دسته: روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه بررسی برخی از عوامل توسعه کارآفرینی در میان دانشجویان رشته های علوم تربیتی در دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکاه علامه طباطبایی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

 

 بررسی برخی از عوامل توسعه کارآفرینی در میان دانشجویان رشته های علوم تربیتی در دانشگاه علامه طباطبایی

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

بهار 1395

فصل 1: مقدمه و بیان مسئله. 3

هدف پژوهش… 5

اهمیت و ضرورت پژوهش… 7

سوالات اصلی.. 8

تعریف سوالات در پژوهش کمی.. 8

روش… 9

جامعه مورد پژوهش… 9

نمونه و روش نمونه گیری.. 9

ابزار اندازه گیری یا روش های عملی جمع آوری داده ها 10

فصل 2: ادبیات تحقیق. 11

کارآفرینی.. 12

کارآفرینی چیست؟. 17

کارآفرین کیست و دارای چه ویژگی هایی است؟. 19

جایگاه کارآفرینی در توسعه. 19

تاریخچهی کارآفرینی.. 20

کارآفرینی در قرون وسطی.. 21

تاریخچه کارآفرینی به عنوان رشته دانشگاهی.. 22

نقش آموزش عالی در توسعه کارآفرینی.. 23

شناسایی و دسترسی به فرصت ها 28

فعالیتها و پیامدهای آموزش کارآفرینی.. 50

برنامهی درسی و تاریخچه آن.. 57

خلاقیت ونوآوری.. 73

فصل سوم: روش تحقیق. 79

الف- هدف تحقیق.. 80

ب- روش گردآوری داده ها 80

ابزار اندازه گیری یا روش های عملی جمع آوری داده ها 81

منابع. 82

 فصل 1: کلیات تحقیق

 

 

کشور ما از سال 58 وبعد از پیروزی انقلاب اسلامی با مسئله تحریم ها مواجهه بوده است ;اما از سال 88تحریم های اقتصادی وارد فاز جدید تری می شود ;واز سال 90ما وارد یک جنگ تمام عیار اقتصادی می شویم . مهم ترین خصومت های خارجی،بحث تحریم هاست از جمله تحریم نفتی وگازی که برای ما خیلی مشکل ایجاد کرده است.(کانون تربیت واقتصاد،1394)اقتصاد کشور ما وابسته به درآمد نفتی است. با توجه به بحث تحریم هاکه از سال 1390آغاز شده است اخیرا گام کوچکی در راستای برداشت تحریم ها اتفاق افتاده است، دراین چند سال اخیر فروش نفت ما به حداقل رسید و متاسفانه شاهد بحران اقتصادی در کشور بودیم. کشور های توسعه یافته با ابزار پول و مادیات درستون فقرات یک جامعه (فرهنگ) تاثیر گذارند. با توجه به مستندات مرکز آمار ایران نرخ بیکاری درسال 1393 بیش از 2/5 میلیون نفر گزارش شده است. باید برای کاهش نرخ بیکاری تلاش کرد، استخدام در سازمان های دولتی با محدودیت قانونی و اجتماعی مواجه است مگر در مواردی که مجوز خاص بدهند. با توجه به اینکه ما مسلمان هستیم  برای رفع مشکلات خود و جامعه از آموزه های دینی خود استفاده می کنیم. امام صادق (ع) فرمودند: من طلب التجاره استغنی عن الناس هرکس دنبال تجارت رود از مردم بی نیاز می شود. (اصول کافی).

یکی از عواملی که پیوند عمیقی با اشتغال وکارآفرینی دارد نظام آموزش عالی است .در دنیای کنونی ،نوآوری تنها موتور رقابت پذیری بلند مدت است که عنصری ضروری در افزایش کارایی عوامل تولید محسوب می شود.علاوه براین،در حال حاضر نوآوری عامل بهبود بخش در اقتصاد دانشی مطرح شده است،اما درک سنتی از فرایند نوآوری در حال تغییر است ;زیرا الگوهای خطی کارایی خود را در تبیین نوآوری از دست داده اند واین فرایند به عنوان سیستم وشبکه ای متشکل از ابغاد وعناصر گوناگون مطرح شده است .بر اساس مطالعات جدید در این حوزه،همکاری بین سه بخش صنعت،دانشگاه ودولت ، در ارتقای سیستم ملی ومحلی نوآوری ضرورت دارد(philpott et al.,2011)از میان این سه عامل ،دانشگاه ها به دلیل داشتن ارائه ی جدید ترین دانش ها وفنون ،نقشی پرنگ تر از سه بخش دیگر برعهده دارند.بر این اساس ،ماموریت دانشگاه ها در بستر زمان ،همگام با تحولات ودگرگونی های جهانی ودر راستای هدف پاسخ گویی به نیازهای اقتضایی جوامع ،دچار تحول شده وبه سوی مشارکت در پارادیم کارآفرینانه در حال حرکت است .(Etzkowitz and LeydesdorffT2000)

هی نونن وپویکلیجوکی (2006) معتقدند کارآفرینی به علت اثرات قابل ملاحظه ای که بر روی سطح خرد و کلان اقتصاد دارد مورد توجه قرار گرفته است، کارآفرینی عامل حیاتی در زایش ایده های جدید، خلق شرکت ها و کسب و کارهای جدید و به طور کلی پرورش اقتصاد است. در میان رشته های مختلف دانشگاهی اکثر فعالیتهای کارآفرینی به رشته های فنی، مهندسی، پزشکی و علوم پایه مربوط می شود و متاسفانه روند کارآفرینی در میان رشته های علوم انسانی و اجتماعی بسیار کندتر از سایر رشته هاست. علوم تربیتی یکی از رشته های علمی مهم است که به توسعه و مدیریت سرمایه انسانی می پردازد. این رشته یکی از شاخه های علوم انسانی است. در این رابطه پژوهش های مختلفی که ناظر به عوامل توسعه کارآفرینی در میان دانش آموزان، دانشجویان و فارغ التحصیلان کشور است صورت گرفته است. به طور مثال در تحقیقی که به بررسی برخی از عوامل توسعه ی کارآفرینی 1.اهداف برنامه درسی 2.محتوای برنامه درسی 3. استراتژی تدریس 4. ارزشیابی برنامه درسی 5. فضا، تجهیزات و کارگاه های آموزشی و تاثیر این عوامل بر تقویت مهارت های کارآفرینی مورد بررسی قرار گرفته و نتیجه حاصل شده از عامل اول حاکی از این است که اهداف برنامه درسی می توانند مهارت های کارآفرینی را در دانشجویان ایجاد کنند. عامل دوم از نتایج آزمون تی تک محتوای برنامه درسی در جهت تقویت مهارت کارآفرینی از لحاظ آماری قابل توجه است. در رابطه با عامل سوم نشان می دهد که استراتژی تدریس می تواند مهارت های کارآفرینی را در دانشجویان ایجاد کنند. ارزشیابی برنامه درسی و فضا و تجهیزات هم در مهارت کارآفرینی موثر بوده است (پایان نامه نگارش: نرگس مهراجی و استاد راهنما: دکتر حسن ملکی).توجه به کارآفرینی  دررشته ی علوم تربیتی نه تنها در کشورهای جهان سوم به (دلیل شرایط اقتصادی ) بلکه دربسیاری از کشورهای توسعه یافته به آن توجه شده است مانند: نروژ که یک طرح اقدام برای کارآفرینی درآموزش وپرورش به عنوان تحصیلات اجباری در آموزش عالی طراحی شده است(2009-2014).یا کشوری چون هلندکه در آموزش وپرورش ونظام آموزش عالی اقدام به طراحی برنامه ای برای کارآفرینی در سال 2007 کرده است.کارآفرینی به عنوان یکب از رشته های مهم سیاست کمیسیون اروپا در چشم انداز سیاست آموزش عالی اروپا تعبیه شده است.مرکزیت کارآفرینی در اروپا در سال2020استراتژی هایی را برای تقویت  طرح هایی ازجمله منطقه اروپا،آموزش وپرورش و…در نظر گرفته است.که موسسات آموزش عالی نقش مهمی در افق 2020 براساس افزایش ساختار همکاری بین دولت وکسب وکارودانشگاه برای بروز نوآوری دارند2011a;2011b)موسسات آموزش عالی همچنین وظیفه توانایی برای برنامه ریزی ومدیریت پروژه به منظور دستیابی به اهداف را هم دارد.(Directorate-general enterprise and industry 2012)

هدف پژوهش

هر تحقیقی می تواند دو نوع هدف داشته باشد.در بیان می شود واقع پژوهشگر می تواند اهداف کلی را از اهداف فرعی تفکیک کند.در این تحقیق اهداف فرعی وکلی به شرح زیر است:

هدف کلی :از این پژوهش بررسی برخی عوامل توسعه کارآفرینی در میان دانشجویان رشته های علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی است.

 عوامل توسعه کارآفرینی بسیار است ولی در این تحقیق و با توجه به اهمیت رشته علوم تربیتی این عوامل در این رشته مورد بررسی قرارگرفته است.

اهداف جزئی:1.شناسایی عوامل شخصی درتوسعه ی کارآفرینی در میان دانشجویان رشته های علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی

  1. شناسایی عوامل سازمانی در توسعه ی کارآفرینی در میان دانشجویان رشته های علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی

3.شناسایی عوامل محیطی در توسعه ی کارآفرینی در میان دانشجویان رشته های علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی

تعریف از رشته علوم تربیتی و زیر شاخه های آن:

علوم تربیتی(Education) از رشته‌های علوم انسانی است که به جنبه‌های آموزش و پرورش آدمی و دانشهای مربوط به آن می‌پردازد. درباره مفهوم «آموزش و پرورش» باید درنظر داشت که «آموزش و پرورش» منحصر به افراد، زمان و مکان خاصی نیست. یعنی به طور مشخص «آموزش و پرورش» منحصر به مدرسه، دانشگاه یا آموزش دروس خاصی نیست، بلکه «آموزش و پرورش» برای همه، و در هر زمانی و هر مکانی است. آموزش عمومی، آموزش عالی، آموزش کارکنان، سواد آموزی بزرگسالان، خود آموزی، آموزش الکترونیکی و مجازی از انواع آموزش محسوب می شوند.

رشته علوم تربیتی در ایران در مقطع کارشناسی در چهار گرایش: تکنولوژی آموزشی، آموزش پیش دبستانی و دبستانی، مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی و در مقطع کارشناسی ارشد در رشته های برنامه ریزی آموزشی، آموزش و پرورش تطبیقی، برنامه ریزی درسی، تحقیقات آموزشی، آموزش و پرورش استثنایی، روانشناسی تربیتی، آموزش بزرگسالان، آموزش و بهسازی منابع انسانی، تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت، تکنولوژی آموزشی، مدیریت و برنامه ریزی آموزش عالی، سنجش و اندازه گیری در آموزش و پرورش و در مقطع دکتری در رشته های تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت، برنامه ریزی درسی، روانشناسی تربیتی، سنجش آموزش، برنامه ریزی توسعه آموزش عالی، برنامه ریزی درسی در آموزش عالی، مدیریت آموزش عالی، اقتصاد آموزش عالی، برنامه ریزی آموزش از راه دور ارائه می شود.

 

اهمیت و ضرورت پژوهش

کشورهایی که وابستگی اقتصادی کمتری دارند در عرصه های سیاسی، فرهنگی و… تاثیر گذارترند و استقلال بیشتری هم دارند. با توجه به وضعیت کشورمان ایران و نام گذاری سالهای اخیر توسط مقام معظم رهبری با مفاهیم اصلاح الگوی مصرف، مسئله جلوگیری از اسراف، همت مضاعف و کار مضاعف، جهاد اقتصادی، تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی بی دلیل نبوده و حاکی از مشکلات جامعه در این زمینه است. یک راه حل اساسی برای حل مساله اقتصادی کشور بحث کارآفرینی است. بی شک یکی از زیر بنایی ترین ارکان توسعه، توسعه اقتصادی می باشد. پژوهشها نشان می دهد بین کارآفرینی و رشد اقتصادی همبستگی معناداری وجود دارد. (گرول وآتسان2008) بیشتر صاحبنظران توافق دارند که کارآفرینی وکارآفرینان بیشترین سهم را در توسعه اقتصادی و اجتماعی دارند (Hildebrand, justing, johnoson,2006). کارآفرینی یک پدیده نوظهور درجهان است که با ظهور کسب وکارهای جدید ونوآورانه بر رشد اقتصادی کل دنیا تاثیر گذاشته است .در حقیقت کارآفرینی از طریق ایجاد شغل ،توسعه محصولات وخدمات جدید،ایجاد بازارهای جدید،درآمد زایی وسودآفرینی در رشد اقتصادی تاثیر منحصر به فردی دارد.برخی از محققان استدلال نموده اند که کارآفرینی منبع سریز دانش،پیشرفت تکنولوژی ونوآوری است که این سه نیز در سطوح کلان منابع رشد اقتصادی هستند(li et,2012:1)کارآفرینی باعث رشد و توسعه ی اقتصادی کشورها و به ویژه کشورهای توسعه یافته شده است. برخی از نویسندگان معاصر در مورد اقتصاد کارآفرینی صحبت می کنند و در این میان نقش دانشگاه ها و دیگر موسسات آموزش عالی در این الگوی جدید اقتصادی نیز برجسته می باشد(nabi and linan,2011,p325). در کشورهای در حال توسعه مانند ایران برای دستیابی به مزیت رقابتی و حل مسائل و مشکلات عمومی جامعه مثل بیکاری ملزم به توسعه کارآفرینی هستند. ازجمله اقدامات راهبردی برای رشد و توسعه کارآفرینی، آموزش کارآفرینی در حوزه آموزش عالی است. کارآفرینی یک ماموریت استراتژیک مستقیم برای دانشگاه است. بنابراین بخش عمده ای از دانشگاه ها ممکن است در کارآفرینی شرکت کنند اما اغلب دانشگاه ها به آموزش و انجام عملیات تحقیقاتی می پردازند (schuetzeواینمن 2010وآزبورن وویلسون2013). در سالهای اخیر، رقابت گسترده کشورها بر سر توسعه بیشتر از گذشته شده است و در این میان فقط کشورهایی گوی سبقت را از دیگران می ربایند که از تمام عوامل نیروی انسانی خود با آن نقش عظیم و موثرشان در تولید و توسعه استفاده کنند. بهره گیری از تمام منابع انسانی یکی از عوامل مهم دستیابی به توسعه پایدار محسوب می شود (dervis,2007). رشته ای که در آن به نیروی انسانی اهمیت می دهد علوم انسانی است و علوم تربیتی هم شاخه ای از این رشته است. رشته علوم تربیتی یکی از رشته های علمی مهم است که به توسعه و مدیریت سرمایه انسانی می پردازد و باید به آن توجه ویژه ای داشت. برای اینکه دانش آموختگان این رشته قابلیت به کارگیری داشته باشند و بتوانند در خدمت توسعه کشور باشند، باید در راستای کارآفرینی توانمند شوند. باتوجه به اینکه به کارآفرینی در این رشته نسبت به رشته های دیگر کم توجه شده است قصد کردم به بررسی برخی عوامل توسعه کارآفرینی در میان دانشجویان رشته های علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی بپردازم.

فر ضیات اصلی

ازمیان عوامل متعدد بیان شده در ادبیات کارآفرینی به، 1. بررسی عوامل شخصی در توسعه ی کارآفرینی 2. بررسی  عوامل سازمانی در توسعه ی کارآفرینی 3. بررسی عوامل محیطی در توسعه ی کارآفرینی موردمطالعه قرار خواهدگرفت که فرضیه های اصلی تحقیق را به شکل زیر سازماندهی می کند:

  1. بین عوامل شخصی و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معنی داری وجود دارد.
  2. بین عوامل سازمانی و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معنی داری وجود دارد.
  3. بین عوامل محیطی و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معنی داری وجود دارد.

فرضیات فرعی:

1-1- بین تمایل به خلاقیت و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معنا داری وجود دارد.

-2-1 بین توفیق طلبی و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معناداری وجود دارد.

-3-1 بین تمایل به ریسک پذیری و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معناداری وجود دارد.

 

-1-2 بین توسعه بینش مشترک و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معناداری وجود دارد.

-2-2 بین تشویق به نوآوری و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معناداری وجود دارد.

-3-2 بین شیوه های جدید پاداش و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معناداری وجود دارد.

 

-1-3 بین شرایط اقتصادی و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معناداری وجود دارد.

-2-3 بین شرایط اجتماعی و توسعه ی کارآفرینی ارتباط معناداری وجود دارد.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 111

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159269]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه مقایسه تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در دانشجویان

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات آذربایجان غربی

واحد ارومیه

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

رشته : روانشناسی

گرایش:   عمومی

   عنوان:

مقایسه تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده علوم انسانی و فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران

 اهواز درسال1392

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

تابستان 1392

 

چکیده

هدف پژوهش حاضر مقایسه تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده علوم انسانی و فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران اهوازمی باشد. بدین منظور از جامعه مذکور تعداد 400 نفر (200 نفر دانشکده فنی مهندسی و 200نفر دانشکده علوم انسانی) به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های تفکر انتقادی (فاسیون و فاسیون، 1997) و خودکارآمدی عمومی (شرر و آدامز، 1982) پاسخ دادند. نتایج حاصل از پژوهش با روش تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که بین دو گروهِ دانشجویانِ دانشکده علوم انسانی و فنی مهندسی از نظر حداقل یکی از سه متغیر خودکارآمدی، تفکر انتقادی و عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد که این تفاوت در سطح (001/0>p) معنادار بود. نتایج آزمون تحلیل واریانس یکراهه نشان داد که بین دو گروه از لحاظ تفکر انتقادی و عملکرد تحصیلی تفاوت معنادار (001/0>p) وجود دارد. اما بین دو گروه از لحاظ میزان خودکارآمدی تفاوت معناداری مشاهده نگردید. همچنین نتایج حاصل از آزمون تتحلیل واریانس نشان داد که بین دختران و پسران دانشجو از نظر تفکر انتقادی و عملکرد تحصیلی تفاوت معناداری (001/0>p) وجود دارد. اما بین دو گروه از لحاظ میزان خودکارآمدی تفاوت معناداری مشاهده نشد.

کلید واژه: تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی.

 

 

 

 

فهرست مطالب

 عنوان                                                                                                                        صفحه

 

 فصل اول: کلیات تحقیق.. 1

1-1 مقدمه. 2

1-2 بیان مسأله. 5

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش8

1-4 اهداف تحقیق.. 9

1-4-1 هدف کلی: 9

1-4-2 اهداف جزئی: 9

1-5 سؤالات تحقیق.. 10

1-6 فرضیه‏های تحقیق.. 10

1-7 تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 10

1-7-1 تعریف مفهومی تفکر انتقادی.. 10

1-7-2 تعریف عملیاتی تفکر انتقادی.. 11

1-7-3 تعریف مفهومی خودکارآمدی.. 11

1-7-4 تعریف عملیاتی خودکارآمدی.. 11

1-7-5 تعریف مفهومی عملکرد تحصیلی.. 11

1-7-6 تعریف عملیاتی عملکرد تحصیلی.. 11

فصل دوم: پیشینه پژوهش… 12

2-1 مقدمه. 13

2-2 ماهیت تفکر. 13

2-2-1 انواع تفکر. 14

2-2-2 تفکر انتقادی.. 15

2-2-3 نظریات مربوط به تفکر انتقادی.. 18

2-2-4 مدل رشد شناختی تفکر انتقادی.. 20

2-2-5 ویژگی های افراد دارای تفکر انتقادی.. 22

2-2-6 راه های پرورش تفکر انتقادی.. 23

2-3 باورهای خودکارآمدی.. 24

2-3-1 ابعاد خودکارآمدی.. 28

2-3-2 انتظار پیامد و خودکارآمدی.. 29

2-3-3 پیامدهای خودکارآمدی.. 31

2-3-4 منابع باورهای خود کارآمدی.. 33

2-3-5 خودکارآمدی تحصیلی.. 35

2-4 عملکرد تحصیلی.. 36

2-4-1 تاریخچه و مفهوم عملکرد تحصیلی.. 38

2-4-2 عوامل مؤثر بر عملکرد تحصیلی.. 40

2-5 پیشینه تجربی پژوهش43

2-5-1 تحقیقات صورت گرفته در داخل کشور. 43

2-5-2 تحقیقات صورت گرفته در خارج کشور. 46

2-6 جمع بندی و نتیجه گیری.. 49

2-7 نتیجه گیری.. 51

فصل سوم: روش شناسی.. 52

3-1 مقدمه. 53

3-2 روش پژوهش53

3-3 جامعه آماری، روش نمونه‏گیری و حجم نمونه. 54

3-4 ابزار پژوهش55

3-5 روش اجرای پژوهش57

3-6 روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها 58

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ­ها 59

4-1 مقدمه. 60

4-2 یافته های توصیفی.. 60

4-3 یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش75

4-4 یافته های جانبی.. 79

فصل پنجم: بحث و نتیجه ­گیری.. 81

5-1 مقدمه. 82

5-2 تبیین یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش82

5-3 محدودیت های تحقیق.. 87

5-4 پیشنهادهای تحقیق.. 87

منابع فارسی.. 89

چکیده انگلیسی.. 97

ضمایم. 98

                                    

 

 

فهرست جداول

 عنوان                                                                                                                        صفحه

جدول4-1: توزیع کلی فراوانی نمونه بر حسب جنسیت به تفکیک گروه دانشجویان فنی مهندسی و             علوم انسانی.. 61

جدول 4-2: توزیع کلی فراوانی نمونه بر حسب سن.. 62

جدول 4-3: توزیع فراوانی نمونه بر حسب سن به تفکیک گروه دانشجویان فنی- مهندسی و علوم انسانی.. 64

جدول 4-4: توزیع فراوانی نمونه بر حسب سن به تفکیک جنسیت.. 65

جدول 4-5: توزیع فراوانی نمونه بر حسب رشته تحصیلی به تفکیک گروه فنی مهندسی و علوم انسانی.. 66

جدول 4-6: میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر نمره تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در بین دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده فنی مهندسی و دانشکده علوم انسانی.. 67

جدول 4-7: میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر نمره تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در بین دانشجویان دختر و پسر (بصورت کلی) 71

جدول 4-8: خلاصه نتایج تحلیل واریانس چند متغیری برای مقایسه میانگین تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در دو گروه دانشجویان دانشکده فنی مهندسی و دانشکده علوم انسانی.. 76

جدول 4-9: نتایج تحلیل واریانس یکراهه در متن مانووا روی میانگین های هر سه متغیر ملاک (تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی)، در دو گروه دانشجویان دانشکده فنی مهندسی و دانشکده علوم انسانی.. 77

جدول 4-10: آزمون مقایسه میانگین دو گروه در متغیرهای تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی.. 78

جدول 4-11: خلاصه نتایج تحلیل واریانس چند متغیری برای مقایسه میانگین تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر. 79

جدول 4-12: نتایج تحلیل واریانس یکراهه در متن مانووا روی میانگین های هر سه متغیر ملاک (تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی)، در دو گروه دانشجویان دختر و پسر. 80

جدول 4-13: آزمون مقایسه میانگین دو گروه در متغیرهای تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی.. 81

 

 

 

 

فهرست نمودارها

 عنوان                                                                                                                        صفحه

نمودار ‏2‑1: انتظار کارآیی و پیامد. 30

نمودار ‏4‑1: توزیع کلی فراوانی نمونه بر حسب جنسیت به تفکیک گروه دانشجویان فنی مهندسی و علوم انسانی.. 62

نمودار ‏4‑2: توزیع کلی فراوانی نمونه بر حسب سن.. 63

نمودار ‏4‑3: میانگین های دو گروه دانشجویان دانشکده فنی مهندسی و علوم انسانی در متغیر تفکر انتقادی.. 68

نمودار ‏4‑4: میانگین های دو گروه دانشجویان دانشکده فنی مهندسی و علوم انسانی در متغیر خودکارآمدی.. 69

نمودار ‏4‑5: میانگین های دو گروه دانشجویان دانشکده فنی مهندسی و علوم انسانی در متغیر عملکرد تحصیلی.. 70

نمودار ‏4‑6: میانگین های دو گروه دانشجویان دختر و پسر در متغیر تفکر انتقادی.. 72

نمودار ‏4‑7: میانگین های دو گروه دانشجویان دختر و پسر در متغیر خودکارآمدی.. 73

نمودار ‏4‑8: میانگین های دو گروه دانشجویان دختر و پسر در متغیر عملکرد تحصیلی.. 74

 

 

 

 

 

 

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه

بدون تردید توجه بیشتر به امر آموزش و پرورش مهم ترین عامل پیشرفت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه ای است. نهادهای آموزشی هر جامعه عهده دار ایجاد زمینه و بستر مناسب جهت انتقال فرهنگ و توسعه روابط انسانی دانش آموزان و دانشجویان است. به این دلیل است که اکثر جوامع در تبیین اهداف و اتخاذ روش های آموزشی تمام تلاش و دانش خود را به کار می گیرند (کاپلان و فلوم[1]،2010).

قرن بیست و یکم، قرن تغییر و تحولات سریع و گسترده فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و به تبع آن انتظارات تازه ای برای نظام های آموزشی و خانواده به عنوان هسته اصلی این تغییرات به همراه داشته است. از طرف دیگر آموزش و پرورش رکن اصلی در توسعه پایدار هر کشور است، لذا اندیشمندان و متفکران به منظور افزایش بهره وری و کارآیی دو نظام خانواده و آموزش و پرورش، اقدام به تشخیص و آموزش ملاک ها و پارامترهای مهم در درون این نظامها نمودند چرا که رشد توانایی های فکری و ذهنی انسان از دیر باز مورد توجه فلاسفه و دانشمندان علوم وابسته به انسان به خصوص علم روانشناسی بوده است. فلسفه یونان باستان و فلاسفه معروف آن زمان، همواره بر توانایی های ذهنی و نیروی فکری انسان تاکید و توجه خاصی داشته اند و روش ها و مکاتب متعددی را به منظور رشد، انکشاف و بسط نیروی فکر و ذهن آدمی پایه گذاری نموده اند (گرالیوسکی و کارووسکی[2]، 2012). از جمله نیروهای فکری و توانایی های ذهنی انسان ها، تفکر انتقادی می باشد و بدون شک می توان ادعا کرد که قامت تنومند و پیچیده علمی و تمدن معاصر مدیون تیغ التیام بخش تفکر انتقادی، بعنوان هسته اصلی شناخت، تفکر و اندیشه می باشد (شعبانی، 1388). به عقیدۀ انیس (2002) تفکر انتقادی نوعی تفکر منطقی و مستدل فرض می شود که در تصمیم گیری، قبول باورها و یا انجام امور دخالت دارد و شامل اعمالی مانند فرضیه سازی، داشتن     دیدگاه های مختلف و ارائه راه حل های احتماالی و طرح های مختلف برای بررسی امور است.

ما معتقدیم تفکر انتقادی قضاوت هدفمند و خودنظم دهنده ای است که مبتنی بر تعبیر، تحلیل، ارزیابی، استنباط و همچنین تبیین ملاحضات موقعیتی، روش شناختی، ملاکی و مفهومی است (استونر، 1992؛ به نقل از قاسمعلی، 1391). اغلب روانشناسان معتقدند که ایجاد و پرورش تفکر بخصوص تفکر انتقادی در یک فرد نتیجه ای از یادگیری فعال و دوری از حالات انفعالی می باشد. بطور کلی برای اینکه تفکر انتقادی در دانش آموزان پرورش پیدا کند لازم است که از دوران کودکی و در نهاد گرم خانواده به آن اهمیت داده شود و کودک از ابتکار عمل و فرصت آزمایش و خطا برخوردار باشد و به اشتباهات به عنوان فرصتی برای یادگیری و پیشرفت نگاه کند و در محیط مدرسه نیز لازم است که به کودکان اندیشیدن و نگریستن صحیح به جهان از چشم اندازهای مختلف آموزش داده شود و مفروضاتی که به مدد آنها به جهان می نگرند باز شناسند و در مورد آن مفروضات تردید علمی کنند و در نتیجه به چشم اندازهای منطقی تر و قابل قبول تر دست یابند (گرالیوسکی و کارووسکی، 2012).

علاوه بر نقش تفکر انتقادی در حیطه های تعلیم و تربیت، یکی دیگر از متغیرهای مهم و تأثیر گذار در این حیطه، خودکارآمدی[3] می باشد. بندورا[4] (1986) در کتاب «پایه های اندیشه و رفتار اجتماعی»       می گوید که انسان ها دارای یک «نظام خود»[5] هستند که در کنترل اندیشه ها، احساسات و کنش هایشان مؤثر است. نظام خود در بر گیرنده گروهی از سازه های عاطفی و شناختی مانند فراگیری از دیگران، توانایی نمادسازی و ساماندهی رفتار شخصی است. در کل، بندورا رفتار و انگیزش انسان را پی آیند باورهایی      می داند که انسان ها از خود دارند که سازه های کلیدی در کارکرد و کنترل شخصی است. بر پایه شناختی- اجتماعی بندورا (1986)، خوداندیشی[6]، میانجی دانش و کنش است و افراد با خوداندیشی، تجربیات و احساسات خود را ارزیابی می کنند.

بندورا (1986) خوداندیشی را یگانه ترین توانایی انسان می شمارد که انسان ها با آن اندیشه ها و رفتارشان را دگرگون می سازند و ارزیابی می کنند. این خود ارزیابی ها، در بر گیرنده دریافت های خودکارآمدی است؛ یعنی باورهای توانایی های فرد برای سازماندهی و پیاده سازی کنش هایی است که که برای ساماندهی و برخورد با موقعیت های مختلف در آینده بدان نیازمند است. خودکارآمدی تاریخچه ای کوتاه دارد که با نوشتار بندورا (1977) با نام «خودکارآمدی: به سمت نظریه ای یکپارچه از تغییر رفتار» آغاز شد. پایه های خودکارآمدی در رشته ها و محیط های گوناگون آزمایش و بررسی شده و پشتوانه هایی فزاینده از یافته های دارای اعتبار بدست آورده است (مالتون[7] و همکاران، 1991؛ به نقل از رجبی، 1385). بعنوان مثال، خودکارآمدی ارتباط و نقش مؤثری در اضطراب (مورونی[8] و همکاران، 2013)، منبع کنترل[9] (جو[10] و همکاران، 2013)، خودارزیابی منفی و اضطراب اجتماعی (رادی[11] و همکاران، 2012)، بهداشت روانی (گلادمنس[12] و همکاران، 2013) و پشرفت تحصیلی (کوماراجو و نادلر[13]، 2013) دارد.

از طرف دیگر، مسئله موفقیت یا عدم موفقیت در امر تحصیل از مهمترین دغدغه های هر نظام آموزشی در تمامی جوامع است. موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان هر جامعه نشان دهنده موفقیت نظام آموزشی در زمینه هدف یابی و توجه به رفع نیازهای فردی آن جامعه است. معیاری که برای سنجش میزان دستیابی نظام های آموزشی به هدف های تربیتی در نظر گرفته شده، عملکرد تحصیلی است. در واقع می توان گفت یکی از مهمترین هدف های عینی و ثمره هر نظام آموزش و پرورش، بهبود و افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان جامعه است (ابوالقاسمی، 1390). متخصصین تعلیم و تربیت همواره کوشیده اند شرایطی را فراهم آورند تا محصلین بیشترین کارآیی تحصیلی را از خود نشان دهند. امروزه یکی از کارکردهای دانشگاه اینست که دانشجویان را برای ورود به بازار کار و مشاغل تخصصی آماده کنند و لذا به تبع این کارکرد، یکی از اهداف نظام آموزش عالی در سطح دنیا، شناسایی و بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد تحصیلی دانشجویان و تنظیم و هدایت هر کدام از این عوامل است تا دانشجویان به رشد و کسب مهارت و تخصص بیشتری در حوزه تحصیلی خود نائل شوند. عوامل زیادی می توانند عملکرد تحصیلی را تحت تأثیر گذارند که از جمله می توان به اضطراب (ویتاساری[14] و همکاران، 2010)، خودکارآمدی (مرال و همکاران، 2012؛ سیف و مزروقی، 1387)، استعداد و قریحه (بلانچ و آلوجا[15]، 2013)، اهداف پیشرفت

(پاتواین و دانیلس[16]، 2010)، هوش هیجانی و ابراز وجود (لی[17] و همکاران، 2011؛ هگلند[18] و همکاران، 2011)، تفکر انتقادی (بختیار نصرآبادی و همکاران، 1391)، تاب آوری (ابوالقاسمی، 1390) و مطلوبیت اجتماعی و سلامت روانی (ابوالقاسمی و جوانمیری، 1391) اشاره کرد.

با توجه به مطالبی که اشاره شد، در پژوهش حاضر سعی بر آن است که به مقایسه تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در دانشجویان دانشکدۀ فنی مهندسی و دانشکده علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز بپردازیم.

1-2 بیان مسأله

معیاری که برای سنجش میزان دستیابی به هدف های آموزشی و تربیتی در نظر گرفته شده، عملکرد تحصیلی است. عملکرد تحصیلی شامل ثبت کلیه فعالیت های شناختی فرد تحصیل کننده است که با یک سیستم درجه بندی مورد توافق با توجه به سطوح مختلف فعالیت های هیجانی و آموزشی و جدول زمانی سنجیده می شود و بعنوان فرایند پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته می شود (مرال[19] و همکارن، 2012). پاتوین و دانیلس (2010) پیشرفت تحصیلی را تسلط بر اطلاعات و دانش نظری در یک رشته و در یک دوره تحصیلی خاص تعریف کرده است. عملکرد تحصیلی به وسیله آزمونهای پیشرفت تعیین می شود. یک آزمون پیشرفت اقدامی منظم برای تعیین آموخته های یادگیرنده است. در واقع می توان گفت یکی از مهمترین هدف های عینی و ثمره هر نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی، بهبود و افزایش عملکرد تحصیلی دانشجویان جامعه است (روزاندر[20] و همکاران، 2011). عملکرد تحصیلی یکی از سازه هایی است که از دیر باز مورد توجه محققین و متخصصین تعلیم و تربیت بوده است. متخصصین تعلیم و تربیت همواره کوشیده اند شرایطی فراهم آورند تا دانشجویان بیشترین کارآیی و عملکرد در زمینه تحصیلی از خود نشان دهند، چرا که امروزه برجسته ترین کارکرد دانشگاه این است که دانشجویان را برای ورود به بازار کار و مشاغل تخصصی آماده کنند و لذا به تبع این کارکرد، یکی از اهداف نظام آموزش عالی در سطح دنیا، پژوهش در این زمینه و نیز شناسایی و بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد تحصیلی دانشجویان و تنظیم و هدایت هر کدام از این عوامل است تا دانشجویان به رشد و کسب مهارت و تخصص بیشتری در حوزه تحصیلی خود نائل شوند (مرال و همکاران، 2012).

علاوه بر نقش تعلیم و تربیت در ارزیابی و بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان، پرورش قدرت تفکر یکی دیگر از اهداف اصلی آموزش محسوب می شود. درباره تفکر، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که     می توان آنها را در دو دیدگاه کلی خلاصه کرد: دیدگاهی که معتقد است تفکر امر واحدی نیست و به جای تعریف و تحلیل تفکر، به ابعاد و انواع آن توجه دارند و آنرا به اجزای متفاوتی تقسیم می کنند، مانند تداعی آزاد[21]، خیال بافی[22]، تفکر علمی، تفکر منطقی، حل مسئله، خلاقیت[23] و تفکر انتقادی[24]. دیدگاه دیگر این است که تجزیه فرایند تفکر به ابعاد و اجزای گوناگون منطقی به نظر نمی رسد، زیرا ماهیت تفکر ماهیتاً امری واحد است (استاپلتون[25] ، 2011). تفکر در مورد تفکر در راستای بهبود فرایند فکر، در قلب تفکر انتقادی جای دارد (پاول[26]، 1993). متخصصین امر و نظریه پردازان، به طور کلی تفکر انتقادی را شامل تجزیه و تحلیل، ارزشیابی و استنباط دانسته اند. تعبیر و تفسیر، تبیین و خودتنظیمی از جمله مؤلفه های محوری تفکر انتقادی قلمداد می شود. تفکر انتقادی، تحت عنوان توانایی کندوکاو یک مساله، مشکل یا وضعیت به منظور یکپارچه سازی کلیه اطلاعات موجود در باره موضوع مورد بررسی و نیل به یک راه حل یا فرضیه جهت موجه ساختن جهت گیری فرد، تعریف شده است. همچنین تفکر انتقادی به بررسی فرضیه ها، درک    ارزش های نهفته، ارزیابی شواهد و سنجش نتیجه گیری ها گفته می شود. تنوع موجود در مفاهیم بیان شده در ادبیات تفکر انتقادی منجر به برخی سردرگمی ها در این حیطه شده است. نظریه پردازان تفکر انتقادی از تفکر انتقادی و دیگر اصطلاحات آن که اجزای تفکر انتقادی را تشکیل می دهند به جای یکدیگر استفاده کرد ه اند. شواهد فزاینده ای حاکی از آنند که احتمالاً تفکر انتقادی در صورتی رخ داده و تداوم می یابد که از سوی دیگران مورد حمایت قرار گرفته و به کرات تمرین شده و با بافت موقعیت های عملی مرتبط باشد (بایچاک داشر[27]، 1999 و سیمپسون[28] و همکاران، 2002؛ به نقل از یوسفی و گردان شکن، 1390). با این حال برخی مغایرت ها و تناقضات وجود دارد که آیا تفکر انتقادی یک توانمندی ذاتی است یا توانمندی و مهارت یادگیری مترقی است، یک نگرش آموزشگاهی است و یا یک فرایند همیارانه محسوب می شود (ادواردز[29]، 2007؛ به نقل از همان منبع).

با اینکه پژوهش در رابطه با عملکرد تحصیلی و تفکر انتقادی پیشینه ای طولانی در حوزه آموزش دارد، اما متغیر خودکارآمدی جزء سازه های نو در روانشناسی یادگیری- شناختی است که با وجود تازگی آن، فعالیتهای نظری و پژوهشی بسیاری را به خود اختصاص داده است. از دیدگاه بندورا (2006)، خودکارآمدی، به باورهای شخص در ارتباط با توانایی اش در انجام امور ویژه و اختصاصی دلالت می کند و از منابع مختلف از جمله توفیق ها و شکست های خود فرد، مشاهده موفقیت یا شکست دیگرانی که شبیه به او هستند و ترغیب کلامی سرچشمه می گیرد. بطور کلی می توان این گونه بیان کرد که خودکارآمدی به به باور دانشجو درباره توانایی های خود برای انجام دادن تکالیف تحصیلی و درسی دلالت دارد و به عنوان یک عامل انگیزشی، فعال کننده و جهت دهنده رفتار آنان به سوی اهداف موردنظر می باشد که گاهی سطحی از اعتماد به نفس فرد تلقی می شود (جاین و داوسون[30]، 2009).

(بنایت[31] و بندورا، 2004) معتقدند خودکارآمدی یعنی باور فرد به توانایی اش در ایجاد پیامدهای خلاق، همچنین معتقدند که باورهای خودکارآمدی، عملکردهای انسانی را از طریق شناخت، انگیزش، فرایندهای فکری و تصمیم گیری تنظیم می کند خودکارآمدی گونه ای از خود ارزشیابی است که بر تصمیمات فردی در این خصوص که برای یادگیری در قلمروئی معین چه فعالیت هائی باید انجام شود، تأثیر می گذارد. همچنین خود کارآمدی، نوعی قضاوت شخصی است که میزان تلاش و پشتکار فرد را برای حصول موفقیت در قلمرو تحصیلی ویژه ای مانند ریاضی، علوم و غیره تعیین می کند. این انتظارات فردی، که در نظریه اجتماعی شناختی تفکر خود مرجع موسوم شده است، تعیین کننده میزان اصرار، مداومت، شکیبائی و تحمل فرد برای دستیابی به سطح تبحر در حیطه ای معین از تکالیف تحصیلی است. افزون بر این خودکارآمدی یک جزء انگیزشی اساسی است که تعیین می کند فراگیران با ظرفیت های ذهنی و دانش و مهارت هائی که از طریق تجربه کسب نموده اند، چه خواهند کرد. به همین دلیل است که دانش آموزان با خودکارآمدی قوی، محتملتر است که در مقایسه با سایر فراگیران، پیشرفت تحصیلی بیشتری نشان دهند. نتایج تحقیقات متعدد حکایت از نقش مهم خودکارآمدی در ایجاد انگیزه، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانشجویان دارد (گرین[32] و همکاران، 2004؛ بنایت و بندورا، 2004؛ مرال و همکاران، 2012).

با توجه به مطالبی که ذکر گردید، در این پژوهش سعی بر آن داریم به مقایسه تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز بپردازیم.

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

از دهه 1960 به بعد، تغییرات پیچیده و روز افزون زندگی، توسع شگفت انگیز صنعت، سیر تصاعدی و سریع اطلاعات بشری، کشمکش و جدال بین ارزشهای فکر متفاوت و رقابت سرسام آور ملت ها در راه توسعه ایجاب می کند که عالی ترین کوشش ها در راه رشد نیروی تفکر نسل جوان در سطح مدارس و دانشگاه ها به کار گرفته شود و شاید در زمانی که علم با جهش و سرعت باور نکردنی در حال پیشرفت است و ما را به عصر اعجاب انگیز دستاوردهای تکنولوژی سوق می دهد، تنها راه موفقیت آن است که بشر با تفکر خلاق، سازنده، نقادانه و خودباوری بالا، خود و جامعه ای را که در آن زندگی می کند، گام به گام با این تغییرات سریع پیش بینی ناپذیر همگام کند (یارمحمدزاده و همکاران، 1389).

از طرف دیگر، در دنیای امروز، داشتن اطلاعات زیاد راهگشا نیست؛ آنچه اهمیت دارد استفاده از حجم وسیع اطلاعات و بکارگیری آنها در همه حیطه های زندگی بویژه حیطه تحصیلی، شغلی و خانوادگی است. برای استفاده از این سطوح گسترده اطلاعات، لازم است فراگیران به سطوح عالی تفکر، خودشناسی، احساس ارزشمندی و کارآمدی دست یافته و در فرایندهای شناختی بویژه توانایی تفکر نقادانه تبحر کافی داشته باشند. این مهم در آموزش عالی اهمیت دو چندان می یابد. لذا امروزه، موضوع اساسی آموزش و پرورش و همینطور آموزش عالی، تربیت انسان هایی است که بتوانند درست فکر کنند، نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و بتوانند با تصمیم گیری های درست و مناسب، مسائل پیچیده پیش رو را حل و فصل نمایند. مجمع اهداف آموزش ملی، توانایی تفکر انتقادی، ارتباط مؤثر، احساس خودکارآمدی و خودشناسی را در دست یابی به موفقیت تحصیلی در سطوح عالی آموزش یک ضرورت می داند (گینگ و میانگ[33]، 2008). از دیگر ضروریات انجام پژوهش حاضر می توان به نقش مهم احساس شایستگی و خودکارآمدی در فرایندهای انگیزشی مربوط به نظام های آموزشی اشاره کرد. به عقیده مورونی و همکاران (2013) خودکارآمدی در انگیزش و رفتار دانش آموزان در موقعیت های پیشرفت نقش مهم و اثرگذاری دارد. به عقیده بندورا (1997) افراد برای انجام دادن موفقیت آمیز یک تکلیف، نه تنها به مهارت و دانش نیاز دارند، بلکه آنها باید قبل از انجام دادن تکلیف، سطح مشخصی از انتظارات برای موفقیت داشته باشند. پژوهش نشان داده اند که افراد با خودکارآمدی بالا در مقایسه با افراد دارای خودکارآمدی پایین عملکرد بهتری از خود نشان داده اند (بندورا، 1997؛ مورونی و همکاران، 2013).

لذا با توجه به نقش برجسته تفکر انتقادی و خودکارآمدی در دنیای معاصر و عملکرد تحصیلی به عنوان مهمترین معیار دست بابی به اهداف آموزشی، ضروری است که به بررسی این متغیرها در میان دانشجویان رشته های مختلف بپردازیم.

1-4 اهداف تحقیق

1-4-1 هدف کلی:

 هدف کلی پژوهش، مقایسه تفکر انتقادی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران می باشد.

1-4-2 اهداف جزئی:

1- مقایسه تفکر انتقادی در بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز

2- مقایسه خودکارآمدی در بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز

3- مقایسه عملکرد تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز

 

1-5 سؤالات تحقیق

1- آیا بین دانشجویان دختر و پسر از نظر تفکر انتقادی تفاوت معناداری وجود دارد؟

2- آیا بین دانشجویان دختر و پسر از نظر خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود دارد؟

3- آیا بین دانشجویان دختر و پسر از نظر عملکرد تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد؟

1-6 فرضیه‏های تحقیق

1- که بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی از نظر تفکر انتقادی تفاوت معناداری وجود دارد.

2- بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی از نظر میزان خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود دارد.

3- بین دانشجویان دانشکده علوم انسانی و دانشکده فنی مهندسی از نظر عملکرد تحصیلی تفاوت معناداری دارد.

 

[1] – Kaplan & Flum

[2] – Gralewski & Karwowski

[3] – Self-Efficacy

[4] – Bandura

[5] – Self-System

[6] – Self-Reflection

[7] – Multon

[8] – Morony

[9] – Locus of Control

[10] – Joo

[11] – Rudy

[12] – Gloudemans

[13] – Komarraju&Nadler

[14] – Vitasari

[15] – Blanch&Aluja

[16] – Putwain & Daniels

[17] – Lee

[18]- Hegland

[19] -Meral

[20]- Rosander

[21] – Free association

[22] – Fantasy

[23] – Creativity

[24] – Critical thinking

[25] – Stapleton

[26] – Paul

[27] – Baychuk Duchscher

[28] – Simpson

[29] – Edwards

[30] – Jain&Dowson

[31] – Benight

[32] – Green

[33] – Gyeong & Myung

 

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 129

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159260]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه اثر تشویق بر ادراک بینایی و حافظه کوتاه مدت دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی شهر تبریز

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تبریز

دانشکده علوم انسانی گروه روانشناسی

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی

در رشته روانشناسی

 

 

عنوان

اثر تشویق بر ادراک بینایی و حافظه کوتاه مدت دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی شهر تبریز

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

زمستان 1395

 

 

فهرست مطالب

فصل اول.

1-1) بیان مسئله. 1

1-2) ضرورت تحقیق. 3

1-3) اهداف تحقیق. 5

1-4) سوالات تحقیق. 5

1-5) فرضیه های تحقیق. 6

1-6) متغیرها 6

1-7) تعریف متغیرهای پژوهش… 6

فصل دوم. 8

2-1) مقدمه. 9

2-2) تشویق و تنبیه. 9

2-3) پاداش… 10

2-4) تقویت مثبت.. 14

2-5) تحسین. 16

2-6) انگیزه و یادگیری.. 18

2-7) ادراک.. 19

2-8) حافظه. 29

2-9) پیشینه پژوهش… 40

فصل سوم. 43

3-1) جامعه آماری.. 44

3-2) نمونه و روش نمونه گیری.. 44

3-3) ابزارهای اندازه گیری.. 44

3-4) روش اعمال تشویق بر دانش آموزان. 47

3-5) اجرای آزمون ادراک بینایی فراستیگ… 49

3-6) اعتبار و روایی آزمون ادراک بینایی فراستیگ… 50

3-7) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 51

فصل چهارم. 52

4-1) شاخص های توصیفی.. 53

4-2) آمار استنباطی.. 55

فصل پنجم. 59

5-1) مقدمه. 60

5-2) بحث و نتیجه گیری.. 60

5-3) پیشنهادات کاربردی.. 61

5-4) محدودیت های تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………….62

5-5) پیشنهادات آتی………………………………………………………………………………………………………………………………..62

منابع. 63

 

 

چکیده

در نظام تعلیم تربیت مسئله تشویق همواره مورد توجه بوده است. این پدیده در آموزش و پرورش اغلب در ارتباط با انگیزش و یادگیری مطرح می شود و معلم بدون بهره گیری از آن ها نمی تواند وظیفه خود را به نحو شایسته انجام دهد. از طرف دیگر اهمیت ادراک بینایی و حافظه در پیشرفت تحصیلی و فعالیت های زندگی بشری امری آشکار است. بنابراین در این پژوهش به بررسی اثر آزمایشی تشویق بر ادراک بصری و حافظه کوتاه مدت دانش آموزان پایه دوم ابتدایی پرداخته شد. بدین منظور در سه مدرسه شهر تبریز، از هر کلاس یک گروه 20 نفری و جمعا 60 نفر به گونه ای انتخاب شدند که هر سه گروه از نظر میانگین نمرات، نمره دیکته، نمره ریاضیات، نمره قرائت فارسی، قدرت بینایی، شنوایی و هوش همسان بودند. سپس به هر یک از گروه های دو گانه بطور تصادفی نام گروه تشویق و گروه کنترل )شاهد( داده شد. نتایج آزمایش نشان داد که در هر گروه، 20 نفر بوده اند که در بخش حافظه میانگین نمرات گروه تشویق 1/17 ، انحراف استاندارد 31/2، گروه شاهد با میانگین نمرات 8/12و انحراف استاندارد 6/3 بوده است. همچنین در بخش ادراک میانگین نمرات گروه تشویق 70 ، انحراف استاندارد 31/5 و گروه شاهد با میانگین نمرات 42/58 و انحراف استاندارد 94/7 بوده است. در هر دو بخش حافظه و ادراک میانگین نمرات گروه تشویق بیشتر از گروه کنترل بوده است.

 

کلمات کلیدی: تشویق، ادراک ببینایی، حافظه کوتاه مدت.

 

 

 

1-1- بیان مسئله

در دو قرن اخیر مبحث تشویق بیشترین توجه روانشناسان را به خود جلب کرده است. روان شناسان مختلفى که در زمینه یادگیرى، اصلاح و تغییر رفتار مطالعاتى انجام داده و به شرطی سازى پرداخته اند به نقشى که تشویق در شرطى شدن دارد، اشاره کرده اند. شاید بتوان سده اخیر را دوران مطالعات نظام مند در زمینه تشویق دانست. (آسترکی و عسگریان، 1393). تشویق یک روش تربیتی و از اجزای جدا نشدنی فرایند تعلیم و تربیت بوده و استفاده آن، هم در تعلیم و تربیت رسمی و مدرسه، و هم در تعلیم و تربیت غیر رسمی و خانواده معمول و رایج بوده است. تاریخ بکارگیری تشویق و استفاده آن ها به عنوان شیوه هایی برای تربیت انسان شاید به قدمت تاریخ تعلیم و تربیت باشد؛ چرا که هرجا نشان از تعلیم و تربیت یافت می شود می توان اثر و نشانی از تشویق را نیز یافت (وولفولک[1]، 1995).

استفاده مناسب از تشویق خصوصا تشویق مادی در دوره ابتدایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای تعلیم و آموزش دانش آموزان در این دوره انواعی از آسان ترین نوع تشویق که معلمان می توانند در آموزش از آن ها استفاده کنند، وجود دارد. جایزه، توجه، قدردانی، تبسم کردن، تایید کردن، تحسین و جملات تشکرآمیز انواعی از تقویت های اجتماعی می باشند. آن ها همچنین به دانش آموزان احساس خوبی درباره خودشان می دهند، بطوریکه حس کنند بدون آن ها کلاس درس نه تنها دلتنگ کننده، بلکه غیر قابل تحمل خواهد بود (سکرکا و یاکوبیان[2]، 2016).

تشویق اگر دقیق انتخاب شده باشد، یک محرک مهم برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان به شمار می رود. تشویق، رغبت و توجه دانش آموزان را بر انگیخته و باعث به کارگیری مناسب ادراک و حافظه و در نهایت یادگیری توسط دانش آموز می شود. در نظام های آموزشی نیز تشویق در کلیه سطوح و مقاطع جایگاه خاصی داشته و مورد توجه محققان و صاحب نظران بوده است. اصولا تشویق به معنای شوق و ترغیب، بخشی لاینفک از یادگیری و یاددهی به حساب می آید( سیف نراقی، 1391).

یکی از راه های ایجاد انگیزش در یادگیرندگان استفاده از تشویق های کلامی است. در بسیاری از مواقع، تشویق ملموس به اندازه تشویق های کلامی معلم موثر نیست. استفاده از اظهاراتی چون ((خوب))، ((عالی)) و ((مرحبا)) پس از عملکرد درست دانش آموز، از تدابیر موثر انگیزش است. پاداش و تشویق انواع متعددی دارند. برخی ماهیت مادی دارند مانند لوازم التحریر، پول و کارتهای آفرین و برخی نیز ماهیت غیر مادی دارند نظیر لبخند زدن، سر تکان دادن به نشانه تایید، دست زدن به شانه کودک و نوجوان به نشانه رضایت و استفاده از کلماتی مانند احسنت، آفرین و زندهباد می باشد، اما آنچه مهم است این است که انگیزه بیرونی باید با ارزش ها، نیازها و مرحله رشدی که دانش آموزان در آن قرار دارند مطابقت داشته باشد، وگرنه تاثیر زیادی نخواهد داشت (وتلوفر، 2003).

تشویق دانش آموز ساده ترین و طبیعی ترین وسیله ای است که به سهولت در اختیار معلمان قرار دارد. موثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد. ضمنا معلم نباید بیش از اندازه لازم دانش آموزان را مورد ستایش و تشویق قرار دهد. بروفی (2001) پیشنهاد می کند که تحسین معلم نباید بسیار زیاد باشد و به گونه ای نباشد که جنبه های مثبت آن را محو کند. برای مثال تحسین باید وابسته به بعضی رفتارهای ویژه و نیز باید پذیرفتنی و آموزنده باشد. علاوه بر این تحسین باید بر تلاش های دانش آموز و لیاقت شخصی تمرکز کند و نباید اتفاقی و نامنظم باشد(سکرکا و یاکوبیان،2016).

تشویق بر ادراک و حافظه موثر می باشد. از بررسی هایی که در زمینه تشویق بر ادراک صورت گرفته است چنین استفاده می شود که دانش آموزان بیشتر تمایل بر ادراک اموری دارند که قبلا به خاطر آن ها تشویق شده اند؛ در حالیکه ادراک آن ها از اموری که در گذشته به سبب درک آن ها مورد نکوهش قرار گرفته اند، به اندازه نوع اول نیست (نادری و سیفی[3]، 1387).

با توجه به گفته های فوق، این تحقیق در پی جواب دادن به این سوال اساسی می باشد که آیا تشویق، تاثیر مثبت بر ادراک بینایی و حافظه کوتاه مدت و در نتیجه یادگیری آن ها می گذارد و یا خیر؟

1-2- ضرورت تحقیق

1-2-1- ضرورت کاربردی

آمارهای رسمی سازمان آموزش و پرورش نشان می دهند تعداد زیادی از دانش آموزان در مقطع ابتدایی با مسئله افت تحصیلی مواجه می شوند که این خود باعث عوارض روانی ناخوشایندی بر آن ها می شود. از مهمترین علل و عوامل افت تحصیلی این دانش آموزان نداشتن علاقه و انگیزه به درس و تحصیل را می توان نام برد. برای ایجاد انگیزه و رغبت در دانش آموزان خصوصا در مقطع ابتدایی می توان از ابزارهای مشروع تربیتی یعنی تنبیه و تشویق مناسب استفاده کرد. یک معلم موفق از این تقویت کننده ها منطبق بر نیازهای دانش آموزان استفاده می کند (امینی[4]، 1390). بکارگیری تشویق باعث ایجاد انگیزه و علاقه در دانش آموز شده و پیشرفت تحصیلی و افزایش در ادراک بینایی و حافظه را سبب می شود، چرا که بر اساس شواهد معتبر، جنبه های مختلف تشویق به طور موثری با پیشرفت و یادگیری دانش آموزان و رفتار مثبت آن ها ارتباط دارد و باعث تغییر در رفتار دانش آموز شده و به او اعتماد به نفس می دهد. البته برای دانش آموزان این مقطع که ابتدایی می باشند باید از پاداش های بیرونی استفاده کرد، چرا که این دانش آموزان هنوز در مرحله سوم از مراحل شناختی قرار دارند و توانایی تفکر انتزاعی را ندارند (دانش پژوه[5]، 1388).

با توجه به اهمیت نقش ساختاری و بنیادین مقطع ابتدایی در نظام آموزش و پرورش کشور و خیل عظیم افت های تحصیلی در این مقطع، اهمیت و ضرورت پژوهش های علمی و کاربردی در این زمینه روشن می گردد و با توجه به این واقعیت که عموما تمامی مسائل و معضلات آموزشی و فرهنگی ریشه در امور و جنبه های عاطفی و نگرشی داشته و تشویق نیز عمدتا بر طرز تلقی و نگرش های دانش آموزان نسبت به خود، مدرسه و جامعه تاثیرگذار است، لذا بررسی و مطالعه این گونه متغیرها و ایجاد تغییر و اصلاح در این زمینه می تواند به کاهش یا احتمالا حل معضلات آموزش و پرورش کمک موثری بنماید (بیلر و اسنومن[6]، 2007).

از این رو اگر بتوانیم با راهبردهای خاصی حافظه و ادراک دانش آموزان را به نحو بهتری به کار گیریم و روش های اصولی و دوستی اتخاذ کنیم، قطعا کمک قابل توجهی از نظر اقتصادی به آموزش و پرورش نموده ایم. با توجه به اینکه تحقیقات بلوم (2002) نشان داده است که درصد بالایی از یادگیرندگان کند، در صورت ارائه شرایط مناسب ممکن است به خوبی یادگیرندگان سریع، بیاموزند، لذا باید شرایط مناسب یادگیری را برای آن ها فراهم نمود، معلم در این میان در برانگیختن یادگیرنده سهم مهمی دارد. بنابراین معلم باید با روش های مختلف برای ایجاد علاقه و انگیزه در دانش آموزان کوشش کند (سبحانی فر[7]، 1381).

1-2-2- ضرورت پژوهشی

پژوهش های انجام شده درباره اثربخشی تقویت کننده های متنوع نشان داده اند وقتی که به افراد اجازه انتخاب از میان تقویت کننده های مختلف داده می شود روش تقویت مثبت به حداکثر کارآمدی خود می رسد (ملوسی، 2012). برنستین (1988 )، خاطرنشان می کند که یکی از قوی ترین تقویت کننده ها برای دانش آموزان محرکی مانند تحسین است، تاثیرگذاری که به روشنی وابسته به تغییرات دانش آموز از رفتار معلم است (برنستین، 2011).

در پژوهشی تحت عنوان تشویق و تنبیه در آموزش و پرورش توسط ایل (1385) انجام گرفته است. در این پژوهش جامعه دانش آموزان سال اول راهنمایی تحصیلی پسران، گروه سنی 12 الی 13 ساله تهران نمونه، 307 دانش آموز بوده است. از بررسی پاسخ های سئوالات پرسشنامه های در این پژوهش این نتایج بدست آمده است تحسین و تشویق در افزایش یادگیری دانش آموزان موثر است و نیز بعد از تشویق بدون تنبیه، تشویق بیشتر و تنبیه کمتر کارسازتر از سایر روش ها است. همچنین در تحقیق دیگری فریدون توحیدی (1390) انجام داده است تحت عنوان «تأثیرات روش های تشویقی در میزان کارایی معلمین و دانش اموزان » نمونه آماری این تحقیق 60 نفر از معلمین و دانش آموزان سوم ابتدایی بودند و فرضیه تحقیق عبارت بود از اینکه، تشویق سبب افزایش کارایی می گردد، پس از انجام تحقیق یافته ها گواه بر آن بودند که فرضیه تحقیق مورد تأیید قرار گرفته است.  با توجه به نتایج بدست آمده از تحقیقات پیشین، ضرورت مطالعه بیشتر بر روی اثرات تشویق بر متغیرهای مختلف یادگیری دانش آموزان بیشتر عیان می شود.

1-3- اهداف تحقیق

1-3-1- هدف کلی

بررسی اثر تشویق بر ادراک بینایی و حافظه کوتاه مدت دانش آموزان

1-3-2- اهداف جزئی

1- بررسی تاثیر تشویق بر ادراک بینایی دانش آموزان.

2- بررسی تاثیر تشویق بر حافظه کوتاه مدت دانش آموزان.

1-4- سوالات تحقیق

1-4-1- سوال اصلی

آیا تشویق بر ادراک بینایی و حافظه کوتاه مدت دانش آموزان تاثیر مثبت دارد؟

1-4-2- سوالات فرعی

1- آیا دانش آموزانی که در موقعیت تشویق قرار خواهند گرفت نسبت به سایر دانش آموزان که در موقعیت تشویق قرار نمی گیرند در آزمون ادراک بینایی نمره های بیشتری کسب خواهند کرد؟

2- آیا دانش آموزانی که در موقعیت تشویق قرار خواهند گرفت نسبت به سایر دانش آموزان که مورد تشویق قرار نمی گیرند در آزمون های حافظه نمرات بیشتری کسب خواهند کرد؟

1-5- فرضیات تحقیق

1-5-1- فرضیه اصلی

تشویق بر ادراک بینایی و حافظه کوتاه مدت دانش آموزان تاثیر مثبت دارد.

1-5-2- فرضیه های فرعی

1- دانش آموزانی که در موقعیت تشویق قرار خواهند گرفت، نسبت به سایر دانش آموزان، در آزمون ادراک بینایی نمرات بیشتری کسب خواهند کرد.

2- دانش آموزانی که در موقعیت تشویق قرار خواهند گرفت، نسبت به سایر دانش آموزان که مورد تشویق قرار نمی گیرند در آزمون های حافظه نمرات بیشتری کسب خواهند کرد.

1-6- متغیرها

متغیر مستقل: تشویق

متغیر وابسته : ادراک بینایی، حافظه کوتاه مدت

1-7- تعریف متغیرهای پژوهش

1- تشویق

الف- تعریف مفهومی: عبارتست از ایجاد انگیزه های مستمر و منطقی که بنابر موقعیت ها و شرایط متفاوت آموزشی متناسب با نیازهای دانش آموزان به منظور نیل به اهداف آموزش و پرورش اعمال می گردد. به عبارتی دیگر، تشویق یک هدف واقعی است که دستیابی به آن انگیزه ای را ارضاء می کند و در واقع تشویق ها همان تقویت کننده های مثبت هستند که به عنوان محرک یا عاملی می باشند و دانش آموزان در جهت رسیدن به آنها می کوشند و یا  عبارت است از قول یا عملی که از کار فرد قدردانی می کند؛ مثل لبخند زدن ،اظهار محبت ، آفرین گفتن ، هدیه دادن در حضور جمع ، معرفی شدن، مسئولیت دادن به فرد (سبحانی فر، 1381).

ب- تعریف عملیاتی: تشویق در نظر گرفته شده در این تحقیق شامل تحسین کلامی، ارائه کارت های آفرین، کتاب داستان و لوازم التحریر مثل مداد پاک کن، دفتر و خط کش است که به مناسبت به دانش آموزان گروه تشویق داده می شود.

2- ادراک بینایی

الف- تعریف مفهومی: توانایی دریافت تفاوت ها و شباهت های موجود میان اشکال هندسی، حروف و کلمات( جانسون، 2000). گوینز (2002) تاکید می کند که ادراک بینایی عبارتست از فرایند دریافت پدیده ها با بهره گیری از چشم (برنستین، 2011). ادراک در روان شناسی امروز به معنای فرایند ذهنی یا روانی است که گزینش و سازمان دهی اطلاعات حسی و نهایتا معنی بخشی به آن ها را به گونه ای فعال به عهده دارد. به عبارت دیگر، پدیده ادراک فرایندی ذهنی است که در طی آن تجارب حسی، معنی دار می شود و از این طریق انسان روابط امور و معانی اشیا را درمی یابد. این عمل به اندازه ای سریع در ذهن آدمی صورت می گیرد که همزمان با احساس به نظر می رسد. در این عمل، تجارب حسی، مفاهیم و تصورات ناشی از آن، انگیزه فرد و موقعیتی که در آن ادراک صورت می گیرد دخالت می کنند (ایروانی و خداپناهی، 1387).

ب- تعریف عملیاتی: منظور از کارکرد ادراک بینایی در این پژوهش نتایج پاسخ به آزمون ((ادراک بینایی)) ماریان فراستیگ است.

3- حافظه کوتاه مدت

الف- تعریف مفهومی: حافظه کوتاه مدت به آن دسته از حافظه اطلاق می شود که در حوزه هوشیاری بوده و ظرفیت محدودی دارد (به لحاظ گنجایش و زمان فعالیت)، این نوع حافظه از سه سطح رمز گردانی، اندوزش و بازیابی تشکیل شده (آسترکی و عسگریان، 1393).

ب- تعریف عملیاتی: در این پژوهش منظور از حافظه کوتاه مدت نتایج پاسخ به آزمون های ((کلمات دو تایی و کسلر)) است.

 

[1] Woolfolk

[2]Leslie E. Sekerkaa, , Marianne Marar Yacobianb(2016). Encouraging informed balance in management education: An ethical path to understanding Middle Eastern culturalism. The International Journal of Management Education

[3] کتاب احساس و ادراک از دیدگاه روانشناسی، نشر کوکب تهران

[4] مقاله پیامدهای تشویق و تنبیه در تعلیم و تربیت، ماهنامه تربیت

[5] مقاله تشویق و تنبیه از دیدگاه متخصصان و نظریه پردازان تعلیم و تربیت، فصلنامه تعلیم و تربیت

[6] Psychology applied teaching .Houghton Mifilin

[7] پایان نامه بررسی اثر آزمایشی تشویق و ننبیه بر ادراک حسی دانش آموزان ابتدایی، دانشگاه علامه طباطبایی تهران، 1381

 

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 72

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159254]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات (هرمزگان)

 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M. A)

گرایش: رواشناسی بالینی

عنوان:

اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

تابستان 1393

 

 

 

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر شبه -آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون به همراه گروه گواه بوده است. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودکان سرطانی مراجعه کننده به بیمارستان فوق تخصصی کودکان دکتر شیخ شهر مشهد بوده است. از این تعداد 30 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند از پرسشنامه سازگاری بل (فرم بزرگسالان) و مقیاس امیدواری اشنایدر برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردید. نتایج نشان داد که رواندرمانی حمایتی گروهی بر افزایش امیدواری مادران کودکان سرطانی موثر بوده است(P≤ 0.01). همچنین این درمان بر سازگاری روانشناختی و ابعاد آن شامل سازگاری در خانه، سازگاری اجتماعی، عاطفی و سازگای بهداشتی موثر بوده است(P≤ 0.01). با این حال این درمان بر سازگاری شغلی مادران دارای کودک سرطانی اثر نداشت. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که می توان از رواندرمانی حمایتی گروهی برای ارتقای سازگاری و امیدواری مادران دارای فرزند سرطانی بهره برد.

کلمات کلیدی: سازگاری روانشناختی، امیدواری، رواندرمانی حمایتی، سازگاری شغلی

 

 

 

فهرست مطالب

فصل اول: مقدمه و کلیات………. 1

1.1    مقدمه……………………………. 2

1.2    بیان مسأله………………………. 2

1.3    ضرورت انجام پژوهش………. 6

1.4    اهداف پژوهش………………… 7

1.5    فرضیه های پژوهش………….. 8

1.6    تعاریف مفهومی و عملیاتی….. 9

2      فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش          11

2.1    مقدمه…………………………. 12

2.2    مبانی نظری…………………… 12

2.3    روان درمانی حمایتی گروهی. 12

2.4    امید به زندگی………………… 29

2.5    سازگاری روانشناختی……….. 39

2.6    سرطان………………………… 51

2.7    پیشینه ی تحقیقاتی………….. 61

3      فصل سوم: روش پژوهش         73

3.1    طرح پژوهش………………… 74

3.2    جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری           74

3.3    ابزارهای پژوهش……………. 75

3.4    روش اجرای پژوهش………. 77

3.5    روش و ابزار تجزیه و تحلیل داده‌ها 79

4      فصل چهارم: یافته های پژوهش                    80

4.1    یافته های توصیفی…………… 81

4.2    نتایج در چارچوب فرضیات پژوهش           85

5      فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 99

5.1    مقدمه……………………….. 100

5.2    بحث در چارچوب یافته های پژوهش           100

5.3    نتیجه گیری………………… 107

5.4    محدودیت های پژوهش…. 108

5.5    پیشنهادات پژوهش……….. 108

6      منابع             ………… 110

7       ابزار های پژوهش……. 118

 

 

فصل اول: مقدمه و کلیات

 

 

1.1          مقدمه

سرطان یک بیماری مدرن نیست؛ در گذشته هم وجود داشته است؛ اما امروزه به دلیل افزایش آلودگی های محیط زیست تعداد بیشتری به آن مبتلا می شوند و تعداد بیشتری هم نسبت به گذشته به پزشک مراجعه می کنند. سرطان یعنی رشد کنترل ناشدنی سلول ها در ناحیه ای از بدن؛ این وجه مشترک همه ی سرطان هاست؛ علی رغم این که چه عاملی باعث سرطان شده و چه آسیبی به سلول ها رسیده باشد. امروزه تأثیرات روانشناختی سرطان نه تنها بر روی فرد، بلکه بر روی اطرافیان و محیط اجتماعی که او را محصور کرده است مورد توجه قرار گرفته است. نگهداری و زندگی با یک فرد سرطانی با سختی ها و عوارضی همراه خواهد بود. علاوه بر این نگرانی و ترس از دست دادن فرد سرطانی سلامت روان فرد مراقبت کننده را تحت تأثیر قرار می دهد. در این فصل ضمن بیان ابعاد مسئله پژوهش به بیان اهمیت و ضرورت آن پرداخته و سپس اهداف و فرضیات و تعاریف متغیر های پژوهش ارائه می گردد.

1.2         بیان مسأله

سرطان[1] بیماری سلول هاست که عامل مشخصه آن تکثیر نامحدود و غیرقابل کنترل سلول هایی است که نئوپلاسم بدخیم را تشکیل می دهند (میرزایی، 2005؛ فلاح و دیگران 1390). این بیماری سومین عامل مرگ و میر در ایران به شمار می آید و سالانه بیش از 30000 نفر از ایرانیان جان خود را در اثر سرطان از دست می دهند (نجفی و امامی، 1390). همچنین سرطان حدود 4 درصد، مرگ و میر در کودکان زیر 5 سال و 13 درصد کودکان 5 تا 15 سال را در جمعیت ایرانی تشکیل می دهد (مهران فر و دیگران، 2012). سرطان در کودکان به نوعی متمایز از سرطان در بزرگسالان می باشد، بدین معنی که اغلب سرطان های کودکان در صورت تشخیص به موقع قابل کنترل خواهند بود (بیرقی و دیگران، 1389). تأثیری که ابتلای یک کودک به سرطان بر شرایط روانی و کیفیت زندگی مراقبینش می گذارد، کمتر از تأثیری که بر خود او می گذارد، نیست (هکلر[2] و دیگران، 2008). بومن و ویجنبرگ عقیده دارند که والدین کودکان مبتلا به سرطان علاوه بر بیماری های جسمی، پریشانی روان شناختی شدیدی را متحمل می شوند، به طوری که این پریشانی در طی زمان افزایش می یابد. این پریشانی به شکل سطح بالایی از خشم و عصبانیت، خواب آلودگی، آزردگی، افسردگی، کناره گیری از جامعه و عدم کنترل بر خود پدیدار می شود (وان[3]، 1986).  بنابراین مراقبت های حمایتی به روش های مختلف مشاوره و روان درمانی جزء لاینف درمان بیماران مبتلا به سرطان و خانواده های آن ها بوده و نباید مورد بی توجهی قرار گیرد (فکری و دیگران، 1389).

پژوهش ها نشان می دهند که تاب‌آوری و سر‌سختی روانشناختی بر بهزیستی روان‌شناختی مادران کودکان مبتلا به سرطان موثر می باشد (دهقانی نیشابوری و مقصودی، 1390). همچنین گروه درمانی ها و مداخله معنوی در مادران دارای کودکان سرطانی باعث افزایش کیفیت زندگی و کاهش پریشانی آنها می گردد (موسوی و همکاران، 1391؛ لطفی کاشانی و همکاران، 1391). یکی از روش های درمانی موثر در درمان اختلالات جسمی و روانی، رواندرمانی و گروه درمانی حمایتی می باشد. پورافکاری (1376) رواندرمانی حمایتی را اینگونه تعریف می­ کند: ” نوعی رواندرمانی که به منظور کمک به بیماران در جریان بحران­های ناشی از مسایل اجتماعی یا بیمـاری جسمی مورد استفاده قرار می­گیرد. همچنین به منظور رفـع ناراحتی­های ناشی از بیماری روانی و جسمی طولانی یا نقص­های فیزیکی بکار برده می شود .” به نظر محققین، رواندرمانی گروهی حمایتی در عمل، ملاقات گروهی از افراد همدرد است، در جلسات منظم که طی آن شرکت­کنندگان درباره شرایط خاص و دشواری­های که در آن قرار دارند، مشکلات و مسایلی که با آنها روبرو هستند و تجربه­های شخصی خود در خصوص شیوه ­های روبرو شدن و حل این مسایل و مشکلات با یکدیگر گفتـگو و تبادل نظر می­پردازند، اطلاق می­ شود.

رواندرمانی حمایتی منجر به افزایش میزان امیدواری و سازگاری روانشناختی فرد می گردد.  اشنایدر، هریس، اندرسون و هولران[4] (1991)، امیدواری را «مجموعه شناختی می دانندکه مبتنی براحساس موفقیت ناشی ازمنابع گوناگون (تصمیم های هدف مدار) و مسیرها (شیوه های انتخاب شده برای نیل به اهداف) است. بنابراین، مسیرهای تفکر و منابع تفکر عناصر زیربنایی امیدواری یا تفکر هدف مدار تلقی می شوند. »مسیرهای تفکر انعکاس دهنده ظرفیت فرد برای تولید کانال های شناختی برای رسیدن به اهدافش است و منابع تفکر هم عبارتند از افکاری که افراد در باره توانایی ها و قابلیت های شان برای عبور از مسیرهای برگزیده تعریف کرده اند تا به اهداف شان برسند. از طریق ترکیب منابع و مسیرها، می توان به اهداف رسید. اگر هر کدام از این دو عنصر شناختی وجود نداشته باشند، رسیدن به اهداف غیر ممکن است. یافته های پژوهشی نشان داده اند که بین بالا بودن میزان امیدواری افراد و موفقیت آن ها درفعالیت های ورزشی، بالا بودن میزان پیشرفت تحصیلی، سلامت جسمی و روانی بهتر و بیشتر مؤثر بودن روش های روان درمانی مورد استفاده در درمان اختلالات، ارتباط وجود دارد (اشنایدر، 2002). همچنین نووتنی[5] (1989)، دریافت امید، کیفیت اندازه پذیری است که می تواند درمرحله بررسی و شناخت فرایند پرستاری استفاده شود و در پی آن مداخلاتی در جهت ارتقای آن اعمال گردد و بدون ارتقای امید زمینه برای پذیرش آموزشهای درمانی و مراقبتی به وجود نخواهد آمد. دوفالت[6] (1985)، نیز نشان داد که عنصر امید نمادی از سلامت روحی مددجو است.

همچنین سازگاری با شرایط جدید یکی از مشخصه های سلامت روان می باشد. گوداشتاین و لانیون[7] (1995) سازگاری[8] را فرایند پیوسته ای تعریف کرده اند که در آن، تجارب یادگیری اجتماعی شخص، باعث  ایجاد نیازهای روانی او می گردد و نیز امکان کسب توانایی و مهارت هایی را فراهم می سازد که از آن طریق می توان به ارضای نیازها پرداخت. هر گاه تعادل جسمی و روانی فرد به گونه ای دچار اختلال شود که حالت ناخوشایندی به وی دست دهد برای ایجاد توازن نیازمند به کارگیری نیروهای درونی و حمایت های خارجی است. در این صورت، اگر در به کارگیری ساز و کارهای جدید موفق شود و مساله را به نفع خود حل کند می گویند فرایند سازگاری به وقوع پیوسته است (گوداشتاین و لانیون، 1995). ابعاد سازگاری، شامل سازگاری جسمانی، سازگاری روانی، سازگاری اجتماعی قرار دارد پیش درآمد رسیدن به سازگاری های روانی، اخلاقی و جسمانی، سازگار شدن از لحاظ اجتماعی است (والی پور، 1380).

اگر چه سودمندی مداخله معنوی در کاهش پریشانی مادران دارای کودکان سرطانی مورد بررسی قرار گرفته است با این حال سودمندی درمان های حمایتی و اثربخشی آنها بر میزان امیدواری و سازگاری مورد توجه قرار نگرفته است. لذا با توجه به موارد مذکور سوال پژوهش حاضر اینست که آیا رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی موثر است یا خیر؟

 

1.3         ضرورت انجام پژوهش

سرطان یک بیماری نیست بلکه نوعی از بیماریست. بیش از 200 نوع متفاوت از بیماری سرطان وجود دارد که هر کدام به شیوه های خاص ایجاد می شوند. چیزی که در همه آنها مشترک است این است که همه آنها به روشی مشابه شروع می شوند با تغییر در ساختار طبیعی یک سلول. در سال 2005، در دنیا 6/7 میلیون نفر جان خود را به دلیل ابتلا به سرطان از دست داده اند. در سال 2020، 16 میلیون نفر به سرطان مبتلا می شوند و در همین زمان، سالانه 10 میلیون نفر از این بیماری می میرند. در 10 سال آینده در صورتی که اقدامی صورت نگیرد 85 میلیون نفر بدلیل سرطان خواهند مرد. بیش از 70% موارد مرگ و میر ناشی از سرطان در کشورهای دارای درآمد پایین یا متوسط است. اما مشکل واقعی سرطان بیشتر از این اعداد است چرا که یک سوم بیماران دچار افسردگی و اضطراب در حد بالینی هستند و همچنین به دلیل از دست رفتن درآمد و لزوم تامین مخارج درمان، آسیب شدیدی به عملکرد اقتصادی خانواده وارد می شود. در آخرین آمار در کشورما، سرطان با 4/9% بعد از گروه بیماریهای دستگاه گردش خون ( 4/33% ) و سوانح مسمومیت و خودکشی ( 4/13% ) به عنوان سومین علت مرگ مطرح گردیده است. در هرسال در کشور حدود 100 هزار مورد جدید سرطان بروز می نماید. تفاوت بازری در نحوه بروز سرطان و میزان آن در مناطق مختلف جغرافیایی کشور مشاهده شده است.

سرطان نه تنها بر سلامت جسمانی و روانی فرد سرطانی تأثیر گذار است بلکه بر سازگاری و سلامت روان اطرافیانش هم تأثیر می گذارد. اگر چه پژوهش های زیادی به بررسی مقایسه ای سلامت روانی مادران کودکان دارای اختلالات روانپزشکی (صالحی، 1383) و اختلالات رفتاری (محمد اسماعیل و موسوی، 1382) و مادران کودکان عادی (صالحی، 1383)، مقایسه بهزیستی روانی و سبک‌های مقابله‌ای در مادران کودکان ناشنوا و عادی (قاسم پور و همکاران ، 1391) پرداخته اند، با این حال ویژگی های روانشناختی و مداخلات موثر در مادران دارای کودکان سرطانی در ایران مورد کم توجهی قرار گرفته است.

لذا در درجه اول شناسایی مداخلات سودمند برای ارتقای سازگاری و امیدواری مادران دارای کودکان سرطانی می تواند زمینه را برای غنای پژوهشی در این زمینه فراهم سازد. همچنین این نتایج می تواند زمینه را برای سیاست گذاری های مناسب در زمینه سلامت و بهداشت روانی والدین و اطرافیان افراد سرطانی فراهم سازد. با توجه به این موارد هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی می باشد.

1.4          اهداف پژوهش

اهداف پژوهش حاضر عبارتند از:

هدف کلی

  • بررسی اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی و سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل

اهداف فرعی

  • بررسی اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری روانشناختی در ابعاد خانه، اجتماعی، شغلی، عاطفی و سلامتی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل
  • بررسی اثربخشی رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل

1.5         فرضیه های پژوهش

فرضیات پژوهش حاضر عبارتند از:

  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر امید به زندگی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری روانشناختی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری در محیط خانه مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری عاطفی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری اجتماعی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری شغلی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.
  • رواندرمانی حمایتی گروهی بر سازگاری سلامتی مادران کودکان سرطانی نسبت به گروه کنترل موثر می باشد.

 

[1] Cancer

[2] Hekler

[3] van

[4]-Snyder, Harris. Anderson & Holleran

[5]-Nowotny

[6]-Dufault

[7] – Goodestein & Lanyon

[8] – adjustment

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 132

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159252]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه بین شادکامی و سلامت روان در بین  دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی  دانشگاه فرهنگیان

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

عنوان :بررسی رابطه بین شادکامی و سلامت روان در بین  دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی  دانشگاه فرهنگیان

 

چکیده

هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه میان شادکامی و سلامت روان در دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …. می باشد.

روش کار:دراین تحقیق از روش همبستگی استفاده شد و جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان رشته علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …. تشکیل می دهند که از بین300 نفر دانشجو بر اساس جدول مورگان نمونه به تعداد100نفرانتخاب شد واز روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شدو ابزار اندازه گیری در تحقیق حاضر پرسش نامه سلامت روان و شادکامی می باشد .

نتایج: نتایج بدست آمده نشان دادبین تحصیلات و نمره ی کل شادکامی و سلامت روان ارتباط معناداری وجود ندارد،بین سن و نمره ی کل شادکامی و سلامت روان ارتباط معناداری وجود ندارد،بین جنسیت و نمره ی کل شادکامی و سلامت روان ارتباط آماری معناداری وجود نداردوبه طور کلی بین  شادکامی  و سلامت روان  در دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …. رابطه معنی دار  وجود ندارد.

 

واژگان کلیدی: شادکامی ، سلامت روان ، دانشجویان علوم تربیتی و آموزش ابتدایی ،دانشگاه فرهنگیان …..

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                                                                             صفحه

فصل اول کلیات تحقیق. 1

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مساله. 4

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق. 8

1-5- فرضیه های تحقیق. 10

1-6- تعاریف متغییر ها 11

فصل دوم ادبیات و پیشینه تحقیق. 13

2-1- مقدمه. 14

2-2- پیشینه نظری.. 15

2-3- مفهوم سلامت روان  در نظریه های روانکاوی.. 16

2-4- دیدگاه صاحبنظران. 24

2-5- از دیدگاه روانشناسی تأثیرات شادی بر روابط اجتماعی افراد چیست؟. 30

2-6- شادکامی در خانواده و عوامل موثر درآن. 33

2-7- عدم شادکامی و طلاق در خانواده وعلل آن. 35

2-8- شادکامی و مثبت‌اندیشی.. 40

2-9- شخصیت برون‌گرا و شادکامی.. 41

2-10- شادکامی و موفقیت.. 42

2-11- موانع دستیابی به شادکامی.. 43

2-12- هوش هیجانی و شادکامی.. 46

2-13- هوش هیجانی، چه فرقی با هوش منطقی دارد؟. 46

2-14- عناصر تشکیل‌دهنده مؤلّفه‌های هوش‌ هیجانی، از دیدگاه بار- آن. 48

2-15- رابطه هوش هیجانی با شادکامی.. 52

2-16- پیشینه تجربی.. 54

فصل سوم روش تحقیق. 58

3-1- مقدمه. 59

3-2- روش تحقیق. 59

3-3-شیوه اجرای تحقیق. 59

3-4-جامعه آماری وحجم نمونه. 59

3-5-روش نمونه گیری.. 60

3-6- روش جمع آوری داده 60

3-7-ابزارگردآوری داده ها 60

3-8- روش های تجزیه و تحلیل داده ها 63

فصل چهارم تجزیه و تحلیل. 64

4-1-مقدمه. 65

فصل پنجم بحث و نتیجه گیری.. 73

5-1- مقدمه. 74

5-2- خلاصه ای از تحقیق. 74

5-3- نتیجه گیری کلی.. 74

5-4- محدودیتها 75

5-5- پیشنهادات.. 76

منابع و ماخذ. 77

ضمائم. 79

 

 

فصل اول

کلیات تحقیق

 

 

 

 

1-1- مقدمه

دانشمندان دریافته‌اند که شادی موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می‌شود. افراد غمگین به‌طور معمول از نقص کارکرد دستگاه گوارش رنج می‌برند و مرتب در معرض آلودگی‌های میکروبی و ویروسی قرار می‌گیرند. شادی، عامل تقویت‌کنندهٔ سیستم اعصاب انسان است و از بروز افسردگی جلوگیری می‌کند. پژوهش‌های روانشناسی امروزه ثابت کرده‌اند که برخورداری از عنصر «شادی و رضایتمندی» بیش از هرچیز امری شخصی، تربیتی و به عبارتی «اکتسابی» است و این خط بطلانی است بر باورهای رایج که شاد زیستن و رضایت خاطر از «بودن» را صرفاً درگرو «هرچه بیشتر داشتنِ» عناصری می‌دانند که مستقل از فردیت، هویت و کیفیت‌های روانی آدمها است. مثبت اندیشی و شاد بودن، نوعی شیوه تفکر و شیوه زندگی است؛ همانگونه نارضایتی و منفی اندیشی. بنابراین می‌توان انتخاب کرد که جهان پیرامون و درونی خویش را چگونه تفسیر کنیم. اندوه همیشه بوده و خواهدبود؛ شرایط نامساعد، دشواری‌های زیستن، رنجها و تلخی‌های فردی و شکستها و ناکامی‌ها، همگی جزئی از زیست فردی و اجتماعی انسانهاست. می‌توان به همه آنها نگریست و جام زندگی را به تیرگی‌های آن آغشته کرد، و هم می‌توان در وراء آن، زیبائی زنده بودن و موهبت ناب و فرصتی کوتاه را که دراختیارمان است، به تمامی قدر دانست و از چیزهای کوچک حتی، بهانه‌ای ساخت برای شادمانی و لبخند. ( حسینی ، 1385 ).

انسان موجودی پیچیده و دارای ابعاد مختلفی است که حیات وی در اثر تعادل نسبی این ابعاد هضم شده و دوام می آورد. یکی از این ابعاد، سلامت روان می باشد که نظام نامه ی سازمان بهداشت جهانی آن را اینگونه تعریف می کند« سلامت روان، حالت کامل آسایش و کا میابی زیستی- روانی و اجتماعی است و صرف فقدان بیماری یا معلولیت نمی باشد»  سلامت روانی در  مفهوم عام خود نیز به سلامت فکر و تعادل روانی و دارا بودن خصوصیات مثبت روانی اتلاق می گردد و راه های دست یابی به سلامت فکر و روح که برای تعالی و تکامل فردی و ا جتماعی انسانها ناظم است با پرداختن به آن روشن می شود و همچنین در مفهوم تخصصی خود رشته ای از بهداشت است که افراد تحصیلکرده و دارای مهارت و تجربیات خاص با اتخاذ روش های علمی ، آن را به مردم آموزش می دهند. سلامت روان، یعنی پیش گیری از بیماریهای روانی که پیشگیری به معنی وسیع آن عبارت است از به وجود آوردن عوامل و شرایطی که در واقع تکمیل کننده ی زندگی سالم و بهنجار می باشد وبه همین دلیل درمان اختلالهای روانی نیز جزیی از این فعالیت می باشد. یکی از عوامل مهم و در ارتباط با سلامتی روان، شادمانی است. کاواماتو (1999)افزایش شادمانی را در ارتباط مستقیم با افزایش وضعیت سلامت اشتها، خواب، حافظه، روابط خانوادگی، دوستی، وضعیت خانوادگی و در نهایت سلامت روان می داند. پرنگار (2004) معتقد است که ارتباط قوی بین شادکامی و سلامت روانی وجود دارد. آلبرکستن (2003)معتقد است که تجربه ی استرس، احساس شادکامی را کاهش می دهد یعنی هر چه فرد استرس بیشتری را تجربه نماید، از میزان شادکامی او کاسته می شود و سلامت روانی مورد تهدید قرار می گیرد. ریملند (1983)گزارش کرد ه است که اشخاص از خود گذشته معمولا شادتر از افراد خودخواه هستند. در سال های اخیر، اعتقاد بر این است که در نظر داشتن شادی و طراحی برنامه هایی برای شاد بودن، باعث افزایش شادمانی می شود و شادکامی محصول سلامت روانی است نه هدف آن. غالبا شادکامی توام با کارکرد مطلوب و سلامتی روانی همراه است و رضایت از روابط شخصی با سلامت روانی مطلوب رابطه دارد . افراد نوع دوست در مقایسه با کسانی که چنین نیستند شادترند و القای اندک عواطف مثبت، اشخاص را باهوشتر، مولدتر، دقیقتر و در نتیجه شادکام تر می کند. مرادی (1384) معتقد است که شادمانی با ابعاد شناختی، اجتماعی، هیجانی و جسمانی شخصیت رابطه دارد. خالقی (1388) دریافت که واقعیت درمانی به شیوه گروهی موجب افزایش شادکامی و سلامت روان و مولفه های مربوط به آن می شود. پترسون و همکاران (1998) نیز دریافتند که پس از آموزش نظریه انتخاب، ارضای نیازهای اساسی دانشجویان افزایش یافته است. پترسون 1998 معتقد است که خودپنداره دانشجویان دانشگاه تایوان در اثر آموزش نظریه انتخاب تقویت شده است. موفقیت هر کاری با میزان خوب کنارآمدن آدمها با یکدیگر بستگی دارد. همه انسان ها برای ارضای 5 نیاز اساسی که ریشه در ژن های ما دارد تلاش می کنند. رفتار ما همیشه وقتی بهترین انتخاب است که یک یا چند مورد از این نیازها را ارضا کند: این نیازها عبارتست از: نیاز به بقا، نیاز به عشق و محبت، نیاز به قدرت، نیاز به آزادی، نیاز به تفریح (گلسر، 1996 ترجمه فیروزبخت 1384).

1-2- بیان مساله

امروز در بحث شادکامی و شاد کردن نیز مشکلاتی وجود دارد. آنچه از سوی تعلیم و تربیت به عنوان راه های افزایش شادی مطرح می شود و مبالغ بسیاری برای طرح آنها صرف می شود. تنها شادکامی را بعنوان احساس مطلوب نشانه گرفته است (شاملو ،1384). بر طبق نظریه هیلز و آرگایل (2001) شادکامی یک سازه چند بعدی است که عناصر عاطفه و شناخت را با هم مقایسه می کند؛ شادکامی سه بعد اصلی دارد هیجان مثبت؛ رضایت از زندگی و نبود احساسات منفی از قبیل افسردگی و اضطراب (آرگایل و کراسلند 1987 به نقل از گاوین، 2004).

بسیاری از ما حتی نفس به اندازه‌ای می‌کشیم که نمیریم و مدتهاست تنفسی عمیق را در مسیر نسیم کوهستان ازیاد برده‌ایم. معنای زندگی را شاید از کودکان باید بیاموزیم؛ وقتی که بی‌دریغ می‌خندند و سرخوشانه از هر شیء کوچکی بهانه‌ای برای رضایت و آرامش می‌سازند. عده‌ای همواره به منظره پشت پنجره چشم می‌دوزند و عده‌ای دایماً به لکه‌های روی شیشه‌های همان پنجره. اگرچه به پیروی از سخن حکیمانه‌ای که می‌گوید وقتی نمی‌توانی دنیا را تغییر دهی دستکم خودت را تغییر بده، سهم مهمی از شاداندیشی امری فردی است؛ اما بی‌آنکه بخواهیم توپ را به زمین دیگران بیندازیم باید تأکید کرد که این هم تنها بخشی از حقیقت است و بخش دیگر آن، وابسته به تحلیل‌های جامعه شناختی موضوع. اگر براساس مفاهیم جامعه شناختی، واحد انسانی را جزئی از کلیتی بینگاریم که پهنه زیست اجتماعی است، پس روی عمده دیگری از این سکه در فضای بیرونی و به قول هابرماس در «حوزه عمومی» است که معنا می‌یابد. یعنی آنچه که در قلمرو سیاست و مدیریت امر اجتماعی می‌گنجد؛ به عبارتی بخش قابل توجهی از میزان رضایتمندی در برنامه ریزیهای عمومی است که رخ می کند. بدیهی است که تهیه ملزومات مادی و رفاهی از وظایف اولیه و اولویتهای مهم دولتمردان در هر جامعه‌ای است اما نباید فراموش کرد که چنانچه نشاط، شادمانی و خرسندی عمومی رو به کاهش نهد، هیچ جامعه‌ای نخواهد توانست حتی برنامه‌های رفاه اجتماعی خود را که حاصل کار و تلاش و همت نیروهای انسانی اوست، به سامان برد .در طول قرن بیستم انسان پیش از تمام تاریخ بشریت دستخوش دگرگونی از نظر شیوه های زندگی روابط اجتماعی و مسائل اقتصادی گردیده است. تلاش در جهت صنعتی شدن و گسترش شهرنشینی و زندگی مکانیزه که لازمه آن قبول شیوه های نوین برای زندگی است. اثر معکوس بر سلامت انسان گذاشته و در ارتباط با مقوله سلامت ابعاد دیگری را مشخص نموده است. یکی از این ابعاد سلامت روان افراد جامعه است. مقوله ای که اگرچه تازگی ندارد لیکن از نظر تخصصی دیر زمانی نیست که به آن توجه گردیده است. با توجه به شیوع بیماری روانی در جامعه اهمیت تلاش در جهت اعتلای سلامت روانی افراد هر اجتماعی بارزتر می گردد. مهمترین مسأله در این ارتباط پیشگیری از مسائلی است که باعث می گردد سلامت روان افراد جامعه مختل گردد و بالطبع پیامدهای منفی در پی داشته باشد. پیشگیری از بروز این عوامل نیز جز با آشنایی با وضعیت موجود سلامت روان در افراد جامعه ای که قصد پیشگیری در آن را داریم ممکن نیست. چرا که آشنایی با وضع موجود ما را به اوضاع امیدوار می سازد و یا ما را جهت بکارگیری روش های مناسب، در جهت از بین بردن عوامل مخل سلامت روان و بکارگیری ابزارهای مناسب در این جهت یاری می نماید. بحث سلامت روان به دلیل پرورش نسل از اهمیت ویژه ای برخوردار است ( سعادتی ، 1386 ).

فردریکسون (2002)معتقد است عواطف منفی همچون، اضطراب یا خشم، سبب می شوند ذهن فرد فقط به تولید واکنش دفاعی در برابر موضوعات ایجاد کننده ی این عواطف منفی ، محدود شود در صورتی که عواطف مثبت، سبب می شوند که ذهن فرد بر روی محرکها باز باشد و این مساله به نوبه ی خود فرصتهایی را برای توجه ی گسترده تر به محیط ، ایجاد کرده و در نتیجه خلاقیت فرد را بیشتر کرده و موجب شادکامی می شود. فروید نیز، طنز را وسیله ای برای دست یابی به شادی با وجود تمام اتفاقات اضطراب آور و شرایط نامساعد می داند. طنز، از ارزش ایمن سازی بسیاری برخوردار است . فروید معتقد است بدون داشتن حس بذله و استفاده از آن در موقعیت های مقتضی امکان ندارد بتوان از نظر روانی شاد بود. طنز به ما این توانایی را می دهد که شادی را در زندگی حفظ کنیم، شادی ای که همیشه در معرض خطر ناپدید شدن است.(جیکسون، 2005)

یکی از محورهای ارزیابی سلامتی جوامع مختلف، بهداشت روانی آن جامعه است. سلامت روانی نقش مهمی در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا می کند. از آنجا که دانشجویان از اقشار مستعد برگزیده جامعه و سازندگان فردای هر کشور می باشند، بنابراین سلامت روانی آنان از اهمیت ویژه ای در یادگیری و افزایش آگاهی علمی برخوردارد. از ضروریات اساسی زندگی دانشجویی که توجه به آن در رشد و توسعه جامعه اثر مستقیمی دارد و پرداختن به آن شرط اساسی در بهره وری بهینه از نیروهای کارآمد و تحصیل کرده می باشد، بهداشت روانی دانشجویان است. سلامت روانی یکی از ابعاد مهم سلامتی می باشد. بنا به تعریفی که کارشناسان سازمان جهانی بهداشت مطرح می کنند، سلامت ذهن عبارت از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها و تمایلات شخصی، به طور منطقی، عادلانه و مناسب باشد. سلامت روانی نقش مهمی در تضمین و کارآمدی هر جامعه ای ایفا می کند. افراد برای کنار آمدن با موقعیت های فشارزا از شیوه های مقابله‌ای متفاوتی استفاده می کنند. کارآمد و ناکارآمد بودن این شیوه‌های مقابله، نقش اساسی در بهزیستی جسمی، روانی و اجتماعی افراد دارد. در این راستا یکی از راه هایی که مکرراً از سوی محققین مختلف برای حفظ ارتقای سلامت روانی توصیه می شود، انجام فعالیت های ورزشی می باشد (دادخواه، 1383).

سازمان بهداشت جهانی سلامتی را رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری و ناتوانی تعریف می کنند (کی قباری، 2003) پژوهش های بسیاری در ایران نقش فعالیت های بدنی را در ارتقاء سلامت روانی بررسی کرده اند. در این میان، بیشتر پژوهش های انجام شده حاکی از ارتباط مثبت و معنادار بین انجام انواع فعالیت های ورزشی و سلامت روانی می باشد. در مطالعه ای که (حمایت طلب و همکاران 1382 و 1383) به منظور سلامت روانی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار انجام دادند، نتایج نشان داد که گروه ورزشکار در مقایسه با گروه غیرورزشکار از عزت نفس، رضایتمندی، کارآمدی، خلق مثبت، سلامت روانی و شادکامی بالایی برخوردارند. بررسی نمرات سلامت روانی با در نظر گرفتن متغیر جنسیت نشان می دهد که میانگین نمرات سلامت روانی دختران 79/26 و میانگین سلامت روانی پسران 13/24 می باشد.
در سال های اخیر موضوع سلامت روان بسیار مورد بحث وتوجه روان شناسان ، روان پزشکان و مشاوران قرار گرفته وتوجه به نقش سلامت روان در تضمین زندگی فردی واجتماعی اهمیت ویژه یافته است. تاکنون از سلامت روان تعاریف گوناگونی ارائه شده است که همه ی آنها بر تعادل ویکپارچگی جسم وروح تاکید ورزیده اند. برخی سلامت روان را معادل با سازگاری با محیط خانواده دوستان وبه طور کلی اجتماع می دانند. در این تعریف کسی که بتواند تعارض‌های درونی وبیرونی خود را به خوبی حل کند ودر مقابل ناکامی های زندگی مقاوم باشد، دارای سلامت روان است.(تودور،1382به نقل از خسروی ،1385).
عوامل موثر بر سلامت روان با توجه به وجود تفاوت های فردی فراوان بدون تردید بسیار متعدد است لیکن یکی از عواملی که می تواند بر سلامت روان فرد اثر گذارد کمال گرایی می باشد. این مفهوم اگرچه در دو دهه پایانی قرن بیستم مورد توجه قرار گرفته اما هنوز به عنوان پدیده ای تقریبا ناشناخته مطرح شده است. ما در جامعه کمتر خانواده ای می بینیم که بخاطر یک اشتباه کوچک فرزندشان آنها را مورد سرزنش و انتقاد قرار ندهند و انتظارهای بیش از حد توان او را از وی نخواهند. بدون تردید اکثر ما دوست داریم کارهایمان را بدون هیچ نقصی انجام داده و حتی اگر یک اشتباه کوچک مرتکب شویم خود را سرزنش می کنیم و با این خودسرزنشگری و ارزیابی منفی مشکلاتی بر فرایندهای درونی مان ایجاد می کنیم (نجفی، 1383).

 لذا در این پژوهش سعی شده است تا سلامت روان دانشجویان دانشگاه فرهنگیان …. را مورد بررسی قرار دهیم و مسئله اصلی این است که آیا بین شادکامی و سلامت روان در دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان  ….  رابطه معنی دار وجود دارد ؟

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

یکی از محورهای ارزیابی سلامتی جوامع مختلف بهداشت روانی آن جامعه است . سلامت روانی نقش مهمی  در تضمین پویایی و کار آمدی هر جامعه ایفا می کند سازمان بهداشت جهانی ، سلامت را عبارت از رفاه کامل جسمی ،روانی و اجتماعی می داند . هنگامی انسان در وضعیت سلامت کامل است که بهداشت در هر سه بعد وجودی آدمی تأمین شده باشد .سلامت روان عبارت است ازرفتار موزون و هماهنگ با جامعه ، شناخت و پذیرش واقعیت های اجتماعی و قدرت سازگاری با آنها و شکوفایی استعدادهای فطری خویش . ارتقاء سلامت روانی در جامعه موجب بهبود کیفیت زندگی می گردد. بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ فردی درمقابل آن مصونیت ندارد و این خطری است که بشر را مدام تهدید می کند . بیماری های روانی خاص یک قشر یا طبقه نبوده و تمام طبقات اجتماعی را شامل می شود. مطالعات انجام شده بر روی اختلالات روانی نشان دهنده ی آن است که آمار اختلالات روانی در اکثر جوامع در حال افزایش  می باشد به طوری که سازمان بهداشت جهانی پیش بینی نموده است که تا سال 2020 اختلالات خلقی دومین ، بیماریهای شایع در جهان خواهد بود  اختلالات عاطفی و روانشناختی از عوامل مهم در کاهش کیفیت زندگی در تمام جوامع هستند. طبق تخمین سازمان جهانی بهداشت از هر چهار نفر یکی یا به عبارت دیگر 25 درصد جمعیت جهان ازاختلالات روانی و رفتاری و عصبی رنج می برند. تقریباً درصد کودکان و نوجوانان در طی یک سال علایم DSM- IV نشانه های اختلالات روانشناختی را تجربه می کنند، علاوه بر این تعداد زیادی در معرض خطر آسیب  های آینده یا به خاطر مشکل رفتاری ، فشار عاطفی یا روانی‌نیازمند یاری وجود دارند، اما هنوز به مرحله ای نرسیده اند  . لذا سلامت روانی  آنان از ا همیت ویژه ای در یادگیری و افزایش آگاهی علمی  برخوردار است. ورود به دانشگاه مقطعی بسیار حساس  در زندگی نیروهای کارآمد و فعال جوان در هر کشوری  است و غالبا با تغییرات زیادی در روابط اجتماعی و انسانی  آنها همراه می باشد. مروری بر پژوهشهای انجام  شده نشان می دهد که شیوع و شدت مشکلات  روانی در دانشجویان نسبت به جمعیت غیر دانشجو  افزایش پیداه کرده است .  از آنجائیکه دانشجویان از حساس ترین اقشار جامعه هستند و نظر به اهمیت سلامت روانی این گروه مطالعه ای با هدف تعیین وضعیت سلامت روانی دانشجویان و تاثیر شادکامی در افزایش آن صورت گرفت تا ضمن شناسایی گروه های آسیب  پذیر با بهره گرفتن از نتایج حاصله بتوان ضمن ارائه خدمات  بهداشت روان همچون مشاوره، روان درمانی و درمان دارویی موجبات ارتقاء سطح بهداشت روان دانشجویان را  فراهم نموده و از عوارض و پیامدهای افت تحصیلی و هدر  رفتن نیرو و توانایی قشر جوان و فعال جامعه که موجب آسیب اقتصادی کشور می گردد پیشگیری به عمل آید[1]. ( صادقیان و همکاران 1385 ).

جامعه ما، جامعه‌ای است که مصائب بسیاری را از سر گذرانده است، از جنگ تحمیلی تا مشکلات و مصائبی چون زلزله بم و… و لذا ضروری است که مسؤولان مربوط، در کنار اندیشیدن به تأمین نیازهای اولیه مادی، به ترویج وتدوین برنامه‌های عام برای گسترش مناسبتها و جشنها و مراسم شادی‌بخش نیز همت کنند. چنین رویکردهایی از توجه به چهره و کالبد شهری گرفته تا تشویق حضور رنگ و… را می‌تواند در بربگیرد؛ و در این راه می‌توان از متخصصینی ذی‌صلاح چون جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی و تجربیات مشابه دیگر کشورها در این عرصه، بهره‌ها برد؛ و البته از توانائی‌های معماران و هنرمندان که در کشور ما بسیارند. روانشناسی و واقعیات بارها تجربه شده در جوامع بشری ثابت می‌کنند که هیچ ملتی بدون خنده و شاد زیستن نخواهد توانست رؤیاها و آرمانهایش را محقق کند. ( کیومرث ، 1382 1-4- اهداف تحقیق

1-4-1- هدف کلی :

– هدف کلی بررسی رابطه میان شادکامی و سلامت روان در دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …..

1-4-2- اهدف جزئی:

– بررسی رابطه بین جنسیت و نمره کل شادکامی در دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …..

– بررسی رابطه بین سن و نمره کل  شادکامی دردانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …..

– بررسی رابطه بین تحصیلات و نمره شادکامی  در دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …..

1-5- فرضیه های تحقیق

1-5-1- فرضیه اصلی :

–  بین  شادکامی  و سلامت روان  در دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …. رابطه معنی دار  وجود دارد . 

1-5-2- فرضیه های فرعی :

– بین جنسیت و نمره کل شادکامی و سلامت روان در دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …. رابطه وجود دارد.

– بین سن و نمره کل  شادکامی و سلامت روان دردانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …. رابطه وجود دارد.

– بین تحصیلات و نمره شادکامی و سلامت روان در دانشجویان رشته های علوم تربیتی و آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان …. رابطه وجود دارد.

 

تعداد صفحات : 94

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159244]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر انگیزه پیشرفت و نارسایی هیجانی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری

عنوان : بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر انگیزه پیشرفت و نارسایی هیجانی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری

1 -1)مقدمه

کودکان بسیاری هستند که ظاهری طبیعی دارند ،رشدجسمی،قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنهاست و هوششان کما بیش عادی است ،به خوبی صحبت می کنند ومثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می کنند .درخانه نیز خودیاری های لازم را دارند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. اما وقتی به مدرسه می روند و می خواهند خواندن،نوشتن و حساب را یاد بگیرند،دچار مشکلات جدی و قابل ملاحظه می شوند.این کودکان با مشکلات یادگیری درمدرسه روبروهستند واین امرگاهی به شکست تحصیلی وترک تحصیلی منتهی می شود.  این مسئله ناتوانی در درک ویادگیری مطلوب برخی ازمطالب آموزشی در برخی از دانش آموزان و بعضا” دانشجویان در سالهای اخیر بطور فوق العاده ای مورد توجه متخصصان وکارشناسان تعلیم وتربیت قرار گرفته است (افروز،1385). این مشکلات،واقعیت های غیر قابل انکاری هستند که در تمام جوامع،فرهنگ هابه چشم می خورد و ناتوانی آنها ناشی از بهره هوشی پایین،نارسایی حسی ،آموزش ناکافی وفقر فرهنگی آنها نیست (هالاهان و کافمن،1988؛ترجمه جوادی،1386). کودکان دارای این مشکلات که عمدتا” دچار ناتوانی های یادگیری[1]هستند،واینکه اغلب ظاهری طبیعی دارند و از لحاظ رشد جسمی ،قد و وزنشان حالت عادی دارند و از نظرهوش نیز دارای عقب ماندگی ذهنی نمی باشند،مانند سایر همسالان خود صحبت کرده و بازی می کنند ،ولی آنان عمدتا”از نظر درسی در یک یا چند زمینه با مشکل جدی روبرو بوده و بدون بهره گیری از آموزش های ویژه نمی توانند ادامه تحصیل دهند(فریار و رخشان،1379).

صاحب نظران حیطه این اختلال،یک رشته ویژگی ها را برای این اختلال مشخص کرده اند  که شامل موارد زیر است ؛ اختلاف بین توانایی بالقوه و عملکرد واقعی،دشواری یادگیری تحصیلی،اختلالات زبانی،اختلالات ادراکی،اختلالات خاص یادگیری،نارسایی فراشناختی ،مشکلات اجتماعی،عاطفی،مشکلات حافظه ای، اختلالات حرکتی ،مشکلات توجه وبیش فعالی (کریمی،1383).

یکی از عواملی که احتمالا”با ناتوانی های یادگیری دانش آموزان مرتبط می باشد، ،نارسایی هیجانی[2] می باشد.این مفهوم در حیطه روانپزشکان و درمانگران اختلالات روان تنی قرار دارد ودر بسیاری ازبیماران روان تنی دیده شده است. نارسایی هیجانی، بعنوان یک پدیده هیجانی به اختلال خاص در کارکرد روانی اطلاق می گردد که در نتیجه فرایند بازداری خودکار اطلاعات و احساسات هیجانی بوجود می آید(مددی وقائلی،2002).نارسایی هیجانی رابعنوان توانایی کم برای متمایز کردن احساسات هیجانی،توانایی کم برای بیان تجربیات هیجانی به صورت کلامی، توانایی کم برای تجربه کردن احساسات هیجانی ،کاهش تمایل برای فکر کردن درباره هیجانات تعریف می کنند(سیفنوز[3]،1973).این اختلال که به ناتوانی در پردازش شناختی اطلاعات هیجانی وتنظیم هیجانها گفته می شود،سازه ای است چند وجهی، متشکل از دشواری در شناسایی احساسات ،دشواری در توصیف احساسات برای دیگران و جهت گیری فکری بیرونی (تیلور و بگبی[4]،2000).ویژگی های اصلی نارسایی هیجانی عبارت است از:ناتوانی در بازشناسی وتوصیف کلامی هیجانهای شخصی، فقرشدید تفکر نمادین که آشکار سازی با برخورد ها، احساسات،تمایلات وسائق ها را محدود می کند.ناتوانی در بکارگیری احساسات بعنوان علایم مشکلات هیجانی، تفکر انتفاعی در مورد واقعیت های کم اهمیت بیرونی،کاهش یادآوری رویاها،دشواری درتمایز بین حالتهای هیجانی وحس های بدنی،فقدان جلوه های عاطفی چهره، ظرفیت محدود برای همدلی و خود آگاهی(تول،مداگلیا و رویمر[5]،2005). نارسایی در تنظیم ومدیریت هیجانها(فرایند گذار از پردازش به عمل)از ویژگیهای نارسایی هیجانی است (تیلور و بگبی،2000).

یکی دیگر از متغیرهای مهم اثرگذار و مشکلات احتمالی در افراد دارای اختلال یادگیری، انگیزه پیشرفت[6] می باشد.بررسی ها نشان می دهند که انگیزش یکی از عوامل اصلی رفتارها است و درتمام رفتارها از جمله یادگیری،عملکرد ادراک،دقت،یادآوری،فراموشی،تفکر ،خلاقیت و هیجان اثر دارند.(مورای،ترجمه براهنی،1369).به طور کلی انگیزش را به موتور و فرمان اتومبیل تشبیه کرده اند ودراین مقایسه نیرو و جهت،مفاهیم عمده انگیزشی هستند.انگیزش متغیری فرضی است که روان شناسان تربیتی، بود و نبود و درجات آن را در دانش آموزان از راه مشاهده رفتار ویا نمرات درسی در فضای آموزشی استنباط می کنند(ریو[7]،2005؛ترجمه سیدمحمدی،1386).بالاخره انگیزه محرک اساسی برای تمام اعمال ما است.انگیزه اشاره به پویایی رفتار ما دارندکه شامل نیازهای ما،تمایلات و جاه طلبی های ما در زندگی می باشد. انگیزه پیشرفت اساس ما در رسیدن به موفقیت و رسیدن به تمام آرزوهای ما در زندگی است. انگیزه پیشرفت می تواند بر نحوه ای که یک فرد وظیفه ای را انجام می دهد ویا تمایل به نشان دادن شایستگی را دارد،تاثیرگذار باشد(هاراکییویچ ،بارون ،کاتر  و الیوت[8]،1997).در واقع منظور از انگیزه پیشرفت،میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت وشرکت در فعالیتهایی است که موفقیت درآنهابه کوشش و توانایی شخص وابسته است(اسلاوین،2006؛ترجمه سید محمدی، 1385).

از جمله مداخله هایی که می تواند برانگیزه پیشرفت ونارسایی هیجانی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری تاثیر داشته باشد و تاکنون مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته است مصاحبه انگیزشی[9] می باشد.

مصاحبه انگیزشی روشی مراجع محور است که رهنمودی برای تقویت وافزایش انگیزه درونی بوده و به منظور تغییر ،از طریق کشف،شناسایی و حل تردیدها ودو سوگرایی استفاده می شود. مدل مفهومی مصاحبه انگیزشی،بر پایه مفاهیمی از فرایند تغییر[10]پروچسکا و دیکلمنته ،موازنه تصمیم گیری[11] جانیس[12] و مان[13] ،نظریه متعادل سازی[14]  برم[15]،نظریه ادراک خویشتن[16] بیم[17]،نظریه خود سامان دهی[18] کانفر[19] و نظریه ارزش های[20] راکیج[21] شکل گرفته است(فیلدس[22]،2006).در این نظریه با تکیه بر حمایت نظری نظریه خودتعیین گری[23]، تاکید زیادی بر ارضای نیازهای بنیادی روانشناختی خودمختاری [24]،شایستگی[25] وارتباط با دیگران[26] می شود.ارضای این نیازها شرایط لازم را برای رشد روانشناختی ، انسجام یافتگی و بهزیستی شخص فراهم می کنند(دسی و رایان[27]،2000).

  بنابراین با توجه به مطالب بالا هدف این پژوهش تعیین اثر بخشی مصاحبه انگیزشی بر انگیزه پیشرفت ونارسایی هیجانی  دانش آموزان داری ناتوانی های یادگیری شهر پارس آباد می باشد.

 

1-2)بیان مسئله

امروزه بزرگترین گروه کودکان استثنایی ،کودکان دچار ناتوانی یادگیری می باشند(احدی و کاکاوند،1389؛ کیرک،گالاگ،کلیمان،آناستاسیو[28]،1999).ناتوانی های یادگیری نمایانگر یکی ازبزرگترین وشاید جنجال برانگیزترین مقوله های آموزش و پرورش است.این اختلال بعنوان یک مشکل عصب شناختی در نظر گرفته شده است که با مشکلات جدی در توانایی خواندن ،نوشتن و ریاضی همراه بوده وبا توانایی ذهنی مورد انتظار در فرد همخوانی ندارد.. متخصصان، یادگیری را کلید اساسی زندگی وسالم زیستن می دانند و شاید هیچ فرایندی ازفرایندهای زندگی انسان مانند فرایند یادگیری میزان سلامت و عمدتا سلامت ذهنی و روانی او را نشان ندهند(شعاری نژاد،1386،به نقل از یوسفی،1391). این اختلال سبب ایجاد مشکلاتی در زمینه های اجتماعی ،هیجانی و تحصیلی برای دانش آموزان می شود(فریلیچ وشتمن [29]،2010) .و یکی از معضلات مهم و تعیین کننده سرنوشت تحصیلی ،ناتوانی به شمار می آید(سیدمن ،بیدرمن واستفن[30] ،2006؛به نقل از رحیمیان بوگر،1391) .وفهم کامل این اختلال، نیازمند توجه به حوزه های اجتماعی ،خانوادگی،عاطفی و رفتاری زندگی کودک است(لرنر[31]،1997؛به نقل از خرمایی،عباسی و رجبی،1391). پیامدهای ناتوانی های یادگیری بر سلامت ذهن و روان مبتلایان شامل:اضطراب،گوشه گیری ، بی اعتمادی،طردشدگی،یاس و ناکامی،اعتماد به نفس پایین،مشکلات بین فردی و کمبود مهارتهای اجتماعی می باشد(هاگر و وان[32]،1995؛به نقل از یوسفی،1391).میزان ترک مدرسه برای کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال ،گفته می شودحدود 40 در صد،یعنی یک ونیم برابر حد متوسط است.تعداد زیادی از معلمان وقتی را که صرف آموزش خواندن ،نوشتن و ریاضی می کنند بیش از مدتی است که صرف آموزش دروس دیگر می شود(دادستان،1389).

 این اختلالات تنها به افت تحصیلی واتلاف بودجه پایان نمی پذیرد،بلکه به سرزنش،تحقیر از جانب سایر دانش آموزان،سلامت روان دانش آموزان را به مخاطره می اندازد واین مشکل منجر به اضطراب و ناخشنودی گردیده وتمام زندگی فرد را تحت پوشش قرار می دهد که ما حصل آن آسیب به بهداشت روانی فرد و جامعه می باشد (کارگر شورکی ، ملک پورو احمدی،1389).

این کودکان بعد از مدتی خود را متفاوت از دیگران می بینند و چه بسا احساس حقارت به آنها دست بدهد و یا اگر معلم کلاس و سایر همسالان آنها را سرزنش کنند ،به بیزاری از درس،مدرسه،معلم و دانش آموزان نیز دچار شوند. والدین این گروه از کودکان ،که غالبا بی خبر از ریشه ها و دلایل ناتوانی یادگیری فرزندان خود هستند،مشکل را بغرنج تر می کنندو با فشارهایی که به کودک وارد می آورند،دشواری های مضاعفی رابرای او ایجاد می کنند.مقایسه های ناروا غالبا تحقیر آمیزی که بین این کودکان و همسالان و همکلاسی هایشان توسط معلم و والدین و غیره صورت می گیرد،اندک اندک اضطراب وبی اعتمادی را در این کودکان دامن می زند (والاس و مک لافین[33] ،1993؛به نقل از لطف آبادی،1369).همچنین کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری در مقایسه با دانش آموزان عادی همتای خود ،در مهارتهای اجتماعی کمبود دارند.این کودکان بعلت داشتن مشکلات بین فردی با همسالان ،اغلب از سوی آنها طرد شده یانادیده گرفته می شوند، که این رانده شدن بدبینی کودک به درس و مدرسه،گوشه گیری ،تنهایی و افت تحصیلی را باعث می شود(هاگر و وان[34] ،1995؛به نقل از یوسفی،1391).مبتلایان به ناتوانی های یادگیری که طبق تخمین های جهانی حدود 8 درصد از دانش آموزان و غالبا پسران را تشکیل می دهند و معمولا پیش از ورود به مدرسه شناخته نمی شوند ،زیرا این ناتوانی ها در مدرسه ظهور می یابند.افراد مبتلا دارای توزیع هوش بهنجار بوده اما در هجی کردن ،حساب و خواندن دارای مشکلاتی هستند(هیمن وبرگر[35]،2008). در صورت ارزیابی سطحی و نامناسب،ممکن است ناتوانی های یادگیری بر عملکرد فرد تاثیر نامطلوبی گذاشته و باعث ایجاد نقایص عملکردی در بسیاری ازحیطه های زندگی شود(سیلور،روف،ایورسون،بارت،بروشیک و وکسلر[36]،1991) .از قبیل تاثیر نامطلوب بر روابط اجتماعی،نقص در پردازش اطلاعات جتماعی،کج فهمی رفتار دیگران (راورکی[37]،1995؛بائو مینگر و کیمهی –کایند[38]،2008)، مهارتهای بین فردی ضعیف(لاد و تروپ-گاردون[39]،2003؛وینر[40]،2004)،سطوح بالای طرد اجتماعی و تنهایی(استیل،جونز،پارل،وان آکروفارمرورودکین[41]،2008)،اختلال خلق و افسردگی (سیدریدیس[42]،2007؛وینرو اشنایدر[43]،2002)مشکلات سازگاری از هر دو نوع درونی و بیرونی(آل- یاکن و میکولینسر[44]،2004؛آوریچ،گراس-تیسر،مانور و شالوو[45]،2008 و سطح بالایی ازمشکلات هیجانی-اجتماعی می شود(آوربچ و همکاران،2008؛سیدریدیس ،2007؛کلاسن ولینچ[46]،2007؛سیدریدیس،مورگان،بوتساس،پادلیادو و فوکس[47]،2006)،و یا فعالیت های روزانه فرد ممکن است به دلیل عواملی همچون حافظه مختل،توانایی استدلال ضعیف یا توانایی حل مسئله پایین تحت تاثیر قرار گیرد(سیلور ،روف،ایورسون،بارت،بروشیک،بوش، کوفلر و رینولدز[48]،2008).در افراد مبتلا به ناتوانی ای یادگیری خودمختاری،رشد شخصی،هدفمندی،پذیرش خود و تسلط بر محیط ،آن طور که باید رشد نمی یابد(راغب،به نقل از یوسفی،1391). اما این اختلال نه یک اختلال یادگیری واقعی است و نه به وسیله یک اختلال هیجانی بوجود می آید(سیلور و همکاران،1991)،بلکه علل وعوامل زیادی می تواند موجد ناتوانی یادگیری باشد. مطالعات مختلف سه عامل ؛خصوصیات کودکان ،جنبه های خانوادگی و محیط اجتماعی را به عنوان عوامل اصلی و تاثیرگذار در شکل گیری اختلال کودکان نشان داده اند(ماستن و گارمزی[49]،1985؛ورنر و اسمیت[50]،1992؛ماریژن و کاسدن[51]،1997؛به نقل ازهیمن و برگر،2008).پژوهشها حاکی از این است که والدین کودکان مشکل دار،محدودیتهایی از قبیل بهداشت روان ،احساس محرومیت و سطوح بالایی از استرس و افسردگی را نسبت به والدین کودکان عادی تجربه می کنند(کوئین و پاول[52]،1985؛به نقل از یوسفی،1391 ؛ رواچ،آرموند و بارات[53]،1999؛والتنین،ام سی درمات و اندرسون[54]،1998) این در حالی است که تعامل والدین با کودک می تواند تاثیر عمده ای بر مهارتهای اجتماعی کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری داشته باشد(دایسون [55] ،2003 ).شناسایی عوامل موثر بر بروز و شیوع اختلال یادگیری اولین گام در نقشه راه درمان اختلالات یادگیری است وبه متخصصان بالینی در طراحی مداخلات کمک خواهد نمود(سمرود-کلیکمن،والکویاک،ویلکینسون و مین[56]،2010). این دسته از افراد اغلب از طریق روش های معمولی آموزش و پرورش قادر نیستند به اهداف آموزشی دست پیدا کنند و در نهایت از تحصیل  متنفرگشته  و احتمالا” ترک تحصیل کنند(گرانت و گرانت[57]،2010).برهمین اساس این دسته از دانش آموزان به آموزش های ویژه و مداخلات روانشناختی ویژه نیازمندند.

نارسایی هیجانی،به ناتوانی برای تشخیص و ابراز هیجانها بطور کلامی گفته می شود.این اصطلاح توسط سیفنوز،برای اشاره به خوشه ای از ویژگی های شناختی و عاطفی، میان بیماران دارای بیماری های روان تنی کلاسیک مطرح شده است. با توجه به اینکه آلکسی تایمیا یک سازه چند بعدی است؛بوسیله ویژگی های زیر تعریف می شود: مشکلات قابل توجه در شناسایی و توصیف احساسات محدود،سبک شناختی که عینی وبرمبنای واقعیت است و درجه بالااز تطابق  اجتماعی با تماس اندک با واقعیت روانی خود(سیفنوز[58]،1988) .جوکوما،ساری جاروی ،موریا ایسنیمی و سالوکانگاس[59](1996؛به نقل ازحضوری،1389) ،شیوع آلکسی تایمیا را میان نوجوانان 15،16ساله مطالعه وتفاوتهای جنسی را درارتباط با این مفهوم بررسی کرده اند .این پژوهشگران با بهره گرفتن از یک نمونه نوجوانان فنلاند شمالی،آلکسی تایمیا را با بهره گرفتن از مقیاس تورنتوی آلکسی تایمیا اندازه گیری کردند.یافته های آنها نشان داد که شیوع آلکسی تایمیا در جمعیت نوجوانان با شیوع گزارش شده در جمعیت بزرگسالان همخوانی دارد.بطوریکه 10درصد نوجوانان مونث و7درصد نوجوانان مذکر به عنوان آلکسی تایمیک شناخته شدند.با وجود این برخلاف جمعیت بزرگسالان تفاوت جنسی در بین نوجوانان معنی دار نبود.پژوهشگران همچنین یک رابطه بین نمرات بالای آلکسی تایمیا و عوامل ناخوشایند در دوران کودکی ،نظیر سطح پایین تحصیلات مادر،استرس های خانوادگی و زندگی در مناطق روستایی رابدست آوردند.این یافته ها رابطه بین آلکسی تایمیا با سطح تحصیلی پایین و طبقه اجتماعی پایین در بزرگسالان را نیز تایید کردند.در نتیجه ی این نتایج شیوع آلکسی تایمیما و رابطه آن را به یک جمعیت بزرگتر تعمیم می دهند.مجموعه ای ازمطالعات حاکی از این است که ویژگی های آلکسی تایمیا نه تنها در اختلالات روان تنی،بلکه در بیماری های جسمانی مزمن و شدید دیگر و در اختلالات روانپزشکی مختلف نظیر سوء مصرف مواد،اختلال استرس پس از سانحه،اختلال جسمانی شکل، اختلالات اضطرابی،اختلال وسواس فکری-عملی و افسردگی انجام شده اند.اخیرا آلکسی تایمیا بعنوان یک شاخص پیش بینی احتمالی در ناتوانی های یادگیری مورد بررسی قرارگرفته است، تحقیقات نشان می دهد بین 38 الی 78 درصد کودکان دارای نارسایی هیجانی،دارای ناتوانی یادگیری نیزمی باشند(فسلر،روزنبرگ و روزنبرگ[60]،1991؛فرستاد ، توپولوسکی وولر[61]،1992).در مطالعه ای نشان داده شده است بین مولفه های نارسایی هیجانی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری و بهنجار تفاوت معنی دار وجود دارد،به عبارت دیگر دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در شناسایی ،توصیف و تفکر عینی در مورد هیجانهای خویش در مقایسه با دانش آموزان عادی به طور معنی دار ضعیف می باشند(سلیمانی،زاهد،فرزانه و ستوده،1390). شواهد پژوهشی حاکی از این است،که افراد مبتلا به اختلالات یادگیری خلق پایین تر،اضطراب و نشانه های افسردگی بالاتری را نسبت به افراد عادی تجربه می کنند(بیوسی،گلدمن و اسکینر[62]،2004). آلکسی تایمیا با اضطراب و افسردگی رابطه مثبت دارد(حضوری،1389).بررسی ها نشان داده اند که توانمند بودن افراد از نظر هیجانی ،روبرو شدن آنها را با چالش های زندگی آسان می کند ودر نتیجه آنها را از سلامت روان بیشتری برخوردارمی کند(کینگ وایمونز[63]،1990). افراد توانمند ازنظرهیجانی احساسهای خود را تشخیص می دهند،مفاهیم ضمنی آن را درک می کنند و به گونه موثرتری حالتهای هیجانی خود را برای دیگران بیان می کنند.این افراد درمقایسه باافرادی که توانایی درک و بیان حالتهای هیجانی خود را ندارند درکنارآمدن با تجربه های منفی ازموفقیت وسازگاری مناسب تری را در ارتباط با محیط ودیگران نشان می دهند(گلمن[64]، 1995).نارسایی هیجانی که به معنی نبود واژه برای ابراز هیجان با شاخص های سلامت رابطه دارد.پژوهش حاکی از این است که نارسایی هیجانی با عادات غذایی نادرست،بی تحرکی،سوء مصرف مواد(هلمرز و منت[65]،1999)،اختلال جسمانی کردن(مدستین،فور و مالتی[66]،2004).همچنین بااضطراب(دوین،استوارت و وات[67]،1999؛ ایزاگوری،کابزون،آلدا،اولاریاکا و جوانیز[68]،2004) و افسردگی(مدستین وهمکاران،2004؛ ایزایگوری و همکاران،2004؛هنکالامپی ،هنتیکا، تنسکانن،لهتونن و ویناماکی[69]،2000) ارتباط دارد.شواهد پژوهشی حاکی است که نارسایی هیجانی به دلیل رخدادهای دوران کودکی ایجاد می شود(مونتوباروکسی، کودیس پوتی، بالدارو و روسی[70]،2004).

بارها دیده شده است دانش آموزانی که از لحاظ توانایی واستعداد یادگیری بسیار شبیه هم هستند،در پیشرفت تحصیلی تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند.انگیزش مانند آمادگی ذهنی یا رفتارهای ورودی،یک پیش نیاز یادگیری به حساب می آید وتاثیر آن بر یادگیری کاملا  آشکار است(سیف،1384).انگیزش از پر اهمیت ترین پیش نیازهای آموزش و یادگیری است.یادگیری مستلزم صرف وقت،کار،تلاش،پشتکار و سرمایه گذاری بر روی توانایی های جسمانی و روانی یادگیرنده است .انگیزش یکی از متغیرهای اصلی است که بر فرایند آموزش،بازده یادگیری و عملکرد یادگیرنده تاثیر می گذارد.روانشناسان پرورشی به این نتیجه رسیده اند که مجموعه ای از عوامل،متغیرها یا سازه های درونی و بیرونی،در برانگیختن فرد به یادگیری و مشارکت فعال او در فرایند آموزش دخیل هستند.از غریزه ،سائق،نیازوشوق گرفته تا علاقه،کنجکاوی،سبک اسناد،توانمندی،انتظار،تلاش برای پیشرفت،فشار والدین و همسالان،همه می توانند در تعاملی پیچیده بر ساختار  های هیجانی وانگیزشی،نقش مهمی در کسب دانش جدید ویادآوری دانش قبلی در موقعیت جدید ایفا می کند .یکی از مهمترین انگیزه های اجتماعی که بر رفتار انسان تاثیر می گذارد،انگیزه پیشرفت است که می توان آن را در پیش بینی و تبیین رفتار انسان مورد توجه قرار داد(الیوت[71]،1997) .در خصوص اهمیت انگیزه پیشرفت ،همین بس که بشر بدون چنین انگیزه ای ،قادر نبود از حد زندگی اولیه اش در آغاز پیدایش گامی فراتر نهاده و به چنین تحولات شگرفی نائل شود. به یمن وجود افراد پیشرفت گراست که هر روز اندیشه ای نو و وسیله ای تازه خلق می شود و به حیات انسان سامان می دهد(شکرکن و باقری،1373). دانش آموزانی که انگیزه پیشرفت بالایی دارند،در فعالیت های روز مره خود،در جستجوی موقعیت هایی هستند که امکان برآورده ساختن انگیزه پیشرفت را فراهم کند.آنها معیار های پیشرفت ویژه ای برای خود در نظر می گیرند و سپس برای دست یابی به آن معیارها ،به شدت تلاش می کنند(زیمرین وشانک[72]،1989 ).افراد دارای سطوح مختلف انگیزه پیشرفت ،در زندگی روزمره خود به شیوه های کاملا متفاوتی رفتار می کنند . برای نمونه ،جوانانی که انگیزه پیشرفت بالایی دارند ،بیشتر از کسانی که انگیزه پیشرفت شان پایین است ،به تحصیلات دانشگاهی،دستیابی به نمرات بالاتر  وشرکت در برنامه های غیر درسی  گرایش دارند(شانک،1991). نتایج پژوهش ها نشان می دهدکه انگیزه دانش آموز برای موفقیت و پیشرفت در مدرسه ،پیچیده چندبعدی است. علاوه بر عوامل تحصیلی،عوامل اجتماعی نیز در آن دخالت دارد که شناسایی آنها مستلزم پژوهش های متعددی است(پینتریچ[73] وشانک،1385؛به نقل از رستمی ثمرین،1391).طی تحقیقات انجام گرفته ،انگیزه پیشرفت یکی از مشکلات احتمالی در افراد دارای ناتوانی یادگیری است .دانش آموزان دارای ناتوانی های  یادگیری در مقایسه با دانش آموزان بدون ناتوانی یادگیری از نظرانگیزه پیشرفت تفاوت معنادار و قابل ملاحظه ای دارند (دان و شاپیرو[74]،1999؛الیور و استینکمپ[75]،2004؛علایی خرایم،نریمانی،علایی خرایم،1391).نتایج پژوهشی نشان دادکه دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری نوعی بی میلی نسبت به همسالان خود در زمینه فعالیت تحصیلی نشان می دهند(پلاتا،تراستی و گلاسگوف[76]،2005) .و همچنین تفاوت معناداری بین دانش آموزان با و بدون ناتوانی یادگیری در انگیزه،اضطراب و ناامیدی وجود دارد(پینتریچ و دیقروت[77]،1994؛به نقل از سیدریدیس[78]،2005).پژوهش حاکی از این است که بین انگیزه پیشرفت و ناتوانی های یادگیری رابطه منفی وجود دارد و انگیزه بعنوان متغیر پیش بینی کننده مهمی در ناتوانی های یادگیری محسوب می شود(بوساتو،پرینس،الشوت وهیماکر[79]،1999؛به نقل از محمد زاده ادملایی،شهنی و مهرابی،1388).

اگرکودکی بد بخواند و یا بد بنویسد دیر یا زود با موانعی در شاخه های درسی مواجه می شود و این دانش آموزان دارای مشکلاتی نظیر ضعف انگیزش  وپردازش اطلاعات می باشند (لرنر، 1997؛به نقل از نریمانی و رجبی،1384).به طور خلاصه می توان گفت که هدف آموزش ، یادگیری و قلب یادگیری،انگیزش است.

افزایش و تقویت میزان پاسخ دهی به درمان های موثر فعلی، به عنوان اولویت مهم تحقیق بالینی مطرح می­ باشد.در جهان روش ها وفنونی مانند جلسات آمادگی،انگیزه افزایی و مصاحبه انگیزشی به عنوان پیش درمان برای افزایش درمانهای غیر دارویی وجود دارد.در مبحث مصاحبه انگیزشی و اختلالات روانی، انگیزه و تعهد  در خصوص تغییرات رفتاری، موضوع  مهم کار روانپزشکی امروز است. این دو، سنگ بنای نتایج درمانی  بیمار را تشکیل می  دهند، زیرا اگر بیمار آمادگی پذیرش نداشته باشد، قوی­ترین درمان هم موثر نخواهد بود. بکارگیری رویکردی ساختار یافته، انعطاف پذیر و گام به گام که با ترجیحات بیمار قابل انطباق باشد، می تواند موثر واقع شود و به نظر می رسد مصاحبه انگیزشی  برای  برآوردن این نیازها به خوبی  بکار برده شود (چانت، برون و دونگیر[80]، 2005). مصاحبه انگیزشی بعنوان روش رهنمودی و در عین حال که مراجع محور است ،مبانی آن بر مشارکت بیمار،فراخوانی انگیزه درونی وی و احترام به حس خود مختاری مراجعین پایه گذاری شده است.علاوه بر مبانی ،مصاحبه انگیزشی بر اصولی مانند ابراز همدلی ،افزایش تضاد درونی ،مدارا با مقاومت و حمایت از حس خودکارآمدی مراجعین تاکید دارد و برای فراخوانی انگیزه درونی از فنون مشاوره ای مانند پرسیدن سوالات باز ،گوش دادن انگیزشی به جای ارائه استدلال ،اطلاعات،توصیه ،ترغیب و اجبار از طریق فرایند تعاملی و طی دو مرحله ایجاد انگیزه درونی برای تغییر و تقویت تعهد نسبت به تغییر باعث تسهیل تغییرات رفتاری می شود.. تفاوت مصاحبه انگیزشی در مقایسه با روش های سنتی و معمول در این است که اول مشکل مهم و معمول در همه درمان ها ،یعنی مقاومت در برابرتغییر را مستقیما”مطرح وآن را بر طرف می کند؛دوم،روشی انعطاف پذیر است و می تواند به عنوان رویکردی “مستقل “در ترکیب و به همراه سایر درمان ها مورد استفاده قرارگیرد؛سوم،تعداد قابل ملاحظه ای از شواهد پژوهشی وجود داردکه از کار آمدی و تاثیر مصاحبه انگیزشی در سوء مصرف مواد و مشکلات مربوط به بهداشت و سلامت جسمانی و روانی حمایت می کند؛ چهارم،پژوهش ثابت کرده است که مصاحبه انگیزشی قابل یادگیری است و طی جلسات نسبتا” کمی به اثرات درمانی قابل توجهی می توان دست یافت (آرکوویتز،وسترا ،میلر و رولنیک[81] ،2008).

با توجه به تمام موارد ذکر شده برای دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری و مشکلات مربوط به زندگی و تحصیلی آنها که آینده این افراد را رقم می زند ،بنابراین سوالی که این تحقیق در صدد پاسخ دادن به آن است عبارتست از ؛آیا مصاحبه انگیزشی بر افزایش انگیزه پیشرفت و بهبود نارسایی هیجانی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری موثر است؟

 

1-3) اهمیت وضرورت تحقیق

ناتوانی های یادگیری یک اصطلاح عام است که به یک گروه ناهمگنی از اختلالات اطلاق می شود .این افراد در رابطه با این اختلال به شکل قابل ملاحظه ای در اکتساب و کاربرد در یک یا چند مورد از توانایی های تحصیلی مشکل جدی دارند (وان و سیناکوب[82]،1998؛هالاهان،لیود،کافمن،ویس و مارتینز[83]،2005)،از آنجاکه ناتوانی های یادگیری با تاثیر قابل ملاحظه ای برابعاد مختلف زندگی اعم از فردی ،خانوادگی،اجتماعی و اقتصادی دارد، همچنین شیوع بالای این اختلال که طبق آمارهای جهانی حدود 8 در صد کل دانش آموزان (هیمن و برگر،2008). و در اردبیل  حدود 4 در صد دانش آموزان(برهمند،نریمانی و امانی،1385) با این مشکل مواجه هستند، می تواند یک مشکل اساسی به حساب آید.لذا خلاهای پژوهشی وهمچنین استفاده از نتایج این پژوهش دربهبود وضعیت آسیب شناختی اختلالات یادگیری از ضرورت های مهم این مطالعه می باشد.توانمند بودن افراد از نظر هیجانی ،روبرو شدن آنها را با چالش های زندگی آسان می کند ودر نتیجه آنها را از سلامت روان بیشتری برخوردار می کند(کینگ و ایمونز،1990). افراد توانمند از نظر هیجانی احساس های خود را تشخیص می دهند،مفاهیم ضمنی آن را درک می کنند و به گونه موثرتری حالتهای هیجانی خود را برای دیگران بیان می کنند. این افراد در مقایسه با افرادی که توانایی درک و بیان حالتهای هیجانی خود را ندارند در کنار آمدن با تجربه های منفی از موفقیت و سازگاری مناسب تری را در ارتباط با محیط و دیگران نشان می دهند(گلمن،1995).پژوهش و اقدامات مهم در زمینه پیشگیری ،تشخیص و مداخلات این مشکل،لازم و ضروری به نظر می رسد.انگیزه پیشرفت،مانند موتور محرکه عمل می کند ،به طوریکه حتی اگر شخص به لحاظ جسمانی کاملا سالم باشد اما انگیزه لازم را نداشته باشد ،قادر نخواهد بود به نحو مطلوبی از عهده کارها بر آید.بارها مشاهده شده،افراد علیرغم محدودیت های جسمانی ،اما به دلیل برخورداری از انگیزه پیشرفت بالا ،توانسته اند بر موانع و مشکلات فائق آیند و به مدارج عالی در هر زمینه ای دست یابند .همچنین شاهد هستیم که تعداد قابل توجهی از دانش آموزان ،به دلایل گوناگون انگیزه پیشرفت خود را از دست داده و و دچار افت تحصیلی و نا امیدی و بدبینی به توانایی های خود،محیط پیرامون و آینده پیش رو می شوند.از همین رو ،امکان پرورش این متغیر وجود دارد و با بهره گرفتن از تکنیک های روانشناختی ،می توان آنها را ارتقاءبخشید. با توجه به وجود و شیوع مشکلات و با وجودکاربرد مصاحبه انگیزشی در جهان و سرایت آن به حوزه های مختلف سلامت ونظر به رشد بسیارسریع رویکرد مشاوره انگیزشی در سایرکشورها و گزارشات متعدد مشکلات تحصیلی و شغلی، ارتقاء رفتارهای بهداشتی  نیاز است تا این رویکر د درمانی در حیطه های مختلف در کشور ما نیز  مورد آزمون قرارگیرد  و در ایران بررسی اولیه نشان می دهد تحقیقات صورت گرفته در این زمینه بسیار کم است و نظر به نو بودن کاربرد مصاحبه انگیزشی در ایران ،ضرورت انجام تحقیقاتی از این دست که به ارتقای سلامت روانی افراد و به ویژه دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری  و به تبع آن ،بالندگی اجتماعی در تمامی زمینه ها می انجامد ،بیش از پیش احساس می شود.

همچنین استفاده از نتایج پژوهش در مراکز مشاوره و مدارس از دیگر دلایل انجام این پژوهش می باشد.

 

1-4)اهداف پژوهشی

1-4-1) هدف کلی

-بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر انگیزه پیشرفت و نارسایی هیجانی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری

1-4-2)اهداف جزئی

– بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان دارای ناتوانیهای یادگیری

– بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر نارسایی هیجانی دانش آموزان دارای ناتوانیهای یادگیری

-بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر شناسایی احساسات دانش آموزان دارای ناتوانیهای یادگیری

– بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی برتوصیف احساسات دانش آموزان دارای ناتوانیهای یادگیری

– بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی برسبک تفکردانش آموزان دارای ناتوانیهای یادگیری

 

 

1-5)فرضیه های پژوهشی

1-5-1)فرضیه کلی

مصاحبه انگیزشی بر انگیزه پیشرفت و نارسایی هیجانی دانش آموزان دارای ناتوانیهای یادگیری موثر است.

1-5-2)فرضیه جزئی

مصاحبه انگیزشی بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان دارای ناتوانیهای یادگیری موثر است.

مصاحبه انگیزشی بر  نارسایی هیجانی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری موثر است.

مصاحبه انگیزشی برشناسایی احساسات دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری موثر است.

مصاحبه انگیزشی بر توصیف احساسات دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری موثر است.

مصاحبه انگیزشی برسبک تفکر دانش آموزان دارای ناتوانیهای یادگیری موثر است.

1-6)متغیرهای پژوهشی

1-6-1)متغیر وابسته

-نارسایی هیجانی

– انگیزه پیشرفت

1-6-2)متغیر مستقل

-مصاحبه انگیزشی

 

[1] .Learning disabilities

[2].Alexithymia

[3] .Sifneos

[4] .Taylor & Bagby

[5] .Tull , Medaglia ,& Roemer

[6]. Achievement Motivation

[7] .Reeve

[8] .Harackiewicz ,Barron , Carter,Lehto &Elliot

[9] .Motivational interviewing

[10] . Stage Of Change

[11] . Decisional Balance

[12] . Janis

[13] .Mann

[14]  .Reactance

[15] .Brehm

[16] . Self-Perception Theory

[17] . Bem

[18] .Self-Regulation Theory

[19] . Kanfer

[20] . Values Theory

[21] . Rokeach

[22].Fields

[23].Self Determination Theory

[24].Autonomy

[25] .Competence

[26] .Relatedness

[27] .Deci & Ryan

[28] .Krik , Gallaghe,Cileman& Anastasiow

[29] . Freilich & Shechtman

[30].Sidman , Biederman & Stephan

[31] .Lerner

[32] .Haager &Vauhn

[33] .Valas & MC Lafin

[34] .Haager & Vaughn

[35] .Heiman & Berger

[36] .Silver,Ruff, Iverson,Barth,Broshek & Wechsler

[37] .Rourk

[38] .Bauminger & Kimhi-Kind

[39] .Ladd &Troop-Gordon

[40] .Wiener

[41] .Estell,Jones,Pearl,Van Acker,Farmer &Rodkin

[42] .Sideridis

[43] .Wiener & Schneider

[44] .Al-Yagon& Mikulincer

[45]. Auerbach, Gross-Tsur, Manor & Shalev

[46] .Klasen & Linch

[47] .Sideridis , Morgan, Botsas,Padeliadu &Fuchs

[48] .Silver,Ruff,Iverson,Barth,Broshek,Boush,Koffler & Reynolds

[49] .Masten & Garmezy

[50] .Werner & Smith

[51] .Morrison & Cosden

[52] .Quine & Paul

[53] .Roach , Ormond & Barratt

[54] .Valentine , MCdermott & Anderson

[55] .Dyson

[56]. Semrud-Klikeman , Walkowiak , Wilkinson & Minne

[57].Grant & Grant

[58] .Sifneos

[59] .Joukamaa ,Saarijarvi ,Muuriaisniemi & Salokangas

[60] .Fessler , Rosenberg & Rosenberg

[61].Fristad , Topolosky , & Weller

[62] .Buysse , Goldman & Skinner

[63] .King & Emmons

[64] .Golman

[65] .Helmers &Mente,

[66] .Modestin,Furre&Malti

[67] .Devine , Stewart & Watt

[68] .Eizaguirre , Cabezon , Alda , Olariaga & Juaniz

[69] .Honkalampi , Hintikka , Tanskanen , Lehtonen & Viinamaki

[70]. Montebarocci, Codispoti, Baldaro & Rossi

[71] .Elliot

[72] .Zimmerman & Schunk

[73] .Pintrich

[74] .Dunn & Shapiro

[75].Olivier & Steenkamp

[76] .Plata , Trusty & Glasgow

[77] .Pentrich & Degroot

[78]. Sideridis

[79] . Busato,  Prins, Elshot & Hamaker

[80] . Chaunt, Brown & Dongier

[81] .Arkowitz, Westra, Miller & Rollnick

[82] .Vaughn & Sinagob

[83] .Hallahan,Lioyd,Kauffman,Weiss & Martinez

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست ندارد.

تعداد صفحات : 122

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159240]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی امید درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان مراکز نگهداری

دانشگاه آزاد

 واحداردبیل

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته روانشناسی گرایش بالینی

 

 

عنوان

اثر بخشی امید درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان مراکز نگهداری

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

تابستان 1396

فهرست

 

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق. 2

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 5

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه. 9

1-4- اهداف تحقیق. 10

1-4-1- هدف کلی.. 10

1-4-2- هدف جزئی.. 10

1-5- فرضیه های تحقیق. 11

1-5- فرایند اجرایی تحقیق. 11

1-6- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش… 12

فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق. 15

2-1- مقدمه. 16

2-2- سالمندان. 16

2-2-1- مفهوم لغوی سالمندی(پیری) 16

2-2-2- تعریف پیری یا سالمندی.. 17

2-2-2-1- سن زمانی.. 19

2-2-2-2- سن زیستی.. 19

2-2-2-3- سن روانی.. 19

2-2-2-4- سن اجتماعی.. 20

2-2-3- نظریه های سالمندی.. 21

2-2-4- نظریه های رفتاری- اجتماعی.. 21

2-2-4-1- نظریه ی کناره گیری.. 21

2-2-4-2- نظریه فعالیت.. 22

2-2-4-3- نظریه استمرار. 23

2-2-4-4- نظریه محیط اجتماعی.. 24

2-2-4-5- نظریه گزینش اجتماعی- هیجانی.. 24

2-2-5- نظریه های تحولی.. 25

2-2-5-1- اریک اریکسون. 25

2-2-5-2- نظریه چین لووینگر؛ تکامل خود. 26

2-2-5-3- لوینسون، فصول زندگی.. 28

2-2-6- افسردگی در سالمندان. 29

2-2-7- آسیب شناسی اجتماعی سالمندان. 30

2-3- افسردگی.. 33

2-3-1- انواع افسردگی.. 35

2-3-1-1- افسردگی اساسی  یا ماژور. 36

2-3-1-2- افسرده خویی یا  مینور. 38

2-3-1-3- اختلال دوقطبی.. 38

2-3-1-4- افسردگی فصلی.. 39

2-4- اضطراب.. 47

2-4-1- علایم‌ شایع‌ بیماری.. 48

2-4-2- علل‌ بروز اضطراب.. 48

2-4-3- انواع اضطراب ها و ترس ها 50

2-5- احساس تنهایی.. 52

2-5-1- انواع تنهایی.. 60

2-6- امید درمانی.. 63

2-6-1- فرایند امید درمانی.. 64

2-6-2- مراحل امید درمانی.. 65

2-7- پیشینه تجربی.. 72

2-7-1- مطالعات داخلی.. 72

2-7-2- مطالعات خارجی.. 76

2-8- جمع بندی از پیشینه پژوهش… 79

فصل سوم: روش شناسی پژوهش… 80

3-1- مقدمه. 81

3-2- روش پژوهش… 81

3-3-  معرفی جامعه آماری.. 82

3-4-  روش نمونه گیری و حجم نمونه. 82

3-5- ابزارهای پژوهشی.. 83

3-6- روش اجرا 86

3-7- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 87

فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 88

4-1- مقدمه. 89

4-2- یافته های جمعیت شناختی.. 89

4-2-1- سن.. 89

4-2-2- تحصیلات.. 90

4-3- یافته های توصیفی متغیر های تحقیق. 91

4-3-1- آمار توصیفی متغیر ها 91

4-4- بررسی استنباطی داده‌ها 94

4-4-1- پیش‌فرض‌های تحلیل کوواریانس در بررسی متغیر های تحقیق. 94

4-4-1-1- نرمال بودن. 94

4-4-1-2-همسانی واریانس‌ها 95

4-4-2- تحلیل کوواریانس… 95

4-4-2-1- امید درمانی موجب کاهش افسردگی سالمندان در مراکز نگهداری می شود. 95

4-4-2-2- امید درمانی موجب کاهش اضطراب سالمندان در مراکز نگهداری می شود. 97

4-4-2-3- امید درمانی موجب کاهش احساس تنهایی سالمندان در مراکز نگهداری می شود. 98

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 100

5-1-مقدمه. 101

5-2-بحث و نتیجه گیری پیرامون فرضیه های تحقیق. 102

5-3-محدودیت‌های پژوهش… 105

5-4-پیشنهادات پژوهشی.. 106

5-5-  پیشنهادات کاربردی.. 107

منابع. 109

پیوست ها 114

چکیده انگلیسی.. 118

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

 

جدول (4-1): توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان. 90

جدول (4-2): توزیع فراوانی تحصیلات پاسخ دهندگان. 91

جدول (4-3): نتایج نمرات پرسشنامه افسردگی  آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد. 92

جدول (4-4): نتایج نمرات اضطراب آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد. 92

جدول (4-5): نتایج نمرات احساس تنهایی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد. 93

جدول(4-6): نتایج آزمون کومولوگروف – اسمیرونوف.. 94

جدول (4-7): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 95

جدول (4-8):  نتایج بررسی همگنی شیب رگرسیونی.. .

جدول (4-9):  نتایج آنالیز کوواریانس افسردگی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 96

جدول (4-10):  نتایج آنالیز کوواریانس اضطراب در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 97

جدول (4-11):  نتایج آنالیز کوواریانس احساس تنهایی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 98

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

این پژوهش با هدف، بررسی اثر بخشی امید درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان مراکز نگهداری انجام گرفت. روش تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد.  جامعه آماری تحقیق از سالمندان واقع در مراکز سامندان شهر تبریز در زمستان سال 1395 و بهار 1396  انتخاب و از بین آنان به صورت تصادفی در دسترس 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزینی تصادفی شدند. از پرسشنامه های افسردگی سالمندان (GDS-15)، اضطراب بک و احساس تنهایی راسل، پلاو و فرگوسن به عنوان پیش آزمون برای هردو گروه استفاده شده و به  گروه آزمایش 8 جلسه آموزش امید درمانی داده شد و سپس از هردو گروه پس آزمون گرفته شده و داده ها با تحلیل کوواریانس با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از این بود که برگزاری جلسات امید درمانی در بین سالمندان مراکز نگهداری باعث کاهش افسردگی، اضطراب و احساس تنهایی سالمندان می شود. به عبارت دیگر ایجاد امید و انگیزه در سالمندان مراکز نگهداری که دور از خانواده بوده و با توجه به کهولت سن و ناکارآمدی از ناامیدی رنج می برند، باعث کاهش اختلالات روانی افسردگی، اضطراب و احساس تنهایی می شود.

 

کلمات کلیدی: امید درمانی، اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی، سالمندان

 

1-1- مقدمه

فرایند اجتناب ناپذیر پیری بدون شک آغاز می شود. انسان ها طی فرایند زیستی، با مرحله ای به نام سالمندی رو به رو می شوند. این مرحله، در گذرگاه رشد طبیعی به دست می آید؛ به طوری که با سرنوشت آدمی عجین شده و ضرورتی گریز ناپذیر محسوب می شود. از سویی، کاهش نرخ رشد جمعیت و از سوی دیگر، بهبود مراقبت های پزشکی، به افزایش میانگین عمر در بیشتر کشور های جهان منجر شده است (شانکار، مک مان، دماکاکوس، هامر و استپتو[1]، 2017).

جمعیت کشور ایران نیز در شرایط غیرقابــل منتظره ای در حال پیرشدن و سالمندی می باشد. به طوری که این گروه سنی با افزایش امید به زندگی دارای سریع ترین رشد جمعیت در بین جمعیت جهان می باشد. سیاست کنترل موالید، کاهش مـرگ و میر، افزایش امیـد بـه زنـدگی، رشـد خـدمات بهداشـتی و تکنولوژی درمانی و تشخیصی و افـزایش قابـل ملاحظـه ی جمعیت سـالمندان سـبب شـده اسـت کـه از آن بـا عنـاوین گوناگونی مانند خاکستری شدن جمعیت، پیرشدن ملت هـا و اورژانس جهانی یاد شود. افزایش روزافزون جمعیت سالمندان در جهان یکـی از چـالش برانگیزتـرین موضـوعات در حـوزه سلامت محسوب می شود. (رجبی، 1395).

تغییر ساختار خانواده از گسترده بـه هسـته ای، بـالارفتن سن و عدم پذیرش سالمندان در خانواده تغییراتی را در سبک زندگی سالمندان بوجود آورده است. برنامه های جدیـد بـرای کمک به سالمندان به وجود آمـده انـد و مؤسسـات ویـژه ای تحت عناوین سرای سالمندان یا آسایشگاه، سالمندانی را کـه نیاز به حمایت دارند می پذیرند. با بالاتر رفتن سـن نیـاز بـه خدمات مراقبتی و بهداشتی نیز افزایش پیدا می کند و سـهم ویژگی های جمعیت شناختی سالمندان نظیر سن، جنس، تحصیلات، تعـداد فرزنـدان، شـغل و وضـعیت اقتصـادی در کیفیت زندگی و سلامت روان سالمندان، مؤثر است (3). به باور روانشناسان، در دوران سـالمندی وضـع بهداشـت روانی فرد سالمند در آفرینش دقایق خوب و بد تأثیر فراوانـی دارد و در واقـع بایـد پـذیرفت کـه رعایـت بهداشـت روانـی سالمندان در ایجاد شرایط زیست محیطی برای آنان جـز بـه یاری بررسی دقیق رویدادهای زندگی و درک صحیح شـرایط و معضلات موجود امکان پذیر نیست. تنهایی و بـی پنـاهی و توقعـات و انتظارهـای بـرآورده نشـده سـالمند از اطرافیـان، اضـطراب و نگرانـی هـای ناشـی از قـرار گـرفتن در وضـع نامطلوب، بحران ناامیدی، ترس از سپردن به سرای سالمندان و احساس بی کفایتی و بی ارزشی از دیگـر مسـائل اسـترس زای دوران کهولت اســت. امـروزه افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانی و معضل عمومی زندگی بشر است. در ایران افسردگی 35 الی 45 درصد از بیماری های روانی را به خود اختصاص می دهد که متأسفانه این رقم روز بروز سیر صعودی می یابد. (کولایی، حیدری و فلسفی نژاد، 1394).

امید درمانی هم یعنی حالت انگیزشی مثبت بر اساس حالت مشتق شده از نوعی تعامل و کنش موفقیت آمیز که مبتنی است بر عاملیت (انرژی درونی هدفمندسازی خود) و سپس مسیریابی و برنامه ریزی در راستای نیل بدان اهداف و آمال ها (لوید[2] و همکاران، 2009). به عبارت ساده تر، امید درمانی یک برنامه درمانی است که بر اساس نظریه امید اشنایدر به منظور افزایش تفکر امیدوارانه و تقویت فعالیت های مربوط به پیگیری هدف طراحی شده است. در این درمان، شرکت کنندگان ابتدا با اصول نظریه امید آشنا می شوند و سپس به آنها آموزش داده می شود که چگونه این اصول را در زندگی خود بکارگیرند. شرکت کنندگان یاد می گیرند که چگونه اهداف مهم، قابل دستیابی و قابل اندازه گیری را تعیین کنند، گذرگاه های متعدد برای حرکت به سمت این اهداف تعیین کنند، منابع انگیزشی و تأثیر متقابل هر مانع برانگیزش را شناسایی کنند، پیشرفت به سمت هدف را بازنگری کنند، اهداف گذرگاه ها در صورت لزوم اصلاح کنند (شریفی، شهبازی و گودرزیان، 1394).

با توجه به اهمیت مطالب ارائه شده، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی امید درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان مراکز نگهداری شهر تبریز انجام یافته است.

1-2- بیان مسئله

با توجه به افزایش شاخص امید به زندگی در ایران طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی که امروز در مردان ایران ۶۷ سال و در زنان ایرانی ۷۱ سال می باشد، می توان حدس زد که آمار سالمندان ایرانی رو به افزایش است. براساس پیش بینی کارشناسان، در اینده های نه چندان دور در جهان، از هر پنج نفر یک نفر سالمند خواهد بود. با افزایش تعداد سالمندان مساله بهداشت، سلامت و تأمین آسایش و رفاه آنان در جامعه هر روز ابعاد تازه و گستردهای پیدا می کند. ما در آینده در برابر مسائل جدی درباره سالمندان و حل مشکلات آنها قرار خواهیم گرفت. بنابراین، سالمند و شرایط ویژه افراد سالمند و تأمین بهداشت روانی و جسمانی آنها از جمله مسائلی است که توجه ویژه ای را می طلبد. سالمندان به عنوان یکی از گروه های آسیب پذیر جوامع تلقی و توجه خاصی به آنها می شود و در طی سالهای اخیر به علت کاهش میزان مرگ و میر و بهبود شرایط بهداشتی و افزایش امید به زندگی، جمعیت سالمندان بیش از هر دورهای از تاریخ می باشد (جمال زاده و گلزاری، 1393).

با توجه به افزایش سالمندان در جامعه جهانی، کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. در فرهنگ ایرانی، سالمندان مورد احترام اقشار جامعه هستند و اگر ما به تمام خانواده های ایرانی نگاه بیندازیم خواهیم دید که همه با سالمندان و مشکلاتی که این دوره به همراه دارد، دست به گریبانند. با توجه به صنعتی شدن جامعه، در زندگی کنونی برای بسیاری از خانواده ها نگهداری از سالمندان بخصوص در شهرهای بزرگ بسیار مشکل شده است. سالمندان مسائلی خاصی خود را دارند و تأمین بهداشت روانی و جسمانی آنها از جمله مسائلی است که توجه ویژهای را می طلبد (خواستار، 1394).

لازم به ذکر است که دوره سالمندی با بیماریها و اختلالات زیادی همراه است که از این میان می توان به سه تا از مهمترین این اختلالات یعنی اقسردگی[3]، احساس تنهایی[4] و اضطراب[5] اشاره کرد. در بسیاری موارد خانواده ها از مشکلات مربوط به دوران پیری آگاهی دارند اما به دلایل گوناگون برای حل آنها هیچ اقدام جدی نمی کنند و البته خود سالمندان نیز به دلایلی مثل ترس، خجالت و عدم آگاهی از مسائل و مشکلاتشان ، معمولاً آنها را مطرح نمی کنند (بشکانی، 1393).

افسردگی بیماری سختی است، که علاوه بر آن که از نظر روحی و اجتماعی یأس آور است اغلب بیمارهای جسمی که زندگی را تهدید می کنند، وخیمتر می کند و در موارد زیادی منجر به خودکشی سالمندان می شود، هنگامی که سالمندان افسرده را در جامعه می بینیم سؤالی برای ما مطرح می شود که چرا آنها چنین وضعیتی دارند؟ چطور می توانیم به آنها کمک کنیم؟ و از آنجا که سالمندی دوره استراحت و آرامش است پس چرا ما می بینیم که آنها دست به خودکشی می زنند؟ سستی و رخوت آنها به چه دلیل است؟ آیا میتوان آن را ناشی از بیکاری آنها دانست و به این دلیل که دیگر به فعالیتهای تولیدی دست نمیزنند؟ اگرچه یکی از این دلایل می تواند ناشی از بیکاری باشد و اینکه خود را دیگر غیر مفید میدانند، اما میتواند ناشی از عدم امیدواری باشد؟

هنگامی که در محیطهای آسایشگاه ها وارد می شویم، با ساختمانی خالی از صمیمیت مواجه می شویم، و انسانهایی را می بینیم که به امید اینکه چه زمانی عمر آنها به پایان میرسد روزها را سپری می کنند.انسانهایی که در جایی کز کرده اند و فکر می کنند. و فکر می کنیم نمی توانیم به آنها نزدیک شویم، و هیچ حرف مشترکی با آنها نداریم. یکی دیگر از اختلالاتی که شیوعی بیشتر از افسردگی در سالمندان دارد، اضطراب است که باعث ایجاد تشویش و نگرانی هائی در آنها میشود والبته سالمند این نوع نگرانی ها را یکی از نشانه های لاینفک و طبیعی پیری می داند (چانگ، کیم، آسکو، جونز، کوک و آمتمان[6]، 2015).

البته، منشا این اختلالات متفاوت است و هر کدام به صور گوناگونی به نمایش در می آیند در برخی موارد با مشکلات جسمانی اشتباه گرفته میشوند. در نتیجه کمک مناسب برای سالمندان صورت نمی گیرد. ریچمن (۱۹۵۹) اظهار داشته است که احساس تنهایی تجربه عاطفی دردناک، ترس آور، عام و خطیری است که پیامدهای آسیب شناختی گسترده ای دارد. همچنین پپلاو (۱۹۸۲) عنوان می کند که احساس تنهایی شخصی، یک احساس وحشت بیان نشده، نومیدی یا احساس بیقراری افراطی است. این احساسات تسریع کننده اعمال خودکاری است که اشخاصی دیگر را وادار می کند تا در تماس با فرد تنها قرار بگیرند. بدین ترتیب، ممکن است نوعی از تماس اجتماعی که فرد نیاز دارد فراهم شود. ساکنان خانه سالمندان ریسک بیشتری برای احساسات منفی از جمله: اضطراب، افسردگی، غم واندوه و… دارند. در این مکانها، احساسات منفی می تواند به طور مقطعی به علت بیماریهای مزمن و مشاهده ناتوانی ساکنان دیگر و همینطور بالا بودن مرگ به وجود آید (کابورال، اوانگلیستا و وتسل[7]، 2012) که منجر به درد و رنج بیشتری در سالمندان میگردد. با این وجود، هیچ تلاش جدی از سوی آنها جهت تغییر صورت نمی گیرد. سوالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا راهی برای کاستن اضطراب وافسردگی و آموختن روش مقابله با آنها در این قشر جامعه وجود دارد؟ با برنامه ریزی مناسب سالمندان می توانند از دوران سالخوردگی شاد و مولد لذت برده و به عنوان یک جز» یکپارچه با جامعه تلقی شوند.از جمله این برنامه ریزیها می توان به انواع روان درمانی اشاره کرد. امید درمانی نیز یکی از این روش ها می باشد. در واقع امید درمانی در پاسخ به درخواست متخصصان بالینی و با کاربرد منظم اصول نظریه امید در بافت درمانی ایجاد شد.( اسنایدر، 2002) امید داشتن و خوش بینی نسبت به اینده می تواند بر موقعیت های ایجاد کننده چالش و فشار روانی، تاثیر گذارد (کوهن، فردریکسن، براون، میکلز و کانوی[8]، 2009).

آیروینگ و همکاران (1998) در تحقیق خود نشان داده اند که آموزش امید می تواند منافع روان شناختی مختلقی برای افراد داشته باشد و همچنین مؤلفه شادی را در آن ها افزایش دهد. با توجه به آسیب پذیر بودن سالمندان نسبت به اختلالات خلقی و عوارضی که این اختلالات در پی خواهد داشت، هر گونه تلاشی برای رفع این اختلالات و کمک به سالمندان برای کاهش اضطراب و افسردگی مفید خواهد بود، با نظر به این که رویکرد مثبت نگری در بهزیستی و شادکامی انسان مؤثر است، لذا این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا امید درمانی به عنوان یک رویکرد برگرفته از درمان راه حل مدار و درمان شناختی می تواند در کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان تاثیر داشته باشد؟

 

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه

یکی از وقایع اجتناب پذیری که در زندگی آدمی رخ می دهد پدیده ی سالمندی است و از مهمترین مسائل جامعه چگونگی برخورد با این پدیده است. در همه ی جوامع بشری سالمندان تعداد قابل توجهی از جمعیت را شامل می شوند. لذا هر اقدامی در جهت بهینه کردن شرایط زندگی آن ها می تواند مشکلات اجتماعی را کاهش داده و در کنار آن مشکلات خانواده نیز کاهش یابد. اغلب مشکلاتی که سالمندان با آن روبه رو هستند مشکلات جسمی و ناتوانایی های حرکتی و مشکلات روحی و روانی است از جمله مسائل روحی که سالمندان با آن مواجه می شوند ناامیدی و افسردگی است، روان شناسان گام های بسیاری در جهت بهبود این علائم رداشته اند ولی پس از ظهور جنبش روان شناسی مثبت، نظریه پردازان و محققان به جای توجه صرفبه تجارب یا ادراک های منفی به بررسی ساز ه هایی چون خودکنترلی، معنویت ، شادی ، خوش بینی و امید پرداختند (اشنایدر و مک کالوف،2000). آثار مثبت این ساز ه ها بر سلامت جسمانی و روانی در تحقیقات مختلف تأیید شده است. تحقیقات انجام شده نشان داده اند که امید با عاطفه مثبت (اشنایدر و همکاران ،1966) و احساس خود ارزشمندی (اشنایدر و همکاران،1997) همبستگی بالایی دارند و همچنین به طور منفی با افسردگی (اشنایدر و همکاران،1997) در ارتباط است.

امروزه سالمندی به عنوان یک پدیده مهم جهانی بوده که این امر به دلیل افزایش جمعیت سالمندان جهان می باشد، به گونه ای که طبق آمار سازمان بهداشت جهانی (WHO) تعداد سالمندان در کشورهای آسیای جنوب غربی(از جمله ایران) در سال 2000 حدود 7 درصد کل جمعیت بوده و این رقم تا سال 2030 به 15 درصد خواهد رسید. همچنین افسردگی به عنوان یکی از شایعترین بیماری های دوران سالمندی و یکی از شایعترین اختلالات روانی و معضل عمومی زندگی بشر است. در ایران افسردگی 35 الی 45 درصد از بیماری های روانی را به خود اختصاص می دهد که متأسفانه این رقم روز بروز سیر صعودی می یابد. در سال 2000 افسردگی چهارمین رتبه را از نظر بیماری ها به خود اختصاص داده و پیش بینی می شود که تا سال 2020 به رتبه دوم و در سال 2030 به رتبه اول در تمامی سنین و دومی در کشورهای با درآمد بالا صعود کند. افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانپزشکی سالمندان و از شایعترین عوامل خطر خودکشی در سالمندان است که نزدیک 34 درصد خودکشی های موفق را شامل می شود (خدابخشی کولایی، حیدری و فلسفی نژاد، 1394).

با توجه به اهمیت مطالب ذکر شده و توجه به این نکته که، سلامت سالمندان موضوع مهمی برای اقشار مهم جامعه به شمار می رود و لذا اگر بتوانیم از طریق پژوهش های مختلف به بررسی ها و راهکارها و نتایجی دست یابیم که بتوانند میزان سلامت سالمندان را ارتقاء بخشند می توانیم در این مهم قدم برداریم. بنابراین درصدد برآمدیم به بررسی اثربخشی امید درمانی بر کاهش اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی سالمندان بپردازیم.

 

1-4- اهداف تحقیق

1-4-1- هدف کلی

تعیین اثربخشی امید درمانی بر کاهش افسردگی، اضطراب و احساس تنهایی سالمندان در مراکز نگهداری می باشد.

1-4-2- هدف جزئی

1- تعیین اثربخشی امید درمانی بر کاهش افسردگی سالمندان در مراکز نگهداری

2- تعیین اثربخشی امید درمانی بر کاهش اضطراب سالمندان در مراکز نگهداری

3- تعیین اثر بخشی امید درمانی بر کاهش احساس تنهایی سالمندان در مراکز نگهداری

 

1-5- فرضیه های تحقیق

1-امید درمانی موجب کاهش افسردگی سالمندان در مراکز نگهداری می شود.

2-امید درمانی موجب کاهش اضطراب سالمندان در مراکز نگهداری می شود.

3- امید درمانی موجب کاهش احساس تنهایی سالمندان در مراکز نگهداری می شود.

 

1-5- فرایند اجرایی تحقیق

فرایند اجرایی تحقیق در 9 مرحله می باشد.

1-5- فرایند اجرایی تحقیق

 

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159235]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در مولفه های روان شناختی (سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان) دانش آموزان

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تبریز

دانشکده علوم انسانی

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته روانشناسی تربیتی گرایش مشاوره

 

 

عنوان

بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در مولفه های روان شناختی (سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان) دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

 

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

 

پاییز 1396

 

 

 

چکیده

دوره نوجوانی حساس ترین، بحرانی ترین و مهمترین دوره رشد هر انسان می باشد، در این دوره فرد به بلوغ می رسد، در پی کشف هویت خود است، بدنبال استقلال و جدایی از وابستگی های دوره کودکی است، به همین دلایل در این دوره نوجوانان دارای وضعیت روانی با ثباتی نیستند و در این دوره هست که معمولا بیشترین مشکلات رفتاری برای نوجوانان بوجود می آید.  گاهی نوجوان به علت نداشتن مهارتهای مناسب ارتباطی دچار ناسازگاری در سطح خانواده و جامعه و در برخورد با همسالان می شود و این ناسازگاری ها، منشاء بسیاری از ناسازگاریهای اجتماعی است. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در مولفه های روان شناختی (سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان) می باشد. بدین منظور جامعه آماری تحقیق از دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر در سال تحصیلی 95-96 انتخاب و از بین آنان به صورت تصادفی 150 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شده و با  گروه آزمایش 12 جلسه آموزش مهارت های اجتماعی انجام گرفت و سپس پس آزمون از گروه آزمایش گرفته شده و داده ها با تحلیل کوواریانس با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از این بود که برگزاری جلسات آموزش مهارت های اجتماعی بین دانش آموزان باعث افزایش سلامت روان، سازگاری اجتماعی و شادکامی آنان می گردد.

 

کلمات کلیدی: مهارت های اجتماعی، شادکامی، سلامت روان، سازگاری اجتماعی.

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات تحقیق. 1

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مسئله. 3

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه. 7

1-4- اهداف تحقیق. 9

1-5- فرضیه های تحقیق. 10

1-6- فرایند اجرایی تحقیق. 10

1-7- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 11

1-8 سازماندهی تحقیق. 14

فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق. 15

2-1- مقدمه. 16

2-2- مهارت های اجتماعی. 16

2-2-1- تعاریف مهارتهای اجتماعی.. 17

2-2-2-  انواع مهارتهای اجتماعی.. 21

2-2-3- اهمیت و ضرورت آموزشهای مهارتهای اجتماعی.. 22

2-2-4- نقش مهارتهای اجتماعی در مدرسه. 23

2-2-5-  دلایل نارسایی مهارتهای اجتماعی.. 24

2-2-6- ماهیت مهارت اجتماعی.. 26

2-2-7- ویژگی های مهارتهای اجتماعی.. 32

2-2-11- منافع مهارتهای اجتماعی.. 33

2-2-8- تأثیر مهارتهای اجتماعی بر روابط میان فردی.. 34

2-2-9- مراحل آموزش مهارتهای اجتماعی.. 37

2-2-10- رویکردهای مهم در آموزش مهارتهای اجتماعی.. 37

2-2-11- نظریه های مربوط به تحول مهارتهای اجتماعی.. 41

2-2-11-1- نظریه روان پویشی فروید. 41

2-2-11-2-  نظریه اریکسون. 42

2-2-11-3-  نظریه پیاژه 44

2-2-11-4- نظریه کلبرگ.. 45

2-2-11-5-  نظریه بندورا 46

2-2-11-6- نظریه آلبرت آلیس… 48

2-3- سازگاری اجتماعی. 49

2-3-1- مفهوم سازگاری.. 49

2-3-2- فرایند سازگاری.. 52

2-3-3- سازگاری اجتماعی.. 53

2-3-4- تعریف سازگاری اجتماعی.. 54

۲- 3-5- عوامل مؤثر بر سازگاری.. 54

2-3-6- ویژگیهای افراد سازگار. 59

2-3-7- رویکردهای سازگاری.. 61

2-3-7-1-  رویکرد روانکاوی.. 61

2-3-7-2- رویکرد رفتاری.. 62

2-3-7-3- رویکرد شناختی.. 62

2-3-7-4- رویکرد انسان گرایی.. 63

2-4- شادکامی. 63

2-4-1- تعریف شادکامی.. 64

۲-4-۲- دیدگاه های نظری در مورد شادکامی.. 66

2-4-2-1- نظریه فیزیولوژیک: 66

2-4-2-2- نظریه ارتباطات فعالیت های اجتماعی.. 66

2-4-2-3- نظریه ارضا آنی نیازها 66

2-4-3- دیدگاه مربوط به شادکامی و اهداف.. 67

2-4-4- تعیین کننده های شادکامی.. 68

2-4-5-  سطوح شادکامی.. 69

2-4-6- شادکامی و نیازها 69

2-4-7-  فواید شادکامی.. 70

2-4-8- خوشبینی و شادکامی.. 71

2-4-9- دیدگاه زمینه ای در خوشبختی ذهنی و شادکامی.. 72

2-5- سلامت روان. 73

2-5-1- تعریف سلامت.. 74

2-5-2- ملاک سلامت روان. 77

2-5-3-  دیدگاه های مربوط به سلامتی و بیماری.. 80

2-5-4- الگوهای عمدل در سلامت روان. 81

2-5-5- سلامت روان از دید مکاتب مختلف… 84

2-5-6- الگوی سلامت روان مبتنی بر معنویت.. 87

2-6- پیشینه تجربی. 88

2-6-1- پیشینه داخلی.. 88

2-6-2- پیشینه خارجی.. 90

2-7- خلاصه و جمع بندی.. 92

فصل سوم: روش شناسی تحقیق. 93

3-1- مقدمه. 94

3-2- نوع تحقیق. 94

3-3- طرح تحقیق. 94

3-4-  معرفی جامعه آماری.. 94

3-5-  طرح نمونه گیری.. 95

3-6- ملاک های ورود و خروج. 95

3-7- ابزارهای گردآوری داده 96

3-9- روش اجرا 99

3-10- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 100

فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 101

4-1-مقدمه. 102

4-2-یافته‌های توصیفی و جمعیت شناختی. 102

4-2-1- سن.. 102

4-2-2- پایه تحصیلی.. 103

4-2-3- جنسیت.. 104

4-2-4- جنسیت و پایه تحصیلی.. 105

4-2-5- جنسیت و سن.. 105

4-3- یافته های توصیفی متغیر های تحقیق. 106

4-3-1- آمار توصیفی متغیر ها 106

4-4- بررسی استنباطی داده‌ها 109

4-4-1- پیش‌فرض‌های تحلیل کوواریانس در بررسی متغیر های تحقیق. 110

4-4-1-1- نرمال بودن. 110

4-4-1-2-همسانی واریانس‌ها 110

4-4-1-3- بررسی خطی بودن رابطه بین متغیر وابسته و مستقل. 111

4-4-1-4-  همگنی شیب رگرسیونی.. 113

4-4-2- تحلیل کوواریانس… 114

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 120

5-1-مقدمه. 121

5-2- بحث و نتیجه گیری.. 121

5-3-محدودیت‌های تحقیق. 125

5-4-پیشنهادات تحقیق. 126

منابع. 128

پیوست ها و ضمائم. 137

 

فهرست جداول

                            

جدول (2-1): مقایسه رویکردهای مهم در آموزش مهارت های اجتماعی. 38

جدول (4-1): توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان. 102

جدول (4-2): توزیع فراوانی پایه تحصیلی پاسخ دهندگان. 103

جدول (4-3): توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان. 104

جدول (4-4): توزیع فراوانی پایه تحصیلی بر اساس جنسیت.. 105

جدول (4-5): توزیع فراوانی سن بر اساس جنسیت.. 105

جدول (4-6): نتایج نمرات پرسشنامه سلامت روان  آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد 106

جدول (4-7): نتایج نمرات شادکامی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد 107

جدول (4-8): نتایج نمرات سازگاری اجتماعی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش و گواه برای کل افراد 108

جدول(4-9): نتایج آزمون کومولوگروف – اسمیرونوف.. 110

جدول (4-10): نتایج آزمون لوین برای بررسی همسانی واریانس‌ها 111

جدول (4-11):  نتایج بررسی همگنی شیب رگرسیونی. 113

جدول (4-12):  نتایج آنالیز کوواریانس مولفه های روانشناختی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 114

جدول (4-13):  نتایج آنالیز کوواریانس سازگاری اجتماعی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 116

جدول (4-14):  نتایج آنالیز کوواریانس شادکامی در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 117

جدول (4-15):  نتایج آنالیز کوواریانس سلامت روان در گروه کنترل پس‌آزمون و گواه 118

 

 

 

 

فهرست اشکال و نمودارها

نمودار(4-1) : میانگین نمرات پرسشنامه سلامت روان آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 107

نمودار(4-2) : میانگین نمرات مقیاس شادکامی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 108

نمودار(4-3) : میانگین نمرات مقیاس سازگاری اجتماعی آزمودنی‌ها در گروه آزمایش پس‌آزمون، آزمایش پیش آزمون و گواه 109

نمودار شماره 4-4: نمودار پراکنش سلامت روان در دو گروه آزمایش و کنترل. 112

نمودار شماره 4-5: نمودار پراکنش شادکامی در دو گروه آزمایش و کنترل. 112

نمودار شماره 4-6: نمودار پراکنش سازگاری اجتماعی در دو گروه آزمایش و کنترل. 113

 

 

1-1- مقدمه

هنگامی که فردی از طریق ابزار زبان با فرد دیگری ارتباط برقرار می کند رابطه ای بین آنها شکل می گیرد که آن را در هیچ جای دیگر طبیعت نمی توان یافت همین توانایی ترجمه کردن اصوات بی معنا به کلمات گفتاری و نوشتاری مهمترین امتیاز بشر یعنی زبان است. بعد از نظام خانواده مدرسه و روابط بین اعضای آن از مهمترین نهادهایی است که کودک و نوجوان به آن وارد می شود و از آنجائیکه آموزش و یادگیری غالباً از طریق تعامل بین معلم و فراگیر در کلاس درس اتفاق می افتد لازم است عوامل موثر بر این روند را به وسیله روش های علمی مورد بررسی قرار دهیم. مدیران و معلمان و والدین گزارش کرده اند که زمان زیادی را صرف مشکلات انضباطی به منظور تصحیح رفتارهای ضد اجتماعی کودکان و نوجوانان کرده اند و دانش آموزان به منظور تعامل با همسالان و معلمان به شیوه ای مناسب باید از مهارتهای اجتماعی برخوردار باشند و مهارتهای بین فردی خود را برای ساخت و حفظ شبکه های اجتماعی گسترش دهند. اکتساب مهارتهای اجتماعی و استفاده از آنها برای عملکرد موفق در زندگی حیاتی است و ما را در دانستن اینکه در موقعیتهای مختلف چه بگوئیم و چگونه رفتار کنیم توانمند می سازد. بررسی های متعدد نشان می دهد نارسایی در مهارت های اجتماعی تأثیر منفی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان می گذارد، مشکلات یادگیری را تشدید می کند و غالباً به بروز مشکلات سازگاری منجر می شود. در چنین عصری که فرد در زندگی روزمره خود انواع محدودیت های فردی و اجتماعی را تجربه کرده است و با برخورد با این موانع دچار تعارض و ناکامی می شود، چنانچه فردی بتواند جریان اجتماعی شدن را بدرستی طی نموده و نیازهای خود را با نیازهای جامعه ای که در آن زندگی می کند همسو نماید، به نوعی به کفایت اجتماعی رسیده و از عوارض روانی ناشی از آن، خاصه تشویش، افسردگی و اختلالات شخصیتی رهایی می یابد. با توجه به اهمیت مطالب ذکر شده، این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مهارت های اجتماعی بر سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد شهرستان کلیبر انجام یافته است.

 

1-2- بیان مسئله

دوره متوسطه و سال های نوجوانی مرحله ی مهم و برجسته ی رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. در این دوره نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی به ویژه تعادل بین عواطف و عقل، درک ارزش وجودی خویشتن، خود آگاهی (شناخت استعدادها، توانایی ها و رغبت ها)، انتخاب هدف های واقعی در زندگی، استقلال عاطفی از خانواده، برقراری روابط سالم با دیگران، کسب مهارت های اجتماعی لازم، شناخت زندگی سالم و مؤثر از مهمترین نیازهای نوجوان است. بنابراین کمک به او در رشد و گسترش مهارت های مورد نیاز برای زندگی بهتر، ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس در برخورد با مشکلات و حل آنها و همچنین کمک به آنان در رشد و تکامل مهارت های اجتماعی لازم برای سازگاری موفق با محیط اجتماعی در جامعه، ضروری به نظر می رسد.

به طور کلی مهارت های اجتماعی به رفتارهایی گفته می شود که شالوده ی ارتباطات موفق و رو در رو را، تشکیل می دهند. مهارت های اجتماعی مجموعه ای از توانایی ها هستند که روابط اجتماعی مثبت و مفید را آغاز و حفظ نماید، دوستی و صمیمیت با همسالان را گسترش دهد، سازگاری رضایت بخشی را در مدرسه ایجاد کند، به افراد اجازه دهد که خود را با شرایط وفق دهند و تقاضاهای محیط اجتماعی را بپذیرند (گرشام و همکاران[1]، 2001).

براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی پیش بینی می شود که پس از سال 2010 ، کمتر کسی قادر خواهد بود بدون کسب مهارت های اجتماعی، زندگی رضایت بخشی داشته باشد. تأثیر آموزش این مهارت ها بر موفقیت در زندگی، از طریق دستکاری ظرفیت روانی – اجتماعی افراد امکان پذیر است. بنابراین آموزش این مهارت ها، ظرفیت روانی- اجتماعی افراد را بالا برده و آنها را قادر می سازد تا با اندیشه و تحلیل موقعیت، به رفتاری سازگارانه و همراه با تحمل رو آورند (منگرولکار و همکاران[2]، 2001).

بنابراین آموزش مهارت های اجتماعی به دانش آموزان از این جهت که چگونه و با چه کیفیتی در جمع حضور یابند و رفتارهای متناسب و مقبول از خود بروز دهند، ضرورت دارد (یاسینی فرید، 1392). اکتساب مهارت های اجتماعی، محور اصلی رشد اجتماعی، شکل گیری روابط اجتماعی، کیفیت تعامل های اجتماعی، سازگاری اجتماعی و حتی سلامت روان فرد به شمار می آید (تئودورو و همکاران[3]، 2005).

از آنجا که نیازهای اجتماعی متغیر می باشند و وابسته به زمینه اجتماعی خاص خود می باشند، بنابراین ضروری است که افراد مکانیزم پاسخ اجتماعی منطقی را در خود ایجاد کنند تا بتوانند خود را متناسب با نیازهای موقعیتی و وضعیتی تغییر دهند. ناتوانی برای تغییر رفتار در رابطه با نیازهای متغیر معمولاً به اختلال عملکرد منجر می شود. لذا مهارت های اجتماعی ضعیف به عدم پذیرش فرد توسط دیگران و ناسازگاری منجر می شود (هربرت و همکاران، 2005).

تقریباً تمامی متخصصین روانشناسی و علوم تربیتی بر این باورند که دوره نوجوانی حساس ترین، بحرانی ترین و مهمترین دوره رشد هر انسان می باشد، در این دوره فرد به بلوغ می رسد، در پی کشف هویت خود است، بدنبال استقلال و جدایی از وابستگی های دوره کودکی است، به همین دلایل در این دوره نوجوانان دارای وضعیت روانی با ثباتی نیستند و در این دوره هست که معمولا بیشترین مشکلات رفتاری برای نوجوانان بوجود می آید (نسائیان و اسدی، 1395).

در نظریه کولمن[4]، هر یک از مشکلات نوجوانان در یک سن به تقویمی خاص به نقطه اوج تنش خود می رسد که با توجه به تفاوت های جنسیتی تغییرپذیر است، و هر زمان که سن اوج تنش برای چند مسئله یا مشکل همزمان شود، سازگاری نوجوان دچار مشکل می شود، و در چنین وضعیتی است که مشکلات رفتاری برای آنان بیشتر نمایان می شود. اریکسون[5]، دوره نوجوانی را دوره هویت یابی در مقابل بی هویتی می داند، و با توجه به اینکه هویت یابی وحدتی است که بین سه سیستم زیستی، اجتماعی و روانی بوجود می آید، در صورتیکه چنین وحدتی حاصل نشود نوجوانان دچار آشفتگی در روابط و رفتار می گردند (انیسی و همکاران، 1386).

یکی از مسائل مهمی که در نوجوانان قابل ملاحظه و بررسی است، نحوه سازگاری نوجوانان در جوامع و بخصوص در محیط خانواده است. گاهی نوجوان به علت نداشتن مهارتهای مناسب ارتباطی دچار ناسازگاری در سطح خانواده و جامعه و در برخورد با همسالان می شود و این ناسازگاری ها، منشاء بسیاری از ناسازگاریهای اجتماعی است. از سویی انسان موجودی است متشکل از ابعاد روانی ، زیستی و اجتماعی و به منظور اینکه سازگاری اجتماعی برای یک فرد عملی شود، لازم است که افکار و بر خوردهای در تضاد با افکار و برخوردهای فرد که مشخص کننده تعلق او به گروه دیگر است نباشد و نیز افکار گروه در تضاد با افکارفرد نباشد به طوری که سیستم ارزشی مرتبط با شخصیت اورا دچار مشکل نسازد. سازگاری اجتماعی به عنوان مهم ترین نشانه سلامت روانی از مباحثی است که توجه بسیاری از جامعه شناسان و روانشناسان را به خود جلب کرده است. رشد اجتماعی مهم ترین جنبه رشد وجود هر شخص است و معیارهای اندازه گیری رشد هر فرد، سازگاری او با دیگران است (رییسی، 1392).

از سوی دیگر پیشرفت سریع فن آوری و اطلاع رسانی علی رغم مزایای فراوان، مشکلات زیادی را برای انسان معاصر به وجودآورده است . موج فزاینده افسردگی، پایین آمدن سن خودکشی، افزایش طلاق و بزهکاری و بسیاری از مشکلات روحی ـ اجتماعی دیگر واقعیت انکارناپذیری هستند که نشان می دهد گویا شادی از جوامع بشری رخت بربسته است ، براین اساس انسان معاصر در جستجوی شادی نمی داند به کدام گریزگاه پناه ببرد. آیا شادی را باید در ثروت جستجو کرد، در تحصیل و سایر عوامل مادی، آیا شادی در خانواده نهفته است یا در اجتماع؟ آیا شادی ریشه در محیط دارد یا در وراثت ، آیا رابطه ایی بین شادی و تیپ شخصیتی وجود دارد ؟  شادی از متغیرهایی است که در سالهای اخیر با رشد وتوسعه مثبت نگر مورد مطالعه بشری قرار گرفته است.

فردریکسون (2002) معتقد است عدم سلامت روانی و داشتن عواطف منفی همچون، اضطراب یا خشم، سبب می شوند ذهن  فرد فقط به تولید واکنش دفاعی در برابر موضوعات ایجاد کننده ی این عواطف منفی، محدود شود در صورتی که عواطف مثبت، سبب می شوند که ذهن فرد بر روی محرکها باز باشد و این مساله به نوبه ی خود فرصتهایی را برای توجه ی گسترده تر به محیط ، ایجاد کرده و در نتیجه خلاقیت فرد را بیشتر کرده و موجب شادکامی می شود.

چن و همکاران (2001) در تحقیق دیگری به بررسی رابطه رفتار اجتماعی و پیشرفت تحصیلی در 286 دانش آموز پایه های چهارم، پنجم، ششم و هفتم پرداختند. نتایج تحقیق آنان از رابطه مثبتی میان پیشرفت تحصیلی و رهبری اجتماعی، تحمل ناکامی، مهارت اجتماعی جرئ تورزی و روابط دوستانه با همسالان حکایت داشت و همچنین رابطه منفی میان پیشرفت تحصیلی و پرخاشگری، ناسازگاری های تحصیلی و روابط نامطلوب با همسالان را نشان می داد.

آنجلس و همکاران (2002) در پژوهشی، شیوه های فرزندپروری، مهارت های اجتماعی و روابط با همسالان و سازگاری اجتماعی را در نوجوانان بررسی کردند. پژوهش آنان به مهارت های اجتماعی به عنوان واسطه میان ویژگی های رابطه والد- کودک و ناسازگاری با همسالان تأکید می کند. داده های این پژوهش از مطالعه 58 کودک 18 تا 12 ساله به دست آمد. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های اجتماعی، موجب افزایش سازگاری نوجوانان می شود و روابط با همسالان را افزایش می دهد.

بیان زاده و ارجمندی (1382) نشان دادند که برخی دانش آموزان دیرآموز مشغول به تحصیل در مدارس عادی، از نظر مهارت های اجتماعی با مشکلات بی شماری در سازش با محیط کلاس و شادکامی و عواطف روانی روبه رو هستند، بنابراین به نظر می رسد آموزش مهارت های اجتماعی به شیو های مفید و مؤثر موجب کاهش مشکلات درسی و غیردرسی، شادکامی و مشکلات روانی آنان می شود.

بنابراین با توجه به اهمیت مطالب ذکر شده؛ در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال اساسی هستیم که آیا آموزش مهارت های اجتماعی بر مولفه های روانشناختی (سازگاری اجتماعی، شادکامی و سلامت روان) در بین دانش آموزان متوسطه شهرستان کلیبر بخش آبش احمد تاثیر دارد یا نه؟

 

1-3- اهمیت و ضرورت مطالعه

نیازهای زندگی امروز، تغییرات سریع اجتماعی- فرهنگی، تغییر ساختار خانواده، شبکه گسترده و پیچیده ارتباطات انسانی، گستردگی و هجوم منابع اطلاعاتی، انسان ها را با چالش ها، استرس ها و فشارهای متعددی روبرو نموده است که مقابله مؤثر با آن ها نیازمند توانمندی های روانی- اجتماعی می باشد. فقدان مهارت ها و توانایی های عاطفی، روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مسائل و مشکلات آسیب پذیر نموده و آن ها را در معرض انواع اختلالات روانی، اجتماعی و رفتاری قرار می دهد (بیرامی و موحدی، 1394).

یکی از مسائل مهمی که در نوجوانان قابل ملاحظه و بررسی است، نحوه سازگاری نوجوانان در جوامع و بخصوص در محیط خانواده است . گاهی نوجوان به علت نداشتن مهارتهای مناسب ارتباطی دچار ناسازگاری در سطح خانواده و جامعه و در برخورد با همسالان می شود. و این ناسازگاری ها، منشاء بسیاری از ناسازگاریهای اجتماعی است. امروزه در دنیایی که بیش از هر زمان دیگر نیاز به انعطاف پذیری یا به عبارتی سازگاری اجتماعی وجود دارد، داشتن ارتباط مستمر و موفق با دیگران ، یافتن شغل مناسب و مهم تر از آن حفظ آن شغل ، به انجام رساندن وظایف شخصی ، عهده دار شدن مسئولیتهایی که جامعه اعم از خانواده و مدرسه به عهده فرد می گذارد مهم است و همه از عواملی است که به داشتن یک زندگی موفق در دنیای امروز کمک کند. اگر چه این موارد تضمین کننده یک زندگی ایده آل نیست ، ولی بدون شک داشتن سازگاری اجتماعی و انعطاف پذیری نقش بسزایی در زندگی افراد اجتماع دارد (رییسی، 1392).

بر اساس بررسی های به عمل آمده از سوی سازمان جهانی بهداشت برای دستیابی به زندگی سالم، اولین قدم کسب مهارت های اجتماعی به عنوان یکی از مؤلفه های مهارت های زندگی می باشد. مهارت های اجتماعی به عنوان مهارت های لازم برای تطبیق با نیازهای اجتماعی و همین طور حفظ روابط بین فردی رضایت بخش و در نهایت ارتقاء سرمایه روا نشناختی تعریف می شود (گرشام، 2006).

 دانش‌آموزی که مهارت‌های اجتماعی لازم را کسب کرده است، دانش‌آموزی است که می‌تواند به خوبی با محیطش سازش کند و یا این‌که می‌تواند از طریق برقرار کردن ارتباط با دیگران از موقعیت‌های تعارض‌آمیز کلامی و فیزیکی اجتناب کند. این گونه دانش‌آموزان، رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که منجر به پیامدهای مثبت روانی-اجتماعی، نظیر پذیرش توسط همسالان و رابطه موثر با دیگران می‌شود. از سوی دیگر، کسانی که مهارت‌های اجتماعی لازم را کسب نکرده‌اند، اغلب به اختلال‌های رفتاری مبتلا می‌شوند، از طرف همسالان پذیرفته نمی‌شوند، در میان همسالان و بزرگسالان محبوب نیستند و با معلم و یا سایر افراد حرفه‌ای به‌خوبی کنار نمی‌آیند (تاجری، 1389). با توجه به این واقعیت ها؛ می توان به ضرورت آموزش مهارت های اجتماعی در نوجوانان و بهبود مولفه های روان شناختی آن ها پی برد. در واقع می توان دریافت که هرچقدر نوجوانان مهارت های اجتماعی را بهتر فراگیرند؛ روابط اجتماعی بهتری با دوستان، خانواده و کل اجتماع خواهند داشت و سازگاری اجتماعی مناسبی خواهند داشت.

1-4- اهداف تحقیق

1- تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر مولفه های روانشناختی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

1-1-  تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

1-2-  تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر شادکامی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

1-3- تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر سلامت روان دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر

1-5- فرضیه های تحقیق

1- آموزش مهارت های اجتماعی بر مولفه های روانشناختی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر تاثیر دارد.

1-1- آموزش مهارت های اجتماعی بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر تاثیر دارد.

1-2- آموزش مهارت های اجتماعی بر شادکامی دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبر تاثیر دارد.

1-3- آموزش مهارت های اجتماعی بر سلامت روان دانش آموزان متوسطه بخش آبش احمد کلیبرتاثیر دارد.

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 183

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159223]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر  

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی بالینی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته روانشناسی گرایش بالینی

 

عنوان:

رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر  

 

نیمسال تحصیلی

پاییز 1393

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                           صفحه

 

چکیده فارسی.. 1

             فصل اول: کلیات تحقیق.. 2

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسأله. 4

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق.. 6

1-4- اهداف تحقیق.. 7

1-5- سؤالات تحقیق.. 8

1-6- فرضیه های تحقیق.. 8

1-7- معرفی متغیرها و نقش آن ها در تحقیق.. 8

1-8- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق.. 9

             فصل دوم: مرور منابع، ادبیات تحقیق، پیشینه تحقیق.. 10

2-1- مقدمه. 11

2-2- راه های انتخاب روش های تربیتی.. 11

2-3- تعریف سبک های فرزندپروری.. 12

2-4- عوامل مؤثر بر سبک های فرزندپروری.. 13

2-5- تکنیک های والدین جهت اعمال کنترل.. 15

2-6- سنخ شناسی فرزندپروری.. 17

2-7- روابط والدین- فرزندان در ادوار مختلف… 20

2-8- انواع تیپ های خانواده 23

2-9- سبک های فرزندپروری.. 23

2-10- تاریخچه هوش هیجانی.. 29

2-11- هوش هیجانی چیست؟. 31

2-12- نظریه هایی در باب هوش… 32

2-13- هیجان چیست؟. 34

2-14- فواید هیجان.. 37

2-15- زیان های هیجان.. 38

2-16- نقش هیجان ها در هوش… 38

2-17- هوشبهر و هوش هیجانی.. 39

2-18- مؤلفه های هوش هیجانی.. 41

2-19- هوش هیجانی و موفقیت شغلی.. 43

2-20- هوش هیجانی و سلامت… 43

2-21- چه کسی به هوش هیجانی (EQ) نیاز دارد؟. 44

2-22- کاربردهای هوش هیجانی در محیط کار. 50

2-23- تعریف پرخاشگری.. 52

2-24- نشانه های پرخاشگری.. 53

2-25- انواع رفتارهای پرخاشگرانه. 53

2-26- انواع پرخاشگری از لحاظ تعداد افراد. 57

2-27- نظریه های پرخاشگری.. 58

2-28- عوامل مؤثر در بروز پرخاشگری.. 60

2-29- عوامل تشدید کننده پرخاشگری.. 68

2-30- اصول پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه. 68

2-31- شیوه هایی برای کنترل پرخاشگری.. 69

2-32- روش های برخورد با جریان پرخاشگری.. 71

2-33- تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده پیرامون موضوع تحقیق.. 75

             فصل سوم: روش شناسی تحقیق  81

3-1- مقدمه. 82

3-2- روش پژوهش… 82

3-3- جامعه آماری.. 82

3-4- جمعیت نمونه. 82

3-5- روش نمونه گیری.. 82

3-6- روش های جمع آوری داده ها 83

3-7- ابزار اندازه گیری داده ها 83

3-8- مراحل و چگونگی اجرای پژوهش… 85

3-9- روش تجزیه و تحلیل داده ها 85

             فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها و یافته های تحقیق.. 87

4-1- مقدمه. 88

4-2- تجزیه توصیفی داده ها 88

4-3- تحلیل استنباطی داده ها 97

             فصل پنجم : بحث ، نتیجه گیری و پیشنهادات… 104

5-1- مقدمه. 105

5-2- یافته های توصیفی.. 105

5-3- بحث و بررسی فرضیه ها 106

5-4- محدودیت های پژوهش… 109

5-5- پیشنهادها 110

             منابع و مأخذ. 111

منابع فارسی.. 112

منابع انگلیسی.. 117

             پیوست ها 120

پرسشنامه ها 121

محاسبات آماری.. 129

چکیده انگلیسی.. 138

 

 

فهرست جداول

عنوان                                                                                                           صفحه

 

جدول 2-1. چارچوب هوش هیجانی.. 42

جدول 4-1. شاخص های توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق.. 88

جدول 4-2. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک سن.. 89

جدول 4-3. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک پایه تحصیلی.. 90

جدول 4-4. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک وضعیت تحصیلی پدران.. 91

جدول 4-5. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک وضعیت مادران.. 92

جدول 4-6. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک شغل پدران.. 93

جدول 4-7. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک شغل مادران.. 94

جدول 4-8. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک تعداد فرزندان.. 95

جدول 4-9. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک میزان درآمد خانواده 96

جدول 4-10. نتایج حاصل از آزمون ام. باکس… 97

جدول 4-11. نتایج آزمون لاندای ویلکز. 97

جدول 4-12. نتایج آزمون لون جهت سنجش برابری واریانس ها 98

جدول 4-13. نتایج آزمون های اثرات بین آزمودنی ها 98

جدول 4-14. محاسبه ضریب همبستگی پیرسون در مورد فرضیه فرعی اول.. 99

جدول 4-15. خلاصه مدل رگرسیون به روش همزمان بر حسب ضریب همبستگی و ضریب تعیین.. 99

جدول 4-16. نتایج تحلیل واریانس… 100

جدول 4-17. نتایج مربوط به ضرایب تأثیر رگرسیونی متغیر پیش بین بر متغیر ملاک… 100

جدول 4-18. محاسبه ضریب همبستگی پیرسون در مورد فرضیه فرعی دوم. 101

جدول 4-19. خلاصه مدل رگرسیون به روش همزمان بر حسب ضریب همبستگی و ضریب تعیین.. 101

جدول 4-20. نتایج تحلیل واریانس… 102

جدول 4-21. نتایج مربوط به ضرایب تأثیر رگرسیونی متغیر پیش بین بر متغیر ملاک… 102


 

فهرست نمودارها / اشکال

عنوان                                                                                                           صفحه

 

نمودار 4-1. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک سن.. 89

نمودار 4-2. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک پایه تحصیلی.. 90

نمودار 4-3. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک وضعیت تحصیلی پدران.. 91

نمودار 4-4. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک وضعیت تحصیلی مادران.. 92

نمودار 4-5. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک شغل پدران.. 93

نمودار 4-6. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک شغل مادران.. 94

نمودار 4-7. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک تعداد فرزندان.. 95

نمودار 4-8. فراوانی و درصد فراوانی پاسخگویان به تفکیک میزان درآمد خانواده 96

 

چکیده فارسی

   هدف: این پژوهش با هدف رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر انجام شد. روش: روش تحقیق همبستگی می باشد و جامعه آماری آن 582 نفر از دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان سیاهکل در سال تحصیلی 94-93 بود که تعداد 234 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های شیوه های فرزندپروری والدین، هوش هیجانی و پرخاشگری پاسخ دادند. داده های حاصل به روش تحلیل پیرسون و رگرسیون چند متغیره با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که با اطمینان 99/0 و سطح خطای کوچکتر از 01/0 بین سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر رابطه وجود دارد. همچنین با اطمینان 99/0 و سطح خطای کوچکتر از 01/0 بین سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی در نوجوانان دختر رابطه وجود دارد و با اطمینان 99/0 و سطح خطای کوچکتر از 01/0 بین سبک فرزندپروری والدین با پرخاشگری در نوجوانان دختر رابطه وجود دارد.

 

   واژه گان کلیدی: سبک فرزند پروری والدین، هوش هیجانی، پرخاشگری

 

 

کلیات تحقیق

1-1- مقدمه

   در متون اسلامی سبک های فرزندپروری[1] فعالیتی پیچیده شامل رفتارها، آموزشها، تعامل ها و روش هایی است که جدا و در تعامل با یکدیگر بر رشد معنوی، عاطفی در ابعاد فردی و اجتماعی تأثیر می گذارد. از دیدگاه اسلام، مسئولیت تربیت فرزند در دوران کودکی بر عهده پدر و مادر است تا آنجا که یکی از حقوق فرزندان به شمار آمده است. امام صادق (ع) سه حق را بر پدر لازم می دانند که یکی جدیت در تربیت اوست. ایشان می فرمایند: فرزند بر پدر سه حق دارد؛ انتخاب همسر مناسب برای او، نام نیک نهادن بر او و جدیت در تربیت فرزند (بیرامی، بهادری و خسروشاهی، 1389).

   از نظر تاریخی مدارس همواره بر آموزش تحصیلی کودکان، تقویت مهارت های آنها در خواندن، نوشتن و حساب کردن متمرکز بوده اند، اما امروزه متخصصان آموزش و پرورش دریافته اند که چالش های سبز فایل و خواست های کنونی جامعه، نیازمند مهارت های افزوده ای در حیطه آگاهی هیجانی، تصمیم گیری، تعارض اجتماعی و حل تعارض اند (نیکوگفتار، 1388). بارها اصطلاح پرخاشگری[2] را شنیده ایم، اما هنگامی که می خواهیم آن را تحلیل یا تعریف کنیم کاری بسیار مشکل است و این اصطلاح مبهم به نظر می رسد، کشتارهای دسته جمعی، قتل های انفرادی، تجاوز، تبعیض، محروم کردن از حقوق اولیه، همه گویای چهره زشت و خشن انسان نسبت به همنوعان خود است (کریمی، 1385). نتایج پژوهش ها نشان داده است که پرخاشگری از شاخص های مهم پاره ای از اختلالات روانی مانند اختلال سلوک و اختلال شخصیت ضداجتماعی به شمار می آید. همچنین رفتار پرخاشگرانه با بیماری های جسمانی مانند بیماری قلب و عروق و سردرد تنشی نیز در ارتباط است. علاوه بر این، پژوهش های دیگر نشان می دهد که افراد پرخاشگر نسبت به سایرین از نظر شیوه تفکر متفاوت هستند، آنها راهبردهای مثبت کمتری نسبت به افراد دیگر ارائه می دهند، بیشتر اطمینان دارند که راهبرد پرخاشگرانه سازگارانه تر است و این طور قضاوت می کنند که راهبردهای پرخاشگرانه کمتر باعث آسیب می شود (عارفی و رضویه، 1388).

   پرخاشگری یکی از مسائل مهم در دوران دانش آموزی است و به عنوان یک مشکل شدید و رو به افزایش در میان نوجوانان و جوانان شناخته شده است. در حال حاضر پرخاشگری یک مسأله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی[3] به حساب می آید. مشاهده جهان اطراف نشان می دهد که این مشکل رفتاری در بین همه انواع جانداران، طبقات اجتماعی- اقتصادی و مراحل مختلف سنی دیده می شود. مسائل مرتبط با خشم مانند رفتارهای مقابله ای، خصومت و پرخاشگری از علل اصلی مراجعه نوجوانان و جوانان به مراکز مشاوره و روان درمانی است (سوخودولسکی و همکاران[4]، 2008). عدم مهار رفتار پرخاشگرانه علاوه بر اینکه باعث ایجاد مشکلات بین فردی و جرم و بزه و تجاوز به حقوق دیگران می شود، ممکن است درون ریزی [5]شود و باعث انواع مشکلات جسمی-روانی مثل زخم معده، سردردهای میگرنی و افسردگی گردد (نیکولسون[6]، 2013).

   اگر چه انسان در حوزه های مختلف با مسائل متنوعی رو به رو است با این حال می توان اصولی کلی را در نظر گرفت که تقریباً در هر نوع مسائلی کاربرد دارد و شامل مجموعه پیچیده ای از مؤلفه های شناختی، رفتاری و نگرشی و فرایندهای چندمرحله ای است. هوش هیجانی[7] نوعی پردازش اطلاعات هیجانی است که شامل ارزیابی صحیح، بیان مناسب و تنظیم سازگارانه هیجان می شود. همچنین هوش هیجانی به طور گسترده ای به عنوان ظرفیت درک و کنترل هیجانات خود و دیگران تعریف می شود.

   نظریه هوش هیجانی دیدگاه جدیدی درباره پیش بینی عوامل مؤثر بر موفقیت و همچنین پیشگیری اولیه از اختلالات روانی را فراهم می کند. با توجه به اینکه پرخاشگری نوعی، هیجان محسوب می شود و یکی از مؤلفه های هوش هیجانی مدیریت هیجانات است به نظر می رسد با بهره گرفتن از آموزش هوش هیجانی و بکارگیری سبک های فرزندپروری، بتوان پرخاشگری را در افراد مهار کرد. ارتباط هوش هیجانی با عملکرد بهتر و موفق تر در محیط های تحت تنیدگی و همراه با فشار روانی اجتماعی نشان داده شده است. این پژوهش هم بدنبال مطالعه سبک فرزندپروری والدین و هوش هیجانی با پرخاشگری در بین نوجوانان دختر است.

1-2- بیان مسأله

   راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[8] از مشخصات بارز اختلال سلوک در کودکان از پرخاشگری و ناسازگاری در روابط بین فردی نام می برد که مشکلات رفتاری بین فردی، رفتاری و هیجانی مختلفی را برای این کودکان و خانواده های آنان ایجاد می کند. روانشناسان اجتماعی پرخاشگری را به صورت آسیب رساندن عمدی به دیگران و خشونت را نیز مبادرت کنشی عمدی برای آسیب رساندن جسمانی به دیگران تعریف می کنند (فرجاد و محمدی اصل، 1387). دلوکیو و الیوی[9] (2005) پرخاشگری را رفتار قابل مشاهده که به قصد آسیب رساندن به دیگران باشد، تعریف می کند. رفتارهای ضداجتماعی و پرخاشگری در زمره شایع ترین علل ارجاع کودکان و نوجوانان به کلینیک های بهداشت روانی هستند. عدم مهار رفتار پرخاشگرانه علاوه بر اینکه می تواند موجب ایجاد مشکلات بین فردی و جرم شود، درون ریزی را نیز به همراه دارد و موجب بروز انواع مشکلات جسمی و روانی، مانند زخم معده، سردرد و افسردگی می شود. ماتسون[10] (2007) معتقد است که انواع شدید مشکلات رفتاری می تواند بسیار خطرناک باشد. به رشد شخصی صدمه بزند، فرصت های یادگیری و رفتار سازگارانه را کاهش داده و سرانجام کیفیت زندگی شخصی را تحت تأثیر قرار دهد. رفتار پرخاشگرانه دوران کودکی می تواند به عنوان یک عامل پیش بینی کننده برای بزهکاری، سوء مصرف مواد، افسردگی، افت تحصیلی و … باشد. شواهد نشان می دهد که رفتار ضداجتماعی دوران خردسالی با ناتوانی های دوران بزرگسالی در ارتباط است (به نقل از دان و فایت[11]، 2010).

   دیدگاه های نظری، عوامل مختلفی را در بروز رفتارهای پرخاشگرانه مؤثر می دانند. فابیان[12] (2010) ارتباط بین اختلالات عصب شناسی و عصب روانشناختی، و پرخاشگری و خشونت را شایان توجه می داند. مک اندرو[13] (2009) نقش و مقدار ترشح هورمون ها در بروز رفتارهای پرخاشگرانه را مؤثر می داند. از نظر دانگجوسو و همکاران[14] (2008) تعاملات نامناسب بین سیستم های سروتونین و دوپامین در کرتکس پیشانی احتمالاً ساز و کار مهمی است که ارتباط بین پرخاشگری تکانشی و اختلالات پیرو آن را به دنبال دارد. دیدگاه یادگیری اجتماعی عوامل مختلفی مانند تجربه های گذشته فرد، پاداش هایی که از تجربه های گذشته یا حال نصیب افراد می شود و مشاهده رفتار دیگران را در بروز پرخاشگری مورد توجه می دانند (به نقل از ریچاردسون و هاموگ[15]، 2007).

   هوش هیجانی[16] آخرین و جدیدترین تحول در زمینه فهم ارتباط بین تعقل و هیجان است. علی رغم دیدگاه ها، نگاه واقع بینانه به ماهیت انسان نشان می دهند که انسان برای سازگاری و چالش در زندگی به عملکرد منسجم قابلیت های هیجانی و منطقی وابسته است. در برخی مواقع محققان ادعا می کنند که خود آگاهی و زندگی درونی به طور چشم گیری توسط تجربه های هیجانی مشخص می شود، لذا هوش هیجانی می تواند با مشکلات هیجانی زیادی که ریشه در تجارب میان فردی و درون فردی دارند، مرتبط باشد (آستین و همکاران[17]، 2005). در این پژوهش هم این سؤال مطرح است که آیا سبک فرزندپروری والدین و هوش هیجانی با پرخاشگری در بین نوجوانان دختر رابطه دارد؟

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

   خانواده به عنوان اولین کانون اجتماعی، عوامل مختلفی دارد که یکی از عوامل تأثیرگذار بر رشد فرزندان بویژه رشد روانی آنها، چگونگی روش های تربیتی والدین در چارچوب خانواده است. روش تربیتی والدین در تکوین شخصیت و هم چنین سازگاری آنان با وضعیت مختلف اجتماعی مؤثر است. روابط مطلوب میان والدین و فرزندان در سلامت روان فرزندان تأثیر فراوان دارد. ارتباط والدین و فرزندان از جمله موارد مهمی است که سال ها نظر صاحبنظران و متخصصان تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. در متون اسلامی نیز فرزندپروری فعالیتی پیچیده شامل رفتارها، آموزش ها، تعامل ها و روش هایی است که جدا و در تعامل با یکدیگر بر رشد معنوی، عاطفی در ابعاد فردی و اجتماعی تأثیر می گذارد. از دیدگاه اسلام، مسئولیت تربیت فرزند در دوران کودکی بر عهده پدر و مادر است تا آنجا که یکی از حقوق فرزندان به شمار آمده است (پرچم و همکاران، 1391). هوش هیجانی، ‌ترکیب عاطفه با شناخت و هیجان با هوش است. بنابراین می تواند در توانایی به کارگیری هیجان ها به منظور کمک به حل مشکلات و داشتن زندگی اثر بخش باشد. شناخت احساسات و توانایی ها را می توان در برانگیختن خودمان و دیگران استفاده کنیم و بدانیم آیا این هیجان ها و عواطف موجب تسهیل یا مانع برقراری تعامل با دیگران می شود (گلمن[18]، ‌2009).

   شیوه های فرزندپروری را می توان مجموعه ای از رفتارها دانست که تعاملات والد- فرزند را در طول دامنه گسترده ای از موقعیت ها توصیف می کند. بامریند[19] (1991) که مطالعات طولی برجسته ای را با مشاهده تعامل های والدین با فرزندان خود انجام داد، شیوه های فرزندپروری را شامل رفتارهای گوناگون متنوع و بهنجار و طبیعی می داند. بامریند دریافت که شیوه های مختلف فرزندپروری والدین در دو بعد با یکدیگر تفاوت دارند. بعد اول توقع و کنترل و بعد دوم پذیرندگی و اجابت کنندگی می باشد. ترکیب گوناگون دو بعد توقع/ کنترل و پذیرندگی/ اجابت کنندگی چهار شیوه فرزندپروری را به وجود می آورد که پژوهش بامریند بر سه شیوه آن متمرکز است؛ مقتدرانه، مستبدانه و سهل گیرانه. چهارمین شیوه یعنی شیوه کناره گیر (مسامحه کار) را محققان دیگری مورد مطالعه قرار داده اند. سبک مقتدرانه با پذیرش و روابط نزدیک، روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب مشخص می شود. سبک مستبدانه از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین و از نظر کنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین با سبک فرزندپروری سهل گیرانه روش مهرورز و پذیرا را نشان داده، متوقع نیستند و کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند. این والدین به فرزندان خود اجازه می دهند تا در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند، حتی اگر هنوز قادر به انجام این کار نباشند. بامریند دریافت که مطلوب ترین نتایج تحولی که سبب سازگاری های مختلف در فرزندان در رشد همه جانبه آنان می شود، با شیوه فرزندپروری مقتدرانه والدین در ارتباط است (به نقل از برنز[20]، 2006).

   پرخاشگری رفتاری اجتناب ناپذیر یا تغییرناپذیر نیست، برعکس چون ناشی از تعامل پیچیدهای بین رویدادهای بیرونی، شناخت ها و ویژگی های شخصی است، می توان آن را پیشگیری کرد یا کاهش داد. روش های مختلفی برای پیشگیری و کنترل پرخاشگری پیشنهاد شده است که از آن جمله می توان به درمان اختلالات عصبی[21] و عصب روانشناختی[22]، اصلاح عادت غذایی افراد، از بین بردن زمینه های ناکامی و حضور الگوهای غیرپرخاشگرانه اشاره کرد. میر و همکاران[23] (2008) نقش مداخله های شناختی، دارلی و همکاران[24] (2000) نقش تنبیه و کارمانز و همکاران[25] (2003) بخشایش را در کاهش پرخاشگری مؤثر می دانند (آقایی نژاد و همکاران، 1392).

   با توجه به مطالب فوق، این پژوهش هم با هدف مطالعه رابطه سبک فرزندپروری والدین  و هوش هیجانی با پرخاشگری در نوجوانان دختر شهرستان سیاهکل به اجرا در می آید. در همین رابطه سازمان ها، افراد حقیقی و حقوقی مختلفی از یافته های این تحقیق بهره مند خواهند شد که از آن جمله می توان به؛ سازمان های روانپزشکی، بهزیستی، آموزش و پرورش، مدیران، دانشجویان، معلمان، اولیاء دانش آموزان و کلیه افرادی که علاقه مند به کسب آگاهی در زمینه موضوع پژوهش هستند اشاره کرد.

1-4- اهداف تحقیق

1-4-1- هدف اصلی: مطالعه رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر

1-4-2- اهداف فرعی:

   – مطالعه رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی در بین نوجوانان دختر

   – مطالعه رابطه سبک فرزندپروری والدین با پرخاشگری در بین نوجوانان دختر

1-5- سؤالات تحقیق

1-5-1- سؤال اصلی: آیا بین سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر رابطه وجود دارد؟

1-5-2- سؤالات فرعی:

   – آیا بین سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی در بین نوجوانان دختر رابطه وجود دارد؟

   – آیا بین سبک فرزندپروری والدین با پرخاشگری در بین نوجوانان دختر رابطه وجود دارد؟

1-6- فرضیه های تحقیق

1-6-1- فرضیه اصلی: بین سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در بین نوجوانان دختر رابطه وجود دارد.

1-6-2- فرضیه های فرعی:

   – بین سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی در بین نوجوانان دختر رابطه وجود دارد.

   – بین سبک فرزندپروری والدین با پرخاشگری در بین نوجوانان دختر رابطه وجود دارد.

1-7- معرفی متغیرها و نقش آن ها در تحقیق

   در این پژوهش سبک فرزندپروری والدین به عنوان متغیر پیش بین[26] و هوش هیجانی و پرخاشگری در بین نوجوانان دختر به عنوان متغیر ملاک[27] در نظر گرفته می شود.

 

[1] – Parenting Style

[2] – Aggression

[3] – Mental Health

[4] – Sukhodlsky & et al

[5] – Importing

[6] – Nicholson

[7] – Eemotional Intelligence

[8] – Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorder

[9] – Delvecchio & Olivey

[10] – Matson

[11] – Dunn & Fait

[12] –  Fabian

[13] –  McAndrew

[14] –  Dongiu Seo & et al

[15] – Richardson & Hammock

[16] – Emotional Intelligence

[17] –  Austin

[18] –  Golman

[19] –  Baumrind

[20] – Berns

[21] – Neurological Disorders

[22] – Neuropsychological

[23] – Meier & et al

[24] – Darley & et al

[25] – Karremans & et al

[26] – Independent Variable

[27] – Dependent Variable

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 147

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159221]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com

پایان نامه رابطه سبکهای هویت ودلبستگی باسلامت روانی فرزندان زنان خودسرپرست(تک والد)

دانشگاه آزاد

دانشگاه آزاد اسلامی

واحدعلوم وتحقیقات آذربایجانشرقی

 

پایان نامه برای دریافت کارشناسی ارشد

رشته: روانشناسی

گرایش: عمومی

 

عنوان:

رابطه سبکهای هویت ودلبستگی باسلامت روانی فرزندان زنان خودسرپرست(تک والد)

 

 

در فایل دانلودی نام نگارنده و استاد راهنما موجود است

زمستان1392

 

 

چکیده:

هدف پژوهش حاضر، تبیین رابطه سبکهای هویت و دلبستگی با سلامت روانی فرزندان زنان خود سرپرست(تک والد)می باشد.جامعه ی موردپژوهش ،شامل کلیه فرزندانی مشغول به تحصیل درسطح متوسطه بوده،که درحال حاضر تحت پوشش بهزیستی شهرستان تبریزمی باشند.جامعه آماری مورد مطالعه 280نفربودکه ازطریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.ابزاراندازه گیری شامل پرسش نامه سنجش  هویت بنیون و آدامز(OMEIS) ، مقیاس دلبستگی کولینز و رید(RAAS)، پرسش نامه 28 سوالی سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر(GHQ-28)بود. تحلیل ها با بهره گرفتن از نرم افزارSPSS و روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون ورگرسیون چندمتغیری صورت گرفت.

یافته های پژوهش نشان دادکه بین سبک هویت ایمن  وتسلیمی باسلامت عمومی سطح معنا داری منفی وجوداردولی بین سبک هویت آشفته وسلامت روانی سطح معنا داری مثبت دیده شد.امارابطه معنا داری بین سبک هویت تعویقی وسلامت عمومی مشاهده نشد.رابطه بین سبک دلبستگی ایمن واجتنابی باسلامت عمومی رابطه منفی معنا داروجودداردامابین سبک دلبستکی دوسوگراباسلامت عمومی رابطه معنا دارمثبت وجوددارد.

نتیجه این پژوهش نشان داردنداشتن یک حس منسجم ومحکم ازهویت وتشکیل آن و نوع رابطه دلبستگی فرددردوران کودکی ازعوامل مؤثروزمینه سازایجادآسیب های روانی- اجتماعی دردوره های بعدی زندگی محسوب می شود.سطح معنی داری دراین پژوهش(05/0 p‹ و01/0p‹)بود.

کلیدواژه ها:

سبکهای هویت ،سبک های دلبستگی، سلامت عمومی،فرزندان زنان خودسرپرست(تک والد)

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                         صفحه

فصل اول) کلیات تحقیق:

1-1 مقدمه ………………………………………………………………………………. 2
1-2 بیان مساله …………………………………………………………………………… 3
1-3 اهمیت ضرورت تحقیق ……………………………………………………………….. 11
1-4 اهداف تحقیق ……………………………………………………………………….. 17
1-5 سوالهای تحقیق ……………………………………………………………………… 18
1-6 فرضیه های تحقیق …………………………………………………………………… 18
1-7 متغیرهای تحقیق ……………………………………………………………………. 19
1-8 تعریف مفهومی وعملیاتی متغیرها …………………………………………………….. 20
1-8-1 تعاریف مفهومی …………………………………………………………………… 20
– هویت ………………………………………………………………………………….. 20
– دلبستگی ……………………………………………………………………………….. 21
– سلامت روانی …………………………………………………………………………… 23
1-8-2 تعاریف عملیاتی …………………………………………………………………… 23
– هویت ………………………………………………………………………………….. 23
– سلامت روانی …………………………………………………………………………… 24
– دلبستگی ……………………………………………………………………………….. 25

فصل دوم) ادبیات تحقیق:

2-1 مقدمه ………………………………………………………………………………. 27
2-2 تک والدی وسلامت روانی ……………………………………………………………. 28
2-2-1 سلامت روانی ……………………………………………………………………… 36
2-2-2 تعریف سلامت روانی ………………………………………………………………. 38
2-2-3 دیدگاه های مختلف درحیطه سلامت روانی …………………………………………. 42
2-2-3-1 دیدگاه شناختی ………………………………………………………………… 43
2-2-3-2 دیدگاه روان تحلیل گری ………………………………………………………… 43
2-2-3-3 دیدگاه انسان گرایی …………………………………………………………….. 43
2-2-3-4 دیدگاه زیست نگر ………………………………………………………………. 43
2-2-3-5 دیدگاه رفتارنگر ………………………………………………………………… 44
2-2-3-6 دیدگاه مکتب بوم شناختی ………………………………………………………. 44
2-2-3-7 دیدگاه آدلر …………………………………………………………………….. 44
2-2-3-8 دیدگاه اریکسون ………………………………………………………………… 44
2-2-3-9 دیدگاه اریک فروم ………………………………………………………………. 44
2-2-3-10 دیدگاه اسکینر ………………………………………………………………… 45
2-2-3-11 دیدگاه چاهن …………………………………………………………………. 45
2-2-3-12 دیدگاه وتنیز ………………………………………………………………….. 47
2-2-4 نظام ارزشی وسلامت ………………………………………………………………. 47
2-2-5 معیارهای سلامت وبیماری روانی ازدیدگاه اسلام …………………………………….. 49
2-3 هویت ……………………………………………………………………………….. 50
2-3-1 تعاریف هویت …………………………………………………………………….. 50
2-3-2 نظریه های مرتبط باهویت …………………………………………………………. 53
2-3-2-1 دیدگاه اریکسون ………………………………………………………………… 53
2-3-2-2 دیدگاه مارسیا ………………………………………………………………….. 56
2-3-2-2-1انواع آشفتگی ها هویتی براساس نظریه مارسیا ………………………………….. 62
2-3-2-3 دیدگاه گگان …………………………………………………………………… 63
2-3-2-4 دیدگاه بروزنسکی ………………………………………………………………. 64
2-3-2-4-1 انواع سبکهای هویت ازنظربروزنسکی ………………………………………….. 65
2-4 دلبستگی ……………………………………………………………………………. 68
2-4-1تعریف دلبستگی …………………………………………………………………… 69
2-4-2 رویکردهای مختلف درمورددلبستگی ……………………………………………….. 70
2-4-2-1 رویکردروان تحلیل گری ………………………………………………………… 70
2-4-2-2 رویکردیادگیری ………………………………………………………………… 75
2-4-2-3 رویکردرفتاری ………………………………………………………………….. 76
2-4-2-4 رویکردرفتارشناسی ……………………………………………………………… 76
2-4-2-5 رویکردشناختی …………………………………………………………………. 78
2-4-2-6رویکردزیستی …………………………………………………………………… 79
2-4-2-7 نظریه جان بالبی درمورددلبستگی ……………………………………………….. 80
2-4-3 مراحل دلبستگی واجتماعی شدن ………………………………………………….. 84
2-4-4 سبکهای مختلف دلبستگی دردوره کودکی ………………………………………….. 90
2-4-5 دلبستگی وآسیب شناسی روانی دردوران کودکی ……………………………………. 93
2-5 پیشینه تحقیق ………………………………………………………………………. 97
2-6 جمع بندی ادبیات تحقیق …………………………………………………………….. 109

فصل سوم)روش شناسی تحقیق:

3-1مقدمه  ………………………………………………………………………………. 111
3-2 طرح پژوهش ………………………………………………………………………… 111
3-3 جامعه آماری پژوهش ………………………………………………………………… 111
3-4 نمونه آماری وروش نمونه گیری ………………………………………………………. 112
3-5 ابزارهای جمع آوری اطلاعات …………………………………………………………. 112
3-5-1 پرسشنامه سنجش هویت بینون وآدامز ……………………………………………… 112
3-5-2مقیاس دلبستگی کولینزورید ……………………………………………………….. 113
3-5-3 پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ وهیلر …………………………………………… 115
3-6 شیوهاجرای تحقیق …………………………………………………………………… 119
3-7 روش تجزیه وتحلیل ………………………………………………………………….. 120

فصل چهارم) یافته­ های تحقیق:

4-1 مقدمه ………………………………………………………………………………. 122
4-2 یافته های توصیفی …………………………………………………………………… 122
4-3یافته های استنباطی ………………………………………………………………….. 125

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1مقدمه ……………………………………………………………………………….. 143
5-2 تفسیریافته های تحقیق ………………………………………………………………. 143
5-3 محدویت های تحقیق ………………………………………………………………… 155
5-4 پیشنهادهای پژوهشی تحقیق …………………………………………………………. 156
5-5 پیشنهادهای کاربردی تحقیق …………………………………………………………. 156
5-6 نتیجه گیری کلی …………………………………………………………………….. 158
منابع فارسی ……………………………………………………………………………… 159
منابع انگلیسی ……………………………………………………………………………. 170
پیوست ها(ضمائم) ………………………………………………………………………… 177
چکیده انگلیسی …………………………………………………………………………… 187

فهرست جدول ها

جدول شماره 4-1: توزیع فراوانی ودرصدفراوانی افرادبرحسب جنسیت ……………………….. 122
جدول شمارۀ 4-2: توزیع فراوانی ودرصدفراوانی افرادبرحسب جنسیت ……………………….. 122
جدول4-3: آماره های توصیفی سن فرندان تک والد ………………………………………… 123
جدول شمارۀ 4-4: آماره های توصیفی سلامت روانی ……………………………………….. 123
جدول شمارۀ 4-5:  آماره های توصیفی سبک های هویتی ………………………………….. 124
جدول شمارۀ 4-6: آماره های توصیفی سبک های دلبستگی ………………………………… 124
جدول شمارۀ 4-7: ضریب همبستگی بین هویت موفق و سلامت روانی ………………………. 125
جدول شماره 4-8: ضریب همبستگی بین هویت تسلیمی و سلامت روانی ……………………. 125
جدول شمارۀ 4-9: ضریب همبستگی بین هویت آشفته و سلامت روانی ……………………… 126
جدول شماره 4-10: ضریب همبستگی بین هویت تعویق افتاده و سلامت روانی ………………. 126
جدول شمارۀ 4-11: ضریب همبستگی بین دلبستگی ایمن و سلامت روانی ………………….. 127
جدول شمارۀ 4-12: ضریب همبستگی بین دلبستگی دوسوگرا و سلامت روانی ………………. 127
جدول شمارۀ 4-13: ضریب همبستگی بین دلبستگی اجتنابی و سلامت روانی ……………….. 128
جدول شمارۀ 4-14: تحلیل رگرسیون همزمان سلامت روانی براساس سبک های هویتی ……… 128
جدول شمارۀ 4-15: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربرسلامت روانی …………………. 129
جدول شمارۀ 4-16: تحلیل رگرسیون همزمان سلامت روانی براساس سبک های دلبستگی ……. 130
جدول شمارۀ 4-17: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربرسلامت روانی …………………. 130
جدول شمارۀ 4-18: تحلیل رگرسیون همزمان مولفه جسمانی براساس سبک های هویتی …….. 131
جدول شمارۀ 4-19: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربرمولفه جسمانی ……………….. 131
جدول شمارۀ 4-20: تحلیل رگرسیون همزمان مولفه اضطراب براساس سبک های هویتی …….. 132
جدول شمارۀ 4-21: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربراضطراب ……………………… 133
جدول شمارۀ 4-22: تحلیل رگرسیون همزمان کارکرداجتماعی براساس سبک های هویتی ……. 134
جدول شمارۀ 4-23: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربرکارکرداجتماعی ………………. 134
جدول شمارۀ 4-24: تحلیل رگرسیون همزمان مولفه افسردگی براساس سبک های هویتی ……. 135
جدول شمارۀ 4-25: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربرمولفه افسردگی ………………. 135
جدول شمارۀ 4-26: تحلیل رگرسیون همزمان مولفه جسمانی براساس سبک های دلبستگی ….. 136
جدول شمارۀ 4-27: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربرمولفه جسمانی ……………….. 137
جدول شمارۀ 4-28: تحلیل رگرسیون همزمان مولفه اضطراب براساس سبک های دلبستگی ….. 138
جدول شمارۀ 4-29: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربراضطراب ……………………… 138
جدول شمارۀ 4-30: تحلیل رگرسیون همزمان کارکرداجتماعی براساس سبک های دلبستگی …. 139
جدول شمارۀ 4-31: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربرکارکرداجتماعی ………………. 139
جدول شمارۀ 4-32: تحلیل رگرسیون همزمان مولفه افسردگی براساس سبک های دلبستگی …. 140
جدول شمارۀ 4-33: ضرایب بتای متغیرهای  پیش بینی موثربرافسردگی …………………….. 141

 

 

1-1مقدمه

خانواده نهادی است اجتماعی،که درگذرزمان دستخوش تغییرات بیشماری گردیده ومسائل ومشکلاتی عدیده فراراه آن قرار گرفته است.امروزه جامعه ما چالش های اجتماعی عمده ای دارد.یکی از آنها، که وضعیت آن بسیاروخیم ودهشتناک است،کودکان تک سرپرست می باشد.خانواده تک والدبه معنای آن است که پدریا مادربه تنهایی نقش والدراایفا می کند.در این خانواده‌ها فرزندان تنها با یکی از والدین خودودراکثر مواردبامادر زندگی می‌کنند.این پدیده برساختارخانواده درسالهای اخیراثرگذارده وباسرعت سرسام آوری روبه افزایش بوده که حاصل،عواملی نظیرمرگ،ترک،جدایی یاطلاق می باشد.این شکل ازخانواده به لحاظ ساختار خاص اجتماعی، اقتصادى و فرهنگی،در اکثرجوامع به چشم مى خورد،ولی اطلاعات نسبتاًکمی درباره آن وجودداشته وکمتراین موضوع درک شده است.

روانشناسان معتقدندکودکانی که درخانواده های تک سرپرست رشدمی کنند،مستعد انحراف در آینده بوده ودرنتیجه فرایند هویت یابی،دلبستگی وسلامت روانی آنان دچار اختلال می شود،چراکه راه رشد وتربیت آنها به درستی طی نشده است.خانواده محل اولیه تکوین شخصیت کودک وزمینه ساز تحول و تکامل بعدی او می باشد،ازاین حیث حضور مستمرهردو والددرخانواده ومشارکت فعالانه آنهادرقبول مسئولیت های معین و فراهم نمودن شرایط جهت رشدوپرورش کودک بسیار حایزاهمیت است. اگر حضور یکی از والدین در اثر طلاق، مرگ و…در خانواده قطع شود. آثار بسیار زیان بار و عمیقی بر ذهن و روان کودکان باقی می گذارد. چنین شرایطی، کودک را گرفتار زندگی ناخواسته ای می کند که خیلی زود،بسیاری ازآسیب های اجتماعی راتجربه خواهد کرد.این امربرعملکردتحصیلی، سازگاری اجتماعی،عزت نفس و موقعیت های شغلی واجتماعی آینده آنهااثرات منفی پایدارو دامنه داری خواهد گذاشت(حبیبی،1376).

 بنابراین انتقال ناگهانی سرپرستی ازهمسر به مادر باعث به وجود آمدن رشته ای از ناامنی هاووظایف مضاعف شامل از دست دادن درآمد،تربیت فرزندان،ایفای نقش دوگانه (پدر و مادر) برای زنان می شو د. به همین دلیل انجام تحقیقاتی درزمینه سلامت روانی فرزندان بی سرپرست وتک سرپرست ازاهمیت ویژه ای برخوردار است(شادی طلب،1384).

2-1بیان مسئله

خانواده بعنوان نخستین واحداجتماعی که کودک ونوجوان درآن رشدمی کند،نقش اصلی وسازنده رادرتکوین شخصیت آینده کودک ونوجوان بعهده دارد.لذاتزلزل پایه های خانواده،درصورت نبودیاکم رنگ بودن حضورپدر،باعث بوجودآمدن پیامدهای مخرب شده،که فرزندان بعنوان اولین قربانیان این پیامدها دچارآسیب پذیری های روان شناختی بسیارمی شوند.که می تواندمشکلات رفتاری وهیجانی،مثل        پرخاشگری ،بزهکاری،افسردگی،اضطراب وشکایات جسمانی دربچه‎های تک والد،تحت سرپرستی مادر بوجود آورد.

اصطلاح هویت[1] از دهه­ 1950رایج شده­است. هویت یک ساختار روانی- اجتماعی است که بذر شکل­ گیری آن درسال­های پیش ازنوجوانی پاشیده شده ­است.اریکسون[2] ودیگرروان­شناسان معتقدند،تمایل به هویت­یابی ازنوجوانی شروع می­ شود.ازمشخصه­های اصلی هویت،انتخاب ارزش­ها،باورهاوهدف­های زندگی است،شکل­ گیری هویت درنوجوانی بارشدفکرواحساس،اخلاق،رشدعواطف وعزت نفس ارتباط قوی دارد.از جمله عواملی که بررشدهویت تأثیر می­گذاردشخصیت،خانواده،مدرسه و جامعه کوچک و بزرگ است.هویت با ویژگی­های شخصیت ارتباط دارد، انعطاف­پذیری،­بازبودن ذهن فردونداشتن تعصب در برخورد با ارزش­ها و باورها، هویت پخته را تشکیل می­دهد. (بخشایش و رضایی مقدم، 1390).

 اریکسون به تأثیرنیرومندگروه های همتابررشدهویت من درنوجوانی اشاره می­ کندوازطرفی معتقدبودکه  عوامل اجتماعی وتاریخی،شکل­ گیری هویت راتحت تاثیرقرارمی­دهند(شولتز[3]؛به نقل ازشهرآرا؛ 1383).  

همین موضوع لزوم توجه به هویت درنوجوانان وتأثیرآن بر روی بهزیستی روانی راروشن می­سازد. داشتن یک حس منسجم ومحکم ازهویت پیش نیازرشدبهینه فرددرطول زندگی است وعدم تشکیل چنین حسی می تواندزمینه سازآسیب های روانیـ اجتماعی باشد.احساس خود،اساس شخصیت بزرگسالی مارا تشکیل میدهد.اگرپایه واساس ثابت وقوی باشدیک هویت فردی محکم بوجودمی آید.اگرچنین نباشد، نتیجه آن چیزی است که اریکسون آن راگم گشتگی هویت[4]می نامد.وی تأکیدداردکه شکل گیری هویت برای آماده کردن نوجوانان به عنوان فردی آماده انجام تکالیف دربزرگسالی،لازم است(برک،2001؛ به نقل از سیدمحمدی؛1383)[5]

انتخاب اصطلاح بحران هویت[6]برای انتقال از نوجوانی به بزرگسالی، اشاره به حساسیت این دوران دارد؛ زیرا در این دوران است که فرد یا موفق به تعریفی مناسب و قابل قبول از خود می­ شود که با شرایط فردی و اجتماعی او هماهنگ است و یا اینکه دچار سردرگمی می­گردد.

بحران هویت که نوجوان را به ابهام و سردرگمی می کشاند، دارای عوارضی به شرح زیر است.

1- اختلال در احساس زمان و وقت است، دسته ای نوجوانان وقت خود را به بطالت می گذرانند و در مقابل این دسته، برخی نوجوانان نیز احساس می کنند که زمان به سرعت می گذرد و هیچ گاه وقت و زمان کافی برای انجام امورشان را نخواهند داشت.

2- احساس شدید نسبت به خویش است.دراین حالت تفکر نوجوان همیشه مشغول خصوصیات شخصی یا شغلی و نقشی است که بر عهده داردو نمی تواندافکارش راازدایرۀ تنگ خویش آزادسازدبه عبارت دیگر   نمی تواند از خود فراتر برود.

3- هویت منفی است،در این صورت نوجوان وظایف و نقشی را که به واسطه خانواده یا اجتماع برایش مناسب تشخیص داده شده وبه وی محول شده با تمسخر یا پرخاشگری و حالتی خصمانه ردمی کندو ممکن است رفتاری عجیب و غریب و نامانوس با اجتماع از خود نشان دهد.

اگرچه بیشترپژوهش ها درموردشکل گیری هویت بادانشجویان ودانش آموزان دبیرستانی انجام شده است، هم اکنون مطالعاتی دررشدهویت وجودداردکه تفاوتهای فردی مهمی رادردانش آموزان دبیرستانی آشکارساخته اند.این یافته هانشان می دهندکه دانش آموزانی که دراندازه گیری هویت نمره بالای میانگین می آورندقابل اعتمادتر،سازگارتر،خودپذیر،وازلحاظ شخصی منسجم تراز دانش آموزانی هستندکه نمرات رسش آنهاپایین ترازمتوسط است(رجب پور،1386).

یافته هادوسک وفلاهرتی(1981)خاطرنشان می سازدکه زمینه های اجتماعی تجربه های نوجوانان درتجربه روان شناختی بحران هویت نقش دارند(شهرآرا،1383).

بنابراین درمورد رابطه سلامت روانی وسبکهای هویت می توان این چنین استدلال کرد،که گم گشتگی هویت(هویت مغشوش)به حالت بلاتکلیفی درزندگی اطلاق می شود.دراین وضعیت تعهدات نسبت به هرشخصی یامجموعه ای ازباورها واصول اگروجودداشته باشد بسیارکم است.درعوض،تأکیدعمده برنسبیت وغنیمت شمردن لحظه است.فردازهیچ حوزه ای ازلذت فردی چشم پوشی نمی کند.هسته اصلی در شخصیت فردوجودندارد،نقش های اجتماعی آزموده شده وسریعاًرها می شوند،شخص بدون خود بلاتکلیف وسرگردان به نظر می رسد(شهرآرا،1383).

 دروضعیت گم گشتگی هویت،فردهیچ گونه انتخاب ثابتی درمورد تعهدات خودنداردوبه جستجو واکتشاف نیزنمی پردازد.(کروگر[7] ؛ به نقل ازشهرآرا،1383).

مشخصه اصلی نوجوانان دارای هویت زودرس،پرهیزکردن فردازاکتشاف فعال و انتخاب خودمختاراست.انگارفردازپذیرش مسؤولیتی که همراه باآزادی فردی است،وحشت دارد.اگربا موقعیتی روبه روشودکه درآن ارزش های والدین ودیگران کارایی نداشته باشد،به سختی احساس ترس می کند.این افراد میزان زیادی همخوانی،انعطاف پذیری ووابستگی به مراجع قدرت از خودنشان می دهند.آنها معمولاً تکانه ای هستندواستقلال واعتمادبه نفس کمی نشان میدهند(بروزنسکی،1989 ؛به نقل ازشهرآرا ،1383 ).

درهویت دیررس نوجوانان درحال تجربه وجستجومیان گزینه های مختلف است وهنوز به ارزش ویااعتقادخاصی تعهدپیدا نکرده اند.این دسته ازنوجوانان به طورپیوسته درحال آزمایش وتجربه ارزش ها،رفتارها وعقاید مختلف هستند ولی هنوز تعهدی به این ارزش هاورفتارها پیدانکرده اند.

درهویت موفق افراد دربرابرتغییرات ناگهانی محیط خودرانمی بازندوقدرت انعطاف آنها نشان دهنده شیوه ارتباط آنهابا جهان اطراف است.غالباً متفکرودرون نگرندودرشرایط فشارزاعملکرد شناختی منطقی ومعقول دارند.آنهامطابق بامعیارهای درونی خودکه ممکن است دربرگیرنده شکل تغییریافته ای ازخواسته های والدین باشد،قضاوت می کنندوبه عقایددیگران برای تصمیم گیری های خودوابستگی کمتری دارند.این افرادغالباًخلاق ونوآورندوازشیوه های تصمیم گیری منطقی بهره می برندوازنظر استدلال اخلاقی درسطح اخلاق قراردادی قراردارند(فیلیپس وبلوستین[8]،1990 ؛ به نقل از شهرآرا؛1383).

پژوهش اخیر به طورثابتی ارتباط روشنی بین حالات پیشرفته ترهویت ومیزان رشدبه ویژه ارتباط مثبتی باسطح رشدخود(لئووینگر[9])،عملیات صوری(پیاژه)واستدلال اخلاقی(کلبرگ)نشان داد.همچنین با سلامت روانشناختی،سازگاری سالم روان شناختی،کنارآمدن ومقابله بافشار،خودکارآمدی فردی،اضطراب پایین ومنبع کنترل راتر[10]رابطه مثبت نشان داد(واترمن[11]،1992؛ به نقل از شهرآرا،1383).

گراتوونت وکوپر[12](1985)درمطالعات خودنشان دادندهرچه سطح ارتباطات درخانواده افزایش یابد فضای مناسبی برای رشدهویت به ویژه تحریک فرددرجستجوی وتجربه مسایل مختلف فراهم می شود( همان منبع).

 واترمن(1992) درمطالعات خودنشان دادکه تفاوت بین هویت دیررس واکتساب هویت اساساً عاطفی است.افرادی که دراکتساب هویت مضطرب نیستندحال آن که افرادی که درهویت دیررس به سرمی برند اضطراب راگزارش می کنند(شهرآرا1383).

از جمله مهم‌ترین عواملی که تعیین کننده شخصیت فرد در بزرگسالی است رابطه او با مراقب یا مادرش است وجود یا عدم وجود این رابطه و همچنین چگونگی و کیفیت این رابطه بین نوزاد و مراقب او مورد توجه بسیاری ازروان تحلیل گران[13]وروانشناسانی نظیرفروید[14]،ملانی کلاین[15]، سالیوان[16] ،اریکسون[17] و بالبی[18] قرار گرفته است؛ که در این بین بالبی به طور منظم و منسجم به مطالعه و بررسی این رابطه تحت عنوان دلبستگی[19] پرداخته است. دلبستگی پیوندیاگره های هیجانی پایداربین دوفرد است،به طوری که یکی ازطرفین کوشش می کند نزدیکی یامجاورت باموضوع دلبستگی راحفظ کرده وبه  گونه ای عمل کندتا مطمئن شودکه ارتباط ادامه می یابد(خانجانی ،1384).

بالبی معتقداست که این گره های هیجانی متقابل که منجربه نزدیکی مادروکودک می گردندنخستین تجلیات دلبستگی محسوب می شوند.ابتدادرماه های نخست پس ازتولد،دلبستگی برای نوزادشامل تعاملهای ساده وبازشناسی ادارکی نشانه می باشد.امادرپایان سال اول زندگی،کودک به گونه ای به مادر دلبسته می شود که درموقع جدائی ازاوعلائم درماندگی واستیصال راازخودنشان می دهد.بنابراین بااین تعریف می توان به چندویژگی دلبستگی پی برد:تقرب جویی کودک به چهرهدلبستگی[20]،احساس درماندگی [21]درموقع جدایی ازچهرهدلبستگی وپناه بردن واحساس آرامش درکناراودرموقعیت های تنیدگی زااست (خانجانی ،1384 ).

بالبی درتأکیدبراهمیت ارتباط مادروکودک معتقداست آنچه که برای سلامت روانی کودک ضروری است،تجربه یک ارتباط گرم،صمیمی ومداوم یامادرجانشین دائم اوست.اومعتقداست که بسیاری ازاشکال روان آزردگی واختلال های شخصیت حاصل محرومیت کودک ازمراقب مادرانه ویاعدم ثبات رابطه کودک باچهره دلبستگی است(بالبی، 1973 ؛به نقل ازخانجانی،1384).

بالبی تاکید می‌کند که هیجان‌ها جزء اساسی دلبستگی هستند و نیز کودکان با سبک دلبستگی ایمنی دارای تجارب سرشار از ایمنی و به دور از اضطراب مختل کننده هستند و در مقابل، کودکان با سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دو سوگرا) دنیا را محیطی ناامن واسترس‌زا تصور کرده و توانایی موثر و سازنده‌ با مشکلات و موقعیت‌های تنش‌زا را ندارند.به طور کلی کودکان با سبک دلبستگی ایمن خواهان تعامل و همکاری و رفتار چسبندگی به مراقب خود بوده و در حضور او احساس راحتی می‌کنند.کودکان با سبک دلبستگی اجتنابی ازاین که به رابطه دوسویه با مراقب خویش بپردازند اجتناب کرده و رفتاری حاکی از عدم راحتی نشان می‌دهند.در نهایت کودکان با سبک دلبستگی ناایمن دو سو گرا رفتار متعارض با مراقب خویش نشان می‌دهند،که ازیک طرف خواهان گرایش به مراقب و تعامل با او بوده و از سوی دیگر خواستار گریز یا اجتناب ازاو هستند(بالبی،1950؛به نقل ازخانجانی،1384).

  مطابق د‌ید‌گاه جان بالبی،مهم‌ترین د‌لیل تد‌اوم وپیوستگی بین تجربه د‌لبستگی کود‌کی ود‌لبستگی د‌ر د‌وران نوجوانی ونوجوانان،الگوهای فعال د‌رونی[22]است.الگوهای فعال د‌رونی،مد‌ل‌هایی هستندکه ازتجربیات  کود‌ک بامراقبت کنند‌ه‌هابه وجود‌ آمد‌ه‌اندونشان د‌هند‌ه‌ی وضعیت فعلی شناختی است که افراد‌را به سوی این راه‌هاواین تجربه‌ها که منطبق بااین مد‌ل‌ها هستندهد‌ایت می‌کنند(بالبی،1973؛به نقل از خانجانی،1384 ).

درتبین رابطه بین دلبستگی وسلامت روانی می توان گفت که نوع رابطه دلبستگی فرددردوران کودکی ازعوامل مؤثردرایجادآسیب های روان شناختی دردوره های بعدی زندگی محسوب می شود.ازچشم انداز دلبستگی،اختلال های اضطرابی ناشی ازتحریفی است که درکاردکرسازگارانه اضطراب درتحول اولیه ،پدیدمی آید.درنتیجه کودکانی که تاریخچه دلبستگی ناایمن دارند به احتمال زیاد روابط غیرحمایتی برقرارکرده وبه آسانی گسسته می شود.کودکان اجتنابی،خودرا مستحق مراقبت ندانسته وسبک رفتار انزواطلبی رااتخاذنماید.هیجان های کودکان بی ثبات،به جای ترمیم روابط بیشترموجب تخریب آنهاشده ومانع روابط نزدیک وباثبات می شود(اسروف وهمکاران،  1999؛به نقل ازخانجانی،1384)‌.

 نظریه دلبستگی بالبی(1973)ریشه های پرخاشگری وبزهکاری راباتجربه اولیه ناایمنی ونادلبستگی که وی آن رانبود آشکاراعتماد وعلاقه نسبت به افراد مهم زندگی تعریف کرده است.

تحقیقات ترویسی (2001)نشان داده افرادی که مبتلا به افسرده خویی بودند سبک دلبستگی ناایمنی داشتند.الگوهای آشفته دلبستگی درنوباوگی، حاصل رفتارهای ترساننده ویاسردرگم کننده والدین  می باشد.

لیوتی(1992)استدلال کردنوباوگانی که تاریخچه دلبستگی آشفته دارند،درواکنش به تعارض یادرددرونی،ممکن است جنبه های بخصوصی ازتجربه راجداکرده ونتوانند درروابط سازمانی منسجمی ازخودودیگراایجادکنند.این کودکان ممکن است نتوانند توانایی کنارآمدن سازگارانه کودکان عادی رابه دست آورند.بنابراین می توان گفت که نوع روابط مادر–نوجوانان ومیزان ایمنی بخشی وحمایت گری مادردر ارتباط بانوجوان دربهداشت روانی واحساس ایمنی اومؤثراست.درنهایت دلبستگی ناایمن دردوران کودکی به اختلال های روانی متعددی دردورهنوجوانی وجوانی منجرمی شود.

سلامت روانی[23]به طورکلی برای کسی به کارمی رود،که درسطح بالایی ازسازگاری وانطباق رفتاری و هیجانی قراردارد،نه صرفاً کسی که بیمار روانی نیست.اصطلاح سلامت روان متاسفانه اندکی باابهام به کار می رود وبعضاً باعث اشتباه می شود،زیرا بیشتر مردم،آن راصرفا نیازاشخاصی می دانند که ناراحتی یا اختلال روانی دارند و بایدبابه کاربستن توصیه های متخصصان روان درمانی بهبودیابند.در این معنا سلامت درمقابل سلامت جسم قرارمی گیردودر ضمن تصورمی شود که سلامت روانی ازسلامت جسمی جداست که هر کدام ازاین پندارها خطاست.منظورازسلامت روانی یا عقلی،فعالیت هایی است که برای کمک به اشخاص،در رنج،انجام می گیردتاایشان راازمشکل نجات دهدوهمچنین مردم رادرپیشگیری ازگرفتاری وآشفتگی راهنمایی می کند.

در سال 1948 سومین کنگره جهانی بهداشت روانی که درلندن تشکیل شد، برای سلامت عمومی یک تعریف دو قسمتی ارائه می‌دهد:

1- سلامت عمومی حالتی است که از نظر جسمی، روانی و عاطفی در حدی که با سلامت روانی دیگران انطباق داشته باشد، برای فرد مطلوبترین رشد را ممکن می‌سازد.

2- جامعه خوب جامعه‌ای است که برای اعضای خود چنین رشدی را فراهم می‌کند و رشد خود را تضمین می‌کند و نسبت به سایر جوامع بردباری نشان می‌دهد.به صورت کلی، می‌توان ویژگی‌های فرد بهنجار را به صورت موارد زیر مطرح نمود:

1- اصل واقعیت:شاید کلی‌ترین ویژگی فرد سازگارآن است که نسبت به خود واقع‌بین است.

2- خودشناسی:ناسازگارنوعاً ‌کسی است که درباره انگیزه‌های واقعی خویش، خودرافریب می‌دهد. بنابراین بهداشت روانی هرگزازکیفیت بهداشت جسمانی انسان هاغافل نخواهدبود.سه جزءمهم برای      بهدا شت وجود دارد:سلامت جسمی،روانی،اجتماعی.می توان گفت سلامت روانی به معنای ایجادتعادل لازم بین محیط زندگی و نیازهاوخواسته های انسان است وهمواره حوادث و فشارهای روانی باعث می شونداین تعادل به هم بریزدیادرمعرض خطرقرارگیرد.برای همین سلامت جسم وروان بسیار به هم وابسته اند و همان طور که می توان با آموزش های مختلف و ارتقای آگاهی مردم،از بیماری های جسمی پیشگیری کرد.بطور کلی سلامت روانی،یعنی قدرت آرام زیستن و با خودودیگران درآرامش بودن است،آگاهی ازدرون و احساسات خویشتن است، قدرت تصمیم گیری دربحران ها و مقابله بافشارهای زندگی است.شخصی که از سلامت روانی بالایی برخوردار است ازکاروزندگی خوداحساس رضایت داردوازوقت خوداستفاده مفید می نماید،بادیگران از در تفاهم وارد می شودوبرای احساسات وعواطف مردم ارزش قایل بوده و آنها را محترم می شمارد. بنابراین، سئوال پژوهش حاضر این است که آیا بین سبکهای هویت ودلبستگی باسلامت روانی فرزندان زنان سرپرست خانوار(تک والد) وتحت حمایت سازمان بهزیستی رابطه معنی داری وجوددارد.

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق

   زمانی که کودک بوسیله یکی از والدین نگهداری ‌شود، شرایط دشوار می‌گردد. مخصوصاً هنگامی که مادر سرپرستی کودکان را به‌عهده داشته باشد, شرایطی ویژه‌ای به‌وجود می‌آید. چیزی که به‌عنوان عامل اصلی به‌نظر می‌رسد،شرایط و اوضاع نابهنجار تربیتی, عاطفی, اقتصادی, و کاری می‌باشد.کودکان دراین موقعیت،از تقویت‌های سایر کودکان محرومند و شرایط خانوادگی، امنیت کافی را برای آن ها تامین نمی‌کند. مادران این کودکان، بار اصلی زندگی راتحمل می‌کنند. این دسته از مادران، مانند دیگر مادران توانایی ایجاد تعامل با کودکان خود را ندارند.درکشورهای غربی در90 درصد از مواردطلاق, مسئولیت نگهداری کودک به‌عهده مادر است, و این اثر نامطلوب در تعیین هویت جنسی کودک مذکر با نقش پدر ایجاد می‌کند. این شرایط باعث تصویر ذهنی منفی کودک از خود می‌شود(کونل[24]، 1993).

 پسران به دلیل آنکه والد همجنس خود را از دست داده، نسبت به دختران دارای موقعیت حساس‌تری هستندو بیش ازدختران تحت تاثیراین فقدان قرار می‌گیرند(بخشی،1371).

  همچنین این موضوع قابل توجه است که تأثیراختلاف زناشویی روی پسران بیشتر از دختران است.( نلسون و ایزایل[25] ؛به نقل ازمنشی طوسی،1379)

 نتایج کاربرروی دانش‌آموزانی که مادرسرپرست خانواده بوده نشان می‌دهد،این دانش‌آموزان نسبت به دانش‌آموزان عادی به نسبت کمتری ازامکانات زندگی ورابطهءاعضاءخانواده باخودشان راضی هستند.ولذا از نظرسازگاری فردی واجتماعی درمراتب پایین‌ترقرارمی‌گیرند.دختران چون بامادران خودهمانندسازی می‌ کنندبافقدان پدربهترکنارمی‌آیند.پسران به فعالیت‌های گروهی علاقه کمتری نشان می‌دهند(محمدی ,1371 ).

براساس مطالعات ویلیام گلستون[26](1970)ازدانشگاه مریلند،ساختارخانواده عامل مستقلی است که برروی آسایش وسلامت کودکان مؤثراست.حتی باوجودوضعیت مناسب درآمدخانواده،تحصیلات والدین و پیشینه خانوادگی،کودکان خانواده های تک والدبرای رسیدن به مرحله بزرگسالی بامشکلات زیادی مواجه هستند.

گیوتمن وروسنبرگ[27] (2003)ولنسفورد[28](2009) درتحقیقات خودبه این نتیجه رسیدند،که سازگاری کودکان تک والدبه طورمعنی داری متفاوت ازسازگاری کودکان دووالداست.

براساس مبانی نظری هویت ویافته های پژوهشی ،عواملی خانوادگی ،فرهنگی واجتماعی وتفاوتهای فردی ازجمله عواملی هستندکه فرایندهویت یابی راتحت تأثیر قرارمی دهند یکی از مؤلفه های متزلزل کننده    پایه های خانواده طلاق می باشد. فرزندان طلاق، برحسب سن آنها و طول مدت تنش قبل از طلاق و اثرات محرومیت از والدجدا شده وسایر وامل دیگر مرتبط با این محور ،دارای خصوصیات ویژه روان شناختی می شوند،مشکلات افت تحصیلی،رفتاری،عزت نفس پایین وروابط بین فردی, صرف نظر از عامل جنس وسن, دربین بچه های طلاق بیشترازبچه های غیرطلاق گزارش شده است( آماتو، 2001؛به نقل ازقمری،1389).

طلاق والدین برای نوجوانانی که هنوزدستخوش تغییرات  متعددهستند،می تواندبه یک موقعیت پر فشاری اضافه شود.کشمکش خانوادگی وجدایی ازیکی ازوالدین،ازمشکلات آشکاری است که بایدبا آنها مواجه شد.به علاوه این که طلاق غالباً نیازاقتصادی،تغییراتی درمحل سکونت،همسایگی ومدارس،پریشانی عاطفی مداوم والدین وبازسازی نقش ها وروابط خانوادگی رادربرمی گیرد.(هترینگتون،هیگن وآندرسون 1989؛به نقل ازقمری1389).بطورکلی،مطالعات تأثیرات طلاق حاکی ازآن است که دوسال متعاقب طلاق، یک برهه گسیختگی اجتماعی وعاطفی هم برای کودکان وهم برای نوجوانان است(امری،1988).

یافته های تحقیقاتی دلالت برآن داردکه هم پسرهاوهم دخترهابه احساس خشم ورنجش اخلاقی نسبت به والدین خودتمایل دارند.برخی نو جوانان باکندن ازخانواده های خودرفتاردوری جویانه نسبت به هردووالدواکنش نشان می دهند،نوعی دوری گزینی که بنظر می رسدبه آنها درسازگاری باطلاق والدین کمک می کند (هترینگتون و همکاران،1989).

نوجوانانی که بایکی ازوالدین یادیگری می مانند،مشکلات بیشتری رادرنیل به استقلال درسال های نوجوانی تجربه می کنندتاآنهایی که دوری گزیده وبه شیوه خاص خودباطلاق کنارآمده اند.اثرات مخرب طلاق می تواندبرای پسران بیش ازدختران باشد،به ویژه هنگامی که مادر،والد حضانتی است(بوردوئین ووهنه گلر [29]،1987 ) .

هترینگتون(1972) دریافت دخترانی که پدران آنها به علت طلاق یاترک خانه غایب بودند،روابط سازشی کمترمثبتی رابا افراد مذکرتجربه کردندتادخترانی که پدران آنهادرگذشته بودندیاآنهایی که هنوز باهردووالد زندگی می کنند.یافته های پژوهش های اخیر،برخی سودمندی های احتمالی بزرگ شدن درخانواده هایی راکه سرپرستی آنها برعهده مادران مجرداست آشکارساخته است(بابرواکلز[30]،1992). مثلاًنوجوانان می توانند حس نیرومندی ازعزت نفس ومسئولیت شخصی راظاهرسازد زیراسهم بیشتری ازمسئولیت های خانه به عهدهآنها است.همچنین نوجوانان قادرندآرزوهای شغلی وارزش های خانوادگی کمترقلبی راظاهرسازند.بنابراین آسیب پذیری نوجوانان درمقابل فشارهای ناشی ازطلاق ممکن است به شکل گیری وتکامل احساس هویت آنهاصدمه بزندوباعث ایجاداحساس ناامنی،عدم اطمینان،اضطراب وعدم ثبات فردشودودر نتیجه منجربه عدم توانایی درانتخاب شغل یا ادامه تحصل،غالباً نمودی ازبحران هویت یاگم گشتگی درنقش اجتماعی است.بسیاری ازنوجوانان دراین حالت احساس پوچی،ازخودبیگانگی،تنهایی وغربت می کنند و حتی گاهی به دنبال هویت منفی می گردند.هویتی کاملاً مخالف آنچه والدین وجامعه برای آنها درنظرگرفته اند(شاملو،1370).

طلاق علاوه بر ناراحتی های روانی و گرفتاریهای زندگی، فرزندانی را برجای می گذارد که به علت پرورش در شرایط نامساعد از نظر روانی و جسمانی وضع طبیعی ندارند. طلاق موجب افسردگی نوجوانان می شود، به نحوی که کمتر از زندگی لذت می برند، بی اشتهایی بر آنان چیره می گردد و خسته به نظر   می رسند.همچنین روحیه وسواسی و اضطراب، پرخاشگری و عصیان، بی قراری، حسادت، سوء ظن و سماجت از دیگر حالاتی است که در بچه های طلاق دیده می شود(حسینی،1377).

 به دلیل فقدان،پدرمسائل روحی وروانی بسیاری برای دختران ایجادمی شود که ازجمله آنهابدبینی به جنس مرد،بی خبرماندن ازروحیات وساختاروجودی مردان است که گاه آسیبهای آن درازدواج چنین دخترانی آشکارمی گردد.همچنین احساس بی پناهی وضعف شخصیت دراین دختران بروزمی کند.درصورت فقدان مادر نیز آسیبهای عاطفی وشخصیتی واختلال دررشد ذهنی،اجتماعی واخلاقی فرزندپدیدمی آید.یک پدر هرچه تلاش کندوبتواندنقش مادرراباموفقیت بازی کند،نخواهدتوانست نیازبه عواطف مادرانه رادرکود کان ارضا کند،به ویژه اگر محرومیت کودک از مادر با ازدواج دوباره پدر، وجود مادر دوم یا نامادری مواجه گرددکه دراین حال فرزندان پدرراازدست می دهندوبرکمبودهای آنان افزوده می شود.(گواهی،1377).

از طرفی زندگی بایک والدوبی ارتباط بودن باوالددیگرموجب می شودکه کودک شناخت صحیحی ازجنسیت وصفات روحی وبیولوژیکی والددیگر پیدانکند،لذاپسرهایی که بامادرزندگی می کنند، ممکن است بابسیاری ازصفات مردانه بیگانه و بی تجربه بمانندوبرعکس دخترانی که تنهاباپدرزندگی می کنند، احتمال داردازشناخت الگوهای رفتاری زنان واصول خانه داری و همسرداری محروم بمانند (طاهری، 1366).

نظریۀ دلبستگی به علت نقشی که برای رویدادهای دوران کودکی و محرومیت مادرانه بدلیل طلاق در ایجادرفتار مجرمانه قایل است، جایگاه خاصی در بین نظریه هایی دارد که به تبیین رفتار بزهکارانه پرداخته اند( بالبی وآینسورث، 1965 ؛ به نقل از دادستان؛ 1382).

بالبی جدایی ازمادررادرایجاد بزهکاری دخیل می داند،چرا که کود کان با دلبستگی ناسالم،محیط شان را به عنوان یک محیط متزلزل وتهدیدکننده، دریافت می کنند،سپس هنجارهای جامعه تنزل پیدا کرده و به تدریج افرادازلحاظ عاطفی-هیجانی ازجامعه ای که به آن تعلق دارند،جدا ی شوند.مطالعۀ خط سیرنوجوانی گویای آن است که همۀ نوجوانان یک نیاز ذاتی به دلبستگی دارند؛ در عین حال،نوجوانانی هستند که با رو ش ها و سبک های دلبستگی ناسالم مواجه اند (شالیزا، 2001).

درهرحال وقتی نحو ه عملکرد خانواده مناسب ودارای روابط گرم و صمیمی باشد، منجر به دلبستگی ایمن در افراد خانواده می شود و چنانچه نحوه عملکردخانواده ،بنابه دلایل نامناسب و از روابط ضعیف و سرد برخوردار باشد، باعث ایجاد دلبستگی ناایمن اجتنابی می گرددو از طرف دیگر، اگر نحو ه عملکرد خانواده باعث ایجاد وابستگی زیاد (تظاهرات و شدت عاطفی زیاد )شود دلبستگی دوسوگرا در افراد خانواده شکل می گردد. به طور کلی می توان چنین تبیین نمود که نحو ه عملکرد خانواده ، کیفیت نگهداری و نحو ه تعامل بین افراد خانو اده تعیین کننده نوع دلبستگی در کودک ،نوجوان و بزرگسال می باشد(مشهدی،1388)

درسالهای اخیر کارشناسان مسائل اجتماعی بهزیستی عنوان میدارند که قصور در انجام وظایف توسط سرپرست خانواده،نظیرمشارکت ورسیدگی ضعیف به امورکودکان درخانواده های تک والدی،باعث بوجود آمدن،نتایجی مانند۵۰ درصد احتمال مردودی در مدرسه،۲۰ درصد احتمال بارداری وداشتن فرزنددرسنین ۱۳تا۱۸سالگی،۱۰۰درصداحتمال اخراج ازمدرسه یامحل کارراسبب می شود.درنهایت تک والدی بر عملکرد تحصیلی،سازگاری اجتماعی،عزت نفس وموقعیت های شغلی و اجتماعی آینده فرزندان اثرات منفی پایدار ودامنه داری خواهدگذاشت.این پژوهش با بررسی کیفیت زندگی کودکان در خانواده های تک والددرزمینه رابطه هویت ودلبستگی باسلامت روانی دربین کودکان خانواده های تک والد می پردازد.که نشان دهنده اثرات عدم حضور پدررابررشد هویت مردانگی،موفقیت درمدرسه وشجاعت اجتماعی می باشد، زیرا این ویژگی هادرموفقیت فرددرزندگی بزرگسالی واجرای کامل نقش یک مردبه عنوان تأمین کننده اقتصاد خانواده مؤثر است.این مسائل ومشکلات فرزندان تک والد،نشان می دهد که درشهرتبریز درخصوص چالش های زندگی زنان خودسرپرست پژوهش های کمتری انجام شده است.این تحقیق می تواندسرآغاز برنامه کاربردی،همه جانبه ومدون باهدف توانمندسازی ورفع نیاز های کودکان تک والدباشد. که می توان با ساماندهی وتجهیزمنابع وامکانات سازمان های رفاهی،وکمک گرفتن ازآنها،به اصلی ترین نیازهای فردی واجتماعی فرزندان تک والد،مخصوصاً زنان خودسرپرست پاسخ داد.

 

1-4 اهداف تحقیق

هدف کلی :

 تعیین رابطه سبکهای هویت ودلبستگی باسلامت روان فرزندان زنان سرپرست خانواده سازمان بهزیستی شهرتبریز.

اهداف جزئی:

1- تعییین رابطه هویت موفق(کسب شده)  باسلامت روانی فرزندان تک والد

2- تعیین رابطه هویت به تعویق افتاده با سلامت روانی فرزندان تک والد

3- تعیین رابطه هویت کلیشه ای باسلامت روانی فرزندان تک والد

4- تعیین رابطه هویت آشفته با سلامت روانی فرزندان  تک والد                                         

5-تعیین رابطه سبک دلبستگی ایمن باسلامت روانی فرزندان تک والد

6-تعیین رابطه سبک دلبستگی دوسوگرا باسلامت روانی فرزندان تک والد

7-تعیین سهم هریک از سبک های هویتی درپیش بینی سلامت روانی فرزندان تک والد

8-تعیین سهم هریک از سبکهای دلبستگی درپیش بینی سلامت روانی فرزندان تک والد

9-تعیین سهم هریک ازسبک های هویت درسلامت مؤلفه جسمانی فرزندان تک والد

10- تعیین سهم هریک ازسبک های هویت درسلامت مؤلفه اضطراب فرزندان تک والد

11- تعیین سهم هریک ازسبک های هویت درسلامت مؤلفه کارکرداجتماعی فرزندان تک والد

12- تعیین سهم هریک ازسبک های هویت درسلامت مؤلفه افسردگی فرزندان تک والد

13-تعیین سهم هریک ازسبک های دلبستگی درسلامت مؤلفه جسمانی فرزندان تک والد

14-تعیین سهم هریک ازسبک های دلبستگی درسلامت مؤلفه اضطراب فرزندان تک والد

15-تعیین سهم هریک ازسبک های دلبستگی درسلامت مؤلفه کارکرداجتماعی فرزندان تک والد

16- تعیین سهم هریک ازسبک های دلبستگی درسلامت مؤلفه افسردگی فرزندان تک والد

1 -5 سئوالات پژوهش:          

1- کدامیک از سبکهای هویتی سهم بیشتری در پیش بینی سلامت روانی فرزندان تک والد دارند.؟

2-کدامیک سبکهای هویتی سهم بیشتری درپیش بینی مؤلفه جسمانی فرزندان تک والد دارند. ؟

3- کدامیک سبکهای هویتی سهم بیشتری درپیش بینی مؤلفه اضطراب فرزندان تک والد دارند.؟

4-کدامیک سبکهای هویتی سهم بیشتری درپیش بینی کارکرداجتماعی فرزندان تک والددارند.؟

5- کدامیک سبکهای هویتی سهم بیشتری درپیش بینی مؤلفه افسردگی فرزندان تک والد دارند.؟

6- کدامیک ازسبکهای دلبستگی سهم بیشتری در پیش بینی سلامت روانی فرزندان تک والد دارند.؟

7- کدامیک سبکهای دلبستگی سهم بیشتری درپیش بینی مؤلفه جسمانی فرزندان تک والد دارند.؟

8- کدامیک سبکهای دلبستگی سهم بیشتری درپیش بینی مؤلفه اضطراب فرزندان تک والد دارند.؟

9-کدامیک سبکهای دلبستگی سهم بیشتری درپیش بینی کارکرداجتماعی فرزندان تک والد دارند.؟ 

10- کدامیک سبکهای دلبستگی سهم بیشتری درپیش بینی مؤلفه افسردگی فرزندان تک والد دارند.؟

1 -6 فرضیه های تحقیق

1- بین هویت موفق(کسب شده) با افزایش سلامت روانی فرزندان تک والد رابطه وجود دارد.

2- بین هویت کیلشه ای باسلامت روانی فرزندان تک والد رابطه وجوددارد.

3- بین هویت آشفته  با سلامت روانی فرزندان تک والد رابطه وجودارد.

4- بین هویت به تعویق افتاده با سلامت روانی فرزندان تک والد رابطه وجوددارد.

5- بین دلبستگی ایمن باسلامت روانی فرزندان تک والدرابطه وجوددارد.

6- بین دلبستگی دوسوگرا باسلامت روانی فرزندان تک والدرابطه وجوددارد.

7- بین دلبستگی اجتنابی باسلامت روانی فرزندان تک والدرابطه وجوددارد.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

تعداد صفحات : 198

قیمت :  40 هزار تومان

 

 

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 parsavahedi.t@gmail.com[add_to_cart id=159220]

—-

پشتیبانی سایت :       

*         parsavahedi.t@gmail.com