19-2 متابولیسم و نقش فیزیولوژی روغن بادام تلخ

19-2 متابولیسم و نقش فیزیولوژی روغن بادام تلخ

تاریخچه استفاده از روغن­های گیاهی به دوران باستان برمی‏گردد. زمانی­که مصریان باستان 4500 سال قبل از روغن­های معطری که از گیاهان به­دست می­آوردند، برای انجام مناسک مذهبی، آیین­ها و نیز مداوای بیماران استفاده می­کردند. امروزه از اسانس­ها و روغن­ها در صنایع آرایش، بهداشتی، دارویی و غذایی کاربرد گسترده­ای دارند ( کووان[1]، 1999). دو نوع درخت بادام وجود دارد یک نوع دارای گل­های صورتی که بادام شیرین تولید   می­ کند و نوع دیگر آن با گل­های سفید که بادام تلخ تولید می­ کند. مغز آن حاوی روغن نافرار است. تا اوایل قرن بیستم از روغن بادام تلخ به­صورت خوراکی در پزشکی استفاده می­شد، در پزشکی نوین هم کاربرد آن نسبتاً متداول است، اما پزشکان آن را تجویز نمی نمایند. مغز بادام تلخ نسبتاً پهن­تر و کوتاه­تر از نوع شیرین است و حاوی تقریباً 50 درصد روغن نافرار موجود در بادام شیرین می­باشد. همچنین روغن بادام دارای امولسیون مخمر است که در حضور آب روی آمیگدالین[2] و گلوکوئید[3] اثر کرده، تولید گلوکز سیانور و روغن عصاره­ای بادام تلخ یا بنزآلدئید[4] می­ کند. ممکن است بادام­های تلخ بین 6 تا 8 درصد سیانید هیدروژن تولید نمایند. بنزآلدئید آروماتیک بوده و بخش اصلی تشکیل دهنده بوی بادام تلخ است، و در شمار ماده­های سازنده روغن بادام تلخ است. عصاره بادام تلخ در عطر­سازی به کار می­رود و همچنین از آن رنگ سبز مالاشیت[5] درست می‏کنند. اسانس بادام تلخ    به­دلیل این­که دارای سیانیدریک است تلخ می­باشد. مقدار اسید سیانیدریک در بادام تلخ 25 درصد است (امام و همکاران، 1390). یکی از روش­های سالم برای کنترل بیماری­های پس از برداشت فرآورده­های تازه که درصد فساد میکروبی بالایی دارند، استفاده از اسانس­ها و روغن‏ها است. اسانس­های گیاهی گستره وسیعی از متابولیت­های ثانویه را شامل می­شوند که در بیش­تر حالات دارای خاصیت ضد میکروبی و آنتی­اکسیدانی هستند. از نظر شیمیایی اسانس­ها ترکیبات پیچیده­ای دارند که انواع مختلف مواد شیمیایی شامل هیدروکربن­ها، الکل­ها، کتون­ها، آلدئید­ها و غیره در ترکیب آن­ها وجود دارد (پلوتو و همکاران[6]، 2003). نتایج آزمایشات مختلف حاکی از آن است که اسانس­ها اثرات بازدارندگی قابل ملاحظه­ای در رشد عوامل میکروبی پس از برداشت که عامل اصلی در از بین بردن محصولات می­باشند، دارند (اوگ لی و همکاران[7]، 2007). درصد فساد میوه و رشد میکروارگانیسم­ها با اسانس­ها کم شده که برهم­کنش اسانس­ها و روغن­ها با سلول‏های میکروارگانیزم هنوز به طور دقیق تأیید نشده است ولی ممکن است به خاصیت آبگریزی اسانس­ها نسبت داده شود که آن­ها را قادر می­سازد، با اتصال به پروتئین­های غشا سلول میکروارگانیسم، سبب آزاد کردن لیپید­ها و پلی ساکارید­ها می شود و سبب اختلال در ساختار فیزیکی غشأ و خسارت برگشت ناپذیر به غشأ سلول می­گردد و ساختار سلول میکرو ارگانیزم از هم      می­پاشد. در نتیجه سبب مرگ میکروارگانیزم می­شود (سارانو و همکاران[8]، 2005). به علت خاصیت آبگریزی، روغن­ها سبب پخش شدن لیپید­های غشأ سلول میکروارگانیسم ها شده و پایداری غشأ و تعادل یون معدنی را    به­هم می­زند (لامبرت و همکاران[9]، 2001).

 

شکل1-2 بنز آلدئید ( بی نام، 2011)

1-19-2 کاربرد روغن ها در پس از برداشت محصولات باغبانی

افزایش آگاهی مصرف کنندگان محصولات باغبانی از خطرات استفاده از ترکیبات شیمیایی که در مرحله پس از برداشت استفاده می­شود، محققان این رشته را بر آن داشته است که استفاده از ترکیبات طبیعی را در کنترل ضایعات انباری، گسترش دهند. استفاده از واکس­های طبیعی یا ترکیبات روغن­های گیاهی نمونه­ای از این                 تلاش هاست (بروک، 1979). از دیگر ترکیباتی که جهت کاهش اتلاف رطوبت و حفظ و نگهداری میوه در طول دوره انبارداری استفاده می­شود کاربرد روغن است. استفاده از روغن، کاهش وزن و تعرق را در طول دوره انبارداری کاهش می‏دهد (دوریا و همکاران، 2007). تحقیقات نشان داده است که استفاده از روغن­های گیاهی سلول­های غشأ پوست را تثبیت کرده و پیری سلول را به تأخیر می­اندازد. در میوه­های سیب تیمار شده با  روغن­های طبیعی، فسفولیپیدها و روغن­های گیاهی از تجزیه کلروفیل جلوگیری گردید. با توجه به محدودیت­های روزافزون استفاده از مواد شیمیایی ضد میکروبی، به نظر می­رسد روغن­های فرار منابع ضد میکروبی بهتری در حفظ مواد خوراکی و کنترل بیماری­های انسانی باشند و نیل به سمت تولید محصولات ارگانیک را قوت می­بخشند ( بویراز و اوزکان[12]، 2005).

2-19-2 نقش روغن در محصولات باغبانی

دوریا (2007) گزارش داد تیمار میوه پرتقال والنسیا با روغن جوجوبا[13] قبل از انبار، باعث کاهش تعرق و پوسیدگی میوه و مقاوت در برابر پاتوژن­ها شده و از کاهش وزن نیز جلوگیری می کند. اصغری مرجانلو و همکاران (2009) گزارش دادند استفاده از روغن زیره سبز در توت فرنگی باعث حفظ استحکام میوه شده و بروز آلودگی قارچی را به تأخیر انداخت. نیکخواه و گنجی مقدم (2005) گزارش دادند استفاده از روغن آفتابگردان و ذرت باعث کاهش پوسیدگی و سفتی گوشت ارقام سیب رد و گلدن شد و در حفظ اسیدیته و میزان مواد جامد محلول در سیب رقم رد و گلدن مؤثر بود و بهترین نتیجه از تیمار 2 درصد روغن ذرت به­دست آمد. مقبول و همکاران (2010) گزارش دادند کاربرد روغن سینامون باعث کاهش بیماری آنتراکنوز در موز شد و از رشد و جوانه زدن اسپورهای قارچ جلوگیری می­ کند. غلظت 10 درصد روغن، جلوی رشد کپک سبز و پنسیلیوم را در مرکبات گرفت. تزورتازاکیس و همکاران (2011) گزارش دادند تیمار گوجه فرنگی با روغن پونه کوهی و سرکه پوسیدگی آلترناریایی و آنتراکنوز را کاهش و میزان پوسیدگی را تا 50 درصد نسبت به شاهد کاهش داد. ضمناً تیمار روغن پونه کوهی باعث افزایش سطح گلوکز و فروکتوز در گوجه فرنگی شد. تیمار روغن لیمو به عنوان پوشش دهنده پرتقال درصد کاهش وزن میوه­ها را در یک دوره انبارداری 14 هفته­ای در مقایسه با شاهد، کاهش داد.

20-2 سیلیکات سدیم

استفاده از مواد معدنی نیز یکی از روش­های افزایش عمر انباری محصولات کشاورزی می­باشند. برخی از مواد مانند کلسیم در هنگام رشد و نمو میوه به میزان کافی در اندام­ها رایج است. امروزه استفاده از کلسیم به عنوان یک تیمار، برای حفظ ویژگی­های پس از برداشت گل­های بریدنی، سیب و سایر محصولات باغبانی پذیرفته شده است.

سیلیس یکی از جدید­ترین عناصر شناخته شده در این زمینه است. سیلیس دومین عنصر فراوان پوسته زمین است و نقش فعالی را در افزایش مقاومت به پاتوژن­ها و بیماری­های گیاهی ایجاد می­ کند (ما و همکاران, 2002). سیلیس دیواره سلولی را استحکام می­بخشد و این عمل سیلیس در ارتباط با تشکیل ترکیبات سیلیکاتی در دیواره سلولی است که نفوذ پاتوژن­ها را کاهش می­دهد. سیلیس همچنین با پروتئین­های دیواره سلولی همراه می­شود و باعث تولید ترکیبات دفاعی می­گردد (چریفت و همکاران، 1994). از این­رو استفاده از سیلیس در پس از برداشت محصولات باغی، برای حفظ خصوصیات کیفی مانند سفتی بافت و کاهش تنفس و تولید اتیلن مورد توجه قرار می­گیرد. سیلیس از طریق کاهش سرعت تعرق در شرایط تنش منجر به صرفه جویی در مصرف آب از طریق ممانعت از تخریب آوندها و خروج آّب کمتر از گیاه می­گردد. کاربرد سیلیس از طریق تأثیر بر حرکت روزنه­ها و کاهش قطر منافذ آن­ها، منجر به کاهش تعرق می­شود (عزیز و همکاران، 2002). این عنصر می ­تواند باعث کاهش تبخیر و تعرق، افزایش مقاومت به تنش­ها، شوری، خشکی و سمیت فلزات سنگین افزایش تولید برخی از     آنزیم­های آنتی‏اکسیدان و کاهش حساسیت به بعضی از بیماری­های قارچی و در نتیجه بهبود کمی و کیفی محصول شود (محقق و همکاران، 1389). سیلیس جذب شده پس از ورود به بافت­های اپیدرمی گیاه در لایه نازک که ترکیبی از سیلیسیم- سلولز است، تجمع یافته و در کنار پکتین و کلسیم قرار می­گیرد که کمک شایانی به افزایش استحکام دیواره سلولی در این بخش می­ کند. گیاه با بهره گرفتن از این لایه­های مقاوم دوگانه، محکم­تر شده و نسبت به تنش‏های محیطی مقاومت بیش­تری از خود نشان می­دهد. همچنین به اثبات رسیده است که سیلیسیم      می ­تواند از مسمومیت ناشی از تجمع آلومینیوم در ارگانیسم­های زنده نیز بکاهد و این بیش­تر به دلیل تشکیل ساختارهای غیر سمی کمپلکس هیدروکسی آلومینیو سیلیکات[14] است. یکی از نکات قابل توجه در مورد سیلیسیم این است که این عنصر در برخی نقاطDNA  و RNA می ­تواند به جای مولکول های فسفر قرار گرفته و ثبات این مولکول­ها را بالا می­برد. این موضوع می ­تواند به افزایش قوای حیات در سلول کمک شایانی نماید. مخصوصاً در شرایطی که تنش­های گرمایی و یا سرمایی گیاه را تهدید می­نماید. استحکام بخشی به مولکول فوق حساسDNA  و یا RNA می ­تواند، تضمین کننده فعایت سلول­ها و زنده­مانی آن­ها باشد. رسوب سیلیسم در دیواره سلولی    آوند­های چوبی باعث جلوگیری از فشرده شدن آوند­های چوبی شده و لایه سیلیکون- سلولز به وجود آمده در بافت اپیدرمی گیاه را در برابر از دست دادن آب مقاوم می­ کند. این فرآیند از طریق کاهش قطر روزنه­های تنفسی و کاهش تنفس صورت می­گیرد. در مورد سمیت­زایی عناصر و فلزات سنگین، سیلیس این کار را با تبدیل این عناصر به ترکیبات غیر محلول انجام می­دهد. این ترکیبات غیر محلول، در سلول رسوب کرده و از شرکت آن­ها در متابولیسم سلول و ایجاد اختلال در آن، ممانعت می­ کند. زی و همکاران[15] (2003) اثر کلرید کلسیم را در افزایش عمر انبارمانی میوه‏ها اثبات کردند. آکو کینو و همکاران (2004) طی آزمایشی بیان نمودند که تیمار کلرید کلسیم قبل و بعد از برداشت به طور مؤثری سبب کاهش بروز آسیب­های پوستی در میوه نارنگی می­شود. دومینگو و همکاران[16] (1999) نیز با انجام تیمار کلرید کلسیم روی میوه لیمو افزایش سطوح پلی آمین درون غشا سلولی میوه­ها و کاهش آسیب­های مکانیکی را گزارش دادند.

[1] Cowan  et al.

2 Amygdalin

3 Glocoeids

4 Benzaldehyde

5 Malachite

[6] Poloto et al.

[7] Oglee et al.

[8] Sarrano et al.

4 Lambert  et al.

1 Brooks

2 Dorria et al.

[12] Boyraz and Ozcan

4 Jojoba

1 Hydroxy aluminum silicate

2 Xie et al.

[16] Domingo et al.