چکیده
هدف از تحقیق حاضر بررسی انواع و میزان اختلالات رفتاری در بین دانش آموزان دختر و پسر شهرستان ابهر که فرضیه های عنوان شده به دو دسته فرضیه های کلی که شامل رابطه بین اختلالات رفتاری در بین دختران و پسران دارای تفاوت است و فرضیه های جزئی که شامل بررسی تفاوت بین هیجان پذیری – وسواس – گوشه گیری – پارانویا و افسردگی و پرخاشگری بی قراری و رفتار ضد اجتماعی بین دختران و پسران شهرستان ابهر پرداخته که جامعه آماری مورد مطالعه دو تحقیق حاضر عبارتند از دانش آموزان مقطع راهنمایی است که 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده و آزمون اختلالات رفتاری بر روی آنها اجرا گردیده و جهت آزمون فرضیه ها از روش t متغییر مستقل استفاده گردیده که نتایج بدست آمده حاکی از آن است که بین دختران و پسران از لحاظ اختلالات رفتاری تفاوت معنی داری وجود دارد و همین طور بین تمام زیر مجموعه های اختلالات رفتاری در بین دختران و پسران تفاوت های معنی داری وجود دارد . سطح معنی داری آن برابر05/ 0 < p است .

« فصل اول »
مقدمه
از روش تعلیم و تربیت انسان و زیانهایی که بر اثر فقدان یا نقصان آن دامنگیر فرد و جامعه می شود از سویی احتمال انحراف آن از مسیر صحیح در مدت رشد فرد از سوی دیگر ایجاب می کند که فعالیتهای مربوطه مورد توجه خاص و مداوم قرار گیرد و اثرات این فعالیتها جز در رفتار فرد قابل مشاهده نیست .
در عصری که ما زندگی می کنیم بروز مشکلات روانی و اختلالات رفتاری مخصوصاً برای نوجوانان و جوانان امری بدیهی است زیرا در این عصر روابط انسانی جای خود را به ماشین آلات و کامپیوتر داده اند و صمیمیت گذشته از بین رفته و هر کسی به فکر خودش است و نوجوانان بیشتر از همه دست خویش اختلالات رفتاری ناشی از تنهایی و تربیت غلط و عدم توجه می گردند با این وجود شناخت اختلالات و یافتن راه حل مبارزه با آنها چه از طرف اولیاء خانواده ها و چه از طرف مسئولین آموزشی نوجوانان ما و نسل آینده را در مقابل این مشکلات ایمن خواهد کرد و ما جامعه ای سالم با نوجوانانی موفق و سالم خواهیم داشت و در این پژوهش گوشه کوچکی از اختلالات و مشکلات نوجوانا مورد بررسی قرار می گیرد امید است که چراغی باشد سر راه آیندگان ( چکیده ای از مقدمات کتابهای مربوط به اختلالات رفتاری ) .
طرح مساله و چارچوب نظری آن
با توجه به اجتماعی بودن آدمی از لطحاظ زمینه های بهنجاری و نابهنجاری رفتارها مطاله رفتاری فرد و شناخت اختلالات رفتاری وی بسیار حائز اهمیت است . در پژوهش حاضر میزان اختلاات رفتاری بین دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی شهرستان ابهر مورد بررسی قرار می گیرد .
ساخت جمعیت کشور ما به گونه ای که نوجوانان و جوانان بیشترین قشر آن را تشکیل می دهند که شناخت تنوع و میزان اختلالات دانش آموزان در جهت برنامه ریزی ها و فعالیتهای آموزشی و پرورشی کاری بس مهم است . منظور از اختلاات رفتاری آن دسته از رفتارهایی است که از دیدگاههای روان شناسی و جامعه شناسی بهنجار نمی باشد و مساله مورد تحقیق اختلالات رفتاری عبارتند از : هیجان پذیری وسواس ف تمایل به گوشه گیری ، رفتار و انکارپارانویایی ، افسردگی ، گرایش به پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی ، بی قراری ، گرایش رفتارهای ضد اجتماعی است .
اهمیت و ضرورت تحقیق :
زندگی آدمی به دوره هایی تقسیم می شود یکی از این دوره ها « نوجوانی » است که به اعتقاد اغلب دانشمنان و روان شناسان دوره مهم و حساس در زندگی هر فرد محسوب می شود حالتهای روانی ، احساسات شدید نوجوانی یکی از منابع خطرزا برای سلامتی فرد است که اختلالات رفتاری نشانگر نبودن سلامت روانی جسمی فرد است .
اساسی ترین راههای مقابله با مشکلات نوجوانان شناخت اختلاات رایج و شایع بین نوجوانان است . کار برای یافته های این پژوهش می توانند کلیه کسانی باشند که با نوجوانان سروکار دارند از جمله والدین ، مربیان ، مشاوران ، معلمان ، دست اندر کاران نظام آموزش و پرورش و تکوین شخصیت نوجوانا سهیم هستند پس شناخت انواع و میزان اختلالات رفتاری دانش آموزان بسیار مهم است تا در زمینه اطلاعات کافی نباشد تعلیم و تربیت و مجریان بی شک امور محوله موفق نخواهند شد .
اهداف تحقیق :
1- شناخت به موقع این اختلالات در بین دانش آموزان دبیرستانی و داشتن اطلاعات کافی در زمینه علل ایجاد این اختلالات و انواع آنها ، نحوه شناخت این اختلالات و درمان به موقع این اختلالات است .
2- ایجاد زمینه های پیشگیری از این اختلالات در مدارس .
3- با بالا بردن درک و آگاهی نوجوانان به رفتارهایشان و چگونگی برخورد با مشگلات .
فرضیه های تحقیق :
فرضیه اصلی :
بین میزان و انواع اختلالات رفتاری دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی شهرستان ابهر تفاوت وجود دارد .
فرضیه های فرعی :
1- میزان هیجان پذیری در بین دختران و پسران با هم متفاوت است .
2 – میزان وسواس در بین دختران و پسران با هم متفاوت است .
3 – میزان گوشه گیری در بین دختران و پسران با هم متفاوت است .
4 – میزان پارانویایی در بین دختران و پسران با هم متفاوت است .
5 – میزان افسردگی در بین دختران و پسران با هم متفاوت است .
6 – میزان پرخاشگری در بین دختران و پسران با هم متفاوت است .
7 – میزان بی قراری در بین دختران و پسران با هم متفاوت است .
8 – میزان رفتار اجتماعی در بین دختران و پسران با هم متفاوت است .
متغیر ها در فرضیه کلی
متغیر مستقل : دو گروه دختران و پسران در دو گروه مستقل
متغیر وابسته : اختلالات رفتاری
تعاریف نظری
روان شناسان اجتماعی اختلالات رقتاری را ناشی از فشارهای اجتماعی و کمبود راههای مناسب برای تخلیه این فشار ها می دانند آنان اختلالات رفتاری را در واکنش طبیعی نسبت به فشارهای ناشی از مشکلات و مسائل اجتماعی می پندارند ( دکتر سیف نراقی و عزت ا… نادری ، 1374 ) .
اختلالات رفتاری الگوی تکراری و مستمر رفتاری است که در آن حقوق اسلامی دیگران هنجارها یا موازین اسلامی اجتماعی متناسب با سن فرد زیر پا گذاشته می شود ( همان منبع ) .
تعاریف نظری :
1- هیجان پذیری : در موقعیتها و حالتهای خاص دچار هیجان می شود .
2- وسواس ( absessions) تکرار ناخوانده افکار غیر منطقی که فرد احساس می کند کنترلی بر آنها ندارد .
3- گوشه گیری ( with drawal) : نوعی الگوی رفتاری شخص که با کناره جویی وی از کارکرد بهنجار زندگی روزمره و نیز با احساس ناکامیها . تنشها و نومیدیهایی همراه آن مشخص می گردد .
4- رفتار و انکارپارانویایی ( parnoins) : وابسته به پارانویا در طبقه بندی بیماریهای ( روانپزشکی ) پارانویا جز یکی از طبقات معیار و نوعی اختلال کارکردی محسوب می شود که از نشانه های ـن هذیان – حسادت ، هذیان بزرگ منشی .
5- افسردگی ( perperssion) : نوعی حالت غمگینی بسیار شدید که معمولاً با کندی افکار و حرکات و گاه نیز بی قراری ناراحت شده شخص می شود که در آن فرد احساس عدم کفایت ، احساس یاس ، نامیدی و غمگینی می کند .
6- پرخاشگری ( aggressiore) : معنی عام آن تحرک بیش از اندازه و آرام نگرفتن و دائماً در حال حرکت بودن است . معنی تلویحی آن نیز نشان دادن رفتارهایی است که هدف آن آسیب رساندن به افراد دیگر است .
7- بی قراری ( bestlessness) : حالتی که طی آن فرد مداماً واکنش نشان می دهد حالتی که فرد احساس آرامش و آرامیدگی ندارد .
8- گرایش به رفتارهای ضد اجتماعی ( antisocial) : توصیف کننده فردی است که رفتارش در رابطه با کارکرد گروه یا جامعه می گردد .
« فصل دوم »
ادبیات تحقیق
مروری بر نظریه ها و تحقیقات انجام شده
نظریه های مختلف در مورد اختلالات رفتاری:
1- نظریه عوامل بیولوژیکی ( زیستی یا زیستی شناختی )
طرفداران این نظریه معتقدند که عامل مشکلات رفتاری ، عوامل ژنتیکی و زیستی شناختی می باشد زیرا رابطه بین وضعیت جسم و رفتارها وجود دارد این گروه معتقدند که عامل زیستی حتی قبل از تولد اثرات خود را بر روان فرد باقی گذاشته است و یا در هنگام تولد و یا دوران طفولیت بر روی کودک اثر داشته است به طور کلی نظریات بیولوژیک ها به سه عامل اصلی اشاره دارد .
1- نا منطقی غدد داخلی که گاهی در دوران حاملگی بر اثر فشارهای وارد شده بر جنین اثراتی در دوران بعدی سازندگی کودک دارد .
2- فقدان بهداشت کافی در دوران قبل و بعد از تولد .
3- عدم تغذیه کافی در دوران قبل و بعد از تولد .
2- نظریه روان کاوی ( تحلیل روانی )
طرفداران این نظریه علت رفتار نامناسب را عوامل درونی می دانند و معتقدند در صورت شناخت عامل ، مشکلات فرد حل می گردد . این گروه بنیاد نظریه خود را از فروید گرفته اند فروید معتقد است دستگاه روانی به سه حوزه تقسیم می شوند : الف- نهاد ( اید ) ب- خود ( الگو ) پ- خود برتر یا فراخود ( سوپرایگو ) .
و اهمیت دیگر نظریه فروید بر ضمیر ناخود آگاه است و او معتقد است کلیه حوادث دوران در ضمیر نقش بسته و ممکن است به ظاهر در اعمال روزمره بروز نکند ولی آن حوادث به نحوی در رفتار و تصمیم گیریهای و حتی در انتخاب شغل ظاهر می گردد به همین جهت در روش روان کاوی به خواب مصنوعی مبادرت می ورزند تا با یاد آوردن خاطرات به حل مشکل بپردازند زیرا آنها معتقدند اگر علت کشف شود . بیماری رفع می شود .
3- نظریه رفتاری یا نظریه یادگیری :
این نظریه نقطه مقابل نظریه تحلیل روانی می باشد این گروه معتقدند که رفتار نا مناسب یا مشکل رفتاری به علت آموزش و یادگیری از محیط به تدریج به صورت تقریباً ثابت در رفتار فرد تجلی می کند و هر رفتار نا مناسب از طریق تقویت کننده های مثبت و منفی یا تنبیه از محیط کسب می شود رفتار گرایان از طبقه بندی کردن و نامگذاری این بر روی کودکان مشکل دار اجتناب می کنندزیرا معتقدند هر نوع نامگذاری به عنوان یک عامل منفی باعث اثرات نامطلوب در کودک می شود .
4- نظریه بوم شناسی لاکولوژیکال و جامعه شناسی :
این نظریه به علت اهمیت دادن به شرایط محیط طبیعی یک فرد و اثراتی که جامعه بر رفتار دارند مورد بررسی قرار می گیرد این گروه مخالف بر چسب زدن و طبقه بندی نمودن کودکان و نوجوانان به عنوان افراد مشکل دار می باشند زیرا معتقدند عوامل و فشار های اجتماعی است که در شخصیت فرد اثر می گذارد طرفداران این نظریه علت دوری کردن از طبقه بندی را توجه به یک ویژگی و غفلت از مجموعه رفتارهای کودک یا نوجوان تلقی می نماید . ( فرقانی رئیسی – 1374 ) .
اختلالات رفتاری ( havioral Disorder)
رفتار کودک همانند سیستم اعصاب وی روبه رو رشد و تکامل است . کودکان در برابر فشارها و تغییرات زندگی از خود واکنش ها و عکس العمل های متفاوتی نشان می دهند . تغییرات محیط و رفتار والدین و اطرافیان کودک در صورتی که هماهنگ با وضعیت جسمی و شناختی وی نباشد باعث بروز عکس العمل های رفتاری نا مناسبی از جانب آنان می شود . می توان چنین ادعا کرد که رفتار کودک زبان گویای وی است و هر چه کودک در ارتباط با دیگران و بیان احساسات و نیازهای خود مشکلات بیشتری داشته باشد دارای اختلالات رفتاری بیشتری خواهد بود . بدلیل اینکه کودکان در بیان احیایات خود از قبیل درد ، محرومیت ، اضطراب و ترس ناتوان هستند ، به عنوان پاسخ علائم جسمانی و قابل مشاهده رفتاری مانند شب ادراری ، کم و بد خوابی ، دندان قروچه ، تیک ، بی قراری ، بی اشتهایی دل درد ، دزدی و دروغگویی از خود نشان می دهند . این رفتارهای نا مناسب و رفتارهای دیگر ممکن است شدیدتر از این موارد باشند نیازمند مداخله و اصلاح هستند . ( سایت انجمن روان شناسی ) .
اختلال رفتاری کودکان و نوجوانان
اختلالات رفتاری در کودکان و مخصوصاً نوجوانان اکثراً به صورت ناسازگاری و رفتارهای ناجور و غیر اخلاق یا ضد اجتماعی حتی جنایی ظاهر می شود . این دسته از افراد با افراد منحرف همانند سازی دارند و از معیارهای گروههای منحرف تبعیت می کنند مانند فرار نوجوانان از مدرسه و همکاری با قاچاقچیان ، جنایت ، تخریب و فساد . این افراد خطرناکترین افراد جامعه هستند و همواره حالت انتقام جویی عجیبی نسبت به افراد جامعه و حتی والدین خود دارند . اختلالات رفتاری از اوایل کودکی به صورتهای مختلف تظاهر می کند . این افراد به آنچه ب و زشت یا ممنوع است تمایلی افراطی و بیمار گونه دارند به علت داشتن علاقه جنون آمیز اذیت ، آتش سوزی ، آزار و آسیب حیوانات و کودکان کم سال لذت می برند ( سایت انجمن اختلال رفتاری ) .
تعریف اختلال رفتاری :
برای تعریف اختلال ( disorder) ، شیوه دقیق و ساده ای در دست نیست و اغلب اوقات رفتاری را نابهنجار ( abnormal) تلقی می کنند . اگر ریشه های این واژه ها را ردیابی کنیم می بینیم که پیشوند ( ab) به معنی دور ( away) ، جدا ( from) و خارج ( off) است در حالیکه اصطلاح نابهنجار ( abnormal) به مفهوم وسط ، معتدل و معمولی است ( dietiohay – 1973 – Webster new collegiatle) با این مفهوم نابهنجار در وهله اول آنچه را که از اعتدال منحرف شده به ذهن می رشاند به عنوان انحراف منفی حاکی از بیماری مطررح می شود . از این رو اختلالهای روانی یا رفتاری را اغلب آسیب روانی نامیده اند ( منشی طوسی 1369 ) .
جامع ترین ملاک برای قضاوت در خصوص اختلال هنجارهای اجتماعی و فرهنگی می باشد که هر جا مسئله رفتاری را انتخاب می کند که مناسب آن جامعه و افراد را طبق آن پرورش می دهد . افراد با موضع گیری قبلی ، خلق و خوی یا تجربه های اکتسابی آن رفتار ها را از خود نشان می دهند افراد همیشه نسبت به معیارهای آن جامعه سنجیده می شوند .
تعریف اختلالات رفتاری به لحاظ انفجار ایده ها و تعدد نظرات فراوانی که توسط متخصصین رشته های گوناگون علوم انسانی مطرح شده روشنی و صراحت خود را از دست داده .
روان شناسان اجتماعی ، اختلالات رفتاری را ناشی از فشارهای اجتماعی و کمبود راههای مناسب برای تخلیه این فشار ها می دانند و معتقدند بیمار روانی وجود ندارد و این جامعه است که مریض می باشد لذا آنان اختلالات رفتاری را واکنش طبیعی نسبت به فشار های ناشی از مشکلات و مسائل اجتماعی می پندارند .
روان شناسان بالینی معتقدند انسانها وقتی برای حل مسئئله و مشکلات جسمی خویش به پزشک مراجعه می کنند که آسنامه ای از مساله و مشکل را دارا باشند که معیار مناسب و تعیین کننده ای برای رفتار نا بهنجار یا مشکلات دیگر روانی میزان آستانه کسالت و ناراحتی است که فرد را وادار به مراجعه روانشناس کرده است . ( سیف نراقی و نادری 1374 ) .
اختلال در رفتار :
رفتار بیرونی بر اساس نوع انگیزه حاکم بر فرد ممکن است به دو علت اختلال پیدا کند یکی اینکه رفتار شخصی شخص نتواند به نحو لازم و کافی احتیاجات اساسی او را ارضا ء کند ، گاه ممکن است مشکلات محیطی یا شغلی از برآوردن خواسته های جسمی و روانی او جلوگیری کند مشکلات جسمانی ، معلولیت ، عدم آموزش و مهارت کافی در اشتغال به کار . عقب ماندگی ذهنی و یا کشمکش های فلج کننده عاطفی غالباً از بروز رفتارهای ارضاء کننده فعالیت می کنند دوم اینکه رفتارهای فردی با معیارهای فرهنگی و اجتماعی ارضا/ئ کننده تمایلاتشان نا متناسب و مغایر باشد مورای روانشناس معروف معتقد است که ابزار احتیاج و برآوردن آن به 4 عامل بستگی دارد . به علت عدم رشد و تکامل خصوصیات اخلاقی قادر به تبعیت از معیارهای اجتماعی نیست ( دکتر شاملو ، 1370 ) .
اختلال رفتاری در بین نوجوانان :
نوجوانان از توانایی های بیشماری از جمله تفکر انتزاعی و عمیق ، توجه به احتمالات احساس تعهد ، وفاداری به یکدیگر و آمادگی پذیرش طیفی از تجربه های غنی و متنوع برخوردارند از اینرو اکثر جوامع حاضر این قشر سنی سرمایه های باارزشی به شمار می آیند حتی میزان پیشرفت یک جامعه در گروه چگونگی تربیت و پرورش نسل جوان است اگر جامعه بتواند نسل جوان را متناسب با نیاز های آینده کشور و آن ها را در مقابل انواع نابهنجاریهای روانی و اختلالات رفتاری حمایت کند . به یکی از اهداف والا و مهم خود دست یافته است . از اینرو نوع اختلالات و نابهنجاریهایی که قشر جوان را تهدید می کند ، در حوزه روان شناسی اهمیت ویژه ای دارد با وجودی که نوجوانان در مقابل هیچ یک از اختلالات رفتاری مصونیت ندارد ، ولی پاره ای از اختلالات رفتاری و نا بهنجاریهای روانی در بین آنها شیوع بیشتری دارد . ( حسن احدی – فرهاد جمهوری 1385 ) .
چگونگی بروز اختلال در رفتار از نظر شناخت گرایان :
بر اساس نظریه پیاژه درباره چگونگی بروز رفتار در انسان و قائل شده دو بعد شناختی و عاطفی یا انفعالی برای آن ، معتقد که رفتارهای انسان در حال گذر میان این دو بعد است در واقع علت اختلالات یا نارسازگاری رفتاری فرد ناکامی وی در برقراری ارتباطی ، مناسب و در خور سن و سال میان محرک و پاسخ است در نتیجه عدم موفقیت فرد در برقراری ارتباط یا شده را در یکی از دو بعد شناختی و عاطفی یا امفعالی باید جستجو کرد و معتقد است که یکی از دو بعد رفتاری یا دچار نارسایی رشد یا تحویلی است و یا گرفتار رشد یافتگی منفی است . ( سیف نراقی و نادری 1374 ) .
انواع اختلالات :
اختات در نوجوانان ممکن است در سطح اندک یا گسترده باشد از طیف گسترده اختلالات مغزی تا اختلالات اجتماعی می توان به مشهورترین آنها اشاره کرد . 1- اختلالات متابولیسمی 2- اختلالات خواندن . نوشتن . حساب کردن . 3- اختلالات ضد اجتماعی 4- اختلالات عاطفی 5- اختلالات توجه 6- اختلالات وسواسی 7- اختلالات حرکتی 8- اختلالات خواب 9- اختلالات خوردن 10- اختلالات رفتاری 11- هراس از مدرسه 12- اختلالات روان تنی 13- اختلالات رشدی 14- اختلالات بذهکارانه 15- اختلالات پرخاشگری 16- اختلالات جنسی 17- اختلالات افسردگی 18- اختلاات بی اشتهایی عصبی 19- اختلالات هراس یا ترس 20- اختلالات مربوط به دفع ادرا . ( سیف نراقی ، مریم صفحه 9 ) .
طبقه بندی اختلالات بر اساس DS MIV
1- اختلالات خلقی تا خلق ( mood) به حالت هیجانی ( Em otioql ton ) پایدار و درونی فرد و عاطفه ( Affcot ) به تجلی خارجی محتوی هیجانی او اطلاق می شود . بیمارهای خلقی چهار دسته هستند . اختلالات افسردگی ، اختلالات دو قطبی ، اختلالات کج خلقی ، اختلالات خلق ادواری . که ما در اینجا اختلالات افسردگی را بررسی می کنیم .
اختلالات افسردگی : peression
افسردگی چیست ؟
افسردگی یک حالت هیجانی و فیزیکی کاملاً ناخوشایند است . افرادی که افسرده هستند در اکثر مواقع احساس غنگینی یا ناراحتی می کنند . حتی زمانی که وقایع خوبی اتفاق افتاده باشد . آنها از بسیاری لحاظ حتی از نظر جسمانی نیز احساس بدی دارند . افسردگی تنها به معنای یک نشانه نیست . علاوه بر این ، به منزله غمگینی ، خستگی یا نخوابیدن نیز نیست . افسردگی یک مجموعه کلی از نشانه ها را در بر می گیرد و هنگامی افسردگی بالینی نامیده می شود که حداقل 5 مورد از نشانه های زیر همراه با هم یا اکثر مواقع حداقل به مدت 2 هفته ظاهر شوند :
1- خلق افسرده یا تحریک پذیر
2- عدم علاقه به اکثر چیزها
3- یکی از این دو مورد باید وجود داشته باشند .
4- بی خوابی یا بیش خوابی
5- کاهش اشتها ، زیاد خوردن یا افزایش وزن
6- خستگی یا عدم انرژی
7- کندی یا بر انگیختگی فیزیکی و ذهنی
8- فقدان تمرکز یا بلا تکلیفی
9- احساسهای بی ارزشی یا گناه
10- افکار بازنشستگی مرگ یا خود کشی
اصطلاح پزشکی این اختلال ، حمله افسردگی عمده است هنگامی که افراد دچار لوح خفیفی از افسردگی می شوند که برای 1 سال یا حتی بیشتر طول می کشد . این نوع خفیف از افسردگی ، افسردگی جزئی یا اختلال افسرده خویی نامیده می شود . هنگامی که برای مدت زیادی احساس ناراحتی ، تحریک پذیری و خستگی می کنید . معمولاً اتفاقاتی که در زندگی شما روی می دهند ، چندان خوشایند به نظر نمی رسند افسردگی به موارد زیر اثر می گذارد : چگونه خودتان را با خانواده و دوستانتان تطبیق می دهید ، و چه احساسی درباره خویش ، تکلیف مدرسه و توانایی خود جهت لذت بردن از کارهایی دارید که معمولاً انجام می دهید . هنگامی که زندگی شما خوب پیش نمی رود ، افسردگی نیز شدید تر می شود و شما در این حالت کاملاً نا امید هستید . چه فشارهایی موجب افسردگی می شود .
انواع زیادی از فشار روانی وجود دارد که باعث می شود نوجوانان به احتمال بیشتری دچار افسردگی شوند . بیمار شدن ، جابه جایی های مکرر و تغییر مدرسه می توانند زندگی را سخت تر و بی روح تر کنند . علاوه بر این ، ما می دانیم که طلاق والدین و مرگ یکی از اقوام ، دوفشار روانی عمده ای هستند که می توانند باعث افسردگی شما شوند اینها موقعیت هایی هستند که باعث می شوند شما احساس عدم کنترل کنید اگر چه آنها بر شما تاثیر می گذارند ولی شما می توانید آنها را کنترل کنید . غالباً افسردگی بعد از وقوع چند مسایل ناراحت کننده که بعداً از یکدیگر رخ می دهند ، ظاهر می شود این مسائل نهایتاً به جایی می انجامند که منابع کنار آمدن فرد را تحلیل می برند و سر انجام یک تجربه ناامید کننده آسیب زا می تواند باعث ایجاد افسردگی شود .
آیا بدون فشار روانی دچار افسردگی می شوم ؟
افسردگی می تواند بدون هیچ گونه فشار روانی نیز به وجود می آید . این امر غالباً می تواند به ویژه هنگامی پدید آید که سابقه ای از افسردگی در خانواده شما ، به ویژه افسردگی – شیدایی ، که ما آن را اختلال « دو قطبی » می نامیم ، وجود داشته باشد – زیرا هم دارای ویژگیهایی شیدایی و هم دارای ویژگیهای افسردگی است . افسردگی می تواند همچنین به علت یک بیماری ویروسی یا عدم تعادل در هورمونهای غده تیروئید یا سایر هورمونهای اصلی به وجود می آید . علاوه بر این ، افسردگی می تواند تحت تاثیر مصرف داروهای معینی که به منظور مداوای سایر بیماریهای تجویز شده است ، ایجاد شود .
یکی از متداواترین علل فیزیکی افسردگی که افراد غالباً فراموش می کنند از آن نامی ببرند ، مصرف الکل است . الکل یکی از قویترین مواد کند کننده است که در طبیعت وجود دارد سایر مواد مخدر نیز وجود دارند .
علتهای افسردگی
1- خطراتی که در خانواده ها وجود دارد
2- تجربه های سوء مصرف یا ترک
3- دعوا یا جدایی والدین
4- اختلافهای والدین ( خانوادگی )
5- مشکلات یادگیری
6- اختلال نقص توجه
7- اضطراب مزمن
8- بیماریهای پزشکی
9- مرگ یکی از اعضای خانواده یا طرد در یک رابطه خاص
10- سوء مصرف مواد
چند نوع افسردگی وجود دارد ؟
یکی از اولین چیزهایی که باید به ذکر آن بپردازیم ، این است که چند نوع افسردگی وجود دارد برای انواع مختلف افسردگی درمانهای متفاوتی نیز وجود دارد . علاوه بر انواع « تحریکی » یا « کند » افسردگی پیشتر درباره آنها بحث شد ، انواع دیگری نیز وجود دارند . این نوع در تشخیص بسیار اهمیت دارند ، زیرا توجه به آنها باعث می شود که درمانهای خاص معینی برای هر کدام پیشنهاد شوند . انواع این افسردگی ها عبارتند از افسردگی فصلی یا اختلال عاطفی فصلی . این نوع افسردگی در فصل زمستان ظاهر می شود . شما احساس می کنید که برای خواب زمستانی آماده شده اید احساس خستگی زیادی می کنید و زیاد می خوابید . علاوه بر این ، شما تمایل زیادی به خوردن شیرینی پیدا می کنید که معمولاً باعث افزایش وزن می شود . این نوع افسردگی را می توان نه تنها با دارو ، بلکه با نور نیز درمان کرد شما در زیر نورهای خاص روشن برای مدت نیم ساعت در هنگام صبح می نشینید .
اختلال دو قطبی یا افسردگی – شیمیایی . این نوع از افسردگی دارای چرخه ها یا فازهای مختلفی از خلق بالا ( شیدا ) تا خلق پایین ( افسرده ) است . فاز بالا نقطه مقابل افسردگی است . احساس می کنید ، انرژی زیادی دارید ، بر فراز دنیا قرار گرفته اید و عقاید بزرگ منشانه دارید . افراد در دوره شیدایی گرفتار احساسهای شدیدی می شوند . آنها ارتباط با واقعیت را از دست می دهند و پول زیادی خرج می کنند در حالی که پول اندکی دارند یا بسیار کله شق می شوند . اختلال دو قطبی با دارو و نظم بخشیدن به زندگی درمان می شود .
افسردگی ناجور : این نوع افسردگی یک شکل متداول از افسردگی است که در آن افراد عملاً تا اندازه ای در واکنش به محیط اطراف خود احساس مس کنند که خلق آنها تغییر کرده است . آنها همچنین ممکن است وقتی که مسائل ناراحتی کننده ای پیش می آید ، احساس کنند که بیشتر افسرده شده اند . حساسیت بیش از اندازه به طرد ، بخشی از این نوع افسردگی است . معمولاً شما در این حالت زیاد می خوابید و وزنتان زیاد می شود (نظیر افسردگی فصلی ) ، ولی نه فقط در فصل زمستان افراد مبتلا به افسردگی ناجور معمولاً در هنگام غروب احساس ناراحتی زیادی می کنند مصرف داروها برای درمان این نوع افسردگی موثر است این نوع افسردگی همچنین به درمانهای روان شناختی پاسخ می دهد .
افسردگی ملانکولی . این نوع افسردگی که کمتر شایع است شکل بسیار شدید افسردگی است این افراد اشتهای کمی دارند کاهش وزن پیدا می کنند ، مشکلات زیادی در تمرکز دارند و دارای احساسهای گناه تحریکی هستند . این افراد در اوایل صبح احساس بدی دارند صبحها خیلی زود از خواب بیدار می شوند و نمی توانند مجدداً بخوابند این نوع افسردگی تا اندازه زیادی در توانایی عملکرد شما منفی می گذارد . در واقع افراد مبتلا کاملاً تحت تاثیر این افسردگی فلج می شوند و نمی توانند درباره هر چیز دیگری فکر کنند این نوع افسردگی به دارو جواب می دهد و به تنهایی به مشاوره یا روان درمانی بهبود نمی یابد . ( نقشبندی سیامک – 1384 ) .
1- اختلالهای اضطرابی که شامل پانیک ( هراس )
2- خوبیا اجتماعی
3- اختلال واسواس جبری
4- اختلال استرس پس از سانحه
5- اختلال استرس حاد
6- اختلال اضطراب منتشر
7- اختلال اضطرابی ناشی از بیماریهای مدیکال
8- اختلال اضطرابی ناشی از مصرف دارو یا مواد دارویی
9- اختلال اضطرابی افسرگی مختلط در این وسواس را مورد بررسی قرار می دهیم .
اختلال وسواس
وسواس عبارت است از افکار یا عقایدی دست و پا گیر ، مکر و ناخوانده رفتارهای وسواس علائم عادی و طبیعی است عمل کودکی که می خواهد به بالای یک دیوار راه برود و یا با یک پا به روی سنگفرش مقابل پرش کند و یا هنگام راه رفتن بامادر لی لی کند . کاملاً طبیعی است بعضی از افراد میل افراطی برای کس اشیاء معینی در خود احساس می کنند رفتار فرد زمانی وسواسی می باشد گرفتاری و مزاحمت ایجاد کند . وقت گیر باشد و یا والدین و مهمانی را آزار برهد در این موارد کودک احتمالاً بیهودگی علتش را تشخیص می دهد ولی قادر به ترک آن نیست . ( منشی طولی 1370 ) .
خصیصه اصلی این اختلال وجود وسواسها یا اجبارهایی مکرر و چنان شدید است که رنج و عذابی را برای فرد به بار می آورد این وسواسها یا اجبارها سبب اتلاف وقت می شوند و اختلال قابل ملاحظه ای را در روند معمولی و طبیعی زندگی ، کارکرد شغلی ، فعالیتهای معمولی اجتماعی یا روابط فرد ایجاد می کند که وسواس عبارت است از مکر ، احساس ، اندیشه یا حس عود کننده و مزاحم بر خلاف وسواس ( obsession) که یک فرایند ذهنی است اجبار ( compulsion) نوعی رفتار آگاهانه نظیر سفارش ، وارسی یا اجتباب که بیمار از غیر منطقی بودن وسواسهایش آگاهی دارد . ( حسن رفیعی ، خسرو سبحانیان ، 1382 صفحه 161)
این افراد زیاده از حد به همرنگ جماعت بودن و تبعیت شدید از وجدان اخلاقی معتقدند آنها بسیار انعطاف ناپذیر ، وظیفه شناس در حد افراط ، خود مهاری شدید ، احساس به شرایط و ضوابط محیط ، در حد افراط منظم و مرتب تمیز و دقیق اند و قادر به آرام بودن نیستند . ( شاملو ، سعید -1370 – صفحه 121 ) .
اختلال وسواس فکری و عملی :
ویژگی اصلی اختلال وسواسی فکری و عملی ( OCD ) افکار و اعمال عود کننده و ناخوانده ای می باشد که وقت گیر بوده ( بیشتر از یک ساعت در هر روز ) هستند که یا به گرفتاری مفرط کودک یا به اختلال جدی در کارهایش منجر می شود نشانه های OCD در کودکان و نوجوانان همان نشانه هایی است که در بزرگسالان وجود دارد . کودکان افکار وسواسی مربوط به ترس از آلودگی ، موضوعات جنسی ، مذهبی ، یا تصاویر پرخاشگری خشونت را گزارش می دهند . برخی کودکان از ناتوانی در جلوگیری از شنیدن صداها یا آهنگ های ناخوانده و تکراری شکایت می کنند .
ترس از ابتلا به یک بیماری لا علاج ، مانند سرطان یا ایدز و نگرانی افراطی در مورد اخلاقیات و امور مذهبی نیز گزارش شده است . اعمال وسواسی مانند تکرار ، شستشو ، وارسی ، نظم دهی ، و مرتب کردن نیز در کودکان شایع است . تشریفات شستشو شایع ترین نشانه OCD است که در بیشتر از 85 درصد از کودکان معاینه شده در انیستیتو ملی بهداشت روانی ( NIMH) وجود داشته است . شستشوی مکرر ممکن است به صورت شستن دستها به دفعات و دوش گرفتن طولانی یا تشریفات شستشو بروز یابد . کودکان مبتلا به OCD اغلب گزارش می دهند که الگوی شستشو و تمیز کردن را هر روز باید انجام دهند و در صورتی که به هر دلیلی این کار متوقف شود از انجام هر کاری باز می مانند تا آن که شستشو را به طور کامل انجام دهند .
ملاکهای تشخیصی مربوط به اختلال وسواس فکری و عملی
الف ) وجود افکار وسواسی یا اعمال اجباری
ب ) افکار وسواسی با موارد 1 و 2 و 3 و 4 تعریف می شود .
1- افکار ، تکانه ها یا تصورات عود کننده و مستمر که بعضی اوقات در ضمن آشفتگی مزاحم ، و نا مناسب تلقی می شوند و موجب نگرانی یا اضطراب قابل ملاحظه می شوند .
2- افکار ، تکانه ها یا تصورات تنها نگرانیهای مفرط در مورد مشکلات واقعی نیستند .
3- شخص تلاش می کند از چنین افکار ، تکانه ها و تصوراتی اجتناب کرده ، آنها را متوقف نموده و یا با فکر یا عمل خنثی کند .
4- شخص تشخیص می دهد که افکار ، تکانه ها یا تصورات وسواسی محصول فکر او هستند و همچون کاشتن فکر از خارج بر او تحمیل نمی شوند اعمال اجباری با مورد 1 و 2 می شوند .
1- رفتارهای تکراری ( برای مثال شستن دست ، مرتب کردن ، وارسی کردند ) یا اعمال ذهنی ( مثلاً نیایش ، شمارش ، تکرار لغات بطور بی صدا ) که شخص احساس می کند مجبور است در پاسخ به یک فکر وسواسی یا مطابق اصولی که باید دقت رعایت شوند عمل کند .
2- هدف رفتارها یا اعمال ذهنی نگرانی یا جلوگیری از بعضی وقایع وحشتناک است با وجود این ، این رفتار ها یا اعمال ذهنی یا به طور واقع گرایا نه با آنچه در نظر است خنثی یا پیشگیری شود ارتباط ندارد یا به وضوح افراطی هستند .
ب ) در مقاطعی از سیر اختلال شخص تشخیص داده است که افکار وسواسی و یا اعمال اجباری ، افراطی یا غیر منطقی هستند توجه : این موضوع در مورد کودکان صادق نیست .
ج ) وسواسها یا اجبارها موجب نگرانی بارز می شوند و وقت گیرند ( بیش از یک ساعت از روز را به خود اختصاص می دهند ) یا به طور قابل ملاحظه ای در کارکرد عادی ، شغلی ، تحصیلی یا فعالیتهای اجتماعی و روابط شخص تداخل می کنند .
د ) اگر اختلال محور یک دیگری وجود نداشته باشد محتوای افکار وسواسی محدود به آن نیست ( مثلاً اشتغال ذهنی با غذا در ضمن وجود اختلال بدشکلی بدن ، اشتغال ذهنی با داروها در ضمن وجود یک اختلال ناشی از مواد اشتغال ذهنی یا ابتلا به یک بیماری جدی در ضمن وجود خود بیمار انگاری ، اشتغال ذهنی با کششها و تخیلات جنسی در ضمن وجود نا بهنجاری جنسی یا نشخوار ذهنی احساس گناه در ضمن وجود اختلال افسردگی اساسی .
ه ) اختلال ناشی از تاثیر فیزیولوژیکی مستقیم یک ماده ( مثلاً یک داروی قابل سوء مصرف ، یک داروی تجویز شده ) یا یک حالت طبی عمومی نیست . ( توکلی زاده ، کمال پور ، توزنده جانی 1383 )
3- اختلالات شخصیتی : براساس DSMIV اختلالهای شخصیتی در 3 دسته قرار می گیرند .
A ) شامل اختلالات پارانوئید ، اسکیزوتایپال .
B ) شامل اختلالات ضد اجتماعی ، بینابینی ، نمایش ( Histrionic) و خود شیفته ( Noreissitic) .
C ) شال اختلالات وابسته ، وسواسی ، جبری ، دوری گزین و طبقه بندی نشده شامل ( انواع افسردگی ، پاسیواگرسیو که ما به بررسی اختلالات شخصیت پارانوئید و ضد اجتماعی می پردازیم .
1- اختلال شخصیتی پارانوئید :
پارانویا ، پسیکوز فرضی است که در سنین 45 -40 چهره می نماید و با یک سیر پیشرونده ادامه می یابد . در برابر درمان مقاوم بوده از تواناییهای ذهنی تنها قضاوت را دچار اختلال می کند و از اینرو هذیانهای سیستماتیک بوجود می آورد در مغز ضایعات آناتومیک ( 1 ) ایجاد نمی کند . و با وراثت 10% بستگی دارد . میتوان گفت کهبیماری مبتلا به پارانویا در مقام طول عمر خود یک هذیان واحد رانشان خواهد داد و آن را تفسیر و توجیه خواهد نمد . یعنی صاحب یک هذیان سیستماتیک خواهد بود .
صاحبان این قبیل هذیانها علیرغم خواب بودن اساس ادعایشان بعلت درست بودن ساختمان قیاسی ، در یک نظر تشخیص داده نمی شوند که بیمار روانی باشند و چون به عزت نفس خود پای بند بوده بسیار مراقب رفتار خود هستند ممکن است فردی با فرهنگ و تربیت شده و کمی ستم دیده و متفکر بنظر برسند و بیماریشان در پس این نمودها پنهان شود و از همین روست که به پارانویا جنون منطقی FOLI RASONMENTE هم می گویند .
صفت بارز شخصیت پارانویایی است که اعمال دیگران را تحقیر آمیز یا تهدید امیز تفسیر می کند . هرچند که پارانوییهای افکار کم و بیش سازمان یافته نشان می دهند اما به دیگران اعتماد ندارند و روابط اجتماعی آنها در اثر همین بی اعتمادی مختل شده است افراد پارانویایی ، به رغم بی اعتقادی نسبت به همکاران و رئیس اداره ، معمولاً این توان را دارند که شغل خود را حفظ کنند . شخصیت پارانویایی معمولاً شخصیت جور و ستم نامیده می شود ، زیرا افراد پارانویایی به زن و بچه و زیردستان زور می گویند ، خود بزرگ بین هستند و خیال می کنند که دیگران برای از بین بردن آنها توطئه می چینند ( راتوس ، 1375 : 237 ) ( ستوده ، هدایت ا… ، 1381 ) .
2- اختلال ضد اجتماعی :
3- ویژگی های شخصیت ضد اجتماعی یا روان رنجور نوعی به هم ریختگی ارتباط میان انسان و جامعه است و به رفتار نابهنجاری گفته می شود که در جامعه مورد پسند نیست ؛ ولی معمولاً نزد عامل آن ناپسند و زیان بخش شمرده نمی شود ، شخص روان رنجور نیست به هنجارها و مقررات اجتماعی بی اعتنا و بی تفاوت است و با دروغگویی و دزدی حقوق دیگران را پایمال هوی و هوسهای خود می سازد . یک فرد روان رنجور نمی تواند یانمی خواهد شخصیت اجتماعی خود را بر اساس انتظارات و نیاز های اجتماعی که در آن به سر می برد ، تطبیق دهد . ( ستوده ، هدایت ا.. ، 1381 ) .
ملاکهای تشخیصی اختلال شخصیت ضد اجتماعی :
الف ) الگوی فراگیر بی اعتنایی و تجاوز به حقوق دیگران که از سن 15 سالگی شروع شده و با 3 علامت و یا بیشتر از علائم زیر مشخص می شود :
1- ناتوانی در همنوایی یاهنجارهای اجتماعی به واسطه احترام گذاشتن به رفتارهای قانون ، که با تکرار اعمالی که زمینه را برای دستگیری فراهم می کند نمایان می شود .
2- فریبکاری ، که خود را از طریق دروغ گفتن مکرر ، استفاده از نام مستعار و لذت شخصی نشان می دهد .
3- تک نه ای بودن یا ناتوانی در برنامه ریزی برای آینده .
4- تحریک پذیری و پرخاشگری که با نزاع های فیزیکی مکرر یا حملات مشخص می شود .
5- بی ملاحظی نسبت به ایمنی خود و دیگران
6- عدم احساس مسئولیت مستمر ، که از طریق ناتوانی مکرر برای حفظ رفتار شغلی یا ثبات ، یا احترام گذاشتن به تعهدات مالی ، تظاهر می کند .
7- فقدان احساس پشیمانی ، که از طریق بی تفاوتی یا دلیل تراشی نسبت به آزار ، بدرفتاری یا دزدی از دیگران ، مشخص می شود .
ب ) سن فرد حداقل 18 سال است .
ج ) شواهدی از اختلال سلوک با شروع قبل از سن 15 سالگی وجود دارد .
د ) وقوع رفتار ضد اجتماعی منحصر در جریان سیداسکنیزوفرنی یا یک دوره مانیک نیست .
اصطلاح شناسی و مفاهیم :
اصطلاحات مورد استفاده برای تعریف این حیطه :
محققان و متخصصان بالینی و دیگران اصطلاحات متعددی را برای رفتار ضد اجتماعی در کودکان ، نوجوانان و بزرگسالان به کار برده اند . برای روشن شدن بحث ما برخی از این اصطلاحات را به طور مختصر مورد بحث قرار خواهیم داد نخست اینکه تظاهرات رفتار ضد اجتماعی در کودکان و نوجوانان بزهکاری و در بزرگسالان جنایت نامیده می شود . در حقیقت ، تعاریف منطقی و کلی فعالیتهای ضد اجتماعی به طور فرآینده ای رو به گسترش است با این حال کابرد این اصطلاحات برای تحلیلهای وانشناختی محدودیت هایی دارد این محدودیت ها عبارتند از :
1- شناخت سطحی راجع به کاربرد آنها
2- بی توجهی آن ها نسبت به فعالیت های ضد اجتماعی کودکان خردسال و 13 تغییر ماهیت رفتارهای مورد نظر که بر اساس معیارهای ویژه ای تعریف شده اند .
دوم اینکه : پژوهش های روانشناختی تجربی در مورد الگوهای رفتاری بیرونی شده که با تک نشگری ، بینش فعالی ، پرخاشگری و اعمال ضد اجتماعی مشخص می گردد و درونی شده ( اضطراب – گوشه گیری ، اختلال تفکر ، جسمانی کردن ) متفاوت می باشند در حقیقت یک پژوهش سنتی بلند مدت میان این دو بعد با مولفه های رفتاری زیربنایی ، عوامل سبب شناسی و سیر بلند مدت آن تفاوت اساسی قایل شده است اگر چه تفاوت معتبر به نظر می رسد اما احتمال دارد که بین این دو بعد همپوشی وجود داشته باشد .در واقع ارتباط بین رفتار ضد اجتماعی و سندرم های درونی شده اضطراب و افسردگی در مبحث حالات مرضی همراه با اختلال سلوک مورد بررسی قرار گرفته است .
سوم اینکه : در سنت روانپزشکی تدوین طبقات تشخیصی ، بر چسب های اختلال سلوک ( CD) و اختلال بی اعتنایی مقابله ای ( ODD) دو اختلاف رفتاری آشفته ساز به حساب می آیند ODD به بروز خشم ، بی اعتنایی ، تحریک پذیری و رفتارهای مقابله ای نامتناسب با سن و مداوم مشخص می گردد ( CD) شامل رفتارهای پرخاشگرانه و ضد اجتماعی بسیار شدیدتری که موجب ایجاد درد و انکار حقوق دیگران می شود . هدف اصلی این طبقات تشخیصی این است که نشان دهند که خردسال دارای الگوهای رفتاری بی اعتنایی و ضد اجتماعی مقاوم ، مختل و آشفته هستند بنابراین اگرچه بسیاری از خردسالان مبتلا به CD به عنوان بزهکار در نظر گرفته می شوند اما تنها تعداد محدودی از نوجوانان بزهکار به CD تشخیص داده می شوند .
چهارم اینکه : اصطلاح مربوط به بزرگسالانی که الگوی رفتار ضد اجتماعی را نشان می دهند عبارت از اختلال شخصیت ضد اجتماعی است که در محور II طبقه DSM-IVبه چشم می خورد . مفاهیم اختلال شخصیت ضد اجتماعی در دهه های اخیر حاکی از رفتارهای غیر منطقی مختلف و سابقه اختلال رفتاری قبل از بزرگسالی بوده است . ( توزنده جانی ، توکلی زاده ، کمال پور ، 1383 ) .
پرخاشگری :
پرخاشگری را رفتاری تعریف کرده اند که هدف آن صدقه زدن به خود یادگیری باشد آنچه در این تعریف حائز اهمیت است قصد و نیت رفتار کننده است ، یعنی آسیب رسانیدن تصادفی به شخص دیگر ، پرخاشگری نیست . مثلاً اگر توپ فوتبال سهواً به بازیکن دیگر اصابت کند ، پرخاشگری نیست . اما اگر فردی مخصوصاً بازیکنان را با پا بزند ، هل بدهد ، تنه بزند و یا فحاشی کند ، پرخاشگری است شاید این تعریف کمتر عینی باشد زیرا می توان از نیات فرد استنباطهای مختلفی کرد . علاوه بر این ، این تعریف شامل رفتارهایی که ما معمولاً بدانها « پرخاشگری » می گوییم نمی شود .
انواع پرخاشگری :
روان شناسان اجتماعی دوگونه پرخاشگری را از هم تمیز می دهند .
1- پرخاشگری هدفی : که در آن پرخاشگری خودش هدف است و غالباً با ایجاد درد و هیجان همراه است .
2- پرخاشگری وسیله ای : این نوع پرخاشگری به دلیل خشم یا برای هیجان ایجاد نمی شود بلکه هدف به دست آوردن پاداشهای مطلوب ، همچون پول یا کالای با ارزش است به بیان دیگر ، هدف پرخاشگری ابرازی دستیابی به پاداش است نه آزاد قربانی رفتار .
نظریه زیستی پرخاشگری :
فروید کلیه اعمال آدمی را با دو غریزه زندگی و مرگ تحلیل می کند و می گوید غریزه مرگ هم باید به شکلی تخلیه شود : یا به بیرون ، به صورت پرخاشگری و خشونت و دیگر کشی و یا به درون ، به صورت اعمال خود – تخریبی و خود کشی . به همین دلیل است کهنمی توان خشونت را به طور کلی ریشه کن کرد و حداکثر کاری که می شود کرد و الایش آن است ؛ یعنی هدایت کار مایه ( انرژی ) این غریزه در جهتی که مورد قبول اجتماع و به سود آن باشد مثل ورزش ، فعالیتهای سیاسی و رقابت های سالم حرفه ای لورنز( 1966 ) نیز مانند فروید معتقد است که انسان و حیوان هر دو ذاتاً پرخاشگرند ، با این تفاوت که حیوان در طول تکامل خود برای حفظ گونه خود به ساز و کارهایی دست یافته اند . که تکانه های پرخاشگرانه ی آنها را بر ضد گونه خود مهار می کند حال آنکه در مورد انسانها چنین نیست از جمله این ساز و کارها در حیوانات ، رفتارهای آدا بگونه ( Vitualistic ) آنها به هنگام جنگ است که مانع از گسترش خشونت می شود .
کروموزوم های جنسی :
در زمان حاضر ، بعضی از پژوهندگان برای اینکه اثبات کنند پرخاشگری پایه و مبنای زیستی ( بیولوژیکی ) دارد ، به کروموزومهای جنسی اضافه اشاره می کنند . گاه یک یا چند کروموزوم به الگوی طبیعی کروموزمها اضافه می شود و به صورت XYY یا XXY در می آید در نتیجه موجودی پا یه عرصه وجود می گذارد که واحد آمادگی بیشتری برای پرخاشگری و بزهکاری است .
با تحقیقات انجام شده مشخص گریده است ، مردانی که دارای یک یا چند کروموزوم Y و X اضافی هستند ، بسیار پرخاشگرند و در میان مرتکبان جنایت های خشن درصد بالاتری تشکیل می دهند . در سال 1966 ریچارداسپک که متهم به کشتن هفت پرستار در شیکاگو شده بود ، الگوی کروموزومی XYY داشت ( کوئن 1372 : 163 ) . پس از کشف این قضیه پژوهشهای گوناگونی در ایالات متحده امریکا صورت گرفته تا معلوم دارد آیا میان کروموزوم و رفتار پرخاشگرانه رابطه ای وجود دارد یا نه ، تا این زمان هیچگونه دلیلی دال بر رابطه میان آنها پیدا نشده است . ( ستوده ، هدایت ا… ، 1382 ) .
انواع پرخاشگری و رفتار ضد اجتماعی :
علی رغم پیوستگی قطعی و طولی رفتار ضد اجتماعی تصور بر این است که فعالیت های پرخاشگرانه و ضد اجتماعی کاملاً متفاوت می باشند . اکثر پژوهش های انجام شده در زمینه رشد پرخاشگری بر اهمیت تقسیم این حیطه به طبقات قابل مشخص ( از لحاظ نظری و تجربی ) تاکید کرده اند توصیف این تفاوتها ممکن است به شناخت انواع فرعی این اختلال کمک نماید .
نخست اینکه ، پرخاشگری بین فردی ممکن است کلامی ( فحاشی ، تهدید کردن و … ) یا فیزیکی ( زدن ، جنگیدن ، حمله کردن ) باشد این تفاوت نه تنها از لحاظ توصیفی بلکه همچنین از لحاظ رشدی نیز تایید شده است پرخاشگری فیزیکی در اوایل رشدی نیز تایید شده است پرخاشگری فیزیکی در اوایل رشد و سال های پیش دبستانی آشکار می شود در حالی که پرخاشگری کلامی در مراحل بعدی شروع می شود . ینابراین تداوم سطوح بالای پرخاشگری فیزیکی تا اواسط دوران کودکی همانند شروع پرخاشگری کلامی در سال های پیش دبستانی مستلزم توجه بالینی می باشد .
دوم اینکه ، پرخاشگری ممکن است به عنوان پرخاشگری ابزاری یا وسیله ای ( هدفمند ) و خصمانه طبقه بندی شود نوع خصمانه بر اساس محتوای رفتار مشخص می گردد برخی سطوح پرخاشگری ابزاری بهنجار تلقی می شود به عبارت دیگر ، پرخاشگری خصمانه در سطوح شدید آن در هز سنی مستلزم ارزشیابی می باشد .
سوم اینکه ، با این تفاوت بین پرخاشگری مستقیم و غیر مستقیم نیز مورد بررسی قرار گیرد پرخاشگری غیر مستقیم بیشتر در دختر ها مشاهده می شود تا پسرها . در میزان پرخاشگری و رفتار ضد اجتماعی نیز تفاوت های جنسی نیز وجود دارد .
چهارم اینکه : رفتار پرخاشگرانه ممکن است درون کنش ( فحاشی یا تهدید کردن ) یا برون کنشی باشد . محققان در برنامه های پژوهشی منظم نشان داده اند که پرخاشگری بدون کنشی ( نه درون کنشی ) با نقایص مختلف و تحریف های پردازش اطلاعات اجتماعی شناختی ( مانند کابرد ناچیز نشانه ها در تصمیم گیری های بین فردی و اسناد نیت های خصمانه به دیگران در موقعیت های بین فردی مبهم و مواجهه با محیط های سوء استفاده کننده ) مشخص می شود بنابراین ف این تفاوت از لحاظ نظری و تجربی حائز اهمیت می باشد . ( توزنده جانی ، توکلی زاده ، کمال پور 1383 )
هیجان پذیری :
ظرفیت دریافت هیجانها ، این مفهوم غالباً به معنای هیجان پذیری انحرافی به کار می رود و در این معنا تاثیر پذیری خاص در برابر هیجان است .
هیجانها غالباً بوسیله محرکهای خارجی برانگیخته می شوند و جلوه های هیجان معطوف به آن دسته از محرکهای محیطی است که هیجان را برانگیخته اند .
اکثر رفتارهای برانگیخته یا جلوه های هیجان یا عاطفی همراهند ، هر



قیمت: تومان

دسته بندی : مقاله و پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید