برچسب: خودکشی

پایان نامه اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات (هرمزگان)

 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M. A)

گرایش: رواشناسی بالینی

عنوان:

اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

تابستان 1393

 

 

 

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر شبه -آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون به همراه گروه گواه بوده است. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودکان سرطانی مراجعه کننده به بیمارستان فوق تخصصی کودکان دکتر شیخ شهر مشهد بوده است. از این تعداد 30 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند از پرسشنامه سازگاری بل (فرم بزرگسالان) و مقیاس امیدواری اشنایدر برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردید. نتایج نشان داد که رواندرمانی حمایتی گروهی بر افزایش امیدواری مادران کودکان سرطانی موثر بوده است(P≤ 0.01). همچنین این درمان بر سازگاری روانشناختی و ابعاد آن شامل سازگاری در خانه، سازگاری اجتماعی، عاطفی و سازگای بهداشتی موثر بوده است(P≤ 0.01). با این حال این درمان بر سازگاری شغلی مادران دارای کودک سرطانی اثر نداشت. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که می توان از رواندرمانی حمایتی گروهی برای ارتقای سازگاری و امیدواری مادران دارای فرزند سرطانی بهره برد.

کلمات کلیدی: سازگاری روانشناختی، امیدواری، رواندرمانی حمایتی، سازگاری شغلی

 

 

 

فهرست مطالب

فصل اول: مقدمه و کلیات………. 1

1.1    مقدمه……………………………. 2

1.2    بیان مسأله………………………. 2

1.3    ضرورت انجام پژوهش………. 6

1.4    اهداف پژوهش………………… 7

1.5    فرضیه های پژوهش………….. 8

1.6    تعاریف مفهومی و عملیاتی….. 9

2      فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش          11

2.1    مقدمه…………………………. 12

2.2    مبانی نظری…………………… 12

2.3    روان درمانی حمایتی گروهی. 12

2.4    امید به زندگی………………… 29

2.5    سازگاری روانشناختی……….. 39

2.6    سرطان………………………… 51

2.7    پیشینه ی تحقیقاتی………….. 61

3      فصل سوم: روش پژوهش         73

3.1    طرح پژوهش………………… 74

3.2    جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری           74

3.3    ابزارهای پژوهش……………. 75

3.4    روش اجرای پژوهش………. 77

3.5    روش و ابزار تجزیه و تحلیل داده‌ها 79

4      فصل چهارم: یافته های پژوهش                    80

4.1    یافته های توصیفی…………… 81

4.2    نتایج در چارچوب فرضیات پژوهش           85

5      فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 99

5.1    مقدمه……………………….. 100

5.2    بحث در چارچوب یافته های پژوهش           100

5.3    نتیجه گیری………………… 107

5.4    محدودیت های پژوهش…. 108

5.5    پیشنهادات پژوهش……….. 108

6      منابع             ………… 110

7       ابزار های پژوهش……. 118

 

 

فصل اول: مقدمه و کلیات

 

 

1.1          مقدمه

سرطان یک بیماری مدرن نیست؛ در گذشته هم وجود داشته است؛ اما امروزه به دلیل افزایش آلودگی های محیط زیست تعداد بیشتری به آن مبتلا می شوند و تعداد بیشتری هم نسبت به گذشته به پزشک مراجعه می کنند. سرطان یعنی رشد کنترل ناشدنی سلول ها در ناحیه ای از بدن؛ این وجه مشترک همه ی سرطان هاست؛ علی رغم این که چه عاملی باعث سرطان شده و چه آسیبی به سلول ها رسیده باشد. امروزه تأثیرات روانشناختی سرطان نه تنها بر روی فرد، بلکه بر روی اطرافیان و محیط اجتماعی که او را محصور کرده است مورد توجه قرار گرفته است. نگهداری و زندگی با یک فرد سرطانی با سختی ها و عوارضی همراه خواهد بود. علاوه بر این نگرانی و ترس از دست دادن فرد سرطانی سلامت روان فرد مراقبت کننده را تحت تأثیر قرار می دهد. در این فصل ضمن بیان ابعاد مسئله پژوهش به بیان اهمیت و ضرورت آن پرداخته و سپس اهداف و فرضیات و تعاریف متغیر های پژوهش ارائه می گردد.

1.2         بیان مسأله

سرطان[1] بیماری سلول هاست که عامل مشخصه آن تکثیر نامحدود و غیرقابل کنترل سلول هایی است که نئوپلاسم بدخیم را تشکیل می دهند (میرزایی، 2005؛ فلاح و دیگران 1390). این بیماری سومین عامل مرگ و میر در ایران به شمار می آید و سالانه بیش از 30000 نفر از ایرانیان جان خود را در اثر سرطان از دست می دهند (نجفی و امامی، 1390). همچنین سرطان حدود 4 درصد، مرگ و میر در کودکان زیر 5 سال و 13 درصد کودکان 5 تا 15 سال را در جمعیت ایرانی تشکیل می دهد (مهران فر و دیگران، 2012). سرطان در کودکان به نوعی متمایز از سرطان در بزرگسالان می باشد، بدین معنی که اغلب سرطان های کودکان در صورت تشخیص به موقع قابل کنترل خواهند بود (بیرقی و دیگران، 1389). تأثیری که ابتلای یک کودک به سرطان بر شرایط روانی و کیفیت زندگی مراقبینش می گذارد، کمتر از تأثیری که بر خود او می گذارد، نیست (هکلر[2] و دیگران، 2008). بومن و ویجنبرگ عقیده دارند که والدین کودکان مبتلا به سرطان علاوه بر بیماری های جسمی، پریشانی روان شناختی شدیدی را متحمل می شوند، به طوری که این پریشانی در طی زمان افزایش می یابد. این پریشانی به شکل سطح بالایی از خشم و عصبانیت، خواب آلودگی، آزردگی، افسردگی، کناره گیری از جامعه و عدم کنترل بر خود پدیدار می شود (وان[3]، 1986).  بنابراین مراقبت های حمایتی به روش های مختلف مشاوره و روان درمانی جزء لاینف درمان بیماران مبتلا به سرطان و خانواده های آن ها بوده و نباید مورد بی توجهی قرار گیرد (فکری و دیگران، 1389).

پژوهش ها نشان می دهند که تاب‌آوری و سر‌سختی روانشناختی بر بهزیستی روان‌شناختی مادران کودکان مبتلا به سرطان موثر می باشد (دهقانی نیشابوری و مقصودی، 1390). همچنین گروه درمانی ها و مداخله معنوی در مادران دارای کودکان سرطانی باعث افزایش کیفیت زندگی و کاهش پریشانی آنها می گردد (موسوی و همکاران، 1391؛ لطفی کاشانی و همکاران، 1391). یکی از روش های درمانی موثر در درمان اختلالات جسمی و روانی، رواندرمانی و گروه درمانی حمایتی می باشد. پورافکاری (1376) رواندرمانی حمایتی را اینگونه تعریف می­ کند: ” نوعی رواندرمانی که به منظور کمک به بیماران در جریان بحران­های ناشی از مسایل اجتماعی یا بیمـاری جسمی مورد استفاده قرار می­گیرد. همچنین به منظور رفـع ناراحتی­های ناشی از بیماری روانی و جسمی طولانی یا نقص­های فیزیکی بکار برده می شود .” به نظر محققین، رواندرمانی گروهی حمایتی در عمل، ملاقات گروهی از افراد همدرد است، در جلسات منظم که طی آن شرکت­کنندگان درباره شرایط خاص و دشواری­های که در آن قرار دارند، مشکلات و مسایلی که با آنها روبرو هستند و تجربه­های شخصی خود در خصوص شیوه ­های روبرو شدن و حل این مسایل و مشکلات با یکدیگر گفتـگو و تبادل نظر می­پردازند، اطلاق می­ شود.

رواندرمانی حمایتی منجر به افزایش میزان امیدواری و سازگاری روانشناختی فرد می گردد.  اشنایدر، هریس، اندرسون و هولران[4] (1991)، امیدواری را «مجموعه شناختی می دانندکه مبتنی براحساس موفقیت ناشی ازمنابع گوناگون (تصمیم های هدف مدار) و مسیرها (شیوه های انتخاب شده برای نیل به اهداف) است. بنابراین، مسیرهای تفکر و منابع تفکر عناصر زیربنایی امیدواری یا تفکر هدف مدار تلقی می شوند. »مسیرهای تفکر انعکاس دهنده ظرفیت فرد برای تولید کانال های شناختی برای رسیدن به اهدافش است و منابع تفکر هم عبارتند از افکاری که افراد در باره توانایی ها و قابلیت های شان برای عبور از مسیرهای برگزیده تعریف کرده اند تا به اهداف شان برسند. از طریق ترکیب منابع و مسیرها، می توان به اهداف رسید. اگر هر کدام از این دو عنصر شناختی وجود نداشته باشند، رسیدن به اهداف غیر ممکن است. یافته های پژوهشی نشان داده اند که بین بالا بودن میزان امیدواری افراد و موفقیت آن ها درفعالیت های ورزشی، بالا بودن میزان پیشرفت تحصیلی، سلامت جسمی و روانی بهتر و بیشتر مؤثر بودن روش های روان درمانی مورد استفاده در درمان اختلالات، ارتباط وجود دارد (اشنایدر، 2002). همچنین نووتنی[5] (1989)، دریافت امید، کیفیت اندازه پذیری است که می تواند درمرحله بررسی و شناخت فرایند پرستاری استفاده شود و در پی آن مداخلاتی در جهت ارتقای آن اعمال گردد و بدون ارتقای امید زمینه برای پذیرش آموزشهای درمانی و مراقبتی به وجود نخواهد آمد. دوفالت[6] (1985)، نیز نشان داد که عنصر امید نمادی از سلامت روحی مددجو است.

همچنین سازگاری با شرایط جدید یکی از مشخصه های سلامت روان می باشد. گوداشتاین و لانیون[7] (1995) سازگاری[8] را فرایند پیوسته ای تعریف کرده اند که در آن، تجارب یادگیری اجتماعی شخص، باعث  ایجاد نیازهای روانی او می گردد و نیز امکان کسب توانایی و مهارت هایی را فراهم می سازد که از آن طریق می توان به ارضای نیازها پرداخت. هر گاه تعادل جسمی و روانی فرد به گونه ای دچار اختلال شود که حالت ناخوشایندی به وی دست دهد برای ایجاد توازن نیازمند به کارگیری نیروهای درونی و حمایت های خارجی است. در این صورت، اگر در به کارگیری ساز و کارهای جدید موفق شود و مساله را به نفع خود حل کند می گویند فرایند سازگاری به وقوع پیوسته است (گوداشتاین و لانیون، 1995). ابعاد سازگاری، شامل سازگاری جسمانی، سازگاری روانی، سازگاری اجتماعی قرار دارد پیش درآمد رسیدن به سازگاری های روانی، اخلاقی و جسمانی، سازگار شدن از لحاظ اجتماعی است (والی پور، 1380).

اگر چه سودمندی مداخله معنوی در کاهش پریشانی مادران دارای کودکان سرطانی مورد بررسی قرار گرفته است با این حال سودمندی درمان های حمایتی و اثربخشی آنها بر میزان امیدواری و سازگاری مورد توجه قرار نگرفته است. لذا با توجه به موارد مذکور سوال پژوهش حاضر اینست که آیا رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی موثر است یا خیر؟

 

1.3         ضرورت انجام پژوهش

سرطان یک بیماری نیست بلکه نوعی از بیماریست. بیش از 200 نوع متفاوت از بیماری سرطان وجود دارد که هر کدام به شیوه های خاص ایجاد می شوند. چیزی که در همه آنها مشترک است این است که همه آنها به روشی مشابه شروع می شوند با تغییر در ساختار طبیعی یک سلول. در سال 2005، در دنیا 6/7 میلیون نفر جان خود را به دلیل ابتلا به سرطان از دست داده اند. در سال 2020، 16 میلیون نفر به سرطان مبتلا می شوند و در همین زمان، سالانه 10 میلیون نفر از این بیماری می میرند. در 10 سال آینده در صورتی که اقدامی صورت نگیرد 85 میلیون نفر بدلیل سرطان خواهند مرد. بیش از 70% موارد مرگ و میر ناشی از سرطان در کشورهای دارای درآمد پایین یا متوسط است. اما مشکل واقعی سرطان بیشتر از این اعداد است چرا که یک سوم بیماران دچار افسردگی و اضطراب در حد بالینی هستند و همچنین به دلیل از دست رفتن درآمد و لزوم تامین مخارج درمان، آسیب شدیدی به عملکرد اقتصادی خانواده وارد می شود. در آخرین آمار در کشورما، سرطان با 4/9% بعد از گروه بیماریهای دستگاه گردش خون ( 4/33% ) و سوانح مسمومیت و خودکشی ( 4/13% ) به عنوان سومین علت مرگ مطرح گردیده است. در هرسال در کشور حدود 100 هزار مورد جدید سرطان بروز می نماید. تفاوت بازری در نحوه بروز سرطان و میزان آن در مناطق مختلف جغرافیایی کشور مشاهده شده است.

سرطان نه تنها بر سلامت جسمانی و روانی فرد سرطانی تأثیر گذار است بلکه بر سازگاری و سلامت روان اطرافیانش هم تأثیر می گذارد. اگر چه پژوهش های زیادی به بررسی مقایسه ای سلامت روانی مادران کودکان دارای اختلالات روانپزشکی (صالحی، 1383) و اختلالات رفتاری (محمد اسماعیل و موسوی، 1382) و مادران کودکان عادی (صالحی، 1383)، مقایسه بهزیستی روانی و سبک‌های مقابله‌ای در مادران کودکان ناشنوا و عادی (قاسم پور و همکاران ، 1391) پرداخته اند، با این حال ویژگی های روانشناختی و مداخلات موثر در مادران دارای کودکان سرطانی در ایران مورد کم توجهی قرار گرفته است.

لذا در درجه اول شناسایی مداخلات سودمند برای ارتقای سازگاری و امیدواری مادران دارای کودکان سرطانی می تواند زمینه را برای غنای پژوهشی در این زمینه فراهم سازد. همچنین این نتایج می تواند زمینه را برای سیاست گذاری های مناسب در زمینه سلامت و بهداشت روانی والدین و اطرافیان افراد سرطانی فراهم سازد. با توجه به این موارد هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی می باشد.

1.4          اهداف پژوهش

اهداف پژوهش حاضر عبارتند از:

هدف کلی

  • بررسی اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل

اهداف فرعی

  • بررسی اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری روانشناختی در ابعاد خانه، اجتماعی، شغلی، عاطفی و سلامتی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل
  • بررسی اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل

1.5         فرضیه های پژوهش

فرضیات پژوهش حاضر عبارتند از:

  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری در محیط خانه مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری عاطفی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری اجتماعی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری شغلی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری سلامتی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.

 

[1] Cancer

[2] Hekler

[3] van

[4]-Snyder, Harris. Anderson & Holleran

[5]-Nowotny

[6]-Dufault

[7] – Goodestein & Lanyon

[8] – adjustment

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 132

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159252]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی امید درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان مراکز نگهداری

دانشگاه آزاد

 واحداردبیل

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته روانشناسی گرایش بالینی

 

 

عنوان

اثر بخشی امید درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان مراکز نگهداری

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

تابستان 1396

فهرست

 

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق. 2

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 5

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه. 9

1-4- اهداف تحقیق. 10

1-4-1- هدف کلی.. 10

1-4-2- هدف جزئی.. 10

1-5- فرضیه های تحقیق. 11

1-5- فرایند اجرایی تحقیق. 11

1-6- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش… 12

فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق. 15

2-1- مقدمه. 16

2-2- سالمندان. 16

2-2-1- مفهوم لغوی سالمندی(پیری) 16

2-2-2- تعریف پیری یا سالمندی.. 17

2-2-2-1- سن زمانی.. 19

2-2-2-2- سن زیستی.. 19

2-2-2-3- سن روانی.. 19

2-2-2-4- سن اجتماعی.. 20

2-2-3- نظریه های سالمندی.. 21

2-2-4- نظریه های رفتاری- اجتماعی.. 21

2-2-4-1- نظریه ی کناره گیری.. 21

2-2-4-2- نظریه فعالیت.. 22

2-2-4-3- نظریه استمرار. 23

2-2-4-4- نظریه محیط اجتماعی.. 24

2-2-4-5- نظریه گزینش اجتماعی- هیجانی.. 24

2-2-5- نظریه های تحولی.. 25

2-2-5-1- اریک اریکسون. 25

2-2-5-2- نظریه چین لووینگر؛ تکامل خود. 26

2-2-5-3- لوینسون، فصول زندگی.. 28

2-2-6- افسردگی در سالمندان. 29

2-2-7- آسیب شناسی اجتماعی سالمندان. 30

2-3- افسردگی.. 33

2-3-1- انواع افسردگی.. 35

2-3-1-1- افسردگی اساسی  یا ماژور. 36

2-3-1-2- افسرده خویی یا  مینور. 38

2-3-1-3- اختلال دوقطبی.. 38

2-3-1-4- افسردگی فصلی.. 39

2-4- اضطراب.. 47

2-4-1- علایم‌ شایع‌ بیماری.. 48

2-4-2- علل‌ بروز اضطراب.. 48

2-4-3- انواع اضطراب ها و ترس ها 50

2-5- احساس تنهایی.. 52

2-5-1- انواع تنهایی.. 60

2-6- امید درمانی.. 63

2-6-1- فرایند امید درمانی.. 64

2-6-2- مراحل امید درمانی.. 65

2-7- پیشینه تجربی.. 72

2-7-1- مطالعات داخلی.. 72

2-7-2- مطالعات خارجی.. 76

2-8- جمع بندی از پیشینه پژوهش… 79

فصل سوم: روش شناسی پژوهش… 80

3-1- مقدمه. 81

3-2- روش پژوهش… 81

3-3-  معرفی جامعه آماری.. 82

3-4-  روش نمونه گیری و حجم نمونه. 82

3-5- ابزارهای پژوهشی.. 83

3-6- روش اجرا 86

3-7- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 87

فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 88

4-1- مقدمه. 89

4-2- یافته های جمعیت شناختی.. 89

4-2-1- سن.. 89

4-2-2- تحصیلات.. 90

4-3- یافته های توصیفی متغیر های تحقیق. 91

4-3-1- آمار توصیفی متغیر ها 91

4-4- بررسی استنباطی داده‌ها 94

4-4-1- پیش‌فرض‌های تحلیل کوواریانس در بررسی متغیر های تحقیق. 94

4-4-1-1- نرمال بودن. 94

4-4-1-2-همسانی واریانس‌ها 95

4-4-2- تحلیل کوواریانس… 95

4-4-2-1- امید درمانی موجب کاهش افسردگی سالمندان در مراکز نگهداری می شود. 95

4-4-2-2- امید درمانی موجب کاهش اضطراب سالمندان در مراکز نگهداری می شود. 97

4-4-2-3- امید درمانی موجب کاهش احساس تنهایی سالمندان در مراکز نگهداری می شود. 98

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 100

5-1-مقدمه. 101

5-2-بحث و نتیجه گیری پیرامون فرضیه های تحقیق. 102

5-3-محدودیت‌های پژوهش… 105

5-4-پیشنهادات پژوهشی.. 106

5-5-  پیشنهادات کاربردی.. 107

منابع. 109

پیوست ها 114

چکیده انگلیسی.. 118

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

 

جدول (4-1): توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان. 90

جدول (4-2): توزیع فراوانی تحصیلات پاسخ دهندگان. 91

جدول (4-3): نتایج نمرات پرسشنامه افسردگی  آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد. 92

جدول (4-4): نتایج نمرات اضطراب آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد. 92

جدول (4-5): نتایج نمرات احساس تنهایی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد. 93

جدول(4-6): نتایج آزمون کومولوگروف – اسمیرونوف.. 94

جدول (4-7): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 95

جدول (4-8):  نتایج بررسی همگنی شیب رگرسیونی.. .

جدول (4-9):  نتایج آنالیز کوواریانس افسردگی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 96

جدول (4-10):  نتایج آنالیز کوواریانس اضطراب در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 97

جدول (4-11):  نتایج آنالیز کوواریانس احساس تنهایی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 98

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

این پژوهش با هدف، بررسی اثر بخشی امید درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان مراکز نگهداری انجام گرفت. روش تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد.  جامعه آماری تحقیق از سالمندان واقع در مراکز سامندان شهر تبریز در زمستان سال 1395 و بهار 1396  انتخاب و از بین آنان به صورت تصادفی در دسترس 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزینی تصادفی شدند. از پرسشنامه های افسردگی سالمندان (GDS-15)، اضطراب بک و احساس تنهایی راسل، پلاو و فرگوسن به عنوان پیش آزمون برای هردو گروه استفاده شده و به  گروه آزمایش 8 جلسه آموزش امید درمانی داده شد و سپس از هردو گروه پس آزمون گرفته شده و داده ها با تحلیل کوواریانس با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از این بود که برگزاری جلسات امید درمانی در بین سالمندان مراکز نگهداری باعث کاهش افسردگی، اضطراب و احساس تنهایی سالمندان می شود. به عبارت دیگر ایجاد امید و انگیزه در سالمندان مراکز نگهداری که دور از خانواده بوده و با توجه به کهولت سن و ناکارآمدی از ناامیدی رنج می برند، باعث کاهش اختلالات روانی افسردگی، اضطراب و احساس تنهایی می شود.

 

کلمات کلیدی: امید درمانی، اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی، سالمندان

 

1-1- مقدمه

فرایند اجتناب ناپذیر پیری بدون شک آغاز می شود. انسان ها طی فرایند زیستی، با مرحله ای به نام سالمندی رو به رو می شوند. این مرحله، در گذرگاه رشد طبیعی به دست می آید؛ به طوری که با سرنوشت آدمی عجین شده و ضرورتی گریز ناپذیر محسوب می شود. از سویی، کاهش نرخ رشد جمعیت و از سوی دیگر، بهبود مراقبت های پزشکی، به افزایش میانگین عمر در بیشتر کشور های جهان منجر شده است (شانکار، مک مان، دماکاکوس، هامر و استپتو[1]، 2017).

جمعیت کشور ایران نیز در شرایط غیرقابــل منتظره ای در حال پیرشدن و سالمندی می باشد. به طوری که این گروه سنی با افزایش امید به زندگی دارای سریع ترین رشد جمعیت در بین جمعیت جهان می باشد. سیاست کنترل موالید، کاهش مـرگ و میر، افزایش امیـد بـه زنـدگی، رشـد خـدمات بهداشـتی و تکنولوژی درمانی و تشخیصی و افـزایش قابـل ملاحظـه ی جمعیت سـالمندان سـبب شـده اسـت کـه از آن بـا عنـاوین گوناگونی مانند خاکستری شدن جمعیت، پیرشدن ملت هـا و اورژانس جهانی یاد شود. افزایش روزافزون جمعیت سالمندان در جهان یکـی از چـالش برانگیزتـرین موضـوعات در حـوزه سلامت محسوب می شود. (رجبی، 1395).

تغییر ساختار خانواده از گسترده بـه هسـته ای، بـالارفتن سن و عدم پذیرش سالمندان در خانواده تغییراتی را در سبک زندگی سالمندان بوجود آورده است. برنامه های جدیـد بـرای کمک به سالمندان به وجود آمـده انـد و مؤسسـات ویـژه ای تحت عناوین سرای سالمندان یا آسایشگاه، سالمندانی را کـه نیاز به حمایت دارند می پذیرند. با بالاتر رفتن سـن نیـاز بـه خدمات مراقبتی و بهداشتی نیز افزایش پیدا می کند و سـهم ویژگی های جمعیت شناختی سالمندان نظیر سن، جنس، تحصیلات، تعـداد فرزنـدان، شـغل و وضـعیت اقتصـادی در کیفیت زندگی و سلامت روان سالمندان، مؤثر است (3). به باور روانشناسان، در دوران سـالمندی وضـع بهداشـت روانی فرد سالمند در آفرینش دقایق خوب و بد تأثیر فراوانـی دارد و در واقـع بایـد پـذیرفت کـه رعایـت بهداشـت روانـی سالمندان در ایجاد شرایط زیست محیطی برای آنان جـز بـه یاری بررسی دقیق رویدادهای زندگی و درک صحیح شـرایط و معضلات موجود امکان پذیر نیست. تنهایی و بـی پنـاهی و توقعـات و انتظارهـای بـرآورده نشـده سـالمند از اطرافیـان، اضـطراب و نگرانـی هـای ناشـی از قـرار گـرفتن در وضـع نامطلوب، بحران ناامیدی، ترس از سپردن به سرای سالمندان و احساس بی کفایتی و بی ارزشی از دیگـر مسـائل اسـترس زای دوران کهولت اســت. امـروزه افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانی و معضل عمومی زندگی بشر است. در ایران افسردگی 35 الی 45 درصد از بیماری های روانی را به خود اختصاص می دهد که متأسفانه این رقم روز بروز سیر صعودی می یابد. (کولایی، حیدری و فلسفی نژاد، 1394).

امید درمانی هم یعنی حالت انگیزشی مثبت بر اساس حالت مشتق شده از نوعی تعامل و کنش موفقیت آمیز که مبتنی است بر عاملیت (انرژی درونی هدفمندسازی خود) و سپس مسیریابی و برنامه ریزی در راستای نیل بدان اهداف و آمال ها (لوید[2] و همکاران، 2009). به عبارت ساده تر، امید درمانی یک برنامه درمانی است که بر اساس نظریه امید اشنایدر به منظور افزایش تفکر امیدوارانه و تقویت فعالیت های مربوط به پیگیری هدف طراحی شده است. در این درمان، شرکت کنندگان ابتدا با اصول نظریه امید آشنا می شوند و سپس به آنها آموزش داده می شود که چگونه این اصول را در زندگی خود بکارگیرند. شرکت کنندگان یاد می گیرند که چگونه اهداف مهم، قابل دستیابی و قابل اندازه گیری را تعیین کنند، گذرگاه های متعدد برای حرکت به سمت این اهداف تعیین کنند، منابع انگیزشی و تأثیر متقابل هر مانع برانگیزش را شناسایی کنند، پیشرفت به سمت هدف را بازنگری کنند، اهداف گذرگاه ها در صورت لزوم اصلاح کنند (شریفی، شهبازی و گودرزیان، 1394).

با توجه به اهمیت مطالب ارائه شده، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی امید درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان مراکز نگهداری شهر تبریز انجام یافته است.

1-2- بیان مسئله

با توجه به افزایش شاخص امید به زندگی در ایران طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی که امروز در مردان ایران ۶۷ سال و در زنان ایرانی ۷۱ سال می باشد، می توان حدس زد که آمار سالمندان ایرانی رو به افزایش است. براساس پیش بینی کارشناسان، در اینده های نه چندان دور در جهان، از هر پنج نفر یک نفر سالمند خواهد بود. با افزایش تعداد سالمندان مساله بهداشت، سلامت و تأمین آسایش و رفاه آنان در جامعه هر روز ابعاد تازه و گستردهای پیدا می کند. ما در آینده در برابر مسائل جدی درباره سالمندان و حل مشکلات آنها قرار خواهیم گرفت. بنابراین، سالمند و شرایط ویژه افراد سالمند و تأمین بهداشت روانی و جسمانی آنها از جمله مسائلی است که توجه ویژه ای را می طلبد. سالمندان به عنوان یکی از گروه های آسیب پذیر جوامع تلقی و توجه خاصی به آنها می شود و در طی سالهای اخیر به علت کاهش میزان مرگ و میر و بهبود شرایط بهداشتی و افزایش امید به زندگی، جمعیت سالمندان بیش از هر دورهای از تاریخ می باشد (جمال زاده و گلزاری، 1393).

با توجه به افزایش سالمندان در جامعه جهانی، کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. در فرهنگ ایرانی، سالمندان مورد احترام اقشار جامعه هستند و اگر ما به تمام خانواده های ایرانی نگاه بیندازیم خواهیم دید که همه با سالمندان و مشکلاتی که این دوره به همراه دارد، دست به گریبانند. با توجه به صنعتی شدن جامعه، در زندگی کنونی برای بسیاری از خانواده ها نگهداری از سالمندان بخصوص در شهرهای بزرگ بسیار مشکل شده است. سالمندان مسائلی خاصی خود را دارند و تأمین بهداشت روانی و جسمانی آنها از جمله مسائلی است که توجه ویژهای را می طلبد (خواستار، 1394).

لازم به ذکر است که دوره سالمندی با بیماریها و اختلالات زیادی همراه است که از این میان می توان به سه تا از مهمترین این اختلالات یعنی اقسردگی[3]، احساس تنهایی[4] و اضطراب[5] اشاره کرد. در بسیاری موارد خانواده ها از مشکلات مربوط به دوران پیری آگاهی دارند اما به دلایل گوناگون برای حل آنها هیچ اقدام جدی نمی کنند و البته خود سالمندان نیز به دلایلی مثل ترس، خجالت و عدم آگاهی از مسائل و مشکلاتشان ، معمولاً آنها را مطرح نمی کنند (بشکانی، 1393).

افسردگی بیماری سختی است، که علاوه بر آن که از نظر روحی و اجتماعی یأس آور است اغلب بیمارهای جسمی که زندگی را تهدید می کنند، وخیمتر می کند و در موارد زیادی منجر به خودکشی سالمندان می شود، هنگامی که سالمندان افسرده را در جامعه می بینیم سؤالی برای ما مطرح می شود که چرا آنها چنین وضعیتی دارند؟ چطور می توانیم به آنها کمک کنیم؟ و از آنجا که سالمندی دوره استراحت و آرامش است پس چرا ما می بینیم که آنها دست به خودکشی می زنند؟ سستی و رخوت آنها به چه دلیل است؟ آیا میتوان آن را ناشی از بیکاری آنها دانست و به این دلیل که دیگر به فعالیتهای تولیدی دست نمیزنند؟ اگرچه یکی از این دلایل می تواند ناشی از بیکاری باشد و اینکه خود را دیگر غیر مفید میدانند، اما میتواند ناشی از عدم امیدواری باشد؟

هنگامی که در محیطهای آسایشگاه ها وارد می شویم، با ساختمانی خالی از صمیمیت مواجه می شویم، و انسانهایی را می بینیم که به امید اینکه چه زمانی عمر آنها به پایان میرسد روزها را سپری می کنند.انسانهایی که در جایی کز کرده اند و فکر می کنند. و فکر می کنیم نمی توانیم به آنها نزدیک شویم، و هیچ حرف مشترکی با آنها نداریم. یکی دیگر از اختلالاتی که شیوعی بیشتر از افسردگی در سالمندان دارد، اضطراب است که باعث ایجاد تشویش و نگرانی هائی در آنها میشود والبته سالمند این نوع نگرانی ها را یکی از نشانه های لاینفک و طبیعی پیری می داند (چانگ، کیم، آسکو، جونز، کوک و آمتمان[6]، 2015).

البته، منشا این اختلالات متفاوت است و هر کدام به صور گوناگونی به نمایش در می آیند در برخی موارد با مشکلات جسمانی اشتباه گرفته میشوند. در نتیجه کمک مناسب برای سالمندان صورت نمی گیرد. ریچمن (۱۹۵۹) اظهار داشته است که احساس تنهایی تجربه عاطفی دردناک، ترس آور، عام و خطیری است که پیامدهای آسیب شناختی گسترده ای دارد. همچنین پپلاو (۱۹۸۲) عنوان می کند که احساس تنهایی شخصی، یک احساس وحشت بیان نشده، نومیدی یا احساس بیقراری افراطی است. این احساسات تسریع کننده اعمال خودکاری است که اشخاصی دیگر را وادار می کند تا در تماس با فرد تنها قرار بگیرند. بدین ترتیب، ممکن است نوعی از تماس اجتماعی که فرد نیاز دارد فراهم شود. ساکنان خانه سالمندان ریسک بیشتری برای احساسات منفی از جمله: اضطراب، افسردگی، غم واندوه و… دارند. در این مکانها، احساسات منفی می تواند به طور مقطعی به علت بیماریهای مزمن و مشاهده ناتوانی ساکنان دیگر و همینطور بالا بودن مرگ به وجود آید (کابورال، اوانگلیستا و وتسل[7]، 2012) که منجر به درد و رنج بیشتری در سالمندان میگردد. با این وجود، هیچ تلاش جدی از سوی آنها جهت تغییر صورت نمی گیرد. سوالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا راهی برای کاستن اضطراب وافسردگی و آموختن روش مقابله با آنها در این قشر جامعه وجود دارد؟ با برنامه ریزی مناسب سالمندان می توانند از دوران سالخوردگی شاد و مولد لذت برده و به عنوان یک جز» یکپارچه با جامعه تلقی شوند.از جمله این برنامه ریزیها می توان به انواع روان درمانی اشاره کرد. امید درمانی نیز یکی از این روش ها می باشد. در واقع امید درمانی در پاسخ به درخواست متخصصان بالینی و با کاربرد منظم اصول نظریه امید در بافت درمانی ایجاد شد.( اسنایدر، 2002) امید داشتن و خوش بینی نسبت به اینده می تواند بر موقعیت های ایجاد کننده چالش و فشار روانی، تاثیر گذارد (کوهن، فردریکسن، براون، میکلز و کانوی[8]، 2009).

آیروینگ و همکاران (1998) در تحقیق خود نشان داده اند که آموزش امید می تواند منافع روان شناختی مختلقی برای افراد داشته باشد و همچنین مؤلفه شادی را در آن ها افزایش دهد. با توجه به آسیب پذیر بودن سالمندان نسبت به اختلالات خلقی و عوارضی که این اختلالات در پی خواهد داشت، هر گونه تلاشی برای رفع این اختلالات و کمک به سالمندان برای کاهش اضطراب و افسردگی مفید خواهد بود، با نظر به این که رویکرد مثبت نگری در بهزیستی و شادکامی انسان مؤثر است، لذا این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا امید درمانی به عنوان یک رویکرد برگرفته از درمان راه حل مدار و درمان شناختی می تواند در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان تاثیر داشته باشد؟

 

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه

یکی از وقایع اجتناب پذیری که در زندگی آدمی رخ می دهد پدیده ی سالمندی است و از مهمترین مسائل جامعه چگونگی برخورد با این پدیده است. در همه ی جوامع بشری سالمندان تعداد قابل توجهی از جمعیت را شامل می شوند. لذا هر اقدامی در جهت بهینه کردن شرایط زندگی آن ها می تواند مشکلات اجتماعی را کاهش داده و در کنار آن مشکلات خانواده نیز کاهش یابد. اغلب مشکلاتی که سالمندان با آن روبه رو هستند مشکلات جسمی و ناتوانایی های حرکتی و مشکلات روحی و روانی است از جمله مسائل روحی که سالمندان با آن مواجه می شوند ناامیدی و افسردگی است، روان شناسان گام های بسیاری در جهت بهبود این علائم رداشته اند ولی پس از ظهور جنبش روان شناسی مثبت، نظریه پردازان و محققان به جای توجه صرفبه تجارب یا ادراک های منفی به بررسی ساز ه هایی چون خودکنترلی، معنویت ، شادی ، خوش بینی و امید پرداختند (اشنایدر و مک کالوف،2000). آثار مثبت این ساز ه ها بر سلامت جسمانی و روانی در تحقیقات مختلف تأیید شده است. تحقیقات انجام شده نشان داده اند که امید با عاطفه مثبت (اشنایدر و همکاران ،1966) و احساس خود ارزشمندی (اشنایدر و همکاران،1997) همبستگی بالایی دارند و همچنین به طور منفی با افسردگی (اشنایدر و همکاران،1997) در ارتباط است.

امروزه سالمندی به عنوان یک پدیده مهم جهانی بوده که این امر به دلیل افزایش جمعیت سالمندان جهان می باشد، به گونه ای که طبق آمار سازمان بهداشت جهانی (WHO) تعداد سالمندان در کشورهای آسیای جنوب غربی(از جمله ایران) در سال 2000 حدود 7 درصد کل جمعیت بوده و این رقم تا سال 2030 به 15 درصد خواهد رسید. همچنین افسردگی به عنوان یکی از شایعترین بیماری های دوران سالمندی و یکی از شایعترین اختلالات روانی و معضل عمومی زندگی بشر است. در ایران افسردگی 35 الی 45 درصد از بیماری های روانی را به خود اختصاص می دهد که متأسفانه این رقم روز بروز سیر صعودی می یابد. در سال 2000 افسردگی چهارمین رتبه را از نظر بیماری ها به خود اختصاص داده و پیش بینی می شود که تا سال 2020 به رتبه دوم و در سال 2030 به رتبه اول در تمامی سنین و دومی در کشورهای با درآمد بالا صعود کند. افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانپزشکی سالمندان و از شایعترین عوامل خطر خودکشی در سالمندان است که نزدیک 34 درصد خودکشی های موفق را شامل می شود (خدابخشی کولایی، حیدری و فلسفی نژاد، 1394).

با توجه به اهمیت مطالب ذکر شده و توجه به این نکته که، سلامت سالمندان موضوع مهمی برای اقشار مهم جامعه به شمار می رود و لذا اگر بتوانیم از طریق پژوهش های مختلف به بررسی ها و راهکارها و نتایجی دست یابیم که بتوانند میزان سلامت سالمندان را ارتقاء بخشند می توانیم در این مهم قدم برداریم. بنابراین درصدد برآمدیم به بررسی اثربخشی امید درمانی بر کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان بپردازیم.

 

1-4- اهداف تحقیق

1-4-1- هدف کلی

تعیین اثربخشی امید درمانی بر کاهش افسردگی، اضطراب و احساس تنهایی سالمندان در مراکز نگهداری می باشد.

1-4-2- هدف جزئی

1- تعیین اثربخشی امید درمانی بر کاهش افسردگی سالمندان در مراکز نگهداری

2- تعیین اثربخشی امید درمانی بر کاهش اضطراب سالمندان در مراکز نگهداری

3- تعیین اثر بخشی امید درمانی بر کاهش احساس تنهایی سالمندان در مراکز نگهداری

 

1-5- فرضیه های تحقیق

1-امید درمانی موجب کاهش افسردگی سالمندان در مراکز نگهداری می شود.

2-امید درمانی موجب کاهش اضطراب سالمندان در مراکز نگهداری می شود.

3- امید درمانی موجب کاهش احساس تنهایی سالمندان در مراکز نگهداری می شود.

 

1-5- فرایند اجرایی تحقیق

فرایند اجرایی تحقیق در 9 مرحله می باشد.

1-5- فرایند اجرایی تحقیق

 

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159235]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در مولفه های روان شناختی (سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان) دانش آموزان

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تبریز

دانشکده علوم انسانی

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته روانشناسی تربیتی گرایش مشاوره

 

 

عنوان

بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در مولفه های روان شناختی (سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان) دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

 

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

پاییز 1396

 

 

 

چکیده

دوره نوجوانی حساس ترین، بحرانی ترین و مهمترین دوره رشد هر انسان می باشد، در این دوره فرد به بلوغ می رسد، در پی کشف هویت خود است، بدنبال استقلال و جدایی از وابستگی های دوره کودکی است، به همین دلایل در این دوره نوجوانان دارای وضعیت روانی با ثباتی نیستند و در این دوره هست که معمولا بیشترین مشکلات رفتاری برای نوجوانان بوجود می آید.  گاهی نوجوان به علت نداشتن مهارتهای مناسب ارتباطی دچار ناسازگاری در سطح خانواده و جامعه و در برخورد با همسالان می شود و این ناسازگاری ها، منشاء بسیاری از ناسازگاریهای اجتماعی است. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در مولفه های روان شناختی (سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان) می باشد. بدین منظور جامعه آماری تحقیق از دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر در سال تحصیلی 95-96 انتخاب و از بین آنان به صورت تصادفی 150 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شده و با  گروه آزمایش 12 جلسه آموزش مهارت های اجتماعی انجام گرفت و سپس پس آزمون از گروه آزمایش گرفته شده و داده ها با تحلیل کوواریانس با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از این بود که برگزاری جلسات آموزش مهارت های اجتماعی بین دانش آموزان باعث افزایش سلامت روان، سازگاری اجتماعی و شادکامی آنان می گردد.

 

کلمات کلیدی: مهارت های اجتماعی، شادکامی، سلامت روان، سازگاری اجتماعی.

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات تحقیق. 1

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مسئله. 3

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه. 7

1-4- اهداف تحقیق. 9

1-5- فرضیه های تحقیق. 10

1-6- فرایند اجرایی تحقیق. 10

1-7- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 11

1-8 سازماندهی تحقیق. 14

فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق. 15

2-1- مقدمه. 16

2-2- مهارت های اجتماعی. 16

2-2-1- تعاریف مهارتهای اجتماعی.. 17

2-2-2-  انواع مهارتهای اجتماعی.. 21

2-2-3- اهمیت و ضرورت آموزشهای مهارتهای اجتماعی.. 22

2-2-4- نقش مهارتهای اجتماعی در مدرسه. 23

2-2-5-  دلایل نارسایی مهارتهای اجتماعی.. 24

2-2-6- ماهیت مهارت اجتماعی.. 26

2-2-7- ویژگی های مهارتهای اجتماعی.. 32

2-2-11- منافع مهارتهای اجتماعی.. 33

2-2-8- تأثیر مهارتهای اجتماعی بر روابط میان فردی.. 34

2-2-9- مراحل آموزش مهارتهای اجتماعی.. 37

2-2-10- رویکردهای مهم در آموزش مهارتهای اجتماعی.. 37

2-2-11- نظریه های مربوط به تحول مهارتهای اجتماعی.. 41

2-2-11-1- نظریه روان پویشی فروید. 41

2-2-11-2-  نظریه اریکسون. 42

2-2-11-3-  نظریه پیاژه 44

2-2-11-4- نظریه کلبرگ.. 45

2-2-11-5-  نظریه بندورا 46

2-2-11-6- نظریه آلبرت آلیس… 48

2-3- سازگاری اجتماعی. 49

2-3-1- مفهوم سازگاری.. 49

2-3-2- فرایند سازگاری.. 52

2-3-3- سازگاری اجتماعی.. 53

2-3-4- تعریف سازگاری اجتماعی.. 54

۲- 3-5- عوامل مؤثر بر سازگاری.. 54

2-3-6- ویژگیهای افراد سازگار. 59

2-3-7- رویکردهای سازگاری.. 61

2-3-7-1-  رویکرد روانکاوی.. 61

2-3-7-2- رویکرد رفتاری.. 62

2-3-7-3- رویکرد شناختی.. 62

2-3-7-4- رویکرد انسان گرایی.. 63

2-4- شادکامی. 63

2-4-1- تعریف شادکامی.. 64

۲-4-۲- دیدگاه های نظری در مورد شادکامی.. 66

2-4-2-1- نظریه فیزیولوژیک: 66

2-4-2-2- نظریه ارتباطات فعالیت های اجتماعی.. 66

2-4-2-3- نظریه ارضا آنی نیازها 66

2-4-3- دیدگاه مربوط به شادکامی و اهداف.. 67

2-4-4- تعیین کننده های شادکامی.. 68

2-4-5-  سطوح شادکامی.. 69

2-4-6- شادکامی و نیازها 69

2-4-7-  فواید شادکامی.. 70

2-4-8- خوشبینی و شادکامی.. 71

2-4-9- دیدگاه زمینه ای در خوشبختی ذهنی و شادکامی.. 72

2-5- سلامت روان. 73

2-5-1- تعریف سلامت.. 74

2-5-2- ملاک سلامت روان. 77

2-5-3-  دیدگاه های مربوط به سلامتی و بیماری.. 80

2-5-4- الگوهای عمدل در سلامت روان. 81

2-5-5- سلامت روان از دید مکاتب مختلف… 84

2-5-6- الگوی سلامت روان مبتنی بر معنویت.. 87

2-6- پیشینه تجربی. 88

2-6-1- پیشینه داخلی.. 88

2-6-2- پیشینه خارجی.. 90

2-7- خلاصه و جمع بندی.. 92

فصل سوم: روش شناسی تحقیق. 93

3-1- مقدمه. 94

3-2- نوع تحقیق. 94

3-3- طرح تحقیق. 94

3-4-  معرفی جامعه آماری.. 94

3-5-  طرح نمونه گیری.. 95

3-6- ملاک های ورود و خروج. 95

3-7- ابزارهای گردآوری داده 96

3-9- روش اجرا 99

3-10- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 100

فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 101

4-1-مقدمه. 102

4-2-یافته‌های توصیفی و جمعیت شناختی. 102

4-2-1- سن.. 102

4-2-2- پایه تحصیلی.. 103

4-2-3- جنسیت.. 104

4-2-4- جنسیت و پایه تحصیلی.. 105

4-2-5- جنسیت و سن.. 105

4-3- یافته های توصیفی متغیر های تحقیق. 106

4-3-1- آمار توصیفی متغیر ها 106

4-4- بررسی استنباطی داده‌ها 109

4-4-1- پیش‌فرض‌های تحلیل کوواریانس در بررسی متغیر های تحقیق. 110

4-4-1-1- نرمال بودن. 110

4-4-1-2-همسانی واریانس‌ها 110

4-4-1-3- بررسی خطی بودن رابطه بین متغیر وابسته و مستقل. 111

4-4-1-4-  همگنی شیب رگرسیونی.. 113

4-4-2- تحلیل کوواریانس… 114

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 120

5-1-مقدمه. 121

5-2- بحث و نتیجه گیری.. 121

5-3-محدودیت‌های تحقیق. 125

5-4-پیشنهادات تحقیق. 126

منابع. 128

پیوست ها و ضمائم. 137

 

فهرست جداول

                            

جدول (2-1): مقایسه رویکردهای مهم در آموزش مهارت های اجتماعی. 38

جدول (4-1): توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان. 102

جدول (4-2): توزیع فراوانی پایه تحصیلی پاسخ دهندگان. 103

جدول (4-3): توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان. 104

جدول (4-4): توزیع فراوانی پایه تحصیلی بر اساس جنسیت.. 105

جدول (4-5): توزیع فراوانی سن بر اساس جنسیت.. 105

جدول (4-6): نتایج نمرات پرسشنامه سلامت روان  آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد 106

جدول (4-7): نتایج نمرات شادکامی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد 107

جدول (4-8): نتایج نمرات سازگاری اجتماعی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد 108

جدول(4-9): نتایج آزمون کومولوگروف – اسمیرونوف.. 110

جدول (4-10): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 111

جدول (4-11):  نتایج بررسی همگنی شیب رگرسیونی. 113

جدول (4-12):  نتایج آنالیز کوواریانس مولفه های روانشناختی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 114

جدول (4-13):  نتایج آنالیز کوواریانس سازگاری اجتماعی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 116

جدول (4-14):  نتایج آنالیز کوواریانس شادکامی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 117

جدول (4-15):  نتایج آنالیز کوواریانس سلامت روان در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 118

 

 

 

 

فهرست اشکال و نمودارها

نمودار(4-1) : میانگین نمرات پرسشنامه سلامت روان آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 107

نمودار(4-2) : میانگین نمرات مقیاس شادکامی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 108

نمودار(4-3) : میانگین نمرات مقیاس سازگاری اجتماعی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 109

نمودار شماره 4-4: نمودار پراکنش سلامت روان در دو گروه آزمایش و کنترل. 112

نمودار شماره 4-5: نمودار پراکنش شادکامی در دو گروه آزمایش و کنترل. 112

نمودار شماره 4-6: نمودار پراکنش سازگاری اجتماعی در دو گروه آزمایش و کنترل. 113

 

 

1-1- مقدمه

هنگامی که فردی از طریق ابزار زبان با فرد دیگری ارتباط برقرار می کند رابطه ای بین آنها شکل می گیرد که آن را در هیچ جای دیگر طبیعت نمی توان یافت همین توانایی ترجمه کردن اصوات بی معنا به کلمات گفتاری و نوشتاری مهمترین امتیاز بشر یعنی زبان است. بعد از نظام خانواده مدرسه و روابط بین اعضای آن از مهمترین نهادهایی است که کودک و نوجوان به آن وارد می شود و از آنجائیکه آموزش و یادگیری غالباً از طریق تعامل بین معلم و فراگیر در کلاس درس اتفاق می افتد لازم است عوامل موثر بر این روند را به وسیله روش های علمی مورد بررسی قرار دهیم. مدیران و معلمان و والدین گزارش کرده اند که زمان زیادی را صرف مشکلات انضباطی به منظور تصحیح رفتارهای ضد اجتماعی کودکان و نوجوانان کرده اند و دانش آموزان به منظور تعامل با همسالان و معلمان به شیوه ای مناسب باید از مهارتهای اجتماعی برخوردار باشند و مهارتهای بین فردی خود را برای ساخت و حفظ شبکه های اجتماعی گسترش دهند. اکتساب مهارتهای اجتماعی و استفاده از آنها برای عملکرد موفق در زندگی حیاتی است و ما را در دانستن اینکه در موقعیتهای مختلف چه بگوئیم و چگونه رفتار کنیم توانمند می سازد. بررسی های متعدد نشان می دهد نارسایی در مهارت های اجتماعی تأثیر منفی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان می گذارد، مشکلات یادگیری را تشدید می کند و غالباً به بروز مشکلات سازگاری منجر می شود. در چنین عصری که فرد در زندگی روزمره خود انواع محدودیت های فردی و اجتماعی را تجربه کرده است و با برخورد با این موانع دچار تعارض و ناکامی می شود، چنانچه فردی بتواند جریان اجتماعی شدن را بدرستی طی نموده و نیازهای خود را با نیازهای جامعه ای که در آن زندگی می کند همسو نماید، به نوعی به کفایت اجتماعی رسیده و از عوارض روانی ناشی از آن، خاصه تشویش، افسردگی و اختلالات شخصیتی رهایی می یابد. با توجه به اهمیت مطالب ذکر شده، این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مهارت های اجتماعی بر سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد شهرستان کلیبر انجام یافته است.

 

1-2- بیان مسئله

دوره متوسطه و سال های نوجوانی مرحله ی مهم و برجسته ی رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. در این دوره نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی به ویژه تعادل بین عواطف و عقل، درک ارزش وجودی خویشتن، خود آگاهی (شناخت استعدادها، توانایی ها و رغبت ها)، انتخاب هدف های واقعی در زندگی، استقلال عاطفی از خانواده، برقراری روابط سالم با دیگران، کسب مهارت های اجتماعی لازم، شناخت زندگی سالم و مؤثر از مهمترین نیازهای نوجوان است. بنابراین کمک به او در رشد و گسترش مهارت های مورد نیاز برای زندگی بهتر، ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس در برخورد با مشکلات و حل آنها و همچنین کمک به آنان در رشد و تکامل مهارت های اجتماعی لازم برای سازگاری موفق با محیط اجتماعی در جامعه، ضروری به نظر می رسد.

به طور کلی مهارت های اجتماعی به رفتارهایی گفته می شود که شالوده ی ارتباطات موفق و رو در رو را، تشکیل می دهند. مهارت های اجتماعی مجموعه ای از توانایی ها هستند که روابط اجتماعی مثبت و مفید را آغاز و حفظ نماید، دوستی و صمیمیت با همسالان را گسترش دهد، سازگاری رضایت بخشی را در مدرسه ایجاد کند، به افراد اجازه دهد که خود را با شرایط وفق دهند و تقاضاهای محیط اجتماعی را بپذیرند (گرشام و همکاران[1]، 2001).

براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی پیش بینی می شود که پس از سال 2010 ، کمتر کسی قادر خواهد بود بدون کسب مهارت های اجتماعی، زندگی رضایت بخشی داشته باشد. تأثیر آموزش این مهارت ها بر موفقیت در زندگی، از طریق دستکاری ظرفیت روانی – اجتماعی افراد امکان پذیر است. بنابراین آموزش این مهارت ها، ظرفیت روانی- اجتماعی افراد را بالا برده و آنها را قادر می سازد تا با اندیشه و تحلیل موقعیت، به رفتاری سازگارانه و همراه با تحمل رو آورند (منگرولکار و همکاران[2]، 2001).

بنابراین آموزش مهارت های اجتماعی به دانش آموزان از این جهت که چگونه و با چه کیفیتی در جمع حضور یابند و رفتارهای متناسب و مقبول از خود بروز دهند، ضرورت دارد (یاسینی فرید، 1392). اکتساب مهارت های اجتماعی، محور اصلی رشد اجتماعی، شکل گیری روابط اجتماعی، کیفیت تعامل های اجتماعی، سازگاری اجتماعی و حتی سلامت روان فرد به شمار می آید (تئودورو و همکاران[3]، 2005).

از آنجا که نیازهای اجتماعی متغیر می باشند و وابسته به زمینه اجتماعی خاص خود می باشند، بنابراین ضروری است که افراد مکانیزم پاسخ اجتماعی منطقی را در خود ایجاد کنند تا بتوانند خود را متناسب با نیازهای موقعیتی و وضعیتی تغییر دهند. ناتوانی برای تغییر رفتار در رابطه با نیازهای متغیر معمولاً به اختلال عملکرد منجر می شود. لذا مهارت های اجتماعی ضعیف به عدم پذیرش فرد توسط دیگران و ناسازگاری منجر می شود (هربرت و همکاران، 2005).

تقریباً تمامی متخصصین روانشناسی و علوم تربیتی بر این باورند که دوره نوجوانی حساس ترین، بحرانی ترین و مهمترین دوره رشد هر انسان می باشد، در این دوره فرد به بلوغ می رسد، در پی کشف هویت خود است، بدنبال استقلال و جدایی از وابستگی های دوره کودکی است، به همین دلایل در این دوره نوجوانان دارای وضعیت روانی با ثباتی نیستند و در این دوره هست که معمولا بیشترین مشکلات رفتاری برای نوجوانان بوجود می آید (نسائیان و اسدی، 1395).

در نظریه کولمن[4]، هر یک از مشکلات نوجوانان در یک سن به تقویمی خاص به نقطه اوج تنش خود می رسد که با توجه به تفاوت های جنسیتی تغییرپذیر است، و هر زمان که سن اوج تنش برای چند مسئله یا مشکل همزمان شود، سازگاری نوجوان دچار مشکل می شود، و در چنین وضعیتی است که مشکلات رفتاری برای آنان بیشتر نمایان می شود. اریکسون[5]، دوره نوجوانی را دوره هویت یابی در مقابل بی هویتی می داند، و با توجه به اینکه هویت یابی وحدتی است که بین سه سیستم زیستی، اجتماعی و روانی بوجود می آید، در صورتیکه چنین وحدتی حاصل نشود نوجوانان دچار آشفتگی در روابط و رفتار می گردند (انیسی و همکاران، 1386).

یکی از مسائل مهمی که در نوجوانان قابل ملاحظه و بررسی است، نحوه سازگاری نوجوانان در جوامع و بخصوص در محیط خانواده است. گاهی نوجوان به علت نداشتن مهارتهای مناسب ارتباطی دچار ناسازگاری در سطح خانواده و جامعه و در برخورد با همسالان می شود و این ناسازگاری ها، منشاء بسیاری از ناسازگاریهای اجتماعی است. از سویی انسان موجودی است متشکل از ابعاد روانی ، زیستی و اجتماعی و به منظور اینکه سازگاری اجتماعی برای یک فرد عملی شود، لازم است که افکار و بر خوردهای در تضاد با افکار و برخوردهای فرد که مشخص کننده تعلق او به گروه دیگر است نباشد و نیز افکار گروه در تضاد با افکارفرد نباشد به طوری که سیستم ارزشی مرتبط با شخصیت اورا دچار مشکل نسازد. سازگاری اجتماعی به عنوان مهم ترین نشانه سلامت روانی از مباحثی است که توجه بسیاری از جامعه شناسان و روانشناسان را به خود جلب کرده است. رشد اجتماعی مهم ترین جنبه رشد وجود هر شخص است و معیارهای اندازه گیری رشد هر فرد، سازگاری او با دیگران است (رییسی، 1392).

از سوی دیگر پیشرفت سریع فن آوری و اطلاع رسانی علی رغم مزایای فراوان، مشکلات زیادی را برای انسان معاصر به وجودآورده است . موج فزاینده افسردگی، پایین آمدن سن خودکشی، افزایش طلاق و بزهکاری و بسیاری از مشکلات روحی ـ اجتماعی دیگر واقعیت انکارناپذیری هستند که نشان می دهد گویا شادی از جوامع بشری رخت بربسته است ، براین اساس انسان معاصر در جستجوی شادی نمی داند به کدام گریزگاه پناه ببرد. آیا شادی را باید در ثروت جستجو کرد، در تحصیل و سایر عوامل مادی، آیا شادی در خانواده نهفته است یا در اجتماع؟ آیا شادی ریشه در محیط دارد یا در وراثت ، آیا رابطه ایی بین شادی و تیپ شخصیتی وجود دارد ؟  شادی از متغیرهایی است که در سالهای اخیر با رشد وتوسعه مثبت نگر مورد مطالعه بشری قرار گرفته است.

فردریکسون (2002) معتقد است عدم سلامت روانی و داشتن عواطف منفی همچون، اضطراب یا خشم، سبب می شوند ذهن  فرد فقط به تولید واکنش دفاعی در برابر موضوعات ایجاد کننده ی این عواطف منفی، محدود شود در صورتی که عواطف مثبت، سبب می شوند که ذهن فرد بر روی محرکها باز باشد و این مساله به نوبه ی خود فرصتهایی را برای توجه ی گسترده تر به محیط ، ایجاد کرده و در نتیجه خلاقیت فرد را بیشتر کرده و موجب شادکامی می شود.

چن و همکاران (2001) در تحقیق دیگری به بررسی رابطه رفتار اجتماعی و پیشرفت تحصیلی در 286 دانش آموز پایه های چهارم، پنجم، ششم و هفتم پرداختند. نتایج تحقیق آنان از رابطه مثبتی میان پیشرفت تحصیلی و رهبری اجتماعی، تحمل ناکامی، مهارت اجتماعی جرئ تورزی و روابط دوستانه با همسالان حکایت داشت و همچنین رابطه منفی میان پیشرفت تحصیلی و پرخاشگری، ناسازگاری های تحصیلی و روابط نامطلوب با همسالان را نشان می داد.

آنجلس و همکاران (2002) در پژوهشی، شیوه های فرزندپروری، مهارت های اجتماعی و روابط با همسالان و سازگاری اجتماعی را در نوجوانان بررسی کردند. پژوهش آنان به مهارت های اجتماعی به عنوان واسطه میان ویژگی های رابطه والد- کودک و ناسازگاری با همسالان تأکید می کند. داده های این پژوهش از مطالعه 58 کودک 18 تا 12 ساله به دست آمد. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های اجتماعی، موجب افزایش سازگاری نوجوانان می شود و روابط با همسالان را افزایش می دهد.

بیان زاده و ارجمندی (1382) نشان دادند که برخی دانش آموزان دیرآموز مشغول به تحصیل در مدارس عادی، از نظر مهارت های اجتماعی با مشکلات بی شماری در سازش با محیط کلاس و شادکامی و عواطف روانی روبه رو هستند، بنابراین به نظر می رسد آموزش مهارت های اجتماعی به شیو های مفید و مؤثر موجب کاهش مشکلات درسی و غیردرسی، شادکامی و مشکلات روانی آنان می شود.

بنابراین با توجه به اهمیت مطالب ذکر شده؛ در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال اساسی هستیم که آیا آموزش مهارت های اجتماعی بر مولفه های روانشناختی (سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان) در بین دانش آموزان متوسطه شهرستان کلیبر بخش آبش احمد تاثیر دارد یا نه؟

 

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه

نیازهای زندگی امروز، تغییرات سریع اجتماعی- فرهنگی، تغییر ساختار خانواده، شبکه گسترده و پیچیده ارتباطات انسانی، گستردگی و هجوم منابع اطلاعاتی، انسان ها را با چالش ها، استرس ها و فشارهای متعددی روبرو نموده است که مقابله مؤثر با آن ها نیازمند توانمندی های روانی- اجتماعی می باشد. فقدان مهارت ها و توانایی های عاطفی، روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مسائل و مشکلات آسیب پذیر نموده و آن ها را در معرض انواع اختلالات روانی، اجتماعی و رفتاری قرار می دهد (بیرامی و موحدی، 1394).

یکی از مسائل مهمی که در نوجوانان قابل ملاحظه و بررسی است، نحوه سازگاری نوجوانان در جوامع و بخصوص در محیط خانواده است . گاهی نوجوان به علت نداشتن مهارتهای مناسب ارتباطی دچار ناسازگاری در سطح خانواده و جامعه و در برخورد با همسالان می شود. و این ناسازگاری ها، منشاء بسیاری از ناسازگاریهای اجتماعی است. امروزه در دنیایی که بیش از هر زمان دیگر نیاز به انعطاف پذیری یا به عبارتی سازگاری اجتماعی وجود دارد، داشتن ارتباط مستمر و موفق با دیگران ، یافتن شغل مناسب و مهم تر از آن حفظ آن شغل ، به انجام رساندن وظایف شخصی ، عهده دار شدن مسئولیتهایی که جامعه اعم از خانواده و مدرسه به عهده فرد می گذارد مهم است و همه از عواملی است که به داشتن یک زندگی موفق در دنیای امروز کمک کند. اگر چه این موارد تضمین کننده یک زندگی ایده آل نیست ، ولی بدون شک داشتن سازگاری اجتماعی و انعطاف پذیری نقش بسزایی در زندگی افراد اجتماع دارد (رییسی، 1392).

بر اساس بررسی های به عمل آمده از سوی سازمان جهانی بهداشت برای دستیابی به زندگی سالم، اولین قدم کسب مهارت های اجتماعی به عنوان یکی از مؤلفه های مهارت های زندگی می باشد. مهارت های اجتماعی به عنوان مهارت های لازم برای تطبیق با نیازهای اجتماعی و همین طور حفظ روابط بین فردی رضایت بخش و در نهایت ارتقاء سرمایه روا نشناختی تعریف می شود (گرشام، 2006).

 دانش‌آموزی که مهارت‌های اجتماعی لازم را کسب کرده است، دانش‌آموزی است که می‌تواند به خوبی با محیطش سازش کند و یا این‌که می‌تواند از طریق برقرار کردن ارتباط با دیگران از موقعیت‌های تعارض‌آمیز کلامی و فیزیکی اجتناب کند. این گونه دانش‌آموزان، رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که منجر به پیامدهای مثبت روانی-اجتماعی، نظیر پذیرش توسط همسالان و رابطه موثر با دیگران می‌شود. از سوی دیگر، کسانی که مهارت‌های اجتماعی لازم را کسب نکرده‌اند، اغلب به اختلال‌های رفتاری مبتلا می‌شوند، از طرف همسالان پذیرفته نمی‌شوند، در میان همسالان و بزرگسالان محبوب نیستند و با معلم و یا سایر افراد حرفه‌ای به‌خوبی کنار نمی‌آیند (تاجری، 1389). با توجه به این واقعیت ها؛ می توان به ضرورت آموزش مهارت های اجتماعی در نوجوانان و بهبود مولفه های روان شناختی آن ها پی برد. در واقع می توان دریافت که هرچقدر نوجوانان مهارت های اجتماعی را بهتر فراگیرند؛ روابط اجتماعی بهتری با دوستان، خانواده و کل اجتماع خواهند داشت و سازگاری اجتماعی مناسبی خواهند داشت.

1-4- اهداف تحقیق

1- تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر مولفه های روانشناختی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

1-1-  تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

1-2-  تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر شادکامی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

1-3- تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر سلامت روان دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

1-5- فرضیه های تحقیق

1- آموزش مهارت های اجتماعی بر مولفه های روانشناختی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر تاثیر دارد.

1-1- آموزش مهارت های اجتماعی بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر تاثیر دارد.

1-2- آموزش مهارت های اجتماعی بر شادکامی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر تاثیر دارد.

1-3- آموزش مهارت های اجتماعی بر سلامت روان دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبرتاثیر دارد.

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 183

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159223]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه ارزیابی اثربخشی مصاحبه انگیزشی در ترک اعتیاد افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مخدر

دانشگاه پیام نور

Payame Noor University(PNU)

Faculty of Humanities

Department of Psychology

 

Thesis is approved for the degree of Master of Arts in General Psychology

 

 

Title

Evaluation of effectiveness Motivational interviewing In changing the material and willingness to continue cooperation pointing out the treatment of people with substance use disorder                       

 

 

Supervisor

Gholamhosein Javanmard (Ph.D)

 

Advisor

Majid Vahedi (Ph.D)

 

 

Researcher

Elham Jamshidi

 

 

Date

August 2017

 

2-1- مقدمه

در طول یک قرن گذشته همواره شیوع سوء مصرف مواد مخدر دارای نوسانات زیادی بوده است. موستو برای تبیین نوسانات سوء مصرف مواد مخدر به تبیین دیدگاهی موسوم به فراموشی نسلی روی می آورد. به اعتقاد او هنگام شیوع و وفور مواد مخدر در یک نسل و یک دوره زمانی، نسل بعدی بعلت آن که شاهد عوارض دردناک اعتیاد، صدمات و آثار مخرب آن بوده اند، نسبت بدان حساسیتی شدید پیدا می کنند. این حساسیت گاهی به حد انزجار و تنفر کور و افراطی می رسد ولی باعث مصون ماندن نسل از اعتیاد می شود و مصرف مواد مخدر کاهش می یابد. با پیدایش نسل سوم که خاطره تخیلی از اعتیاد نداشته و حتی پندارهای نسل قبلی را گزافه و اغراق می شمارند دوباره مصرف مواد مخدر اوج می گیرد(عزیزی، 1392).

طی سالهای اخیر، عده ای از پژوهشگران از زاویه ای وسیع تر به روند سوء مصرف مواد مخدر در جهان نگریسته اند. به اعتقاد این گروه سوء مصرف مواد مخدر رابطه تنگاتنگی با احساس خوشبختی و جهان بینی و نگرشهای اخلاقی مردم دارد. به اعتقاد این دسته میزان رضایت از زندگی، احساسی تساهل و تسامح به رفتارهای خارج از عرف، نگرش حسابگرانه به زندگی، اقتدار گرایی، جاه طلبی و ارزشمندی رقابت، موفقیت و تلاشی طی اعصار ثابت نبوده و در حال نوسان است. یکی از صاحب نظران این حوزه رونالد اینگل هارت است. اینگل هارت با الهام از نظرات مازلو، و تعمیم آنها به شرایط اقتصادی، اجتماعی فرضیه خود را جمع بندی می کند. به اعتقاد او مردم در طی اعصار بنا به شرایط اجتماعی و اقتصادی دوره خود به آن دسته از نیازهای هرم مازلو که کمتر دارا هستند بیشتر ارزش می نهند و اولویت می دهند. او مدعی است طی سالهای بعد از جنگ جهانی اولویتها مرتباً در حال تغییر بوده اند و این تغییرات توسط یافته های تجربی از جمله بررسی ها آماری و نظر سنجی ها قابل اثبات است. نسل بعد از جنگ جهانی در کشورهای غربی، تأکید عمده بر حفظ امنیت اجتماعی، رفاه، حفظ قیمت ها و مقابله با تورم داشته است و اقلام مادی و دنیوی مانند: پول، شغلی، مقام و تحصیلات رسمی از جمله اولویت های مردم بوده و با احساس خوشبختی همبستگی نزدیک داشته است. این گونه نگرش در یک نسل، نسل بعدی را مستعد افسردگی، خودکشی و اعتیاد نموده است. نوسانی بودن مصرف مواد مخدر نه به دلیل تغییر نوسانی نگرش به مواد مخدر، بلکه به دلیل تغییر نوسانی نگرش به کل جهان، احساس جمع گرایی و فرد گرایی و نوسانات اخلاقی اعصار است و تغییر شیوع مواد مخدر را باید از این زاویه مشاهده کرد (همان منبع).

 

2-2- مصاحبه انگیزشی

2-2-1- معرفی مصاحبه انگیزشی 

بهترین شیوه برای مقابله با اسطوره مراجعان بی­انگیزه برای تغییرات رفتاری، مشاوره انگیزشی  است. روش بالینی   مصاحبه انگیزشی  اولین بار  در سال 1983 به عنوان مداخله و نوعی درمان کوتاه مدت برای درمان معتادان به مشروبات الکلی که در آن انگیزه بیمار، مانع رایجی  محسوب  می­گردد، طراحی شد. هدف اصلی مصاحبه انگیزشی، افزایش انگیزه درونی برای تغییر است. این انگیزه درونی  به جای این که از منابع بیرونی  مانند  تلاش  دیگران به منظور ترغیب، فریب و یا اجبار  صورت گیرد، از  اهداف و ارزش های شخصی  سرچشمه می­گیرد، چون گاهی اوقات اصرار  و فشار  بیرونی برای  تغییر، کاهش ضد و نقیض و دور از ذهنی را در تمایل فرد برای تغییر ایجاد می­ کند. همان گونه که  لیپر، گرین، و نسیبس[1] در سال  1973 نشان دادند، مشوق ها  و انگیزش های بیرونی، حتی  باعث کاهش  و تحلیل انگیزه درونی  می­ شود (آرکوویتز  و همکاران، 2008).

از آنجاکه عدم وجود انگیزه،یکی از مهمترین دلایل شکست درمان، نارسایی در انجام تکالیف و دیگران نتایج منفی  است (دریسچنر، لامرز و وندراستاک[2]، 2004) و ایجاد انگیزه در بیماران به منظور تغییرات رفتاری یکی ازمهم ترین وظایف پرسنل بهداشتی درمانی است (لونسکی، فورس همز، دونوهو و بیتز[3]، 2007). از این رو نظام های بهداشتی مراقبتی در فرایندی قرارگرفته اند تا خود را برای برآوردن بهتر نیازهای افراد در معرض خطر یا مبتلا به بیماری مزمن و یا ناراحتی های طولانی مدت، تغییر دهند. یکی از اهداف  این قبیل کوشش ها، پرورش انگیزه  است. مصاحبه انگیزشی  رویکرد عملی منتخب و اثبات شده ای است که  می تواند دردستیابی به این هدف مفید باشد (آنستیس[4]، 2009).در عین حال با این مداخله که بر اساس و در راستای مداخله های معتبر پیشین بوده،و نیز به سهولت قابل ادغام در مراقبت های بالینی است ، می توان افرادآماده برای تغییر و هم افرادی که آمادگی تغییر ندارند را نیز  مورد هدف مداخله قرار داد(بورلی،ریکرت،وینیستن و ریدر[5]، 2007).

مشاوره انگیزشی، روشی مراجع محور،رهنمودی  به منظور تقویت و افزایش انگیزه درونی  برای تغییر، از طریق کشف وحل تردیدها و دوسوگرایی است. و براساس مدل دو سوگرایی- تعارض، باورهای بهداشتی  نظریه حفاظتی راجرز (1976)، موازنه تصمیم گیری جانیس و مان (1977)، نظریه متعادل سازی برم (1981)، نظریه ادراک خویشتن بم (1972)، نظریه خودسامان دهی کانفر (1986) و نظریه ارزش های راکیج (1976) شکل گرفته است (فیلدز، 2006).

مصاحبه انگیزشی مداخله ای نویدبخش برای ترغیب رفتار بهداشتی مثبت درحوزه پزشکی، بهداشت و روانپزشکی است. علاوه بر انعطاف  پذیری و قابلیت کاربرد آن درحیطه های مختلف رفتاری، به صورت فردی   و گروهی قابل اجراست، مراجعان سنین کودکی تا سالمندی را پوشش  می­دهد، به صورت درمان مستقل یا به همراه سایر درمان ها،و به اشکال مختلف حضوری،تلفنی و اینترنتی مورد استفاده قرار می­گیرد (کنون،هوس،رولنیک و هود[6]، 2007، کامینگز،کوپر و کیسی[7]، 2009، وبر،تیت و کویینتیلیانی[8]، 2008؛هتما و استیل و میلر[9]، 2005)، و از نظر زمانی  و اقتصادی مقرون به صرفه است و پذیرش آن در بین بیماران بالا و فرصت کار به افراد حرفه ای می­دهد (مارتین و مک نیل[10]، 2009).

مصاحبه انگیزشی که نوعی رویکرد مراجع محور و مبتنی بر شواهد برای تسهیل تغییر رفتار است، بیش از دو دهه در حیطه اعتیاد مورد استفاده قرار گرفته است. اثربخشی مصاحبه انگیزشی در تغییر شیوه­ای که درمانگران به اختلال­های مصرف مواد و اعتیاد می­پردازند، نقش قابل ملاحظه­ ای داشته است.

استفاده از مصاحبه انگیزشی  در دنیا به سرعت پیشرفت می  کند به طوری که در  طی  سه سال، تعداد انتشارات در این زمینه تقریباً دو برابر شده است. این رویکرد به سرعت از مسئله اعتیاد، به حوزه سیستم های سلامت، ارتقاء بهداشت، و اختلالات روان شناختی و اخیراً به حطیه های اصلاح و تربیت هم سرایت کرده است (کاکس و کلینگر[11]، 2004). در سالهای اخیرکه مصاحبه انگیزشی  به محدوده بیماری های مزمن راه یافته اغلب بیماران مزمن نیازمند تغییرات رفتاری و سبک زندگی در حد بسیار وسیعی هستند تا بتوانند  سلامتی خود را حفظ کنند. علیرغم آموزش به بیماران در مورد تغییر رفتارهای بالقوه  خطرناک از سوی متخصصان، متاسفانه الگوهای عملی معدودی وجود دارد تا به مراجعان و افراد حرفه ای در ایجاد محیطی مناسب  برای تغییر کمک نماید (عثمان[12]، 2004).

دلایل زیادی برای جذابیت مصاحبه انگیزشی و تمایل بیشترنسبت به آن در مقایسه با روش­های سنتی و معمول  وجود  دارد. نخست، مشکل مهم و معمول در همه درمان ها،یعنی مقاومت  در برابر تغییر را به طور  مستقیم مطرح و آن را برطرف می کند. دوم، روشی  انعطاف­پذیر است و می تواند به عنوان رویکردی «مستقل»، در ترکیب و به همراه سایر درمان ها مورد استفاده قرار گیرد. سوم، حجم قابل توجهی از شواهد تحقیقی وجود  دارد که از کارآمدی و تاثیر مصاحبه انگیزشی در سوء استفاده از مواد و مشکلات مربوط  به بهداشت و سلامت جسمانی  و روانی  حمایت می کند. چهارم، تحقیق نشان داده است مصاحبه انگیزشی  قابل یادگیری است و طی  جلسات  نسبتاً کمی به اثرات درمانی  قابل توجهی می توان، دست یافت (آرکوویتز و همکاران، 2008).

از سویی اغلب مشکلات بهداشتی، درمانی و بهداشت روانی درکشور ناشی از مسائلی همچون عدم حضور و مشارکت با انگیزه در جلسات مشاوره، عدم مصرف مرتب داروها، عدم تکمیل دوره های درمانی،ترک درمان، عادات نادرست بهداشتی و تغذیه­ای، رفتارهای اعتیادی، بستری شدن مجدد در بیمارستان، عود بیماری، اتکاء صرف افراد حرفه ای فقط به توصیه ها و نصیحت ها می­ باشد که اغلب اینگونه رفتارها نیاز به تغییر رفتار و مشارکت فعال مراجعان دارد، این مهم را می توان با بهره گرفتن از مشاوره های انگیزشی  مرتفع ساخت. با توجه به این که کاربرد مصاحبه انگیزشی  انعطاف پذیری خوبی  دارد، می توان آن را به راحتی با انواع درمان های روانشناختی، طبی و آموزشی تطابق داد. مطالعات نشان داده است که گاهی اوقات یک پیش  جلسه چند دقیقه ای به شیوه مصاحبه انگیزشی نه شیوه دستورالعملی و کاملاً مقتدرانه سنتی، تاثیر مثبت قابل توجهی بر پیامدهای درمانی  دارد (نویدیان و پورشریفی،1390).

این روش  تاثیر بسیار زیادی بر تحقیق و کار بالینی در حیطه سوء استفاده از مواد و مشکلات مربوط  به بهداشت و سلامتی در ایالالت متحده آمریکا  و بسیاری از  کشور های دیگر داشته است. با توجه به جذابیت ها و رشد سریع این روش  نو بنیاد، از اعتیاد به مشکلات مربوط  به بهداشت و سلامت، و به حوزه علوم روان شناختی، به طوری که تا سال 2008 بالغ بر 160 کارآزمایی بالینی تصادفی وجود  دارد (رولنیک و همکاران، 2008 و آرکوویتز و همکاران ، 2008)، استفاده از این شیوه، نه تنها برای محققان و متخصصان بالینی در جامعه ما  تعجب­آور نیست، بلکه کاملاً ضروری است تا به مصاحبه انگیزشی به عنوان راهی برای  افزایش آمادگی تغییر و نیز  تقویت نتایج درمانی  در مشکلات روان شناختی و بیماری های مزمن و تهدید کننده نسل جدید به طور  جدی توجه کنند.

بیماران مزمن به منظور  حفظ  سلامتی به نحو مطلوب، نیازمند تغییرات رفتاری و تغییر در سبک زندگی اند و بهتر است به آنان کمک شود تا از  طریق ایجاد محیطی که  بحث در مورد موضوعات مهم را تشویق  می کند، موانع تغییر را شناسایی  نموده، تشویق به تعیین اهدافی  شوند که قابل دسترسی  بوده و اعتماد و اطمینان بیمار به ایجاد تغییرات را حمایت نموده و شرایط  ایجاد تغییر را فراهم کنند (عثمان، 2004). برای ورود موفقیت آمیز  به مبحث و مذاکره به منظور  تغییر رفتار، درمانگر  باید بر مهارت های ارتباطی  اصلی  تکیه کند. ایجاد محیط  درمانی  در مراکز بالینی، اولویت او ل است (لانگ و تیگز[13]، 2005).

کاکس و کلینگر (2004)، مشاوره انگیزشی  را فنی برای باز تعریف ساختار انگیزشی  ناسازگارانه تعریف می­ کنند که  افراد را در جهت بهبود عملکرد روان شناختی و دستیابی به اهداف مورد نظر کمک می کند.

مشاوره انگیزشی، روشی  مراجع محور، رهنمودی به منظور تقویت و افزایش انگیزه درونی برای تغییر، ازطریق کشف و برطرف کردن دو سوگرایی  است. این تعریف چند ویژگی دارد: نخست این که  مصاحبه انگیزشی، روش  مراجع محور یا شخص محور  است و تاکیدش برعلایق و دیدگاه های فرد قرار دارد. مصاحبه انگیزشی، شکل گسترش یافته و تکامل تدریجی رویکرد مشاوره مراجع محوری است که توسط  کارل راجرز مطرح شده است. مصاحبه انگیزشی  بر آموزش مهارت های مقابله ای  جدید، باز تعریف و ساختار دهی مجدد شناخت ها و شکافتن و بررسی  گذشته متمرکز  نیست، فقط بر علایق  و نگرانی های فعلی شخص  متمرکز  است (میلر و رولنیک[14]، 2002).

دوم این که مصاحبه انگیزشی از نظر این که آگاهانه-رهنمودی است با روش راجرز تفاوت  دارد. گاهی اوقات مراجع محوری با رهنمودی بودن به جای یکدیگر استفاده می شوند در حالی که  این دو به جنبه های متفاوتی  از سبک مشاوره اشاره دارند. مصاحبه انگیزشی به طورهدفمند، حل دو سوگرایی را در جهت خاصی  از تغییر مطرح می سازد (سودرلند، نیلسون و کریستونسون[15]،2008).

نکته سوم این که مصاحبه انگیزشی، بجای این که یک مجموعه فنون باشد، بیشتر یک روش ارتباطی  است. روشی  برای فریب  دادن مردم نیست، کاری  نیست که برای افراد انجام داد بلکه  شیوه ای از برخورد، زیستن و بودن با دیگران است (مصور- رحمانی[16]، 2007).

چهارم این که در مصاحبه انگیزشی تاکید بر فراخوانی انگیزه درونی برای تغییر است. این روش با راهبردهای انگیزشی که هدف آن تحمیل تغییر با توسل به ابزارهای بیرونی مانند نفع مالی، تنبیه و جریمه قانونی  است، فرق دارد. البته هدف قضاوت در مورد رویکردهای و مشوق های بیرونی که می تواند در اصلاح رفتار موثر باشد، نیست (آرکوویتز و همکاران، 2008).

و بالاخره پنجم این که  مصاحبه انگیزشی بر کشف و حل دو سوگرایی به عنوان عامل اصلی فراخوانی تغییر متمرکز است. هدف مصاحبه انگیزشی تحمیل تغییری که ناهماهنگ با باورها و عقاید شخص باشد، نیست (میلر و رولنیک، 2002).

مصاحبه انگیزشی به عنوان یک رویکرد انگیزشی جدید در حوزه مشاوره و روانشناسی از سه بخش مبانی، اصول و فنون تشکیل شده است.

 

2-2-2- مبانی مصاحبه انگیزشی 

مبانی و روح مصاحبه انگیزشی تحت عنوان مشارکت، فراخوانی و احترام به خود مختاری بیمار تشریح شده است. بدون در نظر گرفتن این مبانی، گرچه فرد می تواند از روش های مصاحبه انگیزشی استفاده کند اما نمی توان آن را مصاحبه انگیزشی  قلمداد کرد.

1- مشارکت: مصاحبه انگیزشی به مراجع و فرد متخصص متکی است، در مقابل رابطه نابرابر از نظر قدرت که در آن متخصص ماهر و زبده، مراجع منفعل را در جهت آنچه باید انجام دهد، هدایت می کند، در این روش، گفتگوی مشارکتی فعال و فرایند تصمیم گیری مشترک وجود دارد. این مطلب به ویژه در تغییر رفتارهای بهداشتی بسیار اهمیت دارد ،زیرا در نهایت، این بیمار است که  می تواند  تغییراتی  را عملاً به نمایش  بگذارد.

2- فراخوانی: به نظر می رسد عمده فعالیت سیستم مراقبت های بهداشتی درمانی، ارائه چیزهایی  است که افراد یا فاقد آن هستند و یا در آن ضعف و نارسایی دارند، و می تواند شامل دارو، دانش  و اطلاعات، بینش  و یا مهارت ها باشد. در عوض مصاحبه انگیزشی در جستجوی این است تا آنچه را افراد از قبل درخود دارند، فرا خوانده یا به عبارتی  بیرون کشیده، تا انگیزه و منابع درونی  آنان را برای تغییر فعال سازد.

3- احترام به خودمختاری مراجع: متخصصین رشته های مختلف ممکن است اطلاعات ارائه دهند، توصیه کنند و حتی هشدار دهند، اما در نهایت این بیمار است که تصمیم می گیرد، چه کاری  انجام دهد. شناسایی  و احترام گذاشتن به این حس خودمختاری و حق انتخاب نیز  اصل مهمی در جهت تسهیل تغییر رفتار بهداشتی  است (میلر و رولنیک، 2002؛ آرکوویتز و همکاران، 2008 و آنستیس، 2009؛ کاکس و کلینگر، 2004؛ مادسون ،لویقنون و لین[17]، 2009؛ کاکس و کلینگر، 2004).

 

2-2-3- اصول مصاحبه انگیزشی

علاوه بر مبانی، مصاحبه انگیزشی متشکل از اصولی است که عبارتند از:

اصل اول، ابراز همدلی: درمانگر همدلی کننده می کوشد تا دنیا را از منظر و چشم مراجع، بدون قضاوت  و انتقاد ببیند و تجربه کند. با انجام این کار، افکار، احساسات و اعمال مراجع به میزان زیادی محسوس ومعنا و مفهوم دار می شوند. حتی  اگر بیماری با توجه به سن بالا و عوامل خطر دیگری به سبک زندگی سالم پای بند نباشد. پذیر ش بیمار، تغییر را تسهیل می کند.

اصل دوم، افزایش تضاد: عامل تفاوت  بین رفتا رهای  فعلی مراجع و ارزش های وی  در زندگی، انگیزه محسوب  می  شود.آگاهی از این شکاف و تفاوت ها می ­تواند انگیزه فرد را برای  تغییر، افزایش دهد.درمانگر با سبک مصاحبه انگیزشی شکاف و تفاوت های بین رفتارهای فعلی فرد و ارزش های فردی  را به مراجع منعکس می کند، تا مراجع آن کار را انجام دهد. مراجع بیش از مشاور باید بحث و استدلال درباره تغییر ارائه دهد.

اصل سوم، مدارا با مقاومت: در مصاحبه انگیزشی، مقاومت در برابر تغییر، بخش طبیعی و مورد انتظار در  فرایند تغییر به شمار می آید و به جای این که مانعی قلمداد شود که  باید بر آن غلبه کرد، بیشتر  به عنوان منبع ارزشمند اطلاعات در خصوص تجربه های مراجع است.از بحث و مجادله برای ایجاد تغییر باید اجتناب شود زیرا مقاومت به معنای مخالفت و تضاد مستقیم نیست. دیدگاه های جدید به مراجع ارائه می­ شود ولی به وی  تحمیل نمی شود. مقاومت علامتی برای  درمانگر است که نشان می دهد باید به طور متفاوتی پاسخ دهد.

اصل چهارم، حمایت از خودکارآمدی: در مصاحبه انگیزشی، درمانگر از خودکارآمدی مراجع حمایت می  کند، باور بر این است مراجع می تواند  اعمال لازم را انجام داده و در تغییر موفق  شود. افراد اغلب علم، دانش  و منابع لازم برای تغییرات مورد علاقه را در اختیار دارند، فقط کافی  است یک بار  تصمیم بگیرند، آن را انجام دهند. و در این صورت، درمانگر فقط به عنوان مشاور  یا راهنما عمل  نموده و راه های احتمالی را که می توان در پیش گرفت، به وی  پیشنهاد می کند. باور شخص  در مورد احتمال ایجاد تغییر یک عامل انگیزشی  مهم محسوب  می شود (میلر و رولنیک، 2002، آرکوویتز و همکاران، 2008 و آنستیس، 2009 و کاکس و کلینگر، 2004).

 

2-2-4- فنون مصاحبه انگیزشی 

بسیاری از  مهارت های مصاحبه انگیزشی  مستقیماً از درمان محوری  راجرز گرفته شده و عبارتند از:

1- پرسیدن سوالات باز پاسخ: در مصاحبه انگیزشی، باید مراجع بیشترین حجم صحبت را داشته باشد و سوالات باز  پاسخ برای  دستیابی به این هدف مورد استفاده قرار می گیرند.

2- گوش دادن انعکاسی (توام با تامل و تفکر): احتمالاً تنها مهارت بسیار مهم در  مصاحبه انگیزشی،گوش دادن توام با تامل  و دقت است. میلر و رولنیک معتقدند فلسفه و ماهیت واکنش  گوش دادن تاملی این است که معنا و مفهوم صحبت طرف مقابل را حدس زده و برداشت کرد.افراد همواره منظور و مقصود خود را به طور  روشن و واضح بیان نمی کنند.

3- تایید: به منظور تشویق  و حمایت مراجع در خلال  فرایند تغییر، درمانگر سبک مصاحبه انگیزشی  مکرراً مراجع را در قالب عبارات مبتنی بر درک و قدردانی، مورد تایید قرار می  دهد. برخی نمونه های ساده تایید و تصدیق  عبارتند از: «برای انجام آن کار جرات و شجاعت به خرج دادی.» یا «واقعاً ایده و نظر خوبی  است.»

4- خلاصه و جمع بندی: خلاصه ها، نقش مهمی را در سرتاسر جلسات مصاحبه انگیزشی  ایفا می کنند. انجام این کار نه تنها نشان دهنده این است درمانگر گوش می دهد ،بلکه  می تواند مطالب و موضوعات را به هم ربط داده تا بتوان از آنها در تاکید و تمرکز  بر نکات خاص و معینی کمک گرفت.

5- فراخوانی صحبت معطوف  به تغییر: در پنجمین تکنیک، درمانگر  بدون این که حامی  و مدافعه تغییر باشد، به طور آگاهانه ای صحبت معطوف  به تغییر را بیرون کشیده و استخراج می کند. صحبت معطوف به تغییر، مرکب  از عبارات و صحبت هایی است که تمایل، توانایی  ادراک شده، نیاز، آمادگی، دلایل و علل  و یا تعهد و الزام به تغییر را منعکس می کنند. عبارات نشان دهنده الزام و تعهد به تغییر، قوی­ترین شاخص نتایج درمانی  خوب هستند (میلر و رولنیک، 2002؛ آرکوویتز و همکاران، 2008؛ میلر و رولنیک، 2002). صحبت معطوف به تغییر را در چهار طبقه تقسیم بندی می کند: 1- شناسنایی  ابعاد منفی و ضررهای وضعیت بینابین فعلی. 2- شناسایی  ابعاد مثبت و فواید تغییر. 3- ابراز  خوش بینی در مورد تغییر و 4- بیان قصد و نیت مبنی  بر تغییر.این چهار نوع  عبارت در برگیرنده ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری متعهد شدن به تغییر است فراخوانی صحبت معطوف  به تغییر یکی  از مهارت های اصلی و عمده مصاحبه انگیزشی  است و از  طرفی یکی از مهارت­ های پیچیده و دقیق است زیرا برای انجام آن راه های زیادی  وجود دارد (آرکوویتز و همکاران، 2008؛ واگنر  و مک ماهان[18]، 2004).

ارائه اطلاعات در مصاحبه انگیزشی  به صورت سنتی انجام نمی گیرد بلکه  تبادل  اطلاعات صورت می گیرد و بر اساس  دستورالعملی  انجام می  شود،که ضرورت مشارکت بیشتر  از جانب  مراجع را می طلبد. بدین منظور  از  دو راهبرد «قطعه اطلاعات – بررسی  و کنترل آن با مراجع- قطعه اطلاعات بعدی» و «فراخوانی  اطلاعات از مراجع- ارائه اطلاعات جدید – فراخوانی مجدد اطلاعات» برای تبادل  اطلاعات استفاده می­ شود. ارائه اطلاعات در این شیوه به صورت خنثی، بر اساس نیاز و با اجازه مراجع انجام می شود و به مراجع فرصتی  داده می­ شود تا اطلاعات را ضمن پردازش، تغییر و تفسیر کنند (برودی[19]، 2005 آنستیس، 2009؛ میلر و رولنیک، 2002).

 

2-2-5- برخی فواید مصاحبه انگیزشی 

1- آمادگی خوبی برای درمان عمل  محور  است.

2- به برقراری رابطه و کاهش مقاومت  کمک می کند.

3- باعث افزایش ماندگاری و مشارکت در درمان می شود.

4- به حل و برطرف شدن حالت دو سوگرایی  کمک می کند.

5- باعث افزایش انگیزه و صحبت معطوف  به تغییر می  گردد.

6- به افزایش  حس اطمینان در مراجع کمک می کند.

7- از  فرسودگی شغلی درمانگر یا مشاوره پیشگیری می کند (نویدیان، پورشریفی، 1390).

 

2-2-6- نظریه ها و مدل های مصاحبه انگیزشی

هر چند گاهی اوقات از مصاحبه انگیزشی  به عنوان شکلی از درمان شناختی رفتاری صحبت می شود ولی تفاوت های بسیار مهمی  بین رویکرد مصاحبه انگیزشی  و درمان شناختی رفتاری و حتی  روان درمانی وجود  دارد. شاید یکی از مهمترین تفاوت ها،آن است که مصاحبه انگیزشی بر کمک به فرد برای حل دو سوگرایی  درباره تغییر بیشتر ازکمک به کسب  مهارت های شناختی، هیجانی، مقابله ای و رفتاری مورد نیاز برای یک زندگی سالم تاکید می کند (آنستیس، 2009).

مصاحبه انگیزشی به جای یک مکتب درمانی، بیشتر یک شیوه برخورد و زندگی با دیگران است. مصاحبه انگیزشی و دیگر انواع روان درمانی ها از این نظر که مقاومت و دو سوگرایی  را به عنوان پدیده ای  می­دانند که اطلاعات مهم درمانی  در اختیار  قرار  می­ دهد، با هم مشترکند ولی از نظر نوع اطلاعات مهم دانسته شده و نحوه برخورد با آن متفاوتند. برای نمونه در مکتب  روان تحلیلی دو سوگرایی، تعارض ناخودآگاهی  است که از گذشته منتقل شده است در صورتی که مصاحبه انگیزشی، بدون توجه به گذشته به »اینجا و اکنون» تاکید دارد. در عوض  در رویکردهای شناختی درمانی، گرچه برخی رفتار درمان گران و درمانگران شناختی رفتاری، مسئله مقاومت را مطرح کرده اند، ولی برای  مقاومت  دو سوگرایی ارزش و جایگاهی قائل  نیستند. رفتار درمانی که پیشرو و منادی درمان شناختی رفتاری  بود، مقاومت را به بی  کفایتی  درمانگر در مفهوم سازی  اوضاع و شرایطی که رفتارها را کنترل می  کند، نسبت می  دهد. شناخت درمانگرانی مانند بک،  مقاومت را به عنوان، فراهم نمودن اطلاعاتی در خصوص تفکرات و باورهای تحریف شده مراجع مورد توجه قرار می دهند. در مقایسه با مصاحبه انگیزشی، درمان شناختی رفتاری یک رویکرد نسبتاً دیکته شده  و تجویزی  است که بر آموزش رفتارهای جدید و روش های اصلاح باورهای ناکارآمد مراجعان تاکید دارد.استفاده از عبارت «تکالیف خانگی»، نقش درمانگر را بیشتر  به عنوان معلم، در  امرخطیر تغییر، پر رنگ تر می­سازد (آرکوویتز همکاران، 2008؛ میلر و رولنیک، 2002).

مصاحبه انگیزشی  از دیدگاه «روان شناسی  سنتی»، تلاش برای «ثبات»، «جبران» و یا «معالجه» فردی  تلقی  می­­شود که تا حدودی ناکارآمدی دارد. از نظر «روان شناسی مثبت نگر» روشی  است برای کمک به فرد تا با ارزش ها و تجربه هیجانات مثبت در مسیر خود به سمت بهبود سلامت  جسمانی  و روان شناختی، مجدداً پیوند برقرار  نماید. در واقع مصاحبه انگیزشی توانایی تجربه هیجانات مثبت، علاقمندی، امید، خرسندی و حس الهام بخش درونی  را در فرد پرورش می­ دهد تا بیماران بتوانند آینده بهتری را برای خود  تصور کنند، موفقیت­های گذشته را بخاطر آورده و اطمینان به توانایی خود برای  تغییر و اصلاح را در زندگی گسترش دهند و این شاید یکی از مکانیسم های اثر بخشی  این رویکرد مشاوره ای باشد (آنستیس، 2009).

مصاحبه انگیزشی نه یک الگوی مداخله­ای کاملاً جدید و نه هم یک الگوی مجزا است بلکه  ترکیبی از اصول  و فنون برگرفته شده از مجموعه ­ای از مدل های بسیارگسترده روان درمانی  و تغییر رفتار است (کاکس و کینگر، 2004)، که مهمترین آنها عبارت است از:

1- مدل مراحل تغییر(پروچسکا و دی کلمنته، 1992): نقش مکمل را در تکامل مصاحبه انگیزشی  و سایر مداخله های کوتاه مدت مبتنی بر مصاحبه انگیزشی  ایفا می کند. دیدگاه فرا نظری در مورد تغییر رفتار، شامل یک سری مراحل تدریجی است که در برگیرنده وظایف متعدد و فعالیت­های مقابله­ای مختلفی  است. مشاوران نیاز دارند تا فرایند تغییر را به منظور عادی ساختن روند  تغییر برای مراجعان و استفاده از راهبردهای مناسب  برای کمک به آنان در جریان گذر از مراحل مختلف تغییر، درک کنند (میلر و رولنیک، 2002). مدل مراحل تغییر، 93 % مراجعان را می­تواند  از نظر میزان آمادگی و انگیزه برای  تکمیل یا پایان زودرس دوره درمان، پیش  بینی  کند (ووگل ،هانسن،استیل و گوتستام[20]، 2006).

مدل مراحل تغییر، تغییرات رفتاری  را به مثابه فرایندی که در آن افراد  از پنج مرحله متفاوت از نظر کیفی، عبور می کنند. فرد در مرحله قبل از قصد اعتقادی  ندارد رفتار فعلی او، مشکلی جدی و مهمی است و قصد ندارد در آینده نزدیک آن را تغییر دهد. آنها نه تنها در فعالیتی که بتواند نظرآنها را نسبت به رفتار مشکل  آفرین تغییر دهد درگیر نمی­شوند، بلکه نسبت به رفتار مورد نظر حالت دفاعی دارند. هدف در این مرحله حرکت به سوی مرحله قصد و تامل  است. عدم آگاهی از خطرات و پیامدها، خودکارآمدی پایین و رضایت از وضعیت موجود از جمله موانع تغییر در این مرحله محسوب می­ شود. در مرحله قصد،کم کم می­بیند رفتار مشکل آفرین شده و تغییر را مورد توجه قرار می­ دهد ولی در مورد تغییر حالت دو سوگرایی  دارد زیرا هنوز دلایلی برای تداوم رفتار می­بیند. افراد می­ پذیرند دارای مشکل هستند و تفکر  جدی در مورد حل آن را آغاز می کنند. در این مرحله می کوشند تا مشکل  خود را درک کنند، به علل آن پی ببرند و درباره راه حل های ممکن فکر کنند. ولی از  این که  خود را به عمل  متعهد سازند، بسیار فاصله داشته باشند. حرکت  به سمت مرحله آمادگی هدف مداخله های تغییر رفتار است. علاوه بر سایر موانع ذکر شده در مرحله قبل، تردید و دو سوگرایی از جمله موانع تغییر رفتار در این مرحله است. در مرحله آمادگی، فرد تصمیم به تغییر رفتاری  گرفته و طرحی برای آن در آینده نزدیک دارد.آنها  در آستانه عمل قرار  دارند. برخی از افرادی که در این مرحله بسر می برند، قبلاً برای تغییر سعی کرده اند ولی موفق  نشده اند. هدف مداخله در این مرحله حرکت به سمت عمل  و طراحی برنامه  است. عدم اگاهی از  گزینه های ممکن، نبود عزم لازم برای  برنامه های تغییر و فقدان تعهد  از مهمترین موانع این مرحله تغییر است. در مرحله عمل، طرح تغییر رفتاری  را به اجرا در می آورد و شروع  به ایجاد تغییر مورد نظر می­ کند. در این مرحله افراد  به آشکارترین وجه و به صورت عمدی و اگاهانه رفتار خود را تغییر می­دهند. به عبارتی آغاز به حرکت  می کنند و برنامه­ای را که برای آن آماده شده اند، به اجرا در می آورند. تغییرهایی که  در مرحله عمل  صورت می­گیرد برای دیگران بیشتر از تغییراتی که  در سایر مراحل به وقوع می­پیوندد، قابل مشاهده است، بنابراین بیشترین تحسین و تایید را به دنبال دارد. بهینه سازی  طرح ها و برنامه ها و دوام و استمرار  تغییر از اهداف مداخله در این مرحله و شکست و سرخوردگی و اطمینان زیاد به خود از موانع آن به شمار می رود. در مرحله حفظ بیمار تغییرات رفتاری ایجاد نموده و برای اجتناب از بازگشت به رفتار قبلی تلاش می کند. نگهداری تغییر ایجاد شده بسیار دشوار است. شخص می کوشد تا بهبودی حاصله در مرحله عمل  را تحکیم و تبیت بخشیده و از بازگشت جلوگیری کند. بر خلاف دیدگاه سنتی،مرحله حفظ رفتار، یک مرحله ایستا نیست. بدون تعهد و پای بندی نیرومند، مطمئناً بازگشت رخ خواهد  داد. سبک زندگی جدید و با ثبات و دستیابی به اهداف اصلی از جمله اهداف این مرحله و استرس ها و فقدان های عمده و شکست در دستیابی به اهداف اصلی از  جمله موانع این مرحله است (ویلسون و شلم[21]، 2004). پروچسکا و دی کلمنته (1992) از مرحله ششمی تحت عنوان بازگشت یا عود به عنوان یکی از مراحل طبیعی تغییر رفتار نام می برند. افراد قبل از نیل به موفقیت در خیلی از موانع بین مراحل بالا و یا پایین می­روند. از این رو یک لغزش، اشتباهی موقتی است و نباید آن را شکست تلقی کرد، بلکه باید به آن به عنوان یک قدم به عقب نگریست. شناسایی  بازگشت و تشریح آن به عنوان فرصتی  برای  یادگیری، هدف مداخله های رفتاری در این مرحله است (نویدیان و پورشریفی، 1390).

افراد بسته به مرحله ای که در آن بسر می برند، نیاز به مداخلات خاصی دارند. افراد مراحل را به طور  خطی  طی نمی کنند، قبل از موفقیت در حفظ رفتار، چندین بار  به مراحل قبل بر می گردند و بین دو سوگرایی، شناسایی  مشکل  و متقاضی  عمل بودن به طور طبیعی نوسان می کنند. این مدل به تلاش برای تسهیل تغییر رفتاری مربوط  است زیرا متخصص بالینی را نخست به درک سطح آمادگی مراجع برای تغییرآگاه می سازد و سپس با بیمار کار می­ کند تا در جهت حرکت موفقیت آمیز  ادامه مسیر دهند  (لانگ و تیگز ، 2005؛ لونسکی و همکاران، 2007).

2- تعارض دو سوگرایی: در موقعیت تعارض، دو سوگرایی  امری طبیعی و مشخص کننده مرحله اول و قصد و مانع اصلی و عمده تغییر است (فیلدز، 2006). میلر و ر ولنیک (2002) درباره دو سوگرایی  معتقدند، تعارض ها بر سه دسته اند: 1- رسیدن – رسیدن (دو انتخاب، هر دو مثبت و جذاب)، 2- اجتناب – اجتناب (دو انتخاب منفی  و هر دو رنج آور) و 3- رسیدن – اجتناب (دو انتخاب که هر دو ابعاد مثبت و منفی  قوی  دارند). آنان حالت سوم را دو سوگرایی  تعریف می­ کنند. که  در آن فرد وقتی به سمت انتخاب «الف» می رود، جنبه های منفی آن پر رنگ و ابعاد مثبت انتخاب «ب» جذاب­تر می  شود و هنگامی که می خواهد به سمت انتخاب «ب» بروند، ابعاد منفی  انتخاب «ب» برجسته و انتخاب «الف» جذابیت بیشتری پیدا می کند. همین وضعیت در کار بالینی در هنگام تغییر رفتار بهداشتی و اعتیادی  هم رخ می­دهد که  از آن به عنوان «می خواهم ………….. ولی …………» یاد می  کنند (اسلاگل و گرای[22]، 2007).

3- الگو و مدل باورهای بهداشتی (نظریه حفاظتی  رونالد راجرز، 1976) بیان می­دارد که  انگیزه برای تغییر، به وجود خطرات ادراک شده به مقدار کافی و میزان مناسبی از خودکارآمدی بستگی دارد (میلر و رولنیک، 2002؛ فیلدز، 2006؛ پری،روزنفلد،بننت و پوتنپا[23]، 2007).

4- موازنه تصمیم گیری (جانیس  و مان، 1977): تصمیم گیری فرایند سبک و سنگین کردن وسنجیدن سود و زیان تغییر به شیوه ای شناختی است. باید مراجعان را در سنجیدن فواید و مضرات کوتاه و بلند مدت ناشی از تداوم رفتار کمک کرد. این کار به مراجعان در جهت شفاف سازی  و ارزیابی نیاز  به تغییر کمک خواهد کرد. آنها از این طریق عوامل مختلف حمایت کننده و غیرحمایت کننده رفتار را می­سنجند. با بهره گرفتن از راهبردهای مناسب مصاحبه انگیزشی، مهارت حل مسئله می ­تواند تصمیم گیری را ممکن سازد و بر اساس صحبت های مراجع  در خصوص تغییر، وی  را در جهت تغییر قرار  داده و متمایل به تغییر می  سازد ( فیلدز، 2006).

5- واکنشی عمل کردن (نظریه برم، 1981): وقتی که حس آزادی، اقتدار و خودمختاری رفتاری مورد تهدید قرار گیرد، احتمال و تمایل ادراکی مبنی بر اجبار برای تداوم آن رفتار افزایش خواهد یافت. مراجع و درمانگر باید بدانند پاسخ واکنشی کاملاً طبیعی است. درمانگران به ویژه وقتی مراجع تحت فشار برای تغییر است،  احساسات واکنشی را انتظار داشته وآن را طبیعی قلمداد می­ کنند.درمانگران فرایند بیان و شفاف سازی  احساسات واکنشی را تسهیل می­ کنند.این فرایند فرصتی را برای مراجعان فراهم می کند تا به مسئولیت و حس مالکیت خود در خصوص تصمیمات و انتخاب های مربوط به تغییر، توجه کنند (فیلدز، 2006؛ رولنیک،میلرو بوچلر[24]، 2008؛ و آرکوویتز و همکاران، 2008).

6- نظریه خودادراکی (بم، 1972): وقتی  افراد به طور  گروهی و عام موضعی را گرفتند، تعهدشان نسبت به آن موضع افزایش می­یابد. «این بیمار یا مراجع است که باید استدلال برای تغییر را ارائه نماید». درمانگران به صحبت های معطوف  به تغییر گوش فرا داده، آن را انعکاس می­ دهند و تایید می­ کنند.در مصاحبه انگیزشی  تمرین هایی  به منظور فراخوانی واستخراج صحبت های معطوف به تغییر طراحی شده است. وقتی  مراجعان آن چه را درمورد تغییر نوشته اند، بلند می­خوانند، استدلال­های خود را برای تغییر استحکام می بخشند (میلر و رولنیک، 2002 و فیلدز، 2006).

7- نظریه خود سامان دهی  (کانفر، 1986): برای شروع  و آغاز تغییر، فرد باید که در  جستجوی افزایش شکاف و تمایز بین وضعیت موجود  (فعلی) و اهداف شخصی  باشد.  «کجا دارم می روم و کجا می خواهم باشم» (میلر و رولنیک، 2002؛ فیلدز، 2006).

8- نظریه ارزش ها (راکیج، 1979): طبیعت و ذات  ارزش های انسان، راکیج شخصیت را به عنوان سلسله مراتبی سازمان یافته از ارزش ها توصیف و مفهوم سازی  نمود. درمانگران از تمرینات مصاحبه انگیزشی  به منظور افزایش اگاهی مراجع از تضاد و تفاوت بین وضعیت فعلی و اهداف آینده استفاده می­ کنند. تمرین احساسات، شفاف سازی ارزش ها و دیدگاه،آگاهی مراجع از تضاد بین وضعیت فعلی و اهداف آینده را افزایش داده و جرقه تمایل درونی برای تغییر را می­ زند (میلر و رولنیک ، 2002).

 

[1] . Lepper ,Greene & Nisbeet

[2] . Drieschner , Lammers & Vanderstaak

[3] . Levensky , Forcehimes , Donohue & Beitz

[4] . Anstiss

[5] . Borrelli , Riekert , Weinstein &  Rathier

[6] . Chanon , Huws , Rollnick & Hood

[7] . Cummings, Cooper & Cassie

[8] . Webber, Tate & Quintiliani

[9] . Hettema , Steelr & Miller

[10] . Martins & Mc Neil

[11] . Cox  & Klinger

[12] . Ossman

[13] . Lange  & Tigges

[14] . Miller & Rollnick

[15] . Soderlund , Nilson & Kristensson

[16] . Mossavar- Rahmani

[17]. Madson  ,  Loignon &  Lane

[18] . Wagner & Mc Mahan

[19] . Brodie

[20] . Vogel , Hansen , Stiles & Gotestam

[21] Wilson & Schlam

[22] . Slagle & Gray

[23] . Preey , Rosenfeld , Bennett & Potempa

[24] . Rollnick , Miller & Butler

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

متاسفانه این فایل فصل اول و فهرست ندارد.

تعداد صفحات : 154

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159214]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی درتغییرنگرش نوجوانان وجوانان به سوء مصرف مواد

دانشگاه پیام نور

دانشکده علوم انسانی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته روانشناسی گرایش عمومی

 

عنوان

بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی درتغییرنگرش نوجوانان وجوانان به سوء مصرف مواد

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

تابستان 1396

 

 

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق. 2

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 4

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه. 6

1-4- اهداف تحقیق. 8

1-5- فرضیه های تحقیق. 9

1-6- فرایند اجرایی تحقیق. 9

1-7- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 10

فصل دوم: پیشینه پژوهش… 11

2-1- مقدمه. 12

2-2- سوء مصرف مواد 12

2-2-1- سبب شناسی اعتیاد 12

2-2-2- انواع نظریه ها درباره اعتیاد 19

2-2-2-1- نظریه یادگیری اجتماعی – شناختی.. 20

2-2-2-2- نظریه های شناختی – عاطفی.. 21

2-2-2-3- نظریه های روان تحلیل گری.. 22

2-2-2-4- نظریه رفتارگرایان شناختی.. 23

2-2-2-5- نظریه کاهش تنش یا استرس… 23

2-2-2-6-  الگوهای تقویت مثبت.. 23

2-2-2-7- نظریه گروه همسالان. 24

2-2-2-8- مدل استرس اجتماعی.. 25

2-2-2-9- نظریه شخصیت.. 26

2-2-3- نوجوانی و جوانی و خطر سوء مصرف.. 26

2-2-4- رویکردهای پیشگیری از سوء مصرف مواد 28

2-3- نگرش… 34

2-3-1- تعریف نگرش… 34

2-3-2- اجزای نگرش… 35

2-3-3- نگرش نسبت به مواد مخدر. 36

2-3-4-  تأثیر نگرشها، باورها و انتظارات در گرایش به مواد مخدر. 36

2-3-5- الگوهای تغییر نگرش… 37

2-3-5-1-  الگوهای یادگیری تغییر نگرش… 37

2-3-5-2- الگوهای شناختی تغییر نگرش… 38

2-3-5-3- الگوی کارکردی.. 39

2-3-6- تغییر نگرش… 39

2-4- مهارت های زندگی.. 40

2-4-1- تعریف مهارتهای زندگی.. 40

2-4-2- اهداف آموزش مهارتهای زندگی.. 42

2-4-3- برنامه آموزش مهارتهای زندگی.. 42

2-4-4- برنامه آموزش مهارتهای زندگی برای پیشگیری از سوء مصرف مواد 44

2-4-5- اجزاء و ابعاد برنامه آموزش مهارتهای زندگی.. 44

2-6- پیشینه تجربی.. 45

2-6-1- پیشینه داخلی.. 45

2-6-2- پیشینه خارجی.. 46

2-7- جمع بندی فصل دوم. 47

فصل سوم: روش شناسی تحقیق. 48

3-1- مقدمه. 48

3-2- نوع تحقیق. 49

3-3- طرح تحقیق. 49

3-4-  معرفی جامعه آماری.. 49

3-5-  طرح نمونه گیری.. 49

3-6- ملاک های ورود و خروج. 50

3-7- ابزارهای گردآوری داده 50

3-8- روش اجرا 52

3-9- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 53

فصل چهارم: نتایج پژوهش… 54

4-1- مقدمه. 55

4-2-یافته‌های توصیفی و جمعیت شناختی.. 55

4-2-1- سن.. 55

4-2-2- سابقه اعتیاد در فامیل. 56

4-2-3- پایه تحصیلی.. 57

4-3- یافته های توصیفی متغیر های تحقیق. 58

4-3-1- آمار توصیفی متغیر ها 58

4-3-2- آزمون میانگین.. 62

4-4- آزمون فرضیه پژوهش… 64

4-4-1- پیش‌فرض‌های تحلیل کوواریانس در بررسی متغیر های تحقیق. 64

4-4-1-1- نرمال بودن. 64

4-4-1-2-همسانی واریانس‌ها 65

4-4-1-3- بررسی خطی بودن رابطه بین متغیر وابسته و مستقل. 65

4-4-2- تحلیل کوواریانس… 67

4-4-2-1- آموزش مهارت های زندگی در تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد موثر است. 67

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 69

5-1-مقدمه. 70

5-2- خلاصه پژوهش… 70

5-3- بحث در نتایج.. 71

5-4- نتیجه گیری کلی.. 73

5-5-محدودیت‌های تحقیق. 73

5-6-پیشنهادات تحقیق. 74

منابع. 76

پیوست ها و ضمایم. 80

 

 

فهرست جداول

جدول 2-1: تقسیم بندی مهارت های زندگی.. 44

جدول (4-2): توزیع فراوانی سابقه اعتیاد در فامیل و دوستان پاسخ دهندگان. 56

جدول(4-3): توزیع فراوانی پایه تحصیلی پاسخ دهندگان. 57

جدول (4-4): نتایج نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد. 58

جدول (4-5): نتایج نمرات پرسشنامه گرایش به مواد آزمودنی‌ها در گروه گواه به تفکیک نو جوان و جوان. 59

جدول (4-6): نتایج نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیش آزمون به تفکیک نو جوان و جوان. 60

جدول (4-7): نتایج نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس آزمون به تفکیک نو جوان و جوان. 61

جدول (4-8): آزمون میانگین متغیرهای تحقیق. 63

جدول(4-9): نتایج آزمون کومولوگروف – اسمیرونوف.. 64

جدول (4-10): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 65

جدول (4-11):  نتایج آنالیز کوواریانس متغیر نگرش به مواد در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 67

 

 

فهرست اشکال و نمودارها

شکل 2-1: رویکرد سیستمی به عوامل موثر در سوء مصرف مواد (عبدالله پور، 1390) 20

شکل 2-2: نظریه رفتار طرح ریزی شده (دشتی، 1392) 22

شکل 2-3: مراحل مختلف فرایند تغییر نگرش بر طبق الگوی هاولند (دشتی، 1392) 37

نمودار(4-1) : میانگین نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیگیری، آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 59

نمودار(4-2) : میانگین نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در  گروه گواه 60

نمودار(4-3) : میانگین نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در  آزمایش  پیش آزمون به تفکیک نوجوان و جوان. 61

نمودار(4-4) : میانگین نمرات پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد مواد مخدر آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس‌آزمون به تفکیک نوجوان و جوان. 62

نمودار شماره 4-5 : نمودار پراکنش اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل. 66


چکیده

بر طبق آمارهای مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها شیوع رفتارهایی که سلامتی را به خطر می اندازد در جامعه نوجوانان و جوانان رو به افزایش است. اعتیاد و سوء مصرف مواد از جمله این رفتارهای پرخطر محسوب می شوند. با وجود اثرات زیان بار فردی و اجتماعی متعدد این معضل اجتماعی، طبیعی است که این مسالهکی از اولویتهای پژوهش در حوزه بهداشت روانی جوامع در چارچوب شناخت، پیشگیری و درمان به موقع سوء مصرف مواد باشد. لذا در این پژوهش، به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی درتغییرنگرش نوجوانان وجوانان به سوء مصرف مواد در شهر تبریز پرداخته شده است. هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی درتغییرنگرش نوجوانان وجوانان به سوء مصرف مواد می باشد. برای این منظور، 60 نفر از نوجوانان و جوانان 16-25 ساله مدرسه آموزش از راه دور شتاب تبریز، وابسته به ناحیه 4 آموزش و پرورش به عنوان نمونه آماری انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش های مهارت های زندگی سازمان بهداشت جهانی قرار گرفت. نیز، جهت سنجش نگرش به مواد مخدر، از پرسشنامه نگرش به مواد مخدر نظری بهره گرفته شد. سپس داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی در تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد موثر است. به طور خلاصه با توجه به نتایج بدست آمده آموزشی مهارت های زندگی برنامه پیشگیری موثری است که می تواند تغییر معناداری در عوامل خطرساز مرتبط با مصرف مواد ایجاد نماید . این یافته ها به روشن شدن مکانیزم عمل برنامه آموزشی مهارت های زندگی کمک می کند، یافته های پژوهش حاضر تاییدی است بر سودمندی رویکردهای مبتنی بر نفوذ اجتماعی است که بر عوامل خطرساز و حفاظت کننده روانی اجتماعی مرتبط با مصرف مواد تاکید می نماید.

 

کلمات کلیدی: مهارت های زندگی، تغییر نگرش، سوء مصرف مواد

 

 

1-1- مقدمه

دوره نوجوانی و جوانی، دوره رشد مهمی است که با فرایند شکل گیری هویت همراه است. قسمتی از این فرایند رشد، خطر جویی است که به شکل رفتارهای جنسی ناسالم و مصرف الکل، سیگار و سایر مواد تظاهر می نماید. بررسیهای همه گیرشناسی حاکی از آن است که مصرف سیگار، مشروبات الکلی و سایر مواد در بین نوجوانان جوامع مختلف، در دهه های اخیر افزایش چشم گیری داشته است. بر طبق آمارهای مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها شیوع رفتارهایی که سلامتی را به خطر می اندازد در جامعه نوجوانان و جوانان رو به افزایش است. مصرف سیگار، مصرف تنباکو، غذاهای پر چرب و مصرف کم فیبر، عدم فعالیت فیزیکی، مصرف الکل، رفتارهای پرخطر جنسی و سوء مصرف مواد از جمله رفتارهای پرخطر محسوب می شوند (دشتی، 1392). از نظر بهداشتی سالیانه به طور متوسط ۵ میلیون نفر در جهان به خاطر مصرف مواد مخدر از بین می روند و  حدود ۴۲ میلیون نفر به واسطه سوء مصرف مواد مخدر به بیماری ایدز مبتلا می شوند. به این ترتیب اعتیاد و سوء مصرف مواد را باید یکی از بارزترین مشکلات زیستی – روانی – اجتماعی دانست که می تواند به راحتی بنیان زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی یک فرد و جامعه راست نموده و در معرض فروپاشی قرار دهد. با وجود اثرات زیان بار فردی و اجتماعی متعدد سوء مصرف مواد، طبیعی است که این مسالهکی از اولویتهای پژوهش در حوزه بهداشت روانی جوامع در چارچوب شناخت، پیشگیری و درمان به موقع سوء مصرف مواد باشد. این مساله در میان جمعیت نوجوان و جوان از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که اولا این قشر از جمعیت کشور در واقع سرمایه های اصلی جامعه در تولید علم و فناوری بوده و به لحاظ منابع انسانی از پایه های بنیادین پیشرفت ترقی و توانمندی هر جامعه ای محسوب می شوند؛ و ثانیا دوران جوانی به دلیل ویژگیهای خاص جسمانی و روانی این دوره از پرخطرترین دوره های تمایل و ابتلا به سوء مصرف مواد محسوب می شود. بنابراین، طبیعی است که اعتیاد بیشترین خسارت را از ناحیه تباهی نیروهای جوان، فعال، کارآمد و عمدتا تحصیل کرده بر جوامع وارد می سازد (بوتوین[1]، 2005).

 مطالعات نشان می دهند که مداخله های درمانی مناسب می تواند به میزان بسیار بالایی رفتارهای پرخطر از جمله اعتیاد، خودکشی و فرار نوجوانان را قبل و پس از اقدام کاهش دهد. برای تدوین مداخلات درمانی مناسب، بررسی های زیادی در مورد شناخت ویژگی های شخصیتی و شناختی این گونه افراد و نیز عامل های خطرساز محیطی انجام شده است. در بیشتر این مطالعات مشخص شده است که این افراد خصوصیات شناختی دارند که می تواند عامل خطرساز مهمی برای آنان باشد. از جمله این ویژگیها می توان از نداشتن مهارت جرأت ورزی، عدم مهارتهای حل مساله، نا امیدی، سبک اسنادی منفی، نظر منفی نسبت به خود و محیط، عدم ارتباط صحیح با دیگران را نام برد. اسکات و کلام[2] (1987) بر این باورند که این ویژگی ها، باعث می شود که فردی که نظر منفی نسبت به خود دارد، نتواند راه حلهای جانشینی مناسب برای حل مشکلات خود بیابد زیرا با دیگران ارتباط ندارد، از راهنماییهای آنان بهره نمی گیرد، مشکل را غیرقابل حل میداند، هیچ روزنه امیدی برای آینده نمی بیند و در نهایت به این نتیجه می رسد که خودکشی، فرار و اعتیاد مناسب ترین راه حل برای این مشکلات است. مطالعات گوناگون پیشنهاد کرده اند که درمان شناختی – رفتاری با تمرکز بر آموزش مهارتهای مورد نیاز می تواند برای نوجوانان مفید باشد (عبدالله پور، 1390).

خوشبختانه در دو دهه گذشته پیشرفت های معناداری در ایجاد برنامه های موثر برای پیشگیری از مصرف مواد در نوجوانان رخ داده است. رویکردهای پیشگیرانه روی عوامل خطرساز و محافظت کننده مرتبط با شروع مصرف مواد تمرکز می کنند و در این زمینه به نوجوانان آموزش هایی می دهند. برنامه آموزش مهارتهای زندگی برای جلوگیری از سوء مصرف مواد در نوجوانان برنامه پیشگیری اولیه موثری است که روی عوامل خطر ساز و محافظت کننده مرتبط با مصرف مواد تمرکز دارد و به خوبی مهارتهای اجتماعی و شایستگی شخصی را افزایش می دهد (بوتوین و گریفن[3]، ۲۰۰۲). کارایی این برنامه به خوبی در تحقیقات خارجی مشخص شده است (بوتوین، 2005).

 

1-2- بیان مسئله

    یکی از معضلات مهم جوامع بشری که از دیرباز وجود داشته است و امروز نیز ابعاد خطرناک تری یافته مشکل اعتیاد می باشد و این امر با پیدایش مواد افیونی جدید، روش های توزیع، مصرف و عوارض مهم تری چون ایدز به امر پیچیده ای تبدیل شده است، متاسفانه این مشکل در کشور ما به خصوص با توجه به موقعیت جغرافیایی خاصی خود از ابعاد مهم تری برخوردار است. تعداد معتادان، کاهش تدریجی سن اعتیاد، رواج روز افزون اعتیاد تزریقی همه نشانگر حساسیت مساله در کشور ماست (بخشی پور رود سری، 1393).

وابستگی به مواد مخدر در نوجوانان و جوانان یکی از بزرگترین نگرانی های جوامع امروز است. اعتیاد به مواد مخدر تهدیدی جدی برای ساختارهای فرهنگی، بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی بوده، اساس تعادل، رشد و توسعه جوامع را بر هم زده و منابع بسیار انسانی، اقتصادی و اجتماعی را به هدر داده است. بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت روزانه در جهان، حدود 185 میلیون نفر از داروهای غیر مجاز استفاده می کنند که 2/13 میلیون نفر آنها دچار اعتیاد تزریقی هستند. 25میلیون نفر نیز دچار وابستگی دارویی می شوند و عامل مرگ 6/12درصد افراد در جهان مصرف الکل و داروهای غیر مجاز می باشد. در 65 درصد موارد عامل مرگ زودرس در سنین قبل از 65 سالگی مصرف الکل و داروهای غیرمجاز می باشد (مورتی و همکاران[4]، 2011).

با توجه به این موارد، در نوجوانان احتمال بروز رفتارهای پر خطر زیادی وجود دارد که علل این رفتارها ممکن است واکنش های مقابله با ترس، ترس از بی کفایتی، نیاز به اثبات خود و یا فشار همسالان باشد. بنابراین نوجوانان نیروی فعال و پویای جامعه هستند و نمی توان این جمعیت را نادیده گرفت و باید نگرش ها و ویژگیها و مشکلات و نیازهای آنها را شناخت و روش های ارتباط صحیح با آنها را فرا گرفت (سیگل و ولش[5]، 2014).

سوء مصرف مواد مخدر در تمام ابعاد و زمینه ها چنان پیچیده و بغرنج است که بیشتر اذهان بشری را به خود معطوف داشته است. بی شک در این عرصه، نوجوانان و جوانان بیشترین گروهی هستند که با این مشکل دست به گریبانند (عصمت پناه و خاکشور، 1388).  مصرف مواد عمدتا در دوره نوجوانی آغاز می شود و این آغاز در بستری از تغییرات بی شمار جسمی و روانشناختی روی می دهد. این تغییرات و دیگر آثار سوء مصرف مواد مخدر، مسئولان و کارشناسان را بر آن داشته که به منظور پیشگیری از سوء مصرف مواد به ارائه راه حل هایی بپردازند. علی رغم تلاش های گسترده ای که صورت گرفته است، مبارزه با این معضل، چندان موثر واقع نشده است و شیوع سوء مصرف مواد در دانش آموزان راهنمایی تا دبیرستان به طور فزاینده ای بیش از سال های گذشته بوده است (یار محمدیان، 1392).

یکی از مهمترین استراتژی ها در پیشگیری از اعتیاد، تغییر نگرش های مثبت و تثبیت نگرش های منفی نسبت به مصرف مواد مخدر است، نگرش یعنی، باورهای فرد در مورد نتیجه و عاقبت هر کار و ارزشی که فرد برای این نتیجه قائل است. نگرش ها دلایلی منطقی بروز رفتارهای هر فرد خاصی می باشد؛ عوامل بسیاری بر نگرش افراد تاثیر می گذارند، یکی از این عوامل دانش و اطلاعات فرد در حوزه های مختلف می باشد؛ لذا طبق مطالعات صورت گرفته، مشخص شده است که: افرادی که نسبت به مواد مخدر، نگرش ها و باورهای مثبت دارند احتمال مصرف و اعتیادشان بیشتر از کسانی است که نگرش های منفی یا خنثی دارند. بر همین اساس تغییر نگرش ها از خنثی به منفی آسان تر از تغییر نگرش ها از مثبت به منفی است. به همین دلیل افرادی که سیگاری نیستند بیشتر از سیگاری ها به مضرات سیگار توجه دارند (بستامی و همکاران، 1395).

در جوامع صنعتی برنامه های متنوعی را برای پیشگیری و سوء مصرف مواد در دست اجرا دارند. این برنامه ها بیشتر متمرکز در بین نوجوانان و جوانان می باشند که بیشترین شیوع مصرف را داشته اند و خطر بالایی جهت ابتلای آنان به مواد مخدر وجود دارد. برای پیشگیری از سوء مصرف مواد امروزه به دنبال به کار بستن روش های متفاوت پیشگیرانه نظیر افزایش اطلاعات، آموزش عاطفی و مقاومت در برابر نفوذ اجتماعی هستند. هم اکنون تاکید بر استفاده از روش های آموزش مهارتهای شخصی و اجتماعی است، روش هایی نظیر آموزش مهارت قاطعیت اجتماعی (پنتز[6]، ۱۹۹۴). آموزش مهارتهای رفتاری-شناختی (اسهینگ[7] ،۱۹۸۴)، و آموزش مهارتهای زندگی (بوتوین[8]، ۱۹۸۳). در این میان برنامه آموزش مهارت های زندگی بوتوین از اهمیت بسیاری برخوردار است. مهارت های زندگی می توانند اعمال شخصی و اعمال مربوط به دیگران و نیز اعمال مربوط به محیط را به طوری هدایت کنند که به سلامت بیشتر منجر شود و سلامت بیشتر یعنی آسایش بیشتر جسمانی، روانی و اجتماعی. آموزش مهارت های زندگی که اولین بار توسط بوتوین مطرح گردید سعی دارد از طریق افزایش منابع مقابله ای اشخاص موجب پدیدایی احساس خودکارآمدی قوی و از بین رفتن عزت نفس پایین گردد، امری که در بسیاری از آسیب ها از جمله سوء مصرف مواد دارای نقش محدودی است (مومنی و همکاران، 1390).

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل پاسخ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺳﻮال اﺳﺖ ﮐﻪ آﯾﺎ آموزش مهارت های زندگی بر تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد در شهر تبریز اثربخش است ﯾﺎ ﺧﯿﺮ؟

 

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه

وابستگی به مواد مخدر در نوجوانان و جوانان یکی از بزرگترین نگرانی های جوامع امروز است. کاهش نگرش منفی نوجوانان به مصرف مواد و شیوع اعتیاد بسیار نگران کننده است.زیرا اکثر نوجوانانی که مصرف مواد را در سال های اولیه نوجوانی آغاز می نمایند به مصرف این ماده در سال های آینده ادامه می دهند و میزان مصرف مواد و مشکلات مرتبط با آن نیز مرتبا افزایش می یابد (محمدی، جزایری و رفیعی[9]، 2005). نتایج مطالعه ارزیابی تغییر نگرش و رفتارهای پرخطر دانش آموزان نشان داده است که در حال حاضر نگرش منفی قوی نسبت به مواد مخدر در این قشر از جمعیت کشور وجود ندارد و از بار ارزشی منفی آن کاسته شده است و بنابراین بسیاری از دانش آموزان مستعد اعتیاد می باشند (ریاحی و همکاران[10]، 2009). همچنین در دو سه دهه اخیر جامعه با آمارهای تکان دهنده ای از شیوع سوء مصرف مواد، و کاهش نگرش منفی نسبت به آن، عموما در سطح جامعه و خصوصا در جمعیت نوجوانان و جوانان مواجه شده است (کلی[11]، 2001).

مهمترین خطر تهدید کننده این گروه، قرار گرفتن مکرر در موقعیت های نامناسب از جمله ناامنی، فشار، آشفتگی روانی، احساس حقارت، طرد شدگی و بیگانگی با والدین و سایر مشکلات روزمره می باشد که فرد به صورت پناه بردن به مواد مخدر به این مشکلات واکنش نشان می دهد (بستامی و همکاران، 1395).

درمان اعتیاد و شکستن چرخه معیوب آن دشوار و پر هزینه می باشد و سیستم درمانی جامع با رویکردهای مختلف دارو درمانی، روان درمانی، بازپروری و باز توانی را می طلبد به طوری که شواهد حاکی از آن است که تاکید افراطی بر یکی از جنبه ها و رها ساختن سایر موارد منجر به شکست درمان خواهد شد بنابراین در چنین شرایطی پیشگیری به طور منطقی جایگزین درمان می شود (بوتوین و همکاران[12]، 2001).

     طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی، انواع آسیب های روانی –  اجتماعی از جمله وابستگی های (دارویی – اعتیاد)  در اغلب جوامع به طور نگران کننده ای رو به افزایش می باشند که با توجه به اهمیت موضوع و اقبال جامعه نسبت به گسترش فرهنگ مواجهه منطقی با مشکل ها و نیز تمرکز به مداخلات پیشگیرانه، در سالیان اخیر پژوهش های متعددی در زمینه مهارت های زندگی انجام گرفته است مطابق با سازمان بهداشت جهانی مهارت های زندگی به عنوان توانایی های انجام رفتار سازگار و مثبت که افراد را برای برخورد مفید با تقاضا و چالش های زندگی روزانه توانا می سازد تعریف شده است (سازمان بهداشت جهانی، ۱۹۹۷).

انسان اجتماعی به مهارت های حرفه ای برای زندگی نیاز دارد و آموزش مهارت های زندگی یعنی نحوه درست زیستن و گام برداشتن در زندگی. بدیهی است که هر چه این آموزش از سنین پا یین تر آغاز شود، متناسب با سطح چنین مهارت هایی در کودکان و نوجوانان احساس کفایت، توانایی، مؤثر بودن، غلبه کردن و توانایی برنامه ریزی به وجود می آورد. هدف اصلی این برنامه، ارتقاء بهداشت روانی و پیشگیری اولیه از آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد، خودکشی، بزهکاری و انواع مختلف بی بندوباری است. آموزش مهارت زندگی بر عوامل زیربنایی مشترک در بسیاری از زمینه های ارتقاء بهداشت روانی و پیشگیری اولیه تأثیر گذاشته و همین توان و و یژگی آن ها است که فضای آموزشی آن را وسیع ساخته و زیربنای هر رویکرد آموزشی به زندگی شده است. برنامه آموزش مهارت های زندگی، برنامه جامعی است که هم برای آموزش دامنه وسیعی از مهارت های شخصی و اجتماعی طراحی شده و هم پتانسیل بالایی برای پیشگیری از مشکلات و آسیب های اجتماعی دارد.

 برنامه آموزش مهارت های زندگی در وهله اول بر عوامل عمده اجتماعی و روانی سوق دهنده نوجوان به شروع مصرف مواد متمرکز است. تأکید عمده برنامه آموزش مهارت های زندگی بر رشد مهارت های مهم شخصی و اجتماعی است . برخی از مطالب این برنامه مربوط به آموختن مهارت های عمومی زندگی و برخی دیگر مستقیماً مربوط به مسأله مصرف مواد می باشد. برای نمونه ، علاوه بر آموزش مهارت های عمومی نظیر ابراز وجود (مانند نه گفتن، درخواست کردن و بیان قاطع حقوق اجتماعی خویش)، به دانش آموزان یاد داده می شود که برای مقاومت در برابر فشار مستقیم گروه همسالانی که به مصرف سیگار، مشروبات الکلی یا حشیش می پردازند، این مهارت ها را به کار برند. بنابراین نه تنها به دانش آموزان دامنه وسیعی از مهارت ها آموزش داده می شود تا کفایت و قابلیت های عمومی خود را بهبود بخشند و از این رو انگیزه بالقوه خود را به مصرف مواد کاهش دهند، بلکه کاربرد این مهارت ها برای موقعیت هایی که آنان ممکن است به مصرف مواد نیز ترغیب شوند، می باشد (عصمت پناه و خاکشور، 1388).

با توجه به اهمیت مطالب ذکر شده، این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد خواهد پرداخت.

 

1-4- اهداف تحقیق

 

هدف اصلی

بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی در تغییر نگرش به سوء مصرف مواد در نوجوانان و جوانان شهر تبریز.

1-5- فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی

آموزش مهارت های زندگی در تغییر نگرش نوجوانان و جوانان به سوء مصرف مواد موثر است.

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 98

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com

 [add_to_cart id=159210]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه بررسی عوامل موثر بر سلامت اجتماعی دانشجو یان با تأکید بر شبکه های اجتماعی

دانشگاه علامه طباطبائی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مددکاری اجتماعی

 

بررسی عوامل موثر بر سلامت اجتماعی

دانشجو یان با تأکید بر شبکه های اجتماعی

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

سال تحصیلی 89-1388

 

 

 

 چکیده

سلامت اجتماعی تابعی از عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی است و دانشجو پس از ورود به دانشگاه با محیط جدیدی روبرو می شود که با زندگی قبلی او و محیط اجتماعی گذشته اش متفاوت می باشد و در طی دوران تحصیل نیز با مسایل و مشکلات عدیده ای روبرو خواهد گشت که هر کدام می تواند به سلامت اجتماعی او خدشه وارد کند .. هدف این پژوهش بررسی میزان سلامت اجتماعی در بین دانشجویان با تأکید بر شبکه های اجتماعی دانشجویان که فرضیات آن از تئوریهای مختلف سلامت اجتماعی و نظریه های شبکه اجتماعی وسرمایه اجتماعی استخراج و مورد آزمون قرار گرفته اند. روش بررسی، تلفیقی از روش کتابخانه ای و میدانی است.در بررسی میدانی 383 نفر ازدانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در سال 89-1388 با بهره گرفتن از پرسشنامه سلامت اجتماعی و پرسشنامه محقق ساخته به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند.سلامت اجتماعی دانشجویان به صورت توزیع تقریبًاً نرمال و در حدمتوسط به دست آمده است.بین شبکه های اجتماعی، منابع حمایت اجتماعی شبکه ها،  ارتباط شبکه ای و پایگاه اقتصادی-اجتماعی دانشجو با میزان سلامت اجتماعی او ارتباط معنی دار آماری به اثبات رسید و در تحلیل رگرسیونی متغیرهای وارد شده در مدل توانسته اند درحدود 27 درصد تغییرات واریانس متغیر سلامت اجتماعی دانشجویان را تبیین کنند که قوی ترین پیش بینی کننده،  متغیر ارتباط شبکه ای  بوده است.  سلامت اجتماعی دانشجویان به عنوان سازه ای اجتماعی از کمیت و کیفیت حضور و فعالیت در شبکه های اجتماعی تاثیر می پذیرد.

 

 

فصل اول : کلیات تحقیق

1-1- طرح مساله  ………………………………………………………………………………………………………………    2

1-2- اهداف تحقیق  …………………………………………………………………………………………………………..    4

   1-3 ضرورت و اهمیت تحقیق ……………………………………………………………………………………………..    5

  1-4- فوادی تحقیق …………………………………………………………………………………………………………  6

  1-5- انگزیه پژوهشگر ……………………………………………………………………………………………………  7

  1-6- واژگان کلدیی پژوهش ………………………………………………………………………………………..  7

1-7- سازماندهی پژوهش ………………………………………………………………………………………………..  7 فصل دوم : مبانی نظری تحقیق  

2-1- مقدمه  ……………………………………………………………………………………………………………………..   10

2-2- سلامت  ……………………………………………………………………………………………………………………   11

2-3- سلامت اجتماعی  ………………………………………………………………………………………………………   12

2-3-1- عوامل موثر بر سلامت  …………………………………………………………………………………………..   21  

2-3-1-1- پایگاه اقتصادی اجتماعی  ……………………………………………………………………………………   21

2-3-1-2- وضعیت تاهل  ………………………………………………………………………………………………….   26

2-3-1-3- عوامل روانی اجتماعی  ………………………………………………………………………………………   27

2-3-1-4- مهارتهای ارتباطی  ……………………………………………………………………………………………..   33

2-2-1-5-مذهب  ……………………………………………………………………………………………………………..   35

2-4- شبکه های اجتماعی  …………………………………………………………………………………………………. . 38

2-4-1- ابعاد سرمایه اجتماعی  ……………………………………………………………………………………………   43

2-4-2- سرمایه اجتماعی در شبکه های اجتماعی  …………………………………………………………………   60

2-4-3-  انواع شبکه ها  ……………………………………………………………………………………………………..   64

2-4-4- منابع حمایت اجتماعی شبکه  …………………………………………………………………………………   69

2-5- مروری بر تحقیقات انجام شده …………………………………………………………………………………….   73

2-6- چارچوب نظری ………………………………………………………………………………………………………..   77

2-7- فرضیه های تحقیق  ……………………………………………………………………………………………………   79 فصل سوم : روش شناسی

3-1- مقدمه  …………………………………………………………………………………………………………………..   81

3-2- روش پژوهش  ……………………………………………………………………………………………………….   81

  3-3-  تکنیک ها و ابزارهای گردآوری اطلاعات  ………………………………………………………………… 82

3-4- جامعه آماری پژوهش  …………………………………………………………………………………………….. 83

3-5- حجم نمونه وروش نمونه گیری ………………………………………………………………………………. 83

3-6- اعتبار و پایایی  ………………………………………………………………………………………………………. 85

3-7- تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم تحقیق .. ………………………………………………………………….. 87

3-8- فنون مورد استفاده در تجزیه و تحلیل اطلاعات   ……………………………………………………….. 95

 

فصل چهارم: یافته های تحقیق

      4-1- مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………97

4-2- توصیف داده ها……………………………………………………………………………………………………97

4-3- تحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………………105 فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………….113

5-2- نتایج توصیفی تحقیق…… …………….. ………………………………………………………………………… 113

5-3- نتایج تحلیلی تحقیق  ………………………………………………………………………………………………. 117

5-3- پیشنهاد های کاربردی  …………………………………………………………………………………………….. 118

5-3- پیشنهاد های پژوهشی  ……………………………………………………………………………………………. 120         فهرست منابع  ………………………………………………………………………………………………………… 121  فهرست جداول

جدول شماره 1: توصیف پاسخگویان در متغیرهای جمعیت شناختی  …………………………………………. 92 جدول شماره 2: توزیع پاسخگویان بر اساس مقیاس سلامت اجتماعی ………………………………………… 93 جدول شماره 3: توزیع پاسخگویان بر اساس شبکه های اجتماعی دانشجویان ………………………………. 95 جدول شماره 4: توزیع پاسخگویان بر اساس حمایت اجتماعی دانشجویان …………………………………… 96 جدول شماره 5: توزیع پاسخگویان بر اساس ارتباط شبکه ای دانشجویان ……………………………………. 97 جدول شماره 6: توزیع پاسخگویان بر اساس پایگاه اقتصادی اجتماعی ……………………………………….. 98 جدول شماره 7: توزیع افراد بر حسب پایگاه دانشجویان به تفکیک سلامت اجتماعی ……………………. 99 جدول شماره 8: توزیع افراد بر حسب شبکه اجتماعی به تفکیک سلامت اجتماعی ……………………….. 100 جدول شماره 9: توزیع افراد بر حسب حمایت اجتماعی شبکه به تفکیک سلامت اجتماعی ……………. 102 جدول شماره 10: توزیع افراد بر حسب ارتباط شبکه ای دانشجویان به تفکیک سلامت اجتماعی …….. 103 جدول شماره 11: توزیع افراد بر حسب تأهل به تفکیک سلامت اجتماعی …………………………………… 104 جدول شماره 12: توزیع افراد بر حسب وضعیت سکونت دانشجو به تفکیک سلامت اجتماعی ……….. 105 جدول شماره 13:  نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره میزان سلامت اجتماعی به روش Enter ……….. 107 جدول 14:  نتایج ضرایب رگرسیون جزئی برای متغیر ها در پیش بینی سلامت اجتماعی ……………….. 110

 

 

11– طرح مسئله

از عوامل اساسی توسعه پایدار و همه جانبه، توجه ویژه به جمعیت جوان به ویژه دانشجویان به عنوان قشر صاحب تفکر و اندیشه است. پرورش استعدادها و قابلیت های دانشجو هماهنگ با نیازها و تحولات جامعه می تواند زمینه تحقق اهداف تعریف شده آرمانهای یک ملت را فراهم سازد. بدون تردید مولفه های متنوع و متعدد، هم از نظر کمی و هم به لحاظ کیفی، دانشگاه و دانشجو را تحت تأثیر قرار می دهد به گونه ای که دائما، با تصویر و تعریف جدیدی از دانشگاه و دانشجو روبرو می شویم. تحولات وسیع صنعتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی موجب می گردد که نظام آموزش عالی به ایجاد هماهنگی میان نیازهای جدید و دانشگاه اهتمام جدی نماید. آنچه مسلم است دانشجو به عنوان محور اصلی، نقش درجه اول را در این میانه ایفا می کند. لذا توجه به مسائل و مشکلات عدیده فرا روی وی و چاره اندیشی برای حل آنها از وظایف اساسی نظام آموزش عالی و دانشگاه است. دانشگاه باید ضمن تربیت دانشجو وآماده سازی وی برای پذیرش مسئولیت های تخصصی و حرفه ای اقدام به پرورش سالم عاطفی و اجتماعی او هماهنگ با باورها و ارزشهای فرهنگی، اجتماعی ،خانوادگی، دینی و تاریخی نماید تا از طریق تحقق مفهوم استقلال فردی، هویت او را که از دوره های قبل شکل یافته به کمال برساند.

هم اکنون دانشگاه، با چالشهای متعددی نظیر گسترش کمی سریع، انفجار اطلاعات بویژه در عرصه علوم ،تغییر رویکرد ها نسبت به دانشگاه در سایه تحولات اجتماعی، سیاسی، مشکلات عاطفی، روانی و خانوادگی غامض و … روبرو است. تعامل عوامل مذکور و اثر گذاری آن بر دانشگاه و دانشجو مسئولیت متصدیان و سازمان های ذیربط در امر آموزش عالی را بسی دشوار می نماید. متأسفانه در سالهای اخیر مشکلات عاطفی و روانی و اجتماعی در میان دانشجویان روند صعودی نگران کننده ای داشته تا جائی که پدیده های نابهنجاری نظیر خودکشی، گرایش به سوء مصرف مواد، افت تحصیلی و … به صورت موانع جدی، پیشرفت دانشگاه را تحت تأثیر قرار داده است(قنبرزاده ،1385: 116). به منظور مقابله با مشکلات مذکور، شناخت علمی و دقیق مسائل بر اساس یافته های مطالعات و پژوهشهای صاحبنظران و اندیشمندان اجتناب ناپذیر است. 

زندگی دانشجویی با تنشها و فشارهای متعددی همراه است که به صورتهای مختلف سلامت اجتماعی دانشجویان را تهدید می کند. این تنشها تا حدی از محیط دانشگاه و از فشارها و محدودیتهای ذاتی دوره دانشجویی به عنوان مرحله ای انتقالی ولی بسیار مهم در زندگی افراد سرچشمه می گیرد. الزام به رعایت مقررات خاص، خودکاری و استقلال نسبی در انتخاب نحوه تخصیص منابع شخصی (بخصوص زمان ،انرژی و علاقه) و تلاش برای دستیابی به هدفهای آموزشی نسبتا بالا در محیطی رقابتی همراه

محدودیتهای ناشی از زندگی دانشجوئی (غالبا دوری از خانواده، خو گرفتن با محیط فیزیکی و اجتماعی جدید، مطابقت با نظام ارزشها و انتظارات دانشگاه و غیره) از جمله منابع تنش و استرس نظام آموزش عالی است. اما در کنار این نظام و انتظارات و الزامات آن، دانشجویان به عنوان جوانانی که در مرز بلوغ و استقلال شخصی، اقتصادی و فکری قرار دارند هنوز با سیستمهای دیگر اجتماعی بخصوص خانواده ،

3

دوستان و شبکه های اجتماعی ارتباطی تنگاتنگ دارند. این روابط خارج از سیستم دانشگاه هم می توانند منابع تنش و فشار و ناراحتی باشند و فشار ناشی از محیط دانشگاه را تقویت کنند و هم می توانند با ابراز حمایت و پشتیبانی عاطفی دانشجویان را در مقابل فشارها و تنش های ناشی از محیط دانشگاه حفاظت نمایند. توجه به این عوامل خارج از نظام دانشگاهی می تواند دسترسی به هدف ارتقاء سطح سلامت روانی و کارائی درسی و اجتماعی دانشجویان را تسهیل نماید. 

 سلامت اجتماعی تابعی از عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی است و دانشجو پس از ورود به دانشگاه با محیط جدیدی روبرو می شود که با زندگی قبلی او و محیط اجتماعی گذشته اش متفاوت می باشد و در طی دوران تحصیل نیز با مسایل و مشکلات عدیده ای روبرو خواهد گشت که هر کدام می تواند به سلامت اجتماعی او خدشه وارد کند و با توجه به اهمیت تأمین سلامت اجتماعی دانشجویان این مطالعه با هدف بررسی سلامت اجتماعی دانشجویان و تأثیر شبکه های اجتماعی بر آن انجام خواهد پذیرفت.

12– اهداف تحقیق  

1-2-1- هدف اصلی

هدف اصلی این تحقیق بررسی عوامل موثر بر سلامت اجتماعی دانشجویان با تأکیدی خاص بر شبکه های اجتماعی آنان است.

1-2-2- اهداف فرعی:

  • بررسی ارتباط متغیرهای جمعیت شناختی دانشجویان با میزان سلامت اجتماعی آنها
  • بررسی ارتباط میزان روابط دانشجویان در شبکه با میزان سلامت اجتماعی آنها
  • بررسی ارتباط میزان حمایت شبکه ای با سلامت اجتماعی دانشجویان
  • بررسی ارتباط میزان مشارکت در فعالیتهای شبکه ای با میزان سلامت اجتماعی دانشجویان
  • بررسی ارتباط نوع و تراکم شبکه اجتماعی و ارتباط آن با سلامت اجتماعی دانشجویان

 

 

 

 

  • ضرورت و اهمیت موضوع

یکی از محورهای ارزیابی سلامتی جوامع مختلف، سلامت اجتماعی آن جامعه است. سلامت اجتماعی نقش مهمی در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفاء می کند. از آنجائیکه شرط مهم برای رشد و شکوفایی هر جامعه ای وجود افراد آگاه، کارآمد و خلاق است. لذا پرورش و تقویت انگیزه پیشرفت سبب ایجاد انرژی و جهت دهی مناسب رفتار و علایق و نیازهای آنها در راستای اهداف ارزشمند و معین شده می باشد و از آنجا که سلامت اجتماعی نقش عمده ای در کارکرد در تمام زمینه های فردی ،خانوادگی و اجتماعی دارد بدیهی است که برنامه ریزی صحیح و جامع در تأمین سلامت اجتماعی دانشجویان کاملا ضروری به نظر می رسد.

شرایط و موقعیت های محیط دانشگاهی و عوامل متعددی از جمله : دوری از خانواده، مواجهه با فرهنگ های مختلف، تأثیر گروه دوستان، مقررات زندگی جمعی، ناکامی عاطفی، مشکلا ت تحصیلی و … باعث می گردد که آستانه مقاومت این قشر از جامعه ( دانشجویان ) کاهش یابد که در چنین شرایطی، افزایش قدرت سازگاری، بالاترین ظرفیتهای مقابله ای فردی و اجتماعی از طریق آموزش مهارت های فردی و اجتماعی، برآورده می گردد.

 

جوانی که از سلامت روانی و اجتماعی کافی برخوردار نیست نمی تواند با چالش های ناشی از ایفای نقش های اجتماعی کنار آمده و خود را با هنجارهای اجتماعی تطبیق دهد. از سویی دیگر خودکارآمدی به عنوان مهمترین عامل ایستادگی جوان در برخورد با چالش ها و تضادها نیز می تواند دستخوش تغییرات خاص این دوره از تحول قرار گیرد. شناخت شبکه های اجتماعی موثر بر سلامت اجتماعی دانشجویان امکان پیش بینی و برنامه ریزی جهت کمک به تأمین بهداشت روانی آنان فراهم می کند. از طرفی این امر به دست اندر کاران آموزش عالی کمک می کند تا با بسط و توسعه شبکه های اجتماعی  ،مراکز و کلینیک های خدماتی مشاوره، روان درمان و مددکاری و ارائه ی بیشتر خدمات رفاهی و بهداشتی و مهارت های زندگی از شیوع ناراحتی های روانی – اجتماعی که گاه حتی گریبانگیر باهوش ترین و خلاق ترین دانشجویان می شود جلوگیری کنند. بر همین اساس برنامه ریزان جوامع توسعه یافته تلاش می کنند که میزان سلامت اجتماعی افراد جامعه ی خود را ارتقاء بخشند و یکی از راه های ارتقاء سلامت اجتماعی شناخت عواملی است که در افزایش این بعد از سلامتی تأثیرگذار است. برای انجام برنامه ریزی صحیح و جامع لازم است پژوهشهایی در زمینه شناخت میزان سلامت اجتماعی دانشجویان و همچنین شناخت عوامل تأثیر گذار بر آن انجام پذیرد.

  • فوادی تحقیق

باتوجه به آنچه درباره اهمیت و ضرورت توجه به مسئله سلامت اجتماعی در مباحث بالا آمد، این نیاز احساس می شود که پژوهشی تجربی در این باره صورت گیرد که نظریات اندیشمندان خارجی در فضای اجتماعی ایران تنها در سطح نظری باقی نماند و در یک جامعه خاص و واقعی این نظریات بازآزمایی گردند زیرا اگرچه همه این نظریات از دل پژوهش های تجربی برآمده اند، اما بستر شکل گیری آنان ،

جوامع غربی می باشد که فضای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی خاص خود را دارند که طبیعتا متفاوت از وضعیت کشورمان می باشد و به تبع آن یافته های آن پژوهش های بزرگ در فضای اجتماعی ایران تنها در سطح انتزاع باقی مانده و صرف نقل و قول از آنها نمی تواند به افزایش سلامت اجتماعی مردم کشورمان کمکی نماید. مطابق آنچه گفته شد به نظر می رسد این پژوهش بتواند مباحث مربوط به سلامت اجتماعی دانشجویان را از سطح نظری و انتزاعی به سطح انضمامی آورده و روابط بین متغیرها را در یک جامعه واقعی (و نه انتزاعی) بررسی نماید. تلقی ما چنین است که این پایان نامه دست کم در مورد یک جامعه خاص (دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی) عوامل موثر بر سلامت اجتماعی را واکاوی نموده و جایگاه شبکه ها را نیز در این میان مشخص نماید و بدین طریق بتواند راه را برای تلاش های بعدی جهت تدوین برنامه ای در راستای افزایش سلامت اجتماعی دانشجویان بگشاید.

  • انگیزه پژوهشگر

انگیزه پژوهشگر از انجام این پژوهش، بیش از هرچیز علاقه شخصی به دو مبحث سلامت اجتماعی و به طور ویژه تر شبکه های اجتماعی می باشد. ضرورت پرداختن به این دو موضوع برای پژوهشگر یک دغدغه جدی می باشد و تصور چنین است که انجام بهینه وظیفه یک مددکار اجتماعی در راستای توانبخشی به همین شبکه هاست که می تواند تحقق پذیرد. از طرف دیگر سلامت اجتماعی نیز از محوری ترین موضوعاتی بوده که در قالب مسائل متعدد، در چند سال اخیر ذهن پژوهشگر را به خود مشغول داشته است. از این رو این پژوهش بهانه بسیار خوبی را جهت پرداختن نسبتا مفصل به این مقوله فراهم می آورد و بنابراین پژوهشگر با علاقه وافر به انجام این کار روی آورده است.

7

  • واژگان کلیدی پژوهش

سلامت اجتماعی، شبکه های اجتماعی، ارتباط شبکه ای، مشارکت در شبکه، سرمایه اجتماعی 17– سازماندهی پژوهش

این پژوهش از 5 فصل تشکیل شده است که فصل اول آن، به کلیات تحقیق و مواردی همچون طرح مسئله و اهداف و اهمیت تحقیق و… می پردازد. فصل دوم این پژوهش به متون ادبیات نظری تحقیق اختصاص دارد و چارچوب نظری و فرضیات تحقیق و.. در این فصل تشریح می گردد. فصل سوم که مربوط به  روش شناسی تحقیق است روش تحقیق و روش نمونه گیری و پایایی و روایی و.. را در بر می گیرد. فصل چهارم که عنوان تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق را یدک می کشد به توصیف جامعه آماری ،تشریح یافته های توصیفی و تبیینی پژوهش و آزمون فرضیات می پردازد. فصل پنجم که آخرین فصل پژوهش می باشد و مربوط به نتیجه گیری و پیشنهادات می باشد به خلاصه نتایج و پیشنهادات و محدودیت ها اختصاص دارد.

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 153

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com

 [add_to_cart id=159202]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه بررسی اثر بخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر

عنوان پایان نامه : بررسی اثر بخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر

مقدمه

      زندگی بشر تحت تأثیر تغییرات وسیع صنعتی، اجتماعی و فرهنگی دچار تحول شده است. شمار زیادی از افراد قادر نیستند بین محرک های متنوع بیرونی و نیروهای متعارض درونی توازن ایجاد کنند و در فرایند رشد موزون و همه جانبه که همانا هدف اصلی تعالی انسان است، دچار مشکل می شوند. بدیهی است که نوجوانان و جوانان به سبب بی تجربگی و ناآگاهی از مهارت های بازدارنده، تسهیل کننده و اصلاحی بیشتر در معرض آسیب های جدی روانی و اجتماعی هستند.

          روان شناسان در دهه های اخیر، در بررسی اختلالات رفتاری و انحرافات اجتماعی به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از اختلالات و آسیب ها در ناتوانی افراد در تحلیل صحیح و مناسب از خود و موقعیت خویش، عدم احساس کنترل و کفایت شخصی جهت رویارویی با موقعیت های دشوار و عدم آمادگی برای حل مشکلات و مسائل زندگی به شیوه مناسب، ریشه دارد. بنابراین با توجه به تغییرات و پیچیدگی های روز افزون جامعه و گسترش روابط اجتماعی، آماده سازی افراد بخصوص نسل نوجوان و جوان جهت رویارویی با موقعیت های دشوار، امری ضروری به نظر می رسد.( طارمیان و همکاران، 1378).

      دوره ” نوجوانی و جوانی” 1 ، دوره ای است بحرانی که تغییرات عمده ای در فرد از لحاظ فیزیولوژیکی، شناختی، روانی و اجتماعی به وجود می آید. چنین تغییراتی اغلب با مشکلاتی همراه است که بسیار استرس زا می باشد. به همین دلیل اکثر نوجوانان و جوانان در یک دوره بحرانی به سر می برند. با توجه به این مسائل، جهت پیشگیری از اختلالات روانی و یا تداوم سلامت روانی، نوجوانان و جوانان باید راهبردهای مقابله ای مؤثر را یاد بگیرند. نوجوانانی که مهارت های مقابله با موقعیت های تنش زا را ندارند، به نوعی مقهور آن ها خواهند شد و بدین ترتیب مستعد اختلالات روانی، عاطفی، افسردگی، اضطراب، احتمالاً مصرف مواد مخدر و رفتارهای ضد اجتماعی می شوند. این نوجوانان و جوانان در فرایند تصمیم گیری نیز دچار مشکل می شوند. با توجه به مجموعه شرایط دشواری که این نوجوانان و جوانان با آن مواجه هستند، لزوم ایجاد شایستگی های لازم برای مقابله مؤثر و کارآمد با مسائل و مشکلات حال و آینده ضروری به نظر می رسد.

      بر همین اساس سیف (1381) اظهار می دارد، تنها از راه ایجاد توانایی حل مسأله1 است که می توان افراد را برای مقابله با شرایط متغیر زندگی و موقعیت های جدیدی که مرتباً با آن روبرو می شوند، آماده کرد. بنابراین با توجه به نقش مهم محیط آموزشی حمایت کننده یعنی دانشگاه در تأمین بهداشت روانی دانشجویان، برنامه آموزش مهارت حل مسأله2، روش مؤثری در جهت رشد شخصیت سالم دانشجویان و تأمین بهداشت روانی آن ها است.

      بدین لحاظ پژوهش حاضر، کوششی است به منظور دستیابی به میزان اثربخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله تا با آموزش گروهی مهارت حل مسأله، عزت نفس و سازگاری اجتماعی نوجوانان و جوانان افزایش یافته و ابعاد سلامت روان در آن ها تضمین شود. باشد که این پژوهش بتواند در راه درمان و حل بحران های زندگی، آشفتگی های شدید رفتاری-عاطفی، انزوای اجتماعی، مشکلات و ناسازگاری های اجتماعی نوجوانان و جوانان و… گام مفیدی برداشته باشد.

 

بیان مسأله

     مسائل و مشکلات بسیاری در زندگی وجود دارند که نیازمند تلاش برای کنار آمدن با آن و حل آن ها می باشد. زندگی بدون مشکل و استرس وجود ندارد و در واقع آنچه در شکل سختی با مشکلات زندگی تجربه می شود، چهره واقعی و منطقی زندگی است. وجود مشکل در زندگی طبیعی است و هنر زندگی در توانایی و مهارت در حل مشکلات و کنار آمدن با آنهاست. در واقع خوشبختی انسان در آن نیست که با هیچ مشکل و مسأله ای روبرو نباشد بلکه در آن است که به هنگام رویارویی با آن ها توانایی حل آن ها را داشته باشد.

     سال های ” نوجوانی و جوانی”  مرحله مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. در این دوره نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی بخصوص تعادل بین عواطف و عقل، درک ارزش وجودی خویش، کسب مهارت های اجتماعی لازم در دوست یابی، حفظ تعادل روانی و عاطفی خویش در مقابل عوامل فشارزای محیطی و شناخت زندگی سالم و مؤثر و چگونگی برخورد با آن، از مهم ترین نیازهای نوجوانان و جوانان است. بنابراین کمک به نوجوانان و جوانان در رشد و گسترش مهارت های مورد نیاز برای زندگی مؤثر، ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس در برخورد با مشکلات و حل آنان و همچنین کمک به آنان در رشد و تکامل عواطف و مهارت های اجتماعی لازم ( ارتباط بین فردی، حل مسأله، کنترل خشم و ابراز وجود) جهت سازگاری موفق با محیط اجتماعی و زندگی مؤثر و سازنده در جامعه، ضروری به نظر می رسد ( شعائری نژاد، 1377).

      عزت نفس1  و سازگاری اجتماعی2 از عوامل تعیین کننده رفتار در انسان به شمار می روند. رابسون و همکاران3 (1986) عزت نفس را عبارت می داند از حس رضامندی و خویشتن پذیری که از ارزیابی خود درباره ی ارزشمندی، قدر و منزلت، جذابیت، شایستگی، کفایت وتوانایی جهت ارضای تمایلات وخواسته های فرد منتج می شود.

     همه ی افراد صرف نظر از سن، جنس، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی دارند، نیازمند عزت نفس هستند و عزت نفس بر همه ی سطوح زندگی اثر می گذارد. عدم ارضای نیاز به عزت نفس نیازهای اساسی تر و گسترده تر دیگر را نیز محدود می سازد. پژوهش ها نشان داده است که نوجوانان و جوانانی که از عزت نفس بالا برخوردارند خیلی زودتر یاد می گیرند روابط مفیدی با دیگران برقرار کرده، بهتر می توانند از فرصت ها استفاده کنند، مولد و خود کفا باشند ،همچنین در مقایسه با نوجوانان و جوانانی که عزت نفس پائینی دارند دیدگاه روشن تری نسبت به مسیر زندگی خویش دارند (اسپایلر1 ،1990، به نقل از ملازمانی،1382).

     انسان موجودی اجتماعی است و رفتار آدمی تحت تاثیر عوامل اجتماعی قرار دارد. شخصیت انسان در صورتی به کمال خود می رسد که بین او و محیط تعامل و تبادل مناسبی صورت پذیرد. فشارهای اجتماعی به وضوح تاثیر فراوانی بر رفتار فرد دارد. از طرفی انسان موجودی انعطاف پذیر است. او نه تنها با محیط سازگار می شود بلکه محیط را بر طبق خواست خود دگرگون می کند . بنابراین سازگاری و هماهنگ شدن با خود و محیط پیرامون برای هر موجود زنده یک ضرورت حیاتی است . تلاش روز مره همه آدمیان بر محور همین سازگاری دور می زند، هر انسانی هوشیارانه یا ناهوشیارانه می کوشد تا نیازهای متنوع و گاه متعارض خود را در محیطی که در آن زندگی می کند برآورده سازد. تغییرات ناگهانی و گسترده ای که در جنبه های جسمانی، روانی و اجتماعی زندگی نوجوان و جوان ایجاد می شود، مرحله ای بحرانی ایجاد می کند که طبعاً مشکلات و ناسازگاری هایی را به همراه خواهد داشت (والی پور،1371). از آنجایی که همه افراد در زندگی خود با مسائل و مشکلاتی روبرو می شوند ضروری است که نحوه ی حل صحیح مشکلات را بیاموزند تا بتوانند به طرز مؤثری با این مسائل و مشکلات برخورد نموده و از بروز مشکلات و مسائل پیچیده تر بعدی پیشگیری نمایند. در واقع آموزش مهارت حل مسالهکی از نیازهای اساسی هر فرد است مخصوصاً برای جوانان و دانشجویان که با مشکلات و مسائل مختلفی روبرو هستند و چنانچه توانایی حل این مسائل و مشکلات را نداشته باشند ممکن است به راه حل های ناسازگارانه، ناپخته و حتی مضر رو آورده و مشکل را پیچیده تر از آنچه که هست نمایند ( مانند استفاده از مواد مخدر، سیگار، ترک تحصیل و….)

     طبق آخرین بررسی ها، نتایج پژوهش های متعددی نشان می دهد که آموزش مهارت حل مسأله در کاهش افسردگی ( پور ابراهیم، 1375)؛ کاهش اضطراب ( بهرامی، 1375)؛ افزایش اعتماد به نفس (ادیب، 1374 )؛ افزایش جرأت ورزی( مک1 ، 1982)؛ بهبود روابط اجتماعی ( آلن2 ،1964 ) و …مؤثر است ( به نقل از محمدی، 1382). بنابراین در پژوهش های مختلف درباره ی تأثیر آموزش مهارت حل مسأله در افزایش اعتماد به نفس، کاهش افسردگی، کاهش اضطراب و….پژوهش ها و نظریات مختلفی بیان شده است. اما در رابطه با تأثیر آموزش مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی هنوز اقدام علمی و چشم گیری در این زمینه صورت نگرفته است و ما هنوز به درستی نمی دانیم که آیا آموزش مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی نیز، تأثیر دارد.

     با توجه به مطالب فوق و به منظور ارتقاﺀ سطح بهداشت روان دانشجویان و پیشگیری از آسیب های روانی-اجتماعی، آموزش مهارت حل مسأله جهت توانمند ساختن آنان برای حل مسائل و مشکلات خود ضروری به نظر می رسد.

     در این میان، مسأله ای که نظر پژوهشگر را به خود جلب کرده است، این است که آیا آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر مؤثر است؟ در این پژوهش، با توجه به ویژگی های مسأله پژوهش، به دنبال مسأله و پرسش اصلی و همچنین با توجه به شواهد، عقاید و نظریات متخصصان و کارشناسان، پرسش های زیر مطرح می شود:

  • آیا آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس دانشجویان دختر موثر است؟
  • آیا آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر موثر است؟

 

ضرورت و اهمیت پژوهش

        با شیوع روز افزون ابتلاﺀ به انواع اختلالات روانی در سطح جهان از یک طرف و اهمیت جهانی مفهوم بهداشت روانی از طرف دیگر، روز به روز لزوم انجام پژوهش های گسترده و تنوع و اهمیت و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی آشکارتر می شود. اساس پیشگیری اولیه همانا آموزش است. مطالعات نشانگر این امر است که آموزش مهارت های مقابله ای، سطح بهداشت روانی، کودکان، نوجوانان و جوانان را ارتقاﺀ می بخشد.

     سه عامل مرتبط با مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر عبارتند از : 1- عزت نفس ضعیف. 2- ناتوانی در بـیـان احساسات. 3- فقدان سازگاری اجتماعی و مهارت های ارتباطی. پژوهش ها حاکی از آنند که عزت نفس ضعیف و فقدان سازگاری اجتماعی با موارد زیر ارتباط دارند: سوﺀ مصرف الکل و دارو (سیـنـگ1 و مصطفی2 1994؛ کامـفـر3 و ترنر4، 1990،)؛ بـی بـنـد و بـاری جنسی ( کدی5 و پلات نیک6 ،1993)؛ بزهکاری (دوکز7 و لورچ 8، 1989)؛ افکار مربوط به خودکشی ( چوکت و همکاران 9، 1913) ( به نقل از سازمان بهداشت جهانی، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمدخانی، 1379).

   به طور کلی مطالعات دلالت بر آن دارند که بین خودکار آمدی10  ضعیف و مصرف سیگار و الکل، سوء مصرف دارو، رفتارهای مخاطره آمیز، ضعف عملکرد شناختی، رابطه معناداری وجود دارد. مطالعات نشان داده اند که ارتقاﺀ مهارت های مقابله ای و توانایی های روانی–اجتماعی در بهبود زندگی بسیار مؤثر است. توانایی های روانی- اجتماعی 11 عبارت است از آن گروه توانایی هایی که فرد را برای مقابله مؤثر و پراختن به کشمکش ها و موقعیت های زندگی یاری می کنند. این توانایی ها فرد را قادر می سازند تا در رابطه با سایر انسان ها، جامعه، فرهنگ و محیط خود مثبت و سازگارانه عمل کند و سلامت روانی خود را تأمین نماید. براساس پژوهش های انجام شده مهم ترین و مؤثرترین دوره سنی جهت آموزش پیشگیرانه، دوره نوجوانی و جوانی است. لذا با توجه به مطالب فوق و اهمیت و نقش ارزنده آموزش مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی افراد بخصوص نوجوانان و جوانان، از آن جایی که اساس برنامه های ترویج دهنده بهداشت روانی، پیشگیری اولیه است و در عین حال روش اصلی پیشگیری اولیه، آموزش است و در ضمن با توجه به نقش مهم و برجسته دانشگاه در ارائه و ترویج این نوع آموزش، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان می پردازد تا بدین ترتیب گامی دیگر در جهت تحقق اهداف پیشگیرانه، پیرامون دوره بسیار مهم و حساس نوجوانی و جوانی برداشته شود. کاملاً واضح است که اگر اهداف فوق میسر شوند، راهی روشن و هموار جهت انتقال از دوره نوجوانی به دوره جوانی و از دوره جوانی به دوره بزرگسالی که مرحله شکوفایی توانایی ها و استعدادها است، فراهم می گردد.

       به همین لحاظ، لزوم آموزش مهارت های مقابله ای مؤثر در دانشجویان که به علت پیچیدگی های زندگی، مسائل موقعیتی و فراز و نشیب های زندگی در معرض استرس و مسائل اضطراب زا قرار دارند، ایجاب می نماید که اثر بخشی آموزش مهارت حل مسأله را به عنوان یکی از اصلی ترین تکنیک های مقابله مؤثر با مسائل و مشکلات با توجه به نتایج مطالعات قبلی مورد بررسی قرار دهیم.

 

اهداف پژوهش

هدف اصلی: بررسی اثر بخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر.

اهداف فرعی:

1- تعیین تأثیر آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس دانشجویان دختر.

2- تعیین تأثیر آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر.

 

فرضیه های پژوهش

       با توجه به ویژگی های فرضیه و به دنبال سؤالات مطرح شده در پژوهش حاضر، فرضیه های پژوهش را می توان چنین بیان کرد:

1- آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس دانشجویان دختر مؤثر است.

2-آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر مؤثر است.

 

متغیرهای پژوهش

       پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش گروهی مهارت حل مسأله در افزایش عزت نفس و سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان می پردازد. بنابراین متغیرهای پژوهش عبارتند از:

  • متغیر مستقل: آموزش گروهی مهارت حل مسأله
  • متغیرهای وابسته:

1- عزت نفس     

 2- سازگاری اجتماعی

  • متغیرهای کنترل:
  • سن ( 25 – 19).
  • جنس ( دختر).
  • رشته تحصیلی ( علوم انسانی).
  • هوش

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات :  208

قیمت :  40 هزار تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159373]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه مقایسه هزینه-اثربخشی دو داروی ضدافسردگی سرترالین و سیتالوپرام در درمان بیماران اختلال افسردگی اساسی

دانشگاه تبریز

 

دانشکده اقتصاد، مدیریت و بازرگانی

گروه اقتصاد

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته اقتصاد، گرایش علوم اقتصادی‌

 

عنوان

مقایسه هزینه-اثربخشی دو داروی ضدافسردگی سرترالین و سیتالوپرام در درمان بیماران اختلال افسردگی اساسی مراجعه کنندگان به کلینیک بزرگمهر تبریز

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

پاییز 93

 

 
 
 
 
واژه­ های کلیدی:.اختلال افسردگی اساسی,تحلیل هزینه اثربخشی،درخت تصمیم گیری,کارآزمایی عملی,پرسش نامه همیلتون,روش هزینه استهلاکی,نرخ موفقیت درمان،نسبت هزینه-اثربخشی افزایشی

 

چکیده

ارزیابی های  اقتصادی هزینه ها وپیامد های بیماری در یک مطالعه تحلیلی را, ترکیب می نمایند.هدف این مطالعه ارزیابی هزینه-اثربخشی مقایسه ای سیتالوپرام و سرترالین  برای درمان خط اول بیماری اختلال افسردگی اساسی در کلینیک بزرگمهر تبریز می باشد.روش این مطالعه مدل تحلیلی درخت تصمیم گیری طراحی شده برای 6ماه می باشد.تمامی بیماران (بر پایه امتیاز پرسش نامه استاندارد همیلتون از <9تا <30انتخاب شده اند)مراقبت اولیه خود را شروع کرده  وبه متخصص روانپزشک برای درمان ارجاع داده می شوند.داده های مدل عبارتند از :احتمالات که از کارآزمایی عملی در میان جامعه زنان بیماران کلینیک بزرگمهر تبریز بدست آمده اند.نرخ موفقیت درمان ,در هرگونه کاهشی در امتیاز بدست آمده در پرسش نامه همیلتون تعریف شده است.و هزینه ها (برای مثال,هزینه درمان,هزینه حمل و نقل,بهره وری) می باشد.تحلیل ها از منظر جامعه بررسی شده اند.قیمت داروها از دانشکده داروسازی علوم پزشکی تبریز گرفته شده اند.قیمت ها بر اساس ریال جمهوری اسلامی ایران می باشد.بعلت این که زمان مطالعه کمتر از یکسال است ,هزینه ها با ترخ تنزیل تعدیل نشده است.هزینه های کاهش بهره وری با روش هزینه استهلاکی محاسبه شده است.

 

 

فهرست مطالب

عنوان                              صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1 مقدمه. 2

2-1 بیان مساله. 3

2-1 ضرورت و اهمیت موضوع. 5

3-1 اهداف تحقیق.. 5

4-1سوالات تحقیق.. 5

5-1 روش اجرای تحقیق و جامعه آماری.. 6

6-1 مدل و روش شناسی تحقیق.. 7

7-1 تعریف مفاهیم تحقیق.. 10

فصل دوم: مروری بر ادبیات موضوع

1-2 مقدمه. 13

2-2 تحلیل هزینه اثربخشی.. 13

1-2-2 تاریخچه ارزیابی در اقتصاد. 13

3-2 مدل تحلیلی تصمیم گیری.. 16

4-2 ارتباط بهره وری با افسردگی.. 17

5-2 مطالعات تجربی.. 17

2-5 جمع بندی.. 23

فصل سوم: بررسی روند متغیرهای تحقیق

1-3 مقدمه. 25

2-3 معرفی پرسش نامه استاندارد همیلتون برای سنجش اثربخشی داروها 25

3-3 اجزای هزینه های پرسش نامه. 27

4-3 هزینه‌های مستقیم بیماری افسردگی.. 28

5-3 هزینه های غیر مستقیم بیماری افسردگی.. 28

6-3 پیشگیری و پیش بینی هزینه ها 28

7-3 خصوصیات دموگرافیکی جامعه آماری بیماران دارای اختلال افسردگی اساسی کلینیک بزرگمهر تبریز. 28

1-7-3 وضعیت تاهل. 29

2-7-3 نام بیمه گر. 30

3-7-3 عنوان شغلی.. 31

4-7-3 تحصیلات.. 33

فصل چهارم: روش‌شناسی تحقیق

1-4 مقدمه. 37

2-4 معرفی روش هزینه-اثربخشی داروهای ضدافسردگی سرترالین و سیتالوپرام. 37

1-2-4 شرح مدل. 37

2-2-4 جمعیت مورد مطالعه. 39

3-2-4 افق زمانی مطالعه. 39

4-2-4 اثربخشی و پیامد های اقتصادی.. 39

3-4 نحوه محاسبه نسبت هزینه-اثربخشی افزایشی از طریق درخت تصمیم گیری.. 40

1-3-4 معرفی.. 40

2-3-4هدف گذاری سوال پژوهش… 41

3-3-4طراحی درخت تصمیم گیری.. 41

4-3-4 محاسبه احتمال ها 43

5-3-4 مشخص کردن مقادیر برای بدست آوردن نتیجه. 43

6-3-4 میانگین گیری و ورق برگرداندن برای تخمین مقادیر انتظاری و خلاصه اقدامات در یک درخت تصمیم گیری فرضی.. 44

فصل پنجم: برآورد مدل و تجزیه و تحلیل یافته‌ها

1-5 مقدمه. 47

2-5 محاسبه هزینه های مستقیم و غیر مستقیم بیماری افسردگی حاد. 47

3-5 محاسبه اثربخشی داروهای سیتالوپرام و سرترالین.. 51

4-5 طراحی مدل درخت تصمیم گیری اختلال افسردگی اساسی.. 52

5-5 جدول هزینه و اثربخشی و تجزیه و تحلیل آن. 57

7-5 تحلیل حساسیت.. 60

1-7-5 تحلیل حساسیت یک طرفه. 60

2-7-5 تحلیل حساسیت دوطرفه. 61

8-5 نتیجه گیری.. 64

فصل ششم: خلاصه، نتیجه‌گیری و ارائه پیشنهادها

1-6- مقدمه. 66

2-6- مروری بر خطوط کلی پژوهش… 66

3-6 بحث و نتیجه گیری.. 68

4-6 توصیه های سیاستی.. 69

5-6 پیشنهاد برای پژوهش های آتی.. 70

منابع و ماخذ. 71

 

1-1 مقدمه

  اختلال افسردگی اساسی[1] یکی از شایع‌ترین تشخیص‌های روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی‌علاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص می‌شود؛ چیزی که از آن به عنوان “سرماخوردگی روانی” یاد می‌شود. افسردگی مجموعه‌ای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز می‌کند. افسردگی اساسی واژه‌ای است که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا جهت مجموعه‌ای از علایم اختلال خلق در سال ۱۹۸۰ به کار رفت و پس از آن عمومیت یافت. افسردگی اساسی منجر به از کارافتادگی قابل توجه فرد در قلمروهای زندگی فردی و اجتماعی و اشتغال می‌شود و تعریف اختلال افسردگی اساسی به حمله افسردگی عمده ای که لااقل باید دو هفته طول بکشد. همچنین حملات افسردگی عمده باید دست کم 4 علامت از علایم تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس گناه، مشکل در تفکر و تصمیم گیری و افکار عودکننده مرگ یا خودکشی را داشته باشد. شیوع این بیماری در زنان دوبرابر مردان است. در مردان میزان ابتلا ۵-۱۲ درصد و در زنان ۱۴-۱۹ درصد است. سن بروز بیماری در حدود ۳۰ سالگی است.در یک نظرسنجی که در ایران انجام شد، ۳۴ درصد شرکت‌کنندگان دچار افسردگی بوده‌اند. (ویکی پدیا-2003)

از علایم این بیماری که در این تحقیق نیز جهت ارزیابی اثربخشی داروها از سنجش آنان استفاده شده میتوان به علایم زیر اشاره کرد: خلق افسرده یا بی علاقگی یا بی لذتی علایم کلیدی افسردگی است. بیمار ممکن است بگویداحساس اندوه، نومیدی، غمگینی، یا بی ارزشی می کند. این بیماران اغلب کیفیتی غیرقابل وصف، اما مشخص برای حالت مرضی خود قایل اند. بیماران اغلب علایم افسردگی را نوعی درد مشقت بار روحی توصیف می کنند. گاه از این شکایت می کنند که نمی توانند گریه کنند. حدود این بیماران به فکر خودکشی می افتند و حدود 15 تا 10 درصد از آنها دست به خودکشی می زنند. در عین حال گاه نیز برخی بیماران از افسردگیشان خبر ندارند، ولو اینکه از خانواده، دوستان و فعالیت هایی که سابقاً مورد علاقه شان بود، کناره گرفته باشند. تقریباً همه بیماران افسرده (97 درصد) از کم شدن انرژی خود که موجب اختلال در انجام وظایفشان مانند شغل، تحصیل و … می شود، شکایت دارند. انگیزه این بیماران برای قبول طرح های جدید کم شده است.

حدود 80 درصد این بیماران از اشکال در خواب، بویژه سحرخیزی(بی خوابی انتهایی)، بیدار شدن های مکرر در طول شب که طی آن دایم به مشکلات خود فکر می کنند، شاکی هستند. بسیاری از بیماران دچار کاهش اشتها و وزن می شوند. اما برخی نیز افزایش اشتها، افزایش وزن، و افزایش خواب پیدا می کنند. اضطراب از علایم شایع افسردگی است که حدود 90 درصد از آنها را گرفتار می کند. انواع و اقسام تغییراتی که در مصرف غذا و میزان استراحت این بیماران پیدا می شود، می تواند بیماری های طبی ای نظیر دیابت، افزایش فشار خون، و بیماری قلبی همراه با افسردگی را تشدید کند. غیر طبیعی بودن قاعدگی و کاهش علاقه و عملکرد جنسی از دیگر علایم افسردگی است. حدود50 درصد بیماران ذکر می کنند که علایمشان در طول روز تغییر می کند به این شکل که شدت آن در صبح بیشتر است و هرچه روز به غروب می روند، کمتر می شود.

این بیماری هم از وضعیت اقتصادی –اجتماعی تاثیر می پذیرد هم به علت این که تاثیر ویژه ای بر بهره وری می گذارد بر اقتصاد نیز موثر است بنابراین یافتن روش درمانی که هم اثربخشی بالایی داشته و هزینه-اثربخش نیز باشد می تواند سوال مهمی راجب این بیماری باشد همچنین بدست آوردن هزینه های مستقیم و غیر مستقیم این بیماری نیز می تواند اطلاعات مهمی راجب هزینه های راجب کاهش بهره وری به ما ارائه نماید. در ادامه در بیان مساله سوالات تحقیق را بیشتر بررسی می نماییم.

2-1 بیان مساله

درچند دهه اخیر هزینه های کمرشکن بیماری ها و باراقتصادی که بیماری به جامعه تحمیل می کند در بحث های سیاسی اجتماعی داغ شده است ودر این راستا گسترش بیماری های روحی و رفتاری،در جهان توجه سیاستگذاران سلامت،اقتصاد دانان سلامت و اپیدمولوژیست ها را جلب کرده است درمیان این بیماری ها طبق اعلام موسسه جهانی بار  اقتصادی بیماری ها[2]  افسردگی دارای  بالاترین بار بیماری[3] می باشد واین سوال را بوجود می آورد که چرا افسردگی هزینه بر است، افسردگی درمیان بیماری های مزمن قرار دارد که هم نیروی کار و هم جامعه را درگیر کرده ، (Eaton et al, 1990-Kessler et al,1994) و معمولا بهره وری را نیز بشدت کاهش می دهد که ناشی از این واقعیت است که افسردگی معمولا در دهه های 20-30 که افراد دراوج بهروری قرار دارند افراد را درگیر میکند  و همچنین برروی موفقیت های تحصیلی و تخصصی که با بهره وری مرتبط است نیز اثر می گذارد.(Kessler et al-1995)

در یک سری از مطالعات اپیدمولوژیک منطقه ای و سازمان ملی بیماری های همزمان آمریکا هردو گزارش داده اند افرادی از جامعه که دارای علایم افسردگی می باشند پنج برابر بیش از دیگران دارای زمان تلف شده در حین انجام کار می باشند ،ودو مطالعه گسترده اپیدمولوژیکی نشان می دهد که هر فرد مبتلا به افسردگی حاد بصورت ماهانه تقریبا 200تا 400دلار برای هرکارگر بواسطه از دست دادن بهره وری از دست می دهد.همچنین مطالعات تجربی و طولانی ،بهبود در افسردگی با بهبود در انجام فعالیت های روزمره که معمولا توسط خود مریض گزارش می شود مرتبط می باشد(Simon et al, 2000)

از طرفی اکثر تصمیمات در بخش سلامت بطور مستقیم و یا غیر مستقیم تجزیه و تحلیل هزینه-فایده را در خود مستتر دارد ،یعنی در واقع همه سیاست گذاران در ذهن خود بدنبال پاسخی برای این سوالند که درچه نقطه ای هزینه های اضافی در خصوصی تصمیم خاص (مثل ارائه خدمات درمانی)از منافع حاصل از آن فراتر خواهد رفت اگر چه نمی توان در تمامی موارد کلیه موارد منافع و هزینه ها را کمی نمود،ولی اقتصاد دانان توانسته اند روش هایی را برای ارزیابی چنین تصمیماتی در قالب تحلیل هزینه-اثربخشی ارائه کنند(صباغ کرمانی-1380)

با روش تحلیل هزینه-اثربخشی[4] می توان هزینه ها و پیامد های راهکارهای مختلف درمان بیماری افسردگی ، لذا دو داروی متداول اختلال افسردگی اساسی[5] در درمان خط اول[6] این بیماری برای مقایسه هزینه های بیماری انتخاب شده اند که عبارتند از: سیتالوپرام[7] و سرترالین[8]

 پس از محاسبه هزینه های مستقیم و غیرمستقیم مداخله دارویی طی بررسی 6ماهه اول سال 1393 در جامعه بیماران زن مراجعه کننده  به کلینیک بزرگمهر تبریز و ارزیابی اثربخشی از طریق کاهش علایم افسردگی ،تحلیل هزینه اثربخشی اجرا شده و داروی هزینه-اثربخش تر انتخاب و تحلیل حساسیت انجام خواهد شد.امید است با اجرای این طرح کمکی برای برآورد هزینه های این بیماری بر جامعه علی الخصوص بهره وری شده همچنین تصمیم گیران و سیاست گذاران  را در انتخاب هزینه-اثربخشترین روش درمان یاری نماید.

2-1 ضرورت و اهمیت موضوع

در حال حاضر با توجه به بالا بودن میزان معلولیت بیماری افسردگی در سطح جهانی و شیوع بالای بیماری های روانی در ایران و و عدم پوشش داروی های ضد افسردگی این مطالعه از طرف بیمه ها در ایران که با توجه به مزمن بودن این بیماری اثر ویژه ای در کاهش بهره وری،  و افزایش هزینه های مستقیم و غیرمستقیم این بیماری برای جامعه و خانواده ها دارد و با توجه به عدم بررسی هزینه-اثربخشی داروهای ضدافسردگی در ایران تا بحال، با توجه مطالعه پژوهشگر در این زمینه،مطالعه آن ضروری بنظر می آید.

3-1 اهداف تحقیق

هدف اصلی:مقایسه هزینه-اثربخشی دو ضدافسردگی سرترالین و سیتالوپرام در درمان بیماران اختلال افسردگی اساسی مراجعه کننده به کلینیک بزرگمهر تبریز

اهداف فرعی:

1)تعیین هزینه درمان اختلال افسردگی اساسی با سرترالین

2) تعیین هزینه درمان اختلال افسردگی اساسی با سیتالوپرام

3) تعیین اثربخشی داروی سرترالین در درمان اختلال افسردگی اساسی

4) تعیین اثربخشی داروی سیتالوپرام در درمان اختلال افسردگی اساسی

5) محاسبه نسبت هزینه اثربخشی افزایشی

6) انجام آنالیز حساسیت

اهداف کاربردی:نتایج این مطالعه می تواند در اختیار تصمیم گیران حوزه سلامت،پزشکان و سیاست گذاران  جهت استفاده در تخصیص بهینه منابع قرار گیرد.

4-1سوالات تحقیق

1)کدامیک از دو داروی سرترالین و سیتالوپرام هزینه-اثربخشی پایین تری دارد؟

2)هزینه درمان با داروی سرترالین چقدر است؟

3)هزینه درمان با داروی سیتالوپرام چقدر است؟

4)اثربخشی درمان با داروی سرترالین چقدر است؟

5)اثربخشی درمان با داروی سیتالوپرام چقدر است؟

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات :  145

قیمت :  40 هزار تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159373]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه تاثیر معنا درمانی گروهی بر کاهش نشانگان افسردگی ، اضطراب و استرس در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تبریز

 

دانشکده­ی علوم انسانی-گروه روانشناسی

 

پایان نامه برای دریافت درجه­ کارشناسی ارشد

رشته: روانشناسی عموی

 

عنوان:

تاثیر معنا درمانی گروهی بر کاهش نشانگان افسردگی ، اضطراب و استرس در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

زمستان  1395

 

 

 

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی معنادرمانی به شیوه گروهی بر کاهش افسردگی، اضطراب و استرس بیماران مبتلا به ام اس پرداخته است. جامعه آماری این تحقیق بیماران ام اس شهر تبریز بودند. نمونه اصلی شامل 60 نفر بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. نمونه فرضیه ها شامل 30 بیمار با اضطراب، استرس و افسردگی بالا بودند که به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. شرکت کننده گان مقیاس های خود سنجی افسردگی، اضطراب و استرس را پاسخ دادند. بعد از 10 جلسه معنادرمانی به شیوه گروهی برای گروه آزمایش دوبار از آن ها آزمون افسردگی، اضطراب و استرس اخذ شد. نتایج تحلیل آماری کوواریانس و آزمون تی همبسته در سطح معنادار بودند. نتایج نشان داد که معنادرمانی به شیوه گروهی باعث کاهش افسردگی، اضطراب و استرس در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است و همچنین معنادرمانی بر تداوم کاهش افسردگی، اضطراب و استرس در مرحله پیگیری یک ماهه تاثیر داشته است.

 

کلمات کلیدی: معنادرمانی گروهی، افسردگی، اضطراب، استرس، مولتیپل اسکلروزیس

 

 

فهرست

عنوان                                                                                                                                    صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق.. 1

1-1-مقدمه. 2

1-2-بیان مساله. 3

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق.. 6

1-4-سوال اصلی تحقیق.. 8

1-5-اهداف تحقیق.. 8

1-6-فرضیات تحقیق.. 8

1-7-تعریف مفهومی متغییرها 9

1-8-تعریف عملیاتی متغییرها 10

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق.. 11

2-1-مقدمه. 12

2-2- مولتیپل اسکلروزیس… 12

2-3- نظریات مربوط به ام.اس… 13

2-4- علائم کلی بیماری (ام.اس): 14

2-5- انواع بیماری ام.اس… 15

2-6- مشخصه اصلی بیماری ام اس… 16

2-7- دلایل ابتلا به بیماری (ام.اس) 17

2-8- سبب شناسی و شیوع بیماری ام.اس… 19

2-9-عود در بیماران ام.اس… 20

2-10-درمان بیماری (ام.اس) 23

2-11- واقعیت درمانی.. 25

2-11-1-نیازهای پنج گانه. 31

2-11-2- ماشین رفتار. 33

2-11-3- دنیای مطلوب.. 36

2-11-4- اصول ده گانه نظریه انتخاب.. 38

2-12- مفهوم بیماری از دیدگاه واقعیت درمانی.. 39

2-12-1- علل انتخاب انواع ناراحتی ها 40

2-12-2- فرایند درمان واقعیت درمانی.. 41

2-12-3- سیستم WDEP. 42

2-12-4- مداخله گروهی مبتنی بر واقعیت درمانی و نظریه انتخاب.. 48

2-13- ماهیت افسردگی.. 50

2-13-1- علل افسردگی.. 52

2-13-2- روش های درمان افسردگی.. 53

2-14- تعریف استرس… 54

2-14-1-واکنش های (زیست شناختی) جسمانی نسبت به استرس55

2-14-2- واکنش روانی نسبت به استرس57

2-15- استرس و اضطراب.. 57

2-16-سوابق و پیشینه تحقیق.. 58

2-16-1-تحقیقات انجام شده در داخل کشور. 58

2-16-2-تحقیقات انجام شده در خارج از کشور. 61

2 – 17-جمع بندی.. 64

فصل سوم: روش شناسی تحقیق.. 65

3-1-مقدمه. 66

3-2-جامعه آماری تحقیق.. 66

3-3-نمونه آماری ( حجم نمونه و روش نمونه گیری ) 66

3-4- ابزار های اندازه گیری.. 66

3-5- روش های اجرای کار. 67

3-6- ابزار گرد آوری اطلاعات.. 68

3-7- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 69

فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 70

4-1-مقدمه. 71

4-2-یافته‌های توصیفی و جمعیت شناختی.. 71

4-2- تحلیل های توصیفی.. 71

4-2-1- سن.. 71

4-2-2- جنسیت.. 72

4-3- بررسی استنباطی داده‌ها 78

4-3-1- پیش‌فرض‌های تحلیل کوواریانس در بررسی متغیر های تحقیق.. 79

4-3-1-1- نرمال بودن. 79

4-3-1-2-همسانی واریانس‌ها 80

4-3-1-3- بررسی خطی بودن رابطه بین متغیر وابسته و مستقل.. 81

4-3-1-4- تحلیل کوواریانس85

4-3-1-5- معنا درمانی گروهی بر کاهش افسردگی بیماران مبتلا به ام اس موثر است. 85

4-3-1-6- معنادرمانی گروهی بر کاهش اضطراب بیماران مبتلا به ام اس موثر است. 86

4-3-1-6- معنا درمانی گروهی بر کاهش استرس بیماران مبتلا به ام اس موثر است. 88

4-4- یافته های اضافی پژوهش… 89

4-4-1- بررسی تفاوت بین نمره اضطراب پس از معنادرمانی گروهی با نمره پیگیری…                   ……. 89

4-4-2- بررسی تفاوت بین نمره اضطراب پس از معنادرمانی گروهی با نمره پیگیری.. 90

4-4-3- بررسی تفاوت بین نمره اضطراب پس از معنادرمانی گروهی با نمره پیگیری.. 91

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 92

5-1-مقدمه. 93

5-2- بحث و نتیجه گیری.. 93

5-3-محدودیت‌های تحقیق.. 97

5-4-پیشنهادات تحقیق.. 98

ضمایم و پیوست ها 100

منابع و مآخذ. 156

 

 

فهرست جداول :

عنوان                                                                                                                                               صفحه

جدول (4-1): توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان. 72

جدول (4-2): توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان. 73

جدول(4-3): توزیع فراوانی سابقه بیماری پاسخ دهندگان. 74

جدول (4-4): نتایج نمرات پرسشنامه اضطراب آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه 75

جدول (4-5): نتایج نمرات پرسشنامه افسردگی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه 76

جدول (4-6): نتایج نمرات پرسشنامه استرس آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه 77

جدول(4-7): نتایج آزمون کومولوگروف – اسمیرونوف… 79

جدول (4-8): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 80

جدول (4-9):  نتایج آنالیز کوواریانس متغیر وابسته و مستقل در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه برای متغیر افسردگی.. 85

جدول (4-10):  نتایج آنالیز کوواریانس متغیر وابسته و مستقل در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 86

جدول (4-11):  نتایج آنالیز کوواریانس متغیر وابسته و مستقل در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه برای متغیر استرس… 88

جدول (4-12):  مقایسات زوجی معنادرمانی پس آزمون و پیگیری نمره اضطراب… 89

جدول (4-13):  مقایسات زوجی معنادرمانی پس آزمون و پیگیری نمره افسردگی.. 90

جدول (4-14):  مقایسات زوجی معنادرمانی پس آزمون و پیگیری نمره استرس… 91

 

 

 

فهرست نمودار ها

عنوان                                                                                                                                                                         صفحه

نمودار(4-1) : میانگین نمرات پرسشنامه اضطراب آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیگیری، آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 76

نمودار(4-2) : میانگین نمرات پرسشنامه افسردگی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیگیری، آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه      77

نمودار(4-3) : میانگین نمرات پرسشنامه استرس آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پیگیری، آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 78

نمودار شماره(4-4 ): نمودار پراکنش اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل. 82

 

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1-مقدمه

 

بیماری مولتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی می باشد که درآن غلاف میلین به صورت پیشرونده تحلیل می رود. آمار دقیقی از میزان مبتلایان به این بیماری در ایران در دسترس نیست ، اما به طور تقریبی بین  30تا 40 هزار نفر در ایران دچار این بیماری هستند. بسیاری از بیماری های مزمن، از جمله MS با خطر بالای افسردگی و نامیدی همراهند.

اگرچه اضطراب یکی از علائم ناتوان کننده در این بیماران است اما کمتر مورد بررسی قرار گرفته است؛ ادبیات پژوهشی شیوع آن را متغیر گزارش کرده اند، دریک بررسی در بیمارانی که به تازگی تشخیص این بیماری را دریافت کرده بودند 34% و در والدین آنها 40% گزارش شده است. بطور کلی ام اس تاثیر قابل ملاحظه ای برکیفیت زندگی افراد مبتلا- حتی در اوایل بیماری- می گذارد. با وجود این، ناتوانی های جدی، اغلب در سال های بعد آشکار می شود. یکی از استرس زا ترین جنبه های این بیماری نامعلوم بودن آینده آن است، حتی در یک هفته آینده معلوم نیست که بیمار چه احساسی داشته باشد. درست هنگامی که آنها در حال سازگارشدن با احساس ناتوانی ناشی از حملات قلبی بیماری هستند، حمله دیگری با محدودیت های بیشتر از راه رسیده و بایستی با دوره دیگری از سازگاری و تغییرات زندگی، مواجه شوند. از آنجاییکه این بیماران هم بایستی با استرس های زندگی روزمره و هم با استرس های ناشی از علائم بیماری که نوسان دار و غیر قابل پیش بینی هستند، مقابله کنند. بنابراین، پیشرفت بیماری ممکن است با کار، زندگی خانوادگی، ارتباطات و فعالیت های اجتماعی تداخل کند. هدف مداخلات روان شناختی کمک به این افراد به منظور مقابله با چالش های فوق می باشد.

مشاوره و روش های روان درمانی متفاوتی برای تسکین آلام روانی این بیماران در چند سال اخیر متداول گردیده است که یکی از این روش های درمانی، معنا درمانی است. معنی درمانی با درنظر گرفتن گذرایی هستی و وجود انسانی به جای بدبینی و انزوا، انسان را به تلاش و فعالیت میخواند و بیان میدارد که آن چه انسان ها را از پای درمی آورد، دردها و سرنوشت نامطلوب شان نیست، بلکه بی معنی شدن زندگی است که مصیبت بار است. اگر رنج، شجاعانه پذیرفته شود، تا واپسین دم زندگی معنی خواهد داشت و معنای زندگی می تواند حتی معنی بلقوه ی درد و رنج را نیز دربر گیرد. در این پژوهش به بررسی تاثیر معنادرمانی گروهی جهت کاهش نشانگان افسردگی و استرس، اضطراب این بیماران پرداخته ایم.

 

1-2-بیان مساله

 

زندگی انسان در این جهان همواره با اضطراب و دلهره همـراه بـوده اسـت. انسـان هـا معمـولا در اثـر عوامل گوناگون دچار میزانی از اضطراب و دلهره هستند. استرس و اضطراب کلماتی هستند که در زندگی روزمره، برای توصیف حالات و احساسات بسیار استفاده می شوند. در روان شناسی، اضطراب مرحله ی پیشرفته تر استرس مزمن است، که هنگامی به صورت یک مشکل بهداشت روانی در می آید که برای فرد یا اطرافیانش رنج و ناراحتی به وجود آورد یا مانع رسیدن او به اهدافش شود و یا در انجام کار های روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند(پارجمنت ، 2007). افسردگی نیز یکی از نابسامانی های بنیادین روانی است ( مهریار، 1382). حالتی است که بر احساسات، افکار، رفتار، و سلامت جسمانی فرد تأثیر ژرفی گذاشته ( سالمانز ،ترجمه: خلخالی زاویه، 1382) و چگونگی ادراک او از خود و محیطش را دگرگون می سازد ( کاپلان و سادوک ، ترجمه: پورافکاری، 1375). این دگرگونی تا اندازه ای است که وی در کنترل خود و پیرامونش، احساس درماندگی می کند (سلیگمن ، 1975). یکی از بیماری هایی که به دلیل ماهیت کم توان کننده اش می تواند فرد را به افسردگی برساند، مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس.) می باشد (آبراموویتز، ترجمه: همت خواه،1384). این بیماری یکی از قدیمی ترین و در عین حال مهمترین بیماری های مغز و نخاع است (باردلی و همکاران ، 2004) که با دوره های پیشرونده ی کاهش و افزایش بیماری، علایم سه گانه ی آسیب زا شامل التهاب ازبین رفتن پوشش عصب ها (میلین) و جراحت دستگاه اعصاب مرکزی تشخیص داده می شود (هوشر و گودین ، 2005). از بین رفتن پوشش عصب در بخشی از مغز که کنترل احساسات را به عهده دارد، پیش بینی ناپذیر بودن حمله های بیماری، کاهش توانمندی های پیشین و مشکلاتی نظیر از دست دادن کار و در آخر عوارض ناشی از مصرف داروهایی که در درمان به کار می روند از جمله دلایل افسردگی در بیماران ام.اس. است ( آبراموویتز، ترجمه: همت خواه، 1384) که به نوبه ی خود سویه های بسیاری از زندگی فرد را دگرگون می نماید. یکی از این سویه ها، کاهش مقابله سودمند با دشواری های زندگی است. این کاهش مهارت مقابله به سهم خود می تواند افسردگی بیمار را بیشتر از پیش نماید و این چرخه همچنان ادامه یابد (ارنلت و رودولف ، 2006). شدت افسردگی بیمار بر کیفیت زندگی، توانمندی های بدنی (پیتون و همکاران ، 2006)، سویه های شناختی، شناختی، و بازگشت دوباره ی بیماری (لوپز و همکاران ، 2006) تأثیر ویران کننده ای می گذارد. الگوی بیماری و شیوه ی برخورد با آن در بیمار ام.اس. که دچار افسردگی شده است در برابر بیماری که به افسردگی دچار نشده یا آن را مهار کرده، بسیار ناهمانند است (کورنچ و همکاران ، 2000). ناامیدی و خستگی از دیگر پیامدها و چه بسا نشانه های افسردگی می باشد. ناامیدی ای که بیمار را از مقابله سودمند و ادامه ی درمان باز می دارد (وینسمن و اسچووتز ، 2004) و همین امر سبب می شود با آغاز حمله ی دیگر بیماری فرد به درمان دارویی گستردهتر و حتی بستری درازمدتتر نیاز داشته باشد (پتن و متس ، 2002). چنین آسیب های گسترده ای می توانند در افزایش افسردگی فرد سهم بسزایی داشته باشند که با افزایش افسردگی خطر اقدام به خودکشی با هدف پایان دادن به این دشواری ها نیز افزایش می یابد (مختاری، 1384). انجمن حمایت از بیماران ام.اس. ( 2006) در گزارش های خود بیان کرد که خطر خودکشی در بیماران .ام اس. به طور معمول 7/7 برابر بیشتر از جمعیت عادی است. افکار خودکشی در بیماران ام.اس.

ایرانی 30 درصد است که از این میان اقدام به خودکشی 5 برابر بیشتر از جمعیت عادی است و این میزان به ویژه در 5 سال نخست بیماری و در سنین 40 تا 50 سال نمایان می شود (ملکوتی، 1385 ). از این رو توجه جدی به دشواری های بیماران به ویژه افسردگی و اضطراب ایشان ارزنده می نماید. روان شناسان کوشیده اند برای پیشـگیری و درمـان اضطراب، روش های گوناگونی را به افراد آموزش دهند. اما به نظر می رسدکه استفاده از روش های سنتی و ساده برای درمان اضطراب و افسردگی کافی نیست، لذا اهمیت مذهب و بـه کـارگیری روش هـای معنـوی در چنـد دهـه گذشته به صورت روزافزون توجه روان شناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. شواهدی وجود دارد که عموم مـردم بـه طـور فزاینـده ای بـه معنویـت تمایـل دارنـد و بررسـی هـای همگانی افزایش قابل ملاحظه در علاقه به امور معنوی را تایید می کنند. مطالعات آزمایشی نیز نشان می دهـد که بین مذهب و معنویت و سلامت روانی رابطه معنا داری وجود دارد، با این حـال دلایـل ایـن ارتبـاط مـبهم است. از آنجایی که شیوه های رویارویی با افسردگی و اضطراب بیماران ام اس ناهمانند است و پژوهش های اندکی ( به ویژه در ایران) در زمینه ی سودمندی معنادرمانی در کاهش افسردگی بیماران ام.اس. انجام شده است، پژوهش کنونی با هدف کاهش افسردگی بیماران ام.اس. بر آن است تا سودمندی شیوه ی معنادرمانی را در کاهش افسردگی بررسی نماید.

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

 

بیماری مولتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی می باشد که درآن غلاف میلین به صورت پیشرونده تحلیل می رود. آمار دقیقی از میزان مبتلایان به این بیماری در ایران در دسترس نیست ، اما به طور تقریبی بین  30تا 40 هزار نفر در ایران دچار این بیماری هستند. بسیاری از بیماری های مزمن، از جمله MS با خطر بالای افسردگی و نامیدی همراهند.

اضطراب احساس ناخوشی، نگرانی و یا تنشی است که فرد در پاسخ به شرایط تهدید کننده و یا فشارزا ارائه می کند. اضطراب میتواند خفیف و یا چنان شدید باشد که فرد را به هراس افکند، به طور طبیعی اضطراب گذراست اما هرگاه مدت زمان آن طولانی شود و یا در غیاب فشارهای روانی و یا تهدید ادامه یابد، آنگاه باید به عنوان یک مشکل تلقی شود. افسردگی حالتی است که انسان در دراز مدت احساس سختی و ناراحتی می کند، پریشان حال و مضطرب می باشد و زندگی را کسالت بار و دلتنگ کننده احساس میکند. فرد افسرده در رابطه با هیچ چیز احساس خشنودی، رغبت و لذت نمی کند. برای انسان های افسرده شروع کردن کارها بسیار سخت و مشکل بوده و خیلی زود خسته می شوند.(کاراکویان، 2010). یکی از مداخلات مطرح در مبحث سلامت روان، معنا درمانی است که در اثربخشی  آن مطالعات مختلف اثبات شده است و می تواند فرد را در یافتن معنای زندگی یاری داده و سبب کاهش تنش ها و مشکلات روانشناسی وی گردد. معنای زندگی یکی از مقوله هایی است که انسان حقیقت جو در پی آگاهی یافتن به ماهیت آن است. معناداری زندگی، کاملاً به نگرش انسان به زندگی بستگی دارد. برای آن که زندگی فردی معنادار شود، وی باید معنای زندگی را درک نماید. یکی از معروف ترین تعریف مبنای زندگی، توسط فرانکل در سال 1984 ارائه شده است. وی معتقد است که هنگامی که انسان به فعالیت های مورد علاقه اش می پردازد، با دیگران ملاقات می کند، به تماشای آثار هنری- ادبی می پردازد و یا به دامان طبیعت پناه می برد، وجود معنا را در خود احساس می کند. همچنین هنگامی که احساس می کند که وجود و هستی اش به یک منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چارچوب ها و تکیه گاه های گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب و فلسفه ای که برای زندگی کردن انتخاب کرده است، می بیند، معنا را درمی یابد و آن را احساس می کند. معنای زندگی اشاره به نوعی از احساس ارتباط با خالق هستی، داشتن هدف در زندگی، تعقیب و نیل به اهداف با ارزش و رسیدن به تکامل دارد. معنای زندگی در اصل ماهیت شناختی دارد، چرا که دربردارنده باورهای افراد در مورد وجود یک هدف غایی در زندگی، اعتقاد به معنویات و زندگی اخروی است. در واقع، داشتن معنا در زندگی، یکی از پیش بینی کننده های رفاه انسان و رضایت از زندگی می باشد(دهداری وهمکاران، 1392). مطالعات نشان می دهند که مفهوم معنای زندگی ارتباط تنگاتنگی با سلامت و رفاه روان شناختی افراد دارد (ملتون، 2008). در واقع، معنادار بودن زندگی سبب پایین آمدن سطح عواطف منفی مانند اضطراب و افسردگی می شود و در نهایت سبب کاهش خطر ابتلا به بیماری های روانی می گردد.

راستای مداخلات روان شناختی، معنا درمانی گروهی دنیای کوچکی از دنیای واقعی است که در آن اعضا با هدف کشف خودشان به عنوان اینکه علایق وجودی مشترک دارند، شرکت می کنند. این روش یک سفر خود اکتشافی است که برای کسب توانایی بودن با خود حقیقی، گسترش دید نسبت به خود و دنیای اطراف و روشن سازی آنچه که به زندگی فعلی و آینده معنی می دهد صورت می پذیرد. در این گروه، افراد احساس می کنند به طور عمیقی می توانند در راه های معنادار زندگی باهم باشند (کوری، 1995).

ان آنجایی که معنا درمانی و شرکت در گروه برای ایجاد حس همدردی و جلوگیری از تنهایی  در افراد موثر است، پژوهشگر در صدد است با به کار بردن تکنیک های این روش تاثیر آنها را در کاهش علائم روانشناختی افراد مبتلا، بررسی نماید.

1-4-سوال اصلی تحقیق

 

آیا معنا درمانی میزان اضطراب، استرس و افسردگی بیماران ام. اس را کاهش می دهد؟

1-5-اهداف تحقیق

 

1-تعیین تاثیر معنادرمانی گروهی بر کاهش افسردگی بیماران مبتلا به ام اس.

 2- تعیین تاثیر معنادرمانی گروهی بر کاهش اضطراب بیماران مبتلا به ام اس.

 3-تعیین تاثیر معنادرمانی گروهی بر کاهش استرس بیماران مبتلا به ام اس.

1-6-فرضیات تحقیق

 

1- معنادرمانی گروهی بر کاهش افسردگی بیماران مبتلا به ام اس موثر است.

 2- معنا درمانی گروهی بر کاهش اضطراب بیماران مبتلا به ام اس موثر است.

 3- معنا درمانی گروهی بر کاهش استرس بیماران مبتلا به ام اس موثر است.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات :  72

قیمت :  40 هزار تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159373]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه تاثیر آواز سنتی ایرانی براضطراب، افسردگی و عزت نفس

دانشگاه آزاد

 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات آذربایجان شرقی

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

رشته : روانشناسی

گرایش تخصصی: بالینی

عنوان:
تاثیرآوازسنتی ایرانی براضطراب، افسردگی وعزت نفس

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

تابستان 92

چکیده

هدف این مطالعه بررسی اثرآواز(سنتی) ایرانی براضطراب، افسردگی، و عزت نفس بوده است.روش تحقیق مورد استفاده‌روش نیمه‌آزمایشی با پیش آزمون‌و پس آزمون همراه گروه کنترل وآزمایش بود. جامعه آماری حاوی 30نفرازدانشجویانی بودند که دارای اضطراب وافسردگی بالا وعزت نفس پایین بوده اند(18نفر دختر و 12 نفر پسر با میانگین سنی 24 سال).یافته‌ها نشان داد که متغیر آزمایشی(آواز سنتی) در میزان اضطراب موثر بوده است. همچنین تحلیل واریانس یافته‌ها در خصوص متغیر افسردگی نشان داد که F= 5/280 بوده و سطح اعتبار حاصله برابر با P=0/003 بوده است. جداول 2 بعدی مربوط به متغیر افسردگی نشان داد که متغیر مستقل در افسردگی نیز موثر بود. در خصوص متغیر سوم (عزت نفس) نتایج بدست آمده از تحلیل واریانس معادل با F=1/372 و سطح اعتبار حاصله برابر با P= 0/261 بوده است. جداول مربوط به متغیر عزت نفس نشان داد که متغیر مستقل در افزایش اعتماد به نفس تاثیری نداشته است. باتوجه به یافته‌های تحقیق می توان گفت آوازسنتی ایرانی درکاهش اضطراب وافسردگی موثر بوده و می توان ازآن دردرمان اضطراب وافسردگی استفاده نمود. همچنین بر اساس یافته ای تحقیق نتایج نشان داد، آوازدر جهت افزایش اعتماد به نفس موثر نبود.

 

 واژگان کلیدی:آواز سنتی ایرانی، اضطراب، افسردگی، عزت نفس.

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                   صفحه

فصل اول :کلیات تحقیق.. 1

1-1 مقدمه. 2

1-2 بیان مساله. 5

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق.. 8

1-4 اهداف تحقیق.. 9

1-5 سوال‌های تحقیق.. 10

1-6 فرضیه‌های تحقیق.. 10

1-7 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 10

 

فصل دوم : ادبیات تحقیق.. 12

2-1 مقدمه. 13

2-2مبانی نظزی.. 13

2-2-1 نرو فیزیولوژی موسیقی.. 13

2-2-2 فواید رفلکس کاهش(ATT-REF) 16

2- 2-3 انتقال صوت موسیقیایی از طریق استخوان‌ها 16

2-2-4 انتقال صوت موسیقیایی از حلزون در مسیر تفسیر صوت موسیقیایی.. 17

2-2-5 ارتعاش غشاء قاعده ای و تشدید ارتعاش در حلزون.. 17

2-2-6 هدایت امواج صوت موسیقیایی در حلزون.. 18

2-2-7 الگوی ارتعاش غشاء قاعده ای.. 19

2-2-8 الگوی دامنۀ ارتعاش غشاء و قاعده ای مدل اصل تمیز فرکانس‌هاست… 19

عنوان                                                                                                                                   صفحه

2-2-9 عمل اندام کرتی در تفسیر صوت موسیقیائی.. 20

2-2-10 پتانسیل داخل حلزونی …. 22

2-2-11 تعیین الگوی فرکانس صوت 23

2-2-12 تعیین شدت صوت… 23

2-2-13 عملکرد قشر مغز در شنوایی موسیقیایی.. 28

2-2-14 چگونگی ادراک فرکانس‌های صوت موسیقیایی در قشر شنوایی.. 28

2-2-15 تعیین جهت منشا صوت موسیقیایی.. 29

2-2-16 اضطراب… 36

2-2-17 افسردگی.. 45

2-2-18 عوامل روانی- اجتماعی.. 50

2-2-19 عزت نفس…. 58

2-2-20 موسیقی درمانی 62

2- 2-21 انواع موسیقی درمانی …. 63

2-2-22 اهداف موسیقی درمانی.. 64

2-2-23 پیشینه عملی تحقیق.. 66

2-3 جمع بندی ادبیات تحقیق.. 77

 

فصل سوم: روش شناسی تحقیق.. 79

3-1 مقدمه. 80

3-2 طرح تحقیق.. 80

 

عنوان                                                                                                                                    صفحه

3-3 جامعه آماری.. 81

3-4 نمونه آماری و روش نمونه گیری.. 81

3-5 ابزارهای گردآوری داده ها 82

3-6 شیوه اجرای تحقیق.. 84

3-7 روش تجزیه و تحلیل داده‏ها 86

 

فصل چهارم: یافته‌های تحقیق.. 87

4-1مقدمه 88

4-2 یافته های توصیفی 88

4-3 یافته های استنباطی.. 90

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری.. 92

5-1 مقدمه. 93

5-2 تفسیر یافته‌ها ی تحقیق.. 93

5-3 پیشنهادهای کاربردی.. 100

5-5 محدودیت‌های تحقیق 101

5-4 پیشنهادهای پژوهشی.. 101

5-6 نتیجه گیری کلی 102

منابع فارسی.. 105

منابع انگلیسی.. 108

چکیده انگلیسی…………………….. 111

 

فهرست جداول

جدول 3-1 81

جدول4-1 89

جدول4-2 89

جدول4-3 89

جدول4-4 89

جدول4-5 90

جدول4-6 90

 

 

1-1مقدمه

اضطراب و استرس کلماتی هستند که درزندگی روزمره،‌ برای توصیف حالات و احساسات بسیار استفاده می شوند. هنگام سخنرانی در برابر جمع،‌هنگام امتحان،‌هنگام مواجهه با مشکلات زندگی،‌و … .مود استفاده قرار می گیرند. این احساس تا زمانی که عملکرد انسان را مختل نکرده است و تا زمانیکه فرد احساس تسلط بر خود دارد طبیعی است،‌اما وقتی منجر به افت عملکرد و عدم احساس تسلط شود،‌حالتی را تجربه می کند که به آن اضطراب گویند. امروزه اضطراب تبدیل به جزئی از زندگی شهری شده است،‌چرا که زندگی شهری با ضرب آهنگ سریع خود،‌ ازدحام جمعیت،‌خانه‌های آپارتمانی،‌ترافیک،‌و … اضطراب ایجاد می کند. همانطور که شیوع و بروز این اختلال نشان می دهد دومین اختلال شایع روانی است. از طرفی دیگر وجود شرایط رقابت زیاد در زندگی شهر و بروز ناکامی در شرایط مختلف زندگی شخصی و اجتماعی گاهاً‌منجر به احساس ناکامی،‌احساس شکست که منجر به افکار خود شکن شده و نهایتاً‌ به کناره گیری و پناه بردن به دنیای درونی می شود. اگر حمایت های اجتماعی و مشاوره های تخصصی در دسترس نباشد منجر به افسردگی می شود. آمار شیوع و بروز افسردگی بعنوان شایع ترین اختلال در تمامی جوامع خود موید این امر است. عامل دیگری که هم می توانند از اضطراب و افسردگی بوجود آید هم یکی از عوامل ایجاد آنها شود،‌عزت نفس پایین است. عزت نفس ازجمله سازه های روانشناسی است که مورد توجه روانشناسان بوده است. از آنجای که عزت نفس به تصویری که فرد از توانمندی ها،‌قابلیت ها و احساس ارزشمندی از خود دارد،‌مربوط است،‌دارای اهمیت ویژه ای است چرا که عملکرد و کارایی موثر و مطلوب فرد بسته به احساس کفایت از خود است. اگر این احساس به هر دلیلی خدشه دار شود می تواند زمینه های بروز اضطراب و افسردگی را ایجاد کند. البته این بدان معنا نیست که علت یا عامل ایجاد کننده باشد و بلکه بدان معناست که با اضطراب و افسردگی همبستگی دارد و متقابلاً‌بر یکدیگر تاثیر دارند.

وجود اضطراب و افسردگی و عزت نفس پایین منجر به اختلال در سازگاری فرد با محیط می شود. یکی از ابزارهای دردست بشر استفاده از هنر موسیقی است که در ایجاد احساس آرامش از دیرباز ازآن بهره می برده است.

 

بشربرای سازگاری با محیط همواره به ابزارهایی نیاز داشته است تا نیازهای جسمی وروحی خودرابنحوی برآورده سازدوهنر، یکی ازوسایل اولیه سازگاری روانی وتطابق روحی بشرباپدیده‌های مختلف طبیعی واجتماعی بوده است. اولین پیام موسیقی وبطورکلی هنر صلح درونی است که باعث سازش وهماهنگی احساسات، هیجانات وافکاروتمایلات هنرمند می‌شود. دومین پیام هنر، صلح اجتماعی است که ازطریق هم حسی وتقویت اشتراک احساسی موجب همبستگی اجتماعی خواهدشد. از آنجایی که موسیقی بعنوان یک هنر درتحریک و انگیختن حواس وعواطف آدمی وتغییرحالات روحی واجتماعی سریعتر وصریح‌تر عمل می‌کند و صمیمی ترین، مطبوع ترین و زیباترین هنرارتباط بشراست؛ لذا باید همواره به این زبان اندیشید واز آن درارتباط وصمیمیت وصلح بهره جست و نهایتا همبستگی راتقویت کرد. در یونان قدیم ارتباط نزدیکی بین موسیقی وشفا وجود داشت، واین همبستگی به یکی ازخدایان یونان به نام آپولوشکل وشخصیت داده است. موسیقی درمانی برای درمان انواع بیماری‌ها مورد استفاده قرارمی گیرد. دامنه کاربردی این روش فقط به بیماری‌هایی که به نوعی به کاهش فقدان حافظه ارتباط دارند، محدود نیست، بلکه افرادی هم که از اختلالات حرکتی، مخصوصاً پارکینسون رنج می برند، ازموسیقی درمانی بهره خواهند برد (فخرالساداتی، 1387).

نظرهای گوناگونی درباره اصل موسیقی، درجوامع گوناگون بشری دیده می‌شود، بومیان آمریکا، موسیقی را ازموهبتهای الهی می دانند، برهما، موسیقی رابه عنوان ودای پنجم برروی زمین آورد، پیروان فیثاغورث، آن رالحن موسیقی خلقت دانسته اند وآن رابرگرفته ازبانگ گردشهای چرخ شناخته اند واین نظرراحکما وفلاسفه یونانی و اسلامی پذیرفته اند. عطار آن را لحن موسیقی خلقت ومولوی زبان ‌هاتف غیبی می شناسد. امروزه تاثیر موسیقی رادر کودکان شیرخواره، حیوانات وگیاهان به صورت تجربی دریافته اند وبرروی بیماران نیز تجربه کرده اند و بعضی ازامراض رانیز به وسیله آن درمان بخشیده اند.

داستانها وحکایاتی وجودداردکه درگذشته، حکیمان وطبیبانی بوده اندکه نه تنها بیماران رابه وسیله موسیقی شفا می داده اند بلکه مرده ای راکه در اثرسکته قلبی از جهان رفته بود بابعضی نغمات موسیقی، به زندگی برگردانده‌اند(اشرف زاده، 1388).

کاربرد موسیقی درشفا بخشی بیماران، ریشه ای کهن وتاریخی دارد و درهمه فرهنگ‌ها وتمدن‌های باستانی، به گونه ای به کاررفته است. اما، ازنظر روانشناختی، موسیقی درمانی، به عنوان یک مداخله ی تجویزی وسازمان یافته (تپرز، 1371)که بابهره گیری از ابزار موسیقی برای اهداف درمانی به کار
می رود(انجمن موسیقی درمانی آمریکا، 2003)تعریف می‌شود. سازمان بهداشت جهانی[1]، باقرار دادن موسیقی درمانی درحیطه نظام خدمات پزشکی سنتی/مکمل وجایگزین، آن رابه عنوان یک مداخله ذهن –بدن معرفی کرده وبرخی ازاصول فلسفی، نظری، روش شناختی وبالینی آن را همچون کل نگری درمراقبت ودرمان، تکیه براصلاح وکیفیت سبک زندگی بیان نموده است. درموسیقی درمانی بالینی، مانند سایر مداخلات روانشناختی، ازگونه‌های مختلف تکنیکی، همچون فنون بازآوایی، پیایندی، بداهه نوازی، آرام سازی وموسیقی استفاده می گردد(جوهری فرد، 1384).

بایدتوجه داشت که غرض از موسیقی به طور عام، هرحرکت وصدایی موزون ومتناسب است که درعالم خلقت، می توان شنید، به قول کمپل[2] موسیقی، آوای زمین، آسمان، امواج و توفانهاست، انعکاس صدای قطاری است که از دور دستهابه گوش می رسد، طنین ضربان چکش نجاری است که به کار مشغول است. ازنخستین فریادزندگی، تا آخری نفس دردم مرگ، ازضربان قلبمان تا تخیلات سربه فلک کشیده مان، درهرلحظه اززندگی، درپوششی ازاصوات وارتعاشات، پیچیده شده ایم(اشرف زاده، 1388).

 

 1-2بیان مسأله

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت، حالت تندرستی کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است و نه صرفاً فقدان ضعف یا بیماری. از دیدگاه الگوی زیستی، روانی و اجتماعی سلامت چیزی است که فرد از طریق توجه به نیازهای زیست شناختی، روحی، روانی و اجتماعی آن را به دست می آورد. امروزه بر همگان روشن است که تأمین نیازهای روانی و عاطفی در گرو معنویت و دین نهفته است. اجرای عوامل و فرایض دینی از جمله نماز علاوه بر این که احساسات معنوی انسان را تحریک می کند موجب کاهش ناملایمات و ناراحتی‌های روزمره می شود. به طور کلی، زمانی سطح سلامت در یک خانواده بالاو بهینه است که همه ابعاد سلامت یکپارچه اند و با هم کار می کنند. بدین ترتیب، محیط شخصی (کار، خانواده و اجتماع) و ابعاد معنوی، جسمانی، هوشی و اجتماعی برای ایجاد تعادل، با یکدیگر هماهنگ می شوند.

دنیای امروز جهانی است پر تنش همراه با فشارهای روحی و عصبی. اندوه و افسردگی،‌اضطراب ،‌دلهره و تشویش،‌اینها همگی در زندگی شهری امروزی جزیی از زندگی انسان شده است. افسردگی یکی از مهمترین بیماریهای ناتوان کننده است که امروزه تعداد زیادی از مردم را در جهان درگیر کرده و کمتر کسی به آن توجه می کند. افسردگی توانایی انسان را در عملکرد ، تفکر و احساس تحت تاثیر قرار می دهد. این بیماری نه فقط برای بیمار بلکه زندگی را برای اطرافیان نیز مشکل می سازد.

افسردگی، شایع ترین اختلال روانی است(با شیوع طول عمر حدود 17 درصد)، که تقریباً در سراسر جهان و در همه کشورها و فرهنگها دیده شده است که شیوع آن در زنان دو برابر مردان است. (سادوک 2007).

شواهد و تجارب فراوانی وجود دارد که اوضاع نا مناسب اجتماعی و اقتصادی افراد یک جامعه را به نا امیدی و یاس و افسردگی کشانیده است. به تدریج که انسان با دگرگونی های زندگی رو به رو می شود،‌افسردگی نمایان می شود. در مواجهه با طلاق،‌از دست دادن شغل،‌پایان یک رابطه عاطفی،‌فرد مستعد ابتلا به افسردگی می شود.

یکی دیگر از مشکلات و اختلال هایی که در زندگی شهر،‌ازدحام،‌ترافیک و دشواریهای خاص فضای شهر بوقوع می پیوندند اضطراب است. اضطراب پس از افسردگی دومین اختلال شایع در تمامی جوامع می باشد. با توجه به اینکه درصد زیادی ازافرادی که اختلال افسردگی دارند به اختالال اضطرابی نیز مبتلا یند،‌نشان از پیوستگی این دو اختلال دارد.

هنگامی که افراد دچار فشار روانی می شودند،‌به طور غریزی از صحنه عمل و اجتماع کنار کشیده و به گوشه ای پناه می برند،‌در حالی که گوشه گیری باعث تشدید استرس و اضطراب می شود. ارتباط با افراد و دوستان و به طور کلی روابط میان فردی و اجتماعی سالم منجر به کاهش افسردگی و اضطراب و کمک به افزایش اعتماد به نفس افراد می کند.

متغیر مهم دیگری که ارتباط و همبستگی با افسردگی و اضطراب دارد،‌عزت نفس است.

عزت نفس یعنی ارزیابی فرد از توانایی ها و نقاط مثبت و منفی خود است که هم می تواند منجر به اضطراب و افسردگی شود و هم میتواند نتیجه آنها باشد. چرا که عزت نفس پایین می تواند منجر به احساس بی کفایتی شود و عملکرد اجتماعی را پایین بیاورد و این احساس در کنار عوامل دیگر زمینه بروز افسردگی را ایجاد کند. از طرف دیگر وجود اضطراب و افسردگی نیز می تواند منجر به کاهش احساس عزت نفس شود. بنابراین سه متغیر به نوعی با هم همبستگی دارند. به دلیل همین همبستگی و ارتباط درونی انتخاب شده اند.

با توجه به اهمیت این اختلال‌ها، رویکردهای مختلفی برای درمان آنها وجود دارد. برخی از این درمان‌ها نیاز به رجوع به روان شناس و روان پزشک دارد و بعضاً با هزینه‌های مالی روبروست.

از طرف دیگر اهمیت و ضرورت درمانهای جایگزین و مکمل در اختلال‌های شایع روانشناختی که بر روان انسانها تاثیر دارند و دارای حداقل هزینه می باشند، ضروری و مناسب به نظر می رسد.

موسیقی که برگرفته از حس و قریحه زیبا شناختی بشر می‌باشد و خود حاوی نظم و زیبایی است که این نظم و زیبایی بی شک مرهم و مسکن مهمی بر ساختار روان انسان می‌باشد.

موسیقی درمانی در درمان بسیاری از مسائل فیزیکی، عاطفی و روانی در افراد مختلف کاربرد دارد. مهمترین این مشکلات شامل درد، اضطراب، غم و اندوه، مشکلات ارتباطی و. . . می باشد. موسیقی درمانی برای اضطراب و ناراحتی، قدمتی تاریخی دارد به طوریکه مصریان از موسیقی درمانی برای درمان نازایی زنان و ایرانیان از صدای عود برای معالجه بسیاری از بیماران استفاده می کردند( گاگنر، جلسون2001).

همچنین، موسیقی با انحراف حواس و کاهش تمرکز بیمار از محرک‌های اضطراب آور باعث کاهش احساس درد و اضطراب بیمار می شود. از جمله تاثیرات روان شناختی موسیقی ایجاد آرام سازی است که باعث کاهش تعداد ضربان قلب، کاهش تعداد تنفس و سوخت و ساز می شود(همل2001). به منظور کاهش اضطراب می توان از موسیقی بتهوون و باخ که دارای ریتم 60 ضربه در دقیقه(کند تر از ضربان قلب) استفاده کرد (کووالک، جان سون2003 و بوچر 1999).

تحقیقات بسیاری در زمینه موسیقی درمانی و یا سایر روش‌های آرام سازی انجام شده و مشخص شده که مهم ترین اثر آن کاهش اضطراب است(وایت1999).

در جلسات موسیقی درمانی می توان موقعیت‌هایی را برای ایجاد روابط اجتماعی فراهم ساخت و تغییرات مثبتی در حالات روانی و جسمی افراد ایجاد نمود و به تبع آن احساس کنترل بر زندگی را بالا برده، دلهره و تنیدگی را کاهش داد و اعتماد به نفس را افزایش داد (چوی 2008 به نقل از طایفه مرسل1391).

شرکت در جلسات موسیقی درمانی فرصتی برای تعامل و همکاری با دیگران فراهم می کند و احساس طرد از خانواده و وابستگی را کاهش می دهد(ضیائی 1385، بنی اسدی1385، گیلام 2003).

هیجان، موقعیت‌های ذهنی و شناختی، خلق، بینش و بروز احساسات در جریان موسیقی درمانی از جمله مواردی هستند که تحت تاثیر موسیقی قرار می گیرند( گیلام 2003).

کمک در به خاطر آوردن رویدادهای گذشته، فراهم کردن یک فرصت غیر کلامی برای بیان گسترده ای از احساسات نا هشیار و از جمله تاثیرات مثبتی است که دپارتمان سالمندی برای موسیقی درمانی بر شمرده است(اوهایو 2005). یادگیری اصولی آواز و آواز خواندن با هدف دریافت منافع جسمانی، روانی و اجتماعی آن زیر مجموعه ای از طیف وسیع موسیقی درمانی می باشد (طایفه مرسل 1391). در این پژوهش تلاش شده تا تاثیر آواز خوانی بر اضطراب،‌افسردگی و عزت نفس مورد بررسی قرار گیرد.

 

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق

آسیب‌های جسمانی و فشارهای روانی همه و همه بر دوش انسان سنگینی کرده و باعث از هم گسستگی و فروپاشی شخصیت انسان که در واقعیت واحد اصلی تمامیت وجود اوست می گردد و درنهایت فرد به انواع اختلالات روانی اعم از اضطراب، افسردگی، شکایات جسمانی و . . . مبتلا می گردد. سلامتی به عنوان یک ارزش فردی و اجتماعی بر طبق اساسنامه سازمان جهانی بهداشت و از دیدگاه همۀ مکاتب یکی از مهمترین و اساسی ترین حقوق و نیازهای حیات بشری تلقی شده و دست یافتن به بالاترین سطح آن از اهداف اجتماعی و ملی محسوب می‌شود. همچنین تأکید جهانی بر گسترش سلامت و سلامت روان در سطح جهان حکایت از اهمیت این موضوع و تبعات منفی و خطرناک بی اهمیتی به آن است(طایفه مرسل 1391).. این حقیقت که مردم به دنبال گسترش و پرورش سلامت عمومی هستند نشانگر آن است که می بایست برای بهبود و اصلاح آسیب‌های جسمانی و روانی که بار سنگین اقتصادی و مالی بر روی دوش آحاد مردم تحمیل می نماید اهتمام ویژه ای داشت.

بدین رو موضوع بهداشت روانی، یکی از مهم ترین مسائل انسان معاصر است. گمشده ی انسان متمدنِ قرنِ فر آوری‌هایِ مدرن، شادکامی و رضایت مندی از داشته‌های زندگی است.

زندگی ماشینی، سرعت فرصت درون نگری و خودشناسی را از انسان گرفته است. در روزگار کنونی، بشر چنان گرفتار تمدن مادی و ظواهر گوناگون آن شده است که از خودیابی و خویشتن شناسی دور مانده است. علی رغم پیشرفت حیرت آوری که انسان به مدد فن آوری کسب کرده، تحقیقات نشان می دهد که نه تنها هنوز به آرامش روانی ـ که از عناصر پایه ی سلامتی از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت و اساس یک زندگی سعادتمندانه است ـ دست نیافته، بلکه به موازات پیشرفت‌های علمی و مادیِ تمدنِ مدرن بر مشکلات و ناراحتی‌های روانی انسان نظیر ناامیدی، پوچ گرایی اضطراب، ترس، افسردگی، اعتیاد، طلاق و خودکشی افزوده شده است.

از این روست که اخیراً کارشناسان و متخصصان، حتی در کشور‌های صنعتی و توسعه یافته، سمینارها و پژوهش‌های خود را متوجه نقش موسیقی بر کاهش اضطراب و افسردگی نموده اند(انجمن موسیقی درمانی آمریکا، 2003).  بسیاری از روان شناسان بر نفوذ و تأثیر موسیقی بر کاهش اضطراب و افسردگی پرداخته و به لزوم حمایت از آن تأکیدکرده اند.‌‌با توجه به قدمت و رشد موسیقی سنتی ایرانی که همواره بر گرفته از افکار و احساسات مردم این سرزمین بوده و نشانگر فرهنگ شان می باشد، ضرورت اثر بخشی آن در کاهش شایع ترین اختلالات انسان(افسردگی و اضطراب) ضروری به نظر می رسد.

با توجه به اینکه درمان اختلال های اضطرابی و افسردگی و عزت نفس بعضاً‌ دارای پروسه های طولانی می باشد،‌و همین طور دارای  بار مالی برای درمانجویان و همچنین عوارض جانبی دارو درمانی خصوصاً‌در اختلال های اضطرابی و افسردگی،‌ شایع است به نظر می رسد موسیقی درمانی می تواند جایگزین مناسبی برای این اختلال ها باشد. اگر نتایج پژوهش موثر بودن موسیقی درمانی را تایید کند،‌این نوع درمان برای درمانگران،‌مسئولین بیمارستان(اعم از روانی یا پزشکی)،‌و حتی در سایر اماکن عمومی که امکان پخش موسیقی باشد،‌می تواند بسیار موثر و مورد استفاده باشد. بنابراین نتایج این پژوهش حداقل به عنوان درمان مکمل برای درمانگران بالینی کاربرد دارد و می تواند مفید و موثر باشد.

 

1-4 اهداف تحقیق

هدف کلی :

  • بررسی تاثیر آواز سنتی ایرانی بر افسردگی، اضطراب و عزت نفس

اهداف جزئی:

  • تعیین میزان تاثیر آواز سنتی بر اضطراب
  • تعیین میزان تاثیر آواز سنتی بر افسردگی
  • تعیین میزان تاثیر آواز سنتی بر عزت نفس

 

1-5 سوال‌های تحقیق

سوال اصلی:

آیا آواز سنتی ایرانی در اضطراب، افسردگی و عزت نفس اثر بخش است ؟

سوال‌های فرعی:

  • آیا درمان از طریق آواز سنتی بر اضطراب اثر بخش است؟
  • آیا درمان از طریق آواز سنتی بر افسردگی اثر بخش است؟
  • آیا درمان از طریق آواز سنتی بر عزت نفس اثر بخش است؟

 

1-6  فرضیه‌های تحقیق

1- آواز سنتی ایرانی در اضطراب موثر است.

2- آواز سنتی ایرانی بر افسردگی موثراست.

3- آواز سنتی ایرانی بر عزت نفس موثر است.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات :  127

قیمت :  40 هزار تومان

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159373]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com