهاي لباس ملازم سمت چپ، مي رسند.
قد شاه دو برابر ديگران نشان داده شده است و بزرگترين تصوير در صحنه شکار بشمار مي رود. شاه در قايق سمت



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید