برچسب: عدم قطعیت اطلاعات

پایان نامه بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تامین و عملکرد شرکت

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

 دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی گرایش داخلی (M.A)

عنوان

بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تامین و عملکرد شرکت(مطالعه موردی: مقایسه بین صنایع سیمان غرب و سیمان سامان)

دی93

 

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                         شماره صفحه

چکیده.. 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1 مقدمه.. 3

1-2 بیان مسأله.. 3

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش.. 4

1-4 اهداف پژوهش.. 6

1-4-1 اهداف اصلی.. 6

1-4-2 اهداف فرعی.. 6

1-4-3 هدف کاربردی.. 6

1-5 فرضیه ­های پژوهش.. 7

1-5-1 فرضیات اصلی.. 7

1-5-2 فرضیات فرعی.. 7

1-6 تعریف متغیرها.. 7

1-6-1 تعاریف مفهومی.. 7

1-6-2 تعاریف عملیاتی.. 8

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه­ی پژوهش

2-1 مقدمه.. 11

2-2 مبانی نظری.. 12

2-2-1 تعاریف زنجیره تامین.. 12

2-2-2 نیاز به مدیریت زنجیره تامین.. 13

2-2-2-1 افزایش سطح منبع‏یابی از خارج.. 14

2-2-2-2 افزایش هزینه‏ های حمل و نقل.. 14

2-2-2-3 فشارهای رقابتی.. 14

2-2-2-4 جهانی شدن.. 14

2-2-2-5 اهمیت فزاینده تجارت الکترونیک.. 15

2-2-2-6 پیچیدگی زنجیره هایتامین.. 15

2-2-2-7 نیاز به اداره کردن موجودی­ها.. 15

2-2-3 مراحل شکل گیری زنجیره تأمین.. 15

2-2-3-1 تمرکز زدایی تدارکات.. 16

2-2-3-2 مدیریت هزینه.. 16

2-2-3-3 یکپارچگی کارکردها.. 17

2-2-3-4 مدیریت زنجیره تأمین.. 17

2-2-3-5 مدیریت زنجیره تأمین الکترونیک.. 17

2-2-4 تولید و مدیریت زنجیره تأمین.. 18

2-2-5 مدیریت ارتباط با تأمین کنندگان.. 18

2-2-6 روند جهانی مدیریت زنجیره تأمین.. 19

2-2-7 عوامل موثر در زنجیره تامین.. 20

2-2-8 انواع زنجیره تأمین.. 20

2-2-8-1 ساخت تجمعی برای ذخیره کردن.. 21

2-2-8-2 ذخیره کردن مستمر.. 21

2-2-8-3 ساخت برای سفارش.. 21

2-2-8-4 مونتاژ کانالی.. 22

2-2-8-5 زنجیره تامین جهانی.. 22

2-2-9 زنجیره تامین بالادست.. 23

2-2-10 زنجیره تامین داخلی.. 23

2-2-11 زنجیره تامین پایین دست.. 23

2-2-12 مشکلات زنجیره تامین و منابع آن­ها.. 24

2-2-12-1 عدم اطمینان.. 24

2-2-12-2 عدم هماهنگی.. 24

2-2-13 پنج عملکرد براى مدیریت در برابر چالش­هاى زنجیره تامین   24

2-2-13-1 ساختار شرکاى زنجیره تامین.. 25

2-2-13-2 پیاده­سازى ارتباطات مشارکتى.. 25

2-2-13-3 طراحى زنجیره تامین براى سود دهى استراتژیک   26

2-2-13-4 اطلاعات مدیریت زنجیره تامین.. 26

2-2-13-5 کاهش هزینه زنجیره تامین.. 27

2-2-14 یکپارچه سازی زنجیره تامین.. 27

2-2-14-1 یکپارچه سازی اطلاعات.. 27

2-2-14-2 همزمان­سازی برنامه ­ریزی.. 28

2-2-15 هماهنگ­سازی  جریان کار.. 28

2-2-16 مهمترین معیارهای ارزیابی چابکی بر اساس مدل مرجع عملیات زنجیره تأمین   28

2-2-16-1 پاسخگویی و انعطاف پذیری.. 28

2-2-16-2 منافع محسوس و نامحسوس یکپارچگی (ادغام).. 29

2-2-16-2-1 منافع محسوس.. 29

2-2-16-2-2 منافع نامحسوس.. 29

2-2-17 ارتباط انعطاف پذیری زنجیره تأمین و نوآوری.. 30

2-2-18 معیارهای ارزیابی عملکرد زنجیره تامین.. 31

2-2-19  فناوری سازمان.. 33

2-2-19-1 اطلاعات.. 33

2-2-19-2 فناوری اطلاعات.. 33

2-2-20 نقش IT در فرایندهای سازمان.. 33

2-2-21 کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات.. 35

2-2-22 تأثیر فناوری اطلاعات بر اقتصاد و تجارت.. 37

2-2-23 مدل مفهومی پژوهش.. 38

2-3 پیشینه پژوهش.. 38

2-3-1 پیشینه پژوهش­های انجام شده در داخل کشور.. 38

2-3-2 پیشینه پژوهش­های انجام شده در خارج کشور.. 39

فصل سوم: روش­شناسی پژوهش

3-1 مقدمه.. 43

3-2 روش پژوهش.. 43

3-3 دامنه تحقیق.. 44

3-3-1 قلمرو موضوعی.. 44

3-3-2 قلمرو مکانی.. 44

3-3-3 قلمرو زمانی.. 44

3-4 روش و ابزار گردآوری داده ها.. 44

3-4-1 روش مطالعات نظری.. 44

3-4-2 روش مطالعات میدانی.. 45

3-5 روایی پرسشنامه.. 46

3-6 پایایی پرسشنامه.. 46

3-7 جامعه آماری تحقیق.. 47

3-8 روش نمونه و حجم نمونه گیری.. 47

3-9 روش تجزیه و تحلیل داده ها.. 48

3-9-1رگرسیون خطی.. 48

3-9-2 معیارهای NFI ، RFI ، IFI ، CFI. 51

3-9-4 آزمون کلموگروف- اسمیرنوف.. 54

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ­ها

4-1 مقدمه.. 56

4-2- آمار توصیفی پرسشنامه.. 57

4-2-1- توصیف ویژگی­های جمعیت شناختی (سیمان غرب و سیمان سامان)   57

4-3- آمار توصیفی متغیرهای تحقیق.. 61

4-4- بررسی نرمال بودن داده ­ها.. 63

4-5 مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون فرضیه های پژوهش   69

4-6 مدل ساختاری پژوهش.. 70

فصل پنجم: نتیجه ­گیری و پیشنهادها

5-1 مقدمه.. 83

5-2 نتیجه ­گیری.. 83

5-2-1 نتایج آزمون فرضیات پژوهش.. 83

5-3 پیشنهادها.. 85

5-3-1 پیشنهادهای اجرایی( حاصل از پژوهش).. 85

5-3-2 پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی.. 88

5-4 محدودیت­های پژوهش.. 89

5-4-1 محدودیت­های در اختیار پژوهشگر.. 89

5-4-2 محدودیت­های خارج از اختیار پژوهشگر.. 89

منابع فارسی.. 91

منابع و مأخذ

منابع لاتین.. 93

Abstract. II

چکیده

این پژوهش تحت عنوان بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تامین و عملکرد شرکت در صنایع سیمان غرب و سیمان سامان می­باشد. که جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه مدیران، کارکنان و کارشناسان  شرکت‌های صنایع سیمان غرب و سیمان سامان می­باشد. در این پژوهش از روش نمونه گیری طبقه ­بندی تصادفی ساده استفاده شده است و از آن جایی که این جامعه آماری محدود در نظر گرفته شده است، جهت محاسبه حجم نمونه­ مورد نیاز برای پژوهش از فرمول به دست آوردن نمونه در جامعه آماری محدود استفاده شده و تعداد نمونه 400 نفر انتخاب شده است. لازم به­ذکر است، با بررسی پرسشنامه ­های برگشتی از افراد نمونه در شرکت سیمان سامان و شرکت سیمان غرب، جهت تحلیل داده ­ها در هر کدام از شرکت­های نمونه، 200 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته و بررسی فرضیه ­های پژوهش با بهره گرفتن از نرم افزارSPSS22   و جهت روابط بین متغیرها و معادل­سازی معادلات ساختاری از نرم افزار AMOS استفاده شد. یافته­ ها نشان داد که در صنعت سیمان سامان سطح معناداری برای کلیه­ فرضیه ­های پژوهش، به مقدار صفر (000/0) و کمتر از 05/0 محاسبه شد، لذا با توجه به این مطالب کلیه­ فرضیه ­های پژوهش تأیید می­گردد. لازم به ذکر است که بیشترین میزان تأثیرگذاری مربوط به تأثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین (493/0) و کمترین میزان تأثیرگذاری مربوط به تأثیر پاسخگویی به تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین می­باشد، اما در صنعت سیمان غرب نیمی از فرضیه ­ها تأیید و سایر متغیرها رد شدند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که عملکرد سیمان سامان در مقایسه با سیمان غرب مناسب­تر بوده، لذا نتایج حاصله این مفهوم را می­رساند که استفاده از فناوری در زنجیره تأمین این شرکت بیش­تر بوده است.

واژگان کلیدی: فناوری اطلاعات، چابکی زنجیره تأمین، عملکرد شرکت، صنعت سیمان

1-1 مقدمه

زنجیره تأمین یکی از شاخه­های نو ظهور مدیریت است که روز به روز در حال تکامل و پیشرفت است و به دنبال راه­هایی برای کاهش هرچه بیشتر سیکل تولید محصول و ارائه خدمات تا رسیدن به دست مشتری ضمن بالا بردن کیفیت محصول و خدمات مورد نظر است و در این راه، از جدیدترین پیشرفت­های علم مدیریت و فناوری بهره می­برد و در دنیای امروز، هیچ کشوری از به کارگیری آن بی نیاز نیست(وان، 2010). شرایطی که باعث تعریف و طراحی مدیریت زنجیره تأمین شده، افزایش روزافزون رقابت­پذیری، انعطاف­پذیری و تلاش برای بقای سازمان­هاست که با توسعه روزافزون شبکه­ های ارتباطی و فناوری اطلاعات حاصل شده است. سازمان­ها رمز این بقا را در نوآوری می­دانند(حسن­زاده و همکاران، 1384). در این پژوهش به بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین و عملکرد شرکت در صنایع سیمان غرب و سیمان سامان پرداخته شده است.

1-2 بیان مسأله

امروزه بنگاه­ها دریک محیط جهانی قراردارند که این محیط دارای پیچیدگی وعدم قطعیت است. این عدم قطعیت تاثیر عمیقی درفعالیت­های شرکت بخصوص زنجیره تامین آن دارد. در عصر حاضر، فناوری‏‏ اطلاعات در سرتاسر جهان در حال ایجاد انقلابی نوین است که اهمیت آن از انقلاب صنعتی کمتر نیست. این انقلاب ظرفیت‏های تازه و چشم­گیری در محدوده دانش بشری ایجاد نموده است. امروزه در هر سازمانی بحث به کار‏گیری فناوری‏ اطلاعات و سیستم‏های‏ اطلاعاتی مطرح و همه جا از سودمندی یا ضرورت استفاده از رایانه سخن در میان است. فناوری‏ اطلاعات در سازمان‌ها بر شاخص‏های تاثیر می‏گذارد که همگی از شروط اولیه موفقیت برای سازمان‏ها به شمار می‏روند(سلطانی، 1388). یکی از حوزه هایی که می‌تواند تاثیرات فراوانی از این فناوری بپذیرد، چابکی سازمان است. امروزه ارائه ی بهترین عملکرد در زمینه­ بازاریابی، به اساسی­ترین دغدغه­ی مدیران شرکت های تولیدی مبدل شده است و می­کوشند تا با بهره­ گیری از تکنیک­های مختلف، به عملکرد برتر دست یابند. از جمله الزامات یک شرکت تولیدی پذیرش نوعی از استراتژی­ های زنجیره تأمین است. این استراتژی­ها بر روی چگونگی هماهنگی فرایندهای داخلی و خارجی کسب و کار تاکید می­ کنند، تا در نتیجه­ این هماهنگی، بهترین خدمت­رسانی به مشتریان و مصرف­ کنندگان نهایی ارائه گردد و نیز موجب تقویت عملکرد تک­تک اعضای سازمان شود. با توجه به تحولاتی که امروزه در اداره­ی سازمان­ها و سامانه­های تولیدی بوجود آمده، ابزارها و تکنیک­های فراوانی توسعه یافته و بکارگرفته می­شوند(شهایی، 1385). تفکر ناب که یکی از مهمترین آنها به شمار می­آید، به سازمانی اشاره دارد که فرایندها را بدون اتلاف منابع به انجام می­رساند و یا با صرف منابع کمتر، تولید بیشتری را محقق می­نماید. تکنیک چابک نیز یکی دیگر از انواع تکنیک­های زنجیره تامین می باشد که به انعطاف­پذیری می­نگرد و بر پاسخ­گویی به تغییرات غیرقابل پیش ­بینی بازار متمرکز است. الگوهای ناب و چابک امروزه مورد توجه بسیاری از شرکت­های تولیدی که به دنبال بهبود در عملکردشان بوده ­اند، قرار گرفته است(بالو، 2003). این پژوهش با هدف بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین و عملکرد شرکت، جهت مقایسه بین صنایع سیمان غرب و سیمان سامان آغاز گردید.

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

پژوهش­های متعددی که طی چند دهه اخیر در خصوص کاربرد استراتژی­ های ناب و چابک در شرکت های تولیدی انجام شده، اهمیت روز افزون کاربرد استراتژی­ های مذکور را آشکار می نماید و گویای این واقعیت است که استراتژی­ های ناب و چابک کاربردی و مؤثر بوده و می­توانند تاثیرات مثبتی در سطح شرکت­ها و نیز در بین تمامی اعضای زنجیره تامین ایجاد نمایند. با عنایت به اینکه امروزه شرکت­های تولیدی ایرانی تلاش­ های بسیاری برای ارائه عملکرد بهتر در بازار از خود نشان داده و می­کوشند تا با بهره­ گیری از تکنیک ها و ابزارهای متعددی به این مهم دست یابند(گودرزی، 1379). در بازار رقابتی موجود، بنگاه­های اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی، خود را به مدیریت و نظارت بر منابع و ارکان مرتبط خارج از سازمان نیز نیازمند یافته­اند. علت این امر در واقع دستیابی به مزیت یا مزایای رقابتی با هدف کسب سهم بیشتری از بازار می­باشد و بر این اساس فعالیت­هایی نظیر برنامه ­ریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامه ­ریزی محصول، نگه­داری کالا، کنترل موجودی، توزیع محصول و تحویل خدمت به مشتری که پیش از این همگی در سطح شرکت انجام می­گرفت اینک صرفا مختص یک شرکت خاص نیست و به سطح زنجیره تأمین انتقال یافته و همکاری و هماهنگی زیادی را بین اعضای زنجیره طلب می­ کند(نوری، 1381). گذار از دوره­ های مختلف محصول­گرایی و بازارگرایی و ظهور عصر فرا صنعتی که در آن دانش و اطلاعات، محور اصلی حرکات سازمان می­باشد، شرکت­ها و سازمان­ها را با چالش­های جدید مواجه ساخته است. بر این اساس مزیت رقابتی به سازمان­هایی تعلق می­گیرد که با تمرکز بر ارزش آفرینی و مشتری گرایی به ناب سازی سازمان ها و فرایندهایشان همت می­گمارند. جهت بقا در صحنه­ی رقابت و به منظور اثربخشی بیشتر، نیازمند آن هستند که به طور مستمر عملکرد خود را بهبود بخشیده و این امر نیز مستلزم شناخت انواع استراتژی ها و از جمله استراتژی­ های زنجیره تأمین می­باشد(لامیوس، 2008). شناخت ابعاد مختلف زنجیره تامین یا استراتژی­ های آن به شرکت­ها کمک می­ کند که ضمن آشنایی با این ابعاد و جایگاه خود در این راستا، بتوانند از این استراتژی جهت نیل به عملکرد مطلوب استفاده نمایند. با بهره گرفتن از رویکرد ناب هزینه نهایی تولید محصول و نیز قیمت فروش کاهش می­یابد که این عمل رضایت مشتریان را به دنبال خواهد داشت چرا که مشتری می ­تواند محصولات شرکت را با همان سطح کیفیت قبلی در ازای قیمت کمتری ابتیاع نماید(پورتر، 1991). فناوری اطلاعات در زمینه ­های مختلف اقتصادی تأثیری شگرف گذاشته است. از نظر اشتغال، توسعه این فناوری موجد مشاغل جدید با کیفیتی نو و برتر است. به عنوان مثال در استرالیا نرخ رشد شاغلان در این بخش در فاصله سال­های 1996 تا 2000 بیش از 30 درصد بوده است در ایرلند این نرخ برابر 18 درصد در فاصله سال­های 92 تا 99 می­باشد. و متوسط سهم اشتغال فناوری اطلاعات و ارتباطات در 15 کشور عضو اتحادیه اروپا 3/9 درصد بوده است. از طرف دیگر با توجه به اینکه استفاده از فناوری اطلاعات موجب افزایش سود و بهبود وضعیت صنایع می­گردد. لذا باعث افزایش تولید ناخالص داخلی نیز خواهد بود همچنین از اواسط دهه 1990 نشانه­ هایی از افزایش بهره­وری حاصل از کاربرد فناوری اطلاعات در آمار دیده شده است(فتحیان و سید حاتم مهلوی نور، 1385، 89). لذا با توجه به اهمیت موضوع در این پژوهش، به بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تامین و عملکرد شرکت پرداخته شده است همچنین، با توجه به ضرورت، این موضوع به­صورت مقایسه­ ای در صنایع سیمان غرب و سیمان سامان در کرمانشاه مورد مطالعه قرار گرفته است.

1-4 اهداف پژوهش

1-4-1 اهداف اصلی

تعیین تأثیر فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تامین.

تعیین تأثیر چابکی زنجیره تامین بر بهبود عملکرد شرکت.

1-4-2 اهداف فرعی

تعیین تأثیر فناوری اطلاعات بر توانایی زنجیره تأمین  در افزایش حس تغییر در بازار.

تعیین تأثیر فناوری اطلاعات  بر توانایی زنجیره تأمین  در افزایش پاسخگویی به تغییرات بازار.

تعیین تأثیر توانایی زنجیره تأمین  در درک تغییرات بازار و بهبود عملکرد شرکت.

تعیین تأثیر توانایی زنجیره تأمین  در پاسخگویی به تغییرات بازار و بهبود عملکرد شرکت.

1-4-3 هدف کاربردی

استفاده­کنندگان از این پایان نامه را می­توان کلیه شرکت­ها، صنایع و سازمان­هایی که در بازار رقابتی امروزه در حال فعالیت هستند به­شمار آورد.

1-5 فرضیه ­های پژوهش

1-5-1 فرضیات اصلی

فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر مثبت و معناداری دارد.

فناوری اطلاعات بر عملکرد شرکت  تأثیر مثبت و معناداری دارد.

1-5-2 فرضیات فرعی

تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر دارد.

تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین  تأثیر دارد.

پاسخ­گویی به تغییرات بازار  بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر دارد.

پاسخ­گویی به تغییرات بازار  بر عملکرد شرکت تأثیر دارد.

1-6 تعریف متغیرها

1-6-1 تعاریف مفهومی

فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات تلفیقی ازدستاوردهای مخابراتی، روش­ها و راه­کارهای حلّ مسأله و توانایی راهبری با بهره گرفتن از دانش کامپیوتری است. و شامل موضوعات مربوط به مباحث پیشرفتۀ علوم و فناوری کامپیوتری، طراحی کامپیوتری، پیاده­سازی سیستم­های اطلاعاتی و کاربردهای آن است(سلطانی، 1388).

پاسخگویی به تغییرات بازار

از مهم­ترین مسایل در سازمان که قدرت پاسخگویی به تغییرات را افزایش می­دهد تحصیل و سرعت بخشیدن به فرایند تصمیم ­گیری در سازمان می­باشد(شارون و تواس، 2013)

تغییرات بازار

تغییر بازار در تعریف عبارتست از حرکت از یک وضعیت به وضعیت دیگر که حاصل یک اصلاح و تبدیل با یک وضعیت متفاوت و همچنین دگرگون کردن و وضعیتی را به شکل و حالت دیگر در آوردن”(شارون و توماس، 2013).

عملکرد شرکت

عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد. بنابراین، عملکرد شرکت یک سازه­ی کلی است که بر چگونگی انجام عملیات شرکت اشاره دارد(نیلی و همکاران، 2005).

چابکی

چابکی به معنای واکنش اثربخش به محیط متغیر و غیر قابل پیش ­بینی و استفاده از آن تغییرات به­عنوان فرصت هایی برای پیشرفت سازمانی است(جعفرنژاد و شهایی، 1386).

1-6-2 تعاریف عملیاتی

فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات عبارت است ازهمۀ شکل­های فن­آوری که برای ایجاد، ذخیره­سازی واستفاده ازشکل­های مختلف اطلاعات، شامل اطلاعات تجاری، مکالمات صوتی، تصاویر متحرک، داده ­های چند رسانه­ای و… به کار می­رود.

چابکی

چابکی یا سریع بودن، به معنای حداکثر انعطاف­پذیری است. بطوری که به تغییرات در محصول، بازار و نیازهای مشتریان پاسخ دهد و نیز فرصت­هایی را فراهم آورد که بتواند در میان رقبا به عنوان سازمان برتر شناخته شود.

پاسخگویی به تغییرات بازار

شرکت ما توانسته است تغییر نیازها و خواسته­ های مشتریان را برآورده سازد.

عملکرد شرکت

توانایی شرکت در تنوع کیفیت محصولات، پاسخ­گویی، انعطاف­پذیری و ارائه خدمات مشتری.

تغییرات بازار

شرکت ما توانسته است با تغییر دانش، آگاهی و توانمندسازی نیروی انسانی روش نوینی را برای مقابله با تغییرات در محیط رقابتی بازار ایجاد نماید.

تعداد صفحه :133

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

[add_to_cart id=157678]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه امکان‌سنجی و ارزیابی تطبیقی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند روش‌شناسی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

پایان‌نامه دوره‌ی کارشناسی ارشد مدیریت پروژه ساخت

امکان‌سنجی و ارزیابی تطبیقی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند روش‌شناسی

(مطالعه موردی: مزرعه دانش)

استاد مشاور:

دکتر احد نظری

تابستان 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

امروزه پروژه­ ها به دلایلی چون پیچیدگی فناوری و محیطی، حجم منابع و فعالیت‌های موردنیاز، تخصص­های متنوع و از همه مهم‌تر طراحی­های نامناسب، در مسیر دستیابی به اهداف خود دچار فراز و نشیب­های بسیاری شده و در چارچوب زمان، هزینه و حتی کیفیت تعیین‌شده به نتیجه نمی­رسند. در این میان مهندسی ارزش یکی از راهکارهایی است که با روش سیستماتیک و با تکیه‌بر خلاقیت. کار تیمی، ضمن بررسی موشکافانه پروژه، فرصت­هایی را برای اصلاح و بهبود پروژه در ابعاد زمان و هزینه و کیفیت فراهم می­آورد. دراین‌ارتباط، اطلاعات و ارتباطات به‌عنوان مبنای انجام هرگونه اصلاح و ارائه هر پیشنهادی نقش قابل‌توجهی را ایفا نموده و به‌عنوان ابزار عملیاتی این روش و متدولوژی موردتوجه خاص می­باشد. با توجه به جایگاه و اهمیت خاص اطلاعات در فرایند مهندسی ارزش، به­ کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات می ­تواند در انجام هر چه‌بهتر و دقیق­تر و سریع­تر این روش نقش بسزایی داشته باشد و چالش­ها و دشواری­ها این روش را از بین برده و در بقای آن نیز مؤثر واقع شود. علیرغم مزیت­ها و توانمندی­های فناوری اطلاعات و ارتباطات و گستره کاربرد آن در مسائل واقعی، این ابزار     آن­گونه که انتظار می­رود در مطالعات مهندسی ارزش به کار گرفته نشده است، بررسی علل این امر، شناسایی زمینه ­های کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات و پتانسیل­های بهبود مهندسی ارزش از طریق آن موضوع این پژوهش می­باشد. این پژوهش تلاش دارد امکان به‌کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات را در فرایند مهندسی ارزش بررسی کند و نحوه به‌کارگیری را مورد تجزیه‌وتحلیل قرار دهد. برای این منظور ابتدا پس از مطالعه­های پیرامون مهندسی ارزش و فناوری اطلاعات و ارتباطات و آشنایی با ضرورت­ها، ویژگی­ها و    چالش­های آن دو، با انجام مطالعات میدانی، امکان کاربرد و میزان تأثیرگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات را در فرایند مهندسی ارزش مورد ارزیابی قرار داده است. سپس به معرفی و شناسایی ابزارآلات مؤثر جهت استفاده در مهندسی ارزش پرداخته می­ شود. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده به انجام فرایند مهندسی ارزش با موضوع مزرعه دانش با بهره گرفتن از ابزارآلات فناوری اطلاعات و ارتباطات جهت میزان تأثیرگذاری فناوری اطلاعات را در فرایند مهندسی ارزش مورد ارزیابی قرار داده است. در پایان پس از جمع­بندی نتایج به‌دست‌آمده، امکان کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات را در فرایند مهندسی ارزش مثبت ارزیابی کرده و این فرایند موجب افزایش بهره­وری، کاهش خطا انسانی، ایجاد بانک اطلاعاتی، افزایش تعاملات بین اعضا در مهندسی ارزش می­ شود.

کلیدواژه: روش­شناسی ارزش، فناوری اطلاعات و ارتباطات، عملکرد، کاهش هزینه، امکان­سنجی.

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                       صفحه

فهرست جدول‌ها 14

فهرست شکل‌‌ها 16

فصل 1-     مقدمه. 18

1-1-    تعریف مهندسی­ ارزش…. 18

1-2-    پیشینه مهندسی ارزش…. 18

1-2-1-     تیم­کاری مهندسی ارزش…. 19

1-2-2-     روش­کار مهندسی ارزش…. 19

1-3-    گام­های مهندسی ارزش…. 20

1-3-1-     فاز اطلاعات   21

1-3-2-     فاز تحلیل کارکرد. 21

1-3-3-     فاز خلاقیت  21

1-3-4-     فاز ارزیابی  21

1-3-5-     فاز توسعه   22

1-3-6-     فاز ارائه     22

1-4-    فناوری اطلاعات و ارتباطات… 22

1-5-    بیان مسئله. 24

1-6-    اهداف (کلی و جزئی) تحقیق.. 25

1-7-    سؤالات تحقیق.. 25

1-8-    فرضیه ­های تحقیق.. 25

فصل 2-     نحوه‌ی ارائه‌ مطالب در گزارش علمی… 27

2-1-    مقدمه    27

2-2-    سابقه تحقیقات و مطالعات انجام­گرفته. 27

فصل 3-     روش تحقیق… 33

3-1-    مقدمه    33

3-2-    معرفی روش انجام‌گرفته و مسائل و مشکلات هر گام در مهندسی ارزش…. 33

3-2-1-     فاز پیش مطالعه. 33

3-2-1-1- گردآوری اطلاعات مربوط به گرایش­های عوامل کلیدی پروژه 34

3-2-1-2- تکمیل مجموعه داده ­ها 34

3-2-1-3- تعیین معیارهای ارزیابی.. 34

3-2-1-4- تعیین محدوده مطالعات… 34

3-2-1-5- تهیه مدل دادها     34

3-2-1-6- تعیین ترکیب گروه مطالعات… 35

3-2-1-7- مسائل و مشکلات فاز مطالعات مقدماتی  در مهندسی ارزش…. 35

3-3-    گام کارگاه اصلی.. 35

3-3-1-     فاز اطلاعات   35

3-3-1-1- مسائل و مشکلات شناسایی‌شده در فاز اطلاعات… 36

3-3-2-     فاز تحلیل کارکرد. 37

3-3-2-1- کارکردهای پایه     38

3-3-2-2- کارکردهای ثانویه    38

3-3-2-3- مسائل و مشکلات در فاز تحلیل کارکرد. 38

3-3-3-     فاز خلاقیت 39

3-3-3-1- مسائل و مشکلات در فاز خلاقیت… 39

3-3-4-     فاز ارزیابی(قضاوت) 40

3-3-5-     فاز توسعه   40

3-3-6-     فاز ارائه     41

3-3-6-1- مسائل و مشکلات فاز ارزیابی و توسعه و ارائه. 42

3-4-    پیشنهادات برای حل مسائل.. 42

3-5-    شناسایی راهکار بهبود برای برگزاری کارگاه مهندسی ارزش…. 44

3-5-1-     ویژگی­های سایت اینترنتی طراحی ‌شده 44

3-5-2-     برنامه اسکایپ 45

3-5-3-     استفاده از برنامه وایبر. 46

3-5-4-     برنامه ویزیو 47

3-5-5-     برنامه میکوگو. 48

3-5-6-     برنامه  اکسل   48

3-5-7-     برنامه کامتاسیا 49

3-6-    چگونگی انجام کار با ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در گام­های مهندسی ارزش…. 49

3-6-1-     صفحه اصلی سایت… 49

3-6-2-     قسمت مدیریت… 50

3-6-3-     قسمت پروژه 51

3-6-3-1- قسمت تالار گفتگو  52

3-6-3-2- قسمت اطلاعات تخصصی.. 52

3-6-3-3- بخش اطلاعات پروژه 52

3-6-3-4- تصاویر                53

3-6-3-5- بخش اعضای تیم مهندسی ارزش…. 53

3-6-3-6- تاریخ‌های مهم       53

3-6-3-7- مبانی مطالعه        54

3-6-3-8- فاز پیش مطالعه     55

3-6-3-9- فاز اطلاعات          56

3-6-3-10-  تحلیل کارکرد       57

3-6-3-11-  فاز خلاقیت          57

3-6-3-12-  فاز ارزیابی            57

3-6-3-13-  فاز توسعه             58

3-6-3-14-  فاز ارائه               58

3-6-3-15-  فاز پس مطالعه)مطالعه تکمیلی) 58

فصل 4-     مطالعه موردی… 59

4-1-    مقدمه    59

4-2-    مطالعه موردی مزرعه دانش…. 59

4-2-1-     گام پیش مطالعه. 60

4-2-1-1- تعیین اعضای تیم مهندسی ارزش…. 60

4-2-2-     فاز اطلاعات مزرعه دانش…. 61

4-2-2-1- اطلاعات مزرعه دانش    61

4-2-2-2- معرفی شهرستان محلات… 62

4-2-2-3- ویژگیهای شهرستان محلات… 64

4-2-2-4- معرفی محل مزرعه دانش…. 65

4-2-2-5- موقعیت زمین و شیب زمین.. 65

4-2-2-6- خط آسمان           66

4-2-2-7- دید از مکان          67

4-2-2-8- فضاهای موجود      68

4-2-2-9- باد غالب              68

4-2-2-10-  جهت گیری ساختمان.. 69

4-2-3-     گام مطالعه اصلی(کارگاه مهندسی ارزش مزرعه دانش) 70

4-2-3-1- فاز اطلاعات پروژه (مبانی مطالعه) 70

4-2-3-2- فاز تحلیل کارکرد   74

4-2-3-3- تعیین کارکردهای مزرعه­دانش…. 75

4-2-3-4- تعیین کارکردهای اجزا 75

4-2-3-5- ترسیم نمودار سیستم تحلیل کارکرد. 77

4-2-3-6- انتخاب کارکردهای محوری.. 78

4-2-4-     فاز خلاقیت  79

4-2-5-     فاز ارزیابی   83

4-2-6-     فاز توسعه   84

4-2-7-     معرفی گزینه­ ها منتخب… 85

4-2-7-1- گزینه باغ شهر       85

4-2-7-2- شرح ایده باغ شهر  86

4-2-7-3- تخمین هزینه        87

4-2-7-4- گزینه گیاهان زینتی و دارویی.. 88

4-2-7-5- شرح ایده                88

4-2-7-6- تخمین هزینه        89

4-2-7-7- گزینه مزرعه پایدار  90

4-2-7-8- شرح ایده             91

4-2-7-9- هزینه­ها               92

4-2-7-10-  گزینه مزرعه توریستی.. 92

4-2-7-11-  شرح ایده             93

4-2-7-12-  محاسبه شاخص ارزش…. 95

4-3-    فاز ارائه   95

فصل 5-     نتیجه‌گیری و پیشنهادها 96

5-1-    مقدمه     96

5-2-    نتایج به‌دست‌آمده از اجرای مهندسی ارزش به‌صورت مجازی.. 96

5-2-1-     فرضیات پروژه 98

5-3-    یافته­ های تحقیق.. 99

فصل 6-         پیوست  100

6-1-    محاسبه شاخص ارزش…. 100

6-1-1-     فرایند محاسبه شاخص ارزش در طرح‌های توسعه و عمران.. 100

6-1-2-     مرحله اول: تعیین معیارهای اصلی و زیرمعیارهای آنان.. 100

6-1-3-     مرحله دوم: محاسبه وزن معیارهای اصلی.. 100

6-1-4-     مرحله سوم: محاسبه وزن زیرمعیارها 100

6-1-5-     مرحله چهارم: محاسبه امتیاز یا نمره هر یک از گزینه‌ها یا طرح‌های پیشنهادی نسبت به زیرمعیارها            101

6-1-6-     محاسبه و مقایسه ارزش هر گزینه یا طرح.. 101

6-2-    مبانی اصلی روش فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی.. 104

6-2-1-     مراحل ارزیابی به روش فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی.. 105

6-2-1-1- گردآوری اطلاعات   105

6-2-1-2- تدوین سلسله‌مراتب مسئله موردبررسی.. 105

6-2-1-3- تشکیل ماتریس‌های مقایسه زوجی برای معیارها 106

6-2-1-4- تشکیل ماتریس‌های مقایسه گزینه‌ها بر مبنای معیارها و زیرمعیارها 107

6-2-1-5- تعیین وزن معیارها و اولویت‌بندی گزینه‌ها 107

6-2-1-6- محاسبه وزنهای محلی.. 108

6-2-1-7- محاسبه وزن کلی   108

6-2-1-8- محاسبه نرخ ناسازگاری.. 108

6-2-1-9- تعریف ماتریس سازگار 108

6-2-1-10-  الگوریتم محاسبه نرخ ناسازگاری یک ماتریس…. 108

6-2-1-11-  محاسبه ناسازگاری یک سیستم سلسله‌مراتبی.. 110

6-2-1-12-  علل بروز ناسازگاری.. 110

6-2-1-13-  نظرسنجی گروهی در فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی.. 111

6-2-2-     روش دستی ارزیابی به روشAHP.. 112

6-2-2-1- تدوین معیارها و تعیین درصد اهمیت آن‌ ها 112

6-2-2-2- محاسبه وزن معیارها 113

6-2-2-3- محاسبه امتیاز گزینه‌ها و رتبه‌بندی آن‌ ها 114

6-2-2-4- امتیاز نهایی گزینه‌ها 116

فهرست مراجع    118

فصل 1-           مقدمه

1-1-   تعریف مهندسی ارزش

جامعه مهندسی ارزش آمریکا مهندسی ارزش را به‌عنوان کاربرد سیستماتیک روش­های شناخته‌شده که عملکرد یک محصول یا خدمات را مشخص نموده، ارزشی پولی برای آن عملکرد تعیین و قابلیت اطمینان از عملکرد را با کمترین هزینه فراهم می­ کند، معرفی می­ کند.

1-2-   پیشینه مهندسی ارزش

مهندسی ارزش توسط لارنس مایلز[1] عضو شورای مهندسی برق توسعه­یافته است. پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از مواد مورداستفاده توسط صنعت دچار کمبود بوده و به­دشواری تهیه می­ شود. شرکت­هایی نظیر   جنرال الکتریک[2] مجبور به جستجوی مواد جایگزین شدند. در بسیاری از موارد مواد جایگزین به­خوبی کار       می­کردند. این یافته­ ها منجر شد که روسای جنرال الکتریک به این نتیجه برسند که در برخی از موارد، می­توانند بهره­وری را با تعویض مواد بهبود دهند. از آقای مایلز خواسته شد تا بر روی روش­هایی کار کند که امکان این تعویض را فراهم می­نمود. در سال 1946 او یک فرایند سیستماتیک، مرحله­ ای، گام­به­گام برای یافتن مواد جایگزین، محصولات، اجزا و خدمات ارائه نمود. این فرایند بعدها تحلیل ارزش نامیده شد. جنرال الکتریک موفقیت بزرگی را با بهره گرفتن ازاین‌رویش به دست آورد. این موفقیت، منجر به توسعه بیش‌ازپیش مهندسی ارزش[3] در صنایع خصوصی گردید. دولت در استفاده از مزایای تحلیل ارزش بسیار سریع بود. در سال 1954، شرکت   کشتی­سازی نظامی آمریکا اولین آژانس فدرال برای استفاده ازاین‌رویش بود. قبل از سال 1961 مهندسی ارزش به‌صورت رسمی در وزارت دفاع مورداستفاده بود. سایر سازمان­های فدرال، نظیر وزارت داخلی، خدمات پستی، ناسا[4] و سایر ارگان­ها نیز از این سیستم پیروی نمودند. اگرچه این روش در ابتدا در تولید محصولات مورداستفاده قرار گرفت، اما افراد دریافتند که این روش می ­تواند در فرایند طراحی و خدمات نیز مؤثر باشد. وزارت دفاع اولین مرکزی بود که برنامه­ای رسمی برای استفاده از مهندسی ارزش در طراحی و ساخت پروژه­ های خود اجرا نمود. قبل از سال 1956 سه سرویس ایجادشده و از مهندسان­ ارزش تمام‌وقت استفاده نمودند. در ابتدا این روش    تحلیل ارزش نامیده می­شد. بعدها نام­های دیگری مانند مدیریت ارزش، ارتقا ارزش، کنترل ارزش و خرید ارزش مورداستفاده قرار گرفت. نیروی دریایی آمریکا این نام را به مهندسی ارزش تغییر داد تا بر روی بعد مهندسی آن تأکید داشته باشد. این نام، مهندسی ارزش، به‌صورت گسترده مورداستفاده قرار می­گیرد. باوجود تغییرات صورت گرفته در نام، هدف مهندسی ارزش یکسان باقی‌مانده ­است و آن تأمین ابزاری برای کنترل هزینه کل در هر جا در حین تولید محصول یا خدمات بدون تحت تأثیر قرار دادن کیفیت یا قابلیت اطمینان محصول یا خدمات   می­باشد. حقیقت این است که هزینه­ها به‌طورکلی در محصولات و فرایندها غیرقابل‌اجتناب می­باشند. مایلز    این‌گونه نتیجه گرفت که هزینه­ های غیرضروری ممکن است به دلیل عادات و عقاید، فقدان زمان کافی برای طراحی، نبود اطلاعات، نبود ایده­ها، غرور، شرایط موقت، نبود تجربه، عدم موفقیت در استفاده از متخصصان، نبود ارتباطات، معانی متعدد، تمایل به ثبات و یا ترس از دست دادن کارکنان باشند. موضوع یافتن برنامه کاهش هزینه مؤثر بود تا در کشف هزینه­ های غیرضروری مفید باشد. مهندسی ارزش دارای یک ویژگی دیگر نیز می­باشد، که آن را از سایر روش­های کاهش هزینه متمایز می­ کند. این ویژگی تحلیل کارکرد[5] می­باشد. مهندسی ارزش کارکرد را عنوان وسیله شناخت همه­چیز درباره محصول تحلیل می­ کند. به‌عبارت‌دیگر، با در نظر گرفتن این موضوع به محصول  به­جای شیء باید به‌صورت کارکرد نگاه کرد، گزینه­ های دیگری (برای طراحی، مهندسی و تولید) ممکن است به دست آیند که علاوه بر بهبود بهره­وری، هزینه­ها را کاهش داده و کارکرد را افرایش می­دهند. لذا با بهره گرفتن از روش پرسش­گر، فرایندها و موادی که پیشنهاد می­شوند، می­توانند منجر به کاهش هزینه­ها شوند. لذا، شناخت کارکرد و ارزش آن تمایز اصلی بین مهندسی ارزش و سایر برنامه ­های کاهش هزینه می­باشد.

1-2-1-  تیم کاری مهندسی ارزش

مطالعات مهندسی ارزش بر اساس خدمات تأمین‌شده توسط گروهی از افراد صورت می­گیرد. این گروه تیم کاری نامیده می­ شود و متشکل از افرادی است که نماینده بخش­های کاری مختلف برای تعریف کامل مسئله و عملکرد آن و رسیدن به راه­حلی به­صرفه برای ارزش می­باشند. یک تیم با تعادل هماهنگی، رقابت و تحریک مهم‌ترین عامل برای تحلیل موفق ارزش می­باشد. ترکیب تیم باید مختلط و متشکل از بخش­های مختلف باشد. مهم است که افرادی با تجارب کاری یا پیشینه­های مختلف در فناوری مرتبط دورهم باشند اما این به معنای در نظر نگرفتن افراد بدون پیش­زمینه نیز نیست. ترکیبی از استعدادها برای رسیدن به نقاط مختلف ضروری می­باشند. اعضای تیم باید نماینده­های تولیدکننده و مصرف ­کننده باشند. این موضوع پیشنهاد می­ کند که انواع مختلفی از گرایش­ها باید در تیم وجود داشته باشند: طراحی، تولید، عملیات، بازاریابی، خدمات مشتریان، کاربران تجهیزات، طراحان محصول و غیره.

1-2-2-  روش کار مهندسی ارزش

  در مهندسی ارزش عبارت عملکرد به آن چیزی اطلاق می­ شود که منجر به فروش یا کارکرد محصول می­ شود. مصرف ­کننده، محصول یا خدماتی را می­خرد که کارکردهای خاصی را با توجه به هزینه­ای که مصرف ­کننده صرف می­ کند ایفا می­ کند. درصورتی‌که آن محصول انتظارات را برآورده نکند عملاً هیچ استفاده­ای برای خریدار ندارد و هزینه مصرف‌شده برای آن مهم نیست. به­ طور مشابه صرف پول بیشتر برای افزایش کارکردی فراتر از موضوع موردنیاز، ارزش آن را برای خریدار افزایش نمی­دهد. به دلیل اینکه کاربردی بودن ناکافی غیرقابل‌قبول بوده و کارکردهای زیاد نیز اسراف است، کارکرد باید به­خوبی تعریف شود. این تنها راهی است که می­توان هزینه­ها را به‌خوبی تعریف و طراحی نمود. بنابراین نخستین تلاش در مهندسی ارزش باید به نیازهای مصرف ­کننده معطوف گردد، یعنی کیفیت عملکرد، یا ویژگی­هایی که باید برای مفید بودن محصول در نظر گرفته شوند.

با تعریف کارکرد، می­توان آموخت که چه ویژگی­هایی از طراحی واقعاً موردنیاز می­باشد. لذا نقش تعریف کارکرد پیچیده نگریستن و ساده­ دیدن می­باشد. لذا شناخت مناسب از کارکرد در پیاده­سازی موفق مهندسی ارزش بسیار حائز اهمیت می­باشد. ابتدا باید کارکرد به­خوبی تعیین شود تا فرد بتواند راه­هایی که می­توان به آن رسید را شناسایی نماید. به‌عنوان‌مثال نصب یک پلاک بر روی یک دستگاه را در نظر گرفته می­ شود. به­جای استفاده از پیچاندن پلاک، کارکرد بهتر خواهد بود اگر از برچسب­گذاری تجهیزات استفاده کنیم. این کار امکان قرار گرفتن نام بر روی دستگاه را فراهم نموده و نیازی به استفاده از پلاک نیست. از طرف دیگر، در صورت نیاز به پلاک    می­توان آن را از طریق جوشکاری یا سیم به دستگاه متصل نمود. دوم اینکه در تعیین کارکرد، فرد یاد چگونگی کاربرد وسیله را مشخص نماید. (کارکرد درب می ­تواند تأمین دسترسی، تأمین نور یا بستن ورودی باشد که این موضوع به تمایل طراح بستکی دارد) همچنین، کارکرد را می­توان در حداکثر عبارات ممکن تعریف نمود که این کار می­توان منجر به ارتقا بیشتر ارزش شود. هنگامی‌که کارکرد تعیین شد، ارزش آن باید مشخص گردد.

1-3-   گام­های مهندسی ارزش

ساختاریافتگی مهندسی ارزش در برنامه‌ی کار که از مهم‌ترین عناصر آن محسوب می­گردد جلوه­گر می­ شود.  برنامه کار یک فرمول اجرایی است که یک تیم را در طول فرایند کامل مهندسی ارزش از ابتدا تا انتها هدایت   می­ کند. برنامه‌ی کار از قسمت‌های بسیار مهم فرایند محسوب می­ شود. این برنامه با خلق یک ساختار مناسب­، تیم را در مطالعه ارزش هدایت می­ کند. این امر موجب کاربرد تحلیل و خلاقیت در مقاطع مناسب در فرایند می­ شود و تیم را در کاربرد تحلیل و خلاقیت هدایت می­ کند. به­منظور دستیابی به حداکثر منافع از برنامه‌ی کار، باید دقیقاً آن را اجرا نمود. این موضوع ممکن است در نظر اول یک پارادایم به نظر برسد ولی تعهد دقیق به اجرای برنامه‌ی کار، نهایت انعطاف­پذیری در تفکر را به دست خواهد داد. برنامه کار از سه مرحله اصلی تشکیل می­ شود. مراحل اصلی مطالعه شامل موارد زیر می­باشد:

  • پیش مطالعه
  • مطالعه اصلی(کارگاه اصلی)
  • مطالعات تکمیلی

مهم‌ترین مرحله مطالعه اصلی می­باشد که شامل شش فاز اطلاعات، تحلیل کارکرد، خلاقیت، ارزیابی، توسعه و ارائه می­باشد که به تشریح هر یک از آن‌ ها پرداخته می­ شود:

1-3-1-  فاز اطلاعات

هدف فاز اطلاعات، کامل کردن مجموعه اطلاعاتی است که در مرحله پیش مطالعه گردآوری‌شده است. اعضای تیم، کلیه اطلاعات موردنیاز مطالعات ارزش را در یک کارگاه یا جلسه پرسش و پاسخ تکمیل و مبادله می­­نمایند. همچنین در صورت نیاز تیم از ساخت گاه پروژه بازدید خواهد نمود. در این فاز توافقات لازم برای مصادیق و اهداف بهبود ارزش، هزینه، کارایی و زمان صورت می­گیرد و توافقات نهایی در این مورد، بعد از بازنگری نهایی مدون  می­ شود. در انتهای این فاز بر اساس اهداف بهبود، محدوده مطالعات مجدداً بازنگری می­ شود.

1-3-2-  فاز تحلیل کارکرد

شناسایی و تحلیل کارکردهای پروژه، قلب روش‌شناسی است. این فعالیت، اولین و مهم‌ترین گامی است که روش­شناسی ارزش را از سایر روش­های بهینه­سازی و حل مسئله متمایز می­ کند. هدف این فاز، شناسایی  محدوده­هایی از مطالعه است که بیشترین بهبود را در پروژه موجب می­شوند. در این فاز نمودار تحلیل کارکرد توسط تیم با هدایت راهبر و تسهیلگر ترسیم می­ شود و کل کارکردهای پروژه در قالب یک نمودار به تصویر کشیده می­ شود.

1-3-3-  فاز خلاقیت

در این فاز، برای تحقق کارکردهای انتخاب‌شده، تعداد زیادی ایده پیشنهاد می­ شود ایده­ها با مشارکت فعالانه اعضای تیم، در فضایی به‌دوراز قیود، عادات، سنن، خواسته ­ها و تمایلات منفی، محدودیت­های فرضی و معیارهای خاص، پیشنهاد و ارائه می­گردند. در طول این فعالیت، هیچ قضاوت یا بحثی میان اعضا صورت نمی­گیرد و بررسی کیفی ایده­ها در فاز بعد صورت می­گیرد.

1-3-4-  فاز ارزیابی

هدف از فاز ارزیابی، تجزیه‌وتحلیل ایده‌های ارائه‌شده در فاز خلاقیت و انتخاب ایده‌های قابل‌اجرا، برای شرح و بسط بیشتر است. با بهره گرفتن از معیارهای ارزیابی تعیین‌شده در فاز پیش مطالعه، ایده­ها، دسته­بندی و وزن دهی می­شوند. این فاز شامل گام­های زیر است:

  1. حذف ایده‌های غیرعملی و غیر مرتبط.
  2. قرار دادن ایده‌های مشابه در یک دسته و نام­گذاری دسته­ها با عناوین کوتاه و مرتبط.
  3. در نظر گرفتن حداقل یک عضو تیم به‌عنوان مدافع برای هر ایده در بحث­ها و ارزیابی تیم.
  4. فهرست کردن مزایا و معایب هر ایده.
  5. رتبه ­بندی ایده­ها در هر دسته، با در نظر گرفتن اهمیت هرکدام از معیارهای ارزیابی و با بهره گرفتن از تکنیک­هایی مانند ارزیابی عددی و اجماع تیمی.
  6. انتخاب ایده‌های برتر برای توسعه در فاز بعد.

1-3-5-   فاز توسعه

هدف از فاز توسعه، انتخاب و ترکیب بهترین راه­ حل­های فاز ارزیابی و طرح گزینه­ های برتر برای بهبود ارزش است. این فاز شامل گام‌های زیر است:

  1. ابتدا گزینه­ای را که دارای رتبه بالایی است انتخاب کرده و تحلیل­های سود و الزامات اجرا مانند برآورد هزینه­ های اولیه، هزینه­ های دوره عمر و هزینه­ های تحمیلی بر گزینه مانند ریسک و عدم قطعیت­ها صورت می­گیرد.
  2. تجزیه‌وتحلیل افزایش کارایی حاصله از اجرای هر گزینه، انجام می­گیرد.
  3. برای هر گزینه پیشنهادشده، اطلاعات مختلف فنی و اجرایی در حد طراحی اولیه تهیه می­ شود. در این فاز، ایده‌های منتخب توسط تیم­های کاری چندنفره توسعه داده می­شوند. اگر در توسعه ایده­ها تلاش شود تا در حد امکان عدم قطعیت در برآورد منافع و هزینه­ها در یک مقیاس باشد مقایسه منصفانه  ایده­ها و پیشنهادها با طرح مبنا منطقی­تر و قابل‌اتکاتر خواهد بود. در فاز توسعه امکان کمک گرفتن از نیروی کارشناس پشتیبان و  شرکت­های متخصص درزمینهٔ موردبحث وجود دارد.

1-3-6-  فاز ارائه

هدف از این فاز، ارائه دستاوردهای مطالعه ارزش و توافق درباره اجرایی بودن توصیه­هاست. این دستاوردها شامل چند گزینه می­باشد که قدرت انتخاب کارفرما بیشتر باشد. این فاز شامل ارائه شفاهی اولیه، همراه با یک گزارش کتبی کامل حاوی نتایج کلیه مراحل مطالعه است.

1-4-   فناوری اطلاعات و ارتباطات[6]

فراگیری و سیطره رایانه و پدیده اینترنت، تأثیری شگرف بر مسیر چگونگی حیات فردی، اجتماعی، اقتصادی و کاری انسان نهاده است. جلوه تمامی این دگرگونی­ها در فناوری اطلاعات نمایان است و به همین جهت است که عصر حاضر را با عناوین و مفاهیمی همچون دانایی، اطلاعات، دیجیتال، مجازی و مانند آن توصیف می­ کنند. فناوری اطلاعات و ارتباطات، با توجه به برخورداری از مزیت­های بسیار زیادی مانند، توانایی افزایش سرعت، کیفیت، شفافیت و عمومیت دسترسی به اطلاعات و دانش که هرکدام به­نوبه خود باعث بهره­وری، توسعه انسانی و اجتماعی و توسعه اقتصادی و همچنین ارتباطات گسترده می­گردند، شتابان به‌پیش می­رود و بسیاری از کشورها (اعم از پیشرفته و درحال‌توسعه) نیز در تعقیب این فناوری، به­سوی جامعه اطلاعات محور یا جامعه دانایی محور شتافته، و هر یک به­نوبه خود می­کوشند تا درصحنه رقابت جهانی از جایگاهی شایسته برخوردار گردیده و در عرصه جهانی‌شدن سهم مناسبی را برای خود کسب نمایند.

از سال1950 و 1960 میلادی تحولات گسترده­ای درزمینهٔ فناوری­های اطلاعات و ارتباطات آغاز گردیده که طی سالیان اخیر سرعت بیشتری یافته است، به‌طوری‌که امروزه مفهومی جدید به‌عنوان فناوری اطلاعات و ارتباطات پدیدار گشته که آن را در زمره فناوری­های نوین و پیشرفته قرار داده‌اند. در عصر کنونی صحبت از انقلاب اطلاعات و ارتباطات مطرح می­باشد. این انقلاب، نتیجه پیشرفت­های نسبتاً متأخر (از میانه دهه 1970 به بعد) در فناوری­های رایانه­ای و مخابراتی درزمینهٔ پردازش و توزیع اطلاعات است. همانند سایر جنبه­ های زندگی بشر، سرعت و تنوع تغییرات در عرصه فناوری نیز در حال افزایش است و این روند، تمامی جوامع و به­ویژه کشورهایی که دارای زیرساخت­های لازم نبوده و از کشورهای پیشرفته عقب‌مانده‌اند را با چالش­ها و مشکلات جدی مواجه می­نماید. بنابراین فرایند توسعه فناوری و روزآمد کردن آن، نقشی محوری در فرایند توسعه جوامع داشته و ضروری است که اقدامات مناسب برای آن صورت پذیرد. به‌طورکلی توسعه فناوری در تعریف عمومی، فرایندی است که یک جامعه به­ کارگیری دانش و سایر منابع در اختیار، به ایجاد تغییرات در محیط مادی پیرامون خود پرداخته و با ارائه یک کالا یا فرایند جدید به نیازهای خویش پاسخ می­دهد و فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز در قالب کلی به مفهوم شبکه­ های مدیریت تولید، پردازش، توزیع و مصرف بهینه اطلاعات به­منظور افزایش کارایی سیستم بوده و از تلفیق سه حوزه اطلاعات، رایانه و ارتباطات به وجود آمده است و مجموعه ­ای از فناوری­هایی است که امکان ذخیره­سازی، پردازش، ارائه و انتقال را از طریق محیط­های انتقال فراهم می­نمایند. لذا با توجه به تعاریف عمومی از توسعه فناوری، می­توان گفت که توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، فرایندی است که طی آن‌یک جامعه با توجه به شرایط زمانی خود، دانش و سایر منابع و امکانات خویش را به کار گرفته و با تکمیل و یا ایجاد تغییرات در شبکه­ های مدیریت تولید، پردازش، انتقال و مصرف بهینه اطلاعات، فناوری ارتباطی و اطلاعاتی و اجرا آن‌ ها (تجهیزات سخت‌افزار، نرم‌افزار، نیروی انسانی و …) را گسترش داده و با خلق کالا و خدمات یا فرایند جدید درزمینهٔ این فناوری از مزایای آن برخوردار شده و به­ بخشی از نیازهای خودپاسخ می­دهد. در این راستا، هر کشوری نگرش خاص خود را به توسعه این فناوری دارد، به‌طوری‌که برخی از کشورها، توسعه فاوا[7] را محوری برای رشد و توسعه در سایر عرصه ­های جامعه دانسته و برخی دیگر نیز بحث شکاف دیجیتالی و تفاوت در سطح برخورداری و توانایی کشورها در عرصه این فناوری را مطرح می­نمایند، ولی درنهایت همگی آنان سعی دارند تا در توسعه فاوا نقشی ایفا کنند. به‌حساب آوردن اطلاعات، به‌عنوان اهرم کسب برتری، عملکرد بخش­های مختلف یک پروژه رازمانی بالا می­برد که به اطلاعات معنادار(دانش) توجه شود. درواقع تعامل اطلاعات و خلاقیت انسان، اطلاعات معنادار (دانش) را جهت استفاده در مهندسی ارزش به وجود می­آورد. سامانه‌های اطلاعاتی، سیستم­هایی هستند که داده ­ها را پردازش کرده و به اطلاعات لازم تبدیل کرده و از طرفی این اطلاعات را برای تصمیم گیران معنادار می­ کنند. امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به‌عنوان ابزاری نیرومند و سرنوشت­ساز در اختیار سایر بخش­ها قرار دارد. ازآنجاکه فعالیت‌های مختلف پروژه­ ها ماهیتی دانش­محور و مرتبط با حجم وسیعی از اطلاعات دارد، با به‌کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدیریت پروژه باعث کاهش درصد زیادی از هزینه و کاهش زمان اجرای آن شده و اثربخشی آن را افزایش می­دهد. فناوری اطلاعات متکی به سه مؤلفه اصلی سامانه‌های اطلاعاتی، شبکه­ های کامپیوتری و سیستم ارتباطی می­باشد. ازآنجاکه مفهوم فناوری اطلاعات با سه مؤلفه فوق تعریف می­ شود، لذا توسعه و پیشرفت در هر یک از عوامل فوق باعث توسعه فناوری اطلاعات شده و بر ارزش و اعتبار آن می­افزاید.

1-5-   بیان مسئله

مهندسی ارزش تکنیکی مدیریتی است که کارایی خود را به‌عنوان ابزار مدیریتی مؤثر برای بهبود طراحی، ساخت و صرفه­جویی در هزینه­ها در عمل به اثبات رسانده است. به­ کارگیری مهندسی ارزش منافعی بیش از بهبود طرح و صرفه­جویی­ها در پی داشته ­است. در ایران نیز پس از بحث و تبادل‌نظرهای فراوان این موضوع موردتوجه سازمان مدیریت و برنامه ­ریزی قرار گرفت. حیطه کاربرد مهندسی ارزش در سال‌های اخیر از اجرای بهینه طرح­ها فراتر رفته و درزمینهٔ راهبری کلان نیز کاربرد پیداکرده­ است و با رویکرد مدیریت ارزش و برنامه ­ریزی ارزش (ارکان مهم روش‌شناسی ارزش) درزمینهٔ پیچیده و متعدد از برنامه ­ریزی منابع، بازنگری و ارزیابی برنامه ­های در دست اجرا تا افزایش در مسائل اقتصادی و اجتماعی به کار گرفته می­ شود. از طرف دیگر تحولات عظیمی که به‌واسطه فناوری اطلاعات و ارتباطات در همه عرصه ­ها در سرتا­سر جهان صورت گرفته نیز قابل‌انکار نبوده و کشور ما ایران نیز از این قاعده مستثنای نخواهد بود و می ­تواند از مزایا و قابلیت­های زیادی که فناوری اطلاعات و ارتباطات در اختیار کاربران می­گذارد بهره کافی را برده و آن را در به‌روزرسانی روش­ها و فرایندهای کاری و بالأخص مدیریتی مورداستفاده قرار گیرد. ازاین‌رو با توجه به اهمیت دو موضوع فوق، چگونگی استفاده از مزایای فناوری اطلاعات و ارتباطات در گام­های مهندسی ارزش حائز اهمیت بوده و نیازمند توجه بیش‌ازپیش می­باشد. با تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات با مهندسی ارزش می­توان به دنبال این موضوع بود که از امکانات و توانایی­های علوم و ابزارهای امروزی در مهندسی ارزش نیز استفاده نمود. مهندسی ارزش با بهره گرفتن از فناوری اطلاعات و ارتباطات می ­تواند به نحو مؤثرتر و کارآمدتری عمل نماید و بدین شکل می­توان در طراحی جلسات و متدولوژی مهندسی ارزش، طراحی و تهیه فرم­ها، بانک­های اطلاعاتی و نیز جلسات مهندسی ارزش از فناوری اطلاعات و ارتباطات بهره برده و کیفیت کار را با تهیه الگویی تلفیقی افزایش داد. پروژه­ ها به لحاظ خاص و پیچیده بودن نیازمند متخصصین در رشته­ها و زمینه ­های مختلف می­باشند. متخصصین خبره با ارائه ایده­ها و خلاقیت خود در پروژه­ ها باعث تسهیل درروند و اجرای پروژه می­شوند. مهندسی ارزش سازوکاری را فراهم     می­سازد که بتوان تأثیر قابل‌ملاحظه کارشناسان خبره را در کاهش هزینه­ها و افزایش کارکردها محقق نماید ولی مسئله اصلی که ایجاد هماهنگی و زمان مشترک برای چنین افرادی می­باشد برای این منظور می­توان از    ویژگی­های فناوری اطلاعات و ارتباطات در تسهیل چنین مسائلی استفاده کرد.

تعداد صفحه :122

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد
و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.
پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com[add_to_cart id=157066]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه امکان‌سنجی و ارزیابی تطبیقی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند روش‌شناسی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

پایان‌نامه دوره‌ی کارشناسی ارشد مدیریت پروژه ساخت

امکان‌سنجی و ارزیابی تطبیقی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند روش‌شناسی

(مطالعه موردی: مزرعه دانش)

استاد مشاور:

دکتر احد نظری

تابستان 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

امروزه پروژه­ ها به دلایلی چون پیچیدگی فناوری و محیطی، حجم منابع و فعالیت‌های موردنیاز، تخصص­های متنوع و از همه مهم‌تر طراحی­های نامناسب، در مسیر دستیابی به اهداف خود دچار فراز و نشیب­های بسیاری شده و در چارچوب زمان، هزینه و حتی کیفیت تعیین‌شده به نتیجه نمی­رسند. در این میان مهندسی ارزش یکی از راهکارهایی است که با روش سیستماتیک و با تکیه‌بر خلاقیت. کار تیمی، ضمن بررسی موشکافانه پروژه، فرصت­هایی را برای اصلاح و بهبود پروژه در ابعاد زمان و هزینه و کیفیت فراهم می­آورد. دراین‌ارتباط، اطلاعات و ارتباطات به‌عنوان مبنای انجام هرگونه اصلاح و ارائه هر پیشنهادی نقش قابل‌توجهی را ایفا نموده و به‌عنوان ابزار عملیاتی این روش و متدولوژی موردتوجه خاص می­باشد. با توجه به جایگاه و اهمیت خاص اطلاعات در فرایند مهندسی ارزش، به­ کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات می ­تواند در انجام هر چه‌بهتر و دقیق­تر و سریع­تر این روش نقش بسزایی داشته باشد و چالش­ها و دشواری­ها این روش را از بین برده و در بقای آن نیز مؤثر واقع شود. علیرغم مزیت­ها و توانمندی­های فناوری اطلاعات و ارتباطات و گستره کاربرد آن در مسائل واقعی، این ابزار     آن­گونه که انتظار می­رود در مطالعات مهندسی ارزش به کار گرفته نشده است، بررسی علل این امر، شناسایی زمینه ­های کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات و پتانسیل­های بهبود مهندسی ارزش از طریق آن موضوع این پژوهش می­باشد. این پژوهش تلاش دارد امکان به‌کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات را در فرایند مهندسی ارزش بررسی کند و نحوه به‌کارگیری را مورد تجزیه‌وتحلیل قرار دهد. برای این منظور ابتدا پس از مطالعه­های پیرامون مهندسی ارزش و فناوری اطلاعات و ارتباطات و آشنایی با ضرورت­ها، ویژگی­ها و    چالش­های آن دو، با انجام مطالعات میدانی، امکان کاربرد و میزان تأثیرگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات را در فرایند مهندسی ارزش مورد ارزیابی قرار داده است. سپس به معرفی و شناسایی ابزارآلات مؤثر جهت استفاده در مهندسی ارزش پرداخته می­ شود. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده به انجام فرایند مهندسی ارزش با موضوع مزرعه دانش با بهره گرفتن از ابزارآلات فناوری اطلاعات و ارتباطات جهت میزان تأثیرگذاری فناوری اطلاعات را در فرایند مهندسی ارزش مورد ارزیابی قرار داده است. در پایان پس از جمع­بندی نتایج به‌دست‌آمده، امکان کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات را در فرایند مهندسی ارزش مثبت ارزیابی کرده و این فرایند موجب افزایش بهره­وری، کاهش خطا انسانی، ایجاد بانک اطلاعاتی، افزایش تعاملات بین اعضا در مهندسی ارزش می­ شود.

کلیدواژه: روش­شناسی ارزش، فناوری اطلاعات و ارتباطات، عملکرد، کاهش هزینه، امکان­سنجی.

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                       صفحه

فهرست جدول‌ها 14

فهرست شکل‌‌ها 16

فصل 1-     مقدمه. 18

1-1-    تعریف مهندسی­ ارزش…. 18

1-2-    پیشینه مهندسی ارزش…. 18

1-2-1-     تیم­کاری مهندسی ارزش…. 19

1-2-2-     روش­کار مهندسی ارزش…. 19

1-3-    گام­های مهندسی ارزش…. 20

1-3-1-     فاز اطلاعات   21

1-3-2-     فاز تحلیل کارکرد. 21

1-3-3-     فاز خلاقیت  21

1-3-4-     فاز ارزیابی  21

1-3-5-     فاز توسعه   22

1-3-6-     فاز ارائه     22

1-4-    فناوری اطلاعات و ارتباطات… 22

1-5-    بیان مسئله. 24

1-6-    اهداف (کلی و جزئی) تحقیق.. 25

1-7-    سؤالات تحقیق.. 25

1-8-    فرضیه ­های تحقیق.. 25

فصل 2-     نحوه‌ی ارائه‌ مطالب در گزارش علمی… 27

2-1-    مقدمه    27

2-2-    سابقه تحقیقات و مطالعات انجام­گرفته. 27

فصل 3-     روش تحقیق… 33

3-1-    مقدمه    33

3-2-    معرفی روش انجام‌گرفته و مسائل و مشکلات هر گام در مهندسی ارزش…. 33

3-2-1-     فاز پیش مطالعه. 33

3-2-1-1- گردآوری اطلاعات مربوط به گرایش­های عوامل کلیدی پروژه 34

3-2-1-2- تکمیل مجموعه داده ­ها 34

3-2-1-3- تعیین معیارهای ارزیابی.. 34

3-2-1-4- تعیین محدوده مطالعات… 34

3-2-1-5- تهیه مدل دادها     34

3-2-1-6- تعیین ترکیب گروه مطالعات… 35

3-2-1-7- مسائل و مشکلات فاز مطالعات مقدماتی  در مهندسی ارزش…. 35

3-3-    گام کارگاه اصلی.. 35

3-3-1-     فاز اطلاعات   35

3-3-1-1- مسائل و مشکلات شناسایی‌شده در فاز اطلاعات… 36

3-3-2-     فاز تحلیل کارکرد. 37

3-3-2-1- کارکردهای پایه     38

3-3-2-2- کارکردهای ثانویه    38

3-3-2-3- مسائل و مشکلات در فاز تحلیل کارکرد. 38

3-3-3-     فاز خلاقیت 39

3-3-3-1- مسائل و مشکلات در فاز خلاقیت… 39

3-3-4-     فاز ارزیابی(قضاوت) 40

3-3-5-     فاز توسعه   40

3-3-6-     فاز ارائه     41

3-3-6-1- مسائل و مشکلات فاز ارزیابی و توسعه و ارائه. 42

3-4-    پیشنهادات برای حل مسائل.. 42

3-5-    شناسایی راهکار بهبود برای برگزاری کارگاه مهندسی ارزش…. 44

3-5-1-     ویژگی­های سایت اینترنتی طراحی ‌شده 44

3-5-2-     برنامه اسکایپ 45

3-5-3-     استفاده از برنامه وایبر. 46

3-5-4-     برنامه ویزیو 47

3-5-5-     برنامه میکوگو. 48

3-5-6-     برنامه  اکسل   48

3-5-7-     برنامه کامتاسیا 49

3-6-    چگونگی انجام کار با ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در گام­های مهندسی ارزش…. 49

3-6-1-     صفحه اصلی سایت… 49

3-6-2-     قسمت مدیریت… 50

3-6-3-     قسمت پروژه 51

3-6-3-1- قسمت تالار گفتگو  52

3-6-3-2- قسمت اطلاعات تخصصی.. 52

3-6-3-3- بخش اطلاعات پروژه 52

3-6-3-4- تصاویر                53

3-6-3-5- بخش اعضای تیم مهندسی ارزش…. 53

3-6-3-6- تاریخ‌های مهم       53

3-6-3-7- مبانی مطالعه        54

3-6-3-8- فاز پیش مطالعه     55

3-6-3-9- فاز اطلاعات          56

3-6-3-10-  تحلیل کارکرد       57

3-6-3-11-  فاز خلاقیت          57

3-6-3-12-  فاز ارزیابی            57

3-6-3-13-  فاز توسعه             58

3-6-3-14-  فاز ارائه               58

3-6-3-15-  فاز پس مطالعه)مطالعه تکمیلی) 58

فصل 4-     مطالعه موردی… 59

4-1-    مقدمه    59

4-2-    مطالعه موردی مزرعه دانش…. 59

4-2-1-     گام پیش مطالعه. 60

4-2-1-1- تعیین اعضای تیم مهندسی ارزش…. 60

4-2-2-     فاز اطلاعات مزرعه دانش…. 61

4-2-2-1- اطلاعات مزرعه دانش    61

4-2-2-2- معرفی شهرستان محلات… 62

4-2-2-3- ویژگیهای شهرستان محلات… 64

4-2-2-4- معرفی محل مزرعه دانش…. 65

4-2-2-5- موقعیت زمین و شیب زمین.. 65

4-2-2-6- خط آسمان           66

4-2-2-7- دید از مکان          67

4-2-2-8- فضاهای موجود      68

4-2-2-9- باد غالب              68

4-2-2-10-  جهت گیری ساختمان.. 69

4-2-3-     گام مطالعه اصلی(کارگاه مهندسی ارزش مزرعه دانش) 70

4-2-3-1- فاز اطلاعات پروژه (مبانی مطالعه) 70

4-2-3-2- فاز تحلیل کارکرد   74

4-2-3-3- تعیین کارکردهای مزرعه­دانش…. 75

4-2-3-4- تعیین کارکردهای اجزا 75

4-2-3-5- ترسیم نمودار سیستم تحلیل کارکرد. 77

4-2-3-6- انتخاب کارکردهای محوری.. 78

4-2-4-     فاز خلاقیت  79

4-2-5-     فاز ارزیابی   83

4-2-6-     فاز توسعه   84

4-2-7-     معرفی گزینه­ ها منتخب… 85

4-2-7-1- گزینه باغ شهر       85

4-2-7-2- شرح ایده باغ شهر  86

4-2-7-3- تخمین هزینه        87

4-2-7-4- گزینه گیاهان زینتی و دارویی.. 88

4-2-7-5- شرح ایده                88

4-2-7-6- تخمین هزینه        89

4-2-7-7- گزینه مزرعه پایدار  90

4-2-7-8- شرح ایده             91

4-2-7-9- هزینه­ها               92

4-2-7-10-  گزینه مزرعه توریستی.. 92

4-2-7-11-  شرح ایده             93

4-2-7-12-  محاسبه شاخص ارزش…. 95

4-3-    فاز ارائه   95

فصل 5-     نتیجه‌گیری و پیشنهادها 96

5-1-    مقدمه     96

5-2-    نتایج به‌دست‌آمده از اجرای مهندسی ارزش به‌صورت مجازی.. 96

5-2-1-     فرضیات پروژه 98

5-3-    یافته­ های تحقیق.. 99

فصل 6-         پیوست  100

6-1-    محاسبه شاخص ارزش…. 100

6-1-1-     فرایند محاسبه شاخص ارزش در طرح‌های توسعه و عمران.. 100

6-1-2-     مرحله اول: تعیین معیارهای اصلی و زیرمعیارهای آنان.. 100

6-1-3-     مرحله دوم: محاسبه وزن معیارهای اصلی.. 100

6-1-4-     مرحله سوم: محاسبه وزن زیرمعیارها 100

6-1-5-     مرحله چهارم: محاسبه امتیاز یا نمره هر یک از گزینه‌ها یا طرح‌های پیشنهادی نسبت به زیرمعیارها            101

6-1-6-     محاسبه و مقایسه ارزش هر گزینه یا طرح.. 101

6-2-    مبانی اصلی روش فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی.. 104

6-2-1-     مراحل ارزیابی به روش فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی.. 105

6-2-1-1- گردآوری اطلاعات   105

6-2-1-2- تدوین سلسله‌مراتب مسئله موردبررسی.. 105

6-2-1-3- تشکیل ماتریس‌های مقایسه زوجی برای معیارها 106

6-2-1-4- تشکیل ماتریس‌های مقایسه گزینه‌ها بر مبنای معیارها و زیرمعیارها 107

6-2-1-5- تعیین وزن معیارها و اولویت‌بندی گزینه‌ها 107

6-2-1-6- محاسبه وزنهای محلی.. 108

6-2-1-7- محاسبه وزن کلی   108

6-2-1-8- محاسبه نرخ ناسازگاری.. 108

6-2-1-9- تعریف ماتریس سازگار 108

6-2-1-10-  الگوریتم محاسبه نرخ ناسازگاری یک ماتریس…. 108

6-2-1-11-  محاسبه ناسازگاری یک سیستم سلسله‌مراتبی.. 110

6-2-1-12-  علل بروز ناسازگاری.. 110

6-2-1-13-  نظرسنجی گروهی در فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی.. 111

6-2-2-     روش دستی ارزیابی به روشAHP.. 112

6-2-2-1- تدوین معیارها و تعیین درصد اهمیت آن‌ ها 112

6-2-2-2- محاسبه وزن معیارها 113

6-2-2-3- محاسبه امتیاز گزینه‌ها و رتبه‌بندی آن‌ ها 114

6-2-2-4- امتیاز نهایی گزینه‌ها 116

فهرست مراجع    118

فصل 1-           مقدمه

1-1-   تعریف مهندسی ارزش

جامعه مهندسی ارزش آمریکا مهندسی ارزش را به‌عنوان کاربرد سیستماتیک روش­های شناخته‌شده که عملکرد یک محصول یا خدمات را مشخص نموده، ارزشی پولی برای آن عملکرد تعیین و قابلیت اطمینان از عملکرد را با کمترین هزینه فراهم می­ کند، معرفی می­ کند.

1-2-   پیشینه مهندسی ارزش

مهندسی ارزش توسط لارنس مایلز[1] عضو شورای مهندسی برق توسعه­یافته است. پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از مواد مورداستفاده توسط صنعت دچار کمبود بوده و به­دشواری تهیه می­ شود. شرکت­هایی نظیر   جنرال الکتریک[2] مجبور به جستجوی مواد جایگزین شدند. در بسیاری از موارد مواد جایگزین به­خوبی کار       می­کردند. این یافته­ ها منجر شد که روسای جنرال الکتریک به این نتیجه برسند که در برخی از موارد، می­توانند بهره­وری را با تعویض مواد بهبود دهند. از آقای مایلز خواسته شد تا بر روی روش­هایی کار کند که امکان این تعویض را فراهم می­نمود. در سال 1946 او یک فرایند سیستماتیک، مرحله­ ای، گام­به­گام برای یافتن مواد جایگزین، محصولات، اجزا و خدمات ارائه نمود. این فرایند بعدها تحلیل ارزش نامیده شد. جنرال الکتریک موفقیت بزرگی را با بهره گرفتن ازاین‌رویش به دست آورد. این موفقیت، منجر به توسعه بیش‌ازپیش مهندسی ارزش[3] در صنایع خصوصی گردید. دولت در استفاده از مزایای تحلیل ارزش بسیار سریع بود. در سال 1954، شرکت   کشتی­سازی نظامی آمریکا اولین آژانس فدرال برای استفاده ازاین‌رویش بود. قبل از سال 1961 مهندسی ارزش به‌صورت رسمی در وزارت دفاع مورداستفاده بود. سایر سازمان­های فدرال، نظیر وزارت داخلی، خدمات پستی، ناسا[4] و سایر ارگان­ها نیز از این سیستم پیروی نمودند. اگرچه این روش در ابتدا در تولید محصولات مورداستفاده قرار گرفت، اما افراد دریافتند که این روش می ­تواند در فرایند طراحی و خدمات نیز مؤثر باشد. وزارت دفاع اولین مرکزی بود که برنامه­ای رسمی برای استفاده از مهندسی ارزش در طراحی و ساخت پروژه­ های خود اجرا نمود. قبل از سال 1956 سه سرویس ایجادشده و از مهندسان­ ارزش تمام‌وقت استفاده نمودند. در ابتدا این روش    تحلیل ارزش نامیده می­شد. بعدها نام­های دیگری مانند مدیریت ارزش، ارتقا ارزش، کنترل ارزش و خرید ارزش مورداستفاده قرار گرفت. نیروی دریایی آمریکا این نام را به مهندسی ارزش تغییر داد تا بر روی بعد مهندسی آن تأکید داشته باشد. این نام، مهندسی ارزش، به‌صورت گسترده مورداستفاده قرار می­گیرد. باوجود تغییرات صورت گرفته در نام، هدف مهندسی ارزش یکسان باقی‌مانده ­است و آن تأمین ابزاری برای کنترل هزینه کل در هر جا در حین تولید محصول یا خدمات بدون تحت تأثیر قرار دادن کیفیت یا قابلیت اطمینان محصول یا خدمات   می­باشد. حقیقت این است که هزینه­ها به‌طورکلی در محصولات و فرایندها غیرقابل‌اجتناب می­باشند. مایلز    این‌گونه نتیجه گرفت که هزینه­ های غیرضروری ممکن است به دلیل عادات و عقاید، فقدان زمان کافی برای طراحی، نبود اطلاعات، نبود ایده­ها، غرور، شرایط موقت، نبود تجربه، عدم موفقیت در استفاده از متخصصان، نبود ارتباطات، معانی متعدد، تمایل به ثبات و یا ترس از دست دادن کارکنان باشند. موضوع یافتن برنامه کاهش هزینه مؤثر بود تا در کشف هزینه­ های غیرضروری مفید باشد. مهندسی ارزش دارای یک ویژگی دیگر نیز می­باشد، که آن را از سایر روش­های کاهش هزینه متمایز می­ کند. این ویژگی تحلیل کارکرد[5] می­باشد. مهندسی ارزش کارکرد را عنوان وسیله شناخت همه­چیز درباره محصول تحلیل می­ کند. به‌عبارت‌دیگر، با در نظر گرفتن این موضوع به محصول  به­جای شیء باید به‌صورت کارکرد نگاه کرد، گزینه­ های دیگری (برای طراحی، مهندسی و تولید) ممکن است به دست آیند که علاوه بر بهبود بهره­وری، هزینه­ها را کاهش داده و کارکرد را افرایش می­دهند. لذا با بهره گرفتن از روش پرسش­گر، فرایندها و موادی که پیشنهاد می­شوند، می­توانند منجر به کاهش هزینه­ها شوند. لذا، شناخت کارکرد و ارزش آن تمایز اصلی بین مهندسی ارزش و سایر برنامه ­های کاهش هزینه می­باشد.

1-2-1-  تیم کاری مهندسی ارزش

مطالعات مهندسی ارزش بر اساس خدمات تأمین‌شده توسط گروهی از افراد صورت می­گیرد. این گروه تیم کاری نامیده می­ شود و متشکل از افرادی است که نماینده بخش­های کاری مختلف برای تعریف کامل مسئله و عملکرد آن و رسیدن به راه­حلی به­صرفه برای ارزش می­باشند. یک تیم با تعادل هماهنگی، رقابت و تحریک مهم‌ترین عامل برای تحلیل موفق ارزش می­باشد. ترکیب تیم باید مختلط و متشکل از بخش­های مختلف باشد. مهم است که افرادی با تجارب کاری یا پیشینه­های مختلف در فناوری مرتبط دورهم باشند اما این به معنای در نظر نگرفتن افراد بدون پیش­زمینه نیز نیست. ترکیبی از استعدادها برای رسیدن به نقاط مختلف ضروری می­باشند. اعضای تیم باید نماینده­های تولیدکننده و مصرف ­کننده باشند. این موضوع پیشنهاد می­ کند که انواع مختلفی از گرایش­ها باید در تیم وجود داشته باشند: طراحی، تولید، عملیات، بازاریابی، خدمات مشتریان، کاربران تجهیزات، طراحان محصول و غیره.

1-2-2-  روش کار مهندسی ارزش

  در مهندسی ارزش عبارت عملکرد به آن چیزی اطلاق می­ شود که منجر به فروش یا کارکرد محصول می­ شود. مصرف ­کننده، محصول یا خدماتی را می­خرد که کارکردهای خاصی را با توجه به هزینه­ای که مصرف ­کننده صرف می­ کند ایفا می­ کند. درصورتی‌که آن محصول انتظارات را برآورده نکند عملاً هیچ استفاده­ای برای خریدار ندارد و هزینه مصرف‌شده برای آن مهم نیست. به­ طور مشابه صرف پول بیشتر برای افزایش کارکردی فراتر از موضوع موردنیاز، ارزش آن را برای خریدار افزایش نمی­دهد. به دلیل اینکه کاربردی بودن ناکافی غیرقابل‌قبول بوده و کارکردهای زیاد نیز اسراف است، کارکرد باید به­خوبی تعریف شود. این تنها راهی است که می­توان هزینه­ها را به‌خوبی تعریف و طراحی نمود. بنابراین نخستین تلاش در مهندسی ارزش باید به نیازهای مصرف ­کننده معطوف گردد، یعنی کیفیت عملکرد، یا ویژگی­هایی که باید برای مفید بودن محصول در نظر گرفته شوند.

با تعریف کارکرد، می­توان آموخت که چه ویژگی­هایی از طراحی واقعاً موردنیاز می­باشد. لذا نقش تعریف کارکرد پیچیده نگریستن و ساده­ دیدن می­باشد. لذا شناخت مناسب از کارکرد در پیاده­سازی موفق مهندسی ارزش بسیار حائز اهمیت می­باشد. ابتدا باید کارکرد به­خوبی تعیین شود تا فرد بتواند راه­هایی که می­توان به آن رسید را شناسایی نماید. به‌عنوان‌مثال نصب یک پلاک بر روی یک دستگاه را در نظر گرفته می­ شود. به­جای استفاده از پیچاندن پلاک، کارکرد بهتر خواهد بود اگر از برچسب­گذاری تجهیزات استفاده کنیم. این کار امکان قرار گرفتن نام بر روی دستگاه را فراهم نموده و نیازی به استفاده از پلاک نیست. از طرف دیگر، در صورت نیاز به پلاک    می­توان آن را از طریق جوشکاری یا سیم به دستگاه متصل نمود. دوم اینکه در تعیین کارکرد، فرد یاد چگونگی کاربرد وسیله را مشخص نماید. (کارکرد درب می ­تواند تأمین دسترسی، تأمین نور یا بستن ورودی باشد که این موضوع به تمایل طراح بستکی دارد) همچنین، کارکرد را می­توان در حداکثر عبارات ممکن تعریف نمود که این کار می­توان منجر به ارتقا بیشتر ارزش شود. هنگامی‌که کارکرد تعیین شد، ارزش آن باید مشخص گردد.

1-3-   گام­های مهندسی ارزش

ساختاریافتگی مهندسی ارزش در برنامه‌ی کار که از مهم‌ترین عناصر آن محسوب می­گردد جلوه­گر می­ شود.  برنامه کار یک فرمول اجرایی است که یک تیم را در طول فرایند کامل مهندسی ارزش از ابتدا تا انتها هدایت   می­ کند. برنامه‌ی کار از قسمت‌های بسیار مهم فرایند محسوب می­ شود. این برنامه با خلق یک ساختار مناسب­، تیم را در مطالعه ارزش هدایت می­ کند. این امر موجب کاربرد تحلیل و خلاقیت در مقاطع مناسب در فرایند می­ شود و تیم را در کاربرد تحلیل و خلاقیت هدایت می­ کند. به­منظور دستیابی به حداکثر منافع از برنامه‌ی کار، باید دقیقاً آن را اجرا نمود. این موضوع ممکن است در نظر اول یک پارادایم به نظر برسد ولی تعهد دقیق به اجرای برنامه‌ی کار، نهایت انعطاف­پذیری در تفکر را به دست خواهد داد. برنامه کار از سه مرحله اصلی تشکیل می­ شود. مراحل اصلی مطالعه شامل موارد زیر می­باشد:

  • پیش مطالعه
  • مطالعه اصلی(کارگاه اصلی)
  • مطالعات تکمیلی

مهم‌ترین مرحله مطالعه اصلی می­باشد که شامل شش فاز اطلاعات، تحلیل کارکرد، خلاقیت، ارزیابی، توسعه و ارائه می­باشد که به تشریح هر یک از آن‌ ها پرداخته می­ شود:

1-3-1-  فاز اطلاعات

هدف فاز اطلاعات، کامل کردن مجموعه اطلاعاتی است که در مرحله پیش مطالعه گردآوری‌شده است. اعضای تیم، کلیه اطلاعات موردنیاز مطالعات ارزش را در یک کارگاه یا جلسه پرسش و پاسخ تکمیل و مبادله می­­نمایند. همچنین در صورت نیاز تیم از ساخت گاه پروژه بازدید خواهد نمود. در این فاز توافقات لازم برای مصادیق و اهداف بهبود ارزش، هزینه، کارایی و زمان صورت می­گیرد و توافقات نهایی در این مورد، بعد از بازنگری نهایی مدون  می­ شود. در انتهای این فاز بر اساس اهداف بهبود، محدوده مطالعات مجدداً بازنگری می­ شود.

1-3-2-  فاز تحلیل کارکرد

شناسایی و تحلیل کارکردهای پروژه، قلب روش‌شناسی است. این فعالیت، اولین و مهم‌ترین گامی است که روش­شناسی ارزش را از سایر روش­های بهینه­سازی و حل مسئله متمایز می­ کند. هدف این فاز، شناسایی  محدوده­هایی از مطالعه است که بیشترین بهبود را در پروژه موجب می­شوند. در این فاز نمودار تحلیل کارکرد توسط تیم با هدایت راهبر و تسهیلگر ترسیم می­ شود و کل کارکردهای پروژه در قالب یک نمودار به تصویر کشیده می­ شود.

1-3-3-  فاز خلاقیت

در این فاز، برای تحقق کارکردهای انتخاب‌شده، تعداد زیادی ایده پیشنهاد می­ شود ایده­ها با مشارکت فعالانه اعضای تیم، در فضایی به‌دوراز قیود، عادات، سنن، خواسته ­ها و تمایلات منفی، محدودیت­های فرضی و معیارهای خاص، پیشنهاد و ارائه می­گردند. در طول این فعالیت، هیچ قضاوت یا بحثی میان اعضا صورت نمی­گیرد و بررسی کیفی ایده­ها در فاز بعد صورت می­گیرد.

1-3-4-  فاز ارزیابی

هدف از فاز ارزیابی، تجزیه‌وتحلیل ایده‌های ارائه‌شده در فاز خلاقیت و انتخاب ایده‌های قابل‌اجرا، برای شرح و بسط بیشتر است. با بهره گرفتن از معیارهای ارزیابی تعیین‌شده در فاز پیش مطالعه، ایده­ها، دسته­بندی و وزن دهی می­شوند. این فاز شامل گام­های زیر است:

  1. حذف ایده‌های غیرعملی و غیر مرتبط.
  2. قرار دادن ایده‌های مشابه در یک دسته و نام­گذاری دسته­ها با عناوین کوتاه و مرتبط.
  3. در نظر گرفتن حداقل یک عضو تیم به‌عنوان مدافع برای هر ایده در بحث­ها و ارزیابی تیم.
  4. فهرست کردن مزایا و معایب هر ایده.
  5. رتبه ­بندی ایده­ها در هر دسته، با در نظر گرفتن اهمیت هرکدام از معیارهای ارزیابی و با بهره گرفتن از تکنیک­هایی مانند ارزیابی عددی و اجماع تیمی.
  6. انتخاب ایده‌های برتر برای توسعه در فاز بعد.

1-3-5-   فاز توسعه

هدف از فاز توسعه، انتخاب و ترکیب بهترین راه­ حل­های فاز ارزیابی و طرح گزینه­ های برتر برای بهبود ارزش است. این فاز شامل گام‌های زیر است:

  1. ابتدا گزینه­ای را که دارای رتبه بالایی است انتخاب کرده و تحلیل­های سود و الزامات اجرا مانند برآورد هزینه­ های اولیه، هزینه­ های دوره عمر و هزینه­ های تحمیلی بر گزینه مانند ریسک و عدم قطعیت­ها صورت می­گیرد.
  2. تجزیه‌وتحلیل افزایش کارایی حاصله از اجرای هر گزینه، انجام می­گیرد.
  3. برای هر گزینه پیشنهادشده، اطلاعات مختلف فنی و اجرایی در حد طراحی اولیه تهیه می­ شود. در این فاز، ایده‌های منتخب توسط تیم­های کاری چندنفره توسعه داده می­شوند. اگر در توسعه ایده­ها تلاش شود تا در حد امکان عدم قطعیت در برآورد منافع و هزینه­ها در یک مقیاس باشد مقایسه منصفانه  ایده­ها و پیشنهادها با طرح مبنا منطقی­تر و قابل‌اتکاتر خواهد بود. در فاز توسعه امکان کمک گرفتن از نیروی کارشناس پشتیبان و  شرکت­های متخصص درزمینهٔ موردبحث وجود دارد.

1-3-6-  فاز ارائه

هدف از این فاز، ارائه دستاوردهای مطالعه ارزش و توافق درباره اجرایی بودن توصیه­هاست. این دستاوردها شامل چند گزینه می­باشد که قدرت انتخاب کارفرما بیشتر باشد. این فاز شامل ارائه شفاهی اولیه، همراه با یک گزارش کتبی کامل حاوی نتایج کلیه مراحل مطالعه است.

1-4-   فناوری اطلاعات و ارتباطات[6]

فراگیری و سیطره رایانه و پدیده اینترنت، تأثیری شگرف بر مسیر چگونگی حیات فردی، اجتماعی، اقتصادی و کاری انسان نهاده است. جلوه تمامی این دگرگونی­ها در فناوری اطلاعات نمایان است و به همین جهت است که عصر حاضر را با عناوین و مفاهیمی همچون دانایی، اطلاعات، دیجیتال، مجازی و مانند آن توصیف می­ کنند. فناوری اطلاعات و ارتباطات، با توجه به برخورداری از مزیت­های بسیار زیادی مانند، توانایی افزایش سرعت، کیفیت، شفافیت و عمومیت دسترسی به اطلاعات و دانش که هرکدام به­نوبه خود باعث بهره­وری، توسعه انسانی و اجتماعی و توسعه اقتصادی و همچنین ارتباطات گسترده می­گردند، شتابان به‌پیش می­رود و بسیاری از کشورها (اعم از پیشرفته و درحال‌توسعه) نیز در تعقیب این فناوری، به­سوی جامعه اطلاعات محور یا جامعه دانایی محور شتافته، و هر یک به­نوبه خود می­کوشند تا درصحنه رقابت جهانی از جایگاهی شایسته برخوردار گردیده و در عرصه جهانی‌شدن سهم مناسبی را برای خود کسب نمایند.

از سال1950 و 1960 میلادی تحولات گسترده­ای درزمینهٔ فناوری­های اطلاعات و ارتباطات آغاز گردیده که طی سالیان اخیر سرعت بیشتری یافته است، به‌طوری‌که امروزه مفهومی جدید به‌عنوان فناوری اطلاعات و ارتباطات پدیدار گشته که آن را در زمره فناوری­های نوین و پیشرفته قرار داده‌اند. در عصر کنونی صحبت از انقلاب اطلاعات و ارتباطات مطرح می­باشد. این انقلاب، نتیجه پیشرفت­های نسبتاً متأخر (از میانه دهه 1970 به بعد) در فناوری­های رایانه­ای و مخابراتی درزمینهٔ پردازش و توزیع اطلاعات است. همانند سایر جنبه­ های زندگی بشر، سرعت و تنوع تغییرات در عرصه فناوری نیز در حال افزایش است و این روند، تمامی جوامع و به­ویژه کشورهایی که دارای زیرساخت­های لازم نبوده و از کشورهای پیشرفته عقب‌مانده‌اند را با چالش­ها و مشکلات جدی مواجه می­نماید. بنابراین فرایند توسعه فناوری و روزآمد کردن آن، نقشی محوری در فرایند توسعه جوامع داشته و ضروری است که اقدامات مناسب برای آن صورت پذیرد. به‌طورکلی توسعه فناوری در تعریف عمومی، فرایندی است که یک جامعه به­ کارگیری دانش و سایر منابع در اختیار، به ایجاد تغییرات در محیط مادی پیرامون خود پرداخته و با ارائه یک کالا یا فرایند جدید به نیازهای خویش پاسخ می­دهد و فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز در قالب کلی به مفهوم شبکه­ های مدیریت تولید، پردازش، توزیع و مصرف بهینه اطلاعات به­منظور افزایش کارایی سیستم بوده و از تلفیق سه حوزه اطلاعات، رایانه و ارتباطات به وجود آمده است و مجموعه ­ای از فناوری­هایی است که امکان ذخیره­سازی، پردازش، ارائه و انتقال را از طریق محیط­های انتقال فراهم می­نمایند. لذا با توجه به تعاریف عمومی از توسعه فناوری، می­توان گفت که توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، فرایندی است که طی آن‌یک جامعه با توجه به شرایط زمانی خود، دانش و سایر منابع و امکانات خویش را به کار گرفته و با تکمیل و یا ایجاد تغییرات در شبکه­ های مدیریت تولید، پردازش، انتقال و مصرف بهینه اطلاعات، فناوری ارتباطی و اطلاعاتی و اجرا آن‌ ها (تجهیزات سخت‌افزار، نرم‌افزار، نیروی انسانی و …) را گسترش داده و با خلق کالا و خدمات یا فرایند جدید درزمینهٔ این فناوری از مزایای آن برخوردار شده و به­ بخشی از نیازهای خودپاسخ می­دهد. در این راستا، هر کشوری نگرش خاص خود را به توسعه این فناوری دارد، به‌طوری‌که برخی از کشورها، توسعه فاوا[7] را محوری برای رشد و توسعه در سایر عرصه ­های جامعه دانسته و برخی دیگر نیز بحث شکاف دیجیتالی و تفاوت در سطح برخورداری و توانایی کشورها در عرصه این فناوری را مطرح می­نمایند، ولی درنهایت همگی آنان سعی دارند تا در توسعه فاوا نقشی ایفا کنند. به‌حساب آوردن اطلاعات، به‌عنوان اهرم کسب برتری، عملکرد بخش­های مختلف یک پروژه رازمانی بالا می­برد که به اطلاعات معنادار(دانش) توجه شود. درواقع تعامل اطلاعات و خلاقیت انسان، اطلاعات معنادار (دانش) را جهت استفاده در مهندسی ارزش به وجود می­آورد. سامانه‌های اطلاعاتی، سیستم­هایی هستند که داده ­ها را پردازش کرده و به اطلاعات لازم تبدیل کرده و از طرفی این اطلاعات را برای تصمیم گیران معنادار می­ کنند. امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به‌عنوان ابزاری نیرومند و سرنوشت­ساز در اختیار سایر بخش­ها قرار دارد. ازآنجاکه فعالیت‌های مختلف پروژه­ ها ماهیتی دانش­محور و مرتبط با حجم وسیعی از اطلاعات دارد، با به‌کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدیریت پروژه باعث کاهش درصد زیادی از هزینه و کاهش زمان اجرای آن شده و اثربخشی آن را افزایش می­دهد. فناوری اطلاعات متکی به سه مؤلفه اصلی سامانه‌های اطلاعاتی، شبکه­ های کامپیوتری و سیستم ارتباطی می­باشد. ازآنجاکه مفهوم فناوری اطلاعات با سه مؤلفه فوق تعریف می­ شود، لذا توسعه و پیشرفت در هر یک از عوامل فوق باعث توسعه فناوری اطلاعات شده و بر ارزش و اعتبار آن می­افزاید.

1-5-   بیان مسئله

مهندسی ارزش تکنیکی مدیریتی است که کارایی خود را به‌عنوان ابزار مدیریتی مؤثر برای بهبود طراحی، ساخت و صرفه­جویی در هزینه­ها در عمل به اثبات رسانده است. به­ کارگیری مهندسی ارزش منافعی بیش از بهبود طرح و صرفه­جویی­ها در پی داشته ­است. در ایران نیز پس از بحث و تبادل‌نظرهای فراوان این موضوع موردتوجه سازمان مدیریت و برنامه ­ریزی قرار گرفت. حیطه کاربرد مهندسی ارزش در سال‌های اخیر از اجرای بهینه طرح­ها فراتر رفته و درزمینهٔ راهبری کلان نیز کاربرد پیداکرده­ است و با رویکرد مدیریت ارزش و برنامه ­ریزی ارزش (ارکان مهم روش‌شناسی ارزش) درزمینهٔ پیچیده و متعدد از برنامه ­ریزی منابع، بازنگری و ارزیابی برنامه ­های در دست اجرا تا افزایش در مسائل اقتصادی و اجتماعی به کار گرفته می­ شود. از طرف دیگر تحولات عظیمی که به‌واسطه فناوری اطلاعات و ارتباطات در همه عرصه ­ها در سرتا­سر جهان صورت گرفته نیز قابل‌انکار نبوده و کشور ما ایران نیز از این قاعده مستثنای نخواهد بود و می ­تواند از مزایا و قابلیت­های زیادی که فناوری اطلاعات و ارتباطات در اختیار کاربران می­گذارد بهره کافی را برده و آن را در به‌روزرسانی روش­ها و فرایندهای کاری و بالأخص مدیریتی مورداستفاده قرار گیرد. ازاین‌رو با توجه به اهمیت دو موضوع فوق، چگونگی استفاده از مزایای فناوری اطلاعات و ارتباطات در گام­های مهندسی ارزش حائز اهمیت بوده و نیازمند توجه بیش‌ازپیش می­باشد. با تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات با مهندسی ارزش می­توان به دنبال این موضوع بود که از امکانات و توانایی­های علوم و ابزارهای امروزی در مهندسی ارزش نیز استفاده نمود. مهندسی ارزش با بهره گرفتن از فناوری اطلاعات و ارتباطات می ­تواند به نحو مؤثرتر و کارآمدتری عمل نماید و بدین شکل می­توان در طراحی جلسات و متدولوژی مهندسی ارزش، طراحی و تهیه فرم­ها، بانک­های اطلاعاتی و نیز جلسات مهندسی ارزش از فناوری اطلاعات و ارتباطات بهره برده و کیفیت کار را با تهیه الگویی تلفیقی افزایش داد. پروژه­ ها به لحاظ خاص و پیچیده بودن نیازمند متخصصین در رشته­ها و زمینه ­های مختلف می­باشند. متخصصین خبره با ارائه ایده­ها و خلاقیت خود در پروژه­ ها باعث تسهیل درروند و اجرای پروژه می­شوند. مهندسی ارزش سازوکاری را فراهم     می­سازد که بتوان تأثیر قابل‌ملاحظه کارشناسان خبره را در کاهش هزینه­ها و افزایش کارکردها محقق نماید ولی مسئله اصلی که ایجاد هماهنگی و زمان مشترک برای چنین افرادی می­باشد برای این منظور می­توان از    ویژگی­های فناوری اطلاعات و ارتباطات در تسهیل چنین مسائلی استفاده کرد.

تعداد صفحه :122

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد
و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.
پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com[add_to_cart id=157066]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه تأثیر قابلیت‌های‌ سیستم‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین بر کسب مزیت رقابتی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده مدیریت و حسابداری

گروه آموزشی مدیریت اجرایی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

­رشته مدیریت اجرایی گرایش استراتژیک

 

 

عنوان:

تأثیر قابلیت‌های‌ سیستم‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین بر کسب مزیت رقابتی

 

 

شهریور ماه 1394

 

 

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                       صفحه

فصل اول کلیّات پژوهش

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 3

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش… 5

1-4- اهداف پژوهش… 6

1-5- چارچوب مفهومی تحقیق.. 6

1-6- فرضیه‌های پژوهش… 7

1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش… 8

1-7-1- تعریف مفهومی متغیرها 8

1-7-1-1- مزیت رقابتی.. 8

1-7-1-1-1- انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین.. 8

1-7-1-1-2- پاسخگویی به مشتری.. 8

1-7-1-1-3- بهای تمام‌شده محصول. 9

1-7-1-2- قابلیت‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین.. 9

1-7-1-2-1- ظرفیت سیستم اطلاعات بین سازمانی.. 9

1-7-1-2-1-1- ظرفیت پرسنلی/ رهبری سیستم‌های اطلاعاتی.. 9

1-7-1-2-1-2- ظرفیت برنامه‌ریزی استراتژیک سیستم‌های اطلاعاتی.. 10

1-7-1-2-2- صلاحیت رابطه‌ای بین سازمانی.. 10

1-7-1-2-2-1-اعتماد متقابل.. 10

1-7-1-2-2-2-کیفیت اطلاعات… 10

1-7-2- تعریف عملیاتی متغیرها 10

1-7-2-1- مزیت رقابتی.. 10

1-7-2-2- قابلیت‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین.. 11

1-8- قلمرو پژوهش… 11

فصل دوم ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه. 13

2-2- مزیت رقابتی.. 13

2-2-1- مزیت رقابتی پایدار. 16

2-2-2- تئوری‌های مزیت رقابتی.. 18

2-2-2-1- تئوری سازمان صنعتی.. 18

2-2-2-2- تئوری منبع محور. 20

2-2-2-3- تئوری شومپترین.. 24

2-2-3- ابعاد مزیت رقابتی در این پژوهش… 25

2-2-3-1- انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین.. 25

2-2-3-2- پاسخگویی به مشتری.. 26

2-2-3-3- بهای تمام‌شده محصول. 27

2-3- مدیریت زنجیره تامین.. 27

2-3-1- ساختار زنجیره تأمین.. 31

2-3-2- مؤلفه‌های اصلی مدیریت زنجیره تأمین.. 33

2-3-3- اهداف مدیریت زنجیره تأمین.. 36

2-3-4- مدل‌های زنجیره تأمین.. 36

2-3-5- قابلیت‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین.. 40

2-3-5-1- ظرفیت سیستم‌های اطلاعاتی بین سازمانی.. 41

2-3-5-1-1- ظرفیت برنامه‌ریزی استراتژیک سیستمهای اطلاعاتی.. 42

2-3-5-1-2- ظرفیت پرسنلی/ رهبری سیستم‌های اطلاعاتی.. 43

2-3-5-2- صلاحیت رابطه‌ای بین سازمانی.. 43

2-3-5-2-1-اعتماد دوجانبه. 45

2-3-5-2-2- کیفیت اطلاعات… 46

2-3- پیشینه تحقیق.. 47

2-3-1- پیشینه های تحقیق در داخل کشور. 47

2-3-1- پیشینه های تحقیق در خارج از کشور. 52

فصل سوم روش اجرای تحقیق

3-1- مقدمه. 59

3-2- روش تحقیق.. 59

3-3- جامعه آماری.. 59

3-4- روش و ابزار گردآوری اطلاعات… 60

3-5- روایی و پایایی پرسشنامه. 61

3-5-1- روایی پرسشنامه. 61

3-5-2- پایایی پرسشنامه. 61

3-6- روش‌های آماری تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 62

3-6-1- بخش توصیفی داده‌ها 62

3-6-2- بخش تحلیل استنباطی داده‌ها 62

فصل چهارم تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق

4-1- مقدمه. 66

4-2- توصیف متغیر های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان. 67

4-3- بررسی نرمال بودن متغیرها 80

4-4- آمار استنباطی.. 80

فصل پنجم بحث و نتیجه‌گیری

5-1 مقدمه. 85

5-2- خلاصه نتایج پژوهش… 85

5-2-1- نتایج آمار توصیفی.. 85

5-2-2- نتایج آمار استنباطی.. 86

5-3-تحلیل نتایج پژوهش… 86

5-4- پیشنهادات تحقیق.. 88

5-5- محدودیت‌های تحقیق.. 89

5-6- پیشنهادات آتی.. 90

منابع. 91

پیوست… 98

 

 

 

فهرست جداول

عنوان                                                                                                       صفحه

جدول 2-1- چارچوب های موجود برای دسته بندی فرایند های مدیریت زنجیره تامین  37

جدول 2-2- فرایندهای سطح 2 مدل SCOR 39

جدول 3-1 طیف لیکرت 7 گویه ای.. 60

جدول 3-2- توزیع سؤالات پرسشنامه. 61

جدول 3-3- میزان آلفای کرونباخ پرسشنامه. 62

جدول4-1- توصیف جنسیت پاسخ دهندگان. 67

جدول4-2- توصیف سن.. 68

جدول4-3- توصیف تجربه کاری.. 69

جدول4-4- توصیف میزان تحصیلات70

جدول4-5- توصیف سمت71

جدول4-6- توصیف محل خدمت در سازمان. 72

جدول4-7- توصیف نوع صنعت تولیدی.. 73

جدول4-8- توصیف میزان دانش از وضعیت و اطلاعات مرتبط با شرکت74

جدول 4-9- میزان میانگین و انحراف معیار دانش از وضعیت و اطلاعات مرتبط با شرکت   75

جدول 4-10- آزمون t برای میزان دانش از وضعیت و اطلاعات مرتبط با شرکت75

جدول 4-11- آزمون KMO و بارتلت75

جدول4-12- توصیف متغیر ظرفیت سیستم اطلاعات بین سازمانی.. 76

جدول4-13- توصیف متغیر اعتماد متقابل.. 77

جدول4-14- توصیف متغیر کیفیت اطلاعات78

جدول4-15- توصیف متغیر مزیت رقابتی.. 79

جدول 4-16- نتایج آزمون کولموگراف-اسمیرنوف80

جدول4-17-ضرایب مسیر در حالت استاندارد. 82

جدول4-18 برازش مدل. 83

 

 

 

فهرست شكل ها و نمودارها

عنوان                                                                                                       صفحه

شکل 1-1 مدل مفهومی پژوهش7

شکل 2-1- چارچوب VRIO.. 21

شکل 2-2- جریان کالا و مواد در زنجیره تأمین.. 28

شکل 2-3- خانه SCM.. 29

شکل 2-4- نمای شماتیک روابط در زنجیره تأمین.. 33

شکل 2-5- پنج فرایند سطح 1 مدل SCOR.. 38

شکل 2-6 –  چهارچوب GSCF. 40

نمودار4-1- نمودار دایره ای جنسیت پاسخ دهندگان. 67

نمودار4-2- نمودار میله ای سن.. 68

نمودار4-3- نمودار میله ای تجربه کاری.. 69

نمودار4-4- نمودار میله ای میزان تحصیلات70

نمودار4-5- نمودار میله ای سمت71

نمودار4-6- نمودار میله ای محل خدمت در سازمان. 72

نمودار4-7- نمودار میله ای نوع صنعت تولیدی.. 73

نمودار4-8- نمودار میله ای میزان دانش از وضعیت و اطلاعات مرتبط با شرکت74

نمودار4-9- هیستوگرام  ظرفیت سیستم اطلاعات بین سازمانی.. 76

نمودار4-10- هیستوگرام  متغیر اعتماد متقابل.. 77

نمودار4-11- هیستوگرام  متغیر کیفیت اطلاعات78

نمودار4-12- هیستوگرام  متغیر مزیت رقابتی.. 79

شکل 4-1- تحلیل مسیر مدل ساختاری.. 81

 

 

 

 

چکیده

ازآنجایی‌که مدیریت زنجیره تأمین شیوه‌ای باارزش برای کسب مزیت رقابتی است، این پژوهش به بررسی این امر می‌پردازد که قابلیت‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین، چطور برای کسب مزیت رقابتی مفید خواهند بود. در این راستا اجزای قابلیت‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین از حیث ظرفیت سیستم اطلاعاتی بین سازمانی و صلاحیت رابطه‌ای بین سازمانی (اعتماد متقابل و کیفیت اطلاعات) شناسایی و روابط میانشان با بهره گرفتن از یک مدل مفهومی موردمطالعه قرار گرفت. داده‌های این پژوهش از 103 شرکت کوچک و متوسط فعال در شهر صنعتی رشت، به روش پیمایشی جمع‌ آوری‌ و سپس از روش مدل یابی معادلات ساختاری برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها استفاده شد. نتایج کسب‌شده از این پژوهش نشان می‌دهد که ظرفیت سیستم‌های اطلاعاتی بین سازمانی نقش پشتیبانی‌کننده از اعتماد متقابل و کیفیت اطلاعات برای کسب مزیت رقابتی داراست. همچنین نشان داده شد که اعتماد متقابل به‌طور مستقیم بر مزیت رقابتی تأثیر نداشته بلکه تأثیر آن غیرمستقیم و به‌واسطه کیفیت اطلاعات می‌باشد.

 

کلمات کلیدی: مدیریت زنجیره تأمین، قابلیت اطلاعاتی، اعتماد متقابل، مزیت رقابتی

 

 


 

 

 

 

فصل اول

کلیّات پژوهش

 

 

 


 

 

1-1- مقدمه

در این فصل سعی بر آن است تا با ارائه چارچوب کلی پژوهش، بینشی فراگیر ارائه شود تا درک فصول بعدی ممکن گردد، لذا در ابتدا به بیان مسئله و مشکلی که پژوهشگر را به پژوهش پیرامون آن واداشت خواهیم پرداخت و با ارائه یک مدل مفهومی این بخش را به پایان می‌رسانیم. سپس اهمیت و ضرورت انجام پژوهش را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم؛ و پس‌ازآن به بیان اهداف پژوهش که قصد داریم با انجام این پژوهش به آن دست‌یابیم می‌پردازیم سپس به تدوین فرضیه‌های پژوهش با توجه به مدل مفهومی پژوهش می‌پردازیم. بعدازآن به بیان تعریف مفهومی عملیاتی متغیرهای پژوهش پرداخته و در انتها قلمرو پژوهش را که شامل قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی پژوهش است را شرح خواهیم داد.

 

1-2- بیان مسئله

نگاهی نافذ به جهان پیرامون این حقیقت را آشكار می‌کند كه جهان امروز بسیار متفاوت از گذشته است. در این راستا از ویژگی‌های مسلم جهان امروز می‌توان به جهانی‌شدن اقتصاد، تولید انبوه و ظرفیت مازاد در اكثر بازارها، رقابت بر مبنای زمان، انبوه اطلاعات و کار آیی ارتباطات و دانش و افزایش زادوولد اشاره كرد. این بیانگر یكپارچگی بازارهای جهانی و پیچیدگی روزافزون بازارها و پویایی محیط فراروی شرکت‌ها و سازمان‌هاست. در چنین فضایی این سؤال اساسی قابل‌طرح است كه: راز بقا و موفقیت سازمان‌ها در دنیای رقابتی امروز چیست؟ با نگاهی به ادبیات مربوطه و بررسی نظریات متخصصان مدیریت استراتژیک پاسخ سؤال را در ایجاد، حفظ و تداوم مزیت رقابتی پایدار درمی‌یابیم به این معنا كه صاحب‌نظران معتقدند سازمان‌ها برای مصون ماندن از امواج سهمگین محیطی و نیز سازگاری با الزامات رقابتی، چاره‌ای جز كسب و تداوم مزیت رقابتی پایدار ندارند. (حاجی پور و مؤمنی 1388)

از سوی دیگر منشأ و سرچشمه مزیت رقابتی، امروزه از درون شرکت‌ها به زنجیره تأمین آن‌ ها منتقل‌شده است؛ و اگر شرکت‌ها می‌خواهند در مصاف با رقبای خود به برتری برسند، باید با اعضای زنجیره تأمین خود برای کاهش هزینه‌های اضافی و به حداقل رساندن «هزینه کل زنجیره تأمین» همکاری کنند (شاهرودی و صانعی، ۱۳۹۰).

بر این اساس فعالیت‌هایی مانند تهیه مواد، برنامه‌ریزی برای تولید محصول، انبارداری، كنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری كه قبلاً در سطح شركت انجام می‌شد، به سطح زنجیره تأمین انتقال‌یافته است. مسئله اساسی در یک زنجیره تأمین، مدیریت، كنترل و هماهنگی فعالیت‌هاست. مدیریت زنجیره تأمین این كار را به طریقی انجام می‌دهد كه مشتریان بتوانند محصولات را باکیفیت و خدمات قابل‌اطمینان، در اسرع وقت و با حداقل هزینه دریافت كنند. سرعت ‌بالای تغییرات و عدم قطعیت در بازارها سبب شده است تا شناخت سازمان‌ها از زنجیره‌های تأمینی كه در آن‌ ها عضویت دارند و نقشی كه در آن‌ ها بازی می‌کنند از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار شود (دلوی اصفهانی و همکاران 1393). به نظر می‌رسد یکی از استراتژی‌های نوین در کسب مزیت رقابتی مقوله مدیریت زنجیره تأمین می‌باشد (Tummala et, 2004).

در دهه پیش، نقش سیستم‌های بین سازمانی (IOS)[1] در زنجیره تأمین در میان محققان به‌منزله راهی برای سودآوری عملکردی، مالی و رابطه‌ای پیشنهادشده است. بااین‌حال، چنین پیشنهادشده است که فناوری اطلاعات خاص به‌تنهایی نمی‌تواند منبع مزیت رقابتی پایدار برای شرکت باشد. ادبیات سیستم اطلاعاتی فعلی مبین آن است که شرکت‌ها به توسعه توانمندی‌های بین سازمانی نیاز دارند که شرکت را با شرکای زنجیره تأمین خودشان ادغام می‌کنند تا برای شرکت ارزش بیافریند. این قابلیت‌ها شامل رابطه‌ای دوسویه بین خریدار و فروشنده سطح بالای دانش بین سازمانی و توانمندی رابطه‌ای (مثل اعتماد و اختیار) یک شرکت مرکزی در شبکه‌بندی با شرکای زنجیره تأمینش می‌باشد. از این منظر قابلیت‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین به‌منزله منبعی که قابلیت‌های اطلاعاتی شرکت چطور به نحوی با شرکای زنجیره تأمین تعامل برقرار می‌کند که درنتیجه تأثیر برای مزیت رقابتی شرکت پیشنهادشده‌اند. بااین‌حال، هنوز چیزهای زیادی در خصوص این امر ناشناخته مانده است که قابلیت‌های اطلاعاتی شرکت چطور به نحوی با شرکای زنجیره تأمین تعامل برقرار می‌کند که درنتیجه تأثیربخشی کلی شرکت و زنجیره تأمینش ارتقا پیدا کند (Hee Youn et al, 2014).

تکمیل قابلیت در حالی وجود دارد که اگر یک منبع در حضور منبعی دیگر پیامدهای برتری خلق کند، ارزش آن بالاتر برود. در حیطه سیستم‌های اطلاعات باید گفت که سیستم‌های اطلاعاتی به‌منزله منابع مکملی قلمداد می‌شوند که ارزش سایر منابع و قابلیت‌های سازمانی را ارتقاء می‌بخشند. با پذیرش این امر، چنین استدلال می‌کنیم که ظرفیت سیستم اطلاعات بین سازمانی (IOISC)[2] می‌بایست باصلاحیت رابطه‌ای بین سازمانی (IORC)[3] تکمیل گردد. ظرفیت سیستم اطلاعات بین سازمانی پیش‌نیاز تسهیل تسهیم اطلاعات بین شرکای زنجیره تأمین است. زمانی که این ظرفیت سیستم اطلاعات بین سازمانی تحقق یابد، به صورتی مثبت به ارتقای صلاحیت رابطه‌ای بین سازمانی انجامد. از طریق تلفیق ظرفیت سیستم اطلاعات بین سازمانی و صلاحیت رابطه‌ای بین سازمانی، شرکت‌ها به توسعه قابلیت‌های اطلاعاتی می‌پردازند. قابلیت‌هایی که برای شرکت مزیت رقابتی به ارمغان خواهند آورد (Hee Youn etal, 2014).

دو مورد از صلاحیت‌های رابطه‌ای بین سازمانی مهم که این پژوهش بر روی آن‌ ها برای تمرکز می‌کند، کیفیت اطلاعات و اعتماد متقابل می‌باشد.

کیفیت اطلاعات زمانی حاصل می‌شود که یک شرکت مرکزی و شرکای زنجیره تأمین آن، اطلاعات استراتژیک و عملی را در روابطی مطمئن به اشتراک بگذارند (Hee Youn et al, 2014)؛ و اعتماد متقابل یک سرمایه رهبری مهم است که به‌واسطه آن شرکت‌های شریک با میل و رغبت در عملیات کسب و تسهیم اطلاعات دخیل می‌گردند (Hee Youn et al, 2014). درواقع اعتماد متقابل به‌عنوان یک کیفیت رابطه موردنیاز است که توسط آن کیفیت اطلاعات (یعنی نتیجه تعامل) حاصل می‌گردد (Hee Youn et al, 2014).

این پژوهش برای اولین بار بر روی شرکت‌های کوچک متوسط شهر صنعتی رشت اجرا می‌شود؛ و بر روی این موضوع تمرکز می‌کند که چگونه ظرفیت سیستم بین سازمانی در تعامل با صلاحیت رابطه‌ای بین سازمانی که شامل اعتماد متقابل و کیفیت اطلاعات است منجر به این می‌شوند که قابلیت‌های سیستم‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین تبدیل به یک مزیت رقابتی برای سازمان شوند. تا به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که آیا قابلیت‌های سیستم‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین بر مزیت رقابتی شرکت‌ها تأثیرگذار است یا خیر.

 

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

شرکت‌ها همواره درصدد بوده‌اند که مزیت رقابتی‌شان را برای افزایش سودآوری و سهم بازار ارتقاء دهند (zhang, 2011). هر سازمانی، اعم از شرکت‌های بزرگ، شرکت‌های دولتی، یا کسب ‌و کارهای كوچك می‌خواهند خواسته‌های مشتریان و سهامداران گوناگون را برآورده سازند. بنابراین نیازمند مواد، تجهیزات، تسهیلات و تأمین‌کنندگانی از سازمان‌های دیگر هستند و عمل كرد یک سازمان به‌وسیله فعالیت‌های سایر سازمان‌هایی كه تشكیل زنجیره تأمین می‌دهند، تحت تأثیر قرار می‌گیرد. كارایی و اثربخشی هر سازمانی، حاصل عملكرد مدیریت و ساختار زنجیره تأمین آن سازمان است. رمز بقای سازمان‌های امروزی در درك و شناخت نیاز مشتریان و پاسخگویی سریع به این نیازها نهفته است (رحمان سرشت و افسر، 1387).

ازآنجایی‌که عملاً به‌وسیله مدیریت زنجیره تأمین مناسب می‌توان قابلیت سودآوری حال و آینده یک مؤسسه را افزایش داد، مدیریت زنجیره تأمین برای یک شرکت مهم است (گیوریان و دیندار فركوش، 1390).

سه عامل موجب شده تا مدیریت زنجیره تأمین به‌صورت جدی دنبال شود: (گیوریان و دیندار فركوش، 1390)

1- انقلاب اطلاعات

2- تقاضای مشتریان در جهت خرید كالای باکیفیت و هزینه كمتر كه به‌موقع تحویل شود و خدمات بعد از فروش بهتری داشته باشد.

3- ضرورت ارتباطات وسیع‌تر بین سازمان‌های درگیر در فعالیت رقابتی.

با توجه به مطالبه فوق و وجود نیروی انسانی جوان و با سطح تحصیلات بالا و نرخ بالای بیکاری در استان گیلان و محدودیت در جذب نیروی انسانی در بخش کشاورزی و همچنین عدم وجود زیرساخت‌های مناسب در بخش خدمات اهمیت بخش صنعت در این استان دوچندان می‌شود. با توجه به این نکات و مدنظر قرار داشتن این نکته که اکثر واحدهای تولیدی استان از نوع واحدهای کوچک و متوسط و با ویژگی‌های خاصه این نوع بنگاه‌ها هستند ضروری است تا تحقیقی جهت شناسایی مزیت‌های رقابتی پایدار از طریق سیستم‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین به عمل آید تا بتواند با ارائه پیشنهادهای کاربردی در جهت بهبود وضع، رشد و ارتفاع صنایع تولیدی کوچک و متوسط استان گیلان کارساز باشد.

 

1-4- اهداف پژوهش

هدف از این پژوهش بررسی تأثیر قابلیت سیستم‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین بر مزیت رقابتی می‌باشد. لذا قصد داریم تأثیر قابلیت سیستم‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین را بر مزیت رقابتی بسنجیم. ابعاد قابلیت‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین در این تحقیق عبارت‌اند از: ظرفیت سیستم اطلاعات بین سازمانی (IOISC) و صلاحیت رابطه‌ای بین سازمانی (IORC). چارچوب تحقیقاتی و نتایج تجربی این تحقیق، می‌تواند نقش قابلیت‌های اطلاعاتی زنجیره تأمین را پررنگ‌تر از قبل ‌کند. مشخصاً موارد زیر در این تحقیق بررسی می‌شوند:

1- سنجش تأثیر قابلیت سیستم اطلاعات بین سازمانی بر اعتماد متقابل بین شرکت‌ها

2- سنجش تأثیر قابلیت سیستم اطلاعات بین سازمانی بر کیفیت اطلاعات بین شرکت‌ها

3- سنجش تأثیر اعتماد متقابل بر کیفیت اطلاعات بین شرکت‌ها

4- سنجش تأثیر اعتماد متقابل بر مزیت رقابتی شرکت‌ها

5- سنجش تأثیر کیفیت اطلاعات بر مزیت رقابتی شرکت‌ها

[1] inter-organizational systems

[2] Inter-organizational information system capacity

[3] Inter-organizational relational competency

تعداد صفحه :123

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

[add_to_cart id=156695]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه تبیین سازواری رویکرد تربیتی پرسش محوری با اقتضائات عصر اطلاعات و ارتباطات و واکاوی میزان همسویی فرهنگ برنامه درسی دوره ابتدائی با این رویکرد

[add_to_cart id=615967]

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه تربیت مدرس

دانشکده علوم انسانی

گروه تعلیم و تربیت

 

رساله دکتری برنامه­ریزی درسی

 

 

عنوان:

تبیین سازواری رویکرد تربیتی پرسش محوری با اقتضائات عصر اطلاعات و ارتباطات و واکاوی میزان همسویی فرهنگ برنامه درسی دوره ابتدائی با این رویکرد

 

 

بهار 1394

 

چکیده

تاریخ حیات بشر مملو از رویدادهایی است كه زندگی را از اساس متحول كرده­اند. یكی از این رویدادهای تأثیرگذار كه با شروع هزاره سوم قرین شده، ظهور فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی است كه زندگی انسان را وارد عرصه جدیدی كرده و با سرعتی شتابان بسیاری از بنیان­های آن را دگرگون ساخته است. یكی از حوزه هایی كه عصر اطلاعات و ارتباطات تأثیرات قابل توجهی بر آن داشته، عرصه آموزش و پرورش است. این دگرگونی­ها به اندازه­ای با اهمیت و قابل ملاحظه است كه بازاندیشی و تعریف مجدد عناصر و اجزای نظام­های آموزش و پرورش را اجتناب ناپذیر كرده است. در عصری كه با نام فن­آوری اطلاعات و ارتباطات شناخته می شود به سبب دسترسی همگانی و همه جایی و آسان به اطلاعات، کارکرد مدرسه در توزیع دانش کم رنگ شده است. از اینرو برنامه درسی قرن بیست و یکم نمی ­تواند صرفاً انتقال اطلاعات و دانش را در هسته خود جای دهد به این دلیل ساده که دسترسی به آنچه نیاز است نمی ­تواند در عصر غنی اطلاعات یک پدیده مشکل­زا باشد. لذا كاركرد نهاد مدرسه به عنوان توزیع کننده دانش باید مورد بازنگری قرار گرفته و کارکردهای دیگر برای آن تعریف شود. نظام­های تعلیم و تربیت با همان تلقی گذشته از تربیت به عنوان انتقال معلومات نمی­توانند پاسخگوی نیازهای این عصر باشند. آنها نیازمند بازنگری در اهداف، وظایف و روش­های خود بر اساس اقتضائات این عصر هستند. در واقع نظام­های تعلیم و تربیت چاره­ای جز تغییر پارادیم مرسوم به سوی پاردایم جدید ندارند، چه بسا حیات آنها در گرو تغییر رویكرد و سازگار شدن با اقتضائات تربیتی این عصر است. این پژوهش با هدف تبیین قابلیت­های رویکرد تربیتی پرسش­محوری در پاسخگویی به نیازها و اقتضائات عصر اطلاعات و ارتباطات و پاسخگویی به سه پرسش اصلی انجام شد: 1. رویکرد تربیتی پرسش محوری به عنوان یک رویکرد تربیتی بدیل دارای چه قابلیت­هایی در پاسخگویی به اقتضائات تربیتی عصر اطلاعات و ارتباطات می­باشد؟ 2. طرح برنامه درسی مبتنی بر رویکرد تربیتی پرسش محور دارای چه ویژگی­هایی است و تحقق آن مستلزم استقرار کدام فرهنگ برنامه درسی (یاد­دهی- یادگیری) است؟ 3.  فرهنگ برنامه­ درسی در مدارس ابتدایی تا چه اندازه با ویژگی­های فرهنگ برنامه درسی مبتنی بر پرسش محوری همسویی دارد؟ این پژوهش، جزو پژوهش­های نظریه­ای محسوب می­ شود. برای پاسخگویی به پرسش شماره 1 و 2، از بعد فلسفی پژوهش نظریه­ای و برای پاسخگویی به پرسش شماره 3 از روش پژوهش قوم­نگارانه در چهارچوب بعد تجربی پژوهش نظریه­ای، استفاده شده است. برای جمع­آوری داده ­های پژوهش از روش مشاهده، شامل مشاهده توصیفی، متمرکز و گزینشی و مصاحبه استفاده شد. برای بالا بردن دقت مشاهدات علاوه بر تصویر برداری، ضبط تعاملات كلامی، ابزار مشاهده فعالیت­های آموزشی با نام ایكوئیپ (EQUIP) مورد استفاده قرار گرفت. برای این منظور نمونه­هایی از مدارس ابتدایی دولتی و غیرانتفاعی ایران بصورت هدفمند انتخاب و كلاس­هایی از دروس علوم تجربی، ریاضی و مطالعات اجتماعی در پایه­ های دوم و پنجم مورد مشاهده قرار گرفت. برای پاسخ به پرسش اول، ویژگی­های عصر اطلاعات و ارتباطات تحلیل شده و بر اساس آن، رویكرد پرسش محوری به عنوان رویكرد مناسب با اقتصائات این عصر مورد تبیین قرار گرفت. برای پاسخ به پرسش دوم با تبیین مفروضات و اصول اساسی رویكرد تربیتی پرسش محوری، طرح برنامه درسی مناسب با رویکرد تربیتی پرسش­محور ارائه شد. در رابطه با پرسش سوم نیز، مشاهدات انجام شده از مدارس نشان می­دهد که رویکرد حاکم بر مدارس الگوی برنامه درسی مبتنی بر موضوعات درسی بوده و با رویکرد کاملاً پاسخ محور اداره می­ شود. جهت­گیری برنامه ­های تربیتی موجود هنوز بر انتقال دانش و اطلاعات یکسویه به ذهن دانش ­آموزان بوده و تأکید بر حفظ مطالب است.

کلمات کلیدی: رویکرد تربیتی پرسش محور، عصر اطلاعات و ارتباطات، برنامه های درسی دوره ابتدایی ایران

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

فصل اول: طرح پژوهش

 

1-1- مسئله …………………………………………………………………………………………………………………………………. 2

1-2- میراث عصر صنعت ………………………………………………………………………………………………………………. 3

1-2-1- آموزش و پرورش كارخانه ای ………………………………………………………………………………………. 3

1-2-2- آموزش و پرورش ساندویچی ……………………………………………………………………………………….. 4

1-3- آموزش و پرورش پاسخ محور ……………………………………………………………………………………………….. 4

1-4- تربیت در عصر اطلاعات ……………………………………………………………………………………………………….. 5

1-5- آموزش و پرورش پرسش محور ……………………………………………………………………………………………… 7

1-6- رویكردهای تربیتی و تربیت ذهن ……………………………………………………………………………………………. 8

1-7- نكاتی برای تصریح مسئله ………………………………………………………………………………………………………. 9

1-8- پرسش­های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………. 10

1-9- اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………. 10 

1- 10- اهمیت و ضرورت …………………………………………………………………………………………………………… 10

1-11- پیشینه پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………. 11

1-12- روش پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………. 14

1-13- کاربردهای پژوهش ………………………………………………………………………………………………………….. 14

 

فصل دوم: تبیین رویکرد تربیتی پرسش محور

 

2-1- بخش اول: پرسش و پرسشگری از منظر فلسفه

 

2-2-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………… 20

2-1-2- هستنده پرسشگر …………………………………………………………………………………………………………….. 20

2-1-2- پرسشگری چونان تفکر …………………………………………………………………………………………………… 24

2-1-4- پرسشگری چونان گشودگی …………………………………………………………………………………………….. 27

2-1-5- پرسشگری چونان ساختارشکنی ………………………………………………………………………………………… 30

2-1-6- پرسشگری چونان نفی اقتدار …………………………………………………………………………………………….. 31

2-1-7- پرسشگری چونان هرمنوتیک ……………………………………………………………………………………………. 33

2-1-8- پرسش حقیقی و اصیل …………………………………………………………………………………………………….. 35

 

2-2- بخش دوم: دین و پرسشگری

 

2-2-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………… 39

2-2-2- جایگاه و اهمیت پرسشگری در آموزه­ها و سیره اسلامی ………………………………………………………… 39

2-2-3- کیفیت و آداب پرسشگری در آموزه­های اسلامی …………………………………………………………………. 42

2-2-4- موضوعاتی كه پرسش از آنها منع شده ……………………………………………………………………………….. 43

2-2-5- پرسشگری در نحله­های اسلامی ………………………………………………………………………………………… 48

2-2-6- دینداری و پرسشگری …………………………………………………………………………………………………….. 49

2-2-7- نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………………………… 54

 

2-3- بخش سوم: پرسش و پرسشگری از منظر روانشناسی

 

2-3-1- آغاز یک سفر ……………………………………………………………………………………………………………….. 57

2-3-2- رشد پرسشگری در کودکان ……………………………………………………………………………………………. 57

2-3-3- تبیین پرسشگری از دیدگاه روانشناختی ………………………………………………………………………………. 59

2-3-3-1- عدم تعادل شناختی ………………………………………………………………………………………………… 59

2-3-3-2- کنجکاوی معرفتی …………………………………………………………………………………………………. 61

2-3-4- پرسشگری و مهارت­ های تفکر …………………………………………………………………………………………. 62

2-3-5- پرسشگری و پژوهش ……………………………………………………………………………………………………… 63

2-3-6- پرسشگری و حل مسئله …………………………………………………………………………………………………… 64

2-3-7- پرسشگری و تفکر انتقادی ……………………………………………………………………………………………….. 65

2-3-8- پرسشگری و فراشناخت …………………………………………………………………………………………………… 67

2-3-9- پرسشگری و یادگیری معنی­دار …………………………………………………………………………………………. 69

 

2-4- بخش چهارم: پرسشگری از نگاه جامعه ­شناسی تعلیم و تربیت

 

2-4-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………… 72

2-4-2- آموزش و پرورش برای بازتولید ……………………………………………………………………………………….. 72

2-4-2-1- تربیت سیاسی ……………………………………………………………………………………………………….. 74

2-4-2-2- مدرسه عامل خشونت نمادین …………………………………………………………………………………… 75

2-4-2-3- عادتواره­ها …………………………………………………………………………………………………………… 76

2-4-2-4- مدرسه به عنوان دستگاه ایدئولوژیک ………………………………………………………………………… 77

2-4-3- رویکرد پاسخ محور و نظریه بازتولید …………………………………………………………………………………. 78

2-4-4- آموزش و پرورش برای تحول­آفرینی …………………………………………………………………………………. 81

2-4-4-1- پائولو فریره ………………………………………………………………………………………………………….. 82

2-4-4-2- ایوان ایلیچ …………………………………………………………………………………………………………… 83

2-4-4-3- هنری ژیرو …………………………………………………………………………………………………………… 83

2-4-5- پرسشگری روشی برای تحول آفرینی …………………………………………………………………………………. 84

2-4-6- آموزش و پرورش برای دموکراسی (آزادمنشی) …………………………………………………………………… 85

 

فصل سوم: تبیین سازواری رویکرد پرسش­ محوری با اقتضائات عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات

 

3-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………. 91

3-2- ویژگی­های عصر اطلاعات و ارتباطات …………………………………………………………………………………… 92

3-2-1- رشد فزاینده اطلاعات ………………………………………………………………………………………………… 92

3-2-2 تغییر شكل ذخیره اطلاعات …………………………………………………………………………………………… 93

3-2-3- رشد فزاینده در سرعت دسترسی به اطلاعات ………………………………………………………………….. 94

3-2-4- شكل گیری شبكه ­های نوین ارتباطی …………………………………………………………………………….. 94

3-2-5- شكل گیری پایگاه و منابع اطلاعاتی ……………………………………………………………………………… 95

3-3- تغییرات لحظه ای دنیای اطلاعات ………………………………………………………………………………………….. 96

3-4- تحولات عصر اطلاعات و ارتباطات ………………………………………………………………………………………. 98

3-4-1- تحولات اقتصادی ……………………………………………………………………………………………………… 98

3-4-2- تحولات فرهنگی ………………………………………………………………………………………………………. 98

3-4-3- تحولات سیاسی و اجتماعی ………………………………………………………………………………………… 99

3-5- تحولات تربیتی در عصر اطلاعات و ارتباطات ……………………………………………………………………….. 100

3-5-1- تغییر اكولوژی یادگیری ……………………………………………………………………………………………. 101

3-5-2-یادگیری به موقع نیاز (اینجا- اکنون) ……………………………………………………………………………. 101

3-5-3- تغییر نقش معلم و دانش ­آموز (تغییر آموزش به یادگیری) ……………………………………………….. 103

3-5-4- تغییر مفهوم سواد …………………………………………………………………………………………………….. 105

3-5-5- تغییر مفهوم دانش ……………………………………………………………………………………………………. 105

3-5-6- تغییر مرجعیت دانش ………………………………………………………………………………………………… 107

3-6- مهارت­ های عصر اطلاعات و ارتباطات …………………………………………………………………………………. 108

3-7- پرسشگری در عصر اطلاعات ……………………………………………………………………………………………… 109

3-7-1- ساخت (تولید) دانش ……………………………………………………………………………………………….. 109

3-7-2- گزینش­گری آگاهانه ……………………………………………………………………………………………….. 110

3-7-3- مدیریت دانش ………………………………………………………………………………………………………… 111

3-7-4- یادگیری مادام العمر ………………………………………………………………………………………………… 112

3-8- اقتضائات تربیت در عصر اطلاعات و ارتباطات ………………………………………………………………………. 113

3-9- تغییر ذهن درباره تعلیم و تربیت …………………………………………………………………………………………… 113

 

فصل چهارم: تبیین طرح برنامه درسی مبتنی بر پرسش محوری

 

4-1-  بخش اول: مفروضه­های اساسی رویکردهای تربیتی پاسخ محور و پرسش­محور

 

4-1- 1-  مفروضه­های اساسی رویکرد تربیتی پاسخ­محور

4-1-1-1- تربیت یعنی انباشتگی مغز ……………………………………………………………………………………… 121

4-1-1-2- دانش به عنوان یک شیء ………………………………………………………………………………………. 121

4-1-1-3- تدریس یعنی انتقال دانش ……………………………………………………………………………………… 122

4-1-1-4- یادگیری یعنی به خاطر سپردن ……………………………………………………………………………….. 126

4-1-1-5- متن به عنوان تنها پاسخ درست ………………………………………………………………………………. 126

 

4-1- 2-  مفروضه­های اساسی رویکرد تربیتی پرسش­محور

4-1-2- 1- تربیت بیش از انبار کردن است ……………………………………………………………………………… 127

4-1-2- 2- دانش شیء نیست ……………………………………………………………………………………………….. 128

4-1-2- 3- تدریس بیش از انتقال دادن است …………………………………………………………………………… 129

4-1-2- 4- یادگیری بیش از به خاطر سپردن اطلاعات است ……………………………………………………….. 131

4-1-2-5- متن به عنوان یکی از پاسخ­های ممکن ……………………………………………………………………… 132

 

4-2- بخش دوم: اصول رویکرد تربیتی پرسش­محور

 

4-2-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………… 137

4-2-2- ارج گذاری به فطرت جستجوگر دانش ­آموزان …………………………………………………………………… 138

4-2-3- فراهم آوردن محیطی امن و آزاد برای پرسشگری ………………………………………………………………. 138

4-2-4- فراهم آوردن فرصت پرسشگری ……………………………………………………………………………………… 140

4-2-5- گفت و شنود به جای تك­گویی ……………………………………………………………………………………… 140

4-2-6- خلق دانش به جای بازتولید دانش ……………………………………………………………………………………. 141

4-2-7- مسئله محور كردن یادگیری ……………………………………………………………………………………………. 141

4-2-8- پرسش آفرینی و حیرت زایی به جای حیرت زدایی …………………………………………………………….. 142

4-2-9- پرهیز از روش های جزم­گرایانه ………………………………………………………………………………………. 142

4-2-10- پرهیز از روش­های تلقینی …………………………………………………………………………………………….. 142

 

4-3- بخش سوم: چهارچوب نظری برنامه درسی مبتنی بر رویكرد تربیتی پرسش­محور

 

4-3-1- غایت و اهداف تعلیم و تربیت ………………………………………………………………………………………… 146

4-3-1-1- تصریح اهداف تربیتی مرتبط با رویكرد پرسشگری ……………………………………………………. 148

4-3-1-2- انعطاف در اهداف تعلیم و تربیت ……………………………………………………………………………. 148

4-3-1-3- منحصر كردن تربیت به اهداف رفتاری ……………………………………………………………………. 149

4-3-2- محتوا …………………………………………………………………………………………………………………………. 153

4-3-2-1- توجه به بخش غیر تجویزی برنامه درسی ………………………………………………………………….. 153

4-3-2-2- تعادل بین محتوا و فرایند ………………………………………………………………………………………. 153

4-3-2-3- بازنگری در طراحی منابع آموزشی و درسی ……………………………………………………………… 154

4-3-2-4- تنوع در محتواها ………………………………………………………………………………………………….. 154

4-3-2-5- استفاده از رویكرد تلفیقی ……………………………………………………………………………………… 154

4-3-3- روش­های تدریس ………………………………………………………………………………………………………… 155

4-3-3-1- رویكرد انتقالی ……………………………………………………………………………………………………. 155

4-3-3-2- رویكرد اكتشافی …………………………………………………………………………………………………. 155

4-3-3-3- راهبردهایی برای اجرا …………………………………………………………………………………………… 158

4-3-3-3-1- استقبال از پرسش­ها …………………………………………………………………………………….. 158

4-3-3-3-2- تحریک پرسشگری …………………………………………………………………………………….. 159

4-3-3-3-3- مواجه كردن دانش ­آموزان با موقعیت­های واقعی ……………………………………………….. 159

4-3-3-3-4- باز ایستادن معلم از بمباران اطلاعاتی ………………………………………………………………. 159

4-3-3-3-5- استفاده از واژه “نمی­دانم” ……………………………………………………………………………. 159

4-3-3-3-6- به پایان بردن مباحث با طرح پرسش­هایی جدید ……………………………………………….. 160

4-3-3-3-7- تبدیل نادانسته ها به پرسش ها ……………………………………………………………………….. 160

4-3-3-3-8- تغییر شرایط فیزیكی كلاس درس ………………………………………………………………….. 160

4-3-3-4- چگونه می­توانیم پرسش كردن را به دانش ­آموزان آموزش بدهیم؟ ………………………………… 161

4-3-3-5- چگونه می­توانیم پرسش كردن را به عادت ذهنی دانش ­آموزان تبدیل كنیم؟ …………………… 163

4-3-4- ارزشیابی …………………………………………………………………………………………………………………….. 164

4-3-4-1- ارزشیابی بر اساس پرسش­ها …………………………………………………………………………………… 164

4-3-4-2- توجه به ارزشیابی فرایند­محور ………………………………………………………………………………… 165

4-3-4-3- ارزشیابی با پرسش­های باز …………………………………………………………………………………….. 165

4-3-4-4- ارزشیابی از نادانسته ها ………………………………………………………………………………………….. 165

 

فصل پنجم: فرهنگ برنامه درسی در مدارس ابتدایی

 

5-1- بخش اول: فرهنگ برنامه درسی

 

5-1-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………… 170

5-1-2- فرهنگ تعلیم و تربیت …………………………………………………………………………………………………… 170

5-1-3- فرهنگ پرسشگری ……………………………………………………………………………………………………….. 175

5-1-4- بازدارنده های فرهنگی پرسشگری …………………………………………………………………………………… 176

5-1-4-1- فاصله قدرت ………………………………………………………………………………………………………. 176

5-1-4-2- ترس از شكست ………………………………………………………………………………………………….. 177

5-1-4-3- پرسش نشانه ای از نادانی ………………………………………………………………………………………. 178

5-1-4-4- پرسش ابزاری برای حفظ كردن …………………………………………………………………………….. 178

5-1-4-5- ارزشیابی بر اساس محفوظات ………………………………………………………………………………… 179

5-1-4-6- پرسش به عنوان نشانه غرض ورزی …………………………………………………………………………. 180

5-1-4-7- پرسش عاملی برای اخلال در كار تدریس ……………………………………………………………….. 180

 

5-2- بخش دوم: فرهنگ برنامه درسی در مدارس ابتدایی

 

5-2-1- فرهنگ برنامه درسی مدارس ابتدایی ……………………………………………………………………………….. 183

5-2-2- بررسی و تحلیل اسناد و منابع رسمی آموزش و پرورش ……………………………………………………….. 183

5-2-2-1- اصول آموزش و پرورش ابتدایی …………………………………………………………………………….. 183

5-2-2-2- اهداف نظام آموزش و پرورش ………………………………………………………………………………. 184

5-2-2-3- اهداف آموزش و پرورش ابتدایی …………………………………………………………………………… 184

5-2-2-4- كتاب راهنماهای معلم ………………………………………………………………………………………….. 185

5-2-3- ابزار مشاهده (ایكوئیپ) …………………………………………………………………………………………………. 186

5-2-3-1- اعتبار و روایی …………………………………………………………………………………………………….. 186

5-2-3-2- مولفه ها و سازه ها ……………………………………………………………………………………………….. 187

5-2-3-3- سطوح كاوشگری ……………………………………………………………………………………………….. 188

5-2-4- برش­هایی از كلاس­های درس ………………………………………………………………………………………… 188

5-2-4-1- كلاس پنجم ابتدایی الف مدرسه الف، درس فارسی …………………………………………………. 188

5-2-4-2- كلاس پنجم ابتدایی مدرسه الف، درس علوم ………………………………………………………….. 189

5-2-4-3- كلاس پنجم ابتدایی مدرسه ب، درس جغرافی ………………………………………………………… 191

5-2-4-4- كلاس دوم ابتدایی مدرسه ج، درس ریاضی ……………………………………………………………. 193

5-2-4-5- كلاس اول ابتدایی مدرسه د، درس علوم، یک نمونه متفاوت …………………………………….. 195

5-2-5- چیدمان كلاسهای درس ………………………………………………………………………………………………… 199

5-2-6- ارزیابی كلاس­های مورد مشاهده بر اساس مولفه­های ایكوئیپ ………………………………………………. 200   

5-2-6-1- مولفه تدریس ……………………………………………………………………………………………………… 200 

5-2-6-2- مولفه گفتمان ……………………………………………………………………………………………………… 201

5-2-6-3- مولفه برنامه درسی ……………………………………………………………………………………………….. 202 

5-2-6-4- مولفه ارزیابی ……………………………………………………………………………………………………… 203

 

فصل ششم: جمع­بندی، نتیجه ­گیری و پیشنهادها

 

6-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………….. 210   

6-2- فرهنگ در مدارس ابتدایی …………………………………………………………………………………………………. 211

6-3- پیشنهادهای تربیتی ……………………………………………………………………………………………………………. 212

6-3-1- باز تعریف اهداف تربیتی ………………………………………………………………………………………….. 212

6-3-2- بازاندیشی در الگوهای برنامه ­ریزی درسی …………………………………………………………………….. 212

6-3-3- تحول در نظام تربیت معلم ………………………………………………………………………………………… 212

6-3-4- مواجه كردن دانش ­آموزان با موقعیت­های چالش برانگیز …………………………………………………. 213

6-3-5- پرسیدن پرسش­های باز …………………………………………………………………………………………….. 213

6-3-6-  فراهم آوردن فرصت پرسش برای دانش ­آموزان …………………………………………………………… 213

6-3-7- آموزش مستقیم پرسشگری به دانش ­آموزان ………………………………………………………………….. 213

6-3-8- ایجاد شرایط برای گفت و گو …………………………………………………………………………………… 213

6-3-9- استفاده از رویکرد اكتشافی به جای ارائه مستقیم اطلاعات ………………………………………………. 213

6-3-10- ارج گذاری به پرسش­های دانش ­آموزان ……………………………………………………………………. 214

6-3-11- تغییر رویكرد از تأكید بر یک پاسخ درست ………………………………………………………………… 214

6-4- پیشنهادهای اجرایی …………………………………………………………………………………………………………… 215

6-4-1- همراه سازی معلمان …………………………………………………………………………………………………. 215

6-4-2- تببین موضوع در حوزه های آكادمیک ………………………………………………………………………… 216

6-4-3- بستر سازی اجتماعی ………………………………………………………………………………………………… 216

6-4-4- تبیین موضوع در كتاب راهنمای معلم …………………………………………………………………………. 216

6-5- پیشنهادهای پژوهشی­ …………………………………………………………………………………………………………. 216

پیوست­ها ………………………………………………………………………………………………………………………………… 218

ترجمه ابزار مشاهده ایكوئیپ (EQUIP) …………………………………………………………………………………… 219

نسخه انگلیسی ابزار مشاهده ایكوئیپ (EQUIP) ………………………………………………………………………… 223

 

 

فهرست شكل ها

 

شکل 1: پرسشگری و عدم تعادل شناختی ……………………………………………………………………………………….. 65

شکل 2: ارتباط پرسشگری با سایر مهارت­ های تفکر ………………………………………………………………………….. 67

شکل 3: نقشه ارتباط مفهومی پرسشگری با مفاهیم دیگر …………………………………………………………………….. 68

شكل 4: تصویر اینفوگرافیک تكامل ابر جهانی از سال 1996 تا سال 2016 ………………………………………….. 101   شكل 5: تغییرات لحظه ای دنیای اطلاعات …………………………………………………………………………………….. 105

شكل 6: تلقی درباره دانش در گذشته و اکنون  ………………………………………………………………………………. 115

شکل 7: تصویر کلی آموزش رسمی در رویکرد پاسخ محور …………………………………………………………….. 133

شكل 8: رابطه اهداف برنامه درسی با فعالیت­های برنامه درسی …………………………………………………………… 164

شکل 9: حالت­های مختلف طرح پرسش توسط معلم و دانش آموز ……………………………………………………. 170 

شكل 10: نمونه ­ای از یک كلاس با چیدمان متفاوت ………………………………………………………………………… 174

شكل 11: تأثیرپذیری رفتارهای یاددهی و یادگیری از فرهنگ ………………………………………………………….. 184

شكل 12: نمودار مقایسه­ ای ایران با دو كشور آمریكا و ژاپن بر اساس ابعاد نظریه فرهنگی هافستد …………….. 187

شكل 13: سازه­های تشكیل دهنده مولفه های ایكوئیپ (EQUIP) ………………………………………………………. 201  

شكل 14: نمونه ای از توصیف گرهای دستورالعمل برای یكی از سازه ها و سطوح كاوشگری ………………… 203

شكل 15: تصویری از كلاس های مورد مشاهده، كلاس پنجم …………………………………………………………… 204

شكل 16: تصویری از كلاس های مورد مشاهده، كلاس دوم ……………………………………………………………. 210

شكل 17: تابلوی پرسش های دانش آموزان، (كلاس علوم اول ابتدایی مدرسه د) …………………………………. 210

شكل 18: تصویری از كلاس های مورد مشاهده (كلاس علوم اول ابتدایی مدرسه د) …………………………….. 214

شكل 19: تصویری از كلاس های مورد مشاهده (كلاس علوم اول ابتدایی مدرسه د) …………………………….. 214

شكل 20 : نمونه ­ای از چیدمان سنتی كلاس­های درس ……………………………………………………………………… 215

شكل 21 : نمونه ­ای از چیدمان سنتی كلاس­های درس ……………………………………………………………………… 215

شكل 22: نمونه ­ای از سوالات درس علوم پایه پنجم ………………………………………………………………………… 220

شكل 23: تعداد نمونه سوالات دانلود شده از سایت یک موسسه آموزشی ……………………………………………. 222

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

“زندگی یک مسئله بسیار بزرگ است.” امیرحسین، دانش ­آموز كلاس دوم ابتدایی

       

“زندگی سراسر حل مسئله است.” كارل پوپر

 

“پیشتازی در مرزهای دانش ]درنگ كردن[ در شناخته­ شده­ها نیست بلكه ]سفر كردن[ در ناشناخته­هاست، در دانستن نیست، بلكه در پرسشگری است.” (رالف تامپسون، ارتباطات كلاس درس، 2003، ص 61)

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول:

طرح پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

طرح پژوهش

 

دانش آموزان ما بطور بنیادی در حال  تغییر هستند، دانش آموزان امروز افرادی نیستند که نظام تربیتی ما برای آموزش به آنها طراحی شده است –مارس پرنسکی، 2001

تدریس خوب، ایجاد پرسش­های مناسب است تا ارائه پاسخ­های درست– جوزف آلبرز

یک پرسش عاقلانه نیمی از خرد است – فرانسیس بیکن

 

1-1- مسئله

بحث آموزش و پرورش یكى از مهمترین بحث­هایی است که تلاش­ های قابل توجهی را به خود معطوف کرده است. دستیابی به آموزش و پرورش مؤثر و مناسب همواره یكى از دغدغه‏هاى فکری بشر بوده و در این راه بی­وقفه به اندیشه و مطالعه پرداخته است. تأملات اندیشمندان علوم تربیتى همواره افق­هاى تازه‏اى را گشوده است. مرور این اندیشه­ها ما را بر آن می­دارد با تأمل در یافته­ های نظری مربوط به این حوزه در روش­ها و اهداف تعلیم و تربیت باز اندیشی کرده و عمل تربیت را بهبود بخشیم. با این حال آموزش و پرورش در مقایسه با سایر حوزه ها بندرت مایل به ایجاد تغییر در اهداف و روش­های خود است. بطوری که می­توان گفت حوزه تعلیم و تربیت در پذیرش تغییرات، روحیه­ای بسیار محافظه ­کارانه دارد که آن را از بکارگیری تئوری­های جدید بر حذر می­دارد. به قول گلاژون و جیلال (2000) “تاریخ برنامه درسی تاریخی از تغییرات اندک است” (ص 97)، و به بیان وودراو، “تغییر مکان یک گورستان آسانتر از تغییر برنامه درسی مدارس است” (سیتون، 2002 به نقل بیلی، 2001). اگرچه ما در عصری زندگی می­کنیم که تغییر مهمترین ویژگی آن است، ولی نظام­های آموزشی در قیاس با سایر حوزه ها تغییر چندانی نکرده ­اند.

امروزه، حجم عظیمی از مباحث درباره نوع سیستم آموزشی مورد نیاز برای آماده کردن جوانان برای قرن بیست و یک وجود دارد. طیف گسترده­ای از افراد این مسئله را مطرح می­ کنند که در حالیکه در طول پنجاه سال گذشته، تجارب اجتماعی و فرهنگی کودکان و جامعه اساساً متحول شده است، مدارس در همگامی با این تغییرات ناکام بوده ­اند. برخی­ خاطر نشان می­سازند که کلاس­های امروزی برای پیشگامان تربیت عمومی سال 1860 به آسانی قابل بازشناسی هستند: روش­های سازماندهی تدریس و یادگیری، نوع مهارت ­ها و دانشی که در ارزیابی ارزشمند تلقی می­ شود، و بخش عمده­ای از محتوای واقعی برنامه درسی، از آن زمان تاکنون فقط بطور سطحی تغییر کرده است. در سایه این استدلال­ها، اکنون تمرکز شدیدی وجود دارد بر اینکه مدارس چگونه می­توانند انواع تجارب تربیتی مناسبی را برای افرادی فراهم کنند که در قرن 21 رشد می­یابند (مورگان، ویلیامسون، لی، فیسر، 2007). به عقیده باومن (2007) عصر پست مدرن، عصر عبور از دوران زمان “منجمد” به دوران زمان “سیال” است. از نظر لیوتار (1984) آن پایان بسیاری از ساختارها و نهادهای سنتی است، و پایان آنچه که وی آن را به عنوان “روایت­های بزرگ” می­نامد است؛ پایان داستان بزرگ اندیشه مدرن، یعنی “یک برنامه واحد پاسخگوی نیاز­های همه[1]“. در این عصر اعتقادی به اندیشه “پیشرفت” وجود ندارد، این اندیشه که ما به تدریج در طول یک مسیر درست به سمت برخی اهداف جهانی، مثل تصویر کامل دانش، برابری و عدالت حرکت می­کنیم. در عوض، تاکید بر مسیرهای متعدد و کثرت، تنوع، تفاوت و جانبدارانه بودن همه دانش (یعنی این اندیشه که ما فقط می­توانیم یک تصویر ناقص از دانش داشته باشیم، و این اندیشه که همه دانش جهت­دار است) است.

 

1-2- میراث عصر صنعت

آلوین تافلر (1980) دگرگونی تمدن بشری را بر اساس سه موج تبیین کرده است. موج اول، حاکمیت عصر کشاورزی است. نظام خانواده گسترده، فعالیتهای آموزشی نا­منظم، خودراهبر و خودآموز، کوشش­های شخصی جهت دسترسی به دانش و انحصاری بودن دانش در دست طبقات خاص از ویژگی­های این عصر بوده است. این عصر تا اواسط قرن 17 میلادی ادامه داشته است. موج دوم، حاکمیت عصر صنعتی است که سوت کارخانه­ها جایگزین آواز خروس­ها و صدای گوشخراش ترمز چرخ­ها جایگزین صدای جیرجیرک­ها شد. اجزای اصلی جامعه موج دوم، خانواده هسته­ای، نظام آموزش و پرورش کارخانه­ای و شرکت­های سهامی است. از نظر تافلر “جامعه موج دوم صنعتی، مبتنی بر تولید انبوه، توزیع انبوه، مصرف انبوه، آموزش جمعی، رسانه ­های جمعی، اوقات فراغت ​​جمعی، سرگرمی جمعی و سلاح­های کشتار جمعی است، که با استانداردسازی، متمرکزسازی، و هماهنگ­سازی ترکیب شده سپس با سبکی بوروکراتیک از سازمان در آمیخته است”. جامعه موج سوم جامعه پساصنعتی است. وی برای توصیف این جامعه به مفاهیمی اشاره می­ کند که توسط او و دیگران ابداع شده ­اند، مثل جامعه فوق صنعتی، عصر اطلاعات، عصر فضا، عصر الکترونیک، دهکده جهانی، عصر تکنوترونیک[2]، انقلاب علمی و فناورانه. حاکمیت فرهنگ الکترونیک و کنترل از راه دور از ویژگی­های این جامعه است. برخی اندیشمندان با دنبال کردن سه موج تافلر، موج دیگری را نیز پیش ­بینی می­ کنند. جلالی (2009) از این موج با عنوان عصر مجازی نام می­برد. در حالیکه جهان در آستانه موج چهارم قرار گرفته است، نظام­های آموزش و پرورش در موج دوم جا مانده­اند و بسیاری از ویژگی­های آموزش و پرورش فعلی میراث موج دوم است. سه درس اطاعت محض، وقت شناسی و دقیق بودن، و كار تكراری و طوطی­وار که از نظر تافلر (1980) در عصر موج دوم وارد دنیای مدارس شد هنوز رایج هستند. آموزش و پرورش کارخانه­ای و آموزش و پرورش ساندویچی دو میراث اصلی عصر صنعت برای آموزش و پرورش است.

 

1-2-1- آموزش و پروش کارخانه­ای

در الگوی آموزش و پرورش كارخانه­ای که امروزه مدارس بر اساس آن اداره می­شوند، دانش ­آموزان به عنوان مخزن­های خالی در نظر گرفته می­شوند که باید به شکل یکنواخت با محتوایی که مدرسه آماده می­ کند پر شوند. مدارس، به یک معنی کارخانه­هایی هستند که در آن مواد خام (کودکان) به محصولاتی شکل داده می­شوند که به تقاضاهای متنوع زندگی پاسخگو باشند (آیزنر، 1994؛ کلیبارد، 1992، ص 116). فرایندی که مدارس دنبال می­ کنند بسیار شبیه فرایندی است که در خط تولید کارخانه اجرا می­ شود: فراوری دانش ­آموزان در بسته­ بندی­های یکسان (سازماندهی و گروه بندی دانش آموزان بر اساس گروه های سنی)، ارائه برنامه درسی از پیش تعیین شده به همه دانش ­آموزان در اندازه­ های مشخص و بر اساس برنامه قبلی، تولید یک محصول استاندارد و با کیفیت، طبقه بندی محصولات تولید شده بر اساس انطباق یا عدم انطباق با استانداردهای کنترل کیفیت. برنامه درسی مرتبط با این الگو به عنوان مکانیسم کنترل کیفیت است که برای جداسازی دانش ­آموزان بکار گرفته می­ شود، برخی از دانش ­آموزان نمی­توانند به خاطر عدم کسب استانداردهای لازم از خط تولید عبور کنند و به عنوان ضایعات کنار گذاشته می­شوند و برخی دیگر اجازه می­یابند خط تولید را ترک کنند. این الگوی غالب آموزش و پرورش، همان الگوی عصر صنعتی است که بی ارتباط به زندگی روزمره، به روش اقتدارمابانه اداره می­ شود که برای تولید محصولات استاندارد و نیازهای کارگری مورد نیاز کارخانه­های عصر صنعتی مناسب است (سنگه[3] و همکاران، 2000، ص 31). پیروی از دستورالعمل اقتصادی، “مدارس را وادار می­ کند مانند یک تجارت و به عنوان ما به ­­ازای تربیتی بیشینه­سازی سود عمل کنند” (مک بیچ و مک دونالد، 200، ص 28). در این رویکرد بهره­وری سیستم مقدم بر نیازهای تک تک دانش ­آموزان است. اطمینان از عملکرد کارآمد و مبتنی بر استاندارد هدف اصلی سیستم است.

 

1-2-2- آموزش و پرورش ساندویچی

هالت (2002) عقیده دارد الگوی حاکم بر نظام آموزشی اغلب کشورهای جهان بر این هدف استوار است که دانش ­آموزان هرچه سریعتر بسته­های آموزشی مشخص و استانداردی را بیاموزند و به سرعت به مرحله بعد راه یابند. به باور متولیان این شیوه آموزشی، هر چه این فرایند سریعتر رخ دهد و هر چه حجم مواد آموزشی بیشتر باشد، موفقیت بزرگتری کسب شده است. بسیاری از فشارهای روحی نیز که به دانش ­آموزان، معلمان و والدین وارد می­ شود ناشی از همین مسابقه بی ­پایان است. آزمون­هایی که با این رویکرد برگزار می­ شود، مبتنی بر متغیرهایی است که معیار بسیار دقیقی برای سنجش میزان فهم دانش ­آموزان از مطالب و مهارت آنان در کاربرد این دانش در محیط واقعی فراهم نمی­ کند. به باور هالت این نگرش به آموزش و پرورش، بسیار ساده انگارانه و سطحی است. این شیوه آموزش و پرورش شباهت بسیاری به فعالیت فروشگاه­های زنجیره­ای مک­دونالد در زمینه عرضه غذاهای آماده یا به اصطلاح فست فودی برای دنیای شتابزده صنعتی دارد. بر این اساس، آموزش و پرورش مک­دونالدی یا ساندویچی یکی دیگر از برازنده­ترین عنوان­هایی است که می­توان برای آموزش و پروش مرسوم نسبت داد. امروزه بسیاری از اثرات مخرب جسمی و اجتماعی فرهنگ غذای آماده آشکار شده است. چاقی مفرط، سوء هاضمه، دیابت، فشار خون و … ارمغان غذاهای آماده و ساندویچی برای بشر امروز بود. اعتراضات بسیار زیادی علیه این شیوه تغذیه در دنیا به راه افتاده است و خواستی اجتماعی برای برچیدن این فرهنگ بوجود آمده است. اینکه قرار نیست همه افراد این کره خاکی همبرگر و ساندویچ­های آماده­ای را بخورند که شرکت­هایی مثل مک­دونالد تولید می­ کنند. اما به نظر می­رسد این صداهای اعتراض به شیوه ­های مرسوم آموزش و پرورش مثل صدای معترضین به شیوه تغذیه، بلند نیست و بسیار طول خواهد کشید تا سوء هاضمه ناشی از اثرات آموزش و پرورش ساندویچی مشخص شود. صدای اعتراضی که خواستار بازگشت آموزش و پرورش به فرایندی از تربیت باشد که دانش ­آموزان در آن فقط نظاره­گر و مصرف کننده منفعلانه مواد و بسته­های آموزشی آماده نیستند. بلکه خود بخشی از فرایند هستند که فعالانه در فهم دنیای پیرامون و واقعیت­های آن مشارکت می­ کنند.

 

1-3- آموزش و پرورش پاسخ محور

سازمان همکاری اقتصادی و توسعه[4] در گزارشی با عنوان ایجاد محیط­های تدریس و یادگیری موثر، رویکرد غالب آموزش و پرورش رسمی بسیاری از نقاط جهان را رویکرد انتقالی خارج از رده توصیف می­ کند که بر اساس آن معلمان دانش از نوع حقایق را از طریق سخنرانی و کتاب­های درسی به دانش ­آموزان انتقال می­ دهند (2009). از نظر هارپاز (2005) آموزش مدرسه­ای مرسوم بر چهار تصویر اساسی یا اتمیک بنا نهاده شده است: یادگیری یعنی گوش دادن، تدریس یعنی گفتن، دانش یعنی یک چیز عینی، و تربیت یافتگی[5] یعنی دانستن محتوای ارزشمند. این تصورها عمیقاً ریشه در آگاهی­های دانش ­آموزان، معلمان و تصمیم­ گیران دارد و روزانه در ساختار و فعالیت­های مدرسه حفظ می­ شود. شبیه تصویر اتمیک، آن بیشتر ضمنی است تا صریح، و اصل محوری آن تقلید است. بر اساس اصل تقلید، یادگیری دانش ­آموزان آخرین حلقه در یک زنجیره اتمی است: دانشمند جهان را کپی می­ کند، متخصصان برنامه درسی از دانشمند کپی برداری می­ کنند، معلم نیز برنامه ­های درسی را کپی برداری می­ کند، و در نهایت دانش ­آموزان از معلم خود کپی می­ کنند. کار امروز مدارس دنبال کردن این زنجیره تقلید است.

اشتراوس و شیلونی (1994) این فرایند را به عنوان فرایند “انتقال مواد” از معلم به دانش ­آموزان توصیف کرده ­اند. آنها یادآوری می­ کنند که معلمان “مواد” را به “بسته­های دانش” تبدیل می­ کنند که مناسب با “ورودی­ های” ذهن دانش ­آموزان است. به منظور ارائه این بسته دانشی به ورودی­ ها، معلم باید دیافراگم­هایی را که مانع ورود آنها هستند باز کند. بعد از اینکه دیافراگم­ها باز شد و محتوا در آن رسوخ کرد، سپس لازم است معلمان برای “چسب زدن” محتوای جدید به مواد قبلاً آموخته شده، دانش ­آموزان را تمرین دهند. در واقع انتقال دانش و محتوای ارزشمند به دانش ­آموزان، مهمترین ویژگی بسیاری از نظام­های فعلی آموزش و پرورش است که با رویکرد تربیتی پاسخ محور اداره می­شوند.

در پداگوژی پاسخ­محور، پاسخ­ها بشدت بر پرسش­ها برتری دارند. معلمان با دانش از دانش ­آموزان جاهل پرسش­هایی می­پرسند، آنهم معمولاً در شکل یک آزمون. در این زمینه، معلم اغلب پرسش را به منظور اعمال کنترل بر کلاس بکار می­گیرد. این پرسش­های قابل پیش­بینی، بندرت با عمل فکورانه و تفکر مرتبط است، به جز اندکی در رابطه با یادآوری. پرسش­هایی از این جنس، انحرافی از پرسش واقعی است که در خارج از مدرسه اتفاق می­افتد (هارپاز و لفستین،2000). در رویکرد پاسخ­محور نسبتی مستقیم میان تربیت­یافتگی و دانستن برقرار است و تعلیم و تربیتی موفق و کارآمد است که اطلاعات، معلومات یا پاسخ­های بیشتر و متنوع­تری را در زمینه ­های مختلف در اختیار دانش ­آموزان قرار دهد (مهرمحمدی، 1384). یادگیری پاسخ­ها بدون ]بجای[ یادگیری پرسش­ها، به نوعی از ایدئولوژی منجر می­ شود که در آن از قبل درباره هر چیزی توافق وجود دارد، احتمالات به عنوان اصول و امور محتوم ظاهر می­شوند، و سازه­های اجتماعی به عنوان پدیده­های طبیعی اجتناب ناپذیر به نظر می­رسند، “همه چیز آنگونه است که باید باشد” نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر (باوکر، 2010). به باور بوردیو (به نقل فاضلی، 1387) مهمترین دستاورد آموزش و پرورش برای دانش ­آموزان، دانش و ]پاسخ­هایی[ نیست که آنها بدست می­آورند، بلکه روش­های کسب دانش، عادات خاص، شیوه­­های طرح پرسش و مسئله است.

 

1-4- تربیت در عصر اطلاعات

الگوهای فعلی آموزش مدرسه­ای اغلب برای انطباق با تغییرات بزرگ قرن 21 ناکافی می­باشد (هارگریوز، 2003؛ مورفی، 1997؛ نونان، 2002؛ سنگه و همکاران، 2000). حتی در مدارس خوب، دانش ­آموزان مهارت­ هایی که برای قرن 21 بسیار اهمیت دارند یاد نمی­گیرند. بسیاری از برنامه ­های درسی و روش­های تدریس نزدیک به یک قرن قدمت دارند و به طور ناامید کننده ­ای منسوخ شده هستند (واگنر، 2008). بیل گیتس (2005) می­گوید: دبیرستان­های آمریکا منسوخ شده ­اند، حتی زمانی که دقیقاً مطابق با آنچه که طراحی شده ­اند کار می­ کنند نمی­توانند چیزی را که کودکان ما نیاز دارند در دنیای امروز بدانند یاد بدهند. مدارس ما پنجاه سال پیش برای عصر دیگری طراحی شده ­اند. به باور سنگه و همکاران (2000)، آن یک ترادژی است که برای بسیاری از ما، مدرسه جایی نیست برای عمق بخشیدن به فهم ما از اینکه ما کیستیم و به آنچه به آن متعهد هستیم (ص 35).

پیشرفت­های سریع در فناوری و ارتباطات از ویژگی­های زندگی در قرن 21 است. فناوری اطلاعات و ارتباطات مفهوم زمان، مکان و جامعه را تغییر داده است، بطوری که مردم در سراسر دنیا در هر لحظه از شب و روز می­توانند با همدیگر مرتبط شوند (مارگو، 2004؛ شیهان، 2006). در قرن 21 بسیاری از جنبه­ های زندگی در حال تغییر است. زمین در حال تغییر است، زندگی تغییر می­ کند، جامعه تغییر می­ کند، یادگیری تغییر می­ کند، افراد تغییر می­ کند، و همانطور که هندی (1990) عقیده دارد، خود تغییر هم در حال تغییر است. همانطور که تریلینگ (1999) می­گوید این موضوع مهمترین دلمشغولی آموزش و پرورش، یعنی آنچه را که برای کار و زندگی لازم است نیز تغییر می­دهد. دنیای قرن 21 مسائل پیچیده­ای را عرضه کرده است و برای کنار آمدن با این مسائل، مکانیسم­های پیچیده­ای را می­طلبد (زی مودا، کولکیس، و کلاین، 2004). از نظر سوروس (2002) آنچه در قرن 21 مورد نیاز است مجموعه ­ای از مهارت­ های پایه جدید است که اقتضائات اقتصادی را با نیازهای اجتماعی متعادل می­ کند.

در عصر فن­آوری اطلاعات و ارتباطات به سبب دسترسی همگانی و همه جایی و آسان به اطلاعات، کارکرد مدرسه در توزیع دانش کم رنگ شده است. از اینرو برنامه درسی قرن بیست و یکم نمی ­تواند صرفاً انتقال دانش را در هسته خود جای دهد به این دلیل ساده که انتخاب آنچه نیاز است نمی ­تواند در عصر غنی اطلاعات یک پدیده مشکل­زا باشد. لذا كاركرد نهاد مدرسه به عنوان توزیع کننده دانش باید مورد بازنگری قرار گرفته و کارکردهای دیگر برای آن تعریف شود. سازمان همکاری­های اقتصادی و توسعه نشان می­دهد که ما در یک اقتصاد دانش زندگی می­کنیم، اما ضروری است در مورد آنچه واقعا دانش را شکل می­دهد تفکر دقیقی داشته باشیم. این سازمان چهار نوع متمایز دانش- چه، دانش- چرا، دانش- چگونه و دانش- چه کسی پیشنهاد کرده و عنوان می­ کند در مقایسه با دانش سر راست حقایق که در دانش- چه گنجانده شده است، تقاضای رو به رشدی برای سه دانش آخر وجود دارد. برنامه درسی مدرسه­های سنتی متشکل از طبقه دانش- چه است (جانسون و همکاران، 2007)، که در آن اصول، مفاهیم و حقایق مستخرج از دیسپلین­ها در یک شکل انتزاعی و زمینه­زدایی شده به دانش ­آموزان ارائه می­ شود.

نسل آینده در دنیایی زندگی خواهند کرد که به شیوة تفکر دقیق و پیچیده­تری نیاز خواهد داشت تا با برخورداری از سیالی اندیشه و مهارت­ های متنوع شناختی، خود را با شرایط متحول سازگار کنند. دانش ­آموزان ما بطور بنیادی تغییر می­ کنند، دانش ­آموزان امروز، افرادی نخواهند بود که نظام تربیتی ما برای آموزش آنها طراحی شده است (پرنسکی، 2001). کودکان امروز به دنیایی گام می­گذارند که با دنیای پدران و مادرانشان بسیار متفاوت است و در فرهنگ­هایی بزرگ می­شوند که متفاوت از فرهنگ­های اجدادشان است. سازگاری موفقیت آمیز در عصر اطلاعات و انفجار علم و فناوری مستلزم بازاندیشی در روش­های تربیتی است. بیل گیتس (1999) می­گوید اگر شركت­های خطوط راه آهن این موضوع را درک می­کردند که آنها در تجارت حمل و نقل هستند نه تجارت ریل آهن، امروزه همه ما در خطوط هواپیمایی اتحادیه پاسیفیک پرواز می­کردیم. با این قیاس لازم است ما آموزش مدرسه­ای را به عنوان امر تعلیم و تربیت در نظر بگیریم و به جای مدرنیزه کردن روش­های قدیمی به بازاندیشی در کارکردهای آنها بپردازیم. ما باید محیط­های یادگیری سنتی خود را به سمت محیط­هایی پویا تغییر دهیم و یک بازسازی کامل از ایده خود در رابطه با آموزش و پرورش داشته باشیم. ما نیاز به یک نو مفهوم­پردازی بسیار گسترده در مورد آنچه تعلیم و تربیت می­نامیم داریم، در عصری که به طور شگفت انگیزی در حال دگرگونی است. ما به برنامه درسی­ای نیاز داریم که بتواند پاسخگوی نیازهای دانش ­آموزان در عصر حاضر باشد. از نظر چن (2000) زمانی که هدف نظام­های آموزشی توانمند سازی یادگیرنده است نباید منحصراً بر کسب دانش تمرکز کند. بویژه زمانی که منسوخ شدن دانش، یک موضوع اساسی باشد. بنابراین ضرورت دارد الگوهای مختلف برنامه­­های درسی، مطابق با نیازهای متغیر زمان مورد استفاده برنامه­ ریزان قرار گیرد.

الگوهای مورد استفاده برنامه­ ریزان درسی نباید به عنوان عوامل ثابت و تغییر ناپذیر نظام آموزشی تلقی شود. برعکس، خلاقیت و قابلیت انطباق با نیازها و شرایط محیطی، باید در زمره اساسی­ترین ویژگی­های طرح­های برنامه درسی موجود و الگوی جدید باشد (کلاین، 1985، ترجمه مهرمحمدی، 1387). جی کوبز (2003) عدم توجه به ویژگی زمان­مند بودن برنامه ­های درسی را از جمله دلایل افول کیفیت برنامه­ها می­داند. مهرمحمدی (1387) این نابهنگامی برنامه ­های درسی را از جمله مصادیق برنامه درسی پوچ پنهان معرفی می­ کند که بر اساس آن برنامه درسی پاسخگوی شرایط متحول اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، تاریخی و علمی نمی ­باشد. امروزه در سایه پیشرفت فناوری­ها برخی از کارکردهای سنتی مدرسه مشروعیت خود را از دست داده است، بین کارکردهای مدرسه و نیازهای موجود هیچ تناسبی وجود ندارد که این خود می ­تواند عاملی برای بروز تنش در نظام تعلیم و تربیت شده و زمینه را برای احیای دوباره اندیشه مدرسه زدایی با رویکردی تازه فراهم کند. به عبارتی اگر مدارس با همین کارکردهای سنتی به موجودیت خود ادامه دهند به زودی پوسته­ای از آنها باقی خواهد ماند و حتی اگر دانش آموزان به اجبار در چنین مدارسی حضور پیدا کنند، در عمل تاثیر گذاری آنها بسیار ناچیز خواهد بود و حتی خود مانعی برای رشد و پرورش افراد خواهد شد، به عبارتی تأثیرات منفی مدرسه بیشتر از تأثیرات مثبت آنها خواهد بود.

 

1-5- آموزش و پرورش پرسش محور

فلاسفه، دانشمندان شناختی، انسان­شناسان و روانشناسان بطور متقاعد کننده ­ای استدلال کرده­­اند که پرسشگری، ویژگی محوری تفکر، ذخیره­سازی و مرتبط کردن دانش، حتی در انواع مهمی از تعامل اجتماعی است (دیلون، 1990). در حالیکه مهمترین مولفه تربیت یافتگی در رویکرد پاسخ­محور دانشِ بیشتر، آن هم از نوع حقایق است، مهمترین مولفه تربیت یافتگی در رویکرد پرسش­محور پرسش­هایی است که ذهن دانش ­آموزان به خلق و تولید آنها نایل گشته است (مهرمحمدی، 1384). بنابراین ماموریت تعلیم و تربیت پاسخ­محور “تربیت آدم­هایی است كه می­دانند و حداكثر، می­فهمند” و ماموریت رویكرد بدیل پرسش­محوری، نه تنها تربیت آدم­هائی است كه می­دانند و می­فهمند بلكه “تربیت آدم­هائی است كه می­دانند كه نمی­دانند یا می­فهمند كه نمی­فهمند“.

دانش ­آموزان نیاز دارند پرسش­های خودشان را درباره مواد درسی خلق کنند تا بفهمند پاسخ­هایی که ما پذیرفته­ایم چگونه مرتبط به هم، مشروط، و مبتنی بر زمینه­اند، چگونه به آنها متکی باشند، آن را به کار گیرند، و پرسش­های بیشتری را بپرسند. در عمل تعلیم و تربیت پرسش­محور، خود پرسش­ها پاسخ هستند. یادگیری پرسش­محور پرسش­­های بیشتری فراهم می­ کند و این به عنوان حلقه­های بازخورد خلاقیت و دانش ارزشمند عمل می­ کند. در این رویکرد فرض بر این است که پرسش عاملی جدایی ناپذیر در تواناسازی یادگیرنده برای دستیابی به رویکردی عمیق به یادگیری است. در یادگیری عمیق، افراد ترغیب می­شوند یادگیرندگان مستقلی باشند، مسئولیت­پذیر بوده و به خلق چهارچوب­های مفهومی شخصی از دانش و فهمیدن بپردازند (اِنتویستل، 1988).

آیزنر (2001، 2002) می­گوید؛ افلاطون زمانی یک برده را به عنوان کسی تعریف می­کرد که اهداف دیگران را اجرا می­ کند. وی با انتقاد از عدم واگذاری مسئولیت مسئله آفرینی به دانش ­آموزان، آنان را به برده­هایی تشبیه می­ کند که در راستای اهداف دیگران فعالیت می­ کنند. به نظر وی ما تدریس را به عنوان فعالیتی برای تنظیم مسئله­هایی که دانش ­آموزان باید حل کنند در نظر می­گیریم. ما بندرت شرایطی را فراهم می­کنیم که بواسطه آن دانش ­آموزان مسئله­هایی را خلق کنند که علاقه­مند به پیگیری آنها هستند.

ما می­توانیم از مدرنیسم، راه­حل محوری، تقلیل­گرایی، و یادگیری مبتنی بر حل مسئله که دنبال قطعیت فراتر از دیالکتیک پست مدرنیستی است، به سوی یک یادگیری وسیعتر پرسش­محور که عدم قطعیت را می­پذیرد و به سوی روایت­های نسل بعدی نامشخص؛ به سوی ظهور سیستم­های یکپارچه متنوع و پیچیده که در یک تعادل پویا عمل می­نماید سوق پیدا کنیم (هالی، 2001). وقتی پرسش­محوری به طور فکورانه­ای توسط هنرمندان و افراد خلاق بکار گرفته می­ شود، این رویکرد ممکن است موقعیت­هایی را برای اکتشاف در روش­های غیر خطی فراهم کند. مسائل ممکن است پیدا شده و حل شوند و پرسش­های جدیدی ممکن است در این فرایند شکل یابند. یادگیری پرسش­محور (QBL) مبتنی بر “نظام­های یکپارچه”[6] فهم و تفکر[7] برای فراهم کردن یادگیری وسیع­تر و عمیق­تر است تا راه­ حل­های مسائل. بطور بالقوه این یک رویکرد بوم شناسانه به یادگیری است که بوسیله زمینه، ارتباطات و سیستم­های پیچیده خلق می­ شود، که شامل روش­های تحلیلی فهم جهان است (هالی، 2011). به عقیده مارشال مک لوهان “امروز مسئله این نیست که ما پاسخ­ها را نداریم، بلکه ما سوال­ها را نداریم”، بر اساس این سخن، ظرفیت ما برای تولید پاسخ­ها اغلب اهمیت کمتری دارد از توانایی ما برای به چالش کشیدن پاسخ­هایی که در حال حاضر در اختیار داریم، بخصوص زمانی که آنها در حال تغییر، شبهه­ناک، یا دارای همپوشانی هستند (به نقل برنسون، 2003).

 

1-6- رویکردهای تربیتی و تربیت ذهن

آیزنر (2005) مدعی است كه انسان­­ها همراه با ذهن­ها وارد این دنیا نمی­شوند بلكه همراه با مغز­ها وارد این دنیا می­شوند. كار تربیت، فرهنگ­پذیری، و جامعه­پذیری تغییر مغزها به ذهن­ها است. مغزها زاده می­شوند و ذهن­ها ساخته می­شوند. آیزنر (1982) و کول (1985) ذهن را یک دستاورد فرهنگی می­دانند. آیزنر (1998، ص 105 به نقل از کول، 1985) با مقایسه مزرعه[8] و مدرسه می­گوید: مزرعه مکانی است برای رشد چیزها، و مدارس مکان­هایی هستند برای رشد و نمو ذهن­ها[9]. برنامه درسی­ای که ارائه می­کنیم و روش­های تدریسی که بکار می­گیریم ابزارهایی برای خلق ذهن­ها می­باشند. با این مفهوم، برنامه درسی یک وسیله تغییر ذهن است (برنشتاین، 1971، به نقل آیزنر، 1998). بر این اساس آیزنر (1998) بر امکانات آموزش مدرسه­ای، و ظرفیت آن برای ایجاد تفاوت در نوع ذهن­هایی که دانش ­آموزان می ­تواند تصاحب کنند تأکید می­ کند. ماهیت برنامه درسی به عنوان یک ابزار فرهنگی موثر ظرفیت­های بالقوه­ افراد را در طول تمام عمر متأثر می­سازد. اینکه دانش ­آموزان از چه ظرفیت­های ذهنی و معناسازی برخوردار یا محروم ­شوند تفاوت بسیاری در نحوه زیست و تجربه آنها ایجاد می­ کند. در واقع این برخورداری­ها و محرومیت­ها با برنامه ­ریزی ذهن افراد به طور مستقیم دامنه و عمق معنا و تجربه آنها را تعیین می­ کند (مهرمحمدی، 2011).

متاسفانه، در مدارس ما اغلب بر مفهومی از ذهن تاکید می­ شود که با توانایی­ها و ماهیت آن بسیار تناقض دارد، پارادایم مسلط بر مدارس مانع از تربیتی است که برای پرورش توانایی­های کامل ذهن لازم است. مدارس و بالتبع برنامه ­های درسی تاکید خود را بر روال­های عادی، پاسخ­های درست و استاندارد گذاشته­اند. پاول (1987، 1992) تربیت انسانهای صاحب اندیشه را نخستین هدف تعلیم و تربیت می­داند. وی عقیده دارد، محصول نهایی نظام­های تربیتی باید ذهن­های کاوشگر و خلاق باشد. از نظر آیزنر (1983) مدارس باید توانایی تفکر، به ویژه تفکر خلاق و خود راهبر را در دانش ­آموزان پرورش دهد. ارزش مدارس در تربیت افراد فرهیخته نهفته است، افرادی که باید در مدارس یاد بگیرند که چگونه معمار تربیت خود باشند. دنیای پیچیده[10] آنها نیازمند ذهن­های پویا، خلاق، منتقد و پژوهنده است تا بتواند سازگاری آنان را با این محیط تضمین کند. حال این پرسش اساسی مطرح می­ شود؛ فرهنگی که امروز بر مدارس ما حاکم است، چه نوع ذهنی را پرورش می­دهد؟ به عبارت دیگر، در نظام­های تربیتی کنونی چه نوع ذهن­­هایی تربیت می­ شود، ذهن­های آفریننده یا ذهن­های آفریده شده؟ در پاسخ این پرسش باید گفت، متأسفانه در بسیاری از نظام­های تربیتی سنتی اغلب بر مفهومی از ذهن تأکید می­ شود که با توانایی­ها و ماهیت آن بسیار متفاوت است. دلیل این امر را باید در رویکرد تربیتی پاسخ محوری جستجو کرد که بر بسیاری از نظام­های تربیتی و مدارس حاکم است. رویکردی که مانع از تربیتی است که برای پرورش توانایی­های کامل مغز لازم است. محصول نهایی چنین نظام­هایی نمی ­تواند ذهن­های آفریننده و پویایی باشد که برای دنیای پیچیده امروز مورد نیاز است.

به عقیده آیرز (2008، 2011) و آیرز و آیرز (2011، 2011) در حالی که بسیاری از ما تدریس را به عنوان چیزی متعالی و قدرتمند در نظر می­گیریم و به انجام آن مشتاق هستیم، در موقعیت­هایی که تدریس به نوعی عمل کارمندی قابل ستایش تنزل می­یابد، خود را بیش از حد در تنگنا می­یابیم، انتقال یک برنامه درسی از دانش مقبول[11] و اطلاعات قابل فهم شده. بنابراین یک انتخاب اساسی و چالشی برای معلمان این است: تن دادن به دستگاه کنترل، یا همراه شدن با دانش ­آموزان در جستجوی معنا و مسیر تحول. تدریس برای اطاعت کردن و انطباق، و یا تدریس برای قطب متضاد آن: یعنی ابتکار و تخیل، کنجکاوی و پرسشگری، ظرفیت فهم جهان، شناسایی موانع رسیدن به انسانیت کامل خود، و شهامت عمل به هر آنچه که شناخت شرایط اقتضاء می­ کند. یک تعلیم و تربیت پرسش­محور می ­تواند چنین افقی را بگشاید.

بنابراین با توجه به تحولات سریع و گستردة علوم و پیدایش دیدگاه ­های نوین دربارة مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ارتباطی لازم است در نظام­های تعلیم و تربیت دگرگونی­های اساسی ایجاد شود. اگر نظام تعلیم و تربیت در این عصر با همین رویکرد بخواهد به موجودیت خود ادامه دهد محکوم به فنا خواهد بود چه بسا چنین امری بصورت آشکار نباشد. در واقع یک نوع مدرسه­زدایی پنهان اتفاق خواهد افتاد. با توجه به مباحث مطرح شده یکی از مهمترین پیامدهای عصر اطلاعات برای نظام تعلیم و تربیت می ­تواند تغییر پارادایم از پاسخ­محوری به پرسش­محوری باشد. در این رابطه پرسش­های اساسی قابل طرح است که هدف این پژوهش تلاش برای کاوش این پرسش­ها و ارائه الگویی اصلاحی برای مدارس می­باشد.

 

1-7- نكاتی برای تصریح مسئله

  • در این پژوهش رویکرد پرسش­محوری به عنوان یک نظریه هنجاری برنامه درسی مد نظر است نه به عنوان صرفاً یک روش آموزشی. بسیاری از پژوهش­هایی كه در زمینه پرسشگری انجام می­ شود معطوف به استفاده از پرسش و پاسخ به عنوان روش تدریس برای عمق بخشیدن به یادگیری­های دانش ­آموزان است. در رویكرد تربیتی پرسش محور، پرسشگری به عنوان قابلیت و ظرفیتی است كه دانش ­آموزان كسب می­كنند.
  • زمانی كه از رویکرد پرسش­محوری به عنوان رویکرد بدیل حرف می­زنیم در واقع صحبت از آن بخش از تعلیم و تربیت است که مورد غفلت واقع شده است. لذا طرح رویکرد پرسش­محوری به عنوان بدیل، توجه دادن متخصصان تعلیم و تربیت به بعد مغفول تربیت و اصالت بخشیدن به رویکرد تربیتی پرسش­محور در برنامه ­های تربیتی است، نه توصیه به حذف کامل رویکرد مقابل و به تخت نشاندن رویکرد تربیتی پرسش­محوری. تصور اینکه یکی از این دو رویکرد را بتوان به طور مطلق و به قیمت حذف دیگری اختیار نمود نه امکان­ پذیر است و نه توصیه می­ شود. بلکه بحث بر سر این موضوع است که به­ هر حال اصالت بخشیدن به هر یک از این دو رویکرد آثار تعیین کننده ­ای در هر یک از مولفه­­های تعلیم و تربیت بر جای خواهد گذاشت.
  • تأكید بر پرسشگری دانش ­آموزان به معنی بی اهمیت دانستن و حذف كامل پاسخ­ها نیست، بلكه توجه دادن به اهمیت پرسش­هایی است كه دانش ­آموزان بر اساس آموخته­ها و پاسخ­هایی كه در اختیار دارند به طرح آنها نائل می­آیند. لذا در رویكرد تربیتی پرسش محور پاسخ­ها نیز به اندازه پرسش­ها دارای اهمیت هستند. تصور اینكه پرسشی در خلاء شكل بگیرد تصوری باطل و غیر ممكن است. این رویكرد به دنبال فراهم آوردن شرایط و فرصت­هایی است كه دانش ­آموزان را به تفكر واداشته و پرسش­هایی در ذهن آنها ایجاد شود. در واقع كار آموزش و پرورش صرفاً ارائه یک سویه پاسخ­ها به دانش ­آموزان نیست.
  • آنچه در این رویكرد مد نظر است توانایی طرح پرسش از سوی دانش ­آموزان است نه پرسش­هایی كه معلم به عنوان یک روش آموزشی برای یاد دادن محتوا و پاسخ­ها مورد استفاده قرار می­دهد. بنابراین زمانی که از پرسش­محوری در تعلیم و تربیت سخن می­گوییم، منظور این نیست که معلم از روش پرسشگری یا همان روش سقراطی در فرایند آموزش استفاده کند، اگرچه این روش نیز ارزشمند بوده و از ویژگی­های تعلیم و تربیت پرسش­محور است، ولی برای این رویکرد کافی نیست. وقتی که معلم، کسی است که به پرسش­های بسیار جالب، مسائل و انتقادهای چالشی شکل می­دهد، دانش ­آموزان برای تسریع فعالیت­های کاوشی خود به معلم وابسته می­شوند. در حالیکه هدف تعلیم و تربیت پرسش­محور این است که وظیفه طرح پرسش و ساخت مسئله به دانش ­آموزان واگذار شود، به طوری که دانش ­آموزان با مواد درسی به عنوان متفکران مستقل تعامل کنند (باوکر، 2010). به عبارتی تعلیم و تربیت در جهان امروز بر اساس آنچه معلم انجام می­دهد تعریف نمی­ شود بلکه بر اساس آنچه دانش ­آموزان قادر به انجام آن هستند تعریف می­ شود.

 

1-8- پرسش­های پژوهش

  1. رویکرد تربیتی پرسش­محوری به عنوان یک رویکرد تربیتی بدیل، چه تناسبی با اقتضائات تربیتی عصر اطلاعات و ارتباطات دارد؟
  2. طرح برنامه درسی مبتنی بر رویکرد تربیتی پرسش­محور دارای چه ویژگی­هایی است و تحقق آن مستلزم استقرار کدام فرهنگ برنامه درسی (یاد­دهی – یادگیری) است؟
  3. فرهنگ برنامه­ درسی در مدارس ابتدایی تا چه اندازه با ویژگی­های فرهنگ برنامه درسی مبتنی بر پرسش­محوری همسویی دارد؟

 

1-9- اهداف پژوهش

  1. تبیین قابلیت­های رویکرد تربیتی پرسش­محوری در پاسخگویی به نیازها و اقتضائات عصر اطلاعات و ارتباطات
  2. شناسایی ویژگی­های برنامه درسی مبتنی بر رویکرد تربیتی پرسش­محوری و ارائه رهنمودهایی برای باز تولید برنامه ­های درسی متناسب با این رویکرد
  3. واکاوی همسویی برنامه ­های درسی موجود بر اساس دلالت­های نظریه تربیتی پرسش­محوری

 

1-10- اهمیت و ضرورت

الگوهای برنامه درسی و ]تربیتی[، تجربه تحصیلی دانش ­آموز را تعیین می­ کنند و به تصور دانش ­آموز درباره خود، دیگران و جهان شکل می­دهند. شکل برنامه درسی تعیین می­ کند دانش ­آموزان چه چیزی را می­توانند تجربه کنند و چه چیزی را نمی­توانند و به چه روشی می­توانند عمل کنند و به چه روشی نمی­توانند. ارسطو می­گوید: این موجب تفاوت کوچکی نمی­ شود که ما چه عادت­هایی را از سنین بسیار پایین در جوانان خود شکل دهیم. آن موجب تفاوت بسیار بزرگی می­ شود، بلکه موجب همه تفاوت­ها است (به نقل از هانت، 1990، ص 121). در واقع برنامه درسی نقشه اصلی برای آن چیزی است که ما می­خواهیم دانش آموزانمان باشند (مارک نیو بای به نقل جانسون و همکاران، 2007). آیزنر (1994) در کتاب تصورات تربیتی می­گوید برنامه درسی قلب مدرسه است. اما باید گفت، برای مدارس آینده، برنامه درسی، پوست، استخوان، عضلات و مغز نیز خواهد بود. آیزنر می­گوید آموزش­های مدرسه می­توانند به راحتی غیر مرتبط با دنیای واقعی دانش ­آموزان باشند. این زمانی است که مدارس بدون پشتوانه نظری به تکرار روش­های منسوخ قرن­های گذشته اقدام کند. میشل و ساکنی (2000، ص 25) متذکر می­شوند مربیان نیاز دارند عادت­های قدیمی را بگسلند، منطقه امن قبلی را رها کنند، و وابستگی­های جدید را بپذیرند. آنچه امروز بر مدارس ما حاکم است رویکرد تربیتی منسوخی است که به عصر گوتنبرگ و بعضاً ماقبل گوتنبرگ تعلق دارند. رویکردی که بر اساس محتوا محوری و پاسخ محوری هدایت می­ شود به سختی می ­تواند برای شرایط متحول عصر اطلاعات و ارتباطات پاسخگو باشد.

امروزه یادگیری به معنی فرایند انباشتن ذهن تهی از محفوظات نیست. اصطلاحاتی مانند “موفقیت در یادگیری”[12] و یا به پایان رسانیدن یک دوره تحصیلی، تصوری اشتباه درباره یادگیری است. بر این اساس تربیت یافتگی نیز صرفاً به معنای بیشتر دانستن نیست، بلکه مهمترین ویژگی تربیت یافتگی، استقلال فکری[13] دانش ­آموزان و پرسش­هایی است که به آفرینش آنها نائل می­شوند. از این رو لازم است به دنبال تغییراتی اساسی در رویکردهای تربیتی خود باشیم و با تامل عمیق، رویکرد تربیتی مناسبتر و هماهنگ­تر با ویژگی­های این عصر گزینش کنیم. یکی از رویکردهای تربیتی که به نظر می ­تواند برای نیازهای این عصر مناسب باشد و در تعلیم و تربیت مغفول مانده است رویکرد تربیتی پرسش­محوری است، که ضرورت دارد تامل مناسبی در رابطه با آن انجام شود تا ابعاد مختلف آن مورد واکاوی و تبیین قرار گیرد. متناسب سازی مدارس با تغییرات روزافزون برای پاسخگویی به نیازهای سبز فایل و انجام تغییرات مهم در بسیاری از زمینه­ها بدون انجام پژوهش­های لازم امکان­ پذیر نخواهد بود.

جستجوی منابع علمی نشان می­دهد پژوهش چندانی در این زمینه انجام نشده است. امید است این پژوهش بتواند به عنوان تلاشی در واکاوی و تبیین رویکرد پرسش­محوری برای بازاندیشی و تغییر فرایندهای آموزش مدرسه­ای سهمی سودمند داشته باشد. نتیجه این پژوهش بصیرت­هایی در معلمان و مربیان ایجاد خواهد کرد تا فرایند تعلیم و تربیت را از منظر متفاوتی نگاه کنند، و با تعدیل رویکردهای سنتی و مرسوم و اتخاذ رویکرد تربیتی مناسب دانش ­آموزان را در برخورد با چالش­های عصر حاضر و رشد توانایی­های مغفولشان یاری کنند.

علاوه بر اهمیت نظری موضوع، یک از ویژگی این پژوهش روشی است که برای پاسخگویی به برخی از پرسش­های پژوهش مورد استفاده قرار خواهد گرفت، که انتظار می­رود هم گامی به سوی عبور از انجام پژوهش­های نظری صرف به سمت روش­های تجربی باشد و هم بتواند داده ­های واقعی در رابطه با موضوع از موقعیت­های عملی تعلیم و تربیت ارائه دهد.  

 

 

 

1-11- پیشینه پژوهش

بسیاری از پژوهش­ها درباره پرسشگری در تعلیم و تربیت بشدت بر پارادایم پوزیتیویستی تکیه دارند. این پژوهش­ها، پرسشگری را به عنوان ابزاری برای بدست آوردن پاسخ­های آماده یا معنی ثابت از متن در نظر می­گیرند. چیزی که با هدف و منظور این پژوهش بسیار متفاوت می­باشد. بررسی و مطالعه منابع علمی نشان می­دهد پژوهش­های چندانی در رابطه با این موضوع انجام نشده است. مطالعات انجام شده در داخل کشور منحصر به دو مقاله­ای است که توسط مهرمحمدی (1374، 1384) در مجله روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران و کتاب علوم تربیتی به چاپ رسیده است. در مقاله­ اول با عنوان “بررسی ابعاد نظری و عملی تعلیم و تربیت سؤال محور” وی تلاش کرده ضمن نقد تفکر رایج درباره انسان تربیت یافته به تشریح رویکرد پرسش­محوری پرداخته و مدلی را با عنوان یادگیری پویا معرفی کند. در مقاله دوم با عنوان “جامعه دانایی محور و نظریه تربیتی سؤال محور” وی تغییر پارادیم نظام­های تعلیم و تربیت از پاسخ­محوری به سؤال­محوری را از بایستگی­های ورود به هزاره سوم می­داند. وی در این مقاله، چرایی و ضرورت­های اتکا به چنین رویکردی را در نظام­های تعلیم و تربیت مورد بحث قرار داده و به شرح انگاره­ها و اصول تربیتی متناظر با این رویکرد پرداخته است.

یکی از مهمترین مطالعاتی که در رابطه با این موضوع در خارج از کشور انجام شده است، پژوهشی است که توسط هارپاز و لفستین (2000) و هارپاز (2005) با عنوان­های “جامعه تفکر” و “تدریس و یادگیری در جامعه تفکر” انجام شده و در مجله رهبری تربیتی و مجله برنامه درسی و نظارت به چاپ رسیده است. آنها برنامه­ای را با عنوان جامعه تفکر بر مبنای تعلیم و تربیت پرسش­محور در موسسه رشد تفکر برانکو ویس اورشلیم توسعه داده­اند که در 18 مدرسه اسرائیلی به اجرا در آمده است. بر اساس الگوی تربیتی جامعه تفکر، پرسش در مرکزیت تدریس و یادگیری قرار می­گیرد. تدریسی که بر پرسشگری متمرکز است تا توانایی تولید پاسخ­های درست. تدریس و یادگیری در یک جامعه تفکر در سه مرحله سازماندهی می­ شود: مرحله پرسش زایا و خلاقانه[14]، مرحله پژوهش، و مرحله نتیجه ­گیری. در مرحله پرسش زایا و خلاقانه، معلمان -که تسهیل­گر نامیده می­شوند- پرسش خلاقانه­ای را ارائه می­ کنند که دانش ­آموزان را تحریک و بر می­انگیزاند که با مسئله­ای در هسته دیسیپلین مورد مطالعه درگیر شوند. پرسشی که با ارائه موضوع درسی همراه شده است: زمینه، مفاهیم اصلی، مسائل مورد اختلاف، منابع اصلی، و روش پژوهش. از نظر آنها شش ویژگی یک پرسش زایا و خلاقانه عبارت است از: باز بودن، تضعیف کننده بودن، غنی بودن، مرتبط بودن، باردار بودن[15] و عملی بودن.

مطالعه دیگری که با این موضوع مرتبط است، توسط فوربس و دیویس (2009) با عنوان “باورهای معلمان تازه­کار ابتدایی در بکارگیری پرسش­های کلیدی در علوم: یک مطالعه طولی” انجام شده است. در این پژوهش چهار معلم ابتدایی تازه­کار به صورت طولی در 3 سال اول دوران تدریس حرفه­ای خود مورد مطالعه قرار گرفتند. از نظر پژوهشگران، معلمان تازه­کار ابتدایی برای یادگیری بهتر در زمینه حرفه­ خود و حمایت از دانش ­آموزان برای پرسشگری و پاسخ دادن به پرسش­های دارای ماهیت علمی، لازم است درک بهتری از باورهای خودشان در مورد پرسش و پرسشگری داشته باشند، و همچنین باید بدانند چگونه این باورها را در این مرحله بسیار مهم از مقطع حرفه­ای یک معلم مورد بحث قرار دهند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که همه معلم­ها اهمیت پرسش­های هدایت کننده و پرسش­های پژوهشی برای دستیابی به اهداف و فراهم ساختن زمینه برای ساخت معنا توسط دانش ­آموزان را مورد تاکید قرار دادند. این یافته­ ها دارای دلالت­های مهمی برای دیدگاه ­های فعلی درباره یادگیری معلمان در طول دوران حرفه­ای خود و کمک به پژوهش در رابطه با معلمان و تدریس و همچنین تربیت معلم و برنامه ­ریزی­ درسی علوم است.

در رابطه با تعلیم و تربیت پرسش­محور کتاب با اهمیتی با عنوان “یادگیری برای پرسیدن: تعلیم و تربیتی برای آزادی” توسط فریره و فاندز (1989) منتشر شده است. این کتاب گفتگویی است بین فریره و فاندز در رابطه با یادگیری پرسشگری به عنوان روشی برای تغییر اجتماعی. از نظر آنان پرسشگری به عنوان شکلی از دانش است. به عبارت دیگر، پرسشگری لزوماً برای پاسخ­های تجویز شده نیست، بلکه به عنوان فرایندی از توسعه آگاهی انتقادی[16] از واقعیت اجتماعی از طریق تأمل و عمل است. فریره و فاندز (1989) اعتقاد دارند، “تفکر درباره پرسش­ها که همیشه یا بلافاصله به پاسخی نمی­رسد ریشه تغییرات است” (ص، 37). آنها همچنین پرسش را به عنوان شکلی از خطر پذیری تعریف می­ کنند. فریره می­گوید: “اشتباه کردن، عنصری از خلاقیت است و زمانی که این عنصر از دست برود، در تعلیم و تربیت استاندارد شده، دانش به موضوعی بوروکراتیک و ضد دموکراتیک تبدیل می­ شود” (ص 39). با این حال، آنها درباره اهمیت برقراری ارتباط بین حرف و عمل هشدار می­دهند. از نظر آنها تعلیم و تربیت پرسشگری باید به عنوان روشی برای ایجاد تغییرات اجتماعی باشد.

متیو باوکر (2010) در مقاله­ای با عنوان “یاد دادن پرسشگری به دانش ­آموزان به جای پاسخ دادن به آنها” می­گوید: با اعتقاد بر اینکه از چنین وضعی از روابط باید اجتناب شود، من برای چندین سال از رویکردی پرسش محور برای تدریس استفاده می­کنم که هدف اصلی آن توسعه توانایی دانش ­آموزان برای پرسیدن پرسش­های خردمندانه درباره مواد درسی است. از نظر وی چنین رویکردی به دنبال بی اهمیت جلوه دادن پاسخ­ها نیست، بلکه پاسخ­ها را به عنوان سنگ گذرگاه[17] از پرسشی به پرسشی دیگر به کار می­گیرد. پرسش و رویکرد پرسش­محور ایجاب نمی­ کند که ما به طور مداوم دانش ­آموزان را مورد پرسش قرار دهیم؛ در واقع، ممکن است یک دوره پرسش­محور را بدون ارائه هر گونه پرسشی به دانش ­آموزان تدریس کنیم، تا زمانیکه اظهارات معلم، دانش ­آموزان را به پرسیدن پرسش­های بهتر ترغیب می­ کند. مطالعات متعددی نشان داده­اند که دانش ­آموزان زمانی دارای تفکر پیچیده­تر، نوآورتر، و درگیر­انه­تر هستند که معلم هیچ پرسشی نمی­ کند، بلکه به جای آن، قضایایی را بیان کرده یا جایگزین­های غیر پرسشی طرح می­ کند. برای اینکه رویکرد پرسش­محور موفق باشد، باید بر مقاومت­ها در مقابل پرسشگری غلبه شود. ما باید با پذیرش این موضوع آغاز کنیم که مسئله بدون پاسخ قطعی هم برای معلمان و هم برای دانش ­آموزان به یک اندازه خسته کننده است، ما همچنین باید به یاد داشته باشیم که تدریس پرسش­ها به معنی حذف پاسخ­ها نیست. در عوض، دانش ­آموزان برای آفرینش یک پرسش آموزنده، باید به پاسخ­های بسیار زیادی دسترسی داشته باشند. تفاوت بین روش­های پرسش­محور و پاسخ­محور تفاوتی ساختاری است، پرسش­ها از مراحل مهم گفتگو است، در حالی که پاسخ­های ابتدایی­تر، دانش ­آموزان را از پرسشی به پرسشی دیگر هدایت می­ کند. باوکر می­گوید: من در روز اول کلاس، دانش ­آموزانم را از این نکته آگاه می­کنم که؛ “ما با پاسخ شروع می­کنیم و با پرسش به پایان می­بریم”. یعنی ما دوره را (و هر روزِ کلاسی را) با برخی پاسخ­هایی که فکر می­کنیم آنها را می­دانیم شروع می­کنیم، اما این بحث­ها باعث می­ شود دانش آموزان به آفرینش پرسش­هایی بپردازند که آن پاسخ­ها را پیچیده می­ کند. ما کلاس درس را با پرسش­های بسیار بیشتر از آن چیزی که در زمان شروع کلاس داشتیم ترک می­کنیم. این اندیشه اغلب موجب خنده دانش ­آموزان است، اما نوید صادقانه یک تعلیم و تربیت پرسش­محور است.

در رابطه با توانایی­­های پرسشگری دانش ­آموزان مطالعه­ ای با عنوان “رشد توانایی دانش ­آموزان برای پرسیدن پرسش­های بیشتر و بهتر حاصل از آزمایشگاه­های شیمی نوع پژوهشی” توسط هوفستین و همکاران (2005) انجام شده است. کانون توجه این مطالعه، بر بررسی توانایی دانش ­آموزان شیمی دبیرستان که شیمی را از طریق رویکرد پژوهشی یاد می­گرفتند در پرسیدن پرسش­های معنی­دار و علمی متمرکز بوده است. برای این منظور 100 آزمایش از نوع پژوهشی در کلاس­های شیمی مقاطع یازدهم و دوازدهم مدارس اسرائیل طراحی و اجرا شد. در این رابطه دو موضوع مورد بررسی قرار گرفت: (الف) توانایی دانش ­آموزان در پرسیدن پرسش­های مربوط به مشاهدات و یافته­ های خود در یک آزمایش از نوع پژوهشی (یک آزمون عملی) و (ب) توانایی دانش ­آموزان در پرسیدن پرسش­هایی پس از مطالعه انتقادی یک مقاله علمی. دانش ­آموزان شامل دو گروه بودند: گروه پژوهشی – آزمایشگاهی (گروه آزمایش) و گروه آزمایشگاهی معمول (گروه کنترل). سه ویژگی مشترک که مورد بررسی قرار گرفت، عبارت بود از؛ تعداد پرسش­هایی که توسط هر یک از دانش ­آموزان پرسیده می­شد، (ب) سطح شناختی پرسش­ها، و (ج) ماهیت پرسش­هایی که توسط دانش ­آموزان انتخاب می­شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که، دانش ­آموزان در گروه پژوهشی که تجربه پرسیدن پرسش­هایی در آزمایشگاه شیمی داشتند در پرسیدن پرسش­های بیشتر و بهتر، نسبت به گروه کنترل برتری داشتند.

 

1-12- روش پژوهش

این پژوهش، جزو پژوهش­های نظریه­ای محسوب می­ شود. پژوهش نظریه­ای شامل سه بعد فلسفی، تجربی و ترکیبی است. برای پاسخگویی به پرسش شماره یک و دو، از بعد فلسفی پژوهش نظریه­ای و برای پاسخگویی به پرسش شماره 3 از بعد تجربی این روش استفاده شده است. هدف پژوهش نظریه­ای در برنامه درسی خلق و نقد طرحواره­های مفهومی است که ماهیت بنیادی و ساختار پدیده ­ها و فرایندهای برنامه درسی را قابل فهم کنند. لذا طراحی و نقد طرحواره­های مفهومی پدیده ­ها و فرایندهای برنامه درسی، وظیفه پژوهش­­های نظریه­ای است (گرو و شورت، 1991 ترجمه مهرمحمدی و همکاران، 1388). پژوهش نظریه­ای، عملی میان رشته­ای، خلاق و دارای کارکرد عطفی است. بعد تجربی پژوهش نظریه­ای مستلزم شناخت دنیای واقعی برنامه درسی است که به وسیله قالبهای علمی، قوم شناختی، پدیدارشناختی یا دیگر انواع مناسب پژوهش به دست می­آید. بعد فلسفی آن مستلزم شناخت مفاهیم و فرایندهای نظریه­ای، تحلیلی و توسعی برنامه درسی است (همان، 1991، ص 284). پژوهش نظریه­ای در برنامه درسی نیاز به تأکید بر تولید طرحواره­های مفهومی جامع ندارد. پژوهش نظریه­ای می ­تواند بر گستره محدودتری از ابعاد برنامه درسی و حتی بر یک عنصر تمرکز کند (همان ص 3-282).

برای پاسخگویی به پرسش شماره 3، روش پژوهش قوم­نگارانه مورد استفاده قرار گرفت. جین­سیک (1991) قوم­نگاری را عبارت از عمل توصیف و توضیح یک فرهنگ معین در مقطعی خاص از زمان می­داند. برای جمع­آوری داده ­های پژوهش، از مشاهده، شامل مشاهده توصیفی، متمرکز و گزینشی و مصاحبه با معلمان و دانش ­آموزان استفاده به عمل آمد. در مشاهده توصیفی، پژوهشگر تا حد امکان به توصیف و تشریح اکثر رفتارها می ­پردازد (جین­سیک، 1991) و به این پرسش کلی پاسخ می­دهد که “در اینجا چه می­گذرد” (اسپرادلی، 1980، به نقل جین­سیک، 1991). در مشاهده متمرکز بر بخش خاصی از روز، زمینه یا تعامل اجتماعی متمرکز می­ شود و هر آنچه را که بر افراد مورد بررسی در محیط­شان می­گذرد با تفصیل دقیق شرح می­دهد، مشاهده گزینشی نیز به این منظور توسط پژوهشگر بکار می­رود که بتواند آنچه را لازم است درباره جنبه­ای از یک مجموعه اجتماعی مستند شود، به دقت تعیین کند (جین­سیک، 1991). برای بالا بردن دقت مشاهدات از تصویر برداری، ضبط تعاملات كلامی و ابزار مشاهده فعالیت­های آموزشی با نام ایكوئیپ (EQUIP) مورد استفاده قرار گرفت.

برای جمع­آوری داده­­ها نمونه­هایی از مدارس ابتدایی دولتی و غیرانتفاعی بصورت هدفمند انتخاب و كلاس­هایی از دروس علوم تجربی، ریاضی و مطالعات اجتماعی در پایه­ های دوم و پنجم مورد مشاهده قرار گرفت.

 

1-13- کاربرد

نتایج حاصل از این پژوهش:

  1. زمینه لازم را برای تغییر پارادایم و باز اندیشی در رویکردهای تربیتی ایجاد می­ کند.
  2. رویکردی را برای بازتولید و طراحی برنامه ­های تربیتی متناسب با ویژگی­های عصر حاضر فراهم می­ کند.
  3. با ارزشیابی رویکرد تربیتی موجود و ارائه پیشنهادهای اصلاحی به افزایش کیفیت برنامه درسی کمک می­ کند.
  4. دانش لازم را برای تصمیم گیری و عمل کارشناسان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت فراهم می­ کند.

 

منابع

جین­سیک، والری. جی (1388). پژوهش قوم­نگارانه: درک فرهنگ و تجربه، ترجمه محمد صادق فربد، در کتاب روش­شناسی مطالعات برنامه درسی، به سر ویراستاری محمود مهرمحمدی، تهران: انتشارات سمت (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلى، 1991).

فاضلی، نعمت الله (1387). فرهنگ و دانشگاه، تهران: نشر ثالث.

کلاین، ام. اف. (1387). الگوهای طراحی برنامه درسی، ترجمه محمود مهرمحمدی، در کتاب برنامه درسی: نظرگاه ها، رویکردها و چشم­اندازها، به ویراستاری محمود مهرمحمدی، تهران: انتشارات سمت (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلى، 1985).

مهرمحمدی، محمود (1374). بررسی ابعاد نظری و عملی تعلیم و تربیت سؤال محور، مجله روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، سال اول، شماره 2.

مهرمحمدی، محمود (1384). جامعه دانایی محور و نظریه تعلیم و تربیت سوال محور، در کتاب علوم تربیتی، به مناسبت نكوداشت استاد دكتر علیمحمد كاردان، جمعی از مولفان، تهران: انتشارات سمت.

Ayers, Rick & Ayers, William. (2011). Education Under Fire: Introduction, Monthly Review, Volume 63, Issue 03 (July-August), http://monthlyreview.org.

Ayers, Rick & Ayers, William. (2011). Teaching the Taboo: Courage and Imagination in the Classroom, NY: Teachers College Press.

Ayers, William. (2008). Introduction: Forum on Radical Teaching Now, Radical Teacher, 83 (1), p. 14.

Ayers, William. (2011). A curriculum of civil rights, In Marcella L. Kysilka, Critical Times in Curriculum Thought: People, Politics, and Perspectives, US, IAP- Information Age Publishing.

Ayers, W. (2011). Trudge Toward Freedom: Moral Commitment and Ethical Action in Education, Ohio Valley Philosophy of Education Society Phil Smith Lecture, Vol.42, pp. 17-24.

Bauman, Z. (2007). Liquid times: Living in an age of uncertainty, Cambridge UK: Polity Press.

Berson, M. J., B. C. Cruz, J. A. Duplass, and H, Johnston (2001). Social Studies on the Internet. Englewood Cliffs, N.J.: Prentice Hall.

Bowker, Matthew. H. (2010). Teaching Students to Ask Questions Instead of Answering Them, THOUGHT & ACT ION.

Capra, F. (1996). The Web of Life: A New Synthesis of Mind and Matter, London, Harper Collins Publisher.

Capra, F. (1999). Eco Literacy: The Challenge for Education in the Next Century, Liverpool Schumacher lectures 20 March 1999, Centre for Ecoliteracy, Berkley, California.

Charles, B. Handy. (1995). The Empty Raincoat: Making Sense of the Future, Arrow books limited.

Chen, S. E. (2000). Problem based learning – educational tool or philosophy. In O. S. Tan, P. Little, S. Y. Hee & J. Conway (Eds.), Problem based learning: Educational innovations across disciplines, A Collection of selected papers, 2nd Asia-Pacific Conference on Problem-Based Learning, Singapore: Temasek Centre for Problem based learning, 210–219.

Cole, M. (1985). Mind as a Cultural Achievement: Implications for I.Q. Testing, In E. W. Eisner (Ed.), Learning and Teaching the Ways of Knowing (218-49). Chicago: University of Chicago Press.

Dillon, J. T. (1990). The Practice of Questioning, London and New York, NY: Routledge.

Eisner, E. W. (1982). Cognition and Curriculum: A Basis for Deciding What to Teach, New York, NY: Longman.

Eisner, E. W. (1994). The educational imagination: on the design and evaluation of school programs, New York: Macmillan.

Eisner, E. W. (1998). The kind of schools we need: personal essays, Portsmouth, NH: Heinemann.

Eisner, E. W. (2001). What does it mean to say a school is doing well?, The Phi Delta Kappan, Vol. 82, No. 5, pp. 367-372.

Eisner, E. W. (2002). The kind of schools we need. The Phi Delta Kappan, pp. 576-583.

Eisner, Elliot W. (2005). Reimagining schools: The selected works of Elliot W. Eisner, New York: Routledge.

Eisner, E. W. (1983), “The Kind of Schools We Need”, Educational Leadership, pp. 48-55.

Entwistle, N. (2004). Teaching-learning environment to support deep learning in contrasting subject areas, paper presented at Staffordshire University, 29 June, Stafford.

Forbes, C. T. & Davis, E. A. (2010). Beginning elementary teachers’ beliefs about the use of anchoring questions in science: A longitudinal study. Science Education, 94(2), 365-387.

Freire, P. & Faundez, A. (1989). Learning to Question: A pedagogy of Liberation, New York: Continuum.

Freire, Paulo. (1972). Pedagogy of the Oppressed, New York: Herder and Herder.

Gates, Bill. (1999). Business @ the Speed of Thought: Using a Digital Nervous System, Warner Books.

Glatthorn, A. & Jailall, J. (2000). Curriculum for the new millennium, In R. Brandt (Ed.), Education in a new era, pp. 97-121. Alexandria, Va.: Association for Supervision and Curriculum Development.

Haley, D. (2001). Reflections on the Future – “O brave new world”: a change in the weather, in Remesar A. (Ed.), Waterfronts of Art I, art for Social Change, University of Barcelona, CER POLIS, Spain www.ub.es/escult/1.htm.

Haley, D. (2011). Art, Ecology and Reality: the Potential for Transdisciplinarity, V Mediterranean Congress of Aesthetics 2011 – Art, Emotion and Value.

Hargreaves, A. (2003). Teaching in the knowledge society: Education in the age of insecurity, New York: Teachers College press.

Harpaz, Yoram. & Lefstein, Adam. (2000). The science of learning (communities of thinking), Educational Leadership, Vol. 58, No. 3.

Harpaz, Yoram. (2005). “Teaching and Learning in a Community of Thinking,” Journal of Curriculum and Supervision, Vol. 20, No. 2, Winter, pp.136-157.

Hofstein, Avi., et al.  (2005). Developing Students’ Ability to Ask More and Better Questions Resulting from Inquiry-Type Chemistry Laboratories, Journal of  Research in Science Teaching, VOL. 42, NO. 7, PP. 791–806.

Holt, M. (2002). It’s Time to Start the Slow School Movement, Phi Delta Kappan, Vol. 84 No. 4, PP. 264-271.

Hunt, J. (1990). Philosophy of adventure education, In J. Miles and S. Priest (Eds.), Adventure education, Passedina: Venture Publishing.

Jalali, Ali A. & Mahmoodi, Hamid. (2009). Virtual Age: Next Wave of Change in Society, The 2009 International Joint Conferences on e-CASE and e-Technology, January 8-10, 2009 Grand Copthorne Waterfront Hotel, Singapore.

Johnson, M., et al. (2007). Subject to change: new thinking on the curriculum, London: Association of Teachers and Lecturers (ATL).

Joseph, P. B., Bravmann, S. L., Windschitl, M. A., Mikel, E. R., Green, N. S. (2000). Cultures of curriculum, Mahwah, NJ: Lawrence Erlbaum Associates, Publishers.

Jucobs, D. (2003). Creating a timely curriculum: a conversation with Perkins Gough. Educational Leadership, V. 61(4).

Kliebard, H. M. (1992). Forging the American curriculum: Essays in curriculum history and theory, New York: Routledge.

Lyotard, J. F. (1984). The postmodern condition: A report on knowledge, Manchester: Manchester University Press.

MacBeath, J., & MacDonald, A. (2000). Four dilemmas, three heresies and a matrix, In K. A. Riley and K. S. Louis (Eds.), Leadership for change and school reform: International perspectives (pp.13-29). London: Routledge/Falmer.

Margo, J. (2004).The Secret Life of Teens‘, Australian Financial Review, pp. 14–15 february: 20-21.

McKay, H. (2000). Turning point, Australians choosing their future, Sydney: Pan. Mcmillan.

Mehrmohammadi, Mahmoud (2001). Teaching and Learning Road Map for Schools: Global and yet Local! The Asian Conference on Education, Official Conference Proceedings 2011, pp. 1-7, URL: http://iafor.org/ace_proceedings.html.

Morgan, J., Williamson, B., Lee, T., & Facer, K. (2007). Enquiring minds, Bristol, UK: Futurelab.

Murphy J. (1997). “Restructuring through school-based management: Insights for improving tomorrow’s schools”, In Restructuring and Quality: issues for tomorrow’s schools, T. Townsend. p.35-60, Routledge, London.

Noble, S. (2002). ‘Fast forward’, In Sydney Morning Herald, pp. 6, 7. Sydney.

Noonan, G. (2002). ‘Schools in crisis: call for another 700 counsellors’, Sydney Morning Herald. p. 2. Sydney

Organization of Economic Cooperation and Development. (2009). Creating effective teaching and learning environments: First results from TALIS, Paris, France: Author.

Paul, R. C. (1987). Dialogical thinking: critical thought essential to the acquisition of rational knowledge and passions, in Joan baron and Robert Sternberg (Eds), teaching thinking skills: theory and practice, New York: W. H. freeman.

Paul, R. C. (1992). Critical thinking what every person needs to survive in a rapidly changing word, Santa rosa. Foundation for critical thinking.

Postman, N. (1986). Amusing Ourselves to Death, New York: Viking Press.

Ramsey, G. (2000). Quality Matters: Revitalising Teaching: Critical times, critical choices: Report of the Review of Teacher Education and Training, New South Wales. New South Wales Department of Education and Training, Sydney.

Seaton, A. (2002). ‘Reforming the hidden curriculum: The Key Abilities Model and four curricular forms’, Curriculum Perspectives, vol. 22, no. 1, April, pp. 9-15.

Senge, P., Cambron-McCabe, N. Lucas, T., Smith, B., Dutton, J. and Kleiner, A. (2000) Schools That Learn, Nicholas Brealey Publishing, London.

Sheehan, P. (2006). Little square that define the nation, the Sydney morning herald, p. 11.

Slaughter, R. (1994). From Fatalism to Foresight – Educating for the Early 21st Century: a framework for considering young people’s needs and responsibilities over the next 20 years, (pp. 50). Melbourne: Australian Council for Educational Administration.

Soros, G. (2002). George Soros on Globalization, New York: perseus book.

Sterling, S. (2003). Whole systems thinking as a basis for paradigm change in education: Explorations in the context of sustainability, PhD thesis, Centre for Research in Education and the Environment, University of Bath, UK. Toffler, Alvin. (1980). The Third Wave, William Morrow and Company, Inc.

Strauss, S. and Shilony, T. (1994). “Teachers’ Models of Children’s Minds and Learning”, in Mapping the Mind, ed. L. A. Hirschfeld and S. A. Gelman (combrige university press), 455-473.

Tilbury, D., Coleman, V. and Garlick, D. (2005). A National Review of Environmental Education and its Contribution to Sustainability in Australia: School Education, Canberra: Australian Government Department of the Environment and Heritage and Australian Research Institute in Education for Sustainability (ARIES).

Trilling, B. and Hood, P. (1999). “Learning, Technology and Educational Reform in the Knowledge Age or We’re Wired, Webbed and Windowed, Now What?” Educational Technology, May-June 1999, 5-18.

Wagner, T. (2008). The Global Achieve­ment Gap: Why Even Our Best Schools Don’t Teach the New, Basic Books.

Zmuda, A., Kuklis, R. & Kline, E. (2004). Transforming schools: Creating a culture of continuous improvement, Alexandria, VA: Association for Supervision and Curriculum Development.

 

 

[1] One Size Fits All

[2] Technetronic era

[3] Senge

[4] The Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD)

[5] being educated

[6] whole systems

[7] نظام­های یکپارچه تفکر، شکلی از تفکر است که تلاش می­ کند جهان­بینی بوم­شناسانه را از طریق بازاندیشی در دانش­شناسی، هستی­شناسی و روش­شناسی بر اساس معیار یکپارچگی توضیح دهد (استرلینگ، 2003). به بیانی دیگر، نظام­های یکپارچه تفکر، چهارچوبی برای فهم تصویر کلی، قرار دادن چیزها در زمینه برای ایجاد روابط متقابل و فهم پدیده به عنوان یک کلیت یکپارچه است (کاپرا، 1996، 1999؛ تیلبوری، کلمن و همکاران،  2005).

[8] culture

[9] آیزنر با اشاره به معنای زیست­شناختی کالچر ((culture و مقایسه آن با مدرسه، البته اهمیت فرهنگ­های حاکم بر مدارس را یادآور می­ شود. 

[10] Hyper world

[11] the received wisdom  (دانش و اطلاعاتی که مردم معمولاً به درستی آن باور دارند، اگرچه در واقع اغلب نادرست است)

[12] learning achievement

[13] intellectual independence

[14] fertile question

[15] charged question

[16] conscientization

[17] steppingstones

تعداد صفحه :305

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

دانلود پایان نامه پیکربندی چند هدفه زنجیره تامین در فضای عدم قطعیت

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :صنایع

عنوان : پیکربندی چند هدفه زنجیره تامین در فضای عدم قطعیت

Continue reading “دانلود پایان نامه پیکربندی چند هدفه زنجیره تامین در فضای عدم قطعیت”

پایان نامه یكپارچگی زنجیره تأمین با تأكید بر نقش باراندازهای میانی با فرض عدم قطعیت

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : مهندسی صنایع

گرایش : صنایع

عنوان : یكپارچگی زنجیره تأمین با تأكید بر نقش باراندازهای میانی با فرض عدم قطعیت

Continue reading “پایان نامه یكپارچگی زنجیره تأمین با تأكید بر نقش باراندازهای میانی با فرض عدم قطعیت”

دانلود پایان نامه ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویكرد تحلیل اختیارات حقیقی

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : مهندسی صنایع

گرایش :مدیریت سیستم و بهره وری

عنوان :  ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویكرد تحلیل اختیارات حقیقی

Continue reading “دانلود پایان نامه ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویكرد تحلیل اختیارات حقیقی”

دانلود پایان نامه ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویكرد تحلیل اختیارات حقیقی

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : مهندسی صنایع

گرایش :مدیریت سیستم و بهره وری

عنوان :  ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویكرد تحلیل اختیارات حقیقی

Continue reading “دانلود پایان نامه ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویكرد تحلیل اختیارات حقیقی”

پایان نامه برنامه ریزی توان راکتیو شبکه با در نظر گرفتن عدم قطعیت باربا بهره گرفتن از یک روش تکاملی

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :برق

گرایش :قدرت

عنوان : برنامه ریزی توان راکتیو شبکه با در نظر گرفتن عدم قطعیت باربا بهره گرفتن از یک روش تکاملی

Continue reading “پایان نامه برنامه ریزی توان راکتیو شبکه با در نظر گرفتن عدم قطعیت باربا بهره گرفتن از یک روش تکاملی”